پایگاه خبری ندای انقلاب - پربيننده ترين عناوين بین الملل :: rss_full_edition http://www.nedayeenghelab.com/vsnhtmynd31g2.ft2.html Mon, 25 Dec 2017 18:37:31 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://www.nedayeenghelab.com/skins/default/fa/{CURRENT_THEME}/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری تحلیلی ندای انقلاب http://www.nedayeenghelab.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری تحلیلی ندای انقلاب آزاد است. Mon, 25 Dec 2017 18:37:31 GMT بین الملل 60 احتمال جنگ فراگیر منطقه‌ای با ابزار هسته‌ای/ آیا داماد ترامپ تن به جنگ با روسیه می‌دهد؟ http://www.nedayeenghelab.com/vdcd9n0sjyt0kk6.2a2y.html به گزارش ندای انقلاب، جنگ میان آمریکا و روسیه در حال حاضر با ابزارهای متعدد بین دو کشور در جریان است، البته این جنگ شکل جنگ جهانی دوم را به خود نمی‌گیرد، بلکه می تواند نتایج سرنوشت سازی داشته باشد. به گونه‌ای که یا روسیه به یکی از ابزارهای آمریکا تبدیل می‌شود یا اینکه امپراتوری آمریکایی صهیونیستی فروپاشی کرده و رویکرد جهانی سازی و تک‌قطبی آن از بین می‌رود. جنگی که در حال حاضر دنبال می‌شود، در ابعاد تبلیغاتی و اقتصادی و سیاسی و جنگ‌های نیابتی در گوشه و کنار جهان است. منطقه عربی و اسلامی یکی از اساسی‌ترین محورهای این جنگ به شمار می‌رود.برخی کشورها به همراه روسیه به جهان چندقطبی اعتقاد دارند و اردوگاه مقابل به فرماندهی امپراتوری آمریکایی صهیونیستی ، رویکردهای تک‌قطبی و تسلط مطلق بر جهان در سایه نظام سرمایه‌داری را دنبال می کنند. آمریکا مدعی می‌شود که روسیه تهدیدی موجودیتی برای این کشور است، اما این ادعا درست نیست. چرا که روسیه به دنبال از بین ‌بردن رویکرد تک‌قطبی است که در حال حاضر رکن اساسی نظام صهیونیستی آمریکایی کنونی در جهان است. به این ترتیب تلاش روسیه برای ساقط کردن نظم امپریالیستی در جهان است و این موضوع به معنی سقوط دولت آمریکا نیست.روزنامه رأی الیوم در مقاله خود که به بررسی این جنگ و نقش منفعلانه رژیم های عربی پرداخته، تاکید می کند: جنگ جهانی بین امپراتوری آمریکایی صهیونیستی با ائتلاف کشورهای در حال رشد ضد سلطه امپریالیستی ادامه دارد و ما باید به این جریان که همان جریان روشن و رو به رشد آینده است، بپیوندیم.امپراتوری صهیونیستی آمریکایی از زمان تسلط صهیونیست های نو محافظه‌کار بر حاکمیت از زمان دولت جورج بوش در عراق یا افغانستان و حتی سوریه شکست خورده است. همچنین رژیم صهیونیستی نیز از سال ۱۹۷۳ تاکنون در هیچ جنگی پیروز نبوده است. کاخ سفید می‌خواهد خاورمیانه‌ای با ویژگی‌های متفاوت ایجاد کند. ایران هدف اول نو محافظه‌کاران آمریکا بود ، اما این کشور قدرت و نفوذ خود را افزایش داد و ارتباطات زمینی خود را از مرزهای افغانستان تا سواحل دریای مدیترانه گسترش داد.در این جنگ اردوگاه وجود دارد. اردوگاه تک‌قطبی با رویکردهای تنفرانگیز آمریکایی- اسرائیلی و اردوگاهی که قدرت آن در حال افزایش است. آیا نمی‌بینید که در جریان نشست سوچی یک مسیحی ارتدوکس (ولادیمیر پوتین ) در کنار یک مسلمان اهل تسنن (رجب طیب أردوغان ) و یک مسلمان شیعه (حسن روحانی ) قرار گرفت. این در حالی است که امپریالیسم آمریکایی صهیونیستی در نظم مادی خود می گوید که هر کسی که با ما نیست، ضد ما است. آیا نمی‌بینید که در نشست سوچی بزرگترین دولت مسلمان اهل تسنن در خاورمیانه با بزرگ‌ترین دولت شیعی در کنار هم قرار گرفتند و به این ترتیب توطئه ای که صهیونیست‌های یهودی و عرب به دنبال اجرای آن بودند را ناکام گذاشتند؟احتمال جنگ فراگیر منطقه‌ای بیش از هر زمان دیگری استپاتریک کوکبرن در هفته دوم نوامبر ۲۰۱۷ نوشت که هنگامی که بعد از شکست داعش در بغداد بود ، نظر خود را به یک دیپلمات خارجی مطرح ارائه کرد، مبنی بر اینکه احتمال ثبات در عراق الان بیش از هر زمان دیگری است. نظر دیپلمات مذکور این بود که احتمال جنگ های غیر حساب شده در منطقه در نتیجه تغییرات اساسی در میان بازیگران منطقه‌ای به ویژه آمریکا و عربستان سعودی با وجود حضور جارد کوشنر (داماد ترامپ) صهیونیست متعصب در کاخ سفید و محمد بن سلمان ولیعهد عربستان سعودی بعلاوه بنیامین نتانیاهو بیش از پیش افزایش پیدا کرده است.اسرائیل در هیچ جنگی پیروز نشده/ آمریکا بر خلاف اهدافش عمل می‌کنددیپلمات مذکور با این وجود تأکید کرد که اسرائیل از سال ۱۹۷۳ تاکنون در هیچ جنگی پیروز نشده و عملکرد آن در جنگ ۲۰۰۶ ضد حزب الله لبنان بسیار بد بود. ژنرال‌های صهیونیست می‌دانند که ترساندن رژیم‌های متزلزل عربی برای از دست دادن پست‌های ریاستی آنها بسیار تاثیرگزارتر از خود جنگ است، چرا که وقایع جنگ غزه و حزب‌الله نشان داد که نتایج این جنگ تضمین شده نیست. البته نتانیاهو تمایل دارد که دیگران رویکرد جنگ ضد ایران و متحدانش را به نیابت از این رژیم آغاز کنند. علاوه بر اینها رژیم صهیونیستی با چالش دیگری نیز مواجه است و اینکه در صورت بروز هر جنگی در آینده تمامی سرزمین‌های اشغالی و زیرساخت‌های این رژیم به عرصه جنگ تبدیل خواهد شد. اتفاقی که در جنگ‌های گذشته رخ نداده بود و رژیم صهیونیستی نیز قدرت تحمل عواقب آن را ندارد.قدرت بازدارندگی جدیدی که حزب‌الله لبنان آن را پایه گذاری کرده، به این موضوع اشاره دارد. عملکرد آمریکا نیز کاملاً بر عکس اهداف این کشور بوده است. جنگ در سوریه برخلاف آنچه که آمریکا و متحدانش اراده کرده بودند، به نفع دولت سوریه به پایان رسید. ایران که قرار بود در کنج خانه‌اش هدف قرار بگیرد، با وجود تمامی انواع محاصره و تحریم، نفوذ خود را در منطقه از مرزهای افغانستان گرفته تا دریای مدیترانه افزایش داده است و امروز به وزنه سنگینی در منطقه خاورمیانه تبدیل شده است. خاورمیانه جدیدی که کاندولیزا رایس بشارت آمدن آن را داده بود ، به اندازه‌ای جدید است که کاملاً با اهداف آمریکا و رژیم صهیونیستی مغایرت دارد.بروز جنگ‌های جدید در منطقه خاورمیانه به نفع هیچکس نیست، این را دیپلمات مذکور مورد اشاره قرار می‌دهد و در عین حال می‌گوید که جنگها معمولاً در نتیجه اشتباه محاسباتی در رابطه با موازنه قدرت و حتی منافع داخلی دولت‌ها پدید می‌آید. حوادث اخیر نشان دهنده ارزیابی‌های نادرست در محاسبات آمریکا و عربستان است که تمامی اهرم‌های خود را در حوادث اخیر از دست داده اند.ژنرال های تندرو صهیونیست در دولت آمریکاانبوهی از ژنرال‌های نو محافظه‌کاران آمریکایی الان در عرصه قدرت حضور دارند که پلیدتر از ایام جورج بوش هستند. از جمله آنها وزیر جنگ آمریکا است که دوست دارد هوادارانش او را سگ دیوانه خطاب کنند. یکی دیگر از این افراد رئیس شورای امنیت ملی آمریکا است و صهیونیست های یهودی دیگری نیز در کابینه وجود دارند که مناصب عالی را در دولت ترامپ بر عهده گرفتند.مایکل مولن رئیس سابق هیئت فرماندهی ستاد نیروهای مسلح آمریکا در گفتگویی تلویزیونی در شبکه ای بی سی نسبت به تسلط ژنرال‌های نو محافظه کار بر مراکز فرماندهی در دولت ترامپ هشدار داد و گفت که امکان بروز جنگ هسته‌ای پیش از هر زمان دیگری شده است و این ترس من را می کشد. وی همچنین نسبت به حضور ژنرال های فوق در مراکز فرماندهی در ادارات غیر نظامی در دولت ترامپ نیز ابراز ناامیدی کرد.دولت فاشیستی آمریکا رو به افول استامروز در آمریکا یک دولت فاشیستی و نظامی و نژادپرست به ریاست ژنرال‌های جسور روی کار آمده که ریاست آنها برعهده رئیس‌جمهور این کشور است که ثروت خود را از قمارخانه‌ها و املاک و همکاری با مافیا به دست آورده است. تمامی امپراطوری‌ها در زمان فروپاشی خود باعث بروز هرج‌ومرج و وحشیگری می‌شود. این همان اقدامی است که امروز امپریالیسم صهیونیستی - آمریکایی در آستانه فروپاشی خود انجام می‌دهد.نتیجه وحشی گری‌های آمریکا تخریب پنج کشور عربی یعنی عراق و سوریه و مصر و یمن و لیبی است. تنها در سوریه حدود نیم میلیون سوری کشته شده و زیرساخت‌های این کشور با هزینه‌های میلیاردها دلاری تخریب شده است. میلیون‌ها نفر از منازل خود آواره شده‌اند و صدها ۱۰۰۰ نفر از کودکان از رفتن به مدرسه محروم مانده‌اند. عراق به کشوری تبدیل شده که خدمات آموزشی و بهداشتی و معیشتی آن در روزهای محاصره بهتر از امروز بود. این کشور این روزها در صف موسسات استعماری جدید نظیر صندوق بین‌المللی پول قرار دارد تا بار دیگر از آنها استقراض کند. این در حالی است که این کشور روزانه بیش از ۵ میلیون بشکه نفت تولید می کند. آنها برای این کشور داعش را آماده کردند تا فساد و ویرانی در آن به بار آورد. بسیاری از دولت‌ها امروز سرکوب شده و بسیاری دیگر غرق در بدهی‌ها و استقراض‌های بین‌المللی شده و اراده اقتصادی و در نتیجه سیاسی خود را از دست داده‌اند.تلاش برای به حاشیه راندن آرمان قدس و موضوع فلسطین از دیگر تلاش‌های ترامپ برای دور زدن واقعیت‌ها است. این موضوع محور اساسی نظم صهیونیستی آمریکایی است.عوامل رسوایی رژیم های عربینظام سرمایه داری عربی نیز در این شرایط به شدت سقوط کرده و قدس و اجلاس سران اسلامی را به صورت کامل رسوا کرده است. این اجلاس نشان داد که نیکولاس مادورو که ۹۷۳۰ کیلومتر مسافت را طی کرد تا از کاراکاس ونزوئلا در اجلاس سران اسلامی شرکت کند ، بیش از مسلمانان رژیم‌های رسمی عربی، مسلمان است. این در حالی است که شبکه‌های تبلیغاتی رژیم های عربی و دولت های آنها هیئت‌هایی را برای ادامه عادی‌سازی روابط با رژیم صهیونیستی ارسال می‌کنند و کنفرانس‌های مطبوعاتی با رئیس ستاد ارتش رژیم اشغالگر قدس و وزیر اطلاعات آن برگزار می‌کنند.پایگاه خبری ایلاف که مصاحبه‌های مذکور انجام داده است ، تحت مالکیت سردبیر سابق روزنامه الشرق‌الاوسط قرار دارد، روزنامه‌ای که مالکیت آن در اختیار یکی از فرزندان ملک سلمان است. وای بر رژیم هایی که کاملا از ملت های دور خود هستند و شبانه روز به دنبال پیوستن به دشمنان ملت‌اند.منبع : مشرقانتهای پیام/ ]]> بین الملل Tue, 19 Dec 2017 12:50:54 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcd9n0sjyt0kk6.2a2y.html غلبه بر فتنه در منطقه http://www.nedayeenghelab.com/vdcjohet8uqeiiz.fsfu.html به گزارش ندای انقلاب، «سعدالله زارعی» در یادداشت روزنامه «کیهان» نوشت:آمریکا، رژیم اسرائیل و عربستان توأمان دو نوع نگرش را بازتاب می‌دهند یک نگرش مبتنی بر ابراز نگرانی عمیق و یک نوع نگرش مبتنی بر توسل به اقدامات جسورانه در مواجهه با مسایل منطقه. در این میان «لحن تند» و «اقدامات غیرمترقبه» نقشه راه این سه دولت را تشکیل می‌دهند، اقدام اخیر ترامپ در اعلام قدس به ‌عنوان پایتخت اسرائیل، راه‌اندازی جنگ سعودی علیه مردم یمن، اقدامات محدود نظامی اسرائیل علیه حزب‌الله در سوریه در این راستا صورت گرفته‌اند. به نظر می‌آید این روش طی ده- دوازده سال آینده در منطقه ما جریان داشته باشد. این موضوع نیاز به تجزیه و تحلیل و نیز ارزیابی دارد:۱- نگرانی از ایران بدون تردید در هر سه پایتخت وجود دارد و این نگرانی هم واقعی است و ابراز آن هم فقط تلاشی «ایران هراسانه» نیست هر چند نمی‌توان کتمان کرد که یک رویه ثابت مبتنی بر تولید هراس از ایران از سوی این کشورها وجود دارد: اما آنچه در این پایتخت‌ها احساس می‌شود، احساسی کاذب نیست. ایران از حیث زیرساخت‌های سیاسی و امنیتی در منطقه و نیز از نظر زیرساخت‌های فرهنگی در سطح جهان، نگرانی‌های بزرگی برای آمریکا، اسرائیل و عربستان پدید آورده است و از قضا در این موارد آنان هیچ بدیل و نیروی مقابلی ندارند تا امیدی به برون رفت از مخمصه سیاسی، امنیتی و فرهنگی که با آن مواجه شده‌اند، داشته باشند و از این رو بحث را به میدان‌های دیگر برده‌اند؛ بحث از موشک، نفوذ منطقه‌ای و نوع رفتار با مخالفان داخلی خود.بحث از موشک‌های ایران طی ده سال گذشته ترجیع‌بند اظهارات مقامات این سه دولت بوده کما اینکه بحث از نفوذ منطقه‌ای ایران به گونه‌ای که در تضاد با امنیت و منافع دیگران دیده شود، همواره از سوی آنان مطرح بوده و رفتار حکومت ایران با مخالفان داخلی خود نیز یک ضلع غیر قابل چشم‌پوشی از هندسه اتهامات ایران از سوی سران این کشورها بوده است. بحث از نفوذ منطقه‌ای ایران و تهدیدآمیز نشان دادن آن برای آن نیست که از آثار منفی چنین نفوذی علیه منافع ملی خود بکاهند بلکه برای آن است که ایران اساساً چنین قدرتی نداشته باشد و در یک افق بالاتر، اساساً در منطقه چنین نفوذ مستقلی وجود نداشته باشد.اگر دولت سعودی نگران پیامدهای منفی نفوذ ایران در منطقه بود، با ایران وارد گفت‌وگو می‌شد و به فرمولی فکر می‌کرد که در آن ایران قدرت نفوذ دارد ولی بخشی از این قدرت نفوذ در راستای حل مشکلات عربستان در منطقه که کم هم نیستند به کار گرفته شود. اما ریاض که به راحتی با مخرب‌ترین قدرت منطقه یعنی رژیم صهیونیستی کنار می‌آید و همکاری می‌کند، به هیچ وجه به گفت‌وگو با ایران نمی‌اندیشد. چرا؟ برای اینکه مسئله ما در چشم‌انداز منطقه‌ای رفع موانع شکل‌گیری «منطقه‌ای مستقل» و مسئله عربستان در چشم‌انداز منطقه‌ای باز گرداندن منطقه به شرایط پیش از پیروزی انقلاب اسلامی ایران است کما این که محمد بن سلمان اخیراً از ضرورت بازگشت منطقه به شکلی از اسلام که نقشی در هویت‌دهی به منطقه نداشته باشد، سخن گفت.در بحث موشک‌ها نیز تبلیغات بر مبنای خطرناک بودن آن استوار است و صد البته برای آمریکا، اسرائیل و عربستان خطرناک نیز هست اما این خطر به خاطر نفس موشک‌ها نیست. اگر این بود، برای آن راه روشنی وجود داشت؛ مذاکره یا دست زدن به اقدام مشابه یعنی تلاش برای دستیابی به فن‌آوری موشک و این درست در حالی است که سال‌هاست جمهوری اسلامی نسبت به خرید حجم گسترده‌ای از جنگ‌افزارهای «بسیار حساس» از سوی عربستان سکوت کرده و هیچ‌گاه آن را تهدیدی برای امنیت ملی خود نخوانده است. پس کاملاً واضح است که بحث از موشک‌های ایران بحث از یک سطح از توانمندی نظامی ایران نیست بحث این است که یک قدرت منطقه‌ای، بر مبنای شکل‌دهی به منطقه‌ای مستقل به یک سلسله تلاش هوشمندانه دست زده است که نتیجه آن به وجود آمدن منطقه‌ای غیر از منطقه قبل است.این موضوعی نیست که از نظر این «مثلث نگران» قابل عبور باشد اما خب به‌طور طبیعی از سرانجام این منازعه گرم کمتر حرف می‌زنند. چرا که پیدایی یک منطقه مستقل و اسلامی چیزی نیست که به غیر از خود این‌ها، کسی از آن بترسد و فعالیت ایران در این مسیر را دخالت در کار دیگران بداند بلکه این چیزی است که حداقل از زمان اشغال فلسطین که با میدان‌داری انگلیس روی داد، به‌صورت یک آرزو، مد نظر مسلمانان منطقه بوده است آرزویی که اخوان و آباء همین ملک سلمان و اسلاف پلید همین نتانیاهو و ترامپ آن را تباه کرده‌اند.در این میان یک نکته اساسی هم این است که آیا ما می‌توانیم با مذاکره و گفت‌وگو چنین حس و حالی را از سران مثلث واشنگتن، تل‌آویو و ریاض بگیریم و با آنان به نگاهی نزدیک که سایه اقدامات و اظهارات تهدیدآمیز را از سر منطقه رفع کند، برسیم. بعضی‌ها با ساده‌سازی صورت مسئله می‌گویند اگر ما ادبیات خود را از وجه تند و قهرآمیز به ادبیات آرام و احترام‌آمیز اصلاح کنیم و یا اگر به رفت و آمدهای دیپلماتیک خود بیفزاییم و در حوزه دیپلماسی سخن گفتن و مراوده براساس هنجارهای مشترک بین‌المللی را مد نظر قرار دهیم، می‌توانیم شرایط بین خود را دگرگون کرده و به وضعی آرام‌تر دست پیدا کنیم. بعضی هم معتقدند سطحی از تنزل ایران در پرونده‌های منطقه‌ای و سپردن بعضی از امور سیاسی و امنیتی منطقه به آمریکا یا عربستان شرایط بین ما و آنان را دگرگون می‌کند. اما واقعیت چیست؟واقعیت این است که کسانی که از این سه منظر سخن می‌گویند، از دل خویش خبر می‌دهند نه از دل آمریکا، اسرائیل و عربستان. گیر این سه، ادبیات مسئولین ایرانی نیست چرا که آنچه در تندترین عبارت به کار می‌بریم هنوز با واقعیت پلید آنان و سابقه جنایت‌باری که در منطقه ما دارند، فاصله بسیاری دارد، دیگرانی هم در دنیا با ادبیاتی بسیار تندتر با آنان سخن گفته‌اند. در خصوص رفت و آمد دیپلماتیک و دیپلماتیک لین که هیچ گاه کسی بر ضرورت آن تردید نداشته است هم می‌توان گفت زیر ساخت رسیدن به توافق بین دو یا چند دولت، مذاکره نیست بلکه منافع مشترک و یا تهدیدات مشترکی است که اطراف قضیه روی آن‌ها توافق دارند.در اینجا ما می‌توانیم از «منافع واقعی» و «تهدیدات واقعی» سخن بگوییم و برای آن‌ دهها استدلال منطقی بنماییم و به‌طور واقعی هم آنچه ما از آن به منافع یا تهدیدات سخن می‌گوییم برای طرف یا طرف‌های مقابل منفعت و تهدید باشد، مثل تروریزم و پیامدهای آن. اما زمانی که اسرائیل، آمریکا و عربستان، ایران را بزرگ‌ترین تهدید و از بین بردن آن را بزرگ‌ترین منفعت و ضرورت به حساب می‌آورند، جایی برای نشان دادن منفعت واقعی و یا تهدید واقعی باقی نمی‌ماند.اما اگر ما بخواهیم از طریق کنار کشیدن از حمایت از بعضی از ملت‌های مظلومی که در زیر فشار نظامی این مثلث شوم هزاران شهید و مجروح و میلیاردها دلار هزینه داده‌اند، به تفاهم با آمریکا، اسرائیل و عربستان برسیم این هم شدنی نیست. چرا که از یک سو ملت‌های منطقه کشورهای خود و سرنوشت آینده‌شان را به ما نفروخته‌اند تا برای ما امکان واگذاری آن فراهم باشد و از سوی دیگر اساساً این مثلث با خود ما کار دارند نه فقط آنچه در آن دارای موقعیت‌هایی هستیم. نشانه آن هم این است که در همان زمان که علی عبدالله صالح بر یمن و صدام حسین بر عراق حکومت می‌کردند و هیچ خبری از انصارالله در یمن، جنبش مردمی اسلامی در بحرین و این حد از روابط استراتژیک بین ایران و سوریه و این حد از قدرت حزب‌الله لبنان وجود نداشت، «عزم تغییر ایران» در این سه دولت به‌طور جدی وجود داشت.۲- اما سرانجام این مناقشه داغ وجودی به کجا خواهد انجامید؟ بعضی می‌گویند همه حرف‌های شما را درباره ذاتی بودن تعارض آمریکا علیه ایران و تلاش آمریکا برای براندازی حکومت ایران را قبول داریم اما از آنجا که روند کنونی به رویارویی گرم نظامی بین ایران و این مثلث منجر می‌شود بنابراین باید فتیله مخالفت با آمریکا، اسرائیل و عربستان را پایین بکشیم و امنیت مرز و درون جغرافیای خود را ترجیح دهیم. در این نظریه ما به جای بر دوش کشیدن «پرچم قدس» می‌توانیم آن را مسئولیت سازمان همکاری‌های اسلامی بدانیم و خود در عداد یکی از اعضای آن کاری را انجام دهیم که دیگران انجام می‌دهند.واقعیت این است که مناقشه این مثلث با ایران در صحنه عمل به درگیری نظامی منجر نمی‌شود چرا که در تحلیل و ارزیابی انفرادی و اشتراکی آنان امکان پیروزی نظامی بر ایران وجود ندارد. ما به‌خوبی می‌دانیم که آمریکا به هیچ وجه نمی‌خواهد با ایران درگیر شود و این در حالی است که رژیم‌های صهیونیستی و سعودی درگیری نظامی علیه ایران را به آمریکا احاله کرده و خود را ناتوان از آن می‌دانند. اما رها کردن پرونده فلسطین و پنهان شدن دولت ایران پشت عنوان سازمان همکاری‌های اسلامی مشکلی را حل نمی‌کند چرا که در این صورت از یک سو ایران در موضع نامتعارض دیده می‌شود چه اینکه رهبر معظم انقلاب اسلامی، مردم ایران و بخصوص جامعه عظیم مذهبی و نهادهایی مثل سپاه پاسداران چنین کادری را برنمی‌تابند و این به حاشیه رفتن سیاست‌های مبتنی بر تسلیم منجر می‌شود و از سوی دیگر کنار کشیدن ما از مسئولیتی که دست‌کم چهل سال بر آن تأکید کرده‌ایم، نشانه واضحی از ضعف ما خواهد بود و در این صورت قدرت‌های خشمگین و کینه‌توز به رابطه‌ای عادی با کشوری که ضعیف دیده شده است، رضایت نمی‌دهند و تا انهدام کامل آن از پا نمی‌نشینند.راه ما و منطقه کاملاً روشن است و در سرگذشت آن نیز ابهامی وجود ندارد. مثلث شومی که در حال فریاد زدن است و می‌خواهد توانا دیده شود، بشدت نگران است و این نگرانی ناشی از تحلیل غلط نیست و از این رو هیچ مانور سیاسی او را از موضع مخالفت جدی با جمهوری اسلامی ایران و جبهه مقاومت خارج نمی‌کند. وضع ما هم روشن است ما در فاصله سالهای ۲۰۰۰ تا امروز در پرونده‌های مختلف به پیروزی‌های پیاپی رسیده‌ایم و چون صحنه تغییر نکرده و دشمنان ما هم نه در تعداد و نه در توانایی فزونی نگرفته‌اند، شکست‌های دیگری خواهند خورد. آمریکا اگر چه وانمود کرده است که در پرونده فلسطین حرف اول را می‌زند اما واقعیت این است که توان تغییر پرونده فلسطین را ندارد.نه ملتی که برای رسیدن به حقوق خود مبارزه می‌کند. به حاشیه می‌رود و نه جبهه مقاومت از اظهارات ترامپ پیروی خواهند کرد. بر این اساس می‌توانیم با قاطعیت زیادی بگوییم روند با شتاب بیشتر در جهت محو نفوذ آمریکا در منطقه و محو دولت‌های اسرائیل و سعودی ادامه می‌یابد. انتهای پیام/ ]]> بین الملل Wed, 20 Dec 2017 13:09:26 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcjohet8uqeiiz.fsfu.html جدیدترین آمار یکهزار روز جنایت سعودی‌ها در یمن http://www.nedayeenghelab.com/vdcg3y9wqak9nn4.rpra.html به گزارش ندای انقلاب به نقل از شبکه تلویزیونی المسیره، مرکز مستقل حقوق و توسعه یمن در گزارش آماری خود اعلام کرد: شمار شهدا و مجروحان غیرنظامی در یمن - در طول یکهزار روز از تجاوزگری مشترک عربستان و آمریکا به این کشور - به ۳۵ هزار و ۴۱۵ نفر رسید.این گزارش افزود: شمار شهدای غیرنظامی ثبت شده در یمن تاکنون ۱۳ هزار و ۶۰۳ نفر است که ۲ هزار و ۸۸۷ نفر از آنها کودک و ۲ هزار و ۷۷ نفر دیگر از آنها زن هستند. هشت هزار و ۶۸۹ نفر از شهدا نیز مرد هستند. براساس این گزارش، شمار زخمی ها نیز ۲۱ هزار و ۸۱۲ نفر است که ۲ هزار و ۷۲۲ نفر از آنها کودک، ۲ هزار و ۲۳۳ نفر از آنها زن و ۱۶ هزار و ۸۵۷ نفر از آنها مرد هستند.این مرکز در گزارش خود آورده است: شمار آوارگان یمنی نیز از دو میلیون و ششصد و پنجاه نفر فراتر رفته است.براساس اعلام این مرکز، ۴۰۹ هزار و ۳۵۶ خانه در جریان حملات متجاوزان ویران شده یا آسیب دیده است. در طول یکهزار روز از تجاوزگری، ۸۲۶ مسجد نیز ویران شده است.مرکز حقوق و توسعه یمن همچنین از آسیب دیدن ۸۲۷ مدرسه و موسسه آموزشی و ۱۱۸ واحد دانشگاهی و ۳۰ واحد رسانه ای خبر داده است.گزارش این مرکز حاکی است: ۳۰۱ بیمارستان و مرکز بهداشتی، یکهزار و ۶۸۴ واحد دولتی، ۱۷۴ نیروگاه و ژنراتور برق، ۵۲۴ انبار و شبکه آبرسانی، ۳۸۷ شبکه و ایستگاه مخابراتی و ۱۰۶ تاسیسات ورزشی نیز هدف حمله متجاوزان سعودی قرار گرفته است.آثار باستانی یمن نیز از حملات در امان نماند؛ به گونه ای که ۲۱۱ اثر باستانی و ۲۵۵ واحد گردشگری در طول یکهزار روز تجاوزگری هدف قرار گرفت.براساس این گزارش، متجاوزان ۱۵ فرودگاه، ۱۴ بندر و پل، ۳ هزار و ۳۷۸ وسیله نقلیه، ۵۴۸ خودروی حامل مواد غذایی و ۲۵۱ تانکر سوخت رسان را نیز در طول یکهزار روز منهدم کرده اند.۶ هزار و ۳۹۳ واحد تجاری، دو هزار و ۲۵۶ واحد زراعی، ۵۹۳ بازار تجاری، ۳۰۰ کارخانه، ۳۳۷ مرکز پخش فرآوردهای سوختی، ۶۹۲ انبار غله و ۲۵۴ مزرعه پرورش طیور و دام نیز هدف قرار گرفتند.این آمار تنها شامل تلفات و خسارت های مستقیم حملات متجاوزگران به یمن است. این درحالی است که شمار زیادی از یمنی ها نیز در نتیجه محاصره اقتصادی یمن جان خود را از دست داده اند.وزارت حقوق بشر یمن در ۲۹ اوت گذشته اعلام کرد که ۲۴۷ هزار شهروند یمنی در نتیجه تجاوزگری و محاصره به علت نبود دارو و شیوع بیماری و سوء تغذیه و بیماریهای کلیوی جان باخته اند.دولت سعودی در قالب ائتلاف خود از سه سال پیش جنگ همه جانبه علیه یمن را به راه انداخت. کمیته بین المللی صلیب سرخ درباره ابتلای یک میلیون شهروندان یمنی به بیماری وبا تا پایان سال جاری میلادی هشدار داده است.انتهای پیام/ ]]> بین الملل Tue, 19 Dec 2017 12:28:08 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcg3y9wqak9nn4.rpra.html ۸ میلیون یمنی در آستانه قحطی و یک میلیون نفر به وبا مبتلا شده‌اند/ علت؛ محاصره عربستان http://www.nedayeenghelab.com/vdciw3ap5t1aww2.cbct.html به گزارش ندای انقلاب، «جیمی مک گولدریک» هماهنگ کننده سازمان ملل در امور بشردوستانه یمن اعلام کرد که محاصره مستمر بندرگاه هها سبب کاهش سوخت، غذا و دارو شده است.مک گولدریک میگوید که این مسئله بر تعداد ساکنان ضعیف و ناتوان خواهد افزود که نیازمند کمک هستند.این مسئول سازمان ملل تصریح کرد که زندگی میلیونها یمنی به توانایی ما در فراهم کردن کمکهای پزشکی، آب سالم و مواد غذایی بستگی دارد.وی تأکید کرد که در میان ساکنان یمن، ۸ میلیون و ۴۰۰ هزار نفر در آستانه قحطی قرار دارند.برآوردهای سازمان ملل نشان میدهد که درگیری افراد متخاصم در یمن سبب ایجاد بدترین بحران انسانی در جهان شده است.ائتلاف عربی به رهبری عربستان سعودی بندرگاههای یمن را از ماه گذشته محاصره کرده است.سازمان بهداشت جهانی، کمیساریایی عالی آوارگان و یونیسف چند روز پیش با انتشار بیانیه ای از ائتلاف عربی خواستند که فوری و به صورت کامل محاصره تحمیلی علیه یمن را لغو کند.به گزارش شبکه خبری الجزیره، ۵ سازمان حقوق بشری نیز از محاصره یمن توسط عربستان سعودی به شدت انتقاد کرده و از طرفهای درگیر خواستند که سریعتر آتش بس کنند؛ چرا کخ «ملت یمن بیش از نمیتوانند حملات [هوایی] را تحمل کنند».«فرحان حق» معاون سخنگوی رسمی دبیر کل سازمان ملل نیز تأکید کرد که طرفهای درگیر در یمن باید روند رساندن کمکهای بشردوستانه را تسهیل ببخشند.حق تصریح کرد که در یمن ۹۷۵ هزار نفر به بیماری وبا مبتلا شده اند.وی نیز در کنفرانس مطبوعاتی که در نیویورک برگزار شد، بر لزوم رفع محدودیتهایی بندرهای دریای سرخ و فرودگاه «صنعا» تأکید و خاطر نشان کرد که قحطی و بیماری میلیونها یمنی را تهدید میکند.انتهای پیام/ ]]> بین الملل Tue, 12 Dec 2017 18:26:53 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdciw3ap5t1aww2.cbct.html راهکارهای مقابله با پایتختی قدس برای رژیم صهیونیستی/ تصمیمی که قوانین بین‌المللی را به سخره گرفت http://www.nedayeenghelab.com/vdcgty9wwak9nn4.rpra.html به گزارش ندای انقلاب، اعلام دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا مبنی بر پایتختی قدس اشغالی برای رژیم صهیونیستی و تعیین ضرب‌الاجل دو ساله جهت انتقال سفارت آمریکا از تل‌آویو به قدس که این روزها موج گسترده‌ای از محکومیت و اعتراضات را در جهان اسلام به دنبال داشته، اقدامی خطرناک با پیامدهای ریشه دار حقوقی و سیاسی است. این موضوع می‌طلبد که مواضع و راهکارهای حقوقی فلسطینی و عربی و بین‌المللی مبنی بر ارزشمند دانستن قطعنامه‌های سازمان ملل متحد در تمامی شاخه های اصلی و فرعی آن مورد توجه قرار گیرد ، قطعنامه‌هایی که تمامیت تحمیل رژیم صهیونیستی به شهر قدس و اقدامات این رژیم با هدف تغییر اوضاع مردم شناختی کنونی شهر قدس را به رسمیت نمی شناسد.قطعنامه‌های مذکور اقدامات رژیم صهیونیستی به عنوان یک دولت اشغالگر در شهر قدس را باطل می کند. این در حالی است که اقدام آمریکا نیز مخالف قطعنامه های صادر شده از سوی مجمع عمومی سازمان ملل و شورای امنیت در خصوص اراضی اشغالی ، از جمله قدس به شمار می رود و این اقدام از سوی دیگر نقض توافق اوسلو بین جنبش آزادی بخش فلسطین و رژیم صهیونیستی است.براساس مبانی، قواعد و قوانین حقوق بین‌الملل و قوانین انسانی و بین المللی در رابطه با تصمیم آمریکا مبنی بر انتقال سفارت این کشور به قدس و به رسمیت شناختن این شهر به عنوان پایتخت رژیم صهیونیستی می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:اول: تصمیم آمریکا در به رسمیت شناختن قدس به عنوان پایتخت کابینه رژیم صهیونیستی، نقض قوانین بین الملل و قوانین انسانی بین المللی به شمار می‌رود و این موضوع تثبیتی بر قانون صهیونیستی است که مدعی است قدس در دو بخش غربی و شرقی خود پایتخت ابدی اسرائیل است.دوم: اعلام دونالد ترامپ نقض منشور سازمان ملل و قوانین بین‌المللی به شمار می‌رود که اشغال اراضی کشورهای دیگر با زور را ممنوع شمرده است. منشور سازمان ملل حتی تهدید به استفاده از زور در مناسبات بین‌المللی را نیز منع می کند.سوم: اقدام آمریکا مخالفت صریح با قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل متحد تاریخ ۲۹ نوامبر ۱۹۴۷ مبنی بر تقسیم قدس به دو بخش شرقی و غربی به شمار می رود . از سوی دیگر این شهر بر اساس این قطعنامه تحت قیمومیت سازمان ملل متحد قرار گرفته بود.چهارم: اعلام پایتختی قدس شریف برای رژیم صهیونیستی نقض قطعنامه‌های شورای امنیت و سازمان ملل متحد است. بسیاری از این قطعنامه‌ها قدس را یک سرزمین عربی اشغال شده معرفی کرده و بر ممنوعیت و بطلان هر اقدام رژیم صهیونیستی در رابطه با قدس تأکید دارد. در اینجا به برخی از این قطعنامه‌ها اشاره می‌کنیم :- قطعنامه شماره ۲۲۵۳ صادر شده از سوی مجمع عمومی سازمان ملل در سال ۱۹۶۷ که از رژیم صهیونیستی خواسته است تمامی تدابیر اتخاذ شده برای تغییر شرایط قدس را لغو کند.- قطعنامه شورای امنیت در تاریخ ۲۵ سپتامبر ۱۹۷۱ تأکید دارد که تمامی اقدامات قانون‌گذاری و قانون اساسی رژیم صهیونیستی برای تغییر چهره شهر قدس اشغالی از جمله در رابطه با مصادره اراضی و جابه‌جا کردن و مهاجرت دادن ساکنان و تمامی اقدامات صورت گرفته برای الحاق بخش اشغالی این شهر به سرزمین‌های اشغالی باطل و بی اثر است و تغییر چهره این شهر امکان پذیر نیست.- قطعنامه شماره ۵۰/۲۲ صادر شده در تاریخ ۱۴ دسامبر ۱۹۹۵ از سوی مجمع عمومی سازمان ملل شامل این نکته است که هر نوع انتقال هیئت‌های دیپلماتیک به قدس اشغالی محکوم است. این قطعنامه بار دیگر بر مفاد معاهده های لاهه و ژنو در رابطه با جولان سوریه تأکید کرده است.پنجم: اقدام آمریکا مغایر با توافق اسلو و معاهدات بین کشورهای عربی و رژیم صهیونیستی است.ششم: این اقدام همچنین مغایر با نظر مشورتی دادگاه جنایی لاهه در خصوص دیوار حائل است که تأکید دارد توافق چهارم ژنو در اراضی اشغالی فلسطین از جمله قدس شرقی باید به اجرا گذاشته شود.هفتم: به رسمیت شناختن قدس به عنوان پایتخت اسرائیل از سوی آمریکا با هدف تسهیل در اقدامات تمامیت ‌خواهانه رژیم صهیونیستی در این شهر اشغالی صورت می‌گیرد. از این نظر انتقال پایتختی قدس اشغالی به اسرائیل به عنوان یک دولت اشغالگر مجوز لازم را ندارد. همچنین بر اساس قوانین بین‌المللی واشنگتن نمی‌تواند قدس را به عنوان پایتخت اسرائیل معرفی کند، چرا که این رژیم دولت اشغالگر است که شدیدترین جنایت‌ها را ضد ملت فلسطین در قدس انجام می‌دهد. در این شرایط آمریکا به جای مجازات اسرائیل بر اساس قوانین بین‌المللی، به علت نقض حقوق ساکنان اصلی شهر قدس ، با اعلام پایتختی این شهر برای اسرائیل، در قبال این جنایت‌ها به رژیم صهیونیستی پاداش می‌دهد.هشتم: پایتخت قدس برای رژیم صهیونیستی به معنی باقی ماندن شرایط کنونی اشغالگری و یکپارچه کردن قیمومت رژیم صهیونیستی برای اجرای مصوبه کنیست این رژیم مبنی بر الحاق شهر به اراضی اشغالی با استفاده از قدرت سرنیزه است که این موضوع با مبانی گرفتن سرزمین ها از طریق جنگ تناقض دارد.نهم: انتقال سفارت آمریکا به قدس اشغالی مواضع و تمامیت رژیم صهیونیستی در قدس شرقی و غربی را تقویت و حمایت می‌کند. آنهم در شرایطی که بر اساس قوانین کنیست رژیم صهیونیستی و کنفرانس‌های جهانی صهیونیسم، این شهر به عنوان پایتخت ابدی اسرائیل معرفی شده است.دهم: انتقال سفارت آمریکا به قدس اشغالی از نظر حقوقی، اقدامات رژیم صهیونیستی مبنی بر شهرک‌سازی در قدس اشغالی را مشروع جلوه می‌دهد. به‌ ویژه که مذاکراتی میان آمریکا و رژیم صهیونیستی در خصوص توافق اجاره‌نامه مربوط به سفارت آمریکا انجام شده است. این موضوع در رابطه با املاک مربوط به پناهندگان فلسطینی در این شهر نیز تأثیرگذار خواهد بود. اقدام آمریکا مبنی بر به رسمیت شناختن پایتختی قدس برای رژیم صهیونیستی و انتقال سفارت نقض تعهدات و تأکیدهای ارائه شده از سوی تمامی دولت‌های پیشین آمریکا است.یازدهم: به رسمیت شناختن قدس به عنوان پایتخت رژیم صهیونیستی از سوی آمریکا مخالف مبنای عدم به رسمیت شناختن اوضاع منطقه‌ای نا مشروع در این بخش است. این مبنا مورد تأکید و توافق تمامی کشورهای جهان قرار دارد و آنها هیچ نوع اقدام متناقض با مبانی حقوق بین‌الملل را به رسمیت نمی شناسند. این در حالی است که کشورهای جهان توافق کردند که از به رسمیت شناختن هر نوع دستاورد منطقه‌ای نامشروع اجتناب کنند.این موضوع در مجمع عمومی سازمان ملل متحد و اعلامیه مربوط به مناسبات دوستانه و تعامل بین کشورها که در سال ۱۹۷۰ به تصویب رسیده، مورد تأکید قرار گرفته و در آن آمده است که هر نوع دستاورد منطقه‌ای که از راه استفاده از زور یا تهدید به استفاده از زور محقق شود، مشروعیت آن به رسمیت شناخته نخواهد شد.دوازدهم: تصمیم آمریکا مخالف حقوق مشروع ملت فلسطین است و جلوی تحقق سرنوشت این ملت در ایجاد دولت مستقل به پایتختی قدس را می‌گیرد. این مواضع به معنی نقض قوانین و معیارهای بین‌المللی به شمار می‌رود و تمامی تلاش‌های بین‌المللی در سازمان ملل متحد و محافل منطقه‌ای باید برای توقف کردن آن بسیج شوند.سیزدهم: به رسمیت شناختن قدس به پایتختی رژیم صهیونیستی زمینه را برای سایر کشورهای حامی این رژیم مساعد می‌کند تا آنها نیز بتوانند اقدامی مشابه آمریکا را انجام دهند.راهکارهای مقابله با طرح ترامپ:۱- دعوت از مجمع عمومی و شورای امنیت سازمان ملل متحد برای اتخاذ تصمیمی در به رسمیت نشناختن اقدام آمریکا برای معرفی قدس به عنوان پایتخت اسرائیل و جلوگیری از سایر کشورها برای انتقال هیئت‌های دیپلماتیک خود به قدس.۲- دعوت از اتحادیه عرب و سازمان کنفرانس اسلامی و سازمان کشورهای عدم تعهد و تمامی سازمان‌های منطقه‌ای و بین‌المللی در اتخاذ راهکارهای قانونی و تصمیمات لازم برای باطل کردن مصوبه آمریکا.۳- دعوت از پارلمان‌های جهان برای فشار به ایالات متحده آمریکا در وفاداری این کشور به تعهدات سابق در خصوص شهر قدس بر اساس مصوبات و قوانین مشروع بین‌المللی.۴- دعوت از طرف های حاصر در توافق چهارم ژنو به الزام اسرائیل در احترام به این توافقنامه و اجرای آن در اراضی فلسطین اشغالی از جمله قدس شرقی.۵- درخواست از مجمع عمومی سازمان ملل متحد در خصوص عدم به رسمیت شناختن تصمیم اخیر آمریکا و درخواست از دادگاه بین‌المللی لاهه برای ارائه نظر مشورتی خود در خصوص میزان غیر قانونی بودن این دو اقدام.منبع : مشرق ]]> بین الملل Tue, 12 Dec 2017 11:05:07 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcgty9wwak9nn4.rpra.html احتمال «قتل تدریجی» شیخ زکزاکی در زندان وجود دارد http://www.nedayeenghelab.com/vdcbw9bfarhbssp.uiur.html به گزارش ندای انقلاب، شیعیان نیجریه ۲۴ آبان ۱۳۹۴ در اقدامی نمادین مراسم راهپیمایی اربعین را برگزار می‌کردند که هدف حمله قرار گرفتند. نیروهای نیجریه با گلوله‌های جنگی و گاز اشک‌آور عزاداران شیعه را هدف قرار دادند که حدود ۱۰۰ کشته به‌جا گذاشت.نیروهای نیجریه‌ای یک روز بعد نیز به خانۀ زکزاکی حمله و وی و همسرش را دستگیر کردند. گفته می‌شود در این حمله کسانی که قصد داشتند از زکزاکی و همسرش حفاظت کنند به قتل رسیدند. حدود ۳۵۰ عضو جنبش شیعه در نیجریه در این درگیری‌ها کشته شدند. شیخ زکزاکی نیز در این حمله به‌شدت آسیب دید و گفته می‌شود خانۀ وی توسط نیروهای ارتش ویران شد.پس از گذشت دو سال از حبس شیخ زکزاکی در زندان های حکومت نیجریه و علیرغم رای دادگاه این کشور مبنی بر آزادی ایشان، باز هم شاهد عدم آزادی رهبر حرکت اسلامی نیجریه هستیم.در همین راستا خبرنگار گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم به «دکتر ابراهیم سلیمان» از اعضای ارشد حرکت اسلامی نیجریه گفتگو کرده است.وخامت حال شیخ زکزاکی و همسرشاندکتر ابراهیم سلیمان در ابتدا درباره وضعیت سلامتی رهبر حرکت اسلامی نیجریه تصریح کرد: همانگونه که مستحضرید دولت نیجریه بارها با درخواست حرکت اسلامی نیجریه و خانواده شیخ زکزاکی مبنی بر اعزام شیخ به خارج به دلیل وخامت حال ایشان مخالفت کرده است. البته الحمدلله شیخ زکزاکی در پناه خداوند هستند و دعا می کنیم که خداوند همچنان همراه ایشان باشد.توطئه دولت نیجریه علیه شیخوی در ادامه به تبیین توطئه های دولت نیجریه علیه رهبر حرکت اسلامی در این کشور پرداخت و تاکید کرد: احتمال تلاش برای به شهادت رساندن و کشتن تدریجی شیخ زکزاکی وجود دارد و به دلیل اینکه ایشان ادامه دهنده راه انبیا هستند، شهادت شیخ محتمل است. ما از خداوند میخواهیم که شیخ زکزاکی را از این بلای عظیم به دور دارند.عضو ارشد حرکت اسلامی نیجریه افزود: ما نمی دانیم که حکام نیجریه با شیخ چه کار می کنند. احتمالا آنها قصد دارند شیخ زکزاکی را به شکل تدریجی به قتل برسانند. زیرا آنها به شیخ حمله کرده و به روی ایشان آتش گشودند و شیخ را از دسترسی به بیمارستانی مناسب محروم کرده اند. ما علت عدم آزادی شیخ را نمی دانیم ولی احتمالا در صدد کشتن یا مرگ ایشان در زندان هستند. خداوند داناتر است.موانع بر سر راه آزادی شیخ زکزاکیوی همچنین به استقلال یا وابستگی دادگاه محاکمه شیخ زکزاکی به دولت نیجریه اشاره کرد و گفت: طبق مشاهدات ما دادگاه نیجریه بی طرف است و طبق وظایف قانونی به ایفای نقش خود می پردازد اما آنها قدرت اجرای احکام را ندارند. محمدو بوهاری مانع اصلی عدم آزادی شیخ زکزاکی است. زیرا وی به اجرای قانون توجهی ندارد.دکتر ابراهیم سلیمان درباره علت عدم آزادی شیخ از زندان اضافه کرد: علت ظاهری یا قانونی برای این مسأله وجود ندارد. برخی اوقات افرادی مانند تعدادی از مسیحیان مدعی می شوند که همراهان و طرفداران شیخ زکزاکی از آزادی ایشان استقبال نمی کنند و یا اینکه آزادی شیخ برای امنیت کشور ضرر دارد. تمام این ها کذب محض و افترا است و حدود ۲۰ میلیون نفر حامی و طرفدار شیخ زکزاکی هستند.توجه کشورهای اسلامی به مسلمانان نیجریهوی در خصوص موضع گیری جهان اسلام به ویژه ایران در قبال آزادی شیخ و سرکوب مسلمانان در نیجریه نیز اظهار داشت: این کشورها به ویژه ایران در قبال این موضوع ساکت نبوده اند اما باید توجه داشت که میان ایران و نیجریه روابط دیپلماتیک وجود دارد و این روابط منافعی خاص را برای طرفین به همراه دارد. دخالت کامل در امور داخلی نیجریه به این روابط آسیب می زند و موجب قطع آن می شود. بر همین اساس مشاهده می کنیم که دولت و مرجعیت ایران به اندازه توان خود برای موضوع سرکوب مردم نیجریه تلاش می کند و ما خواهان افزایش این تلاش ها هستیم.لزوم حمایت قضایی ایران از شیخ زکزاکی عضو حرکت اسلامی نیجریه در ادامه درباره لزوم ایفای نقش قوه قضائیه ایران در طرح پرونده شیخ زکزاکی در دادگاه های بین المللی نیز تصریح کرد: این خواسته و مطالبه رهبر معظم انقلاب آیت الله خامنه ای است که دستگاه قضایی برای کمک به مردم نیجریه هر آنچه در توان دارد، صرف کند. بنابراین این دستگاه باید در دادگاه بین المللی این موضوع را پیگیری کند.تلاش اعضای حرکت اسلامی نیجریه برای آزادی رهبرشانوی همچنین در رابطه با فعالیت و تلاش های اعضای حرکت اسلامی نیجریه برای آزادی شیخ زکزاکی نیز بیان داشت: کمیته ای به نام «کمیته آزادی شیخ زکزاکی» با مدیریت شیخ عبدالرحمن ابوبکریولا تشکیل شده و نقش گسترده ای در پیگیری آزادی شیخ دارد؛ برگزاری تظاهرات و راهپیمایی در شهر ابوجا و دیگر شهرهای بزرگ نیجریه و همچنین برگزاری کنفرانس مطبوعاتی و طرح پرونده شیخ در چندین دادگاه از جمله فعالیت های آن است. برنامه های ثابت حرکت اسلامی مانند راهپیمایی روز قدس و روز عاشورا و اربعین و غیره نیز هیچ زمانی متوقف نشده و ادامه دارد.دکتر ابراهیم سلیمان در پایان تاکید کرد: شیخ زکزاکی متعلق به امت «اسلامی» در نیجریه است و آنگونه که مدعی هستند در صدد گسترش «تشیع» نیست. وی به دنبال وحدت صفوف امت اسلامی است. از خداوند می خواهیم که راه و روش شیخ زکزاکی را تایید و کمک کند.منبع : تسنیمانتهای پیام/ ]]> بین الملل Mon, 25 Dec 2017 08:34:16 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcbw9bfarhbssp.uiur.html فرجام یمن پس از کودتای نافرجام http://www.nedayeenghelab.com/vdcaeonea49nmm1.k5k4.html به گزارش ندای انقلاب، سعدالله زارعی در هفته نامه صبح صادق نوشت: جنبش انقلابی انصارالله به سرعت برق چشم فتنه را در یمن کور کرد، این در حالی بود که همه زمینه‌ها فراهم بود تا پایتخت به دست فتنه‌گران بیفتد و وابستگان سعودی قدرت را در صنعا به دست بگیرند و شرایط سنگین بعدی را به مردم یمن تحمیل کنند. تلاش برای ‌احیای سلطه عربستان بر یمناگر بخواهیم به اختصار هدف از طرحی عربی را که با محوریت علی عبدالله صالح به اجرا گذاشته شد، بیان کنیم، باید بگوییم، هدف بازگرداندن سلطه رژیم عربستان به یمن بود. در واقع، عربستان پس از ۳۲ ماه تحمیل جنگ و محاصره و فقر و بیماری بر مردم مظلوم یمن، گمان می‌کرد می‌تواند در زمانی بسیار کوتاه و بدون دردسر صنعا را بگیرد و پس از آن جبهه‌های داخلی را علیه انصارالله در «شمال» فعال کرده و او را وادار به تسلیم کند.رژیم عربستان آنقدر به طرح تسخیر صنعا اطمینان داشت که دو هفته پیش در پاسخ به اظهار نگرانی «احمد ولد شیخ» نماینده دبیر کل سازمان ملل در امور یمن که اوضاع داخلی یمن را فاجعه انسانی خوانده و خواستار همکاری عربستان در طرح سیاسی شده بود، گفت کمی صبر کنید، همه چیز تغییر می‌کند و مسئله به طور ریشه‌ای حل می‌شود. این موضوع نشان می‌دهد آنان روی میزان توانایی علی عبدالله صالح خیلی حساب کرده بودند و او توانسته بود «جوان خام سعودی» را فریب دهد. آنان باید کمی تاریخ می‌خواندند تا دریابند علی عبدالله صالح آن زمان که یکی از بزرگ‌ترین ارتش‌های عربی را در اختیار داشت، از جوانان و نوجوانان «مکتب قرآن» شکست خورده بود و آنان در شش جنگ نابرابر در فاصله سال‌های ۱۳۸۲ تا ۱۳۸۸ بر نیروهای حزب کنگره و ارتش یمن پیروز شده بودند. اما ظاهراً بن‌سلمان تمایل دارد همه چیز را خود تجربه کند. همین یک ماه پیش ولی‌عهد عربستان در یک گفت‌گوی تلویزیونی گفته بود، سیاست‌های پادشاهان عربستان در مواجهه با ایران از سال ۱۳۵۷ اشتباه بوده و به قدرتمند شدن ایران انجامیده و نفوذ منطقه‌ای آن را افزایش داده است و او می‌خواهد راه جدیدی برود و بر قدرت و نفوذ ایران غلبه کند. بن‌سلمان گمان می‌کند، «سیاست» را باید کنار گذاشت و به «اقدام» روی آورد، این در حالی است که تجربه منطقه می‌گوید اقدامات تعجیلی که با سطحی از بی‌سیاستی توأم باشد، در نهایت به نفع ایران تمام می‌شود. پیش از او صدام حسین همین اشتباه را مرتکب شده بود؛ حمله به ایران در سال ۱۳۵۹ و حمله به کویت در سال ۱۳۶۹ با همین جمع‌بندی صورت گرفت و نتیجه آنها شکست سنگین صدام حسین بود، کما اینکه آمریکایی‌ها هم همین سیاست را در پیش گرفتند و گمان کردند مشت آهنین می‌تواند انقلاب اسلامی و جبهه مقاومت را از میان بردارد و همان‌طور که مشاهده شد نتیجه این سیاست،‌ به عبارت بهتر بی‌سیاستی، اشغال عراق و افغانستان بود که در آن با وجود به میدان آمدن نزدیک به ۳۰۰ هزار نظامی آمریکایی شکست خوردند و نفوذ ایران در منطقه گسترش بیشتری یافت.طرح اقدام مشترک و خنثی‌سازی آننکته دیگر در اقدام مشترک عربستان، امارات، صالح، حزب اصلاح یمن و برخی از سران قبایل یمنی که خریده شده بودند، این بود که آنان گمان کردند فضای بین‌المللی و منطقه‌ای پس از فتح سریع و کم‌هزینه در صنعا به نفع آنان تغییر می‌کند و حامیان غربی که در توانایی ائتلاف سعودی در اداره جنگ یمن به تردید جدی افتاده بودند، ‌بار دیگر به نفع سیاست اقدام سعودی وارد عمل می‌شود. هیچ بعید نیست که با کشورهای غربی چنین قراری هم گذاشته بودند و شاید از این رو بود که شش ساعت پس از پایان ماجرا و کشته شدن علی عبدالله صالح که در کانون طرح اقدام عربستان قرار داشت، شبکه تلویزیونی العربیه و شبکه‌های تلویزیونی بی‌بی‌سی‌ و سی‌ان‌ان از پخش خبر مرگ صالح خودداری کرده و آن را دروغ پنداشتند.طرح مشترک این پنج محور این بود که همزمان وضع امنیتی پایتخت و سه استان عمران، حجه و ذمار که تحت اداره کامل انصارالله و شاخه نظامی آن، یعنی «کمیته‌های مردمی یمن» بود، به هم بریزد تا نیروهای انصارالله تقسیم شده و مدافعان عبدالملک از استان‌های زیدی‌نشین مجاور پایتخت به صنعا نیایند و آنان بتوانند با اقدام مشترک صنعا را به تصرف درآورند. بر این اساس آنان روز میلاد پیامبر اعظم(صلوات‌الله‌علیه) ـ ۱۷ ربیع‌الاول ـ را «روز اقدام» نام نهاده و نیروهای به نسبت زیادی را برای حمله به مراکز فرماندهی و موقعیت‌های استقراری انصارالله آماده کرده بودند. یک بار علی عبدالله صالح به صورت رمزی گفته بود، من تاکنون فراخوان نداده‌ام تا انصارالله بداند چقدر نیرو داریم. اشاره صالح به حدود ۳۰۰۰ نیرویی بود که از پیش در استان مأرب که تحت اشغال سعودی و حزب یمنی اصلاح است، آموزش داده بود. صالح مسجد بزرگ صنعا که به نام خود اوست را مرکز «اقدام» قرار داده بود و گمان می‌کرد روز ۱۷ ربیع‌الاول که به طور طبیعی جمعیت بسیاری در آن جمع می‌شوند، می‌تواند با پنهان کردن آن ۳۰۰۰ نفر در بین مردم، تسلط بر صنعا را کلید بزند، اما او حساب یک چیز را نکرده بود؛ اطلاع دقیق انصارالله از توطئه‌ای که تدارک دیده شده بود و توانایی امنیتی نظامی نیروهای «سیدعبدالملک بدرالدین الحوثی» در خنثی کردن توطئه. انصارالله که متوجه ماجرا شده بود،‌ شش روز پیش از آغاز «طرح اقدام» مسجد علی عبدالله صالح را که در آن هزاران قبضه سلاح سبک و نیمه‌سنگین جاسازی شده بود، به تصرف درآورد و در واقع به قلب فتنه زد. صالح در این بین خود را ناگزیر به درگیری دید، در حالی که هنوز همه اجزا و افراد طرح هماهنگ و آماده نشده بودند. از این رو، در یک اقدام تعجیلی نیروهای پنهان و آشکار خود را فراخوان داد و درگیری علیه انصارالله را در چهار شهر صنعا، ‌عمران،‌ حجه و ذمار شروع کرد و توانست موقعیت‌هایی را به تصرف درآورد که «حی السیاسی» مقر دستگاه‌های حکومتی از جمله آنها بود. در نقطه مقابل آن نیروهای عبدالملک دست به کار شده و در فاصله دو روز توانستند همه مراکز تصرف شده را آزاد کرده و پایگاه‌های استقرار علی‌عبدالله صالح را به تصرف خود درآورند. در این میان سعودی به بمباران صنعا افزود، ‌ولی چون در روی زمین نیروهای وفادار به آن به تله انصارالله افتاده بودند،‌ کاری از پیش نبرد و با کشته شدن صالح که درصدد فرار از صنعا بود، عملاً پس از سه روز ماجرا به پایان رسید و شکست تازه‌ای متوجه ائتلاف سعودی شد.پیامدهای شکست توطئه مشترکاز آنجا که هدف اصلی طرح این بود که رژیم سعودی «دست برتر سیاسی»‌ یافته و با داخلی کردن جنگ یمن، آبرومندانه از جنگی که مقامات آمریکایی هم آن را «بی‌حاصل» و «پرهزینه» می‌خوانند، خارج شود و به مسائل داخلی عربستان بپردازد، شکست این طرح یکی از دو راه را که هر دو برای بن‌سلمان و تیم شرور او پرهزینه خواهد بود، پیش‌ روی او ‌قرار می‌دهد؛ ادامه جنگ یا تن دادن به پایان آن. به طور حتم پس از شکست طرح اقدام سعودی که از نظر غربی‌ها و هم‌پیمانان منطقه‌ای دولت سعودی، آخرین امید به شمار می‌آمد، ‌فشار درون سعودی، ‌درون عربی و غربی به بن‌سلمان برای پایان دادن به جنگ بیشتر خواهد شد.البته، این به آن معنا نیست که مقابله نظامی علیه محور مقامت را کنار بگذارند؛ بلکه چون جنگ یمن را دارای نتایجی معکوس می‌دانند، ‌برای نجات رژیم سعودی دنبال پایان دادن به جنگ‌ خارجی و پیدا کردن راهی برای شروع جنگ داخلی علیه انصارالله خواهند رفت و از این رو، ممکن است در سطح داخلی یمن شاهد نزدیک شدن دسته‌های مسلحی باشیم که در استان‌های جنوبی یمن سرگرم رقابت و حتی جنگ با یکدیگر هستند.با پایان یافتن سریع توطئه مشترک، طبعاً امید به موفقیت علیه یمنی‌ها به یأس می‌گراید و سربازگیری از میان یمنی‌ها برای بن‌سلمان دشوارتر می‌شود و از سوی دیگر اعتماد به توانایی انصارالله در غلبه بر جنگ سعودی در میان مردم مظلوم یمن افزایش می‌یابد.با یکسره شدن کار عبدالله صالح که همیشه درباره صادق بودن وی و عوامل نزدیک به او در میثاقی که با انصارالله علیه جنگ سعودی بسته شده بود،‌ تردید جدی وجود داشت و یک انتظار عمومی در یمن برای خیانت صالح و نیروهایش شکل گرفته بود، هم اینک شاهد انسجام بیشتری در جبهه جنگ علیه سعودی خواهیم بود. سرعت انصارالله در جمع کردن فتنه،‌ گروه‌های داخلی مخالف سید عبدالملک بدرالدین الحوثی را به هراس انداخته و هر گونه شرکت آنان در توطئه جدید را منتفی می‌کند و از این رو، جریان غلبه انصارالله بر صنعا فقط توطئه خارجی را به شکست منجر نکرده، بلکه امکان توطئه داخلی علیه نیروهای انصارالله را نیز از میان برداشته است. واکنش بسیار سرد کشورهای غربی و عربی به خبر کشته شدن علی عبدالله صالح از یأس آنان نسبت به روند تحولات یمن خبر می‌دهد. بر این اساس می‌توان گفت، در ادبیات جهانی تلاش برای رسیدن به «راه‌حل سیاسی» پررنگ‌تر می‌شود. موضع سخنگوی کاخ سفید پس از قطعی شدن مرگ صالح و پیامی که برای یافتن راه‌حل سیاسی به طور غیر مستقیم خطاب به دولت ریاض در آن وجود داشت و نیز موضع دبیر کل سازمان ملل که در آن از اقدامات نظامی «علیه همسایگان» انتقاده شده بود و نیز موضع کشورهای اروپایی مبنی بر لزوم تحریم ارسال سلاح به عربستان به دلیل تشدید جنایات علیه مردم یمن نشان داد که مرگ علی عبدالله صالح و شکست توطئه بر درجه ناامیدی آنان از توان مدیریتی آل‌سعود برای تغییر معادله افزوده است. بر این اساس می‌توان پیش‌بینی کرد که در هفته‌های آینده «ولدشیخ احمد» نماینده گوترس روزهای پرکاری خواهد داشت. در این میان دولت عربستان حتماً‌ ناگزیر است هر سه خواسته‌ای که در آغاز «عملیات اعاده الامل»‌ مطرح کرده بود، را تعدیل کند. آن سه خواسته عبارت بودند از؛ تحویل پایتخت از سوی انصارالله، خروج نیروهای انصارالله از مراکز استان‌ها، اعمال محدودیت علیه سلاح‌های سنگین و نیمه‌سنگین انصارالله. عربستان در طول حدود این دو سال از این سه خواسته دست برنداشته و همواره بر آنها تأکید کرده بود. اما الآن شرایط از مرداد ماه ۹۴‌ـ آغاز عملیات اعاده الامل‌ـ ‌که رژیم سعودی این خواسته‌ها را مطرح کرده بود،‌ کاملاً به ضرر عربستان و جناح یمنی وابسته به آن تغییر کرده است. سه ماه جنگ به اقتدار انصارالله صدمه‌ای نزده است، امروز نیروهای سیدعبدالملک نه تنها از مرکز استان‌ها فاصله نگرفته‌اند که هم اینک حاکم بلامنازع صنعا و دیگر مراکز استان‌ها هستند و از نظر تسلیحاتی نیز به موشک‌های بالستیک دست‌ ‌یافته‌اند و از آن دست برنمی‌دارند. اگر عربستان ناگزیر به شرکت در گفت‌وگوهای منطقه‌ای یا بین‌المللی درباره آینده یمن شود، اینک فقط می‌تواند از انصارالله برای حمله نکردن به ریاض و پذیرش عضویت هواداران سعودی در دولت آینده حرف بزند و این به آن معناست که فاصله‌ای عمیق و معنادار میان توانایی اثرگذاری عربستان در پرونده یمن،‌ پیش و پس از مرگ علی عبدالله صالح وجود داشته و دارد. نکته دیگر این است که با بحران اخیری که در روابط حزب مؤتمر الشعبی یا همان «کنگره مردمی»‌و صالح با انصارالله پیش آمد، یک ظرفیت داخلی که انصارالله از آن برای اداره جامعه یمن استفاده می‌کرد از بین رفته است. علی عبدالله صالح و نیروهایش مشارکتی در جنگ علیه سعودی نداشتند و این یکی از انتقادات جدی هواداران عبدالملک به حزب موتمر و شخص صالح بود و بر این اساس می‌توان گفت، بحران در روابط این دو تأثیر چندانی در جبهه دفاعی و امنیتی یمن پدید نمی‌آورد. اما به هر حال بخشی از اهداف انصارالله از این ائتلاف بر زمین می‌ماند. ائتلاف انصار و موتمر مانع به ثمر نشستن همگرایی نیروهای مقابل انصارالله در یمن می‌شد، کما اینکه در مقطعی سبب شد که ائتلاف جریان اخوانی‌ـ وهابی اصلاح با منصور هادی به نتیجه نرسد و تلاش‌های متمرکز برای تشکیل دولتی در عدن ناکام بماند. همکاری انصار و موتمر، خلأ نبودن تشکیلات انصار در بسیاری از استان‌های یمن را پر کرد و دست نیروهای جهادی انصار را برای حضور بی‌دغدغه در استان‌های تعز، حدیده، ‌اب، ‌ابین و... باز کرد، کما اینکه انصار به همین دلیل فقدان تشکیلات اداری موتمر در استان‌های جنوبی ناگزیر شد آنان را ترک کند. حال این سؤال مطرح است که آیا مخالفان از این موضوع برای اعمال فشار بر جنبش اسلامی انقلاب انصارالله استفاده نخواهند کرد و این سبب وحدت آنها نخواهد شد؟ واقعیت این است که هم اکنون وضع طرف‌های مقابل از نظر داشتن اعتماد و نداشتن اعتماد به یکدیگر خراب است. امارات و عربستان درباره شخصی که باید در پست ریاست‌جمهوری باشد با یکدیگر اختلاف‌نظر جدی داشتند. در این میان ابوظبی از احمد پسر عبدالله صالح و ریاض از منصور هادی حمایت می‌کردند. این دو درباره حزب اصلاح نیز دچار اختلاف جدی بودند. امارات مخالف پروبال دادن به این جریان اخوانی بود، در حالی که عربستان آن را متحدی قابل اعتماد می‌دانست. متقابلاً حزب اصلاح این اواخر با عربستان نیز دچار اختلاف جدی شده بود تا جایی که حتی زمزمه جدا شدن این حزب از ائتلاف سعودی و پیوستن به ائتلاف انصارالله بلند شد. شکست عربستان، ‌امارات،‌ جناح صالح و برخی سران از قبایل یمنی در توطئه‌ای که علیه انصارالله ساز کردند، ‌اختلافات داخلی آنان را درباره قدرت مدیریت و فرماندهی و تشخیص مصالح بیشتر می‌کند. از میان رفتن علی عبدالله صالح هم سرمایه‌ داخلی آنان که همواره روی او حساب می‌کردند و در انتظار بودند تا در لحظه حساس ضربه تمام‌کننده را به انصارالله وارد کند،‌ امید آنان برای تغییر شرایط پایتخت و مناطق شمالی را به یأس تبدیل می‌کند.اکنون زمان آن است که انصارالله گروه‌های خاموش همچون ناصریست‌های یمنی و گروه‌های مؤثر طرف مقابل نظیر اصلاح را به راه‌حل سیاسی برای پایان دادن به بحران امنیتی دعوت کند. امروز این موضوع در سطح بین‌المللی نیز آمادگی بیشتری را به وجود آورده است. سازمان ملل با درک اینکه واقعاً هیچ راه‌حل نظامی برای کنار زدن انصارالله وجود ندارد، می‌تواند نقشی مثبت ایفا کند و از رویه پیشین که حمایت از اهداف رژیم سعودی بود، فاصله بگیر. انتهای پیام/ ]]> بین الملل Tue, 12 Dec 2017 10:47:52 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcaeonea49nmm1.k5k4.html تصاویر دردناک از جنگ اسرائیل علیه مردم غزه http://www.nedayeenghelab.com/vgleve8zfjh8xn2..9jjbibrz.html ]]> بین الملل Wed, 23 Jul 2014 06:25:20 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vgleve8zfjh8xn2..9jjbibrz.html عکس/ سردترین شهر جهان اینجاست http://www.nedayeenghelab.com/vgliz3ap3t1awwx..bttc2ckz.html ]]> بین الملل Mon, 11 Dec 2017 12:07:18 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vgliz3ap3t1awwx..bttc2ckz.html قتل عام بی رحمانه مسلمانان میانمار(18+) http://www.nedayeenghelab.com/vglfccdt.w6dytw,iiygaw.p.html ]]> بین الملل Sun, 22 Jul 2012 08:00:17 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vglfccdt.w6dytw,iiygaw.p.html