پایگاه خبری ندای انقلاب - پربيننده ترين عناوين سیاسی :: rss_full_edition http://www.nedayeenghelab.com/vsnd2fl06tmcy.a2y.html Wed, 18 Oct 2017 11:40:14 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://www.nedayeenghelab.com/skins/default/fa/{CURRENT_THEME}/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری تحلیلی ندای انقلاب http://www.nedayeenghelab.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری تحلیلی ندای انقلاب آزاد است. Wed, 18 Oct 2017 11:40:14 GMT سیاسی 60 لاریجانی: اگر از برجام بهره‌ای نبریم در اجرای آن تجدیدنظر می‌کنیم http://www.nedayeenghelab.com/vdcg7y9wqak9nw4.rpra.html به گزارش ندای انقلاب، علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی در ادامه دیدارهایش در حاشیه یکصد و سی و هفتمین اجلاس اتحادیه بین‌المجالس در روسیه در ملاقات با «لاسینا زِربو» دبیر اجرایی سازمان پیمان منع آزمایش هسته‌ای (CTBT)، اظهار داشت: ما هم عضو آژانس هستیم و هم در برجام تعهداتی را پذیرفته‌ایم، در موضوع برجام هم هزینه‌های بالایی را متحمل شده‌ایم، اگر قرار باشد با رفتار نادرست ترامپ، بهره‌ای از برجام نبریم و صرفاً هزینه بپردازیم، حتماً در این موضوع تجدیدنظر خواهیم کرد.وی همچنین اعلام کرد: فتوای مقام معظم رهبری صرفاً در حرام دانستن کاربرد سلاح هسته‌ای نیست، بلکه ایشان کاربرد سلاح‌های کشتار جمعی، بیولوژیکی و شیمیایی را حرام می‌دانند.رئیس مجلس گفت: ما عضو سازمان بین‌المللی انرژی اتمی هستیم که تاکنون ۸ بار پایبندی ما را تأیید کرده است، اما ترامپ ادعا دارد که ایران به توافق پایبند نیست و کنگره باید تصمیم بگیرد، اگر قرار است ترامپ نظر بدهد پس سازمان انرژی اتمی چه مسئولیتی دارد؟همچنین «لاسنا زربو» دبیر اجرائی سازمان پیمان منع آزمایش هسته‌ای در این دیدار با بیان اینکه "من همواره مواضع مثبت و سازنده جمهوری اسلامی ایران را در قبال پایبندی به برجام مورد توجه و تمجید قرار داده‌ام"، تصریح کرد: برجام مهم‌ترین توافقی است که در این زمینه طی ۱۰ سال گذشته به انجام رسیده است و همه طرف‌ها باید برای حفظ آن تلاش کنند.دبیر اجرایی سازمان پیمان منع آزمایش هسته‌ای با ابراز اینکه فتوای رهبر ایران مبنی بر حرام بودن استفاده از سلاح هسته‌ای موضوع بسیار مهم و درخور توجهی است، خاطرنشان کرد: معتقدم برجام یک توافق بین‌المللی است و نباید یک کشور برای حذف آن تلاش کند.منبع :‌تسنیمانتهای پیام/ ]]> سیاسی Mon, 16 Oct 2017 08:27:14 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcg7y9wqak9nw4.rpra.html «هادی خامنه‌ای» ریاست اصلی‌ترین تشکیلات اصلاح‌طلب را نپذیرفت http://www.nedayeenghelab.com/vdch6wnxi23nmxd.tft2.html به گزارش ندای انقلاب، حمید قزوینی عضو شورای مرکزی مجمع نیروهای خط امام(ره)، با اشاره به این موضوع که هفته گذشته حجت‌الاسلام هادی خامنه‌ای به‌عنوان رئیس دوره‌ای شورای هماهنگی جبهه اصلاحات انتخاب شد، اظهار داشت: آقای سید هادی خامنه‌ای کار خود را در این شورا به‌عنوان رئیس آغاز نکرده و ریاست این شورا را نپذیرفته است.وی در پاسخ به این سؤال که دلیل نپذیرفتن ریاست شورای هماهنگی جبهه اصلاحات از جانب وی چه بوده، گفت: من را از پاسخ به این سؤال معاف کنید، ولی اساساً ریاست آن از ابتدا پذیرفته نشده بود. «شورای هماهنگی جبهه اصلاحات» تشکیلاتی است که هماهنگی میان احزاب اصلاح‌طلب را به‌عهده دارد و ریاست این شورا هر سه‌ ماه یک‌ بار به‌عهده یکی از احزاب است.احزاب اصلاح‌طلب حاضر در این تشکیلات عبارتند از مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم، انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه‌ها، انجمن اسلامی جامعه پزشکی، انجمن اسلامی مهندسان، انجمن اسلامی معلمان، مجمع نیروهای خط امام(ره)، مجمع نمایندگان ادوار، حزب اراده ملت ایران، حزب اسلامی کار، حزب همبستگی، انجمن روزنامه‌نگاران زن، جمعیت زنان مسلمان نواندیش، خانه کارگر، حزب اعتماد ملی، مجمع دانش‌آموختگان ایران اسلامی، مجمع فرهنگیان، سازمان عدالت و آزادی، کارگزاران سازندگی، مردم‌سالاری و حزب جوانان ایران اسلامی.منبع : تسنیمانتهای پیام/ ]]> سیاسی Mon, 16 Oct 2017 08:29:21 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdch6wnxi23nmxd.tft2.html امام با گزارش چپ‌ها علیه "راستی کاشانی" چه کرد؟/ اقدامات "تاجزاده" و "نبوی" علیه آیت‌الله http://www.nedayeenghelab.com/vdccmoq142bqp18.ala2.html به گزارش ندای انقلاب، قرار دیدار ما مصادف بود با ایام دهه اول ماه محرم و به همین مناسبت مصاحبه را در حسینیه آل‌یاسین در منزلش گذاشتیم. میزبان ما که همیشه با روی خوش با خبرنگاران برخورد می‌کند با وجود محرومیت از بینایی اما ذهنی دقیق، منسجم و بیان رسا دارد و نزدیک به دو ساعت در فضایی صمیمی و دوستانه به تک تک سؤالاتمان پاسخ گفت.جانباز مجتبی شاکری متولد ۱۳۳۷ در تهران است. قبل از اینکه به‌نمایندگی از مردم تهران وارد شورای شهر شود، بیش‌ترین وقتش صرف فعالیت‌های فرهنگی و هنری بود. تشکیل گروهی در بنیاد جانبازان برای مبارزه با تهاجم فرهنگی به‌همراه چندتن از فرهیختگان جانباز از جمله تلاشهای فرهنگی بود که از سال ۷۱ آن را دنبال می‌کرد و ۳۰ اثر خلق‌شده رمان از جمله فعالیت وی است.شاکری از نیمه سال ۷۴ مدیریت دفتر هنر و ادبیات ایثار بنیاد جانبازان را عهده‌دار شد، با این همه شاید کمتر بدانند که او قبل از نائل شدن به درجه رفیع جانبازی، از مبارزان پیش از انقلاب بود که همراه با شهید محمد بروجردی در "گروه توحیدی صف" فعالیت می‌کرد و در حین آموزش نظامی مجروح و به درجه جانبازی مفتخر شد.او به‌خنده خود را جانباز ۱۴۰ درصد معرفی می‌کند و می‌گوید "مجروحیت من به فروردین ۱۳۵۹ برمی‌گردد که همراه شهید بروجردی در غرب مسئولیت آموزش را به‌عهده داشتم. همچنین در همکاری‌هایی که با سپاه داشتم آموزش نیروهای افغانستانی و تجهیز آنها با سپاه بود... وقتی که می‌خواستم یک مین ضدنفر را باز کنم از ناحیه دو دست و دو چشم مجروح شدم. چون بنیاد شهید مجروحیت بالای ۷۰درصد ندارد، وقتی از من سؤال می‌کنند که شما چند درصد مجروحیت دارید می‌گویم که دو دست می‌شود ۷۰ درصد و دو چشم هم ۷۰ درصد که می‌شود ۱۴۰ درصد".ارتحال مرحوم آیت‌الله راستی بهانه‌ای شد تا با این عضو قدیمی مجاهدین انقلاب و از اعضای فعلی شورای مرکزی جمعیت ایثارگران درباره تاریخچه سازمان و اختلافات جناح فقاهتی و جناح چپ مجاهدین به گفت‌‌وگو بنشینیم؛ گرچه خوانش و قرائت وارونه این روزهای طیف چپ از نسبتش با نماینده امام در سازمان و مصادره ایشان که روزگاری بیشترین معارضه و مناقشه را با او پیدا کردند، مزید بر علت شد تا در پرونده‌ای مجزا با عنوان "ماجرای چپ‌ها و راستی" به‌تفصیل به نسبت آنها با آیت الله راستی کاشانی بپردازیم.متن پیش‌ِرو مصاحبه دوساعته خبرنگاران تسنیم با مجتبی شاکری عضو قدیمی "گروه توحیدی صف" است که از منظرتان می‌گذرد:* با تشکر از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید، مبدأ مبارزه شما با رژیم پهلوی از چه زمانی آغاز شد و چگونه با گروه توحیدی صف آشنا شدید؟- شاکری: بسم الله الرحمن الرحیم. قبل از پیروزی انقلاب و در سال های ۱۳۵۶ ما با جمعی از دوستان جلساتی را داشتیم و بحثمان هم این بود که نمی‌شود فقط در مسائل نظری مبارزه سیر کرد و باید از مباحث نظری وارد مباحث عملی بشویم اما صحنه عمل در آن زمان یک آرایش خاصی داشت که اگر به درستی بیان نشود ما نمی‌توانیم آن شرایط را درک کنیم.در آن زمان گروه‌های مختلفی نظیر طیف احزاب مارکسیستی مثل حزب توده، چریک‌های فدایی که بعدا به اقلیت، اکثریت و راه کارگر تقسیم شدند،گروههای مائوییستی، طیف احزاب ملی گرا که در قالب جبهه ملی متمرکز بودند، نهضت آزادی که از سویی به جبهه ملی و از سویی دیگر با متدینین مرتبط بود، سازمان مجاهدین خلق که در ادامه تغییر ایدئولوژی در آن اتفاق افتاد حضور داشتند. همچنین مارکسیست‌های آن گروه، سازمان پیکار را تشکیل دادند، متدینین آنها هم مثل شریف واقفی و صمدیه لباف و ... تصفیه فیزیکی شدند و باقی مانده آنها تحت مدیریت منافقینی چون رجوی، موسی خیابانی، ابریشمچی سازمان را پیش بردند در آن عرصه حضور داشتند.از گروههای متدین نیز هیات‌های موتلفه اسلامی را می‌توان در آن دوره نام برد که بعد از فضای ۱۵ خرداد و بگیر و ببندها حضور تشکیلاتی جدی در صحنه سیاسی جامعه نداشتند. گروه‌هایی چون انجمن حجتیه که اساسا سیاسی و انقلابی نبودند. جماعت فرقان و آرمان مستضعفین هم با مباحث عقیدتی سرگرم بودند. روحانیون انقلابی یا در خارج از کشور بودند و یا در داخل در تبعید و تحت کنترل به سر می‌بردند. البته جلسات محفلی مخفی با جمعیت‌های خاص برقرار بود. سنگینی فضای خفقان و دستگیری های مبارزین، کمیته مشترک و ساواک را بر صحنه سیاسی جامعه مسلط کرده بود.ملی‌گرایان اهل مبارزه قهرآمیز و تحمل زندان نبودند. توده‌ای‌ها برخی همکار رژیم شاه شدند. برخی فرار کردند و برخی ماندند و دست از مبارزه کشیدند. ضربه‌ای که مارکسیست شدن طیفی از سازمان مجاهدین خلق به مبارزه با رژیم زد، بسیار سنگین و شکننده بود. همکاری آن‌ها با مارکسیست‌ها در زندان خود رنجنامه‌ای جدا می‌طلبد تا بتواند روایت دین گریزی و اخلاق ستیزی آن‌ها را با روحانیت انقلابی و مبارزین متعهد توصیف کند. اصطلاح مارکسیت‌های اسلامی رژیم شاه را در موقعیتی قرار داد تا با فضاسازی رسانه‌ای هر مبارز مسلمان انقلابی را به جرم مارکسیست بودن تحت شکنجه قرار دهند."مارکسیسم" مانند یک عَلَم نجس بود که محافل مبارزین مسلمان را در معرض تهمت قرار می‌داد که در نوشته‌های عزت شاهی و احمد احمد می‌توان لایه‌هایی از شرایط این چنین را دید. یعنی در بین مردم، روشنفکران مذهبی، علما و بزرگان حوزه به خصوص امام خمینی نسبت به سران مجاهدین خلق و مباحث فکری و ایدئولوژیک نگاه تردید وجود داشت. نقل شد که در نجف بواسطه سفارش برخی از علمای داخل کشور چند تن از سران سازمان خدمت امام خمینی(ره) رسیدند و امام با شنیدن حرف‌های آنان حاضر به تایید آن‌ها نشدند و این جلسه نقطه عطفی برای زیر سوال رفتن مواضع این سازمان و مبانی فکری‌شان در بین علما و مبارزین بود.** چگونه مسئولیت حفاظت از امام به جای مجاهدین خلق به " توحیدی صف" رسید؟در شرایطی این چنین، مبارزین اسلام باور و معتقد به اسلام فقاهت و حوزه‌های علمیه در پی ایجاد تشکلی به دور از اندیشه‌های دین گریز و التقاط بودند. ما نیز با جمعی از دوستان در کنکاش برای متصل شدن به این گروه از مبارزین با شهید بروجردی (معروف به میرزا) که ارتباطات تعریف شده و سنجیده‌ای با روحانیت انقلابی برقرار کرده بود آشنا شدیم. تجربیات مبارزه به ما آموخته بود که کمتر شناختن افراد گروه امکان لو رفتن تشکیلات را در شرایط دستگیری و شکنجه‌ها کاهش می‌دهد، نوع تشکل‌های هیاتی که هر یک نفر همه را می‌شناسد آسیب‌های جدی به بسیاری از تشکل‌ها وارد کرد. ما هم جز چند تن از رابطین با گروه توحیدی صف بقیه را نمی‌شناختیم و نخستین دیدار ما برای آشنا شدن با همه افراد در مدرسه علوی و رفاه بود که محل استقرار امام برای رهبری انقلاب بود. البته ماجرای ستاد استقبال از امام و نقش آفرینی گروه "توحیدی صف" روایتی شنیدنی دارد. نهایتا حفاظت از امام برای حضور ایشان در بهشت زهرا و استقرار در مدرسه علوی و رفاه به عهده بچه های ما قرار داده شد.بحث‌هایی در ستاد استقبال بین بزرگان صورت گرفته بود که حفاظت از امام را به چه گروهی بسپارند و در آن جلسه گفته شد از طرف سازمان مجاهدین خلق طرحی ارائه شد که اگر ما بیاییم به این مقدار سلاح ، تجهیزات و تدارکات نیاز داریم و باید آرم ما در تمام مسیر وجود داشته باشد و حضور ما اعلام رسمی بشود و... .آیت الله طالقانی پیشنهاد مجاهدین را مطرح کردند و شهید بهشتی گفتند که یک پشنهادی هم از گروه "توحیدی صف" ارائه شده که گفتند هیچ امکاناتی نمی‌خواهند و اسلحه‌مان را نیز خودمان تهیه می‌کنیم و نمی‌خواهیم هیج اسمی از ما برده شود یعنی هر شرطی که مجاهدین گذاشته بودند در مقابلش مطرح شده بود که نهایتاً طرح مجاهدین مطرح نشد و کار به دست بچه‌های گروه "توحیدی صف" سپرده شده بود.* شما در کدام قسمت ستاد استقبال حضور داشتید؟من در مسیر بودم و بعد از مراسم، مدرسه رفاه برای اسکان امام مهیا شد و به مدرسه رفاه رفتم و تعدادی از بچه‌های گروه را که تا به حال ندیده بودم، دیدم. چون در گروه‌های مسلحانه هر چقدر ارتباطات کم‌تر و خوشه‌ای و با فاصله‌تر باشد، در زمان دستگیری اطلاعات کم‌تری هست و به خاطر نداشتن اطلاعات چیزی لو داده نمی‌شد چون اگر یک اسم را به ساواک می‌گفتی بقیه افراد را شناسایی می‌کردند به خاطر همین چند نفر را بیشتر نمی‌شناختم مثلا نمی‌دانستم شهید بروجری کیست! و فقط می‌دانستم که اطلاعات بسیار خوبی دارد و به نجف می‌رود و می‌آید که من ایشان را اولین بار در همان اتاقی که در مدرسه علوی که کنار مدرسه رفاه به بچه‌ها داده بودند دیدم و بقیه افراد مثل صادقی، براتی، تحیری، صفری، ستوده، آرمین، نخلی، شقاقی، احمدی، عابدین زاده، تهرانی، تهوری، عجب‌گل، کیا، استاد ابراهیم، ورکش، شامبیاتی، صمدی، برادران بیک زاده، راودمند، شکوری و مصلحی را نیز همان جا دیدم.* در جمع حفاظت از امام چه فرد یا افرادی بیشتر نقش آفرین بود؟سازماندهی حفاظت از امام و پیش بینی‌های تجهیزات نظامی را محمد بروجردی با مشورت آقا مصطفی با دقت طراحی و به اجرا گذاشتند.* منظورتان مصطفی تحیری است؟بله، آقا مصطفی تحیری بچه محل ما در سه راه فرح آباد، پایین تر از میدان شوش بود و چون هیکل خاصی داشت به "علی چترباز" معروف بود. اسم واقعی او علی بود و اسم سازمانی‌اش مصطفی. ایشان آدم "قوی بنیه" بود و با ابراهیم میرزایی "کنگ فوکار"، با هم در نیرو مخصوص زمان شاه و از سرآمدان دوره چتربازی بودند. واقعا در قدرت نمایی نظامی بسیار آدم قوی بود. بعضی مواقع ما سه، چهار نفر بر سر او می‌ریختیم و می‌پیچیدیم به او چون خود ما هم ورزشکار بودیم. هم آکادمی کاراته وارسته می‌رفتم و هم با یکی از دوستان کونگ‌فو کار می‌کردم. وقتی آقا مصطفی با دماغش به سر ما می‌کوبید انگار به سر ما پتک کوبیده بودند. در آموزش‌هایی که سازمان مجاهدین انقلاب برای دوره اول سپاه در زندان اوین گذاشته شده بود، آقا مصطفی خیلی اثرگذار بود که بعدا در پادگان ولیعصر هم همین دوره‌ها را داشتند. "زندان اوین" را از مجاهدین خلق پس گرفتیم* بعد از مدرسه رفاه چه اتفاقاتی افتاد؟ابتدا کمیته‌های انقلاب اسلامی، شکل یافتن دولت موقت، دستگیری سران رژیم سابق، مجتمع شدن چند تشکیلات نظامی در قالب سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و زمینه گفتگوی ۷ گروه مبارز برای تشکیل یک سازمان فراهم شد. با مهاجرت امام از تهران به قم با مجموع دوستانی که با شهید بروجردی کار می‌کردیم برای تحویل گرفتن زندان اوین رفتیم. زندان اوین را مجاهدین خلق گرفته بودند و آرم خودشان را هم بزرگ بر سر در زندان زده بودند و در آنجا مستقر بودند و کل اسنادی هم که مربوط به خودشان بود را هم تخلیه کرده بودند که به سختی توانستیم زندان را از آن‌ها تحویل بگیریم و با رایزنی‌هایی که کرده بودند، ساختمان‌های دیگری را برای خود گرفتند و دیدند که دیگر نمی‌توانند در آنجا بمانند به خاطر همین زندان را تحویل ما دادند.*چرا مجاهدین خلق زندان اوین را مرکز خودشان قرار داده بودند؟برای بازداشت‌هایی که در آنجا صورت می‌گرفت به لحاظ حفاظتی مکان خوبی بود و حمله به آنجا نیز امکان‌پذیر نبود و از قبل هم تمهیداتی شده بود اما با استراتژِی که مقابل نظام انتخاب کرده بودند، دیگر نتوانستند به کار خود ادامه بدهند و زندان اوین به دست گروه توحیدی صف و شهید بروجردی افتاد. ** برخورد با فرقان از صفر تا ۱۰۰ با مجاهدین انقلاب بودبعد از اعلام موجودیت سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در ۱۶ فروردین ۱۳۵۸ افرادی که از ساواک، سران ارتش، فرقان و یا خود مجاهدین دستگیر می‌شدند به زندان اوین منتقل می‌شدند. سازمان و ۷ گروه متشکل بازوی نظامی و امنیتی نظام بودند. مقابله با کودتاگران، ترورهای فرقان، نظامی‌گری‌های گروهک‌های مارکسیست و حتی جاسوسانی از نوع سعادتی وابسته به مرکزیت مجاهدین خلق جایشان در زندان اوین بود. اوایل که زندان اوین به دست سازمان مجاهدین انقلاب افتاده بود، سازمان منافقین هنوز وارد فاز مسلحانه نشده بود اما اقدامات جاسوسیشان فعال بود که سعادتی هم به خاطر همین مسائل دستگیر شد. در مسئله فرقان نیز تمام اقدامات از صفر تا ۱۰۰ به عهده سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی بود. هیچ سازمان اطلاعاتی نمی‌تواست به آن ها نفوذ بکند چون دوستان ما به جلسات آن ها می‌رفتند و به نوعی در جلسات و مباحث آنان شرکت می‌کردند. اعضا و هواداران اندک گروهک فرقان از بچه‌های دانشجو از جمله دانشگاه علم و صنعت بودند و تفسیرهای خود رای و به اصطلاح انقلابی، عنصر جذب دانشجویان به این گروه بود.** «محسن آرمین» کار امنیتی می‌کردتسنیم: علت اینکه سازمان مسئولیت برخورد با فرقان را برعهده گرفت شناخت قبلی اعضای سازمان از این گروه بود؟ آیا در سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی برای ضربه زدن به فرقان ستادی تشکیل شد؟ چه افرادی عضو این ستاد بودند؟بله؛ در سازمان برای مسائل اطلاعاتی، امنیتی و نظامی که نظام با آن مواجه بود، جلسات خاصی تشکیل می‌شد. اداره کردن نظام نوپایی که فاقد نیروی نظامی و اطلاعاتی منسجم و آماده به کار نبود نیازمند سازمانی متشکل و منسجم از بچه‌های انقلابی بود تا توطئه‌های گروهک‌ها و یاغی‌گری آن‌ها در استان‌های مختلف را مقابله کند همه اعضای سازمان دست اندرکار نقش آفرینی در رفع مشکلات نظام بودند که برای نام بردن از افراد، فهرست مطول اعضای سازمان را می‌توان برشمرد. مراحل شناسایی، بازجویی و تکمیل پرونده برای قضاوت در اوین و... از وظایفی بود که سازمان تکلیف خود می‌دانست.بعدا هم زندان اوین تحویل دادستانی شد ولی پیش از واسپاری کامل اوین آموزش های دوره نظامی و تاکتیک برای گروهی از اعضای سازمان و تعدادی از مبارزین که برای حضور در سپاه آمادگی بیشتر داشتند، اتفاق افتاد. سرعت فتنه‌های پیاپی گروهک‌های داخلی با حمایت استکبار اعضای سازمان را به کردستان، سیستان و بلوچستان، استان گلستان، خوزستان و حتی جمعی از دوستان را به افغانستان کشاند. به طور مشخص آقای محسن رضایی و در پی ایشان جمعی از دوستان به سپاه پاسداران پیوستند و جمعی در اطلاعات نخست وزیری و... مشغول شدند و در پی این توزیع صورت گرفته، حفظ هویت ۷ گروه تشکیل دهنده سازمان مطرح نبود. اخیرا مصاحبه‌ای از آقای اکبر براتی از اعضای گروه توحیدی صف را خواندم که حاوی اطلاعاتی از جمله درخصوص آقای محسن آرمین و نقش او در مسائل امنیتی بود. آرمین هم از اعضای گروه توحیدی صف بود و به نظر من اطلاعات براتی با توجه به رابطه تنگاتنگش با آرمین قابل دقت نظر است.** مبدأ اتحاد ۷ گروه مبارز امام خمینی بودتسنیم: مبدأ اتحاد ۷ گروه مبارز پیش از انقلاب از کجا شروع شد؟ گویا آقای فدایی در مصاحبه‌ای گفته بود امام خمینی فرمودند که گروه‌های مسلح قبل از انقلاب با هم متحد شوند و محوریت اتحاد ۷ گروه، امام(ره) بود.بله؛ گفته آقای فدای روایت درستی است. سران هفت گروه معتقد به مکتب مبارزاتی امام در آستان پیروزی انقلاب بیشتر با هم آشنا شدند در مدرسه رفاه و علوی زمینه‌های همکاری و وحدت با تشکیل جلساتی از سران هفت گروه پیشتر فراهم شد و طی جلسات پیوسته و طولانی بیانیه اعلام موجودیت سازمان آماده شد و ۱۶ فروردین ۵۸ در مراسم دانشگاه تهران اعلام موجودیت صورت گرفت. از همان زمان محوریت اصل ولایت فقیه و امامت و رهبری امام خمینی (ره) و هرگونه حضور و رفتار سازمانی با تایید ایشان، مورد توافق جمع بود.* در گروه فلق از دانشجویان خارج از کشور همچون تاجزاده و حسن واعظی حضور داشتند اما در بین گروه‌های ۷ گانه تشکیل دهنده سازمان، این گروه کمتر شناخته شده بودند و اساسا سابقه مبارزاتی قابل توجهی نداشتند، چرا و چگونه فلق به سازمان پیوست؟بله، گروه فلق از دانشجویان خارج از کشور بودند و جمعیت‌شان در مقایسه با گروه صف، منصورون، بدر و... قابل قیاس نبود. آنها که در داخل مبارزات انقلابی داشتند از سابقه دستگیری زندان و شکنجه برخودار بودند ولی بچه‌های فلق در فضای خارج از کشور با نظام مخالفت می‌کردند. مثلاً مصطفی تاجزاده هم یکی از اعضای این گروه بود که خودش در مصاحبه‌ای، رفت و بازگشتش را به خارج از کشور توصیف می‌کند که فرصت درس خواندن پیدا نکرد. بعدها هم او پس از پیوستن به سازمان در روابط عمومی مشغول به کار شد.** بنی‌صدر و نبوی اجازه ندادند بچه‌های مجاهدین انقلاب محافظشان باشند* در واقع می‌توان گفت سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی به عنوان شاخه نظامی انقلاب اسلامی در آن دوره عمل می‌کرد؟بله، سازمان به لحاظ فعالیت‌های نظامی، اطلاعاتی و امنیتی نیمه علنی، نیمه مخفی و در مسائل سیاسی، اقتصادی، اعتقادی و تشکیلاتی علنی بود. مساله مسلح بودن سازمان از آرم آن کاملا قابل درک بود. البته بعد از خارج شدن اقلیت مخالف با نمایندگی آیت‌الله راستی، آرم سازمان هم تغییر پیدا کرد ولی عناصر تشکیل دهنده آرم اولیه بسیار شبیه به آرم فعلی سپاه بود و فقط جای اسلحه مقداری بالا یا پایین‌تر است. عملا جز این امکان‌پذیر نبود که نظام به سرعت بتواند دور و اطراف خود را جمع کند و این همه فتنه‌های مختلفی که علیه نظام بود بالاخره باید به یک گروه منسجم پا به کار که هم از لحاظ اطلاعاتی دستشان پر باشد و هم به لحاظ تحلیلی و هم سویی با نظام سپرده شود که بهترین نمونه آن همین سازمان مجاهدین انقلاب بود تا تحت نظر امام، امورات را سامان دهند و به نظام مستقر پیش رو بسپارند.واقعا دوستانی عضو سازمان مجاهدین انقلاب در کمیته، سپاه، حفاظت از پادگان‌های مرزی، جزایر و حتی حفاظت از شخصیت‌ها نیز حضور جدی داشتند. مثلاً بنده و چند تن از دوستان مسئول حفاظت از شهید مفتح بودیم و دوستان دیگری هم برای حفاظت از بنی صدر حکم گرفتند که او نپذیرفت یا بهزاد نبوی که به دولت رفته بود هم قبول نکرد از بچه‌های سازمان محافظش باشند.*این مساله درست است که گروه توحیدی صف، شاخه اصفهان داشته و عطریان فر، سلمان صفوی، محمد منتظری و سید مهدی هاشمی معدوم نیز عضو آن بودند؟بله، عطریانفر هم عضو این شاخه بود. شاخه اصفهان درگیر برخی مسائل داخلی بود. من شاخه اصفهان گروه توحیدی صف را تا حدودی می‌شناختم ولی ارتباط تشکیلاتی نداشتم ولی جریان سیدمهدی هاشمی و محمد منتظری و ماجرایی که به خط سوم بعدا معروف شد روایتی مفصل را می‌طلبد که باید آن را در خاطرات آقای ری شهری و ماجرای سقوط آقای منتظری از قائم مقامی رهبری دنبال کرد.** آیت‌الله راستی چگونه نماینده امام در سازمان مجاهدین انقلاب شد؟* بعد از اعلام موجودیت سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی گویا اولین اختلاف بر سر برگزاری بزرگداشت برای دکتر شریعتی بود و وقتی از امام درباره بزرگداشت گرفتن برای برخی اشخاص سوال می‌کنند، امام می‌فرمایند که الان وقت برگزار کردن بزرگداشت نیست، بروید و کار کنید که کشور به کار نیاز دارد اما بهزاد نبوی و همفکرانش در سازمان به این موضوع توجه نکردند و نهایتاً برای شریعتی اطلاعیه دادند. شما که عضو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی بودید بفرمائید پیش زمینه‌های بروز اختلافات و زاویه فکری عده‌ای در سازمان از کجا شروع شد و چگونه امام آیت الله راستی را به نمایندگی خود در سازمان، منصوب کردند؟۷ گروهی که با هم وحدت کرده بودند در بیانیه اعلام موجودیت شفاف و روشن از نقش و جایگاه امام به عنوان ولی فقیه در سازمان و تصمیمات آن سخن گفته بودند و تردید نبود وقتی تشکیلاتی به عنوان بازوی نظام در کنار مسائل اعتقادی و سیاسی به حوزه مسائل اطلاعاتی، امنیتی و نظامی هم وارد می‌شود، برای دخالتش در حکومت و نظام نیازمند اذن ولی فقیه است. امکان پذیر نبودن ملاقات‌های مستمر با حضرت امام و طولانی شدن قرارها، سازمان را به سوی معرفی شدن نماینده‌ای از سوی حضرت امام برای داشتن حجت شرعی در ورود به حوزه‌های، مختلف کشید.بلافاصله پس از اعلام موجودیت سازمان در فروردین ۵۸ دیدگاه‌های اقتصادی در بیانیه روز جهانی کارگر، بیانیه در بزرگداشت شریعتی، تحلیل نهضت ملی شدن نفت و نقش دکتر مصدق و آیت الله کاشانی و در ادامه جنبه‌های فقهی مباحث تقسیم زمین‌ها موسوم به بند الف، ب، ج، د، نیاز سازمان را در حوزه مسائل سیاسی و اقتصادی به دیدگاه‌های حضرت امام بیشتر کرد. گروههای ۷گانه پیش از انقلاب هر یک به نوعی با برخی از چهره‌های شاخص روحانیت مرتبط با امام، ارتباط داشتند.در ماجرای سازمان، در محضر امام بحث ارتباط با ایشان مطرح شد و اینکه محدودیت‌های حضرت امام اجازه تشرف به هنگام را نمی‌دهد و از شخصیت‌هایی همچون آیت الله مطهری و آیت الله راستی نام برده شد که مورد مراجعه دوستان بودند. حضرت امام با شنیدن نام آیت الله راستی قریب به این مضامین فرمودند "همین ایشان به عنوان نماینده ما در سازمان باشد. هرچه نظر دادند عمل کنید و اگر در مواردی تشخیص دادند با من مشورت می‌کنند." به این ترتیب مشکل ارتباط با امام با تعیین آیت الله راستی به عنوان نماینده امام حل شد.** حصار امام در نجف را آیت‌الله راستی شکست*گویا امام خمینی (ره) از زمان نجف با آیت‌الله راستی کاشانی آشنا بودند، اما محمد سلامتی از اعضای چپ سازمان سال ۷۷ در مصاحبه‌‌ای با روزنامه خرداد مدعی می‌شود در دیداری که بچه‌های سازمان با امام برای تعیین نماینده داشتند، امام اصلاً آیت الله راستی را نمی‌شناختند؟نه، آنچه به نقل از سلامتی گفته شده خلاف واقع است. حضرت امام در جریان قیام ۱۵ خرداد و تبعید به نجف اشرف آغاز درس و بحث خود را با حمایت جدی آیت‌الله راستی و آیت‌الله مدنی آغاز کردند. مطلعین از وضعیت حوزه ‌ای علمیه نجف خوب می‌دانند که حمایت این چنین از حضرت امام و تعطیل شدن درس این دو بزرگوار چه هزینه‌ای را برای رژیم شاه با اطلاع از فضای سنگین حوزه‌های علمیه نجف درست کرد. تبعید امام به عراق را صورت داده بودند تا زندانی در تبعی،د برای امام بسازند. نقل قولی از آیت الله راستی وجود دارد که حضرت امام خمینی در بیمارستان بستری بودند، آیت الله راستی برای عیادت خدمت ایشان رسیدند که سید احمد آقا هم آنجا بودند. امام به سید احمد گفتند که آیت‌الله راستی بودند که در کنار آقای مدنی ما را در نجف یاری کردند.به این ترتیب ادعای آقای سلامتی و دیگر دوستانش که امام با آیت الله راستی نا آشنا بودند، از مبنا غلط است. آیت الله راستی در دیداری با اعضای سازمان فرمودند حضرت امام در نجف تمام اختیاراتی که یک مجتهد جامع الشرایط می‌تواند در امور داشته باشد به من دادند تا با نظر خودم عمل کنم.** گزارشی که امام(ره) اجازه قرائت آن را به بهزاد نبوی و تاجزاده ندادبه یاد دارم در شرایط پر چالش اختلاف بین اکثریت شورای مرکزی و دیگر دوستان درخصوص حدود و اختیارات نماینده حضرت امام در سازمان و میزان دخالت ایشان در موضوعات قرار ملاقاتی با حضرت امام تنظیم شد که حدود ۱۰ تن از طرفین اختلاف سال ۵۹ در این ملاقات حضور داشتند. من در شرایط بعد از مجروحیت برای دیدن حضرت امام همراه این گروه شدم. هماهنگ شده بود در این جلسه بهزاد نبوی گزارشی از سازمان، مسائل اختلافی و وقت گذاری آیت الله راستی را در این جلسه مطرح کند. چون پیش بینی می‌کردند امکان دارد حضرت امام اجازه صحبت ندهند. چکیده‌ای از مباحث را مکتوب کرده بودند تا مصطفی تاجزاده بخواند. زمانی که خدمت حضرت امام رسیدیم ابتدا، توفیق شد تا در محضر ایشان مشرف شوم و ایشان از وضعیت مجروحیتمان پرسیدند و ادامه ملاطفت فرمودند.بعد جلسه برای طرح مسائل آماده شد وقتی بهزاد نبوی غرض تشکیل جلسه را اعلام کرد و اجازه خواست که مطالب را بگوید، حضرت امام بی‌فاصله و کوتاه فرمودند "بنویسید می‌خوانم". پافشاری بهزاد نبوی تغییری در نظر امام نداد. دوباره مطرح کرد که خلاصه‌ای نوشته‌ایم تا آقای تاج زاده، بخوانند. امام مجددا کوتاه فرمودند "بدهید می‌خوانم" و اجازه خوانده شدن آن خلاصه را هم ندادند و بعد شروع به صحبت کردند. نصیحت و توصیه‌هایی فرمودند و در پایان آن با تایید آیت‌الله راستی فرمودند به ایشان می‌گویم که بیشتر وقت بگذارند. تاکید می‌کنم گزارش این جلسه با مراجعه به اسناد بیانات حضرت امام و یا گزارش آن زمان ملاقات کنندگان با امام قابل بهره‌برداری اسنادی هم هست.وقت گذاری بیشتر آیت‌الله راستی فضای تازه‌ای را در تشکیلات و مباحث سیاسی به وجود آورد. توزیع نوارهای مباحث اخلاقی و نهج البلاغه نماینده امام و پرسش و پاسخ های انتهای آن مباحث در موضوعات متنوع از جمله مباحث اقتصادی سیاسی روز و حتی مباحث تشکیلاتی مورد انتقاد اکثریتی از شورای مرکزی قرار گرفت. آنها نوعی مرکزیت برای سازمان قائل بودند تا ورود و خروجی تمامی مباحث تحلیل‌ها و اطلاعات از این کانال مشخص صورت گیرد یعنی ساختار تشکیلاتی که پیش از انقلاب تحت عنوان "سانترالیزم دموکراتیک" برای کنترل اعضا در برخی از این گروه‌ها مطرح بود اما این بار نماینده امام بود که می‌خواست مباحث مطرح شده و پرسش و پاسخ‌ها به همه اعضای سازمان برسد. از این نقطه معلوم شد دوگانگی بین تقاضای وقت گذاری بیشتر نماینده امام با انتشار و اعلام نقطه نظرات ایشان در مباحث وجود دارد و زمینه‌های مخالفت با نظرات ایشان شکل گرفت.جالب این که در جلسات طولانی شورای هماهنگی سازمان(طیف چپ) با آیت‌الله راستی به نوعی اظهار می‌کردند در بین روحانیت شناخته شده شما جزو کسانی هستید که دقیق‌ترین نظرات را درباره تشکیلات و روابط سازمانی بیان می‌کنید که اسناد این گفتگوها موجود است ولی احساس کاهش قدرت سازمانی به نوعی تئوری پردازی در مخالفت با نمایندگی آیت‌الله راستی انجامید که بگویند امام نمایندگی برای نظارت دادند نه دخالت. دامنه پرداختن به این موضوع به رغم روشنگری‌های آیت الله راستی در این گروه موثر نشد و به پرسش و استفساریه از حضرت امام کشید و ایشان نظارت بدون دخالت را مردود دانستند.از مهم‌ترین جلساتی که بعد از چالش‌های طولانی داخلی و بحث‌ و گفت‌و‌گو در کمیته های تخصصی برگزار شد، جلسه بسیار طولانی بود که با حضور تمامی اعضا و دست اندرکاران اداره تشکیلات بود که از ابتدا تا انتهای آن، آیت الله راستی حضور داشتند. دسترسی به مباحث آن جلسه و شنیدن سخنان تمامی کسانی که رای و نظری در مسائل اختلافی داشتند می‌تواند راه گشا باشد. در آخر این جلسات بهزاد نبوی گفت که "عیسی به دین خود موسی به دین خود" و این که ما نمی‌توانیم با شما(آیت الله راستی) کار کنیم. به این ترتیب گروه اقلیتی که داوری نماینده امام را بر نمی تابیدند، از سازمان جدا شدند.نکته جالب توجه این است که مواضع امروز کسانی که روزگاری مقابل نماینده حضرت امام ایستادند نشان دهنده عمق باور آن‌ها نسبت به مکتب امام، اصل ولایت فقیه و اصول و ارزشهای انقلاب است. چگونه می‌شود با امام و شهید مطهری وارد انقلاب شدند و با سروش همراه شدند؟ چگونه می‌شود با امام هویت پیدا کرد و رای امام درباره منتظری را نپذیرفت؟ چگونه می‌توان در نگاه به آمریکا و نفرت امام از استکبار تشکیک ایجاد کرد، و چگونه می‌شود به اقداماتی نظیر ۱۸ تیر ۷۸، اجرای پروژه‌هایی چون فتح سنگر به سنگر، حاکمیت دوگانه، نافرمانی مدنی، فشار از پایین، چانه زنی از بالا، تحصن برای برگزار نشدن انتخابات مجلس، نوشتن نامه جام زهر و بستن اتهام تقلب به نظام برای نشانه رفتن اصل نظام، دست زد.آنچه در نیمه اول دهه پیروزی انقلاب در سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی رقم خورد تصویر شفاف‌تر آن را می‌توان در نظر و عمل این گروه با دیگر جریانات شریک یافت. با نگاه به مواضع و سخنان بهزاد نبوی، آرمین، هاشم آغاجری، حجاریان، تاج زاده می‌توان این انحرافات را کاملاً می‌توان مشاهده کرد.*سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی از چند کمیته تشکیل شده بود؟ شما در کدام یک از کمیته‌ها فعالیت داشتید؟سازمان در کنار کمیته شناخت، کمیته ولایت فقیه، کمیته تشکیلات، کمیته اقتصادی، کمیته تاریخ معاصر، کمیته آموزش، کمیته نظامی،کمیته دانشجویی، از کمیت‌ های دیگری مثل کمیته مجلس و کمیته دولت برای انتقال مسائل به مجلس و دولت نیز بهره می‌برد و در مسائلی مانند غائله کردستان هم که نیازمند پیگیری مستمر بود، کمیته‌ای در این زمینه شکل گرفت.تمرکز من بخش آموزش نظامی بود ولی در کمیته تاریخ معاصر، کمیته سیاسی و جلسات کمیته شناخت که در محضر آیت الله جوادی آملی تشکیل می‌شد، شرکت می‌کردم و مدتی هم با تیمی از دوستان برای حمایت و تجهیز نیروهای مبارز افغانی تحت ماموریت سپاه پاسداران راهی افغانستان شدیم. کمیته‌هایی که من توفیق حضور در آن را پیدا کردم نسبتا پرچالش بود.* نقل شده که در کمیته تاریخ معاصر سازمان، بهزاد نبوی تاریخ معاصر به ویژه مشروطه و ملی شدن صنعت نفت را به میل خود تحلیل و تفسیر می‌کرد؟در کمیته سیاسی و پرداختن به مقاطع مهم و تحلیل جایگاه شخصیت‌ها توسط این طیف اختلاف دیدگاه بیشتر ملاحظه می‌شد. نهضت مشروطیت، نهضت ملی شدن نفت بحث شریعتی موضوعاتی از این دست بود که به تقابل نظرات می‌کشید و به نوعی با توافق و گرفتن حد میانه عبور می‌شد. در کمیته تاریخ معاصر محور بهزاد نبوی بود که با مطالعات قبل انقلاب و همکاری با جبهه ملی و مصطفی شعاعیان و کار در زندان به بحث مسلط بود ولی دیدگاه‌های خاص خود را داشت. به یاد دارم در آن جلسات پوش‌نگر، واعظی، نوروزی، کمال گنجه‌ای و احتمالا هاشم آغاجری هم شرکت می‌کردند البته من عضو رسمی آن جلسات نبودم.در مباحث کمیته، اطلاعات ریز و دقیق که بهزاد نبوی از اسناد و مدارک و محافلی که خود شخصا حضور داشت و اداره آن به عهده متین دفتری بود، ارائه می‌کرد. البته جلسه تعاملی و چند جانبه بود و مباحث آن ضبط می‌شد تا با تنظیم و تدوین مبنای دیدگاه سازمان نسبت به تاریخ معاصر قرار گیرد.** نگاه بهزاد نبوی با دیدگاه تاریخی امام درباره شیخ فضل‌الله زاویه داشت* در این جلسات بهزاد نبوی، نسبت‌ به شخصیت‌های برجسته تاریخ معاصر همچون شهید شیخ فضل الله نوی یا آیت الله کاشانی چه نظراتی داشت؟مشاهده دیدگاه تاریخی امام نسبت به مشروطیت و شیخ شهید شیخ فضل‌الله نوری و نقد صریح امام که فرمودند "جرم شیخ فضل‌اللّه‌ این بود که قانون باید اسلامی باشد" یا نسبت به جنبش ملی شدن نفت و شخصیت مصدق و سکوت معنی‌دار درباره شخصیت شریعتی، زاویه دار بودن دیدگاههای تاریخی بهزاد نبوی را با این دیدگاهها را نشان می‌داد. مثلاً در بحث تائید مصدق می‌گفت که من از جوان‌های جبهه ملی بودم و به خاطر جوان بودن در جلسات آنان شرکت می‌کردم و اطلاعاتی که در حال حاضر دارم به خاطر حضور در این جلسات بوده است در حالی که امام درباره‌ جریان مصدق قریب به این مضمون می‌فرمایند او اگر می‌ماند به اسلام سیلی می‌زد.در بیانیه‌ای که سازمان می‌خواست درباره نهضت ملی شدن نفت و چالش دکتر مصدق و آیت الله کاشانی بدهد این مطرح شده بود که عکس روی جلد بیانیه که سازمان می‌خواهد بدهد چگونه باشد؟ عکس مصدق بزرگ‌تر باشد یا آیت الله کاشانی که نهایتا به این جمع بندی رسیدند که دو تا عکس هیچ تفاوت ابعادی نسبت به هم نداشته باشند و هم قد باشند و اینکه از اختلافات عبور بشود، البته این اختلافات دوباره و سر جریان برگزاری بزرگداشت شریعتی دوباره ظهور و بروز پیدا کرد.شریعتی برای آن‌ها(طیف مخالف نماینده امام در سازمان) واقعا حیثیتی بود، چون از منظر آنها نماد روشنفکری و انقلابی قلمداد می‌شد اما ما با برخی نظرات شریعتی صراحتاً مخالف بودیم. مانند اینکه "اگر مصدق اقتصاد بدون نفت را مطرح می‌کند من هم اسلام بدون روحانیت را مطرح می‌کنم" و یا "اگر بند ناف روحانیون اهل سنت به خلیفه متصل است بند ناف روحانیون شیعه نیز به بازار متصل است" -که این عبارت بسیار سنگین بود- و یا مطرح کردن سه گانه زر و زور و تزویر که تزویر را به روحانیت تعبیر می‌کرد و یا تیغ و تسبیح و طلا هم سه گانه دیگری بود که از جانب شریعتی تکرار می شد.این فرآیند نشان می‌دهد که تحلیل‌ها و دیدگاه‌هایی که در سازمان مطرح بود نیازمند داور داشت. زمانی که تحلیل تاریخ معاصر گفته می‌شد و یا در مناسبت‌های مختلف اعلام موضع می‌شد بالاخره برای رفع اختلاف نیاز به داور بود. بعدها این مسائل اختلافی در تاریخ، به مباحث روز هم کشیده شد. ** اقداماتی که چپ‌ها، علیه آیت الله راستی کاشانی کردندمثلاً در ماجرای مهم تصمیم نظام برای تقسیم زمین‌های کشاورزی موسوم به بند ج توسط جهاد، باب مباحث فقهی پُر رنگ‌تر خود را نشان داد. یعنی اگر قبل از آن تحلیل تاریخ بود و با هم‌قد کردن عکس مصدق و کاشانی حل می‌شد بعد از این موضوع دیگر نوع مسائل فقاهتی شد و مباحث احکام اولیه و ثانویه که مسائل بسیار ظریفی بود، مطرح شد. اینجا دیگر حوزه مطالعات و تجربه بهزاد نبوی و همفکران ایشان نبود و نسبت به این موضوعات اطلاعی نداشتند و دستشان عملاً خالی بود تا با دیگران بحث کنند. از این رو بهزاد نبوی با روی آوردن به فرافکنی و گریز از استدلال فقهی، این موضوع را مطرح کرد که "همان قدر که آقایان در مسائل فقهی مجتهد هستند، ما هم در مسائل سیاسی مجتهد هستیم" از این رو همان‌طور که ما در موضع اجتهاد فقهی آقایان ورود نمی‌کنیم، ورود آنان به حوزه اجتهاد سیاسی ما هم از سوی آنان موضوعیتی ندارد.گروه اقلیتی که با محوریت امت واحده مقابل نماینده امام موضع گرفته بودند با مراجعه به دیگر شخصیت‌های روحانی که بیرون از مسائل سازمان بودند در پی ایجاد تقابل بین نظرات آنان با آیت الله راستی بودند. تقسیم بندی و تفکیک بین جامعه مدرسین و جامعه روحانیت برای این بود که از دل این اختلاف افکنی، حرف اصلی خودشان را بزنند. ظهور و بروز پناه بردن به دیگر نظرات شخصیت‌های روحانی و فقهی در جلسه ۱۲ ساعته که در همان ابتدا در سازمان بود که می‌شد تجلی جمله معروف شریعتی مذهب علیه مذهب را دید که چگونه برای شانه خالی کردن از زیر نظرات نماینده امام این جماعت نظرات دیگران را مقابل آن می‌چینند. اینجا روحانیت در مقابل روحانیت بود که امروزه هم از آن استفاده می‌شود و اگر با نظر فقهی شخص روحانی مشکل داشتی به دنبال روحانی بگردی که نظر فقهی مخالف او را داشته باشد.* آقای الویری در کتاب خاطرات خود بیان می‌کند که بهزاد نبوی یکبار به دیدار امام خمینی می‌رود که امام به نبوی می‌فرمایند که هرکس می‌تواند با آقای راستی همکاری کند در سازمان بماند و هر کسی که ایشان را قبول ندارد و یا تمایل ندارد با ایشان کار کند، از سازمان برود، ماجرای این دیدار چه بود؟ما از ملاقات فردی بهزاد نبوی با امام نتوانستیم اطلاع دقیقی بدست بیاوریم. ظاهرا بعد از ملاقات هیات دولت خدمت امام بود که ایشان مطلب خود را شفاهی خدمت امام بیان کردند ولی پاسخ امام با تاکید بر بی معنا بودن نظارت بدون دخالت، صریح بود. امام به آنها گفته بود اگر نماینده من در مسائل سازمان ورود نداشته باشد اصلا معنی ندارد. همین تعبیری که این جماعت در سالیان گذشته درباره شورای نگهبان مبنی بر نظارت استطلاعی و استصوابی اعلام می‌کنند و از گذشته تا امروز بارها حضرت امام و مقام معظم رهبری استصوابی بودن نظارت شورای نگهبان را تایید کرده‌اند، در گذشته نیز مطرح می‌کردند اما دریغ از اینکه دیدگاه‌های انحرافی خود را اصلاح‌ کنند.* ماجرای شورای حل اختلافی که آیت الله راستی تشکیل دادند چه بود که شما هم عضو آن بودید؟این شورا در شرایطی تشکیل شد که قرار بود دو جناح سازمان جمع‌بندی خود را انجام بدهند و در جلسه مشترکی این جمع بندی را بیان کنند. در نهایت نتیجه این شد که دو طرف نمی‌توانند با یکدیگر کار کنند و اقلیتی ۳۷ نفره که نمی‌توانستند در سازمان مجاهدین انقلاب بمانند و با نماینده امام کار کنند، رفتند و اکثریت باقی مانده با عنوان سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و تحت نمایندگی آیت الله راستی به کار ادامه دادند.* از سال ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۱ دوره‌ای است که در سازمان دو جناح حامی نماینده ولی فقیه و مخالفان او حضور دارند و بعد از آنکه طیف مخالفان نتواستند به اهداف خود در به حاشیه بردن آیت الله راستی برسند در سال ۶۱ استعفا دادند. چه تعداد از اعضای سازمان به سپاه رفتند و پس از استعفا جناح اقلیت و مخالف نماینده حضرت امام، سازمان چگونه اداره شد؟در آن زمان منافقین اعلام جنگ مسلحانه کردند و از کشور خارج شدند و مارکسیست ها هم مضمحل شدند. بعد از آن مقام معظم رهبری به عنوان رئیس جمهور انتخاب شدند و نسبتا شرایط دفاع مقدس و جنگ محوری ترین موضوع شد و امام دستور دادند که به جبهه های جنگ بپیوندیم که اصلی ترین کار سازمان هم همین بود و چون دستور امام حضور در جبهه ها بود، دلیلی برای ماندن نبود و شرط ورود به سپاه هم این بود که افراد نباید مسئولیت سازمانی و حزبی داشته باشند لذا این موجب شد که نظری آیت الله راستی از امام بگیرند که تکلیف در شرایط فعلی چیست که امام پاسخ کتبی را اظهار داشتند.حقیقتاً اقدامات غیرعلنی سازمان بسیار بیشتر از اقدامات علنی بود که باید ناگفته‌ها در این خصوص گردآوری و مستند شود. با استحکام و سامان یافتن تشکیلاتی نظام فعالیت‌های امنیتی و اطلاعاتی و نظامی را واگذار کرد و مقابله با گروهک‌ها را در چارچوب نظام و دستگاههای ذیربط به پیش می‌برد، لذا اعضای سازمان که به کارهای نظامی و اطلاعاتی علاقه داشتند، جذب سپاه، دادستانی و دیگر نهادهای نظام شدند که این حرکت، یک حرکت طبیعی برای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی بود و البته عده‌ای نیز در داخل سازمان تا پیش از انحلال در سال ۶۵ ماندند.* در جمع بندی گفت‌وگو اگر نکته‌ای درباره آیت الله راستی دارید، بیان بفرمائید؟انتخاب دقیق و سنجیده حضرت امام برای اعمال نمایندگی‌شان در سازمانی با ابعاد فعالیت سیاسی، عقیدتی، اطلاعاتی، امنیتی و نظامی تجربه‌ای بی‌بدیل در اداره سازمان‌ها و احزاب بود. اتحاد ۷گروهی که ثقل وحدتشان اعتقاد به اسلام ناب و اصل ولایت فقیه بود و در بیانیه اعلام موجودیت به صراحت آن را اعلام کردند و هریک از گروه‌ها متشکل از جوانانی انقلابی و پرشور، پا به عرصه دفاع از جمهوری اسلامی گذارده بودند جایگاه آیت الله راستی را در اعمال این نمایندگی به خوبی نشان می‌دهد.سطر به سطر نکاتی که مقام معظم رهبری در پیامی به مناسبت ارتحال ایشان صادر فرمودند ابعاد وجودی آیت الله راستی کاشانی و استحکام نظر و عمل این روحانی جلیل القدر را نشان می‌دهد؛ چه در زمان غربت امام در تبعید و چه صیانت و پشتیبانی از مکتب امام و اصل ولایت فقیه در دهه اول انقلاب و چه پرچمداری در حمایت از مصداق ولی فقیه بعد از حضرت امام تا زمان ارتحال خود ایشان.خطای راهبردی این جماعت برای مصادره این شخصیت بزرگ در راستای اهداف جریانی خود، فرصتی مغتنم را پیش رو قرار داده تا یاران صدیق ایشان به بازخوانی گذشته حوادث انقلاب بپردازند. بیان ناگفته‌ها و کم‌تر گفته‌ها می‌تواند مانع هرگونه وارونه نمایی و کژراهه در این مسیر شود.منبع :‌تسنیمانتهای پیام/ ]]> سیاسی Mon, 16 Oct 2017 08:21:57 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdccmoq142bqp18.ala2.html آیا انگلیس جاسوس خود را می‌سوزاند؟ http://www.nedayeenghelab.com/vdcbz9bfzrhbsfp.uiur.html به گزارش ندای انقلاب، مباحثی که اخیراً حول و حوش یک شایعه ساخته شده توسط یک کانال تلگرامی شکل گرفت، بحث‌های مهمتری را در میان روزنامه‌نگاران و جامعه‌شناسان و فعالان سیاسی اجتماعی در کشورمان پیش کشیده است. این گروه‌ها معتقدند نباید صرفاً به روشن شدن جعلی بودن آن شایعه اکتفا کرد بلکه باید آن را مقدمه‌ای دانست برای بررسی یک موضوع کلان‌تر و آن اینکه چرا یک شایعه سطح پایین از طریق یک رسانه مبتدی حداقل در بخشی از جامعه ایران فراگیر می‌شود؛ در حدی که وزیر اطلاعات، رئیس سازمان اطلاعات سپاه و شخص رئیس قوه قضائیه برای رفع این شبهه وارد صحنه می‌شوند؟پرسش اصلی آن است که چه نقصی در میان سه رکن ۱-رسانه‌ها، ۲- مسئولان و ۳- فرهنگ عمومی جامعه ایران، می‌تواند وجود داشته باشد که جامعه سیاسی ایران را مستعد چنین آسیب‌هایی کند؟آنچه در ادامه می‌آید مشروح گفتگوی ما با "عباس سلیمی‌نمین" روزنامه‌نگار کهنه‌کار کشورمان است. او در این گفت‌وگو تاکید می‌کند شایعه اخیر آنقدر سخیف و ابتدایی است که همگان باید به موقع شنیدن آن لبخند استهزا آمیزی بزنند نه اینکه تبدیل به موضوع مهم شود.او تاکید می‌کند همین یک استدلال را دقت کنید: "آیا کشوری مانند انگلیس و آمریکا جاسوس خود در این سطح را می‌سوزانند؟ ابتدائیات یک سرویس جاسوسی در حدMI۶ این است که حتی اگر جاسوس واقعی‌اش هم افشا شد این موضوع را تکذیب کند. چراکه یک اصل ابتدایی سرویس‌های امنیتی این است که به همکاران خود اطمینان خاطر بدهد که هیچ وقت آنها را نخواهد سوزاند! حالا چه شده که در این ماجرا بی‌بی‌سی و صدای آمریکا اصرار دارند بگویند "نه، او واقعاً جاسوس بوده"؟ این واقعا خنده‌دار است. پس به همین راحتی می‌توان این موضوع را منتفی کرد."با این حال سلیمی‌نمین به این موضوع می‌پردازد که وقتی چنین شایعه‌ای به این راحتی قابل تکذیب است، چرا مسئولان رسمی ما و رسانه‌های رسمی نتوانستند آن را در همان ابتدا منتفی کنند؟ آنچه در ادامه می‌آید متن کامل گفتگوی ما با عباس سلیمی نمین است: موضوع بحث ناظر به اتفاق اخیری است که در مورد یک کانال تلگرامی اتفاق افتاد و شایعه‌­ای که راجع به دختر آقای آملی لاریجانی مطرح شد. در این زمینه می‌توان یک بحثِ کلان‌تری مطرح کرد، آن هم اینکه اساساً چرا کانالی که مروری بر مطالب آن و تطبیق آن با جنبه‌­های حرفه­‌ای نشان می‌­دهد نه تنها ضعیف بلکه در حد ابتذال رسانه‌­ای است بعضاً تبدیل به مساله می‌­شود؟ من برآوردی ندارم که این شایعه چقدر در جامعه نفوذ کرده اما حداقل خود آقای آملی لاریجانی، رئیس سازمان اطلاعات سپاه، وزیر اطلاعات و طیفی از رسانه‌­ها را به عکس­‌العمل واداشت تا از جامعه شبهه­‌زدایی کنند. اساساً چه پیش­‌زمینه­‌هایی وجود دارد که چنین کانالی با چنین سطحی و با چنین نحوه­­‌ای از اطلاع‌­رسانی مساله می‌­شود؟ من از شما به دلیل فرصت‌­سازی برای ریشه‌­یابیِ برخی از مسائل اساسی در جامعه تشکر می‌کنم. سالهاست که کارتل­‌های رسانه‌­ای شیوه‌­هایی به کار می‌­گیرند که شناختِ این شیوه‌­ها بسیار مهم است. کارتل­‌های رسانه­‌ای دارای یک اعتباری هستند که این اعتبار را در طول سال‌ها فعالیتشان اخذ کردند. یعنی سرمایه‌­گذاری­‌های فراوانی به عمل آوردند تا اعتباری برای خودشان رقم بزنند. این رسانه‌ها طبعاً در عرصۀ جنگِ روانی پیش­قراول نمی‌­شوند بلکه آدم­‌ها یا ابزارهایی مختص به آن کشور دارند که از طریق آن ابزارها، جنگ روانی را دنبال می‌­کنند.افرادی که عمدتاً مرتبط با رسانه­‌های مطرح در سطح دنیا و دارای اعتبارند، ابزارهای انسانی که حاضرند پیش­قراولِ برنامه­‌های عملیات روانی شوند را شناسایی می­‌کنند و از آنها بهره می‌­گیرند تا بتوانند حرکتی را آغاز کنند البته قطعاً آن حرکت از پشتیبانیِ آنها برخوردار است اما اگر این حرکت موفق شد، از آن پشتیبانیِ عملی هم می­‌کنند ولی اگر موفق نشد حتی در مقام تخطئه و تکذیب آن برمی‌­آیند.مثلاً در گذشته بی‌­بی‌سی فردی به نام نوری‌­زاده داشت که همه می‌­دانستند متصل به سرویس اطلاعاتی انگلیس است و عمدۀ اخبارش را از طریق این سرویس اطلاعاتی دریافت می‌کند.وقتی این سرویس اطلاعاتی قصد داشت یک جنگِ روانی را با ایران آغاز کند، نوری‌زاده برخی مطالب کذب را منشر می‌کرد، اگر موفق می‌­شد آن مطلب کذب را هنرمندانه برای مخاطب جا بیندازد رسانه‌­های رسمی هم پشت آن می‌­آمدند اما اگر موفق نمی‌شد و مفتضح می­‌شد رسانۀ رسمی خودش هم آن موضوع را تکذیب می­‌کرد. با اینکه آن را پوشش داده بود اما تکذیب می‌کرد. یعنی یک نوع تقسیم کار بین رسانه‌­های رسمی‌­شان و آدم­هایشان و بعضی رسانه‌های نوظهور مقطعی‌شان؟ بین رسانه‌ها و ابزارها؛ این ابزارها بعضاً رسانه­‌های دسته‌­ دوم هستند. اینها رسانه­‌ها و آدم­های دسته دوم دارند. ما حتما باید این مکانیزم و ساختار را بشناسیم و طبیعتا بدونِ شناخت این ساختار نمی‌توانیم در برخی از حرکت­‌های جنگ روانی کارِ موفقی صورت دهیم؛ در حال حاضر در مورد برخی سایت­‌ها یا برخی کانال‌­ها مشخص است که یک فرد روزنامه‌­نگار نمی‌­تواند این اطلاعات را کسب کند، این اطلاعات از پشتیبانیِ سرویس­­­‌های اطلاعاتی برخوردار است.البته این در غرب رسم است. البته در مورد رسانه­‌های متصلِ به احزاب کاملاً قابل قبول است که احزاب به لحاظ خبری رسانه خود را پشتیبانی کنند و این مسائل در ایران هم رایج است و نمودِ آن را در ایران هم می‌بینید. گرچه ضعیف­‌تر است و خیلی مجرب و باسابقه نیست. در دو دهه اخیر شما شاهد این مساله هستید. اما موضوعی که من می­گویم با این قضیه متفاوت است یعنی یک سری آدم­‌ یا یک شبکه خبری که کسی ارتباطاتشان را نمی­‌داند به وجود می­‌آورند، پشتیبانی می‌­کنند و برخی اخبار درست و برخی اخبار نادرستی را که می­‌خواهند بوسیله آنها جنگ روانی آغاز کنند به آنها واگذار می­‌کنند. متاسفانه سال­‌های اخیر در کنار رشدِ این تاکتیک‌­ها و روش­‌ها در کشورهای متخاصم، در داخل کشور شاهد تضعیفِ کارِ رسانه‌­ای هستیم یعنی نه تنها شاهد آن روندِ رشد معمولی و عادی در رسانه‌ها نیستیم بلکه عکسش هم صادق است.علیرغم اینکه رسانه‌­های ما از نظر کمیّت تکثر پیدا کردند...ما از نظر عمق، شاهد این حالت(رشد) در رسانه‌ها نیستیم؛ البته من نمی‌­خواهم از این فرصت سوءاستفاده کنم و قوه قضاییه را به دلیل نوع نگاهش به رسانه‌ها متنبه کنم اما حالا که این مساله برای آنها رخ داده، می­ خواهم بگویم که اگر قوه قضاییه رسانه‌ها را تقویت می‌کرد طبیعتاً امروز در جنگ رسانه‌­ای نیاز نبود مقامات ارشد وارد صحنه شوند. چراکه یک جنگ رسانه­‌ای صورت گرفته و طبیعتاً وقتی رسانه­‌ها تشخیص دهند کار خلاف و بی‌­عدالتی صورت گرفته و یک تهاجم بی‌مبنا شکل گرفته، طبیعتاً نقش خود را به صورت طبیعی ایفا می‌­کنند.رسانه‌­ها به عنوان دروازه­‌بانان خبر طبیعتاً بعضی اخبار را می­‌پذیرند، بعضی اخبار را پس می‌­زنند و در برابر آن موضع می‌­گیرند، اما حالا چه شده که در مورد یک بحث رسانه‌­ای، رسانه­‌ها را فعال نمی‌­بینیم بلکه سیاسیون را فعال می­‌بینیم؟! این چه شیوه‌­ای است؟! خود غربی‌­ها هم وقتی می‌خواهند درباره سیاسیون صحبت کنند ابتدا این قضیه را به رسانه واگذار می­‌کنند. مثلاً فرض کنید یک کشوری می­­خواهد طرف مقابلِ خود را بسنجد، موضع خود را به رسانه می‌دهد و از طریق کارکرد رسانه، بازتاب­‌ها را دریافت می‌­کند بعد این مساله را در سطح مدیران دنبال می‌­کند.در حال حاضر یک حرکتِ رسانه‌­ای توسط یک رسانۀ بسیار نامعلوم به لحاظ هویتی صورت گرفته بعد می‌­بینیم از این طرف، تمام کسانی که هویتِ سیاسیِ برجسته‌­ای دارند در برابر این رسانه­‌ که هویت ندارد وارد میدان می‌­شوند، این یعنی شاهد کارکرد یک جایگاهی که باید کارکرد داشته باشد(رسانه)، نیستیم! سوال اینجاست آیا قوه قضاییه در سال‌های گذشته در جهتِ تقویتِ این کارکرد(رسانه) عمل کرده یا در جهت تضعیف آن؟من به عنوان کسی که شاهد و ناظر بر این قضیه هستم و ۲۰ سال مدیریت رسانه‌ای داشتم و اکنون هم مطلب می­‌نویسم و بعضاً با قوۀ قضاییه به دلیل شکایت‌ها مواجه هستم، می­‌توانم قویاً بگویم که کارکردِ قوه قضاییه باید در راستای تقویت جایگاه رسانه‌ها باشد تا در این موارد این جایگاه بتواند به صورت اتوماتیک‌­وار در برابر هجمه­‌ها بایستد.می‌توانید بحثتان را بیشتر توضیح بدهید؟ منظورتان از اینکه قوه قضائیه رسانه‌ها را تقویت نکرده چیست؟ آیا مقصود، برخورد است یا عدم همکاری لازم با رسانه‌­ها؟ یا تاسیس رسانه­‌ای برای خودش؟ببینید وقتی یک هجمه‌­ای صورت می‌­گیرد، کشور باید متناسب با آن هجمه واکنش نشان ­دهد، مثلا اگر یک هجمۀ نظامی صورت گیرد، هجمه را باید با ابزار نظامی پاسخ داد، اگر یک هجمۀ سیاسی صورت بگیرد باید با ابزار سیاسی به آن پاسخ داد؛ اگر جایگاه­‌ها عوض شود ما دچار یک مشکلِ جدی می‌­شویم. بنابراین اگر هجمۀ رسانه‌­ای صورت گرفت، حتماً باید با ابزار و هجمه رسانه‌­ای جواب داده شود. لذا وقتی مطبوعه‌ای حرفی بگوید و آنگاه یک مقام سیاسی عالیرتبه به او پاسخ دهد، این توازن و تعادل به نفع طرف مقابل تغییر می‌کند.این اقدام بالا بردن شان آن فردی است که چنین ادعایی مطرح کرده است. درواقع ما تاثیرگذاری برای او قائل بودیم که آمدیم و جواب دادیم. بحث «سنخیت» در این موضوع مهم است. ما هرگز نباید کارکرد رسانه را در وادیِ مقاماتِ عالی­رتبۀ سیاسی در کشور بیندازیم. این در واقع تقویت‌­کننده است نه جواب­‌دهنده. یعنی قوه قضاییه تمام چیزی که می‌­توانست در این قضیه ارائه کند باید در اختیار رسانه‌ها قرار می‌داد.نه! یک خبری درباره قوه قضاییه مطرح شده، خود رسانه‌­ها به طور اتوماتیک‌­وار به آن جواب می‌دهند. نیازی ندارد خود قوه قضاییه ورود کند.خب قوه قضائیه که جلوی رسانه‌ها را نگرفته بود؛ چرا رسانه‌ها آنطور که باید و شاید مسئله را منتفی نکردند تا نیازی به حضور آقایان آملی و طائب و علوی نباشد؟ من وقتی مدیرمسئول تهران‌­تایمز بودم، خبری منتشر شد مبنی بر اینکه یک هواپیما از کرمان به کراچی رفته و در آن هواپیما یکی از خویشاوندان آقای هاشمی حضور داشته است. این خبر در آن دوران ساخته و گفته شد که "ترورکنندۀ آقای حجاریان در این پرواز بوده و او را در کراچی پیاده کردند". ما در آن دوران بدون اینکه با آقای هاشمی ارتباطی بگیریم، به دلیل اینکه چنین خبری توسط یک رسانه مطرح شده بود و با اینکه به لحاظ فکری به آقای هاشمی هم نقد داشتم اما وظیفۀ خودم دانستم با فرودگاه کراچی تماس بگیرم و بپرسم این هواپیما برای چه منظور به آنجا آمده است؟ آیا کسی از این هواپیما پیاده شده یا نشده است؟رئیس فرودگاه کراچی هم اعلام کرد "خیر، این هواپیما به دلیل خرابی رادار به کراچی آمده و کسی هم از این هواپیما پیاده نشده است". ما این خبر را منتشر کردیم و آن حرکتِ رسانه­‌ای را توسط یک مدیر خارجی و رئیس فرودگاه کراچی خنثی کردیم.فرض کنید درباره همین اتفاق اخیر خود شما مدیر یک رسانه بودید؛ چه اقدامی انجام می‌دادید تا شایعه فوراً حل شود؟ ببینید من یک بحث مهمتری اینجا دارم که به این مسئله مرتبط است؛ یک نگاهی در قوه قضاییه شکل گرفته که باید هرچه سریعتر اصلاح شود و آن نگاه این است که مطبوعات را دخالت‌­کننده در امور خود می­‌دانند. این در حالیست که یکی از کارکردهای رسانه مقابله با مفاسد از طریق اطلاع­­‌رسانی به جامعه است. قوه قضاییه هم مسئولیتِ مشخصی در ارتباط با این قضیه دارد حال سوال اینجاست آیا نگاهِ قوه قضاییه به رسانه­‌ها در این زمینه تقویت کننده است یا خیر؟ شاید برخی مسئولان قوه قضاییه به این مطلب قائل نیستند که رسانه‌­ها می‌توانند در این قضیه پیشتاز باشند و به قوه قضاییه کمک کنند.این مشکل را ما در نهادهای دیگر هم داریم؛ صرفاً قوه قضاییه نیست! سوال من این بود که چرا خود رسانه‌های رسمی ما شایعه را همان اول کار منتفی نکردند؟نهادهای دیگر امکانِ توقف و ابزارهای متوقف‌­ساز ندارند. آنها می­‌توانند ابزارهای تشویقی خود را کم کنند اما قوه قضاییه ابزار برخورد دارد وگرنه بسیاری از وزارتخانه­‌ها، مطبوعات را مزاحم خود می­‌دانند. این مهم نیست؛ بدانند. چون رسانه‌ها نقش نظارتی از جانب مردم ایفا می‌­کنند لذا هر ناظری را مزاحم خود می­‌پندارند اما اگر این نگاه در قوه قضاییه وجود داشته باشد مخل تقویت رسانه‌هاست.می‌­خواهم بگویم اکنون که قوه قضاییه با این مساله روبرو شده است، باید یکبار دیگر سیاست خود را مرور کند تا این سیاست، تقویت­­‌کنندۀ رسانه‌­ها در کشور باشد.در این ماجرا مسلماً ظلمی نسبت به این خانم صورت گرفته است و از آنجا که بخش اعظمی از افرادی که در رسانه کار می‌کنند نسبت به بی‌عدالتی حساس هستند، وقتی ببینند به یک فردی ظلم شده، اتوماتیک‌وار این شایعات را خنثی می‌کنند. رسانه در این قضیه تبحر دارد و می‌­­داند با چه ابزاری می‌توان یک هجمه را خنثی کرد. رسانه خودش ابزارهای مختلف دارد.بنابراین وقتی رسانه‌ای‌ها ببینند ظلمی صورت گرفته با هر گرایشی در برابر این هجمه می­‌ایستند. حالا اگر بخواهم جواب سوال شما را به عنوان یک مدیر رسانه‌ای بدهم که در این شرایط چه می‌کردم، باید بگویم با آن خانم مصاحبه می­‌کردم و می‌پرسیدم شما در حال حاضر کجا هستید؟ محل زندگی و شرایط زندگی او را برای افکار عمومی منعکس می­‌کردم تا دروغها آشکارتر شود.الان فرض کنید این مسیر را می‌­رفتیم. چقدر رسانه­‌های ما در این موارد توانمندی دارند تا بتوانند گزارشی باورپذیر منتشر کنند و بگویند این شایعه غلط است؟ توانمندی نه از این منظر که بروند و این کار را انجام دهند بلکه از این منظر که مخاطبان بپذیرند که من درست می­گویم و رسانه یا کانال خارج از کشور دروغ می­‌گوید؟ رسانه­‌های ما واقعاً این جایگاه را دارند؟ چرا جامعه ما نباید تصور کند که شاید رسانه‌های رسمی ما دارند فریبشان می‌دهند؟ این بحث بعدی من است...شما فرمودید باید ابتدا در سطح رسانه پاسخ داده می‌­شدتا چند سال پیش وضعیت رسانه‌­های ما سیر صعودی داشت. ما در یک دوره‌­ای در برابر اینگونه هجمه­‌ها با رسانه مقابله می‌­کردیم. اصلاً مقامات وارد نمی‌­شدند. من خودم با اینکه نقدهای جدی در مورد آقای هاشمی می‌نوشتم اما با بسیاری از موضوعاتی که در مورد مرحوم هاشمی در خارج از کشور مطرح می‌شد مقابله می‌کردم و موفق هم می‌شدیم. در واقع من که مدیر یک رسانه انگلیسی­‌زبان بودم می‌­توانستم به خیلی از هجمه­‌ها پاسخ دهم و می‌دادم بدون اینکه نگرشِ سیاسی­‌ خود را دخالت دهم.قطعاً رسانه‌­های کشور می‌توانستند در اینگونه امور اثرگذار وارد شوند، منوط به اینکه هزینۀ معتبر شدن رسانه­‌ها را زیاد نکنیم. اگر شما صاحب قلمی بودید که در چند جا حریّت خود را ثابت کردید، نشان دادید منافع مردم را بر همۀ منافع ترجیح می­‌دهید، به خاطر مردم ارتباط­­ خود با مسئولین سیاسی را خراب کردید و خودتان را دچار مشکل کردید، این یک هزینه‌هایی دارد، هزینۀ کسب اعتبار برای رسانه به طور معمول زیاد است. مثلا وقتی می‌­خواهید از یک کارگری دفاع کنید، وزارت کار در برابر شما می‌­ایستد. احتمالاً نیروی انسانی در برابر شما می‌­ایستد. یا اگر بگویید چرا کارگری را که حقوقش را ندادند کتک می‌زنید، از چند جا برای شما هزینه تولید می‌­کنند، از شما شکایت می‌شود، شما را به دادگاه فرامی‌­خوانند!اما اگر قوه قضاییه در اینجا راه را برای شما تسهیل کند- ببینید حتی نمی­‌خواهم بگویم باز کند، فقط تسهیل کند- و تشخیص دهد این رسانه برای دفاع از حقوق جامعه انگیزه‌مند است، قطعا رسانه ‌می‌تواند یک حلقۀ وصلی باشد.متاسفانه این چرخه در حال حاضر معیوب شده است. به طور معمول بر فردی که می‌­خواهد در خدمت آگاهی‌­­بخشی در جامعه باشد، توسط نهادهای قدرت فشارهایی وارد می‌شود یا اگر یک حزب می­‌خواهد درگیر شود، به او فشاری می‌­‌آورند چون فشارهای همۀ اینها از کانال قوه قضاییه عبور می‌­کند، قوه قضاییه اینجا می‌­تواند تشدید کند، می­‌تواند تسهیل کند. آنچه واقعاً در حال اتفاق افتادن است تقویت رسانه است؟ البته می‌دانم همین حرفها ممکن است برایم هزینه داشته باشد. سال گذشته چند شکایت از سوی دادستانی از من شد و با اینکه رسانه‌ای­‌ها از من حمایت کردند و طومار دادند، باز هم ۴ میلیون تومان هزینه دادم. بنابراین وقتی شما فشار راتشدید می‌کنید، نمی­‌گذارید رسانۀ معتبر و نویسندۀ معتبر در کشور شکل بگیرد.رسانه‌­­ها یک رکن هستند، رکن یعنی چه؟ یعنی شما همتراز قوه مجریه و قوه قضاییه هستید. مقام معظم رهبری هم به این موضوع اشاره کردند و فرمودند "نگاه ما به کار رسانه‌­ای به عنوان یک رکن است".این در حالیست که رسانه‌­­ها یک رکن هستند، رکن یعنی چه؟ یعنی شما همتراز قوه مجریه و قوه قضاییه هستید. مقام معظم رهبری هم به این موضوع اشاره کردند و فرمودند "نگاه ما به کار رسانه‌­ای به عنوان یک رکن است". پس چرا باید یک رکن رکن دیگر را تقویت نکند؟ چون که مزاحمت ایجاد می­‌کند؟چون وقتی می‌­گوید فلان فرد متخلف است آن رکن موضع می‌گیرد که این کار ماست که تشخیص بدهیم چه کسی متخلف است و چه کسی متخلف نیست. بنابراین چون عنصر رسانه­‌ای در کار ما اخلال ایجاد می­‌کند! باید بر آن فشار وارد کرد! این نگاهِ بسیار نازلی است. وقتی من رسانه‌­ای می‌­گویم فلانی متخلف است، اگر اسناد متقنی در این زمینه ارائه دادم، قوه قضاییه باید با کمال میل بپذیرد و خوشحال باشد که یک رسانه‌ کار او را تسهیل می‌کند. یکی از وظایف قوه قضاییه پیشگیری از جرم است. منِ رسانه‌­ای می‌­توانم از گسترش تخلف در کشور پیشگیری کنم یعنی قبل از اینکه یک تخلفی فراگیر و گسترده شود و فسادی درهم ­تنیده شود، می­‌توانم با آن مقابله کنم. می‌شود گفت تمام تقصیر گردن قوه قضاییه است؟ آیا رسانه­‌های ما آنطور که باید عمل کردند تااعتمادزایی شود؟ جامعه بگوید این رسانه‌ها حداقل هیچ‌وقت حرف ناصحیح نمی­‌گویند؟من در مقام ریشه‌­یابی مشکلات رسانه­‌ای در کشور نیستم. اما ما مشکلاتِ دیگری هم داریم، ما مشکلات اقتصادی در کارِ رسانه‌­ای داریم. همچنین وجود رسانه­‌های حزبی را عامل فشار بر رسانه‌های مستقل می‌بینم؛ اما الان در مقام بررسی وضعیت رسانه­‌ها در کشور نیستم.بالاخره یک بخشی از مسئله اخیر، رسانه‌های رسمی ما هستند.- سلیمی‌نمین: عوامل مختلفی دخیل است. من نمی‌­خواهم تک ­عاملی به این قضیه نگاه کنم، می­‌خواهم اکنون که مشکلی برای قوه قضاییه در جنگ رسانه‌­ای و هجمه رسانه‌­ای ایجاد شده، استفاده کنم و آقایان را متوجه این مطلب کنم که منافع جامعه حکم می­‌کند قوه قضاییه در مسیر تقویتِ نویسندگان برآید. منِ عنصرِ رسانه‌­ای که ۳۰ سال سابقه کار رسانه‌ای دارد و اکثراً هم من را می‌­شناسند، سر چند جمله و به دلیل شکایت دادستان باید ۴ میلیون به قوه قضاییه جریمه بدهم.وقتی یک نویسندۀ معتبر بوجود آید، یعنی مردم حرف او را می­‌پذیرند و به او اعتماد می­‌کنند چون او را در بزنگاه‌­های مختلف سنجیدند و محک زدند و به یک ارزیابی در مورد او رسیدند. حتی نویسندگانی که این اهتمام را برای منافع ملی دارند حاضرند هزینه آن را هم بدهند.من می‌خواهم از این فرصت استفاده کرده و بگویم اگر خواهان حرکت درست امور در مسیر خودش هستید، باید رکن رسانه‌ را تقویت کنید. اگر رسانه­‌ها یا نویسندگانی را که ایثارگری و فداکاری می­‌کنند و با مراکز و کانون‌­های قدرت به خاطر مردم درگیر می‌­شوند تشویق نمی­‌کنید، حداقل مسیر را تسهیل کنید.اشاره شما آنجایی است که مثلاً یک نویسنده در مسئله مفاسد اقتصادی مطلبی منتشر کرده و قوه قضائیه به او تذکر می‌دهد. البته اگر خودمان را جای قوه قضائیه بگذاریم می‌توانیم از این کار دفاع هم بکنیم. آنطور که گفته می‌شود اگر قبل از اثبات مجرمیت فردی‌، مطلبی درباره او منتشر شود خب طبیعتاً محل اشکال است. قوه قضائیه هم در چنین مواردی ورود می‌کند. از این نظر نمی­‌شود به قوه قضاییه حق داد؟خیر. اگر من رسانه‌ای فسادی را بررسی کردم و به جمع‌­بندی رسیدم، می‌توانم به صورت متقن مطرح کنم. امر به معروف یعنی چه؟ آیا در امر به معروف و نهی از منکر برای شما تشخیص قائل شده‌اند یا نشده‌اند؟ اگر تشخیص در مقابل مفاسد تماماً با قوه قضاییه بود، امر به معروف و نهی از منکر معنی نداشت. شما باید به تشخیص جامعه در مقابله با فساد، یک رسمیتی بدهید. حالا یک نویسندۀ باسابقه­‌ای تشخیص داده در یک جایی فساد صورت گرفته و ادعایش را مطرح می‌­کند، قوه قضاییه ‌می‌تواند بررسی کند. او نمی‌­گوید اگر اسنادم مورد پذیرش نبود حاضر نیستم هزینه‌­اش را پرداخت کنم. می­‌گوید حاضرم هزینه­ پرداخت کنم. یعنی بنده درباره آن فساد یکسری مطالب را بیان می‌­کنم که طبیعتاً فردی که فاسد است از من شکایت می‌کند. قوه قضاییه در اینجا بررسی می‌کند. نباید بگوید تو اصلاً حق ورود نداری. این دو مسئله است.وقتی یک دستگاهی خبر یک رسانه‌ را به دروغ تکذیب می‌کند، اینجا وظیفه قوه قضائیه است که ورود کند و از اعتبار آن رسانه دفاع کندوقتی می‌­گوید چرا ورود کردی؟ یعنی یک رسانه و نویسنده معتبر در کشور به وجود نمی­‌آید! وقتی یک نویسندۀ معتبر بوجود آید، یعنی مردم حرف او را می­‌پذیرند و به او اعتماد می­‌کنند چون او را در بزنگاه‌­های مختلف سنجیدند و محک زدند و به یک ارزیابی در مورد او رسیدند. حتی نویسندگانی که این اهتمام را برای منافع ملی دارند حاضرند هزینه آن را هم بدهند. اگر قوه قضاییه راه را برای آنها باز می‌کرد، امروز خیلی راحت حرف او را می­‌پذیرفتند و حق­‌طلبی او را با آغوش باز می‌­پذیرفتند. اکنون این روند دچارِ مشکل شده است.فکر می‌کنم غیر از این مشکلی که می‌گویید ما یک وضعیت نه چندان مطلوب در اعتماد عمومی به اظهارنظر برخی مسئولان هم داریم! بله. البته اینجا هم نقد من باز به قوه قضائیه است. یکی از مشکلات دیگر، عدم برخورد قوه قضاییه با دروغگویان است. شما تصور کنید قرار است یک نفر در یک وزارتخانه ­تغییر کند. از آنجا که تعداد قابل توجهی از تغییرات براساس ارزیابی­‌های کارشناسی نیست و مبتنی بر دادوستدهاست، وقتی رسانه‌ای از تغییرات مطلع می‌شود مسئولین به راحتی تکذیب می‌­کنند! اما بعد از دو هفته می­­‌بینید که چنین تغییری رخ می‌دهد! در حالیکه اگر این تغییرات پشتوانۀ کارشناسی داشته باشد، آن مسئول محکم می‌­ایستد و از تصمیمش دفاع می‌کند و می‌گوید "این ادلّۀ من است، او متخصص این رشته است و کارنامۀ خوبی دارد". این خیلی بد است، قوه قضاییه باید اینجا ورود کند و نسبت به مسئول دروغگو واکنش نشان دهد.قانونش را نداریم.در برخی کشورها این امکان وجود دارد که اگر مسئولی اطلاع غلطی به رسانه داد، رسانه بتواند از او شکایت کند. ولی ما در ایران چنین قانونی نداریم.این اقدام فریب و بالاتر از دروغ است. از نظر حقوقی اگر در جامعه دروغ بگویید من نمی‌­توانم از شما شکایت کنم و آن را تبدیل به پرونده کنم اما در ارتباط با مسئولین سیاسی و اداری این علاوه بر دروغ، فریب جامعه است. در واقع وقتی می­‌خواهم کاری را انجام بدهد و آن را در تاریکی انجام می‌دهم، یعنی می‌­خواهم جامعه را فریب دهم و دچار مشکل کنم. به عنوان مثال شما امروز اطلاع‌­رسانی می­‌کنید که قرار است فلان معاون وزیر تغییر کند و به جای او پسرخالۀ فلانی سرکار بیاید. این اطلاع­‌رسانی شما یک آگاهی در جامعه ایجاد می‌­کند و می­‌تواند حکم بازدارنده داشته باشد یا در راستای اصلاح امور باشد. بنابراین تکذیب یک مسئول فقط دروغ نیست بلکه فریب هم هست و قطعاً می‌­توانید برخورد کنید که چرا شما می­‌خواهید جامعه را فریب دهید و آن را در شرایط غفلت قرار دهید و از شرایط غفلت بهره بگیرید. اگر این هدف را ندارید، به چه دلیل تکذیب می‌کنید؟!مشکل از همینجا شروع می‌­شود تا مسائل مختلف دیگر ادامه می‌یابد. یعنی این عادی‌­ترین دروغی است که گفته می‌شود و موجب بی ­اعتمادی در جامعه می‌­شود. چون شما مجبور می­شوید، خبرتان را تکذیب کنید، این جامعه هم نسبت به شما بی‌­اعتماد می‌­شود. هر چه تکذیبیه­‌های یک رسانه بیشتر باشد، طبیعتاً خودش یک عامل، محک و ملاکی برای سنجش است. بعد از یک ماه دیگر که این تغییر صورت می‌گیرد، آن وقت تصمیم‌­سازان بی‌­اعتبار می‌­شوند.همچنین خیلی مواقع تصمیمی گرفته شده و وقتی می­‌بینند تصمیم عاقلانه نیست آن را تکذیب می­‌کنند. درحالی که آن تصمیم را گرفتند و به آن عمل هم می‌­شود اما وقتی در افکار عمومی و در ترازوی ارزیابی قرار می­‌گیرد و متوجه می‌شوند این تصمیم عاقلانه نیست، خیلی راحت تکذیب می‌­کنند. هیچ کس هم با آنها برخورد نمی­‌کند! قوه قضاییه هم در برابر این مساله واکنش نشان نمی­‌دهد که مثلا فلان مسئول شما به تدریج در حال کاهش اعتماد جامعه نسبت به دستگاهِ تصمیم‌­ساز درکشور هستید.در اینجا یک حالت این است که خود رسانه از آن مسئول شکایت کند که خبر درست را منتشر کردیم و اسناد و مدارکش را هم داریم و علاوه بر اینکه به مخاطب ارائه می‌­­کنیم از آن مسئول هم شکایت خواهیم کرد. حالت دوم که کمی آوانگاردتر است و گفته می‌شود در برخی کشورها اجرا می‌شود این است که اگر من در مورد مسائلی از یک مسئول سوال بپرسم و او به من جواب ندهد و آن مسالۀ هم موضوع امنیت ملی نباشد، من می‌­توانم از او شکایت کنم، چنین چیزی در ایران فعلاً خواب و خیال است. برای اینکه خود رسانه بتواند از مسئولی به خاطر پنهان کردن اطلاعاتی که باید گفته شود یا دروغ گفتن درباره یک مورد خاص شکایت کند، قانونی نداریم تا بتواند حق رسانه را بگیرد. با توجه به صحبت‌­های شما حدس می‌زنم منظورتان این است که خود دادستان در این مسائل ورود بکند و اعتماد را به رسانه­‌ها تقویت کند.من معتقدم ابتدا نگاه‌ها باید در قوه قضاییه تغییر کند. اگر نگاه­ها اصلاح شود به همۀ جزئیات می‌­رسند، الان مشکل نگاهِ ماست.من نمی­‌خواهم قضاوت کنم که نگاه ساختاری است یا خیر. اما این نگاه که گفته می‌شود "این وظیفۀ ماست شما چرا در وظیفۀ ما دخالت کردید؟"، باید اصلاح شود. قوه قضائیه باید به این باور برسد که رسانه‌­ در جمهوری اسلامی یک رکن است و نظام ما برای تقویت این رکن هزینه کرده است. این منطقی نیست که نظام برای تقویت این رکن هزینه کند و از یک طرف خود نظام در یک رکن دیگر بگوید "خیر، کار شما این نیست".رسانه بازوی کسی نیست، خود رسانه باید اعتبار داشته باشد. همانطور که وقتی می­‌گویید وزیر اعتباری دارد، وقتی هم می‌­گوییم مدیر رسانه، آن هم باید اعتباری داشته باشد. اعتباری که مستقلاً از جایگاه خودش است نه اینکه بازوی کسی باشد. خودش در برابر موضع‌­گیری‌­های خود و در برابر مردم پاسخگو باشد و در میان افکار عمومی یک شان مستقل داشته باشد.در مورد موضوع اصلی مصاحبه و بی‌عدالتی و ظلمی که به دختر رئیس قوه قضاییه شد، من به عنوان یک فرد رسانه‌­ای به راحتی می­‌توانستم به آن پاسخ دهم. اگر امروز یک رسانه داشتم این قضیه را به راحتی جواب می‌دادم و ثابت می‌کردم که اینطور نیست و این موضوع خلاف واقعیت است.مثلا به عنوان یک کیس واقعی چه تکنیکی را پیشنهاد می‌کردید؟من در اینجا به یک نکته اشاره کنم. از اول انقلاب اسلامی تاکنون تعداد زیادی جاسوس اسرائیل، آمریکا و انگلیس دستگیر کردیم اما این کشورها نپذیرفتند که هیچ کدام از این افراد جاسوس هستند. سوال اینجاست چرا در این موضوع خودشان اصرار دارند که دختر رئیس قوه قضاییه جاسوس ماست و برای ما کار کرده است؟نظام جمهوری اسلامی تاکنون افراد زیادی را به عنوان جاسوس دستگیر کرده است. حتی در دوران جنگ تحمیلی جاسوسان زیادی دستگیر کردیم. یکی از این جاسوس‌ها فردی بود که برای انگلیسی جاسوسی می‌کرد و اطلاعات جبهه را به انگلیس می‌­داد. این فرد دستگیر شد و مستندات جاسوسی آن هم موجود بود اما انگلیسی­‌ها تا آخر ایستادند و گفتند که او جاسوس ما نیست! اما حالا چه شده که خودشان می‌­گویند دختر رئیس قوه قضاییه جاسوس ماست؟ به نظر شما این عقلانی است؟ معلوم است که عقلانی نیست. چون سرویس‌های اطلاعاتی این کشورها وقتی می­‌خواهند فردی را جذب کنند، به او این اطمینان را می‌دهند که ما هرگز تو را نمی‌­سوزانیم حتی اگر همه گفتند "تو جاسوس هستی"، ما محکم می­‌ایستیم که تو جاسوس نیستی.اگر شما به عنوان یک رسانه‌ای این استدلال را به جامعه بگویید، جامعه به راحتی می‌پذیرد که جاسوسی دختر رئیس قوه قضاییه واقعیت ندارد. چون اینکه غربی‌ها اصرار دارند این فرد جاسوس آنهاست، خلافِ رویه است. رویه این است که به جاسوس خود همواره اطمینان بدهند که وی را نمی‌سوزانند. چون جاسوسی منحصر به یک فرد نمی‌­شود. جاسوسی باید استمرار پیدا کند. سرویس‌های اطلاعاتی غربی وقتی در آینده بخواهند فرد دیگری را از جامعۀ ایران در تور جاسوسی خود قرار دهند، باید به او اطمینان دهند که هرگز وی را نمی‌­سوزانند.صدای آمریکا که این موضوع را اعلام کرده و بی­‌بی‌­سی هم بعد از این قضیه، مرتب می‌­گوید که وی جاسوسی کرده است در حالی که اصلاً چنین چیزی امکان ندارد و بسیار خنده‌دار است. اگر سرویس‌های اطلاعاتی غربی موفق شده بودند دختر رئیس قوه قضاییه را در اختیار خودشان قرار دهند، باید از او دفاع می‌کردند و می‌گفتند اصلاً چنین چیزی نیست و او اصلاً جاسوس ما نبوده است. تا اگر روز دیگر خواستند شخص دیگری را در خدمت خود قرار ­دهند، آن فرد به آنها اعتماد کند. مشخص است که این اقدام اخیر جنگ روانی است.در کنار این منطق، سندهایی هم که تاکنون منتشر شده پوچ است. اسنادِ جعلیِ فراوانی هم در گذشته منتشر شده که مشخص کردیم این اسناد به چه دلیل جعلی است. چندین سند در خارج از کشور توسط سلطنت‌­طلبان منتشر شد که بررسی کردیم و مخاطب هم کاملا قانع شد این اسناد جعلی است.بنابراین صاحب رسانه به راحتی می‌­تواند در یک تقابلِ رسانه­‌ای وارد شود و آن را حل کند. اینکه مقامات در این قضیه وارد شوند قطعا قضیه را بدتر می­‌کند. یک موضوع بسیار پیش ­پاافتاده تبدیل به یک مساله می‌شود. زمانی که با یک هجمه مانند خودش مقابله نکنیم، طبیعتاً با یک مشکلی مواجه هستیم که باید این مشکل را تمهید کنیم و روی آن فکر کنیم که چه مسائلی را نادیده گرفتیم که امروز مجبوریم برای یک امر جعلیِ بسیار بسیار روشن، اینقدر نیروهای سیاسی خود را به میدان آوریم که این به نظر من، نتیجۀ عکس برای ما در بر دارد.منبع: تسنیم ]]> سیاسی Sun, 15 Oct 2017 11:58:30 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcbz9bfzrhbsfp.uiur.html فیلم/ سخنرانی منتشر نشده «آقا» چند روز پس از پذیرش قطعنامه http://www.nedayeenghelab.com/vdcgyy9wqak9nx4.rpra.html به گزارش ندای انقلاب، آن چه پیش رو دارید، بخشی از سخنانِ آیت الله «سیدعلی خامنه ای» است که چند روز پس از پذیرش «قطعنامه ۵۹۸» در جمع بسیجیان خراسانی، ایراد شده است که پس از ۲۹ سال برای نخستین بار در فضای مجازی منتشر می شود: nf۰۰۳۵۹۲۹۱-۱.mp۴ ]]> سیاسی Tue, 19 Sep 2017 07:34:15 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcgyy9wqak9nx4.rpra.html رسیدگی به دو گزارش درباره مدرک تحصیلی حسین فریدون به تعویق افتاد http://www.nedayeenghelab.com/vdcbf9bf8rhbsfp.uiur.html به گزارش ندای انقلاب، سیدجواد ابطحی نماینده مردم خمینی‌شهر در مجلس شورای اسلامی، از به تعویق افتادن رسیدگی به دو گزارش ارائه شده به محمدمهدی زاهدی رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس درباره مدرک تحصیلی حسین فریدون برادر و دستیار ویژه رئیس جمهور در دولت یازدهم خبر داد.وی با اشاره به اینکه طبق برنامه قرار بود امروز این دو گزارش متفاوت که یکی از آنها از سوی خود او و دیگری توسط محمد قمی رئیس کمیته بررسی مدرک تحصیلی حسین فریدون تهیه و به زاهدی تقدیم شود، خاطرنشان کرد: از آنجا که کمیسیون آموزش باید این دو گزارش را در قالب یک گزارش واحد جمع‌بندی کند قرار بود امروز در جلسه عصر مورد رسیدگی قرار گیرد.عضو کمیته بررسی مدرک تحصیلی حسین فریدون گفت: علت جلسه همزمان دیگری که دارم به آقای زاهدی اعلام کردم که امکان حضور در زمان مقرر شده جهت بررسی دو گزارش را ندارم از این رو این دستور کار به جلسه دیگر کمیسیون موکول شد.منبع : فارسانتهای پیام/ ]]> سیاسی Sun, 24 Sep 2017 09:12:28 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcbf9bf8rhbsfp.uiur.html ناگفته‌هایی از مسائل مالی سران اقلیم کردستان عراق و ارتباطشان با اسرائیل http://www.nedayeenghelab.com/vdchqwnxx23nmxd.tft2.html به گزارش ندای انقلاب، سردار محمدحسین رجبی فرمانده سپاه بیت‌المقدس کردستان درباره بازتاب‌ها و تبعات همه‌پرسی استقلال کردستان عراق که ۲۵ سپتامبر (سوم مهر ماه امسال) در شمال عراق برگزار شد، اظهار داشت: طبعاً یک تهدید جدی وارد حوزه عملیاتی ما شده که این اقدامات خصمانه و اهدافی که دشمنان فرامنطقه­‌ای طراحی کرده‌اند، ممکن است نه‌تنها در کشور ما بلکه برای کشورهایی که جمعیت کرد دارند، تأثیر سوء بگذارد.علاقه‌مندی کردهای ایران به جمهوری اسلامیوی با بیان اینکه ظرفیت هر منطقه نسبت به همان محیط تفاوت دارد و ظرفیت مردم کردستان ظرفیت بالایی است، افزود: آمار مشارکت مردم سنندج در رفراندوم جمهوری اسلامی را در نظر بگیرید که با توجه به شرایط آن زمان آمار بسیار قابل توجه است و طبعاً در شهرهای دیگر کردستان هم همین‌طور بوده اما در مرکز استان بیشتر بوده است.شادی کردها بعد از رفراندوم «احساسی» بودفرمانده سپاه کردستان گفت: در روزهای اولی که رفراندوم در استان‌های کردنشین عراق مثل سلیمانیه برگزار شد، بازتابی داشت و با شناخت دقیق و مبنایی که از شرایط استان و جمعیت شهرها داریم، لایه اولیه و سطح احساسی مردم در خیابان شادی کردند و هیچ حرکت ساختارشکنانه‌­ای نداشتند و شعار ضدانقلابی هم ندادند، بلکه جمعی از مردم به خیابان آمدند و مسیری را پیمودند و تمام شد.تجمع‌‌کنندگان به ۱۰ هزار نفر نمی‌رسیدندسردار رجبی افزود: وقتی این را کالبدشکافی و زیرپوستی نگاه می‌کنیم، با توجه به نرخ ۸۰درصدی سواد و حجم ارتباطاتی که در استان هست که ۵۰۰ روستای اینجا اینترنت پرسرعت دارند و از ظرفیت اطلاعات دیگران استفاده می‌کنند، یک درصدی از مردم خوشحالی کردند و در مقابل هم نمونه‌ای از ظرفیت مدیریتی بالای نظام در عین اقتدار و توانمندی به نمایش درآمد.قاطبه مردم کردستان عقلانی برخورد کردندوی خاطرنشان کرد: اینکه از جمعیت یک میلیون و ۵۰۰ هزار نفری از مجموع جمعیت ۱۰ شهرستان و ۲۸ شهر کردنشین ما، کمتر از ۱۰ هزار نفر به خیابان‌ها آمدند، نشان می‌دهد اکثریت و قاطبه مردم کردستان خیلی عقلانی و با تفکر و با منطق به موضوع نگاه می‌کنند.بزرگ‌نمایی رسانه‌ای برای رفراندوم بی‌رمقفرمانده سپاه بیت‌المقدس کردستان اظهار داشت: در جریان مرزکشی آن زمان استعمار پیر که مشکلاتی را در منطقه ایجاد کرد، طوایفی از کردها در ایران و طوایفی دیگر در عراق هستند و حالا اتفاقی در اقلیم کردستان عراق افتاد که باید از خود آنها پرسید.سردار رجبی افزود: وقتی با مردم اینجا که با کردهای عراق ارتباط برقرار می‌کنند صحبت می‌کنیم، می‌گویند آنجا این‌قدر شور و اشتیاق ندارد و این تبلیغات رسانه‌ای است که فضایی را در یک سطحی از جامعه ایجاد می‌کند که خوشحال می‌شوند.تقلب و تخلفات گسترده در همه‌پرسی عجیبوی ادامه داد: مردم سلیمانیه ۴۰ درصد در رفراندوم شرکت کردند و در منطقه حلبچه میزان مشارکت خیلی کمتر بود. این شرکت علی‌رغم این‌همه مشکلات که آنجا بوده که صدام آن جنایات را علیه کردها انجام داد و یک نگاه بدی نسبت به دولت مرکزی دارند و تبلیغات سوئی که کردند که با رفراندوم چه اتفاقی می‌افتد، چندان قابل اعتنا نیست.سردار رجبی با بیان اینکه بر اساس برخی گزارش ها مردم در مناطقی از اقلیم کردستان در رفراندوم شرکت نکردند ولی سران اقلیم درصد بالایی از مشارکت را اعلام کردند و تقلب و تخلف گسترده در رأی‌گیری نیز در همه جا هم گزارش شده، متذکر شد: اگر تازه همین درصد مشارکت اعلام‌شده را هم قبول داشته باشیم، این انتخابات، انتخابات عجیبی بود که خودشان درباره خودشان برگزار کردند، مثل اینکه کسی خودش سؤال طرح کند، خودش جواب بدهد، خودش به خودش نمره هم بدهد! چنین انتخاباتی چیزی را عوض نمی‌کند.رفراندوم واقعیت‌های کردستان عراق را عوض نمی‌کندفرمانده سپاه کردستان گفت: مردم فهیم ما و جمعیتی که درک عمیقی نسبت به این تحولات دارند، می‌دانند که محرومیت مردم کردستان عراق چیزی نیست که با یک رفراندوم عوض شود. اگر کسی باور نمی‌کند، به آنجا برود و از نزدیک ببیند چه خبر است.مال‌اندوزی مسئولان کوه‌نشین اقلیم کردستانسردار رجبی افزود: مال‌اندوزی مسئولان و عشیره‌های مورد نظر که این کار (برگزاری همه‌پرسی) را کردند، باید بروید ببینید که در دنیا جزو افرد ثروتمند هستند. کسانی که تا چند سال قبل در همین کوه‌ها بودند، این سرمایه را از کجا آورده‌اند؟ اینها را خود مردم می‌دانند.همراهی توهین‌آمیز صهیونیست‌ها با بارزانیوی ادامه داد: همه کشورها و همه سازمان‌ها با برگزاری رفراندوم مخالفت کردند و حتی شورای امنیت بیانیه داد و گفت این کار انجام نشود و تنها رژیمی که از اینها استقبال کرد، اسرائیل بود. دفتر اسرائیل که خود اینها به آن افتخار می‌کنند، سال‌هاست در اربیل مستقر است. حالا سؤال اینجاست که چه ارتباطی بین اسرائیلی‌ها با مردم مسلمان کرد عراق وجود دارد؟ مگر آنها قبلاً آنجا بودند که بعد رفتند در سرزمین‌های اشغالی یا اینها آنجا بودند و حالا از صهیونیست‌ها جدا شدند؟ اسرائیل در کدام درد مردم کرد شریک بوده؟ در فاجعه حلبچه که توسط صدام اتفاق افتاد، اسرائیل به کمک مردم این منطقه آمد؟سران اقلیم کردستان مأمور اسرائیل هستندفرمانده سپاه بیت‌المقدس کردستان با تأکید بر اینکه رژیم کودک‌کُشی که علیه مردم فلسطین و غزه جنایت می‌کند هیچ نسبتی با مردم کرد ندارد و نسبت دادن آنها برچسب ناچسب و توهین به مردم کردستان است، در عین حال ابراز عقیده کرد که سران اقلیم کردستان عراق از سوی این رژیم برای تجزیه عراق مأموریت دارند.سردار رجبی گفت: در واقع باید گفت این آقایان مأمورند که در مقطعی از زمان این کار را انجام دهند اما اگر یک بررسی میدانی کنید، می‌بینید اکثر مردم کردستان از اینها و خصوصاً از این حرکت‌شان ناراضی هستند.وی تصریح کرد: وقتی همه معابر زمینی و راه‌های هوایی عراق، ترکیه و ایران به‌روی اقلیم کردستان بسته شود، اینها می‌خواهند چکار کنند و اساساً چه فرصت و ظرفیتی دارند؟ اینها همه تهدید است و مردم وقتی احساس می‌کنند به زندگی آنها فشار وارد می‌شود، ناراحتند.طرح صهیونیست‌ها برای تجزیه عراقاین مقام ارشد نظامی با تأکید بر اینکه باید جدایی کردستان از عراق را طرحی اسرائیلی دانست، خاطرنشان کرد: روز به روز هرقدر که از فضای فعلی فاصله بگیریم واقع‌بینی مردم کردستان عراق بیشتر می‌شود و مردم کرد کشورهای همسایه هم به این توطئه بیشتر پی می‌برند و متوجه خواهند شد این توطئه از کجا آب خورده و چه‌بسا الآن هم خیلی از آنها متوجه شده‌اند.۲۷درصد بودجه عراق کجا می‌رود؟سردار رجبی افزود: اگر مناطق کردی عراق بروید، توسعه‌نیافتگی موج می‌زند. مردمی که به اقلیم کردستان تردد دارند، خیلی واقع‌بین هستند. کسانی که الآن ناراضی هستند و می‌خواهند از دولت مرکزی عراق جدا شوند، بگویند؛ ۲۷ درصد بودجه را که تا الآن از دولت مرکزی می‌گرفتند، چکار می‌کردند و این ۲۷ درصد بودجه عراق به کجا می‌رود؟ بیایند و بگویند درآمدهای بسیار کلان معابر رسمی مرزی را که به دولت عراق نمی‌دادند، چکار کرده‌اند؟رأی واقعی کردهای عراق زندگی آنهاستاو با بیان اینکه زندگی و میزان برخورداری مردم کردستان عراق از درآمدها و دارایی اقلیم اندک است و در حقیقت آنها هستند که باید واقعیت‌ها را ببینند، متذکر شد: رأیی که در جریان رفراندوم به صندوق‌ها ریخته شده، رأی واقعی مردم کردستان عراق نیست بلکه رأی واقعی آنها خود آنها، زندگی آنها و اظهارات آنهاست که چه وضعیتی دارند و در چه فضایی آمدند رأی دادند و این رأی مبنای خوبی نمی‌تواند باشد.واکنش سپاه به شادی خیابانی در کردستان ایرانفرمانده سپاه کردستان در بخش دیگری از گفت‌وگوی خود با تسنیم در خصوص واکنش سپاه به شادی خیابانی برخی شهروندان که پس از رفراندوم کردستان عراق در چند شهر کردنشین کشورمان برپا شد، اظهار داشت: طبعاً ما به‌عنوان سپاه که مسئولیت جدی در حوزه امنیت داریم، در قالب هماهنگی خوبی که در سطح استان و شهرستان‌ها وجود دارد، نقش خود را ایفا کردیم و سایر مجموعه‌ها هم نقش خودشان را در این زمینه داشتند.سردار رجبی افزود: سپاه طبق فرایند قانونی در منطقه شمال غرب (هم در استان کردستان و هم در استان آذربایجان غربی) تحت یک قرارگاه واحد به‌نام قرارگاه حمزه سیدالشهدا(ع) با اقتدار عمل می‌کند و بر اساس یک روش جاری که تدابیر را از رأس سلسله‌مراتب فرماندهی می‌گیریم و اجرا می‌کنیم، در این مورد هم مأموریت‌مان را انجام دادیم.همکاری خوب نیروی انتظامی با سپاهوی در همین راستا خاطرنشان کرد که نیروی انتظامی هم در چارچوب این تدبیر، خیلی خوب عمل کرد.جمله قابل‌تأمل یک بازاری کردفرمانده سپاه کردستان با ذکر خاطره‌ای از نحوه برخورد یک شهروند کرد با موضوع رفراندوم در کردستان عراق، گفت: یکی از دوستان برای من تعریف می‌کرد که یک بازاری می‌گفت "اگر کاری در آنجا شده، برای خودشان است و برای ما نیست. ما خودمان کشورمان را داریم، استان‌مان را داریم و نظم و امنیت‌مان را داریم" که این جمله بیانگر زبان حال جامعه اینجاست.مراقبیم امنیت پایدار کردستان خدشه نبیندسردار رجبی با اشاره به تقدیر و تشکر مردم از سپاه، ناجا و مسئولان استان کردستان به‌خاطر تلاش برای برقراری نظم و امنیت و حفظ آرامش جامعه تصریح کرد: من بارها از اقشار مختلف مردمی شنیدم که شاکر امنیت موجود در کردستان هستند و وقتی روزهای سخت گذشته را با وضعیت مطلوب و پایدار الآن مقایسه می‌کنند، می‌بینند جای شکر دارد و برای حفظ این وضعیت مشارکت و همکاری دارند.وی در پایان خاطرنشان کرد: ضمن اینکه اقدام سران اقلیم کردستان عراق را تهدید جدیدی می‌دانیم اما در عین حال همه کارهایی را که باید برای حفظ امنیت انجام دهیم و اقدامات مقابله‌ای را در نظر می‌گیریم و مراقب هستیم که به امنیت پایدار ما خدشه‌ای وارد نشود.منبع :‌تسنیمانتهای پیام/ ]]> سیاسی Sun, 15 Oct 2017 11:35:58 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdchqwnxx23nmxd.tft2.html امام خامنه‌ای: برجام را پاره‌ کنند آن را "ریز ریز" می‌کنیم/چشمتان کور که ایران در منطقه حضور دارد http://www.nedayeenghelab.com/vdci33aprt1awp2.cbct.html به گزارش ندای انقلاب به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای، جمعی از استعدادهای برتر و نخبگان جوان کشور صبح امروز (چهارشنبه) با حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی دیدار کردند.گزیده‌ای از سخنان امام خامنه‌ای در این دیدار به شرح زیر است:** عده‌ای از ۱۰۰ سال پیش می‌گفتند اگر می‌خواهید پیشرفت کنید باید بروید ذیل غرب و امروز هم تفاله‌های آن‌ها همین را ترویج می‌کنند. ۵۰ سال در دوره‌ی پهلوی ذیل غرب بودیم؛ چه پیشرفتی کردیم؟** وابستگی سیاسی به برکت انقلاب از بین رفت اما رفع وابستگی‌های دیگر سخت است. وابستگی بیچارگی می‌آورد. یکی از عناصر اصلی نجات از وابستگی همین پیشرفت علمی است.** صنعت کشور دچار آفت مونتاژکاری است و این باعث عدم تحقق ارتباط صنعت و دانشگاه می‌شود. باید در یک بازه‌ی زمانی ۱۰ ساله، رویکرد صنعتی کشور از مونتاژ به نوآوری تغییر پیدا کند.** ما توانستیم سلطه‌ی آمریکا را قطع کنیم و علاوه بر این، با وجود خصومت‌ورزی آمریکا قدرتمند شویم و پیشرفت کنیم. همه‌ی این پیشرفت‌ها در دوران تحریم اتفاق افتاده. نمی‌خواهم وقت را صرف پاسخگویی به اباطیل و یاوه‌گویی رئیس‌جمهور بی چاک دهن آمریکا کنم. این ضایع کردن وقت است که انسان بخواهد پاسخ او را بدهد.** آمریکا کارگزار صهیونیسم بین‌الملل است؛ آمریکا به‌وجود آورنده‌ی داعش و جریان تکفیری است؛ شما توقع دارید آمریکا از آن نیرویی که جلوی داعش ایستاده عصبانی نباشد؟ عصبانی‌اند چون امروز جمهوری اسلامی توانسته نقشه‌هایشان را در لبنان و سوریه و عراق و مصر به هم بزند. همه یقین داشته باشند که این بار هم آمریکا تودهنی خواهد خورد و از ملت ایران شکست خواهد خورد. رئیس‌جمهور آمریکا بلاهت نشان می‌دهد اما این موجب نشود از مکر آمریکا غافل شویم.** دولت‌های اروپایی بر مسئله‌ی برجام تأکید کردند و سخنان رئیس جمهوری آمریکا را محکوم کردند. ما از این مقدار استقبال می‌کنیم اما این کافی نیست که فقط بگویند او برجام را پاره نکند. برجام به نفع آنهاست. تا طرف مقابل برجام را پاره نکند ما آن را پاره نمی‌کنیم اما اگر او برجام را پاره کرد ما آن را ریزریز می‌کنیم.** اولاً اروپا باید در مقابل اقدامات عملی آن‌ها بایستد؛ ثانیاً از ورود به مسائل دفاعی ما باید پرهیز کند؛ اینکه بیایند همان حرف را بزنند که چرا ایران در منطقه حضور دارد، خب چشمتان کور که حضور دارد؛ یا بگویند ایران چرا موشک دارد؛ خب شما چرا موشک دارید؟ چرا سلاح اتمی دارید؟ این را از اروپایی‌ها قبول نمی‌کنیم که با حرف زور آمریکا هم‌آواز شوند.انتهای پیام/ ]]> سیاسی Wed, 18 Oct 2017 10:27:22 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdci33aprt1awp2.cbct.html چشم بیدار انقلاب http://www.nedayeenghelab.com/vdccsoq102bqp18.ala2.html به گزارش ندای انقلاب، نام آیت‌الله حسین راستی کاشانی در تاریخ انقلاب اسلامی یک نام آشناست. نام او از آن هنگام بر سر زبان‌ها افتاد که وی به همراه آیت‌الله شهید مدنی و شاگردانشان به درس امام(ره) در نجف آمدند و دروس خود را تعطیل کردند.آنها با این عمل انقلابی، اولا؛ شأن علمی امام(ره) را به رخ دشمنان اسلام و ایران کشیدند و ثانیا؛ نگذاشتند گرد غم غربت، فشار و تحدید بر کرسی درس امام در نجف بنشیند.حضرات آیت‌الله راستی و آیت‌الله شهید مدنی و دیگر یاران امام(ره) در ایام تبعید امام در نجف گرد شمع وجود مقدس رهبر نهضت اسلامی جمع شدند تا انقلابیگری و تداوم نهضت را در عراق و ایران فریاد زنند.نقش آیت‌الله راستی کاشانی در انقلاب اسلامی در کنار دیگر یاران باوفای امام و رهبری هیچ‌گاه از حافظه تاریخ معاصر محو نمی‌شود.آیت‌الله راستی کاشانی پس از پیروزی انقلاب با حضور در جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و ریاست شورای مدیریت حوزه علمیه قم و نیز دو دوره حضور در مجلس خبرگان رهبری، نقش راهبردی در نظام مقدس جمهوری اسلامی ایفا می‌کردند.خضوع و فروتنی، عمق فهم دینی وی، بصیرت سیاسی و فکری او و بهنگام بودن و نیز درک وی از مسائل انقلاب، او را از دیگران متمایز می‌کرد. وی چشم بیدار انقلاب بود.دهه اول انقلاب که برخی با بی‌مهری، انقلاب را به بیراهه می‌بردند، وی به همراه حضرات آیات آذری قمی، خزعلی، شرعی و جمعی از سیاستمداران به انتشار روزنامه رسالت برای پاسداشت راه امام (ره) و تحکیم حرکت‌های انقلابی و حزب ‌اللهی همت گماشت.حضور نیرومند وی در راه‌اندازی گفتمان رسالت به گونه‌ای شد که رسالت در قامت یک گفتمان اسلامی و ملی مطرح در جامعه دینی ما ظاهر شد. او به حاکمیت فقه و ولایت فقیه در جوامع امروز اسلامی می‌اندیشید و در زمینه‌سازی برای اجرای احکام الهی در جامعه اسلامی ما از هیچ کوششی دریغ نمی‌کرد. به همین دلیل در راه‌اندازی و مدیریت روزنامه رسالت طی دو دهه پس از سال ۶۰ تلاش تحسین‌برانگیزی فرمود. از آن پس یک بیماری جانکاه، جان مقدس او را می‌آزرد اما او با صبوری، شکر و رضایت آن را پشت سر گذاشت تا به دیدار معبود بشتابد.آیت‌الله راستی یک مجاهد نستوه، یک فقیه صمدانی و یک عالم ربانی بود. او در تمام طول حیات پر برکت خود در سنگر ولایت و همراهی با امام خمینی(ره) و رهبر معظم انقلاب حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای هیچ‌گاه تردید نکرد.از دیدگاه او؛ روزنامه رسالت که زحمت بنیانگذاری و راه‌اندازی آن بر دوش وی بود، اثری ماندگار برای ترویج دین و مذهب اهل بیت علیهم السلام و استمرار خط امام و بزرگداشت انقلاب است.او رسالت را یک «اتاق فکر» برای صیانت از انقلاب می‌دانست و نزدیک به دو دهه در این اتاق حضور یافت و دست نویسندگان و خبرنگاران را می‌فشرد و همواره الهام بخش بود.او به مناسبت بیستمین سال انتشار روزنامه رسالت در گفتگویی تصریح کرد: رسالت در نقد اقتصادی در طول ۲۰ سال گذشته کارهای اساسی و کلیدی ارائه کرده و در تصحیح حرکت دولت و مجلس موثر بوده است.خاطره‌ای آموزنده از وی دارم و آن اینکه، روزی از ایشان پرسیدم چرا هر وقت با مومنی دست می‌دهی، دست خود را روی قلب و سینه مبارک می‌کشی؟ او گفت: روایت داریم وقتی دو مومن با هم دست می‌دهند، دست سومی بر این گرمی ارتباط افزوده می‌شود و آن دست خداست. من هم بلافاصله این دست را بر قلبم می‌کشم تا گرمی دست خدا را حس کنم.آیت‌الله راستی پیوندی راستین با انقلاب، امام و نظام داشت. با هر مومن انقلابی که با او دست دوستی داده بود تا آخر برای اعتلای نظام اسلامی بر این پیوند استوار بود.خدایش بیامرزد و با اولیای خود به ویژه امام خمینی(ره) محشور گرداند.انتهای پیام/ ]]> سیاسی Sat, 23 Sep 2017 12:45:53 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdccsoq102bqp18.ala2.html زنده (به گور) باد مخالف من! http://www.nedayeenghelab.com/vdcaione049nme1.k5k4.html به گزارش ندای انقلاب، محمد عبداللهی سردبیر همشهری ماه در واکنش به ممانعت تیم جدید مدیریت شهرداری تهران، از انتشار همشهری ماه و خردنامه، نوشت:کمتر از دو ماه بعد از انتصاب شهردار تهران که اعلام کرده بود "ما سیاسی نخواهیم بود"! امروز با یک تماس تلفنی از موسسه همشهری به ما اعلام کردند که همشهری ماه و خردنامه از این پس نباید منتشر شود. (در حالیکه قرارداد نشریات تا پایان سال منعقد شده بود .)معنی این کار، بیکار شدن تعداد زیادی خبرنگار و روزنامه نگار است.. البته که به همراه بریدن نان خانواده هایشان..اسفناک تر آنکه، آقایان حتی اجازه انتشار آخرین شماره آماده شده نشریه را هم ندادند که به احترام و به پاس فداکاری شهید سرافراز شهید حججی و شهدای مدافع حرم، تهیه شده بود. بله! حقوق خبرنگار! مهم است، تنها وقتی اصلاح طلب باشد.. آزادی بهترین شعار است، اگر برای اصلاح طلبان باشد.. همیشه یادتان باشد.. این قانون اول اصلاحات و سکولاریسم است: «زنده (به گور) باد مخالف من!»طرح جلد آخرین شماره همشهری ماه که اجازه انتشار نیافتمنبع : مشرق ]]> سیاسی Sun, 15 Oct 2017 10:47:40 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcaione049nme1.k5k4.html