پایگاه خبری ندای انقلاب - پربيننده ترين عناوين سیاسی :: rss_full_edition http://www.nedayeenghelab.com/vsnd2fl06tmcy.a2y.html Sat, 15 Apr 2017 19:56:12 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://www.nedayeenghelab.com/skins/default/fa/{CURRENT_THEME}/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری تحلیلی ندای انقلاب http://www.nedayeenghelab.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری تحلیلی ندای انقلاب آزاد است. Sat, 15 Apr 2017 19:56:12 GMT سیاسی 60 ناگفته هایی از پرونده پدر معنوی جریان انحرافی http://www.nedayeenghelab.com/vdci.pa3ct1aprbc2t.html هر ساعت از نو قبله اي با بت پرستي مي رسد         توحيد بر ما عرضه كن تا بشكنيم اصنام را   سرویس سیاسی ندای انقلاب/نگاهي به فعاليت فرقه‌هايي كه پوسته و پوشش ديني – مذهبي دارند بوضوح نشان مي دهد كه اين فرقه ها رسما تشكل‌ فردي و گروهي يافته و ريشه هاي ديني را آماج اهداف شيطاني خود قرار داده است. گزارش مستند«نداي انقلاب» حاكي است اين فرقه‌ها اعضايشان را از لايه هايي از مذاهب قبلي كه دچار تندروي  يا كند روي بوده به همراه تعدادي از مرتدها جلب و جذب كرده و فعاليتهاي خود را پي مي گيرند.اين فرقه ها گرچه بنا بر محيط هاي پيرامون خود به نشرآئين هاي شيطاني مي پردازند اما نگاهي دقيق تر نشان مي دهد كه آنان جزيي از يك منظومه و ساختاري كلي ترمي باشند كه به سمت جهاني شدن گام بر مي دارند. از ديگر سو فرقه‌ها از ديدگاه علوم اجتماعي تعاريف گوناگوني دارند. در اين ميان بخشي از كارشناسان بر اين باورند كه بايد در تجزيه و تحليل‌ها، فرقه‌هاي ضد ديني سكولار را جدا از انگيزه‌هاي مذهبي مورد بحث و بررسي قرار داد.بنا بر نگاه اين كارشناسان فرقه‌هاي موجود كه همينك فعال مي باشند در چهار دسته قرار مي‌گيرند: 1- گروه‌هاي سكولار ضد دين 2- گروه‌هاي ضد اسلام 3- گروه‌هاي خاص مخالف دين 4- گروه‌هايي كه توصيه‌هايي در مورد ظهور و مرگ ارائه مي‌دهند. در اين ميان اما برخي از اين فرقه ها كه داراي لایه ای از دين بوده اما كاملا التقاطي و بهره آزادانه از ساير رسوم عرفان هاي دروغين ديگر دارد اين روزها مجالي يافته اند كه دربستري از اعتمادهاي بي جاي برخي افراد به جولان بپردازند.نمونه اين افراد شخصي به نام علي يعقوبي مي باشد كه چندی پیش  قم دستگير و پرونده آن در دستگاه هاي ذيربط در حال بررسي است  و شنیده شده که به  روستای تیران نجف آباد تبعید خواهد شد.   علي يعقوبي كيست ؟ علي يعقوبي قطب معنوي یکی از این جریانهاي انحرافي است كه  در اواخر دهه هفتاد شمسی شکل گرفته و هنوز هم کم و بیش به حیات خود ادامه می‌دهد. وی در تاریخ ۱۳۴۴هجری شمسی در تهران متولد شده و تحصیلات خود را تا سطح دیپلم در این شهر ادامه داده و در رشته پزشکی دانشگاه شهید بهشتی مشغول به تحصیل می‌شود لیکن به دلیل مشکلاتی که برای وی پیش می‌آید از دانشگاه اخراج می‌شود. پدرنامبرده آقای «زین العابدین یعقوبی» در سال ۶۱ توسط عوامل گروهک منافقین ترور می شود.  یعقوبی پس از ورود به عرصه اجتماع و حضور در دانشگاه فعالیت‌های انحرافی خود را آغاز می‌کند. وی ابتدا با برگزاری جلسات سخنرانی برای دانشجویان، بسیجیان، و بچه‌های هیئتی، کم کم افرادی را به دور خود جمع نموده و به طرح مباحثی همچون توحید، ولایت و عوامل غیبت و ……. می‌پردازد. پس از آنکه جلسات وی با اقبال نسبتاً خوبی روبرو می‌شود نامبرده فعاليت هاي خود را به صورت سخنرانی هفتگی ادامه داده  و حدود هفتصد تا هزار نفر نیز از جوانان،فعالان برخي  نهادها و ارگانهای مختلف در جلسات وي حضور مي يافتند. حاصل سخنرانی‌هاي يعقوبي در اين مدت بعدها  به صورت جزواتی با عنوان نظام عالم (۸۵ جزوه) و نظام بشر (۴۴ جزوه) و به سوی ظهور (۲۰ جزوه) و همچنین کتابی با عنوان چهل شب با کاروان حسینی (حدوداً پانصد صفحه) انتشار يافت.   وی همچنین مطالب خود را از طریق سایت تحت عنوان«.....» در اختیار مخاطبین خود- البته با عناوینی مستعار نظیر آشپز کاروان- قرار داده است.  بررسي هاي صورت گرفته نشان مي دهد كه یعقوبی به دلیل پیشگویی عوامل ترور پدر خود، به مدت سه ماه و اندی نیز در حبس بوده و پس از اظهار ندامت آزاد می‌شود. وی در غالب سخنرانی‌های خود ادعا می‌کند مطالبی که بیان می‌کند در تاریخ هزار و چهارصد ساله اسلام گفته نشده و این سخنان حتی برای علمای شیعه نیز تازگی داشته و آنان از آوردن مثل آن و یا تکمیل آن عاجز هستند. وی همچنین معتقد است هیچ فقیهی در میان شیعه وجود نداشته و کسی غیر از خودش جایگاه واقعی فقه را در نظام معارف اسلامی نمی‌داند. وي در بسیاری از سخنرانی‌های خود به علمای شیعه حمله نموده و آنها رابه قصور در فهم معارف دین متهم می‌کند. دربعضی موارد نیز تعدی نموده و آنها را به مبارزه و محاجه می‌طلبد. و یکی از اهداف خود را از ذکر این سخنان بیدارکردن علمای شیعه از خواب غفلت و نشان دادن راه به آنها معرفی می‌کند. بدون تردید سخن گفتن در حوزه مباحث دینی و برداشت و استنباط از گزاره‌ها و آموزه‌های دین همچون هر حوزه دیگری نیازمند تخصص لازم است و تخصص‌های لازم برای برداشت ازمتون دینی عبارتند از: علم صرف، علم نحو، علم معانی‌بیان، علم منطق، علم اصول، علم رجال، علم درایة الحدیث، علم قرائت،‌ علم تفسیر و بعضی علوم دیگر، که اصطلاحاً با عنوان علوم حوزوی از آنها یاد می‌شود. و هر کس که از این علوم بی‌بهره یا کم بهره باشد برداشت او،  از متون دینی حتی برای خود وی حجیت نداشته و عذر آور نمی‌باشد.   توهین به روحانیت، حلقه وصل «علي يعقوبي» و جریان انحرافی    فحوای بیشتر سخنرانی های علي يعقوبي  در راستای نظریه های «آخر الزمانی» و راهکارهای «فراهم آوردن شرایط ظهور» است. وی به زعم خود، بارها روحانیت را به مناظره فراخوانده و در سخنرانی های متعدد خود گفته است:«من مسائلی را مطرح می کنم که در تاریخ هزار و چهارصد ساله اسلام گفته نشده و کسانی که مدعی اسلام شناسی هستند نیز از آوردن مثل آن و یا تکمیل آن عاجزند، اگر صد عالم، صد شبانه‌روز زحمت بکشند و بخواهند درباره حنیفیت سخن بگویند، به اندازه‌ای که من فی البداهه در این باره حرف دارم، مطلب نخواهند داشت.» وی همچنين می گوید: «وقتی به آقایان می‌گوییم شما اسلام شناس نیستید، می‌گویند: نه هستیم. هستید؟ جداً می‌گویید؟ باشد؛ خداوند اوج اسلام را دین مرضی مطرح می‌کند، یکی از آقایان قم بیاید و دین مرضی را توضیح دهد، هر چقدر هم مهلت بخواهد دارد»!.در حقيقت نگاهي دقيق تر نشان مي دهد كه اين گفته ها در همان تزریق اندیشه اسلام منهای روحانیت است که به روش های گوناگون از سوی جریان انحرافی تحجر جدید نمایان شده است. نکته جالب دیگر که در اين زمينه باید به آن اشاره شود تا خط رسانه ای آن به درستی شناخته شود، درباره سی دی انحرافی «ظهور بسیار نزدیک است» که شالوده فکری و اساس کالبدی آن بر پایه مباحثی است که نامبرده در سلسله بحث های به سوی ظهور خود آورده داده است. به بیان بهتر، اندیشه زلال مهدویت در تاریخ همواره با آسیب‌های گوناگونی روبه رو بوده است. از یک سو، برخی با معرفی خود به عنوان مهدی و یا نایب و باب دسترسی به آن‌ حضرت و یا به عنوان کسی که مورد عنایت امام زمان بوده و پرتوی از لطف آن حضرت در وی تجلی نموده است و با استفاده از احساسات مردم، تلاش کردند به مطامع خود دست یابند و از سوی دیگر، برخی از روی غفلت یا به عمد و با هدف جلب قلوب دوستداران امام مهدی(عج) به سوی خود و قرار گرفتن در کانون توجه آنها، با بزرگنمایی برخی از آموزه‌های مهدویت، ناهنجاری هایی را در رفتار شیعیان پدید آورده و می‌آورند و گاهی نیز با ارایه تفسیری نادرست از بعضی از آموزه‌های آن، دشواری‌هایی را در راه ترویج و پایبندی به آنها و در نتیجه در اعتقاد مردم نسبت به امام زمان می‌آفرینند.   این جریان در تاریخ، تهدیدی برای اندیشه مهدویت بوده و در عصر حاضر نیز تهدیدی جدی برای این اندیشه تابناک به شمار می‌آید.   انحرافات عقیدتی - فکری علي يعقوبي 1ـ وی در بسیاری از سخنرانی‌های خود به علمای شیعه حمله کرده و آنها را به قصور در فهم معارف دین متهم می‌کند. 2ـ ورود در حوزه مباحث دینی و برداشت و دریافت از گزاره‌ها و آموزه‌های دینی بدون داشتن هیچ گونه تخصص. 3 ـ مدعی ارتباط با عوالم بالا! 4ـ صدور جواز تقلید از فقهای صد سال پیش! 5ـ تفسیر و تأویل به رأی متون کلام الله مجید بدون داشتن هیچ گونه تخصص در علوم قرآنی 6ـ عالم خودخوانده خواندن خود. نامبرده مدعی است، علوم نداشته خود را از معلمی که 1400 سال پیش شهید شده، فراگرفته است. 7ـ مدعی شفا دهندگی بیماران، در حالی که هیچ گونه مورد مستندی گزارش نشده و همه اخبار ساخته و پرداخته مریدان چشم و گوش بسته اوست.   شاگردان خاص آقای بی سواد روي خط اجنه! يكي از گفتمانهايي كه علي يعقوبي سعي در بزرگ نمايي آن دارد نشان دادن قدرت اجنه و شياطين است كه متاسفانه اين خط انحرافي در سالهاي اخير از سوي بعضي از برنامه سازان صدا و سيما پيگيري شده است. ساخت سريالهايي مانند (او يك ......)و (ا....) خود شاهد مثالي بر استيلاي اين طرز تفكر در بعضي از برنامه سازان صدا و سيما است. جمله اي دارد كه شايد به گوش آشنا باشد او در یکی از کتابهایش مي گويد :«در حال حاضر عوالم به هم نزديك شده و اجنه و شياطين وارد دنيا مي شوند.» این جمله را در کدام فیلم پر فروش سینمایی سالهای اخیر شنیده اید؟! گفته می شود این فیلم بنابرالقائات نامبرده و بنابر تفکر وی ساخته شده است!و کارگردان این فیلم تحت تاثیر سخنان این فرد بوده است. برخي شنيدها حاكي است كه تعدادی از كارگردانان سينما و تلویزیون نظیر(د.م) و (س.م)و... که این روزها سریال های پر طرفداری را در سیما در حال پخش دارند نظیر(....)با نامبرده ارتباط مريد و مرادي دارند و در قسمتهای آتی این سریال رگه هایی از تفکر شیطانی علی یعقوبی در آن دیده خواهد شد! یکی دیگر از شاگردان نامبرده حاج آقا(الف) کارشناس مسائل دینی در سیما می باشد که از همواره از کاروان ظهور می گوید که تحت تاثیر سخنان ضد روحانیت علی یعقوبی ، پس از مدتی به جهت اینکه لباس روحانیت را کسر شان می دانست!خودش را خلع لباس کرد!از دیگر شاگردان نامبرده که این روزها برنامه ای گفت و گو محور را در سیما در حال پخش دارد و خودش را کارشناس سینمای آخرالزمانی می داند و از هر فیلم هالیوودی به دنبال نشانه های ظهور است (ن.ط) است که با کارگردان فیلم پر فروش سال گذشته که در بالا نیز به آن اشاره شد ارتباط خوبی دارد!از دیگر شاگردان نامبرده آقای(ر) از مدیران برجسته رسانه ملی می باشد که سهم مهمی در ترویج تفکر نداشته!علی یعقوبی در رسانه ملی دارد.  اگر بخواهیم لیستی از شاگردان این فرد تهیه کنیم سیاهه ای طولانی خواهد شد که در این مقال نمی گنجد و اصلا مشخص نیست که چرا این افراد با این سوابق فرهنگی و بعضا دینی چگونه خود را تحت تعلیم این فرد قرار داده اند. نظريه حجتیه نوين: يكي از نظرياتي كه توسط علي يعقوبي مطرح شده است،نظريه«حجتيه نوين» مبتني بر رد اصل ولايت مطلقه فقيه بوده است.اصولي كه وي درنظريه خود بر آن اصرار دارد عبارت است از:1- نظام ارزشي حكومت مستضعفين و 2- نظام ارزشي حكومت حقه. وي براين باور است كه تمام حكومت هاي اسلامي كه با شيوه و روش عادي اداره مي شود،همان نظام ارزشي مستضعفين است مانند حكومت حضرت رسول ا...(ص)،حكومت حضرت علي (ع) و حكومت فعلي جمهوري اسلامي ايران.اما در حكومت حقه يا حاكميت حقه اصل السابقون السابقون و اولئک المقربون تحقق پيدا مي كند و چنين جامعه اي با قدرت خاص الهي اداره مي شود مانند حكومتهاي حضرت سليمان و حضرت داود و حضرت طالوت و ذوالقرنين.درمورد نظام اسلامي نيز ظاهرا عقيده برآن است كه دوران حكومت حضرت آيت الله خامنه اي دوران بينابين واگذار است و گذر از حكومت مستضعفين به سمت حكومت حقه است.علي يعقوبي مدعي است:حكومت مستضعفين با ابزار فقه اداره مي شود اما درحكومت حقه كساني بايد حاكميت جامعه را بر عهده بگيرند كه واجد قدرت خاصه نيز باشند. مدعيان چنين فلسفه اي در حقيقت بر اين باورند بايد تا روز تحقق حكومت حقه در كنار رهبر معظم انقلاب باشيم ولي در زمان تحقق حكومت حقه اين نياز رفع مي شود يعني ديگر تبعيت از ولايت فقيه معنا ندارد.در همين رابطه نامبرده بر اين عقيده است كه در حكومت مستضعفين ولي فقيه حاكم است اما در حكومت حقه،فقه كافي نيست و ابزارهاي خاص حكومت الهي نياز است.بجاي ولي فقيه امام عصر(عج) كه صاحب اصلي جهان اسلام است حاكم است. ]]> سیاسی Mon, 09 May 2011 23:58:15 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdci.pa3ct1aprbc2t.html تهدید تازه جریان خاص: انتخابات را «دوقطبی» می‌کنیم /مرعشی: اصولگرایان در انتخابات شرکت نکنند! http://www.nedayeenghelab.com/vdcjtoetouqeiiz.fsfu.html به گزارش ندای انقلاب، خوانشی روزانه در لابه‌لای اخبار و مطالب رسانه‌های کشور است. ما درباره این خوانش البته تحلیل‌ها و پیشینه‌هایی را نیز در اختیار مخاطبان محترم می‌گذاریم. توصیه یک اصلاح‌طلب به یک کاندیدای اصولگرامرعشی: اصولگرایان در انتخابات شرکت نکنند!حسین مرعشی، از فعالان اصلاح‌طلب و سخنگوی حزب کارگزاران سازندگی در بخشی از گفت‌وگوی خود با شماره یکشنبه گذشته روزنامه شرق، با اشاره به اعلام کاندیداتوری حجت‌الاسلام رئیسی در انتخابات ریاست جمهوری دولت دوازدهم، گفته است:«اصولگرایان اول باید وحدت داخلی خود را حل کنند. من اگر به جای آقای رئیسی باشم، در شرایطی از طرف اصولگرایان وارد رقابت ریاست‌جمهوری می‌شوم که همه در صحنه باشند. اگر همه نباشند، من نمی‌آیم. این توصیه برادرانه من به ایشان است.»او همچنین در اظهاراتی عجیب، تلویحاً خواستار کناره‌گیری اصولگرایان از انتخابات شده و گفته است: اصولگرایان باید بنشینند و از ذخیره خِرد خود استفاده کنند و ببینند که اساسا به مصلحت آنهاست که در دور دوم آقای روحانی وارد رقابت شوند؟ چون تا امروز، جمهوری اسلامی بر این سنت بوده است که رؤسای جمهوری آن دودوره‌ای بودند. آیا مصلحت اصولگرایان هست که در این دوره از رقابت‌ها وارد شوند یا آنکه بنشینند و خود را برای دوره بعد و جانشینی آقای روحانی آماده کنند!؟ [۱]*مشخص نیست صحبت‌های مرعشی با کدام منطق سیاسی چپ یا راست همخوانی دارد؟کما اینکه مثلاً در اردوگاه اصلاحات، لیدر این جریان هنگامی در انتخابات مجلس نهم و پس از رخدادهای فتنه سال ۸۸ رأی داد که تشکل‌های چپ، رسماً این انتخابات را تحریم کرده و در صحنه هم نبودند. اما او حاضر به معارضه بیشتر با نظام اسلامی نشد و در یک اقدام درست، رأی خود را به صندوق انداخت. (البته مشکل اصلی لیدر اصلاح‌طلبان عدم عذرخواهی رسمی بابت فتنه است که با رأی دادن مرتفع نخواهد شد...)درباره اظهارات مرعشی مبنی بر اینکه اصولگرایان بنشینند و با واگذاری انتخابات اردیبهشت ۹۶، به فکر سال ۱۴۰۰ باشند! نیز تأکید می‌شود که این حرف‌ها نه تنها با منطق سیاست و آرمان خدمتگذاری بهتر به مردم منطبق نیست بلکه ذکر این نکته هم ضروری به نظر می‌رسد که در هیچ دوره‌ای از ادوار انتخابات دولت در جمهوری اسلامی ایران، هیچگاه نخبگان چپ و راست، متفقاً و تا این اندازه بر کاستی‌های وضع موجود و احتمال بالای یک دوره‌ای شدن دولت اشاره نداشته‌اند...این احتمال، گویای آنست که خیرخواهی ظاهری آقای مرعشی برای جبهه مردمی نیروهای انقلاب حاکی از وقوفیست که او و یارانش در اردوگاه اصلاحات به احتمال بالای تک‌دوره‌ای شدن دولت رئیس‌جمهور روحانی دارند و از آن خائف‌اند.***در شرایط رکود نیستیمروحانی نتوانست کار کند چون ۷۵ درصد اهرم‌ها در اختیارش نبود...حمیدرضا جلایی‌پور از استادان اصلاح‌طلب که در زمینه جامعه‌شناسی فعالیت دارد به تازگی در بخشی از مصاحبه خود با روزنامه آرمان امروز اظهار کرده است:«مردم توجه دارند روحانی تنها ۲۵ درصد از اهرم‌های ممکن را در اختیار دارد. به عبارت بهتر، مردم در سال ۹۲ به میزان ۲۵ درصد اثرگذاری داشتند.»او همچنین اظهار کرده است: این موضوع را هم در نظر داشته باشید که در حال حاضر در شرایط رکود قرار نداریم!جلایی‌پور در ادامه صحبت‌های خود نیز درباره حجت‌الاسلام رئیسی می‌گوید: آقای رئیسی کاندیدای جناح رادیکال‌ها و استثناطلبان است و حتی همین جمنا را هم نخواهند توانست جمع کنند! [۲]*جریان سیاسی خاص همواره در هنگام ارائه کارنامه اجرایی خود به مردم که نوعاً بدون دستاوردهای چشمگیر اقتصادی بوده است؛ بلافاصله از بحرانی بودن اوضاع و نداشتن اختیارات توسط رئیس جمهور حرف می‌زنند!کما اینکه در دولت اصلاحات نیز همواره در انتهای دوره، بحث «هر ۹ روز یک بحران» و «تدارکاتچی بودن رئیس‌جمهور» از سوی همین افراد مطرح می‌شد و دست آخر نیز تئوریسین‌های این جریان اظهار می‌کردند که ستاد اصلاحات از مردم دور بوده است.در اشاره به کم‌اختیار بودن آقای روحانی سه نکته محل تأمل است...اول از همه اینکه اگر واقعا اختیارات رئیس‌جمهور در ایران تا این اندازه کم است و اصلاح‌طلبان به آن وقوف داشته‌اند پس چرا آنهمه وعده‌های پرطمطراق در سال ۹۲ به مردم داده شد!؟آیا عقلانیست که بپذیریم دولتی که می‌داند ابزارهای لازم را در اختیار ندارد تا این اندازه به مردم وعده بدهد؟از طرفی چطور می‌توان ادعای بی‌ابزار بودن رئیس‌جمهور را باور کرد در حالیکه تاریخ ۴ ساله مدیریت اجرایی آقای روحانی مشحون از رفتارهایی مثل عبور از خطوط قرمز نظام، پیشبرد راهبرد مذاکره با غرب و آمریکا، مکالمه تلفنی نابجا با اوباما، سکوت در مقابل محور مقاومت سوریه، حرف‌های خلاف رهبری نظام، تأکید بر خروج حزب‌الله از سوریه و غیره است!؟در واقع چه کاری بوده که دولت نتوانسته انجام دهد!؟مسئله سوم نیز این است که اگر واقعا ابزارهای دولت در حد ۲۵ درصدی است که جلایی‌پور می‌گوید پس چرا اصلاح‌طلبان این حرف‌ها را در سال ۹۲ به مردم نگفتند و دائم از ظهور صبح امید و جهان بدون تحریم و «بهشت پسابرجام» حرف زدند!؟اظهارات جلایی‌پور درباره کاندیداتوری حجت‌الاسلام رئیسی نیز بخشی از راهبرد دستپاچه اصلاح‌طلبان طی هفته اخیر ارزیابی می‌شود که پس از قطعی شدن نامزدی تولیت آستان قدس رضوی؛ به یک باره عملیات تخریب خود را از روی قالیباف به سمت حجت‌الاسلام رئیسی تمرکز داده‌اند...***دوقطبی خوب و دوقطبی بد چیستند؟انتخابات را دوقطبی می‌کنیم؛ تهدید تازه جریان خاصچهره‌های مختلف و البته ستادی جریان سیاسی خاص طی چند روز اخیر و پس از قطعی شدن کاندیداتوری حجت‌الاسلام رئیسی در انتخابات ریاست‌جمهوری، کراراً و بدون هیچگونه تحفّظی تأکید کرده‌اند که انتخابات دوقطبی خواهد شد.محمد کیانوش راد، حمیدرضا جلایی‌پور و عباس عبدی از اصلاح‌طلبانی بوده‌اند که صراحتاً در این زمینه صحبت کرده و اعلام کرده‌اند که انتخابات با حضور حجت‌الاسلام رئیسی دوقطبی خواهد شد!مثلاً کیانوش‌راد در این رابطه به روزنامه آفتاب یزد گفته است:«باید گفت به لحاظ کارکردی، حضور آقای رئیسی انتخابات را به شدت دوقطبی خواهد کرد، عملا انتخابات دوقطبی خواهد شد. دو قطبی شدن انتخابات شرایط را برای به میدان کشاندن آراء خاکستری بیشتر خواهد کرد و حضور آراء خاکستری در مجموع به دلیل میل اکثریت مردم ایران به توسعه و پیشرفت، به نفع آقای روحانی تمام خواهد شد.»حمیدرضا جلایی‌پور نیز به تازگی در بخشی از صحبت‌های خود با روزنامه آرمان امروز اظهار کرده است: با آمدن آقای رئیسی انتخابات مجددا سیاسی و دو قطبی خواهد شد. اگر آقای رئیسی در انتخابات حاضر نمی‌شد، مردم این‌گونه در انتخابات رای می‌دادند که در میان کاندیداهای ریاست‌جمهوری، کدام‌یک به نفع آنها کار می‌کند، اما با آمدن آقای رئیسی، انتخابات کاملا قطبی خواهد شد. با حضور ابراهیم رئیسی، انتخابات بین «میانه‌روها» با «تندروها» در نزد مردم تعریف می‌شود. این وضعیت موجب خواهد شد افرادی که تحول‌خواه هستند اما از روحانی رضایت ندارند، مانند سال ۹۲ تصمیم بگیرند.گفتنیست، در میان این تأکیدات بر دوقطبی شدن فضا، تنها برخی چهره‌های کارگزارانی بوده‌اند که در صحبت‌های خود از تفکیک فضا نیز سخن گفته و به مسئله دوقطبی مثبت نیز اشاره کرده‌اند.*مسئله هشدار پیرامون دوقطبی شدن فضای سیاسی کشور و جلوگیری از آن همواره یکی از تأکیدات اصلی رهبر معظم انقلاب بوده است.معظم‌له در یکی از بیانات خود در این رابطه خطاب به دولت‌ها فرموده‌اند: «جناح‌بندی‌های سیاسی اشکالی ندارد اما نباید جامعه را به دو قطب تبدیل کرد زیرا این کار موجب دل زدگی و خستگی مردم و شکننده شدن محیط جامعه می‌شود.»ایشان ۲ سال قبل نیز در یکی از سخنرانی‌های خود در این رابطه تأکید کردند:«یکی از این ترفندهایی که اخیراً یاد گرفته‌اند و دارند اعمال میکنند، ایجاد دوقطبی‌های کاذب است؛ دوقطبی‌های دروغین. این نکته، نکته‌ی مهمّی است؛ من یک‌قدری درباره‌ی این بیشتر صحبت کنم با شما برادران و خواهران عزیز: دوقطبی دروغین. خب، انتخابات مسابقه است؛ معلوم است در مسابقه همه تلاش میکنند برنده بشوند، همه تلاش میکنند جلو بیفتند؛ طبیعت مسابقه، شور و نشاط و دوندگی و مانند اینها است؛ انتخابات مسابقه است؛ یکی جلو می‌افتد، یکی عقب میماند؛ این دشمنی نیست، این عناد نیست، این دوقطبی شدن نیست. مرتّباً در رادیوها و در تلویزیون‌ها و در رسانه‌های گوناگون‌شان خبر از دوقطبی شدن ملّت ایران -یعنی دودستگی‌ای که با همدیگر دشمنند و علیه هم تلاش میکنند- میدهند. بله، در ایران اسلامی یک دوقطبی‌ای وجود دارد؛ دوقطبی انقلاب و استکبار. آن کسانی که تفاله‌های بازمانده‌ی از دوران غلبه‌ی استکبارند و هرکسی که دنبال آنها است، همفکر آنها است، بله، اینها با انقلاب بدند؛ این دوقطبی هست امّا قاطبه‌ی ملّت ایران، قاطبه‌ی انقلابی، علاقه‌مند به نظام اسلامی، عاشق امام و خاطرات امام -آنهایی که امام را حتّی یک لحظه هم ندیدند و بعد از رحلت امام به دنیا آمدند- و فرمایشات امام، صدای امام، توصیه‌های امام و اصولی که امام پایه‌گذاری کرده [هستند]؛ قاطبه‌ی ملّت ایران به اینها علاقه‌مندند؛ بله، [بین] آن کسانی که به امام علاقه‌مندند، به انقلاب علاقه‌مندند، با کسانی که اصل انقلاب را قبول ندارند، اصل نظام را قبول ندارند، البتّه یک دوقطبی این‌جوری هست. من البتّه به آنهایی که حتّی نظام را هم قبول ندارند، گفتم ایران را که قبول دارید؛ [پس] برای عزّت ایران بیایید؛ حالا بعضی گوش میکنند و بعضی هم گوش نمیکنند.»[۳]با وجود این تأکیدات و تواصی اما متأسفانه کنشگران سیاسی و نظریه‌پردازان سیاسی و امنیتی کشور آنطور که باید و شاید نسبت به تعریف و تشریح جامع معنای «دو قطبی» اقدام نکرده‌اند...مجمل آنکه هشدار رهبر انقلاب درباره مفهوم دوقطبی همانطور که معظم‌له نیز به آن اشاره کرده‌اند به معنای نفی رقابت انتخاباتی بین دو نفر نیست. زیرا رقابت ذات انتخابات و پدیدآورنده نشاط سیاسی در کشور است.بر این مبنا، سخن برخی چهره‌های حزب کارگزاران همچون محمدعلی نجفی مبنی بر فضای «دوقطبی مثبت» حرف درستی به نظر می‌رسد...در عین حال اما تدقیق و مطالعه نشان می‌دهد که آنچه مورد هشدار رهبر معظم انقلاب است و البته اصلاح‌طلبان نیز متأسفانه به آن تهدید کرده‌اند، در واقع ایجاد شدن فضای «سفید و سیاه» است.فضایی که در آن یک طرف رقابت خود را پسر خدا و رقیب را «شیطان اکبر» معرفی کند.حالتی که در آن طرفداران یک کاندیدا خود را ناجی تامّ و دیگران را دشمن تصور کنند، هیچ خیری را در کارنامه اجرایی رقیب نبینند و در نهایت نیز حتی دستاوردهای یک انتخابات پرشور را نیز با خطر از دست رفتن مواجه کنند. (همچنانکه در سال ۸۸ شاهد این رخداد بودیم و دیدیم که چطور یک افتخار ملی و حضور پرشور مردم ایران در انتخابات به بیماری فتنه ختم شد.)با عنایت به بیانات مقام معظم رهبری و با توجه به تحلیل پیش‌گفته از مفهوم فضای دوقطبی بد؛ پر واضح است که اصلاح‌طلبان ستادی با تهدید به ایجاد فضای دوقطبی در صورت حضور فلان کاندیدا؛ مسیر خطرناکی را برای راه پیمودن به سمت انتخابات انتخاب کرده‌اند.مسیر خطرناکی که به نظر می‌رسد در صورت ادامه؛ ننگ آن همانند ننگ تحریم انتخابات مجلس نهم، فتنه سال ۸۸ و تحصن و استعفای نمایندگان اصلاح‌طلب در مجلس ششم؛ داغی دوباره بر پیشانی جریان سیاسی خاص خواهد نهاد.*تصویر مربوط به عکس روی جلد این هفته نشریه اصلاح‌طلب صدا (ارگان حزب کارگزاران) است که القاکننده معنای دوقطبی کاذب است.منبع :‌مشرق ]]> سیاسی Mon, 10 Apr 2017 08:09:05 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcjtoetouqeiiz.fsfu.html خبر خوش برای مشمولان مقیم خارج/ دستور ستادکل نیروهای مسلح به وزارت خارجه برای تمدید ورود اتباع ایرانی http://www.nedayeenghelab.com/vdcdsj0sxyt0kk6.2a2y.html به گزارش ندای انقلاب، جانشین اداره منابع انسانی ستاد کل نیروهای مسلح اوایل سال گذشته از تصویب قانونی برای مشمولان ایرانی مقیم خارج از کشور داده بود که بر اساس آن مشمولان ایرانی مقیم خارج از کشور که حداقل دو سال سابقه اقامت در خارج از کشور را داشته باشند می توانند به مدت سه ماه و حداکثر دو بار در سال بدون تعیین تکلیف سربازی به کشور سفر کنند.سردار موسی کمالی یک سال قبل درحالی خبر از حذف محدودیت برای ورود مشمولان مقیم خارج از کشور داده بود که پیش ازاین مصوبه، اشخاصی‌که از سال ۸۳ به بعد از کشور خارج شده بودند بدون تعیین تکلیف وضعیت خدمتی خویش حق تردد به کشور را نداشتند.البته این مصوبه تنها تا پایان سال ۹۵ قابلیت اجرا داشت و بر اساس آن مشمولان مقیم خارج از کشور در سال جدید، تردد مشمولان مقیم خارج از کشور می بایست با محدودیت مواجه می شد؛ این درحالی است که سردار موسی کمالی جانشین اداره منابع انسانی ستاد کل نیروهای مسلح در گفتگو با خبرنگار مشرق از تمدید قانون قبلی و ابلاغ ستاد کل نیروهای مسلح به وزارت امور خارجه و دیگر مبادی ذی صلاح خبر داد و گفت: اقداماتی برای تمدید این مصوبه صورت گرفته است، اما تا زمان تصویب آن وزارت امور خارجه و دیگر مبادی ذی صلاح مکلف به اجرای مصوبه سال گذشته شده اند.جانشین اداره منابع انسانی ستاد کل نیروهای مسلح با تاکید بر اینکه مشمولان مقیم خارج از کشور با داشتن حداقل دو سال سابقه اقامت در خارج از ایران می توانند سالیانه دو بار و حداکثر به مدت سه ماه بدون نیاز به تعیین تکلیف خدمت سربازی خود به کشور سفر کنند، تنها شرط استفاده از این قانون را مراجعه مشمولان به سفارتخانه ها یا نمایندگی های کنسولی ایران در کشور مبدا و ممهور کردن گذرنامه های خود به مهر ورود و خروج دانست و گفت: تا زمان تصویب قانون جدید، مصوبه سال ۹۵به قوت خود باقی است و مشمولان مقیم خارج از کشور می توانند بدون نگرانی به سرزمین مادری خود سفر کنند.سردار کمالی از اعلام و ابلاغ دستورالعمل و ضوابط دریافت کارت معافیت به ازای پرداخت جریمه برای مشمولان غایب بالای هشت سال، حداکثر تا پایان فروردین ماه خبر داد و گفت:مشمولان غایب با غیبت بالای هشت سال از ابتدای اردیبهشت ماه می توانند با مراجعه به دفاتر پلیس +۱۰نسبت به پرداخت جریمه و دریافت کارت معافیت خود اقدام کنند.منبع :‌مشرق ]]> سیاسی Sun, 09 Apr 2017 11:08:43 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcdsj0sxyt0kk6.2a2y.html پیدا و پنهان فرقه دراویش گنابادی+عکس وفیلم http://www.nedayeenghelab.com/vdch.zn6t23nqvftd2.html سرویس اندیشه ندای انقلاب-محمود موافق/-  «البته مواظب باشيد توي دام عنکبوتهاي دنيادار وارد نشويد. الان اين روزها از اين چيزها زياد است و دکان دارهايي که به اسم معنويت ادعا ميکنند امام ديديم فلان ديديم هيچ واقعيتي هم ندارد. حواستان باشد که اسير آنها نشويد».(مقام معظم رهبري - ارديبهشت 86 در جمع دانشجويان بسيجي)خیز تا خرقه ی صوفی به خرابات بریم          شطح و طامات به بازار خرافات بریم سر غیبز سر غیب کس آگاه نیست قصه مخوانکدام محرم دل ره درین حرم دارداز جمله مواردی که وابستگان به فرقه های طریقتی به آن مدعی هستند آگاهی از مسائلی در هستی می باشد که از آن به ماورای طبیعت تعبیر می گردد این در حالی است که این سخنان چیزی جز گزافه گویی نمی باشد زیرا عارفان حقیقی و متشرع با وجود وصال به درک چنین فضایلی هرکز ادعایی در این خصوص نداشته و مدعی امورات غیبی نشده اند .سال هاست که این شیاطین با خرقه های صوفیانه به قلندری پرداخته و در لباسی از فرهنگ، وقت و توان جوانان این مملکت را که سرمایه های انسانی این مرز و بوم هستند، وحشیانه به تاراج می برند و آنان را در حیرتی عمیق فرو می برند و با این کار، سال ها بر کرسی ریاست و مرشدی خویش نشسته و بر اهداف پلید خویش دست می یابند و هیچ کس نیست که بر آنها نظارت کند!بسیاری از آنان، با وجود پرونده های بسیاری که از اغفال دختران و زنان و ایجاد روابط نامشروع و اختلاس های کلان مالی در دادگاه های مختلف کشور دارند، هممچنان به تدریس و تشویق جوانان پرداخته و سوابق سال های زندان خویش را به مسائل سیاسی نسبت می دهند و خود را جزو آزادی خواهان قرار می دهند و از این راه خود را به شخصیت های بزرگ اجتماعی تبدیل می کنند تا اذهان جوانان پر شور و شوق این مملکت را شستشو دهند و به اهداف خود که همان تبلیغ بنده پروری و نفی آزادی بشر است دست یابند. در این میان بسیاری از جوانان به دلیل وجود مشکلات مختلف سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی موجود در کشور به این گروه ها گراییده و عمر و وقت خویش و گاهی جان خویش را از دست می دهند.به نظر می رسد سکوت در برابر چنین گروه ها و فرقه هایی نه تنها موجب به وجود آمدن دین زدگی و عرفان زدایی در نسل جوان این مرز و بوم شده بلکه موجب از بین رفتن سرمایه هایی می شود که شاید دیگر جبران نشود. نسل جوان هر کشوری سرمایه های انسانی است که باید بر روی آنها سرمایه گذاری کرد تا برای آینده کشور مفید باشند و در صورت فراموشی این نسل، چیزی جز نابودی برای کشور نخواهند ماند.صوفی و صوفی گری همواره در سالهای اخیر بعنوان یکی از شاخه های مهم جریان های شبه عرفانی مطرح بوده است.  انگلیس،فرقه سازی،کمپانی هند شرقیوقتی می گوییم بسیاری از فرقه های امروز یا تصوف انگلستان ساخته شده اند ویا تقویت گشته اند به آقایان صوفیه بر می خورداما نگاهی به تاریخ تصوف نشان می دهد که اکثر فرقه های صوفیه در طول تاریخ توسط حکومتهای مخالف اسلام حمایت می شدندارتباط نزدیک سران صوفیه با حکومتهای وقت همچون بنی امیه وبنی عباس بر کسی پوشیده نیستاما در دورانهای بعد نیز صوفیان از سوی حکومتهای جور حمایت زیادی شدند وحتی به گفته خود صوفیها اولین خانقاه توسط امیری مسیحی در رمله شام ساخته شداما عجیب تر از همه سالهای بین ۱۲۰۰ تا ۱۳۳۰ هجری قمری است.دورانی که انگلستان کمپانی هند شرقی را در هندوستان فعال کرد وبه مرزهای ایران وسایر کشورها نزدیک شد وبا کشورهای اسلامی رابطه بر قرار کرد اکثر فرقه های موجود بین سالهای 1200 تا 1330 ه.ق تاسیس ویا احیا شده اند.فرقه هایی همچون بابیت(تاسیس.1260 ه.ق.)،بهائیت(ت.1267)وفرقه های مختلف صوفیه نظیر نعمت اللهی صفی علیشاهی(ت.1288)،نعمت اللهی گنابادی(ت.1294)،نعمت اللهی کوثر علیشاهی(ت.1234)،نعمت اللهی منور علیشاهی(ت.1278)واویسه( ت .1305) در این دوران تاسیس شده وفرقه های خاکساریه وذهبیه دوباره احیا گشته وفعالیت خود را گسترش دادند.البته نباید انصافا از کمکهای خوب سران صوفیه به حکومتهای وقت نیز صرف نظر کرد.به هر حال امروز نیز حماتی جدی غرب از تصوف وفرقه های دیگر نشانگر نیاز غرب به این فرقه هاستمستر همفر، جاسوس انگلیس در کشورهای اسلامی، در خاطرات خود برنامه دولت انگلستان را در مورد اسلام این گونه بیان می کند:«گسترش همه  جانبه خانقاه های دراویش، تکثیر و انتشار رساله ها و کتاب هایی که مردم عوام را به روی گرداندن از دنیا و مافیها وگوشه گیری سوق می دهد، مانند مثنوی مولوی و احیاء العلوم غزالی» . خاطرات مستر همفر،ص 65.   یکی از اقطاب دراویش! علت حمایت غرب از تصوف استفان شوارتز (نویسند ه وتحلیل گر غربی) فاش می کند بر اساس طرحی محرمانه که در پنتاگون (وزارت دفاع آمریکا) بررسی شده است . یکی از هفت هدف دنیای غرب برای موفق شدن در دنیای اسلام کمک به بازگشت تصوف به این جوامع است که به عنوان جایگزین و رقیبی برای اسلام رادیکال به شمار می رود.برنارد لوییس هم در کنفرانسی که در بنیاد نیکسون برگزار شد به دولت بوش پیشنهاد کرد که برای ارتقای سطح گفتگو بین آمریکا و دنیای اسلام با شیخ محمود هشام کعبانی رهبر بزرگ ترین گروه صوفیه به مذاکره بنشیند.نویسنده آنگاه خصوصیت صوفیه را بررسی کرده و می گوید: ایران به عنوان یکی از کانون های مهم صوفیه در جهان اسلام است.وی خاطر نشان می کند که بیشتر آثار صوفیه به زبان فارسی است . شوارتز می نویسد:پلورالیسم و میانه روی تصوف چه بسا نقش تعیین کننده ای در دوره گذار جهان اسلام داشته است.توضیح:بنیاد نیکسون یکی از نهادهای عمده تصمیم گیری سیاست های دولت آمریکا است  که توسط ریچارد نیکسون (رئیس جمهور اسبق آمریکا) تاسیس گردید ویکی از بزرگان این بنیاد هنری کسینجر(وزیر خارجه اسبق آمریکا) می باشد.می توان گفت از سال 1945 تا حال هیچ سیاست مدار برجسته آمریکایی وجود نداشته که مدتی در این بنیادها فعالیت نکرده باشد. در واقع این بنیادها به منزله اتاق رختکن ورود به پست های عالی هستند . حیطه عمل و نفوذ آنها  از دانشگاه ها گرفته تا مراکز سیاسی فرهنگی اقتصادی علمی و پزوهشی و از داخل  تا خارج از این کشور را دربر گرفته است.با توجه به ماهیت  وروال کار این کانون ها که وظیفه پاسداری و حفاظت از نظام سلطه را برعهده دارند هم اینک بخش قابل ملاحضه ای از این بنیادها  وموسسات زیر مجموعه آنها فعالیت های خودرا حول محور (اسلام زدایی ) در دهها کشور مسلمان و بالاخص مهمترین قطب سیاسی جهان اسلام یعنی (جمهوری اسلامی) و راههای مقابله  با نظام اسلامی و ملت مسلمان ایران از طریق ارتباط با عناصر گروه ها و فرقه های معاند منحرف و بریده  از ملت در داخل و خارج از کشور ونیز هدایت سیاسی مادی و پشتیبانی از آنان چهره سازی ایجاد تفرقه وبرپایی تشنج تمرکز کرده اند.اولین صوفیتصوف در قرن دوم هجري در ميان امت اسلامي شكل گرفت. اولين كسي كه صوفي ناميده شد «عثمان بن شريك» مشهور به «ابوهاشم كوفي» است.در روایتی از امام صادق علیه السلام مطلبی در مورد وی نقل شده است که مي­فرمايند: «ِاّنه کانَ فاسدُ العقیدةِ جداً و هُوَ الذّی ِابتَدَعَ َمذهَباً یُقال َلهُ التَّصَوُفُ وجَعَلَهُ مَفَرّاً لِعَقیدتِهِ الخَبِیثَۀِ»؛. كيوان قزويني (شيخ توبه كرده فرقه گنابادي) می نويسد:«اوّلین کسی که زیر بار این ننگ و بدعت رفت، ابوهاشم کوفی بود که رنج­ها به خود داد تا عِرّاده صوفی به راه افتاد. همانا او(ابوهاشم) انسانی است که جداً عقیده فاسدی دارد و اوست که از روی بدعت مذهبی را بنا نهاد که تصوف نامیده شد وآن را محل فراری برای عقیده فاسد خود قرار داد.»هر چند برخي از متصوّفه تلاش می كنند سابقه تصوّف را به همان سالهاي آغازين اسلام برسانند.وا‍ژه صوفيدرباره معنا و ريشه اين واژه اختلافات زيادي وجود دارد؛ برخي معتقدند اين واژه از «soph» كه واژه اي يوناني است اخذ شده است؛ برخي ديگر آنرا مشتق از «صفه» مي دانند. اما با توجه به روايات و منابع تاريخي مشخص مي شود اين واژه از «صوف» به معناي «پشم» گرفته شده است.دکتر عبد الحسین زرین کوب می نویسد:«در میان ریشه شناسی هایی که برای کلمه صوفی پیشنهاد شده است، محتمل ترینشان بی­شک آن است که صوفی را از «صوف» به معنای «پشم» مشتق می داند. صوفیان به عنوان نشانه ای از فقر دینی خود، جامه های پشمی خشنی به تن می کردند.»    شرفیابی اقطاب گنابادی به محضر پهلوی دوم!   مكاتب تصوف1- مكتب عراق: همان مكتب اوليه تصوف و خواستگاه آن بود.2- مکتب خراسان: تصوف در ايران به مكتب خراسان شهرت يافت. مكتبي كه بر خلاف مكتب عراق روحيه اجتماعي داشت و رهبانيت كمتري در آن به چشم مي خورد.به دليل ويژگيهاي خاص مكتب خراسان و اجتماعي بودن آن،تصوف در آن رشد سريعتري نسبت به مکتب عراق پبدا كرد. استفاده از شعر و ادبيات براي گسترش تصوف برگ برنده صوفيه در مقابل مكتب عراق بود. نزديكي ايران به هند و آيين هاي عرفانی هند تاثيرات قابل توجهی بر تصوف ايراني داشته است؛ هرچند نقش آيين هاي ايراني همچون «ميترا» و «زردشت» را نمي توان ناديده گرفت.در مكتب عراق فرقه گرايي كمتر از مكتب خراسان بود. روحيه اجتماعي مكتب خراسان و حضور در بين مردم باعث فرقه گرايي بيشتري نسبت به مكتب عراق شد. برخي فرقه هاي تصوف ايران در همان سالهاي آغازين از بين رفتند و برخي چند قرن به حيات خود ادامه دادند که هنوز برخي از اين فرقه ها در ايران فعاليت مي كنند. به دليل تعدد فرقه هاي بوجود آمده در ايران شمارش آنها بسيار سخت است اما در اسناد تاريخي و منابع تصوف نام صدها فرقه به چشم مي خورد.تصوف چیستتصوف نوعی ایدئولوژی است که از نظر تا عمل واز بینش تا کنش را در بر میگیرد.تفسیر خاص زندگی و نحوه تعامل با حیات دنیوی است.این تفسیر به ادعای صوفیه با روش کشف وشهودتحصیل میگردد.البته پراکندگی و تنوع فرقه های صوفیه و تضاد وتعارض در این جریان انقدر زیاد است که نمیتوان با یک نظر و یک اندیشه آنها را دسته بندی و نقد کرد.ریشه های تصوف از قرن دوم هجری شروع به رشد کرد ودر میان مسلمین رایج شد.تحقیر دنیا فرار از تتنعمات وتمام شئون مربوط به زندگی مادی و دنیوی و ریاضت کشی و تحمل شکنجه ها از نکات بارز این دوره میباشد.ایستادگی تصوف در برابر ائمه اطهار علیهم السلام ومخالفت با سیره و روش آنها نشانه اوج تضاد با تفکرات اسلامی در دوران آغازین رشد این جریان بود.خرده گیری تصوف بر ائمه تا جائی پیش رفت که بر امام رضا علیه السلام تاختند که چرا لباس درشت بر تن نمیکنی و غذای خشن نمیخوری.امام فرمود:یوسف پیامبر خدا لباسهای زربفت و قباهای دیبا بر تن داشت.تصوف بدعتی بود که از بین اهل سنت آغاز شد و کم کم به شیعه هم راه یافت.و نخستین صوفی کسی نبود جز ابوهاشم کوفی که امام صادق علیه السلام به شدت با او مخالفت میفرمود.کم کم توسط مسیحیان تفکرات رهبانیت مسیحی به درون این جریان وارد شد و برای جداسازی این جریان از اسلام ناب در شام توسط یک پادشاه مسیحی اولین خانقاه بنیانگذاری شد.واین دوران آغاز صوفی گری بود که بعدها به تصوف امروزی منجر شد. شیخ فتنه گر در کنار نورعلی تابنده و سایر اعضای گروهک نهضت آزادی     صوفی گنابادییکی از گروههای صوفی فعال در ایران فرقه نعمت اللهی گنابادی است.هر چند نعمت اللهی ها خود به چند فرقه مثل کوثریه. شمسیه.حجت علیشاهی.و غیره تقسیم می گردند از جمله اشکلاتی که به طور کلی بر این فرقه وارد است مواردی است که در ذیل به صورت فهرست وار اشاره می گردد و به امید خدا در ادامه به شرح ان خواهیم پرداخت.۱-اباحه گری : .ملا سلطان گنابادی موسس گنابادیه میگوید:اصل و حقیقت روح نماز همین ذکر قلبی است که ما داریم ومن خودم که در خانه هستم نماز نمیخوانم و مسجد هم که میایم برای عوام است.(مقامات العرفاء صفحه ۱۵۲)۲-بدعت در دین: مساله عشریه که این آقایان اعلام کرده اند و آنرا جایگزین حکم صریح قران در مورد زکات و خمس میدانند.ملا سلطان گنابادی در کتاب نابغه علم و عرفان چاپ تابان ۱۳۳۳صفحه ۲۰۴ میگوید:یک عشر از ارباح مکاسب و زراعات داده شود مغنی زکوه زکوی و از خمس خواهد بود.چه کسی به ایشان اجازه داده حکم صریح قران را نقض کند و حکمی جدید اختراع نماید.۳-غسل اسلام: این غسل علاوه بر اینکه بدعت است توهینی به سایر امت اسلامی است که انها را مسلملن نمیداند.سلطان حسین تابنده در رساله رفع شبهات خود صفحه ۲۱ میگوید:مراد از اسلام در این مورد تسلیم امر الهی شدن است که چون شخص تصمیم و عزم دارد خود را نسبت به شریعت مقدس تسلیم و مطیع محض نماید به این نیت غسلی انجام میدهد و اشکالی ندارد.این یک بدعت آشکار و اهانت به سایر مذاهب اسلامی است چون معنی این کلام اینست که بقیه تسلیم امر خدا نشده اند و حالا باید مسلمان شوند.تازه در کجای آیات و روایات همچین حکمی است.این از غسل تعمید مسیحیت اخذ شده است. از جبهه ملی تا قطبیت فرقه گنابادینورعلی تابنده کیست؟نور علی تابنده فرزند محمد حسن تابنده صالح عليشاه، قطب دراويش گنابادي است كه پس از برادرش سطان حسين ملقب به رضا عليشاه و پسر برادرش يعني علي تابنده معروف به محبوب عليشاه به عنوان قطب سي و نهم سلسله نعمت اللهي سلطانعليشاهي گنابادي رسيد.نور علي تابنده تحصيلات خود را تا دريافت دكتراي حقوق در خارج از كشور ادامه داد. در مقطعي پس از بازگشت به كشور گرايش شديد روشنفکري پيدا كرده و داراي تفكرات ليبرالي شده و به عضويت تشكيلات «جبهه ملي» كه در اول انقلاب به دليل مخالفت صريح با لايحه قصاص توسط امام خميني (ره) حكم به ارتداد آنها صادر شد، مي شود. به دليل آنكه گرايشات روشنفكري او، از طرف خانواده اش به نوعي مخالفت با رژيم شاه تعبير مي شد، مورد مخالفت خانواده تابنده و جريان تصوف كه پيوند تنگاتنگي با دربار پهلوي داشتند، واقع شد، به طوري كه برادرش رضا عليشاه به عنوان قطب فرقه، فرزند خود نور علي تابنده را به عنوان جانشين خود انتخاب مي كند و اعتنايي به بر ادرش نور علي نمي گذارد. وي پس از پيروزي انقلاب و تحت تأثير تفکرات ليبرالي و به دليل همراهي با جبهه ملي و نهضت آزادي كه پرونده آنها مخصوصاً در دوران 8 ساله دفاع مقدس بسيار سياه و تاريك است، با نظام جمهوري اسلامي نيز سر ستيز پيدا مي کند، به طوري كه يک بار در اوايل دهه 70 شمسي به دليل بعضي از اقدامات، دستگير و به اتفاق بعضي از سران نهضت آزادي مدت کوتاهي در زندان نظام اسلامي به سر مي برد. همچنان نور علي تا بعد از آزادي، هنوز مراحل صوفيانه را در سلسله خانوادگي خود شروع نكرده بود. در اين زمان برادرش رضا عليشاه فوت مي كند و قطبيت به پسرش علي تابنده ملقب به محبوب عليشاه مي رسد و در اين مقطع در اواسط دهه 70 محبوب عليشاه (پسر برادرش) نيز بر اثر عارضه قلبي مي ميرد و از قضا، قطبيت به نور علي تابنده اي كه عاري از تعاليم صوفيانه و درويشي بود، مي رسد!!! او هنوز به عنوان قطب اين فرقه درويشي به حيات خود ادامه مي دهد. وي به گواهي سوابق تحصيلاتي و خانوادگي و اقرار دروايش گنابادي، از سواد اوليه ديني نيز برخوردار نيست، چنانكه در فیلم زیر ناتمبرده در قرائت هر خط از قرآن، چند غلط فاحش اعرابي دارد!!برادر وي يعني سلطانحسين تابنده يا رضا عليشاه گنابادي در زمان رياست خود بر اين فرقه، رابطه بسيار حسنه اي با دربار پهلوي داشت. محمد رضا پهلوي دوبار رسماً به بيدخت رفت و شب را به اتفاق اسدالله علم، وزير سفاك خود و از دوستان تابنده، در منزل او بيتوته كرد. در اين رابطه عكس هاي از ملاقات محمدرضا پهلوي با رضا عليشاه و تعظيم او به شاه پهلوي، موجود است. ارتشبد نصيري رئيس سفاك ساواك كه دست او به خون بسياري از جوانان انقلابي و متدين اين مرزو بوم آلوده بود، از دوستان تابنده و از مريدان اين فرقه درويشي بود. البته اسناد وابستگي و همراهي اقطاب اين فرقه با شاهان ظالم قاجار و پهلوي بسيار زيادتر از اين اجمال است؛ چنانكه مي توان تنها براي نمونه چند مورد ديگر را اشاره كرد، جمله اينكه ميرزا آغاسي از شيوخ فرقه نعمت اللهي و عامل تابلودار استعمار بود كه پس از دسيسه چيني در قتل صدر اعظم باكفايت و دانشمند ايران يعني قائم مقام فراهاني، چندي به نخست وزيري شاگرد سابق خود يعني محمد شاه قاجار رسيد. اسناد رابطه نامشروع اين رئيس خانقاه صوفيه با مهد علياء زن محمد شاه، در تاريخ ثبت است. ظهير الدوله ملقب به صفا عليشاه، داماد ناصرالدين شاه و وزير دربار نيز از اقطاب يكي از اين فرقه هاي نعمت اللهيه بود كه با بنيانگذاري انجمن اخوت، مايه پيوند رسمي دراويش صوفي با لژهاي فراماسونري استعمار شد. عبدالحسين تيمور تاش وزير دربار رضا خان پهلوي و جاسوس پرونده دار روسيه در ايران كه داعيه سلطنت را نيز در سر داشت و عاقبت الامر به اين جرم مورد تصفيه حساب خونين رضا خان واقع شد و به قتل رسيد، از دراويش نعمت اللهي بود. منوچهر اقبال رئيس شرکت ملي نفت ايران نيز گرايش شديد به تصوّف گنابادي داشت. او يكي از دختران خود را به خانواده تابنده مي دهد و يکي ديگر را به خانواده شاه؛ يعني خاندان پهلوي با خانواده تابنده عجين شده و به همين دليل در زمان محمد رضا شاه، قدرت اقبال از وزرا هم بيشتر بود. نورعلی الان چه می کند؟چندی پیش نورعلی تابنده سرکرده فرقه دراویش گنابادی که دیدارهای محفلی خود را در افزایش داده است  در دیدار اعضاء و خانواده های برخی افراد دستگیر شده این فرقه بدلیل فعالیت های غیرمجاز آنها با انتقاد از عملکرد دستگاه قضایی در خصوص احکام صادره آن را ناعادلانه خوانده و گفت: «در زمان شاه دوبار تبعید و یکبار زندانی شدم و مثل الان شما بی گناه بودم شاه  متوجه شد که من بی گناه هستم ولیکن آقایان هنوز به این نتجیه نرسیده اند که دراویش کار خلافی انجام نداده اند و جرمی انجام نداده اند.»وی همچنین در ادامه سخنانش ضمن حمایت از فتنه سبز گفت: اظهارات آقای کروبی در خصوص برخورد نامناسب با زندانیان در مورد دراویش نیز صادق است و این حکومت با اینگونه رفتارها رو به زوال است.»گفتنی است نورعلی تابنده که در انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته در ازای دریافت مبلغی از کروبی از و ی حمایت کرده بود نیز در  دیدارهایی که پیش ا زاین با برخی از گروههای اپوزیسیون از جمله نهضت آزادی داشت قول هرگونه حمایت مالی و همکاری با جنبش سبز را داده بود. در ایام اغتشاشات پس از انتخابات88 نیز بسیاری از چهره های وابسته به این فرقه و فرقه های دیگر دراویش در کف خیاانها حضور داشتند و بنا به دستور تشکیلاتی فرقه به فتنه افکنی و حمایت از برخی کاندیداهای خاص همراه با اغتشاش گری مشغول بودند. برای مثال فرزند یکی از دراویش فرقه "علویه قادریه" که از اراذل اوباش منطقه لویزان می باشد بنا به دستور تشکیلاتی پدرش که معروف به (منصور.غ) می باشد ضمن حضور در خیابانها و عربده کشی ضمن توهین به مقامات نظام مسئولیت هدایت برخی از اراذل منطقه در ایام اغتشاشات 88را بعهده داشت.ذکر این نکته ضروری است که  با مرگ محبوبعلیشاه قطب قبلی فرقه وروی کار آمدن مشکوک نورعلی تابنده قطب فعلی ماهیت این فرقه از یک تشکیلات به اصطلاح مذهبی به یک شاخه سیاسی از یک جریان خاص تغییر پیدا کرد.نورعلی تابنده که عضو رسمی واز سران جبهه ملی (مرتد) می باشد با رسیدن به قطبیت ابزار بسیار خوبی برای مخالفت با جمهوری اسلامی پیدا کرد.ذکر این نکته ضروری است که پس از پایان ریاست جمهوری خاتمی درسال 84 و همچنین همزمان با انتخابات88 و اغتشاشات پس از آن، فرقه گنابادی همچون فرقه ضاله بهائیت  با حرکت در مسیر اربابان خارجی خود فعالیتهای سیاسی علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی را تشدید کرده اند.فتنه 88 و دراويش گناباديبا قطبيت آقاي نور علي تابنده عضو شوراي رهبري جبهه ليبرال به اصطلاح ملي،فرقه گنابادي وارد بازيهاي سياسي جديدي شد.اگر چه قبل از انقلاب نيز اين فرقه کاملا سياسي بود و بارژيم پهلوي رابطه ي تنگاتنگي داشت اما در سالهاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي دراويش اين فرقه کمتر به سمت منازعه سياسي با نظام رفتند.با فوت محبوبعليشاه قطب قبلي فرقه سکان اين فرقه به دست آقاي نور علي تابنده افتاد.او که از دوران برکناري دولت بازرگان در صف اپوزيسيون نظام قرار گرفته بود اين بار ابزار مناسبي براي درگيري با نظام پيدا کرده بود.استفاده از چند هزار درويش گنابادي ساکن در ايران ابزار خوبي بود براي فشار سياسي به انقلاب اسلامي.با روي کار آمدن دولت آقاي احمدي نژاد همه ي جريانات فرقه اي کشور همگام با استکبار جهاني به مقابله با اين دولت برخواستند و اين فرقه نيز از اين مساله عقب نماند.در فتنه ۸۸ دراويش نعمت اللهي نيز به صف جريان برانداز پيوستند و تلاش کردند در کف خيابانها با انقلاب مبارزه کنند.در ۲۵ بهمن امسال استکبار جهاني براي دور کردن اذهان مردم دنيا از مسائل جهان اسلام و قيامهاي منطقه از همه ي دشمنان داخلي درخواست کرد که به کف خيابانها بيايند شايد بتوانند موج خبري در دنيا ايجاد کنند وباعث ياس انقلابها شوند.مصطفي آزمايش نوکر دستگاه امنيتي فرانسه و نماينده فرقه در اروپا شبها در شبکه هاي مختلف حنجره ي خودرا پاره کرد اما نهايتا در روز ۲۵ بهمن تعدادي از دراويش به همراه بهايي ها،سلطنت طلبها و منافقين به خيابانها امدند که  به دليل کمي جمعيت باعث خجالت اربابان خود شدند.به هر حال دست همه ي اين عناصر وطن فروش براي مردم انقلابي رو شده است اگر چه بنده معتقدم بسياري از دراويش اين فرقه با تمايلات رهبران خود همفکر نيستند و هيچ گاه وطن فروشي نخواهند کرد. اسپانسرهای مالی با طعم لبنیات برای دراویش گنابادییکی از اسپانسرهای اصلی مالی دراویش گنابادی شرکت « د» می باشد که فعالیت چشم گیری در عرصه تولید محصولات لبنی دارد. هزينه وبلاگهاي صوفيان گناباديدر نگاه اول شاید انسان تصور کند که اين تابعين فرقه گنابادي به صورت خود جوش به ایجاد سایت و وبلاگ برای احراف افکار عمومی اقدام می نمایند.ولی با بررسی های دقیق تر مشخص می گردد که کل هزینه های این سایتها از سوی بنیاد « م ر» می شود این بنیاد که در ظاهر برای انجام امور خیر تاسیس شده است.در واقع وظیفه تبلیغ فرقه را به عهده دارد.انحرافات عقیدتی فرقه گنابادیهبدعتی بنام اجازه نماز؟یکی از مواردی  که اسلام به آن سفارش زیادی کرده است نماز جماعت است.یکی از اهداف آن وحدت مسلمین ویادگیری احکام الهی استاقطاب صوفیه بویژه گنابادیه وقتی متوجه خطر تابعیت مریدان به مساجد شده و این خود باعث دوری گزینی از تفکرات انحرافی اقطابمی گردید، بدعتی بنام اجازه نماز خلق نمودند به صورتی که شخص ص.فی نمی تواند پشت سر غیر صوفیها نماز بخواند.در حالیکه اهل بیت شرایط بسیار آسانی برای امام جماعت در نظر گرفته اند وبه راحتی میشود نماز را به جماعت اقامه کرداین مساله اجازه جزو اختراعات صوفیه است وهیچ مبنای شرعی ندارد.آنهم طی مسیری که فقط نور چشمی ها مجوز اقامه نماز برای مردم میگیرند.البته اجازه دستگیری نیز کمتر از اجازه نماز اشکال ندارد واگر صوفیه خود را حق میدانند باید همه آنها الذین یبلغون رسالات الله باشند نه اینکه موروثی وخانوادگی باشدحشیش،تریاک و دود در تصوفاستعمال مواد مخدر در بین صوفیان سابقه ی طولانی دارد.حشیش و تریاک جزو لاینفک برنامه های خانقاه ها بوده است.در بسیاری از شاخه های نعمت اللهی بویژه صفیعلیشاهی و مونسعلیشاهی و همچنین فرقه هایی مانند خاکساریه استعمال مواد مخدر سابقه ی طولانی دارد.مثلا حیرتعلیشاه ناینی جانشین صفی در نامه ای به یکی از صوفیان از ارسال حشیش تشکر می کند.صفاعلیشاه)ظهیرالدوله استاد استعمال بنگ و چرس بود و دخترش ولیه حتی در اشعارش از عشق به دود و دم دم می زند.غلامعلیشاه خاکسار در بسیاری از مجالس بساط تریاکش به پا بود و عکسهای او بر سر منقل موجود است.در وقفنامه ی چندین خانقاه استعمال تریاک و حشیش جزو شرایط وقف است.اگر چه دراویش گنابادی مدعی هستند که در این فرقه استعمال مواد مخدر ممنوع شده اما هنوز مشایخ زیادی از این فرقه مانند محجوبی و..رسما به استعمال مواد مخدر مشغولند.به هر حال برای رسیدن به خلسه و درک مقام صحو نیاز به ابزارهایی بوده که برخی از آنان همین موارد است.علامه ی طباطبایی رحمت الله علیه عارف بزرگ و مفسر ارجمند شیعه در المیزان می فرمایند:علامه مى‌فرمايد: “صوفيه براى سير و سلوک آداب و رسوم خاصى را که در شريعت وجود نداشت به وجود آوردند و راه‌هاى جديدى را پيوسته به آن افزوده و شرع را کنار گذاشتند. تا اينکه به جايى رسيدند که شريعت را در يک طرف ديگر قرار دادند و کارشان به جايى رسيد که در محرمات غوطه‌ور شدند و و اجبات را ترک کردند و در آخر منتهى به تکدى و استعمال بنگ و افيون شدند که اين حالت، آخرين حالت تصوف است که مقام فنا ناميده مى‌شود(محمدحسين طباطبايي، تفسيرالميزان، ج5، ص 282، قم‌:‌انتشارات موسسه نشر اسلامي، بى‌تا)ظلم به امام زمان ( عج)هیچ طایفه ای از صوفیه مثل گنابادیها مقام قطب را اینقدر بالا نبرده اند.ادعاهای ملا سلطان گنابادی بسیار در این زمینه عجیب است.:در مجمع السعادات پس از کلی تعریف در مقام قطب میگوید:در بیان اینکه هر کس بشناسد امام خود را حاجت به انتظار ظهور حضرت قائم اورا نخواهد بود بوجهی نه در عالم صغیر نه در عالم کبیر(فصل ۸ باب ۴ ص۲۶۹)در سعادتنامه به طالب حضور در وقت تشرف دستور شرک میدهد ومیگوید:چون وارد حضور گردد در کمال عجز وفروتنی که شیوه نیازمندانست صورت بر خاک مذلت گذارد وبه شکرانه این نعمت سجده به جای آورد ص ۱۶۳در بشاره المومنین ص۱۹۱ میگوید:اتصال میانه بایع ومشتری حاصل شود که صورتی از رسول یا امام یاشیخ مجاز از طریق باطن به دل بایع شود وهمان است قائم آل محمد؟ آیین التقاطی؟تصوف التقاطی از آیینهای مختلف وادیان زیادی است.از هر دین وآیینی چیزی اخذ شد وبا اسلام مخلوط گردید تا اینکه آیینی به نام تصوف بنا نهاده شد.برای روشن شدن اذهان به مواردی اشاره میکنیم؟۱-آیین برهمایی:پرسه وگدایی صوفی مبتدی از آیین برهمایی اخذ شده است(ماللهندص۴۵۳)۲ـمسیحیت:غسل اسلام گنابادیها از غسل تعمید مسیحیت اخذ شده است(مسیح پیامبر بزرگ ص۱۱۱)۳-زردشتی:تجسم صورت مرشد یکی از انحرافات صوفیه است.در آیین زردشتی آمده است در حین ذکر پیکر پیر را به دل گیردوچنان داندکه حاظر وناظراستواز فکر پیر غائب نگردد(ریاض السیاحه ص۱۸۱)۴-آیین میترا:تشرف در صوفیه از تشرف درآیین میترا اخذ شده است(ایین میتراص۲۰۷) ادعای خدایی؟اگر درست و با دقت در آثار بسیاری از اقطاب صوفی معاصر دقت کنید به خوبی متوجه خواهید شد که اهل تصوف چه مقامی برای برای خود قائلند.اقطاب ایشان علاوه بر ادعاهای بزرگ نظرات کفر آمیز برخی از نزدیکان خود را درآثار خود برای بزرگ نمودن خود آورده اند.به مطلب زیر ازکتاب خورشید تابنده ص۷۸۴ دقت کنید:در این کتاب آمده که همت علی یا همان شریعت قمی در وقت بیماری در بستر مرگ رو به سلطان حسین تابنده کرده میگوید:اجازه بدهید از دنیا بروم.نکته اینجاست که : جز مقام شامخ حضرت رسول از کسی برای مرگ اجازه گرفته نشد وکسی حق تصرف نداشت.واگر در مقاطعی اهل بیت عصمت برای کسی عمر طلب نمودند آنهم به اذن خدا و اسباب امامت بود. قطبیت موروثییکی از مباحث مهمی که در تصوف مطرح است مرتبه شخص ومنزلت او برای انتخاب شدن به عنوان قطب است.در قدیم هر کس منزلت بیشتری داشت قطب میشد.اما در برخی از خاندانها این موروثی شده است.در گنابادیه این مقام فامیلی شده است و مثل سلطنت موروثی.در حالیکه در بسیاری از فرقه های دیگر صوفی اقطاب با وجود داشتن فرزند یا برادر بهترین شاگرد خود را انتخاب مینمودند.این اشکال بسیار بزرگی است که باید پاسخ داده شود صوفی.مذهب.بی حدیملا علی گنابادی معروف به نور علیشاه میگوید:صوفی موحد است.موحد غیر محدود است.مذهب در حد است واو روبه بی حدیست(صالحیه حقیقت۲۳۳ص۳۰۶)سپس درحقیقت۲۴۳ص۳۱۱ میگوید:ابن الوقت وموحد ولامذهب وقلندر به یک معناستببینید اینکه علماء اعلام فریاد میزنند که هدف از تصوف رهایی از قید وبند شریعت است واقعا صحیح است. خوب کخ دقت شود ملاحظه خواهد شد که حرفهایی امثال نور علیشاه با هیج یک از براهین شریعت هم خوانی ندارد.ایشان میگوید مذهب در حد است واو(صوفی)رو به بی حدی است.این علنا اعلام خروج از دایره مذهب است.بعد خود ایشان میگویند ابن الوقت وموحد ولامذهب به یک معناستاین حرفها برای این است که وقتی بر صوفیه نقد میشود بتوانند بگریزند وبگویند ملاک ما مبانی تصوف است نه مذهب. حکم سبیل نزد صوفیهیکی ازمعتقدات صوفیان گذاشتن سبیل آنهم بصورت افراطی است.ودراین مساله طایفه علی اللهی ها که مشهور به اهل حق؟ هم هستند باصوفیان همفکرند.بدلیل اشکال مردم وعلما به این نظریه بزرگان آنها اقدام به آسمان ریسمان کردن نمودند.ازجمله رضا علیشاه دررساله رفع شبهات کلی تلاش کرده تا این مساله راتوجیه نماید.اکنون برقسمتی ازنظرات وی مروری میکنیم.ایشان درصفحه ۱۴۳ رساله رفع شبهات میگوید:حتی برخی ازصوفیه معتقدند که ازبعضی اخبار استفاده میشود که بزرگان دین وائمه اطهار شارب(سبیل) داشتند.نامبرده می خواهد با داستان گویی و بافتن روایات این مضوضع را اثبات کند که آنها سبیل بلند میگذاشته اند.بعد درص۱۵ میگوید:منظور اززدن(کوتان کردن سبیل درروایات)اگر تمجید شده باشد برای حفظ نظافت بوده.چون بسیاری ازاشخاص مقید به نظافت وتمییز نگه داشتن آن نیستند.سوال ازصوفیان م اینست که درباب روایاتی که درنقد صوفیه وارد شده واهل بیت به شدت اعلام انزجار نموده اند دوستان واقطاب شما سعی میکنند سند روایات را تضعیف کنند وگاهی توجیه.حال چطور ازروایتی که مثلا درآن نوشته بلند گذاشتن مو باعث کم شدن شهوت میشود آقای تابنده حکم گذاشتن سبیل را اثبات میکند. ولایت منصوص ومقام علمایکی از ادعاهای صوفیه بویژه صوفیه گنابادی ادعای منصوص بودن ولایت اقطاب آنان است.اگر کسی با اصطلاحات دینی آشنا باشد معنای نص را بخوبی می فهمد.اینها مدعیند که سلسله ولایتشان نصا به نص به امام می رسد.وبرای خود ولایت منصوص قائلند.البته برای اینکه مورد اشکال مخالفین قرار نگیرند نامی هم ازعلما می آورند اما کدام علماءمثلا آقای نور علی تابنده درحکمی برای شیخیت معروفی نامی می نویسد:در دوران غیبت كبری امام حی بینا ، وظایف شریعتی را باید از علمایی که شرایط آن را بیان فرموده اند ، اخذ کنیم و ولایت و هدایت را از کسانی که منصوص باین امر هستند ، جذب کنیم . علیهذا در این اوان که خدمت فقرای الهی و هدایت جویندگان در سلسله نعمت اللهی سلطان علیشاهی گنابادی باین بنده کمترین ملقب به مجذوبعلیشاه محول گردیده استایشان خود را منصوص به این امر می دانند اما قبلا درباب سلسله نعمت اللهی بحث کردیم چطور می شود سنیهای متعصبی چون جنید بغدادی ویافعی و...که جزو سلاسل این فرقه هستند از امام حکم ولایت داشته باشند.درضمن ایشان می گویند دردوران غیبت کبری این وظیفه محول شده اما همانطور که می دانید اینها معتقدند معروف کرخی وجنید بغدادی درزمان خود ائمه خرقه دریافت نموده اند.از این اشکالات واضح که بگذریم بر اساس چه مدرکی برای خود ولایت تراشیده اید وعلما فقط مخصوص شریعت شده اند.ایشان می گوید:در دوران غیبت كبری امام حی بینا ، وظایف شریعتی را باید از علمایی که شرایط آن را بیان فرموده اند ، اخذ کنیمسوال اینجاست آیا نماز جزو شریعت نیست که شما اجازه برای آن می نویسید ودرکار علمای شریعت دخالت می کنید.این علمایی که شما می گویید همگی حضور درمراسمات صوفیه را حرام می دانند وبا شما مخالفند.پس منظورتان ازعلما چه کسانی هستند.شما که برای اقطاب خود مقام مافوق دینی قائلید وآنها درهمه شئون زندگی فقرا دخالت می کنند چرا می گویید باید ازعلمای شریعت احکام را اخذ کرد.برای بنده این سخنان بسیار جالب است وسخن هرقطبتان با قطب بعدی کلی منافات دارد.ضمنا آقای تابنده می گوید باید ازعلمای شریعت اخذ کنیم.از ایشان بپرسید مقلد کدام مرجع تقلید هستند.صوفیه و کربلایکی از اشکالات مهم به فرق صوفیه اینست که کربلا وعاشورا درتفکرات اینها رنگی ندارد.البته چون سران صوفیه تا عصر صفویه همه سنی بوده اند کمتر ازامام حسین (ع) درتفکرات آنها میبینیم واگر برخی سنیانی که اهل بیت رانیز قبول داشته اند مثل نعمت الله نامی ازایشان برده اند اما در زندگی وتاریخشان اثری ازعزاداری برای امام حسین علیه السلام وجود ندارد.حتی کسانی چون عبد القادر گیلانی عزاداری برای امام حسین علیه السلام را حرام می دانند.درهمین رابطه صوفیان شیعه امروز نیز هزچند برخی ازفرقه هایشان برای امام حسین گاهی عزاداری میکنند اما اهمیت آن برایشان مانند بسیاری ازآداب دیگر خودشان نیست.نور علی تابنده قطب گنابادیها درعید سال 81 که مصادف با ایام عزاداری حضرت سید الشهدا بود ب عید پیامی منتشر می نماید که نکات حائز اهمیتی در آن وجود دارد :نامبرده برای اینکه بتواند عید را توجیه کند که می شود هم نوروز را جشن گرفت وهم برای امام حسین ناراحت بود ریشه روضه رامی زند ومی گوید:دو عید داریم یکی عید قربان ودیگری عید فطر که ماسم رسمی عبادی مثل نماز خواندن درآن برقرار کرده اند ویک عید هفتگی داریم که جمعه است.پس عزا نداریم.بعد درمورد روضه وذکر مصیبت برای اهل بیت می گوید:در زمان ائمه یاد حضرت به این اسم وبه این رسم نبود.سپس درتوجیه اینکه نوروز هم به اندازه محرم مهم است کلی سخن می گوید واشاره می کند که:به همین دلیل ایران وایرانی همان طوری که نمی تواند عید نوروز و آثارو حواشی عید نوروز - مثل چهارشنبه سوری و سیزده عید- را فراموش کند همین طور هم نمی تواند و محال است که وقایع زندگی امام حسین را فراموش کند این ها در خونش عجین شده است .این عزا و این عید مثل همان آب و آتش است که گفتم هر دو به هم مدد می رسانند دو تا نیستند.این عید برای تجلیل این امر است که ما از زیر بوته در نیامده ایم و چهار پنج هزار سال پیش پیغمبری داشتیم که این حرف ها را گفتهببینید چقدر سعی می کنند عزای امام حسین را هم اندازه نوروز وچهارشنبه سوری وغیره کنند.اما اینکه ایشان گفته اند که ما درزمان ائمه چنین چیزی نداشتیم باید بگویم یا تاریخ نخوانده اند یا می خواهند برداشت خودشان رابگویند.درروایات بسیاری داریم که امام صادق علیه السلام وسایر اهل بیت کسانی را می گفتند برایشان روضه بخوانند وآنها هم با صدای بلند گریه میکردند.امام سجاد علیه السلام خودشان روضه خوان امام حسین بودند.بله ما ایرانیها نوروز داریم اما حسین علیه السلام همه چیزمان است.وقتی درعاشورا می خوانیم بابی انت وامی دیگر بقیه چیزها درمقابل امام حسین چه ارزشی دارد.اگر در ایران پدر یا مادر کسی فوت کند نزدیک عید باشد آن خانواده عید را جشن نمی گیرند.درحالیکه ایشان درهمان اول پیامش سعی میکند هردورا باهم داشته باشند.اولا بر مبنای کدام دلیل مستند نوروز را به زرتشت نسبت می دهند.اگر سلمنا که زرتشت پیغمبر باشد مگر هر چه آو گفته باید عمل شوداگر اینطور است اعیاد مسیحیان ویهودیان نیز باید گرامی داشته شود واگر با محرم تلاقی کرد هر دو راجمع نمود.اینست که ما می گوییم سران صوفیه همیشه همه چیز را تاویل می کنند از قرآن گرفته تا روایات آنهم با تفکر خود.ما عشق حسین رانفروشیم به نوروز    نوروز که سهل است به عالم نفروشیمدیدگاهای مراجع تقلید درمورد صوفیه * حضرت آيت‌الله العظمي خامنه‌اي: شركت كردن در مجالس صوفيه و انجام اعمال و گفتن اذكار آنان و حضور در خانقاه آنها جايز نيست و كساني كه اوامر و نواهي قرآن كريم را قبول داشته و به امامت ائمه معتقدند چه بهتر است كه اسم جداگانه را كه لازم نيست بلكه مضر است كنار گذاشته و در جماعت عظيم ملت بزرگ و مسلمان خود منسلك باشد. * حضرت آيت‌الله العظمي گلپايگاني: مجالست با فرقه‌هاي ضاله حرام است و شركت در مجالس آنها حرام است توضيح اينكه مجالست در مجالس آنها ولو و در تحت عناوين اسلامي مثل قرائت قرآن و ختم انعام و غيره باشد حرام است و هر چيزي كه تقويت آنها به حساب آيد حرام است. * حضرت آيت‌الله العظمي مكارم شيرازي: تمامي فرقه‌هاي صوفيه داراي انحرافاتي هستند و شركت در فعاليت‌هاي آنان و كمك به اهدافشان جايز نيست. تمام فرقه‌هاي صوفيه داراي انحرافاتي هستند و خوشبختانه بعد از انقلاب اسلامي بسياري از مراكز آنان تعطيل شد. مسئولين محترم هم نبايد اجازه تاسيس يا تعمير خانقاه تحت هر اسم و عنواني به آنها بدهند. * حضرت آيت الله العظمي سيستاني: اجتناب از حضور در مجامع آنان و دور كردن مردم از آنها لازم استحضرت آيت‌العظمي فاضل لنكراني: معبد مسلمان مسجد است و رفتن به خانقاه اگر بر اين باشد كه گمان كند آنجا خصوصيت و شرافتي بر ساير امكنه دارد صحيح نيست بلكه اگر به اين عنوان بروند كه آنجا شرعا پايگاه ذكر و مدح و منقبت است حرام مي‌باشد. لذا بر عموم مسلمانان است كه براي امور عبادي،‌مذهبي و اعياد مواليد ائمه در مساجد اجتماع كنند كه «انما يعمر مساجد الله من آمن بالله» و شما هم در مقابله با اين حركت طبق شرايط و مراحل امر به معروف و نهي از منكر عمل كنيد. * حضرت آيت‌الله العظمي بهجت: هر عنواني كه سبب تشكيل حزب و گروهي شود كه مولد فرقه‌اي از 72 فرقه شود باطل است و تاسيس و ترويج آن جايز نيست. تاسيس و ترويج اماكن و مجالس فرقه‌هاي صوفيه كاملا جايز نيست و نهي از منكر و جلوگيري آنها با احراز شرايط امر به معروف وبرهمگان واجب است. * حضرت آيت‌آلله العظمي نوري همداني: شركت در مجالس ذكرو دعاي فرقه‌هاي صوفيه و كمك مادي و معنوي در ساخت و عمران اماكن آنها همچون خانقاه و حسينه و نامهاليي از اين قبيل كه ويژه عبادت اين فرقه ساخته مي‌شود جايز نيست. * حضرت آيت‌الله العظمي سيد شهاب الدين مرعشي نجفي در صفحه 183 از تعليقات جلد اول احقاق الحق مي‌نويسد: حقيقتاً مصيبت صوفيه بر عليه اسلام در نزد من از بزرگترين مصيبت‌است كه اركان اسلام بواسطه اين مصيبت منهدم و بنيان اسلام از هم پاشيده وامصيبتا از اين همه غفلت و سكوت مردم. * علامه سيد محمد حسين طباطبايي رحمت الله عليه : اين گروه صوفيه طريقت را در مقابل شريعت قرار داده‌اند در حالي كه طريقت هرگز نمي‌تواند در مقابل شريعت قرار گيردچند نقد از علماءبزرگ بر صوفیهآيت اللّه سيّد شهاب‏الدّين مرعشى نجفى در تعليقات جلد اول احقاق الحق مى‏نويسد:به نظر من مصيبت صوفيه بر اسلام از بزرگترين مصيبتها است كه اركان و بنيان اسلام را منهدم مى‏كند و ظاهر شد بر من بعد از فحص زياد و گردش در كلمات آنها و تامل در مطالبشان و نشست با رؤساى فرقه‏شان اينكه از رهبانان نصارا تاثير پذيرفته‏اند سپس به بعضى از شيعيان نيز سرايت كرده و كار به جائى رسيد كه سنگ روى سنگ باقى نگذاشتند همه نصوص قرآن و روايت را تأويل كرده‏اند و با احكام فطرى عقلى مخالفت كردند و بر وردهائى كه بوى كفر مى‏داد مداومت كرده و آن را ذكر خفى قلبى ناميدند و بعضى از آنها ادعا كردند كه ما با خدا حالاتى داريم كه او ما مى‏شود و ما او مى‏شويم خلاصه اينكه شيوخ تصوف و بناى خانقاه‏ها در قرن چهارم بود و لباس مخصوص اسلامى پوشيدند و آن را علم و شاخه‏اى براى فرقه خود قرار دادند و توسعه دادند تصوف را تأويلات و كشفهاى خيالى و اوهام و كتب متعددي نيز تأليف كردند و مردم را اغفال كردند و انشاء اللّه خداوند ما و شما را از اين گروه دور بدارداز ملا احمد نراقى كلام تندى در مذمت صوفيه آمده كه به برخى فقط اشاره مى‏شود:صوفيه گاهى با كلامى از توحيد و يا شعرى از عشق خود را به زمين مى‏اندازند با اين حال ايشان را از حقيقت توحيد و محبت خدا مطلقا اطلاعى نيست و چنان پندارند كه با اين حركات تارك دنيا و درويش مى‏شوندعلامه محمّدباقر مجلسى: در رساله اعتقادات خود مطالب زيادى در ذمّ تصوف آورده. مثلا فرموده: از جمله بدعتهاى صوفيه ذكر جلى است كه آوازه خوانى و زمزمه كنند به اشعارو مانند... صدا كنند و خدا را با دم گرفتن و كف زدن و هٍٍو حق گفتن عبادت كنند و گمان مى‏كنند عبادتى مانند اين دو بدعت نيست.وما كان صلواتهم الا مكاء و تصديه» و در آخر مى‏نويسد پدرم نيز صريحا از ايشان بيزارى مى‏جست و در عقائد باطله ايشان را تكفير مى‏نمود و من بهتر آگاهم به طريقه پدرمشهيد ثانى: در رساله علم درايه در پايان مى‏نويسد: صوفيه براى جذب قلوب مردم به مواعظ خود احاديث دروغ جعل مى‏كنند. و در كتاب منيه المريدش مى‏فرمايد: مراد از اين حديث پيغمبر كه فرموده «اذا مررتم فى رياض الجنة فارتعوا قالوا يا رسول اللّه و ما رياض الجنّة قال حلق الذكر قال هى مجالس الحلال و الحرام» مجالس علم است نه آنچه صوفى از خود بدعت كرده‏اندسيد نعمت‏اللّه جزايرى: در انوار نعمانيه بعد از آنكه عقائد ناصحيح صوفيه را به تفصيل ذكر نموده مى‏فرمايد: اما براى چه اين مذهب اختراع شد:1- خلفاء بنى‏اميه و بنى‏عباس ميل داشتند مردانى را به نام زهد و عبادت و غيب‏گوئى بتراشند تا بتوانند با ائمه معصومين معارضه كنند و علم و زهد و كمالات اهل بيت را در نظر مردم كوچك كنند، نيافتند كسى را كه اقدام به اين كار كند مگر همين فرقه.2- آنكه اين مسلك آسان است ولى راه دانش مشگل است زيرا هر عوامى مى‏تواند 40 روزى گوشه تاريكى چله بنشيند و بسا شياطين جن خود را به او نشان بدهند پس بيرون بيايد و رئيس بشود بدون آنكه 50 سال درس بخواند.3-  آنكه مى‏تواند با اين مذهب خود را به مال و مقام برساند و همه چيز را براى خود مباح بداندبار کج؟پس از سقیفه بنی ساعده و غصب خلافت از امیر مومنان هر چند توانستند خلافت را غصب کنند اما چهره معنوی اهل بیت همچنان پر تو افشانی میکرد.واین نورانیت و معنویت بنی امیه را که سهمی ار معرفت نداشتند می آزرد.لذا سران بنی آمیه به فکر ساختن آلترناتیوهایی بودند که بتوانند جای اهل بیت را در ارشاد الهی و معنوی مردم بگیرند.لذا با ساخت جریان زهد و گوشه نشینی و طرح سنیان تند رویی چون حسن بصری سعی کردند این طرح شوم را سازماندهی کنند.این جریان ادامه پیدا کردتا اینکه در قرن دوم ابوهاشم کوفی رسما بنیان تصوف را بنا نهاد.این جریان با طرح مساله شیخوخیت و رهبری معنوی در مقابل اهل بیت قد علم کردند.وانحراف بر انحراف به مرور زمان افزوده شد تا اینکه سنی مسلکانی چون منصور حلاج که حتی حق امیر مومنان را ندیدند کوس انالحق بزدند و دعوی هدایت کردند.نگاهی به تاریخ تصوف نشان میدهد تا اوایل عهد صفویه صوفی شیعه کمتر به چشم میخورد.سنیانی چون جنید بغدادی.احمد غزالی.ابوحلمان دمشقی.گرگانی.شبلی.حلاج.ابوسعید ابولخیروغیره تا آنزمان راهبری صوفیه را عهده دار شدند.خواجه عبدالله انصاری میگوید از میان ۲۰۰۰ صوفی که دیده ام ۲ تن از آنها شیعه بوده اند.تا اینکه درآغاز عهد صفویه صوفیان برای نفوذ در مردم اهل بیت دوست ایران ناگذیر به ساخت تصوف شیعی شدند.و پیوند بین صوفیه و شیعه آغاز شد.هر چند به دلیل ادعاهای اقطاب صوفیه شاهان صفوی با آنها درگیر شدند و تصوف از حکومت جداشد.بعد ها صوفیان شیعه برای اینکه بتوانند اشکالات مخالفین را جواب دند دست به ساخت تاریخچه های جعلی زدند.سنیانی چون حسن بصری و جنید را شیعه کردند حتی امامت اهل بیت را دوقسمت کردند.این جریان تا اکنون آدامه دارد و ریشه های تسنن به راحتی در عقائد صوفی شیعه یافت میشود.دکتر مصطفی آزمایش صوفی اروپا نشین در بحثی در فصلنامه عرفان ایران رسما به دشمنان خلفای غاصب میتازد و آنها را جاهل خطاب میکند.و دراین میان ادعاهای اقطاب به جایی میرسد که دست به تشریع میزنند و غسلها و عشریه ها میسازند و تا جایی که خود را شریک باریتعالی قرار میدهند بدین سان که مرید باید در وقت تشرف سجده کند آنهم ۲بار که این در باره امامان معصوم نیز اشکال دارد.حتی کار به جایی میرسد که باید صورت قطب به جای خداوند در عبادت مد نظر مرید قرار گیرد.   مزار سلطانی در بیدخت- محصول عشریه! دراویش گنابادی     پرده آخرغوغاسالاري به سبك دراويش در حالي كه قطب خوانده اين فرقه در خصوص پرونده شكايتي وزارت بهداشت در خصوص اموات دفن شده در مزار بي دخت به مرجع قانوني فرا خوانده شده است دراويش گنابادي با پشتيباني رسانه هاي غربي در مزار دست به تجمع زده و خواهان توقف يك روند قانوني هستند.اين در حالي است كه تبعيت از قانون موضعه هر مملكتي بر هر كس واجب است.جناب نورعلي تابنده با توجه به تحصيلات حقوقي خود در فرنگستان شايد بتوانند توضيح مكفي براي عناصر فريب خورده فرقه و مردم داشته باشند.نكته حائز اهميت در اين ميان سنگ تمامي است كه تمام رسانه هاي معاند نظام براي اين فرقه گذاشته اند كه خود نشانگر عمق وابستگي عناصر اصلي اين فرقه به بيگانگان است. واین بار کج میرود تا ...     فيلمي مستند از چگونگي رفتار  رهبر فرقه صوفي گنابادي+دانلود   ]]> سیاسی Tue, 26 Apr 2011 06:55:13 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdch.zn6t23nqvftd2.html انگشتر شرف الشمس، خرافه یا واقعیت؟/ نگین شرف الشمس واقعی در احادیث معتبر / انگشتر بندانگشتی، نماد قوم لوط http://www.nedayeenghelab.com/vdcgz79w7ak9nn4.rpra.html به گزارش ندای انقلاب، از منظر روایی و تاریخ حدیث، حداقل تا ۷ قرن، از روایت منسوب به امیرالمومنین در باب شرف الشمس، در کتب حدیثی موجود شیعه، مطلبی وجود ندارد. و ابهام اصلی همین است تا قرن ها، این روایت کجا بوده و ناگهان پیدا شده است؟موضوع شرف الشمس، مساله ای است که در سالهای اخیر بین مردم پررنگ شده و افراد سود جو در اقصی نقاط ایران با جلوه دادن شرعی، مذهبی و عقلانی به آن در پی حکاکی صوری طلسم مانند روی سنگ در روز خاصی، سودهای فراوانی را بدست آورده اند. اخیرا نیز عده ای سودجو و فرصت طلب، پار را از این هم فراتر گذاشته و در روز ۱۹ فروردین با دستورات عجیب و غریب، اعتقادات مردم را به سخره گرفته و بعد دیگر هیچ: «این فرصت را از دست ندهید. همه آن چه فکرش را نمی کنید، تنها با یک انگشتر شرف الشمس»؛ شاید این جمله های تبلیغاتی روی کاغذهای آگهی، این روزها برای شما هم ارسال شده باشد. آگهی هایی که برای فروش و حکاکی یک انگشتر خاص در روز ۱۹ فروردین تبلیغ می کنند. انگشترهایی از عقیقی زردرنگ که به «شرف الشمس» معروف شده اند.در این نوشتار، با کنکاشی در باب ۱۹ فروردین و حدیث شرف الشمس منسوب به امام علی، نتیجه خواهد گرفت که ابهامات و سوالات اساسی درباره شرف المشس وجود دارد و اصالت آن مورد تردید است.۱۹ فروردین و خورشید مبارک؟نوزدهمین روز از ماه فروردین برای منجمان مسلمان اهمیت ویژه ای داشته است. روزی که خورشید ۱۹ درجه در برج حمل (فروردین) باشد. آن ها می گویند این روز خاص بنا به محاسبات نجومی، روزی خوش یمن و بابرکت است و البته در ساعت های خاصی در این روز، بهترین موقعیت خورشید در کهکشان در سال است.[۱] در روایات نیز، شرف شمس، در برج حمل دانسته شده است: وَ الْکَوَاکِبُ فِی مَوَاضِعِ شَرَفِهَا ... وَ الشَّمْسُ فِی الْحَمَلِ وَ الْقَمَرُ فِی الثَّوْر.[۲] ولی آیا نوشتن برخی از اذکار و اشکال مشهور به حرز و نشرف شمس، بر نگین عقیق زرد و به دست کردن آن، در احادیث معتبر نیز وجود دارد و دارای خواص فراوانی است؟شرف الشمسی که سنگ نیستدر باور عامیانه، «شرف الشمس» نگین انگشتری زردرنگ است که برخی به نیت گشایش در کارها به دست می‏کنند. اما در واقع شرف الشمس، سنگ نیست. بلکه دعایی منسوب به امام علی(ع) است که برای رفع صداع (سردرد)، کاربرد دارد[۳] که امروزه از هدف اصلی آن دور شده، به گونه ای که در عصر معاصر در روز نوزدهم فروردین از طلوع آفتاب تا ظهر و با آدابی خاص می نویسند و نقشی رمزگونه را پشت انگشتر عقیق زردرنگ حک می کنند (معمولا بر روی عقیق زرد، می نویسند، لکن می توان بر روی پارچه زرد کشیده و یا حک نموده و یا روی کاغذ زرد نیز نوشت)؛ و ادعا میشود که دارای آثار و خواص بسیار فراوانی است و بنابر نقل قائلین، شرف الشمس باید در روز ۱۹ حمل که مطابق با روز ۱۹ فروردین است از طلوع آفتاب تا ظهر بر عقیق زرد و در صورت عدم امکان بر کاغذ زردی نوشته شود و با خود حمل نماید. مضمونی که در کتب معتبر اسلامی، وجود ندارد.شرف الشمسی که تا ۷۰۰ سال در کتب اسلامی نبوده استاما نقش های رمز گونه ای که شرف ‏الشمس نامیده می‏شود، در دیوان منسوب به امیرالمومنین، ذکر شده و نیز بناببر ادعای قائلین به شرف شمس، در کتاب «جنة ‏الوافیه» مشهور به «مصباح کفعمی» نیز آمده است. کفعمی در حاشیه کتاب می‏نویسد: «در بعضی از کتاب‏های علمای شیعه دیدم که این شکل از امیرالمؤمنین(ع) نقل شده است.که وقتی عازم جهاد بود، در بین راه که استراحت می کردند این شکل ها را بر روی سنگی حک کرد و فرمود: این رمز پیروزی ماست». (با تتبع و جستجو در نرم افزار تخصصی حدیث شیعه، نرم افزار جامع الاحادیث، به چنین مضمونی، دست نیافتیم)؛ از اینرو، به نظر می‏رسد بیان چنین نقلی محکم نیست و به فرض صحت، سند این روایت تا امیرالمؤمنین(ع) ذکر نشده است. گفته میشود، مرحوم شیخ بهایی هم همین شکل را در کتاب «سرّ المستتر» با اندکی تغییر آورده است. البته در کتاب‏های یاد شده این شکل به «شرف‏ الشمس» نامیده نشده است و احتمالاً تشخیص اساتید علم ختوم و اذکار این بوده که این شکل در شرف شمس - که نوزدهم فروردین ماه است - نوشته شود.سوال اینجا است که از منظر روایی و تاریخ حدیث، حداقل تا ۷ قرن، از روایت منسوب به امیرالمومنین در باب شرف الشمس، در کتب حدیثی موجود شیعه، مطلبی وجود ندارد. و ابهام اصلی همین است تا قرن ها، این روایت کجا بوده و ناگهان پیدا شده است؟ سیره اهل ‌بیت علیهم‌السلام نیز ارجاع به این‌گونه رموز نجومی و علوم غریبه نبوده و حتی اهل‌بیت علیهم‌السلام نیز منجمین آن زمان را که برای ستارگان قدرت‌های استقلالی و در مقابل قدرت خداوند قائل بودند را لعن می‌نمودند چراکه در این عالم هیچ قدرتی جز قدرت خدای متعال نیست و اگر موجودی دارای قدرتی خاص باشد آن‌هم به اذن الله بوده و هیچ قدرتی به نحو استقلالی در مقابل خداوند ندارند.همیشه ۱۹ فروردین، شرف شمس نیستنکته مهم اینکه: عده‌ای برج حَمَل را همان فروردین حساب کرده و روز ۱۹ فروردین را به‌عنوان شرف شمس به همه معرفی کرده‌اند، درحالی‌که برخی از اصحاب فن، معتقدند که برج فروردین با صور فلکی حمل متفاوت است. پس همیشه ۱۹ فروردین، شرف شمس نیست. و چنین بیان می دارند که: شرف الشمس به وقتی می گویند که شمس در ۱۹ درجه برج حمل قرار بگیرد. و منظور از ۱۹، درجه قرارگیری شمس در برج حمل است نه اینکه منظور الزما روز ۱۹ فروردین باشد!شرف قمر، شریف تر از شرف شمس و اگر تصمیم بر انتخاب شرف کواکب باشد، شرف قمر، افضل از شرف شمس می باشد؛ زیرا اولا، شرف الشمس (برج حمل) سالی یک بار اتفاق می افتد، در حالیکه شرف قمر (برج ثور) در هر ماه قمری تکرار می شود و ثانیا آداب و آثاری که برای شرف قمر، بیان گردیده است، اثر ملموس در زندگی فردی و اجتماعی انسان ها دارد. امام هشتم، علی بن موسی الرضا، در کتاب ارزشمند رساله ذهبیه، به این موضوع، تصریح می فرمایند:اعْلَمْ أَنَّ جِمَاعَهُنَّ وَ الْقَمَرُ فِی بُرْجِ الْحَمَلِ أَوِ الدَّلْوِ مِنَ الْبُرُوجِ أَفْضَلُ وَ خَیْرٌ مِنْ ذَلِکَ أَنْ یَکُونَ فِی بُرْجِ الثَّوْرِ لِکَوْنِهِ شَرَفَ الْقَمَرِ.[۴]از اینرو، اهتمام و توجه به شرف قمر در هر ماه در نسل انسان تاثیر مهمی دارد و شایسته توجه بیشتری نسبت به حکاکی نقش نوشته ای مبهم و محل تردید در روز ۱۹ فروردین می باشد.ابهامات و سوالات درباره اصالت شرف المشس در اسلامدر باب شرف الشمس، نکاتی چند بیان می گردد:۱. از منظر روایی و تاریخ حدیث، حداقل تا ۷ قرن، از روایت منسوب به امیرالمومنین در باب شرف الشمس، در کتب حدیثی موجود شیعه، مطلبی وجود ندارد. و ابهام اصلی همین است تا قرن ها، این روایت کجا بوده و ناگهان پیدا شده است؟ سیره اهل‌بیت علیهم ‌السلام نیز ارجاع به این‌گونه رموز نجومی و علوم غریبه نبوده و حتی اهل‌بیت علیهم ‌السلام نیز منجمین آن زمان را که برای ستارگان قدرت‌های استقلالی و در مقابل قدرت خداوند قائل بودند را لعن می‌نمودند چراکه در این عالم هیچ قدرتی جز قدرت خدای متعال نیست و اگر موجودی دارای قدرتی خاص باشد آن‌هم به اذن الله بوده و هیچ قدرتی به نحو استقلالی در مقابل خداوند ندارند.۲. اولین کتابی که به ذکر حدیثی در این باره پرداخته است، طبق نقل مدافیعن حرز شرف شمس، کتاب مصباح مرحوم کفعمی است. (با تتبع و جستجو در نرم افزار تخصصی حدیث شیعه، نرم افزار جامع الاحادیث، به چنین مضمونی، نیز دست نیافتیم)؛ این کتاب بنا بر گفته برخی از محققین، مفاتیح الجنان آن زمان ها بوده است. امکان دارد با توجه به کثرت استفاده، تصحیف و اشتباهات در آن راه پیدا کرده باشد. علاوه بر اینکه، به علت رعایت نشدن مبانی حدیثی در آن و مرسل بودن حدیث و انفراد حدیث، هرگز قابل‌ اعتنای جامعه روایی و کارشناسان حدیثی، نیست.۳. مرحوم کفعمی، در قرن هفتم که این حدیث را در کتاب مصباح می آورد، میفرمایند: در بعضی از کتاب‏های علمای شیعه دیدم که این شکل از امیرالمؤمنین (ع) نقل شده است و اما سندی برای حدیث را ذکر نمیکند. حتی در کتاب حلیۀ المتقین علامه مجلسی که درباره تمام حکاکی و نقوش نگین های انگشتر به نقل از معصومین علیهم السلام به شکل ماثور و با ذکر منبع از کتب معتبر حدیثی، ذکر گردید، مع الوصف، هیچ اسمی از شرف الشمس نیست. از اینرو، برخی از کارشناسان دینی، معتقدند سابقه جعل چنین نقشی به چند قرن اخیر میرسد بگونه ای که حتی در زمان علامه مجلسی، نیز شایع نبوده است.۴. و البته برخی با بدگمانی به حرز شرف شمس، نگریسته اند و چنین بیان می دارند که: اگر بپذیریم، این تصاویر، ساخته و پرداخته دشمنان اسلام، یهود نبوده باشد. بویژه برخی از اشکال و تصاویر این دعا، همچون ستاره داود از اختصاصات یهود، می باشد و این مقداری تامل برانگیز است؛ لکن بنظر میرسد چنین اشکال، صحیح نباشد و سوظن بدون ارائه دلیل و برهان باشد. چراکه، هرچند انتساب حرز شرف شمس، به اهل بیت محل تردید است، لکن کارشناسان فن علوم غریبه آن را تایید و برای آن خواصی ذکر کرده اند.۵. چگونه است انگشتر های با فضیلت بیشتر و با احادیث معتبر از صدر اسلام تا کنون، همچون: عقیق سرخ یمانی، فیروزه، حدید صینی و ... به حاشیه میروند و به ناگاه، در عصر معاصر، نگینی مبهم و موردتردید در صدر قرار می گیرد؟. در حالیکه نه تنها در ۷۰۰ سال هیچ نشانی از شرف شمس، در دسترس نیست، بلکه در بزرگترین دائره المعارف شیعی (کتاب بحارالانوار)، که سعی گردیده، هر نوعی حدیثی با مرتبه ضعف نیز نقل شود، هیچ ذکر و نشانی از چنین تصاویری در آن وجود ندارد.۶. به فرض که اثبات شد که چنین چیزی در کتاب حدیثی شیعه نقل شده است و صحیح باشد. برخی از محققین علم نجوم، معتقدند: شرف الشمس به وقتی می گویند که شمس در ۱۹ درجه برج حمل قرار بگیرد. و منظور از ۱۹درجه قرارگیری شمس در برج حمل است نه اینکه منظور روز ۱۹ فروردین باشد! مضاف بر اینکه با کمال تعجب، تاریخ شمسی برای آن در نظر گرفته شده است در حالی که در روایات و مناسبت های اسلامی، تاریخ هجری قمری، ملاک است و این موجب شگفتی است.۷. آنقدر در نحوه و ترسیم و طرز نوشتن شرف الشمس[۵]، اختلاف وجود دارد، که امروزه هرکسی برای خودش یک تصویری را خلق کرده است و در بازار به فروش می رسد به گونه ای که گاهی بسیار با هم تفاوت دارند.۸. بعد از گذشتن و عبور از هفت خوان رستم اما و اگر در اصالت شرف شمس، نوبت به رعایت آداب حکاکی و سه شرط مهم آن یعنی: بخور مناسب، اذکار و ادعیه حین حکاکی، نیز می رسد. امروزه، کمتر کسی اقدام به این عمل طاقت فرست و زمان بر، اقدام خواهد نمود؛ اعمال و آدابی که از چشم خریدار انگشتر شرف الشمس به دلیل بی اطلاعی، پنهان می ماند.۹. از اینرو، از نگاه مراجع عظام شیعه، حرز شرف الشمس، بی اعتبار[۶] محسوب گردیده و تنها از نگاه برخی و با حسن نظر و از باب رجاء و امید ثواب[۷]، عمل به آن، بی اشکال دانسته شده است.۱۰. بنابراین اگر هم اصل این موضوع مورد تایید باشد، این است که: شرف الشمس از علوم غریبه است، لکن در کتب حدیثی متقدمین اعم از روایی، ادعیه و اذکار، وجود ندارد. و البته کتابت و حکاکی لوح شرف الشمس، شرایط خاص می‌خواهد، نه اینکه هر مدعی‌ای ادعای کتابت آن را نماید و این‌گونه نیست که هر شخصی دکانی زده و یک ‌قلم و تخته و سنگ عقیق زرد دست حکّاک بدهد تا در ۱۹ فروردین آن را برای مردم صف‌کشیده حک کنند چراکه بر فرض که شرف الشمس در اسلام، واقعیت داشته باشد، این انگشترها و لوح‌ها بدون رعایت نکردن آداب و شرایط مذکور در کتب فوق، هیچ اثری ندارد و جز منبع درآمدی برای برخی افراد سودجو هیچ فایده ارضی و سماوی نداشته و نخواهد داشت و مع‏الاسف این دکان‌ها گرد حرم‌های مطهر بوده و نگرانی افراد مؤمن و مطلع از توجه عوام به این امر اشتباه را بیشتر می‌کند.۱۱. نتیجه اینکه: پول و سرمایه زندگی‏تان را صرف این نگین های بازاری و روز ۱۹ فرودین نکنید. شرف الشمس به اثبات نرسیده و ابهام دارد. و در فرض صحت، از علوم غریبه است و انتساب آن به اهل بیت، دلیل قطعی وجود ندارد. آیا شایسته است حرز شرف شمس که اصالت آن و انتساب آن به اهل بیت موردتردید است، در صدر فروش و اعتبار قرار گیرد و از نقش نوشته نگین های اصیل در احادیث ماثور و معتبر در کتب متقدم اسلامی، دوری کرد؟ قطعا خیر؛ از اینرو، شایسته است مومنین، به حکاکی و نقوش سفارش شده و ماثور نقل شده از معصومین در کتب معتبر دعایی شیعه، مراجعه نمایند که در کتب ارزشمند «حلیۀ المتقین» علامه مجلسی، نقل گردیده است.انگشتر عقیق و فیروزه شگفت انگیز امام هادی، ایمنی در مسافرت و جنگدر کتاب حلیۀ المتقین علامه مجلسی، به نقل از کتاب الامان سید بن طاووس، چنین نقل شده است: یکی از بزرگان شیعه به نام ابومحمّد قاسم مدائنی می گوید: روزی خادم حضرت ابوالحسن، امام هادی به نام صافی، برای من نقل کرد: در یکی از روزها خواستم به زیارت قبر امام علیّ بن موسی الرّضا صلوات اللّه علیهما شرفیاب شوم، نزد مولایم امام هادی علیه السلام رفتم و از آن حضرت اجازه گرفتم .امام علیه السلام ضمن دادن اجازه، فرمود:یَکُونُ مَعَکَ خَاتَمٌ فَصُّهُ عَقِیقٌ أَصْفَرُ عَلَیْهِ مَا شَاءَ اللَّهُ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ وَ عَلَی الْجَانِبِ الْآخَرِ مُحَمَّدٌ وَ عَلِیٌّ فَإِنَّهُ أَمَانٌ مِنَ الْقَطْعِ وَ أَتَمُّ لِلسَّلَامَةِ وَ أَصْوَنُ لِدِینِک‏.پس طبق دستور حضرت امام هادی، انگشتری با همان اوصاف تهیّه کردم و برای خداحافظی نزد آن بزرگوار آمدم، وقتی از خدمت آن حضرت مرخّص گشتم و مقداری راه رفتم، پیامی برای من آمد که برگرد. هنگامی که بازگشتم، مرا مخاطب قرار داد و فرمود: ای صافی! سعی کن انگشتری دیگری از جنس فیروزه، تهیّه نمائی و نیز همراه خود داشته باشی، چراکه که در مسیر راه طوس و نیشابور حیوانات درنده، سر راه قافله است و مانع از حرکت افراد می شوند ... :لِیَکُنْ مَعَکَ خَاتَمٌ آخَرُ فَیْرُوزَجٌ ... ثُمَّ قَالَ لِیَکُنْ نَقْشُهُ اللَّهُ الْمَلِکُ وَ عَلَی الْجَانِبِ الْآخَرِ الْمُلْکُ لِلَّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ فَإِنَّهُ خَاتَمُ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیٍّ کَانَ عَلَیْهِ اللَّهُ الْمَلِکُ فَلَمَّا وَلِیَ الْخِلَافَةَ نَقَشَ عَلَی خَاتَمِهِ، الْمُلْکُ لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ وَ کَانَ فَصُّهُ فَیْرُوزَجٌ وَ هُوَ أَمَانٌ مِنَ السِّبَاعِ خَاصَّةً وَ ظَفَرٌ فِی الْحُرُوب‏.بعد از آن، خداحافظی نموده و به سمت خراسان حرکت کردم و آنچه را حضرت دستور داده بود، انجام دادم و هنگامی که از خراسان مراجعت نمودم، حضور امام هادی علیه السلام شرفیاب شدم و بعضی جریانات را تعریف کردم . حضرت فرمود: مابقی حوادث را خودت می گوئی یا من بیان کنم؟ عرض کردم: شما بفرمائید. آن حضرت فرمود: عده ای از گروه اجنه مومن، برای زیارت آمده بودند، وقتی نگین فیروزه منقوش به این اذکار را در دست تو دیدند، آن را گرفتند و برای مریضی که داشتند بردند و در آب شستند و آب را، مریض آشامید و سلامتی خود را باز یافت، سپس انگشتر فیروزه را برگرداندند و با این که انگشتر در دست راست تو بود، اما در دست چپ تو قرار دادند. و وقتی از خواب بیدار شدی، تعجّب کردی که چگونه انگشتر از دست راست، به دست چپ منتقل شده است؟ .پس از آن، کنار بالین خود سنگ یاقوتی را یافتی که جنّیان آورده بودند، آن را برداشتی و اکنون به همراه داری، آن یاقوت را بردار و به بازار عرضه کن، و به هشتاد دینار، خواهند خرید ... . خادم گوید: آن هدیه جنّیان را به بازار بردم و به همان مبلغی که حضرت فرموده بود، فروختم.[۸]از ذکر این داستان، علاوه بر کرامت و اعجاز امام هادی، می توان چنین برداشت نمود: ائمه، که خود عالم به محیط و حوادث بوده و هستند، سفارش ها و دستوراتی در کوچکترین امور زندگی، بیان فرموده اند. و اسلام، تنها به نماز و روزه، ختم نمیشود و در جزئی ترین مسائل نیز برای سبک زندگی انسان، برنامه و هدف دارد.انگشتر عقیق زرد یمانی، شرف الشمس واقعی در احادیث ماثور معصومینو اگر اصرار بر انتخاب برج حمل به عنوان شرف شمس در روز ۱۹ فروردین هست، می توانید حکاکی و نقش نوشته این انگشتر "عقیق زرد یمنی" بسیار معتبر را جایگزین انگشتر "شرف شمس بازار"، نمائید؛ اینگونه هم به احادیث ماثور اهل بیت عمل گردیده است و هم از تصاویر مبهم و موردتردید شرف شمس، احراز میشود؛ چو صد آید، نود هم پیش ماست. بدین گونه، از سوء استفاده و فرصت طلبی افراد منفعت طلب، جلوگیری شده و نیز به دستور معتبر و ماثور اهل بیت، عمل گردیده است. مضاف بر اینکه، این نگین، دارای خواص بسیار فراوانی خواهد بود.از جمله طبق حدیث فوق، به نقل از امام هادی، برای نقش نگین عقیق، «مَا شَاءَ اللَّهُ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ أَسْتَغْفِرُ اللَّه‏» در روی نگین+ «مُحَمَّدٌ نَبِیُّ اللَّهِ وَ عَلِیٌّ وَلِیُّ اللَّه‏» در زیر نگین، موجب سلامتی جسم در هنگام مسافرت و برای نقش نگین فیروزه «اللّه المَلِک» در روی نگین+ «المُلْک للّه الواحد القهّار» در پشت نگین، برای ایمنی از حیوانات درنده و نیز پیروزی بر دشمن (حتما فیروزه نیشابور ایرانی باشد)، اگر با آداب و شرایط آن همراه باشد؛ دارای چنین آثار شگرفی خواهد بود.علاوه براین، حکاکی و نقش اذکار فوق در عقیق زرد، موجب ایمنی از مرگ بد[۹] (که نمونه آن در جاده ها در هنگام مسافرت های نوروزی رخ می دهد) و ایمنی از دزد و سلامتی در مسافرت[۱۰]، ایمنی از فقر شدید[۱۱]، کثرت مال و اولاد[۱۲]، می شود. مضاف بر اینکه، چنین انگشتری منقوش به اذکار فوق، از آداب و شرایط برداشتن و خوردن تربت امام حسین[۱۳] و آداب استخاره[۱۴]، نیز ذکر گردیده است. در کجا، چنین انگشتری با این ویژگی ها و خواص، میتوان یافت؟ حال آیا شایسته است، انگشتر "عقیق زرد امام هادی"، از نظرها پنهان بماند و انگشتر "عقیق زرد شرف شمس" که در فرض صحت، در زمره علوم غریبه است و انتساب آن به اهل بیت، ثابت نیست، در صدر نگاه ها، قرار گیرد؟آداب و ادعیه نگین انگشتری به روایت معصومینانگشترها، علاوه بر جنبه های زینتی، کاربردهای آیینی و اعتقادی نیز دارند. در فرهنگ اسلامی، به انگشترها و نقوش حک شده روی آن، اهمیت بسیار داده شده و در دست داشتن انواعی از آن ها مورد تایید و تاکید ائمه معصوم، قرار گرفته است. ارتباط نوع سنگ و جنس مهر انگشتری ها با باورهای اسلامی، در متون حدیثی شیعه، مورتاکید فراوان بوده است.روایات در باب «استحباب انگشتری» فراتر از حدّ تواتر است.[۱۵] و شاید کمتر مستحبّی را بتوان پیدا کرد که به اندازه این مسأله، روایت و سیره داشته باشد. تا آنجا که برخی از ائمه معصوم و برای مناسبت های گوناگون، چند انگشتری مختلف داشته اند؛ همچون امام علی که یاقوت را برای زینت، فیروزه را برای نصرت، حدید صینی را برای قوت و عقیق را برای حرز و دفع دشمنان، استفاده می نمود:کَانَ لِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ أَرْبَعَةُ خَوَاتِیمَ یَاقُوتٌ لِنُبْلِهِ فَیْرُوزَجٌ لِنَصْرِهِ حَدِیدٌ صِینِیٌّ لِقُوَّتِهِ عَقِیقٌ لِحِرْزِه‏‏.[۱۶]۱. آداب انگشترانگشتر در دست راست کردن، سنت پیامبر اسلامسنت است که دست خالی از انگشتر نباشد و مستحب است برای مردان و زنان که انگشتر را دست راست قرار دهند:مِنَ السُّنَّةِ لُبْسُ الْخاتَمْ[۱۷] ... أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ کَانَ یَتَخَتَّمُ فِی یَمِینِه‏.[۱۸]و در احادیث از انگشتر در دست چپ قرار دادن، نهی و رفتاری ناپسند و مخالف سیره اهل بیت دانسته شده است:وَ نَهَی عَنِ التَّخَتُّمِ بِالشِّمَالِ.[۱۹]و حکمت آن در احادیث، علاوه بر اینکه فرمان الهی از طرف جبرئیل برای پیامبر[۲۰] و سیره انبیاء سلف قبل از اسلام[۲۱]، می باشد؛ چنین بیان گردیده است که: در این دنیا، نشانه شناخت مومن می باشد و در آخرت و قیامت، امید است نامه اعمال شیعیان به دست راست شان داده شود و از اصحاب الیمین[۲۲] و اهل بهشت و سعادت محسوب شوند:تَخَتُّمِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ بِیَمِینِهِ لِأَیِّ شَیْ‏ءٍ کَانَ فَقَالَ إِنَّمَا کَانَ یَتَخَتَّمُ بِیَمِینِهِ لِأَنَّهُ إِمَامُ أَصْحَابِ الْیَمِینِ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ وَ قَدْ مَدَحَ اللَّهُ تَعَالَی أَصْحَابَ الْیَمِین‏ ... وَ هُوَ عَلَامَةٌ لِشِیعَتِنَا یُعْرَفُونَ بِه‏.[۲۳]انگشتر در دست چپ، بدعت بنی امیهو هنگامیکه، بعد از جنگ صفین و در ماجرای حکمیت، امام علی با توطئه نماینده معاویه (عمروعاص) و فریب خوردن نماینده امام (ابوموسی اشعری)، پیروزی سپاه اسلام بر کفر و نفاق، بی نتیجه ماند[۲۴]؛ پس از آن، معاویه و بنی امیه به نشانه آن، انگشتر را در دست چپ قرار دادند:اشْتَهَرَ أَنَّ عَمْرَو بْنَ الْعَاصِ عِنْدَ التَّحْکِیمِ سَلَّهَا مِنْ یَدِهِ الْیُمْنَی وَ قَالَ خَلَعْتُ‏ الْخِلَافَةَ مِنْ عَلِیٍّ کَخَلْعِی‏ خَاتَمِی‏ هَذَا مِنْ‏ یَمِینِی‏ وَ جَعَلْتُهَا فِی مُعَاوِیَةَ کَمَا جَعَلْتُ هَذَا فِی یَسَارِی.[۲۵]و اینچنین بود که اولین کسی که در اسلام، انگشتر در دست چپ را سیره خویش قرار داد، معاویه، دشمن امیرالمومنین بود که مردم را نیز به این بدعت، واداشت:وَ أَوَّلُ مَنْ تَخَتَّمَ فِی یَسَارِهِ مُعَاوِیَة ِوَ أَخَذَ النَّاسُ بِذَلِک‏.[۲۶]امام حسن عسکری، نیز در ضمن حدیثی در بیان ده نشانه مومن، فرمودند: ۵۱ رکعت نماز (۱۷ رکعت نماز واجب و ۳۴ رکعت نماز مستحبی)، انگشتر در دست راست کردن (تختم بالیمین)، اطعام فقرا، جهر بسم الله در نماز زیارت اربعین و ... از نشانه های شیعه و مومن می‏باشد[۲۷]؛ اما، مخالفین و غاصبن حق ولایت و حکومت اهل بیت، بعد از تصاحب مقام جانشینی و خلافت اهل بیت، در مراحل گوناگون، بدعت های دیگر را جایگزین نمودند؛ از جمله: نماز تراویح را جایگزین نمازهای نافله و مستحبی و انگشتر در دست چپ کردن را جایگزین دست راست کردند:إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَوْحَی إِلَی جَدِّی رَسُولِ اللَّهِ أَنِّی خَصَصْتُکَ وَ عَلِیّاً وَ حُجَجِی مِنْهُ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَةِ وَ شِیعَتَکُمْ بِعَشْرِ خِصَالٍ؛ صَلَاةِ إِحْدَی وَ خَمْسِینَ وَ تَعْفِیرِ الْجَبِینِ وَ التَّخَتُّمِ بِالْیَمِینِ إِلَی أَنْ قَالَ فَخَالَفَنَا مَنْ أَخَذَ حَقَّنَا وَ حِزْبُهُ الضَّالُّونَ فَجَعَلُوا صَلَاةَ التَّرَاوِیحِ فِی شَهْرِ رَمَضَانَ عِوَضاً مِنْ صَلَاةِ الْخَمْسِینَ إِلَی أَنْ قَالَ وَ التَّخَتُّمَ بِالْیَسَارِ عِوَضاً مِنَ التَّخَتُّمِ بِالْیَمِینِ.[۲۸]در کدام دست، انگشتر قرار گیرد؟دیدگاه اول: اگر انگشتر را در دست (راست و چپ)، قرار دهند، و منقوش به اسما جلاله و متبرکه باشد، باید در وقت استنجا و قضای حاجت، آن را درآورد و نباید با این انگشتر منقوش به اسمای متبرکه، وارد بیت الخلاء گردید و همچنین است هنگام مجامعت (آمیزش جنسی) که برای احترام، باید آن را از دست خارج نمود:قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ أَدْخُلُ الْخَلَاءَ وَ فِی یَدِی خَاتَمٌ فِیهِ اسْمٌ مِنْ أَسْمَاءِ اللَّهِ تَعَالَی، قَالَ: لَا وَ لَا تُجَامِعْ فِیهِ.[۲۹]دیدگاه دوم: البته در برخی احادیث، خصوص انگشتر در دست چپ، مراد می باشد که باید هنگام حضور در بیت الخلاء آن را از دست چپ (ید الاستنجا) خارج و در دست راست (ید المتوضی) قرار داد:فِی وَصِیَّتِهِ لِأَصْحَابِهِ مِنْ نَقْشِ خَاتَمِهِ وَ فِیهِ أَسْمَاءُ اللَّهِ فَلْیُحَوِّلْهُ عَنِ الْیَدِ الَّتِی یَسْتَنْجِی بِهَا إِلَی الْمُتَوَضِّئ‏.[۳۰]در حدیث دیگری نیز به این مضمون، سخن رفته است[۳۱]؛ در هر حال، اگر کسی انگشتر را همراه خود دارد، باید از توهین به آن مواظبت کند. مثلا انگشتر در دستی که خود را می شوید (ید الاستنجا)، نباشد؛ لکن دیدگاه اول، به احتیاط نزدیک تر است.در کدام انگشت دست راست؟بعد از اینکه، مشخص گردید مستحب بلکه باید انگشتر در دست راست قرار گیرد، حال سوالی که مطرح میشود اینکه: در کدام انگشت دست راست، قرار داده می‏شود؟در کتاب وسائل الشیعه، از حضرت صادق منقول است که حضرت رسول نهی فرمود از انگشتر کردن در انگشت اشاره (السبابۀ) و انگشت میانی (الوسطی):عَنِ الصَّادِقِ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ أَنْهَی أُمَّتِی عَنِ التَّخَتُّمِ فِی السَّبَّابَةِ وَ الْوُسْطَی‏.[۳۲]و مستحب است که انگشتر در انگشت کوچک (الخنصر) و انگشت کناری آن، قرار گیرد و ترک نشود:وَ لَا تُعَرِّ الْخِنْصِرَ.[۳۳]زیرا قرار دادن انگشتر در دو انگشت (السبابه و الوسطی)، عمل قوم لوط شمرده شده است، که در تاریخ، به همجنس بازان تاریخ، شهرت یافتند و سرانجام دچار عذاب الهی گشتند.[۳۴]ّلَا تَخَتَّمْ فِی السَّبَّابَةِ وَ الْوُسْطَی فَإِنَّهُ کَانَ یَتَخَتَّمُ قَوْمُ لُوطٍ فِیهِمَا.[۳۵]انگشتر بندانگشتی، نماد قوم لوطهمجنین باید انگشتر را به "پایین و انتهای" انگشتان رسانید و نهی گردیده است که انگشتر را در "سر انگشتان" قرار داده شود، عملی که هم اکنون در جامعه ایران، شیوع و رواج یافته است و به نوعی سبک زندگی غیر اسلامی را تداعی می‏کند؛ و مع الاسف، این عمل نیز از اعمال قوم لوط، شمرده شده است:اجعلوا الخواتیم فی‏ آخر الأصابع و لا تجعلوها فی أطرافها فإنه یروی أنه من عمل قوم لوط.[۳۶]حال، آیا شایسته است امت اسلام، در کوچکترین فرامین فردی و اجتماعی خویش، از سنت قوم لوط که در زمره بدنام ترین های قوم تاریخ، لقب گرفته اند، پیروی نمایند؟سوگمندانه، باید بیان داشت، اگر کنجکاوانه به اطراف خود نگاهی بیاندازیم، از نگین انگشتر، ‌گردنبند، تصاویر روی دست‌بندها، پیراهن، شلوار، کفش،‌ ادکلن و ساعت گرفته تا برخی ساختمان‌های سر به فلک کشیده و بعضی از میادین شهر به نمادهایی برخورد می‌کنیم که رنگ و بوی فرقه ‌های انحرافی و شیطانی را با خود به همراه دارد. یکی از مهمترین علت نمادگرایی منفی و غیرمعنوی در گروه های شیطان پرستی، ماسون ها و عرفان های کاذب، علاوه بر ایجاد روزنه و دریچه ورود شیاطین و اجنه در زندگی انسان ها، ایجاد انرژی منفی در جامعه و القای بسط قدرت و نفوذ خویش در اجتماع می باشد.۲. جنس انگشتراستحباب انگشتر نقره و کراهت انگشتر آهنسنت و مستحب است که جنس رکاب انگشتر، برای مردان، از نقره و برای زنان، نقره یا طلا باشد و مکروه است جنس انگشتر، از "غیر نقره" مثل آهن، مس، برنج و فولاد، باشد:لَا تَخَتَّمُوا بِغَیْرِ الْفِضَّةِ فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ قَالَ مَا طَهُرَتْ کَفٌّ فِیهَا خَاتَمُ حَدِیدٍ.[۳۷] ... نَهَی عَنِ التَّخَتُّمِ بِخَاتَمِ صُفْر[۳۸].[۳۹]به گونه ای که اگر کسی انگشتر از جنس آهن در دست وی باشد، باید برای نماز آن را از دست خارج کند، که آهن از زینت اهل آتش و جهنم، می باشد:لَا تَجُوزُ الصَّلَاةُ فِی شَیْ‏ءٍ مِنَ الْحَدِید.[۴۰] ... لَا یُصَلِّی الرَّجُلُ وَ فِی یَدِهِ خَاتَمُ حَدِید ... وَ لَا یَتَخَتَّمُ بِهِ لِأَنَّهُ مِنْ لِبَاسِ أَهْلِ النَّارِ.[۴۱]و ممکن است حکمت نهی از انگشتر آهنی و غیر نقره، این باشد که سبب جذب و نفوذ اجنه و شیاطین در زندگی انسان می شود، چرا که آهن، زینت اجنه در این دنیا، قرار داده شده است:فِی الْحَدِیدِ أَنَّهُ حِلْیَةُ أَهْلِ النَّارِ إِلَی أَنْ قَالَ وَ جَعَلَ اللَّهُ الْحَدِیدَ فِی الدُّنْیَا زِینَةَ الْجِنِّ وَ الشَّیَاطِین.[۴۲]‏زیورآلات بدلی برای فرزندانهمانگونه که ذکر گردید، برای مردان، هر فلزی غیر از نقره، و برای زنان، هر فلزی غیر از طلا و نقره، نهی گردیده است؛ از اینرو، حکم بدلیجات آهنی غیر از نقره و طلا برای کودکان و فرزندان پسر و دختر، نیز روشن می شود که ناپسند و موجب زیان به جسم خواهد بود. عملی که در سفارشات معصومین، نیز تصریح شده است که برای فرزندان تان از زیور و انگشترهای آهنی، استفاده نکنید، عملی که متاسفانه در جامعه امروز بشدت شیوع یافته است:لَا تُلْبِسُوا صِبْیَانَکُمْ خَوَاتِمَ الْحَدِیدِ.[۴۳]۳. احکام انگشتر طلا و نقره در اسلاماستفاده مردان از زینت طلا اعم از انگشتر و ساعت طلا، در دین مقدس اسلام، حرام است[۴۴] و احکامی دارد (خرید و فروش انگشتر طلا برای مردان حرام است)[۴۵]. و اگر مردی در حالی که انگشتری طلا در دست دارد، به نماز بایستد، علاوه بر حرمت عمل، نماز وی نیز باطل خواهد بود.[۴۶] و در مقابل، استفاده از طلا، برای زنان، چه در نماز و چه غیر آن، جایز بلکه مستحب دانسته شده است. و اگر برای شوهران خویش زینت نمایند، ثواب مضاعفی نیز خواهد داشت.به دست کردن حلقه ازدواج از جنس انگشتری طلا، مجوز مشروعی نخواهد بود، البته استفاده از فلزات گرانبهای دیگر همچون پلاتین که فلزی غیر از طلا است، بی اشکال و مباح است، اما مورد سفارش اهل بیت نیست؛ ولی طلای سفید که همان فلز طلا است ولی تغییر رنگ داده، حرمت آن همچنان به قوت خود باقی است. [۴۷]و برخی دیگر از احکام انگشتر، عبارتند از:۱. مستحبّ است که رکاب انگشتر از نقره باشد و مکروه است رکاب آن از جنس آهن یا مس باشد.۲. مستحبّ است نگین انگشتر یکی از موارد زیر باشد: عقیق، فیروزه، یاقوت، جزع یمانی، بلور، حدید چینی، درّ نجف، سنگ زمزم، زمرّد.۳. مستحبّ است انگشتر را به دست راست بکنند و قرار دادن انگشتر در دست چپ، مکروه است.۴. مستحبّ است انگشتر در انگشت کوچک و یا کناری آن باشد و مکروه است در انگشت سبّابه یا وُسطی قرار گیرد.۵. زینت کردن مردان با طلا، مطلقاً حرام است و انگشتر نیز از این قاعده مستثنی نیست.۶. مستحبّ است روی انگشتر آیه ای از آیات قرآن کریم یا نقوشی از نقوش انگشتر ائمّه اطهارعلیهم السلام نوشته شود. و کشیدن تصویر حیوانات بر آن، مکروه است.۷. واجب است به هنگام استنجاء، انگشتری که اسماء الهی و یا نام اهل بیت علیهم السلام بر آن نوشته شده، از دست درآورده شود.۸. سزاوار است به هنگام وضو، انگشتر را بچرخانند تا یقین کنند که آب به زیر انگشتر رسیده است.۹. نشان گذاشتن انگشتر برای یادآوری کارها، مکروه است مگر در شمارش رکعات نماز که مکروه نیست. [۴۸]جمع بندیخوب، اکنون، بعد از سخن و بحث فراوان از آداب انگشتر، سوالی که مطرح میشود اینکه: از بین این همه نگین، خواص و آثار انگشترهای متفاوت، کدام انتخاب شوند، بهتر است؟ در احادیث، نیز به این تحیّر اشاه گردیده و انتخاب نقش نگین انگشتر هر شخصی، یکی از معیارهای عقل فرد، اعتبار شده است:یُعْتَبَرُ عَقْلُ الرَّجُلِ فِی ثَلَاثٍ ... وَ فِی نَقْشِ خَاتَمِهِ وَ فِی کُنْیَتِهِ.[۴۹]چراکه نقش نوشته و حکاکی بر روی نگین انگشتر هر شخصی، حاکی از آینده فکری، علاقه و سلایق وی می باشد و به نوعی روانشناسی فردی وی را به نمایش می گذارد؛ به عنوان مثال، فردی در آرزوی ثروت فراوان، ادعیه و آیات کسب مال دنیا و ثروت را بر روی نگین انگشتری خویش، حکاکی می کند و دیگری، ادعیه علم، دیگری طلب فرزند. از اینرو، نوع نقش نگین همچون انتخاب اسم و کنیه، معیار و سنجشی برای تشخیص مراتب عقل هر شخصی می‏باشد. حال از بین کلکسیون انبوه نگین و انگشتری، کدام سزاوارتر است؟ در میان، انبوه نگین ها، توجه اهل بیت، به عقیق، فیروزه، یاقوت، در نجف، حدید صینی، زمرد و جزع یمانی بیشتر از بقیه بوده است.اکنون و بعد از مطالعه این نوشتار، به این جمع بندی خواهید رسید:۱. مستحب است انگشتر در «بند پایین‏»[۵۰] انگشت «کوچک‏» و انگشت «کناری‏»[۵۱] آن در دست «راست»[۵۲] قرار گیرد که جنس آن «حتما» از فلز «نقره»[۵۳] برای زنان و مردان، و از فلز «طلا»[۵۴] فقط برای زنان، باشد. و به دست کردن انگشتر «آهنی»[۵۵]، «مسی و برنجی»[۵۶]، حتی برای کودکان خردسال در قالب بدلیجات[۵۷]، کراهت شدید دارد.۲. نگین انگشتر (عقیق، فیروزه، حدید صینی و ... )، بهتر است به صورت «دایره ای»[۵۸] و مدور، تراشیده شود.۳. انگشتر منقوش به اسماء جلاله، اسامی متبرکه و آیات قرآن، قبل از ورود به بیت الخلاء (دستشویی)، باید از دست خارج نمود و در محیطی غیر از محیط بیت الخلاء قرار داد. و در صورت اضطرار، آن را از دست چپ (ید الاستنجا) خارج و در دست راست (ید المتوضی) قرار داد[۵۹] و همچنین است هنگام «مجامعت» (آمیزش جنسی)[۶۰] که برای احترام، باید آن را از دست، خارج نمود.۴. نگهداری برخی از انگشترها همچون «حدید صینی»[۶۱]، آداب خاصی دارند که باید به کتب مربوطه مراجعه شود.۵. نقش و حکاکی نگین انگشتر، باید در کتب معتبر نقل شده باشد. و بهتر است از حکاکی «تصویر گل، گیاه و حیوان و هر نقش و نگاری غیر از آیات و اذکار»[۶۲] در نگین و رکاب انگشتر، نیز پرهیز شود. و آنچه که بعد از تتبع و جستجوی فراوان در احادیث اهل بیت، به دست می آید، اینکه، شایسته است، حکاکی و نقش انگشتر با اقتدا به سیره امیرالمومنین در داشتن «چهار نگین انگشتر»[۶۳]، در مناسبت های مختلف، حاوی این اذکار و آیات باشد:الف. حکاکی و نقش نگین عقیق سرخ یمنی: «مَا شَاءَ اللَّهُ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ إِنْ تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنْکَ مالاً وَ وَلَدا أَسْتَغْفِرُ اللَّه‏» در روی نگین در سه سطر[۶۴]+ «مُحَمَّدٌ نَبِیُّ اللَّهِ وَ عَلِیٌّ وَلِیُّ اللَّه‏» در زیر نگین؛ حکاکی و نقش این آیات و اذکار فوق در عقیق زرد، موجب ایمنی از مرگ بد[۶۵] (که نمونه آن در جاده ها در هنگام مسافرت های نوروزی رخ می دهد) و ایمنی از دزد و سلامتی در مسافرت[۶۶]، ایمنی از فقر شدید[۶۷]، کثرت مال و اولاد[۶۸]، می شود. مضاف بر اینکه، چنین انگشتری حاوی اذکار فوق، از آداب و شرایط برداشتن و خوردن تربت امام حسین[۶۹] و آداب استخاره[۷۰]، نیز ذکر گردیده است.ب. حکاکی و نقش نگین فیروزه نیشابور: «رَبِّ لا تَذَرْنی‏ فَرْداً وَ أَنْتَ خَیْرُ الْوارِثین» و ‏«اللّه المَلِک» در روی نگین+ «المُلْک للّه الواحد القهّار» در پشت نگین؛ حکاکی و نقش این اذکار و آیات، موجب اولاد دار شدن و ایمنی از نازایی[۷۱]، ایمنی از حیوانات درنده و نیز پیروزی در جنگ و غلبه بر دشمن[۷۲] (حتما فیروزه نیشابور ایرانی باشد). [۱] . سجادی، فرهنگ معارف اسلامی، ج ‏۲، ص ۱۰۵۳.[۲] . مجلسی، بحارالانوار، ج ۵۴،، ص ۲۲۷.[۳] . مجلسی، زادالمعاد، ص ۵۶۷.[۴] . مجلسی، بحارالانوار، ج ۵۵، ص ۲۶۸.[۵] . حسن زاده آملی هزار و یک نکته، ص ۷۹۷-۷۹۹.[۶] . استفتائات آیۀ الله مکارم شیرازی، لینک.[۷] . آیۀ الله میرزا جواد تبریزی، صراط النجاة، ج ۱۰، ص ۴۲۶.[۸] . ابن طاووس، الامان، ص ۴۸.[۹] . شیخ صدوق، ثواب الاعمال، ص ۱۷۴.[۱۰] . شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص ۴۲۸.[۱۱] . مجلسی، بحارالانوار، ج ۹۲، ص ۲۹۴.[۱۲] . شعیری، جامع الاخبار، ص ۱۳۴.[۱۳] . ابن مشهدی، المزار الکبیر، ج ۱، ص ۳۶۴.[۱۴] . کفعمی، المصباح، ص ۳۹۲.[۱۵] . مجلسی، حلیۀ المتقین، ص ۵۳-۷۰.[۱۶] . شیخ صدوق، خصال، ج ۱، ص ۱۹۹.[۱۷] . کلینی، الکافی، ج ۶، ص ۴۶۸.[۱۸] . اشعث کوفی، الجعفریات، ص ۱۸۵.[۱۹] . نعمان مغربی، دعائم الاسلام، ج ۲، ص ۱۶۴.[۲۰] . مجلسی، بحارالانوار، ج ۴۲، ص ۶۲.[۲۱] . ابن شهرآشوب، المناقب، ج ۳، ص ۳۰۳.[۲۲] . سوره واقعه، آیه ۹۱: فَسَلامٌ لَکَ مِنْ أَصْحابِ الْیَمین‏.[۲۳] . شیخ صدوق، علل الشرایع، ج ۱، ص ۱۵۸.[۲۴] . ابن ابی ‎‏الحدید، شرح نهج البلاغه، ج ۲، ص ۲۵۵.[۲۵] . ابن شهرآشوب، مناقب آل أبی طالب، ج ‏۳، ص‏ ۳۰۲-۳۰۳.[۲۶] . مجلسی، بحارالانوار، ج ۴۲، ص ۶۲.[۲۷] . شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج ۶، ص ۵۲.[۲۸] . محدث نوری، مسترک الوسائل، ج ۳، ص ۲۹۰.[۲۹] . کلینی، الکافی، ج ۳، ص ۵۶.[۳۰] . طبرسی، مکارم الخلاق، ص ۸۷.[۳۱] . کلینی، الکافی، ج ۶، ص ۴۷۴.[۳۲] . شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۵، ص ۹۷.[۳۳] . مجلسی بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۶۶.[۳۴] . سوره شعراء، آیات ۱۶۰-۱۷۵.[۳۵] . حرانی، تحف العقول، ص ۱۳.[۳۶] . شیخ صدوق، خصال، ج ۱، ص ۲۵۹.[۳۷] . کلینی، الکافی، ج ۶، ص ۴۶۸.[۳۸] . خاتم الصُفْر: انگشتر مسی و برنجی. لینک.[۳۹] . شیخ صدوق، الامالی، ص ۴۲۶.[۴۰] . فیض کاشانی، الوافی، ج ۷، ص ۴۲۷.[۴۱] . شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج ۱، ص ۲۵۳.[۴۲] . شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج ۲، ص ۲۲۷.[۴۳] . نعمان مغربی، دعائم الاسلام، ج ۲، ص ۱۶۴.[۴۴] . نعمان مغربی، دعائم الاسلام، ج ۲، ص ۱۶۴.[۴۵] . توضیح المسائل مراجع، ج ۱، ص ۸۳۲.[۴۶] . امام خامنه ای، استفتائات، سوال ۴۴۲. لینک.[۴۷] . موحد ابطحی، سنگ ها و خواص، ص ۱۶۳-۱۶۴.[۴۸] . ن.ک: رنجبران تهرانی، کتاب اعجاز نگین.[۴۹] . شیخ صدوق، خصال، ج ۱، ص ۱۰۳.[۵۰] . شیخ صدوق، خصال، ج ۱، ص ۲۵۹.[۵۱] . مجلسی بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۶۶.[۵۲] . شیخ صدوق، علل الشرایع، ج ۱، ص ۱۵۸.[۵۳] . کلینی، الکافی، ج ۶، ص ۴۶۸.[۵۴] . نعمان مغربی، دعائم الاسلام، ج ۲، ص ۱۶۴.[۵۵] . کلینی، الکافی، ج ۶، ص ۴۶۸.[۵۶] . شیخ صدوق، الامالی، ص ۴۲۶.[۵۷] . نعمان مغربی، دعائم الاسلام، ج ۲، ص ۱۶۴.[۵۸] . کلینی، الکافی، ج ۶، ص ۴۶۸.[۵۹] . طبرسی، مکارم الخلاق، ص ۸۷.[۶۰] . کلینی، الکافی، ج ۳، ص ۵۶.[۶۱] . ابن طاووس، الامان، ص ۵۰-۵۱.[۶۲] . شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج ۱، ص ۲۵۵.[۶۳] . شیخ صدوق، علل الشرایع، ج ۱، ص ۱۵۷.[۶۴] . شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۵، ص ۹۸.[۶۵] . شیخ صدوق، ثواب الاعمال، ص ۱۷۴.[۶۶] . شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص ۴۲۸.[۶۷] . مجلسی، بحارالانوار، ج ۹۲، ص ۲۹۴.[۶۸] . شعیری، جامع الاخبار، ص ۱۳۴.[۶۹] . ابن مشهدی، المزار الکبیر، ج ۱، ص ۳۶۴.[۷۰] . کفعمی، المصباح، ص ۳۹۲.[۷۱] . شیخ طوسی، الامالی، ص ۴۹.[۷۲] . ابن طاووس، الامان، ص ۴۸. ]]> سیاسی Sat, 08 Apr 2017 11:08:22 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcgz79w7ak9nn4.rpra.html چرا تیم «روحانی» تن به مناظره اقتصادی نمی‌‌دهد؟ http://www.nedayeenghelab.com/vdchi6nxq23nmmd.tft2.html به گزارش ندای انقلاب، از چندی پیش برخی اقتصاددانان برجسته کشور در اعتراض به آنچه ناکارآمدی مدیریتی، سوءتدبیر و عملکرد غیرفنی و غیرتخصصی تیم اقتصادی حجت‌الاسلام حسن روحانی خوانده‌‌اند، رئیس دولت یازدهم را به مناظره فراخوانده‌اند اما هیچ‌کدام از این دعوت‌ها مورد پذیرش تیم دولت یازدهم قرار نگرفته است.شمس‌الدین حسینی وزیر اقتصاد دولت دهم از جمله اقتصاددانانی بود که با انتقاد از عمکرد تیم اقتصادی دولت روحانی، مناظره را طرح کرد؛ بعد از حسینی و با روشن شدن بیشتر عملکرد دولت یازدهم در حوزه اقتصادی، اقتصادانان دانشگاه‌های مختلف کشور وزرای اقتصاد، صنعت، راه و شهرسازی و نفت را برای مناظره حضوری فراخواندند و این دعوت حتی به برخی اقتصاددانانی که پیش از آغاز دولت یازدهم در صف حامیان روحانی بودند نیز کشیده شد اما تمام این درخواست‌ها بی‌پاسخ ماند.بعد از سکوت تیم اقتصادی در قبال دعوت‌ به مناظره، اقتصاددانان منتقد عملکرد روحانی دعوت‌ها را به‌سمت مشاوران روحانی برده‌اند که شاید پاسخ مثبتی بگیرند؛ در همین زمینه الیاس نادران از اقتصاددانان کشور طی درخواستی از حسام‌‌الدین آشنا مشاور رئیس‌جمهور خواست که در یک مناظره حضوری درباره عملکرد دولت یازدهم پاسخگو باشد که تا لحظه انتشار این گزارش، این دعوت نیز بی‌پاسخ مانده است.اما چرا دولتی‌ها حاضر به مناظره درباره عملکرد خود نیستند؟ حجت‌الله عبدالملکی از اساتید اقتصادی در پاسخ به این سؤال به تسنیم گفت: دلیل عدم استقبال تیم اقتصادی دولت یازدهم از مناظره با اقتصادانان روشن است؛ اینها پاسخ و استدلالی برای دفاع از عملکرد ضعیف خود ندارند.وی گفت: به‌نظر من، تیم اقتصادی دولت آقای روحانی با ۲ معضل جدی برای نشستن روی میز مناظره مواجه است؛ معضل اول اینکه چرا علی‌رغم ادعاهای فراوان انتخاباتی برای حل مشکلات اقتصادی از طریق دیپلماسی نه‌تنها نتیجه‌ نگرفتند بلکه رفتار غلط دولت در سیاست‌ خارجه بعضاً برخی مشکلات اقتصادی کشور را تشدید کرده است. معضل دوم هم روشن شدن حقیقت دولت یازدهم است؛ به‌نظر ما دولت آقای روحانی از ابتدا هیچ دغدغه‌‌ای در حوزه اقتصادی نداشته و اساساً چنین برنامه‌ای را هم در دستور کار قرار نداده است؛ گرچه مشاوران آقای روحانی در ایام انتخابات بهترین راه کسب آرای مردمی را طرح شعارهای اقتصادی ترسیم کرده بودند اما اکنون بر اقتصاددانان روشن و قطعی شده است که اقتصاد و معیشت از اساس در اولویت و برنامه دولت روحانی نبوده است و تیم اقتصادی دولت یازدهم حق دارند از مناظره با اقتصاددانان فرار کنند.و اما با با نزدیک شدن به ایام انتخابات ریاست‌جمهوری دعوت از تیم اقتصادی دولت یازدهم برای مناظره حضوری بیش از پیش شده و وارد مرحله جدیدی شده است؛ حالا باید دید که "نه" تیم اقتصادی دولت یازدهم به مناظره با اقتصاددانان در روزهای باقی‌مانده به انتخابات ریاست‌جمهوری تا چه‌زمانی استمرار خواهد داشت.منبع :‌تسنیمانتهای پیام/ ]]> سیاسی Sun, 09 Apr 2017 10:18:49 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdchi6nxq23nmmd.tft2.html کاندیداهای مورد حمایت «جبهه مردمی» چه سوابقی دارند؟ http://www.nedayeenghelab.com/vdca6ane649nmm1.k5k4.html به گزارش ندای انقلاب، انتخاب این افراد از بین ۱۰ گزینه قبلی بود که در نخستین مجمع ملی انتخاب شده بودند. براساس رای بیش از ۳ هزار نفر از شرکت‌کنندگان در مجمع ملی نیروهای انقلاب، ابراهیم رئیسی، علیرضا زاکانی، مهرداد بذرپاش، محمدباقر قالیباف و پرویز فتاح انتخاب شدند.پرویز فتاح رئیس کمیته امداد امام خمینی شب گذشته با انتشار اطلاعیه ای اعلام کرد که هیچگونه قصد و برنامه‌ای برای نامزدی در انتخابات نداشته و نخواهد داشت و عدم حضور در جلسه امروز مجمع جبهه نیروهای انقلاب اسلامی نیز به همین دلیل بوده است. ++ جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی از آغاز تاکنوناما ۴ کاندیدای نهایی مورد حمایت جبهه مردمی نیروهای انقلاب که قرار است ۲۹ اردیبهشت امسال وارد میدان رقابت‌های انتخاباتی شوند، چه کسانی هستند؟ندای انقلاب در این نوشتار سعی کرده به سوابق و تجربیات کاری این افراد ب‍‍‍پردازد که البته روز گذشته گزارشی در مورد حجت‌الاسلام والمسلمین سیدابراهیم رئیسی در گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم منتشر شد. ++ «رئیسی» کیست؟** علیرضا زاکانی از حضور در جبهه‌های نبرد تا صحنه سیاستعلیرضا زاکانی یکی از کاندیداهای نهایی جبهه مردمی شد*از تولد تا تحصیلعلیرضا زاکانی متولد اسفند ۱۳۴۴ در تهران و یک سیاستمدار اصولگراست که سابقه نمایندگی مردم تهران در دوره‌های هفتم، هشتم و نهم مجلس شورای اسلامی را در کارنامه خود دارد.وی که در هشت سال جنگ تحمیلی از ناحیه دست، پا و گردن مجروح شد، تحصیلات خود را در رشته تحصیلی پزشکی هسته‌ای دانشگاه سپری کرد و در دوره‌ای نیز فرمانده بسیج دانشجویی بود.علیرضا زاکانی در خانواده ای مذهبی در جنوب شهر تهران و محله خراسان پرورش یافت و در دوره‌ای به سیاق پدرش که از ورزشکاران با سابقه شهر تهران و از داوران بین المللی درجه یک کشتی بود، به این رشته ورزشی روی آورد اما با حضور در جبهه و محروجیت از کشتی فاصله گرفت.زاکانی که سه فرزند دختر دارد، با پایان جنگ و در سال ۱۳۶۸ در رشته پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران تحصیل خود را آغاز کرد و در تابستان سال ۱۳۷۶ دکترای عمومی‌ را اخذ کرد. وی در سال ۱۳۸۰ دوره تخصصی پزشکی هسته‌ای را آغاز و در سال ۱۳۸۳ آن را به پایان رساند و هم‌اینک عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران است و در مرکز پزشکی هسته‌ای مجتمع بیمارستانی امام خمینی (ره) و بیمارستان دکتر شریعتی مشغول فعالیت است.* فعالیتهای دوران انقلاب و جنگزاکانی ۱۲ ساله بود که وارد مبارزه با رژیم شاه شد و همزمان با اوج گرفتن انقلاب اسلامی اولین حضور اجتماعی‌ خود را با شرکت در تظاهرات و راهپیمایی‌های مردمی تجربه کرد. وی که جانبازی ۵۰ درصد است، در هنگام حضور در جنگ تحمیلی نوجوانی ۱۵ ساله بود و پس از حضور در ستاد جنگهای نامنظم، لشگرهای محمّد رسول‌الله (ص) و سیدالشهداء (ع) و قرارگاه‌های جنوب و غرب، عمده حضور خود را در واحدهای «تخریب» و «اطلاعات و عملیات» سپری کرد و مسئولیت‌هایی از جمله معاون گردان، مسئول محور «اطلاعات و عملیات» قرارگاه نجف اشرف ۳، قائم‌مقام «اطلاعات و عملیات» لشگر محمّد رسول‌الله (ص) و نهایتاً مسئولیت محور این لشگر را داشته است.* مسئولیت‌ها در یک نگاهزاکانی که در همان دوره دانشجویی به عضویت شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی تهران درآمد، پس از مدتی نظر به اهمیت بسیج دانشجویی در کلام امام و رهبری، به تاسیس بسیج دانشجویی روی آورد و مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی تهران شد.وی در اواخر سال ۷۷ مسئولیت بسیج دانشجویی دانشگاه‌های استان تهران و از سال ۷۹ تا ۸۲ مسئولیت سازمان بسیج دانشجویی کشور را برعهده گرفت.زاکانی ۵۱ ساله ۱۲ سال هم ردای نمایندگی مردم تهران در خانه ملت را برتن داشت. وی در انتخابات هفتمین دوره مجلس شورای اسلامی در کسوت «آبادگران ایران اسلامی» در تهران نامزد و به ‌عنوان نماینده مردم تهران، ری، شمیرانات و اسلامشهر به مجلس راه یافت. حضور در هیئت رئیسه مجلس، هیئت رئیسه کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس و نیز شورای مرکزی فراکسیون اصولگرایان در کنار قبول مسئولیت دبیرخانه مبارزه با مفاسد اقتصادی مجلس و عضویت در کمیسیون ماده ۱۰ احزاب از جمله مسئولیت‌های وی در مجلس هفتم است.البته زاکانی را می‌توان به عنوان نماینده‌ای که در مجلس هفتم تحقیق و تفحص از نظام آموزش عالی کشور به ویژه دانشگاه آزاد اسلامی را کلید زد، شناخت.وی در انتخابات هشتمین دوره مجلس نیز عضو شورای مرکزی «جبهه متحد اصولگرایان» کشور بود و در همین قالب به ‌عنوان نماینده تهران، ری، شمیرانات و اسلامشهر به مجلس راه یافت. زاکانی در این دوره در کنار فعالیتهای قبلی خود در مجلس هفتم، به کمیسیون اصل ۹۰ مجلس رفت و بیشتر در بعد نظارتی ایفای نقش کرد. زاکانی در این دوره نایب رئیس کمیسیون اصل ۹۰ و رئیس کمیته اقتصادی این کمیسیون بود و به پیگیری امور مربوط به رفع مشکلات اقتصادی از بعد نظارتی و مقابله با مفاسد اقتصادی پرداخت.در مجلس نهم هم زاکانی به کمیسیون اجتماعی و سپس کمیسیون شوراها رفت و ریاست کمیته احزاب آن را بر عهده گرفت. وی در این دوره از مجلس رئیس فراکسیون سازمانهای مردم نهاد شد و همچون مجلس هفتم به عضویت کمیسیون ماده ۱۰ احزاب درآمد. او همچنین نقشی محوری در شکل‌گیری فراکسیون اصولگرایان مجلس داشت و علاوه بر عضویت در شورای مرکزی، سخنگوی این فراکسیون شد.زاکانی در دوره حیات سیاسی خود از اوایل دهه ۸۰ با شکل‌گیری شورای هماهنگی نیروی انقلاب، متصدی کار سیاسی اصولگرایان شد و بعدها با تشکیل جمعیت رهپویان انقلاب اسلامی دبیرکلی آن را برعهده گرفت.این کاندیدای مورد حمایت جبهه مردمی نیروهای انقلاب سابقه فعالیت فرهنگی و مطبوعاتی نیز دارد و در زمان دولت اصلاحات، در دو دوره به عضویت هیئت منصفه مطبوعات درآمد. وی همچنین صاحب امتیاز و مدیر مسئول نشریه پنجره و مدیرمسئول سایت خبری جهان‌نیوز است.علیرضا زاکانی در سال ۸۸ علاوه بر ایفای وظایف نمایندگی اش در مجلس هشتم، در مبارزه با جریان فتنه ۸۸ نیز نقشی موثری داشت. وی در کمیته منتخب مجلس برای مذاکره با نامزدهای معترض و حامیان آنها مشارکت داشت و در قضایای کوی دانشگاه و کهریزک نیز به گره‌گشایی پرداخت و برای آزادی دانشجویان بی‌تقصیر و ستاندن حق مظلومان کهریزک که رهبری آن را جنایت خواندند تلاش کرد.** کاندیدای از نسل سوم انقلاببذرپاش جوانترین کاندیدای مورد حمایت جبهه مردمی است* تولد و خانوادهمهرداد بذرپاش، فرزند شهید منصور بذرپاش، متولد تهران، متاهل و دارای دو فرزند.الف) تحصیلاتکارشناسی مهندسی صنایع (گرایش تولید ) از دانشگاه صنعتی شریفکارشناسی ارشد مدیریت اجرایی (گرایش برنامه ریزی استراتژیک)از دانشگاه علامه طباطباییدکتری تخصصی (phd) مدیریت تکنولوژی از دانشگاه علامه طباطباییب) سوابق اجرایی - تقنینی۱- نماینده مردم تهران،ری،شمیرانات،اسلامشهر و پردیس در نهمین دوره مجلس شورای اسلامی- عضو هیئت رییسه مجلس شورای اسلامی- رئیس کمیته صنعت مجلس شورای اسلامی- رئیس فراکسیون جوانان مجلس شورای اسلامی- عضو هیئت نمایندگان اتاق بازرگانی و صنایع و معادن تهران و ایران- عضو و رئیس کمیته ماده ۷۶ برنامه پنجم توسعه کشور- عضو کمیته حل اختلاف و رسیدگی به شکایات شوراهای اسلامی استان تهران- عضو هیئت نمایندگان بین المجالس کشورهای آسیایی- عضو هیئت رئیسه فراکسیون ورزش مجلس شورای اسلامی- عضو هیئت عالی نظارت بر انتخابات شوراهای شهر استان تهران۲. معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان ملی جوانان- دبیرشورای عالی جوانان کشور۳. عضو هیئت امناء دانشگاه صنعتی شریف۴. مشاور اجتماعی رئیس جمهور۵. مشاور رئیس سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران۶. مدیرعامل گروه خودروسازی سایپا- رئیس هیئت مدیره انجمن خودروسازان ایران۷. مدیرعامل شرکت پارس خودرو۸. دبیرکل اولین اجلاس وزرای جوانان کشورهای عضو اکو۹. مشاور شهردار تهران- رییس فرهنگ‏سرای خاوران(جوان)ج) سوابق فرهنگی - اجتماعی۱. عضو شورای راهبردی بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس۲. عضو شورای فرهنگ عمومی کشور۳. صاحب امتیاز و مدیرمسئول روزنامه وطن امروز۴. عضو هیئت رئیسه فدراسیون تیراندازی جمهوری اسلامی ایران۵. عضو هیئت رئیسه فدراسیون اتومبیلرانی و موتورسواری جمهوری اسلامی ایران۶. مشاور مجمع تقریب مذاهب اسلامید) سوابق دانشجویی۱. مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی شریف۲. عضو شورای فرهنگی دانشگاه صنعتی شریف۳. عضو هیئت امناء پژوهشکده فناوری شهید رضایی (دانشگاه صنعتی شریف)۴. عضو شورای مرکزی مجمع صنعتی نشریات دانشجویی کشور۵. عضو شورای تبیین مواضع بسیج دانشجویی کشور۶. مدیر مسئول نشریه دانشجویی بهاران (دارنده عنوان نخست نشریات دانشجویی)ه) تلاش در سنگر دانشگاه، عرصه پژوهش و میدان جهاد علمی۱. عضو هیئت امنای دانشگاه صنعتی شریف۲. رئیس مرکز پژوهشی آرا۳. اجرای طرح مطالعاتی بررسی وضعیت خوشه های صنعتی در ایران و سایر نقاط جهان۴. ارائه الگوی انتخاب مشاوران دستگاههای اجرایی کشور مبتنی برمدل تصمیم گیری چندشاخصه(MADM)۵. مشارکت در انجام پروژه مطالعاتی ادغام خودروسازان در ایران (۱۳۸۶)۶. طراحی و ارائه الگوی سیاست گذاری اکتساب فناوری برتر تحت شرایط تحریم (مطالعه موردی: صنعت دارویی کشور-واکسن)۷. ارائه مقالات در نشریات علمی داخلی و خارجی و سمینارها و دوره‏های تخصصی در حوزه مهندسی صنایع، مدیریت تکنولوژی و مدیریت و برنامه‏ریزی استراتژیک** محمدباقر قالیباف، یکی از ۸ شهردار برتر دنیاقالیباف؛ یکی از ۵ کاندیدای نهایی جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی* از تولد تا تحصیلمحمدباقر قالیباف در اول شهریورماه ۱۳۴۰ در شهر ییلاقی طرقبه و در خانواده ای مذهبی متولد شد. پدرش از کسبه قدیم و از معتمدان دیار خود بود و وضعیت متوسط زندگی آنها سبب شد که قالیباف از همان ابتدا و در ایام فراغت از تحصیل به کار و کسب درآمد مشغول شود.وی دانش‌آموخته رشته جغرافیای سیاسی دانشگاه تهران در مقطع فوق لیسانس است و دکترای همین رشته را از دانشگاه تربیت مدرس اخذ کرده است. قالیباف پس از آن به عنوان عضو هیئت علمی رشته جغرافیای سیاسی دانشگاه تهران و استادیار دانشگاه تربیت مدرس به کار تدریس مشغول است.قالیباف در سال ۶۱ و در سن ۲۱ سالگی با دختری که در همسایگیشان زندگی می‌کرد، ازدواج کرد و صیغه عقدشان هم توسط امام خمینی (ره) جاری شد که حاصل این ازدواج هم ۳ فرزند است. اولین حضور اجتماعی قالیباف در سن ۱۶ سالگی و با حضور در سخنرانی‌های شهید کامیاب، آیت‌الله خامنه‌ای، شیخ علی تهرانی، شهید هاشمی‌نژاد و شهید دیالمه در مساجد بزرگ مشهد رقم خورد. باورهای دینی ایجاد شده در وی باعث شده بود که به کمک چند تن از هم کلاسی‌های دبستانی خود، انجمن اسلامی دانش آموزان را راه‌اندازی کنند که این انجمن بعدها هسته اولیه انجمن اسلامی دانش آموزان خراسان و کشور شد.* سوابق و مسئولیت‌هاقالیباف در سن ۱۸ سالگی وارد جبهه شد و به دلیل قابلیتهایی که از خود نشان داد در سال ۶۱ به عنوان فرمانده تیپ امام رضا(ع) و یک سال بعد در جایگاه فرمانده لشکر ۵ نصر خراسان انتخاب شد. وی به همراه لشکر ۵ نصر در اغلب عملیاتهای دوران دفاع مقدس حضور یافت و برادرش (شهید حسن قالیباف) را هم که از نیروهای تحت فرماندهی قالیباف در این لشکر بود، در عملیات کربلای ۴ از دست داد. وی پس از جنگ فرماندهی لشکر ۲۵ کربلا را عهده‌دار شد. شهردار کنونی تهران در سال ۱۳۷۳ مسئولیت قرارگاه سازندگی خاتم الانبیاء(ص) را پذیرفت. پروژه‌هایی همچون راه آهن ۱۶۵ کیلومتری مشهد- سرخس که ایران افغانستان، آذربایجان، قرقیزستان، قزاقستان، تاجیکستان، ترکمنستان، ازبکستان، پاکستان و ترکیه را به هم وصل می‌کند، گازرسانی به ۵ استان مرکزی و غربی، ساخت سازه عظیم دریایی خلیج فارس و سد بزرگ کرخه از جمله توفیقات قرارگاه خاتم‌الانبیاء در دوره مدیریت قالیباف است.این کاندیدای جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی در سال ۱۳۷۶ به دستور مقام معظم رهبری عهده‌دار فرماندهی نیروی هوایی سپاه شد و با گذراندن دوره‌های فشرده خلبانی در ایران و فرانسه مجوز پرواز با ایرباس را بدست آورد. وی هم اکنون نیز خلبان هواپیمای ایرباس در شرکت هواپیمایی ایران ایر است و پروازهایی را انجام می‌دهد. قالیباف در سال ۷۹ مجدداً با حکم فرمانده کل قوا، فرماندهی نیروی انتظامی ایران را عهده‌دار شد. در دوره فرماندهی وی در نیروی انتظامی، سامانه ۱۱۰ راه‌اندازی شد که در واقع ابتکار وی محسوب می‌شود. وی در سال ۱۳۸۳ به عنوان نماینده رئیس جمهور وقت و رئیس ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز منصوب شد و در این دوره بود که قاچاق سیگار تقریبا از بین رفت و چند اسکله که برای قاچاق کالا استفاده می‌شد، کشف شد. قالیباف همچنین دادگاه ویژه جرایم قاچاق کالا و ارز را راه‌اندازی کرد و پرونده‌های مهمی همچون فرودگاه پیام و قاچاق خودرو در این دادگاه بررسی شد.قالیباف در سال ۱۳۸۴ در انتخابات ریاست‌جمهوری به صورت مستقل وارد صحنه انتخابات شد. وی در سال ۱۳۸۴ با رای شورای اسلامی شهر تهران به عنوان شهردار پایتخت انتخاب شد و در سال ۱۳۸۸ نیز مجدداً با حکم این شورا در سمت خود ابقا شد. وی حدود ۱۲ سال است که شهردار تهران است. در این دوره از شهرداری تهران، پروژه‌هایی همچون بزرگراه طبقاتی و تونل صدر – نیایش، تونل توحید، پل جوادیه، بوستان بزرگ ولایت، رود دره فرحزاد (بوستان نهج البلاغه)، ایجاد شبکه بی آر تی، سرعت بخشیدن به توسعه مترو و ... شکل گرفته است. شهردار تهران در سال ۱۳۸۷ از طرف سایت شهرداری‌های جهان به عنوان هشتمین شهردار برتر دنیا معرفی شد. در سال ۲۰۱۰ میلادی نیز کلانشهر تهران برای اولین بار در یکی از شاخصهای توسعه شهری از یک سازمان معتبر بین‌المللی دارای رتبه شد. تهران در آن سال در حوزه حمل و نقل به عنوان یکی از پنج شهر برتر دنیا از نظر حمل و نقل از سوی موسسه سیاست‌های حمل و نقل و توسعه موسوم به ITDP شد.همچنین در سال ۲۰۱۱ میلادی و در دهمین اجلاس متروپلیس (اتحادیه کلانشهرها و پایتخت های جهان)، تهران از بین ۱۶۲ کلانشهر دنیا به عنوان شهر برتر جهان در زمینه ارتقای کیفیت زندگی شهروندان مورد تقدیر قرار گرفت.قالیباف تالیفات و کتب ترجمه شده هم در پرونده خود دارند که از جمله آنها می توان به آثاری از جمله "حکومت محلی یا استراتژی توزیع فضایی قدرت سیاسی در ایران"، "ایران و دولت توسعه‌گرا و "خاورمیانه معاصر؛ تاریخ سیاسی پس از جنگ جهانی اول" اشاره کرد.منبع :‌ تسنیمانتهای پیام/ ]]> سیاسی Sat, 08 Apr 2017 11:34:18 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdca6ane649nmm1.k5k4.html معنای کاندیداتوری محمد هاشمی چیست؟ http://www.nedayeenghelab.com/vdcc04q1x2bqpp8.ala2.html به گزارش ندای انقلاب به نقل از تسنیم: محمد هاشمی برادر کوچکتر آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی در آخرین روز از زمان ثبت‌نام کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم، در ستاد انتخابات کشور حضور یافت و داوطلب ریاست‌جمهوری شد.محمد هاشمی عضو سابق مجمع تشخیص مصلحت نظام و رئیس پیشین سازمان صدا و سیما و از اعضای شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی ایران است و در تأسیس حزب کارگزاران سازندگی به عنوان عضو مؤسس شرکت کرد. وی عضو سابق شورای مرکزی و کمیته سیاسی حزب کارگزاران سازندگی است. او حدوداً دو سال پیش در اعتراض به برخی روندها در حزب کارگزاران از شورای مرکزی این حزب استعفا داد و مطالبی علیه رویکردهای این حزب در رسانه‌ها مطرح کرد.هاشمی امروز پس از ثبت‌نام در جمع خبرنگاران گفته: "ضرورت‌هایی بود که داوطلب شوم از جمله توصیه مرحوم هاشمی". وی همچنین تاکید کرده است: درباره کنار کشیدن به نفع روحانی زود است حرفی بزنم. معلوم نیست رقابت چگونه باشد. شرایط فراهم باشد تا آخر انتخابات می‌مانم و رقابت می‌کنم".اینکه محمد هاشمی امروز داوطلب انتخابات ریاست جمهوری شد و ثبت نام خود را نتیجه "تصمیم جمعی خانواده هاشمی" دانست، از چند منظر می‌تواند واجد اهمیت است.در یک گمانه‌زنی حصری، می‌توان برای دواطلب شدن محمد هاشمی دو فرضیه را پیش رو قرار داد؛ نخست آنکه او به عنوان یک کاندیدای پوششی برای حجت‌الاسلام روحانی وارد کارزار شده است و یا آنکه او کاندیدای پوششی نیست و واقعاً بنا دارد با روحانی و ایضاً سایر کاندیداها تا آخر رقابت کند.در میان گروه‌ها و احزاب موتلف با حسن روحانی، خود وی به همراه حزب کارگزاران سازندگی از جمله منتقدان حضور یک کاندیدای پوششی بودند و این تاکتیک غالباً از سوی اصلاح‌طلبان به روحانی دیکته می‌شد؛ بنابراین اگر محمد هاشمی که اعلام کرده حضورش با تصمیم جمعی خانواده آیت‌الله هاشمی-که از موثران حزب کارگزاران سازندگی نیز هستند- صورت گرفته باشد، بدین معناست که حالا این حزب و حلقه بسیار نزدیک به آیت‌الله هاشمی رفسنجانی نیز همچون اصلاح‌طلبان نسبت به پیروزی حسن روحانی در انتخابات پیش‌رو تا حد قابل توجهی مردد شده‌اند. احتمالاً مراجعه به آرای منفی بالای حجت‌الاسلام روحانی در نظرسنجی‌های قابل اتکا که همچنان نیز گفته می‌شود رو به رشد است، یکی از عوامل چنین تصمیم‌گیری می‌تواند محسوب شود.در حالت دوم، یعنی در صورتی که محمد هاشمی کاندیدای پوششی نباشد و واقعاً قصد رقابت با روحانی کرده باشد نیز مسئله از این نظر حادتر می‌شود. این بدان معناست که سطح تردید جناح سیاسی موتلف با حجت‌الاسلام روحانی نسبت به رای‌آوری او بیش از آنچه تصور می‌شد بالا رفته است.انتهای پیام/ ]]> سیاسی Sat, 15 Apr 2017 12:15:31 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcc04q1x2bqpp8.ala2.html اقدام غیراخلاقی مجری مشهور صدا و سیما + عکس http://www.nedayeenghelab.com/vdcdnj0f9yt0xz6.2a2y.html به گزارش خبرنگار فرهنگی ندای انقلاب، یکی از مجریان معروف رسانه ملی که سابقه چندین سال نویسندگی، بازیگری و گویندگی را در کارنامه خود دارد، در اقدامی غیر شرعی و کاملا غیر اخلاقی مبادرت به انتشار عکس خانواده خود بدون پوشش اسلامی در فیس بوک کرد.اقدام غیر شرعی این مجری تلویزیونی در حالی صورت می گیرد که شبکه فیلتر شده فیس بوک، فضای عمومی محسوب شده و غالبا کاربران این شبکه می توانند از صفحات دیگران بازدید کنند.                  اقدام غیر شرعی مجری مشهور تلویزیون در انتشار عکس های خانوادگی خود بدون پوشش اسلامیپیشتر دکتر حسن روحانی رئیس جمهور در مراسمی با حضور تعدادی از هنرمندان گفته بود که "تقسیم هنرمندان به هنرمندان ارزشی و غیر ارزشی بی‌معناست".این سخنان رئیس جمهور با واکنش استاد حسن رحیم پور ازغدی عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی مواجهه شد و گفت:"یکی کردن هنرمند ارزشی و غیرارزشی کاسبی است؛ عده ای که می گویند هنر ارزشی و غیرارزشی نداریم دغدغه ریاست دارند".در سالیان اخیر با گسترش شبکه های اجتماعی همچون فیس بوک، اینستاگرام و ... شماری از هنرمندان و مجریان تلویزیونی غیرمتعهد اقدام به انتشار تصاویر خود در وضعیت کاملا مغایر با موازین و ارزش های اسلامی و حتی ایرانی می کنند.به نظر می رسد در شرایطی که برخی مسئولان ارشد فرهنگی دولت اصلا اعتقادی به اثرات مخرب برخی شبکه های اجتماعی نظیر فیس بوک ندارند، مسئولان رسانه ملی می بایست نسبت به وقوع چنین رخدادهای هنجارشکنانه از سوی عوامل این رسانه حساسیت داشته و با آنان برخورد لازم را داشته باشند.انتهای پیام/ ]]> سیاسی Sun, 20 Apr 2014 10:45:13 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcdnj0f9yt0xz6.2a2y.html تولید در کشور محال است با این روال بانکی رونق بگیرد/ کشور، قربانی مدیریت ناکارآمد http://www.nedayeenghelab.com/vdcawaneu49nmm1.k5k4.html به گزارش ندای انقلاب، مهرداد بذر‌پاش در نخستین نشست راهکارهای اجرایی اقتصاد مقاومتی که عصر امروز در مسجد معتضدی کرمانشاه برگزار شد با اشاره به اقتصاد مقاومتی و بهره‌گیری از ظرفیت جوانان مومن و انقلابی، اظهار داشت: استان کرمانشاه دارای استعدادهای بالقوه در زمینه کشاورزی دارد.نماینده سابق مردم تهران در مجلس شورای اسلامی به رتبه نخست بیکاری کرمانشاه در کشور اشاره و بیان کرد: جوانان این استان برای یافتن کار راهی دیگر شهرها و استان‌ها می‌شوند در حالی که بسیاری از ثروت‌های کشور در این منطقه نهفته است.وی با اشاره به دوران دفاع مقدس و تسخیر خرمشهر توسط دشمن بعثی، گفت: در آن زمان گفتند فعلا عقب برویم کشته ندهیم‌، بعد خرمشهر را پس می‌گیریم، امام خمینی‌(ره) قبول نکردند و فرمودند خرمشهر باید پس گرفته شود، ما شهید دادیم تا خاکمان به دست دشمن نیفتد.بذرپاش ادامه داد: دشمن در زمان جنگ گفت ما تا چند روز دیگر کرمانشاه را می‌گیریم، بعد تهران و سپس کل ایران را که با جانفشانی‌ها فراوان خون‌ها ریخته شد و امروز به لطف خداوند و برکت خون شهدا در کشور امنیت کامل برقرار است.وی در پاسخ به کسانی که معتقدند این انقلاب برای آن‌ها کاری نکرده است، تصریح کرد: تصور چنین سخنی بی‌انصافی است، چرا این رشادت‌ها و امنیت در ایران را یک عده‌ای نمی‌‌بیند.بذرپاش با اشاره به وظایف بانک‌ها در اعطای تسهیلات، خاطرنشان کرد: در ایران با ۲۵ درصد معوقه‌های بانکی می‌توان به هر زوج تا ۵۰ میلیون تومان وام ازدواج داد، اما بانک‌ها می‌گویند مقررات نداریم، این چه مقرراتی است مقررات را دولت مشخص می‌کند، بانک‌ها بیشتر تسهیل‌گر هستند، از وام‌گیرنده ۲۴ درصد سود می‌گیرند‌، به سپرده‌گذار ۱۵ درصد سود می‌دهند.نماینده سابق تهران در مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه تولید محال است با این روال بانکی رونق بگیرد، تاکید کرد: سالانه در برابر دیدگان ماموران کالای قاچاق ۹۰ میلیارد دلار از مناطق آزاد کالای قاچاق عبور می‌کند، چرا که انقلاب هنوز در گمرکات نفوذ نکرده است.وی به مدیریت غلط و اشتباه برخی مدیراناشاره و عنوان کرد: سالانه در کشور هزار‌هزار میلیارد پول خرج می‌شود اگر بخشی از آن‌ را با مدیریت صحیح در بخش عمران، راه، آب، اشتغال و... صرف کرد، استان کرمانشاه با چنین وضع بیکاری مواجه نمی‌شود.بذر‌پاش با بیان اینکه ایران از یک مشکل ساختاری عمیق رنج می‌برد، اظهار داشت: با وجود دانشگاه و دانشجویان فراوان در این کشور روز‌به‌روز به مشکلات اضافه می‌شود، قرار نیست دانشگاه‌ها حلال مشکلات باشند.وی اصلی‌ترین تهدید کشور را تهدید ناکارآمدی مدیریت دانست و‌ گفت: مشکلات موجود در کشور بی‌سابقه است، یکی از حسن‌های برجام بر بازار مسکن این بود که مالک نفروشد تا ملک گران شود و خریدار نخرد تا ارزان شود.منبع : فارسانتهای پیام/ ]]> سیاسی Wed, 05 Apr 2017 10:11:43 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcawaneu49nmm1.k5k4.html