پایگاه خبری ندای انقلاب - پربيننده ترين عناوين فرهنگی هنری :: rss_full_edition http://www.nedayeenghelab.com/vsngrt194kjoa.pra.html Mon, 21 Aug 2017 17:46:41 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://www.nedayeenghelab.com/skins/default/fa/{CURRENT_THEME}/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری تحلیلی ندای انقلاب http://www.nedayeenghelab.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری تحلیلی ندای انقلاب آزاد است. Mon, 21 Aug 2017 17:46:41 GMT فرهنگی هنری 60 کِی گرفتی با عَدو سِلفی؟ کجا؟! http://www.nedayeenghelab.com/vdcaeonee49nmw1.k5k4.html به گزارش ندای انقلاب، شهادت جانگذار محسن حججی بدست مزدوران صهیونیستی داعش با واکنش متعدد هنرمندان همراه بود. سیاوش امیری در مورد این شهید بزرگوار قطعه‌ای را سروده و آن را در اختیار ما قرار داده است. متن سروده این شاعر بدین شرح است:سالک «حق الیقین» بودی شهید!بین خوبان بهترین بودی شهید!اهل فرهنگ و جهادِ بی بدیلباور و اندیشه ات خوب و اصیلای «شهید بی سر» والاگُهرنازنین دُردانه ات شد بی پدرای نگاهت آتشی بر جان ماشعله زد بر عزّت و ایمان ماآن نگاه پُرصلابت کُه شکنشد فروغ ویژه سرباز وطنناکسان رسوای آن تیغِ نگاهجانفدای شوکت زیبای ماهبا تو ما مردُم به خود باز آمدیمجملگی در شوقِ پرواز آمدیمسرو بی سر! سر به جانان باختیکان چنان، بر خیلِ دشمن تاختیبی وطن ها! «داعش» مزدورِ غرباز سرافرازان چو تو در تاب و تَبجان سپار راه مولایم «حسین»(ع)ای «ذبیح اللّه» چو آقایم «حسین»(ع)ای بریده حَلق و حَنجَر غرق خونعاشق سرمستِ صحرایِ جنوننان بیشرمی نخوردی ای شهید!رَه به بیراهه نبُردی ای شهید!کِی گرفتی با عَدو سِلفی؟ کجا؟!«چهره ات» شد زیور آیینه ها!ای صفاهانی نسب ای مردِ دینچلچراغِ روشنِ این سرزمیننامه در نامه همه نامِ تو شداهلِ گیتی ماتِ اقدامِ تو شداز تو «محسن» جان محاسن دیده ایمما تُرا در «عشق»، ساکن دیده ایم...منبع : مشرق ]]> فرهنگی هنری Sun, 20 Aug 2017 09:30:54 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcaeonee49nmw1.k5k4.html روایت همسر شهید حججی از "راز انگشتر یازهرا" در دستان شهید/ "محسن" یک آتش به‌اختیار تام بود http://www.nedayeenghelab.com/vdcezo8xojh8n7i.b9bj.html به گزارش ندای انقلاب، زهرا عباسی همسر شهید محسن حججی با حضور در برنامه تلویزیونی زنده‌رود که از شبکه اصفهان، فارس و شما به‌روی آنتن رفت از ویژگی‌های شهید حججی، روایت ازدواج با او، سفر به سوریه و شهادتش صحبت کرد.عباسی با روایت ماجرای ازدواج با شهید حججی گفت: ما سال ۹۱ به عقد هم درآمدیم، در هفته دفاع مقدس و در نمایشگاه کتاب من را دیده بودند.وی درباره شنیدن خبر اسارت شهید حججی گفت: بیرون از منزل بودم، در یکی از کانال‌هایی که عضو بودم تصویر را دیدم، باز کردم و دیدم که تصویر آقامحسن است، دستانم می‌لرزید چون اسارتش من را شوکه کرد، حس کرده بودم که این سفر آخرش است، به او هم گفته بودم که "حس می‌کنم دیگر برنمی‌گردی"، بعد از آن تماس گرفتم که پدرم بیایند و گفتم که حالم خوب نیست و بعد از آن اسارت ایشان را به همه اطلاع دادیم.همسر شهید حججی درباره نشانه‌های شهادت او گفت: می‌دانستم دیگر برنمی‌گردد چون شهادت او هم ماجرا دارد، قبل از اینکه عازم سوریه شوند می‌گفتند "دلم می‌خواهد نشانه‌ای همراهم باشد که اگر دشمن من را اسیر کرد دیگر من را رها نکند".وی ادامه داد: آقامحسن می‌گفت "من نمی‌ترسم و در چشمان آنها نگاه می‌کنم و می‌گویم که شیعه امام علی(ع) هستم". به این نتیجه رسیدم که دُر نجف را برای او بخرم البته این دُر را هدیه گرفته بودم، آقا محسن گفت "عبارت "یا زهرا" را روی آن حکاکی کنیم"، این کار را هم انجام دادم و آقامحسن انگشتر را دستش کرد و سپس راهی سوریه شد.عباسی بیان کرد: وقتی همه می‌گفتند که "دعا کنید برگردد" من می‌گفتم "غیرممکن است او می‌گوید که شیعه امیرالمؤمنین(ع) است"، همه می‌گفتند "عکس فوتوشاپ است، آنجا اصلاً کسی به لباس خود اتیکت نمی‌زند" و من توضیح دادم که آن را خودم به سینه او زدم.وی ادامه داد: بار دوم که به سوریه می‌رفت برای کاری به بیرون از منزل رفته بودم، آقامحسن تماس گرفت و پرسید "کجایی؟"، گفت "امشب قرار است بروم"، گفتم "چه عجله‌ای است؟"، بعد از قطع تماس گریه کردم چون برایم سخت بود اما قبل از آمدن او اشک‌هایم را پاک کردم تا نبیند، وقتی آمد دیدم که چشمانش قرمز است، از خوشحالی اشک شوق ریخته بود.همسر شهید حججی درباره تصویری که از اسارت او منتشر شد، گفت: این عکس نشان‌دهنده حق و باطل بود، من بعد از نگاه کردن با دقت به عکس یک لحظه حس نکردم که محسن اسیر است، صلابت را در وجود او دیدم حس کردم که داعشی ملعون اسیر دست آقامحسن است. قطعاً از بغض و کینه است که چاقو کنار او گذاشته‌اند.وی گفت: من همه چیز در چهره او دیدم جز ترس اما خستگی را حس کردم، مشخص بود ایشان تا لحظه‌ای که به اسارت درآمده از خودش دفاع می‌کرده است چون لب‌های او خشک بود، اما استوار بودن هم در نگاه او بود، محسن کم نیاورده بود.عباسی با بیان اینکه هدف داعش از انتشار این عکس، رعب و وحشت بود و اینکه اراده بقیه را ضعیف کند، گفت: آنها سخت اشتباه کردند چون خود را نابود کردند، آنها با این عکس هزاران هزاران محسن دیگر را بهتر و مؤثرتر ساختند.وی افزود: همه ما ایمانی را در وجود خود داریم و می‌توانیم مثل محسن خاص باشیم، محسن این خاص بودن و ایمان خود را عملی کرد، او بالقوه بودن را به بالفعل تبدیل کرد و همین سبب شد که دغدغه را در وجود او حس کنیم. دغدغه کار جهادی را داشت و این را عملی می‌کرد.همسر شهید حججی خاطرنشان کرد: محسن یک آتش به‌اختیار تام بود، این آتش به‌اختیار را سال‌ها قبل در مؤسسه شهید کاظمی نشان داد، اگر همه این‌گونه باشیم همه چیز خیلی قشنگ پیش می‌رود و همه محسن‌ها، یکی یکی ساخته می‌شوند.منبع :‌تسنیم ]]> فرهنگی هنری Sat, 19 Aug 2017 09:56:30 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcezo8xojh8n7i.b9bj.html نشانه‌های عرفانهای کاذب و فرقه‌های انحرافی http://www.nedayeenghelab.com/vdccioq1e2bqpx8.ala2.html به گزارش ندای انقلاب،‌ پدیده عرفانها و معنویات دروغین و فرقه های باطل و شیطانی در تمام گستره تاریخ بشری به موازات حضورعرفان و معنویت و شریعت اصیل و حقیقی انبیاِی الهی بوده و در واقع راههای بدیل و جایگزینی بوده است که شیاطین جن و انس آن را در پیش روی بشر برای منحرف کردن آنان از صراط مستقیم وحی و نبوت و امامت می گذاشته اند اما این پدیده در دوران جدید و با سرخوردگی بشر از زندگی مادی و ماشینی ابعاد گسترده تری یافته و در سرتاسر جهان از اقشار مختلف مردم یارگیری می کند.جامعه اسلامی و انقلابی ما هم از حضور و آقات این پدیده در امان نبوده و جریانهای رنگارنگ به اصطلاح عرفانی و یا معنوی در گوشه و کنار کشور ظهور یافته اند و اگر چه با بسیاری ازآنها برخوردهای قانونی صورت گرفته اما ریشه کن نشده و مجددا به بازسازی خود پرداخته اند و یا با عناوینی جدید وارد میدان شده اند.بحث در این موضوع مفصل و ابعادی وسیع دارد اما در این مقال سعی می شود به اختصار نشانه ها و معیارهایی برای شناخت عرفانهای کاذب و فرقه های انحرافی به ظاهر دینی از عرفان حقیقی و صراط مستقیم دیانت داده شود، بدان امید که در مقابله با گسترش این پدیده مخرب مفید و موثر افتد.پیشتر لازم است گفته شود که هر جریان و فرقه انحرافی عرفانی و شبه دینی لازم نیست همه نشانه های زیر را داشته باشد بلکه ممکن است تنها چند نشانه را داشته باشد و همین امر برای بر خطا وانحرافی بودن آن جریان کافی است، اگر چه به میزانی که این نشانه ها در جریانی بیشتر باشد، انحراف آن شدیدتر است و گاه نیز ممکن است جریانی نشانه ای را داشته باشد اما این امر به دلیل غفلت و نا آگاهی باشد و نه به دلیل تعمد در انحراف که در این صورت باید به آن جریان تذکر داد و در اصلاح آن کوشید.و اما نشانه های شناخت عرفانهای کاذب و معنویت گرایی دروغین که گاه در قالب یک فرقه و جریان اجتماعی و شبه دینی ظهور و بروز دارد، به شرح زیر است: ۱. خداشناسی غلطاساس عرفان صحیح اسلامی و قرانی بر متعالی بودن و منزه بودن خداوند ازهر گونه شبیه و نظیر و حلول کردن در جهان و انسان و برتر بودن ازهر وهم و گمان است. سنخ وجودی خداوند به عنوان خالق هستی با سنخ وجودی مخلوقات در کنه و ذات متفاوت است و هیچ سنخیت و مشابهتی بین این دو وجود و موجود، نیست. اهل بیت علیهم السلام کسانی را که به آنها نسبت الوهیت و خدایی می دادند مورد لعن و نفرین قرار می دادند و تاکید می کردند که آنها بندگان خدا هستند و خداوند متعالی از آن است که شریک داشته باشد و یا در موجود و مخلوقی حلول کند و یا ذاتش با او متحد شود. رهبران و سازندگان بسیاری از فرقه های انحرافی و عرفانهای کاذب، برای فریب دادن پیروان خود و وادار کردن آنها به تسلیم در برابر خود، ادعای خدایی و یا اتحاد با ذات خداوند و یا حلول خداوند در خود دارند که همه اینها از مصادیق کفر و شرک بوده و از نظر شریعت مجازات مرگ دارد.۲. انسان خدایی و عقل بسندگیبرخی از فرقه های انحرافی عرفانی و یا غیر عرفانی سخن از خدا بودن انسان می گویند و انسان را معیار حق و باطل می دانند و اساسا نیاز به خدایی متعالی از هر موجودی را انکار می کنند و سخن از این می گویند که انسان خود واجد و معیار همه ارزشهاست و عقل آدمی برای هدایت و تمشیت امور مادی و معنوی انسان و جوامع کافی است.بدیهی است این اعتقاد نیز باطل بوده و انسان تنها در پرتو هدایت الهی و تعالیم انبیاء علیهم السلام می تواند مسیر حق را از باطل تشخیص داده و به صراط مستقیم هدایت شود. عقل آدمی ظرف و بستری برای دریافت تعالیم انبیاء است و عقل بدون وحی و هدایت انبیاء مانند چشمی است که در تاریکی طی مسیر می کند و در برخورد با موانع و چاله ها و چاهها دچار سقوط می شود و این نور وحی است که باید در پیشاپیش چشم عقل تابانده شود تا راه را از چاه تشخیص دهد. البته معلوم است که اگر آدمی فاقد چشم عقل بود، نور و نور افکن وحی و انبیاء برای او سودی نداشت و مانند کوری بود که نور و چراغ برای او سودی ندارد و از همین روست که در قران و روایات برای عقل مقام والا و بلندی ترسیم شده است اما این بدان معنا نیست که عقل، مستقل از هدایت های وحیانی بتواند انسان را به مسیر سعادت رهنمون سازد. اگر چنین بود اساسا خداوند نباید انبیاء را مبعوث و انسانها را به اطاعت از آنان امر می فرمود.۳. تحقیر علم و فقه و نفی تقلید از عالمان شایسته دینیتحقیر علم و دانش حقیقی و منبعث از منابع و متون اصیل دینی و استفاده شده ازعالمان و فقهای شایسته از دیگر ویژگی های برخی فرق انحرافی عرفانی و یا غیرعرفانی است و این بدان دلیل است که می خواهند مریدان و طرفداران خود را از علما و فقها دور کرده و در دام خود گرفتار کنند. عرفانهای انحرافی گاه سخن از خودشناسی و حتی خلوص و خود سازی می زنند و علم و دانش و فقه را حجاب حقیقت اعلام می کنند. و این در حالی است که آیات قران و دهها روایت، مسلمین و مومنین را توصیه به علم آموزی تحت هر شرایطی می کنند مانند این روایت از امام صادق علیه السلام که فرمود: اطلبوا العلم و لو بخوض اللّجج و شقّ المهج.[۱] {به طلب دانش و علم برخیزید، هر چند با فرو رفتن در گردابها و در خطر افتادن جانها همراه باشد.} آنچه مسلم است هیچ امری حتی عبادت و ریاضت و خلوص و چله نشینی و ... نمی تواند جای علم آموزی درست و صحیح را نزد عالمان و فقهای اصیل دینی بگیرد. و هر کس که به تحقیر علم و تفقه در دین پرداخت و علما و فقها را تحقیر کرد، به خطا رفته است و اگر ادعای عرفان دارد، در پی تحمیق مریدان خود و به انحراف کشاند آنهاست. به این روایت بنگرید که امام باقر علیه السلام چگونه فقه آموزی و طلب فهم دین را بر شیطان سخت تر و ناگوارتر از عبادت هزارعابد دانسته است: مُتَفَقِّهٌ فِی الدِّینِ أَشَدُّ عَلَی الشَّیْطَانِ مِنْ عِبَادَةِ أَلْفِ عَابِدٍ.[۲]در همین راستا باید اشاره کنیم که نفی تقلید از مجتهدین و فقهای جامع الشرایط و یا توصیه به تقلید از فردی که شایستگی علمی و اخلاقی ندارد، نیز در اغلب فرقه های انحرافی که ادعای دینی و اسلامی بودن نیز دارند مشاهده می شود، در حالی که به حکم عقل و شرع وقتی کسی خود به مرحله اجتهاد نرسیده است باید در امور دینی و عقیدتی خود به تقلید و تبعیت از دین شناسان و فقهای واجد شرایط بپردازد.جالب توجه این است که برخی از فرقه های انحرافی در عین حال که به نفی تقلید از عالمان دینی و فقهای جامع الشرایط می پردازند، در عین حال مریدان خود را به سرسپردگی بدون چون و چرا به رهبر و قطب فرقه توصیه می کنند.۴. عدم پایبندی به شریعترعایت نکردن احکام شرعی و بی اعتنایی به واجبات و محرمات با توجیهات گوناگون از دیگر نشانه های انحراف و عرفانهای دروغین و فرقه های شیطانی است. گاهی چنین استدلال می شود که شریعت برای مراحل پایین سیر و سلوک است و وقتی انسان به مراحل بالاتر رفت و مثلا به حقیقت رسید، بی نیاز از شریعت و عمل به واجبات و ترک محرمات می شود. و یا گفته می شود که شریعت پوسته و حقیقت مغز آن است و هر گاه به مغز رسیدیم دیگر نیازی به پوست نداریم و آن را دور می اندازیم. و نیز گفته می شود که شریعت برای ظاهرگرایان است اما اهل باطن بی نیاز از آن هستند. بدیهی است اگر این حرف صحیح بود باید انبیاء الهی و امامان علیهم السلام چون به حقیقت رسیده بودند و مراحل عالی کمال را طی کرده بودند، اخکام و اعمال و عبادات شرعی را ترک می کردند در حالی که می دانیم آنان بیش از همه و تا آخرین لحظه حیاتشان بر همه احکام الهی مواظبت داشتند. امام حسین علیه السلام در ظهرعاشورا که تا شهادت و ملاقات با خداوند ساعاتی بیشتر نمانده است، به نماز می ایستد. بنا بر این سخن از نفی شریعت گفتن به هر بیان و زبانی و توجیهی که باشد باطل و انحراف محض است.۵. صراطهای مستقیم حق بودن همه ادیان و مذاهب و این که حق نزد یک نفر و یک دین و آیین نیست و حقیقت بین همگان تقسیم شده و صراطهای مستقیم داریم نه صراط مستقیم، از دیگر حرفهایی است که فرقه ها وعرفانهای منحرف برای جا انداختن خود و جذب افراد با شکستن مقاومتهای اعتقادی آنها مطرح می کنند. گاهی این حرف باطل به استناد روایت فاقد سند و نامعتبری مطرح می شود که می گوید به تعداد آدمیان راه به سوی خداوند وجود دارد. (الطرق الی الله بعدد انفس الخلائق) در حالی که از مسلمات قرانی و مکتب اهل بیت علیهم السلام این است که تنها دین سزاوار تبعیت اسلام است (وَ مَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الْإِسْلامِ دِیناً فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِی الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِینَ‏ ـ ال عمران/ ۸۵) و تنها مذهب واجد حقانیت تشیع است. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در روایتی فرمود که امت من پس از من هفتاد و سه فرقه می شوند که یکی از آنها در بهشت و هفتاد و دو فرقه دیگر در جهنم خواهند بود. (خصال صدوق، ج ۲، ص ۵۸۵) همچنین قران کریم تصریح می کند که صراط مستقیم یکی است و باقی راهها انحراف است: وَ أَنَّ هذا صِراطِی مُسْتَقِیماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَنْ سَبِیلِه‏ (انعام/ ۱۵۳) {همانا راه راست من همین (دین اسلام) است، از آن پیروی کنید، و به راههای دیگر مروید که شما را از راه خدا دور و پراکنده می‏سازند}۶. اختلاط حرام زن و مرد و روابط نامشروع جنسیبرخی از نحله های عرفانی منحرف برای جذب مشتریان بیشتر حریمهای شرعی روابط بین محرم و نامحرم را نقض و بی اعتبار اعلام می کنند و از اختلاطهای نامشروع بین زنان و مردان در مجالس و محفلهای خود شروع کرده و در ادامه از انواع فساد جنسی و روابط نامشروع سر بر می آورند. گاه این انحراف تحت پوشش ستایش از عشق و عشق مجازی و این که عشق مجازی پلی به سوی عشق حقیقی است، مطرح می شود که تنها یک پوشش برای شکستن حریمهای شرعی است. برخی فرقه ها انحرافشان در این موضوع شدیدتر بوده و تا ستایش از همجنس گرایی به پیش می روند.۷. تکیه بر امور خارق العاده و علوم غریبهاز آنجا که امور شگفت و خارق العاده برای اغلب افراد جذابیت دارد و اعجاب آنان را بر می انگیزد، رهبر یا رهبران بسیاری از فرقه های منحرف عرفانی و غیر عرفانی با ارائه چنین اموری و نشان دادن چشمه هایی از آن افراد ساده دل و بی خبر را جذب می کنند. در حالی که اولا باید بدانیم کسانی که بر این امور توانا هستند اغلب از راههای غیر شرعی مانند کمک گرفتن از جنیان و شیاطین و سحر و جادو و ...، به این امور دست می زنند و جنیان و شیاطین نیز اغلب تا این افراد به مقدسات اهانت نکنند، آنان را در انجام امور خارق العاده و غیب گویی و خبر از آینده دادن و ... یاری نمی کنند. ثانیا، توانایی بر انجام این امور حتی اگر از راههای حرام نباشد دلیلی بر موجه بودن اشخاص نیست. گاهی کسی ممکن است به خاطر عواملی طبیعی با غیر طبیعی توانایی هایی عجیب و خارق العاده پیدا کند و یا حتی ممکن است در موردی از باب تفضل خداوند در حق او باشد، چنان که در باره ابن سیرین مشهور است که قدرت بر تعبیر خواب را به دلیل آن که در برابر تقاضای نامشروع یک زن نامحرم مقاومت کرد در حالی که هیچ مانعی برای این کار وجود نداشت، خداوند به طور ناگهانی به او اعطاء کرد. اما در همین مورد نمی توان نتیجه گرفت که همه اعمال و گفتارهای ابن سیرین درست است و مثلا می تواند مرجعیت فکری و دینی پیدا کند و مراد عده ای شود.نقل شده در زمان امام صادق(علیه السلام) شخصی مدّعی بود که قادر است از اشیایی که دیگران پنهان کرده اند خبر دهد. مردم به عنوان سرگرمی و تفریح از راه های مختلف وی را امتحان کردند. آن فرد برخلاف انتظار حاضرین به خوبی از پس امتحانات برآمد، تا اینکه امام صادق(علیه السلام) سر رسید، اوضاع را جویا شد، جریان را شرح دادند. حضرت دست خود را مشت کردند و از او پرسید؛ در دست من چه چیزی است؟ او بعد از لحظاتی تأمل و فکر، با حالت تحیّر و تعجّب به امام خیره شد. امام(علیه السلام) پرسید چرا جواب نمی دهی؟ گفت جواب را می دانم ولی در تعجبم شما از کجا آن را آورده اید. آن شخص ادامه داد: در تمام کرة زمین همه چیز مسیر طبیعی خود را می گذراند فقط در یک جزیره مرغی دو تا تخم گذاشته که یکی از آنها مفقود شده و آنچه در دست توست باید همان تخم باشد. حضرت تصدیق کردند. امام(علیه السلام) از او پرسید چگونه به اینجا رسیدی؟ جواب داد: «با مخالفت با هوای نفس»، هرچه دلم خواست خلافش را انجام دادم. حضرت از او خواست مسلمان شود. جواب داد، دوست ندارم. امام (علیه السلام) فرمود؛ مگر قرار نبود با هوای نفست مخالفت کنی؟ طبق عهد خودت الان باید مسلمان شوی، چون دوست نداری مسلمان شوی. زمینه فراهم بود؛ هم به قدرت معنوی امام پی برد و هم در مقابل استدلال امام پاسخی نداشت. بعد از مسلمان شدن، قدرت غیبی خود را از دست داد. سراغ امام آمد و زبان به شکوه گشود: «قبلاً که مسلمان نبودم این قدرت را داشتم الان که خدا را پذیرفتم قدرتم را از دست داده ام! این چه دینی است؟» امام (علیه السلام) فرمود: «تاکنون متحمّل زحمتی شده بودی و خداوند در همین عالم مزد زحمت تو را می داد و بعد از دریافت مزد، طلبی از خدا نداشتی چون با خدا بیگانه بودی و از الان آنچه عمل می کنی خداوند برای آن جایی که به آن نیازمندی ذخیره می کند و آنچه که قبلاً داشتی برای نیل به سعادت ابدی، سودی به تو نمی رساند.» (قصص العلماء ص ۴۵)۸. تشکیل محفل های دربستهفرقه های انحرافی به دلیل آن که بسیاری از عقاید و اعمالشان بر خلاف عقل و شریعت است و اغلب افراد حتی معمولی نیز می توانند این تعارض را درک کنند، شیوه کاریشان بر این است که عقاید خود را در محفلها و جلساتی دربسته و محرمانه به مریدان و اعضای خود القا می کنند و از ورود افراد نامحرم و به خصوص افراد عالم و دارای قدرت نقد جلوگیری به عمل می آورند تا مبادا ابعاد غیر منطقی و غیر شرعی افکار و رفتارشان آشکار شود. اگر جریان و اندیشه ای به حقانیت و عقلانیت خود باور داشته باشد، از مواجهه انتقادی و مباحثه و مناظره پیرامون آن نه تنها شانه خالی نمی کند بلکه از آن استقبال می کند.۹. عدم دشمنی و مخالفت با قدرتهای استعماریاز انجا که عرفانها و فرق انحرافی اغلب از حمایتهای مالی و تبلیغاتی دولتهای استعماری غربی برخوردارند و منافع این دولتها در ایجاد و پرورش چنین فرقه هایی است، سرکردگان و پیروان این فرقه ها با چنین دولت هایی مخالف نبوده و بعضا از آنها تمجید و ستایش نیز می کنند. در حالی که به حکم عقل و شرع و به تعبیر زیبای امیرالمؤمنین علیه السلام: کونوا للظالم خصما و للمظلوم عونا، انسانها باید دشمن ظالمان و یاور مظلومان باشند. جدایی دین از سیاست، شعار بسیاری از فرقه های انحرافی است و این در راستای حمایت از منافع استعمارگرانی صورت می گیرد که دین را در تعارض با منافع و چپاولهای خود می بینند.۱۰. ادعای شهود و مکاشفه و رؤیابرخی ازعرفانهای انحرافی بر شهود و مکاشفه و یا الهام تاکید ویژه ای دارند و پیروان ساده دل خود را با ادعاهایی اغلب دروغ اغوا می کنند. در حالی که اولا چنین شهود و مکاشفه و الهامی به راحتی برای کسی رخ نمی دهد و بسیاری از مدعیان دروغ می گویند. ثانیا بسیاری از مکاشفات شیطانی اند یعنی شیاطین با تصرفاتی که در روح و ذهن بعضی افراد منحرف و تابع خود می کنند، گاه اموری غیبی یا عجیب و خارق العاده را به آنها می نمایانند. بر این اساس، این مکاشفات نه تنها دلیل بر درستی و حقانیت راه و اندیشه این افراد نیست بلکه دلیل بر بطلان و شیطانی بودن آنان است. ثالثا اگر مکاشفه و شهودی برای شخصی وجیه و ایمانی رخ دهد، هرگز محتوای آن نمی تواند در تعارض با عقل و شریعت باشد و باید به محک عقل و دین سنجیده شود. ضمن آن که چنین مکاشقه یا مکاشفاتی به معنای درستی اندیشه ها و باورها و رفتارهای شخص صاحب مکاشفه نیست و او نمی تواند به استناد این مکاشفه مثلا حقانیت اندیشه های عرفانی و یا فلسفی و یا فقهی و سیاسی خود را اثبات کند.در همین جا باید به این موضوع نیز اشاره شود که کسانی هم به دروغ مدعی ملاقات با امام زمان علیه السلام هستند و از این طریق اعتماد عده ای را جلب کرده و مرید پروری می کنند. در مورد ملاقات با امام زمان علیه السلام اگر چه نظر مشهورعلمای شیعه این است که چنین چیزی ممکن است و امکان آن منتفی نیست اما بدون شک امری سهل نبوده و اثبات درستی آن و راستگویی شخص مدعی بسیار مشکل است و وقوع آن نیز در طول تاریخ غیبت به ندرت اتفاق افتاده است و کسانی که به این ملاقات نائل شده اند اغلب از اعلام عمومی و گاه حتی خصوصی آن امتناع می کنند چرا که می دانند ممکن است این امر باب ادعاهای دروغ را توسط شیادان باز کرده و با دین و اعتقادات مردم بازی شود.رؤیا و خواب نیز دستاویزی دیگر برای فرقه های انحرافی است. بدین معنا که کسانی مدعی حرفها و عقاید و مطالبی می شوند که در خواب و رؤیا دیده اند و یا به آنها القا شده است. در این مورد نیز باید دانست که اگر چه رؤیا و خواب می تواند صادق باشد و از این طریق حقیقتی و یا وقوع حادثه و اتفاقی در آینده به شخصی القا شود اما باید توجه داشت که اولا، برخی خوابها شیطانی است و رحمانی نیست و تشخیص این که خوابی رحمانی و یا شیطانی است، گاه کاری دشوار است. ثانیا، باید ثابت شود که شخص مدعی رؤیای رحمانی راستگوست و دروغ نمی گوید. ثالثا، خوابها اغلب نیاز به معبر و مفسر دارند و هر کسی نمی تواند به سادگی تعبیر و تفسیر یک رؤیا را بفهمد. رابعا، اگر مدلول و مفهوم خوابی در تعارض با عقل و دین بود، آن رؤیا شیطانی است. خامسا، با خواب نمی توان حکمی شرعی و یا تکلیفی دینی را اثبات کرد و به عبارت دیگر خواب در زمره منابع استنباط احکام دینی و شرعی نیست. به عنوان مثال کسی نمی تواند مرجع تقلید خود را بر اساس خواب انتخاب کند و باید از همان طرقی که در رساله های عملیه آمده است، انتخاب نماید و یا شرعا نمی توان کسی را بر اساس آنچه در خوابی در باره وی دیده ایم، متهم به گناه و خلافی کنیم . و یا آن که حقانیت فکری و عقیدتی کسی با دیدن خواب در باره او ثابت نمی شود. بله اگر کسی با ملاکهای دینی و عقلانی، حقانیت و درستی راه و اندیشه هایش بر ما ثابت شود، آن گاه دیدن یک خواب مثبت در باره او می تواند نشانه و شاهدی بر تایید او باشد. ۱۱. امتزاج حق و باطلباید دانست که عموم فرقه ها و جریانهای انحرافی ممکن است مطالب درست و حقی نیز در حرفها و عقاید و رفتارشان باشد و همین امرگاه موجب می شود کسانی تامل و بررسی لازم را در همه حرفها و عقاید آنها نداشته و به آنها متمایل شوند. از همین رو لازم است همه عقاید و اعمال یک جریان و فرقه وارسی شود تا معلوم شود که در مسیر حقند یا باطل؛ و نیز باید دانست که گاه یک عقیده اساسی باطل در گروه و یا جریانی می تواند دلیل بر انحراف کلی آن باشد. در مثل گفته می شود مانند فضله ای در دیکی پلو است که کل دیک را نجس می کند. امیرالمؤمنین علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه می فرمایند یکی از عوامل انحراف افراد این است که با باطل ممزوج و آمیخته به حق مواجه می شوند و توان شناخت و تفکیک حق از باطل را پیدا نمی کنند و ای بسا موجب می شود که تحت تاثیر اجزای حق، عناصر باطل را بپذیرند. (خطبه ۵۰ نهج البلاغة)در پایان باید متذکر شویم که مهمترین راه برای شناخت عرفانهای کاذب و فرقه های انحرافی مراجعه به عالمان شایسته دینی و فقهای شناخته شده و مورد اعتماد عموم مومنین، و سئوال و پرسش از آنان در باره این فرقه ها و عدم اتکا و اعتماد به دریافت شخصی خودمان است. بدون شک این مسیری نجاتبخش از افتادن به دام انحرافها و منحرفان خواهد بود.ماهنامه رشد را اینجا مطالعه کنیدمنبع: نشریه راه رشد، وابسته به ستاد امر به معروف و نهی از منکر شماره ۱۸۷[۱] . بحار الانوار، ج ۷۵، ص ۲۷۷[۲] . بصائر الدرجات، ج ۱، ص ۷ ]]> فرهنگی هنری Sun, 20 Aug 2017 08:13:50 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdccioq1e2bqpx8.ala2.html ترجمه «انسان ۲۵۰ ساله» به زبان‌های روسی و اردو/ توزیع کتاب در ۵ نقطه جهان http://www.nedayeenghelab.com/vdcdzn0snyt0kz6.2a2y.html به گزارش ندای انقلاب، محمد سالاری، معاون امور بین‌الملل مجمع جهانی اهل بیت(ع)، از برنامه مجمع برای انجام ترجمه‌های جدید از کتاب «انسان ۲۵۰ ساله» خبر داد و گفت: پیش‌تر ترجمه این اثر از سوی مجمع به زبان‌های انگلیسی، فرانسه و هوسایی انجام شده است. همچنین ترجمه عربی این اثر نیز در لبنان ترجمه و منتشر شد. قرار است مجمع این کتاب را به زبان‌های روسی، اسپانیولی و اردو نیز ترجمه کند. وی با بیان اینکه ترجمه‌های جدید نیز در کشورهای مقصد توزیع خواهد شد، افزود: این اثر از جمله کتاب‌های پرمخاطب در بازار کتاب ایران است. علاوه بر این، ترجمه کتاب در برخی از کشورها نیز با استقبال خوبی همراه شده که در نهایت به چاپ دوم رسیده است. به عنوان نمونه، چاپ دوم ترجمه انگلیسی «انسان ۲۵۰ ساله» نیز در هیوستون آمریکا به چاپ رسیده است.«انسان ۲۵۰ ساله» شامل سخنرانی ها و مطالب دستنویس مقام معظم رهبری درباره زندگی سیاسی ـ مبارزاتی ائمه(ع)، از پیش از انقلاب تا سال ۱۳۸۹ است. عنوان کتاب عیناً برگرفته از کلام منور مقام معظم رهبری است و بیانگر نوع نگاه ایشان به زندگی سیاسی مبارزاتی ائمه(ع) است. علت این نامگذاری بر روی زندگی ائمه(ع)، در مقدمه کتاب به تفصیل از بیانات ایشان آورده شده است.این کتاب شامل ۱۷ فصل است که نحوه چینش عناوین فصل‌ها، به صورت ترتیب تاریخی زندگی ائمه(ع)، از دوران پیامبر اعظم(ص) تا دوره امام جواد، امام هادی و امام عسکری(ع) است که بیانات مقام معظم رهبری درباره این سه امام بزرگوار در یک فصل ارائه شده است. محتوای این کتاب به دنبال انتقال مفهومی متعالی از مسیر و مقصد زندگی مجاهدانه ائمه(ع) است و از این رو بیش از آنکه یک کتاب تاریخیِ صِرف باشد، یک فراتحلیل تاریخی است؛ که به جای شرح و تفصیل وقایع زندگی ائمه، نگاهی کل‌گرا به زندگی هر یک از معصومین با توجه به بستر تاریخی دوره مربوطه و در راستای مقصود واحدی که همه این بزرگواران دنبال می‌کردند، ارائه می‌دهد. لذا آشنایی هر چه بیشتر خوانندگان محترم با تاریخ زندگی ائمه، تنفس در فضای انسان ۲۵۰ ساله را دلنشین تر می کند.منبع :‌تسنیمانتهای پیام/ ]]> فرهنگی هنری Tue, 15 Aug 2017 10:03:19 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcdzn0snyt0kz6.2a2y.html انتشار یادداشت‌های شهریار درباره دفاع مقدس برای اولین‌بار http://www.nedayeenghelab.com/vdce7o8x7jh8n7i.b9bj.html به گزارش ندای انقلاب، جمشید علیزاده، پژوهشگر و مؤلف، از انتشار اشعار شهریار با موضوع دفاع مقدس خبر داد و گفت: پیش از این کتاب «ناله‌های شباهنگ» که دربردارنده مجموعه‌ای از سروده‌های شهریار در موضوع دفاع مقدس بود، به چاپ رسیده بود. قرار است این اثر از سوی نشر شایسته بازچاپ شود.وی با بیان اینکه پیش از این بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس کار انتشار این اثر را برعهده داشت، به تغییرات ایجاد شده در چاپ جدید اشاره کرد و افزود: در چاپ جدید تلاش شده تا با اعمال تغییراتی منتشر شود. از جمله اینکه، شعری جدید به کتاب افزوده شده و تعدادی از یادداشت‌های کوتاه شهریار نیز در این رابطه به کتاب اضافه شده است.به گفته علیزاده؛ کتاب «ناله‌های شباهنگ» در سال‌های گذشته همواره به عنوان یکی از منابع درسی در حوزه ادبیات مقاومت در دانشگاه‌ها تدریس می‌شود.سروده‌ای که در ادامه منتشر می‌شود، یکی از نمونه‌های اشعار شهریار درباره دفاع مقدس است:سلام ای جنگجویان دلاورنهنگاهی به خاک و خون شناورسلام ای صخره‌های صف کشیدهبه پیش تانک‌های کوه پیکرسلام ای پاسداران کعبه عشقحریم عشق را چون حلقه بر درسلام ای لشکر اسلام پیروزتو را هر دو جهان باشد مسخر ...منبع :تسنیمانتهای پیام/ ]]> فرهنگی هنری Mon, 14 Aug 2017 07:53:29 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdce7o8x7jh8n7i.b9bj.html اولین هدیه ای که شهید حججی به همسرش داد/ محسن پول کتابفروشی را خرج اردوهای جهادی می‌کرد http://www.nedayeenghelab.com/vdceov8xxjh8noi.b9bj.html به گزارش ندای انقلاب، حمید خلیلی مدیر مؤسسه سردار شهید حاج احمد کاظمی که سال‌های متمادی یا شهید مدافع حرم «محسن حججی» ارتباط داشت و رابطه صمیمی میانشان وجود داشت در خصوص این مؤسسه و ورود شهید حججی به مؤسسه شهید کاظمی‌ می‌گوید: مؤسسه شهید احمد کاظمی یک مؤسسه فرهنگی تربیتی با جامعه مخاطب دانش آموزان نخبه است و در بخش های مختلفی اعم از علمی, ورزشی, گروه های جهادی, کتاب و فرهنگ کتابخوانی فعالیت می‌کند. شهید محسن حججی از سال ۸۵ وارد این مؤسسه شد و در ابتدا گروه ورزشی را انتخاب کرده بود اما بعداً شاخه جهادی و کتاب و کتاب خوانی را انتخاب کرد.حمید خلیلی مدیر مؤسسه سردار شهید حاج احمد کاظمیخلیلی ادامه می‌دهد: زمانی که شهید حججی در بخش کتاب وارد شد, اهتمام زیادی به نوشتن داشت و تمامی خاطرات خود را می‌نوشت. همچنین محسن در بحث ترویج کتاب و کتابخوانی بسیار تلاش می‌کرد. در ماه رمضان با هماهنگی با امام جماعت مساجد نمایشگاه کتاب برگزار می‌کرد و با اصرار مردم را به خرید کتاب تشویق می‌کرد.*اولین هدیه ای که به همسرش داد کتاب بودمدیر مؤسسه شهید کاظمی از اهتمام و علاقه شهید حججی به ترویج فرهنگ کتاب خوانی می‌گوید و می‌افزاید: علاقه و اهتمام او تا آنجا بود که اولین هدیه‌ای که به همسرش داد کتاب بود و هرگاه به مهمانی می رفت به دوستان و اقوام کتاب معرفی می کرد و به آنها کتاب هدیه می‌داد. به همسرش ماهانه یک کتاب هدیه می‌داد و برای ترغیب او به خواندن کتاب از آنچه که از آن کتاب خوانده بود امتحان می‌گرفت و به او هدیه ای دیگر می‌داد. حتی در مراسم عقدش هم چند کتاب مانند کتاب سلام بر ابراهیم و چند کتاب دیگر به همسرش هدیه داده بود.وی می‌افزاید: در زندگی اش هرگاه با مشکل مواجه می‌شد با کتاب آن مشکل را بر طرف می‌کرد. یکی از تأسفاتی که همیشه می خورد و جالب بود این بود که می گفت من از سال ۸۵ که وارد مؤسسه شدم دنیای جدیدی به روی من باز شد و پشیمان هستم که چرا از بچگی کتابخوان نبودم. محسن حتی در گروه‌هایی که در فضای مجازی به ترویج تفکرات تشیع انگلیسی و تکفیری مشغول هستند عضو بود, شبهات و مسائلی که در گروه مطرح می‌شد را می نوشت بعد می‌رفت مطالعه می‌کرد و پاسخ آن شبهات را پیدا می‌کرد و در آن گروه ها مطرح می کرد.خلیلی می‌گوید: محسن بعد از آنکه وارد سپاه شد عصرها به کتابفروشی می‌آمد و پولی که از قِبَل این کار به دست می‌آورد را برای اردوهای جهادی کنار می‌گذاشت. رشته تحصیلی محسن برق ساختمان بود و برق کشی ساختمان ها را نیز انجام می‌داد و پول دستمزدش را در قُلَّکی که برای این کار کنار گذاشته بود نگه می‌داشت و هر دفعه که به اردوی جهادی می رفتیم ۴-۳ میلیونی که جمع کرده بود را خرج اردو می‌کرد.محسن به گونهای عطش شهادت داشت که با هیچ چیز دیگری سیراب نمی شدخلیلی اظهار می‌کند: محسن به گونه ای عطش شهادت داشت که با هیچ چیز دیگری سیراب نمیشد. همچنین عطش خادمی اهل بیت را داشت و به غیر از هیئت مؤسسه در هیئت‌هایی که در اصفهان بود حاضر می‌شد و در آنجا خادمی می‌کرد. الآن که محسن به شهادت رسیده دوستانی می‌آیند و می‌گویند محسن می‌آمده و در هیئت به ما کمک می‌کرده و خادمی اهل بیت و به قول خودش نوکری اهل بیت را می‌کرده و ما او را نمی شناختیم و الان او را شناختیم. محسن همیشه می‌گفت اوج این خادمی و نوکری شهادت در راه دفاع از حرم و اهل بیت است که خدا هم این لطف را شامل حالش کرد. وی از ارتباط نزدیک شهید حججی با سردار شهید حاج احمد کاظمی می‌گوید و اظهار می‌کند: محسن ارتباطی مستحکم و قوی با شهید کاظمی داشت و همه‌این فعالیت ها و کارها که انجام می‌داد ناشی از ارتباط معنوی با شهید کاظمی بود و سر سفره شهید کاظمی نشست و شهید کاظمی او را راهبری کرده و به این مقام و این مقطع رساند. محسن خیلی مقید بود و هر هفته دو سه شب یکبار سر مزار حاج احمد می‌رفت و در هر مسئله ای با او مشورت می‌کند. می‌گویند رفیق شهید شهیدت می کند اما محسن با عمق وجودش شهید را درک کرده بود و شهید کاظمی باعث شد که محسن به آرزویش برسد.*می‌گفت اگر وارد سپاه شوم بسیار سریع می‌توانم مسیر رسیدن به شهادت را طی کنمخلیلی در خصوص دلیل ورود شهید حججی به سپاه می‌گوید: محسن برای ورود به سپاه بسیار تلاش و اصرار داشت.یک موقع پیش من آمد گفت «حاجی من این مسیر را که می روم شاید در نهایت به شهادت ختم شود اما در کوتاه مدت اگر وارد سپاه شوم بسیار سریع می‌توانم این مسیر را طی کنم» به همین خاطر اصرار زیادی داشت و اضطراب و پیگیری های زیاد داشت تا وارد سپاه شود .همیشه می گفت «اگر مسیر شهادت من در طی ۲۰ سال طول بکشد با ورود به سپاه ۲ ساله این مسیر را طی میکنم» و همیشه این ۲۲ را به من و با همین ادبیات می گفت و ما به او می‌گفتیم احساسی فکر می‌کنی اما نیت او خالص بود.وی می‌افزاید: محسن قبل از ورود به سپاه سربازی رفت و می توانست در سپاه و در شهر خودش خدمت کند اما گفت که می خواهم در ارتش و در مرز با سخت ترین شرایط خدمت کنم که این کار را هم کرد. در انتخاب ورود به سپاه هم گفت کجا می‌توانم سخت ترین کار را داشته باشم و پس از تحقیق یگان زرهی را انتخاب کرد و مشغول به خدمت شد.*همیشه سخت‌ترین کارها را انتخاب می‌کرد و می‌گفت «چون سخت تره رضایت خدا و اهل بیت بیشتره»خلیلی در خصوص دلیل این همه سختی کشیدن شهید حججی می‌گوید: همیشه می گفت «چون سخت تره رضایت خدا و اهل بیت بیشتره». یک سالی من فرستادمش اصفهان یک پولی را برای اردوی جهادیبگیرد. بعد از چند ساعت بهش زنگ زدم که چرا محسن نرفتی؟ گفت «من هر چه فکر کردم گفتم می روم چندی روز برق کشی ساختمان انجام می دهم پولش را به اردو می دهم و این لذت بیشتری دارد تا اینکه یک سازمان پول اردو را بدهد» با اینکه پول حق ما بود اما او این طرز فکر را داشت.مدیر مؤسسه شهید کاظمی می‌گوید: محسن در خادمی و نوکری و بحث انتظار و ظهور خیلی جدی بود مثلا بار اولی که به سوریه رفت گفت «من به آن چیزی که می‌خواستم نرسیدم» و نذر کرده بود که ۴۰ هفته هر هفته به جمکران برود. او هر هفته از اصفهان به قم می‌آمد و بعد با پای پیاده می‌آمد جمکران و پیاده به حرم حضرت معصومه می‌رفت و بعد به اصفهان بر می‌گشت و هر هفته کارش این بود.*محسن به این راحتی به این مسیر و مقام نرسید و سختی و زحمت زیادی متحمل شدخلیلی اظهار می‌کند: محسن پرورش یافته مسیر اهل بیت و ولایت بود و عمق حرف امام(ره) و حضرت آقا و شهدا را فهمید. محسن به این راحتی به این مسیر و مقام نرسید و در این راه بسیار سختی و زحمت متحمل شد. مثلا در اردوهای جهادی نذر می‌کرد و روزه می‌گرفت. البته در یک اردوی جهادی که دو سال پیش بود و بعد از آن رفت سوریه همه بچه ها می گویند در اردوی جهادی یک اتفاقی افتاد و محسن به گونه دیگری شد.مدیر مؤسسه شهید کاظمی به ارتباط نزدیک و صمیمی با شهید حججی اشاره می‌کند و می‌گوید: محسن آن‌قدر با همه صمیمی بود و دوستانش با اینکه می‌دانستند محسن یک روزی شهید می شود اما اکنون باورشان نمی شود که او از بینشان رفته است.منبع :‌تسنیمانتهای پیام/ ]]> فرهنگی هنری Mon, 14 Aug 2017 07:20:23 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdceov8xxjh8noi.b9bj.html مهمانی‌های شبانه لاکچری در فضای مجازی / سودای پولداری دلالان، در اجاره‌های شبانه میلیونی http://www.nedayeenghelab.com/vdcfm1dmcw6dtxa.igiw.html به گزارش ندای انقلاب، شبکه‌های اجتماعی، بلای خانمان‌سوز عالم جوانی، مدت‌هاست روایتی از پارتی‌های شبانه را گوش‌به‌گوش می‌رساند و فرهنگ را به زیر رادیکالی از غرب زدگی برده است.مراسم‌های غیرمتعارف، در بیخ گوش مسئولین، پای بسیاری از جوانان آینده‌ساز کشور را به این محافل باز کرده است و فرهنگ دیگر کشورها را، با تناقضی صریح در چارچوب خانواده‌های سنتی ما نهادینه می‌کند.قداست مراسم تولد، جشن فارغ‌التحصیلی و حتی ازدواج نیز از فرهنگ کهن خارج و در طی مدرنیته شدن افکار و عقاید، به رنگ پارتی‌ها، خزپارتی و مهمانی‌های بی‌اساس تبدیل شده است.در جامعه امروز تفاوت نسل‌ها به فراتر از مرزهای عقیده و نصیحت‌های جورواجور رخنه می‌کند و بچه پولدارها را به عرصه شهرت اینستاییکشانده است. طرز فکرهای غربی‌گرایانه تنها به تغییر فرهنگ محدود نمی‌شود و ظاهر زندگی را وارد دنیای جدیدی از رفتارهای ناهنجار کرده است و سودای لذت‌های مقطعی را در جامعه ترویج می‌دهد.نورهای رنگی،تم‌های لباسی، رنگ‌های قابل شست‌وشو، رفتارها و فیگورهای خاص و حتی طرز ایستادن در عکس‌های سلفی و حالت چهره، از جمله معضل‌های رفتاری فضای حاکم در جامعه ما است که قالب هنجارهای تعیین‌شده را شکسته، و تعادل شخصیتی را برهم زده است.آوازه دانه درشت‌های جامعه در حاشیه‌های جغرافیایی می‌پیچد و خانه‌های متروکه حاشیه شهر را به پاتوق‌هایی مجلل برای دختران و پسران مرفه تبدیل کرده است.جشن رنگ‌ها، مراسمی سنتی از هندوستان است که همزمان با شروع فصل بهار اجرا می‌شود و مردم شادی خود را برای شروع فصل طبیعت زنده، با پاشیدن رنگ به یکدیگر جشن می‌گیرند. در بطن این سنت‌ها، جوانان با بی‌اطلاعی از ریشه جشن‌ها، عزمی شیطانی را جزم می‌کنند و رنگ‌پارتی‌ها را به محفلی صمیمی و شاد تبدیل می‌کنند.آرمان‌هایی که تنها در دود، محقق می‌شودحکایت جشن‌ها از زبان میزبان میهمانی‌های لاکچری شنیدنی است. همه میهمانان با تم لباسی از قبل تعیین شده در مراسم حاضر می‌شوند. استفاده از موسیقی‌های هیجان‌انگیز، رنگ‌های قابل شست‌وشو، دودافشانی و رقص نور از جذابیت‌های پارتی است که به عکس‌های سلفی هیجان می‌دهد. یکی از اعمال مرسوم در این میهمانی ها، علاوه بر سرو انواع نوشیدنی‌ها، مزه‌ها و مشروبات الکلی برای میهمانان، به رسم رفاقت‌های ماندگار، دوستان خیلی خاص و چهره‌های محبوب میهمانی ها، به مصرف گل و ماری‌جوآنا دعوت می‌شوند که این اقدام به نوعی احترام به حضور این افراد در جشن است. برقراری ارتباط مستقیم در فضای لایو اینستاگرام، حمایت‌های لایکی و مخاطب قرار دادن کاربران فضای مجازی، یک ترفند لاکچری مرسوم در این محافل است و هر کسی که بیشتر مورد پذیرش کاربران قرار گیرد، پایه ثابت مراسم‌های بعدی خواهد بود. سودای پولداری دلالان، در اجاره‌های شبانه میلیونیپای سوداگران پول به محافل بچه پولدارها زمانی باز شد که خانه‌های باغی به مکانی برای برگزاری بی‌دغدغه مراسمات غیرقانونی و ناهنجار تبدیل شد و سودهای زیادی را راهی جیب صاحبان و دلالان این خانه‌باغ‌ها کرده است.مشاور املاک در ظاهر مبادی نظم و قانون مدار است، اما رنگ تراول‌های تا نخورده، برگ برنده‌ای برای بازی‌های امروزی است. مبلغ درخواستی مشاور املاک برای هر ۱۰ نفر میهمان، ۱ میلیون تومان است که به ازای میهمانان بیشتر این مبلغ افزایش می‌ِیابد. یکی از شروط برگزاری پارتی‌های قاطی، ساعات برگزاری آن است که از ۷ شب تا پاسی از نیمه‌شب ادامه دارد و همزمان با آن، به میزان دست و دلبازی میزبان، از میهمانان پذیرایی می‌شود.رد پای ۱۶ ساله‌ها در اعتیادهای خودمانی یک آسیب‌شناس اجتماعی از حال‌وهوای میهمانی‌های لاکچری جوانان امروز این‌چنین می‌گوید: گسترش روزافزون شبکه‌های مجازی از دیرباز با محاسن و معایبی همراه بوده است که به علت عدم آگاهی و کمبود نظارت‌های مجازی، معایب آن بیشتر بروز کرده است. یکی از اصلی‌ترین عوارض شبکه‌های مجازی برگزاری میهمانی‌های مختلف و معرفی مواد مخدر جدید است. موادی که به اقلام تشریفاتی، پذیرایی یا لاکچری معروف است. وی سردسته اینگونه مواد مخدر را ماری‌جوآنا، برگ‌های شادانه، گرس و گل معرفی می‌کند و معتقد است مصرف‌کنندگان این معمولاً افرادی با سن‌های ۱۶ تا ۳۰ سال هستند و باید بر این نکته تأکید کرد که ارزانی، سهولت مصرف و راحتی در دسترسی به مواد، از اصلی‌ترین علل افزایش مشتریان گل است. علاوه بر خطر اصلی فضای مجازی، آموزش نحوه تولید مواد مخدر به جوانان یکی دیگر از خطرات فضای مجازی است یعنی هرکسی می‌تواند به‌راحتی در باغچه خانه یا یک گلدان، بسیاری از این مواد را پرورش داده و مقدار مصرفی مواد خود را در خانه تهیه کند. ابهری در ادامه یادآور می‌شود:‌در حال حاضر نسبت به گذشته مصرف این مواد ۲۵ درصد افزایش یافته است و عوارضی، چون اختلال حواس، افزایش ضربان قلب، سکته‌های قلبی، فراموشی موقت و دائمی رادر فرد ایجاد می‌کند. آسیب‌شناس اجتماعی ضعف در اطلاع‌رسانی توسط رسانه‌ها و مخفی‌سازی مصرف اینگونه مواد را عامل افزایش عرضه آن می‌داند چرا که سهولت عرضه و بالا بودن سطح تقاضا در مشتریان، راحتی حمل و نقل، مقرون به صرفه بودن فروش این مواد با مخلوط کردن گیاهان بی‌ربط در آن، به‌عنوان عوامل استقبال فروشندگان در عرضه این مواد محسوب می‌شود. وی تفرجی بودن مصرف این اقلام را یک دروغ بزرگ می‌داند و می‌گوید: مصرف مداوم این مواد می‌تواند اعتیادآور باشد و تأثیر مستقیم مشتقات کانابیس بر سلول‌های مغزی، منجر به جنون‌های زودرس و فراموشی در جوانان می‌شود.رنگ وبوی غرب در فرهنگ اصیل ایرانی با تمام این تفاسیر رشد میهمانی‌های لاکچری علاوه بر نقض فرهنگ ایرانی – اسلامی، هویت‌های مومی جوانان را دستخوش تغییرات کرده است و نسل سرنوشت ساز را در منجلابی از غرب زدگی و بیگانگی اصالت‌ها بلعیده است.احساس دوگانگی در شخصیت، از عوارض اولیه حضور در این مراسم‌ها است که حس تمایل به محبوبیت در همسالان را با رفتارهای ضد ارزشی همراه کرده و تا مرز بی قیدی به اصول اخلاقی و بی توجهی به ریشه هویتی، آزادی در اعمال تقلیدی را در پیش گرفته است. آنچه که در این مباحث اهمیت پیدا می‌کند، اعمال و تیپ‌های به اصطلاح لاکچری بچه پولدارها است که با جذابیت‌های ظاهری، بسیاری از قشرهای متوسط و حتی ضعیف جامعه را به این ترفند جذب کرده است و الگوبرداری‌های بی اساس را در تفکرات آینده داران کشور، رواج داده است؛ و در آخر، اصالت فرهنگ غنی ایران، در گذر زمان رو به نابودی است و زیر پوستی‌های شهر با ریشه‌های تهاجمات فرهنگی در بنیان خانواده‌ها رخنه کرده است تا شاید لایک خورهای اینستایی جذابیتی بین المللی پیدا کنند.منبع: میزانانتهای پیام/ ]]> فرهنگی هنری Mon, 21 Aug 2017 07:17:51 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcfm1dmcw6dtxa.igiw.html غذای بچه­‌ها همبرگر شده، چون باب اسفنجی آن را دوست دارد/ مسئولین فرهنگی چرا حواسشان نیست؟/برندسازی به سرمایه­‌گذاریِ کلان احتیاج دارد http://www.nedayeenghelab.com/vdcdsn0s9yt0kz6.2a2y.html به گزارش ندای انقلاب،‌ آموزش به کودکان و نوجوانان یکی از رسالتهای برنامه های مخصوص این گروه سنی در تلویزیون است. باید آنان را برای زندگی آماده کرد و با دادن آموزش‌های صحیح، آینده اخلاقی تری را برای جامعه به تصویر کشید. محله گل و بلبل برنامه ای است که همواره سعی کرده در این مسیر قدم بردارد و با شناخت کمبودهای اخلاقی امروز جامعه، آموزشهای مناسبی را در جهت روشن تر آینده جامعه به کودکان و نوجوانان در قالب مجموعه ای نمایشی عرضه کند. چندی پیش برخی عوامل برنامه محله گل و بلبل در نشستی صمیمانه در باشگاه خبرنگاران پویا حضور پیدا کردند. در این دیدار که داریوش فرضیایی (عمو پورنگ)، احمد درویش علیپور (کارگردان محله گل و بلبل)، محمد درویش علیپور (تهیه کننده محله گل و بلبل) و مسلم آقاجان زاده (تهیه کننده محله گل و بلبل) حضور داشتند موضوعات مختلف حوزه کودک مورد بررسی قرار گرفت. ما سعی کردیم «نه» گفتن را به بچه‌­ها یاد بدهیم.آقاجان­زاده: آمار داده بودند ما عصبانیترین ملت دنیا هستیم، میزان درگیری­‌ها ما در خیابان بسیار بالا است و به خاطر یک تصادف ساده زود خشونت به کار می‌­بریم. در بحث راهنمایی و رانندگی، زمان آقای رویانیان خیلی کار کردیم. یک هماهنگی بین تلویزیون، آموزش و پرورش و راهنمایی و رانندگی ایجاد شده بود. ما با استفاده از این مثلث، همیار پلیس را ایجاد کردیم. آقای رویانیان آن زمان درباره چگونه بوجود آمدن همیار پلیس گفت: «من به ژاپن و آلمان سفر کردم و از مقامات آنجاپرسیدم شما وضعیت راهنمایی رانندگی­تان را چگونه اصلاح کردید؟ به من گفتند از مهدکودک و پایین ترین مقاطع تحصیلی کار آموزش را شروع کردیم.» برای همین بود وقتی ایشان برگشتند، سراغ ما آمدند. ابتدا برای ما هم گنگ بود که راهنمایی رانندگی چه ربطی به حوزۀ کودک دارد؟ حدود چهار ماه زمان برد تا هماهنگی‌ها بینمان انجام شد و بعد از آن واقعاً ایستادیم و کار کردیم. اخلاقیات، فرهنگ و رفتار درست را با یک برنامه نمی‌شود اصلاح کرد.مثلاً برنامه محله گل و بلبل به تنهایی چقدر می‌­تواند منشا اثر باشد؟ مثلاً ما سعی کردیم «نه» گفتن را به بچه‌­ها یاد بدهیم. البته پشت همه برنامه‌های ما یک اتاق فکر است. دو روانشناس داریم که با ما کار می‌کنند. تیم فکری برای ما محتواسازی می­‌کند و اینطور نیست که یک دفعه کاری را آغاز کنیم. با این همه ما تک­ صدا هستیم و در حد خودمان داریم کار می‌­کنیم ولی در آینده چه می­‌خواهد بشود؟ در احادیث داریم که تا سن شش سالگی کودک شکل می­‌گیرد و بحث فرهنگ و اخلاقیات در آن سن باید آموزش داده شود. اگر فکر کنیم انسان یک مجسمه است، آن مجسمه تا شش سالگی کامل می‌­شود. ما در باره این موضوع با وزیر بهداشت هم جلسه داشتیم. وزیر بهداشت گفت این که ما فکرمی‌کنیم باهوش‌­ترین ملت دنیا هستیم موضوع نادرستی استفرضیایی: بگذارید حالا که اسم وزیر بهداشت آمد خاطره ای از وی بگویم. من در اتاق دکتر هاشمی بودم یک شیرینی از روی میزش برداشتم، همزمان که شیرینی را بخورم ایشان در را باز کرد آمد داخل. این شیرینی ماند در گلوی من و داشتم خفه می‌شدم. با وزیر که دست دادم دستم را فشار داد و شیرینی رفت پایین [می­خندد] گفتم دستت درد نکند راحت شدم.آقاجان­زاده: بله، وزیر بهداشت گفت این که ما فکرمی‌کنیم باهوش‌­ترین ملت دنیا هستیم موضوع نادرستی است. زمانی که بچه­‌های ما به دنیا می‌­آیند باهوش هستند و ضریب هوشی بالایی دارند. منتها چند درصد اینها تحت تعلیم قرار می­‌گیرند که این هوش پرورش و رشد پیدا کند و سرکوب نشود؟ چون سیستم آموزشی ما غلط است، بحث فرهنگی ما در حوزۀ کودک نیز غلط است. ما آموزش‌­های لازم را که روی هوش بچه­‌ها کار کنیم و آن را ارتقا دهیم نداریم و بنابراین بیخودی شعار می­‌دهیم ملت باهوشی هستیم. واقعاً این نسل در آینده به چه شکلی در خواهد آمد؟ نسلی که نه تلویزیون، نه سینما، نه تئاتر و نه کتاب خوبی دارد و الان هم عملاً میدان را داده‌ایم به کارتون‌­های خارجی.من تیم‌­های انیمیشن­‌سازی خوبی را می­‌شناسم و می‌توانم نام ببرم. برای مثال گروهی که سری اول شکرستان را کار کردند. ولی چند وقت پیش که به دفترش رفتم دیدم برای کانادا کار می­‌کند. از تلویزیون کانادا، اوکراین و خیلی از کشورهای اروپایی کار گرفته و دارند اینجا کار می‌­کنند. وقتی از وی پرسیدم چرا برای صدا و سیمای خودمان کار نمی‌­کنید،‌ پاسخ داد: پنج میلیارد طلب دارم، اگر بدهند دوباره همکاریم را آغاز می‌کنم. وقتی کسی اهمیت نمی‌­دهد و طلب دوستان را نمی‌­دهد آنها هم برای اینکه بتوانند خودشان و کارمندان­شان را اداره کنند مجبور هستند این کار را بکنند. کیفیت کار ما خوب است و داریم برای کشورهای درجه یک دنیا کار می­‌سازیم. اما اینجا خودمان بودجه نداریم کسی اهمیت نمی­‌دهد، و این چنین شبکه تخصصی کودک ما تبدیل به پخش آرشیو کارتون‌های خارجی می‌شود. انیمشن های خارجی که زیرنویس فارسی می‌­شود مانند بِن‌­تن واقعاً مظهر یک بوم و دو هوا هستند.فرضیایی:من نمی‌دانم مسئولین فرهنگی ما چرا حواسشان نیست. سی‌­دی‌­هایی که زیرنویس فارسی می‌­شود مانند بِن‌­تن و یا اسپاریدِرمَن و یا آنهایی که دوبله شده‌اند واقعاً مظهر یک بوم و دو هوا هستند. اگر دغدغۀ ما بچه­‌ها هستند و می‌گوییم آیندۀ بچه‌­های ما در خطر است پس چرا اینگونه رفتار می‌کنیم؟آقاجان­زاده:نگاه کنیدغذای محبوب بچه­‌های ما همبرگر شده است، چون باب اسفنجی همبرگری دارد و مدام می‌­گوید همبرگر بخورید!*برندسازی موضوعی است که سرمایه­‌گذاریِ کلان احتیاج دارد و البته با یک برنامه نمی‌توان به این هدف رسید. فرض بر اینکه حمایت‌­ها نیز وجود نداشته باشد، جریان کودک جریانی نیست که بگوییم گردش اقتصادی در آن نیست. الآن بِرندهای حوزۀ کودک بِرندهای پرفروشی هستند. اما آیا اگر حمایتی هم نباشد، امکان این وجود دارد که یک برنامه مستقل بفروشد و گردش اقتصادی داشته باشد؟ آقاجان­زاده: بحث برندسازی برای برنامه کودک در تلویزیون چیز جدیدی است که تا حالا انجام نداده‌ایم و همه در این‌باره گنگ هستند و برای همین گاهی تنش بوجود می‌آید. فرضاً مشکلاتی که برای بِرَند کلاه­‌قرمزی که یک بِرَند ایرانی است پیش آمد را نگاه کنید. من نمی‌­گویم کدام طرف مقصر است، اما همیشه می­‌گویم چون برند چیز جدیدی است نه مدیر می‌­­داند چه باید بکند و نه خود تهیه­‌کننده می‌­داند چه باید بکند.هر جای دنیا که برندسازی می­‌کنند یک سهمی برای کسانی که آن را ساخته‌اند، گروه تولید، گروه تهیه، گروه کارگردانی قائل می‌شوند. سهمی را نیز برای تلویزیون قائل می‌شوند. سپس سرمایه­‌گذار سومی نیز وارد می‌­شود و این مثلث را تشکیل می‌دهند. وقتی یک کاری در هالیوود یا کمپانی‌­های بزرگ انیمیشن­‌سازی انجام می‌­شود، قبل از اینکه کار اکران شود، عروسک شخصیت‌ها را ساخته‌اند. همه چیز را حساب می­‌کنند. برای همین وقتی کار می­‌آید روی آنتن و می‌گیرد، به طور خیلی ناخودآگاه شما با دیدن آن برنامه به خریدن آن عروسک‌ها ترغیب می­‌شوید. شاید آن اثر محبوب هم نشود ولی دوست دارید عروسک را بخرید.حالا بحث این است که ما این موضوع را نداریم حتی سرمایه‌­گذاران ما هم جرات نمی‌­کنند در این راه قدم بگذارند. ما پنج سال پیش برنامه ساختیم و سی‌­دی‌اش را در بازار عرضه کردیم. بعد که آمار فروش را دیدیم شگفت زده شدیم. مثلاً در تمام استان قم یا اراک هزار تا فروخته بود!تحقیق که کردیم دیدیم خود مغازه­‌دارها چهار، پنج تا از این سی‌دی‌ها را خریده و پوسترش را روی شیشه گذاشته بودند. به جای اینکه سی دی ما را بفروشند هر کسی آن را می‌خواست در مغازه کپی می‌کردند و می‌فروختند. هشت قسمت برنامه ما را یک دی‌­وی‌­دی کرده بودند. یعنی قبل از اینکه کار ما بیرون بیاید، یک پَکِ عموپورنگ وارد بازار شده بود که بسته‌اش از مال ما زیباتر بود ولی داخلش چیزی نداشت و سی­‌دی ها هم کپی­‌های بی‌کیفیتی از آنتن بود. ما از این موضوع شکایت کردیم ولی در دادسرای فرهنگ و رسانه به جایی نرسیدیم. الان هفت سال است به جایی نرسیدیم، قاضی گفت فوقش می‌توانی رضایت بدهید یک چیزی بگیرید. گفتم ضرر ۱۰۰ میلیونی و ۲۰۰ میلیونی به ما وارد کرده ولی قانون می­‌گوید این آقا ۵۰۰ هزار تومان بیشتر جریمه ندارد و صاحب اثر کاری هم نمی­تواند بکند. به همین راحتی! برای همین فقط ما در تهران توانستیم بفروشیم. اگر بخواهیم عروسک عمو پورنگ را بسازیم با تلویزیون به مشکل می‌خوریم**آقای فرضیایی در ایران برند شده است. از ایشان می­‌شود به عنوان برند شخصیت حقیقی استفاده کرد، مثلا تولید عروسک یا هر چیز دیگری، شما هیچ وقت روی این چیزها برنامه‌­ریزی نکردید؟آقاجان­زاده: اگر بخواهیم این کا را بکنیم احتمالاً با تلویزیون به مشکل می‌خوریم.**چرا شما مانند خیلی از آقایان طنزپردازی که می‌­آیند در تلویزیون سریال می‌سازند و سپس از برندشان در سینما استفاده می‌کنند،‌این کار را انجام نمی‌دهید؟فرضیایی:ما زیاد محجوبیم. باید این خط را بشکنیم یک فیلم بسازیم که فروش هم بکند.آقاجان­زاده: من همین سینمایی پورنگ را به نام عموپورنگ بسازم صدا و سیما نمی­‌گذارد، چه باید کنم؟ مگر کار فرهنگی چقدر پول دارد که سهمی را هم برای تلویزیون بگذارم؟ آن هم کار کودک که واقعاً فقیر است.یک دوره‌ه­ایی مردم به محصولاتِ برندهای داخلی اقبال نشان می­‌دادند ولی از وقتی واردات محصولات خارجی زیاد شد محصولات داخلی نیز زمین خوردند. هدف تولید عروسک‌­ها با آن شکل و آن قوتی که کمپانی‌­های بزرگ خارجی می‌سازند، فروش جهانی است. وقتی فروش جهانی باشد، کیفیت محصول هم بالا می­‌رود. تیراژ که زیاد شود قیمت هم پایین می‌آید. آنها برای دنیا کار می­‌کنند.ولی اگر ما ب­خواهیم در حد برند خودمان کار کنیم با بضاعت حال حاظر کشورمان خیلی سخت است. ما می­‌خواستیم محصولاتو دفتر و کتاب عمو پورنگ را تولید کنیم، اما تلویزیون سهم می­خواست. این محصولات مگر چقدر سود دارد که من سهم تلویزیون را هم بدهم. ما درگیر این موضوع نشدیم چون محصولندادیم و گرنه ما هم درگیر می­‌شدیم. ترجیح می‌­دهم با گروهی سینمایی کار کنم که ۱۵ سال با من زندگی کرده‌اندفریضایی: کار سینمایی باید اتفاق بیفتد مگر گروه ما چه کم دارد؟ اتفاقاً گروه ما خیلی هم کارش را بلد است. بعد از ۱۵ سال و این فراز و نشیب‌­هایی که ما طی کردیم و این همه تجربه که به دست آوردیم، سینمایی کمترین کاری است که می­‌توانیم انجام دهیم. من با افتخار می‌­گویم افراد زیادی تا به حال از من خواستند که در سینما با آنها کار کنم،‌ با اینکه همه آنها برای من قابل احترام هستند، ولی ترجیح می‌­دهم با گروه خودم کار کنم. افرادی که به من پیشنهاد کار دادند عمدتاً عموپورنگ را به درستی نمی‌شناسند و گیشه را می­‌بینند و می­خواهند کار پرفروش شود. ولی من عموپورنگ را به همین راحتی درست نکردم که به همین راحتی بخواهم آن را از دست بدهم. لذا خودم ترجیح می‌­دهم با گروهی کار کنم که ۱۵ سال با من زندگی کرده‌اند و من را می­‌شناسند. کسی که می­‌نویسد واقعاً عمو پورنگ را بنویسد، داستانی که داستانِ واقعی عموپورنگ باشد اگر طنز هم بخواهد بشود طنزی درخور شخصیت عموپورنگ باشد. لذا من فکر می­‌کنم چه اشکالی دارد سینمایی تولید شود. من به بچه­‌های گروه ایمان دارم و حتی اگر فیلممان ضعیف هم باشد این ضعف را ترجیح می‌­دهم چرا که برآمده از تجربیات ما و نیت خالصانۀ ماست.** تئاتر و سینما و تلویزیون دارند به سمتی می‌­روند که سلیقۀ مخاطب است یعنی خودشان به جای اینکه سلیقه­‌سازی بکنند، با نگاه کوتاه­ مدتی که دارند می­‌گویند ما فعلاً مخاطب را حفظ بکنیم. اما محله گل و بلبل در تلویزیون نگاه بلند­مدتی دارد، اگر کار سینمایی بخواهید بسازید همین نگاه را حفظ می‌کنید؟فریضایی:مطمئناً همین نگاه را داریم و خواهیم داشت چون ماندگار خواهد بود. سینمایی برنامۀ زنده نیست که دیگر دیده نشود. فیلمی است که در آرشیو می‌ماند و سال‌های سال شما را با این فیلم می­‌شناسند و به یاد می‌­آورند. ارزش ماندگاری این فیلم برای من مهم است و لذا با توجه به نوشته­‌های پیشینِ محمد علیپور احساس می­‌کنم اگر من هم نگویم دغدغۀ او همین است. این سینمایی چیزی نباید باشد که گذشته پورنگ را خراب کند.** چرا بیشتر برنامه‌­سازان امروز سلیقه مخاطب را در نظر میگیرند تا فرم و محتوای صحیح؟ برخی از ما سلیقه مخاطب را دست ­کم می‌­گیریم و برای همین داریم بیننده­‌هایمان را از دست می­‌دهیم.احمد علیپور: هویتِ هر کار هنری برمی­‌گردد به خالق اثر و شرایطی که به وجود آمده است. شاید به خاطر این است که یک مقدار انگیزه‌­ها کمرنگ شده است. برای اینکه نمی‌توانند یک کار پیشرو بسازند تا ساختار را عوض کنند و یک نوآوری شکل بگیرد برای همین متاسفانه خیلی باب شده است که از روی دست همدیگر مدام کپی می‌­کنند. ای یک کار بهتر را کپی کنیم. اگر یک فکر و یک ایده‌­ای هم وارد کنیم یا در دنباله خرابش می‌­کنیم یا اینقدر ادامه‌­اش می‌­دهیم که اتفاقِ خوب گذشته را زیر سوال می‌­بریم.همین موضوع باعث شد که ما محله گل و بلبل را بسازیم چون نمی‌خواستیم در جا بزنیم. این تفکر در ما بوجود آمد که دیگر برنامه زنده نسازیم و به جای کار ترکیبی، کار نمایشی انجام دهیم. وگرنه تلویزیون به آن فرم قبلی قانع بود و مدیران می‌گفتند همان را بسازید خیلی خوب است برای اینکه مخاطب دارد!اما اینکه آیا سطح سلیقۀ مخاطبین نزول پیدا کرده است؟ به نظرم اینگونه نیست. چون امروز مردم دارند سریال‌­های روز دنیا را آنلاین می­‌بینند. شب در آمریکا پخش می­‌شود و صبح اینجا با زیرنویس در دسترس است. پس این مخاطبی که اینطور دسترسی دارد به این سریا‌‌ل‌­ها نمی­‌توانیم بگوییم سطح سلیقه‌اش پایین است.من فکر می­‌کنم این ما هستیم که سلیقه مخاطب را دست ­کم می‌­گیریم و برای همین داریم بیننده­‌هایمان را از دست می­‌دهیم.بحث اینکه فیلم­‌های کمدی در سینما فروش آنچنانی پیدا می‌کند، دلیلش شاید یک مقدار شرطی شدن مردم باشد که می‌گویند برویم آن فیلم را ببینیم که بخندیم حالا به چه می­‌خندیم هم مهم نیست. فقط صرف اینکه برویم یک اوقات خوشی را پشت سر بگذاریم.من مخاطب را دست‌­کم نمی­‌گیرم. به خاطر همین مردم به این برنامه رای می­‌دهند. سطح سلیقۀ مخاطب پایین نیامده است. آنها کار خوب را تشخیص می‌دهند و تحسین می­‌کنند. هر از گاهی در سریال­‌هایمان هم این اتفاق می‌­افتد، سریالی که از لحاظ کارگردانی و قصه پررنگ­تر است با اقبال بیشتری روبرو می­‌شود.منبع :‌تسنیمانتهای پیام/ ]]> فرهنگی هنری Mon, 21 Aug 2017 07:08:29 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcdsn0s9yt0kz6.2a2y.html چگونه باید با مبتذل‌سازان و انحصارطلبان سینمای ایران مبارزه کرد؟ http://www.nedayeenghelab.com/vdcfj1dmew6dtxa.igiw.html به گزارش ندای انقلاب، خبری که چند روز پیش منتشر شد که سایت فیلمو وابسته به وب سایت آپارات از تصویر کیت هرینگتون در تبلیغاتی شهری‌اش استفاده کرده است، از چند زاویه قابل ارزیابی است. مشخص است که دیگر بازیگران ناتوانی مثل «بهرام رادان» که دیالوگ‌هایش را هنوز نمی‌تواند به درستی ادا کند و «محمدرضا گلزار» پیرپسر سینمای ایران نمی‌توانند روی بیلبوردها کارکرد تبلیغاتی داشته باشند. صورتک‌های قشنگ‌ سینما نمی‌توانند قهرمان واقعی مردم باشند. با همین مقدمه باید یک تراژدی سی ساله در حوزه فرهنگ را بررسی کرد که چرا سوپراستارنماهای سینمای ایران چنان حقیر شدند که حتی سایت فیلمو از صورتک آنها برای تبلیغات استفاده نمی‌کند! چرا مخاطبان سینمای ایران دائما در حال ریزش هستند؟ چرا بدنه اصلی سینمای ایران برای جذب مخاطب، ساده‌ترین راه‌ها را با استفاده از کمدی‌های مستهجن انتخاب می‌کند؟! سینمای ۵ درصدی و جمعیت شناسی مخاطبان سینمای ایرانجمعیت افرادی که در ایران راهی سالن‌ها سینما می‌شوند در خوشبینانه‌ترین حالت از مرز دو میلیون پانصد هزار نفر تجاوز نمی‌کند. نمونه‌اش فیلم «نهنگ عنبر» است که پرفروش‌ترین فیلم سینمای ایران در سال ۹۶ شد اما تعداد مخاطبانش از دو میلیون پانصد هزار نفر تجاوز نکرد. نکته مهم دیگر این است که همین فیلم در شبکه نمایش خانگی توزیع خواهد شد و تقریبا تیراژ انتشارش در خوشبینانه‌ترین حالت از یک میلیون تجاوز نخواهد کرد. یعنی با این همه بوق و کرنا، صدها سایت سینمایی، چند صد کانال تلگرامی، چند روزنامه سینمایی و ده‌ها مجله سینمایی، فقط سه و نیم میلیون نفر از مردم ایران، مخاطب سینمای ایران هستند.چرا مدیران فرهنگی ما این وضعیت آشفته را درک نمی‌کنند؟! مردم میلی به سینمای در حال احتضار ایران ندارند!برای یافتن پاسخ سئوالات طرح شده، کمی به عقب باز گردیم. باید گذشته را پس از تحولات فرهنگی انقلاب ۱۳۵۷ بررسی کنیم. سینمای ایران در سال ۱۳۵۶ عملا با ده عدد تولید به مرگی ناگهانی دچار شد. سینمای فارسی در آن سال عملا مخاطبی نداشت و مخاطبان سینمای ایران به همین میزان فعلی کنونی یعنی مخاطبان ۵ درصد فعلی رسیده بود. انقلاب فرصت خوبی برای دلالان و کارتل‌های سینمای فارسی بود که بتوانند که زمینه انحصار را در سینمای ایران ایجاد کنند. کمتر از چند ماه از وقوع انقلاب، پرفروشترین فیلم در سینماهای ایران که جمعیت انقلابی هیجان زده از آن استقبال می‌کنند فیلم هندی شعله است. در مقطع زمانی ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۱ کماکان روند عدم توفیق فیلم‌های ایران ادامه دارد و برخی آثار مثل برزخی‌ها و تاراج توفیقی نسبی در گیشه بدست می‌آورند که سازنده این دو اثر پرفروش، ایرج قادری، از عامه پسندسازان سرشناس سینمای فارسی است. سینمای ایران به مثابه موجودی عقب مانده بود که توان رقابت با فیلم‌های خارجی نمایش داده شده انقلابی مثل نبرد الجزایز یا فیلم «چه» را نداشت. کارتل خاتمی کارساز شدمحمد خاتمی هر کجا که حضور دارد جمعی از هنرمندان سعی می‌کنند تا با او در یک کادر عکس بیندازند و سعی می‌کنند به صورت عمومی علاقه خود را به خاتمی نشان دهند. آیا این واکنش از سوی هنرمندان نشات گرفته از یک علقه سیاسی است؟ خاتمی نزد سینماگران به یک دلیل مشخص محبوب است. او در دوران وزارتش با سینماگران ایرانی همراه شد و عرضه فیلم خارجی را ممنوع کرد این اتفاق در شرایطی افتاد که سینمای ایران هنوز تک ساحتی و تک ژانری نشده بود و آثار متنوع در حوزه سینمای دفاع مقدس، کودک و حتی ترسناک ساخته می‌شد. اما در همان شرایط فیلم خارجی ممنوع شد و کارتل‌های زیر زمینی از هر دوران دیگری، به صورت فعال‌تر در این حوزه فعالیت می‌کردند. در واقع مخاطبان سینمای ایران به دلیل شرایط اجباری به سراغ‌ فیلم‌های ایرانی می‌رفتند. این وضعیت همچنان نزدیک به دو دهه ادامه داشت و دست یابی غیر قانونی به محصولات متنوع فرنگی سبب می‌شد، مخاطب سینما به شکل صعودی ریزش قابل اعتنایی داشته باشد. تعداد معین مخاطبان سینما با راه اندازی موسسه رسانه‌های تصویری و عدم ممنوعیت ‌دستگاه VHS سبب شد که ریزش مخاطبان سینمای دو چندان شود. این مقطع تاریخی سینمای ایران را با شوک بزرگی در جذب مخاطب مواجه کرد. دوم خرداد چه بلایی بر سر مخاطبان سینما آوردمحمد خاتمی با شعار توسعه سیاسی به صحنه قدرت بازگشت اما همان روش‌های مدیرتی را در حوزه سینما در پیش گرفت و دوم خرداد به جای توسعه سینمای ایران با شعار آزادی‌های اجتماعی بزرگترین ضربه را به سینمای ایران زد. احیای ژانر «دختر پسری» بسیاری از فیلمسازان را از لانگ شات های معروف محمد علی سجادی، امیر قویدل ، یدالله صمدی به سوی کلوزآپ نماهای عاشقانه باسمه‌ای شور عشق (نادر مقدس) کشاند و پایه ریزی فرهنگی در دوران ریاست جمهوری خاتمی سینمای ایران را به سراغ ممنوعه‌ها و قصص آپارتمانی کشاند. آنقدر شور عشق‌های مختلفی ساخته شد که مخاطب شوریده سینما بیشتر سراغ تایتانیک می‌رفت تا سمبل‌های باسمه‌ای. با آغاز دهه هشتاد و توسعه دیجیتالی همزمان با دوم خرداد، حنای سینمای ایران رنگ «دخترپسری‌»تری به خود گرفت و مسئولان دولتی بستری ر ا برای سینمای آپارتمانی فراهم کردند که تاکنون این بستر همچنان فعال و پویاست و مخاطب سینما را بیشتر دل زده می‌کند. با این حال مسئولان فرهنگی آن زمان متوجه شدند که محصولاتی نظیر شور عشق ممکن است حیات سینمای ایران متوقف کند و برای علاقه‌مندان پر شمار سینما که در ایران تمایل شدیدی به توسعه ژنریک داشتند و فیلم‌های ترسناک، علمی تخیلی، ابرقهرمانی را مطالبه می‌کردند،چند فیلم خارجی را به صورت محدود اکران کردند.اکران فیلم هفت (دیوید فینچر)، مظنونین همیشگی (برایان سینگر) و مصائب مسیح (مل گیبسون) در دوران اصلاحات نمایش داده شدند. میزان استقبال مردم از این سه فیلم نشان داد که هرگاه فیلم خارجی در سالن‌های ایرانی اکران شود با علاقه‌مندان فراوانی مواجه خواهد شد. حتی فیلم «ترمیناتور۳» توسط حوزه هنری دوبله و در سینماها نمایش داده و با اقبال گسترده مخاطبان سینمایی مواجه شد. مدیران سینمایی دوران اصلاحات به این موضوع پی بردند که دوران انحصار طلبی را باید کنار بگذارند. سینمای ایران نمی‌تواند پاسخگوی نیاز مخاطبان باشد. سینماگران ایران همچنان احساس خطر می‌کردند که رانت اختصاصی آنان در بازار مکاره نمایش و تولید و ساخت آثار سینمایی درجه ۲ به واسطه اکران فیلم خارجی سالم و پالایش شده بزودی جمع خواهد شد و با تغییر شرایط سیاسی کشور دست به اقدام دیگری زدند.فیلمفارسی‌چی‌های سینمای ایران از تحولات پس از انقلاب ۱۳۵۷ سوء استفاده و پس از پیروزی محمود احمدی‌نژاد همان حقه را دوباره تکرار کردند. کسانی که ژانر دخترپسری را در دوره اصلاحات خلق کرده و توسعه دادند ، دوباره ماسک انقلابی به صورت زدند و توانستند برای بار دوم جلوی نمایش فیلم خارجی را بگیرند. خواندن سطور پیشیین این شائبه را بوجود می‌آورد که این متن، توسط فردی غرب زده و علاقه مند سینمای هالیوود به نگارش در آمده است که اصرار به نمایش فیلم خارجی در سالن‌های سینما را دارد. تنها پاسخی که می‌توان به این دست اتهامات داد این است که با استناد به آماری دقیقی که پیش از این در مشرق منتشر کرده‌ایم و بسیار مورد توجه اهالی رسانه قرار گرفته است، نسخه بدون کیفیت فیلم «دانکرک»کریستوفر نولان در وب سایت‌های مختلف بیش از شش میلیون بار دانلود شده است. فیلم مومیایی محصول ۲۰۱۷ در هفته نخست توسط ۷ میلیون دستگاه موبایل و رایانه متصل به اینترنت دانلود شده است. محدودیت‌های دولتی رسما به افزایش دامنه قاچاق منجر خواهد شد اگر اینترنت هم وجود خارجی نداشته باشد باید روزی را به یاد بیاوریم که پلیس امنیت تهران در مبارزه با فیلم‌های قاچاق در نیمه دهه هشتاد توسط گروهی به سرپرستی «ا.ن»همراه با پلیس امنیت تهران، ۳۰۰ هزار نسخه فیلم «شعبده باز» را از ابتدای میدان جمهوری تا ساختمان پلاسکوی کشف و ضبط شد.مسئله کنترل فیلم سینمایی خارجی در شرایطی مطرح می‌شود که بیست و هشت شرکت پخش کننده رسمی محصولات شبکه نمایش خانگی رسما ورشکست شده‌اند و بازار غیر قانونی، هدایت و پخش محصولات سینمای جهان را در فضای مجازی مدیریت می‌کند. با این شرایط هیچ پالایشی عرضه محصولات خارجی وجود ندارد و چنین شرایطی سبب عرضه مستقیم کالاهای خارجی خطرناکی مثل بازی تاج و تخت می‌شود تا جایی که شخصیت محوری این سریال، روی بیلبوردهای یک کمپانی پخش فیلم قرار می‌گیرد.محمد حمزه زاده معاون سینمایی حوزه هنری در همایش اکران فیلم خارجی فرصت یا تهدید؟! عقلایی‌ترین روش در مواجهه با سینمای غرب، نمایش آثار مهم خارجی در سینماهای ایران است. هیچ اشکالی ندارد که فیلمی مثل «دانکرنک» که هیچ صحنه غیر اخلاقی در آن وجود ندارد و یک فیلم جنگی است در سینماهای وطنی اکران شود. هیچ اشکالی ندارد که بسیاری از تولیدات اخلاقی سینمای کره، و سینمای اروپا در ایران نمایش داده شود. کما اینکه در بخش بین الملل جشنواره فیلم فجر تقریبا همین کار را به صورت محدوده و چند روز انجام دادند و با استقابل وسیع مخاطبان سینمایی همراه بود.طرح اکران فیلم خارجی موضوعی تازه ای نیست و شهاب اسفندیاری استاد دانشگاه ، رئیس دانشکده صدا و سیما ویکی از استراتژیست‌های فرهنگی جریان اصولگرایی در موارد متعددی، درباره ضرورت اکران فیلم خارجی، گفتگو ، مصاحبه و مناظره انجام داده است که سخنانش به درستی می تواند محل رجوع برای ضرورت نمایش فیلم خارجی باشد. حوزه هنری باید آستین‌ها را بالا بزنداما ورود و توزیع فیلم خارجی نیاز به مدیران برجسته فرهنگی و نهاد خاص دارد. پخش فیلم خارجی توسط موسسات و نهادهای خصوصی در سینماهای ایران یک تهدید فرهنگی محسوب می‌شود و این تهدید باید تبدیل به ابزاری برای رقابت و ارتقای سینمای ایران شود. اگر هدایت پخش فیلم خارجی در سینماها به عهده بخش خصوصی باشد قطعا متولیان فاجعه خواهند آفرید. کما اینکه بخش خصوصی در حوزه پخش و نمایش آثار سینمایی طی مدت‌های طولانی، یک باند مافیایی بوجود آورده و کمدی‌های مستهجنی که اخیرا در سینماها نمایش داده می‌شوند توسط دفاتر مافیایی پخش هدایت می‌شوند.پخش فیلم خارجی باید به عهده نهادی مثل حوزه هنری باشد. کما اینکه طبق مثالی در سطور پیشین نقل شد قسمت سوم فیلم «ترمیناتور» در سینماهای تهران، توسط همین نهاد دوبله و پخش شد. اما اکران فیلم خارجی حربه خوبی برای مبارزه با روشنفکران و مبتذل سازان انحصار طلب سینمای ایران خواهد بود. حوزه هنری به صورت جدی در مقابل‌ فیلم‌های ضد مردمی ایستاده است و سینماگران تا حدودی در مقابل عملکرد حوزه هنری تسلیم شده‌اند، اکران فیلم خارجی می‌تواند آلترناتیو جدی اصناف سینمای ایران باشد. در صورتیکه کانون‌های پخش و نمایش فیلم‌های ایران را به حوزه هنری اختصاص ندادند، حوزه هنری می تواند فیلم خارجی را در ۹۰ سالن سینمایی اش اکران کند و از سود اخذ شده سالن سازی کند یا فیلم ایرانی در شان مخاطبان سینما بسازد.سال‌هاست که دغدغه جبهه فرهنگی انقلاب اصلاح روش‌های غلط مرسوم در سینمای ایران است تا سینمای قشری و ضد مردمی مسیر خود را تغییر دهد. به یقین اگر فیلم خارجی در سینماهای ایران اکران شود و سینمای ایران محدود شود، مسئولان فرهنگی و متولیان کمی به خودشان خواهند آمد و به صورت طبیعی روند تولید فیلم‌های نازل و سخیفی مثل من سالوادور نیستم، گشت ارشاد، نهنگ عنبر، اکسیدان و پنجاه کیلو آلبالو متوقف خواهد شد. وقتی سینمای ایران مردمی نیست و در خدمت مخاطب نیست و برای جذب مخاطب از کوتاهترین راه ممکن، یعنی استفاده از ابزارهای مستهجن کمدی نما استفاده می‌کند، نتیجه‌اش می شود وضع موجود. سینمای ۵ درصدی با کمدی‌های سخیف.منبع :‌مشرق ]]> فرهنگی هنری Mon, 21 Aug 2017 09:31:22 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcfj1dmew6dtxa.igiw.html جشن حافظ با یاد «علی معلم» در گام آخر/ پخش صدای «شهید حججی» در تالار وزارت کشور http://www.nedayeenghelab.com/vdcevv8xejh8noi.b9bj.html به گزارش ندای انقلاب، مراسم جشن «حافظ» که هر سال توسط علی معلم مدیرعامل «دنیای تصویر» برگزار می‌شد امسال توسط آذر معماریان و امید معلم مدیران جشن حافظ و به یاد بنیانگذار این جشن با قرائت قرآن آغاز شد.* یادی از شهید مدافع حرم «محسن حججی»هفدهمین دوره این جشن هم‌اکنون (شامگاه شنبه ۲۱ مردادماه) با حضور اهالی سینما و تلویزیون در حال برگزاری است. این مراسم که با تاخیر نزدیک به یک ساعت و پخش تبلیغات کلید خورد و باقطعه ای که توسط «شیلا خداداد» خوانده شد، آغاز شد.صدای شهید «محسن ححجی» و توصیه او برای فرزند دو ساله‌اش «علی» آغازگر جشن حافظ بود که با تشویق حضار همراه شد. «حججی» از جوانان مدافع حرم بود که پس از اسارت توسط تروریست‌های داعش در سوریه، به فیض عظیم شهادت رسید. او یکی از نیروهای لشکر زرهی ۸ نجف اشرف و از نیروهای فعال موسسه شهید احمد کاظمی بود. از این شهید بزرگوار یک فرزند ۲ساله به یادگار مانده است.در ادامه ایمان معلم فرزند کوچک زنده یاد علی معلم به حضار خوشامد گفت. سپس کلیپی از ادوار گذشته جشن حافظ با تصاویری از زنده یاد «معلم» پخش شد و «رضا یزدانی» از خوانندگان کشورمان قطعه‌ای را اجرا کرد.امید معلم از مدیران جشن صحبت‌هایش با خوشامدگویی به حضار آغاز کرد و گفت: سخت بود بدون پدر راه را ادامه بدهیم، اما او معتقد بود، از من و ایمان و مادر می‌خواست همیشه جشن پابرجا باشد، اگر انرژی شما نبود این جشن مستقل خصوصی برگزار نمی‌شد. باورکردنی نیست عدم حضور ایشان اما کاری کردیم حضور ایشان را حس کنیم.وی در ادامه گفت: اعضای هیات داوران که ما را یاری کردند؛ عبارتند از: خسرو دهقان، آرش خیروی، جواد طوسی، امیر پوریا، مانی باغبانی، هیوا مسیح، علیرضا مجمع، امیررضا نوری، پرتو کسری ولایی و آذر معماریان و بنده حقیر.وی در خاتمه از مهران مدیری به عنوان مجری برنامه دعوت کرد تا روی سن بیاید.کلیپی در این دوره به یاد مرحوم «علی معلم» پخش شد و مهران مدیری از حضار خواست به احترام وی یک دقیقه سکوت کنند.* اولین تندیس علی معلم به «اصغر فرهادی» اهدا شداهدای تندیس علی معلم به «معماریان» همسر ایشان سپرده شد تا آن را اهدا کند، وی با تشکر از حضور هنرمندان و مردم گفت: به دلیل اینکه «معلم» این تندیس‌ها را می پسندید، ما هم تندیس را تغییر ندادیم و تنها از فیروزه استفاده کردیم. این تندیس امسال به یک سینماگر تعلق می گیرد اما در آینده به یک ایرانی که نام ایران را پر آوازه کند تعلق می‌گیرد.این تندیس به «اصغر فرهادی» تعلق گرفت، وی در گفت و گویی که از وی در این مراسم پخش شد از اهدای تندیس تشکر کرد و خوشحال از اینکه تندیس به ایشان تعلق گرفته است.به نمایندگی از اصغر فرهادی، «ساره بیات» این تندیس را دریافت کرد و گفت: جای آقای معلم امشب بسیار خالی است، خوشحالم از طرف آقای فرهادی این تندیس را می گیرم و به ایشان خواهم رساند.جواد طوسی برای اهدا جایزه دستاورد نوشتاری روی سن حاضر شد و گفت: شهرام جعفری‌نژاد این جایزه را می‌گیرد که دوست معلم بود، خانه فرهنگ با همت معلم و جعفری نژاد و من شکل گرفت که بعد از انقلاب موقعیت بسیار خوبی بود.وی گفت: فرد مستقلی در حوزه نوشتاری است او گزیده کار است که شهوت نوشتن نداشت و نشریه‌ای را به نام صنعت سینما منتشر کرد . چند سال پایمردانه در نشریه اش فعالیت داشت.شهرام جعفری نژاد با حضور روی سن تالار کشور جایزه خود را از طوسی گرفت و صحبت‌هایش را با سلام به معلم آغاز کرد و گفت: کاش خواب بودم و از در بیایی و قهقهه سر بدهی؛ خانه فرهنگ پاتوق دوستی ما بود ، صبح جمعه و نمایش فیلم‌های ۷۰ میلیمتری، تو آماده میشدی و می گفتی حالا برویم و همیشه به موقع می‌رسیدیم.جعفری نژاد خاطرات خودش را همراه با بغض بازگو کرد .در ادامه این مراسم مهران مدیری از محمدعلی کشاورز خواست که به بالای سن بیاید تا از وی به پاس یک عمر فعالیت هنری پربارش تجلیل شود.جمشید مشایخی و مهران مدیری به دلیل اینکه محمدعلی کشاورز امکان آمدن به بالای سن را نداشت، به پایین سن رفتند و جایزه را به محمدعلی کشاورز اهدا کردند.محمدعلی کشاورز گفت: علی معلم در مجله خود به سینما و تئاتر می‌پرداخت. اگر ما می‌خواهیم سینمای خوبی داشته باشیم، باید تئاتر قوی داشته باشیم.جمشید مشایخی این جایزه را به کشاورز اهدا کرد و گفت: علی در قلب ما جای دارد.در این مراسم همچنین جایزه بهترین فیلم مستند به بهتاش صناعی‌ها و همسرش اهدا شد.کورش تهامی و آزیتا حاجیان برای اهدای بهترین فیلمنامه مجموعه تلویزیونی روی سن حاضر شدند و تندیس حافظ به سریال لیسانسه‌ها ساخته سروش صحت و ایمان صفایی تعلق گرفت.سروش صحت بعد از دریافت جایزه گفت: جای معلم خالی است و خوشحالم این جایزه را بردیم. من بعد از ۱۷ سال این کت را در می‌آورم اما برای ۱۷ دوره بعدی یک کت دیگر می‌خرم ( اصفهانی‌ام ).امیر پوریا روی صحنه آمد و گفت. معلم عجولانه ما را تنها گذاشت و جایزه ویژه هیأت داوران را از سوی اعضا اهدا می‌کنم. به حمید نعمت‌الله و علیرضا رئیسان. رئیسیان گفت: علی هست خانواده‌اش هستند و تا شقایق هست زندگی باید کرد.من و حمید جایزه این ستاره را به محمدرضا گلزار اهدا می‌کنیم برای عاشقانه و سلام بمبی.* گلزار جایزه ویژه هیات داوران حافظ را گرفتمحمدرضا گلزار بعد از تشکر از ابراز احساسات حضار گفت: جای آقای معلم خیلی خالیه. روحشان شاد من این جایزه را به فال نیک می‌گیرم و از مردم که حامی من در طول این سالها بودند تشکر می‌کنم.میلاد کی‌مرام و الهام حمیدی نیز برای اهدای جایزه بهترین بازیگر زن کمدی روی سن آمدند و حمیدی گفت من اکثر رل‌های ملودرام را بازی کردم و امیدوارم یک روز من این جایزه را بگیرم.جایزه بهترین زن کمدی به سیما تیرانداز برای سریال پادری اهدا شد. تیرانداز گفت: جای علی معلم خالی نباشه و ممنون از هیأت داوران.مرجانه گلچین برای اهدای جایزه بهترین کمدین مرد روی صحنه آمد و گفت: آقای معلم عزیز بودند و هستند.تندیس حافظ به هوتن شکیبا برای سریال لیسانسه‌ها اهدا شد.هوتن شکیبا بعد از دریافت جایزه گفت: ممنون از هیأت داوران من با معلم در جشن حافظ آشنا شدم. امیدوارم کلاه قرمزی برگردد. جایزه را دوست دارم به پدرم که آخر سالن نشسته تقدیم کنم.برای اهدای جایزه بهترین بازیگر زن درام تلویزیون امین حیایی و هنگامه قاضیانی روی صحنه آمدند .قاضیانی گفت:من خوشحالم جایزه را به کسی می‌دهم که دوستش دارم.تندیس بهترین بازیگر زن درام به ساره بیات تعلق گرفت.ساره بیات بعد از دریافت جایزه گفت: دوست‌تان دارم و از هیأت داوران تشکر می‌کنم . تشکر از خانم معماریان که به تنهایی این جشن را برگزار کردند. از منوچهر هادی تشکر می‌کنم..جایزه بهترین مرد اثر درام توسط پوران درخشنده و اسحاق خانزادی اهدا شد.درخشنده گفت: معلم رفت اما جشن حافظ ماند این بسیار مهم است.تندیس بهترین بازیگر مرد ملودرام به هومن سیدی اهدا شد.هومن سیدی گفت: خوشحالم جایزه را گرفتم اما غمگینم معلم نیست. یک ایرانی تمام عیارم همه شما را دوست دارم.مهناز افشار و بهاره کیان افشار برای جایزه کارگردانی تلویزیونی روی صحنه آمدند.مهناز افشار گفت: سال گذشته آقای معلم خیلی بازخواست شد. حرفی نزنیم که نتوانیم جبران کنیم.کیان افشار گفت: خوشحالم اینجا هستیم این جایزه به کارگردان خلاقی که فکر و ذهن زیبایی دارد، اهدا می‌شود.تندیس بهترین کارگردان تلویزیونی به منوچهر هادی اهدا شد.هادی پس از دریافت جایزه گفت: قطعاً جایزه به عوامل عاشقانه تعلق دارد و جایزه را به مادر صوفیا تقدیم می‌کنم. از همه می‌خواهم به احترام معلم ایستاده تشویق کنید.مهران غفوریان، یوسف تیموری، داودنژاد، رضا نیکخواه، برای اهدای تندیس حافظ بهترین مجموعه به رضا جودی برای تهیه لیسانسه‌ها تعلق گرفت. جایزه بهترین چهره تلویزیونی، آخرین جایزه بخش تلویزیون بود که با حضور لادن مستوفی ویکتا ناصر روی سن به احسان علیخانی رسید.لادن مستوفی گفت: یاد علی معلم گرامی باد، ما تا سال ها وامدار حضور و برکت این حضور خواهیم بود.یکتا ناصر نیز گفت: من هیجان زده ام به دلیل جایزه همسرم برای او خوشحالم چون می دیدم که با انرژی و تحمل و بردباری پروژه را به سرانجام رساند، از خانواده معلم ممنونم که این شب های به یاد ماندنی را رقم زدند.علیخانی جایزه اش را به خانواده شهید حججی تقدیم کرداحسان علیخانی پس از دریافت جایزه گفت: در بین نامزدها دو رفیق خوب به نام رامبد و عادل دارم و نفر سوم هم مهران مدیری است که گویا از من دلخور است چون هرگاه از من دعوت کرد نتوانستم به برنامه اش بروم. محمد صالح علا حکم معلمی برایم دارد. هرکدام از ما یک تلقی از جسارت و شجاعت داریم، من افراد شجاع را بسیار دوست دارم، چند روزی است عکسی دست به دست می شود که معادله شجاعت را تغییر داده است خدا باعث و بانی هر جنگی را به زمین گرم بزند دوست دارم جایزه ام را خانواده محسن حججی این بچه شیر ایرانی تقدیم کنم.سعید راد برای اهدای جایزه دوم ابتدا مقابل محمدعلی کشاورز تعظیم کرد و گفت: دوست دارم از نوید محمدزاده که بازی بسیار خوبی دارد یاد کنم. و صحبت هایش را با خاطره ای از معلم ادامه داد و گفت : سال هایی که در غربت بودم افرادی در آنجا برنامه اجرا می کردند، مردی را دیدم که فوق العاده بود، او کسی نیست جز مهران مدیری.تندیس دوم حافظ در بخش اجرا به مهران مدیری اهدا شد. مدیری گفت: این پنجمین تندیسی است که از جشن حافظ می گیرم و خوشحالم که این جایزه را از دست سعید راد گرفتم.در ادامه مراسم همایون ارشادی برای اهدای نشان عباس کیارستمی روی صحنه آمد و گفت : از خانواده علی معلم که کاری کردند این جشن ادامه پیدا کند تشکر می کنم، مطمئنم حضور معنوی علی معلم و عباس کیارستمی سال ها ادامه خواهد داشت.تندیس نشان عباس کیارستمی به رضا درمیشیان تعلق گرفت. و بعد از کسب نشان گفت: من نبود کیارستمی و معلم را باور ندارم اما می دانم حتما آنها در اینجا حضور دارند.در ادامه مراسم مهران مدیری از کیهان کلهر به عنوان یک چهره جهانی یاد کرد و نام او را به عنوان برنده بهترین سازنده موسیقی متن اعلام کرد. کلهر روی صحنه آمد و گفت: خیلی ممنونم از شما. امیدوارم لایق محبت تان باشم.سیدضیاءالدین دری برای اهدای جایزه بهترین تندیس دستاورد هنری روی صحنه آمد و گفت: امشب شب علی معلم است. امیدوارم تا سی سال دیگر این جشن ادامه یابد و به جشنی مستقل در خاورمیانه تبدیل شود.تندیس بهترین چهره پردازی به عبدالله اسکندری برای چهره پردازی سه بعدی لانتوری تعلق گرفت و اسکندری با تشکر از خانواده علی معلم گفت: به رضا درمیشیان تبریک می گویم و می خواهم از شهامتش تشکر کنم.در ادامه مراسم جشن حافظ لوریس چکناواریان روی سن آمد تا برنده جایزه بهترین ترانه را اعلام کند. تندیس حافظ بهترین ترانه تیتراژ به سالار عقیلی اهدا شد برای خواندن قطعه خون غزل در سریال معمای شاه.عقیلی روی صحنه حاضر شد و گفت: خوشحالم با وجود مشکلاتی که سال گذشته بود این جشن برگزار شد، بها دادن به هنر این مرز و بوم از وظایف همه ما و دولت است.مهران مدیری در سخنانی عنوان کرد: امشب از همه درگذشتگان یاد شد و من هم از عارف لرستانی یاد می کنم روحش شاد.تندیس حافظ بخش تدوین به سجاد پهلوان زاده برای «ماجرای نیمروز» اهدا شدتندیس حافظ بخش فیلمبرداری سینمایی به هومن بهمنش برای فیلم «اژدها وارد می شود» اهدا شد. تندیس حافظ بهترین فیلمنامه به رضا عطاران برای فیلمنامه «دراکولا» تعلق گرفت.رضا عطاران با تشویق مکرر حضار به روی صحنه آمد و گفت: تشکر می کنم از هیات داوران فکر می کنم همین که فهمیدند من سواد نوشتن دارم، بهم جایزه دادند!تندیس دوم حافظ برای بهترین فیلمنامه به نرگس آبیار برای فیلمنامه «نفس» اهدا شد. او پس از حضور روی سن گفت: وقتی بعد از رفتن آقای معلم جشن حافظ این قدر خوب برگزار می شود نشان از حضور یک بانوی قدرتمند است . ممنون از خانم معماریان.تندیس بهترین بازیگر زن جشن حافظ به فاطمه معتمدآریا برای بازی در فیلم «آباجان» اهدا شد.معتمدآریا با حضور روی سن گفت: من دو بار به این جشن آمدم یک بار با آقای معلم و یک بار بدون آقای معلم. خوشحالم که هنوز این جشن برگزار می شود و فکر می کنم همه می دانند که چرا برگزار می شود. تندیس دوم بهترین بازیگر زن به الناز شاکردوست برای بازی در انیمیشن رئال مبارک اهدا شد . او با حضور روی سن گفت: این جایزه برایم بسیار ارزشمند است زیرا از جشنی مستقل دریافت می کنم که می دانم نیت بنیانگذارش تا چه حد پاک بوده است. تندیس اول بهترین بازیگر مرد به جواد عزتی برای بازی در فیلم «ماجرای نیمروز» اهدا شد. تندیس دوم بهترین بازیگرمرد به شهاب حسینی برای بازی در فیلم «فروشنده» اهدا شد. به دلیل اجرای تئاتر در سالن حضور نداشت.تندیس سوم بهترین بازیگر مرد به نوید محمدزاده برای بازی در فیلم «لانتوری»اهدا شد. نویدمحمدزاده با حضور روی سن گفت: این جایزه را برای دومین بار پیاپی می گیرم سال قبل یک مرد خوش پوش و خوش رو و خوش بو بین ما بود که نشانه هایش را در خانواده اش می بینم. اما جایزه اصلی را امشب سعید راد به من داد. من مرید فنی زاده و شکیبایی هستم. وی ادامه داد: به رضا درمیشیان تبریک می گویم و این جایزه را به تک تک قربانیان اسیدپاشی هدیه می کنم .تندیس بهترین کارگردانی سینما جشن حافظ به محمد حسین مهدویان برای «ماجرای نیمروز» اهدا شد. او در سالن حضور نداشت و جایزه محمود رضوی تهیه کننده فیلم گرفت.مهران مدیری از امید معلم، الناز شاکردوست، فاطمه معتمدآریا، پوریا شکیبایی، کیهان کلهر، عبدالله اسکندری خواست تا روی سن حاضر شده و جایزه بهترین فیلم جشن حافظ را اهداء کنند. تندیس بهترین فیلم جشن حافظ به اصغر فرهادی برای فیلم «فروشنده» اهداء شد. حسن مصطفوی مدیرتولید فیلم فروشنده به نیابت از اصغر فرهادی این جایزه را دریافت کرد و پیام فرهادی را خواند. در این مراسم چهره‌هایی چون؛ مهناز افشار، هومن سیدی، الهام حمیدی، رضاگلزار، مهران مدیری، سحر جعفری جوزانی، مسعود جعفری جوزانی، نوید محمدزاده، شهرام شاه‌حسینی، مهدی کرم پور، مجید قناد، مرجانه گلچین، ساعد هدایتی، جواد طوسی،مریم کاویانی، منوچهر هادی، دانیال عبادی، محمد معتمدی، الهام پاوه نژاد، مسعود فروتن، یکتا ناصر، احسان علیخانی، جواد عزتی، مریم مقدم، میلاد کی مرام، همایون ارشادی، عبدالله اسکندری، سعید راد، مجید مظفری، رضا ناجی، مهران غفوریان، رضا داودنژاد، حسین سلیمانی، داریوش ارجمند، احمد مهرانفر، رضا عطاران، پوران درخشنده، یوسف تیموری، کوروش تهامی، ایرج راد، سروش صحت، سارا رسول زاده و.. حضور دارند.منبع :‌فارسانتهای پیام/ ]]> فرهنگی هنری Sun, 13 Aug 2017 10:15:46 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcevv8xejh8noi.b9bj.html