پایگاه خبری ندای انقلاب - آخرين عناوين :: rss_full_edition http://www.nedayeenghelab.com/ Tue, 18 Sep 2018 08:58:05 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://www.nedayeenghelab.com/skins/default/fa/{CURRENT_THEME}/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری تحلیلی ندای انقلاب http://www.nedayeenghelab.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری تحلیلی ندای انقلاب آزاد است. Tue, 18 Sep 2018 08:58:05 GMT 60 سیاست انگلیس در ایران به‌روایت رادیو لندن در ۱۳۲۰: دوستی ما بی‌غرض نیست/ اعتراف به مداخله در امور ایران http://www.nedayeenghelab.com/vdchvvnxw23n-id.tft2.html به گزارش ندای انقلاب، سوم شهریورماه ۱۳۲۰ قوای متفقین برای ارسال نیرو به شوروی وارد خاک ایران شدند. روس‌ها از سه محور شمال کشور و انگلیسی‌ها نیز از غرب و جنوب وارد کشور شدند. سفرای شوروی و انگلستان صبح روز ۳ شهریورماه خطاب به دولت ایران اعلام می‌کنند چون این کشور در مقابل متفقین و درخواست‌های آنان سیاست مبهمی در پیش گرفته و در اخراج عُمال آلمان اقدامی نکرده ارتش‌های شوروی و انگلستان وارد ایران شده و مشغول پیشروی هستند.ورود بیگانگان به خاک ایران، ترک مقاومت ارتش رضاشاه، کشتن مردم بی‌گناه و کمبود آذوقه موجب شد تا رضاشاه در تاریخ ۲۵ شهریور ۱۳۲۰ از سلطنت استعفا داده و به جزیره موریس تبعید شود.دولت انگلستان برای بار دوم از زمان جنگ جهانی اول خاک ایران را مورد تعرض قرار می‌داد. سیاست سنتی انگلیسی‌ها در ایران همواره تضعیف دولت مرکزی و سرگرم کردن مردم به زدوخوردهای داخلی بود اما بعد از اینکه حکومت کمونیستی شوروی در مرزهای شمالی ایران ایجاد شده بود و خطر کمونیسم منافع غرب‌ را به خطر انداخته بود، سیاست آنها به‌یک‌باره تغییر کرد و از حکومت رضاشاه دفاع کردند.بااین‌حال بعد از نزدیکی رضاشاه به آلمان‌ها و سکوت در برابر درخواست متفقین برای استفاده از خاک ایران جهت کمک به شوروی، به ایران آمده رضاشاه را از سلطنت برکنار کردند و فرزندش را جای او نشاندند.رادیوی لندن در تاریخ ۱۳۲۰/۸/۲۰ سیاست‌های انگلستان در ایران را اعلام می‌کند که همراه با اعترافاتی است که بازخوانی آن برای پی بردن به نحوه مداخله در امور یک کشور مهم است. در این برنامه رادیویی انگلیس‌ها به مداخله امور کشور، قرارداد ۱۹۰۷ و تقسیم ایران بین خودشان و روسیه، حفظ ایران برای جلوگیری از نفوذ دیگر کشورها در هند و... اشاره می‌کنند.متن زیر در جلد اول کتاب تاریخ سیاسی معاصر ایران نوشته جلال‌الدین مدنی منتشر شده است:شما از سیاست دولت انگلیس در ایران آگاه نیستید. این سیاست ساده و روشن است اما کسی به آن پی نمی‌برد. سیاست انگلیس در ایران مبنی بر دوستی است. دوستی دو قسم است: "دوستی بی‌غرض و دوستی با غرض". دوستی بی‌غرض به ملت ایران مخصوص دانشمندان است اما دوستی دولت انگلیس نسبت به ایران و نسبت به هیچ کشور دیگری، دوستی بی‌غرض نیست و نمی‌تواند باشد. در سیاست، بی‌غرض نمی‌توان بود.ما مصلحت خود را چنین تشخیص داده‌ایم که ایران باید مستقل و تمامیت ارضی‌ آن محفوظ بماند و نظم و امنیت در‌ آن مستقر باشد چرا که ایران نه‌فقط دروازه هندوستان است {آن زمان هندوستان مستعمره انگلیس به‌شمار می‌رفت} بلکه دروازه تمام آسیا استنهایت اینکه غرض ممکن است صالح یا فاسد باشد. سیاست دولت انگلیس نسبت به ایران مبنی بر غرض صالح است! به این معنی که ما مصلحت خود را چنین تشخیص داده‌ایم که ایران باید مستقل و تمامیت ارضی‌ آن محفوظ بماند و نظم و امنیت در‌ آن مستقر باشد چرا که ایران نه‌فقط دروازه هندوستان است {آن زمان هندوستان مستعمره انگلیس به‌شمار می‌رفت} بلکه دروازه تمام آسیا است و عدم استقلال و بی‌نظمی و اغتشاش در آنجا برای ما مضر بلکه خطرناک است، این است وجه دوستی ما نسبت به ایران که از روی غرض است... .دولت انگلیس از این سیاست اصلی منحرف نمی‌شود مگر به یکی از دو علت: یکی اینکه مأیوس شود از اینکه دولت ایران بر پای خود بماند و دیگر اینکه منافع حیاتی خود را در ایران در مخاطره ببیند! در این صورت چاره‌ای ندارد از اینکه هر دست و پایی می‌تواند بزند و کسی هم حق ندارد انگلستان را ملامت کند، مثلاً قراردادی که ما در سال ۱۹۰۷ با دولت تزاری روس بر سر ایران بستیم و ایران را به منطقه‌های نفوذ تقسیم کردیم از این جهت بود که آن زمان پس از چندین سال تلاش مأیوس شده بودیم از اینکه دولت ایران بتواند استقلال خود را حفظ کند و می‌دیدیم که به‌سرعت زیر دست دولت تزاری می‌رود. به‌وسیله آن قرارداد خواستیم یک مقدار از تجاوزات روسیه تزاری جلوگیری کنیم.** در زمان جنگ جهانی اول در ایران مداخله کردیم چون منافع ما در خطر بودهمچنین در زمان جنگ بین‌الملل اول ما در کارهای ایران مداخله کردیم چرا که به‌خاطر شیطنت‌های آلمانها و عثمانی‌ها منافع خودمان را در خطر می‌دیدیم و در ۱۹۱۹ قراردادی با ایران بستیم. بسیاری از مردم گمان بردند ما می‌خواهیم ایران را تحت حمایت خود در آوریم چراکه با مشاهده وقایع چندین‌ساله مأیوس شده بودیم که ایرانی‌ها بتوانند امور خود را اداره کنند.پس از آنکه دیدیم ملت ایران نسبت به‌ آن قرارداد بدبین است و آن را مبتنی بر فرض، غرضِ فاسد می‌داند قرارداد را ملغی کردیم و در عوض دولت ایران را تقویت و مساعدت کردیم که نظم و اقتدار را در کشور خود برقرار نماید، تقویت و مساعدت ما از رضاشاه رازش این بود. باید انصاف داد که او در چند سال اول به اصلاح امور کشور پرداخت اما به‌مرور زمان هرچه قدرتش بیشتر شد از راه صحیح بیشتر منحرف شد و به کارهای بی‌قاعده دست زد و ما هم ناراضی بودیم اما چه می‌شد کرد؟!دشمنان القاء می‌کردند که ما رضاشاه را اداره می‌کنیم و هرچه می‌کند به‌‌دستور ما است ولی چنین نبود! تا وقتی که دیدیم شیطنت آلمانها و غفلت شاه، منافع ما را دارد به خطر می‌اندازد، این بود که این اقدام اخیر (اشغال ایران در ۳ شهریور ۲۰) را کردیم و اطمینان می‌دهیم که به‌محض اینکه مخاطره فعلی رفع شد خاک شما را تخلیه می‌کنیم و شما را در امور کشور خودتان آزاد و مختار می‌گذاریم و دولت شوروی هم که با ما متحد است همین نیت را دارد!منبع : تسنیمانتهای پیام/ ]]> سیاسی Tue, 18 Sep 2018 08:47:46 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdchvvnxw23n-id.tft2.html مانور مشترک: چین و روسیه در حال تشکیل اتحاد نظامی مقابل ناتو هستند؟ http://www.nedayeenghelab.com/vdcgzz9w7ak93x4.rpra.html به گزارش ندای انقلاب، در شرایطی که وزیر دفاع آمریکا، چین و روسیه را مهمترین تهدید امنیتی برای ایالات متحده در سال‌های پیشِ رو می‌داند و هر دو کشور از سوی واشینگتن درگیر تحریم یا جنگ تجاری شده‌اند، بزرگترین مانور نظامی تاریخ روسیه با مشارکت سربازان چینی برگزار می‌شود. آیا این سرآغاز یک اتحاد نظامی علیه بلوک غرب است یا صرفاً یک پیام برای کاخ سفید؟نشریه آتلانتیک با انتشار گزارشی تحلیلی پیرامون روابط پکن و مسکو به قلم «انجا مانوئل»، کارمند پیشین وزارت خارجه آمریکا، به کاخ سفید هشدار می‌دهد با خرابکاری‌هایش این دو کشور را به آغوش هم سوق ندهد و آنها را مجبور به اتحاد نظامی نکند، چون فعلاً شواهد حاکی از آن است که در شرایط عادی چنین اتحادی در آینده نزدیک شکل نخواهد گرفت. موانع این دوستی چیست که آمریکا بدان امید بسته و این چنین بی‌مهابا بدون بیم از اتحاد آنها عمل می‌کند؟چگونه چین و روسیه به هم نزدیک شدند؟شاید ندانید اما دو کشور دارای درگیری‌های مرزی نیز بوده‌اند. اساساً اختلافشان در دهه‌های اخیر وقتی بروز کرد که پکن مدعی نوعی دیگر از مارکسیسم بود و خود را از اقمار اتحاد جماهیر کمونیستی شوروی نمی‌دانست. این اختلافات در اواخر دهه ۱۹۶۰ به درگیری مرزی نیز رسید و قلمرو چین در حوالی رود آمور بمباران شد. آن اختلاف مرزی پس از حدود چهل سال در سال ۲۰۰۸ میلادی بالاخره با توافقات مرزیِ دو طرف به پایان رسید.۱۰ سال بعد یعنی در سال جاری میلادی، «شی جین پینگ» رئیس جمهور چین با میزبانی از پوتین در پکن، به وی «مدال دوستی» اعطا کرد و وی را «بهترین و صمیمی‌ترین دوست» خود نامید، در آستانه نشست سازمان همکاری شانگهای که در کنار بریکس، نقش مهمی در نزدیکی دو کشور طی سال‌های اخیر داشته است. اساساً هیچ دوستی و دشمنی در چنین سطح کلانی بدون برنامه به دست نمی‌آید. همان‌قدر که در قالب بریکس، منافع بین‌المللی دو طرف تقسیم می‌شود، سازمان شانگهای کمک می‌کند تا منافع منطقه‌ای پکن و مسکو به صورت مسالمت‌آمیز تقسیم شود.علاوه بر این عامل مهمی که موجب نزدیکی دو کشور شده است، منافع مشترکی است که در رفع کمبودهای خود دارند. چین و روسیه مانند دو قطعه پازل هستند که هر یک از زاویه‌ای پیشرفت کرده و می‌تواند دیگری را تکمیل کند. در حالی که از نظر پرستیژ منطقه‌ای و جهانی هیچ‌ کدام کم ندارند، روسیه از اقتصاد پیشرفته و ثروتمند چین بهره می‌گیرد و چین از تسلیحات متنوع و پیشرفته روسی.مارس امسال بود که خبرگزاری تاس به نقل از «الکساندر توشکین» مدیر اجرایی گروه تحقیق و تولید Tecmash خبر از تولید مشترک پهپاد با چینی‌ها داد (این سرمایه‌گذاری‌های مشترک دقیقاً همان چیزی است که آمریکا تلاش می‌کند با نظارت خود در کشورهای حاشیه خلیج فارس به راه بیاندازد اما نمی‌تواند آنها را کنار هم قرار دهد). حالا در شرایطی که هم پکن و هم روسیه نگران افزایش دسترسی و حضور نیروهای آمریکایی در آسیا و آب‌های آزادِ اطراف آن هستند، همکاری نظامی خود را در حوزه‌های جدیدی گسترش می‌دهند. با این حال هنوز پیمانی مانند ناتو که دو کشور را ملزم کند در صورت حمله هر کشور ثالث به یکی از آنها، دیگری باید از آن دفاع کند، میان چین و روسیه وجود ندارد.چین سال‌ها است جنگنده‌های روس را می‌خرد. این جِی-۱۱، جنگنده چینی است که از سوخو-۲۷ کپی شده است.همکاری‌های اقتصادی نیز در حوزه‌های متنوع در جریان است. قرارداد خرید سالانه ده‌ها میلیارد متر مکعب گاز طبیعی روسیه توسط چین در سال ۲۰۱۴ منعقد شد، از همان سال امکان سوآپ ارزی برای صادرات و واردات میان دو کشور فراهم شد، تجارت میان دو کشور در سال گذشته با ۲۰% افزایش به ۸۴ میلیارد دلار رسید، سال جاری وام ۹ میلیاردی چین برای پروژه زیرساخت‌های ارتباطی میان دو کشور به یک شرکت دولتی در روسیه اعطا شد و از اینها جالبتر، چین قصد دارد از سمت روسیه در قطب شمال برای ساخت راه ابریشم جدیدی که مسیر تجارت با دنیای غرب را کوتاه کند، ‌ بهره گیرد.موانع اتحاد نظامی چیست؟به نظر تحلیلگر آتلانتیک هنوز مسائل اختلافی میان دو کشور وجود دارد. از سویی فعالان اقتصادی در دو کشور به دلیل نفوذ دولتی بر اقتصاد چین و روسیه، نسبت به سرمایه‌گذاری در کشور دیگر احتیاط می‌کنند و از سوی دیگر، روسیه بیمِ آن دارد پروژه‌های کلان آقای شی، نفوذ مسکو را بر آسیای مرکزی کاهش دهد. در مسائل نظامی نیز، پکن از کمک‌های نظامی مسکو به برخی رقبای منطقه‌ای مثل هند و ویتنام دل خوشی ندارد. اما این اختلافات در حدی هست که بتواند در شرایط وقوع تهدید مشترک، مانع از اتحاد نظامی دو کشور شود؟به نظر می‌رسد دو مانع بزرگ دیگر نیز وجود دارد که تحلیلگر آتلانتیک به آن اشاره نکرده است. جدا از اینکه چین ترجیح می‌دهد با ایجاد یک اتحاد نظامی، تنش‌های سیاسی با غرب را علیه منافع اقتصادیِ خود افزایش ندهد، این اتحاد نظامی با روسیه به دلیل پیش‌بینی‌ناپذیربودن پوتین و در کل نظام سیاسی این کشور بیش از پیش تنش‌زا خواهد بود. تحولات سیاسی این کشور طی سه دهه اخیر بسیار نوسان داشته، در حالی که چین دقیقاً در همین دوره بیشترین ثبات خود را تجربه کرده است. پکن بیم دارد جرأت پوتین در ورود به منازعات نظامی، درگیری‌هایی را با بلوک غرب رقم بزند که چین مایل به حمایت از روسیه در آن نباشد. برای مثال تحریم‌هایی که روسیه پس از بحران کریمه متحمل شده است، اگر اتحاد نظامی در کار بود، تکانه شدیدی بر روابط تجاری چین با اروپا و آمریکا ایجاد می‌کرد.چین همچنین در برآورد آینده خود بسیار امیدوار است چشم‌انداز ۲۰۵۰ را محقق کرده و به قدرت برتر جهان تبدیل شود. بنابر این هر چه انعقاد این اتحاد نظامی به تأخیر بیافتد به نفع پکن خواهد بود زیرا با دست بالا وارد مذاکره با همسایگان خود، از جمله روسیه می‌شود. شی جین پینگ به خوبی می‌داند اتحاد نظامی در شرایط کنونی، ممکن است به معنای «حمایت» نظامی روسیه از چین تلقی می‌شود زیرا اولاً تسلیحات روسی قدرتمندتر است، ثانیاً آمریکا رقیب اصلی خود در دهه‌های آینده را چین می‌داند و ثالثاً حمله به چین به خلاف روسیه در تاریخ دو قرن اخیر معمولاً موفق بوده است. بنابر این حتی ممکن است روسیه در برابر این اتحاد نظامی، امتیازاتی درخواست خواهد کرد. جمع‌بندیبا همه این احوال، یک تهدید تجاری و نظامی مشترک مانند ایالات متحده، خطری به مراتب بزرگتر از آن موانعی است که برای اتحاد نظامیِ دو کشور برشمردیم. وقتی تنش سیاسی میان چین با غرب از سوی آمریکا ایجاد شده و گسترش یابد، دیگر چین برای اجتناب از کدام تنشِ ناموجود از تشکیل اتحاد نظامی با روسیه دوری کند؟ از این رو تحلیلگر آتلانتیک از کاخ سفید می‌خواهد با خرابکاری‌هایش جین‌پینگ را به آغوش پوتین سوق ندهد، جدا از اینکه اساساً هیچ گاه تهدید نظامیِ آمریکا علیه چین به دلیل هزینه‌هایش عملیاتی نیست. مانوئل از واژه «پیش‌گویی خودتحقق‌بخش» بهره می‌گیرد، بدین معنی که آمریکا از بیم اتحاد چین و روسیه اقداماتی انجام می‌دهد که اتفاقاً همان اقدامات، عامل اصلی اتحاد آنها خواهد شد.پیام مانور مشترک چین و روسیه نیز دقیقاً همین است: اگر نیاز باشد با یکدیگر مقابل تهدید مشترک آمریکا متحد خواهیم شد، بنابر این فکر ایجاد تهدید امنیتی علیه ما را از سر بیرون کنید.پیشنهادات انجا مانوئل بسیار ساده است: آمریکا خط قرمزهایش را برای توسعه نفوذ اقتصادی و نظامی چین روشن کند و به آن خط قرمزها پایبند بماند. همزمان واشینگتن باید در حوزه‌هایی که امکان همکاری وجود دارد، مانند مقابله با تغییرات آب‌وهوایی، با پکن همکاری کند تا بار تنش و خصومت را کاهش دهد. اما فعلاً دانلد ترامپ با سیاست‌هایش نشان داده به خلاف هر دو پیشنهاد عمل می‌کند.منبع : مشرقانتهای پیام/ ]]> بین الملل Tue, 18 Sep 2018 08:44:11 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcgzz9w7ak93x4.rpra.html «به خودمان رحم کنیم» http://www.nedayeenghelab.com/vdcfxxdmew6dv0a.igiw.html به گزارش ندای انقلاب، یقیناً همه می دانیم که در ماه هایی که گذشت اقتصاد کشورمان چه حال و روزی داشته و دارد. همه می دانیم در این مدت چه رکوردهای عجیب و غریبی در بازارهای طلا، ارز، خودرو، مسکن و ... به ثبت رسیده است. همه می دانیم که علت اصلی رسیدن به این وضعیت سیاست های غلط و مدیریت اشتباه دولت بوده است.همه می دانیم در ماه های اخیر به دفعات از سوی امریکا تهدید به تحریم شده ایم و در مواردی تحریم ها اعمال هم شده است. البته این تهدید ها به خروج شرکت های اروپایی که دولتی ها به آنها دل بسته بودند نیز منجر شد.همه می دانیم که در این وضعیت باید بمانیم و بسازیم! باید خودمان برای حل مشکلات کشورمان به کمک دولت بیایم.هرچند خیلی از موضوعات را همه می دانیم ولی به آنها عمل نمی کنیم! همه می دانیم هنوز اتفاق خاصی در کشور رخ نداده (منظور اعمال تحریم های سفت و سخت امریکاست) و نباید حال و روز اقتصادمان این باشد ولی هست! به اذعان مسئولان، تحریم ها هم نمی توانست کشور را به این وضعیت برساند.بله، اینبار خودمان زودتر از آمریکا دست به کار شده و کشورمان را تحریم کردیم! کشورمان را از کمک های خودمان تحریم کردیم. ولی نتیجه چیزی نشد جز آنچه این روزها تمام مردم را گرفتار کرده است.قیمت کالاهای مختلف از اساسی تا لوکس، هر چند روز یکبار تغییر اساسی می کند و هنوز هم نمی دانیم که چرا و به کدام دلیل تولید کننده هایی که دلار دولتی گرفتند کالاهای خود را گران می کنند؟شاید اگر برخورد قاطع و به موقع از سوی دولت و دستگاه قضا با این افراد صورت می گرفت الان به اینجا نرسیده بودیم. هرچند قوه قضاییه مدتی است برخورد با دریافت کنندگان ارز دولتی را آغاز کرده ولی به نظر می رسد نتوانسته در برگرداندن اوضاع تاثیری داشته باشد.مشکل این روزهای اقتصاد ما، تحریم امریکا نیست؛ مشکل بخشی خود مردم هستند؛ مردم باید امید و ایمان داشته باشند که با کمک آنها به طور حتم وضع مان بهتر از امروز خواهد شد.مدتهاست که فروشگاه ها شاهد افزایش مراجعه مردمی هستند که به دلیل ترس از افزایش قیمت ها آمده انداز اقلام مختلف تا جایی که می توانند بخرند.یک روز شایعه می شود که دیگر دستمال کاغذی در بازار نیست و همین موضوع موجب می شود که شب عکس ردیف خالی دستمال کاغذی ها در فروشگاه های مختلف در شبکه های مجازی دست به دست شود که ثابت کنند شایعه درست بوده ولی غافل از اینکه همین شایعه موجب شده تا برخی مردم سراسیمه روانه فروشگاه ها شوند و تا می توانند دستمال کاغذی بخرند.خریدهای دسته جمعی در فروشگاه ها فقط به دستمال کاغذی خلاصه نمی شود بلکه این روزها هر کسی را در فروشگاه ها می بینید آمده تا هر چقدر بودجه اش می رسد اقلام ضروری بخرد و در خانه اش انبار و احتکار کند.مشاهده این صحنه ها در نگاه اول این جمله را به زبان می آورد که مگر جنگ است؟ مردم از ترس اینکه چند روز آینده قیمت ها گرانتر نشود به فروشگاه ها می روند! ولی ایکاش این امید در مردم وجود داشت که دیگر وضع بدتر از این نمی شود.ای کاش مردم این را می دانستند که هجوم بی دلیل به فروشگاه ها برای خرید انواع وسایل از دستمال کاغذی تا مواد خوراکی و شوینده ها و ... باعث کمبود کالاها، احتکار کالا در منازل و انبارها و افزایش شدید قیمت ها می شود و در نهایت فشار این وضعیت به مردم وارد شده و مشکلاتشان بیشتر می شود.اگر تمام ۸۰ میلیون ایرانی مثل کسی فکر کنند که احساس می کند بزودی روغن و مرغ و دستمال کاغذی و شوینده ها در فروشگاه ها تمام می شود و به همین دلیل ۱۰ برابر نیاز خود بخرند و انبار کنند، چه بحرانی به دست خود مردم در کشور ایجاد خواهد شد؟به طور حتم این یک بحران خود ساخته به دست خود مردم است و هیچ ربطی به دولت و مسئولان ندارد. و فقط می توان گفت دشمن به هدف خود رسیده است. چراکه دشمن سالهاست تلاش می کند با جنگ اقتصادی و جریان سازی روانی افکار مردم ایران را تحت تاثیر قرار دهد.تازه ترین بررسی مرکز حراست وزارت امور اقتصادی و دارایی نشان میدهد که اتفاقات مهم و خطیری نظیر افزایش انتظارات تورمی، تغییر جهت بازار ها بر اساس متغیرهای غیر بازاری، روند فزاینده احساس فساد فراگیر در جامعه و به طور کلی روند کاهنده اعتماد عمومی به اقتصاد کشور را می توان به اثرگذاری رسانه های بیگانه و ضد انقلاب نسبت داد.به امید روزی که مردم به کمک هم اجازه رسیدن دشمنان به اهداف شومشان را ندهند و بار دیگر آرامش و امنیت اقتصادی در کشورمان پایدار شود. باید به خودمان رحم کنیم و اجازه ماهیگیری به فرصت طلبان را ندهیم.منبع : تسنیمانتهای پیام/ ]]> اقتصادی Tue, 18 Sep 2018 08:40:49 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcfxxdmew6dv0a.igiw.html حضرت زکریا(ع) چگونه با ماجرای شهادت امام حسین(ع) آشنا شد؟ http://www.nedayeenghelab.com/vdce778xpjh8pwi.b9bj.html به گزارش ندای انقلاب، ﴿ کهیعص﴾؛ این حروف که خداوند سورۀ مریم (سلام‌الله‌ علیها) را با آنها آغاز کرده، اخبار غیبی است که خداوند آنها را به بنده‌‏اش حضرت زکریا (علیه‌السلام) تعلیم داده است «قَالَ هَذِهِ الْحُرُوفُ مِنْ أَنْبَاءِ الْغَیْب‏». جریان بدین شرح است که حضرت زکریا (علیه‌السلام) از خداوند درخواست کرد تا نام‏‌های مبارک پنج تن آل عبا (علیهم‌السلام) را به او تعلیم دهد که جبرئیل (علیه‌السلام) برای تعلیم این اسماء بر او نازل شد. هر وقت حضرت زکریا (علیه‌السلام) نام‏‌های مبارک محمد، علی، زهراء و حسن (علیهم‌السلام) را می‌‏برد غم و اندوه وی بر طرف می‏‌شد، اما هرگاه نام مبارک حسین (علیه‌السلام) را می‌‏برد گریه راه گلوی او را می‏‌گرفت و نفس وی به شماره می‏‌افتاد تا اینکه روزی حضرت زکریا (علیه‌السلام) گفت: خدایا! برای چیست که هر وقت من نام آن چهار نفر را می‏‌برم غم و اندوه من برطرف می‏‌شود اما وقتی نام حسین (علیه‌السلام) را می‌‏برم چشمانم اشکبار و نفسم به شماره می‌‏افتد.خداوند داستان شهادت امام حسین (ع) را برای زکریا (علیه‌السلام) شرح داد و فرمود: «کهیعص»؛ (ک) یعنی کربلای امام حسین(ع)، (ه) هلاکت، (ی) یزید، (ع) عطش امام حسین و (ص) به معنای صبر است، پس از این ماجرا بود که حضرت زکریا (علیه‌السلام) به شدت تحت تأثیر قرار گرفت، «فَلَمَّا سَمِعَ ذَلِکَ زَکَرِیَّا لَمْ یُفَارِقْ مَسْجِدَهُ ثَلَاثَةَ أَیَّامٍ وَ مَنَعَ فِیهَا النَّاسَ مِنَ الدُّخُولِ عَلَیْهِ وَ أَقْبَلَ عَلَى الْبُکَاءِ وَ النَّحِیب‏» (۱)، هنگامی که حضرت زکریا (علیه‌السلام) این جریان را شنید مدت سه روز از مسجد خویش خارج نشد و در آن مدت اجازه ورود به احدی نداد، آنگاه مشغول گریه و زاری شد. «فَأَنْبَأَهُ اللَّهُ تَعَالَى عَنْ قِصَّتِهِ وَ قَالَ‏ کهیعص‏ فَالْکَافُ اسْمُ کَرْبَلَاءَ وَ الْهَاءُ هَلَاکُ الْعِتْرَةِ وَ الْیَاءُ یَزِیدُ وَ هُوَ ظَالِمُ الْحُسَیْنِ ع وَ الْعَیْنُ عَطَشُهُ وَ الصَّادُ صَبْرُه‏». (کمال الدین و تمام النعمة، ج‏۲، ص: ۴۶۱)خدا بدین وسیله او را با جریان امام حسین (ع) آشنا کرد، جریانی که خدا آن را اراده کرده بود، در چنین فضایی بود که حضرت زکریا (علیه‌السلام) از خدا چنین درخواست کرد: «اللَّهُمَّ ارْزُقْنِی وَلَداً تَقَرُّ بِهِ عَیْنِی عَلَى الْکِبَرِ وَ اجْعَلْهُ وَارِثاً وَصِیّاً وَ اجْعَلْ مَحَلَّهُ مِنِّی مَحَلَّ الْحُسَیْنِ فَإِذَا رَزَقْتَنِیهِ فَافْتِنِّی بِحُبِّهِ ثُمَّ فَجِّعْنِی بِهِ کَمَا تُفَجِّعُ مُحَمَّداً حَبِیبَکَ بِوَلَدِه‏» (۲)، خدایا! پسری به من روزی کن که در این زمان پیری چشم من به وی روشن شود، موقعی که این پسر را به من عطا کردی مرا شیفتۀ محبت وی کن، سپس مرا دچار مصیبت او کن همچنان که حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) حبیب خود را دچار مصیبت فرزند خواهی کرد.آشنایی او با این جریان، حزن او برای امام حسین (علیه‌السلام) و در نتیجه عزلت نشینی او موجب شد تا از رحمت الهی بهره‌مند شود، خدا در پی درخواست او فرزندی را به او عطا کرد و او را «یحیی» نام نهاد (۳) و او را اینچنین به آن مصیب دچار کرد. به نظر می‌رسد خداوند با بیان همین چند حرف در ابتدای سورۀ مریم (سلام‌الله‌ علیها) قصد بیان ماجرایی عظیم را دارد، به عبارت دیگر، خداوند خود در ابتدای سورۀ مریم وارد میدان شده و برای خلیفۀ خود امام حسین (علیه‌السلام) روضه‏خوانی کرده است.چقدر زیباست، روضه‌‏ای مختصر اما سراسر معارف، خدا روضه‏‌خوانی‌‏اش را تنها در پنج حرف آغاز کرد و به پایان برد، جالب اینجاست که کلمۀ کاملی را هم مطرح نمی‌کند و تنها به بیان چند حروف بسنده می‌کند، این رفتار خداوند بسیار عجیب است و نشان از آن دارد که خود خداوند هم در قبال ماجرای امام حسین (علیه‌السلام) از خود رفتار بروز می‌دهد. او خود پیش از بندگانش به این مهم پرداخت و این درسی عظیم برای مومنان و شیعیان است تا با مطالعۀ رفتار خداوندی به رفتار صحیحی در قبال ماجراهای مختلف نشان دهند.یک رفتار صحیح در قبال این آیه این است که بیاییم صرفاً به بیان و نقل این آیه و روایات ذیل آن بسنده نکنیم، بلکه بیاییم از این کلام نورانی اثر بگیریم، یعنی اجازه دهیم این مفاهیم و معارف خداوندی در وجودمان بنشیند، به عنوان مثال، وقتی می‌گوییم هلاکت، اجازه دهیم هلاک شدن امام حسین (علیه‌السلام) بر ما اثر بگذارد و ما را از این مطلب متأثر کند، ناراحت شویم، وقتی می‌گوییم یزید، در مقابل یزید عکس‌العمل داشته باشیم، او را لعنت کنیم و غیظ‌مان نسبت به او لحظه به لحظه بیشتر شود، وقتی گفته می‌شود عطش، به یاد عطش مولایمان بیافتیم که به راستی به صرف یاد مصائب اهل‌بیت (علیهم‌السلام) آدمی رشد داده می‌شود و بالا می‌رود و بسیاری از اعوجاجات فکری برطرف خواهد شد.با توجه به آنچه که بیان شد، خدا در همین یک آیه و در قالب همین پنج حرف می‌خواهد رفتار صحیح در قبال ماجرای خلیفه‌اش امام حسین (علیه‌السلام) را متجلی کند. خداوند در آیۀ ۲ سورۀ مریم (سلام‌الله‌ علیها) بلافاصله بعد از آشنایی حضرت زکریا (علیه‌السلام) با ماجرای امام حسین (علیه‌السلام)، اثری که او از این جریان گرفت و فرزندی که خداوند در پی درخواست او عطا کرد، چنین می‌فرماید: ﴿ ذِکْرُ رَحْمَتِ رَبِّکَ عَبْدَهُ زَکَرِیَّا﴾ (مریم/ ۲)، در واقع خداوند با این جریان، «رحمتِ» خود را بر زکریا (علیه‌السلام) جاری کرد، این در حالی است که حضرت زکریا (علیه‌السلام) در شرایطی نبود که بتواند فرزند بیاورد، اما خداوند این امر را بر او و همسرش اصلاح کرد.(۴)یادداشت: امیرمحسن شیخانانتهای پیام/ ]]> فرهنگی هنری Tue, 18 Sep 2018 08:22:42 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdce778xpjh8pwi.b9bj.html چرا رئیس پیشین بانک مرکزی به دولت بازگشت؟ http://www.nedayeenghelab.com/vdcdzz0skyt09x6.2a2y.html به گزارش ندای انقلاب، حسن روحانی رئیس جمهور در بیست و دومین روز از آخرین ماه تابستان طی حکمی «ولی الله سیف» را به عنوان «مشاور رئیس جمهور در امور پولی و بانکی» منصوب کرد. این اقدام تنها پس از ۵۰ روز از اخراج رئیس پیشین بانک مرکزی توسط روحانی کلید خورد که با حکمی دیگر سیف را از پاستور به بیرون راهنمایی کرده بود!سوم مردادماه سال جاری بود که رئیس قوه مجریه عبدالناصر همتی را به سمت «رئیس کل بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران» منصوب کرد و عذر سیف را پس از قریب به ۵ سال از این پست خواست. اما کارنامه سیف در دوران تصدی این سمت دارای فراز و نشیب‌های بسیاری بود. او با دلار در ریل ۳ هزار تومان به کرسی خود سلام کرد اما در حالی از پله‌های ساختمان میرداماد پایین می ‌آمد که نرخ دلار در ریل ۱۴ هزار تومان سیر می‌کرد. با آغاز التهاب در بازار ارز و سکه پس از انتخابات ریاست جمهوری در سال ۹۶ روند چالشی در اقتصاد کشور آغاز شد و دولت نیز بدون توجه به نقد کارشناسان و اعتراض مردم در دیماه همان سال به کار خود ادامه داد اما با شروع سال جدید و تنها پس از بیست و یک روز از سال ۹۷ مجلس در جلسه علنی خود با حضور سیف و با اعتراض نمایندگان ملت به ضعف عملکردی بانک مرکزی به عنوان متولی تامین و مدیریت ارز کشور تشکیل جلسه داد . در این جلسه نمایندگان بارها خواستار استعفای وی شدند اما دولت و سیف تاکید بر ادامه همکاری با هم داشتند.نمایندگان مجلس شورای اسلامی به موازات ادامه تصمیمات اشتباه رئیس کل بانک مرکزی تصمیم به وارد شدن به میدان گرفتند. سید جواد ابطحی نماینده مردم خمینی‌شهر در مجلس شورای اسلامی، از ارسال نامه بیش از ۱۶۰ نمایندگان مجلس به روحانی خبر داد و گفت: نمایندگان در این نامه از رئیس‌جمهور خواستار تغییر ولی‌الله سیف رئیس بانک مرکزی از این سمت شدند.*دفاع تمام قد روحانی از رئیس پیشین بانک مرکزیعلی رغم نظر کارشناسان، خواست مردم و نمایندگان ملت اما سیف کما فی السابق به کار خود در بانک مرکزی ادامه داد و در عین حال هر روز سعی ‌می‌کرد به نوعی افزایش نرخ دلار را از بانک مرکزی به سمت نهادها، سازمان‌ةا و حتی وزارت‌خانه‌های دیگر سوق دهد.ولی‌الله سیف پیشتر افزایش نرخ ارز را کار دشمنان دانسته بود آنجا که وی در جلسه علنی سه شنبه ۲۱ فروردین ماه در مجلس شورای اسلامی بیان داشت:« عوامل غیراقتصادی و اطمینان نداشتن به آینده در تلاطم نرخ ارز موثر است. حجم بالای نقدینگی یکی از عوامل نگرانی است که تا این لحظه اثر آن بر بازار کنترل شده و درخصوص نرخ ارز نیز عوامل غیراقتصادی و اطمینان نداشتن به آینده موثر است. متاسفانه دشمنان از خارج از مرزها و به شکل های مختلف بر این موضوع دامن می‌زنند و در تلاشند تا شرایط را برای ملت سخت تر کنند. به رغم گشایش در روابط بانکی بعد از برجام، هنوز ارتباطات بانکی نرمال نیست و مجبور هستیم از ظرفیت این مراکز برای رفع مشکلات استفاده کنیم.».*سیف: نمی‌دانم چه کار کنمهمچنین در این باره یک خبر نشان از اوج ضعف مدیریت رئیس کل پیشین بانک مرکزی داشت. محمدمهدی بهکیش رئیس ICC در جلسه هیأت نمایندگان اتاق بازرگانی ایران به موضوع عدم توانایی سیف در اداره بانک مرکزی اشاره و گفت: «دیروز خدمت آقای سیف رئیس کل بانک مرکزی بودم که به من گفت، نمی‌دانم چه کار کنم.»این ماجرا تا جایی پیش رفت که عواملی چون غول نقدینگی، عدم توانایی در کنترل بازار پولی و بانکی کورسوی تغییرات در دولت را به دنبال داشت اما در آن طرف میدان روحانی با بی‌توجهی به دغدغه نمایندگان، مردم و کارشناسان این حوزه، همچنان از سیف حمایت می‌کرد و همین مسئله نیز به پیچیده تر شدن پرونده ارزی و بازار سکه کمک کرد.*سیف بدون سمت مشاوره‌ای پاستور را ترک کردبالاخره با فشار نمایندگان مجلس شورای اسلامی و روند رو به رشد قیمت ارز و سکه چهارشنبه سوم مردادماه رئیس جمهور در حکمی سیف را به طور رسمی برکنار و همتی را جایگزین وی کرد . در همین روز روحانی در جلسه هیات دولت در مورد این تغییر و تحولات بیان داشت: « از آقای سیف بخاطر زحمات پنج ساله گذشته قدردانی می‌نماییم. ایشان به خوبی به وظیفه خود عمل کردند و تلاش زیادی در مبارزه با فساد در زمینه مؤسسات غیرمجاز انجام دادند و نام ایشان در این عرصه در تاریخ ایران ماندگار خواهد بود. سیف با همه توان در مسیر مبارزه با فساد گام برداشت: علت اینکه برخی‌ها از سیف ناراحتی دارند، بخاطر مقابله ایشان با فساد است. در دولت یازدهم نیز جزو افرادی بود که تلاش کرد تا تورم را کنترل کنیم و اینکه در حدود ۳ سال، تورم تک رقمی داشتیم، آقای سیف در این زمینه سهم و نقش مؤثری داشتند.»در این روز یک نکته کلیدی وجود داشت. رسم نا نوشته در دولت بر این بوده که هر کسی از سمت خود کنار رفته و یا کنار گذاشته شده است به عنوان مشاور و یا هر سمتی از این جنس در پاستور باقی می‌ماند اما در این مورد به دلیل حجم بالای انتقادها از عملکرد مدیریتی ولی‌الله سیف، روحانی حتی حاضر نشد با حکم مشاورت برای خود هزینه ایجاد کند و سیف همان روز برای همیشه دولت را رها کرد.پس از آن برخی اخبار ضد و نقیض در فضای مجازی از بازداشت سیف به گوش می‌رسید اما هر هفته روزهای جمعه، سیف در صف اول نماز جمعه تهران شرکت می‌کند که شاید با این اقدام پیامی را از آنجا مخابره نماید؛ «من بازداشت نیستم»!همه این‌ها پایان ماجرای سیف نبود. با گذشت زمان رد پای او در پرونده عریض و طویل ارزی مشاهده شد و با خبر بازداشت احمد عراقچی معاون ارزی‌اش در بانک مرکزی وارد مراحل جدیدی شد. « تعیین نرخ ارز به دستور معاون اقتصادی رئیس جمهور(محمد نهاوندیان) بوده» این نقل قول سیف به سرعت فضای رسانه‌ای را درگیر خود کرد که با همان سرعت نهاد ریاست جمهوری به اشکال مختلف آن را کذب دانست لکن هنوز در مجامع و مباحث مختلف در این مورد صحبت می‌شود و بسیاری معتقدند علی رغم انکار این سخن، در واقعیت چنین مساله‌ای وجود داشته و اصولا تیم اقتصادی دولت نقش تاثیر گذاری بر التهاب ارزی دارد و سیف به تنهایی مسئول چنین خرابه‌ای نبوده است.*ردپای سیف در بحران ارزی از نگاه اژه‌ایمحسنی اژه‌ای در برنامه نگاه که به طور مستقیم از صدا و سیما در حال پخش بود به سرشاخه‌های بحران ارزی اشاره کرد و خبر از مورد تحقیق قرار گرفتن رئیس پیشین بانک مرکزی داد. سخنگوی دستگاه قضا تاکید کرد: « ما از افراد پایین‌تر به دانه درشت‌ها و به نقطه مرکزی می‌رسیم‌. اکنون ما از طریق دلال‌ها به افراد بالاتر رسیدیم‌. مثلا از دلالی در کف سبزه میدان به مظلومین و از وی به عراقچی و از او به سیف می‌رسیم. معاون ارزی بانک مرکزی مورد تحقیق قرار گرفت و رئیس بانک مرکزی هم مورد تحقیق قرار گرفت اما بازداشت نشد که این تحقیقات ادامه دارد و کشف شد فساد وجود دارد و توضیحات پذیرفته نشد.» *بازگشت به پاستور با گل به خودی روحانی تنها ۵ روز پس از اظهارات سخنگوی قوه قضائیه نگذشته بود که به ناگاه رئیس جمهور تصمیم می‌گیرد از سیف در نهاد ریاست جمهوری که پنجاه روز پیش خودش او را از آنجا بیرون کرده بود بازگرداند و از خدمات این مدیر تحت عنوان « مشاور رئیس جمهور در امور پولی و بانکی»استفاده کند. این اقدام در حالی بود که بطور رسمی یک مقام بلند پایه قوه قضائیه از نام سیف جهت حضور در دادگاه پرده برداشت و این شائبه را مطرح می‌کرد که این مقام سابق بانک مرکزی برای تحقیقات در پرونده فساد ارزی پله‌های دادگاه را بالا و پائین می‌کند.ماجرای تخلفات ارزی بانک مرکزی با مدیریت سیف در نابسامانی‌های بازار به شکلی بود که رهبر انقلاب نیز به صراحت از عملکرد مسئولان مربوطه در موضوع واگذاری ارز انتقاد کردند.ایشان ۲۲ مرداد در دیدار با مردم تاکید کردند: « ارز را یا سکّه را وقتی که به‌صورت غلط تقسیم می‌کنند، این دو طرف دارد: یکی آن که می‌آید این را می‌گیرد و مثلاً فرض کنید قاچاقچی است یا به قاچاقچی می‌فروشد؛ یکی آن که این را می‌دهد. ما همه‌اش داریم دنبال آن کسی که «می‌گیرد» می‌گردیم -مفسد اقتصادی، قاچاقچی- درحالی‌که تقصیر عمده متوجّه آن کسی است که «داد»؛ او را باید دنبال کرد. در این کاری که اخیراً قوّه‌ی قضائیّه شروع کرده که کار درستی است، دنبال این هستند.» آنچه مسلم است سیف انتهای ریسمان رسیدن قوه قضائیه به متهمین اصلی مشکلات ارزی در کشور نیست و این زنجیر ادامه‌اش شاید در جای دیگری بالاتر از کرسی ریاست بانک مرکزی باشد اما با این اقدام رئیس جمهور در انتصاب سیف شاید این پرونده به قبل از حلقه‌ای بنام سیف قطع شود و دست دستگاه قضا را برای همیشه تا رسیدن به هدف نهایی خود بسته بگذارد. اما این انتخاب سوالات زیادی را در ذهن مردم بوجود آورد. اگر سیف مسئول حداقل بخشی از مدیریت غلط بازار ارز و سکه نبود چرا برکنار شد و اگر دارای نقشی در این بین داشته چطور مجددا به عنوان مشاور رئیس جمهور در امور پولی و بانکی منصوب شد.سوال دیگری که مطرح می‌شود این است که چطور در این مدت پنجاه روز از کنار گذاشتن سیف، پاستور به دنبال بازگشت او نبوده و تنها در نماز جمعه‌های تهران تصویرش موجود است اما به ناگاه پس از ۵ روز از اظهارات اژه‌ای مجددا وی برای فعالیت اقتصادی به تیم دولت باز می‌گردد.منبع: فارسانتهای پیام/ ]]> سیاسی Tue, 18 Sep 2018 08:19:26 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcdzz0skyt09x6.2a2y.html خاطرات «وندی شرمن‌ــ۱»| «در مذاکرات با ایران مظلوم‌نمایی می‌کردم» http://www.nedayeenghelab.com/vdccxxq102bqei8.ala2.html به گزارش ندای انقلاب، "وندی شرمن"، سرپرست تیم مذاکره‌کننده آمریکا در مذاکرات هسته‌ای ایران و گروه ۱+۵، در کتاب خاطراتش اعتراف کرده در این گفت‌وگوها از «مظلوم‌نمایی» به‌عنوان حربه‌ای برای پیشبرد اهدافش استفاده می‌کرده است.او در فصل دوم این کتاب که خبرگزاری تسنیم نسخه‌ای از آن را تهیه کرده به جنجال‌ها پیرامون سخنانش در اکتبر ۲۰۱۳ (مهرماه ۱۳۹۲) که گفته بود "فریبکاری بخشی از ژن ایرانی‌ها است" اشاره و تصریح کرده از اعتراضات در خیابان‌های تهران نسبت به این سخنان خودش به‌عنوان روشی برای مظلوم‌نمایی استفاده کرده است.شرمن، ماجرا را این‌طور توضیح می‌دهد: "اوایل مذاکرات، انتقاد من از آنها (ایرانی‌ها) بابت استفاده متبحرانه‌شان از حیله‌گری، مرا در موقعیت سختی قرار داد. سال ۲۰۱۳ در جریان یک جلسه استماع در کمیته روابط خارجی مجلس سنا، من در پاسخ به سؤال یک سناتور مبنی بر اینکه آیا می‌توانیم به ایرانی‌ها برای متعهد ماندن به وعده‌هایشان اعتماد کنیم پاسخ دادم "فریبکاری در DNA آنها است".معاون وزیر خارجه اسبق آمریکا در ادامه واکنش‌های عمومی در ایران به این سخنان توهین‌آمیز را خاطرنشان کرده و نوشته است: "ایرانی‌ها این حرف من را توهین به تیم مذاکره‌کننده‌شان قلمداد کردند. روزنامه‌های ایران، کاریکاتورهایی از من به‌شکل روباهی که داخل درخت آشیان کرده بود منتشر کردند (همین تصویر و رنگ نقره‌ای موهای من باعث شد که یکی از اعضای تیم من تی‌شرت‌هایی برای همه ما تهیه کند که روی آنها نوشته شده بود: «تیم روباه‌ نقره‌ای»)". شرمن در ادامه می‌نویسد: "ایرانی‌ها به خیابان‌ها آمدند و با سر دادن شعار «مرگ بر وندی شرمن» خانواده من را عصبی کردند. وقتی با بخش فارسی صدای آمریکا مصاحبه کردم از قبل سؤالی را با مصاحبه‌کننده درباره همین حرفم هماهنگ کردم تا فرصت داشته باشم از اینکه حرفم درباره ژن [ایرانی‌ها] باعث رنجش شده بود، ابراز تأسف کنم".او سپس به استفاده ابزاری‌اش از این ماجرا در مذاکرات پرداخته و نوشته است: "با وجود این، بعداً در مذاکرات، وقتی ایرانی‌ها از کلماتی استفاده می‌کردند که باعث رنجش من می‌شد، از همان لحظات دردناک برای گوشزد کردن نکاتی به آنها استفاده می‌کردم".دیپلمات آمریکایی تصریح می‌کند: "وقتی که آنها به مظلوم‌نمایی رو می‌آورده و اعتراض می‌کردند که برخی از نکات من مصداق بی‌اعتمادی بر اساس پیش‌فرض‌های قبلی است، من هم گزینه‌های مظلوم‌نمایی خودم را داشتم که رو کنم».برجام و کارشکنی‌های «تیم روباه نقره‌ای»توافق هسته‌ای برجام (برنامه جامع اقدام مشترک) بیست و سوم تیرماه سال ۱۳۹۴ (چهاردهم ژوئیه ۲۰۱۵) در وین بین نمایندگان جمهوری اسلامی ایران، اتحادیه اروپا و گروه ۱+۵ شامل انگلیس، فرانسه، آمریکا، روسیه، چین و آلمان امضا شد.با اجرای برجام از دی ماه ۱۳۹۴ دولت "باراک اوباما"، رئیس‌جمهور سابق آمریکا سیاست‌های متعددی را برای کارشکنی در اجرای تعهدات طرف آمریکایی در دستور کار قرار داد و در مقابل اعتراضات تهران، تحقق مزایای برجام برای ایران را به مسائل غیرهسته‌ای، مانند رفتارهای منطقه‌ای یا آزمایش‌های موشکی گره زد.تنها یک روز بعد از اعلام اجرایی شدن توافق هسته‌ای بود که روز ۱۷ ژانویه سال ۲۰۱۶ (۲۷ دی‌ماه ۱۳۹۴) وزارت خزانه‌داری آمریکا در اقدامی معنادار اعلام کرد تحریم‌های تازه‌ای به‌بهانه برنامه موشکی علیه ۱۱ شرکت و فرد ایرانی اعلام کرده است.اظهاراتی که «باراک اوباما»، رئیس‌جمهور وقت آمریکا در یک سخنرانی چند وقت بعد (۱۴ فروردین سال ۱۳۹۵) مطرح کرد این احتمال را تقویت کرد که ممکن است دولت او به‌خلاف موضع‌گیری‌های علنی این توافق را نه یک توافق صرفاً در زمینه هسته‌ای، بلکه قطعه‌ای از یک پازل بزرگتر با چشم‌انداز عقب راندن ایران در حیطه‌های دیگر از جمله برنامه موشکی، سیاست خارجی و در نهایت مسخ شخصیت و هویت جمهوری اسلامی ببینند.اوباما، در آن زمان در بحبوحه انتقادات شرکت‌های اروپایی از کارشکنی‌های دولت آمریکا در تسهیل روابط تجاری با ایران گفت: "توافق هسته‌ای برای توقف برنامه هسته‌ای ایران و انتقال مواد هسته‌ای بود که محقق شد. ایران تا کنون متن توافق را رعایت کرده است، اما روح توافق، مستلزم این است که ایران به جامعه جهانی و شرکت‌ها سیگنال‌هایی بفرستد مبنی بر اینکه اقدام به انجام طیفی از اقدامات تحریک‌آمیزی که شرکت‌ها را هراسان می‌کند، نخواهد کرد. من نمی‌توانم قول بدهم ایران می‌تواند از این فرصت برای ورود به جامعه بین‌الملل استفاده کند"."جان کری"، وزیر امور خارجه اسبق آمریکا هم مهرماه سال ۱۳۹۵ در مصاحبه با فارن‌افرز گفت: ««ما تمام تحریم‌هایی را که بر سر لغو آنها توافق شده است برچیده‌ایم، اما مشکلات دیگری وجود دارد... تا زمانی که ایران در یمن مشغول است و از اسد و از حزب‌الله حمایت می‌کند و موشک‌هایی پرتاب می‌کند که مردم نسبت به آن احساس خطر می‌کنند و کارهایی ازاین‌دست، قضیه مشکل می‌شود، و این امر باعث می‌شود تلاش‌هایی که برای پیشرفت سریع رو به جلو صورت می‌گیرد با پیچیدگی شدیدی همراه شود".سخنان مقام‌های آمریکایی در حالی بود که توافق هسته‌ای برجام بنا به درخواست طرف آمریکایی تنها به موضوعات هسته‌ای محدود شده بود و قرار بود مسائل منطقه‌ای و موشکی را شامل نشود.اوباما علاوه بر این، بعد از اجرای برجام قانونی را امضا کرد که با نقض صریح بند ۲۹ برجام برای شهروندانی از کشورهای برخوردار از برنامه «معافیت از روادید» که به چهار کشور ایران، سوریه، عراق و سودان سفر کنند، محدودیت‌های تازه‌ای وضع می‌کند. این قانون به‌خلاف نص صریح برجام، در ورود بازرگانان و تجار به ایران ابهام ایجاد می‌کرد.برجام، از آسمان اوباما تا زمین ترامپدونالد ترامپ بعد از ورود به کاخ سفید به‌عنوان رئیس‌جمهور آمریکا، همانند اوباما سیاست گره زدن اجرای برجام به سیاست‌های منطقه‌ای و موشکی ایران را در دستور کار قرار داد و سرانجام اردیبهشت‌ماه سال جاری، آمریکا را از این توافق خارج کرد.علی‌رغم تمام هیاهوها و جنجال‌ها بر سر راهبرد ترامپ در قبال برجام سیاست پیوند زدن تعهدات هسته‌ای ایران به تعهدات غیرهسته‌ای و تلاش برای به حداقل رساندن مزایای ایران از این توافق، همان سیاستی بود که در دولت اوباما هم پیگیری می‌شد و اگر دولت اوباما معمار برجام نبود بعید نبود که کناره‌گیری از توافق را خودش انجام دهد.ترامپ، علی‌رغم خارج کردن آمریکا از برجام در ۱۸ اردیبهشت‌، این توافق را، با آنکه می‌توانست به‌طور کامل لغو نکرد تا با فراهم کردن زمینه ادامه اجرای این توافق از سوی ایران و اروپایی‌ها، ضمن محدود کردن برنامه هسته‌ای ایران، مزایای تهران از آن را به صفر برساند.منبع : تسنیمانتهای پیام/ ]]> بین الملل Tue, 18 Sep 2018 08:16:38 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdccxxq102bqei8.ala2.html نتایج آزمون کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اعلام شد http://www.nedayeenghelab.com/vdcbggbffrhb05p.uiur.html به گزارش ندای انقلاب، اسامی پذیرفته‌‌شدگان‌ نهایی‌ آزمون کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی در سال ۹۷ از طریق سایت سازمان سنجش منتشر شد.داوطلبان برای مشاهده نتایج باید به سایت سازمان سنجش، مراجعه کنند.پذیرفته‌شدگان برای اطلاع از تاریخ و شرایط ثبت‌نام لازم است به سامانه اطلاع‌رسانی مرکز سنجش و پذیرش دانشگاه آزاد اسلامی به‌آدرس: sanjesh.iau.ac.ir مراجعه کنند.انتهای پیام/ ]]> اجتماعی Tue, 18 Sep 2018 08:13:57 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcbggbffrhb05p.uiur.html حجت‌الاسلام قائم‌مقامی: قیام امام حسین(ع) در راستای صلح امام حسن(ع) است/ چرا خون امام حسین (ع) باید ریخته می‌شد؟ http://www.nedayeenghelab.com/vdcawwneu49niu1.k5k4.html به گزارش ندای انقلاب، زمانی که معاویه با حیله‌گری ناجوانمردانه قدرت را به دست می‌گیرد،‌ فاز دوم جریان انحرافات را فعلیت می‌دهد. فاز دوم، خروج انحراف از عالم خفی به عالم جلی بود و از این به بعد حاکم، شاه می‌شود. معاویه، شاه رسمی است؛ یعنی کاخ دارد و نشانه‌های معمول سلطنت را دارد. خود را ملک معرفی کرده و تاج‌گذاری می‌کند و از همه بدتر، بنیان پادشاهی موروثی را که اوج ارتجاع و اوج سیر قهقرایی است پایه‌گذاری می‌کند.وقتی امامت به امام حسین علیه‌السلام می‌رسد، با این مسئله روبه‌رو هستیم که جریان ارتجاع و سیر قهقرایی که تبدیل‌شدن امامت به سلطنت از نمادهای آن است، به اوج فضیحت می‌رسد که این فضیحت با مرگ معاویه و اعلام پادشاهی یزید شروع می‌شود. یزید به عنوان جانشین معاویه، به تصریح و تأکید تاریخ، کسی است که از شمایل نماز نفرت داشت و به شرب خمر علاقه می‌ورزید. بر مسند تفسیر قرآن نشسته و قصد از بین بردن اصل اسلام را داشت. این‌ها نماد جریان سیر قهقرایی است؛ رمزی است از اینکه جامعه این‌چنین از حقیقت اسلام فاصله گرفته است.در گفت‌وگویی که با حجت‌الاسلام سیدمحمد قائم‌مقامی انجام داده ایم، به طور تفصیلی به بررسی و تحلیل زمینه‌های شکل‌گیری واقعه عاشورا و قیام کربلا پرداخته است. حجت‌الاسلام قائم‌مقامی در این‌گفت‌وگو تأکید کرده است: «در سیر حوادث تاریخی، ائمه اطهار علیهم‌السلام به عنوان حجت‌های الهی در عین اینکه مأموریتشان (یعنی دفاع از اسلام) یکی است، لیکن نحوه مأموریت آن‌ها با هم متفاوت است. به این ترتیب که در قبال حادثه اعراض مردم از حقیقت دین که بالاترین مصیبت است، شاهد برخوردهای متفاوت هستیم از بزرگانی که در نهایت اتحاد هستند و این تفاوت در عملکرد، به دلیل تفاوت در نحوه اجرای مأموریت ایشان است.»*می‌دانیم که خط سیر ائمه اطهار علیهم‌السلام یکی بوده است؛ این خط سیر یکسان در سیره و سبک زندگی پیغمبر اکرم صلی‌الله علیه و آله و تمامی امامان معصوم علیهم‌السلام هم قابل مشاهده است. زندگی امیرالمؤمنین امام علی علیه‌السلام چیزی جدا از زندگی امام حسن علیه‌السلام نبوده و خط سیر امام حسن علیه‌السلام همان سیره امام حسین علیه‌السلام است و این ادامه داشته تا هم‌اکنون؛ اما در ظاهر، مواردی را مشاهده می‌کنیم که گویی قدری باهم متفاوت هستند. برای مثال امام حسن علیه‌السلام در برابر معاویه صلح را در پیش گرفتند درحالی‌که امام حسین علیه‌السلام در برابر یزید به قیام برخاستند. در اینجا این پرسش مطرح می‌شود که اگر خط سیر آن بزرگان یکی است، چه چیزی عامل تفاوت در نمود ظاهری عملکرد ایشان شده است؟همان‌طور که در سؤال اشاره کردید جوهره سیره اولیا علیهم‌السلام یکی است لیکن شکل تجلی آن، قدری متفاوت است. در درجه اول میدانیم که برای ائمه معصوم علیه‌السلام از جانب خداوند متعال، مأموریت خاص معین شده است. در مکتب اهل‌بیت علیهم‌السلام وجود مقدس ۱۴ معصوم معین بوده. در عین‌ حال میان ایشان و خداوند عهدی بوده که به شکل لوح از آسمان نازل شده که در این الواح نام هریک از معصومین با مأموریت ویژه او ذکر شده بود.شاید این الواح جنبه نمادین داشته باشند، اما واقعیت امر همین است که امامت و ولایت به هر یک از امامان که می‌رسیده مأمور بوده تا مهر مربوط به خودش را از زیر نام خودش بردارد و دستور ویژه خود را بخواند. برای مثال مأموریت امام حسن علیه‌السلام پیشی گرفتن صبر بوده است و امام حسین علیه‌السلام باید قیام می‌کرد، آن هم درحالی‌که می‌دانست خونش ریخته خواهد شد. چنانکه امام باقر و امام صادق علیهم‌السلام مأموریت علمی و فرهنگی را بر عهده داشتند.به‌هرحال مأموریت تمامی ائمه اطهار علیهم‌السلام یکی است، اما چرا به لحاظ بروز و ظهور عینی می‌بینیم که چگونه بعد از ظهور اسلام و پس از یک انحرافی که در سیر جریان اسلام رخ می‌دهد، به علت عدم قابلیت مردم آن زمان در حفظ مسیر، جریان امامت و ولایت دچار انحرافاتی می‌شود. نوعی تردید نسبت به حقیقت دین پدید می‌آید.تفاوت در ظاهر مأموریت ائمه اطهار علیهم‌السلامچرا در این سیر انحرافی، مأموریت ویژه ائمه اطهار علیهم‌السلام در هر دوره‌ای به شکلی انجام می‌شد؟ائمه اطهار علیه‌السلام به‌ عنوان نمایندگان حقیقی اسلام، هرکدام مأموریتی دارند که چگونه با این اتفاق نامبارک برخورد کنند و چه کنند که مجدداً اسلام را برقرار کنند؛ آن هم اسلامی که از طریق پیغمبر اکرم صلی‌الله علیه و آله در این عالم طلوع کرد. سپس در اثر اعراضی که انسان‌ها کردند و به حقیقت پشت کردند، این آفتاب به‌ نوعی در حال غروب بود.در این سیر اعراضی که پدید می‌آید لازم است مجدداً اسلام طلوع کند. این امر قطعی بود و مشخص بود این آفتابی که طلوع کرده نمی‌تواند برای همیشه غروب کند و یا از بین برود. نقش ائمه اطهار علیهم‌السلام از روزی که امیرالمؤمنین امام علی علیه‌السلام آمد تا حضور مقدس امام حسن عسگری و امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، احیای مجدد دین است.چرا خون امام حسین (ع) باید ریخته می‌شد؟اما می‌دانیم که ذات دین توحیدی به‌هیچ‌وجه و حتی در اثر رویگردانی همه مردم از بین نمی‌رود. چرا دین خدا به یاری ائمه اطهار علیهم‌السلام نیاز داشت تا به‌عنوان مثال امام حسین علیه‌السلام به آن شکل به شهادت برسد؟دین یک حقیقت زنده است و در اثر اعراض مردم با نوعی اماته روبرو می‌شود. ذات دین هیچ وقت نمی‌میرد لیکن بروز دین که جنبه انسانی دارد به میزانی که پذیرش انجام شود، این حقیقت ظاهر می‌شود. اتفاقی که در اسلام رخ داد این بود که آفتاب اسلام و حقیقت دین با پیغمبر اکرم صلی‌الله علیه و آله طلوع می‌کند ولی باید دید که به صورتی که واقع‌شده ادامه پیدا نمی‌کند که لازمه آن مسئله ولایت و امامت است.امام متولی دین و مفسر و مجری آن است. لازمه تداوم آن حقیقت، حاکمیت ولی خداست. بلافاصله پس از پیغمبر اکرم صلی‌الله علیه و آله ما شاهد اعراض از حقیقت دین بودیم که نماد آن اعراض از ولایت است. وقتی مردم از ولی اعراض می‌کنند، به این معناست که از حقیقت اسلام اعراض کرده‌اند. در نتیجه صورت ظاهری اسلام باقی می‌ماند.چرا شکل ظاهری مأموریتی خاندان رسول خدا صلی‌الله علیه و آله متفاوت است؟ به عنوان مثال حتی به نظر می‌رسد که مأموریت حضرت زهرا و امام علی علیهماالسلام نیز با هم متفاوت بوده است؟بعد از رحلت رسول خدا صلی‌الله علیه و آله، مردم با دو حجت روبه‌رو شدند: یکی امام علی علیه‌السلام است و دیگری حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله علیها. در واقع حضرت فاطمه سلام‌الله علیها اگرچه امام نیستند ولی حجت خدا هستند. همین دو حجت خدا در شرایطی که با اعراض مردم از حقیقت دین مواجه می‌شوند، برای احیای دین رفتار و برخوردی دارند و با جامعه تعامل می‌کنند.جالب این است که در این سیر حوادث، این دو حجت در عین اینکه مأموریتشان (یعنی دفاع از اسلام) یکی است لیکن نحوه مأموریت آن‌ها هم متفاوت است. به این ترتیب که در قبال حادثه اعراض مردم از حقیقت دین که بالاترین مصیبت است، شاهد دو برخورد متفاوت هستیم از دو نفری که در نهایت اتحاد هستند و درواقع یکی هستند. وجود مقدس حضرت فاطمه سلام‌الله علیها در قبال این حادثه مأموریتشان اعتراض و برخورد و درگیری و فریاد است و همچنین برخورد متقابل با ایشان که درنهایت منجر به شهادت ایشان در سن بسیار پایین شد و اعتراض ایشان در تاریخ جاودانه شد.در همین حال می‌بینیم که امام علی علیه‌السلام که همین مأموریت حفظ، دفاع و احیای دین را دارند با امر الهی نحوه برخورد ایشان متفاوت است. ایشان درمجموع مأمور به سکوت و تحمل و حتی نوعی همکاری بودند. حتی کار به‌جایی می‌رسد که امر ولایت قطع می‌شود و امام را در نقش مشاور برای خود قرار می‌دهند.وقتی امام حاکم نیست یعنی غایب است. پس غیبت از زمان حضرت علی علیه‌السلام شروع می‌شود. حاکمیت ۴-۵ ساله هم به‌حساب نمی‌آید، زیرا بیعتی که جامعه با امام علی علیه‌السلام دارد بر مبنای ولایت و امامت نیست، بلکه بیعت با یک انسان بزرگ مانند سایر بزرگان است. مأموریت ایشان در این اوضاع سکوت، تعامل، همکاری، مشورت دادن و امثال آن است.پس از آن وارد فاز دیگری می‌شویم که ادامه فاز اول و ادامه غیبت است؛ یعنی ادامه دورانی است که اسلام از محور خود فاصله می‌گیرد و امامت و ولایت تبدیل به سلطنت می‌شود.بنابراین به تعبیر شما، سلطنت و مقابله با امامت نه از دوران معاویه، بلکه قبل از آن شروع شده بود؟بله. این نکته تبدیل امامت به سلطنت برخلاف آنچه می‌گویند که زمان معاویه به بعد است، درست نیست؛ زیرا بلافاصله پس از پیغمبر اکرم صلی‌الله علیه و آله است. سلطنت از دید اسلام دارای ماهیتی است. مدیریت یا امامت است و یا سلطنت. سلطنت از دیدگاه اسلام، یک ماهیت و هویت است که می‌تواند در شکل‌های مختلفی ظاهر شود.سلطنت یک شکل خفی دارد و یک شکل جلی. اتفاقی که پس از رحلت رسول خدا صلی‌الله علیه و آله رخ می‌دهد و انحرافی که صورت می‌پذیرد، آن است که نظام حاکم در جامعه، نظام سلطنتی می‌شود. لیکن این دوره سلطنت خفی است. به همین علت نام حاکم، پادشاه نیست و به او خلیفه میگویند. هم‌راستایی صلح امام حسن(ع) با قیام امام حسین(ع)در این شرایط، چه می‌شود که امام حسن علیه‌السلام در چنین شرایطی برای احیای دین صلح می‌کنند، اما امام حسین علیه‌السلام برای نیل به همین هدف، قیام می‌کنند؟اتفاقی که پس از شهادت حضرت امیرالمؤمنین امام علی علیه‌السلام رخ می‌دهد، این است که سیر جریان انحراف ادامه پیدا می‌کند و می‌خواهد تعمیق بیابد و گسترش پیدا کند. نشانه‌اش هم این است که انحرافی که صورت پذیرفت از عالم خفی به عالم جلی می‌آید. برای مثال سلطنتی که به صورت مخفیانه اتفاق میفتد در جامعه جلی و آشکار می‌شود.از زمان معاویه به بعد با یک نظام پادشاهی جدید روبرو هستیم که اعلام پادشاهی می‌کنند و ولیعهد می‌خواهند. هر سه خلیفه اول نیز دارای سلطنت هستند اما مخفی. خلیفه سوم علنی اعلام پادشاهی می‌کند و قدرت را به دست خاندان خودش می‌دهد. این‌ها مقدمه سلطنت جلی است.بعد از شهادت حضرت امیرالمؤمنین امام علی علیه‌السلام و خلافتی که به امام حسن علیه‌السلام به خاطر بیعت مردم رسیده است نه به خاطر حجت و معصوم بودن ایشان، مشاهده می‌کنیم که آن حضرت فعلاً مانند امیرالمؤمنین علیه‌السلام به عنوان رجل بزرگ دنیای اسلام مورد بیعت قرار گرفتند؛ اما از آنجایی که بستری موجود، بستر انحرافی است و سیر قهقرای طی می‌کند، یک طرف امامت و حق قرار دارد و طرف دیگر شناخت درست وجود ندارد. به همین علت این حاکمیت لرزان و متزلزل است. به‌خصوص بعد از کشته شدن خلیفه سوم جریان قهقرایی و ارتجاعی حالتی پیدا کرده است که می‌گویند ما وارث خون خلیفه سوم هستیم. مظلوم‌نمایی و وراثت خون و قاعده قدرتِ وارثان که در قرآن کریم آمده است به صورت جعلی و شیطانی نمود پیدا می‌کند. این مصداق را در رابطه با خلیفه سوم قرار دادند و ادعا کردند که خلیفه سوم معصوم و مظلوم بوده و توسط اهل‌بیت علیهم‌السلام به شهادت رسیده است. به همین بهانه واهی قصد گرفتن انتقام داشتند و معاویه را با چنین انگیزه‌هایی اغفال کردند.بنابراین همین سیر انحرافی و تعبیر و تفسیر غلط از قرآن، موجب قدرت گرفتن معاویه شد؟همین‌طور است؛ اما این بار معاویه به عنوان کسی است که می‌خواهد سلطنت خفی را به سلطنت جلی تبدیل کند و این کار را هم می‌کند.در این شرایط بود که امام حسن علیه‌السلام ناگزیر به سکوت و صبر و صلح شدند.بله. امام حسن علیه‌السلام ملاحظه کردند که اقبال به‌طرف معاویه است و البته مشخص هم بوده که حتی یاران خودشان به آن‌طرف می‌روند و امام می‌بینند که امامت بستری ندارد. بر این اساس ایشان از سوی خداوند متعال مأمور می‌شوند تا صلح کنند و مانند امام علی علیه‌السلام تحمل کنند.اما چرا امام حسن علیه‌السلام قیام نکردند و دست به شمشیر نشدند؟ چرا مأمور به صلح شدند، آن هم در برابر حاکم خبیث و سفاکی مثل معاویه؟چون ایشان یاری نداشتند و مشاهده می‌کردند بسیاری از یارانشان اصل دین را درک نکرده‌اند. به‌هرحال امام حسن علیه‌السلام به خلافت نشسته‌اند و باید از خلافت پایین بیایند و حکومت را رها کنند. از همین رو به صلح روی آوردند. ایشان ناگزیر به صلح بودند.این امر رخ می‌دهد و امام حسن علیه‌السلام از حکومت ظاهری کناره‌گیری می‌کنند و قدرت به دست معاویه میفتد. معاویه فاز دوم جریان انحرافات را فعلیت می‌دهد. فاز دوم، خروج انحراف از عالم خفی به عالم جلی بود و از این به بعد حاکم، شاه می‌شود. معاویه، شاه رسمی است؛ یعنی کاخ دارد و نشانه‌های معمول سلطنت را دارد. خود را ملک معرفی کرده و تاج‌گذاری می‌کند و از همه بدتر، بنیان پادشاهی موروثی را که اوج ارتجاع و اوج سیر قهقرایی است پایه‌گذاری می‌کند.در قراردادی که میان امام حسن علیه‌السلام و این ملعون بوده است از مفاد این قرارداد آن است که پس از خودتان نباید کسی را جایگزین کنی. یکی از علت‌ها این است که معاویه در عین اینکه فردی منافق و خبیث و جاهلی بوده است در ظاهر مراعات می‌کرده است؛ مانند خلفای قبل اگرچه به سمت سلطنت می‌رود، ولی باز هم به عنوان خلیفه مسلمین نماز می‌خواند، روزه می‌گیرد، به حج می‌رود و...امام حسن بستن قرارداد را طلب می‌کنند و باید صلح کرده و حاکمیت ظاهری را ترک کنند. وظیفه احیای اسلام و اتمام‌حجت در این مرحله به این صورت باید ظاهر شود که انجام شد.اوج‌گرفتن فضیحت در زمان معاویهامام حسین علیه‌السلام هم در حین همین جریان ارتجاعی به امامت رسیدند. چرا سیره آن حضرت در ده سال اول حکومتشان مانند سیره و مأموریت امام حسن علیه‌السلام بود؟وقتی امامت به امام حسین علیه‌السلام می‌رسد، با این مسئله روبرو هستیم که جریان ارتجاع و سیر قهقرایی که تبدیل‌شدن امامت به سلطنت از نمادهای آن است، به اوج فضیحت می‌رسد که این فضیحت با مرگ معاویه و اعلام پادشاهی یزید شروع می‌شود. علیرغم قراردادی که بین امام حسن علیه‌السلام و معاویه بسته شده، معاویه قرارداد را زیر پا می‌گذارد و شروع می‌کند به گرفتن بیعت برای جانشین خود! مخصوصاً پس از شهادت امام حسن علیه‌السلام. یزید به عنوان جانشین معاویه، به تصریح و تأکید تاریخ، کسی است که از شمایل نماز نفرت داشت و به شرب خمر علاقه می‌ورزید. این‌ها نماد جریان سیر قهقرایی است. رمزی است از اینکه جامعه این‌چنین از حقیقت اسلام فاصله گرفته است.درواقع آیا درست است نتیجه بگیریم سیر انحرافی و قهقرایی با شروع حکومت یزید شدت گرفت و مقدمه قیام عاشورا از همین‌جا رقم خورد؟ به‌هرحال یزید، خلیفه‌ای بدتر از معاویه بود که ظاهر دین را هم رعایت نمی‌کرد.بله. این دوران، فاز عجیبی است. یکی از علت‌های قیام امام حسین علیه‌السلام این است که جریان انحرافی و ارتجاعی که در مراحل اول منافقانه برخورد می‌کند و ظواهر را مراعات می‌کند و اعلام می‌کند اتفاقی نیفتاده است که اسلام و قرآن بر سر جای خود هستند، این بار علنی با اسلام مخالفت می‌کند. این جریان انحرافی می‌گفت دین، حجاب، روزه، نماز و حج همه بر سر جای خود هستند اما اگر امام هم نبود، نبود! لزومی ندارد که حتماً امام باشد! پادشاه هم همان نماز را اجرا می‌کند و به حج می‌رود و..! به همین دلیل جامعه در این دوران حس نمی‌کند که چه فاجعه‌ای رخ داده است. ولایت در عین اینکه از طریقی دستور خداوند است، نقض آن از این طریق گناه است ولی درعین‌حال این حالت را دارد که وقتی کسی امامت را نقض می‌کند، کم‌ترین حس گناه را دارد که از ویژگی‌های ولایت است.تصور اینکه ما اعمال عبادی را انجام می‌دهیم اما امام را قبول نداریم، جاهلیت غلیظ استبنابراین قیام امام حسین علیه‌السلام دو کار کرد؛ یک کار عاجل و یک کار آجل. اثر عاجل آن، حفظ ظاهر اسلام بود؛ اما آن حضرت برای آینده چه برنامه‌ای داشتند؟کار عاجل قیام امام حسین علیه‌السلام حفظ ظاهر اسلام است. وقتی خون مطهر آن حضرت ریخته می‌شود و آن برانگیختگی علیه بنی‌امیه به وجود می‌آید، اولین اثرش آن است که طایفه ابوسفیانی دیگر نمی‌توانند حکومت کنند. این به برکت خون امام حسین علیه‌السلام است و اعتراضی که به حکومت می‌شود؛ اعتراضی که نتوانند ظاهر اسلام را حذف کنند. تا نفرات بعدی که می‌آیند، اسلام ظاهری را با قرآن و کعبه نگه می‌دارند. این اولین اثر خون امام حسین علیه‌السلام بود که اثر عاجل آن بود.اثر دوم آجل است که برای آینده است. درواقع حفظ باطن اسلام است. خون مطهر امام حسین علیه‌السلام سریعاً ظاهر اسلام را نگه داشت و طبیعتاً در طول زمان برای آینده موجب شد باطن دین باقی بماند. ماجرای امامت و ولایت باقی باشد و انسانیت و عقلانیت نابود نشود. انسانی که دچار خواب غفلت شده بود بیدار شود؛ که این بدترین نوع غفلت و خواب است، خوابی که بعد از بیداری می‌آید خیلی غلیظ و قوی است. با اسلام انسان بیدار می‌شود، اما چون لیاقت خودش را از دست می‌دهد دوباره به خواب می‌رود. خواب دوم خواب بسیار وحشتناکی است. خواب دوم همراه است با تصور اینکه ما برحق هستیم، ما نماز می‌خوانیم، روزه می‌گیریم، حجاب داریم، این خواب را نسبت به خواب جاهلیت خیلی غلیظ می‌کند. مردم در خواب جاهلیت، بت داشتند و مشروب می‌خوردند و... که آن خواب اول بود. این خواب دوم خواب سنگینی است.در این شرایط خون مطهر امام حسین علیه‌السلام کارش چه بود؟ نه‌فقط ظاهر اسلام حفظ می‌شد، نه‌تنها قرآن و کعبه حفظ می‌شد، بلکه باطن دین، یعنی حقیقت خود باطن دین یعنی امام محفوظ ماند. باطن دین یعنی عقلانیت حقیقی و شهادت امام حسین علیه‌السلام موجب بیداری مجدد شد. از شهادت امام، بیداری دوم شروع می‌شود و هر چه می‌گذرد بیشتر می‌شود.یعنی ۱۰ سال سکوت امام حسین علیه‌السلام این بوده که معاویه ظواهر را رعایت می‌کرده و وقتی یزید می‌آید دیگر ظاهر را هم کنار می‌گذارد.با آمدن یزید این سیر جریان قهقرایی به آنجا رسیده که جرئت و شقاوتی پیدا می‌کند که حکومت می‌خواهد اعلام کند که ما دیگر اسلام را نمی‌خواهیم، دستگاه اسلام برچیده شود. به این شکل باید دید. نه اینکه بگوییم اتفاقی بوده و اگر کس دیگری جز یزید می‌آمد به این صورت نمی‌شد. درواقع این جریان فهمید که ثقل اکبر برای آن‌ها خطرناک است.ظهور امام زمان(ع) در راستای قیام امام حسین(ع) استجدایی قرآن از امام در روزگار ما هم به‌نوعی متجلی است. ما هم آن‌طور که به‌سادگی به قرآن رجوع می‌کنیم، امکان رجوع به امام زمان خود را نداریم. آیا می‌توان این سیر تاریخی را در راستای همان اقدام خبیثانه یزیدیان دانست؟درست است. الان می‌بینید در زمان ما که کاملاً با آن زمان متفاوت است، اما هنوز که این دو ثقل به هم نرسیده‌اند. درحالی‌که با هم متحدند، در ظاهر هم باید به هم برسند. رسیدن در ظاهر، به این معناست که انسان بتواند همان‌طور که رجوع به ثقل اکبر می‌کند به ثقل اصغر هم رجوع کند. معنی‌اش این است که هر مسلمانی اگر به کعبه نماز می‌خواند، اگر قرآن می‌خواند بفهمد که بدون امام معصوم نمی‌شود. درست است که هنوز امکان مراجعه ما به امام زمان علیه‌السلام ممکن نشده، ولی در آینده خواهد شد. هر چه می‌گذرد به بیداری بیشتر می‌افزاید و به عقل انسانی بیشتر می‌افزاید. انسان بیدارتر و عاقل‌تر خواهد شد و متوجه می‌شود باید به ثقلین رجوع کند.منبع : تسنیمانتهای پیام/ ]]> فرهنگی هنری Tue, 18 Sep 2018 08:12:33 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcawwneu49niu1.k5k4.html دانشگاه تهران در جمع ۵۰۰ دانشگاه برتر جهان از نظر استخدام دانش‌آموختگان http://www.nedayeenghelab.com/vdcjyyetvuqem8z.fsfu.html به گزارش ندای انقلاب به نقل از دانشگاه تهران، رتبه‌بندی جهانی استخدام فارغ‌التحصیلان QS سال ۲۰۱۹ منتشر شد و دانشگاه تهران، به عنوان تنها دانشگاه ایرانی، در جمع ۵۰۰ دانشگاه برتر جهان از نظر استخدام فارغ‌التحصیلان قرار گرفت.QS یکی از معتبرترین نظام‌های رتبه‌بندی بین‌المللی است که دانشگاه‌های جهان را رتبه‌بندی می‌کند.روش رتبه‌بندی استخدام دانش‌آموختگان QS بر اساس ۵ شاخص نظرسنجی کارفرمایان (وزن ۳۰ درصد)، خروجی دانش‌آموختگان (وزن ۲۵ درصد)، مشارکت با کارفرمایان نسبت به اعضای هیأت علمی (وزن ۲۵ درصد)، مشارکت کارفرما / دانشجو (وزن ۱۰ درصد)، نسبت استخدام دانش‌آموختگان (وزن ۱۰ درصد) صورت می‌گیرد.این رتبه‌بندی مشخص می‌کند که کدام دانشگاه بیشترین کمک را به فارغ‌التحصیلان خود جهت تأمین شغل ارائه می‌دهد.دانشگاه‌های MIT (مؤسسه تحقیقات فناوری ماساچوست)، استنفورد و کالیفرنیا-لس آنجلس به ترتیب سه دانشگاه برتر دنیا در رتبه‌بندی ۲۰۱۹ معرفی شده‌اند.منبع : فارسانتهای پیام/ ]]> فرهنگی هنری Tue, 18 Sep 2018 08:04:56 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcjyyetvuqem8z.fsfu.html چرا دولت قادر به کاهش قیمت دلار نیست؟ http://www.nedayeenghelab.com/vdciuuaput1aqr2.cbct.html به گزارش ندای انقلاب، تیمور رحمانی گفت: بازار در نظام های غیر کمونیستی تعیین کننده قیمت ارز است و برای آنها هیچ مشکل ارزی بوجود نمی آید.این کارشناس مسائل اقتصادی افزود: زمانی که ذخایر ارزی از دست برود توان کنترل التهابات بازار سخت می شود.او افزود: چنانچه هیچ مشکل و محدودیتی نبود نرخ ارز بین ۶ تا ۷ هزار و ۵۰۰ تومان با توجه به عوامل بنیادین در علم اقتصاد وجود داشت.او با اشاره به اینکه بازار ارز باید یک متولی اختصاصی داشته باشد افزود: ممکن است فعالیت یک بانک نرخ ارز را دچار تغییر کند. رحمانی افزود: برخلاف اینکه بازار نقد سهم کمتری نسبت به سامانه نیما دارد اما تاثیر گذاری آن بیشتر است.تیمور رحمانی افزود: دولت باید بر ارز تک نرخی تمرکز و بر سامانه نیما تکیه کند.این کارشناس مسائل اقتصادی افزود: بر فرض بر اینکه مشکل فشارها و محدودیت های خارجی و داخلی در تعیین نرخ و بازار ارز نبود، نرخ ارز ثابت و واقعی بوجود می آمد.کامران ندری هم با بیان اینکه عرضه و تقاضا هردو از ثبات منطقی برخوردار نیست گفت: اینکه مافیای اقتصادی در جامعه ما فعال است بدیهی است اما تمایل مردم نیز به گرفتن دلار کاهش یافته است که یک واقعیت است.ندری با بیان اینکه تشخیص قیمت واقعی ارز کار سختی است گفت: بیشترین تامین ارزی ما با پتروشیمی و میعانات گازی است.این کارشناس پولی و بانکی با اشاره به حضور سه بازار ارز افزود: بخش عمده مبادلات ارزی در سامانه نیما صورت می گیرد.او گفت: رشد شبه پول ما ۸ درصد است و تقاضا برای سایر دارایی ها غیر از دلار طلا و سکه است و پیش بینی حرکت نقدینگی جامعه نیز مشکل است اما نقدینگی در حال حاضر به سمت طلا میل می کند.کامران ندری کنترل رشد نقدینگی را در حال حاضر سخت یا غیر ممکن دانست و گفت: خروج آمریکا از برجام برای مردم نگرانی ایجاد کرده است.انتظارات ما از بیرون کنترل می شود. وی گفت: نباید سه بازار برای نرخ ارز داشته باشیم. تقاضا ها باید وارد سامانه نیما شود تا قابل کنترل باشد.نظام ارزی نرخ ثابت در اقتصاد غیر ممکن است و بازار عرضه و تقاضا تعیین کننده است. باید یک تغییر اساسی در سیاست گذاری های پولی ایجاد شود و از سوی دیگر رابطه بانک مرکزی را بانکها را ساماندهی کند. بانک مرکزی در حاضر ابزارهای لازم را ندارد.طهماسب مظاهری هم گفت: ارز در بازار وقتی عرضه می شود که تقاضا داشته باشد به همین شکل عرضه و تقاضا قیمت ارز در بازار بدست می آید ضمن اینکه دولت بر جهش های غیرواقعی آن بوسیله ابزار های مختلف دخالت می کند.مظاهری افزود: سیاست اشتباه رای گیری نرخ ارز، قیمت واقعی ارز را مشخص نخواهد کند.رئیس اسبق بانک مرکزی گفت: مدیریت نرخ ارز باید به بانک مرکزی واگذار شود تا تعادل نرخ ارز در بازار حفظ شود.او گفت: رشد نقدینگی در دوره چند ساله اخیر به دلایل مختلف بوده است. چنانچه نقدینگی بیش از تولید ناخالص ملی ایجاد شود تورم زا خواهد بود.مظاهری با بیان اینکه رشد ناخالص ملی حدود ۴ درصد در سال های اخیر بوده است افزود: نباید انتظار تورمی ایجاد کرد. دولت به دلیل اینکه ارز ناشی از نفت را در اختیار دارد نرخ ارز را سرکوب کرده است. کنترل مصنوعی نرخ ارز روزی از کنترل خارج می شود و جهش قیمت خواهد داشت.دولت باید مانع از رشد نقدینگی جامعه شود و بیش از این نرخ ارز را سرکوب نکند.منبع : تسنیمانتهای پیام/ ]]> اقتصادی Tue, 18 Sep 2018 08:02:42 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdciuuaput1aqr2.cbct.html