پایگاه خبری ندای انقلاب - پربيننده ترين عناوين فرهنگی هنری :: rss_full_edition http://www.nedayeenghelab.com/vsngrt194kjoa.pra.html Wed, 18 Oct 2017 12:01:37 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://www.nedayeenghelab.com/skins/default/fa/{CURRENT_THEME}/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری تحلیلی ندای انقلاب http://www.nedayeenghelab.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری تحلیلی ندای انقلاب آزاد است. Wed, 18 Oct 2017 12:01:37 GMT فرهنگی هنری 60 تهمینه میلانی تا تمام مردان را از ایران اخراج نکند، خیالش راحت نمی‌شود! http://www.nedayeenghelab.com/vdcjahetiuqeitz.fsfu.html به گزارش ندای انقلاب، «تهمینه میلانی» در گفتگو با برنامه اکس «کافه سینما» روشنفکران را به چالش کشید و تشریح کرد مردان روشنفکر چگونه‌ زیستی دارند.(اینجا) میلانی در این گفتگو تشریح کرد که روشنفکران و مدعی روشنفکری مشروب خوارند، زنباره‌اند، موی عجق وجق دم اسبی دارند. میلانی در گفتگوی دیگری با برنامه آبان نیز اشاره می‌کند که من چون یک زن روشنفکر (بخوانید فیلمساز) بودم بچه‌ام در اثر فشار کاری سقط شد. ذکر این نکته ضروری است که سرکار خانم میلانی ساحت و محدوده روشنفکری را با فیلمسازی به طرز عجیبی اشتباه گرفته‌اند.تلقی و برداشت صحیح از گفتگوهای اخیر سرکار خانم میلانی این است ایشان از تریبون‌های فراهم شده استفاده می‌کنند و به شکلی فرصت طلبانه اصرار دارند که سایر روشنفکران را با ایراد به نوع زیست‌شان نفی کنند و خود را در مقام روشنفکر دوران معاصر معرفی کنند؛ من آنم که رستم بود پهلوان.البته خانم میلانی خودشان یک جمله طلایی دارند که ما روشنفکر نداریم. داشتن و نداشتن، وابسته بودن یا نبودن ، عمومی یا خصوصی بودن جریان روشنفکری، برای مردمان جامعه اصلا اهمیتی ندارد. خانم میلانی و سایر همقطارانشان ثابت کرده‌اند صرفا فیلمساز هستند و از قضا ایشان یکی از بدترین فیلمسازان سی سال اخیر هستند و خیلی فرصت طلبانه بواسطه چند اثر متوسط، خودشان را به جریان روشنفکری منتسب می‌کنند. این خود انتسابی به جریان روشنفکری مصداق همان لطیفه‌ای است که دو چهره مشهور را دستگیر کردند و فلانی خودش را به آن‌ها می‌چسباند که من و راکی و آرنولد را کجا می‌برید؟ اظهارات خانم میلانی مصداق و مترادفش این است که مرحوم محمد علی فردین با فیلم گنج قارون در یک خودمهم‌پنداری دیوانه وار، خودش را از مرحوم مارلون براندو و فیلم «اتوبوسی به نام هوس» مهمتر جلوه دهد. میلانی فیلمساز محترمی است اما فیلمفارسی‌سازی با نمره زیر متوسط است و نمی‌تواند خیلی بی‌پروا و بدون داشتن تلاش برای خلق اثر هنری استاندارد دارای آنالیز در متن و محتوای اثرش، نسبت روشنفکری به خودش دهد. سینمای میلانی، نمایشی از مجموعه واکنش‌های نمایشی اغراق آمیز دور از واقعیت است و تحلیل و آنالیز جامعه نسبتی با آثار میلانی ندارد. ایشان سینماآموخته کارگاه آزاد فیلم هستند، جایی که مسعود کیمیایی موسس و بنیانگذارش بارها ادعا کرده روشنفکر نیست و با روشنفکری نسبت ندارد، چطور می‌شود که شاگرد کارگاه، با نمره بسیار ضعیف ادعا کند که از استاد پیشی گرفته است؟! پس با پیش فرض کیمیایی میلانی فرسنگ‌ها با روشنفکری فاصله دارد.یکی از فیلمسازانی که طی سال سال اخیر جریان‌های سینمایی وابسته سفارتی سعی کرده‌اند به اسم روشنفکر به جامعه معرفی‌اش کنند بهرام بیضایی است. نمایشنامه‌نویس پژوهشگری که از قضا فیلمساز بسیار بدی است و تنها دو فیلم متوسط قابل اعتنا «رگبار» و «باشو غریبه‌ای کوچک» را در کارنامه‌اش دارد. جریان مافیایی، این نمایش‌نویس متوسط را سال‌هاست تلاش می‌کند، به عنوان روشنفکر به جامعه نخبگانی تحمیل کند. اما همین جناب بیضایی در مقام فیلمساز به شاگردانش، به امثال خانم میلانی مهندس، فرموده‌اند روشنفکر همیشه پیشروست و جلوتر از جامعه‌اش حرکت می‌کند و مردم را به دنبال خویش می‌کشاند. بیضایی اگر فیلمساز بدی باشد،نمایش نویس و معلم توانایی است، هر چند آثارش مماس با سلیقه مردم نیست و از مردم جا مانده و از کشور کوچید، اما با همه ناتوانی و عدم همراهی جریان روشنفکری با مردم، تعریف بیضایی از این عبارت دستمالی شده روشنفکری، تعریف صحیح و بشدت صادقانه‌ای است. آنوقت سینماگر ایرانی (میلانی و امثالهم) تنها با ۲ درصد مخاطب در جامعه (طبق آمار فروش سینماها) چگونه می‌توانند ادعای روشنفکری کنند؟ این روشنفکری اگر خیلی عرضه دارد تنها ۱۰ درصد از جمعیت ایران را به سالن سینماها بکشاند و بعدا ادعای روشنفکری کند. اگر سینماگران پز فیلم‌های میلیاردی‌اشان را می‌دهند، در خوشبینانه‌ترین حالت مخاطبان سینمای ایران از ۳ درصد تجاوز نمی‌کند و طبق تعریف بیضایی، هیچ عمل روشنفکرانه‌ای مبتنی بر همراهی مردم با فرد مدعی روشنفکری صورت نپذیرفته است. با تحلیل ادعاهای کیمیایی و بیضایی به سادگی می‌توان ثابت کرد که ادعای روشنفکر بودن از جانب خانم میلانی و نسبت دادن این عبارت به خودشان از سر خودشیفتگی دیوانه‌واری است که فیلمسازان ایرانی به آن مبتلایند.اما برای اینکه اثبات کنیم عبای روشنفکری در قواره فیلمسازانی مثل میلانی دوخته نشده، می‌توانیم به فیلم در حال نمایشی از ایشان رجوع کنیم. اگر فیلم «ملی و راه‌های نرفته‌اش» را از خانم میلانی ببینیم، باور خواهیم کرد که مردم خیلی جلوتر از خانم میلانی با ادعای روشنفکری هستند و ایشان تلاش می‌کند که خود را با حداکثر سرعت به مردم برساند اما موفق نمی‌شود.فیلم «ملی و ...» را مخاطب امروزی اگر ببیند تصور می‌کند که میلانی همچنان در دوران قاجار زندگی‌ می‌کند و حتی روابط اجتماعی فیلمش از ، «دختر لر» نخستین فیلمفارسی ساخته شده تاریخ سینمای ایران، خیلی آوانگاردتر از آنچیزیست که ما در فیلم«ملی و ...» می‌بینیم . روابط دختر و پسر ، زن و مرد، حتی نمایش اشکال متفاوتی از خانواده، در فیلم ملی خیلی عقب‌تر از فیلم دختر لر است. آیا می‌شود از قطار زمانه جاماند و با مناسبات دوره قاجاری برای نسل جوان امروز فیلم ساخت و به خود نسبت روشنفکری داد؟ این روشنفکری ادایی و حتما مربوط به دوره قاجار چه نسبتی با مناسبات اجتماعی مدرنیستی کنونی دارد؟! خانم فیلمساز که به خود صفت روشنفکر را نسبت می‌دهند دانش آموخته مکتب روشنفکری گاگولیسم هستند که مخاطب امروزی را چنین گاگول و ماقبل قاجاری فرض کرده‌اند؟«مَلی» و توهمات ارتجاعی سازنده‌اش«فیلم مَلی و راه‌های نرفته‌اش» روایتی دختری با نام ملیحه(مَلی) است که بواسطی دوستی‌اش با «نیر» (السا فیروز آذر)، همکلاسی‌اش در کلاس‌ خیاطی، با برادرش سیامک آشنا می‌شوند و روایت فیلم با کلیشه خاطرخواهی یک زوج جوان آغاز می‌شود. خانواده ملی، خانواده ظاهرا سنتی هستند و پس از پی بردن به روابط این دو، مخالفت می‌کنند اما ملی(ماهور الوند) اصرار دارد که حتما با سیامک(میلاد کی‌مرام) ازدواج کند.این ازدواج با اصرار ملی و سیامک به سرانجام می‌رسد اما فردای عروسی رفتار عجیب سیامک با ملی آغاز می شود. او به طرز وحشیانه‌ای با دلیل و بی دلیل همسرش را کتک می‌زند تا جایی‌که در یک مورد خاص همسایه‌ها ضرب و شتم ملی توسط سیامک را به پلیس گزارش می‌دهند. این رابطه به یک شرایط حاد می‌رسد و زمانیکه ملی باردار است توسط سیامک مورد ضرب و شتم حادی قرار می‌گیرد و راهی بیمارستان می شود. جنین سقط می‌شود و ملی از همسرش شکایت می‌کند و او را روانه زندان می‌کند. اصلاح سیامک با روش زندان توسط ملی فایده ندارد و خانواده ملی اصرار می‌کنند، رضایت دهد تا شوهرش از زندان آزاد شود. سیامک از زندان آزاد می شود و سعی می‌کند رفتارهای گذشته‌اش را تکرار نکند از طرفی سیامک به شکل مازوخیستی اعتقاد دارد همسرش با مرد دیگری رابطه دارد. با شروع دوره بروز خشونت از سوی سیامک، ملیحه با مرکز مشاوره بهزیستی و مشاوری به نام رئیسی تماس می‌گیرد و درطول تمام اتفاقات فیلم او به ملی مشاوره می‌دهد.خواهر سیامک نیر، قبل از مَلی ازدواج کرده است. نیر با مردی به نام رضا ازدواج کرده است، اما با مسعود شوهر خواهر همسرش رابطه پنهانی دارد. نیر با مسعود قرار ناهار دارد و ملیحه تقوی را با خود به یک رستوران سلف سرویس می‌برد. در رستوران مسعود غذایش را تهیه می‌کند و در حالیکه نیر در حال تهیه غذاست، مسعود سر میزی می‌رود که ملی روی آن میز تنها نشسته است، ناگهان سیامک از راه می‌رسد و مسعود را با نیر می‌بیند. مسعود و نیر فرار می‌کنند و سیامک ملی را در صندوق عقب ماشینش سوار می‌کند و به بیرون از شهر می‌برد اما ملی وقتی از صندوق ماشین بیرون می‌آید، موفق می‌شود با قفل فرمان ماشین (که مشخص نیست در صندوق عقب چه میکرده!) همسرش را به قتل می‌رساند و خودش را به ایستگاه قطار برساند. با اینکه نمی‌داند مقصد قطار کجاست سوار قطار می‌شود و با خوردن قرص خودکشی می‌کند، اما رئیسی مشاور مرکز بهزیستی با یافتن مَلی در قطار او را از مرگ نجات می‌دهد.در همان گفتگوی میلانی با برنامه اکس کافه سینما، کارگردان فیلم «ملی و ...» به روشنفکری غیر مماس و غیر منطبق با فرهنگ عمومی رایج در کشورمان اشاره می‌کند. نکته مهم این است که سازنده رادیکال‌ترین آثار زنانه تاریخ سینما، خود به همان درد مبتلاست. این کارگردان مولف فمنیست ناقص و غیر منطبقی با فرهنگ عامه ایرانی است و «ملی و راه‌های نرفته‌اش» در واقع تجلی همان فمنیسم غیر مماس وارداتی است. به همین دلیل کارگردان سعی دارد بر اساس یک الگوی همیشگی در یک رینگ نمایشی با همه مردان مبارزه کند و با نسبت دادن خشونت ذاتی به جمعیت مردان، با ناک داون حریف فرضی از رینگ مسابقه خارج شود.فیلمساز خودش به نوعی خشونت پنهان مبتلاست، این خشونت را به سایر مردان جامعه‌اش نمی‌تواند تعمیم دهد. بروز خشونت را حتی می‌توان در گفتگو با منتقد مرد و سردبیر کافه سینما، امیر قادری، به خوبی دید که هرگاه حرفی بر خلاف میل کارگردان حرفی زده می‌شود، سریعا لحن عصبی سازننده بروز پیدا می‌کند. با این پیش فرض میلانی خشونت ذاتی‌اش را نسبت به جامعه در قالب فیلم سینمایی به نمایش می‌گذارد. هیچ منطقی در رفتار مردانی که در فیلمش نشان می‌دهد، حاکم نیست و البته زنان فیلم فاقد عقلانیت اجتماعی متوسط هستند. مثلا پدر ملیحه تقوی، سیستم مرد سالار را در خانواده‌اش حاکم کرده است و زمینه‌ای فراهم کرده تا مراد(ادیب قریب) واکنش‌های عصبی توام با وحشی‌گری را نسبت به خواهرش بروز دهد. سیامک به خشونتی پنهان نسبت به زنان دچار است و زمانیکه با ازدواج با ملیحه تقوی ازدواج می‌کند، خشونت مورد نظر زمینه بروز و ظهور پیدا می‌کند.پدر سیامک هم در میانه فیلم مشخص می‌شود با همسر و دخترش به صورت خشونت‌آمیزی رفتار کرده است. مسعود تنها مرد خوب فیلم است که بسیار آرام، مهربان و متین با خانم‌ها رفتار می‌کند. مسعود به همسرش خیانت می‌کند و با نیر همسر برادر همسرش رابطه برقرار کرده است. مردی که نیر را می‌فهمد و به در نمایشی به عنوان فهم و شعور فراوان، موبایل گرانقیمت برایش می‌خرد، باقی مردان فیلم خشن، عصبی، تندخو هستند. حتی برادر کوچک نیر نیز در کنش‌های کوچکی که از خود بروز می‌دهد عصبی و تا حدودی روان پریش به نظر می‌رسد. با این حساب جامعه آرمانی فیلمساز زمانی شکل می‌گیرد که به راحتی تمام مردان از کشور ایران اخراج کنیم و خائن‌های ملایم را در این کشور حفظ کنیم. مردانی که هیچ حد و مرزی برای روابط جنسی خود قائل نیستند و رابطه با زن شوهردار، برایشان کریه و زشت نیست. مردانی که هم در فضای مطبوعات طرفدار فیلم خانم میلانی هستند و با اسلوب هنری فیلم را تحلیل و در ستایش آن قلم‌فرسایی می‌کنند در واقع طرفدار واقعی مسعود و خیانت کردن به همسر و رابطه با زن شوهردار هستند. چون حتی مردی که در متن فیلم رفتارش نقد نمی‌شود و مورد ستایش است، پرسوناژ منفور مسعود است که با نمایش این کاراکتر در فیلم بوی تعفن از اعماق سینمای ایران و متفکرانش بلند می‌شود. ستایشگران مرد فیلم «ملی و....»خودشان شبیه مسعود هستند که رابطه با زن شوهر دار برایشان تابو نیست و در ستایش چنین روش زیستی آنارشیستی و برقراری رابطه با زنان شوهردار که تنها مرد آرام و مهربان فیلم است، کف و هورا می‌کشند. این تصویر کریه و متفعن از مسعود فیلم «ملی و....» را بگذاریم کنار تصور شین(اَلن لاد) در فیلمی با عنوان «شین» از «جورج استیونس». شین، وسترنر جسور و کابوی تنهایی است که وارد شهری غریبه می‌شود و به عنوان کارگر وارد خانواده «استارت» می‌شود. همسر جو استارت ، ماریان(جین آرتور) به شین علاقه‌مند می‌شود اما شین اجازه نمی‌دهد این علاقه گسترش یابد و با شرم مردانه‌ای که در وجودش جاری است جانش را فدای شوهر ماریان می‌کند. فیلم وسترن شین ستایشی اخلاقگرایانه از مردانگی، فتوت، اخلاق‌گرایی در دوران ماقبل توسعه مدرنیسم در ایالات متحده است . در فیلم «غول» از همین کارگردان با حضور «جیمز دین» فقید بازهم با نمایشی از شرافت مردانه در عدم پیوند یک مرد با زن شوهردار هستیم. به گونه‌ای که درخواهیم یافت جورج استیونس فقید به صورت تعمدی در شرایطی که جامعه آمریکایی پس از جنگ بشدت که در مسیر پلی‌بوی گام می‌دارد، شرافت و مردانگی را در پرهیز گاری و عدم تن دادن به روابط نامشروع با زن متاهل جستجو می‌کند.لازم است که نمایش شرافت در فیلم ایرانی و فیلم آمریکایی را بررسی کنیم. حتی «ادرین لین» کارگردان آمریکایی نگره حفظ شرافت و پرهیزگاری را در دهه پر التهاب جنسی نود، به نمایش می‌گذارد و عقوبت سازش با لیبرالیسم اجتماعی و تن دادن به روابط نامشروع را به چالش می‌کشد. اینجاست به این نتیجه خواهیم رسید فیلمساز ایرانی با ادعای مهندس بودنش، با ادعای پوچ اندیشمند و روشنفکر بودنش، بدیهیات اخلاق عرفی بین المللی را نمی‌داند، بدیهات اخلاق عرفی در سینما را نمی‌داند. خانم میلانی هم از سینماگر بودن فقط نمایش خشونت مردانه و نمایش خیانت را یاد گرفته‌اند و تصور می‌کنند نمایش صورت مسئله عمومی در میان سینماگران کافیست. همانطوری که ایشان فرمودند روشنفکران ایرانی، موی بلند، ناخن سیاه، می‌گساری ... واه واه... . ایشان هم پیش فرض‌های غلط وارداتی و نمایش سکس پنهان را بلدند، و از این محدوده فراتر نخواهند رفت.حرفی از اسلام ، دین ، شریعت و جمهوری اسلامی و فرهنگ عامه رایج هم در این مقال نزدیم که منتقدان، با انگ‌ها و لفاظی‌های سیاسی بتوانند نقد وارده به دیدگاه‌ غلط خانم میلانی را با نسبت‌دادن سخفیف سیاسی ، خاله زنکی و کوچه بازاری حل و فصل کنند.منبع : مشرق ]]> فرهنگی هنری Sun, 15 Oct 2017 11:52:40 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcjahetiuqeitz.fsfu.html برداشت جامعه از مسائل جنسی مقابل شرع است/«انقلاب جنسی» فهم ازدواج موقت را ساده می‌کند http://www.nedayeenghelab.com/vdciy3ap5t1awp2.cbct.html به گزارش ندای انقلاب، بیشتر از یکماه از آغاز فروش اینترنتی مستند انقلاب جنسی گذشته است. مستندی که در همین یکماه باعث اتفاقات و حرف و حدیث‌های مختلفی شده است. از طرفی فروشش توسط کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه توقیف می‌شود و از طرفی دیگر میزگرد‌های کارشناسی‌ای با حضور اساتید علوم اجتماعی برگزار می‌شود و تاکید می‌شود که این کار حداقل باعث شده تا باب گفتگو باز شود.ترسیم خط قرمزهای خیالی سال‌های سال مانع از گفتگو درباره یک خطر بزرگ شده است. عوامل تولید مستند انقلاب جنسی معتقدند که این خط قرمز‌ها چیزی نبوده که جایی نوشته شده باشد به همین خاطر آنها «جرات و جسارت» به خرج می‌دهند تا حرف بزنند و حرف هم بشنوند.موسسه فرهنگی آرمان مدیا صاحب این اثر است. موسسه‌ای که ریشه‌اش در دانشگاه صنعتی شریف شکل گرفته است جایی که محمدحسن مددی، محسن اخوان‌فر و حسین شمقدری هر سه دانش آموخته آن بوده‌اند. حالا محمدحسن مددی تهیه‌کننده انقلاب جنسی، محسن اخوان‌‌فر مدیر تولید و حسین شمقدری کارگردان این مستند هستند. آرمان مدیا طبق گفته مدیرانش حالا هیچ وابستگی به مجموعه‌های دولتی و حاکمیتی ندارد و تماما بصورت خصوصی اداره می‌شود.در روزها گذشته بخش اول از میزگرد بررسی مستند انقلاب جنسی با عنوان «منطق «انقلاب جنسی» دینی و محکم است/جسارت کردیم و خط قرمزی قائل نشدیم» در خبرگزاری تسنیم منتشر شد.* مساله اصلی شما برای احتمال وقوع انقلاب جنسی در ایران عرف بود یا شرع؟ به نظر شما چیزی که این چالش را به وجود آورده عرف و محدودیت های من در آوردی بوده یا محدودیت‌های شرعی؟شمقدری: جفتش است. هم عرف است و هم شرع. بالاخره صد‌ها سال است که عرفی در جامعه ما شکل گرفته است و لزوما آن عرف، عرف اسلامی نیست حتی مقابل قرائتی است که از شرع می‌شود. این دو موضوع کنار هم است.قرائت حکومت از مساله نیاز‌های جنسی غلط بوده است*این قرائت از شرع هم به ‌گونه‌ای قرائت عرفی از آن است.شمقدری: بله. قرائت عرفی یا حکومتی. همین چند سال پیش گفتند که قرائت ما از مساله فرزند آوری قرائت غلطی بوده است. این موضوع را خود رهبری صریحا گفتند. به نظر من قرائت حکومت ما از مساله نیاز‌های جنسی قرائت غلطی بوده است. این نوع قرائت محکوم به انقلاب جنسی است که شاید جا داشته باشد در مستند‌های بعدی یا مستندسازان دیگر، بر روی سوژه فتنه ۸۸ هم کار کنند. در سال ۸۸ خیلی از جامعه شناسان معتقدند که اتفاقات رخ داده یک انقلاب جنسی بوده است و هیچ ربطی به سیاست نداشته است، انگار سیاست کاملا یک بهانه بوده است. انقلاب جنسی بحثی است که به حکومت، اندیشمندان و ... تلنگر می‌زند. فیلم ما همان کار را می‌کند. اتفاقی که در دنیای غرب اتفاق افتاد و چیزی از ارزش‌هایی که آن‌ها داشتند نماند، بسیار نزدیک است که در ایران هم چنین اتفاقی رخ بدهد و چه بسا بخشی از آن رخ داده باشد. حال بعضی‌ها می‌گویند که اصلا اتفاق نیفتاده، بعضی‌ها می‌گویند بخشی از آن اتفاق افتاده و بعضی دیگر هم می‌گویند تمام شده و رفته است. فیلم ما همان کار را می کند.این که می‌گوییم قرائت حکومت از مسائل جنسی در حوزه اسلام غلط بوده است و تلنگر می‌زنیم، این‌ را هم می‌گوییم که انقلاب جنسی باعث می‌شود یک حکومت عوض بشود و کلا فرهنگ‌ها دگرگون بشود. مجبوریم قرائت‌مان را عوض کنیم.دیالوگ آخر فیلم حرف‌هایی را می‌گوید. ما در شروع فیلم یک مقدمه داریم، سپس وارد دنیای غرب می‌شویم و در نهایت یک موخره داریم. مقدمه آن جایی است که می‌گوییم از سالیان دور در غرب حجاب و روسری بوده است. موخره هم آنجا است که از آن فرهنگ یک مشت آثار تاریخی مانده است.جدی‌ترین حرف ما در مستند ارائه تجربه‌ای ملموس از زیست جنسیِ غرب به مخاطب است* می‌شود ادعا کرد که عرف در حال دگرگونی شرع است. آیا مستند شما توانسته است که به عرفیات غلط تلنگر بزند؟ شاید این قدر که اسم فیلمتان برای مخاطب جذاب باشد، حرف جدیدی گفته نشده باشد.شمقدری: حرف جدی ما، تجربه ای است که به مخاطب می دهد؛ تجربه‌ای ملموس از زیست جنسی در دنیای غرب. این تجربه به او کمک می‌کند که در مسیری که حرکت می‌کند، بازنگری کند. به نظر ما، امروز در مسیری افتادیم که همان مسیری است که دنیای غرب رفته است. همان مسیر انقلاب جنسی است که در مسیر آزادی‌های جنسی بدون هیچ محدودیتی حرکت کرده است. کاری که فیلم ما کرده است و به نظرم تاکنون هیچ فیلمی آن را انجام نداده است و برای خود من جذاب است این است که افراد به تجربه جدیدی از دنیای غرب می‌رسند. در سایت ما نوشته شده است که این مستند مخاطب را به شناخت دنیای غرب نزدیک می‌کند. در اینستاگرام کامنت‌های زیادی را خواندم که نوشته بود ما باید حواسمان باشد که مسیر غرب را نرویم.* یعنی می‌گویید که وقتی مخاطب به آن شناخت می‌رسد، دیگر از زندگی بی قید غربی بدش می‌آید؟شمقدری: بله، تقریبا. ما در فیلم هم جاهای بد را گفتیم و هم جاهای خوب را نشان دادیم. در مجموع می‌خواهیم بگوییم که این مسیر، مسیر درستی نیست و باید مسیرمان را اصلاح کنیم. بحث جدیدی که البته جدید هم نیست، موضوع ازدواج موقت است که روی آن تاکید کردیم. استدلالی که ما برای ازدواج موقت می‌آوریم خیلی قانع کننده نیست اما در این فیلم با استفاده از روحیه‌ی غرب زدگی مخاطب، کمکی است که بحث ازدواج موقت را بهتر به مخاطب بفهمانیم.دوستی‌های اروپایی شبیه ازدواج موقت استآنجایی که از غرب تعریف می‌کنیم، دقیقا همان جایی است که می‌گوییم نیازهایشان عنداللزوم برآورده می‌شود. حکم ازدواج موقت به ما کمک می‌کند که همین اتفاق بیفتد. ازدواج موقت این نیست که مرد متاهل برود ۱۰ تا زن بگیرد. اتفاقا می‌گوید که جوانی که نتوانسته است ازدواج کند، برود و ازدواج موقت کند. این دقیقا همان چیزی است که در غرب اتفاق می‌افتد. ما می‌گوییم که غرب، اسلامی رفتار می کند چرا که ازدواج موقت را عملا انجام می‌دهد. فرهنگ غرب می‌گوید که وقتی دو نفر دوست دختر و دوست پسر می‌شوند، عین ازدواج است اما ازدواج موقت. دوست دختر و دوست پسر دقیقا عین ازدواج موقت است. این همان شناخت حرف جدید است که ما در فیلم زدیم و به نظرم این نوع حرف زدن مقبولیت بیش‌تری از جانب مخاطب دارد.در فیلم می‌گوییم که حکم ازدواج موقت زمانی درست است که اعلام بشود/ ازدواج پنهانی شبیه فحشا است* تفاوتی میان ازدواج موقت با برآورده شده عند اللزوم نیازها در غرب وجود دارد. در غرب همه‌چیز باز و در سطح جامعه اتفاق می‌افتد اما در اسلام این موضوع در محیط خانواده تعریف می‌شود. همین موضوع است که باعث می‌شود ازدواج همیشه جذابیت خودش را حفظ کند. در مستند هم دیدیم که مصاحبه شونده‌های غربی شما دوست نداشتن با جنس مخالفشان شبی رمانتیک را تجربه کنند. احتمالا این محرک‌ها از بین رفته که به رژه همجنسگراها رسیدند.شمقدری: مساله ارتباط جنسی دختر و پسر و دوست شدن آن‌ها و در نتیجه متعهد شدن آن‌ها به یکدیگر، دقیقا عین ازدواج موقت است. این که موضوع آزادی در جامعه را مطرح می‌کنیم، مربوط به بی حجابی، پوشش باز و ... است. بحث این است که این‌ها علنی نباشد اما نوع رابطه این دو نفر کاملا شبیه ازدواج موقت است. دختر و پسر در ۱۴-۱۵ سالگی شریک خود را انتخاب می کند، ۶ ماه، ۱ سال هر چه قدر که دوست داشته باشند با هم ارتباط دارند و نکته تکنیکی آن که حرف جدید فیلم راجع به ازدواج موقت است، این است که اسلام می‌گوید که صیغه باید علنی بشود و باید اعلام کنند. در فیلم می گوییم که ازدواج موقت پنهانی، ازدواج موقت نیست و شبیه فحشا است، همه چیز باید اعلام بشود.ازدواج موقت اگر علنی باشد کاملا درست است و این دقیقا همان اتفاقی است که در غرب اتفاق می‌افتد. برای مثال وقتی در اسپانیا از کسی می پرسم که دوست پسر اولت چه کسی بوده، خیلی عادی نامش را می‌گوید. این که می گویم فیلم مخاطب را به شناخت غرب نزدیک می‌کند به همین دلیل است. من قبلا این دید را نداشتم اما برایم جالب است که وقتی با کسی صحبت می کنم، اسم دوست پسرهایش را بیان می‌کند و... در حقیقت چیز پوشیده‌ای نیست.* نه این که دنیای غرب خوب باشد بلکه تعهد داشتن نسبت به دیگران خوب است. این که افراد در باب مسائل عاطفی، جنسی و ... نسبت به هم تعهد داشته باشند درست است. برای مثال یک شخص عاطفه‌اش را فقط برای ۱نفر که احتمالا دوستش است خرج می‌کند و قرار نیست که به ۱۰۰۰ نفر بگوید «دوستت دارم» اما این هم در روابط دوستانه دختر پسری ما اتفاق نمی‌افتد. انگار شهوت زبان و چشم است که همه چیز را خراب کرده است.شمقدری: ۱۰۰ درصد موافقم. در مورد جمله‌ای که فرمودید شخصی زن دارد اما با چندین نفر هم دوست است، شاید به این دلیل است که در هنگام ازدواج به این فکر نمیکرده است که این موضوع دائمی است.* در موردقرائت غلط حکومتی صحبت کردید. گفتید که از یک جا شروع شده و اگر اقدامی نشود، انقلاب جنسی رخ می‌دهد و آنچه که نباید رخ بدهد، اتفاق می‌افتد. فکر می کنید کجای آن قرائت باید درست شود؟ فکر می‌کنید غلط‌ترین قرائتی که ما از ارتباط با جنس مخالف و مسائل جنسی داریم در چه جایی اتفاق می‌افتد که اکنون باید اصلاح شود؟شمقدری: به نظرم سوال بسیار سختی است و اکنون نمی‌توانم بگویم که دقیقا کجاست.* شاید یک طیف از مسائل باشد.شمقدری: شاید بتوان گفت ازدواج موقت. محدودیت‌های فرهنگی که برای مساله ازدواج درست کرده‌ایم. سخت بودن ازدواج به لحاظ مالی. اولویت دادن مسائل جنسی در بحث تشکیل خانواده و... .*هیچ کدام از این‌ها که گفتید، قرائت حکومت نیست بلکه قرائت مردم است.شمقدری: بالاخره حکومت به این مسائل دامن زده است.حکومت باید نگاه‌های عرفی غلط را تغییر دهد* حکومت که این همه در مورد ازدواج آسان و وام ضربتی ازدواج و ...می‌گوید. حکومت بانی برگزاری ازدواج دانشجویی می‌شود اما خب کسی که مقاومت می‌کند، فرهنگ عمومی جامعه است.شمقدری: یک روزی رهبری اعلام کردند که تعدد فرزند چیز خوبی است. با همین اعلام، قبح این مساله شکسته شد. واقعا در جامعه اگر کسی ۵ تا بچه داشت، زشت بود و می‌گفتند که منابع مملکت را می‌خورد اما اکنون این نگاه شکسته شده است. حکومت می‌تواند نگاه‌ها به خیلی از مسائل را بشکند، اگر این کار را نمی‌کند مقصر است. درست است که پایه این موضوع فرهنگی است اما حکومت به راحتی می‌تواند اثرگذار باشد.می تواند ازدواج موقت را تبلیغ و ترویج کند.* هرجا حرف ازدواج موقت می‌شود، اولین چیزی که به ذهن افراد می‌آید ارتباط جنسی است اما واقعا این گونه نیست. ازدواج موقت جزئیات و کلیاتی دارد، تعهداتی می‌آورد. آن یک جمله عقد، تعهد می‌آورد.شمقدری: ازدواج موقت حکم پر برکت و درستی در اسلام است. بحث مفصلی است.* اکثر مواردی که می‌گویید، مقابله با عرف است. یعنی وقتی پای حکومت وسط بیاید، اوضاع سخت‌تر می‌شود.شمقدری: صداوسیما واقعا مساله ازدواج موقت را تخریب می‌کند. واقعا همان مسیری را می‌رود که مسیر عرف است و به گونه‌ای آن را تقویت می‌کند.* شما در میان صحبت‌هایتان گفتید آنجایی حکومت مقصر است که عرف را نشکانده است. یعنی تقصیر حکومت این است که عرف‌ها را نشکانده است نه این که خودش یک عرف غلط را پایه گذاری کرده باشد.شمقدری: من شخصا حکومت را مقصر میدانم برای این که حکومت این توانایی را دارد که این فرهنگ سازی را انجام بدهد و نکرده است. از پدر و مادر‌ها نمیتوان توقع داشت. آن ها در یک سیکل سنتی بزرگ شدند و مقصر نیستند.* در حقیقت می‌گویید که قصور حکومت عدم تغییر عرف بوده است. درست است؟شمقدری: بله. اتفاقا تقویت عرف غلط بوده است. نیامده است که عرف غلط را بشکند و البته بیشتر آن را تقویت کرده است. چه در عقب انداختن ازدواج، سخت تر کردن ازدواج و ... کار را سخت کرده است .اگر الان بخواهیم موضوع را از پایه باز کنیم باید به مساله آموزشی تحصیلی نگاه کنیم. اکنون در مدارس دخترانه اگر بفهمند که کسی ازدواج کرده است، دوره تحصیلش تبدیل به دوره شبانه می‌شود. این خیلی اتفاق وحشتناکی است. خب این کار حکومت است و پدر و مادر نقشی ندارند.حکومت اسلام و حکومت کلیسا را مقایسه کردیم نه اسلام و مسیحیت* جایی از فیلم که برداشت بسیار خوبی از عرف شده بود، آن جایی بود که با پسر نوجوان ایرانی مصاحبه کردید. به او می‌گویید که اگر قرار باشد با اطلاع پدر و مادرت ازدواج موقت کنی اقدام می‌کنی یا نه؟ او هم در جواب می‌گوید که عرف مانع است. این جا بسیار خوب بود اما در جمع بندی آخر به نظرم مساله شرع وارد شد و شما اسلام و مسیحیت را کنار هم قرار دادید در صورتی که مساله ما اسلام و مسیحیت نبود؛ برعکس مساله ما عرف و حکومت اسلامی بود. در آخر شما تصاویری از مجسمه‌ها را نشان می‌دهید و می‌گویید که بعد از انقلاب جنسی فقط همین چندتا مجسمه ماند و اعتباری باقی نماند، شما هم بیایید این را درست کنید تا پس فردا برایتان از اسلام یک مجسمه باقی نماند. شبهه اصلی من همین جمع بندی بود. چرا به این جمع بندی رسیدید؟ مساله ما اسلام و مسیحیت و مقایسه این دو نبود. در آنجا مسیحیت یک اشتباهی کرده است و یک خروجی اشتباه گرفته است اما خودتان می‌گویید که شرع ما مشکلی ندارد و عرف مشکل دارد اما در نهایت نتیجه‌گیری‌تان نتیجه شرعی است و اسلام و مسیحیت را با هم مقایسه می‌کنید. این برایم خیلی عجیب بود.شمقدری: ما اسلام و مسیحیت را کنار هم نگذاشتیم بلکه حکومت اسلام و حکومت کلیسا را کنار هم گذاشتیم. کلیسا را از اول معرفی کردیم و در مورد آن صحبت کردیم و در آخر هم می‌گوییم که کلیسا تبدیل به یک موزه شده است. در حقیقت حکومت کلیسا را با حکومت اسلام مقایسه می‌کنیم و می‌گوییم که باید به اصول اسلامی برگردیم، هم‌چنین می‌گوییم نزدیک است که سرنوشت حکومت اسلام به حکومت کلیسا دچار بشود و باید به اصول اسلامی برگردیم تا به آن سرنوشت دچار نشود.منبع : تسنیمانتهای پیام/ ]]> فرهنگی هنری Sun, 15 Oct 2017 11:42:48 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdciy3ap5t1awp2.cbct.html اظهار نظر مجری شبکه خبر درباره یک مستند جنجالی/ می‌خواهم فریادم به همه برسد! http://www.nedayeenghelab.com/vdcjmhetmuqeitz.fsfu.html به گزارش ندای انقلاب، «حانیه سامعی» گوینده شبکه خبر در رابطه با مستند «پول و پرن» یادداشتی نوشته و در اختیار خبرگزاری فارس قرار داده که متن کامل آن در ادامه می‌آید:به تماشا نشستم، به تماشای حقیقتی تلخ که سایه‌اش بر زندگی من و تو، بر سقف خانه‌هایمان و بر روزها و شب‌هایمان سنگینی می‌کند؛ «مستند پول و پرن».نمی‌دانم این نامه را به که می‌نویسم؟ به خواهرم؟! به دوستم؟! به فرزندم؟!... تنها می‌دانم دردم گرفته است و قلم از درد، روی کاغذ بر خود می‌پیچد و دردم را فریادی می‌خواهم که به گوش همه برسد. من یک زنم، به، چه می‌گویم؟ من یک انسانم، کاش همیشه یادم بماند، یاد تمام مردم شهر بماند که من و همنوعم قبل از آنکه زن باشیم، یک انسانیم، انسانیتی که زرق و برق جهان امروز، فرصت هویداشدنش را گرفته، جهانی که با بی‌رحمی تمام، بر زنانگی و زیبایی و احساسات پاکش، تاخته و لگدکوبش کرده است. خواهر من! دوست من! عزیز من!... اگر خانه‌ات کوچک باشد و پایین شهر، چاره دارد. چاره‌اش سایه مردی است که عاشقانه هایش شبت را پرستاره و به صبح می‌رساند. چاره‌اش صدای بچه‌هایی است که دائم از تو می‌پرسند تا یاد بگیرند چطور در آینده زنی یا مردی موفق شوند و تو تمام حجت آنهایی در زندگی. چاره‌اش یک ظرف ساد میوه و یا یک سینی چای است که در همهمه اعضای خانواده‌ات با صدای تلویزیون، شیرینی لحظه‌هایت را قاب می‌گیرند برای یک عمر خاطره...راحت طلبی همیشه و در همه حال مذموم است، چه در لغت و چه در عمل، خودت را گول نزن جانم! چرا فکر می‌کنی اسمش زرنگی است؟چرا برای ساختن فردای بهتر، چوب حراج بر خودت میزنی؟ مگر می‌شود آتش، تنها یک گوشه از کاغذ را بسوزاند؟ چطور فکر کردی که بالاخره یکجوری خودت را نجات میدهی؟ حتما باید به آخر خط برسی تا آن وقت بنشینی و با خودت فکر کنی که داشتن ماشین آخرین مدل و پوشیدن گران‌ترین برندها، ارزشش را نداشت؟؟؟به خودت رحم نمی کنی، به پدر و مادری رحم کن که تنها آرزویشان سپیدبختی توست. به مردی که با آرزوی خوشبخت کردنت، دنبال کار آبرومندی می‌گرددتا خانواده‌ای بسازد که شب‌ها انتظار برگشتنش به خانه را می‌کشند. باور کن این حقیقت را که خوشبختی همین انتظار کشیدن است. انتظار کشیدن تو برای برگشتن همسرت از کار و انتظار کشیدت همسرت برای پایان ساعت کاری و برگشتن به آغوش خانواده. برگشتن به خانه‌ای که چراغش تویی و فرزندان تو، عطر تو و غذای دستپخت تو که عاشقانه تمام روز را به شب دوخته‌ای. دریغ نکن این خوشبختی را از خودت و از زمین که خوب میدانی چقدر تشنه خوبی و صداقت و پاکی است.  علاقه‌مندان به تماشای این مستند می‌توانند آن را از اینجا تهیه کنند.منبع :‌ فارسانتهای پیام/ ]]> فرهنگی هنری Sun, 15 Oct 2017 10:41:18 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcjmhetmuqeitz.fsfu.html پیامدهای اکران فیلم خارجی در سینماهای ایران http://www.nedayeenghelab.com/vdcefo8x7jh8nxi.b9bj.html به گزارش ندای انقلاب، در حالی که رسانه‌ها از افول کیفیت فیلم‌های روی پرده در نیمه دوم سال ۹۶ و رکود سینماها خبر می‌دادند، بار دیگر مساله اکران فیلم‌های خارجی در ایران مطرح شد. موضوعی که هر چند سال یک‌بار از زبان سینمادارها و مدیران مطرح شده و بار دیگر بی‌هیچ اتفاقی مسکوت می‌ماند اما این بار مساله اکران فیلم‌های خارجی بر پرده سینماهای ایرانی جدی‌تر شده است. به گزارش «وطن‌امروز» یکنواختی فیلم‌های اکران شده در ایران که عمدتا به ژانر اجتماعی و شعبه رئالیسم سیاه یا کمدی مبتذل محدود شده بود، باعث شد انگیزه‌ها برای اکران فیلم خارجی بیشتر شود اما این مقوله همواره دچار تردیدهایی است که مانع از عملیاتی شدن این تصمیم شده است اما با اهتمامی که مدیران سینمایی و هنری در چند روز اخیر به این مساله داشته‌اند به نظر می‌رسد این بار نگاه جدی‌تری به اکران فیلم‌های خارجی در ایران وجود دارد و این احتمال می‌رود که برای نخستین‌بار پس از انقلاب شاهد اکران سراسری فیلم‌های خارجی در ایران باشیم. پیش از این و پس از انقلاب اسلامی به جهت حمایت از فیلم‌های داخلی، اکران آثار غیرایرانی ممنوع اعلام شد و نمایش فیلم‌های خارجی در سال‌های اخیر ذیل طرح «سینماتک» در پردیس‌های خاص اجرایی می‌شد اما این اکران‌ها محدود و پرهزینه به حساب می‌آمد و هیچگاه نمی‌توان آن را به عنوان اکران سراسری تلقی کرد ولی برای اجرایی شدن این امر هنوز سخنان متفاوت و بعضا متناقضی مطرح می‌شود که به نظر ضروری می‌رسد ابعاد و پیامدهای مختلف این تصمیم پیش از عملیاتی شدن به دقت مورد بررسی قرار بگیرد.رقابتی مثبت برای کیفیتاکران فیلم‌های خارجی در ایران می‌تواند آثار و پیامدهای مثبتی داشته باشد. این اقدام می‌تواند به افزایش اقبال مخاطبان سینما به این هنر و آشتی آنها با سینما منجر شود. ورود فیلم‌های متنوع خارجی، این امکان را دارد تا سینمای ایران را از ژانرهای محدود و ابزورد خارج کند و آنها را به سوی تنوع زیاد در تولید و توزیع سوق دهد. همچنین افزایش تعداد و تنوع فیلم‌های ایرانی و خارجی به مخاطب حق انتخاب می‌دهد تا با میل بیشتری به سمت سینما راهی شود. این اقدام بالقوه- و نه بالفعل- می‌تواند سواد بصری و رسانه‌ای مخاطب را در مواجهه با آثار متنوع ارتقا دهد و علاوه بر این، ایجاد حس رقابت، تهیه‌کنندگان را ملزم به رعایت اصول کیفی در تولید فیلم کند تا موجب افزایش کیفی محصولات داخلی نیز شود. همچنین اکران قانونی فیلم‌های خارجی دست و پای وبگاه‌های غیرقانونی دانلود فیلم‌های خارجی را بسته و محدوده اخلاقی و فرهنگی فیلم‌ها تا حدودی رعایت خواهد شد. مسعود فراستی با نگاهی مثبت به اکران فیلم‌های خارجی در ایران، یادداشت کوتاهی را منتشر کرد. فراستی نوشت: «قطعاً این حرف که این سینمای دولتی- نیمه‌دولتی از قماش «تابستان داغ»، «پنج عصر»، «رگ خواب»، «مالاریا» و... فرسنگ‌ها با سینما فاصله دارد و در شأن این ملت نیست، حرف درستی است و باید آرام‌آرام و اگر به من باشد بسرعت فکری جدی کرد در حذف سوبسید و رانت‌خواران سینمای ایران و حرکت در جهت سینمای غیردولتی. اکران فیلم خارجی نخستین قدم در این مسیر است، چرا که زیبایی‌شناسی آسیب‌دیده‌ مخاطب توسط این سینمای باسمه‌ای دولتی، احتیاج به ترمیم دارد. اکران فیلم خارجی روز که حداقل سرگرمی است و اکران محدودتر فیلم‌های کلاسیک جهان که زیبایی‌شناسی‌مان را تربیت می‌کند، ما را به یاد سینما می‌اندازد و پرده‌ عریضش که با فیلم‌های سینمای ایران به بوته‌ فراموشی سپرده شده».هراس از تکرار ورشکستگی سینمای دهه ۵۰اما از سوی دیگر، ورود فیلم‌های خارجی به سینمای ایران پیامد و عواقب تامل‌برانگیز و منفی‌ای دارد که نمی‌توان براحتی دستور به واردات بی‌رویه آن داد. سینمای دهه ۵۰ ایران با ورود و اکران انبوهی از فیلم‌های ارزانقیمت و بی‌کیفیت به حالت ورشکستگی در آمد. محدودیت سالن و سینماهای ایران از جمله مسائلی است که ورود فیلم‌های خارجی را قابل تامل می‌کند. با این اقدام عملا بسیاری از فیلم‌های ایرانی با محدودیت مواجه شده و به صورت ناخودآگاه از حاشیه سود و استقبال آنها کاسته می‌شود، زیرا به هر میزان هم که یک فیلم ایرانی با کیفیت تولید شود، نمی‌توان امکانات و بودجه تولید آن را با یک فیلم هالیوودی مقایسه کرد. همچنین باید توجه داشت که اکران سراسری این فیلم‌ها ملزم به رعایت کپی‌رایت و احتمالا حضور در کنفرانس «برن» است که به موجب آن باید تمام فیلم‌های اکران شده را خریداری کرد. ارزش پایین ریال به نسبت دلار در کنار سوددهی به اقتصاد هالیوود از دل ایران اسلامی، مسائلی است که باید قبل از عملیاتی شدن این طرح در نظر گرفت. فارغ از این مسائل، مهم‌ترین موضوع، مواجهه با ایدئولوژی لیبرالیسم و فرهنگ غربی است که نمی‌توان براحتی از آن عبور کرد. مشخصه اصلی هالیوود و به تبع آن بالیوود و... سرگرمی است اما در قالب سرگرمی است که صنعت سینما توانسته عقیده و سبک زندگی مخاطبان و مشتریانش را براحتی تغییر دهد. در واقع ما هزینه‌ای گزاف متقبل می‌شویم تا به آسانی و به صورت رسمی اقدام به تغییر عقیده و سبک زندگی مردم کشورمان کنیم. عبدالله اسفندیاری از مدیران سابق سینمایی، اکران فیلم‌های خارجی در سینماها را به ضرر فیلم‌های داخلی می‌داند و می‌گوید: اکران عمومی فیلم‌های خارجی با توجه به ظرفیت محدود سالن‌های نمایش در ایران ظلمی است به فیلم‌های داخلی. مگر اینکه بسیار محدود و حساب شده باشد. قبل از انقلاب سینمای ایران در رقابت با فیلم‌های دسته چندم خارجی ورشکست شد یعنی سال ۵۶ به طور رسمی سینمای ایران از بین رفت. به همین دلیل بعد از انقلاب این قضیه در انحصار فارابی قرار گرفت و قرار شد فقط فیلم‌های خوب وارد چرخه اکران شود. به هر حال نمی‌شود در را باز کرد و به بخش خصوصی که فقط به دنبال منافع مادی است اجازه داد هر فیلمی را وارد بازار کند، چون در این صورت قطعاً به دنبال فیلم‌های سخیف خارجی می‌روند و آنها را با مبلغی خریداری و وارد سینمای ایران می‌کنند. البته مسلماً سینماداران طرفدار اکران فیلم‌ خارجی و رونق سینماها هستند اما باید در این بین به صنعت سینمای داخلی هم توجه کرد.مدیران در تکاپوی وارداتاین موضوع در میان مدیران سینمایی نیز برجسته شد و یکی از مباحث چالش‌برانگیز متعلق به محمد حمزه‌زاده، رئیس سازمان سینمایی حوزه هنری بود که درباره اکران فیلم‌های سینمایی معتقد بود حوزه هنری می‌تواند این وظیفه را برعهده بگیرد. وی در نشست سراسری مدیران امور سینمایی حوزه هنری با اشاره به اهمیت صنعت و اقتصاد سینما اظهار داشت: حمایت از تولید ملی اولویت اول، دوم و سوم ما است. همان حساسیتی که برای نمایش فیلم ایرانی داریم برای انتخاب و نمایش فیلم خارجی هم داریم اما به اکران فیلم خارجی به عنوان یک گزینه فکر می‌کنیم. همچنین محمدمهدی حیدریان، رئیس سازمان سینمایی چندشب گذشته با حضور در برنامه «چشم شب روشن» پیرامون سینما تک و نمایش فیلم‌های خارجی در ایران اظهار داشت: فیلم خارجی از جمله عواملی است که اجازه روبه‌رویی و مواجهه بی‌واسطه بیننده با فیلم و فضایی را که به خاطر آن سینما موثر می‌شود، می‌دهد و همچنین به سایر شیوه‌های پخش یا ارائه فیلم، برتری پیدا می‌کند و ما اگر این امکان را در اختیار تهیه‌کننده نگذاریم مخاطبان را از آشنایی با آخرین تکنولوژی‌های سینما محروم کرده‌ایم. وی همچنین افزود: ما برای هدف خاص بی‌آنکه مزاحمتی برای فیلمساز ما باشد، می‌توانیم آثار خارجی را به نمایش بگذاریم.به نظر می‌رسد طرح اکران فیلم‌های سینمایی خارجی در ایران، در بدایت امر پسندیده بوده اما عملیاتی شدن این تصمیم نیاز به تدابیر ویژه‌ای دارد تا محدوده فیلم‌های اکران شده به دقت مشخص شود. اصلی‌ترین محدوده فیلم‌های سینمایی که بناست برای اکران انتخاب شوند، نخست همخوانی با فرهنگ ایرانی- اسلامی است که جزو خطوط قرمز محصولات سینمایی محسوب می‌شود اما در کنار آن عدم اجازه به ورود فیلم‌های مبتذل از نظر محتوایی و ممانعت از اکران فیلم‌های بی‌کیفیت نیز بسیار حائز اهمیت است. رعایت حدود مورد نظر این امر، موجب می‌شود سینماگران ایرانی به تنوع ژانر روی آورده و تا حدی سینمای اجتماعی از نوع رئالیسم سیاه را کنار بگذارند و به رقابت با آثار خارجی در جلب نظر مخاطب بپردازند.انتهای پیام/ ]]> فرهنگی هنری Sun, 15 Oct 2017 11:20:28 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcefo8x7jh8nxi.b9bj.html سرگذشت مادری که سوژه فیلم «شیار ۱۴۳» شد/ می‌خواهم بی‌سر شهید شوم http://www.nedayeenghelab.com/vdciq3apwt1awp2.cbct.html به گزارش ندای انقلاب، شهدا امروز اسطوره‌های توانایی و دانایی‌اند. شهید، انسان والامقامی است که هنگام تصمیم‌گیری، برخوردار از تحلیل و بصیرت است و عملش مبتنی بر عرفان و متکی بر ولایت است. براستی چنین شهیدی است که راست قامت و جاودانه در تاریخ باقی می ماند. جامعه قرآنی کشور در آخرین مراسم پاسداشت مقام شهیدان این هفته به دیدار خانواده معظم شهیدان عبداللهی رسیدند و ضمن ادای احترام به مقام شامخ این شهیدان والامقام با مادر بزرگوار شهیدان محمود و داوود عبداللهی دیدار کردند که خواندن گزارش این دیدار برای مخاطبان خالی از لطف نیست.زندگی‌نامه شهید جهادگر داوود عبدالهیجهادگر شهید داوود عبداللهی در سال ۱۳۴۴ در خانواده‌ای مذهبی در تهران متولد شد، تحصیلات ابتدایی خود را در سنندج گذراند. در همان ایام به مطالعه کتاب‌های مذهبی می‌پرداخت. وی از ۶ سالگی به نماز، روزه و قرآن علاقه فراوانی داشت، به طوری که چندین بار در مسابقه قرائت قرآن مجید اول شد. وی به همراه دوستان خود در به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی کوشش فراوان کرد. شهید عبداللهی پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی به همراه خانواده‌اش به اراک منتقل شد.شهید عبداللهی در جهاد سازندگی اراک مشغول فعالیت گردید؛ آن شهید بزرگوار علاوه بر فعالیت در جهاد سازندگی، در مسجد ابوالفضل(ع) اراک کتابخانه‌ای برای خردسالان و نوجوانان شهر دایر کرد. وی روزها در دبیرستان درس می‌خواند و شب‌ها به پاسداری از انقلاب اسلامی اسلحه به دست می‌گرفت. شهید عبداللهی دوره آموزش نظامی خود را در بسیج اراک گذراند، با شروع جنگ تحمیلی چهار مرتبه داوطلبانه به جبهه‌های حق علیه باطل رفت.با انتقال پدر به تهران؛ شهید داوود در کنار درس خواندن، اوقات فراغت خود را در جهاد سازندگی به فعالیت‌های فرهنگی می‌پرداخت و با واحد مجله دفتر مرکزی جهادسازندگی همکاری می‌کرد. وی در تهران نیز علاوه بر تحصیل و خدمت در جهادسازندگی، شبها در مجسد انصارالحسین(ع) به فعالیت و تدریس قرآن به کودکان می‌پرداخت.دیدار جامعهشهید عبداللهی هیچگاه از تلاش و کوشش در راه حفظ انقلاب اسلامی و ارزش‌های آن غافل نشد و عاشقانه در تثبیت خط امام اهتمام می‌کرد، آخرین بار در سال ۶۲ برای مصاف با استکبار جهانی و کفار بعثی داوطلبانه به جبهه‌های حق علیه باطل عزیمت کرد.داوود عبداللهی در تاریخ دوازدهم آذرماه ۶۲ در عملیات والفجر ۴ در منطقه پنجوین به درجه رفیع شهادت نائل گردید و با شهادت خود پرونده پرافتخار خود را جاودانه کرد.شهید داوود عبداللهی و برادر شهیدش محمود عبداللهی که در تنگه چزابه در عملیات فتح‌المبین به درجه رفیع شهادت نائل آمد، دو شهید بزرگوار از این خانواده شهید‌پرور هستند که در راه آرمان‌های مقدس انقلاب اسلامی جان خود را هدیه کردند.سرگذشتی که آبیار را به منزل شهیدان عبداللهی آورددر میان صحبت‌های مادر شهیدان عبدالهی، این نکته توجه همه را به خود جلب کرد که نرگس آبیار کارگردان حرفه‌ای سینما، فیلم نامه شیار ۱۴۳ را از سرگذشت این مادر نوشته است.شیار ۱۴۳ فیلمی به کارگردانی و نویسندگی نرگس آبیار و تهیه‌کنندگی محمدحسین قاسمی محصول سال ۱۳۹۲ است. این فیلم پس از ۹ هفته اکران در ۳۵ سینمای ایران، فروش ۴ میلیارد و ۵۱۸ میلیون تومانی را تجربه کرده‌است.در متن فیلم، شیار ۱۴۳ یکی از محدوده‌هایی است که در منطقه جنگی؛ برای مین‌یابی و یافتن اجساد شهیدان در جنگ مورد تفحص و کاوش قرار می‌گیرد. فیلم شیار۱۴۳ مورد استقبال طیف‌های مختلف مردم قرار گرفت و نیز در بیش از ۳۰جشنواره بین‌المللی حضور یافت و ۱۶ جایزه بین‌المللی دریافت کرد.مادر دعا کن تا شهید شومپس از اینکه محمود به شهادت رسید، داوود بی تابی می‌کرد تا به برادر شهیدش برسد. روزی در سجاده نماز نشسته بودم که دیدم داوود در کنارم نشست و گفت: مادر؛ می‌خواهی من خوش بخت شوم؟ که گفتم مگر مادری پیدا می شود که خیر و صلاح فرزندش را نخواهد. در جوابم گفت: پس اجازه بده من هم مثل محمود به جبهه روم. گفتم من چکاری می‌توانم برای تو کنم. گفت: مادر دعا کن تا شهید شوم و بگو (ان شاالله شهید شود). با کمی تامل گفتم؛ آخه، پدرت تنهاست و ما غیر از تو کسی رو نداریم؛ دیدم که به دست و پایم افتاد و التماس کرد تا این دعا را در حقش کنم البته به این بسنده نکرد و در حالی که دستانش را بر روی شانه هایم گذاشته بود گفت: مادر، دوست دارم همانند سرورم سید الشهدا(ع) سر از تنم جدا شود و خیالت راحت باشد که آن وقت است که حضرت زینب(س) بالای سرم خواهد آمد و نخواهد گذاشت تنها باشم.پس از شهادت داوود و نیامدن پیکرش، بسیار بی تابی می‌کردم مخصوصاض زمانیکه پیکر شهدای گمنام را تشییع می کردند تا اینکه شبی خوابی را دیدم که این خواب آبی بود در آتش. دیدم که در سرزمین عربستان از مسجد النبی(ص) تا قبرستان بقیع گلباران شده است و شهیدان جنگ تحمیلی بسیار خوشحال هستند.وصیتنامه جهادگر شهید داوود عبداللهیبسم‌الله الرحمن الرحیمالذی خلق الموت و الحیاة لیبلوکم ایکم احسن عملااوست خدایی که آفرید شما را تا بیازماید شما را در صحنه پیکار حق و باطل که کدامین از شما نیکوکارتر است.اشهد ان لا اله ال‌‌الله - اشهد ان محمد رسول‌الله - اشهد ان علی ولی‌الله - اشهد ان خمینی روح‌اللهوصیت می‌کنم؛ این بنده حقیر سراپا تقصیر گنهکار که ای مردم گناه نکنید که سخت است جبرانش. راه امام را بروید که راه خدا است. از راه او جدا نشوید و او را یاری کنید.ای جوانان به جبهه بیایید که سرزمینی محبوبی است؛ تا خدا را از خود خشنود کنید. به جبهه بیایید اینجا صفا هست، وفا هست، عشق و ایمان و ایثار است. آیا در شهر می‌شود چنین حالت‌هایی پیدا کرد؟پدر و مادر عزیز و خواهر گرامی، از زحمت‌های بی‌شمار شما که در حق من متحمل شده‌اید بی‌نهایت سپاسگزارم و اگر از من بدی دیدید حلالم کنید و اگر خداوند شهادت را نصیبم کرد هر شب جمعه اگر برایتان مقدور است و سختی ندارد برایم کمی قرآن بخوانید و فاتحه بفرستید.خواهرجان، حجابت را حفظ کن تا جزو یاران خدا باشی. اگر می‌خواهی در دنیا سرافراز شوی حجابت را حفظ کن و نمازت را بپا‌دار از امام خمینی(ره) و مسئولان مملکتی پیروی کن. این دنیا زودگذار و فانی است؛ ولی آه از آن دنیا که جاودانه و باقی است و آنجا خانه اصلی ماست پس توجه کن چه توشه‌ای برای آنجا برمی‌داری.و سخنی با امام عزیز، با تو ای رهبر من، که من و هزاران جوان چون من را به سعادت، که همانا رفتن راه امام حسین(ع) است؛ رهنمون کردی و سخنی با شما ای شهیدان اسد، مهدی، فرهاد و محمود و دیگر شهدا، شما پیش خدا آبرو دارید، عزت دارید، از خدای بزرگ و بخشنده که گنهکاران را می‌بخشد بخواهید شهادت را نصیب من کند و مرا به پیش خود ببرد تا من هم جزء شما نیکان و شهدا شوم.از پدرم که وکیل تام‌الاختیار من است تقاضا دارم در صورت شهادت من، برایم سه ماه نماز قضا بخوانند (نماز یومیه) و یک ماه روزه بگیرند و ۱۰۰ تومان به حساب ۱۰۰ امام بریزند. از شما پدر و مادر عزیزم می‌خواهم که مرا حلال کنید و راضی باشید از من و همچنین شما ای خواهران عزیزم مهری جان و شمسی‌جان شما را هم به خدا می‌سارم. دختر و پسرت را ببوس و همچنین از شما ای همسر برادرم معذرت می‌خواهم اگر نتوانستم سر به شما بزنم مرا حلال کنید. همه را سلام برسانید، همه مرا حلال کنید. پدرجان از همه حلالیت بخواهید.و اما سختی با تو معبود، گناهانم بسیار است اما می‌دانی که در این دم آخر دیگر امیدی به کسی ندارم جز به تو، مرا ببخش خدایا من خیلی پررو هستم که از تو تقاضا کنم اما چه کنم که تو بسیار مهربانی و این جسارت‌ها را بر من می‌بخشی انشاءالله.خدایا اگر قسمت من شهادت در راهت قرار گرفت مرا با سری از بدن جدا، چون سرورم حسین(ع) از این دنیا ببرد. خدایا من بخاطر بهشت نمی‌آیم؛ بخاطر ترس از جهنمت نمی‌آیم، خدایا کمکم کن که فقط خالصا لوجه الله و برای رضای تو باشد.خدایا تو دعای بندگانت را می‌شنوی؛ دعای من گنهکار و روسیاه را هم بشنو. مرا ببخش مرا بیامرز و شهیدم کن. اللهم اغفرلی کل ذنب اذنبته و اما ای حسین‌جان، از خدا بخواه که ما را جزء انسان‌های خوب و شهدا قرار دهد. حسین‌جان مرا دریاب دوست دارم سرم بر بالین تو باشد، در این حالت آمرزش خداوند شامل حال من می‌‌شود. حسین‌جان به خواهرت زینب بگو نگران نباشد چون حران آمده‌اند کربلا را ازاد سازند و پای ستم را دراندازند.یا زینبت مرا دریاب آه از اسارت تو، آه از نامردان با زینب حسین، با تو ای خواهر غم‌پرور سیدالشهداء چه کردند، اسیرت کردند، زجرت دادند؛ وای بر من اگر در گرفتن حقت کوتاهی کنم. یا زهرا خود خوب می‌دانی که هرگاه من احتیاج به کمک داشتم از شما تقاضا کردم، از خدا بخواهید که حاجتم را برآورده کند و این بار نیز از تو دخت رسول می‌خواهم که از خدا تقاضا کنی مرا به پیش خودش ببرد.در پایان از شما می‌خواهم برای سلامتی امام دعا کنید. برای رزمندگان دعا کنید. دعا را فراموش نکنید؛ قرآن را فراموش نکنید و بدانید که اگر حسین مظلوم بود، کتابی که حسین برای تحقق دستورات آن قیام کرد مظلوم‌تر است. دیگر عرضی ندارم. همه شما را به خداوند بزرگ می‌سپارم.والسلام علیکم و رحمةالله و برکاتهمنبع :‌تسنیمانتهای پیام/ ]]> فرهنگی هنری Sat, 14 Oct 2017 11:28:16 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdciq3apwt1awp2.cbct.html فخیم‌زاده: دیگر سریال مذهبی نمی‌سازم/ شرایط تلویزیون برای کار کردن فراهم نیست http://www.nedayeenghelab.com/vdcjohetxuqeitz.fsfu.html به گزارش ندای انقلاب، «مهدی فخیم‌زاده» کارگردان و بازیگر تلویزیون و سینما درباره ساخت اثری جدید برای تلویزیون گفت: کار ما به گونه ای است که باید شرایط مورد نیاز فراهم باشد تا بتوانیم به درستی انجامش دهیم و از آنجایی که مدتی است شرایط مالی تلویزیون مهیا نیست،‌ فعلا در این رسانه کار نمی‌کنم.وی ادامه داد: چندی پیش پیشنهاد کارگردانی سریال «پیوند قلب‌ها» را داشتم که بنا به دلایل مالی قبول نکردم.کارگردان سریال «ولایت عشق» در ادامه بیان داشت: برای مثال برخی تهیه‌کنندگان کاری که من ظرف مدت ۶ ماه می‌سازم را به اجبار و به دلیل کمبود بودجه می‌خواهند ۴ ماهه تمام کنند و من هم با این شرایط نمی توانم کار کنم.فخیم‌زاده با اشاره به تولید سریال‌های مذهبی نیز گفت: سریال مذهبی که اصلا نمی سازم چرا که مفسرهای بسیاری در این زمینه وجود دارند و هرقدر هم در این زمینه با دقت و مطالعه پیش بروی باز هم با حواشی درگیر می‌شوی. منبع :‌ فارسانتهای پیام/ ]]> فرهنگی هنری Wed, 18 Oct 2017 08:51:36 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcjohetxuqeitz.fsfu.html فیلم/ حرم حضرت رقیه(س) http://www.nedayeenghelab.com/vdcfjmdytw6dm0a.igiw.html فیلم ]]> فرهنگی هنری Sun, 15 Jun 2014 11:05:13 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcfjmdytw6dm0a.igiw.html فیلم/ شعر طنز سعید طلایی در محضر رهبر انقلاب http://www.nedayeenghelab.com/vdca0en6w49neo1.k5k4.html فیلم ]]> فرهنگی هنری Mon, 21 Jul 2014 11:50:09 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdca0en6w49neo1.k5k4.html جزئیاتی از استقبال و تشییع مردمی پیکر شهید حججی در سه شهر کشور http://www.nedayeenghelab.com/vdcjthethuqeitz.fsfu.html به گزارش ندای انقلاب، پیکر مطهر شهید مدافع حرم، محسن حججی به زودی وارد کشور می‌شود. برنامه استقبال از پیکر مطهر این شهید، در لحظه ورود پیکر در فرودگاه با حضور مقامات بلند پایه و تشریفات نظامی برگزار خواهد شد. سپس پیکر مطهر برای انجام مقدمات تشییع و تدفین به ستاد معراج شهدای مرکز در تهران منتقل می‌شود. بعد از آن پیکر مطهر شهید برای طواف گرد ضریح مقدس حضرت ثامن الحجج، علی‌ابن موسی الرضا(ع) به مشهد مقدس منتقل خواهد شد.سپس طبق آنچه که امروز روابط عمومی کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در اطلاعیه ای اعلام کرد. مراسم بزرگ تشییع پیکر مطهر در تهران در روز چهارشنبه پنجم مهرماه ۹۶ با حضور عموم مردم برگزار می‌شود. سپاه پاسداران از آحاد مختلف مردم برای حضور شکوهمند و گسترده در آیین عاشورایی تشییع پیکر مطهر پاسدار شهید محسن حججی دعوت بعمل آورده است.بعد از انجام مراسم تشییع، پیکر مطهر این شهید مدافع حرم بی‌سر به شهر اصفهان منتقل شده و مراسم تشییعی با حضور مردم غیور و همشهریان شهید حججی برگزار خواهد شد. بعد از این تشییع مراسم وداع خانوادگی با پیکر مطهر این شهید در شهرستان نجف آباد برگزار شده و مراسم تدفین پیکر مطهر او در زادگاهش یعنی نجف آباد استان اصفهان برگزار می‌شود.شهید محسن حججی یکی از نیروهای لشکر زرهی ۸ نجف اشرف و از نیروهای فعال موسسه شهید احمد کاظمی بود. او اهل اصفهان و ۲۵ ساله بود که در منطقه مرزی عراق و سوریه طی یورش داعش، اسیر و دو روز بعد از اسارت همچون سالار شهید اباعبدالله الحسین علیه السلام به درجه رفیع شهادت نائل شد. از این شهید بزرگوار یک فرزند دو ساله به یادگار مانده است.منبع :‌تسنیمانتهای پیام/ ]]> فرهنگی هنری Sun, 24 Sep 2017 13:03:16 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcjthethuqeitz.fsfu.html کارگردان «گسل» سریال جدید می‌سازد/ روایت ۲۰ سال زندگی دو جوان در «مرد» http://www.nedayeenghelab.com/vdcaeonew49nme1.k5k4.html به گزارش ندای انقلاب، سریالی با نام موقت «مرد» به نویسندگی علیرضا بذرافشان و سارا خسرو آبادی و کارگردانی بذرافشان قرار است ساخته شود.بنا بر این گزارش، این سریال از دهه ۷۰ شروع می‌شود و تا اواخر دهه ۹۰ ادامه دارد. «مرد» داستان دو جوان را از نوجوانی روایت می‌کند که به نقطه عجیب و غریبی در زندگیشان می‌رسند.«مرد» تا به حال چندین تهیه کننده داشته که همگی تغییر کرده‌اند اما محمد هاشمی اصل تصمیم گرفته تا این سریال را به نتیجه برساند که در حال حاضر نتیجه قطعی اعلام نشده است.این سریال در ۳۰ قسمت ۶۰ دقیقه‌ای و در ۳ فصل ساخته می‌شود.همچنین این احتمال وجود دارد که نام این سریال به دلیل شباهت با سریال فریدون حسن پور تغییر یابد.منبع :‌فارسانتهای پیام/ ]]> فرهنگی هنری Sun, 24 Sep 2017 09:10:43 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcaeonew49nme1.k5k4.html