پایگاه خبری ندای انقلاب - آخرين عناوين :: rss_full_edition http://www.nedayeenghelab.com/ Tue, 21 Feb 2017 13:46:13 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://www.nedayeenghelab.com/skins/default/fa/{CURRENT_THEME}/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری تحلیلی ندای انقلاب http://www.nedayeenghelab.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری تحلیلی ندای انقلاب آزاد است. Tue, 21 Feb 2017 13:46:13 GMT 60 دارندگان سهام عدالت سود می‌گیرند http://www.nedayeenghelab.com/vdci5vapyt1aw52.cbct.html به گزارش ندای انقلاب، جلسه شورای عالی اجرای سیاستهای کلی اصل ۴۴ قانون اساسی عصر دیروز (دوشنبه) به ریاست معاون اول رییس جمهور برگزار شد.اسحاق جهانگیری در این جلسه با بیان اینکه سیاستهای کلی اصل ۴۴ قانون اساسی ارتباط زیادی با سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی دارد گفت: سیاستهای کلی اصل ۴۴ جزو مهمترین سیاستهای کمک کننده به اقتصاد مقاومتی است و وزارت امور اقتصادی و دارایی باید به عنوان متولی اصلی، برای اجرای این سیاستها بیش از پیش تلاش کند.معاون اول رییس جمهور با ابراز تاسف از اینکه سیاستهای کلی اصل ۴۴ قانون اساسی آن طور که باید در کشور اجرا نشده است تصریح کرد: زمانی که این سیاستها از سوی مقام معظم رهبری ابلاغ شد، انتظار می‌رفت که تحولی جدی در اقتصاد کشور ایجاد شود اما متاسفانه تا کنون نحوة اجرای این سیاستها رضایت بخش نبوده است.وی همچنین بر ضرورت آسیب شناسی دقیق برای شناسایی نواقص و ایرادات پیش روی اجرای سیاستهای کلی اصل ۴۴ قانون اساسی تاکید کرد و اظهار داشت: وزارت امور اقتصادی و دارایی باید به عنوان دبیر شواری عالی اجرای این سیاستها، جلساتی را با صاحب نظران و کارشناسان برگزار و این موضوع را آسیب شناسی کنند.وی ادامه داد: باید مشکلاتی پیش روی خصوصی سازی، توانمندسازی بخش خصوصی و موانع ورود بخش خصوصی به اقتصاد شناسایی و مشخص شود که چه مقررات و قوانینی باید اصلاح شود تا سیاستهای کلی اصل ۴۴ قانون اساسی به نحو مطلوب در کشور اجرا شود.معاون اول رییس جمهور همچنین بر ضرورت سرعت بخشیدن به روند واگذاریها در جهت تداوم رونق بخش تولید تاکید کرد و گفت: هیات واگذاری برای نحوه واگذاری بنگاهها اختیار کامل دارد و شورای عالی اجرای سیاستهای کلی اصل ۴۴ نیز از اقدامات این هیات حمایت خواهد کرد.جهانگیری با اشاره به موضوع سهام عدالت و ضرورت ساماندهی طرح توزیع آن، اظهار داشت: طرح سهام عدالت طرحی است که از ابتدا برای بهره‌مند شدن مردم مطرح شد و انتظار داریم با ساماندهی و برنامه‌ریزی صورت گرفته در جهت آزادسازی سهام عدالت شاهد بهره‎مندی مردم از این سهام باشیم.بر اساس این گزارش؛ در این جلسه که وزرای امور اقتصادی و دارایی، دادگستری، تعاون، کار و رفاه اجتماعی، رییس کل دیوان محاسبات، رییس سازمان بازرسی کل کشور، رییس سازمان خصوصی‌سازی، رییس سازمان بورس و اوراق بهادار و رییس اتاق بازرگانی ایران نیز حضور داشتند، اصلاحات پیشنهادی مرتبط با آیین نامة شیوه‌های قیمت گذاری بنگاهها و نحوة اعمال شیوه‌های مذکور مورد بحث و بررسی قرار گرفت و پس از مرور پیش نویس تصویب‌نامة کمیسیون تخصصی، تصمیمات لازم در این خصوص اتخاذ شد.همچنین بررسی و اتخاذ تصمیم نسبت به موضوعات پیشنهادی سازمان خصوصی‌سازی پیرامون ساماندهی طرح توزیع سهام عدالت نیز از دیگر مواردی بود که در این نشست مورد بحث و بررسی قرار گرفت و سازمان خصوصی سازی مکلف شد تا زمان آزادسازی سهام عدالت، سود سهام مربوط به طرح توزیع سهام عدالت را از شرکتهای سرمایه پذیر وصول و متناسب با میزان سهام قابل تخصیص به هر فرد نسبت به پرداخت سود به مشمولین طرح یادشده اقدام نماید.در این نشست رییس مرکز ملی رقابت و رییس سازمان بورس و اوراق بهادار نیز گزارشی از اقدامات مرتبط با ماده ۶ قانون اجرای سیاستهای کلی اصل ۴۴ قانون اساسی ارائه کردند.منبع : تسنیمانتهای پیام/ ]]> اقتصادی Tue, 21 Feb 2017 10:10:28 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdci5vapyt1aw52.cbct.html بیش از ۶ هزار تن نوشابه پس از برجام وارد کشور شده است + جدول http://www.nedayeenghelab.com/vdchk6nx-23nmkd.tft2.html به گزارش ندای انقلاب، در سال جاری که اولین سال پس از اجرای برجام است، واردات مواد غذایی که در داخل کشور به وفور تولید می‌شود، با سرعت زیادی ادامه دارد.به لیست طولانی انواع و اقسام مواد غذایی که به طور رسمی به کشور وارد می‌شود، باید نوشابه را هم اضافه کرد.بر اساس آمار گمرک، در ۱۰ ماهه امسال ۶۳۴۴ تن نوشابه به ارزش ۱۰۶۵۶۶۲۲۴۷۱۹ ریال وارد کشور شده است.اتریش، ارمنستان، امارات متحده عربي، آلمان، ترکيه، جمهوري كره، دانمارك، لهستان و هلند صادرکنندگان نوشابه به ایران در سال جاری بوده‌اند.۶۲ درصد واردات نوشابه ایران در سال جاری از مبدأ ترکیه بوده است. سهم هلند ۱۹ و کره جنوبی ۷ درصد اعلام شده است.علت سهم بالای واردات نوشابه از ترکیه را باید در سیاست‌های دولت یازدهم در انعقاد توافق تجارت ترجیحی با این کشور دانست که با کاهش تعرفه واردات کالاهای ترک، ایران به بازار کالاهای مصرفی ترکیه‌ای تبدیل شد.منبع : مشرق ]]> اقتصادی Tue, 21 Feb 2017 10:08:23 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdchk6nx-23nmkd.tft2.html نرخ خرید تضمینی محصولات کشاورزی در سال ۹۶/ گندم کیلویی ۱۳۰۰ تومان+جدول http://www.nedayeenghelab.com/vdcgt79wnak9nt4.rpra.html به گزارش ندای انقلاب، نرخ خرید تضمینی محصولات کشاورزی که قرار بود طبق قول دولت فبل از شروع سال زراعی در مهر ۹۵ اعلام شودف با تاخیر ۵ ماهه اعلام می‌شود، بر این اساس هر کیلوگرم گندم ۱۳۰۰ تومان نرخ گذاری شد.اعضای شورای اقتصاد عضو هیأت وزیران درخواست شماره ۰۲۰.۱۲۸۶۷ مورخ ۱۲ مردادماه ۱۳۹۵ وزارت جهاد کشاورزی در خصوص پیشنهاد قیمت خرید تضمینی محصولات زراعی برای سال ۱۳۹۶ و محصولات باغی برای سال ۱۳۹۵ را بررسی و به استناد ماده (۳۶) قانون الحاق موادی به قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت(۲) به شرح زیر تصویب نمود. ۱ـ قیمت خرید تضمینی محصولات زراعی برای سال ۱۳۹۶ و محصولات باغی برای سال ۱۳۹۵ به شرح جداول (شماره ۱ و ۲) ذیل تعیین می شود. ۲ـ به ازای هر درصد شکستگی بیش از ۱۰ درصد برای برنج های گروه سه مبلغ هفتاد و نه (۷۹) ریال و برای برنج‌های گروه یک و دو مبلغ نود و دو (۹۲) ریال از نرخ‌های مصوب کسر و به میزان شکستگی کمتر از ۱۰ درصد برای برنج‌های گروه سه مبلغ یکصد و شانزده (۱۱۶) ریال و برای برنج‌های گروه یک و دو مبلغ یکصد و بیست و سه (۱۲۳) ریال به نرخ‌های مصوب اضافه می‌شود. حداکثر شکستگی قابل قبول ۱۵ دصد و حداقل شکستگی قابل قبول برای پرداخت جایزه ۷.۵ درصد است. خرید تضمینی برنج توسط سازمان مسئول خرید، منحصر به استان‌های گیلان، مازندران و گلستان خواهد بود. ۳ـ سازمان برنامه و بودجه کشور با هماهنگی وزارت جهاد کشاورزی و رعایت قوانین و مقررات مربوط، در مورد سازمان‌های مسئول خرید، محدوده زمانی خرید، تأمین‌کننده تنخواه، چگونگی ضمانت و بازپرداخت اعتبارات مورد نیاز، تعیین هزینه‌های تبعی و محل تأمین زیان احتمالی خرید موضوع این تصویب‌نامه، تصمیمات لازم را اتخاذ و بر نحوه اجرای آنها نظارت می‌نماید. تبصره: هزینه‌های تبعی براساس پیشنهاد سازمان مسئول خرید و پس از بررسی سازمان حمایت مصرف‌کنندگان و تولیدکنندگان توسط سازمان برنامه و بودجه کشور ابلاغ می‌شود. ۴ـ میزان آفت سن گندم و جدول قیمت دانه‌های روغنی بر حسب اُفت و رطوبت با هماهنگی سازمان برنامه و بودجه کشور و وزارت جهاد کشاورزی تعیین می‌شود. ۵ـ جدول خرید تضمینی گندم و گندم دوروم بر حسب اُفت مفید و غیرمفید برای سال زراعی ۱۳۹۶ـ۱۳۹۵ براساس محاسبه و پیشنهاد سازمان حمایت مصرف‌کنندگان و تولیدکنندگان و تفاهم وزارت جهاد کشاورزی و سازمان برنامه و بودجه کشور ابلاغ می‌شود. ۶ـ در راستای بند «الف» ماده (۱۴۵) قانون برنامه پنج‌ساله پنجم توسعه جمهوری اسلامی ایران و تبصره(۶) ماده (۶) قانون افزایش بهره‌وری بخش کشاورزی و منابع طبیعی، وزارت جهاد کشاورزی مکلف است در برنامه‌ریزی تولید محصولات کشاورزی و انجام خریدهای تضمینی، الگوی کشت بهینه ملی ـ منطقه‌ای را رعایت کند. جدول شماره ۱ـ قیمت خرید تضمینی محصولات کشاورزی (زراعی) در سال ۱۳۹۶ـ۱۳۹۵برای مشاهده جدول اینجا را کلیک کنید. مصوبه دولت برای قیمت خرید تضمینی محصولات کشاورزینرخ خرید تضمینی محصولات کشاورزی در سال زراعی ۹۶-۹۵نرخ خرید تضمینی محصولات کشاورزی در سال زراعی ۹۶-۹۵منبع : فارسانتهای پیام/ ]]> اقتصادی Tue, 21 Feb 2017 10:06:12 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcgt79wnak9nt4.rpra.html نویسندگان را سیاسی کنیم،‌ چراغ ادبیات خاموش می‌شود/ مثل بایرامی‌،‌ دهقان‌ و امیرخانی‌شدن شاخ غول شکستن است http://www.nedayeenghelab.com/vdcfjcdmjw6dtja.igiw.html به گزارش ندای انقلاب،‌ نگاهی به کتاب‌های منتشر شده در سال‌های اخیر کم‌،روغی چراغ نویسندگان ایرانی را فریاد می‌زند،‌ نویسندگانی که در دهه‌های هفتاد و هشتاد تمام توان خود را روی دایره ادبیات ایرانی معاصر ریختند و بعد از آن اندک اندک در لاک خود فرو رفته‌اند. اینک چند سالی است که اثری درخور و دلچسب مخاطب نوشته نمی‌شود،‌ بزرگان ادبیات نیز بی‌تفاوت به جامعه مخاطبان ترجیح داده‌اند قلمشان روزه سکوت بگیرد. امروز «رخوت»، خوره روح و جان تعدادی از نویسندگان شده است. نویسندگانی که چهره‌های نامدار و قلم‌های زرین هم میانشان دیده می‌شود. البته چه خود بدانند یا ندانند این یک قضاوت عمومی درباره بخش قابل توجهی از آنان، شده است. بزرگترین اتهام آنان این است که عرصه را خالی کردند و مخاطب و هوادار خود را به نویسندگان کم بهره‌ از هر چیز که اکنون یکه تاز میدان شدند، سپردند. مخاطبی که چشم انتظار آثار جدید آنان است. شاید علت این است که میل به داستان پردازی تاحدی سرکوب شده است. نویسنده دیگر دوست ندارد قصه بگوید یا ترجیح می‌دهد، نگوید. اما چرا چنین شده است،‌ چرا نویسندگان موفق ده‌های پیشین که حلاوت قلمشان هنوز در کام مخاطب مانده است،‌ دیگر به دنبال کشف مزه‌های جدید در ادبیات داستانی نیستند؟سیدعلی شجاعی نویسنده و داستان نویس جوان ایرانی است که با انتشار آثار داستانی خود برای مخاطبان کودک و نوجوان توانسته موفقیت‌های قابل اعتنایی در زمینه ترجمه آثارش به زبان‌های خارجی کسب کند. وی در مقام نویسندگی برای مخاطبان بزرگسال نیز صاحب رمان‌ها و مجموعه داستان‌هایی است که از منظر نوع نگاه و داستان‌پردازی به موضوعات دینی بسیار بدیع بوده و با اقبال قابل توجهی نیز همراه شده است. او در مجموعه کتاب‌هایش نشان داده که به دنبال خط سیر مشخص اجتماعی و یا مذهبی در داستان‌هایش است.انتشارات کتاب نیستان که توسط سید‌مهدی شجاعی پدر وی بنیان‌گذارده شده و اینک توسط شجاعی پسر اداره می‌شود، از همان سال‌های ابتدای فعالیت تاکنون با حمایت از نویسندگان متعهد ادبیات انقلاب اسلامی کوشیده است تا به یکی از مراکز خلق آثار ادبی فاخر مبدل شود. طرح رمان‌های فاخر این انتشارات منجر به تولید آثاری چون «نامیرا» از صادق کرمیار»،‌ «پرسه در خاک غریب» احمد دهقان، «همسفران» محمدرضا بایرامی و. ...شده است. به گونه‌ای که بسیاری از نویسندگان شاخص،‌ فعالیت حرفه‌ای خود را مرهون کمک‌های سید‌مهدی شجاعی می‌دانند.خبرگزاری تسنیم،‌ با توجه به این رویکرد انتشارات نیستان با سید‌علی شجاعی گفت‌وگویی داشته است،‌ وی در این گفت‌وگو وضعیت امروز ادبیات را طبیعی و ناشی از برخی برخوردهای رسانه‌ای‌ و غیرحرفه‌ای با نویسندگان می‌داند‌، او از فقدان نقد آثار سخن گفته و از نقد شخصیت‌ها انتقاد می‌کند. متن این گفت‌وگو به شرح ذیل است:*به نظر می‌رسد‌، ادبیات داستانی در دهه جاری با نوعی رخوت مواجه شده است‌، به گونه‌ای که شاید اکنون چراغ ادبیات داستانی در یکی، دو انتشاراتی روشن باشد، اما پرفروغ نیست. حتی کتابدوستان نیز دچار رخوت عجیب غریبی شده‌اند، که بخشی می‌تواند‌، متأثر از فضای سیاسی کشور باشد، بخشی از فضای رسانه‌ها و بخشی هم از ناشران. در مقابل اغلب نسبت به این موضوع بی‌توجه بوده و جریانی ایجاد نمی‌کنند‌، نویسنده‌های خط‌شکن دیروز امروز یا کمتر می‌نویسند و یا اصلاً نمی‌نویسند‌، رسانه‌ها نیز مشغول اخباری هستند که جریان‌ساز و پیش برنده نیست. علی‌رغم اینکه رسانه‌های ما زیاد شده است،‌ کاری دیده نمی‌شود. به نظر شما اینگونه نیست؟اگر پرسش کلی را این در نظر بگیریم که به نظر شما ادبیات اکنون ما دچار رخوت یا انفعال است؟ پاسخ قطعی من به این پرسش منفی است، ما چندان دچار نزول و سقوط نشده‌ایم،‌ دقیقا‌ً همان نویسنده‌های درجه یکی که در گذشته می‌نوشتند،‌ هنوز هم دست به قلم هستند، تقریباً در هر جامعه‌ای در هر صد سال، ده نفر می‌توانند در یک زمینه‌ای شاخص شوند و این اتفاق در ادبیات ما افتاده است، در هیچ کشوری از دنیا در ۵۰ سال ۹۰ نویسنده شاخص پرورش نیافته است که در کشور ما پرورش بیابند. پس ما از دنیا در زمینه ادبیات عقب نیستیم.هم‌چنین ما نیز مانند همه دنیا که نویسنده‌های شهاب سنگی داشتند‌، این چنین نویسنده‌هایی را داشته‌ایم‌، اما در کنار آن نویسنده شاخص نیز داشتیم. پس از انقلاب که ما دچار دگرگونی اندیشه شدیم،‌ می‌توانیم بگوییم نویسنده‌هایی چون شجاعی، بایرامی‌، دهقان،‌ امیرخانی‌، کرمیار و... را داشته‌ایم که شاخصه‌های ادبیات ما هستند و آنقدر خوب کار کردند که پس از ۲۰ سال بتوانیم بگوییم کارنامه یک نویسنده حرفه‌ای را دارند. بنابراین در این بخش از حیث تولید نویسنده چیزی کم نداریم و بیش از این نیز تا پایان دهه ۹۰ نباید توقعی داشته باشیم. یعنی ۳۵ سال از انقلاب گذشت و یک نسل نویسنده تربیت شدند و به ظهور رسیدند.اتفاقاً من فکر می‌کنم، این نگرانی باید بیشتر برای نسل‌های آینده باشد. در واقع برای ۱۵ سال آینده بیشتر باید نگران باشیم. اما در بُعد دیگر ممکن است این مسئله مطرح شود که چرا آثار خوب ما نسبت به آثار تولید شده اندک است؟ با توجه به زیاد شدن آثار بد و متوسط فاصله میان تعداد آثار خوب و آثار دیگر به چشم می‌آ‌ید که این هم علل مختلفی دارد.*  این علل چیست؟جهش شگفت انگیز ناشران در سال‌های بعد از انقلاب می‌تواند یکی از این دلایل باشد،‌ ده هزار و ۵۰۰ ناشر عمومی در حال فعالیت هستند که برای حفظ کار نشر و تمدید دوباره مجوزشان باید سالی حداقل چهار کتاب چاپ کنند و این مسئله باعث شده است کارهای با کیفیت تعدادشان کم‌تر شود و کار متوسط زیادتر تولید شود،‌ چون ناشران زیادی داریم که زمانی فکر می‌کردند، نشر کار سود آوری است،‌ پس وارد این عرصه شدند‌، اما اکنون از نویسنده برای چاپ اثرش پول می‌گیرند، نویسنده نیز پول را پرداخت می‌کند‌، چون فکر می‌کند‌ کتاب داشتن یک کلاس و پز است،‌ وضعیت به گونه‌ای است که ناشران درجه یک ما نیز گاهی از نویسنده برای چاپ اثرش پول دریافت کرده‌اند. بنابراین اینکه ناشر زیاد داشتیم و نقد درست نداشتیم،‌ موجب ظهور فراوان آثار بد و متوسط شده است‌؛ منِ ناشر، نه تخصصی داشته‌ام و نه تحصیلاتی اما به دلیل وجود یارانه‌هایی در ارشاد در سال‌های دور وارد این فضا شده‌ام و با وجود اینکه اکنون این یارانه‌ها مدت‌هاست تعطیل شده است‌، به دلایلی مجبورم نشر را نگه دارم‌.سالانه ۵۰هزار کتاب چاپ می‌کنیم که تنها ۳۰ عنوان آن خواندنی است/ دهه ۸۰ انفجار نویسنده‌های شهاب‌سنگی بودحال اگر ارشاد همین یک قدم را بر دارد و بگوید کسی که پروانه نشر موقت دارد، لازم نیست سالی ۴ کتاب منتشر کند و با ۴۰ کتاب به نمایشگاه بیاید، ناشر می‌فهمد،‌ نفس نشر داشتن فضیلت نیست و مولف می‌فهمد کتاب چاپ کردن هنر نیست، در نتیجه این بازی تمام می‌شود. من ناشرانی را سراغ دارم که چند ماهی به پایان سال مانده دغدغه‌شان این است که ۴ کتاب را چاپ نکرده و باید زودتر نسبت به تمدید مجوزشان اقدام کند،‌ نتیجه‌اش این می‌شود که سالانه ۵۰ هزار کتاب چاپ می‌کنیم که تنها ۳۰ عنوان آن خواندنی است. ما تا پایان دهه ۹۰ مثل همه دنیا نویسنده‌های شهاب سنگی‌مان تمام خواهند شد. دهه ۸۰ انفجار نویسنده‌های شهاب سنگی بود و الان در دهه ۹۰ تاریخ ادبیات ما به همین سرعت این‌ها را کنار گذاشته است.ادبیات ایران به‌لحاظ فرم در حال گذار است/ نویسنده‌های ما اکنون در حال آزمون و خطای تجربی هستندبُعد دیگر چرایی ظهور آثار متوسط در حجم بسیار به طبیعت باز می‌گردد‌، برای نمونه رضا امیرخانی در سال می‌تواند یک رمان بنویسد‌، بنابراین ما یک «قیدار»‌ داریم و ۲۰۰ کار متوسط دیگر. از این وضعیت گریزی نیست،‌ چرا که ما در دوران گذار هستیم،‌ به عبارت بهتر ادبیات ایران به لحاظ فرم در حال گذار است،‌ این را بپذیریم که قالب‌های مدرن ادبیات برای ما نبوده است‌، تازه شعر هم که برای ما بوده است،‌ از دید اساتید این حوزه هم‌ چون سایه در حال گذار است،‌ نفس رسیدن به نقطه اوج در قالب‌های مدرن ادبیات ایجاب می‌کند که در زمان فراز و فرود داشته باشیم،‌ برای نمونه در غزل وقتی کاری خوب انجام می‌شود‌، که شاعر در قالب خود مستحکم کار کرده باشد، اما نویسنده‌های ما اکنون در حال آزمون و خطای تجربی هستند و این فرم (رمان) قرض گرفته را با جهان بینی خود می‌آ‌میزند که فراز و نشیب دارد و چاره‌ای هم نیست.محمدرضا بایرامی بعد از «مردگان باغ سبز» قلمش شگفت‌انگیز شد‌اوج هنر ایرانی‌ها در نثر حکایت‌نویسی بوده است. این حکایت‌ها قرار است به داستان کوتاه و رمان تبدیل شود. بنابراین این فاصله باید به گونه‌ای پر شود‌، پر شدن این فاصله با فراز و فرود همراه است، یک کار خوب از آب در می‌آید و یک کار بد. چون نویسنده در حال تجربه کردن این فضا است، اینگونه نیست که ما قالب مستحکمی مانند غزل داشته باشیم و بعد بگوییم‌، همه حرف‌هایم را در آن قالب خواهم ریخت. ما همزمان در حال ساخت اسکلت و پر کردن درون آن هستیم،‌ برای همین است که بایرامی پس از «مردگان باغ سبز» دچار جهشی در ادبیاتش می‌شود‌، با وجود اینکه تا قبل از آن هم خوب کار می‌کرد، اما بعد از مردگان باغ سبز قلمش شگفت انگیز شد‌، به گونه‌ای که می‌توان بایرامی را به قبل از «مردگان باغ سبز» و بعد از آن تقسیم کرد. می‌خواهم بگویم‌، افراد درجه یک هم در حال تجربه، آزمون و خطای فرم‌هایی هستند که گاهی جواب نمی‌دهد.نمی‌توان گفت در رمان و ادبیات مدرن در حال نزول هستیمدر مجموع نمی‌توان گفت که ما در رمان و ادبیات مدرن در حال نزول هستیم، اگر ما وضعیت ادبیات فرانسه در سال‌های ۱۷۰۰ تا ۱۸۰۰ و وضعیت ادبیات روسیه در سال‌های ۱۸۰۰ تا ۱۹۰۰ را با وضعیت ادبیات ایران در سال‌‌های ۱۳۶۰ تا ۱۳۹۰ مقایسه کنیم‌، می‌بینیم همان اتفاق‌ها در حال تکرار است‌، شروع فرم‌های جدید، شروع ادبیات جدید و... آن‌ها هم این تجربه‌ها را داشتند، اما به ما دیر‌تر رسیده است. بنابراین باید چنین نتیجه‌گیری کرد که ما در داشتن نویسنده‌های خوب چیزی کم نداریم، این نویسنده‌ها کار خوب هم تولید کرده‌اند و اگر منصفانه ادبیات این ۳۰ سال را غربال کنیم، می‌توانیم به ۱۰۰ کار خوب دست یابیم که همان کافی است.کشورهای دیگر هم غیر از این تولید نکردند و اساسا‌ً‌ ادبیات بیشتر از این کشش ندارد، کما اینکه پس از صد‌ها سال حافظ، سعدی و مولوی مانده‌اند، اما در همان زمان حافظ، ۵۰ غزل سرای دیگر هم بوده است. این نشان می‌دهد ما در بخش تولید هم چندان راه به بیراهه نرفته‌ایم.* اگر این گفته شما که در بخش تولید ادبیات داستانی راه به بیراهه نرفته‌ایم را محور قرار دهیم،‌ این پرسش پیش می‌آید که پس چرا رمان‌های ما شناخته شده نیستند‌، چرا «من او» در مدت اندکی پس از انتشار با مخاطب میلیونی در کشور روبرو شد و حتی پس از آن در خارج از کشور نیز مخاطبانی پیدا کرد،‌ اما رمان‌های اخیر حتی در میان مخاطبان داخلی نیز توفیقی نمی‌یابند؟اینکه چرا رمان‌های ایرانی شهرت جهانی ندارند و زیاد دیده نمی‌شوند به خاطر زبان است، زبان فارسی مخاطبان محدودی دارد، در واقع زمانی که ما در ایران رمانی را چاپ می‌کنیم، اگر خیلی هنر کرده باشیم، می‌توانیم در افغانستان برای آن مخاطب پیدا کنیم، اما این اتفاق در زبان انگلیسی بسیار گسترده است. زمانی که یک نویسنده امریکایی یا انگلیسی یک رمان می‌نویسد، در ابتدای کار با ۵ میلیون مخاطب طرف است، اما ما با ۵ هزار مخاطب. این پارامتر باید در کمبود مخاطب مورد توجه قرار گیرد.دلیل دیگر این است که این قالب (رمان) برای ما نبوده است و طول می‌کشد تا جا بیافتد‌، اشاره کردم که ما در حال گذار هستیم،‌ بنابراین با فراز و نشیب‌های بسیاری روبرو هستیم‌، در حوزه داستان کوتاه و رمان نیز بسیار نوپا هستیم. چون این قالب بیان برای ما نیست، در واقع همان اتفاقی که در زمینه سینما و تصویر برای ما افتاده است، در زمینه رمان و ادبیات مدرن نیز برای ما افتاده است. فاصله سینما و ادبیات قبل از انقلاب هم‌چنان وجود دارد‌ و توفیق اکنون سینمایی ما نشان می‌دهد ادبیات نیز به این توفیق خواهد رسید‌، سینما زودتر از رمان وارد جامعه ایران شد و خود این مسئله باعث پیشروی بیشتر آن است. بخواهیم یا نخواهیم اصغر فرهادی نمونه جهانی شده و برخاسته از این فرهنگ است چه سینمایش را دوست داشته باشیم چه نداشته باشیم، او به استاندارد بین‌المللی رسیده است،‌ فرهادی به تکنیکی رسیده است که دیده می‌شود. اگر هم بخواهیم بگوییم جایزه‌های الکی می‌دهند‌، غلط است،‌ اگر هم بگوییم ما با هیچ چیز نباید مقایسه شویم‌، غلط است. این شیوه روبرو شدن با آثار هنری باید تغییر کند.حرفم این است که ادبیات ما هم به آن نقطه خواهد رسید، اما طول می‌کشد، سخت‌تر است و دیرتر. چون اولا‌ً‌ ادبیات هویت زبانی دارد و زبان مختص یک سرزمین است، دوم تکنولوژی کمتری دارد،‌ بخشی از سینما تکنیک و آموختنی است، ولی ادبیات باید درونی شود و تنها تکنولوژی و فناوری نیست،‌ ما در ادبیات با هویت زبانی سر و کار داریم.هم‌چنین بخش قابل تأملی از ادبیات ما بر بنیان‌های زبانی گذاشته شده که در ترجمه قابل انتقال نیست و از دست می‌رود، من در ۵ سال اخیر که به شدت درگیر فروش رایت بودم‌، متوجه این نکته شدم که غیرفارسی زبان‌ها که به فارسی تسلط دارند،‌ با مطالعه آثار ما بسیار لذت می‌برند‌، اما با ترجمه آن لذت نمی‌برند‌، چون بنیان ادبیات ما هویت زبانی دارد و زبان قابل ترجمه نیست. اخیراً دیدم از نویسندگان ایرانی در مجلات امریکایی داستان چاپ نشده است، بنابراین داستان «مرا به خواب‌هایت ببر ماریه»‌ را ترجمه کردم که اتفاقاً در مجله‌ای نیز منتشر شد‌، اما این ترجمه به آسانی میسر نشد،‌ بیش از ۴ ویراستار که دو نفر آن‌ها با فارسی آشنایی داشتند‌، کار انتقال متن را انجام دادند.نویسنده‌ای که درگیر دغدغه امرار معاش است،‌ جهانی نمی‌نویسداما با همه این محدودیت‌ها ما در نهایت جهانی خواهیم شد، طبیعتاً جهانی شدن ادبیات با جهانی شدن موسیقی و سینما فاصله بسیار دارد،‌ ما در موسیقی و سینما بسیار جلوتر هستیم،‌ بخشی از این عقب ماندگی به سنگینی وزن زبان باز می‌گردد. بخش دیگر هم این است که چه توقعی از نویسنده‌ای که درگیر دغدغه امرار معاش است داریم تا جهانی بنویسد؟شما توقع دارید من همانند تولستوی که از ۸ صبح تا ۸ شب می‌نوشته است باشم؟‌ نویسنده‌ای که باید از ۸ صبح تا ۵ عصر برای امرار معاش کار کند، چه زمانی قرار است‌ اثر ماندگار و شاهکار تولید کند؟ تا زمانی که نویسنده‌ دغدغه امرار معاش دارد، نمی‌توان از او توقع داشت. کار جهانی و ماندگار با این مدل تولید نمی‌شود، بنابراین باید آثار نویسندگان شاخصی که تاکنون در این شرایط تولید شده‌اند را نیز قدر دانست.باید این نکته را متذکر شوم که حرف من این نیست که وظیفه دولت است که به نویسنده پول دهد، بلکه یکی از راه‌حل‌ها این است،‌ اگر در تمام این سی سال این کار را کرده بودیم و می‌گفتیم شما ۱۰ نویسنده مطرح کشور هستید، ما برای شما حقوقی در نظر می‌گیرد و در ازای آن شما به نوشتن و تولید آثار شاخص بپردازد،‌ قطعاً جواب گرفته بودیم،‌ همان‌طور که در بخش خصوصی این اتفاق رخ داد‌، مرحوم زهرایی چند سال به استاد ابتهاج حقوق می‌داد که «حافظ به سعی سایه» را تألیف کند.برای ترویج جهان‌بینی انقلاب اسلامی چه کرده‌ایم؟بنابراین حمایت دولت، فرهنگ مطالعه،‌ تیراژ پایین زبان فارسی هر کدام بخشی از زنجیره تولید عدم آثار شاخص را تشکیل می‌دهند و در آن سهم دارند‌، یک نکته دیگر نیز در این میان اهمیت دارد‌، زمانی که انفلاب شد،‌ تصور می‌کردیم که جهان‌بینی ما برای همه مسائل کفایت می‌کند،‌ نمی‌دانستیم که برای ترویج این جهان‌بینی باید کار کنیم، اینکه در منزل بنشینیم و بگوییم اسلام دین قشنگی است،‌ کافی نیست، برای بیان این زیبایی‌ها چه کردیم؟ آیا بهترین زبان را برای بیانش انتخاب کردیم؟ شاید از همین رو باشد که فرهنگ مطالعه ما در وضعیت اسفباری است،‌ به گونه‌ای که اوایل پیروزی انقلاب با ۵۰ میلیون جمعیت شمارگان کتاب ۳ هزار نسخه بود و اکنون با بیش از ۸۰ میلیون جمعیت شمارگان کتاب به ۱۲۰۰ ‌و حتی ۵۰۰ نسخه رسیده است.وضعیت حق‌التألیف‌ها خنده‌دار استبُعد دیگر ماجرا به وضعیت نامناسب اقتصاد نشر باز می‌گردد،‌ بد نیست در این زمینه مثالی بزنم،‌ بنده برای تالیف یک رمان ۱۸ ماه وقت گذاشته‌ام‌، پس از اتمام تألیف، حق‌ التالیف آن ۲ میلیون تومان شده‌، که در بهترین حالت آورده‌ای معادل ۱۷۰ هزار تومان در ماه برایم داشته است،‌ آیا این وضعیت خنده‌دار نیست؟ به همین دلیل است که برخی از نویسندگان سالی ۴ رمان می‌نویسند،‌ به عبارت دیگر هر ۴ فصل رمان دارند و در نتیجه کارها ضعیف و سطحی از آب در می‌آید.بد نیست مسئولان فرهنگی و رسانه‌ای ما کتاب «هنر داستان‌نویسی: گزیده‌ای از گفت‌وگو با نویسندگان در پاریس ریویو» از منشوران نشر نی را مطالعه کنند‌، کتاب بسیار شکفت‌انگیزی است که سبک زندگی نویسندگان مطرح جهان در قرن ۲۰ را در گفت‌وگو با آن‌ها بررسی کرده است‌. بسیاری از آن‌ها سالها درگیر فعالیتی جز نوشتن نبودند، صبح به دانشگاهی می‌رفتند که به آن‌ها اتاق و حقوق داده که تنها بنویسند‌ و تازه کتابشان را به هر ناشری که دوست داشتند‌ و در هر کشوری که خواستند منتشر کنند،‌ نوع زندگی این نویسنده با منی که تصورم این است که هر روز باید به دفترم رفته و درگیر امرار معاش شوم‌، متفاوت است. پس دغدغه معاش برای نویسنده مانع بزرگی برای تولید کارهای شکفت‌انگیر و بزرگ است.مثل بایرامی‌ها، دهقان‌ها و امیرخانی‌ها و شجاعی‌ها بودن واقعاً شاخ غول را شکستن استبا این اوصاف مثل بایرامی‌ها، دهقان‌ها و امیرخانی‌ها و شجاعی‌ها بودن واقعاً شاخ غول را شکستن است،‌ من در ۱۲ سال ابتدای زندگی‌ام پدرم را تقریباً‌ نمی‌دیدم چون معمولا‌ً صبح زود از خانه خارج می‌شد و تا دیروقت مشغول به کار بود‌، اگر همین سیدمهدی شجاعی تأمین بود،‌ چقدر قصه متفاوت می شد. و یا احمد دهقان مگر چه درآمدی جز حداقل‌های کارمند داشته است؟ واقعا اگر موسسه‌ای از او حمایت مالی می‌کرد‌، نمی‌توانست چند اثر دیگر هم‌چون «سفر به گرای ۲۷۰ درجه»‌ را بنویسد؟ این نویسنده‌ها توانایی خود را ثابت کرده‌اند، اما زمان کافی برای نوشتن نداشتند. برای همین است که میان دو اثر شاخص دهقان «سفر به گرای ۲۷۰ درجه» تا «پرسه در خاک» که نقطه اوج دیگری برای او به شمار می‌رود‌، ده سال فاصله است. ده سالی که نه به آزمون و خطای شخصی، بلکه به امرار معاش گذشته است.جایگزینی نقد شخصیت به‌جای نقد ادبی‌ کارکرد نقد در ادبیات ما را از میان برداشته است*حمایت از نویسنده و تولید اثر شاخص یک بعد ماجراست که البته تاکنون محقق نشده است‌، ابعاد دیگر تولید آثار شاخص را چه می‌بینید؟ یا به عبارتی،‌ دیگر چه پای قضیه می‌لنگد؟به نظر من بُعد دیگر، نبود نقد ادبی است. در همه کشورهای دنیا نقد ادبی برای مخاطب و نویسنده راهگشاست، آیا ما واقعا توانسته‌ایم این کار را بکنیم؟ آیا مشابه رخدادی که در خارج از کشور انجام می‌شود و یک جمله «نیویورک تایمز» درباره رمان‌، شمارگان آن رمان را دوبرابر می‌‌کند، را می‌توان در داخل سراغ گرفت؟ به نظر من مخاطب ما به منتقد بی‌اعتماد است؟ چرا که در این ۳۰ سال نقد ادبی نداشتیم‌، جایگزینی نقد شخصیت به جای نقد ادبی اثر ممکن است در ابتدا با هورا کشیدن چند مخاطب مواجه شود‌، اما نتیجه اش این می‌شود که بعد از ۱۵ سال نقد تأثیری در فضای ادبیات ما ندارد.در ایران تنها به نقد شخصیت‌ها پرداخته‌ایمجالب این است که تجربه ثابت کرده است‌، اتفاقاً وقتی کتاب مورد نکوهش قرار می‌گیرد‌، با فروش بیشتری مواجه می‌شود‌، بنابراین مسیر را به اشتباه پیموده‌ایم‌، ما قرار بوده با نقد کتاب مسیر را به مخاطب نشان دهیم در حالیکه ما نقد‌،‌ این کارکرد مهم در ادبیات بین‌المللی را از دست داده‌ایم، در همان کتاب آمده است که نویسنده‌های درجه یک دنیا بر اثر نقدهایی که به آثارشان وارد شده در موارد بسیاری تغییر مسیر داده‌اند، در حالیکه ما در ایران در این سی‌سال تنها به نقد شخصیت‌ها پرداخته‌ایم‌.برای نمونه اگر خواستیم بگوییم آثار صادق هدایت شاخص و ارزشمند نیست‌، شروع کردیم درباره شخصیت او حرف زدن،‌ این صحبت‌ها در هیچ جای دنیا اعتباری ندارد،‌ بحث این نیست که ایدئولوژی مهم نیست بحث این است که من می‌گویم این درست است که ایدئولوژی گلشیری با من یکی نیست،‌ اما نمی‌شود، گلشیری و هدایت را از ادبیات قیچی کرد، ما باید آثار آن‌ها را بررسی کنیم‌، نباید توقع داشت که پله اول تا پنجم را به دلایل سیاسی و اعتقادی حذف کنیم‌، گاهی جملاتی مطرح می‌شود که گویی ما خودمان به مسلمانی‌مان اعتقاد نداریم، نگرانیم که نکند یک وقت از دست برود؟ به انقلاب خودمان؛ به اسلام و مذهب خودمان اعتقادی نداریم و احساس می‌کنیم،‌ اسلام و انقلاب بر باد می‌رود،‌ در حالیکه این اندیشه و باور آنقدر مستحکم است که هزار نویسنده لائیک نتوانستند و نمی‌توانند‌، تکانش دهند. اگر می‌توانستند که انقلاب نمی‌شد‌.نقدکردن شخصیت هدایت به‌جای آثارش از او بتی برای جوانان امروز ساخته استتاریخ اثبات کرده است که حرکت‌های نفی‌دار دافعه دارد و حرکت‌های ایجابی جاذبه،‌ ما به جای اینکه بگوییم این بد است، باید بگوییم حرف خوب این است، چرا که موفق‌تر خواهیم بود‌، اگر ما واقعا صادق هدایت را رها می‌کردیم، به طور طبیعی ۲۰ درصد طرفداران اکنونش را داشت. آنقدر گفتیم بد است که حجم طرفدارانش شدت گرفت. من طی ۱۳ سال گذشته در دبیرستان تدریس کرده‌ام و شاهد روند فزاینده شیفتگی به صادق هدایت در میان جوانان‌ بوده‌ام. آیا واقعاً صادق هدایت در ادبیات ما این اندازه اعتبار دارد؟ اگر از ابتدا می‌گفتیم هدایت این معایب را دارد و به نقد ادبی آثارش می‌پرداختیم، هدایت در همان پله‌ای که بود باقی می‌ماند، اما اکنون تبدیل به یک بت شده است. ما در جامعه امروز هیچ منتقدی نداریم‌، البته باید بگوییم که جوایز ادبی ما هم تأثیری در تیراژ کتاب‌ها نمی‌گذارند، چه برسد به اینکه منتقد بخواهد تاثیری بگذارد.جایزه‌هایی که در دنیا کل زندگی نویسنده، منتقد، ناشر و ویراستار را تغییر می‌دهد.اگرما منتقد خوبی داشتیم، اتفاقات شگرفی رخ می‌داد، اگر ۱۰ منتقد داشتیم که به نقد صحیح آثار می‌پرداختند‌، در این سی سال می‌توانستیم سالی ۴ اثر شاخص داشته باشیم‌. اگر جناح مسلمان سعه صدر بیشتری در ابتدا داشتند‌، ای بسا آن‌ها هم آنقدر پیش نمی‌رفتند و فضای تعامل بیشتر رخ می‌داد، این بایکوت نویسندگان مسلمان در دهه ۷۰ به این حجم و شدت در میان نویسندگان روشن‌فکر رخ نمی‌داد. می‌توانستیم آگاهانه‌تر عمل کنیم که آن‌ها هم تندروی نکنند. هر افراطی تفریطی به دنبال دارد‌،‌ اگر ما با این نویسنده‌ها متعادل برخورد می‌کردیم،‌ امروز این جریان به دنبال این نبود که لابه‌لای متن کتاب به خطوط ما تعرض کند‌.* آقای شجاعی به نظر می‌رسد‌، ما در عرضه کتاب‌های شاخص پس از انقلاب نیز موفق عمل نکرده‌ایم؟ برای نمونه ویترین کتاب کاهش جدی داشته و شبکه توزیع نیز سال‌هاست که می‌لنگد.بله‌، در سال ۸۵ در انگلیس به ازای هر ناشر ۱۳ کتابفروشی و در ایران به ازای هر ۱۵ ناشر یک کتابفروشی وجود داشت، این ویترین اندک، سرانه مطالعه را به شدت پایین می‌آورد. برای نمونه شخص شما در مسیر منزل تا محل کارتان با چند کتابفروشی روبرو می‌شوید؟ خانمی که از بالای هفت تیر تا سر طالقانی دنبال مانتو است،‌ اگر دو بار چشمش به کتابفروشی بیافتد، ممکن است وارد شده و کتابی خریداری کند.این ویترین اندک کتابفروشی در کنار سایر مشکلات، ترکیب معیوبی را ایجاد کرده که هر طرف آن را که نگاه می‌کنیم‌، نمی‌دانیم از کجا شروع کنیم؟*  درباره سرانه مطالعه و پایین بودن آن صحبت کردید،‌ اما راهکاری ارائه نشد در سال‌های اخیر عمدتا‌ً مسئولان این موضوع را مطرح می‌کنند‌، اما هیچ یک راهکار درستی ارائه نمی‌کنندیکی از علل کمبود سرانه مطالعه نبود ساعت مطالعه در مدرسه‌ها است‌، آیا ما به بچه‌ها یاد داده‌ایم که فکر کردن فضیلت است؟ این را نهادینه کرده‌ایم که آگاهی و علم فضیلت است؟، پاسخ این است که ما یاد نداده‌ایم و خودمان هم یاد نگرفته‌ایم که دانش برتری است، در نتیجه در یک مسابقه نگفته بسیار ابلهانه بخش عمده‌ای از نیاز جوانان و نوجوانان ما پای تلگرام و اینستا و واتساب و فضای مجازی صرف می‌شود. و طبیعتا‌ً نیازی که در مخاطب به نام نیاز دانستن وجود دارد‌، با مطالب کم عمق این فضا پاسخ داده می‌شود. در حالیکه این پاسخ علم مالاینفع است و سطح مخاطب را افزایش نمی‌دهد.یکی دیگر از علت‌ها عدم توجه رسانه ملی به کتاب است‌، رسانه ملی ما با نویسنده مرده احساس رضایت بیشتری دارد، هم‌چنین در کتاب‌های درسی ما اثری از آثار خوبی که جایزه گرفته است دیده نمی‌شود‌، این همه نویسنده ما در این سی سال داشتیم، ردپای هیچ کدام از آن‌ها در کتاب‌های درسی نیست. برای اینکه می ترسیم که چند صباحی دیگر نویسنده حرفی را بزند که خوب و مطلوب ما نباشد.* پیشتر به انفعال رسانه اشاره کردید؟ به نظر شما کارکرد رسانه در امر کتاب و کتابخوانی چیست؟ و چرا رسانه‌های ما منفعل شده‌اند؟رسانه‌‌های ما در مجموع چه خدمتی به کتاب می‌کنند؟ دو اتفاق باید رخ دهد یکی اینکه از رسانه توقع خبررسانی درباره انتشار یک کتاب وجود دارد، که اکنون در وضعیتی حداقلی در حال انجام است. اما کارکرد رسانه در دنیا امروز فراتر از خبررسانی حرکت کرده و به جریان‌سازی رسیده است‌، در حالیکه رسانه‌های ما مکتوب و غیرمکتوب نمی‌توانند یک دقیقه سرانه مطالعه را افزایش دهند‌، در شرایطی که در دنیا اعتقادات و باورهای ملت‌ها با رسانه‌ها تغییر و جهت دهی می‌شود.اهالی رسانه دغدغه کتاب‌خواندن ندارنددر سال‌های دهه ۸۰ اهالی رسانه از ما کتاب برای معرفی می‌خواستند‌، اما اکنون همین فایل‌هایی که انتشارات نیستان در قالب معرفی کتاب برایشان ارسال می‌کند‌، را نیز به زور کار می‌کنند‌، اهل رسانه باید اهل اندیشه باشد باید مسیری را کشف کند، اما در مجموع رسانه‌های ما منفعل نشسته‌اند، کسی دغدغه کتاب خواندن ندارد.رسانه‌های ما در خنثی‌ترین حالت ممکن هستند. عملاً فعالیت آن‌ها اثری ندارد‌، چرا که اگر همه رسانه ها به تبلیغ کتاب بپردازند، باز هم در فروش تاثیری ندارد در صورتیکه ذات رسانه به شدت توانمند است. اما ما بلد نیستیم از آن استفاده کنیم.برای نمونه روزنامه همشهری پرتیراژ ترین روزنامه ایران است، هفته‌ای یک ستون ۱۰۰ کلمه‌ای از گوشه صفحه فرهنگ و ادب را به کتاب اختصاص می‌دهد‌، اگر ما در ایران هزار ساراماگو و هزار کتاب مانند کوری داشته باشیم‌، چه کسی قرار است به مخاطب بگوید که آن را بخواند؟ بنابراین حلقه نشر کتاب حلقه ناقصی است که هر چقدر هم کار خوب تولید شود‌، تا مخاطب از آن اطلاع نیابد،‌ کاری از پیش نبرده‌ایم.البته باید این نکته را نیز متذکر شویم که اگر رسانه‌ها نمی‌توانند کمک چندانی به وضعیت کتاب و کتابخوانی در کشور داشته باشند‌، بهتر است حداقل به آثاری که شأنیت محتوایی ندارند،‌ نپردازند. محصولاتی که الان دغدغه جامعه ما نیست را در معرض دید قرار ندهند‌، وقتی صفحه کتاب را باز می کنیم ۷۰۰ کتاب نبینیم، بلکه ۷ کتاب شاخص را ببینیم.* به نظر شما چه چیزهایی می‌تواند به بروز این آثار فاخر کمک کند تا مخاطب آن را ببیند و مصرف کند،‌ پاشنه آشیل کار رسانه‌در این زمینه چیست؟قبل از هر چیز باید این شعور ایجاد شود که پیوستگی داشته باشیم، یعنی انتشارات نیستان که مدیر آن معتقد است کلمه به کلمه هر چیزی را که چاپ می‌کند،‌ باید در برابر خدا پاسخگو باشد،‌ با فلان ناشر به این نتیجه برسند که باید کتاب فروخت‌، فرقی نمی‌کند او چقدر بفروشد و دیگری چقدر‌، اگر او کاری کرد که جواب داد من نیز همان کار را انجام دهم.هم‌چنین در این زمینه باید به نقش صدور مجوز نیز اشاره کنم‌، اینکه ما بد مجوز دهیم‌، مجوز ندهیم و یا جاهلانه مجوز دهیم، تاثیر بسیاری در تولید آثار دارد، قطعاً در تیراژ کتاب و سرانه مطالعه تاثیر ندارد، اما در پشت پرده کار تأثیر دارد، تورج زاهدی ۴ سال برای نگارش «تصرف» وقت گذاشت‌، اما کتابش ۴ سال در ارشاد ماند و او در این مدت دیگر دست به قلم نبرد، نمی‌توان این بعد را نادیده گرفت. یا محمدرضا بایرامی پس از مردگان باغ سبز اذیت شد و مدت مدیدی طول کشید تا توانست دوباره قلم به دست بگیرد. من نمی‌گویم ممیزی نکنیم، اما مقداری آبرومندتر باشد، اینکه من از واگذاری ممیزی به برخی ناشران حمایت می‌کردم به این دلیل بود که نباید دلسردی و یخ کردن نویسنده وقتی اثرش در اداره کتاب معطل می ماند یا به دلیل برخی ایرادهای جزئی مجوز نمیگیرد را نادیده گرفت.چرا احمد دهقان پس از ماجراهایی که برای «من قاتل پسرتان هستم»،‌ در لاک خود فرو می‌رود‌، برای اینکه جای نقد اثر شخصیت و اعتقاداتش را زیرسوال می‌‌برند. رضا امیرخانی می‌گفت، من آمریکا بودم که «من او» منتشر شد و کسی برای آن نقدی نوشت‌، با خود فکر کردم من به ایران که برگردم،‌ اعدام می‌شوم. به سبب برخی از این جریان‌سازی‌های به اشتباه که از درک نادرست افراد سرچشمه می‌گیرد‌، کار برخی نویسندگان به بیمارستان و ...کشیده می‌شود،‌ بعد چگونه انتظار داریم که این فرد به راحتی دوباره بنویسد و همه چیز را از یاد ببرد.پس برخورد افراط و تفریطی با اثر و شخص نویسنده فراز و فرودهایی را در کار ایجاد می‌کند که به آسانی قابل رفع نیست‌، این جنس برخورها و فراز و فرود‌‌ها در ادبیات تأثیرات مخرب‌تری دارد‌ چرا که ادبیات از همه شاخه‌های هنر درونی‌تر، آفرینشی‌تر و الهامی‌تر است، در سینما، نقاشی، تجسمی هیچ یک به این شدت نیست‌، هنرمندان این عرصه با کمترین نسیمی می‌لزرند اینکه در همه جای دنیا می‌بینیم با نویسندگان با احتیاط برخورد می‌کنند، برای این است که واقعا متأثر می‌شوند.اگر نویسندگان را راست و چپ سیاسی کنیم،‌ چراغ ادبیات خاموش می‌شودبهتر است، هر چقدر هم که می‌خواهیم دعوای سیاسی کنیم، نویسنده و هنرمند را وارد جناح بندی‌های سیاسی نکنیم، اجازه دهیم کارشان را انجام دهند و در کنار آن با فراهم کردن فضای تعامل و گفت‌و‌گو با منطق و گفتمان با نویسنده حرف زده و کار را درست کنیم‌، اگر او را هم راست و چپ سیاسی کنیم، چراغ حوزه ادبیات زود خاموش می‌شود و روشن کردن آن کار دشواری است.نوعی جهل مطلق در آموزش و پرورش وجود دارد که کسی احتیاج به مطالعه غیردرسی ندارداما کارکرد رسانه این است که از حالت خبری صرف خارج شده و جریان ساز شود، به مسئولان آموزش و پرورش بفهماند که برای بچه‌ها چه باید کنند؟ نوعی جهل مطلق در آموزش و پرورش وجود دارد که کسی احتیاج به مطالعه غیردرسی ندارد.این در حالی است که در کشورهای دیگر سرمایه‌گذاری وسیعی انجام شده است‌، کتاب «آدم برفی‌ها»ی من در فستیوال برلین مطرح شد‌، بهمن ماه از من دعوت کردند و اسفند جدول زمان‌بندی ۴۴۰ جلسه را برای شهریور اعلام کردند، در این ۶ ماه کتاب در مدارس مختلف تقسیم شد‌، بچه‌ها آن را مطالعه کردند تا ما در شهریور ماه با آن‌ها روبرو شدیم. در ۶ تا جلسه حدود ۲هزار نوجوان آلمانی و ۱۲۰ معلم با من ملاقات کردند.زمانی که از مسئولان مدارس شیوه و پیش‌زمینه این نشست‌ها را پرسیدم،‌ گفتند که قریب به ۲۰۰ سال است که ما برای بچه‌های ۵تا ۱۸ سال، هفته‌ای یک روز را به فکر کردن، حرف زدن و کتاب خواندن اختصاص داده‌ایم‌، بنابراین از انجام این پروسه ۲۰۰ ساله است که آلمان مهد فلسفه می‌شود‌، من در آن نشست‌ها از بچه ۱۰ ساله نکاتی را درباره کتابم می‌شنیدم که حتی به عقل خودم نیز نمی‌رسید. چه اشکالی دارد ما نیز یک روز را در مدارس گرد هم روی زمین نشسته و تلاش کنیم بفهمانیم که آگاهی و دانش فضیلت است.مهمتر از آن این بود که پس از اتمام جلسه‌، حدود ۳۵۰ دانش‌آموز ۸ تا ۱۰ ساله سه ساعت و نیم روی پا و در صف ایستادند تا جشن امضا برگزار شود‌، سوال اینجاست که چه آموزشی به این بچه‌ها داده بودند که برایشان مهم بود،‌ نویسنده کتابش را امضا کند.در حالیکه اگر در ایران بود بچه‌ها نیم ساعت هم تحمل نداشتند. مسئولیت درونی سازی این امر با رسانه است. رسانه باید به آموزش و پرورش بفهماند که برای فکر کردن و کتاب خواندن هیچ کاری نکرده است.منبع : تسنیمانتهای پیام/ ]]> فرهنگی هنری Tue, 21 Feb 2017 10:02:29 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcfjcdmjw6dtja.igiw.html تعریف و اجرای ۲۵۰ طرح بازسازی و توسعه‌ای در عتبات/ اهدا سالانه ۱۰۰ میلیارد تومان نذورات/تعریف ۵ هزار میلیارد تومان پروژه جدید در عتبات http://www.nedayeenghelab.com/vdceev8xxjh8nei.b9bj.html به گزارش ندای انقلاب، مسعود شوشتری گفت: این پروژه‌ها در زمینه صنعتی هنری، مرمت و بازسازی، عمرانی و خدماتی و توسعه حرم‌های مطهر بوده که تعداد زیادی از آنها به اتمام رسیده یا در دست اجراست.وی بزرگترین و مهمترین طرح را پروژه توسعه حرم مطهر علوی به نام صحن و شبستان حضرت زهرا (س) اعلام کرد و افزود: با تکمیل این پروژه، فضای بارگاه حضرت علی (ع) ۲۰ برابر افزایش خواهد یافت.جانشین ستاد بازسازی عتبات عالیات افزود: حدود ۵ هزار میلیارد تومان پروژه جدید در کشور عراق برای بازسازی حرمین تعریف شده است.سردار شوشتری گفت: مردم سالانه ۱۰۰ میلیارد تومان نذورات به عتبات عالیات و بازسازی حرمین شریفین اهدا می‌کنند.منبع : فارسانتهای پیام/ ]]> اجتماعی Tue, 21 Feb 2017 09:57:33 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdceev8xxjh8nei.b9bj.html بیایند ما آماده‌ایم http://www.nedayeenghelab.com/vdcdoj0sxyt0ko6.2a2y.html به گزارش ندای انقلاب، سعدالله زارعی طی یادداشتی در روزنامه کیهان نوشت: جدایی سره از ناسره و خبیث از طیب یکی از مهم‌ترین جلوه‌های انقلاب اسلامی و نهضت حضرت امام خمینی است و گاهی این موضوع آن‌قدر عجیب است که به سختی در باور می‌گنجد. یک زمانی یکی از مقامات ارتش در پیامی که از سوی محمدرضا شاه برای حضرت امام خمینی - قدس‌سره - آورده بود تاکید داشت که نباید علیه شاه، آمریکا و اسرائیل سخنی گفته شود در آن زمان باور اینکه حکومت پهلوی از یک مرجع تقلید بخواهد که علیه اسرائیل سخن نگوید بسیار دشوار بود اما زمان زیادی طول نکشید تا همه دریابند حکومت‌های ایران و اسرائیل ماموریتی مشترک با تفاوت‌هایی دنبال می‌کنند و هر دو در نقطه آمریکا به هم می‌رسند. امروز این موضوع تجلی‌ دیگری دارد. رژیم‌های عربستان، ترکیه و اسرائیل به طور مشترک و به شکلی که یکی حرف دیگری را پی بگیرد در اجلاس امنیتی مونیخ، ایران را تهدیدی علیه منطقه خوانده‌اند این در حالی است که هر سه از تهدید منطقه عبور کرده و سردمدار جنگ علیه منطقه هستند. تجاوزات مداوم رژیم صهیونیستی به غزه، لبنان و سوریه که به جای خود، تجاوز رژیم سعودی به دو کشور عربی یمن و بحرین و نقش‌آفرینی گسترده در سوریه، عراق، افغانستان، پاکستان، آذربایجان و... به جای خود و تجاوز ترکیه به منطقه بعشیقه عراق و اعزاز و منبج و الباب در سوریه و به طور کلی نقش‌آفرینی در راه‌اندازی گروه‌های تروریستی آشکارتر از آن است که نیازی به بیان و یا امکانی برای انکار داشته باشد؛ با این حال جای سؤال وجود دارد که چرا این سه که هر کدام خود را معرف یک جریان در منطقه و جهان تلقی می‌کنند، همزمان علیه ایران سخن گفته‌اند. در این خصوص نکاتی به نظر می‌رسند: ۱- همان‌گونه که وابستگی مشترک ایران و رژیم صهیونیستی در دهه ۱۳۴۰ به آمریکا سبب شد که بقاء هر یک برای دیگری موضوعیت داشته باشد و برای آمریکا نیز یک نیاز استراتژیک محسوب گردد و از این رو شاه علی‌رغم آنکه می‌دانست معنای اینکه علیه اسرائیل صحبت نکنید چیست از یک مرجع تقلید می‌خواهد که درباره اسرائیل سخن نگوید این در حالی است که در آن زمان، اکثر مردم ایران و اکثر نخبگان باور نمی‌کردند که روابط دو رژیم شاه و اسرائیل برای یکدیگر جنبه حیاتی دارد. امروز نیز وقتی می‌گوئیم دولت اردوغان و دولت اسرائیل و دولت سعودی از آنجا که منشاء واحدی دارند در نهایت سیاست واحدی دنبال می‌نمایند، عده‌ای می‌گویند این حرف درست نیست و در نهایت دولت اردوغان به اصل اخوت با جمهوری اسلامی پایبند است! نکته مهم در این میان این است که آنچه امروز در منطقه علیه ایران مشاهده می‌کنیم در واقع صورت‌بندی همان مدل آمریکایی - اروپایی مقابله با ایران است که البته با یک «خبط بزرگ» از سوی سعودی و دولت ترکیه همراه است. امروز درک این مطلب که آمریکا و اروپا با همه تلاشی که طی دهه‌های گذشته و به‌ ویژه در ۵-۶ سال گذشته به کار بسته‌اند، در صحنه درگیری با ایران شکست خورده و ناخواسته میدان را به ایران واگذار کرده‌اند. پر واضح است که وقتی دست‌های آمریکا بالا می‌رود چه وضعی برای رژیم‌هایی نظیر اسرائیل و سعودی پیش می‌آید. در طول ۸۰ سال گذشته همان‌گونه که سعودی‌ها در استفاده از کالای خارجی، خود را بی‌نیاز از تولید می‌دیدند در بحث‌های امنیتی و سیاسی نیز اتکا به قدرت‌هایی نظیر انگلیس و آمریکا را برای خود کافی می‌دانستند و تا پیش از پیروزی انقلاب اسلامی نیز به واقع این‌گونه بود. وابستگی ترکیه و سعودی به آمریکا مانع موفقیت گروه‌های چپگرا و ناسیونالیست گردید و عملا ماشین نظامی و سیاسی شوروی در برابر دولت‌های عربستان و ترکیه متوقف ماند هر چند در هر دو مورد، اتحاد جماهیر شوروی بعضی از کشورهای پیرامونی این دو را در اختیار گرفته بود. حالا آمریکا در برابر ایران دست‌های خود را بالا برده است و این در حالی است که نفوذ ایران در داخل عربستان، داخل ترکیه و در میلیون ها فلسطینی که خواهان نابودی اسرائیل هستند، بسیار بالاست. بر اساس نظرسنجی که یک موسسه معتبر آمریکایی در سال ۲۰۱۶، انجام داد، ۶۲ درصد شهروندان عربستانی، ایران را یک کشور قابل احترام مسلمان دانسته‌‌اند و این در حالی است که رسانه‌های سعودی طی ۴۰ سال گذشته از هیچ اقدام تبلیغاتی و سیاسی ضدایران دریغ نکرده‌اند. یک نظرسنجی دیگر بیانگر آن است که لااقل ۹۰ درصد مردم ترکیه، ایران را دوستی قابل اعتماد با انقلابی مبارک ارزیابی کرده‌اند.آمریکا در عمل و به ناگزیر ناتوانی خود در ایفای نقش گذشته‌اش را به هم‌پیمانان و به عبارت دقیق‌تر کشورهای وابسته به خود، ابراز کرده است. بدون این اعتراف نیز کشورهای یاد شده حداقل از سال ۲۰۰۷ به بعد یعنی نزدیک یک دهه ناتوانی آمریکا از پیگیری‌ اهداف خود را به چشم دیده‌‌اند. در عین حال آمریکایی‌ها به دولت‌های ترکیه، عربستان و رژیم صهیونیستی گفته‌اند که از هر طرح و اقدام ضدایرانی آنها حمایت خواهند کرد. این نکته به وضوح و تکرار توسط جان‌کری ابراز شد و امروز نیز مشابه آن را مقامات جدید آمریکا بیان می‌نمایند. رایزنی‌های فشرده ماه‌های اخیر میان رژیم‌های صهیونیستی، ترکیه و عربستان بیانگر آن است که این سه شکل‌دهی به یک جبهه منطقه‌ای علیه ایران فکر می‌کنند و آرام آرام برای رسیدن به آن وارد گود شده‌اند. اظهارات همزمان مقامات وزارت خارجه عربستان، ترکیه و رژیم صهیونیستی علیه ایران در اجلاس مونیخ که یک اجلاس آسیایی- آفریقایی است را هرگز نباید تصادفی تلقی کرد. شاید نتوان گفت که این سیاست پایدار این سه دولت است اما می‌توان گفت فعلا روی اینکه باید یک جبهه منطقه‌ای را علیه ایران به وجود آوریم توافق شده است. در این بین به نظر می‌آید دولت اردوغان که خود را در نقطه اصلی تعارض با ایران می‌بیند درباره توان رژیم اسرائیل و رژیم سعودی و در عمل پای کار بودن آنها تردید دارد- آنکارا با اشاره به پذیرش غیررسمی حزب‌الله لبنان از سوی تل‌آویو به عنوان واقعیتی که قابل تغییر نیست و نیز با اشاره به پذیرش غیررسمی انصارالله یمن از سوی ریاض به عنوان واقعیتی که در نهایت ناگزیر به تن دادن به آن است، مبارزه سه‌جانبه را یک تابلو حزب که معلوم نیست چند روز سرپا می‌ماند می‌داند. از این رو اگرچه به واسطه شکست سنگین در ماجرای آزادی حلب در سوریه، دولت اردوغان به شدت از ایران عصبانی است اما نمی‌داند اگر پا پیش بگذارد و وارد یک اقدام عملی علیه ایران شود چه اتفاقی می‌افتد. ۲- اظهارات دو روز پیش مقامات وزارت خارجه این سه دولت علیه ایران برای آن بود که ایران شکل‌گیری یک جبهه قدرتمند علیه خود را باور کند. این‌ها می‌توانستند هم‌پیمانی ضد ایرانی خود را علنی نکنند و صبر کنند تا کار به یک نقطه درست برسد چه اینکه هر فردی بدون نیاز به بهره هوشی فراوان می‌داند که اقدام واقعی علیه یک حریف قدرتمند، پیش از اقدام، اعلام نمی‌شود و آنگاه که چیزی اعلام می‌شود به این معناست که حریف باید خود آنچه اعلام می‌شود را اقدام عملیاتی! تلقی نماید. در اینکه امروز شاهد یک جابجایی در ستاد طراحی و اجرای اقدامات ضد ایرانی هستیم تردید نداریم. به خوبی می‌دانیم که دنیای پس از برجام، دنیای تحت کنترل آمریکا نیست نه اینکه برجام چنین خاصیتی دارد بلکه از آن رو که آمریکا دیگر قادر به حفظ کشورهای موسوم به ۵+۱ و یا هر مجموعه دیگری تحت مدیریت خود نیست. کاملا واضح بود که آن اجماعی که آمریکا با تکیه بر آن سیاست‌های ضد ایرانی خود را بر دیگران دیکته می‌کرد چند سال است که از میان رفته است. بر این اساس مقامات آمریکایی ناگزیر به واگذاری نقش مستقیم- و بسنده کردن به کارگردانی- خود است. این واگذاری طبعا باید به دولت‌های قدرتمندتر منطقه که دشمنی یا رقابت با ایران داشته و به عبارتی خود انگیزه مقابله با ایران را داشته باشند. بر این اساس آنچه که از سوی رژیم صهیونیستی، ترکیه و عربستان انجام می‌شود بدون کم و کاست از سوی آمریکا حمایت می‌شود حالا ممکن است در شبکه‌های اجتماعی و توسط چند نفر انسان عادی خلاف این هم نوشته شود. شاید بی‌راه نباشد اگر بگوییم اجلاس خاورمیانه‌ای مونیخ بر این اساس طراحی و مدیریت شده است. پس با این وصف نباید انتظار تفاوت لحن چاووش اوغلو و عادل الجبیر و لیبرمن داشت. ۳- برخلاف آنچه تصور اولیه ماست اقدام منطقه‌ای علیه ایران و به عبارتی خصومت منطقه‌ای علیه ایران از خصومت سطح بین‌المللی علیه ایران موثرتر است و از این رو اگر در سطح منطقه یک جبهه منسجمی علیه ایران شکل بگیرد، کار برای جمهوری اسلامی به نسبت گذشته حساس‌تر می‌شود چرا که اعمال بین‌المللی علیه ایران وقتی به محیط منطقه‌ای می‌رسید تا حد زیادی به واسطه روابط درون منطقه‌ای ایران، خنثی می‌شد اما وقتی فشار در منطقه شکل بگیرد بطور طبیعی با همراهی قدرت‌های غربی نظیر آمریکا و انگلیس نیز همراه شده و مقابله با آن برای ایران اسلامی از اهمیت و حساسیت بیشتری برخوردار می‌شود. اما سخن بر سر این است که اولا این جبهه‌بندی ضد ایرانی بطور واقعی شکل بگیرد و ادامه پیدا کند و طرف‌های این جبهه‌بندی ریسک بالای ضدیت با ایران را پذیرفته باشند و ثانیا برای ایران امکان شکل‌دهی به یک جبهه متقابل نداشته باشد. تجربه سوریه به خوبی نشان داد که از یک‌سو توانایی ایران برای جبهه‌سازی خیلی بیشتر از رقبا و دشمنان است و از سوی دیگر تداوم یک جبهه تا رسیدن به دستاورد استراتژیک که لازمه موفقیت یک جبهه است، در طرف مقابل ایران امکان‌پذیر نیست. روابط اخیر مقامات کویت و عمان با ایران نشان داد که عربستان حتی قادر به حفظ کشورهای کوچک نزدیک به خود در جبهه مشترک نیست و روابط پاندولی اردوغان با عربستان هم نشان داد که تفکر برتری‌طلبانه هر یک از سه دولت صهیونیستی، سعودی و ترکیه هم مانع ابقای آنان در یک جبهه واحد می‌شود. به هر روی حکایت جدا شدن خبیث از طیب که یک رمز قرآنی در انقلاب ماست، امروز در جلوه منطقه‌ای به کنار هم قرار گرفتن دولت «ترکیه اسلام‌گرا» با دولت «اسرائیل اسلام‌ستیز» و دولت «عربستان منافق» رسیده است اما در این سوی ماجرا ایرانی ایستاده که قدرت و تجربه موفق برهم زدن نقشه پیچیده قدرت‌های بزرگ را دارد. پس بیایند ما آماده‌ایم. ]]> سیاسی Tue, 21 Feb 2017 09:55:41 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcdoj0sxyt0ko6.2a2y.html «آمیزش جنسی» نباید در زمان پُری معده صورت گیرد http://www.nedayeenghelab.com/vdcc04q1s2bqp08.ala2.html به گزارش ندای انقلاب، سید جواد علوی درباره آمیزش جنسی صحیح از دیدگاه طب سنتی اظهار کرد: آمیزش جنسی اگر بر اساس نیاز و تمایل واقعی هر فرد انجام شود، نه تنها متضمن سلامتی روحی ـ روانی, نشاط و شادابی در زندگی است بلکه منجر به نوعی پاکسازی بدن نیز می‌شود.آمیزش جنسی نباید در زمان پُری معده صورت گیردوی افزود: آمیزش جنسی نباید در زمان پُری معده صورت گیرد و بهتر است حدود سه ساعت با صرف غذا فاصله داشته باشد؛ در آموزه‌های مکتب پزشکی ایرانی تاکید شده که پس از آمیزش جنسی از فعالیت شدید و نوشیدن مایعات به خصوص مایعات سرد و دوش آب سرد پرهیز شود.عدم رعایت بهداشت آمیزش جنسی موجب ضعف قوا, عوارض قلبی، مغزیاین کارشناس طب سنتی متذکر شد: عدم رعایت حد اعتدال در این امر باعث به وجود آمدن مشکلات عدیده‌ای نظیر ضعف قوا، اعصاب و بینایی، عوارض قلبی، مغزی، کبدی، مشکلات مربوط به مثانه، کلیه، بیماریهای روحی و روانی و ... می‌شود.علوی درباره ضعف جنسی و راه‌های درمان آن بیان داشت: اشتباه رایج در درمان ضعف و ناتوانی جنسی به‌خصوص در مردان استفاده بی‌مورد از داروهایی با طبع گرم یا بسیار گرم است؛ باید توجه داشت که گاهی علت ضعف و ناتوانی جنسی، سوء‌مزاج‌های عضوی با ماهیت گرم است که در این موارد تجویز داروهایی با طبع گرم، قطعا موجب بدتر شدن وضعیت بیمار می‌شود. در مکتب پزشکی ایرانی، برای ضعف و ناتوانی جنسی علل متعددی بیان شده استوی تصریح کرد: در مکتب پزشکی ایرانی، برای ضعف و ناتوانی جنسی علل متعددی بیان شده و درمان، بر اساس یافتن علت ایجاد‌کننده صورت می‌پذیرد و نمی‌توان نسخه واحدی برای همه پیچید.این کارشناس طب سنتی یادآور شد: افراط در دفعات آمیزش جنسی در افراد مبتلا به بیماری و درد مفاصل، مضر و تشدید‌کننده بیماری آنهاست.منبع : تسنیمانتهای پیام/ ]]> اجتماعی Tue, 21 Feb 2017 09:53:52 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcc04q1s2bqp08.ala2.html آمریکا در صدر تروریست‎های جهان است/ خطر سقوط سوریه دفع شد/ ایران قلب محور مقاومت است http://www.nedayeenghelab.com/vdcbawbfgrhbsap.uiur.html به گزارش ندای انقلاب، خبرگزاری صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران با سید حسن نصرالله دبیرکل حزب الله لبنان درباره مسایل مهم منطقه گفت‎وگو انجام داده است که به شرح زیر است:خبرنگار - همانطور که مطلع هستید منطقه خاورمیانه در سالهای اخیر شاهد درگیری های بسیاری بوده است آتش جنگ در سوریه، عراق و یمن همچنان شعله ور است، آمریکا و غرب به ویژه انگلیس، مداخلاتشان را در دیگر کشورها ادامه می دهند، تروریست ها نیز با دلارهای نفتی همچنان ادامه حیات داده و مورد حمایت کشورهای غربی و عربی هستند به همین دلیل گفتگو با فردی که در معادلات سیاسی و امنیتی منطقه بسیار تاثیر گذار است، می تواند گفتگوی مهمی تلقی شود، فردی که آمریکایی ها و رژیم صهیونیستی تهدیداتش را جدی می گیرند، و او کسی نیست جز سید حسن نصرالله دبیرکل حزب الله لبنان. از اینکه دعوت خبرگزاری صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران را برای انجام این مصاحبه پذیرفتید تشکر می کنم و اگر اجازه بدهید سئوالم را از مسائل منطقه و حزب الله شروع کنم. با توجه به تحولاتی که در منطقه به ویژه در سوریه و یمن اتفاق افتاد ارزیابی شما از اوضاع کلی منطقه چیست و نقش حزب الله را در معادلات سیاسی و امنیتی منطقه چگونه تعریف می کنید؟سید حسن نصرالله: اولا به شما خوشامد می گویم، اوضاع در منطقه به سمت تنش پیش می رود و شاهد مواجهاتی در عرصه ها و میدان های مختلف هستیم، جنگ علیه یمن و مردم یمن به مراحل پایانی سال دومش نزدیک شده است، و چنانکه می دانید کشورهای زیادی در این جنگ حضور دارند. یمن در محاصره قرار دارد، بیش از هفده میلیون یمنی در محاصره قرار دارند ، درگیری ها در چندین جبهه ادامه دارد، آمریکایی ها در کنار عربستان و دیگر کشورهای عربی در این جنگ حضور دارند. اسرائیلی ها نیز در این جنگ حضور مستقیم دارند اگر چه این حضور علنی نیست در مقابل شاهد مقاومت اسطوره ای در یمن هستیم.در عراق درگیری ها در اوج قرار دارد. در موصل، در تلعفر و مکان های دیگر جنگ با داعش ادامه دارد. در سوریه با وجود اینکه توافق توقف درگیری ها در برخی مناطق موفق بوده است اما در برخی مناطق هم نقض شده است، با این حال نبرد با داعش یا جبهه النصره و دیگر گروههای مسلح در این کشور ادامه دارد. اسرائیل تهدیداتش علیه مردم و کشورهای منطقه به ویژه علیه جنبش های مقاومت و جمهوری اسلامی ایران را ادامه می دهد. ما با دولت جدیدی در آمریکا مواجه هستیم که با آمدن ترامپ شکل گرفته است. این دولت جهان و منطقه را با مرحله نوینی روبرو کرده است که باید درباره آن کنکاش کرد.در بحرین با وجود بازداشت، زندان، سرکوب، کشتار، اعدام، محاصره و صدور احکام سنگین علیه برادرانمان و در صدر آنها آیت الله شیخ عیسی قاسم، جنبش های مردمی و انتفاضه مردمی در این کشور ششمین سالش را سپری کرد و همچنان ادامه دارد. همچنین تنش هایی را در مناطق مختلف دیگر از لیبی تا سینا و از سینا تا نیجریه شاهد هستیم. در هر حال حزب الله که خود را بخشی از جنبش های مقاومت در رویارویی با طرح آمریکایی صهیونیستی در منطقه می داند و جزئی از محور مقاومت است مسئولیت هایش را به خصوص در لبنان و سوریه، یعنی عرصه هایی که حضور دارد، تا حد توانش می شناسد. ما بخشی از رویارویی با طرحی هستیم که منطقه ما، کشورهای ما و مردم ما را هدف قرار داده است و معتقدم در این زمینه نقش معقول و خوبی ایفا می کنیم. خبرنگار - جنابعالی نقش حزب الله را در معادلات سیاسی منطقه چگونه تعریف کردید؟سید حسن نصرالله -حزب الله در داخل لبنان تاثیر آشکاری دارد، در سطح منطقه ای یکی از جنبش های اصلی مقاومت برای رویارویی با اسرائیل و برنامه های صهیونیزم است و به تاکید، این حزب نقش بزرگی بازی می کند . در آغاز سال میلادی دو هزار و هفده، اسرائیلی ها به صورت غیر رسمی ارزیابی های خود درباره اوضاع منطقه و تهدیدات موجود را بیان کردند. آنان امسال حزب الله را به عنوان اولین تهدید یا دشمن اول اسرائیل خوانده اند یعنی ما را در صدر قرار دادند . آنها پیش از این می گفتند حزب الله در کنار جمهوری اسلامی ایران، در کنار جنبش های مقاومت در فلسطین، تهدید راهبردی، تهدید مرکزی یا تهدید مهمی است اما امسال حزب الله را در صدر تهدیدات قرار داده اند. وقتی در برابر طرح صهیونیستی قرار می گیرید به تاکید نقش مهمی در سطح منطقه بازی خواهید کرد. حضور در سوریه حضوری در کنار دولت، ارتش ، مقامات و مردم سوریه و با هدف رویارویی با گروههای تکفیری و تروریستی ای است که در واقع در خدمت طرح آمریکایی اسرائیلی در منطقه هستند.این گروهها از طریق مقابله با مردم سوریه در پی تحقق منافع آمریکا و اسرائیل هستند در نتیجه ما در آنجا حضور داریم و با آنان مقابله می کنیم.در هر مکانی که بتوانیم کمک کنیم عمل می کنیم، ما بر اساس امکاناتمان تصمیم می گیریم و برای خود وظیفه ای بیش از آنچه که در توانمان است قائل نیستیم و حتی در حجمی فراتر از امکانات نیز نمی توان تاثیر گذار بود. به تاکید حضور حزب الله در میادین مختلف و همچنین حضورش در کنار مردم و مقاومت فلسطین موجب می شود تا حزب الله در مرکز معادلات منطقه ای حاضر باشد و این حضور هم تاثیر مناسبی داشته باشد به همین دلیل ما خود را شریک دستاوردها و پیروزی هایی می دانیم که به خواست خدا و به ویژه در ایام اخیر به دست آمده است. خبرنگار - به نظر می رسد حزب الله در سال های اخیر بیشتر روند تعاملات سیاسی را در پیش گرفته تا اقدامات نظامی، آیا این برداشت درست است؟سید حسن نصرالله -فعالیت سیاسی یا نظامی مبتنی بر شرایط و تحولاتی است که حاصل می شود. در سال های گذشته ، یعنی قبل از آغاز اتفاقات سوریه و پس از جنگ تموز( جنگ سال ۲۰۰۶ اسرائیل علیه لبنان) یعنی از سال دو هزار و شش تا دو هزار و یازده ما با هیچ طرفی درگیری نظامی نداشتیم البته در برابر دشمن صهیونیستی در وضعیت آمادگی برای مقاومت بودیم، آموزش، تجهیز ، برنامه ریزی، رزمایش ها و حضور در میدان برای مقابله با تهدید همیشگی اسرائیل علیه کشورمان بخشی از این آمادگی ها بود. در این میان نیز فعالیت سیاسی نقش پررنگی داشت چنانچه الان هم اینگونه است. شش سال قبل یا قبل تر از آن، یعنی وقتی حوادث سوریه آغاز شده بود مجبور شدیم وارد سوریه شویم تا از دولت مقاوم در برابر طرحی که به تهدید علیه آنان تبدیل شده بود حمایت کنیم همین امر موجب شد تا فعالیت نظامی در مقایسه با گذشته نقش پررنگ تری داشته باشد. ما همواره فعالیت و پویایی داریم، چه در حوزه جهادی، چه در حوزه سیاسی و چه در بعد اجتماعی، اما برخی از این ابعاد بر اساس شرایط، تهدیدات و اولویت هایی که در هر سال یا در هر مرحله شاهدیم بر ابعاد دیگر مقدم می شود.خبرنگار- با توجه به تحولاتی که در منطقه رخ داد، چه در صحنه نظامی یا سیاسی، آیا فکر نمی کنید باید ساختار سیاسی و نظامی حزب الله را تغییر دهید؟سید حسن نصرالله - ما نیاز به تغییر نداریم زیرا همواره در حال توسعه و رشد هستیم. حزب الله در ساختار و مدیریتش از نرمش مناسبی بهره می برد مثلا ما ملزم نیستیم که هر پنج سال یا هر ده سال یک بار در اساس تشکیلاتی، اداری، سیاسی و نظامی خود تجدید نظر کنیم. ما می توانیم این کار را هر ماه، حتی هر هفته و هر مرحله و در زمان رویارو شدن با هر شرایطی انجام دهیم و بر اساس شرایط جدید اساس و پایه مناسب و درست را بررسی نماییم به همین منظور از زمان آغاز شکل گیری حزب الله تا به امروز اساس اداری، تشکیلاتی، سیاسی و نظامی حزب الله به صورت دائمی توسعه یافت و هر بار با میزان امکانات انسانی و مادی و سطح تهدیدات و مسئولیت هایی که بر دوش این حزب است هماهنگ شد.این موضوع از دلایل موفقیت حزب الله است زیرا این حزب همواره این توانایی را دارد که با چالش های جورواجور مقابله نماید زیرا در سطح اداری، رهبری و بنیه تشکیلاتی توانایی هماهنگ شدن را دارد تا بتواند با موفقیتی خوب از خطرات و چالش ها عبور نماید.همچنین در حوزه اندیشه سیاسی، برنامه سیاسی، روش کار و تاکتیک های کاری نیز فضا باز است و هیچ رکودی وجود ندارد.خبرنگار - آمریکا و رژیم صهیونیستی جنبش حزب الله را یک گروه تروریستی می دانند. پاسخ شما به آنان چیست؟سید حسن نصرالله - اولا معتقدم شایسته نیست تروریست ها در مقام قضاوت برای ملت ها بنشینند و دیگران را تروریست جلوه دهند. دولت آمریکا درراس تروریست ها در جهان است. اسرائیل به طور کامل رژیمی تروریستی است. رژیمی که کارش، قتل، تجاوز،کشتار و اشغالگری است در نتیجه ما آمریکا و اسرائیل را در مقامی نمی بینیم که شایسته باشند دیگران را تروریست بدانند یا ندانند بلکه این ما هستیم که آنان را تروریست می خوانیم. حزب الله یکی از شریف ترین جنبش های مقاومت در این منطقه است، از سرزمین خود، ملت خود، مقدسات، کرامات ، امنیت، خون و نوامیس ملت خود دفاع می کند، مهم این است که نگاه امت ما به حزب الله چه باشد، دیدگاه آمریکا و اسرائیل در این زمینه اهمیتی ندارد.خبرنگار - حزب الله در سوریه و در رویارویی با تروریست ها حضوری جدی دارد. چه کسی از شما دعوت کرده در این کشور حاضر باشید و هدف شما از این حضور چیست؟سید حسن نصرالله - اولا این که کسی ما را دعوت نکرده است، سوریه برای لبنان و لبنان برای سوریه است. اگر چه سوریه و لبنان دو کشور مجزا و مستقلند اما در حوزه امنیتی، امنیت ملی ، روابط مردم، روابط اجتماعی، اقتصاد و سیاست سرنوشت واحد و مشترکی دارند. دوم اینکه از زمان آغاز اتفاقات در سوریه، به دور از آنچه که رسانه ها می گویند، ما به طور کامل تحولات میدانی در این کشور را پیگیری می کردیم، ما هویت واقعی آنانی را که به خیابان ها سرازیر شده و علیه دولت سوریه سلاح به دست گرفته بودند می شناختیم. به سرعت پی بردیم بسیاری از این افراد با گروههای تکفیری که جامعه، مردم و دیگران را کافر می پندارند، خون و ناموس دیگران را مباح می شمرند و به هیچ قانون و اصولی پایبند نیستند، در ارتباطند. از آغاز برای ما روشن بود که هدف از حرکتی که در سوریه آغاز شده است اصلاحات، دموکراسی، انتخابات یا هر آنچه که در رسانه ها مدعی می شدند نیست. هدف براندازی نظام و ارتش سوریه بود زیرا سوریه ستون خیمه مقاومت در منطقه است ، این کشور حامی اساسی و آخرین کشور عربی است که همچنان در محور مقاومت حضور دارد، به مقاومت ایمان دارد و در برابر اسرائیل سر تسلیم فرود نیاورده است.برای ما روشن بود که طرحی که آغاز شده بود طرح آمریکایی- سعودی و در خدمت منافع اسرائیل بود و مباحث پشت پرده زیادی داشت به همین منظور به این نتیجه رسیدیم که وظیفه داریم در این جنگ که جنگی جهانی است از برادرانمان در سوریه حمایت کنیم. در واقع جنگ در سوریه جنگ با گروههای مسلح نیست بلکه جنگ با تعداد زیادی از کشورها و در صدر آنها آمریکا،کشورهای غربی و کشورهای منطقه ای است که از گروههای مسلح در سوریه حمایت مادی و تسلیحاتی کردند، مرزهایشان را باز گذاشتند تا دهها هزار ستیزه جوی تکفیری از تمامی مناطق جهان در سوریه حضور یابند، تحریک تبلیغاتی و مذهبی برای این گروهها انجام دادند، در نتیجه در برابر یک جنگ جهانی واقعی در سوریه قرار داشتیم. به این نتیجه رسیدیم سرنوشت ما با سرنوشت برادرانمان در سوریه مرتبط است، هدف در این بحران، دولت، ارتش و مقامات سوریه است و در واقع پیگیری چنین هدفی یعنی ما نیز در کنار آنان مورد هدف قرار داریم پس باید در دفاع هم نقش مساوی ایفا کنیم.ما با توافق و هماهنگی مقامات و دولت سوریه به صورت تدریجی مداخله کردیم به همین منظور وقتی برخی در بعد حقوقی یا شرعی پیگیر مداخله ما می شوند، می گوییم ما با موافقت دولت سوریه وارد این کشور شده ایم تا با طرح خطرناکی که برای این کشور در نظر گرفته شد، مقابله کنیم. به خواست خدای عز و جل ، پایداری مقامات سوریه، ارتش سوریه، بخش زیادی از مردم سوریه و حمایت هایی که از طرف هم پیمانان سوریه اعم از جمهوری اسلامی ایران و روسیه انجام شد، موثر واقع شد، حضور ما نیز به میزان وزنمان موثر بود البته روسیه از حدود یک و نیم سال قبل در سوریه مداخله نظامی کرد اما قبل از آن حمایت سیاسی و لجستیکی داشت. در هر حال ما این نبرد را وظیفه خود دانستیم و آن را به عنوان دفاع از مقاومت و محور مقاومت دانستیم، اگر سوریه سقوط می کرد تمامی منطقه به دست داعش ، جبهه النصره و گروههای تکفیری می افتاد و این همان چیزی است که دولت آمریکا برای رسیدن به آن داعش را ایجاد کرد چنانچه پیش از این گروه، القاعده را ایجاد کرده بود. همانگونه که بعدها القاعده از تسلط آمریکا خارج شد داعش نیز در حال حاضر از تسلط آمریکا خارج و به تهدیدی برای همگان تبدیل شده است. هر روزی که می گذرد به این نکته که تصمیم و تدبیرمان در این زمنیه درست و در زمان مناسب بوده است، بیشتر پی می بریم.خبرنگار - با توجه به تحولات میدانی در سوریه و مذاکرات صلحی که در خارج از سوریه برگزار می شود،آینده سوریه را چطورارزیابی می کنید؟سید حسن نصرالله - نتیجه تمامی تحولات و جانفشانی هایی که در سوریه حاصل شد ما را به این باور می رساند که از مرحله خطرناک یعنی مرحله براندازی نظام و دولت، براندازی رهبران سیاسی و انهدام و انحلال ارتش سوریه گذر کرده ایم در نتیجه سوریه از مرحله بسیار خطرناکی در تاریخ درگیری هایش عبور کرده است. در حال حاضر در سوریه بخش زیادی از شهرها و آبادی ها در تسلط دولت قرار دارد و امنیت در آنها برقرار است و زندگی در این مناطق به روال طبیعی ادامه دارد. درست است که بخش های زیادی از این کشور همچنان در دست داعش است اما بسیاری از این مناطق صحرا و خالی از سکنه هستند.همچنین شاهد تحول در مواضع بین المللی و منطقه ای بودیم، در دیدگاه مردم حتی مردم منطقه نیز تغییراتی ایجاد شده است، دیدگاه و درکشان از اتفافات در سوریه، با آنچه که شش سال پیش بدان واقف بوده اند متفاوت است. اگر بخواهیم اوضاع میدانی را با سال های قبل یا ماههای آغازین حوادث بسنجیم شرایط به مراتب بهتر شده است. به همین منظور می گویم طرحی که مد نظرشان بود از نظر نظامی شکست خورده است و نمی تواند محقق شود. در حال حاضر نیروهای واقعی که بتوانند با گروههای مسلح رویارویی کنند در سوریه حضور دارند. درها بیش از هر زمانی برای حل سیاسی باز شده است اما بر این باور نیستم که در آستانه حل سیاسی بحران قرار داریم، این موضوع نیازمند زمان و همچنین نیازمند تغییر برخی باورهاست زیرا همچنان در منطقه طرف هایی هستند که معتقدند اگر راه حل سیاسی تاخیر بیفتد می توانند دستاوردهای بهتری داشته باشند، اینها اشتباه می کنند زیرا معتقدم این فرصت ها به سود دولت و مقامات در سوریه است .خبرنگار- بعضی از کشورهایی که از تروریست ها حمایت می کردند در حال حاضر جزئی از پروسه مذاکرات صلح هستند، مثل ترکیه، آیا مشارکت دادن این کشورها در مذاکرات صلح تشویق حامیان تروریست ها نیست؟سید حسن نصرالله- درست است می توان چنین تعبیری داشت اما واقعیت این است که وقتی به دنبال راه حل سیاسی در سوریه هستید یا در پی تضمین هایی برای توقف درگیری در این کشور هستید باید کشورهای حامی چنین گروههایی را وارد کار کنید و یکی از این کشورها ترکیه است. حضور ترکیه در مذاکرات کمک می کند تا توقف درگیری ها در سوریه، توقفی حقیقی باشد، واقعیت این است که ترکیه سالها از این گروهها و حتی داعش قویا حمایت می کرد اما ما در پی گشودن درهای محاکمه و صدور احکام قضایی در سوریه نیستیم بلکه در پی التیام این زخم بزرگ، پایان دادن به این بحران و بستن این پرونده هستیم حتی اگر این کار به گفتگو و دیدار با کشورهایی نیاز داشته باشد که با تمامی امکانات از این گروههای تروریستی حمایت کردند و همچنان حمایت می کنند.خبرنگار - قبلا محور مقاومت شامل سوریه، فلسطین، ایران و به نوعی حزب الله بود، اما الان عراق و شاید هم یمن به این محور پیوسته اند، این یعنی گسترش محور مقاومت در منطقه. طبیعی است که کشورهای مخالف این محور احساس نگرانی کنند، پاسخ شما برای رفع نگرانی آنها چیست و عمدتا می خواهید محور مقاومت نماد چه چیزی در منطقه باشد؟سیدحسن نصرالله - اولا این کشورها، این تشکیلات و یا این نظام هایی که از محور مقاومت هراس دارند هراسشان بدون دلیل است مگر اینکه بخواهند از اسرائیل، طرح صهیونیستی و طرح آمریکا در منطقه دفاع کنند زیرا محور مقاومت هیچ فردی را هدف قرار نمی دهد، موضوع اساسی برای محور مقاومت و تمامی جنبش های مقاومت، قدس و آزادی فلسطین است، اوضاع داخلی دیگر کشورها به ما ارتباطی ندارد، در هر کشوری مردم آن کشور سرنوشت خودشان را مشخص می کنند و برای دولت، نظام و کشورشان تصمیم گیری می کنند اما نکته ای که در این روزها و پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال هزار و نهصد وهفتاد و نه میلادی، و از همان روزهای آغازین پیروزی انقلاب اسلامی، مورد توجه است اینکه کشورهایی مثل عربستان پرچم عداوت با جمهوری اسلامی را بلند کردند، عربستان با شاه و نظام شاه دوستی عمیقی داشت. در واقع مشکل آنها با جنبش های مقاومت و با جمهوری اسلامی و با کشورهایی است که به این محور مرتبطند و کشورهایی خارج از اراده و خارج از طرح آمریکا به شمار می آیند زیرا حاکمان کشورهای مورد نظر خدمتگزاران آمریکا هستند و همین امر مشکل واقعی است و مشکل دیگری در میان نیست . در هر حال ما همواره آنان را به گفتگو، همکاری ، تفاهم، دیدار و مذاکره برای رفع نگرانی ها و تبیین حقایق فراخوانده ایم اما چه کسی درها را برای شکل گرفتن چنین گفتگوهایی بسته است؟ سالهاست جمهوری اسلامی به عنوان محور اساسی در محور مقاومت می گوید حاضر است با عربستان و دیگر کشورهایی که از گسترش محور مقاومت هراس دارند وارد مذاکره شود اما عربستان از این مذاکره طفره می رود زیرا کشور ضعیفی است و منطق و برهانی را با خود ندارد ، زیرا این کشور در پی ایفای نقشی است که دولت آمریکا برایش ترسیم کرده است، به همین منظور معتقدیم منطق و حجتی برای نگرانی هایی که بیان می کنند حتی منطقی برای نگرانی هایشان در یمن وجود ندارد، برادرانمان در انصار الله و دیگر گروههای سیاسی در یمن همواره می گویند برای حل سیاسی و مذاکره با عربستانی که دو سال است علیه این کشور جنگی را آغاز و یمن را ویران کرده است آماده اند. در عراق و سوریه نیز چنین است، همواره بشار اسد از آمادگیش برای گفتگو و رسیدن به راه حل های سیاسی می گوید، ما در پی گفتگو و حل سیاسی در منطقه هستیم اما طرف های دیگر شب و روز برای ویرانگری کشورها، ارتش ها و ملتهایمان تلاش می کنند.خبرنگار - راهبرد و استراتژی محور مقاومت را چه کسی تعیین می کند و این محور می خواهد به کجا برسد؟سیدحسن نصرالله - در محور مقاومت دیدارها و مشاوره ها دائمی است، جمهوری اسلامی قلب این محور شمرده می شود و موقعیت مرکزی و حامی اساسی اعضای این محور اعم از کشورها، جنبش ها و مردمانشان است. جمهوری اسلامی و مقامات سوری با هم پیوسته در تماسند. همچنین جنبش های مقاومت با هم، با جمهوری اسلامی و با سوریه در تماسند. در هر حال مبانی فکری در باب مقاومت یکی است، دیدگاه یکی است و این دیدگاه در دهها سال گذشته تقویت شده است ، پیروزی ها و دستاوردها تجربه های بزرگی را به وجود آورده است، همکاری و هماهنگی ها وجود دارد و به همین دلیل است که شاهد انسجام بزرگی در تمامی مراحل محور مقاومت هستیم. این انسجام نتیجه ارتباطات، گفتگوها، تفاهمات و نشات گرفتن تلاش ها از مبانی واحد است. تردیدی نیست که در محور مقاومت امام و رهبرمان آیت الله خامنه ای - که سایه اش مستدام باد - نقش مرکزی و اساسی را دارد و این نکته ای که همه آن را می پذیرند .خبرنگار - روسیه اکنون هم پیمان محور مقاومت در سوریه است، آیا شما نگران نیستید که این کشور در سوریه با آمریکا معامله کند؟سیدحسن نصرالله - ما نمی توانیم از نگرانی هایمان بگوییم، تا الان موضع روسیه در تحولات سوریه موضع مناسبی بوده است. در شورای امنیت سازمان ملل متحد بارها از وتو استفاده کرد تا با طرح آمریکا مقابله کند . موضع روسیه با فشار شدید آمریکا ، غرب، عربستان، ترکیه و تعداد زیادی از کشورهای عربی مواجه شد اما این کشور از موضعش عقب ننشست، موضع سیاسی این کشور در سالهای گذشته محکم و ممتاز بود. حضور نظامی این کشور در سوریه که بیش از یک سال ادامه دارد تاثیرات ممتازی در اوضاع میدانی و موازنه قدرت نظامی در این کشور داشت و در دستاوردها و پیروزیها سهم واقعی ایفا کرد. با توجه به رایزنی ها، مشاوره ها و ارتباطات دائمی میان جمهوری اسلامی و روسیه و همچنین مقامات سوریه با روسیه، معتقدم این روند ضمانتی است تا هیچ طرفی به صورت انفرادی به سمت حل سیاسی ای که می تواند نامناسب باشد نرود.در حال حاضر ما نگران نیستیم، از نگاه ما ارتباط میان مقامات روسیه و دولت آمریکا تا زمانی که جمهوری اسلامی و سوریه در جریان این روند قرار دارند عادی و طبیعی است. در هر حال دوست دارم بگویم هیچ کسی نمی تواند راه حل را به دیگری دیکته کند . در سوریه نیز اراده و موضعی سخت و محکم وجود دارد و کسی نمی تواند راه حلی را بر این کشور تحمیل کند که کشور، مردم و مقامات سوریه نمی خواهند. در هر حال در این موضوع نقش سیاسی و دیپلماتیک جمهوری اسلامی،نقش مرکزی و محوری است.خبرنگار : روسیه در عین حالی که با ایران و سوریه هم پیمان به شمار می رود ارتباطات نزدیکی با رژیم صهیونیستی دارد و رژیم صهیونیستی هم از مخالفان سرسخت محور مقاومت است این تضاد چگونه حل می شود و آیا همکاری روسیه با محور مقاومت با توجه به اینکه ارتباطات نزدیکی با رژیم صهیونیستی دارد خللی در محور مقاومت ایجاد نمی کند؟ سیدحسن نصرالله - در واقع برخی در منطقه در برهه ای از زمان، روسیه را جزئی از محور مقاومت قلمداد کردند اما باید گفت اولا روسیه خود را اینگونه نمی داند ، یعنی روسیه به صورت جدا و محور مقاومت به صورت جدا وجود دارند اما تلاقی بین روسیه و محور مقاومت در برخی عرصه ها و مسائل وجود دارد از جمله سوریه. اما در مناطق دیگر اختلاف وجود دارد به عنوان مثال در یمن. موضع روسیه در خصوص تجاوز آمریکایی سعودی به یمن سازگار یا همراه با موضع محور مقاومت نیست. روسیه به عنوان یک کشور بزرگ روابط و تماسهای گسترده ای دارد از جمله با اسرائیل ، ما در کنار روسیه با اسرائیل مبارزه نمی کنیم ، زمانی که با اسرائیل مبارزه می کنیم به تنهایی این کار را انجام می دهیم اما در سوریه تلاقی و نزدیکی منافع و دیدگاه و موضع مشترک در خصوص حوادث این کشور وجود دارد. بنابراین ارتباط ما در سوریه ضرورتا به معنای ارتباط ما در مناطق دیگر نیست و شاید برعکس این باشد.» خبرنگار - اقداماتی که داعش و گروههای افراطی در سوریه انجام می دهند عمدتا در جهت اهداف رژیم صهیونیستی است و به نظر می رسد دقیقا این مجموعه گروههای تروریستی ساخته و پرداخته رژیم صهیونیستی هستند ، نظر شما در این خصوص چیست؟ سید حسن نصرالله - در این خصوص باید دقیق باشیم ، مثلا درحال حاضر به مدت یک سال است که در انتخابات آمریکا ترامپ رئیس جمهور کنونی آمریکا در رقابت انتخاباتی همواره می گفت دولت اوباما داعش را ساخت و داعش را به وجود آورد ، اوباما و هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه سابق و دولت آمریکا را به این اقدام متهم می کرد. ما اظهارات علنی مسئولان آمریکایی را داریم و درخصوص اطلاعات محرمانه صحبت نمی کنیم ، مسئولان نظامی ، ژنرالهای آمریکایی و مسئولان امنیتی بلندپایه و مسئولان سیاسی بلندپایه اعتراف می کنند که دولت آمریکا داعش را برای حمله به مقاومت و جنبشهای مقاومت و محور مقاومت و تهدید حزب الله ساخته است و به خصوص از حزب الله نام می برند.امروز رئیس جمهور اردوغان به خاطر اینکه با داعش اختلاف پیدا کرده است و کمک بهتر آمریکا را در شهر الباب و مناطق دیگر انتظار داشت چند روز و برای چندین بار آشکارا آمریکا را به حمایت از داعش از ابتدا متهم کرد. او یک فرد مطلع و شاهدی از خود آنهاست چرا که از بزرگترین حامیان داعش بود و آقای اردوغان و دولت ترکیه از کسانی بودند که برای داعش تسهیلاتی را فراهم کردند. درحال حاضر مسئولان بلندپایه در ترکیه می گویند داعش ساخته آمریکا و عربستان سعودی است. همه اطلاعات تایید می کند که آمریکا و عربستان سعودی داعش را به وجود آورده اند. آمریکا با این طرح موافقت و تسهیلاتی فراهم کرد و به گروهی از کشورها موافقت خود را برای ارائه کمک در این خصوص ابلاغ کرد.طرح و حامی مالی و تدارکاتی و فرماندهان بلندپایه همه از عربستان سعودی هستند و این کشور حمایت مالی را ارائه و دهها هزار نفر را روانه کرد. کشورهای غربی و ترکیه نیز امکان آن را فراهم کردند. در اینجا آنچه داعش انجام می دهد و آنچه آمریکا و عربستان سعودی در واقع می خواهند در جهت منافع اسرائیل است. در ابتدا ما نمی گوییم که اسرائیل آمد و داعش را به وجود آورد. کسی که داعش را ایجاد کرد ارباب اسرائیل یعنی آمریکا بود. کسی که داعش را به وجود آورد کسی است که دهها سال در جهت منافع اسرائیل فعالیت کرده و آن رژیم سعودی است. داعش و غیر داعش یعنی جبهه النصره و دیگر گروههای مسلح روانه میدان شدند اما درحال حاضر اسرائیل چندین سال است که مجروحان گروههای مسلح را در بیمارستانهای خود می پذیرد. درحال حاضر در درعا درگیری وجود دارد و همه مجروحان آنها به فلسطین اشغالی و بیمارستانهای اسرائیل منتقل می شوند. اسرائیل به آنها سلاح ، مهمات و اطلاعات می دهد و در برخی موارد نیز نیروی هوایی خود را برای کمک به گروههای مسلح در مقابله با ارتش سوریه به صورت علنی روانه میدان می کند ، این اقدام به صورت علنی صورت می گیرد و در شبکه های تلویزیونی پخش می شود.بنابراین بله ، همه مدارک و اطلاعات و اعترافات تایید و تاکید می کند که گروههای تکفیری در سوریه ارتباطات واقعی دارند و شکل دهنده اصلی آن آمریکا و عربستان سعودی است و کمکهای آشکاری از اسرائیل دریافت می کنند بلکه در هفته های گذشته به سطحی رسیده است که سران موسوم به معارضان سوریه به فلسطین اشغالی رفتند و سخنرانی و در نشستهای اسرائیلی شرکت کردند و حتی آمادگی دارند در مقابل خدماتی که اسرائیل به این گروههای مسلح در سوریه ارائه می کند از سرزمین جولان چشم پوشی کنند. این از مسائل واضحی است که تردیدی در آن وجود ندارد و ما معتقدیم هر روز بیش از پیش اسناد و مدارکی که این مسئله را تایید می کند رو می شود.»خبرنگار - در حال حاضر کشورهای غربی و ترکیه تلاش می کنند در شمال سوریه منطقه امن هوایی ایجاد کنند فکر می کنید هدف آنها چیست؟ سید حسن نصرالله - حمایت از گروههای مسلح ، تامین پوشش هوایی برای گروههای مسلح تا منطقه امنی برای اردوگاهها ، آموزش نیروهای خود ، تمرینها و نیروهای خود داشته باشند تا حملات خود را از آنجا به مناطق دولت سوریه آغاز کنند. ادعای اینکه منطقه امن با هدف حمایت از غیرنظامیان سوریه ایجاد می شود ادعایی دروغین است و ما تجربه مناطق امن را در بسیاری از کشورهای جهان شاهد بودیم و نتایج آن فاجعه بار بود و تنشها و خشونتها را تشدید کرد و به هیچ وجه آنها را کاهش نداد.» خبرنگار - شنیده شده است که آمریکاییها قصد دارند در سوریه نیروی زمینی وارد کنند فکر می کنید که این اقدام چه تاثیری در معادلات نظامی سوریه می تواند داشته باشد؟ سیدحسن نصرالله - تردیدی وجود ندارد که این کار بر شدت درگیریها در داخل سوریه خواهد افزود. این اقدام پیچیدگی بیشتری به سوریه وارد خواهد کرد و اوضاع بیش از پیش پیچیده خواهد شد. برای من هنوز روشن نشده است که آیا این مسئله جدی است یا نه؟ در هر حال ترامپ پس از همه اظهاراتی که درباره داعش بیان کرد به چیزی نیاز دارد تا صداقت خود را در مقابله با داعش ثابت کند و شاید این دلیل این اقدام باشد. در سالهای گذشته به اصطلاح ائتلاف کشورهایی که آمریکا فرماندهی آن را برعهده دارد هیچ اقدام واقعی و جدی درمقابله با داعش به ویژه در سوریه انجام نداده است چه در خصوص حملات هوایی و چه در درگیریهای میدانی یا حمایت از گروههایی که با داعش می جنگند. اما آوردن نیروهای آمریکایی به سوریه شاید برای این باشد که می خواهند نشان دهند ما با داعش مبارزه می کنیم و تقریبا به فیلمهای هالیوودی آمریکا شباهت دارد زمانی که پلیس دیر به صحنه می رسد تا پیروزی را به نام خود ثبت کند.درحال حاضر گروههای تکفیری در سوریه در دور شکست قرار دارند و آمریکاییها می خواهند پس از آنکه سالهای طولانی از این گروهها حمایت کردند در پیروزی برابر این گروهها شریک باشند. اما پس از شکست داعش و جبهه النصره ، حضور نیروهای آمریکایی در خاک سوریه خطرناکی و پیچیدگی اوضاع را بیشتر خواهد کرد چرا که ما مشخصا نمی دانیم که روند سیاسی که دولت آمریکا در مرحله آینده در خصوص سوریه انتخاب خواهد کرد چیست.» خبرنگار - رژیم صهیونیستی گفته است که اگر آتش بس در سوریه برقرار شود حزب الله مجددا تهدیدی برای این رژیم خواهد بود ، شما برای اسرائیل تهدید هستید؟ سیدحسن نصرالله - این سوال به اصلاح نیاز دارد. معمولا می دانید که اسرائیلیها همواره می گویند ایران تهدیدی برای اسرائیل است. حزب الله تهدید است ، جنبشهای مقاومت اسلامی فلسطین از جمله حماس و جهاد و دیگر گروههای فلسطینی تهدیدی برای اسرائیل هستند. درست این است که بگوییم اسرائیل تهدید است. اسرائیل تهدیدی برای مردم فلسطین ، لبنان ، سوریه ، ایران و همه کشورها و ملتهای منطقه و تهدیدی برای امنیت و صلح در منطقه است ، اسرائیل تهدید است و ما با این تهدید مقابله می کنیم. ما برابر این تهدید ایستاده ایم. درست این است که بگوییم حزب الله یکی از نیروهای جدی و واقعی است که به طور جدی و شجاعانه برابر تهدید اسرائیل ایستاده است و به آن افتخار می کنیم.» خبرنگار - شما هنوز اسرائیل را تهدید جدی و دشمن جدی مردم مسلمان می دانید ، چرا؟ سیدحسن نصرالله- برای اینکه اسرائیل اولا همچنان سرزمین فلسطین و قدس را اشغال کرده است ، همچنان بر مقدسات اسلامی و مسیحی سیطره دارد ، همچنان روزانه به مردم فلسطین حمله می کند. اصل وجود دولت اسرائیل و رژیم اسرائیل با همه معیارها و شاخصهای عقلی ، قانونی ، دینی ، حقوقی و تاریخی و اخلاقی ، موجودیتی تروریستی و غیرقانونی است. برای اینکه برابر یک تروریسم قرار داریم که به اقدامات تروریستی دست می زند و بر اساس اشغال سرزمین دیگران و غصب داراییهای دیگران ایجاد شده است و به کشتار اقدام می کند ، کاری که داعش درحال حاضر انجام می دهد ادامه اقدامات صهیونیستها است که قبل و بعد از سال ۱۹۴۸ مرتکب شدند. بنابراین زمانی که جهان به این اجماع می رسد که باید با تروریسم مبارزه کند و به شکل قاطع برابر تروریستها بایستد مهمترین مصداق تروریسم و دولت تروریستی در حال حاضر آن چیزی است که دولت اسرائیل نامیده می شود و رژیم صهیونیستی است.»خبرنگار - اگر رژیم صهیونیستی مشکلات خود را با فلسطین حل کند آیا هنوز هم از نظر شما به عنوان دشمن تلقی می شود؟ سیدحسن نصرالله - این مسئله واقعیت و ماهیت آن را تغییر نمی دهد و تروریستی ، غاصب و اشغالگر مقدسات باقی می ماند. این سوال یک فرضیه بسیار دور از دسترس به شمار می رود. درحال حاضر پس از سفر نتانیاهو به واشنگتن و دیدارش با ترامپ ، حتی یکی از اصولی که روند مذاکراتی و سیاسی بر آن استوار بود و آن پیدا کردن راهی برای تشکیل دو کشور بود از بین رفت و به طور کلی کنار گذاشته شد. بنابراین ، این فرضیه یک احتمال بسیار بعید و دور از دسترس است. من معتقدم بیشتر مردم فلسطین نمی توانند بپذیرند که روزی بیاید که تسلیم اسرائیل شوند و یا اسرائیل و اقداماتی را که انجام می دهد شامل اشغالگری و سیطره آن را به رسمیت بشناسند ، این به هیچ وجه مطرح نخواهد بود.» خبرنگار - بحث رد شدن تشکیل دو کشور را مطرح کردید که این روزها مطرح است ، فکر می کنید طرح این مسئله یعنی این همه در طی چند دهه گذشته مذاکرات به اصطلاح صلح برگزار شد که دو کشور مستقل فلسطینی و اسرائیلی را قبول کنند و الان این طرح رد شده است فکر می کنید این مسئله چه تاثیری بر معادلات فلسطین می گذارد؟ سیدحسن نصرالله- این مسئله آثار مهمی بر اوضاع فلسطین خواهد داشت. اولا باید بگوییم در منطق اسرائیل به هیچ وجه طرح دو کشور وجود نداشته است ، به هیچ وجه. اسرائیلیها دو دسته هستند. دسته اول مخالفت خود را با طرح تشکیل دو کشور اظهار و آشکارا بیان می کنند از جمله نتانیاهو و حزب لیکود و معمولا راستگراهای اسرائیلی. دسته دیگر می گویند کشوری فلسطینی را می پذیرند اما این را از روی نفاق می گویند تا وقت کشی کنند و زمانی که می گویید بسیار خوب ، کشور فلسطینی که آن را می پذیرید چگونه است؟ درباره کشور پراکنده فلسطینی سخن می گویند که هیچ وحدت جغرافیایی ندارد ، مرز ندارد ، بندر ، فرودگاه و حاکمیت هوایی ، دریایی و حاکمیت بر مرز خود را ندارد ، یعنی اصلا کشور نیست. در واقع زمانی که می گویند کشور فلسطینی را می پذیرند و در مذاکرات می گویند به فلسطینیها یک کشور فلسطینی می دهند ، به فلسطینیها و جهان دروغ می گویند و آنها را مسخره کرده اند.من معتقدم از مهمترین نتایج کنار گذاشتن گزینه تشکیل دو کشور این است که بازی دروغین و نفاق اسرائیلیها برابر فلسطینیها به پایان رسید و همچنین بازی نیرنگ و فریبکاری بعضی از نظامهای رسمی عربی به پایان رسید. طبعا آنها به دروغ تشکیل دو کشور نیاز داشتند تا فلسطینیها را مرحله به مرحله جلو ببرند ، یعنی فلسطینیها باید از سرزمینهای اشغالی ۱۹۴۸ صرف نظر کنند تا به آنها بگویند به شما کشوری در مرزهای سال ۱۹۶۷ می دهیم. پس از آن به سرزمینهای سال ۱۹۶۷ می آییم و به آنها می گوییم قدس جزء این راه حل نیست و بخشهای فلان در کرانه باختری جزء این راه حل نیست ، مرزهای اردن همانطور که نتانیاهو در نشست خبری گفت جزء این راه حل نیست ، پس دیگر چی باقی می ماند؟آنها را مرحله به مرحله پیش بردند و در نهایت به هدف نهایی رسیدند.من می گویم از سالها پیش و از همان ابتدای معاهده اسلو ، آنچه اسرائیل و آمریکا پذیرفتند این است که غزه را به فلسطینیها بدهند چرا که باری بر دوش اسرائیل است و خودشان این را گفته اند و امیدوارند از شر آن خلاص شوند. شیمون پرز گفته بود من امیدوارم روزی نجات پیدا کنیم و در اخبار بشنویم که غزه در دریا غرق شده است ، یعنی تا این حد از غزه بدشان می آید و حاضرند از آن خلاص شوند. کرانه باختری را تکه تکه و بر آن سیطره پیدا می کنند و حداکثر چیزی که می خواهند خودمختاری اداری محدود برای فلسطینیها در کرانه باختری است اما نه اینکه کشور فلسطینی وجود داشته باشد. این مسئله فلسطینیها را برابر گزینه ها و مسیرهای روشن قرار می دهد ، دیگر چه راهی برابر فلسطینیها باقی می ماند؟ تنها مسیر مقاومت و گزینه مقاومت و بازگشت به محور مقاومت برابر کسانی که از آن دور بودند یا در آن تردید داشتند به عنوان تضمین کننده واقعی حق مردم فلسطین باقی می ماند و کسانی که در رژیمهای عربی سالها به مردم فلسطین دروغ گفتند آنها را به این مرحله رساندند. من شخصا معتقدم اعلام کنار گذاشته شدن راه حل تشکیل دو کشور ، نکته ای مثبت به شمار می رود به این معنا که به مراحل نفاق پایان داد و همه ما و مردم فلسطین را برابر راه و گزینه روشنی که باید انتخاب کنیم قرار داد.»خبرنگار - اصولا نگاه شما به مسئله فلسطین بیشتر سیاسی است یا ایدئولوژیک؟ سیدحسن نصرالله - نه ، موضع ما موضعی عقیدتی ، دینی ، شرعی ، حقوقی ، عقلی ، اخلاقی و پس از آن سیاسی است چرا که فلسطین از رود تا دریا ، سرزمینی برای مردم فلسطین است و مقدسات موجود در آن مقدسات همه مسلمانان و همه مسیحیان است. بنابراین زمانی که گروههایی که از سراسر جهان جمع شده اند از لهستان ، آلمان ، فرانسه ، آرژانتین ، برزیل ، آمریکا ، کانادا ، روسیه ، و اتیوپی می آیند تا سرزمین دیگران را اشغال کنند ، باطل با گذشت زمان به حق تبدیل نمی شود ، یعنی اگر شخصی با زور سلاح بیاید و به خانه شما حمله کند و سرزمین شما را بگیرد و شما را از خانه خودتان بیرون کند پس از ۵۰ سال یا ۱۰۰ سال آیا خانه شما ملک او می شود یا ملک شما باقی می ماند؟ ادیان آسمانی ، منطق ، قانون ، شرع و اخلاق می گوید خانه شما هنوز ملک شما است و این حق شماست که هر زمان آن را پس بگیرید. بنابراین موضع ما در واقع موضعی عقیدتی ، دینی ، حقوقی ، قانونی و اخلاقی است و موضعی سیاسی نیست.» خبرنگار - اگر موضع اعتقادی شما اولویت دارد باید در مقابل تمام مسلمانها برابر باشد مثلا مسلمانانی که الان در برمه هستند تحت فشار بوداییها هستند چرا به آنها کمک نمی کنید؟ سیدحسن نصرالله - ما موضع رسانه ای و موضع سیاسی مناسب اتخاذ می کنیم اما شما می دانید که در محدوده عملی ، انسان بر اساس توان و امکانات خود مکلف است ، طبیعتا مسئله فلسطین برای ما متفاوت است چرا که ما در لبنان هستیم ، اگر ما از مسلمانان برمه یا بنگلادش یا مسلمانان مالزی یا کشورهای اطراف برمه بودیم دشمنی کاملا متفاوت داشتیم. اما ما بسیار دور هستیم و یک کشور نیستیم و نفوذ و توان فشار مناسب را نداریم ، علاوه بر این مسائل زیادی در جهان اسلام وجود دارد اما ما بر اساس توانمندیها و حضور جغرافیایی خودمان می توانیم تاثیرگذار باشیم. در اینجا فلسطین با دیگر نقاط تفاوت دارد چرا که ما در واقع در مرز هستیم در مرز فلسطین و همسایگی آن هستیم و مسئولیت ما متفاوت می شود.» خبرنگار - شنیده شده است که رژیم صهیونیستی قصد دارد مجددا جنگ دیگری را علیه لبنان آغاز کند ، شنیدن این خبر برای شما نگران کننده نیست؟ سیدحسن نصرالله - نه ما همواره در این فضا قرار داریم ، از زمان تشکیل رژیم صهیونیستی در سال ۱۹۴۸ لبنان همواره در دایره خطر و تهدید قرار داشته است و اسرائیل از سال ۱۹۴۸ هر ماه و هر سال و در هر دو سال لبنان را به جنگ تهدید کرده است. آنچه درحال حاضر تفاوت کرده این است که در گذشته لبنان می ترسید و اسرائیل بود که تهدید می کرد اما درحال حاضر اوضاع فرق کرده است ، امروز همانگونه که لبنانیها از جنگ می ترسند اسرائیلیها نیز از جنگ می ترسند ، دیگر جنگ به گونه ای نیست که یک طرف مشخص بر آن کنترل داشته باشد. پیروزیهای مقاومت پیش از سال دو هزار ، پیروزی مقاومت در سال ۲۰۰۰ ، رویارویی بزرگ و پیروزی تاریخی در سال ۲۰۰۶ و توسعه توانمندیهای مقاومت نوعی توازن بازدارندگی ، توازن ترس ، توازن وحشت بین مقاومت و بین اسرائیل به وجود آورده است و در لبنان توازنی از طریق معادله ای که ما می گوییم ارتش ، مردم و مقاومت ایجاد کرده است.امروز لبنان از عوامل اساسی برخوردار است که در دهه های گذشته از آن برخوردار نبوده است. در نتیجه این مسئله ما را در وضعیتی اطمینان بخش قرار می دهد که اسرائیل پیش از آنکه جرات کند و تصمیم جنگ را بگیرد باید هزاران و بلکه میلیونها مسئله را مدنظر قرار دهد. و اگر تصمیم به جنگ بگیرد با رویارویی بزرگی روبرو می شود و چیزی بزرگتر از آنچه در جنگ تموز (ژوئیه) رخ داد به وقوع خواهد پیوست.من معتقدم انشاء الله پیروزی بعدی در هر جنگی که دشمن اسرائیلی به لبنان تحمیل کند بسیار بزرگتر از پیروزی جنگ ژوئیه (۳۳ روزه) خواهد بود. ما نگران نیستیم ما همواره آماده ایم و آمادگی داریم و از اسرائیل نمی ترسیم و اسرائیل ما را نگران نمی کند و نمی ترساند ، ما مدتها پیش از این مرحله عبور کرده ایم ، در حال حاضر ما آنها را می ترسانیم و نگران می کنیم. ما هستیم که آنها را به وحشت انداخته ایم. همیشه لبنان به شورای امنیت شکایت می کرد اما درحال حاضر اسرائیل بر ضد لبنان به شورای امنیت سازمان ملل متحد شکایت می کند. در هر حال ما برای هر تهدیدی که کشورما با آن مواجه شود آمادگی داریم.» خبرنگار - اعلام کردید که اگر اسرائیل بار دیگر به لبنان حمله کند شما خطوط قرمزی برای مقابله به مثل نخواهید داشت ، این به چه معناست؟ سیدحسن نصرالله - یعنی ما در جنگ سابق به خطوط قرمز پایبند بودیم یعنی به عنوان مثال زمانی که شهرهای ما و غیرنظامیان ما را بمباران و ساختمانها را تخریب می کردند ما از اینکه مکانی مشخص را در حیفا که مخزن آمونیاک نامیده می شود هدف قرار دهیم ، خودداری کردیم و به این اقدام متوسل نشدیم و هر زمان که می خواستیم می توانستیم این کار را انجام دهیم. اماکن متعددی در فلسطین اشغالی وجود دارد که می تواند پیامدهای فاجعه باری برای رژیم اسرائیل داشته باشد ، بر دولت اسرائیل ، بر ارتش ، بر اسرائیلیها و بر شهرک نشینان ، اما از هدف قرار دادن آن خودداری کردیم. ما به دنبال جنگ نیستیم و می گوییم ما در وضعیت دفاعی قرار داریم اما اگر بخواهند این جنگ را به لبنان تحمیل و به لبنان تجاوز کنند و می بینید که هر روز می گویند که زیربناها و شهرها و روستاها را ویران می کنیم یعنی همانگونه که تهدید می کنند کشتار و جنایات بزرگی بر ضد مردم لبنان مرتکب می شوند ، در این صورت ما به هیچ خط قرمزی پایبند نخواهیم بود نه در مورد آمونیاک در حیفا و نه حتی در خصوص رئاکتور هسته ای دیمونا در صحرای نقب. هر هدفی داخل فلسطین اشغالی می تواند رژیم اسرائیل را به خاک سیاه بنشاند.» خبرنگار - آیا شما واقعا به دیمونا حمله خواهید کرد؟ سیدحسن نصرالله- ما آماده ایم این کار را انجام دهیم و شجاعت انجام آن را داریم و اگر برای مقابله با دشمن در هر جنگی در آینده نیاز به انجام این کارداشته باشیم آن را انجام خواهیم داد.» خبرنگار - آیا شما سلاح جدیدی به دست آورده اید که اینقدر با اعتماد به نفس اسرائیل را تهدید می کنید؟ سیدحسن نصرالله - این از سوالات، رسانه ای نیست ، یعنی معمولا درست نیست که به این نوع سوالات پاسخ بدهیم و بگوییم سلاح جدید یا قدیمی داریم. اما اسرائیلیها به خوبی می دانند در صورتی که به کشور ما حمله کنند ما توانمندی اجرای آنچه را که می گوییم ، داریم و می دانند مقاومت در این خصوص کاملا صادق است.» خبرنگار - به نظر می رسد که با روی کار آمدن ترامپ به نوعی نتانیاهو هم جان گرفته و تلاش می کند جنگی را به منطقه تحمیل کند ، ارزیابی شما از رفتار نتانیاهو و ترامپ در مقابل مسائل منطقه چیست؟ سیدحسن نصرالله - آیا نتانیاهو می خواهد منطقه را به جنگی جدید بکشاند یا نه ، این مسئله به بحث نیاز دارد. چرا که اسرائیل مشکلی در ورود به جنگ جدید دارد یعنی شرایط گذشته را ندارد. بله نتانیاهو امیدوار است از دولت جدید آمریکا برای ایجاد ائتلافی با برخی از کشورهای عربی موسوم به میانه رو ایجاد و آمریکا را بر ضد ایران و حزب الله و جنبشهای مقاومت تحریک کند. آمریکا را تحریک کند که بیش از پیش کشورهای متخاصم با ایران را تشویق کند. یعنی اگر به دنبال جنگ است می خواهد این جنگ بین دیگران باشد ، با کشورهای عربی و آمریکاییها باشد. اما اسرائیل به خودی خود نمی تواند پیامدهای هر جنگی را تحمل کند.» خبرنگار - همانطور که مطلع هستید پدیده جدیدی به نام ترامپ در آمریکا روی کار آمده و ارتباطات نزدیکی با نتانیاهو دارد ، ارزیابی شما از شخصیت ترامپ چیست؟ سیدحسن نصرالله- او تاکنون شخصیت روشنی نداشته است ، بر اساس آنچه خواندم و پیگیری کردم به ویژه در خصوص فیلمی که به رینگ بوکس مربوط است دیدم ، معتقدم این شخصیت را نشان می دهد که شاید هر اقدام غیرمنتظره ای انجام دهد و به معنای واقعی شخصیتی نامتوازن دارد. و او تاجر است یعنی می خرد و می فروشد ، از اصول یا ارزشها صحبت نمی کند و حتی به قانون پایبند نیست یعنی رئیس جمهوری است که آمادگی دارد با قوانین آمریکایی علاوه بر قوانین بین المللی نیز مخالفت کند. در نتیجه برابر شخصیتی قرار داریم که شاید هر کاری انجام دهد و شاید هیچ کاری انجام ندهد. شاید تنها بلندگویی باشد که فریاد می زند و تهدید می کند و هیچ کاری انجام نمی دهد و شاید هر کاری انجام دهد. یعنی ما درحال حاضر برابر الگویی ناآرام قرار داریم و این اضطراب و نا آرامی را می توانیم در خود دولت آمریکا ببینیم. یعنی او چیزی می گوید چرا که اصرار دارد شخصا از طریق توییتر در ارتباط باشد اما وزیر امور خارجه او چیز دیگری می گوید و وزیر دفاع او چیز متفاوتی می گوید. او به دنبال مشاور امنیت ملی می گردد و آنها از او فرار می کنند چرا که کار کردن با این شخصیت برای مسئولان درجه اول دولت آمریکا دشوار خواهد بود. او همواره از پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) سخن می گوید و آن را شکست خورده و چنین و چنان می خواند پس از آن معاون رئیس جمهور مجبور می شود به مونیخ برود و وزیر دفاع مجبور می شود اظهارات متعددی بیان کنند تا به کشورهای عضو ناتو اطمینان دهند.در نتیجه ما تا این لحظه برابر دولتی متشنج قرار داشته ایم که مواضعی بر خلاف قانون اتخاذ و از آن عقب نشینی کرده و تا این لحظه هیچ کسی نتوانسته است تصویری روشن از آینده آمریکا و آینده منطقه در سایه دولت ترامپ ترسیم کند. اما به طور کلی می توانم بگویم با وجود این دولت نا منضبط که ساختار آن تا این لحظه به خوبی مشخص نیست ، تنش داخلی در آمریکا و در عرصه بین المللی را شاهد خواهیم بود.» خبرنگار - یک بار آمریکاییها پیغام آورده بودند برای شما و از شما خواسته بودند که اگر جهت سلاحتان را از سمت رژیم صهیونیستی به طرف دیگری متمایل کنید به شما امکانات سیاسی و نظامی زیادی در منطقه خواهند داد و شما رد کردید ، چه کسی این پیغام را آورده بود؟ سیدحسن نصرالله - این در سال ۲۰۰۰ و ۲۰۰۱ یعنی پس از آزادسازی جنوب لبنان و پیروزی لبنان رخ داد و همچنین در ابتدای انتفاضه بزرگی بود که در سرزمینهای اشغالی فلسطین آغاز شده بود. آنها می خواستند ما را از مردم فلسطین و انتفاضه فلسطین دور کنند و به ما این چیزها را پیشنهاد کردند و پیام از طرف دیک چنی معاون رئیس جمهور آمریکا بود و شخصی آمریکایی که اصالتی لبنانی داشت و در آمریکا فعالیت می کرد و در آن زمان به گروه دیک چنی وابسته بود آن را منتقل کرد اما نمی توانم نام او را اعلام کنم. طبعا ما آن را به طور کامل رد کردیم و گفتیم مسئله حمایت از مردم فلسطین از نظر ما یک وظیفه است و وسوسه ها و پیشنهادهای سیاسی و مالی هر چه که باشد نمی توانیم از این وظیفه صرف نظر کنیم و همچنین اسرائیل دشمنی است که مقدسات و سرزمین و کشور ما را اشغال و به کل منطقه تجاوز کرده است و نمی توانیم با دشمنی که هر روز به تجاوزات خود ادامه می دهد صلح کنیم.» خبرنگار - شما برای رد و بدل کردن پیامها یا تهدیدات تان با آمریکاییها کانالی برای ارتباط دارید؟ سیدحسن نصرالله - ما کانال ارتباطی نداریم ، نه ، ما چیزی به آنها نمی رسانیم و از آنها چیزی نمی خواهیم اما آنها اگر بخواهند پیامی به ما برسانند شخصیتهای سیاسی و رسانه ای لبنانی یا عربی یا خارجی وجود دارد که با ما ارتباط دارند و دوست ما هستند و آنها از این نوع شخصیتها یا دوستان برای رساندن پیام خود به ما استفاده و از همین طریق پاسخ مناسب را دریافت می کنند.» خبرنگار - برگردیم به مسئله فلسطین ، رابطه شما با تشکیلات خودگردان و گروههای فلسطینی چطور است؟ سیدحسن نصرالله- ما با همه گروهها و جنبشها و احزاب فلسطینی رابطه داریم ، طبعا این رابطه با همه آنها در یک سطح نیست اما با هیچ کس حتی با طرفی که با او در خصوص رویکرد و مسیر سیاسی اختلاف داریم قطع رابطه نکردیم و به شدت تمایل داریم روابطمان با همه در جهت منافع فلسطینی خوب باشد.»خبرنگار - قرار است کنفرانسی تحت عنوان کنفرانس فلسطین در تهران برگزار شود. فکر می کنید که برگزاری این گونه کنفرانس ها تا چه حد می تواند مسیر مبارزه مردم فلسطین را اصلاح یا آن را تقویت کند.سیدحسن نصرالله - طبعاً برگزاری این کنفرانس در تهران، به ویژه در شرایط کنونی، [اهمیت بسیاری دارد] باید موضوعاتی را مد نظر داشت که شامل روی کار آمدن ترامپ در امریکا و تحولات فلسطین و بن بست به وجود آمده در مذاکرات و تحولات جاری در منطقه و رها کردن فلسطین ازجانب اکثر کشورهای عربی و اسلامی و فراموشی فلسطین در سطح جهان است.این موضوع حقیقت دارد که فلسطین در سطح جهان رها شده است. هیچ کس در جهان اقدامی برای فلسطین نمی کند. دولت دشمن [رژیم صهیونیستی] هر روز مشغول کشتار و دستگیری و ویرانگری خانه ها و یهودی سازی قدس و یهودی سازی کرانه باختری و تخریب کل اراضی و تخریب مزارع و کشتزارهای فلسطینی ها و کوچاندن آنها از اراضی فلسطین به اماکن دیگر جهان است و جهان در سکوت به سر می برد و حتی یک کلمه سخن نمی گوید.در چنین فضایی برخی کشورهای عربی حتی حاضرند با اسرائیل علیه جمهوری اسلامی ایران و ملت های خودشان متحد شوند بنابراین طبیعی است که فلسطین رها شده است. آنها فلسطین را فروخته اند.در این فضای مأیوس کننده و بد و دشوار و به معنای واقعی کلمه، فاجعه بار، جمهوری اسلامی ایران آمده است تا در تهران کنفرانسی برای حمایت از فلسطین و ملت فلسطین و انتفاضه برگزار کند. مهم ترین نتیجه و پیام این اقدام برای ملت فلسطین آن است که شما تنها نشده اید و کشور مهمی در منطقه و قدرتی بزرگ در منطقه به نام جمهوری اسلامی ایران به رغم تحریم ها و فشارها و تهدیدها و خصوصاً رویدادهای اخیر [از شما حمایت می کند].جمهوری اسلامی ایران هیچ گاه فلسطین را رها نکرده و نخواهد کرد. افزون بر کسانی که از کشورها و دولت ها و احزاب و افراد عادی که به این کنفرانس خواهند آمد، [نفس] برگزاری این کنفرانس، پوشش عظیم و بزرگ معنوی و سیاسی و روانی از فلسطین و ملت فلسطین خواهد بود و این موضوع مهم ترین نیاز آنها در این روزهاست که احساس می کنند جهان آنها را تنها گذاشته و به آنها خیانت شده است.هر مقاومت یا ملتی نیاز به نوعی پشتیبانی مداوم، گرچه این پشتیبانی روانی و معنوی و سیاسی باشد، نیاز دارد تا برای مقاومت و پایداری امید داشته باشد.خبرنگار - مقاوم معظم رهبری فرمودند که در آینده ای نه چندان دور ساختارهای سیاسی و نظامی رژیم صهیونیستی از هم خواهد پاشید و این رژیم سقوط خواهد کرد. شما حرفی مشابه این را زده اید. استدلال شما برای این اظهارات چیست؟سیدحسن نصرالله - اولاً این رژیم، رژیمی اشغالگر است. این موضوع مختص اسرائیلی ها نیست، سنت تاریخ و تجربه جوامع بشری نشان می دهد که هیچ نیروی اشغالگری نمی تواند تا ابد دوام بیاورد.مدت بقای آن به اراده ملت هایی بستگی دارد که تحت اشغال زندگی می کنند. اگر ملت های منطقه با این اشغالگری مخالف باشند این اشغالگری پایان خواهد یافت.امروز میان مواضع حکام و ملت ها تفاوت بسیاری وجود دارد. ملت های ما با این رژیم و با به رسمیت شناختن آن، و با سازش کردن با آن مخالفند. دو نمونه را می توان نشان داد. صلح اسرائیل و مصر. صلح میان دو دولت. آیا اسرائیل با پشتیبانی امریکا یا خود اوباما یا دولت هایی که طی سالیان گذشته در مصر حضور داشته اند، توانسته اند ملت مصر را به سازش با اسرائیل متقاعد سازند؟اردن نیز همین گونه است. ملت اردن قاطعانه با هرگونه سازش با اسرائیل مخالفند. بنابراین ملت های منطقه اسرائیل را نخواهند پذیرفت و با آن سازش نخواهند کرد و موجودیت اسرائیل همواره عجیب خواهد بود و همواره رژیمی اشغالگر و غاصب و باطل به شمار خواهد آمد.نکته دیگر این است که قدرت اسرائیل در حال ضعیف شدن و فروکش کردن است. حتی نتانیاهو گفته است که در میان مردم اسرائیل، ایمان به صهیونیسم اکنون در بدترین حالت است. در منطقه درباره چهره ارتش اسرائیل گفته می شود... در کل جهان گفته می شود که ارتش ها برای حکومت ها [کشورها] ساخته می شوند. اما در اسرائیل در فلسطین اشغالی برای ارتش، حکومت ساخته شده است. زیرا اسرائیل در واقع یک پادگان نظامی در خط مقدم است که در گذشته برای انگلیس و پس از آن برای امریکاست و به ایفای وظایفی می پردازد که برای آن تعیین شده است.ارتش اسرائیل ستون و عامل بقای اسرائیل است و اگر اوضاع آن را با سال ها و دهه های گذشته مقایسه کنیم می بینیم که از نظر روحیه و اعتماد به نفس و اعتماد ژنرال ها به سربازان و اعتماد سربازان به ژنرال ها و اعتماد مردم به ارتش و اعتماد دولت به آن، سست تر و ضعیف تر شده است.اکنون یکی از مهم ترین مشکلات ارتش اسرائیل این است که شاید بتواند جوانانی را بیابد که در بخش های کنترل از راه دور یا صنایع نظامی یا خدمات غیرنظامی در ارتش مشغول به کار شوند اما در جذب افراد برای جنگ در جبهه با مشکل واقعی رو به روست که این مسئله به علت شکست های پی در پی در برابر مقاومت لبنان و فلسطین است.ارتش اسرائیل با خودداری مردم اسرائیل از پیوستن به واحدهای رزمی و یگان های ویژه مواجهند. بنابراین ارتش اسرائیل با ضعف مواجه است. جامعه اسرائیل اکنون فاقد رهبران تاریخی است.بن گورین و حتی شارون و حتی شیمون پرز و دیگران دیگر حضور ندارند. جامعه اسرائیل اکنون دچار چندپارگی شده است. هیچ دولتی در اسرائیل نمی تواند یک یا دوسال بیشتر دوام بیاورد و همواره باید انتخابات زودهنگام برگزار شود.در داخل جامعه اسرائیل درگیری سختی وجود دارد که مبنای آن مسائل نژادی و دینی و سیاسی است. فساد در جامعه و حکومت اسرائیل و میزان وقوع جرم در جامعه اسرائیل....در رسانه های عربی و اسلامی معمولاً از این موضوعات چیزی گفته نمی شود اما کسانی که مثل حزب الله اوضاع جامعه اسرائیل را با دقت زیر نظر دارند می دانند که ما با جامعه ای مواجه هستیم که با نژادپرستی و فساد و جرم و بی اعتمادی به رهبران و بی اعتمادی به آینده و نگرانی و وحشت از درون مضمحل شده است.چنین جامعه ای نمی تواند مدت زیادی به حیات خود ادامه دهد. بنابراین مقام معظم رهبری (حفظه الله) که از ۲۵ سال سخن گفته اند در واقع احتیاط کرده اند. من فراتر از آن به شما می گویم. اکنون اگر امریکا دچار هرگونه مشکل واقعی شود یا با مشکلات اقتصادی مواجه و ناچار شود از منطقه خارج شود، اسرائیل قادر به ادامه نخواهد بود.اسرائیل از خودش قدرتی ندارد. اسرائیل به پشتیبانی امریکا و تسلیحات امریکایی و وتوهای امریکا وابسته است. هرگاه پشتیبانی های امریکا کاهش یابد اسرائیل نخواهد توانست دوام بیاورد.من همچنین معتقدم که تحولات موجود در میان ملت ها و جوامع ما و قدرت اندیشه مقاومت و اعتماد به قدرت مقاومت در دستیابی به پیروزی در آینده نزدیک تعیین کننده خواهد بود. بنابر این من نیز در ادامه سخنان مقام معظم رهبری (حفظه الله) که البته مطلع تر و آگاه تر و در مطالعه این رویدادها و تحولات و سنت های تاریخی توانمندتر هستند البته به عنوان اهل این منطقه و با اتکا به شواهد میدانی و جزئیات تاکید می کنم که آینده اسرائیل اینگونه است.خبرنگار - شما فکر می کنید چرا رژیم آل سعود به رژیم صهیونیستی اینقدر نزدیک شده و ارتباطات سیاسی و اقتصادی نزدیکی را برقرار کرده است ، نوع تعاملات ما با دولت سعودی موجب شده است که سعودی ها به اسرائیل نزدیک شوند یا اینکه ماهیت رژیم صهیونیستی با ماهیت رژیم آل سعود یکی است؟ سید حسن نصر الله - الان آنچه بین عربستان سعودی و اسرائیل وجود دارد تازگی ندارد ، مسئله جدید برملا شدن آن است. یعنی علنی شده است. چرا که تماس های اسرائیلی - سعودی قدیمی است و از ده ها سال پیش وجود داشته است. تماس ها و هماهنگی ها وجود دارد در کشورهای دیگر و مناطق دیگر دیدار می کنند. هر آنچه به نفع اسرائیل است عربستان سعودی در طول ده ها سال انجام داده است و هیچ چیز جدیدی در این مسئله وجود ندارد. عربستان سعودی بر ضد همه دشمنان اسرائیل توطئه و برای محاصره و تضعیف کردن آنها تلاش کرده است.همانطور که در ابتدای مصاحبه گفتم از همان ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی در ایران ، عربستان سعودی این دشمنی را اعلام و به این دشمنی اقدام کرد و صدام حسین را تحریک کرد و به او میلیاردها دلار داد تنها به این علت که جمهوری اسلامی این موضع را دارد. بنابراین روابط و تماس ها و هماهنگی بین عربستان سعودی و اسرائیل به نظر من قدیمی است اما درحال حاضر از آن پرده برداشته و اعلام شده است و این مسئله به هیچ وجه هیچ ارتباطی با دشمنی ایران و کشورهای منطقه و محور مقاومت با عربستان سعودی ندارد بلکه برعکس از طرف مقابل از ابتدا آمادگی برای گفتگو و همکاری و برادری وجود داشته است و حتی حاضر بودند از جنایات عربستان سعودی در منطقه بگذرند تا منافع بزرگ محقق شود اما عربستان سعودی همواره پشت کرده و بر این دشمنی اصرار داشته است. خبرنگار - در حال حاضر یمن در آتش جنگ می سوزد و عامل اصلی آن هم سعودی ها هستند چرا جهان اسلام ساکت است؟ سیدحسن نصرالله - متاسفانه آنها یعنی عربستان سعودی جهان اسلام را فریب دادند و در یمن جنگ به راه انداختند به این بهانه که جنگ با ایران است در صورتی که اینطور نیست بلکه جنگ بازپس گیری نفوذ در یمن است چرا که مردم یمن تصمیم به آزادی و استقلال خود گرفتند و خواستند که کنترل کشورشان را خودشان در اختیار داشته باشند و روابط برادری و دوستی خود را با عربستان سعودی حفظ کردند اما سعودی ها بودند که خواستند یمن وابسته و تسلیم آنها باشد و می خواهند مردم یمن برده آنها باشند ، آنها اینگونه با یمن رفتار می کنند. آنها از طریق توانمندی گسترده رسانه ها این مسئله را وارونه جلوه دادند و صدها شبکه ماهواره ای عربی و خارجی این جنگ را بر این اساس نشان دادند.آنها پس از آن به این مسئله جنبه طایفی و مذهبی دادند گویی که جنگ شیعه و سنی است و حتی فراتر از آن وانمود کردند این جنگ دفاع از حرمین است و مردم یمن تهدیدی برای مکه و مدینه به شمار می روند که این از خطرناک ترین و وحشتناک ترین دروغ هایی است که عربستان سعودی در جنگ یمن از آن استفاده کرده است. و زمانی که یمنی ها با موشک بالستیک یک پادگان نزدیک جده را هدف قرار دادند سعودی ها به دروغ به جهانیان گفتند هدف آنها مکه بوده است. یعنی می خواهم بگویم سطح گسترده ای از فریبکاری وجود دارد و سطح گسترده ای از ترغیب برخی از کشورها وجود دارد که ساکت باشند و حتی از موضع عربستان سعودی حمایت کنند و میلیاردها دلار به برخی از کشورها پرداخت شده است برای اینکه موضع سیاسی مناسبی در خصوص جنگ بر ضد یمن اتخاذ کنند.برخی کشورها تهدید شدند که اگر موضعی در خصوص جنگ یمن اتخاذ کنند کارگران آنها را که در داخل عربستان سعودی کار می کنند اخراج خواهند کرد، از بسیاری از کشورهای عربی و اسلامی کارگرانی در این کشور کار می کنند. در لبنان ، دولت لبنان موضعی اتخاذ نکرد اما به عنوان مثال حزب الله موضع خود را اعلام کرد و آنها صدها هزار لبنانی را اخراج کردند به این علت که ما موضعگیری کردیم، یک موضع سیاسی که جنگ بر ضد یمن و کشتار یمنی ها و تجاوز عربستان سعودی به این کشور را محکوم کردیم.تصور کنید که با دیگر کشورهای جهان چه رفتاری کرده است. در نتیجه عربستان سعودی بسیاری از کشورها را ترسانده و به قطع کمک های مالی تهدید کرده است. آنها حتی سازمان ملل متحد را به محض اینکه بان کی مون دبیرکل سابق گزارشی را بر اساس برخی موسسات سازمان ملل متحد صادر و عربستان سعودی را متهم کرد که کودکان را در یمن می کشد ، به قطع همه کمک های مالی خود به سازمان ملل متحد تهدید کردند و سازمان ملل متحد از موضع خود بازگشت و از آنچه گفته بود صرف نظر کرد.این واقعیت وجود دارد به این علت که امروز بسیاری از دولت ها و طرف ها در جهان اسلام ساکت هستند چه از طریق دریافت کمک های مالی و چه از ترس اینکه از طرف عربستان سعودی و رسانه های سعودی تهدید شوند چرا که هر کسی را که موضع گیری می کند می گویند وابسته به ایران است یا اگر سنی باشد می گویند شیعه شده است و او را متهم و تکفیر می کنند و بر ضد او اقداماتی را اتخاذ می کنند و برای همین متاسفانه این سکوت را شاهد هستیم و این مسئله ای ناراحت کننده است. خبرنگار - شما با توجه به نفوذی که در میان شیعیان دارید آیا تا به حال به این فکر کرده اید که بتوانید میان مردم بحرین و دولت این کشور میانجی گری کنید و آشتی ملی برقرار شود؟ سید حسن نصرالله - نه من نمی توانم هیچ میانجی گری در این مسئله داشته باشم چرا که حکومت بحرین موضعی خصمانه در خصوص حزب الله و هر طرفی که حمایت خود را از مردم بحرین و حقوق طبیعی آنها و مطالبات مشروع آنها ابراز کرده است دارد. حکومت بحرین به ما به چشم یک دشمن نگاه می کند نه به چشم یک میانجی. آنها اصلا میانجی گری را قبول نمی کنند یعنی آنها حاضر به گوش کردن و پذیرفتن و یا وارد شدن به گفتگوی واقعی و جدی با ملت بحرین نیستند.من می دانم که از ابتدای حوادث در بحرین ، برادرانمان در بحرین از طریق تماس ها و ارتباطات و دوستی های خود از بسیاری از کشورها درخواست کمک کردند که به عنوان میانجی دخالت کنند و برخی کشورهای خلیج (فارس) به عنوان میانجی دخالت کردند و ترک ها خودشان دخالت کردند یعنی زمانی که آقای داوود اوغلو در آن زمان وزیر امور خارجه ترکیه بود. کشورها و طرفهای دیگر نیز دخالت کردند. گروه های روحانیون اقدام کردند. امیر کویت شخصا دخالت کرد و هیئتی را فرستاد و تلاش کرد اوضاع را حل کند اما همواره جواب این بود که بحرینی ها باید به خانه های خود بازگردند و هیچ جایی برای اصلاح در بحرین وجود ندارد و هیچ امکانی برای تحقق این مطالبات نیست.با تاسف شدید ، آل خلیفه یعنی حکامی از آل خلیفه که بر بحرین حکومت می کنند اوضاع را پیچیده تر می کند و چیزی که این مسئله را پیچیده تر می کند منازعه داخل این خانوده بین پادشاه و ولیعهد از یک سو و نخست وزیر که بیش از چهل سال بر این کشور حکومت کرد از سوی دیگر است.موضوع دیگری که موجب پیچیده تر شدن این مسئله می شود پیروی آنها از عربستان سعودی است. چگونه می توانیم احتمال دهیم که آل خلیفه گفتگو را بپذیرد یا حاضر شود امتیاز بدهد، آیا تصمیم گیرنده هستند؟ آنها تصمیم گیرنده نیستند. صریحا می گویم همه کسانی که تلاش کردند در بحرین میانجی گری کنند آمدند و گفتند تصمیم در منامه گرفته نمی شود بلکه در ریاض گرفته می شود. یعنی تصمیم با آل سعود است و آل سعود هر گونه راه حل سیاسی در بحرین را رد می کند. می خواهند مردم بحرین را به تسلیم شدن مجبور کنند همانگونه که هر گونه راه حل سیاسی را در یمن رد می کنند و می خواهند مردم یمن را مجبور کنند تسلیم شوند. خبرنگار - با توجه به شرایطی که در بحرین وجود دارد ارزیابی شما از آینده بحرین چیست؟سید حسن نصرالله - برابر مردم بحرین به جز ادامه این مسیر راه دیگری وجود ندارد یعنی حرکتی که انجام می دهند. و در نهایت حل این مسئله به زمان نیاز دارد اما نه اوضاع جهان و نه اوضاع منطقه اینگونه باقی نخواهد ماند و در نهایت آل سعود و آل خلیفه مجبور خواهند شد به مردم بحرین گوش دهند. خبرنگار - گاهی در خبرها می شنویم که امریکا و رژیم صهیونیستی، ایران را تهدید نظامی می کنند وقتی شما این خبرها را می شنوید چه احساسی پیدا می کنید؟ سید حسن نصرالله - من معتقدم تهدید نظامی ایران یک جنگ روانی برای فشار بر رهبری ، دولت ، مسئولان و مردم ایران است تا امتیاز بدهند یا از اصول و ارزش های خود عقب نشینی کنند. چرا که درحال حاضر امریکا در شرایطی قرار ندارد که به آن کمک کند به جنگ با ایران برود.شما مجموع تعهدات ترامپ را می دانید اگرچه نمی توانیم به تعهدات او اعتماد کنیم ، اما او از رفتن ارتش برای جنگ در خارج انتقاد می کرد ، حالا آیا او ارتشی برای جنگ با ایران می فرستد؟ فکر نمی کنم اوضاع کنونی امریکا و ارتش آن یا اوضاع فعلی اسرائیل و ارتش آن در سطحی از آمادگی باشد که بتوانند جنگی نظامی را بر ایران تحمیل کنند، بنابراین اینها جنگ روانی و فشار و تهدید برای گرفتن امتیاز است. طبعا به علت کاهش توان آنها و به علت بیشتر شدن قدرت ایران و قدرت دوستان ایران در منطقه است. آنها می دانند ایران تنها نیست.خبرنگار- هم اکنون در منطقه طرح اسرائیل بزرگ به شکست کشیده شده است، از طرفی قدرت امریکا هر روز رو به افول است و محور مقاومت بحمدالله رو به گسترش است، با توجه به شرایطی که در منطقه وجود دارد، ده سال آینده منطقه را چگونه می بینید؟سیدحسن نصرالله - من معتقدم گروه های تکفیری که در واقع آخرین وسیله است، آخرین دستاویزی که ممکن است امریکا و اسرائیل در منطقه به آن پناه ببرند، فتنه مذهبی است و ایجاد درگیری یا جنگی که شکل و شمایل آن سنی و شیعه باشد، این البته بحمدالله تا حد زیادی شکست خورده است و ما معتقدیم سال های آینده، در ده سال آینده و حتی کمتر از ده سال، ما شاهد شکست سنگین و کامل جریان های تکفیری باشیم، در همه کشورهای عربی و اسلامی و شاهد آگاهی مردم و ملت های عربی و اسلامی برضد تکفیر و فتنه، تفرقه طایفه ای و مذهبی، و شاهد نزدیکی و همبستگی مردم خواهیم بود، زیرا اصول ملت ها و نیز منافع آنان، چنین چیزی را اقتضا می کند و همه چنین تجربه بسیار دردآوری را گذرانده اند، تجربه ای که برای بسیاری دردآور بوده است، بنابر این آگاهی افزایش خواهد یافت و جماعت ها و گروه های تکفیری متحمل شکست های میدانی و نظامی خواهند شد، آخرین ورق بازی صهیونیست ها و امریکایی ها، برای تضعیف جهان اسلام و کشورهای عربی، جنگ مذهبی است که فروکش کرده است و ان شاءالله پایان خواهد یافت، اوضاع جدیدی که ما شاهد آن خواهیم بود، حضور بیشتر جمهوری اسلامی و توان جمهوری اسلامی و کشورهای دوست جمهوری اسلامی و جنبش های مقاومت و اسرائیل بیش از پیش ضعیف خواهد شد و من معتقدم که خط نمودار به سود محور مقاومت، ملتهای مقاومت و جنبش های مقاومت و همه ملت هایی که واقعا در پی این هستند که کشورهایشان مستقل و دارای استقلال باشد و برای آزادی کامل تلاش می کنند، در حال بالا رفتن است، تنها مسئله، زمان است، با توجه به تحولات کنونی داخلی و به عبارت ساده می توان گفت که اتفاقاتی که در شش سال گذشته در عراق، سوریه، لبنان، یمن، ایران و در اطراف اتفاق افتاده است که خطرناک ترین طرح که منطقه ما با آن روبه رو بوده است، شکست خورده که شبیه به معجزه است، معجزه الهی است، اسطوره است، این تحولات را اگر در نظر بگیریم، می توانیم منطقه را به وضع کاملا متفاوتی ببینیم. من با وجود این همه ویرانی و خرابی و حواشی بسیاری که اطراف آن است، به آینده خوشبین هستم.خبرنگار - جناب سیدحسن نصرالله شما بین جوانان ایرانی و جوانان عرب منطقه محبوبیت ویژه ای دارید، فکر می کنید این محبوبیت ناشی از چیست و چه پیامی برای این عزیزان دارید؟سیدحسن نصرالله - اگر چنین محبوبیتی وجود داشته باشد، من دو گونه پاسخ می دهم من معتقدم این جوانان به من به عنوان نماینده این مقاومت نگاه می کنند، به عنوان نماینده مقاومت، مقاومتی که در برابر اسرائیل ایستاده است و با قدرت برای نابودی طرح های اسرائیلی سهیم بوده است، از اسرائیل بزرگ به اسرائیل عظیم و مقاومتی که در بازگرداندن اعتماد ملت ها و امت اسلامی به خودش و بازگردان بخش زیادی از عزت و کرامت آن و به آن امید جدید و بزرگ داد برای باز پس گرفتن مقدسات و سرزمین های اشغالی و آینده بهتر و با عزت بیشتر است و من تصور می کنم این علت واقعی محبت آنان باشد و زمانی که جوانان به من نگاه می کنند، به یک شخص نگاه نمی کنند، یا با توجه به خصوصیات خانوادگی، بلکه به سبب وابستگی به این مقاومت و چنین مسیری و به سبب دادن شهیدان و قربانیان و رهبران شهید و ما در این روزها یاد آنان را به عنوان سالگرد رهبران شهید مقاومت، گرامی می داریم، از سید عباس موسوی تا شیخ راغب حرب تا حاج مغنیه، رحمت خدا بر همه آنان، بنابر این چنین مسیری با همه قربانی ها و شهدا و خون ها و خانواده شهدا و مجروحان معنی دارد و به من به عنوان نماینده آنها نگاه می شود و احترامی که برای من قائل هستند، از این بابت است، این چیزی است که من از علت آن می فهمم.اما پیام من به جوانان، چه در ایران و چه در کشورهای عربی و اسلامی، من دوست دارم از این مناسبت استفاده کنم تا به آنان بگویم باید توکل شما به خداوند بزرگ و متعال بسیار زیا باشد و به او اعتماد کنید، زیرا این مقاومت به یاری خدا پیروز شده است، فقط خداوند است که ما را یاری داده و پیروز کرده است، به ما توفیق داده است، به ما قدرت داده است، اعتماد و توکل به خدا باید نزد جوانان واقعا وجود داشته باشد و این شعار یا سخنان رویایی یا خیالی نیست، بلکه سخنانی واقعی است که ما با آن زندگی کرده ایم و آن را در درگیری ها، رویارویی ها و جنگ هایمان و فداکاری هایمان لمس کرده ایم و می گوییم که خداوند ما را یاری کرده است و ما از صمیم قلب به چنین چیزی اعتقاد داریم، زیرا دستاوردهای ما موجود است و ما طبیعت مشکلات و سختی ها را و نقاط ضعف و نقاط قوت را که همواره با آنها زندگی کرده ایم، یا با آنها در برابر دشمن روبه رو شده ایم، به خوبی می شناسیم.این موضوع نخست و بر همین اساس باید امید جوانان به آینده بسیار زیاد باشد، نباید بترسید، نه از ابرقدرتی امریکایی ها نه از قدرت نظامی خیالی اسرائیل، ارتش اسرائیل همواره می گفت که ارتش شکست ناپذیر است و همه ارتش های عربی را سال ۱۹۶۷ در شش روزشکست داد اما همین ارتش را صدها و نه هزاران نیروی مقاومت در سال ۲۰۰۰ شکست دادند، صدها جوان لبنانی مجاهد و مقاوم، بنابر این قدرت ارتش اسرائیل به خیال نزدیک است. ما از قدرت و توان بالایی برخورداریم، دشمنان ما در حدی که ما را ناتوان می بینند، قوی نیستند، بنابر این ما باید امید داشته باشیم، امید به این راه و امید به آینده این موضوع دوم است و موضوع سوم که باید آن را بگویم این است که در این چند سال، به ویژه در سال های اخیر، هنگامی که امت ما و محور مقاومت و موضوع فلسطین با خطرناک ترین ماجراجویی روبه رو بود و جمهوری اسلامی با قدرت حاضر بود و رهبر انقلاب، امام خامنه ای (دام ظله الشریف) نقش رهبری و اول را داشتند و از طریق رهبری خود، از بصیرت قوی برخوردار بودند و از آگاهی تاریخی بی سابقه، از اقدام در زمان و مکان مناسب، از شجاعت عالی در مقابله با تهدیدها و من می خواهم به ویژه به جوانان ایرانی بگویم وبه همه جوانان عربی و اسلامی، این انسان بزرگ را بشناسید، این رهبر بزرگ را، او را به خوبی بشناسید، از نعمت الهی بزرگ که در وجود شریف او تجلی پیدا کرده است استفاده کنید و او را رهبر و پیشوای خود قرار دهید و در سایه رهبری و پیشوایی او جز عزت و پیروزی و کرامت و امنیت و سلامت و افزایش قدرت را نخواهید دید، آنچه هر انسانی به دنبال آن است.انتهای پیام/ ]]> بین الملل Tue, 21 Feb 2017 09:50:54 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcbawbfgrhbsap.uiur.html خط و نشان الجبیر و لیبرمن در مونیخ برای جمهوری اسلامی/ مادر تروریسم، ایران را متهم به حمایت از تروریسم کرد http://www.nedayeenghelab.com/vdcjtoethuqeixz.fsfu.html به گزارش ندای انقلاب، پنجاه و سومین نشست امنیتی مونیخ که طی روزهای ۱۷ تا ۱۹ فوریه برگزار شد، یک بار دیگر به سندی برای تطابق مواضع منطقه‌ای رژیم صهیونیستی و رژیم آل سعود تبدیل شد، نشستی که در آن نمایندگان تل آویو و ریاض به شدت ایران و سیاست های منطقه ای این کشور در دفاع از محور مقاومت منطقه‌ای را هدف حمله و انتقاد قرار دادند. آویگدور لیبرمن، وزیر افراطی رژیم صهیونیستی حتی به این مقدار نیز بسنده نکرده و با حمایت از عربستان مدعی شد که هدف نهایی ایران تضعیف عربستان سعودی در خاورمیانه است. وزیر جنگ رژیم صهیونیستی بار دیگر تقسیم‌بندی رایج در محافل آمریکایی - صهیونیستی نسبت به کشورهای منطقه را تکرار کرده و خواستار گفتگو با کشورهای عربی برای مقابله با "عناصر تندرو در منطقه" شد. جالب اینجا است که عادل الجبیر، وزیر خارجه عربستان هم در این نشست از ایران "به عنوان بزرگترین کشور حامی تروریسم در جهان" نام برد. این در حالی است که تقریباً تمامی کشورهای منطقه و جهان از اسناد و اطلاعات مربوط به تعامل عربستان با گروه‌های تروریستی و تکفیری اطلاع دارند و تروریست های القاعده، داعش و النصره و ... را برخاسته از تفکرات جمود گرای وهابیت می دانند. حتی دولت دونالد ترامپ نیز تنها برای بهره‌گیری از "گاو شیرده" عربستان است که قانون جاستا مبنی بر متهم کردن عربستان سعودی در حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر را عملا متوقف کرده است. این در حالی بود که ترامپ در دوره مبارزات انتخابات ریاست جمهوری، عربستان را منبع اول حامی تروریسم در جهان خواند، اما بعد از ریاست جمهوری در یک مکالمه تلفنی با پادشاه عربستان در مورد روابط استراتژیک با این کشور توافق کرد. به همین دلیل الجبیر در نشست مونیخ به صورت تلویحی از انگیزه ریاض برای تعامل با روحیه کاسب کارانه ترامپ خبر داده و گفت: ترامپ تاجر و حلال مشکلات است. او از رئیس جمهور آمریکا به عنوان فردی عمل گرا یاد کرد و گفت که به آینده وی خوشبین است.وزیر خارجه عربستان که کشورش در شرایط کنونی جنگ خانمان برانگیز بر ضد مردم بی‌پناه یمن که فقیر ترین کشور منطقه است، به راه انداخته و با حمایت از گروه‌های تروریستی در عراق و سوریه و حمایت از رژیم سرکوبگر آل خلیفه در بحرین باعث طولانی تر شدن بحران انسانی در منطقه شده است، رفتارهای منطقه ای ایران را مورد انتقاد قرار داد و مدعی شد که نمی توان ایران را در این رفتارها نادیده گرفت. در همین رابطه "کارل شویتز ویبای” سفیر سابق نروژ در عربستان چند روز پیش گفت که پادشاهی آل سعود نفوذ خارق العاده‌ای در گسترش ایدئولوژی افراطی دارد. یکی از نگرانیها این است که غرب چشمان خود را به روی این واقعیت خطرناک ببندد. شویتز، عربستان را "پادشاهی تروریسم" خواند، چرا که سعودی ها از ثروتهای نفتی برای گسترش وهابیت در سراسر جهان استفاده می‌کند. وی تاکید کرد که نروژ باید با این پدیده مقابله کند. این دیپلمات نروژی با اشاره به تاکید هیلاری کلینتون وزیر خارجه سابق آمریکا در نامه الکترونیکی اش مبنی بر- عملیات ارسال پول های مخفی – که در سال ۲۰۱۴ فاش شد، خاطرنشان کرد که بر اساس این اطلاعات و اسناد غربی، عربستان سعودی در حمایت مالی از گروهک تروریستی داعش مشارکت دارد. وزیر خارجه عربستان سعودی که کشورش بدون قانون اساسی اداره می شود و مقامات این کشور در سرکوب اعتراضات مردمی ید طولایی داشته و هیچ محدودیتی برای خود قائل نیستند، گفت که قانون اساسی ایران از صدور انقلاب حمایت می کند، اتفاقا این اظهارات هم‌زمان با ششمین سالروز سرکوب انتفاضه مردمی در شرق عربستان مطرح شد که با مشت آهنین محمد بن نایف وزیر کشور وقت عربستان سعودی متوقف شد و تعداد زیادی از شهروندان تنها به علت اعتراض و انتقاد از سیاست های خاندان حاکم زندانی یا اعدام شدند. شیخ نمر باقر النمر یکی از این افراد بود. جالب‌ترین بخش سخنان عادل الجبیر آن جایی بود که مشخص شد وی به شدت تحت تاثیر القائات و تحریکات وزیر جنگ رژیم صهیونیستی قرار گرفته است. او در این راستا گفت: چگونه ما می‌توانیم با ملتی که هدفش نابودی ما است، ارتباط داشته باشیم. تا زمانی که ایران در رفتارش و در اصولی که این کشور بر پایه آن اداره می‌شود، تغییر ندهد. بسیار دشوار است که با چنین کشوری در ارتباط بود. به نظر می‌رسد تطابق کامل در گفتمان سیاسی ریاض و تل آویو که مدتی است در نشست های سیاسی و امنیتی منطقه تبدیل به روال شده، در راستای آماده‌سازی برای اقدامات و گزینه‌های بعدی در جهت هماهنگی علنی بین رژیم‌های معتدل عربی و رژیم صهیونیستی دنبال می‌شود. لیبرمن بار دیگر از تریبون کنفرانس امنیتی مونیخ استفاده کرد تا عربستان را پیش از پیش علیه ایران تحریک کند و اسرائیل را به عنوان متحد و پشتیبان عربستان در مقابله با تهدید مشترک نشان دهد. همین اتفاق در اظهارات وزیر خارجه عربستان نیز خود را نشان داد و مشخص شد سعودی ها تا چه اندازه تحت تأثیر القائات صهیونیست ها قرار دارند. مقامات حاکم بر عربستان در حالی مدعی هستند ایران تهدید اول منطقه و جهان به شمار می رود که افکار عمومی جامعه اسلامی ، به درستی رژیم صهیونیستی را عامل اصلی ناامنی و تهدیدات موجود در منطقه توصیف می‌کنند، همین رویکرد است که باعث شده عربستان تاکنون از افشای مناسبات مستقیم امنیتی و سیاسی خود با صهیونیست‌ها خودداری کرده و اعلام این موضوع را به صورت مرحله ای و تدریجی در دستور کار قرار دهد. الجبیر در همین راستا اقدامات رژیم صهیونیستی در سرکوب ملت‌های مسلمان منطقه و ایجاد ناامنی و بی‌ثباتی در کشورهای عربی را نادیده گرفته و در مواضعی که به نظر می‌رسد تنها برای خشنود کردن مقامات صهیونیستی و دولت جدید آمریکا مطرح شده، ایران را بزرگترین منبع حمایت از تروریسم در منطقه توصیف می کند. عادل الجبیر که دو سال پیش با دستور مستقیم کاخ سفید از سمت سفارت عربستان در آمریکا به وزارت خارجه این کشور رسید و اولین کسی بود که خارج از خاندان حاکم سعودی یکی از پست های مهم وزارتی را در اختیار گرفت، تلاش های ایران برای بهبود مناسبات با ریاض از طریق عمان و کویت را نادیده گرفته و ترجیح داد مواضعش را در این اجلاس همسو با رژیم صهیونیستی قرار دهد تا بتواند توجه آنها را جلب کند. در همین رابطه خبرگزاری رویترز موضع‌گیری مشترک عربستان و اسرائیل علیه ایران را یک "جبهه متحد" بالقوه نامید که با حمایت ترکیه توأم بوده است. سخنان توامان و کم‌سابقه لیبرمن و الجبیر، تلاشی تازه برای تشکیل جبهه‌ای متحد علیه ایران در هم‌آوایی با سیاست دولت ترامپ ارزیابی شده‌ است. پیش از این، مایک پنس، معاون اول رئیس جمهور آمریکا نیز در سخنرانی در کنفرانس امنیتی مونیخ، ایران را "اصلی‌ترین کشور حامی تروریسم در جهان و منطقه خاورمیانه" معرفی کرده بود. این اشتراک مواضع نشان دهنده مواضع ائتلاف سه جانبه جدیدی است که برای حل بحران سوریه به نفع سیاست های غربی- عربی تشکیل شده و هدف آن پیشبرد روند تجزیه سوریه است. در سایه این اتفاقات طبیعی به نظر می‌رسد که الجبیر دعوت ایران برای بازگشت به میز مذاکرات بین کشورهای اسلامی را رد کند، او از طریق همین تریبون که دوست را دشمن و دشمن را دوست جلوه داده بود، گفت که ایران منبع اصلی تروریسم در جهان است و قدرتی است که باعث بی‌ثباتی خاورمیانه می‌شود. ایران اصرار دارد که نظم خاورمیانه را به هم بریزد و تا زمانی که ایران رفتارش را تغییر ندهد، همکاری با چنین دولتی مشکل خواهد بود. یکی از مهمانان ویژه سخنرانی عادل الجبیر در این نشست زیپی لیونی وزیر خارجه و دادگستری سابق رژیم صهیونیستی بود. در راستای همین همکاری های مخفی بود که تصاویر حضور این مقام صهیونیستی در زمان سخنرانی الجبیر در ردیف اول سالن کنفرانس مونیخ باعث خشم جریان های تندروی صهیونیستی نشد، اما همین جریان ها از جمله حزب افراطی اردوگاه صهیونیستی به لیونی اعتراض کردند که چرا در کنفرانسی که محمد جواد ظریف وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران نیز به عنوان مهمان دعوت شده بود، حضور داشته است و این به معنای مشروعیت دادن به ایران در این کنفرانس امنیتی بوده است. عکس حضور زیپی لیونی در سخنرانی الجبیربه نظر می‌رسد دوگانه پول و قدرت ارزش‌ها و مبانی حقوق بشر در جامعه بین‌الملل را تغییر داده است. این ابزارها در دنیای امروز تلاش دارد در میان افکار عمومی، ایران به عنوان یکی از جدی ترین حامیان ملت های منطقه در برابر رویکردهای تروریستی را دشمن و دشمن صهیونیستی را دوست توصیف کند. پیش‌ از این نیز در رفتار محافل بین‌المللی شاهد این موضوع بودیم، هنگامی که در پی تهدیدات عربستان به سازمان ملل، یونیسف اسم این کشور را از لیست گروه های کودک کش خارج کرد. در همین راستا در حالی که ماشین کشتار عربستان سعودی این روزها جنایت‌های زیادی را بر ضد مردم بی‌پناه یمن به بار می آورد و همین چند روز پیش بود که بار دیگر با حمله به یک مراسم عزاداری در شهر ارحب تعداد زیادی از زنان و کودکان بی‌پناه را به کام مرگ کشاند، محمد بن نایف بن عبدالعزیز ولیعهد عربستان سعودی از آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا نشان "جرج تنت" را برای " فعالیت‌های اطلاعاتی ویژه در زمینه مبارزه با تروریست و نقش گسترده در زمینه تحقق امنیت و ثبات بین‌المللی" گرفته است. این اتفاقات دیگر برای جامعه جهانی به یک عادت تبدیل شده که گرگ خود را در جامه میش ظاهر می کند و با وجود اینکه همه از پشت پرده اطلاع دارند، این طنز تلخ تاریخ معاصر آنقدر تکرار شده که دیگر حتی کسی به این مدال ها خنده اش هم نمی گیرد.منبع : مشرق ]]> بین الملل Tue, 21 Feb 2017 09:46:04 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcjtoethuqeixz.fsfu.html چرا پلی‌اکریل ۴۰ ساله اصفهان تعطیل شد؟ http://www.nedayeenghelab.com/vdcipvapvt1aw52.cbct.html به گزارش ندای انقلاب، احیاء واحدهای تولیدی و رفع مشکلات پیش روی تولیدکنندگان را باید یکی از اولویت‌های اصلی دولت و وزارت صنعت در سال جاری عنوان کرد. برای تحقق این موضوع بعد از جلسات متعدد ارائه تسهیلات ۱۶ هزار میلیاردی به توافق دستگاه‌های متولی رسید و قرار شد تا برای کمک به تولید این تسهیلات در اختیار واحدهای واجد شرایط قرار گیرد.اگر از مشکلات تولیدکنندگان و گذشتن از مراحل مختلف برای دریافت این تسهیلات بگذریم در میان واحدهای تولید کشور کارخانجات بزرگ و قدیمی وجود دارند که برای احیا و چرخیدن چرخ هایشان نیازمند تدبیر جدی از سوی دولت هستند اما متأسفانه هنوز برای کمک به این واحدها سیاست جدی به کار گرفته نشده است. برخی از این کارخانجات قدیمی امروز به دلیل کمبود نقدینگی ، واگذاری های غیر منطقی ، سوء مدیریت‌ها در شرایط نامناسبی قرار دارند البته تعدادی که امکان توسعه محصول و رفع مشکلات خود را نداشتند همانند ارج مجبور به تعطیلی شدند اما مابقی هم به صورت نیمه جان به فعالیت می پردازند و هنوز به امید کمک دولت برای رفع مشکلات خود هستند.چند روز گذشته سهل آبادی رئیس خانه صنعت، معدن و تجارت ایران در گفت و گو با تسنیم اعلام کرد که با بهره ۲۲ درصدی هیچ گرهی از بخش تولید باز نخواهد شد. ما قصد سیاه نمایی نداریم اما وضعیت رکود بازار اصلاً خوب نیست و واحدها نمی توانند در این شرایط به فعالیت اقتصادی بپردازند و مجبور به تعطیلی هستند به عنوان نمونه کارخانه پلی اکریل اصفهان با ۲ هزار کارگر در حال تعطیل شدن است.مجید نامی عضو هیأت مدیره اتحادیه تولید و صادرات نساجی و پوشاک ایران در رابطه با دلایل تعطیلی این کارخانه که تنها تولیدکننده اکریلیک کشور به شمار می‌آید به خبرنگار تسنیم می‌گوید:کارخانه پلی اکریل با عمری بیش از ۴۰ سال حدود ۲۵ درصد از الیاف مورد نیاز صنعت تریکو، فرش ماشینی و پتوی کشور را تأمین می‌کرد اما متأسفانه به دلیل سوء مدیریت، واگذاری‌های غلط و کمبود نقدینگی چند ماهی است که با تعطیلی خط تولید روبه رو شده است.وی با بیان اینکه این کارخانه حتی الیاف پلی استر کارخانجات ریسندگی کشور را هم تأمین می کرد، افزود: تولیدات این واحد تولیدی مرغوبیت مناسبی داشت و قابل رقابت با محصولات وارداتی بود اما امروز تولیدکنندگان مجبورند با تعطیلی آن مواد اولیه مورد نیاز خود را از محل واردات آنهم هم با صرف هزینه های زیاد تأمین کنند.این عضو هیأت مدیره اتحادیه تولید و صادرات نساجی و پوشاک ایران اضافه کرد: در حال حاضر تولیدکنندگان نساجی کشور از تعطیلی این کارخانه نگران و متأسف هستند زیرا این واحد تولیدی نقش به سزایی در تأمین مواد اولیه صنعت نساجی کشور داشته است.منبع : تسنیمانتهای پیام/ ]]> اقتصادی Tue, 21 Feb 2017 09:41:46 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcipvapvt1aw52.cbct.html