پایگاه خبری ندای انقلاب - پربيننده ترين عناوين سیاسی :: rss_full_edition http://www.nedayeenghelab.com/vsnd2fl06tmcy.a2y.html Tue, 18 Sep 2018 11:38:17 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://www.nedayeenghelab.com/skins/default/fa/{CURRENT_THEME}/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری تحلیلی ندای انقلاب http://www.nedayeenghelab.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری تحلیلی ندای انقلاب آزاد است. Tue, 18 Sep 2018 11:38:17 GMT سیاسی 60 حاشیه‌های خانم دستیار تمامی ندارد/ «مولاوردی» چگونه در مسیر تقابل با نظام حرکت می‌کند؟ +عکس http://www.nedayeenghelab.com/vdci3uaprt1aqz2.cbct.html به گزارش ندای انقلاب، در آبان سال ۹۶، در آستانه مراسم باشکوه راهپیمایی اربعین که الحق به مانیفست قدرت و اتحاد محور مقاومت تبدیل شده، به ناگاه دستیار رئیس‌جمهور در امور حقوق شهروندی، شهیندخت مولاوردی، تصویری در صفحه اینستاگرام خود منتشر کرد که ظاهرا یک مسیر پیاده روی زائران را نشان می داد که در امتداد آن بطری‌های آب معدنی ریخته بود. ایشان زائران اباعبدالله را به رعایت «نظافت» توصیه کرد!این استوری خانم دستیار، واکنش‌های بسیاری را در پی داشت که شاه‌بیت آن‌ها این بود که چرا خانم مولاوردی این همه سال درباره رویداد عظیم اربعین هیچ سخنی نگفت و حالا از کل آن رویداد(که قطعا مثل هر رویدادی، نقص‌ها و کمبودهایی دارد) و از بین همه‌ی ابعاد استراتژیک، سیاسی، فرهنگی، اعتقادی و انسانی آن، چنین چیزی را برای «کنایه» زدن و اصطلاحا «تکّه» انداختن به زائران عتبات برگزیده است.البته نام خانم مولاوردی، در سه سال گذشته، خواسته یا ناخواسته، با نام یک جاسوس خبره و کاربلد آمریکایی-لبنانی به نام «نزار زاکا» گره خورده است که در ۲۷ شهریور ۹۴ در راه بازگشت به فرودگاه برای خروج از کشور توسط دستگاه اطلاعاتی کشور بازداشت شد. نکته مهم این جا بود که این جاسوس به دعوت معاون وقت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری، یعنی همین سرکار خانم مولاوردی به کشور دعوت شده بود. زاکا یک کارشناس خبره فناوری اطلاعات و یک استاد «شبکه‌سازی» نفوذ در کشورهای هدف بود که برای آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا(سیا) کار می کرد. پوشش ظاهری و رسمی این تاجرِ دوتابعیتی آمریکایی-لبنانی، نایب رییس «اتحادیه جهانی فناوری اطلاعات» (ویتسا) و دبیرکل «سازمان عربی فناوری اطلاعات و ارتباطات» (اجمع) بود.بنا به گزارش‌هایی که بعد از انتشار خبر دستگیری زاکا منتشر شد، او قصد داشت در قالب بحث «توانمند سازی زنان»، شبکه‌ای برای تغییرات خزنده و چراغ خاموش در جهت «غربی سازی» جامعه زنان و تقابل سازی زنان با حاکمیت ایجاد کند و البته عواملی در داخل دولت(از جمله یکی از مدیران رشد وزارت ارتباطات) با او همکاری می کردند.[۱]نزار زاکا در کنار کالین پاول، وزیر خارجه اسبق آمریکاالبته بدیهی بود که خانم مولاوردی به واسطه ذهنیت «مشارکتی» خود که اصولا به اموری از قبیل «جنگ نرم»، «تهاجم فرهنگی» و پروژه‌های دین زدایی و سکولاریزاسیون غربی‌ها برای جامعه زنان ایران باور ندارد و این مسایل را «توهم توطئه» می داند و باز به واسطه‌ی این که خود او دعوت‌کننده مامور اطلاعاتی زبده‌ای چون زاکا به ایران بود، هیچ‌گاه زیر بار چنین اتهاماتی درباره مهمان مدعو خود نرفت و در سه سال اخیر هر جا که فرصت یافته، از زاکا دفاع کرده است، تا به امروز که در کمال حیرت، معاون پیشین و مشاور کنونی رییس جمهور، در مصاحبه با خبرگزاری آمریکایی «اَسوسیِیتد پرس»(AP) به دستگاه قضایی کشورش حمله و حرف‌هایی را مطرح کرده که به طور معمول هیچ مقام مسوولی در هیچ کشوری، آن‌ها را نزد رسانه‌های کشور «دشمن» بیان نمی کند(البته درباره این که خانم مولاوردی آمریکا را که چنین خصمانه کشورمان را تحت جنگ اقتصادی، حملات تروریستی و برنامه‌های پیچیده برای آشوب و اغتشاش قرار داده، دشمن می داند یا نمی داند، مطمئن نیستیم).مولاوردی بار دیگر در این مصاحبه به دفاع از یک جاسوس آمریکایی پرداخت و تلویحا دستگاه‌های اطلاعاتی و قضایی کشور را در مورد پرونده زاکا به سیاسی‌کاری متهم کرد. او همچنین دستگاه قضاء را به مداخله در کار دولت و «خنثی کردن» تلاش‌های دولت متهم نمود.این در حالی است که خود آمریکایی‌ها چون قدر و قیمت این مهره اطلاعاتی-نفوذی کارکشته ی خود را می دانستند و شکست اطلاعاتی خود را برای نفوذ دادن این جاسوس پذیرفتند، چندان موضعی درباره دستگیری تبعه‌ی خود نگرفته‌اند. در چنین وضعیتی، دفاع خانم مولاوردی از این جاسوس، آن هم بعد از سه سال، به شدت عجیب و قابل تامل است.این عضو حزب منحله مشارکت، که ظاهرا بنا دارد پرچم «لیبرالیسم»(ایدئولوژی محبوب مشارکتی‌ها) را در هر شرایطی بالا نگه دارد، جزو حلقه‌ای است که می توان آن‌ها را «فمینیست‌های اسلامی» نامید. این دسته از فمینیست‌ها(که در جریان اصلاح طلب به وفور دیده می شوند) به نوعی «شریعت حداقلی» و «ایدئولوژزی زدایی» از ساحت امور زنان معتقدند و گرچه خود حجاب برتر بر سر می کنند، اما حتی یک سطر و سخن از آن‌ها در دفاع از حجاب در جایی ثبت نشده است.مولاوردی که در کنار معصومه ابتکار، چهره‌های زن ثابت دولت‌های اصلاحات و اعتدال هستند، در حالی پرچم «حقوق زنان» و برابری مطلق حقوق زن و مرد را بالا برده‌اند که مدتی است داد برخی از فعالان سیاسی زن اصلاح‌طلب هم از بسته بودن حلقه زنان سیاستمدار در اردوگاه اصلاح‌طلبی و اعتدال درآمده است و حتی فردی چون «الهه کولایی» که تجربه یک دوره نمایندگی مجلس را از حزب مشارکت دارد، بر این موضوع صحه گذاشته است.[۲]اخیرا، خانم «فاطمه دانشور»(عضو اصلاح‌طلب شورای شهر تهران در دوره چهارم) در مصاحبه‌ای از حلقه بسته زنان «مدیر» در جریان اصلاحات و اعتدال انتقاد کرد: " زمانی هم که آقای روحانی می‌خواهد از زنان در سطوح بالای مدیریتی استفاده کند، متاسفانه ما یک دایره بسیار محدود زنان سنتی را داریم که از دورههای مختلف ریاستجمهوری تحت عنوان مشاورین زن در کنار رئیس جمهورهای مقاطع مختلف بودند. اینها گروههایی را دارند که یک گروه معدود چند نفره می‌شوند. در نهایت هیچ زن دیگری را در جمع خود راه نمیدهند. این عده طرف مشاوره رئیسجمهورها هستند برای اینکه زنان کابینه یا زنان دستگاهها را به رئیسجمهور پیشنهاد بدهند. متاسفانه زنان ما باید از این مجرا عبور کنند که در نهایت نیز زنان توانمند ما نمی‌توانند از آن عبور کنند چون این عده محدود از زنان، سایر زنان توانمند را قبول ندارند. در واقع یک خودزنی در جامعه زنان وجود دارد که اجازه نمیدهد خانمهای توانمند شناسایی شوندو بخواهند موقعیتهایی را به دست بیاورند. به ویژه اینکه این زنان توانمند با آنها از لحاظ پوشش و تفکر همسو نباشند که این مشکل همچنان وجود دارد."[۳]فاطمه دانشور از حلقه بسته‌ی زنان دولت گفتالبته طبیعی بود که مخاطبان منظور خانم دانشور و روی سخن او را در وهله نخست، سه زن حاضر در کابینه(مولاوردی و ابتکار و لعیا جنیدی) تعبیر کنند.جالب این‌جاست که خانم مولاوردی یکی از کم‌تحمل‌ترین اعضای کابینه در برابر انتقادات است و تا حالا چندین باز از فعالان سیاسی بایت انتقاد به عملکرد او و مجموعه‌ی تحت هدایتش شکایت کرده است و البته «دروغگو» خطاب کردن منتقدان هم از دیگر شاخصه‌های ایشان است. جالب این جاست که با وجود انتقادات فراوان و متنوعی که به عملکرد مولاوردی(در هر دو دولت یازدهم و دوازدهم) وجود داشته، او حتی یک بار به صورت جدی با منتقدان و کارشناسانی که نظراتی مغایر با نظرات او دارند، جلسه‌ای تشکیل نداده تا صحبت‌های آنان را بشنود و بخش عمده‌ی جلساتی این خانم برای تصمیم‌گیری درباره مسایل زنان یا سیاستگذاری در این حوزه برگزار می کند، یا غیرعلنی و مخفیانه است و یا صرفا با کارشناسان همسو و موافقان او برگزار می شود.خانم مولاوردی در اردیبهشت ماه سال ۹۶، در جریان همایش بررسی عملکرد دولت تدبیر و امید در حوزه زنان و خانواده در تالار وحدت دانشگاه تبریز، با وجود آن که رهبر معظم انقلاب پیش از آن به صراحت به اجرای سند ننگین ۲۰۳۰ در کشور انتقاد و دستور توقف اجرای آن را صادر کردند، از این سند دفاع کرد و گفت: " سند ۲۰۳۰ مخفیانه امضا نشده، این سند برای آموزش برابر دختران و پسران بسیار هم خوب بوده است."با این اظهارنظر معلوم شد که مولاوردی خود یکی از بانیان و عوامل اصلی امضای آن سند و تلاش برای اجرای آن بوده است.در بهمن و اسفندماه سال گذشته، زمانی که ضدانقلاب در حرکتی برنامه‌ریزی شده و یک سناریوی جنگ روانی کشف حجاب زنجیره‌ای شماری از دختران اجیرشده در مناطق مختلف پایتخت(برای به چالش کشیدن اقتدار حاکمیت در حوزه اجتماعی) با فراخوان مسیح علینژاد،ضدانقلاب مقیم لندن، کلید خورد، باز این خانم مولاوردی بود که به صحنه آمد هم به دفاع از «دختران خیابان انقلاب» برخاست و هم، همصدا با رسانه‌های ضدانقلاب، نیروی انتظامی را به خاطر انجام وظیفه قانونی خود در آن فیلم کذایی، زیر سوال برد.[۴]جالب این‌جاست که او در مصاحبه‌ای با سایت «خبرآنلاین»(۱۸ اسفند ۹۶) هم غیرمستقیم از مخالفت خود با «حجاب اجباری» پرده برداشت و هم مزدوران جنگ روانی دشمن موسوم به «دختران خیابان انقلاب» را صرفا «فعال مدنی» خواند که «اعتراض مدنی» انجام دادند.[۵] سخنان مولاوردی در این مصاحبه و چند مصاحبه دیگر در همین زمینه، دقیقا منطبق با جنگ روانی-تبلیغاتی ضدانقلاب و تصدیق تبلیغات آنان در این زمینه بود، به ویژه این که او نیروی انتظامی را به دلیل انجام وظیفه‌ی خود بارها تخطئه کرد.باید اضافه کرد که، همین چند روز پیش(۲۰ شهریور) این خبر منتشر شد که مشاور رییس جمهور در امور زنان و خانواده، پای استوری «معصومه علینژاد»(معروف به مسیح) لایک گذاشته است. مسیح علینژاد، از مهره‌های پرهیاهوی جنگ رسانه ای-تبلیغاتی نظام سلطه علیه جمهوری اسلامی است که پروژه ایجاد شکاف در جامعه زنان و ایجاد تقابل «زن محجبه-زن بی‌حجاب» و کشاندن ان به تقابل فیزیکی را دنبال می کند. این که مولاوردی مطلب چنین کسی با چنین سابقه‌ و کارکردی را پسند کرده، حرف‌های زیادی در خود دارد و خبر از انطباق فکری و بینشی این دو نفر می دهد و البته عملکرد مولاوردی تاکنون چیزی خلاف این را هم نشان نداده است.نکته بسیار مهمی که درباره عملکرد مولاوردی(چه در معاونت امور زنان و چه به عنوان دستیار حقوق شهروندی رییس جمهور) وجود دارد، مبنا و پایه‌ی تفکرات و عملکرد او در حوزه زنان و حقوق شهروندی است. در ۵ سالی که از مسوولیت مولاوردی در دولت اعتدال می گذرد، حتی یک سخنرانی یا مصاحبه از او ثبت نشده که در آن به طور جدی حرفی از شریعت، نقش شریعت در حقوق، دیدگاه او به دین و مبانی دینی عملکرد او در حوزه زن، خانواده و حقوق شهروندی زده باشد. در عوض، فضای ذهنی و گفتاری او پر است از «اعلامیه حقوق بشر»، «عدالت جنسیتی»، سازمان‌های حقوق بشری و ........به این قسمت از همان مصاحبه او با خبرآنلاین دقت کنید: "منشور حقوق شهروندی باید مانند اعلامیه جهانی حقوق بشر موجب توسعه حقوق شده و هنجارسازی ‌کند. در حال حاضر نیز منشور چنین کارکردی دارد و در حال ایجاد هنجارهای حقوقی است. کمااینکه در ماه‌های اخیر شاهد بوده‌ایم در حکم دادگاه‌ها به مواد منشور استناد شده است. با توجه به اینکه اکثر مواد منشور قبلا تصویب شده‌اند و دولت بنا ندارد این قوانین را در قالب لایحه به مجلس ارسال کند چراکه یک قانون دو بار به تصویب نمی‌رسد، اما در عین حال ما هیچ منعی برای ارائه لایحه نداریم و اگر ضرورت حس شود در مورد تک تک این مفاد می‌توانیم لایحه تنظیم کنیم."جا دارد که در انتها، به فرازی از بیانات رهبر معظم انقلاب درباره مساله استراتژیک «نفوذ» رجوع کنیم. ایشان در ۲۰ اسفند ۹۴ در دیدار رییس و اعضای مجلس خبرگان رهبر فرمودند: " ......یکی از آماج‌های این نفوذ مسئولانند؛ آماج دوّم مردمند. مسئولان آماج این نفوذند؛ برای چه؟ هدف چیست؟ هدف این است که محاسبات مسئولان را عوض کنند و تغییر بدهند؛ یعنی مسئول جمهوری اسلامی به این نتیجه برسد که با ملاحظه‌ی هزینه و فایده احساس کند که باید این اقدام را بکند، این اقدام را نکند؛ نفوذ برای این است به این نتیجه برسد که فلان رابطه را قطع کند، فلان رابطه را ایجاد کند؛ نفوذ برای این است که این محاسبات در ذهن مسئولین عوض بشود. آن‌وقت، وقتی نتیجه این بشود که فکر مسئولین و اراده‌ی مسئولین در مشت دشمن قرار بگیرد، دیگر لازم نیست دشمن بیاید دخالت مستقیم بکند؛ نه، مسئول کشور همان تصمیمی را میگیرد که او میخواهد. وقتی محاسبه‌ی این حقیر عوض شد، تصمیمی را میگیرم که او میخواهد؛ من همان کاری را که او میخواهد مفت و مجّانی انجام میدهم؛ گاهی بدون اینکه خودم بدانم -یعنی اغلب بدون اینکه خودم بدانم- این کار را انجام میدهم. [بنابراین] سعی میکنند محاسبات مسئولین را عوض کنند. پس آماج اوّل مسئولینند."[۶]منبع : مشرقانتهای پیام/ ]]> سیاسی Mon, 17 Sep 2018 08:59:04 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdci3uaprt1aqz2.cbct.html خانم مولاوردی و باختی تلخ...! http://www.nedayeenghelab.com/vdcjoyetxuqemvz.fsfu.html به گزارش ندای انقلاب، دستیار ویژه ی رئیس جمهور در امور حقوق شهروندی، خانم شهیندخت مولاوردی، تا این لحظه منکر اظهارات حاشیه سازشان در مصاحبه با خبرنگار آسوشیتدپرس نشدند. این یعنی اینکه معترفند به آنچه گفتند و نمی توانند حاشا کنند. دیروز هم (۲۵ شهریور ۹۷) فایل صوتی کامل این مصاحبه توسط خانم مولاوردی در اختیار رسانه ها قرار گرفت. انتشار این فایل نه تنها ادعای منتقدین را رد نکرد بلکه مهر تاییدی زد بر دلیل مخالفت آنها با اقوال خانم مولاوردی.اما چرا ایشان مبادرت به ارسال فایل کامل مصاحبه برای رسانه‌ها کرد و بدنبال اثبات چه چیزی بود وقتی که نمی تواند حرفش درباره غلط بودن تصمیم قضایی در شکل مواجه با جاسوس معروف آقای " نزار زکا " را انکار کند؟ مخصوصا آنجا که به صراحت می گوید این کارها " به هیچ وجه مورد تایید دولت نیست". یا آنجا که غیر مستقیم اصولگرایان را همدست خارجی ها برای تضعیف دولت می داند.در این مصاحبه که به مدت ۴۸ دقیقه به طول انجامید، ایشان درباره موضوعات مختلفی صحبت کردند که " گامبریل " خبرنگار آسوشیتدپرس، هوشمندانه و از سر صبر چیزی را که بدنبالش بود در نهایت شکار کرد و این صید پر مدعا را خیلی ظریف بدام انداخت. شاید شما هم جای خانم مولاوردی بودید از اینهمه مخالفت و حساسیت نسبت به آن مصاحبه عصبانی می شدید. چرا؟ چون ایشان با ارسال فایل کامل آن مصاحبه بدنبال این بود که به ما و شما بفهماند که حرفهای خوب و مفید دیگری هم در آن گفتگو از لسان ایشان بیان شد ولی مخالفین اغلب فقط به آن بخش از صحبت ها که درباره " نزار زکا " هست رجوع می کنند و او را به باد انتقاد می گیرند. به واقع حق با خانم مولاوردی است. بیچاره چقدر احتیاط کرد که حرفی خلاف میل جریان های سیاسی مخالف نزند. چقدر دقت کرد که بهترین کلمات و مفاهیم را به استخدام در بیاورد که نه سیخ بسوزد و نه کباب. صادقانه بگوییم که بر آورد کلی ما هم بر این است که نکات مثبت این مصاحبه کم از نکات منفی آن نیست.در این گفتگو او تاثیر تحریم های آمریکا بر اقشار آسیب پذیر را تایید می کند و امیدوار است که شاهد تغییر سیاست یکجانبه گرایی آمریکا باشیم. او معتقد است که رفتار ترامپ پیام خوبی برای تامین صلح و امنیت بین المللی به همراه ندارد و نا امیدی دارد جای امید را می گیرد. خانم مولاوردی در این مشافهه، تمام تلاش اش را می کند که خیلی با دستگاه قضا سرشاخ نشود و مجموعه خود را در کنار و یاری رسان نظام قضایی برای حل مشکل فعالین بازداشتی زیست محیطی می بیند و امیدوار است که با تعامل و هماهنگی همه ی قوا، این مشکل حل و فصل بشود. این که جایی می گوید: " به این شکل نباشد که عملکرد یه قوه تلاش ها و پیگیری های سایر قوا را نادیده بگیرد و یا خنثی کند "، کجایش ایراد دارد؟ رفع سوتفاهم ها برای آزادی فعالین حقوق زنان و وکلای حقوق بشر در نهایت تعامل با دیگر دستگاههای مسئول هم که بسیار پسندیده است. انصافا هم ایشان در پاسخ به سوال اعتراضات دی ماه سال گذشته و بازداشتی های آن ایام بهانه ای بدست مصاحبه کننده نداد و گفت که دولت ضمن اینکه حق اعتراض را به رسمیت می شناسد اما تفاوت قائل است بین اغتشاش و اعتراض منطقی و بدین منظور دولت بدنبال ساماندهی این تجمعات است تا هم حق اعتراض لحاظ گردد و هم امنیت تجمع کنندگان تامین شود. او بی هیچ نیش و کنایه و گله ای معتقد است که دولت با همکاری زیر مجموعه اش بدنبال حل مشکلات دانشجویان ستاره دار است. این که سخن بدی نیست. تامین امنیت سرمایه گذاران خارجی و داخلی کجایش بد است؟ مهیا کردن زمینه ها برای بازگشت نخبگان به کشور و بازگشت سرمایه های انسانی و مادی به داخل که خیلی هم خوب است. منصفانه بخواهیم برخورد کنیم باید معترف باشیم که مواجهه اش در برابر سوال درباره کاهش اعدام قاچاقچیان مواد مخدر و بسط آن به دیگر انواع احکام اعدام و موضوع زنان و رفراندوم و گشت ارشاد و حجاب اجباری، خیلی هم تند و دور از کیاست نبوده است. او دیدگاه خود را مطرح کرده هر چند اهل فن و نکته سنجان خطاها و ریز شیطنت هایی را در همین سبک از سخن اش یافت می کنند که به چشم ما شاید نیاید. اما باز چرا ما و مخالفین، او را بخاطر این مصاحبه شماتت می کنیم و یا بهتر اینکه او را قربانی این گفتگو می پنداریم؟ جوابش ساده است. چون رسانه ی مطلوب ایشان یعنی آسوشیتدپرس آمریکا در مقاله اش و در گزارش تصویری اش، هیچ یک از این نکات خوبش را منعکس نکرد. نارو زد. به همین سادگی.باز هم اینبار اعتماد این سرکار خانم اصلاح طلب به رسانه ای شیفته ی غرب کار دستش داد و چاقو دسته ی خودش را ناجوانمردانه برید و یک رسانه ی دوستدار خانم مولاوردی که در مقاله شان از او بعنوان خانمی رگ گو و صریح الهجه در دولت یاد و خیلی لطیف در جای جای مطلب شان از او تمجید می کنند، هیچ کدام از آن مطالب خوب و مقبولش را کار نمی کنند و تنها در موضوع یک جاسوس، حرف او را بعنوان یک سند در نمایش تقابل دو قوا و دیگر نهادها جار می زنند. او جاهلانه خوراک خوبی به آمریکایی ها و دیگر رسانه های معاند ایران داد تا برای مدتی باز با موضوع " نزار زکا " به جنگ روانی و رسانه ای با ما بپردازند.خانم مولاوردی، فراموش نکنید که شما اسباب این دشمنی را مهیا کردید. شما می توانستید خیلی هوشمندانه تر به این سوال هدفمند پاسخ دهید، یا حداقل آنها را به مراجع مطلع تر ارجاع بدهید اما غیظ تان از قویه قضاییه و دیگر نهادهای امنیتی و انتظامی شما را از جاده انصاف و تعقل دور کرد تا لقمه ی چربی برای دشمنان شوید.باز هم قرار است ملت هزینه ی حرف های ناپخته ی شما را بدهد و شما بی هیچ تادیبی بر مسند بمانید و ...؟ از کجا معلوم که ملت در گذشته، قربانی این بی بصیرتی های شما نبوده است و یا در آینده نخواهد شد؟سرکار خانم شهیندخت مولاوردی، دستیار ویژه رئیس جمهور در امور حقوق شهروندی ، لطفا به این چند سوال پاسخ دهید.۱- آیا مصاحبه با شما، مستقیما بنا به درخواست خبرگزاری آسوشیتدپرس بوده یا توسط نهاد ریاست جمهوری این مصاحبه تدارک دیده شده است؟ آیا ما می توانیم تصویر ایمیل درخواست آن خبرگزاری برای انجام این مصاحبه را در اختیار داشته باشیم؟ اگر درخواست مصاحبه، توسط نهاد ریاست جمهوری به این خبرگزاری بطور مستقیم و یا غیر مستقیم پیشنهاد شد و اسبابش مهیا شد، چه هدف و ضرورتی در پس این مصاحبه بود؟ آیا شما الان به آن هدف تان رسیده اید؟۲- در این مقطع حساس، چرا اقدام به مصاحبه با یک رسانه ی آمریکایی کردید که می دانید سخت بدنبال ناکارآمد نشان دادن و یا ناکارآمد کردن دولت مطلوب خود شماست؟ چه ضرورتی بود؟ لطفا توضیح دهید تا ما هم توجیه شویم.۳- استفاده ی هوشمندانه و هدفمند از رسانه های خارجی خاصه رسانه های کشور هدف، برای انتقال پیام های مهم، در مقاطع خاص، امری است بسیار مطلوب که باید به همه ی مقامات کشور این را پیشنهاد کرد اما آیا بنظر شما، این مصاحبه اخیرتان توانست مقصود شما و یا گردانندگان پشت صحنه این مصاحبه را تامین کند؟ اگر نه که قطعا هم جوابش منفی است، آیا حاضر به عذرخواهی هستید؟مخلص کلام اینکه شما به دوستان فرنگی تان باختید. آنها باز هم به یک دوست شان حقه زدند. قربانی شدید. انکار این واقعیت نه ممکن است و نه دردی از ملت دوا می کند.منبع: فارسانتهای پیام/ ]]> سیاسی Mon, 17 Sep 2018 08:16:40 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcjoyetxuqemvz.fsfu.html عکس هوایی از حرم امام حسین(ع) http://www.nedayeenghelab.com/vglamynu.49ny04hkk6514.,.html ]]> سیاسی Sun, 04 Dec 2011 08:25:24 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vglamynu.49ny04hkk6514.,.html اشراقی:کیفیت نماز دخترم در کانادا بالارفته است/کارهای پدربزرگم(امام) به من ربطی ندارد! http://www.nedayeenghelab.com/vdcbwzb8zrhb8gp.uiur.html به گزارش خبرنگار ندای انقلاب، نعیمه اشراقی نوه امام خمینی(ره) که به همراه خواهرش زهرا اشراقی به دلیل رفتار و اظهارات تامل برانگیز درباره خانواده شهدا، امام خمینی، مساله حجاب، موسیقی و ... همواره حاشیه ساز شده اند، این بار در آخرین مطلب از صفحه ای منسوب به خود که چندی پیش در شبکه غیرقانونی فیس بوک، منتشر کرده، اظهارات حاشیه ساز دیگری را مطرح کرد.یادداشت خانم اشراقی در توجیه پوشش ناپسند دخترش در کانادااین عضو حاشیه ساز خانواده اشراقی که چندی پیش به دلیل انتشار تصاویر پوشش زننده دخترش در کانادا با موج انتقادات کاربران اینترنتی مواجه شده بود با توجیه این رفتار ناپسند در مطلبی مدعی شد:" برای چی‌ نباید دخترم رو بفرستم کانادا؟ مگه هزاران آدم نمیرن کانادا؟ اونجا شرایط و فضای داره که دختر من میتونه ایمان و اعتقاداتشو محکم تر کنه. کیفیت نمازی که در کانادا می‌خونه بمراتب بیشتر از ایران. تا به حل چندین جلد مفاتیح براش پست کردم. عمران اگه اینجا اینقدر دعا می‌خوند".دختر خانم اشراقی با پوشش زننده در کانادااشراقی در این یادداشت به جای عذرخواهی از پوشش زننده دخترش در کانادا به دلیل انتساب به ساحت قدسی امام خمینی(ره)، تنها به مطلبی انحرافی سفر دخترش به کانادا پرداخته است درحالی که موج انتقادات فعالین رسانه ای و سیاسی به دلیل پوشش زننده دختر او در کانادا بوده نه اصل سفر وی.انتهای پیام/ ]]> سیاسی Tue, 17 Dec 2013 12:01:18 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcbwzb8zrhb8gp.uiur.html گمشده مجالس عزاداری ما http://www.nedayeenghelab.com/vdcaiwne049ni61.k5k4.html به گزارش ندای انقلاب، «علی دارابی» طی یادداشتی به بررسی مجالس عزاداری در ایام محرم پرداخت. متن کامل این یادداشت که در کانال پیام رسان سروش وی منتشر شد بدین شرح است:مجلس عزاداری کجا برویم ؟ این پرسشی است که در مناسبت ها و ایام مذهبی و دینی به خصوص محرم برای بسیاری از مردم به خصوص جوانان مطرح است. چرا که وقتی که مردم برای آمد و شد و مراسم عزاداری صرف می کنند بابت آن توقع دارند به معرفت دینی و بینش سیاسی و ادب اخلاقی آنان افزوده شود بسیار مهم است.زمانی انتقاد می شد که باید "مجالس عزاداری ابا عبدالله الحسین (ع) ، سیاسی باشد" اما این مهم بدلیل نبود پیوست فرهنگی و الزامات رسانه ای و به خصوص ضعف نهادهای ذیربط بجایی رسید که اصل فلسفه و حماسه عاشورا و قیام امام حسین(ع) به حاشیه رفت و سرگرم مبارزات انتخاباتی و لعن این جریان و آن دیگران شدیم ؟!حالا برخی نگرانند که مجالس عزاداری به سمت و سوی سکولار، نمایشی شدن و تهی شدن از فضایل اخلاقی و معارف دینی شده است. و این هم مثل همان رویه قبل نوعی تفریط است که در اثر افراط پیشین حاصل شده است.در این یادداشت کوتاه در صدد آسیب شناسی مجالس عزاداری، بایسته های آن نیستیم.آنچه که امروز گم شده مجالس عزاداری ماست "نبود پاتوق های اخلاقی" است.پاتوق ها که ادب، اخلاق، در کنار معارف دینی و بینش سیاسی درست به مخاطبان خود می داد. بزرگانی چون آیت الله مجتبی تهرانی، حق شناس، خوشوقت، حائری شیرازی، مهدوی کنی، مجتهدی، آیت الله مرتضی تهرانی، شهید مهدی شاه آبادی ، ... سالیان سال در تهران داشته. و همه نسل ها را از آموزه ها و مکارم اخلاقی سیراب می کردند. که صد افسوس جای این بزرگان خالی است.در تهران الان به زحمت جلساتی را می توان سراغ گرفت که امثال شیخ حسین انصاریان ، سیدحسین هاشمی نژاد، حجه الاسلام ناصر رفیعی، حجه الاسلام مسعود عالی، علوی تهرانی و معدودی از این دست که جلسات آنان ادامه راه استادان و بزرگان قبلی باشند.ما اگر پاتوق های اخلاقی داشته باشیم در سراسر کشور مردم به خصوص جوانان از آن استقبال می کردند و نتیجه آن عمق بخشی و باورپذیری اعتقادات دینی و مکارم اخلاقی همراه با ادب و سیاست است.اگر می خواهیم در دامن افراط و تفریط نیفتیم راه علاج آن ایجاد و تقویت چنین محافلی است. روحانیون بزرگوار، هیات مذهبی و شیفتگان معارف اهل بیت علیهم السلام در خط مقدم این مساله هستند . خیلی چشم به اقدامات دستگاه های رسمی و نهادهای انقلابی نداشته باشید بعید میدانم کاری از آنها برآید. اگر می توانستند در این سالها انجام میدادند .در ایام محرم از همه خادمان، هیات مذهبی، روحانیون، مداحان و همه دست اندرکاران که خیمه امام حسین (ع) را پرفروغ تر برافراشته اند صمیمانه قدردانی می نمایم.شکر خدا را که در پناه حسینیم عالم از این بهتر پناه ندارد.انتهای پیام/ ]]> سیاسی Sun, 16 Sep 2018 08:15:45 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcaiwne049ni61.k5k4.html واقعیت ماجرای «مطلقه» و «انحلال مجلس» چه بود؟ http://www.nedayeenghelab.com/vdcfcxdmxw6dvya.igiw.html به گزارش ندای انقلاب، مسعود رضایی در دو بخش به ادعای جدید مهدی کروبی یکی از سران فتنه گفته است،‌ ذیلاً بخش سوم پاسخ وی را می‌خوانیم: ادعای آقای کروبیافزودن لفظ مطلقه: پس از تعیین آقای خامنه‌ای شرائط حاکم بر شورای بازنگری تغییر کرده بود و ایشان در جایگاه رهبر نظام در جلسات و بحث‌های حساس حضور می‌یافتند. در شورای بازنگری افزودن لفظ «مطلقه» به ولایت فقیه و افزایش حدود و اختیارات این مقام از سوی افرادی از جمله مرحوم آیت‌الله آذری‌قمی دنبال می‌شد. ایشان در خلال صحبت‌های‌شان گفتند تعدادی از فرماندهان ارشد سپاه در دیدار با اساتید حوزه خواستار درج عبارت «مطلقه» در قانون اساسی شدند.آقای آذری در آن روز گفت من خجالت می‌کشم وقتی سپاهیان این موضوع را می‌فهمند و برخی هم لباس‌های من اهمیت آن را درک نمی‌کنند! در این ارتباط بحث و گفتگوی فراوانی صورت گرفت و از مغایرت آن با سایر اصول قانون اساسی صحبت شد. آیت‌الله خامنه‌ای در پایان بحث گفتند حالا که در این مورد صحبت شده با آن موافقت کنید. چند سال بعد وقتی مرحوم آذری قمی با موضوع مرجعیت رهبری که سنت دیرینه شیعه را به چالش کشانده بود مواجه شدند، مخالفت خود را با این موضوع علنی بیان کردند که البته مغضوب شدند و بعدها به طرق مختلف از اقدامات پس از رحلت امام و مواضع‌شان در بازنگری و خبرگان اظهار ندامت کردند.انحلال مجلس: موضوع انحلال مجلس توسط رهبری پس از نصب آقای خامنه‌ای از سوی برخی افراد در شورای بازنگری دنبال می‌شد. آنان در کنار دیگر اختیارات رهبری در اصل ۱۱۰ به دنبال احصا کردن امکان انحلال مجلس توسط این مقام بودند، لذا هماهنگی‌های لازم را صورت دادیم تا پیشنهاد انحلال مجلس رأی نیاورد که از این پیشنهاد عقب‌نشینی شد. از مرحوم آیت الله خزعلی که هم قومی ما بود و رفاقت و دوستی دیرینه‌ای داشتیم شنیدم که آقای خامنه‌ای در مقابل پرسش وی که چرا این پیشنهاد در جلسه طرح نشد گفته بودند وقتی مطمئن شدیم این پیشنهاد زمینه‌ای برای رأی ندارد از طرح آن منصرف شدیم. البته لازم به ذکر است که مرحوم خزعلی برخلاف ما خواستار درج چنین اختیاری برای رهبری بودند. خوشبخانه اختیار انحلال مجلس در زمره اختیارات رهبری احصا نشد در غیر اینصورت احتمالاً مجالس سوم و ششم رسماً منحل می‌شدند.اصل ماجراهمانگونه که مشاهده می‌شود آقای کروبی ماجرای افزوده شدن لفظ «مطلقه» و نیز «انحلال مجلس» را به قانون اساسی در شورای بازنگری را به نوعی تعریف کرده که گویی این کار تحت شرایط و فضای بعد از رهبری آیت‌الله خامنه‌ای و به دلیل حضور ایشان در جلسات شورای بازنگری صورت گرفته است. اما ببینیم اصل ماجرا چه بوده است.به طور کلی بحث در مورد حوزه اختیارات حکومت اسلامی و به تعبیر صحیح‌تر «ولایت فقیه» که در رأس حکومت اسلامی قرار دارد، از جمله مباحث قدیمی و دامنه‌دار در ادبیات سیاسی دوران قبل و بویژه بعد از انقلاب اسلامی است. با تشکیل نظام جمهوری اسلامی و آغاز به کار نهادهای رسمی و قانونی، همواره این سؤال پیش روی مسئولان و صاحبنظران قرار داشت که حد و حدود اختیارات و مسئولیت‌های دولت اسلامی تا به کجاست؟ در این زمینه مباحث بسیاری مطرح بود که بیان مشروح آنها در حوصله و مجال این مقال نیست.به هرحال، ادامه این مباحث به سال ۶۶ کشیده شد و پس از سؤال آقای ابوالقاسم سرحدی‌زاده وزیر کار از حضرت امام در تاریخ ۱۶ آذر ۶۶، اوج گرفت. متن سؤال ایشان چنین بود:«بسم اللَّه الرحمن الرحیم. محضر مبارک رهبر کبیر انقلاب اسلامی، حضرت آیت‌الله العظمی امام خمینی- مدظله العالی. با آرزوی سلامتی و طول عمر برای آن وجود شریف و امید پیروزی هرچه سریعتر رزمندگان عزیز اسلام علیه کفر جهانی، استدعا دارد با توجه به کیفیت و نوع کار این وزارتخانه در ارتباط با واحدهای تولیدی و خدماتی بخش خصوصی در مورد سؤال زیر، این وزارت را راهنمایی و ارشاد فرمایید: «آیا می‌‏توان برای واحدهایی که از امکانات و خدمات دولتی و عمومی مانند: آب، برق، تلفن، سوخت، ارز، مواد اولیه، بندر، جاده، اسکله، سیستم اداری، سیستم بانکی و غیره به نحوی از انحا استفاده می‌نمایند، اعم از اینکه این استفاده از گذشته بوده و استمرار داشته باشد و یا به تازگی به عمل آید، در ازای این استفاده شروطی الزامی را مقرر نمود؟» والسلام علیکم و رحمة اللَّه و برکاته. ملتمس دعا. ابوالقاسم سرحدی‌زاده- وزیر کار و امور اجتماعی.»حضرت امام در پاسخ به این سؤال اینگونه فرمودند:«بسمه تعالی. در هر دو صورت چه گذشته و چه حال، دولت می‌‏تواند شروط الزامی را مقرر نماید. روح‌الله الموسوی الخمینی»‏ (صحیفه نور، جلد ۲۰، ص ۴۳۰)این پاسخ حضرت امام موجب شد تا آیت‌الله لطف‌الله صافی دبیر وقت شورای نگهبان، که نگاه متفاوتی در این باره داشتند و البته طیفی از روحانیون را نیز نمایندگی می‌کردند، طی نامه‌ای به تاریخ ۲۶ آذر ۶۶ نگرانی خود در مورد این مسأله را با امام در میان بگذارند. آنچه ایشان در نامه خود مطرح کرده بودند از این قرار بود:«بسم‌الله الرحمن الرحیم. محضر شریف حضرت مستطاب رهبر انقلاب اسلامی، آیت‌الله العظمی امام خمینی دامت برکاته. با عرض سلام و تحیت و مسئلت طول عمر و سلامت وجود مبارک در ظل عنایات خاصه حضرت بقیه‌الله - ارواح العالمین له الفداء- تصدیع می‏دهد.از فتوای صادره از ناحیه حضرتعالی که، دولت می‌‏تواند در ازای استفاده از خدمات و امکانات دولتی و عمومی شروط الزامی مقرر نماید، به‏‌طور وسیع بعض اشخاص استظهار نموده‏‌اند که دولت می‌تواند هرگونه نظام اجتماعی، اقتصادی، کار، عائله، بازرگانی، امور شهری، کشاورزی و غیره را با استفاده از این اختیار جایگزین نظامات اصلیه و مستقیم اسلام قرار دهد و خدمات و امکاناتی را که منحصر به او شده است و مردم در استفاده از آنها مضطر یا شبه مضطر می‌‏باشند وسیله اعمال سیاستهای عام و کلی بنماید و افعال و تروک مباحه شرعیه را تحریم یا الزام نماید. بدیهی است در امکاناتی که در انحصار دولت نیست و دولت مانند یک طرف عادی عمل می‌کند و یا مربوط به مقرر کردن نظام عام در مسائل عامه نیست و یا مربوط به نظام استفاده از خود آن خدمت است جواز این شرط مشروع و غیرقابل تردید است اما در امور عامه و خدماتی که به دولت منحصر شده است به عنوان شرط مقرر داشتن نظامات مختلف که قابل شمول نسبت به تمام موارد و اقشار و اصناف و اشخاص است موجب این نگرانی شده است که نظامات اسلام از مزارعه، اجاره، تجارت، عائله و سایر روابط بتدریج عملًا منع و در خطر تعویض و تغییر قرار بگیرد و خلاصه استظهار این اشخاص که می‏خواهند در برقرار کردن هرگونه نظام اجتماعی و اقتصادی، این فتوا را مستمسک قرار دهند به نظر آنها باب عرضه هر نظام را مفتوح نموده است. بدیهی است همان‏طور که در همه موارد نظر مبارک راهگشای عموم بوده، در این مورد نیز رافع اشتباه خواهد شد.دبیر شورای نگهبان- لطف‌الله صافی.»پاسخ حضرت امام به این نامه چنین بود:«بسمه تعالی. دولت می‌‏تواند در تمام مواردی که مردم استفاده از امکانات و خدمات دولتی می‌کنند با شروط اسلامی، و حتی بدون شرط، قیمت مورد استفاده را از آنان بگیرد. و این جاری است در جمیع مواردی که تحت سلطه حکومت است، و اختصاص به مواردی که در نامه وزیر کار ذکر شده است ندارد. بلکه در «انفال»، که در زمان حکومت اسلامی امرش با حکومت است، می‌‏تواند بدون شرط یا با شرطِ الزامی این امر را اجرا کند.والسلام علیکم و رحمه‌الله. روح‌الله الموسوی الخمینی.» (صحیفه نور، جلد ۲۰، ص ۴۳۵)‏اما این ماجرا بدین جا ختم نشد. آیت‌الله خامنه‌ای امام جمعه تهران در خطبه‌ نماز جمعه روز ۱۱/۱۰/۶۶ مطالبی را در شرح نظرات حضرت امام در باب اختیارات ولی‌فقیه و دولت اسلامی و ارتباط آن با احکام اسلامی فرمودند و سپس طی مرقومه‌ای، تقاضایی از ایشان کردند که موجب شد تا حضرت امام به نحو مشروح‌تر و صریح‌تری نظر خود را در نامه‌ای به تاریخ ۱۶ دی ۶۶ خطاب به آیت‌الله خامنه‌ای در باب «ولایت مطلقه» بیان دارند. متن نامه امام چنین بود:«بسمه تعالی. جناب حجت الاسلام آقای خامنه‌‏ای، رئیس محترم جمهوری اسلامی- دامت افاضاته پس از اهدای سلام و تحیت، من میل نداشتم که در این موقع حساس به مناقشات پرداخته شود. و عقیده دارم که در این مواقع سکوت بهترین طریقه است. و البته نباید ماها گمان کنیم که هرچه می‌‏گوییم و می‌‏کنیم کسی را حق اشکال نیست. اشکال، بلکه تخطئه، یک هدیه الهی است برای رشد انسانها. لکن صحیح ندانستم که جواب مرقوم شریف و تقاضایی که در آن شده بود را به سکوت برگزار کنم. لهذا، آنچه را که در نظر دارم به‌‏طور فشرده عرض می‌‏کنم. از بیانات جنابعالی در نماز جمعه اینطور ظاهر می‌شود که شما حکومت را که به معنای ولایت مطلقه‏‌ای که از جانب خدا به نبی اکرم- صلی‌الله علیه و آله و سلم- واگذار شده و اهمّ احکام الهی است و بر جمیع احکام شرعیه الهیه تقدم دارد، صحیح نمی‏دانید. و تعبیر به آنکه اینجانب گفته‏ام حکومت در چهارچوب احکام الهی دارای اختیار است بکلی برخلاف گفته‌‏های اینجانب بود. اگر اختیاراتِ حکومت در چهارچوب احکام فرعیه الهیه است، باید عرضِ حکومت الهیه و ولایت مطلقه مفوّضه به نبی اسلام- صلی‌الله علیه و آله و سلم- یک پدیده بی‌‏معنا و محتوا باشد و اشاره می‌کنم به پیامدهای آن، که هیچ کس نمی‏‌تواند ملتزم به آنها باشد: مثلاً خیابان‌کشی‌ها که مستلزم تصرف در منزلی است یا حریم آن است، در چارچوب احکام فرعیه نیست. نظام وظیفه، و اعزام الزامی به جبهه‏ ها، و جلوگیری از ورود و خروج ارز، و جلوگیری از ورود یا خروج هر نحو کالا، و منع احتکار در غیر دو سه مورد، و گمرکات و مالیات، و جلوگیری از گرانفروشی، قیمت گذاری، و جلوگیری از پخش مواد مخدره، و منع اعتیاد به هر نحو غیر از مشروبات الکلی، حمل اسلحه به هر نوع که باشد، و صدها امثال آن، که از اختیارات دولت است، بنابر تفسیر شما خارج است؛ و صدها امثال اینها.باید عرض کنم حکومت، که شعبه‏ای از ولایت مطلقه رسول‌الله ـ صلی‌الله علیه وآله و سلم ـ است، یکی از احکام اولیه اسلام است؛ و مقدم بر تمام احکام فرعیه، حتی نماز و روزه و حج است. حاکم می‌‏تواند مسجد یا منزلی را که در مسیر خیابان است خراب کند و پول منزل را به صاحبش رد کند. حاکم می‏تواند مساجد را در موقع لزوم تعطیل کند؛ و مسجدی که ضِرار باشد، در صورتی که رفع بدون تخریب نشود، خراب کند. حکومت می‏تواند قراردادهای شرعی را که خود با مردم بسته است، در موقعی که آن قرارداد مخالف مصالح کشور و اسلام باشد، یکجانبه لغو کند. و می‌‏تواند هر امری را، چه عبادی و یا غیر عبادی است که جریان آن مخالف مصالح اسلام است، از آن مادامی که چنین است جلوگیری کند. حکومت می‏تواند از حج، که از فرایض مهم الهی است، در مواقعی که مخالف صلاح کشور اسلامی دانست موقتاً جلوگیری کند.آنچه گفته شده است تاکنون و یا گفته می‌‏شود، ناشی از عدم شناخت ولایت مطلقه الهی است. آنچه گفته شده است که شایع است، مزارعه و مضاربه و امثال آنها را با آن اختیارات از بین خواهد رفت، صریحاً عرض می‌‏کنم که فرضاً چنین باشد، این از اختیارات حکومت است. و بالاتر از آن هم مسائلی است، که مزاحمت نمی‏‌کنم.ان شاء‌الله تعالی خداوند امثال جنابعالی را، که جز خدمت به اسلام نظری ندارید، در پناه خود حفظ فرماید.۱۶ دی۱۳۶۶. روح اللَّه الموسوی الخمینی‏.» (صحیفه نور، جلد ۲۰، ص ۴۵۲-۴۵۱)با انتشار این پاسخ، یک موج عظیم سیاسی و فکری در حمایت از «ولایت مطلقه فقیه» به راه افتاد که طیف نیروهای چپ آن دوران و اصلاح‌طلبان امروزین، در صف نخست آن قرار داشتند. در این میان البته بودند کسانی که با سوءاستفاده از نامه حضرت امام، درصدد تخریب شخصیت‌ آیت‌الله خامنه‌ای برآمدند اما این حرکت آنها با نامه بعدی حضرت امام خطاب به آیت‌الله خامنه‌ای و تجلیل بلندی که از ایشان به عمل آوردند، خنثی گردید: «اینجانب که از سالهای قبل از انقلاب با جنابعالی ارتباط نزدیک داشته ‏ام و همان ارتباط بحمدالله تعالی تاکنون باقی است، جنابعالی را یکی از بازوهای توانای جمهوری اسلامی می‏دانم و شما را چون برادری که آشنا به مسائل فقهی و متعهد به آن هستید و از مبانی فقهی مربوط به ولایت مطلقه فقیه جداً جانبداری می‏کنید، می‏دانم و در بین دوستان و متعهدان به اسلام و مبانی اسلامی از جمله افراد نادری هستید که چون خورشید، روشنی می‌‏دهید.»در این حال، صفحات مطبوعات کشور بازتاب دهنده انبوهی از مقالات، سخنرانی‌ها و مصاحبه‌هایی بودند که هدف تمامی آنها تبیین و تشریح و توضیح فتوا و نظر حضرت امام در مورد «ولایت مطلقه فقیه» بود. در اینجا تنها به گوشه‌ای از این مطالب اشاره می‌شود.آقای مهندس موسوی نخست وزیر به فاصله حدود یک هفته بعد از انتشار این فتوای حضرت امام در پایان جلسه هیأت دولت در گفتگو با خبرنگاران به تشریح اهمیت این فتوا بخصوص در باز کردن راه برای امور اجرایی کشور پرداخت. این سخنان با تیتر «پیام امام راه را برای برخورد حکومت اسلامی با مشکلات جهانی باز کرد» در صفحه ۱۲ روزنامه جمهوری اسلامی ۲۱/۱۰/۶۶ نقش بست. آقای موسوی در بخشی از سخنان خود اظهار داشت: «اهمیت این پیام را شاید دستگاه‌های اجرایی بیش از همه نهادها و ارگان‌ها و بخش‌ها احساس کنند چراکه در عمل بازوی اجرایی حکومت اسلامی، نظام اجرایی کشور است و دولت در این سال‌ها ضمن این که با توانایی و تبعیت از رهبری انقلاب و پشتیبانی مردم توانسته با بسیاری از مشکلات و توطئه‌ها برخورد کند و کشور را اداره نماید، در عین حال، همه احساس می‌کردند که برای بعضی از مسائل راه‌حل مناسبی شاید پیدا نشده باشد و دولت مشکلاتی در این زمینه داشته است». ایشان در بخش دیگری از سخنان خود خاطرنشان ساخت: «پیام حضرت امام تأثیرات عمیقی در قانونگذاری ، نحوه عمل دولت و اندیشه مردم نسبت به حکومت اسلامی به وجود خواهد آورد.»آیت‌الله یوسف صانعی بعد از انتشار فتوای حضرت امام، در دروس خارج فقه و اصول خود به تشریح مبانی استدلالی و روایی ولایت مطلقه فقیه پرداخت که بازتاب وسیعی در مطبوعات کشور داشت. روزنامه جمهوری اسلامی در روزهای ۲۲ و ۲۳ و ۲۴ بهمن ماه، مشروح نظرات ایشان را درج کرد. ایشان همچنین در خطبه‌های نماز جمعه قم نیز به صورتی مشروح به توضیح این موضوع پرداخت.برگزاری سمینار تبیین «ولایت مطلقه فقیه» در ساختمان شماره دو مجلس شورای اسلامی نیز اقدام دیگری بود که در این زمینه صورت گرفت و آیت‌الله مشکینی، آیت‌الله موسوی اردبیلی و آیت‌الله سیدجلال‌الدین طاهری اصفهانی از جمله سخنرانان اصلی آن بودند و به تشریح نظرات امام پیرامون این موضوع پرداختند.آقای محسن آرمین از اعضای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی طی سلسله مقالاتی که نخسیتن شماره آن در روزنامه کیهان مورخه ۲۴/۱۰/۶۶ درج شد، به بررسی این موضوع پرداخت و هدف از این مقالات را چنین بیان داشت: «مسأله این است که اهمیت و عمق و نقش و تأثیر این سخنان را در ساختار حکومتی و تئوری سیاسی اسلام درک کرد و ثانیاً نحوه تحقق و عمل بدان را مشخص ساخت.»همچنین جمعی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی طی نامه‌ای به حضرت امام ضمن اعلام حمایت از دیدگاه ایشان، کسانی را که در مسیر اجرای این نظرات موانعی را ایجاد می‌کنند، محکوم کردند. (روزنامه خراسان، ۱۹/۱۰/۶۶، ص۲)آیت‌الله منتظری نیز در دیدار با هیأت‌های نظارت بر انتخابات مجلس شورای اسلامی خاطرنشان ساخت: «اگر ولی‌فقیه که از طرف معصومین دارای مقام ولایت است حکمی و دستوری داد، بر همه افراد و اقشار حتی سایر مجتهدین حکمش نافذ است.» (روزنامه خراسان، ۱۹/۱۰/۶۶، ص۲)دفتر تحکیم وحدت با انتشار اطلاعیه‌ای عموم مردم را دعوت به شرکت در راهپیمایی حمایت از فتوای تاریخی امام کرد و خانه کارگر و انجمن اسلامی معلمان و جمع کثیری از نمایندگان مجلس نیز حمایت خود را از برگزاری این راهپیمایی اعلام کردند. (کیهان، ۲۲/۱۰/۶۶، ص‌اول)آقای اسدالله بیات طی سلسله مقالاتی تحت عنوان «حدود اختیارات دولت اسلامی» در روزنامه کیهان در بهمن ماه ۶۶ به شرح موضوع ولایت مطلقه پرداخت. ایشان در نهمین قسمت از این مقالات نوشت: «افرادی که در مطلق بودن ولایت دولت اسلامی و اختیارات ولی‌فقیه حرف دارند و تردید به خودشان راه می‌دهند و اختیارات آن را در کنار احکام فرعیه مانند اجاره و مزارعه و امثال ذلک و در محدوده آنها می‌دانند به اعتقاد ما همه اینها از یک چیز نشئت می‌گیرد و آن فقدان بینش حکومتی است.» (کیهان، ۲۶/۱۱/۶۶)آقای سیدمحمد موسوی خوئینی‌ها طی گفتگویی مفصل با روزنامه کیهان به تشریح دیدگاه امام در مورد «ولایت مطلقه» و ابعاد و زوایای این فتوای تاریخی و نیز آثار و پیامدهای مثبت آن برای نظام پرداخت که طی دو شماره در روزهای ۲۷ و ۲۸ دی ماه ۶۶ با تیتر «گفتگوی کیهان با دادستان کل کشور پیرامون زمینه‌ها و اثرات فتوای تاریخی امام» و «چه کنیم که ابعاد سیاسی و اجتماعی فتاوای امام بخوبی تبیین شود؟» در این روزنامه درج گردید.با نگاهی به همین مقدار نیز می‌توان فضای سیاسی و فکری و اجتماعی حاکم بر آن هنگام را در حمایت از «ولایت مطلقه فقیه» تصور کرد. این در حالی بود که انتخابات سومین دوره مجلس شورای اسلامی نیز در پیش رو قرار داشت و طیف چپ خود را آماده حضور جدی در این انتخابات و کسب یک پیروزی بزرگ می‌کرد. البته ناگفته نماند که تمرکز این طیف بر نظریه حضرت امام در مورد «ولایت مطلقه فقیه»، نقش مهمی در پیروزی چشمگیر آنها در این دوره از انتخابات مجلس داشت و صدالبته فراموش نکرده‌ایم که در آن هنگام آقای کروبی یکی از برجستگان طیف چپ محسوب می‌شد.از طرفی، همین شرایط فکری و سیاسی حاکم بر جامعه موجب می‌گردد تا جمعی از روحانیون در پی ایجاد یک تشکل جدید برآیند که به تأسیس «مجمع روحانیون مبارز» با شعار «پیروی از اصول و خط مشی انقلاب که از ناحیه مقام معظم رهبری (امام خمینی) در مقاطع مختلف در سخنرانیها و پیامها ترسیم و تبیین شده است‏» می‌انجامد و آقای کروبی به عنوان دبیر آن انتخاب می‌گردد. در واقع اگرچه بهانه اولیه برای ایجاد چنین تشکلی، اختلاف نظر در تدوین فهرست کاندیداهای مجلس سوم عنوان می‌شود، اما این تنها لایه رویی از این اختلافات بود و نوع نگاه به ولایت فقیه و حوزه اختیارات آن، لایه‌های عمیق‌تر این اختلافات را تشکیل می‌داد و بویژه با انتشار دیدگاه اخیر حضرت امام، «روحانیون مبارز» احساس می‌کردند وقت آن رسیده است که خط خود را از کسانی که فرامین و احکام حضرت امام را به «مولوی» و «ارشادی» تقسیم می‌کنند، جدا سازند.با شروع به کار مجلس سوم در خرداد ۶۷ که اکثریت مطلق آن در دست نیروهای «خط امام» و «چپ» قرار داشت، نه تنها از شور و هیجان ایجاد شده پیرامون موضوع «ولایت مطلقه فقیه» کاسته نشد بلکه به این دلیل که اکثریت حاضر، خود را مرهون پافشاری بر این موضوع می‌دیدند، تأکید بر این موضوع همچنان با شدت و حدت ادامه یافت.در چنین حال و هوایی است که با تشکیل شورای بازنگری قانون اساسی در هفتم اردیبهشت سال ۶۸، کار رسیدگی به برخی اصول قانون اساسی و از جمله اصول مربوط به رهبری آغاز می‌گردد و لذا پرواضح است که آنچه آقای کروبی در صدد القای آن برآمده تا چه حد مغایر حقیقت و واقعیت است.آغاز بررسی اصول مربوط به رهبری در شورای بازنگری قانون اساسیکمیسیون اول شورای بازنگری که با ریاست آیت‌الله موسوی اردبیلی مسئولیت بازنگری در اصول مربوط به رهبری را برعهده داشت، پس از آماده کردن پیش‌نویس خود در مورد اصول مربوط به رهبری، آنها را توسط مخبر کمیسیون آقای محمد مؤمن در هفدهمین جلسه شورای بازنگری در روز ۱۱ خرداد ۶۷ مطرح می‌سازد.به این ترتیب بحث در مورد اصول پیشنهادی کمیسیون اول آغاز می‌شود که مشروح آنها در کتاب «صورت مشروح مذاکرات شورای بازنگری قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، تهران: اداره کل امور فرهنگی و روابط عمومی مجلس شورای اسلامی، سه جلد، چاپ دوم، ۱۳۸۰» موجود است و علاقه‌مندان می‌توانند برای اطلاع به آن مراجعه نمایند.به طور کلی در مورد «ولایت مطلقه» باید گفت در تمامی مباحث مطرح شده توسط اعضای شورای بازنگری، هیچ حرف و سخنی را نمی‌توان یافت که مخالف با اصل این معنا و مفهوم باشد. آنچه در طول مباحث راجع به این موضوع از سوی برخی اعضا مطرح شد، غیرضروری بودن درج واژه «مطلقه» در متن قانون است چرا که از نظر آنها این یک امر مفروض در ولایت فقیه به شمار می‌آمد. از طرف دیگر از نظر این افراد، درج واژه مطلقه می‌توانست موجب این شبهه برای برخی افراد باشد که دیگر اصول قانون اساسی در مقابل این اصل، رنگ ببازند و بی‌اثر شوند. از سوی دیگر، موافقان درج این واژه، بر این نکته تأکید می‌کردند که مطلقه بودن ولایت امر به معنای نادیده گرفتن دیگر اصول قانون اساسی نیست بلکه بدان خاطر است که رهبری قادر باشد در بن‌بست‌ها و خلاءهای قانونی محتمل و همچنین در شرایط حساسی که نیاز به برخی تدابیر و اقدامات فوری وجود دارد، این اقدامات را در اسرع وقت صورت دهد و منع قانونی در این زمینه وجود نداشته باشد تا مورد بهانه‌گیری و اعتراض برخی افراد و یا معاندان قرار گیرد. به عبارت دیگر، کسانی که موافق با درج واژه مطلقه در قانون اساسی بودند اعتقاد داشتند در غیر این صورت، ممکن است حوزه اختیارات رهبری صرفا محدود به موارد ذکر شده در اصل ۱۱۰ قانون اساسی شود و در صورتی که کشور مواجه با وضعیت و یا مسأله‌ای شود که نیاز به دخالت رهبری برای حل آن معضل باشد، کسانی این عملکرد رهبری را خارج از چارچوب قانون قلمداد نمایند و لذا کشور و یا یکی از قوای سه گانه در بن‌بست گرفتار آید.به هرحال، در انتهای مباحث مفصلی که در این زمینه صورت می‌گیرد که البته وجه مشترک آن، توافق همگان بر معنا و مفهوم «ولایت مطلقه امر» طبق فتوا و دیدگاه حضرت امام است، آیت‌الله خامنه‌ای مطالبی را به این شرح بیان می‌دارند:«حالا پیشنهاد جناب آقای نوری که در آن اصل بیاید این را بنده هم مخالف نیستم. علی ای‌حال مقصود این است که یک جایی در قانون اساسی این بیاید. اما من دو مطلب را عرض کنم، یکی راجع به اصل قضیه در پاسخ به سؤالی که جناب آقای موسوی کردند. ببینید، این همان چیزی است که امام با آن تأکید بیان کردند و ما همه فضای تبلیغاتی کشور را از این قضیه پرکرده‌ایم، در نماز جمعه‌ها گفتیم، در سخنرانیها گفتیم، در تریبون گفتیم، چرا؟ چون اصلاً قوام نظام به این است. من به یاد همه دوستانی که در جریانهای اجرایی کشور بودند می‌آورم که آن چیزی که گره‌های کور این نظام را در طول این هشت سالی که ماها مسئول بودیم باز کرده همین ولایت مطلقه امر بوده و نه چیز دیگر. ما در جنگ، در مسائل اقتصادی، در زمینه مسائل پولی و بانکی، در زمینه‌های سیاسی، در مسائل مربوط به خارج از کشور، آنجاهایی که کشش تشکیلات و سیستم آن قدر نبوده که بتواند کار را انجام بدهد، ما از ولایت مطلقه امر استفاده کردیم. یا دستور داده امام که این کار را انجام بگیرد یا محول کردند به رؤسای سه قوه یا به یک جمعی و این کارها انجام گرفته. من می‌گویم ما مواظب باشیم این گوشه‌اش خراشیده نشود.اگر مسئله ولایت مطلقه امر که مبنا و قاعده این نظام است ذره‌ای خدشه‌دار بشود ما باز گره کور خواهیم داشت، باز مشکل خواهیم داشت، باز بن بست خواهیم داشت. مراقب باشید این یعنی صغری در کبری تأثیر نگذارد چون حالا مصداق ولایت امر، امام خمینی نیست، اصل قضیه و مدعای ولایت امر تخطئه نشود. حرفهای گذشته‌ همه‌مان تخطئه خواهد شد و نظام در بن‌بست قطعی قرار خواهد گرفت در حوادث گوناگون. این راجع به آن مسئله اول یعنی من می‌خواهم توجه همه برادران را جلب کنم به حساس بودن روی این قضیه. به این هم اکتفا نکنید که در قانون اساسی بیاید، نه. در مصاحبه‌ها، در گفتن‌ها، در گفتارهای تلویزیونی، در توجیهی که از قانون اساسی می‌شود از این اصل خجالت نکشید که ما گفتیم ولایت مطلقه‌ امر. نه، این اصل خجالت ندارد، این اصل امتیاز جمهوری اسلامی است، مایه برندگی تیغ جمهوری اسلامی است، از این قویاً‌ دفاع کنید. این یک چیزی است که لازم است و نظام به این احتیاج دارد.اما مطلب دومی که حالا در قانون اساسی بیاوریم یا نه. من می‌گویم اگر هم به صرافت امر ممکن بود این را نیاوریم، حالا که بحث شده دیگر نمی‌شود نیاوریم. اگر بحث نمی‌شد، مطرح نمی‌شد،‌ گفتگو نمی‌شد، خیلی خوب گفته می‌شد به اطلاق ولایت امر ما یعنی از ولایت امر متبادر از ولایت امر، ولایت مطلقه امر است، خیلی خوب می‌شد فهمید. اما الآن که بحث شد و یکی گفت آری و یکی گفت نه، اگر نیاورید معنایش نفی است ولو شما بروید بگویید که نه آقا ما مقصودمان نفی نبود، ما مقصودمان این بود که باشد اما در قانون اساسی نیاید. این دیگر خدشه‌دار خواهد شد یعنی الآن هیچ مصلحتی نیست که در این تردید بشود که بیاید. حالا کجا بیاید من بحثی ندارم. یا اصل پنجاه و هفت بیاید یا اصل نمی‌دانم صد و ده بیاید، هر جا می‌خواهد بیاید، صد و هفت بیاید، این تفاوت نمی‌کند.می‌فرمایید که اگر ما مطلقه را آوردیم در تفسیری که خواهد شد خواهند گفت که آقا اینها ولایت مطلقه درست کردند، من می‌گویم اگر نیاورید هم همین است. آقای خوئینی‌ها! بالاخره شما ولایت را معنا خواهید کرد یا نه؟ در بیان معنای ولایت فقیه، تقیه خواهیم کرد ما از دنیا یا از روشنفکران خودمان؟ یا نه مثل امام صریحاً خواهیم گفت؟ اگر بنا است تقیه کند نظام یعنی نه مقصودش را بگوید، حرف دلش را بگوید و نه هم ولی فقیه در آنجا که لازم می‌داند، تصرف کند، یعنی ولی فقیه می‌خواهد تصرف کند، تقیه کند، بگوید ممکن است من تصرف کنم دنیا بگوید ای آقا اینها حکومت مطلقه درست کردند. اگر بناست جمهوری اسلامی در بیان مرادات خودش و اعمال آنها تقیه کند از کسی، خوب آن یک حرفی است. اما اگر قرار نیست تقیه کنیم،‌ چه شما مطلقه بگذارید چه نگذارید، با توجه به این که اعتقادمان این است که مطلقه است، مجبوریم به دنیا بگوییم ما مرادمان این است از مطلقه.بنابراین تردید نگذاریم در بحث. اجازه ندهیم که زمینه‌ای باقی بماند که یک وقتی یکی پیدا بشود آنجا بگوید آقا چرا این کار را کردید؟ چه حقی داشتید؟ بعد شما بگویید آقا ولایت مطلقه بود، بگوید از کجا معلوم بود؟‌ یک بحث جنجالی در جامعه ما به وجود بیاوریم سر یک مسئله‌ای که برای ما روشن است. گذاشتنش هیچ اشکالی ندارد. نگذاشتنش به نظر من مشکلات فراوانی را به وجود خواهد آورد. اما این که آیا گذاشتن این کلمه به معنای نقض قانون اساسی است، نه. آقای آذری توضیح دادند، به نظر من هیچ اشکالی ندارد. این ولایت امری که مشروعیت نظام با او است، با یک دستگاهی، با یک سیستمی مملکت را اداره می‌کند، آن سیستم چیست؟ این قانون اساسی است. این است یعنی وقتی ما می‌گوییم که مشروعیت نظام، مثلاً رئیس جمهور هم که مردم به او رأی داده‌اند می‌آوریم پیش ولی امر که آقا شما تنفیذ کن دیگر، معنای این حرف چیست؟ معنایش این است که اگر او تنفیذ نکند فایده‌ای ندارد. خوب پس ببینید ما ولایت مطلقه را در عمل و حتی در اظهارات داریم می‌گوییم منتها این ولایت مطلقه اعمالش و اداره کشور به وسیله او با یک سیستمی انجام بگیرد، آن سیستم این است. آنجایی که این سیستم با ضرورتها برخورد می‌کند و کارآیی ندارد، آن وقت ولایت مطلقه از بالاسر وارد می‌شود گره را باز می‌کند. بنابراین نه اصل صد و ده ایرادی دارد و نه بقیه اصول این قانون. لذا من عرض می‌کنم در این زمینه تردید، هیچ مصلحت نیست. یعنی مصلحت نیست که این شورا چیزی را که امام صراحتاً‌ گفته تردید کند. صراحتاً‌ در قانون بیاورد.» (صورت مشروح مذاکرات شورای بازنگری قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، جلد سوم، ص ۱۶۳۸-۱۶۳۷)پس از سخنان آیت‌الله خامنه‌ای، ابتدا برای قرار دادن واژه «ولایت مطلقه امر» در اصل ۱۰۷ رأی‌گیری به عمل آمد که به تصویب نرسید و سپس قرار گرفتن این واژه در اصل ۵۷ به رأی گذارده شد که به اتفاق آرا به تصویب اعضای شورای بازنگری رسید. (همان، ص ۱۶۳۹)آنچه در اینجا باید متذکر شد این که آقای کروبی بعد از طرح دیدگاه حضرت امام در مورد «ولایت مطلقه فقیه» از آنجا که خود را پیرو راستین خط امام می‌دانست، بی‌هیچ کم و کاستی با این نظریه موافقت داشت. امروز نیز ایشان همچنان خود را پیرو خط امام معرفی می‌کند و طبیعتاً باید به این دیدگاه امام وفادار باشد. البته انسان‌ها می‌توانند در طول زمان دچار تغییر و تبدیل در افکار خود شوند و آقای کروبی نیز از این امر مستثنی نیست. فقط اگر چنین اتفاقی در فکر و اندیشه ایشان روی داده، شایسته است آن را بصراحت اعلام نماید. به عبارت دیگر چنانچه ایشان از دیدگاه‌های حضرت امام عدول کرده اما بظاهر خود را همچنان «پیرو خط امام» معرفی می‌کند تا از امتیازات سیاسی این مسأله برخوردار گردد، آنگاه باید گفت ایشان مبتلا به عارضه‌ای شده است که نامش «نفاق» است و از نگاه قرآن، نفاق بدترین حالتی است که می‌تواند برای یک انسان به وجود آید و مغضوب‌ترین انسان‌ها نزد خداوند، همانا منافقین هستند: «ان‌المنافقین فی‌الدرک الاسفل من‌النار و لن تجد لهم نصیرا»(نساء-۱۴۵)موضوع «انحلال مجلس» چه بود؟و اما در مورد موضوع «انحلال مجلس» که مورد اشاره آقای کروبی قرار گرفته است باید گفت در اصل ۱۱۰ پیشنهادی کمیسیون اول شورای بازنگری، اختیار انحلال مجلس نیز با ذکر این عبارت به رهبری داده شده بود: «منحل نمودن مجلس شورای اسلامی پس از موافقت اکثریت مجمع تشخیص مصلحت. در صورتی که این مجمع رجوع به همه‌پرسی را لازم بداند رهبر پس از انجام همه‌پرسی مجلس را منحل می‌کند.»لذا این که آقای کروبی مدعی است موضوع انحلال مجلس، پس از انتخاب آیت‌الله خامنه‌ای به رهبری توسط برخی افراد در شورای بازنگری دنبال ‌شد، بر اساس مستندات موجود، خلاف حقیقت است چراکه این موضوع در زمان حیات حضرت امام توسط کمیسیون اول در زمره اختیارات رهبری قرار داده شده بود.همانگونه که پیش از این نیز اشاره شد، مباحث مفصلی در مورد اصول پیشنهادی کمیسیون اول در شورای بازنگری صورت گرفت که از جمله موضوعات مورد بحث، یکی هم انحلال مجلس توسط رهبری بود و موافقین و مخالفین راجع به آن صحبت کردند. البته این را نیز باید در نظر داشت که در این زمینه نیز مخالفان بیش از آنکه با اصل این موضوع مخالفت داشته باشند، چراکه آن را ذاتاً جزو حقوق و اختیارات رهبری به شمار می‌آوردند، درج صریح آن را در قانون به مصلحت نمی‌دانستند. به عنوان نمونه آقای کروبی به عنوان مخالف، چنین می‌گوید:«طبیعی است که چارچوب مصوبه را قبول داریم و رأی هم می‌دهیم. اما به عنوان مخالف نکاتی که به نظرمان می‌آید تذکر می‌دهیم و الا به کل آنها رأی می‌دهیم... ببینید یک وقت رهبر امام است با همه‌ خصوصیات و ویژگیهایی که حضرت امام دارد... اینجا رهبری،‌ خوب هر کجا بخواهد نماینده‌ بگذارد هر اقدامی که بخواهند انجام بدهد، کاملاً همه حساب و همه خصوصیات را دقت کند و با توجه به همه ابعاد کارش را انجام می‌دهد و می‌بینیم که امام از این اختیارات ولایتی که داشته، چه آنهایی که در قانون اساسی بالصراحه ذکر شده و چه آنهایی که استفاده از اصل پنجم شده که اصل حکومت، حکومت ولی فقیه است، می‌بینیم برای حل مشکلات بوده، برای این که گره‌های کور را باز کند، برای این که بن‌بستها را بشکند، از مسائل جنگ بگیریم تا تشکیل مجمع تشخیص مصلحت حتی انحلال گزینشها که مثلاً چه ضایعاتی داشت. بنابراین به نظر من امام یک وضع جدایی دارد. اما ما بیاییم بیش از آن که در قانون اساسی است بالصراحه اختیارات به رهبری بدهیم غیر از امام، در حالی که نمی‌دانیم که چه کسی رهبر می‌شود. علما، بزرگان، شخصیتها را می‌شناسیم و ارادت هم به آنها داریم ولی می‌خواهم بگویم فاصله‌شان با امام خیلی طولانی است (حالا هر کسی باشد) اختیارات بیش از اختیارات امام بالصراحه قانون اساسی، این مضر است و نمی‌دانیم عوارض آن چیست؟...بنابراین من عرضم و سخنم این است که اگر آن رهبر، رهبری باشد که امتیازات فوق‌العاده و جالبی داشته باشد که از همان اصل پنجم استفاده می‌کند و هر کجا مصلحت بداند اقدام می‌کند و طبیعی است حق رهبری است. اما اگر چنانچه نه، مصلحت نباشد خوب دیگر محدود است و لذا من دو جای مشخص را می‌خواهم بگویم که حذف بشود ... یک مورد تعیین نماینده در نهادها و ارگانهایی که لازم بداند و تعیین اختیارات آنها پس از مشورت با جمع تشخیص مصلحت ... مطلب دوم انحلال مجلس. انحلال مجلس اولاً الآن در جامعه بازتاب دارد و برداشت خوبی هم از آن نمی‌شود. این هم واقعاً باید مسکوت بماند و به نظر ما اصلاً بحث انحلال مجلس نباید بشود. حالا اگر یک مجلسی باشد که خلاف مسیر رهبر، مردم، انقلاب، نظام، قوه اجراییه، قوه‌ قضاییه، مجمع مصلحت حرکت کند که خیلی ساده است که رهبر یا او را نصیحت می‌کند یا تشر به او می‌زند یا کاری می‌کند که خود مردم بیایند در آن مجلس را ببندند ... اگر مجلسی بود و از آن ملت و هماهنگ با سیاستهای کلی انقلاب و به خصوص مطیع مقام رهبری که خوب مطلوب است. اگر چنانچه نبود و واقعاً مقابل همه دستگاهها، از رهبری تا مجمع مصلحت تا سایرین ایستادگی کرد و آن چیزی بود که مسیرش خلاف اینها شد، خیلی ساده است که آن مجلس را منحل کنند، خیلی ساده است که آن مجلس را ببندند، خیلی ساده است که جوری با آن مجلس برخورد بشود برای این که آن نماینده‌ها نتوانند حوزه‌ انتخابیه‌شان بروند. این قضایا را ما دیدیم دیگر! در ماجراها و حوادثی که رخ داد، وقتی یک مجموعه‌ای خلاف مسیر انقلاب و امام حرکت کردند مثل قضایای بنی‌صدر بعضی نماینده‌ها حمایت کردند واقعاً تهران ماندند و دوـ سه سال اصلاً به حوزه‌ انتخابیه نرفتند، و محدوده مجلس برایشان زندان شده بود. نه می‌توانستند بین مردم بروند، نه می‌توانستند حوزه انتخابیه بروند. حتی پایشان از حوزه‌ انتخابیه قطع شد تا بعد از انتخابات که دوره‌ نمایندگی تمام شد. و یا خلاصه بعدها باز آنهایی که حرکتهای منفی داشتند که احساس می‌شد اینها خلاف مسیر امام و انقلاب حرکت کرده‌اند مردم با آنها برخورد می‌کردند.» (همان، جلد دوم، ص ۶۵۵-۶۵۳)به طور کلی در مورد موضوع «انحلال مجلس» پس از طرح مباحثی توسط موافقان و مخالفان، آیت‌الله خامنه‌ای با نگارش نامه‌ای در تاریخ ۱۰ تیرماه ۶۸ به شورای بازنگری خواستار خارج شدن این موضوع از دستور کار شدند و به این ترتیب، ماجرا فیصله یافت.امید است این سلسله مباحث توانسته باشد جعلیات و تحریفاتی را که از سر بغض و لجاجت انتشار می‌یابند، کنار زده و حقایق تاریخی را در محضر خوانندگان گرامی روشن کرده باشد.منبع: فارسانتهای پیام/ ]]> سیاسی Mon, 17 Sep 2018 08:00:17 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcfcxdmxw6dvya.igiw.html چگونه نیروهای شوروی و انگلیس «رضاشاه» را از سلطنت برکنار کردند؟ + عکس http://www.nedayeenghelab.com/vdcb0gbfwrhb08p.uiur.html به گزارش ندای انقلاب، شهریور ۱۳۲۰ بود که پرواز هواپیماهای شوروی، خواب مردم شمال ایران را آشفته کرد و ورود متجاوزان انگلیسی از غرب و جنوب کشور هراس در دل ایرانیان افکند. بعد از بیست سال، صدای چکمه‌های اشغالگران در ایران دوباره به گوش می‌رسید. با شروع جنگ جهانی دوم، دولت‌های انگلستان و فرانسه از خرد شدن شوروی توسط آلمان نازی خوشحال بودند اما با پیشرفت‌های آلمان و به خطر افتادن منافع اروپا در غرب آسیا، چاره کار را در دفاع از حکومت کمونیستی استالین دیدند. تنها راه برای کمک به شوروی و ورود به خاک این کشور، ایران بود که مرزهای شمالی‌اش به جنوب اتحاد جماهیر شوروی باز می‌شد. دولت ایران از ابتدای جنگ جهانی دوم اعلام بی‌طرفی کرده بود و اجازه نمی‌داد که نیروهای بیگانه از خاک ایران عبور کند اما متفقین (آمریکا، بریتانیا، شوروی) درصدد بودند به‌هر نحوی از خاک ایران استفاده کنند. آنها در دو تاریخ ۴ و ۲۸ تیرماه از دولت ایران می‌خواهند که چهار پنجم آلمانی‌های مقیم ایران را اخراج کنند اما دولت این درخواست را به بهانه بی‌طرفی رد کرد. علت این کار نزدیکی زیاد ایران به آلمان و حضور مستشاران آلمانی در راه‌آهن، مخابرات، حمل و نقل و اسلحه‌سازی بود و هیتلر نیز تلاش داشت تا متحدی در این منطقه داشته باشد. حرکت نیروهای شوروی در خیابان‌های تبریز در شهریور ۱۳۲۰آنها بار دیگر خواستار اعلام اسامی کارشناسان آلمانی را که خدمتشان در ایران ضرورت دارد خواستند و گفتند "حاضرند از اتباع خود کارشناس بدهند." مدتی مذاکرات به طول انجامید و ایران در دوم شهریورماه درخواست دولت‌های نگلستان و شوروی را رد کرد. همین بهانه کافی بود تا ساعت ۴ صبح روز سوم شهریورماه ۱۳۲۰ سفیران وقت شوروی و انگلستان با تسلیم یادداشتی خطاب به دولت ایران اعلام کنند که چون این کشور در مقابل متفقین و درخواست‌های آنان سیاست مبهمی در پیش گرفته و در اخراج عمال آلمان اقدامی نکرده ارتش‌های شوروی و انگلستان وارد ایران شده و مشغول پیشروی هستند.ساعت ۴ صبح روز سوم شهریورماه ۱۳۲۰ سفیران وقت شوروی و انگلستان با تسلیم یادداشتی خطاب به دولت ایران اعلام کردند که چون این کشور در مقابل متفقین و درخواست‌های آنان سیاست مبهمی در پیش گرفته و در اخراج عمال آلمان اقدامی نکرده ارتش‌های شوروی و انگلستان وارد ایران شده و مشغول پیشروی هستند.نیروهای شوروی در سه ستون وارد خاک ایران شدند. یک ستون ماکو و خوی را تا ساحل دریاچه ارومیه اشغال کرد. ستون دوم ارتش شوروی از سمت ساحل خزر و انزلی وارد ایران شد و گیلان و مازندران را تصرف کرد. ستون سوم گرگان و خراسان را تصرف کرده و تا سمنان ‌پیش‌روی کردند.متجاوزان انگلیسی با عبور از مرز خسروی تاسیسات نفتی شاه را تصرف کردند و به سمت کرمانشاه آمدند. دسته دیگر هم با تصرف آبادان، نیروی دریایی ایران را بمباران کردند. در برخی قسمت‌ها مانند آذربایجان و کرمانشاه، قوای دولتی مقاومت کردند اما ساعت ۸:۳۰ روز ۵ شهریور فرمان ترک مقاومت به همه واحدهای نظامی ابلاغ شد و ارتشی که رضاشاه ساخته بود در عرض چند ساعت تار و مار شد. ناو «ببر» متعلق به ایران که شهریور ۲۰ توسط نیروی هوایی انگلستان نابود شدبا اشغال ایران، دولت نخست‌وزیرِ وقت «رجبعلی منصور» سقوط کرد و ذکاءالملک فروغی عهده‌دار دولت شد و در یادداشتی به دولت‌های اشغالگر حسن نیت ایران را اعلام کرد. آنها نیز در ۱۵ شهریورماه از ایران خواستند سفارت‌های آلمان، ایتالیا، مجارستان و رومانی را تعطیل کنند. اعلام کردند اگر در ۴۸ ساعت، دولت ایران اقدام به این کار نکند تهران اشغال می‌شود.با ورود متفقین به خاک ایران، فروپاشی ارتش و کشتار مردم توسط دولت‌های بیگانه، رضاشاه که روی کارآمدنش با همکاری انگلیسی‌ها بود، مجبور به ترک تاج و تخت و اخراج از کشور شد. وی در روز ۲۵ شهریور ماه ۱۳۲۰ و زمانی که قوای روس و انگلیس به سمت تهران در حرکت بودند، استعفا داد.متن استعفای رضاشاه چنین بود "نظر به اینکه من همه قوای خود را در این چندسال مصروف امور کشور کرده و ناتوان شده‌ام! حس می‌کنم که اینک وقت آن رسیده است که یک قوه و بنیه جوانتر به کارهای کشور که مراقبت دائم لازم دارد بپردازد... بنابراین امور سلطنت را به ولیعهد و جانشین خود تفویض کردم."تعداد زیادی غیرنظامی در بمباران شهرهای مختلف جان باخته بودند. خسارات بسیار سنگینی به تأسیسات اقتصادی کشور وارد و ایران دچار قحطی شد و مردم از لحاظ نان و ارزاق به شدت در مضیقه قرار گرفتند. با وجود استعفای رضا شاه، ارتش روسیه و انگلیس در ۲۶ شهریور تهران را اشغال کردند. رضاشاه و خانواده‌اش از اصفهان به یزد و از آنجا به کرمان و بندرعباس عزیمت کردند تا با یک کشتی بریتانیایی برای گذراندن باقی عمرش به جزیره موریس (در جنوب غربی اقیانوس هند) تبعید شود. شاه مستعفی پس از مدتی به ژوهانسبورگ آفریقای جنوبی برده شد و در همانجا فوت شد.رضاشاه به همراه فرزندانش در تبعیدگاه "موریس"با خروج رضا شاه از ایران و تبعید به جزیره موریس، مردمی که قریب بیست سال را در اختناق دوران پهلوی اول سپری کرده بودند، احساس آزادی کرده و شرایط برای صحبت بر سر تمام اتفاقات گذشته فراهم شد. روز بعد محمدرضا پهلوی با حضور در مجلس سوگند یاد کرد. با ورود متفقین به خاک شوروی و عقب‌راندن آلمان‌ها، سیاست دولت انگلستان در ایران تغییر کرد و از شاه جدید حمایت کرد. نویسندگان، روشنفکران و روحانیت که در دوره پهلوی اول اوج خفقان را تجربه کرده بودند، عرصه را برای بیان حقایق آن زمان مناسب دیده و روزنامه‌ها شروع به انتشار فجایع دوره استبداد کردند اما به دلیل عدم وجود یک رهبر ملی برای هدایت مردم و تلاش‌های فروغی به نفع ولیعهد جوان، حکومت پهلوی تداوم یافت.فروغی متن استعفای رضاشاه را در مجلس قرائت کرد. در همین جلسه نمایندگان خواستار رسیدگی به اشیای گرانبها و جواهرات سلطنتی، باز گرفتن املاک غصب شده، الغای قوانین سلب آزادی، تخفیف مالیاتها، آزادی زندانیان بی‌گناه و برقراری مجدد مشروطیت شدند.** از فاش شدن قتل ۲۴ هزار نفر در زندان قصر تا مسافرت با مجوز!بسیاری درصدد بودند تا به اتهام صدها مورد زجر و شکنجه، قتل و حبس آزادیخواهان و غصب اموال عمومی رضا شاه را محاکمه کنند اما فروغی که خود نقش موثری در به قدرت رسیدن رضاخان داشت، سعی کرد فضای عمومی کشور را با روی کار آمدن سریع ولیعهد تسکین ببخشد و رضاشاه از کشور خارج شود.تبعید افراد در زمان دیکتاتوری رضاشاه به‌حدی بود که دولت مردم را مجبور کرده بود که برای مسافرت از شهری به شهر دیگر در داخل کشور، پروانه مسافرت دریافت کنند و تنها بعد از شهریور ۲۰ بود که از طرف شهربانی کل در تاریخ ۲۰/۷/۳ آگهی انتشار یافت و مسافرت بدون پروانه در داخل ایران مجاز شد.تنها پزشک احمدی به اعدام محکوم شد. وی زمانی که بالای چوبه دار می‌رفت فریاد زد "ای مردم من قاتل نیستم! یگانه گناهم اینه که دستور مافوقم را اجرا کرده‌ام! و حالا چون از همه ضعیف ترم، همه چیز به گردن من افتاده! قاتل اصلی سرتیپ مختار و خود رضا شاهه!" خشم مردم از دیکتاتوری رضاخان موجب شد تا فروغی برخی عاملان شکنجه‌ها و ترورها را دستگیر و مجازات کند. اشخاصی مثل رکن‌الدین مختاری رئیس شهربانی، مصطفی راسخ رئیس زندان و پزشک احمدی پزشک زندان را بازداشت کرد. در همین دستگیری‌ها فجایع زیادی فاش شد از جمله اینکه در زندان قصر بیش از ۲۴ هزار نفر را به طرق مختلف در زمان رضاشاه از بین بردند."صدرالاشراف" وزیر وقت دادگستری می‌گفت "اعلیحضرت همیشه می‌فرمود اوامر خصوصی من را هم قانون بدانید!" کیفرخواست جنایات رئیس شهربانی مربوط به قتل شخصیت‌های معروفی همچون آیت‌الله مدرس، نصرت‌الدوله فیروز، فرخی یزدی، تیمورتاش، سردار اسعد بختیاری و دکتر تقی ارانی هم بود. با این‌حال تنها پزشک احمدی به اعدام محکوم شد. وی زمانی که بالای چوبه دار می‌رفت فریاد زد "ای مردم من قاتل نیستم! یگانه گناهم اینه که دستور مافوقم را اجرا کردم! و حالا چون از همه ضعیف‌ترم، همه چیز به گردن من افتاده! قاتل اصلی سرتیپ مختار و خود رضا شاهه!".با تبعید رضاشاه توسط نیروهای بیگانه و روی کارآمدن ولیعهد ۲۳ ساله، صدها نفر جنایتکاری که وی را به نحوی همراهی کرده بودند، به‌جای محاکمه طلبکار ملت شدند و همان ایادی بیگانه در پوشش جدیدی به حکومت بر ملت ادامه دادند. منبع : تسنیمانتهای پیام/ ]]> سیاسی Sun, 16 Sep 2018 08:21:02 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcb0gbfwrhb08p.uiur.html پاسخ ولایتی به ۱۰ سوال کلیدی درباره «نگاه به شرق» http://www.nedayeenghelab.com/vdcjayetiuqemvz.fsfu.html به گزارش ندای انقلاب، جهان در آستانه تغییر و تحولات مهم و به تعبیری در یک "پیچ بزرگ تاریخی" است؛ این مدعّا صرفاً متعلق به اندیشمندان و صاحب‌نظران در جمهوری اسلامی نیست، چه آنکه برخی صاحب‌نظران در آمریکا مانند ریچارد هاس رئیس شورای روابط خارجی آمریکا و جوزف نای از صاحب‌نظران مطرح حوزه بین‌الملل نیز بر این مدعا صحه گذاشته‌اند. صاحب‌نظران معتقدند قدرت و ثروت در دنیا در حال جابجایی از غرب به شرق است و این موضوع فرصت‌های متعدد و متنوعی نوینی را برای برخی کشورها از جمله ایران می‌تواند فراهم کند. غیر از این سابقه عملکرد غرب و بویژه آمریکا در مواجهه با جمهوری اسلامی ایران، مزید بر علت می‌شود تا رویکرد «نگاه به شرق» به عنوان یک رویکرد استراتژیک در دیدگاه برخی اساتید و کارشناسان راجع به راهبردهای سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران مد نظر قرار گرفته و بر اهمیت این رویکرد تاکید شود.بر همین مبنا شنبه ۲۴ شهریور نشست علمی و تخصصی با حضور جمعی از اساتید و کارشناسان و علاقمندان به حوزه روابط بین‌الملل در موسسه انقلاب اسلامی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله خامنه‌ای برگزار شد. در این نشست کارشناسانی همچون سید رسول موسوی عضو هیئت علمی دانشگاه و سفیر سابق ایران در فنلاند و تاجیکستان و از دیپلماتهای صاحب‌نام، محسن پاک‌آئین سفیر سابق ایران در آذربایجان، ازبکستان و معاون بین‌الملل موسسه انقلاب اسلامی، روح‌الامین سعیدی عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق(ع) و شعیب بهمن کارشناس مسائل روسیه و ارواسیا حضور داشتند و به ایراد سخنرانی پرداختند.علی اکبر ولایتی مشاور رهبر معظم انقلاب در امور بین ‌الملل و دیپلمات با سابقه جمهوری اسلامی ایران نیز در این نشست حضور داشت. با این حال او با صرف‌نظر از ارائه سخنرانی، از حاضرین خواست تا ابهامات و سوالات اصلی موجود درباره رویکرد "نگاه به شرق" را برای بحث و گفتگو درباره آنها مطرح کنند.آنچه در ادامه می‌آید متن پرسش و پاسخ با علی‌اکبر ولایتی درباره رویکرد نگاه به شرق است که نزدیک به یک و نیم ساعت به طول انجامید:** سؤال: خیلی از کشورها سیاست خارجی خود را بر اساس منافع ملی که منطبق بر منافع اقتصادی است تنظیم می‌کنند و شاید چند کشور انگشت‌شمار در دنیا باشند که سیاست خارجی‌شان بر مبنای ایدئولوژی و آرمان‌گرایی است؛ شما فکر نمی‌کنید که سیاست خارجی ارزش پایه و مبتنی بر ایدئولوژی، تهدیدی برای منافع کشورمان است و نمی‌تواند منافع ما را تأمین کند؟- ولایتی: هیچ کشور و یا بلوکی در دنیا نیست که در چارچوب یک مجموعه انگیزه‌هایی که اسمش را آرمان و یا ارزش می‌گذاریم حرکت نکند، حتی آمریکایی‌ها که پرچم‌دار این شبهه به خصوص برای کشورهای اسلامی در جهان سوم هستند، خودشان آرمان‌گراترین در بین غربی‌ها هستند و برخی مواقع خودشان به صراحت نیز این مطلب را بیان کردند.شما ببینید بعد از تخریب عمد یا غیرعمدی برج‌های دوقلوی تجاری این کشور توسط دشمنان و یا خودی‌های آمریکا، آمریکایی‌های هوشمند دلایلی آوردند که این کار خود آمریکایی‌ها بوده است. "بوش پسر" کلمه‌ای را گفت که بعداً معلوم شد مکنونات این‌ها توسط آدمی که مقداری کم‌عقل‌تر است به زبان آمده و آن این بود که «جنگ‌های صلیبی شروع شد». همین کلمه کافی است تا بدانیم که این‌ها همچنان به ما یعنی جهان اسلام نگاهشان چگونه است؟پیش‌تر مقاله «ساموئل هانتینگتون» استاد یهودی دانشگاه هاروارد که فوت هم کرده، با نام «برخورد تمدن‌ها» منتشر شد که به فارسی هم ترجمه شد. او می‌گوید که در آینده شاهد برخورد تمدن‌ها اعم از مسیحی،‌ ارتودوکس و کاتولیک با دو تمدن خواهیم بود، یعنی تمدن اسلامی و تمدن کنفوسیوسی که گسل‌های خونین آنان را از هم جدا خواهد کرد.هانتینگتون یک کنفرانس در قبرس هم‌زمان با بمباران «کوزوو» توسط هواپیماهای آمریکایی داشت که بیشتر آنان هم مسلمان بودند. او گفت این اتفاق یکی از این گسل‌ها و از این نمونه‌هاست. او از کارهای افراطی بوش پسر هم حمایت می‌کرد، در واقع معتقد بود آمریکا با حمله به عراق تمام زیرساخت‌های این کشور را خراب کرد تا در آینده نفت عراق را بگیرد و به جای آن زیربنای عراق را بسازند. حتی ۱۶۴ نفر از روشنفکران آمریکا به بوش نامه نوشتند و کار او را تأیید کردند که یکی از آن افراد همین ساموئل هانتینگتون بود.یا در جای دیگری به قبرس توجه کنیم، می‌بینیم که قبرس دو قسمت دارد، بخش جنوبی مسیحی نشین و ارتودوکس و قسمت شمالی که مسلمان‌نشین و تُرک هستند و جالب آن‌که قسمت جنوبی جزء اتحادیه اروپاست اما قسمت شمالی آن جزء اتحادیه نشده است. از سال ۱۹۲۳ تشکیل حکومت ترک‌های جوان در ترکیه توسط مصطفی کمال پاشا را داشتیم تا بتوانند بخشی از اتحادیه اروپا شوند اما الآن حدود یکصد سال گذشته اما اجازه ورود نمی‌دهند و بعد از مدت‌ها تلاش، این‌ها گفتند اعدام را بردارید، که ترک‌ها برداشتند، حتی ممنوعیت حجاب در دانشگاه‌ها و ادارات ترکیه برای تقرب به اروپا مطرح شد اما نهایت این شد که رئیس‌جمهور فرانسه بگوید ترکیه به دلیل ۸۰ میلیون مسلمان جایی در اروپا ندارد.لذا هر حرکتی که غربی‌ها انجام می‌دهند ما را از آن منع می‌کنند، چون می‌دانند محرک مردم ما برای دفاع از هویت، استقلال و عزت و آرمان‌گرایی است. اصلاً بدون آرمان‌گرایی معنایی ندارد. لیبرال دموکراسی یک نوع آرمان است. پس این‌گونه نیست که آن‌ها آرمان‌گرایی نداشته باشند اساساً هیچ حرکت سیاسی در دنیا توسط هیچ کشوری انجام نمی‌شود مگر اینکه در چارچوب آرمان باشد.** سؤال: یکی از مسائلی که در شناخت تغییرات سیاسی مطرح می‌شود این است که شعارهای مطرح در آن انقلاب را بررسی کنیم. یکی از شعارهایی که در انقلاب اسلامی ایران عنوان شد، مسئله استقلال از بلوک غرب و شرق با شعار «نه شرقی نه غربی» بوده است، آیا نگاه به شرق با آن شعارهای انقلابی در تضاد و تعارض نیست؟ ضمن اینکه چه ملاحظاتی را در نگاه به شرق باید مورد توجه قرار داد تا دچار آن آفت‌ها و آسیب‌ها همانند نگاه به غرب نباشیم؟- ولایتی: این سؤال نیاز به پاسخ مقدماتی دارد، نه شرقی و نه غربی یعنی چه؟ به ویژه اینکه با وجود بندهایی از قانون اساسی که در آن بر حسن تعامل با کشورها تأکید دارد، اگر معنای «نه شرقی نه غربی» بد برداشت شود با قانون اساسی نیز تعارض خواهد داشت. این شعار و استراتژی، یک راهبرد آرمان‌گرایانه به معنای نه لیبرال دموکراسی و نه کمونیسم است و اگر این‌طور باشد پس معلوم است تحلیلی آرمانی است. بزرگ‌ترین دلیل عملی بر اینکه این شعار یک دیدگاه آرمانی است جایی است که می‌بینیم برای اولین بار از سوی حضرت امام خمینی (ره) مطرح و تفسیر شد.می‌بینید که وقتی کمونیسم در حال فروپاشی بود، ایشان به گورباچف نامه نوشتند؛ خوب از این بالاتر چه چیزی داریم؟ ایشان برای هیچ‌یک از سران کشورها نامه ننوشته‌اند. شخصیت بزرگی مانند آیت‌الله جوادی آملی را مأمور کردند که نامه را به گورباچف بدهند. این نامه یک نامه دوستانه بود. یک جمله‌ای در آن نامه وجود دارد که توجیه می‌کند چرا امام این نامه را نوشتند.فرمودند حال که کمونیسم را باید در موزه تاریخ سیاسی پیدا کرد شما حواستان باشد که به غرب گرایش پیدا نکنید چرا که آن‌ها در حال اضمحلال هستند. بنابراین ابتدای تفسیر عملی آن رابطه با شرق است، شرقی که آرمان‌گرایی ضدخدایی را کنار گذاشته،‌ یعنی انگیزه امام در حقیقت یک نوع رسالت و دعوت به حق بود و حالا که این آرمان ضدخدایی را کنار گذاشتید حواستان باشد که به غرب گرایش پیدا نکنید که آن هم یک انحراف است.نکته دوم، شرقی که ما الآن به آن توجه می‌کنیم با آن شرق ایدئولوژیک تفاوت دارد، کرملین کمونیست فروریخته و به دموکراسی معمول در دنیا بازگشته و رؤسای کشور روسیه از جمله خود آقای پوتین روزهای مقدس همراه اسقف‌ها به کلیسا می‌رود. آن شرق که الآن درباره آن حرف می‌زنیم نشات گرفته از سخنی است که مقام معظم رهبری بارها و بارها فرمودند که ما باید نگاه استراتژیک به شرق داشته باشیم و درعین‌حال هم غرب را نفی نکردند. البته این را هم بدانید که اکنون همه دنیا نگاه به شرق دارند.آمریکایی‌ها بارها تصریح کردند که استراتژی آینده‌شان این است که ثقل سیاسی و اقتصادی خودشان را در شرق آسیا و حضور در منطقه ژاپن، چین و کره متمرکز کنند، یعنی آینده اقتصاد دنیا و به تبع آن سیاست دنیا در این منطقه می‌چرخد.اگر روزی چین تصمیم بگیرد اوراق قرضه‌ای که از آمریکایی‌ها خریداری کرده را به هر قیمت بالا یا پایینی بفروشد، اقتصاد آمریکا را به شدت متزلزل می‌کند و بنابراین در چنین شرایطی ما هم باید فکری کنیم. درحالی‌که غربی‌ها با پیشکسوتی آمریکا تحریم پشت تحریم را علیه ما اعمال می‌کند، انسان عاقل که خودش را در بن‌بست قرار نمی‌دهد.نگاه به شرق هم مخصوص آن‌هایی نیست که سابقاً کمونیست بودند. اقتصاد چین مخصوص خودش است، البته ما هم باید اقتصاد مخصوص خودمان را داشته باشیم چراکه نمی‌توانیم اقتصاد آمریکا، روسیه و یا چین را داشته باشیم و لذا اقتصاد مخصوص خودمان را خواهیم داشت. اقتصاد چین هم کمونیستی و کوپنی نیست. کشورشان را اداره کردند و الآن چنین ویژگی‌هایی دارند و کمونیستم دیگر وجود ندارد.همچنین منظور ما از نگاه به شرق، هند هم هست. شما ژاپن را ببینید که هنوز هم ۲۵ هزار نیروی آمریکایی در این کشور حضور دارند. در آلمان و ایتالیا هم نیروهای آمریکایی هستند، یعنی آثار اشغال دول محور از جنگ جهانی دوم که بیش از ۷۰ سال می‌گذرد وجود دارد و آمریکا ماجرا را رها نمی‌کند. من این را به ژاپنی‌ها گفتم که اگر سیاست مستقل خودتان را داشته باشید ناچار به تبعیت از آمریکایی‌ها نیستید.از سوی دیگر امروز بخش اعظم نفت را هند و چین خریداری می‌کنند و می‌دانید که هند کمونیست نبوده است و با ما هم رابطه خوبی دارند و اولین کشوری است که ۲۰۰ میلیون دلار در چابهار سرمایه‌گذاری کرده است. ضمن اینکه تلاش زیادی برای کانال شمال - جنوب که از چابهار تا پترزبورگ هم ادامه دارد، انجام می‌دهند.در این دیدگاه با پاکستان هم موردنظرمان است که یکی از مهم‌ترین و یا به تعبیری بعد از اندونزی و بنگلادش پرجمعیت‌ترین کشور اسلامی است. ما رابطه بسیار خوبی با پاکستان داریم و مقام معظم رهبری در زمان ریاست‌جمهوری سفری به این کشور داشتند. از فرودگاه تا اسلام‌آباد فاصله نسبتاً زیادی بود، جالب است که بدانید مردم آنجا همراه اتومبیل حضرت آقا می‌دویدند. ضیاءالحق رئیس‌جمهور وقت پاکستان کنار آقا نشسته بود و گفت که این افرادی که دنبال ماشین می‌دوند را نه می‌شود به زور به خیابان آورد و نه می‌شود مانع آمدنشان به خیابان شد، این‌ها از روی علاقه به شما آمده‌اند.پس نگاه به شرق نگاه به کشورهایی است که معمولاً در شرق هستند اما ممکن است در غرب هم باشند. ما نگاه به عراق و سوریه داریم. از نصف‌النهار «گرینویچ» به این‌طرف نگاه استعماری جاافتاده‌ای وجود دارد. اما ببینید ما با سوریه چه رابطه‌ای داریم؟ سوریه شرق است یا غرب؟ عراق شرق است یا غرب؟ فلسطین، لبنان و یمن این‌ها همه در غرب ما هستند. یعنی نگاه به شرق نگاه به کشورهایی است که تحت سلطه غرب در طمع بازگشت سلطه‌شان به ایران نیستند.ونزوئلا کجاست؟ می‌شود گفت تفکر شرقی دارد، استقلال و عزت ملی که ما دنبال آن هستیم آن‌ها هم دنبال می‌کنند که به آمریکا نزدیک است و بزرگ‌ترین منبع نفت دنیا را دارد. ۲۹۰ میلیارد بشکه ذخایر نفت در ونزوئلا وجود دارد ولی باتمام وجود پای آرمان‌هایش ایستاده است و چه در دوره رئیس‌جمهور قبلی و چه در دوره رئیس‌جمهور کنونی با ما روابط بسیار نزدیک دارند.پس این اصطلاح خلط مبحث نشود. الآن عده‌ای مثل اصحاب کهف یعنی ۳۰۹ سال عقب هستند و از حوادثی که رخ داده بی‌خبرند! درباره نگاه به شرق می‌گویند: چون این‌ها کمونیست هستند پس برگردیم به سمت آمریکا و یا تعادل را حفظ کنیم!در موضع نگاه به شرق همسایگان از اولویت برخوردارند و باید تمام تلاش را به کار گرفت که امکان نفوذ آمریکایی سلب شود.** سؤال: الآن در شرایط جنگ اقتصادی هستیم و تحریم‌های ظالمانه روز به روز در حال افزایش هستند. آیا صرفاً نگاه به چین و روسیه به لحاظ شرایط اقتصادی کشور برای برون‌رفت می‌تواند راهگشا باشد؟- ولایتی: فعلاً فروش نفت برای ما بسیار مهم است. در حال حاضر بزرگ‌ترین مشتری خرید نفت ما چین است. این کشور نزدیک ۴۰ میلیارد دلار در سال از ما نفت خریداری می‌کنند و بعد هم هند قرار دارد و روسیه و چین هم حضور دارند تا روند خرید نفت از ایران ادامه یاید.درحالی‌که توتال و برخی دیگر از شرکت‌ها بر اثر تحریم‌های آمریکا رفتند، اما چین و روسیه و برخی دیگر از کشورها در حال مذاکره هستند تا ظرفیت‌ها را فعال نگه دارند و روسیه و چین اعلام کردند ما نفت را می‌خریم ولو آمریکایی‌ها ما را تحریم کنند، ضمن آن‌که تکنولوژی هم که امروز دارند و در آن موفق هم بوده‌اند، در حال رشد است و قطعاً در آینده حرف اول را در دنیا خواهند زد.این کشورها در انتقال تکنولوژی به ما هیچ مشکلی ندارند و حتی در مسائل دفاعی با روسیه مشکلی نداریم، به خصوص در موضوع اس۳۰۰ که به ما تحویل دادند. ما برای اینکه نیازمندی‌های پیشرفته دفاعی‌مان را از روسیه فراهم کنیم هیچ مشکلی نداریم. هم‌اکنون تولید برق اتمی در بوشهر توسط روس‌ها در حال انجام است.آلمانی‌ها و فرانسوی‌ها که قبلاً این کار را می‌کردند با انقلاب اسلامی آچار و چکش را زمین گذاشتند و نیمه‌کاره فعالیت‌ها را رها کردند و رفتند، اما الآن روسیه با ما کار می‌کند و توانستند از عهده کار بربیایند و در حال حاضر ۱۰۰۰ مگاوات تولید برق دارند و فاز دوم و سوم را هم شروع کردند و حتی حاضر هستند راکتورهای با تولید بسیار کمتر، کوچک‌تر و سیار در حد ۷۰ مگاوات تولید داشته باشند، به معنای آن‌که روی کشتی سوار شود و هر ساحلی که حضور یافت ۷۰ مگاوات برق تولید کند.بنابراین این‌ها حاضر هستند تحریم‌های آمریکا را بپذیرند و نباید با این‌ها رابطه نداشته باشیم؟ قطعاً به دنبال منافع ملی کشور خواهیم بود.** سؤال: بحثی که در نگاه به شرق مورد توجه است این‌که آیا بر اساس این نگاه، تکنولوژیک شدن ایران به عقب نمی‌افتد، با توجه به اینکه غربی‌ها در بحث تکنولوژی موفق‌تر از شرق هستند؟- ولایتی: تکنولوژی را که نباید از چرخ چاه شروع کنیم. همه این‌هایی که در تکنولوژی پیشرفت کردند، میانبر زدند. یعنی هرچه دیگران داشتند را گرفتند و راهی که باید در ۵۰ سال می‌رفتند ۵ ساله رفتند. زمانی که با ما قرارداد ببندند با تکنولوژی که همراهشان می‌آوردند فنونی را نیز به ما منتقل می‌کنند. امروز در حوزه فضایی، هسته‌ای و موشکی روسیه صاحب سبک است و حتی در برخی از این زمینه‌ها از کشورهای ابرقدرت رقیب خود پیشی گرفته است.آمریکایی‌ها در تکنولوژی پیشرفته هستند؛ امام علیرغم این‌همه «دب دبه و کب کبه» هنوز نتوانستند در بحث فضایی به روس‌ها برسند و در این زمینه از ایستگاه فضایی روسیه کمک می‌گیرند.جزئیات دیدار دو ساعته ولایتی و پوتین** سؤال: شما اخیراً سفری به روسیه داشتید و پیام مقام معظم رهبری را برای رئیس‌جمهور روسیه بردید، لطفاً در این مورد توضیح بفرمایید. از سوی دیگر دیدگاه نگاه به شرق درست است اما شاهد هستیم که در کشور مهمی مانند چین سفیر نداریم و انگار هیچ سازوکاری در این زمینه وجود ندارد و لازم است تا سفرای اقتصادی توانمند را در این کشورها داشته باشیم یا در حال حاضر «عمران خان» در پاکستان انتخاب شده و ما می‌توانیم از این ظرفیت به عنوان دروازه پاکستان برای ورود به هند و چین استفاده کنیم. نظر شما در این موارد چیست؟- ولایتی: تعیین خطوط استراتژیک سیاست خارجی بر اساس قانون اساسی بر عهده مقام معظم رهبری است و بنده هم اگر توفیق داشته باشم گاهی دیدگاه‌های ایشان را بر حسب مصداق منتقل می‌کنم. آقای پوتین هم برای مقام معظم رهبری و دیدگاه‌های ایشان اهمیت فوق‌العاده‌ای قائل هستند. در دیدار با آقای پوتین تقریباً درباره موضوعات مهم دوجانبه، منطقه‌ای و همچنین بین‌المللی بحث و تبادل‌نظر کردیم و باید بگویم که این دیدار طولانی‌ترین دیدار یک مسئول از جمهوری اسلامی ایران با آقای پوتین بوده است که حدود دو ساعت و نیم طول کشید.وی یک کلمه منفی در خصوص روابط دوجانبه، منطقه‌ای و بین‌المللی مطرح نکرد و تصریح کرد که روسیه در کنار همسایه قدرتمند خود ایران ایستاده است و شاهد بودیم که در فاصله کوتاهی، رئیس‌جمهور روسیه دو جلسه با رئیس‌جمهور در اجلاس خزر بود و نشست سه‌جانبه مربوط به سوریه داشته که بسیار مهم بوده است.درباره موضع دولت در خصوص نگاه به شرق هم بگویم که انصافاً مواضع آقای روحانی که محکم مقابل آمریکا ایستاد، بسیار خوب بوده و در رابطه با توسعه روابط با شرق، رئیس‌جمهور کشورمان، مواضع مقام معظم رهبری را با قوت دنبال می‌کند.درباره سفیر چین نیز، هم که عنایتی شده بود اما به دلیل موضوعات ارزی کشور اولویت با حضور سفیر انتخابی در پست‌بانک مرکزی بوده است و امیدواریم هر چه زودتر سفیر تعیین شود و چینی‌ها هم این موضوعات را درک می‌کنند. وزیر دفاع ایران هم چندی پیش به چین سفر کرد و با همتای خود ملاقات کرد و باید بگویم این‌ها اگر فقط یک نشست عادی هم برگزار کرده باشند باز یک تودهنی بزرگ برای آمریکایی‌هاست. حساس‌ترین همکاری‌ها، اقدامات دفاعی است و وزیر دفاع ما به دعوت وزیر دفاع چین این سفر را انجام داده است.** سؤال: چند روز پیش ما اجلاس ۳ جانب‌های در تهران داشتیم، ارزیابی شما از راه‌حل‌های سیاسی برای حل بحران سوریه و تحلیل شما از آینده‌ایان کشور با توجه به این همکاری‌ها چیست؟- ولایتی: برنده حوزه دفاعی، سوریه و متحدان آن بودند و آن‌هایی که شکست خوردند آمریکایی‌ها، سعودی‌ها، صهیونیست‌ها و افراطی‌های دست‌پرورده آن‌ها بودند. طبیعی است که راه‌حل‌های سیاسی که برندگان درباره آن مشورت و مطرح می‌کنند، جایگاه بالاتر و عملیاتی‌تری دارد و لذا کار به جایی رسیده که همه تروریست‌ها منهای شرق فرات را که آمریکایی‌ها در آنجا حضور دارند، در تمامی مناطق تروریست‌ها شکست خورده‌اند و همه این‌ها را به سمت ادلب کشانده‌اند.ترکیه که اول با طرف مقابل بود، بعد مصلحت خود و رابطه با ما و روسیه را سنجید و به هر علت تغییر مسیر داد. قبل از اجلاس تهران گفت باید همه خلع سلاح شوند. گروه تروریستی النصره در واقع اخوانی‌های سوریه هستند که این‌ها مورد حمایت ترکیه بودند یعنی مقدمات خلع سلاح را فراهم کردند.بحث این‌ها حول این بوده که بازگشت ادلب (استان مرکزی بین سوریه و ترکیه) به حکومت مرکزی با حداقل تلفات و خون‌ریزی باشد که حتماً ایران، روسیه و ترکیه موافق هستند، چرا که اگر کسی تسلیم شد و وفاداریش را اعلام کرد، نباید کشته شود و باید مراقبت شود، ضمن آن‌که تعدادشان اندک است، از مردم به عنوان سپر انسانی استفاده می‌کنند و در تهاجم نهایی مردم کشته می‌شوند. اجلاس تهران اجلاس خوبی بود. آن‌ها اجلاس ژنو را درست کردند و این طرف اجلاس سه‌جانبه آستانه تشکیل شد و بالاخره اجلاس آستانه برنده شد چرا که دست بالا را داشت.** سؤال: عمران خان در پاکستان قرار بود ابتدا به تهران بیاید و سپس به ریاض برود، اما برنامه او تغییر کرده و ابتدا به ریاض می‌رود. به نظر شما چه دلیلی می‌توانست مانع سفر وی به تهران شود؟- ولایتی: هر کشوری منافع خود را در نظر می‌گیرد. همین‌قدر که عمران‌خان وقتی قدرت را در دست گرفت، اول از ایران تعریف کرد و بعد هم گفت که نیروهایش را از یمن بیرون می‌کشد و به سعودی‌ها بر علیه یمن کمک نمی‌کند، موضع و تحول بسیار مناسبی بود که از خود نشان داد.سعودی‌ها در انتخابات پاکستان از نواز شریف و مسلم لیگ حمایت می‌کردند امّا به‌محض اینکه نواز شریف باخت و عمران خان برنده شد، اولین کشوری که تبریک گفت سعودی‌ها بودند. هر کسی که به فکر منافع پاکستان باشد و بر سر کار بیاید حالا از زمان ایوب خان، یحیی خان، ضیاءالحق، نواز شریف و خانم بوتو همه این‌ها اهمیت فوق‌العاده‌ای برای ایران قائل بودند و هستند، برای اینکه در رقابت‌های منطقه‌ای، ایران را عقبه استراتژیک خود می‌دانند. پاکستانی‌ها مردم ایران را دوست دارند و البته نفوذ سعودی‌ها، تقویت وهابی‌ها و کشتار شیعیان نیز توسط یک اقلیت مزدور بی‌دین اتفاق می‌افتد.لابد وی منافع ملی کشور خود را دیده و به آنجا سفر کرده است و البته ما هم باید منافع ملی آن‌ها را در نظر بگیریم و نباید چنین مسائلی بر روابط ما با آن‌ها مؤثر باشد، آن‌هم کسی که با شجاعت گفته که اولویت اول ما ایران است.** سؤال: به نظر می‌رسد که جمهوری اسلامی ایران در بخش نگاه به شرق و توجه به روسیه و چین کشورهای دیگر از جمله ژاپن را فراموش کرده است،‌ در رویکرد نگاه به شرق، دیگر کشورها چه جایگاهی در سیاست خارجی ما خواهند داشت؟- ولایتی: هر جا که منافع، خواسته و استراتژی ما بهتر و بیشتر تأمین شود، طبیعی است که به آنجا اولویت می‌دهیم. هندی‌ها هم با وجود فشاری که روی آن‌ها می‌گذارند خرید نفت را متوقف نمی‌کنند ولی تفاوت بین هند و چین، تفاوت بین هند تا چین است. روسیه و چین هر کدام ویژگی‌هایی دارند. در سازمان ملل متحد اول روسیه است که قطعنامه ضد ایرانی در مورد یمن را "وتو" می‌کند و بعد چین تبعیت می‌کند. در صحنه بین‌الملل و در بحث دفاعی روسیه جایگاه بالایی دارد. در مسائل اقتصادی چین ظرفیت بالاتری دارد. اگر روسیه آن قطعنامه را وتو نمی‌کرد ما ذیل فصل هفتم منشور می‌رفتیم و تحریم‌ها و هر نوع حرکتی علیه ما توسط شورای امنیت مشروع جلوه می‌کرد. بنابراین هرکدام ظرفیت‌های خودشان را دارند اما در را به روی هیچ‌کسی نبستیم و به منافع ملی نگاه می‌کنیم.** سؤال: روسیه با صهیونیست‌ها که در تضاد با ما هستند رابطه خوبی دارد. شما به‌ویژه در این هندسه رابطه‌ها، وضعیت آینده سوریه را چطور پیش‌بینی می‌کنید؟ آیا امکان دارد که روسیه در قضیه سوریه پشت ایران را خالی کند و اتفاق دیگری بیفتد؟- ولایتی: ما اگر با کشوری رابطه دوستانه داریم «مشترکاتمان» بیشتر و «مختلفاتمان» کمتر است و هر چه مشترکات کمتر باشد دوستی هم کمتر است. اگر با کشوری دوست هستیم به این معنا نیست که سیاست خارجی‌اش را با ما منطبق بکند و حتی اروپایی‌ها که با آمریکایی‌ها این اندازه نزدیک هستند در برجام و برخی مسائل دیگر با هم اختلاف دارند. حالا روسیه منافع خودش و ما هم منافع خودمان را داریم اما همکاری و تعامل وجود داد و از فرصت استفاده می‌کنم و بیشتر در خصوص مسائل منطقه‌ای توضیح می‌دهم. چهار سال به تنهایی از سوریه دفاع کردیم برای اینکه این طراحی که توسط امام شروع شد و توسط مقام معظم رهبری با جدیت تمام -که بنده شاهد عینی آن هستم- پیگیری شد، تشکیل جبهه مقاومت است.برخی افراد که سنگ‌اندازی و عوام‌فریبی می‌کنند که مردم خودمان گرفتار هستند و چرا باید به سوریه و عراق کمک کنیم؟ آمریکایی‌ها مقروض‌ترین کشور دنیا و پراگماتیست‌ترین مردم دنیا هستند. یعنی برای هر «سِنت» شأن حساب دارند درعین‌حال در تمام دریاهای دنیا ناوگان‌های یک، دوم، سوم تا ششم برپا می‌کنند و هزینه‌های زیادی می‌کنند و می‌گویند ما از منافع ملی آمریکا در خلیج‌فارس حمایت می‌کنیم.کلامی مربوط به حضرت علی (ع) است که می‌فرماید مردمی ذلیل نشدند مگر آنکه در خانه خود نشستند تا دشمن به خانه‌های آنان آمد. ما به گفته مقام معظم رهبری به‌جای آنکه سنگرهایمان را در کرمانشاه، اصفهان، کرمان، تبریز و ... بزنیم باید در بیرون مرزها برپا نماییم.اینکه عرض می‌کنم نظریه شخصی و استنباط شخصی بنده به عنوان فردی است که ۳۶ سال با مسائل سیاست خارجی از نزدیک در تماس بوده است و معتقدم هر کشوری به خصوص کشورهای همسایه از این آرمان‌ها یعنی آزادی، دموکراسی، تمامیت ارزی، دین‌مداری و رعایت ارزش‌ها طرفداری بکند و در مقابل سلطه استقامت کند، رفیق و همکار منطقه‌ای ایران است. در سال میلیون‌ها ایرانی و عراقی به زیارت اماکن نورانی دو کشور می‌روند و آن‌قدر مشترکات زیاد است که کسی احساس نمی‌کند این دو با هم هشت سال جنگیده‌اند. وقتی عراق از زیر استعمار خارج شد و دموکراسی مردم حاکم شد ما موظف هستیم از همسایه‌مان دفاع کرده و همکاری کنیم.درباره سوریه، وقتی این کشور در مقابل دشمنانی که مورد حمایت اسرائیل، آمریکا، عربستان و قطر بوده‌اند ایستاد و حتی در شرایطی که تا چند صد متری دفتر بشار اسد آمدند، ولی ماند، ایستاد و مقاومت کرد، وظیفه ماست که از سوریه که حلقه طلایی محور مقاومت است، حمایت کنیم.ما از حزب‌الله حمایت کردیم و همین نتانیاهو «مردِ دلهِ دوره گردِ بی‌خاصیت» به اروپا رفت و گفت اگر ما بخواهیم مراکز هسته‌ای ایران را بمباران کنیم (همان‌طور که در سال ۱۹۸۰ مرکز هسته‌ای تموز عراق را نابود کرد) حزب‌الله لبنان، اسرائیل را با خاک یکسان می‌کند. در این شرایط چه کسی است که انصاف داشته باشد اما بگوید که به لبنان کمک نکنید؛ لبنانی که متحد ماست. البته ما هم از لبنان حمایت کردیم؛ آن زمان که در سال ۱۹۸۲ اسرائیل به لبنان حمله کرد و ۴۰ درصد آن اشغال شده بود ایران کمک کرد تا این سرزمین اسلامی از اشغال اسرائیل خارج شود.الآن در کنار یمن، افغانستان و پاکستان ایستاده‌ایم و حمایت می‌کنیم و اگر کسی گفت امروز عصر انزوا نیست، جواب می‌دهیم که ما منزوی نیستیم و معتقدیم که عصر همکاری‌های منطقه‌ای است و ما با کسی همکار می‌شویم که جلوی آمریکا بایستد و این اساس همکاری منطقه‌ای ماست و ما موفق‌ترین بودیم.در همین شورای همکاری میان قطر و عربستان اختلاف ایجاد شد که می‌خواستند دور قطر کانالی بزنند تا به جزیره تبدیل شود و اگر ما کمک نمی‌کردیم قطر را خفه کرده بودند که پیش از این متحدشان بود اما این‌ها به منافع آمریکا نگاه می‌کنند. بعضی‌ها می‌گویند ما منزوی هستیم در حالی که این حرف از اساس دروغ است.عده‌ای ناآگاه در اذهان مردم می‌اندازند که وقتی ما خودمان نیاز داریم چرا به عراقی‌ها کمک کنیم؟ اگر کمک نمی‌کردیم امروز ابوبکر بغدادی وحشی‌تر از صدام در نزدیکی مرزهای ما مستقر بود. جنگ صدام علیه ایران به تعبیر شورای امنیت، ۱۰۰ میلیارد دلار و به تعبیر خودمان ۱۰۰۰ میلیارد دلار برای کشور خسارت داشت و شهدا و ایثارگران هم که اساساً قابل قیمت‌گذاری نیستند و این همه جوان از دست دادیم به خاطر این که همسایه ما یک زمانی صدام حسین بود؛ حال اگر این همسایه، ابوبکر بغدادی بود چقدر هزینه برمی‌داشت؟ پس این‌جور اقدامات منطبق بر منافع ملی است.** سؤال: الآن با توجه به تنش‌های بین ایران و آمریکا و با روی کار آمدن ترامپ چنین ظرفیتی فراهم است که نگاه معطوف به شرق داشته باشیم؟ آیا این راهبرد، می‌تواند مؤثر واقع شود؟- ولایتی: اولاً غرب منحصر به آمریکا نیست. موقعی که اوضاع به هم می‌ریزد معلوم می‌شود که این‌ها بین خودشان هم اختلاف جدی دارند. گاهی حرف‌های تندی بین رؤسای بعضی از کشورهای اروپایی و رئیس‌جمهور آمریکا متبادل می‌شود که باعث تعجب است. ما با اروپا هیچ منعی برای همکاری و کار کردن نداریم و این روند را ادامه می‌دهیم. البته ممکن است چون اروپا در مقابل آمریکا تضعیف شده باشد و زورش نرسد آن انتظاری که ما توقع داریم، انجام ندهند لذا مقام معظم رهبری فرمودند با اروپا رابطه داشته باشید و ارتباطات را توسعه دهید، رفت‌وآمد کنید، اما امید زیادی به آن‌ها نداشته باشید. تحلیل من از بیان آقا این است که اروپایی‌ها خیلی قدرت اینکه مستقل از آمریکا حرکت کنند را ندارند اما ما هیچ منعی نداریم و منهای آمریکا و اسرائیل، هیچ منعی برای داشتن رابطه با کشورهای دنیا نداریم.البته ما در تاریخ سیاسی انقلاب گاهی روابط خوبی با اروپایی‌ها داشته‌ایم. به خاطر دارم زمانی از سازمان ملل برمی‌گشتم که در رم توقفی کردم، آقای «انریکو لتا» که بعدها نخست‌وزیر ایتالیا می‌شود روابط خوبی با ما داشت، وقتی متوجه سفر من می‌شد، برای استقبال به فرودگاه می‌آمد.ما توازن بین غرب و شرق را رعایت کردیم. سابقه این موضوع هم از دوره وزارت خارجه برقرار بوده است. مثلاً آقای گن شر وزیر امور خارجه وقت آلمان قبل از قطعنامه سازمان ملل مبنی بر متجاوز خواندن عراق به صراحت اعلام کرد صدام حسین متجاوز است یا آقای رونالد دوما وزیر امور خارجه وقت فرانسه پرداخت مطالبات انباشته شده ایران از فرانسه را پیگیری کرد و به نتیجه رساند یا آقای پریما کوف وزیر امور خارجه وقت روسیه روابط بسیار نزدیک و حسنه‌ای با ما داشت.پس از دوره وزارت امور خارجه نیز در دولت قبل پس از افزایش فشارها و تنش‌ها میان ایران و غرب با نظر نظام بر مبنای حسن روابط گذشته مقرر شد ارتباطات و تماس‌های دوستانه‌ای میان بنده و این وزرای خارجه سابق که ذکر کردم، در جهت کمک به دولت مستقر، تنش‌ها را کاهش دهیم و بر مبنای این آقای گن شر با دستور مستقیم خانم مرکل با یک هواپیمای اختصاصی به تهران آمد و در فرودگاه مهرآباد با بنده ملاقات کرد. به همین ترتیب آقای رونالد دوما و پریما کوف در سفرهایی به تهران از نزدیک در روند ایجاد یک گروه مؤثر در روابط فیمابین، منطقه‌ای و بین‌المللی شرکت کردند که پس از تشکیل این گروه و این اقدامات اگر از جانب برخی افراد اخلال صورت نمی‌پذیرفت، موجب می‌شد که پنج یا شش قطعنامه از سازمان ملل نگیریم.سفیر فرانسه آمد به من گفت که سارکوزی از شما دعوت می‌کند تا به فرانسه بروید و در کاخ الیزه با هم مذاکره کنید که این ملاقات یک ساعت طول کشید. او سفیرمان را به محل ملاقات راه نداد اما من گفتم سفیرمان باید باشد.اگر برخی اخلال نکرده بودند سارکوزی به تهران می‌آمد که آغاز فصل نوینی از روابط ایران و فرانسه می‌توانست شکل بگیرد.منبع: تسنیمانتهای پیام/ ]]> سیاسی Mon, 17 Sep 2018 07:43:00 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcjayetiuqemvz.fsfu.html چمدان «سفرهای خارجی نمایندگان» کجا بسته می‌شود؟ http://www.nedayeenghelab.com/vdcivuappt1aqz2.cbct.html به گزارش ندای انقلاب، مسئولان عالی‌رتبه کشورهای مختلف، هموراه برای دستیابی به دستاوردهای سیاسی و اقتصادی، عازم سفرهای خارجی شده و با مسئولان و سیاستمداران کشورهای هدف دیدار و ملاقات می‌کنند تا از این رهگذر به تامین منافع ملی کشورشان کمک کنند. این قاعده در جمهوری اسلامی ایران هم جاری و ساری است.هئیت و کمیته ناظرتشخیص انجام سفرهای خارجی، سازوکار مربوط به خود را دارد و همواره کمیته و هئیت‌هایی نظیر «هئیت نظارت بر سفرهای خارجی کارکنان دولت» برای انجام این سفرها تصمیم‌گیری می‌کنند.نمایندگان مجلس شورای اسلامی هم به عنوان اعضای یک قوه تاثیر گذار در ساختار جمهوری اسلامی ایران و براساس وظایف و ماموریت‌های ذاتی خود برنامه‌ریزی برای انجام سفرهای خارجی دارند.نمایندگان مجلس شورای اسلامی با استناد به قاعده «دیپلماسی پارلمانی» و از مجرای پیش‌بینی شده در قانون، عازم بسیاری از کشورهای دنیا می‌شوند و با مقامات کشورهای خارجی دیدار و ملاقات می‌کنند. سفرهایی که البته در برخی از موارد حساسیت برانگیز می‌شود.با این حال انجام سفرهای نمایندگان مجلس به کشورهای خارجی هم نیازمند اخذ مجوز بوده و مجلس هم برای تسهیل این امور سازوکار تعبیه کرده است. مجلس شورای اسلامی در قالب یک کمیته بر ضرورت انجام سفرهای خارجی نمایندگان مجلس نظارت و تصمیم‌گیری می‌کند . البته مجلس هم به فراخور وظایف خود در انجام این سفرها، محدودیت‌هایی دارد.سفر به اروپاطی هفته گذشته، برخی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی در قالب گروه‌های دوستی پارلمانی با برخی کشورهای اروپا عازم بلژیک شدند و از سویی دیگر، دیدار رئیس و اعضای گروه‌های دوستی پارلمانی ایران و کره جنوبی با سفر به این کشور، انجام شد که همگی این سفرها با مجوز کمیته ارزیابی سفرهای خارجی مجلس صورت پذیرفت. البته گروه‌هایی دیگری از نمایندگان در قالب همین سفرها، در دور اول تعطیلات تابستانه مجلس در سال جاری، راهی برخی از کشورهای اروپایی شدند که سفر به فرانسه و بازدید از موزه لوور از جمله آنهاست.یک دعوت و دو درخواستسفرهای خارجی نمایندگان مجلس شورای اسلامی در حالی انجام می‌شود که نفس این سفرها محل بحث نبوده و همواره بر ضرورت و دستاوردهای ملی آن تاکید می‌شود. البته کیفیت و چگونگی این سفرها از جمله «ضرورت انجام»، «هزینه‌انجام سفر»، «درصد تامین منافع ملی» و ... نیز مورد بحث است و به عبارتی هزینه - فایده این سفرها محل بحث است نه اصل آن.همواره این نکته محل سوال است که مجوز صدور سفرهای خارجی نمایندگان از سوی چه نهادی صادر می‌شود و به عبارتی چمدان سفرهای خارجی نمایندگان کجا بسته می شود؟ برای پاسخ به این سوال به سراغ بهروز نعمتی سخنگوی هیئت رئیسه مجلس شوی اسلامی و عضو کمیته سفرهای خارجی مجلس رفتیم.بهروز نعمتی عضو «کمیته سفرهای خارجی» مجلس درباره سازوکار و برنامه‌ریزی برای سفرهای خارجی نمایندگان در مجلس، می‌گوید: سفرهای خارجی نمایندگان چند نوع است، یک نوع این سفرها، سفرهایی است که نمایندگان همراه با دولتمردان انجام می‌دهند. در قالب این سفرها وزرا درخواست خود را به کمیسیون‌های تخصصی مجلس ارسال می‌کنند و کمیسیون‌های تخصصی هم نهایتاً این موضوع را به کمیته سفرهای خارجی مجلس ارجاع و برای این موضوع تصمیم‌گیری می‌شود.وی می‌افزاید: نوع دوم سفرهای نمایندگان، سفرهایی است که فراکسیون‌های مجلس در قالب گروه‌های دوستی انجام می‌دهند. این گروه‌های دوستی بر اساس مراوداتی که ایران با برخی از کشورها دارد مقوله دیپلماسی پارلمانی را پیگیری می‌کنند، بر فرض مثال کشورها همچون روسیه و اوکراین و همچنین اتحادیه اروپا در این محور قرار دارند.نعمتی با بیان اینکه نوع سوم سفرهای نمایندگان در قالب سفرهای کمیسیون‌های تخصصی مجلس پیگیری می‌شود تاکید دارد: دراین راستا هیئت رئیسه کمیسیون‌ها براساس نیاز، برای انجام این سفرها اقدام می‌کنند.کمیته ۷ نفره ...نعمتی با بیان اینکه کمیته سفرهای خارجی مجلس ۷ عضو دارد، می‌گوید: همگی اعضای این کمیته از نمایندگان مجلس هستند. رئیس مجلس دراین کمیته حضور ندارد و نماینده وی درجلسات این کمیته حاضرمی شود.مجوز تفریحی نمی‌دهیمسفرهای خارجی نمایندگان مجلس درحالی انجام می‌شود که برخی معتقدند این سفرها بیش از آنکه اهداف ملی را پیگیری کنند، تا حدودی جنبه تفریحی پیدا کرده است.نعمتی با اشاره به محوریت قرار گرفتن منافع ملی در انجام سفرهای پارلمانی تاکید دارد: بالاخره برای هر سفری یک طراحی و برنامه‌ریزی صورت می‌گیرد. پیش از انجام سفر خارجی، نمایندگان اهداف مدنظر در سفر خود را پیرو گزارشی مطرح می‌کنند لذا بر مبنای آن اهداف این سفرها انجام می‌شود و این اهداف همگی منافع ملی را پیگیری می‌کنند.عضو «کمیته سفرهای خارجی» مجلس با اشاره به طرح مسائلی درباره تفریحی شدن سفرهای پارلمانی عنوان می‌کند: نمایندگان ممکن است شخصا اقدام به سفرهای تفریحی کنند، اما این مسئله در قالب سفرهای مجلس رخ نمی‌دهد چراکه به هیچ وجه مجوزی درباره سفرهای تفریحی نمایندگان از سوی کمیته سفرهای خارجی مجلس صادر نمی‌شود.گزارش سفرخارجی به لاریجانینتایج سفرهای خارجی به نوعی تنها سوغاتی است که می‌توان با آن سفرها خارجی مسئولین را توجیه و ارزیابی از آن‌ها داشت.نعمتی در همین زمینه می‌گوید: گروه‌هایی از نمایندگان که اقدام به سفر خارجی می‌کنند موظف‌اند گزارشی را از سفر صورت گرفته به کمیته سفرهای خارجی مجلس ارائه کنند. در ادامه این کمیته گزارش مذکور را جهت ارزیابی به امور بین‌الملل مجلس ارجاع می‌دهد و دست آخر گزارش نهایی تهیه شده و به ریاست مجلس و وزارت امور خارجه ارسال می‌شود.سخت‌گیری تا سفر رئیس مجلسنعمتی در باب تعداد سفرهای خارجی مجلس دهم نسبت به ادوار گذشته می‌گوید: سفرهای مجلس دهم نسبت به ادوار گذشته مجلس کمتر شده است لذا پیش‌تر سفرها بدین نحو بود که ۵ نماینده به همراه یک دبیر کمیسیون و یک مترجم عازم سفر می‌شدند، اما درحال حاضر این رویه ۱+۴ است و یک نفر کمتر شده است که این می‌تواند در راستای صرفه جویی در این سفرها تلقی شود.وی با بیان اینکه حداقل سفرهای خارجی از سوی مجلس انجام می‌شود، تاکید دارد که حتی برای سفرهای ریاست مجلس هم سخت گیری‌های لازم در نظر گرفته می‌شود.نعمتی می‌افزاید: البته اخیرا برخی می‌گفتند که ۵۰ نفر به همراه رئیس مجلس به روسیه سفر کرده‌اند که باید گفت این موضوع دروغ است.عضو کمیته سفرهای خارجی مجلس با ذکر این نکته که سفرهای زیر ۴ ساعت پرواز نمایندگان، با پرواز اکونومی (پرواز معمولی) انجام می‌شود، ادامه می‌دهد؛ این درحالی است که سفرها با مسافت زیاد ممکن است با پرواز بیزینس کلاس انجام شود.وی در باب حق ماموریت نمایندگان در سفرهای خارجی می‌گوید: حق ماموریت نمایندگان هم در جریان این سفرها کاملا طبق قانون پرداخت می‌شود و این سفرها حداکثر ۴ روز به طول می‌انجامد.سرنوشت نامعلومبه اعتقاد بسیاری از کارشناسان و با توجه به خروج آمریکا از برجام و سرنوشت نامعلوم توافق ایران با اروپا، کشور در حال حاضر در یک جنگ اقتصادی قرار دارد که بدون شک عبور از این بحران، صرفه جویی در تمامی زمینه‌ها را طلب می‌کند. با این حال ضرورت سفرهای خارجی نمایندگان مورد تاکید بساری از منتقدین انجام این سفرهاست.شانیت سفرهای خارجیحسین امیرعبداللهیان معاون پیشین عربی و آفریقایی وزارت امور خارجه و دستیار ویژه فعلی رئیس مجلس شورای اسلامی در امور بین‌الملل درباره ضرورت سفرهای خارجی نمایندگان به کشورهای اروپایی می‌گوید: ما به عنوان جمهوری اسلامی ایران و به عنوان یک کشور مهم و بزرگ در منطقه نمی‌توانیم روابط خودمان را با دنیا اینقدر سخت کانالیزه کنیم. صرفه جویی و سفرهای هدفمند یک موضوع است.وی می‌افزاید: ما روابط علمی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و بازرگانی با دنیا داریم روابط پارلمانی هم داریم لذا هر کدام از این‌ها در جایگاه خودش، شانیت خودش را دارد، اما این که الان اولویت در مجموعه این بحث‌ها برای ما تقویت مناسبات بازرگانی و اقتصادی است این اولویت به این معنا نیست که در حوزه‌های دیگر باید کار را تعطیل کرد.میزبان بیرونی!با توجه به اینکه برخی سفرهای نمایندگان مجلس و کارکنان دولت در چارچوب دیپلماسی عمومی ضرورتی انکارناپذیردارد، اما گاهی انتقادات به این سفرها رنگ و بویی دیگر هم به خود می‌گیرد.عباس گودرزی، نماینده مجلس در همین زمینه می‌گوید: ضرورت و نتیجه سفر نمایندگان باید مشخص باشد. از طرفی برخی سفرهای نمایندگان به میزبانی بیرون از مجلس انجام می‌شود و من این را به صلاح مجلس نمی‌دانم. اینکه از بیرون از مجلس سفری انجام شود و نماینده را همراه کنند شایسته و در شأن مجلس نیست.کمترین هزینه و بیشترین آوردهبا همه این تفاسیر بسیاری از سفرهای خارجی مسئولین نظام ضروری دارد، اما یک نکته شاید در این بین حائز اهمیت باشد و آن اینکه به اعتقاد بسیاری از دلسوزان نظام این سفرها باید با کمترین هزینه و بیشترین آورده برای کشور همراه شود تا نتایج آن راه‌گشا باشد.یک نکته در حد ضرورتمقام معظم رهبری ۳۰ خردادماه سال جاری در دیدار نمایندگان و کارکنان مجلس شورای فرمودند: «یک مسئله هم مسئله‌ی سفرهای خارجی است. سفرهای خارجی را هم هرچه ممکن است، دوستان و برادران و خواهران عزیز رعایت بکنند که واقعاً رفتن به سفرهای خارجی در حدّ ضرورت، در حدّ نیاز [باشد]؛ به‌صورت دست‌ودل‌بازی در این زمینه نباید حرکت کرد.»منبع: میزانانتهای پیام/ ]]> سیاسی Mon, 17 Sep 2018 08:14:24 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcivuappt1aqz2.cbct.html چرا رئیس پیشین بانک مرکزی به دولت بازگشت؟ http://www.nedayeenghelab.com/vdcdzz0skyt09x6.2a2y.html به گزارش ندای انقلاب، حسن روحانی رئیس جمهور در بیست و دومین روز از آخرین ماه تابستان طی حکمی «ولی الله سیف» را به عنوان «مشاور رئیس جمهور در امور پولی و بانکی» منصوب کرد. این اقدام تنها پس از ۵۰ روز از اخراج رئیس پیشین بانک مرکزی توسط روحانی کلید خورد که با حکمی دیگر سیف را از پاستور به بیرون راهنمایی کرده بود!سوم مردادماه سال جاری بود که رئیس قوه مجریه عبدالناصر همتی را به سمت «رئیس کل بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران» منصوب کرد و عذر سیف را پس از قریب به ۵ سال از این پست خواست. اما کارنامه سیف در دوران تصدی این سمت دارای فراز و نشیب‌های بسیاری بود. او با دلار در ریل ۳ هزار تومان به کرسی خود سلام کرد اما در حالی از پله‌های ساختمان میرداماد پایین می ‌آمد که نرخ دلار در ریل ۱۴ هزار تومان سیر می‌کرد. با آغاز التهاب در بازار ارز و سکه پس از انتخابات ریاست جمهوری در سال ۹۶ روند چالشی در اقتصاد کشور آغاز شد و دولت نیز بدون توجه به نقد کارشناسان و اعتراض مردم در دیماه همان سال به کار خود ادامه داد اما با شروع سال جدید و تنها پس از بیست و یک روز از سال ۹۷ مجلس در جلسه علنی خود با حضور سیف و با اعتراض نمایندگان ملت به ضعف عملکردی بانک مرکزی به عنوان متولی تامین و مدیریت ارز کشور تشکیل جلسه داد . در این جلسه نمایندگان بارها خواستار استعفای وی شدند اما دولت و سیف تاکید بر ادامه همکاری با هم داشتند.نمایندگان مجلس شورای اسلامی به موازات ادامه تصمیمات اشتباه رئیس کل بانک مرکزی تصمیم به وارد شدن به میدان گرفتند. سید جواد ابطحی نماینده مردم خمینی‌شهر در مجلس شورای اسلامی، از ارسال نامه بیش از ۱۶۰ نمایندگان مجلس به روحانی خبر داد و گفت: نمایندگان در این نامه از رئیس‌جمهور خواستار تغییر ولی‌الله سیف رئیس بانک مرکزی از این سمت شدند.*دفاع تمام قد روحانی از رئیس پیشین بانک مرکزیعلی رغم نظر کارشناسان، خواست مردم و نمایندگان ملت اما سیف کما فی السابق به کار خود در بانک مرکزی ادامه داد و در عین حال هر روز سعی ‌می‌کرد به نوعی افزایش نرخ دلار را از بانک مرکزی به سمت نهادها، سازمان‌ةا و حتی وزارت‌خانه‌های دیگر سوق دهد.ولی‌الله سیف پیشتر افزایش نرخ ارز را کار دشمنان دانسته بود آنجا که وی در جلسه علنی سه شنبه ۲۱ فروردین ماه در مجلس شورای اسلامی بیان داشت:« عوامل غیراقتصادی و اطمینان نداشتن به آینده در تلاطم نرخ ارز موثر است. حجم بالای نقدینگی یکی از عوامل نگرانی است که تا این لحظه اثر آن بر بازار کنترل شده و درخصوص نرخ ارز نیز عوامل غیراقتصادی و اطمینان نداشتن به آینده موثر است. متاسفانه دشمنان از خارج از مرزها و به شکل های مختلف بر این موضوع دامن می‌زنند و در تلاشند تا شرایط را برای ملت سخت تر کنند. به رغم گشایش در روابط بانکی بعد از برجام، هنوز ارتباطات بانکی نرمال نیست و مجبور هستیم از ظرفیت این مراکز برای رفع مشکلات استفاده کنیم.».*سیف: نمی‌دانم چه کار کنمهمچنین در این باره یک خبر نشان از اوج ضعف مدیریت رئیس کل پیشین بانک مرکزی داشت. محمدمهدی بهکیش رئیس ICC در جلسه هیأت نمایندگان اتاق بازرگانی ایران به موضوع عدم توانایی سیف در اداره بانک مرکزی اشاره و گفت: «دیروز خدمت آقای سیف رئیس کل بانک مرکزی بودم که به من گفت، نمی‌دانم چه کار کنم.»این ماجرا تا جایی پیش رفت که عواملی چون غول نقدینگی، عدم توانایی در کنترل بازار پولی و بانکی کورسوی تغییرات در دولت را به دنبال داشت اما در آن طرف میدان روحانی با بی‌توجهی به دغدغه نمایندگان، مردم و کارشناسان این حوزه، همچنان از سیف حمایت می‌کرد و همین مسئله نیز به پیچیده تر شدن پرونده ارزی و بازار سکه کمک کرد.*سیف بدون سمت مشاوره‌ای پاستور را ترک کردبالاخره با فشار نمایندگان مجلس شورای اسلامی و روند رو به رشد قیمت ارز و سکه چهارشنبه سوم مردادماه رئیس جمهور در حکمی سیف را به طور رسمی برکنار و همتی را جایگزین وی کرد . در همین روز روحانی در جلسه هیات دولت در مورد این تغییر و تحولات بیان داشت: « از آقای سیف بخاطر زحمات پنج ساله گذشته قدردانی می‌نماییم. ایشان به خوبی به وظیفه خود عمل کردند و تلاش زیادی در مبارزه با فساد در زمینه مؤسسات غیرمجاز انجام دادند و نام ایشان در این عرصه در تاریخ ایران ماندگار خواهد بود. سیف با همه توان در مسیر مبارزه با فساد گام برداشت: علت اینکه برخی‌ها از سیف ناراحتی دارند، بخاطر مقابله ایشان با فساد است. در دولت یازدهم نیز جزو افرادی بود که تلاش کرد تا تورم را کنترل کنیم و اینکه در حدود ۳ سال، تورم تک رقمی داشتیم، آقای سیف در این زمینه سهم و نقش مؤثری داشتند.»در این روز یک نکته کلیدی وجود داشت. رسم نا نوشته در دولت بر این بوده که هر کسی از سمت خود کنار رفته و یا کنار گذاشته شده است به عنوان مشاور و یا هر سمتی از این جنس در پاستور باقی می‌ماند اما در این مورد به دلیل حجم بالای انتقادها از عملکرد مدیریتی ولی‌الله سیف، روحانی حتی حاضر نشد با حکم مشاورت برای خود هزینه ایجاد کند و سیف همان روز برای همیشه دولت را رها کرد.پس از آن برخی اخبار ضد و نقیض در فضای مجازی از بازداشت سیف به گوش می‌رسید اما هر هفته روزهای جمعه، سیف در صف اول نماز جمعه تهران شرکت می‌کند که شاید با این اقدام پیامی را از آنجا مخابره نماید؛ «من بازداشت نیستم»!همه این‌ها پایان ماجرای سیف نبود. با گذشت زمان رد پای او در پرونده عریض و طویل ارزی مشاهده شد و با خبر بازداشت احمد عراقچی معاون ارزی‌اش در بانک مرکزی وارد مراحل جدیدی شد. « تعیین نرخ ارز به دستور معاون اقتصادی رئیس جمهور(محمد نهاوندیان) بوده» این نقل قول سیف به سرعت فضای رسانه‌ای را درگیر خود کرد که با همان سرعت نهاد ریاست جمهوری به اشکال مختلف آن را کذب دانست لکن هنوز در مجامع و مباحث مختلف در این مورد صحبت می‌شود و بسیاری معتقدند علی رغم انکار این سخن، در واقعیت چنین مساله‌ای وجود داشته و اصولا تیم اقتصادی دولت نقش تاثیر گذاری بر التهاب ارزی دارد و سیف به تنهایی مسئول چنین خرابه‌ای نبوده است.*ردپای سیف در بحران ارزی از نگاه اژه‌ایمحسنی اژه‌ای در برنامه نگاه که به طور مستقیم از صدا و سیما در حال پخش بود به سرشاخه‌های بحران ارزی اشاره کرد و خبر از مورد تحقیق قرار گرفتن رئیس پیشین بانک مرکزی داد. سخنگوی دستگاه قضا تاکید کرد: « ما از افراد پایین‌تر به دانه درشت‌ها و به نقطه مرکزی می‌رسیم‌. اکنون ما از طریق دلال‌ها به افراد بالاتر رسیدیم‌. مثلا از دلالی در کف سبزه میدان به مظلومین و از وی به عراقچی و از او به سیف می‌رسیم. معاون ارزی بانک مرکزی مورد تحقیق قرار گرفت و رئیس بانک مرکزی هم مورد تحقیق قرار گرفت اما بازداشت نشد که این تحقیقات ادامه دارد و کشف شد فساد وجود دارد و توضیحات پذیرفته نشد.» *بازگشت به پاستور با گل به خودی روحانی تنها ۵ روز پس از اظهارات سخنگوی قوه قضائیه نگذشته بود که به ناگاه رئیس جمهور تصمیم می‌گیرد از سیف در نهاد ریاست جمهوری که پنجاه روز پیش خودش او را از آنجا بیرون کرده بود بازگرداند و از خدمات این مدیر تحت عنوان « مشاور رئیس جمهور در امور پولی و بانکی»استفاده کند. این اقدام در حالی بود که بطور رسمی یک مقام بلند پایه قوه قضائیه از نام سیف جهت حضور در دادگاه پرده برداشت و این شائبه را مطرح می‌کرد که این مقام سابق بانک مرکزی برای تحقیقات در پرونده فساد ارزی پله‌های دادگاه را بالا و پائین می‌کند.ماجرای تخلفات ارزی بانک مرکزی با مدیریت سیف در نابسامانی‌های بازار به شکلی بود که رهبر انقلاب نیز به صراحت از عملکرد مسئولان مربوطه در موضوع واگذاری ارز انتقاد کردند.ایشان ۲۲ مرداد در دیدار با مردم تاکید کردند: « ارز را یا سکّه را وقتی که به‌صورت غلط تقسیم می‌کنند، این دو طرف دارد: یکی آن که می‌آید این را می‌گیرد و مثلاً فرض کنید قاچاقچی است یا به قاچاقچی می‌فروشد؛ یکی آن که این را می‌دهد. ما همه‌اش داریم دنبال آن کسی که «می‌گیرد» می‌گردیم -مفسد اقتصادی، قاچاقچی- درحالی‌که تقصیر عمده متوجّه آن کسی است که «داد»؛ او را باید دنبال کرد. در این کاری که اخیراً قوّه‌ی قضائیّه شروع کرده که کار درستی است، دنبال این هستند.» آنچه مسلم است سیف انتهای ریسمان رسیدن قوه قضائیه به متهمین اصلی مشکلات ارزی در کشور نیست و این زنجیر ادامه‌اش شاید در جای دیگری بالاتر از کرسی ریاست بانک مرکزی باشد اما با این اقدام رئیس جمهور در انتصاب سیف شاید این پرونده به قبل از حلقه‌ای بنام سیف قطع شود و دست دستگاه قضا را برای همیشه تا رسیدن به هدف نهایی خود بسته بگذارد. اما این انتخاب سوالات زیادی را در ذهن مردم بوجود آورد. اگر سیف مسئول حداقل بخشی از مدیریت غلط بازار ارز و سکه نبود چرا برکنار شد و اگر دارای نقشی در این بین داشته چطور مجددا به عنوان مشاور رئیس جمهور در امور پولی و بانکی منصوب شد.سوال دیگری که مطرح می‌شود این است که چطور در این مدت پنجاه روز از کنار گذاشتن سیف، پاستور به دنبال بازگشت او نبوده و تنها در نماز جمعه‌های تهران تصویرش موجود است اما به ناگاه پس از ۵ روز از اظهارات اژه‌ای مجددا وی برای فعالیت اقتصادی به تیم دولت باز می‌گردد.منبع: فارسانتهای پیام/ ]]> سیاسی Tue, 18 Sep 2018 08:19:26 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcdzz0skyt09x6.2a2y.html