پایگاه خبری ندای انقلاب - آخرين عناوين سیاسی :: rss_full_edition http://www.nedayeenghelab.com/vsnd2fl06tmcy.a2y.html Wed, 18 Jan 2017 08:55:04 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://www.nedayeenghelab.com/skins/default/fa/{CURRENT_THEME}/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری تحلیلی ندای انقلاب http://www.nedayeenghelab.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری تحلیلی ندای انقلاب آزاد است. Wed, 18 Jan 2017 08:55:04 GMT سیاسی 60 تبحر علی لاریجانی در حل یک نامعادله‌ ریاضی http://www.nedayeenghelab.com/vdcjvoetxuqeivz.fsfu.html به گزارش ندای انقلاب، علی لاریجانی از جمله سیاستمدارانی است که ریاضیات و فلسفه را تا دکتری ادامه داده است و اندیشه‌های فلسفی را سال‌ها در دانشگاه تهران تدریس کرده است. خاطره‌ای که در ادامه می‌آید، مربوط به دوره تحصیل وی در دانشگاه شریف است که در ادامه می‌خوانید:خاطره‌ای از دکتر شهشهانی دارم. آن روزها به دلیل علاقه به ریاضیات، در این حوزه سختکوش بودم. یادم می‌آید یک روز در درس آنالیز، ایشان یک نامعادله در فضای برداری سه بعدی نوشت و گفت وقتی در دانشگاه برکلی درس می‌خواندم، استاد ما این نامعادله را به دانشجویان داد و گفت هر کس آن را حل کند، چند نمره به نمره امتحان او اضافه خواهم کرد.دکتر شهشهانی توانسته بود آن نامعادله را حل کند؛ ولی گفت حالا بعد از سالها هر چه تلاش می‌کنم، نمی‌توانم آن را حل کنم و بعد اضافه کرد حالا هم من اعلام می‌کنم؛ اگر کسی این نامعادله را حل کند، ۲ نمره به نمره امتحان او اضافه می‌کنم!دوستی داشتم به نام آقای معصومی که فیزیک می‌خواند و به دلیل ذهن حاد علمی او، با وی رفاقت و دوستی داشتم. با هم تصمیم گرفتیم تلاش کنیم آن مساله را حل کنیم. کلاس‌ها را رها کردیم و در کتابخانه دانشکده چند ساعت سروکله زدیم، اما حل نشد. به منزل رفتیم. روز بعد هم به دانشگاه نرفتم و روی این مساله کار می‌کردم، اما باز هم حل نشد. روز بعد به دانشگاه رفتم و در کتابخانه دانشکده نشستم؛ نزدیک ساعت ۴ بعدازظهر مساله حل شد.با عجله به دفتر دانشکده رفتم. دکتر شهشهانی آنجا بود. راه حل را توضیح دادم و خلاصه، نمره را گرفتم! البته نمی‌دانم الان هم می‌توانم آن مساله را حل کنم یا نه. شاید من هم مشکل دکتر شهشهانی را پیدا کرده باشم! الان از فضای ریاضی آن زمان خیلی فاصله گرفته‌ام.عالم سیاست برای تخریب ذهن خیلی کارها می‌کند! از برتراند راسل نقل است که در خاطرات خود گفته است: من تا چهل سالگی که مغزم خوب کار می‌کرد، در عالم ریاضیات فعال بودم. بعد از چهل سالگی تا شصت سالگی که ذهنم نیم بند بود، به فلسفه اشتغال داشتم. از شصت سالگی به بعد که ذهنم مطلقاً کار نمی‌کرد، به سیاست پرداختم!ظاهراً ما زودتر از موعد به شصت سالگی رسیده‌ایم! هر چند حرفهای برتراند راسل را نباید خیلی جدی گرفت! همانگونه که در مسائل متافیزیکی نظرات وی دقیق نیست![۱]خاطرات روزنوشت علی لاریجانی در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۳۷۳ منتشر شده در روزنامه جام جم مورخ ۱۳۸۳/۸/۱۷. ]]> سیاسی Tue, 17 Jan 2017 10:14:36 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcjvoetxuqeivz.fsfu.html میرزا علی خان امین الدوله و جریان شبه روشنفکری در ایران http://www.nedayeenghelab.com/vdcdzj0snyt0kf6.2a2y.html به گزارش ندای انقلاب، میرزا علی خان در خانواده یک دولتمرد قاجاری به دنیا آمد و از پانزده سالگی به همراه پدر خود سفرهای سیاسی رفت و در ۱۹ سالگی نایب اول وزارت امور خارجه گردید. در سن سی سالگی به وزارت رسائل (رئیس دفتر مخصوص ناصرالدین شاه) رسید و به سال ۱۲۹۸ه.ق (پس از مرگ پدرش) در ۳۴ سالگی لقب امین الدوله گرفت.امین الدوله فردی متمایل به دولت انگلیس بود و لرد کرزن جاسوس و دیپلمات برجسته انگلیسی او را در کتاب «ایران و قضیه ایران» به عنوان فردی "روشنفکر و آزادی خواه" مورد ستایش قرار داده است. امین الدوله در جوانی نیز ریاست اداره پست و نیز ضرابخانه دولتی را عهده داشت. او دوست نزدیک میرزا ملکم و میرزا حسین خان سپهسالار و در زمره طرفداران عقاید آنها بود. ناصرالدین شاه به سال ۱۳۰۶ ه.ق او را به کار تدوین کتابچه قانون به شیوه قوانین جوامع غربی مشغول نمود که قرار بود بر مبنای یک سلسله اصلاحات در ساختار سیاسی ایران انجام گیرد. امین الدوله در دوران صدارتش مقدمات ورود موسیو نوز بلژیکی جهت اصلاح ساختار گمرکی کشور را فراهم آورد. او همچنین برادرش میرزا محمد تقی را به مقام وزارت داخله و معاونت صدراعظم گمارد و پسرش محسن خان را وزیر گمرکات کرد و با تقدیم رشوه کلانی (هزار عدد اشرفی) به مظفرالدین شاه یکی از اراضی بزرگ ایران که شامل ۴۲ آبادی کوچک و بزرگ بود را به نام پسرش کرد. تصویر خانه امین الدولهامین الدوله به همراه صنیع الدوله و سپهسالار در زمره نسل اول سرمایه داران کارخانه دار ایرانی قرار دارند. او به لحاظ بینش تئوریک بسیار نزدیک به منتسکیو بود. او در سال ۱۳۲۲ ه.ق در گذشت. ]]> سیاسی Tue, 17 Jan 2017 09:20:24 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcdzj0snyt0kf6.2a2y.html یارانه خانواده‌های زندانیان را قطع کرده‌اند/ وزارت خارجه دیگر جواب ما را هم نمی‌دهد http://www.nedayeenghelab.com/vdcbgwbfzrhbs8p.uiur.html به گزارش ندای انقلاب، تعداد زیادی ایرانی در زندان‌های ترکمنستان هستند و در بدترین زندان‌های دنیا روزگار خود را سپری می‌کنند. هرچند تعداد دقیق این افراد مشخص نیست، اما آمارها عمدتاً بین ۳۰۰ تا ۵۰۰ نفر را نشان می‌دهند. به نظر می‌رسد اکثر این هم‌وطنان به خاطر پاپوشی که دولت ترکمنستان برای آن‌ها دوخته و بعضاً به خاطر تلاش برخی شرکت‌های باربری برای قاچاق مواد مخدر به ترکمنستان در این کشور بازداشت شده‌اند. وضعیت خود این افراد در زندان‌های ترکمنستان و شرایط خانواده‌هایشان در ایران حقیقتاً اسف‌بار است. «قلی پورمند» هنگام تجارت پارچه در ترکمنستان به اتهام فروش مواد مخدر در این کشور و بدون ارائه هیچ مدرکی، بازداشت و به ۱۹ سال زندان محکوم شدتلاش‌ها برای انتقال این زندانی‌ها به ایران طی سال‌های گذشته ادامه داشته است و خانواده‌های این زندانیان از اسفند سال ۹۳ که قرارداد انتقال محکومین میان رؤسای‌جمهور دو کشور به امضا رسید، بیش از هر زمان دیگری چشم به راه هستند تا خبرهای خوبی در این‌باره بشنوند. با این وجود، هنوز خبری از اجرایی شدن این قرارداد (که تا تیرماه سال ۹۵ توسط قوه‌های قضائیه و مجالس دو کشور نهایی هم شد) نیست. امید است اطلاع و جلب توجه مسئولین محترم به وضعیت این خانواده‌ها، موجب تسریع در روند اجرای قرارداد انتقال محکومین شود تا دست‌کم این خانواده‌ها امکان ملاقات حضوری با عزیزانشان در کشور خودمان را پیدا کنند. گزارش‌ها و مصاحبه‌های قبلی مشرق در خصوص زندانیان ایرانی در ترکمنستان را می‌توانید از انتهای همین خبر بخوانید.آن‌چه در ادامه می‌آید، مصاحبه با آقای «امان پورمند» برادرزاده آقای «قلی پورمند» یکی از زندانیان ایرانی در ترکمنستان است.توضیح بدهید که چرا عمویتان در ترکمنستان دست‌گیر شد، حکمی که برای او صادر شده چیست و چند وقت است که در زندان است.عموی من از سال ۸۵ در ترکمنستان پارچه تجارت می‌کرد. سال ۸۹ به اتهام قاچاق مواد مخدر او را دستگیر کردند، بدون آن‌که حتی یک گرم مواد مخدر از او گرفته باشند. اول ۵ ماه تمام او را گم و گور کردند که ما هیچ خبری از او نداشتیم. بعد هم حکم برایش صادر کردند که به خاطر جرمی که خودشان می‌گویند مرتکب شده، باید ۱۹ سال زندان بکشد.آقای «پورمند» دو پسر دارد که هر دو معلولیت ذهنی دارندعمویم در بازار پارچه‌فروش‌های ترکمنستان زیاد رفت و آمد می‌کرد. یک روز عده‌ای می‌آیند و یک کیسه روی سرش می‌کشند و می‌گویند تو مواد مخدر قاچاق کرده‌ای. حتی نکرده‌اند مواد مخدر لابه‌لای پارچه‌هایش بگذارند. فقط گفته‌اند تو مواد مخدر به یک ترکمنستانی فروخته‌ای. به همین بهانه او را بازداشت و زندانی کرده‌اند.الآن ۶ سال است که عمویم در زندان است. چهار سال در زندان «بایرام‌علی» بود، اما الآن دو سال است که ظاهراً او را به زندان «سیدی» منتقل کرده‌اند. در این دو سال حتی خبر نداریم زنده است یا مرده.وضعیت خانواده عمویتان الآن در ایران چگونه است؟ خرج آن‌ها را چه کسی می‌دهد؟عمویم دو پسر دارد که هر دوی آن‌ها معلولیت ذهنی دارند و تحت پوشش بهزیستی هستند، هرچند بهزیستی هم پول زیادی نمی‌دهد که خرج این بچه‌ها تأمین بشود. زن‌عمویم سرپرست این دو پسر است. سه تا دختر دیگر هم دارند که یکی از آن‌ها در عقد است. عموی من قبل از آن‌که در ترکمنستان او را زندانی کنند، سه وام دو میلیون تومانی از بانک‌های ملی، صادرات و کشاورزی گرفته بود. الآن زن‌عمویم توان پرداخت اقساط این وام‌ها را ندارد.وضع مالی عمویم به طور کلی خیلی خوب نبود. برای همین هم مجبور شده بود وام بگیرد. همان ۶ میلیون تومان وامی هم که گرفته بود، الآن چون اقساطش را پرداخت نکرده‌اند سود رویش آمده و الآن باید ۲۶ میلیون تومان به بانک برگردانند. در این شرایط، یارانه عمویم را هم قطع کرده‌اند.آقای «پورمند» وضع معیشتی خوبی نداشت، اما با وام‌های دو میلیون تومانی که از بانک‌های مختلف گرفته بود می‌خواست پارچه از ترکمنستان بخرد و در ایران بفروشدالبته این را هم بگویم که مسئله فقط عموی من نیست. امثال عموی من زیاد هستند که بدون هیچ جرمی در ترکمنستان زندانی هستند. ما مانده‌ایم که به چه کسی باید مراجعه کنیم و حرفمان را به چه کسی باید بزنیم. هیچ نهادی به ما کمکی نمی‌کند. من حاضر هستم هر کس را که مایل باشد بیاورم تا خانه و زندگی عمویم را ببیند.این مسئله را تا الآن از کجاها پی‌گیری کرده‌اید؟تا الآن به مجلس مراجعه کرده‌ایم؛ ۴ بار به وزارت خارجه رفته‌ایم؛ به هر کجا که باید نامه می‌دادیم، نامه دادیم. اما هیچ‌کس تا الآن درد ما را دوا نکرده است. خود من هم یک کارگر ساده هستم و پنج فرزند دارم. پدر من [و برادر زندانی] هم پیر است. خود من که برادرزاده‌اش هستم الآن شش ماه است دارم پی‌گیری می‌کنم که آیا می‌توانم به ملاقات عمویم بروم یا نه. یک‌جا می‌گویند باید از وزارت خارجه نامه بگیرم. یک‌جا می‌گویند اصلاً به برادرزاده اجازه ملاقات نمی‌دهند. نمی‌دانیم حرف چه کسی را باور کنیم.من از مسئولین تقاضا دارم به وضعیت ما رسیدگی کنند. قرار بود زندانیان را تبادل کنند، اما از آن هم هنوز خبری نشده است. تعجب می‌کنم که چرا مسئولین کاری برای ما انجام نمی‌دهند. این همه من به وزارت خارجه مراجعه کردم؛ هر بار می‌گویند دو ماه صبر کنید، سه ماه صبر کنید.ماه رمضان گذشته آمدیم مجلس، گفتند بروید وزارت خارجه. وزارت خارجه به ماه قول دادند که صددرصد تا سه ماه دیگر زندانی‌ها به ایران منتقل می‌شوند. الآن آن ۳ ماه شده ۷ ماه، هنوز هم خبری نیست. حداقل قبلاً وزارت خارجه جواب به ما می‌داد. الآن جواب هم دیگر به ما نمی‌دهند.اوایل دی‌ماه سال جاری (۹۵) تعدادی از خانواده‌های زندانیان ایرانی در ترکمنستان بار دیگر مقابل وزارت خارجه تجمع کرده و خواستار انتقال عزیزان‌شان به ایران شدندباز هم می‌گویم. فقط عموی من نیست. الآن حدود ۱۰۰ ماهی‌گیر ایرانی را هم ترکمنستان زندانی کرده است. ضامن‌هایی که عمویم برای وام به بانک معرفی کرده بود، هر روز دم خانه عمویم می‌روند. عمویم هم نه زمینی دارد که بفروشد و نه پول از جای دیگری دارد که پول بانک را بدهد. همان وامی را هم گرفته بود و تبدیل به دلار کرده بود و با آن تجارت می‌کرد، در ترکمنستان از او مصادره کردند و پارچه‌هایش را هم از او گرفتند.به بانک‌ها هم مراجعه کردیم؛ از رئیس بانک خواهش کردیم؛ از فرمانداری و از جاهای دیگر نامه بردیم که ما از هر راهی که شده، حتی اگر لازم باشد از راه گدایی، اصل وام را پرداخت می‌کنیم، از مردم کمک می‌گیریم از خیرین کمک می‌گیریم؛ اما بانک می‌گوید این‌ها پول‌های مردم است، بیت‌المال است، باید تا ریال آخر آن را بدهید. زن‌عموی خودم هر روز دم خانه‌شان نامه می‌آید که چون وام را پرداخت نکرده‌ای باید بروی زندان. من خواهش می‌کنم این‌ها را رسانه‌ای کنید تا همه بدانند مشکلات ما یکی و دوتا نیست.منبع :‌ مشرق ]]> سیاسی Tue, 17 Jan 2017 08:50:33 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcbgwbfzrhbs8p.uiur.html واقعیت‌های پس از فوت مرحوم هاشمی http://www.nedayeenghelab.com/vdcjyoetiuqeivz.fsfu.html به گزارش ندای انقلاب، هادی محمدی طی یادداشتی نوشت: مرحوم هاشمی رفسنجانی با توشه‌ای از سوابق طولانی مبارزه و تلاش‌های فراوان و در جایگاه‌های حساس چه پیش از انقلاب و چه پیش از آن اکنون در پیشگاه خداوند قرار دارد و بهترین ابراز محبت به او طلب مغفرت برای آن فقید است.فقدان شخصیتی در جایگاه آقای هاشمی بلاشک تاثیر واقعی در عرصه‌های داخلی و خارجی به جای می‌گذارد که با پرهیز از رفتارهای صفر- صدی می‌توان به برخی از آنها اشاره کرد. در طی یک هفته از فوت آن فقید رفتارهای افراطی برای تقدیس شخصیت‌های هاشمی تا حدی که او را در تراز امام خمینی (ره) قرار دهند و یا اینکه این رخداد تاثیر برانگیز را برای تسویه حساب‌های سیاسی و سرزنش منتقدین او قرار دهند. حکایت از دو واقعیت دارد. حکایت اول اینکه درست است که آقای هاشمی یک رکن انقلاب و کشور بود ولی قیاس تملق آمیز و غیرعادی از شخصیت‌ وی و برخی توصیفات از سیره آن فقید و یا مراسم‌های یک هفته گذشته بیشتر به موج سواری و کاسب‌کاری شباهت دارد که معمولا حاصل آن ویژه‌خواری است.حکایت دوم این است که منتقدین مرحوم هاشمی در چند دهه گذشته دو دسته بودند. دسته اول با معیارهای حزبی و جناحی و سهم‌خواهی‌های سیاسی از دهه هفتاد آن مرحوم را تحت فشار قرار دادند و هدف آنها این بود که تا با منفعل کردن مرحوم هاشمی از وی چتری برای سیاست‌ها و اندیشه‌های خود بسازند و دسته دوم بر اساس معیارهای اسلامی و انقلابی و رخدادهای دهه هشتاد و نود که اوج آن فتنه ۸۸ بود و یا به سبک اندیشه و زندگی یک شخصیت بزرگ سیاسی که از معیارهای امام خمینی فاصله داشت، خرده می‌گرفتند.دسته اول ضمن اینکه فاصله فکری خود و مرحوم هاشمی را حفظ کرده‌اند تا حد امکان سعی دارند از ظرفیت‌های سیاسی یک رخداد عاطفی، مزیت سیاسی و انتخاباتی بسازند و شرایط را برای تولید رای فراهم کنند. مسئله این است که فقدان مرحوم هاشمی عنصر همگرا کننده و گاه حمایتی از آنها را حذف خواهد کرد و شناسنامه و هویت این جریان‌های فکری و سیاسی عریان می‌شود و حاشیه امنیتی و سایه‌ای برای پنهان شدن را از دست می‌دهند ولی نمی‌خواهند از آخرین فرصت فضای احساسی فوت ایشان محروم شوند و دست به هر کاری می‌زنند. برخی از این جریان‌ها از ارث اندیشه اشرافی‌گری در حکومت نمی‌توانند چشم‌پوشی کنند. برخی دیگر از نوع نگاه‌های جدید- قدیم مرحوم هاشمی به غرب و به ویژه آمریکا نمی‌توانند صرف نظر کنند و برخی نیز مرحوم هاشمی را بهانه کرده‌اند تا بر انقلاب و اسلام و سیره امام خمینی (ره) تبصره بزنند و اندیشه‌های تجدید نظر شده خود را در مقوله‌های سه گانه (انقلاب، اسلام و امام) حفظ کنند و یا رونق دهند.با همه موج‌سواری‌ها و بهانه‌سازی‌ها و.. جریان‌های یاد شده لنگرگاه مستحکمی را از دست داده‌اند و ویژه‌خواری، بهره‌مندی از چتر حمایتی، حاشیه‌ امن‌سازی و توجیه اندیشه‌های تجدید نظر شده از شرایط قبل برخوردار نیستند. اگرچه وجهه همت بسیاری از این جریان‌های سیاسی دست یافتن به آراء انتخاباتی در سال آینده است ولی در درون خود به این دغدغه می‌اندیشند که وقتی با کارنامه این چهار سال و حمایت و هدایت مرحوم هاشمی در سال‌های گذشته نتوانسته‌اند برگ آبرومندی از کارآمدی و وجاهت به جامعه ارائه کنند در چهار سال دوم ریاست جمهوری حتی اگر پیروز هم بشوند با مشکل بسیار بزرگتر از شکست کارآمدی روبرو خواهند شد و آن این است که با یک شکست گفتمانی هم مواجه می‌شوند و برای سال‌های سال نمی‌تواند قد علم کنند.این احتمال در برخی مواضع آمریکایی‌ها وجود دارد که جریان‌های با رویکرد غربی نمی‌توانند (شاید نباید) در انتخابات سال آینده پیروز شوند و برای حفظ ظرفیت‌های خود باید در اپوزیسیون باقی بمانند ولی جریان انگلیسی که اکنون به جز پرونده ایران نقش فعال‌تری در پرونده‌های منطقه‌ای به عهده گرفته تا آمریکا به دغدغه‌های چین و جنوب شرق آسیا بپردازد حاضر نیست فرصت‌های فتنه سازی در انتخابات ۹۶ در ایران را از دست بدهد و حمایت از آنها را ضروری می‌داند. دلیل آنها این است که با فقدان مرحوم هاشمی جریان‌های غربزده که از یک همگرایی نسبی برخوردار بودند به سرعت و بنا به خاصیت سهم‌خواهی جناحی و باندی و شانه خالی کردن از کارنامه ناکارآمدی در حکومت‌داری، به شرایط واگرایی و تضاد می‌رسند و ظرفیت‌های یکدیگر را تضعیف می‌کنند لذا بهترین گزینه برای حفظ جریان‌های تنش‌ساز با حاکمیت و نظام این است که خیز برای کسب چهار سال دوم ریاست را هم حفظ کنند و این بار در ترکیب حکومتی به عناصر فتنه ۸۸ سهم بیشتری بدهنددلیل آن است که جریان کارگزاران با فقدان مرحوم هاشمی بیشترین صدمه را خواهند دید و سازمان خود را از دست می‌دهد و از سوی دیگر آنچه برای انگلیسی‌ها به شکل خاصی و غرب به شکل عام اهمیت دارد این است که تجدید نظر طلبان که سیاست و اقتصاد و فرهنگ را از نوع غربی در فکر و جان خود نهادینه کرده‌اند باید در سال‌های آینده به تدریج آن را در سیاست‌های حکومتی بپردازند و شالوده رویکردهای نظام را در بخش‌های مختلف به چالش بکشند. اگر در ۴ سال اخیر فقط در بخش اقتصاد، لیبرالیسم اقتصادی برخی جلوه‌های خود را دنبال کرده و اقتصاد مقاومتی را در آرشیو قرار داده در چهار سال دوم ریاست، سیاست منطقه‌ای و سیاست‌های امنیتی و توانمندی‌های ملی باید با استانداردها و نیازهای غربی هماهنگ شود. این گمانه‌زنی‌های غربی در حالی است که طیف جریان هایی که خود را در چتر مرحوم هاشمی معرفی می‌کردند و یا بهره‌مند می‌شدند از عوامل و انگیزه‌های کافی برای همگرایی برخوردار نیستند. تجدید نظر طلبان، سهم خود را در رای‌سازی برای دکتر روحانی، بنیادین می‌دانند و حاضر نیستند سهم خود را به دکتر روحانی و یا کارگزاران بدهند. نکته دیگر اینکه طیف جریان‌های فوق با نگرانی جدیدی روبرو هستند که عوامل چالش‌ساز برای برنامه‌های خود را بیش از گذشته می‌بینند. آنها اینگونه ارزیابی می‌کنند که در دوره اوباما و وزیر خارجه خندان وی که بیشترین هماهنگی‌ تاکتیکی با آنها را داشته و آنها را تا حدودی سرپا نگه داشته است با آمدن ترامپ و رویکردهای غیرتعاملی و انحصارطلبانه و آمریکا محور با مشکلات و شاید رسوایی بیشتر خواهد بود.شاید در یک تحلیل خاص، ریشه بیشتر مشکلات اقتصادی، فرهنگی، ارزشی، اجتماعی و سیاسی در کشورمان ما بتوانیم در رویکردهای اشرافی‌گری و ویژه‌خواری بدانیم که مولد نوع خاصی از مدیریت کلان سیاست‌های کلان حکومتی، رفتارهای اقتصادی و پیامدهای اجتماعی و فرهنگی باشد.وقتی راهبرد بزرگان کشور از دهه ۷۰ از استمرار انقلاب به حفظ جمهوری اسلامی تنزل پیدا می‌کند و ساخت کشور به گسترش مفاهیم انقلاب که نوع جدیدی از کشورسازی است ترجیح می‌یابد، از درون آن با سرعت به پدیده‌های اشرافی‌گری، رفاه طلبی، همزیستی با دشمن، کوتاه آمدن از شعارهای انقلاب و امام و اسلام و ویژه‌خواری می‌رسیم که جلوه‌های خود را از اواخر دهه ۷۰ نشان می‌دهند و گسترش می‌یابند به طوری که نجومی‌گری، ثروت، حقوق، جایگاه، املاک، قدرت، جای ایثار، خدمت، ابتکار، مقاومت، مقابله با دشمن و پایبندی به اصول انقلاب و اسلام و امام (ره) را می‌گیرند و قابل توجیه می‌شوند.حاصل این پدیده الیت‌های فاسد، طبقه مرفه و بی‌درد، اندیشه‌های راحت‌طلب، جامعه‌ای محروم و در معرض آسیب‌های گوناگون، فراموش شدن صاحبان اصلی انقلاب به تاریخ سپردن اندیشه‌های امام و انقلاب و صدها مشکل اقتصادی و فرهنگی و سیاسی است.واقعیت اصلی این است که باید بنا به روایات و احادیث از رخداد مرگ، عبرت بگیریم و هم محاسبه در نفس و هم محاسبه جامعه و کشور را سرفصل جدیدی از روزشمار انقلاب قرار دهیم. اگر دنیاپرستی عامل اصلی همه خطاهاست و اشرافی‌گری و ویژه‌خواری اقتصادی و سیاسی و اجتماعی، فساد در فرهنگ و اندیشه را می‌سازند، بهترین عبرت آن است که در تمامی کشور دست به یک خانه‌تکانی بزنیم تا برای آن مرحوم فقید هم صالحات الباقیات ثبت کرده باشیم. واقعیات فراونی وجود دارد که همگی باید بدان تاکید و بدان بپردازیم.انسان‌ها چه خوب و چه بد، با فوت و مرگ خویش آثاری به جای می‌گذارند ولی میزان اثرگذاری آنها به تناسب بزرگی و کوچکی موفقیت آنهاست و فقدان آقای هاشمی رفسنجانی از این قاعده مستثنی نمی‌باشد.منبع: فارس ]]> سیاسی Tue, 17 Jan 2017 08:31:32 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcjyoetiuqeivz.fsfu.html چماق وطن دوستیِ وطن پرستان بر سر میهن http://www.nedayeenghelab.com/vdcfxcdmyw6dtya.igiw.html به گزارش ندای انقلاب،‌ جملاتی از این دست را بارها و بارها شنیده ایم. آیا اگر دین و دیانت و سیاستِ دینی نبود، منافعِ ملّی بهتر و راحت تر حفظ می شد؟ آیا سیاستِ میهن پرستانه متضّادِ با سیاستِ مذهبیست؟ آیا سیاستِ میهن پرستانه، سیاستِ دفاعی کم هزینه تری را نتیجه می دهد؟ آیا ملّی گرایی-در صورت وجود تضّاد با دین گرایی- برای منافع ملّی مفیدترست تا سیاست مذهبی؟ آیا میهن پرستی همان نژادپرستیست،آن هم در مملکتی با تنوع نژادی ما چه قبل و چه بعد از اسلام؟ بر فرض مثبت بودن جواب تمام سؤالات بالا، از آنجا که دید ما نسبت به دین ابزاری نبوده و نیست، لذا سیاستهای ما -بر اساس ایده آلهای نظام اسلامی- قرار نیست ۱۸۰ درجه متفاوت باشد در مقابل حالت عکس آن، یعنی منفی بودن تمامی جوابها. به عبارتِ دیگر دیدِ ما به مسائلِ فوق الذّکر استراتژیک و راهبردیست و نه تنها تاکتیکی. ولی از آنجا که تمامیِ مردم ما این رویکرد را نداشته و احیاناً ممکن است با نگاهی سکولار و اصطلاحاً ملّی گرا به مسائلِ سیاسی بنگرند لذا در این مقاله سعی شده بر اساس اشتراکات نظری طرفین به بررسی برخی شیوه هایِ بازدارندگیِ دفاعی پرداخته شود، که آیا با فرض تضادِّ دیدگاه هر دو طرف در تصمیم سازی ها و تصمیم گیری های دفاعی و سیاسی و.... باز هم بر سر موضوعی مانند فلسطین، مانند سوریه، مانند عراق استراتژی یکسانی اخذ خواهد شد، حتّی اگر هر دو طیف میهن پرست و وطن دوست باشند؟ و اصولاً آیا دیدِ سیاسیون به مقوله های فوق الذّکر باید استراتژیک باشد یا تاکتیکی؟ با فرضِ اوّل یعنی استراتژیک بودن موضوع که بحث تمام است و امّا با فرض دوّم یعنی تنها تاکتیکی دانستن موضوع، آیا تاکتیکِ دفاعیِ ارزانتری در حال حاضر موجودست یا نه؟ اوّل: آنکه شرائط و جغرافیای کشورها مهمّ اند نه نژاد ساکنینشان. دوّم: آنکه در صورت دشمنی از سوی یک کشور آیا باید تمام مردمش را، تمام طیفهای سیاسیش را- که معمولاً متّضادِّ با یکدیگر و یا حدّاقل متفاوتِ از یکدیگرند- با حمله یِ همه جانبه و دشمن دانستنشان در کنار یکدیگر قرار داد و آنها را علیهِ خود متّحد کرد؟! این کار علاوه بر آنکه هزینه یِ رویارویی با آسیبِ طرفِ متخاصم را بالا می برد، دشمنیِ او را نیز تقویّت میکند. بطور مثال شوروی در شرائطِ بعد از جنگِ اوّلِ جهانی، کلِّ کشورِ انگلیس را مورد حمله(نه لزوماً نظامی) و دشمنی قرار نداد. بلکه جریان هایِ مبارزِ علیهِ نظامِ سیاسیِ حاکم را تقویت کرد(۱). نه اینکه جریان هایِ مبارز را هم دشمن بپندارد و آنها را با نظامِ سرمایه داریِ حکومتِ انگلیس یکسان بگیرد و در کنارِ هم قراردهد، صرفِ آنکه آنها هم انگلیسی هستند! سیاستِ مشابهِ آنرا آمریکا کم و بیش در ایران اجراء می کند و ایضاً انگلیس. سوّم: آنکه مگر ایران باستان تنها فارس زبانان بودند؟ مگر تنها آرییان بودند؟ مگر نه اختلاطِ نژادیِ فراوان را در عصر هخامنشی از سنگنبشته هایِ تختِ جمشید با چند زبانِ متفاوت میتوان فهمید و ایضاً از تنوّعِ هنری معماریِ آشوری و ایلامی و چه وچه یِ این بنا. از این گذشته آیا هر ایرانی نژادی از هر عرب نژادی برای این سرزمین مفیدتر بوده؟ آیا مرحومِ کاشف الغطاءِ عرب زبانِ عرب نژاد با حمایت از حکومت و مردمِ ایران و نیروهایِ مردمیِ ایران در دوره ی ِ ننگینِ قاجار(جنگهای ایران و روس در زمان فتحعلیشاه) مانع از دست رفتنِ باقی مملکت به دست روس ها نشد؟ مانع از پاره پاره تر شدنِ میهن به دستِ اجانب نشد؟ و آیا اگر بحث نژاد مطرح بود و ولایتِ آن مرحوم را ایرانیانِ شیعه نمی پذیرفتند، ایران ایرانستان نمی شد؟ آیا برخی خوانینِ خائن و فریب خورده یِ ایرانی(محمدتقی خان بختیاری) تحت تاثیر هنری لایاردِ انگلیسی نبودند که مانعِ توجّه و رسیدگیِ بموقعِ حکومتِ مرکزیِ قاجار به غائله یِ افغانستان(بعد از فتحعلیشاه) و نتیجتاً عدمِ بازپس گیریِ استانِ افغان از اجانب شدند(۲)؟ آیا باید آن فئودالِ ایرانی نژادِ عجم را صرفِ اصالتِ ایرانی برتر از کاشف الغطاءِ عرب دانست؟ براستی مدّعیانِ وطن دوستِ به اصطلاح ملّی گرایِ امروز با ایدئولژیِ معروفِ خود اگر در آن برهه از تاریخ حضور داشتند و افکار خود را عملی میکردند چه میشد؟ آیا دیدِ ناسیونالیستیِ افراطیِ غیر دینی برای حفظِ کیانِ این آب و خاک مفیدتر بوده و خواهد بود یا اعتقادِ عملی به شریعتِ محمّدی؟ چهارم: بدبختی و فلاکتِ مالی و اقتصادی سخت است ولی ناامنی و بحرانِ آوارگانِ جنگی و... از آن سخت تر و هیچ کشور و حکومتی صرفِ مشکلاتِ اقتصادی، هزینه یِ دفاعی خود را به صفر نمی رساند. ضمنِ آنکه با توضیحاتی که در بالا بخشِ دوّم داده شد باید دانست که اتّفاقاً هزینه هایِ دفاعیِ ایران با این ترفندها کاهش یافته چرا که علاوه بر مسئله یِ اتّحادِ بینِ مردمِ کشورِ مقابل که مطرح شد، هزینه یِ جنگِ تمام عیار در خاکِ خودمان، هم از لحاظ نظامی پر هزینه ترست و هم به تخریب زیر ساختها می انجامد. در بازدارندگی هر چه هزینه یِ نظامیِ خود را کاهش و هزینه یِ نظامیِ دشمن را افزایش دهیم احتمال تهاجم به کشور را ضعیفتر کرده و ضریب امنیّت را بالاتر برده ایم. تجزیه و تحلیل هایِ بالا جدایِ از این تحلیلِ کاملاً دینی ایست که طبق آن باید به افراد فرصت هدایت و بازگشت داد، تحلیلِ مذهبی و دینی بدین مفهوم: بطور مثال در کشوری مانند فلسطین که به غلط گفته می شود در جنگ تحمیلی کنار صدّام بوده(تنها بخشی از نیروهای یاسر عرفات) در حالیکه در بدترین حالت هم تمامی فلسطین طرفدار صدّام و حکومت منحوس سعودی_حامی اصلی صدّام در جنگ تحمیلی_ نبوده و نیستند. پس با عینک دینی مذهبی و رویکرد اخلاق مدار باید به اهالی این سرزمین فرصتِ پرداختنِ بیشتر به حقّ و خیر و خوبی داد و به منحرفینِ سیاسی و اعتقادی-عمدتاً در تشکیلات خودگردان و جنبش فتح-فرصت بازگشت. نه اینکه بگذاریم آنها در دامان سگِ دست پرورده ی انگلیس، سعودیِ پلید بمانند و بدتر از آن، باقی اهالی سرزمین پیامبران را نیز به آغوشی ببریم که دستِ استعمار و استکبار از آستینش بیرون آمده. نه اینکه در پازلِ شیطانیِ لارنس و مستر همفر انگلیسی، خود مجّانی مهره چینی کنیم و بلای جان بخریم، مهره چینی ای تلخ و گران قیمت برای ما و مجّانی و شیرین برای روباه پیر. پس سیاستِ جمهوریِ اسلامی تقویّت و یا حتّی تشکیلِ جریانی مقابلِ جریانِ عرفاتِ خائن و امثالهم است. چه بسا فریب خوردگانِ خالص و مبارزی در چنین احزاب و گروههایی باشند که شیفته یِ مقاومت بوده و بدین طریق راهی برای مقاومت خالصانه بیابند. این شیوه یِ برخورد با کشوری که دشمنیِ علیهِ شما هم در آن یافت می شود، علاوه بر محاسن یاد شده حُسن دیگری نیز دارد و آن «جامعه سازی و بقاءِ گروهی با تفکّر موافقِ» شماست در آن سرزمین و نتیجتاً احتمالِ افزایشِ عمقِ استراتژیکِ کشور. حال خود قضاوت کنید، حتّی اگر فلسطین سرزمین پیامبران نبود، این کشور و نگین ادیان ابراهیمی اش(قدس) مقدّس نبود،اگر محلّ اتّصال سه قارّه نبود و یا اصلاً این مطلب مهمّ تلّقی نمی شد، باز هم این راه بهترین راه نبود؟ آیا در دوره یِ جنگِ سرد، بینِ دو بلوک غرب و شرق، شوروی هر کشور بلوکِ غرب را تماماً دشمن می پنداشت و جریانهای سوسیالیستی و احزابی مثل حزب توده ی ایران را(در زمان پهلوی) تقویّت نمی کرد. همچنین آمریکا در کشورهای بلوک شرق و حتّی خود شوروی،اگر تمامی مردم شوروی را دشمن می پنداشت،آیا با آن هزینه ی کم قادر به حذفِ حریف و رقیبِ سنّتی خود می شد؟! ضمناً تمامی مطالب گفته شده بدون لحاظ این مسئله بود که، تضادّ منافع ما با آمریکا و حتّی دشمنی اعتقادیشان با ما بطور علنی و بی پرده بارها و بارها گفته شده و راه جلوگیری آسانتر و ارزانتر تهاجم این دشمنِ قدّار به خاکمان، فشار بر قلبِ سرزمینیِ صهیونیسمِ جهانی یعنی اسرائیل است. صهیونیسمی که خود پدر معنوی آمریکاست. چه در تسخیر و غصبِ سرزمینی به همین نام که آنرا به دروغ کشف می خوانند و چه از غاصبِ آن (کلمب فراماسون)که به دروغ کاشف می خوانندش. از نمادهایی که در پرچمش یافت می شود گرفته تا نامگذاری پایتختش واشنگتن دی سی مخفّف Capital David به معنی پایتخت داوود که از نام مقدّس حضرت داوود(ع) گرفته شده یهودی و صهیونیستیست. پس اسرائیل دردانه ی شیطان بزرگ و راه مهار شیطان بزرگ داشتنِ شمشیرِ داموکلسی تیز و برّنده بر سر این دردانه است. لوازم ساخت و حفظ این شمشیر شامل ۱:حزب ا... لبنان ( راه تقویّت و تامین آن سوریه است، از دست رفتن سوریه از دست رفتن حزب ا... و نتیجتاً شکسته شدن این شمشیر است.) ۲:خودِ حکومت سوریه و بشّار اسد. ۳: هر جنبش و گروهِ قائل به مقاومتی در فلسطین چه در باریکه ی غزه باشد و چه در کرانه ی باختری(ممکن است مصادیقِ آن در اثر پیچیدگی های سیاسی تغییر کنند، به عبارت دیگر هر جریانی ریزش ها دارد و رویش ها) و ۴:..........؟ انشاءا... در اثر تدابیر نظام منتظر موارد چهارم و پنجم هم باشیم تا این تیغهای برّنده بیشتر، قویتر و استوارتر گردند و منجر به افزایشِ هزینه ی تهاجم امّ الفسادِ زمانه به سرزمین پر مخاطره ی ایران شوند. اگر نباشد این لوازم بازدارندگی، مملکت مصداقِ حرفِ یکی از بزرگان سیاسیست که گفته بود: «آمریکا با فشار یک دکمه می تواند تمام سیستم دفاعی ما را مختل کند»!!!!!!!!!............ براستی عزیزانِ وطن دوستی که داعیه یِ نادرستیِ این سیاستِ نظام را به دلیلِ میهن پرستی و صَرفِ مبالغِ کلانی که بر دوش کشورست دارند، آیا راه حلّی سهل تر،هوشمندانه تر و ارزانتر از راه فوق سراغ دارند؟ آیا مدّعیانِ این نظر چاره اندیشی ای کرده اند برایِ راهِ حلّی بهتر و آسانتر، آنگاه داد سردهند که وایِ منافعِ ملّی،وایِ غرورِ ملّی،وایِ برتریِ ایرانیّت بر عربیّت!؟ آیا فراموش کرده اند شمار شهدای ما را در عملیاتهای خیبر و کربلای چهار و........ ؟ و آیا نمی دانند اگر نبود مسلمانیِ مردمِ عراق و تاثیر پذیریِ از اسلامگرایانِ ایرانی(۳)، ضدّیت و دوگانگیِ ایرانی عرب قیچیِ تیز و برّنده ای می شد تا ببرّد سینه ی ایرانی و عراقی را بیش از آنچه که برید(سوایِ از آنکه مردمانِ بیشتری را به قعر جهنّم سوق می داد و شاید می برید زنجیر انقلاب را که اتّصالِ زمانه ی ما بود به زمانه یِ انبیاء) ؟ آیا هم میهنانِ نژاد پرست و ملّی گرایِ ما نمیدانند، اگر تفکّرشان در جنگ جایگزین تفکّرِ تشیّعِ علوی بود خسارات ما بسیار بیشتر می بود، چرا که دشمن را قوی تر و خود را ضعیف تر می کردیم؟ در آنصورت آیا تصوّر کرده اند جدایِ از افزایشِ خساراتِ جنگ، دشمنیِ مقطعی با حکومتِ منحوسِ بعثی را به دشمنیِ دائمی و تاریخی با ملّت جنگ ستیز عراق تبدیل می کردند؟ ملّتی که قبل از جنگ سوّم جهانی(۴) بسیاری از افسران ضدّجنگ ارتشش را از دست داد(۵)، ملّتی که بسیاری از سیاسیونِ ضدِّ جنگش را داد(۶)، ملّتی که بسیاریشان آوارگیِ مخالفتِ با حزبِ بعث را کشیدند تا گواهی باشند تاریخی بر بیزاریشان از این واقعه یِ شوم. ۱:«نگاهی به تاریخ جهان» جلد۳ جواهر لعل نهرو۲: برداشتی برگرفته از مطالب«سفرنامه ی لایارد» اوستین هنری لایارد و سایت ویکی پدیا۳:تشکیل سپاه بدر۴:همان جنگ تحمیلی ۸ ساله یا دفاع مقدّس، که به خاطر اتّحادِ دوباره ی چپ و راست با یکدیگر بعد از جنگِ جهانی دوّم آنرا جنگِ جهانی سوّم نامیدیم، آن زمان برابر آلمان نازی و در این دوره علیه انقلاب اسلامی ۵: اعدام افسران ارتش عراق بدست بعثیها به خاطر طرفداری حسن البکر مخالف جنگ در دوره کودتای سال ۱۹۷۹ از سایتportal.anhar.ir۶:اعدام برخی سیاسیون عراق به علّت مخالفت با جنگ بطور مثال وزیر بهداری صدام بعد از عملیات فتح مبین.نگارنده: مهران راستی جونقانی ]]> سیاسی Tue, 17 Jan 2017 08:08:21 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcfxcdmyw6dtya.igiw.html آغاز فعالیت‌ انتخاباتی دولتی‌ها/ واعظی چه نقشی در ستاد انتخاباتی روحانی دارد؟ http://www.nedayeenghelab.com/vdcb9wbf9rhbsgp.uiur.html به گزارش ندای انقلاب، با نزدیک شدن به زمان برگزاری انتخابات، جریانات و فعالین سیاسی کشور به طور جدی‌تری به صحنه رقابت‌ها آمده و برای گزینه‌های انتخاباتی خود شروع به تبلیغ و سازماندهی نیرو می‌کنند. از سوی دیگر، طبق قانون، انجام فعالیت های انتخاباتی در جهت حمایت یا مخالفت با هرکدام از نامزدهای انتخابات توسط برخی اشخاص که دارای مسئولیت‌های دولتی و نظامی هستند ممنوع بوده و این افراد حق فعالیت تبلیغی ندارند. ماده ۱۶ سیاست های کلی انتخابات که چندماه قبل توسط رهبری عزیز انقلاب ابلاغ شد نیز به روشنی به این موضوع اشاره کرده است. در این ماده آمده گروه های زیر را از شرکت در فعالیت های تبلیغی نامزدها منع کرده است: "ممنوعیت ورود نیروهای مسلح، قوای سه گانه اعم از وزارتخانه ها و دستگاه های تابعه آنها، دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی، سازمان ها، نهادها و شرکت های دولتی و نهادهای عمومی در دسته بندی های سیاسی و جناحی انتخاباتی و جانبداری از داوطلبان." اما براساس اخباری که به‌گوش می‌رسد، جنب و جوش های انتخاباتی درون کابینه چندوقتی است که شروع شده و وزرای دولت بجای اینکه تمامی تلاش و وقت خود را صرف خدمت به مردم کنند، در سفرهای خود به استان‌های مختلف به دنبال جلب رای مردم در حمایت از رئیس جمهور فعلی هستند. اتفاقی که قطعا مغایر سیاست های انتخابات و قانون است. در ادامه به تعدادی از فعالیت های انتخاباتی محمود واعظی، وزیر ارتباطات و فناوری ارتباطات دولت روحانی در چندماه گذشته اشاره می‌کنیم: برای دیدن جدول اینجا کلیلک کنید.این مطالبی که مطرح شد تنها بخشی از اظهارنظرهای انتخاباتی سیدمحمودواعظی وزیر ارتباطات کابینه روحانی است که در حمایت از حسن روحانی بیان شده است و با بررسی سفرهای استانی وی به موارد بیشتری می‌رسیم. دراین رابطه محمدنبی حبیبی با اشاره به شائبه فعالیت تبلیغی وزرای دولت با استفاده از بیت‌المال گفت: اخیرا آمد و شد وزرا به استانها و شهرستانها زیاد شده است. اگر این رفت و آمدها انتخاباتی باشد چیز خوبی نیست اما اگر برای بررسی امور مردم باشد باید از آن استقبال کرد منتهی باید پرسید چرا این تحرکات را از اول تشکیل دولت در این حجم انجام ندادند؟ اما آنچه در این روزهای پایانی عمر دولت تدبیر و امید برای مردم مهم است ارائه کارنامه شفاف از دستاوردهای دولت در ۳ و نیم سال گذشته و تاثیرات آن بر زندگی مردم است. بنابراین قطعا اگر دولتی‌ها از این فرصت اندک باقی مانده نهایت استفاده را برای خدمت رسانی بیشتر به مردم به کار بندند، دستاوردهای دولت یازدهم برای مردم ملموس تر خواهد بود و از حیطه شعارزدگی در خواهد آمد.منبع :‌ مشرق ]]> سیاسی Mon, 16 Jan 2017 14:12:20 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcb9wbf9rhbsgp.uiur.html یک سال گذشت؛ غول از چراغ جادوی برجام بیرون نیامد http://www.nedayeenghelab.com/vdcaoanea49nmw1.k5k4.html به گزارش ندای انقلاب، یک سال گذشت؛ یکسال از آغاز اجرای توافقی گذشت که قرار بود اقتصاد کشور را متحول کرده و سبب رونق همه‌جانبه شود. سال پیش در چنین روزهایی بود که با سلام و صلوات، ایران و شش کشور طرف مذاکره، به همراه اتحادیه اروپا، روند اجرایی توافق هسته‌ای را اعلام کرده و با عمل تهران به تعهداتش، نوبت به غربی‌ها رسید تا وعده‌ها را اجرایی کنند. در عرصه سیاست، یک سال زمان کوتاهی نیست. طولانی‌تر از بسیاری از اتفاق‌هاست. وقت زیادی است برای آنکه مسئولان به وعده‌های خود عمل کرده و آنچه گفته‌اند را پیاده کنند. چنین است که امروز پس از یک‌سال باید از دولت یازدهم پرسید که حال و روز برجام را یک سال پس از اجرای آن چطور می‌بینند و آیا هنوز هم مانند سال گذشته، به تاثیرات مثبت آن بر معیشت مردم باور دارند؟از خوش‌بینی روحانی تا گلایه‌های تدریجی مدیران دولتیحسن روحانی رئیس‌جمهور کشورمان، روز ۲۳ تیر ۱۳۹۴ یعنی روز امضای توافق هسته‌ای، گفته بود: «در روز اجرای توافق، تمامی تحریم‌ها، حتی تحریم‌های تسلیحاتی، موشکی هم به صورتی که در قطعنامه بوده، لغو خواهد شد. تمام تحریم‌های اقتصادی شامل مالی، بانکی، بیمه، حمل و نقل، پتروشیمی و فلزات گرانبها به طور کامل لغو خواهد شد و نه تعلیق و حتی تحریم تسلیحاتی هم کنار گذاشته می‌شود، برای ۵ سال نوعی محدودیت و پس از آن لغو خواهد شد.» او ۱۰ روز بعد تاکید کرد: « آذر۹۲ گفتم ساختمان تحریم ترک خورده است و امروز در کنگره و سنا اذعان دارند که ادامه تحریم امکان‌پذیر نیست... همان‌طور که ساختمان تحریم‌ها ترک خورده، پایه‌های هرگونه تلاش برای برگرداندن همان فضای امنیتی نیز فروریخته و دیگر نمی‌توانند آن فضا را برگردانند.»او همچنین یکسال پیش در چنین روزی تاکید کرد: «از امروز پول‌هایی که متعلق به بانک های کشور بود و بواسطه تحریم در خارج مسدود شده بود در اختیار ملت قرار می‌گیرد. به نظر من شرایط آینده شرایطی نیست که آمریکایی‌ها بخواهند تحریم‌های گذشته را برگردانند. تحریم‌های نفتی و بانکی برمبنای قطعنامه‌های شورای امنیت بود که آن قطعنامه‌ها زمینه را برای آن ترک‌تازی‌ها برای افراطیون آمریکا آماده کرده بود، اما امروز دیگر این زمینه وجود ندارد و افکار عمومی جهان هم خریدار آنها نیست. در زمینه تحریم‌های مربوط به آمریکا آنچه مهم بود تحریم‌های ثانویه آنها بود و الا ما که روابط اقتصادی آنچنانی با آمریکایی‌ها نداشتیم و الان هم به آن صورت نخواهیم داشت. از امروز فروش نفت افزایش پیدا کرده است و همچنین در فعالیت‌های بانکی نیز کشور تاکنون هزینه‌هایی به ناروا متحمل می‌شد اما از امروز از طریق بانک‌ها هزار ال‌سی باز شده است.»وی در آخرین روزهای سال گذشته نیز افزود: «ما در سال ۹۵ بهاری را آغاز می‌کنیم که در آن بانک‌ها و بیمه‌های ما تحریم نیستند و می‌توانیم با کشورهای مختلف تجارت داشته باشیم و سرمایه‌گذاری‌ها در کشور ما آغاز شده و قراردادهای بسیار مهمی در سطوح مختلف با کشورهای دنیا به امضا رسیده است.» روحانی ۳۱ فروردین امسال هم تاکید کرد: « امروز زنجیرهای تحریم را گسسته‌ایم و رابطه خوبی بین بانک‌های ایرانی و جهان برقرار است و گشایش‌ها یکی پس از دیگری انجام می‌شود. بازسازی و نوسازی بعد از یک ویرانی، زمان می‌برد. فقط سه ماه از اجرای برجام گذشته اما برخی فکر می کنند ۳۰سال گذشته است. در این سه ماه ببینید چه گشایش‌های فراوانی ایجاد شده است؟»همه این وعده‌ها و خوش‌بینی‌ها به فرجام برجام درحالی بود که کمی بعد، حتی مدیریان ارشد دولتی نیز تصریح کردند که آورده توافق هسته‌ای برای کشور، «تقریبا هیچ» بوده است. علی‌اکبر صالحی رئیس سازمان انرژی اتمی گفت که «تهران به آنچه باید، متعهد است، اما تأخیری در طرف مقابل هست که مسئولیتش هم با خودش است.» ولی‌الله سیف، رئیس بانک مرکزی هم هشدار داد: «اگر اقدامات اخیر آمریکا علیه ایران منجر به رویارویی ایران با بانک‌های بین المللی شود توافق هسته‌ای شکست خواهد خورد.» محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه کشورمان هم اذعان کرد: «مردم ایران می خواهند نتیجه توافق هسته‌ای را ببینند. هنوز موانعی در این راستا وجود دارد و بخصوص بانک‌های بزرگ برای بازگشت به تجارت با ایران از ترس مجازات های بالای آمریکا تردید دارند.»شکاف برجامی در کابینهشیب گلایه‌ها از وضعیت اجرای برجام وقتی افزایش یافت که واشنگتن (علاوه بر برداشت ۲ میلیارد دلاری از محل دارایی‌های مصادره شده ایران در بهار امسال)، با تمدید قانون داماتو، صراحتا اقدام به نقض برجام کرد. از اینجا به بعد، حتی تیم دیپلماسی دولت هم حاضر به تایید آنچه در جریان مذاکرات هسته‌ای رخ داده بود، نبود.اوج شکاف در بدنه دولت در ارتباط با توافق هسته‌ای، آنجا بود که بخشی از صحبت‌های وزیر امور خارجه در جلسه کمیسیون امنیت ملی مجلس منتشر شد. صحبت‌هایی پرسروصدا که حاکی از اعتراف ظریف به اشتباه در حساب کردن بر قول وزیر خارجه ایالات متحده داشت. جواد کریمی قدوسی، کمی بعد، ابعادی دیگر از اختلافات میان ظریف و روحانی بر سر نحوه مذاکرات هسته‌ای و برجام را منتشر کرد و گفت: «آقای ظریف جایی می‌گوید من می‌خواستم خط قرمزهای رهبری را رعایت کنم؛ اما حسین فریدون کنار من می‌نشست و وقتی من می‌خواستم کنار خط ‌قرمزها بایستم، او با آرنجش می‌زد به پهلوی من و می‌گفت زود رد شو. ظریف می‌گفته من قول داده‌ام خط‌ قرمزهای آقا را رعایت کنم؛ اما فریدون می‌گفته بمال به هم و زود رد شو. به همین خاطر می‌گویم این توافق با عجله انجام شد که امروز آقای ظریف اعتراف می‌کند ما تلاش کردیم قانون داماتو و عدم تمدید را بیاوریم و آن خط قرمز بود، آن را مستند کنیم و آنها قول دادند و حالا هیچی. یک مورد عجله‌ای که گفتم اینجا بود.»این اختلافات در شرایطی بالا می‌گیرد که تنها چند روز به آغاز به‌کار دولت جدید آمریکا زمان باقیست. دونالد ترامپ، مستاجر جدید کاخ سفید، امیدها برای تداوم برجام را به ناامیدی تبدیل کرده و افزون بر خودش که در کمپین انتخاباتی، به صراحت حرف از پاره کردن برجام به میان آورده بود، اعضای کابینه‌اش نیز در نقد توافق هسته‌ای سخن گفته و آن را «ناقص» می‌خوانند. ادعایی که حکایت از تلاش برای از سرگیری دور تازه‌ای از گفت‌وگوهای هسته‌ای دارد. تهران البته در برابر چنین ادعاهایی، تاکید کرده که خبری از گفت‌وگوی دوباره نخواهد بود. همین بگومگوها، چشم‌انداز اجرای برجام را با وجود بدعهدی‌های مکرر آمریکا حتی در دوره باراک اوباما، به‌شدت تیره و تار کرده است.چه خبر از دستاوردهای برجام؟با این همه نباید از یاد برد که افکارعمومی از حسن روحانی می‌خواهد به وعده‌هایی که در حین و پس از مذاکرات هسته‌ای درباره پیامدهای مثبت برجام داده بود، عمل کند. مردم ایران می‌دانند که کشورمان برای به نتیجه رسیدن این توافق هزینه‌های زیادی را متقبل شده و فراتر از انتظار، بخش‌های مهمی از برنامه هسته‌ای خود را متوقف کرده است. به این ترتیب مسئولان مذاکره‌کننده هسته‌ای باید توضیح دهند که با وجود همه امتیازهای داده شده، سهم مردم از دستاورهای برجام چقدر است و چطور از حقوق ملت ایران دفاع می‌شود؟مگر قرار نبود برجام گشایش‌های بسیاری ایجاد کند؟ پس چرا یکسال پس از برجام، هنوز هم نگرانی از رشد ناگهانی قیمت ارز وجود دارد و نیز سایه رکود بر سر صنایع داخلی سنگینی می‌کند؟ چه اتفاقی افتاده که هنوز تجار ایرانی از مشکلات تبادلات بانکی گلایه می‌کنند و برخی مدیران دولتی دستاورد برجام را «تقریبا هیچ» می‌دانند؟ آیا نتیجه برجام و پر کردن قلب رآکتور هسته ای اراک، فقط ارسال یک ایرباس مرجوعی، به ایران و فرود تحقیرآمیز آن در مهرآباد بود؟حسن روحانی زمان زیادی برای پاسخگویی به مطالبات مردم درباره برجام ندارد، چراکه انتخابات ۹۶ نزدیک‌تر از آن است که رئیس‌جمهور همچنان چشم‌انتظار جادوی غول چراغ برجام بماند.نویسنده:علی رضاییپایگاه دیدبان ]]> سیاسی Mon, 16 Jan 2017 14:09:48 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcaoanea49nmw1.k5k4.html گزارش اندیشکده آمریکایی از راهبرد ضددسترسی ایران در منطقه + عکس http://www.nedayeenghelab.com/vdcjhoetauqeiyz.fsfu.html به گزارش ندای انقلاب،‌ اوایل آذر ماه سال ۹۵ سرلشکر «محمدحسین باقری» رئیس ستاد کل نیروهای مسلح در همایش فرماندهان نیروی دریایی ارتش به راه‌برد «منع دسترسی» ایران و تمرکز دشمن بر مقابله با این راه‌برد اشاره کرد و با بیان اینکه دشمن ادعا می‌کند ایرانی‌ها و چینی‌ها با همکاری هم راهبرد ممانعت از دسترسی را پیش‌می‌برند، گفت: «این راهبرد ماست و باید آن را توسعه دهیم تا شناورهای دشمن از سواحل فاصله بگیرند این راهبرد خودمان است و کسی به ما یاد نداده و راهبردهای دیگری هم داریم». مشرق قصد دارد تا به همین بهانه، طی این گزارش درباره دو راه‌برد «ضددسترسی» و «منع منطقه‌ای[۱]»، اعتراف آمریکایی‌ها به مهارت ایران در این دو راه‌برد و نقش هم‌کاری‌های منطقه‌ای و بین‌المللی در قابلیت‌های بازدارندگی ایران توضیحاتی را در اختیار مخاطبان قرار دهد. سرلشکر «محمدحسین باقری» رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، راه‌برد «منع دسترسی» ایران را ابتکارآمیز و مستقل از هر کشور دیگری توصیف کرده استامکانات ایران برای پیاده‌سازی ضددسترسی و منع منطقه‌ایراه‌بردهای ضددسترسی و منع منطقه‌ای آن‌قدر به هم مرتبط هستند که تقریباً همه جا در کنار هم می‌آیند. با این حال، این دو راه‌برد با یک‌دیگر متفاوت و در واقع کاملاً مجزا هستند. ضددسترسی به معنای اقداماتی است که یک کشور انجام می‌دهد تا به نیروهای نظامی دشمن اجازه ورود به منطقه را ندهد. این در حالی است که منع منطقه‌ای شامل اقداماتی می‌شود که یک کشور انجام می‌دهد تا آزادی فعالیت را از نیروهای نظامی دشمن که پیشاپیش در منطقه حضور و بلکه بر آن تسلط دارند، سلب کند.جمهوری اسلامی ایران به وضوح ابزارهای لازم برای هر دو راه‌برد فوق را در اختیار دارد و تا کنون آن‌ها را به کار نیز بسته است. برخی از این ابزارها عبارتند از: انواع شناورها و قایق‌های تندرو در خلیج فارس، تنگه هرمز و دریای عمان؛ پهپادهای شناسایی و مسلح بر فراز منطقه و مرزهای آبی و خاکی کشور؛ سامانه‌های هوشمند زمینی و بدون نیاز به کاربر (شامل رادار برای شناسایی و تجهیزات دفاعی برای درگیری در صورت لزوم)؛ موشک‌های کوتاه‌برد ضدکشتی؛ و غیره.در کنار این ابزارها، باید به موشک‌های دوربرد ایران نظیر «سجیل»، «عماد» و «قدر» با بردی در محدوده ۲۰۰۰ کیلومتر (و موشک‌های دیگری که به ادعای «مؤسسه سیاست خاور نزدیک واشینگتن» تا ۴۰۰۰ کیلومتر را نیز هدف می‌گیرد[۲]) نیز اشاره کرد که البته در چارچوب راه‌بردهای نظامی عموماً در طبقه‌بندی «بازدارندگی» قرار می‌گیرند و نه ضددسترسی و منع منطقه‌ای.تمرکز گزارش «مرکز ارزیابی‌های استراتژیک و بودجه‌ای» آمریکا بر منطقه حیاتی خلیج فارس و تنگه هرمز استبدون شک یکی از واضح‌ترین مواردی که قدرت ایران در پیاده کردن راه‌بردهای ضددسترسی و منع منطقه‌ای به خصوص در منطقه راه‌بردی خلیج فارس را به آمریکایی‌ها اثبات کرد، دستگیری دو قایق آمریکایی در اولین روزهای سال ۲۰۱۶ میلادی (اواخر دی ماه سال ۹۴) بود[۳]. این اتفاق مصداق بارزی بود که نشان داد تحرکات دشمن در منطقه و به خصوص هرگونه تعرض به مرزهای ایران، نه تنها شناسایی، بلکه با قدرت دفع می‌شود.آمریکایی‌ها درباره ضددسترسی و منع منطقه‌ای ایران چه می‌گویندقابلیت‌های ایران در ضددسترسی و منع منطقه‌ای از سال‌ها قبل موضوع گزارش‌های متعددی در اندیشکده‌ها و رسانه‌های شناخته‌شده آمریکایی بوده است. یکی از مفصل‌ترین گزارش‌ها در این‌باره را «مرکز ارزیابی‌های استراتژیک و بودجه‌ای» تحت عنوان «از بیرون به درون: عملیات از دور برای غلبه بر تهدیدهای ضددسترسی و منع منطقه‌ای ایران[۴]» و با چهار فصل به نام‌های «از اعزام سریع تا حضور دائم»، «ضددسترسی/منع منطقه‌ای با ویژگی‌های پارسی»، «عناصر یک مفهوم عملیاتی ظرفیت‌ساز [عملیات] از بیرون به درون» و «طرح‌هایی برای تقویت یک مفهوم عملیاتی ظرفیت‌ساز» منتشر کرده است. در این‌جا، خلاصه‌ای از این گزارش و بخش‌های مهم دومین فصل از آن را مورد بررسی قرار خواهیم داد که ذکر این نکته نیز حائز اهمیت است که مشرق صرفا جهت اطلاع نخبگان و تصمیم‌گیران عرصه سیاسی کشور به این گزارش پرداخته و دیدگاه‌ها، ادعاها و القائات این گزارش‌ هرگز مورد تأیید مشرق نیست.برای دانلود گزارش کامل،روی این نوشته کلیک کنید.نویسندگان گزارش مرکز ارزیابی‌های استراتژیک و بودجه‌ای پیش از هر چیز به سرمایه‌گذاری ویژه ایران در «قابلیت‌های جدیدی که می‌تواند برای بازدارندگی، تأخیر، و یا جلوگیری از عملیات نظامی مؤثر آمریکا در خلیج فارس مورد استفاده قرار گیرد» اشاره می‌کنند. آن‌ها اعتراف می‌کنند: «دست‌یابی ایران به سلاح‌هایی که می‌تواند از آن‌ها برای منع دسترسی به خلیج فارس، کنترل جریان نفت و گاز از منطقه، و انجام اقدامات تهاجمی یا تحمیلی استفاده کند، موجب نگرانی شدید آمریکا و شرکای امنیتی این کشور شده است.»گزارش مذکور بر همین اساس به دولت آمریکا توصیه می‌کند «مفهوم عملیاتی جدیدی» را تدوین کند که بتواند با «قدرت رو به رشد نظامی ایران» مقابله کند. نویسندگان معتقدند وزارت دفاع آمریکا باید ارزیابی‌های ۳۰ سال پیش خود مبتنی بر بی‌رقیب بودن در خلیج فارس بعد از سقوط شوروی را تغییر دهد، چراکه ایران به دنبال تقویت ظرفیت‌های ضددسترسی و منع منطقه‌ای خود است و این یعنی برنامه‌های نظامی قدیمی آمریکا دیگر اعتبار ندارد.به اعتقاد نویسندگان گزارش، «ایران طی بیست سال اخیر، فرصت کافی برای بررسی «روش آمریکایی جنگ» و رسیدن به این نتیجه را داشته که اجازه دادن به آمریکا و متحدانش برای انباشتن قدرت نظامی در مرزهای این کشور ایران به معنای پیچیدن نسخه شکست برای خود است. بنابراین، ایران دارد اقداماتی را دنبال می‌کند که هدف آن‌ها منع دسترسی ارتش آمریکا به امکان پایگاه‌سازیِ نزدیک مرزهای ایران و سلب امکان انجام عملیات آمریکا به شکل سنتی در خلیج فارس، مگر با قبول هزینه گزافی که عملاً مانع انجام عملیات باشد، است.»ادعای گزارش «مرکز ارزیابی‌های استراتژیک و بودجه‌ای» آمریکا؛ برد موشک‌های ایران و کشورهایی که در تیررس این موشک‌ها هستندضددسترسی و منع منطقه‌ای به سبک ایراننویسندگان گزارش ادعا می‌کنند که ایران با توجه به شرایط منحصربه‌فرد خلیج فارس، از یک استراتژی نامتقارن و «ترکیبی» در راه‌برد ضددسترسی و منع منطقه‌ای خود استفاده خواهد کرد که فن‌آوری‌های پیشرفته را با تاکتیک‌های شبه‌نظامی ترکیب می‌کند تا مانع از دسترسی نیروهای آمریکایی به امکانات پایگاهی و آزادی مانور دریایی در منطقه شود.در ادامه این گزارش می‌خوانیم که ایران در قالب استراتژی ضددسترسی و منع منطقه‌ای خود تلاش خواهد کرد تا کشورهای منطقه را وادار کند که به آمریکا اجازه ندهند از پایگاه‌های خود در خلیج فارس برای انجام عملیات استفاده کند. البته نویسندگان گزارش، به زعم خود این توان را از آن‌جایی برای ایران قائل هستند که «جمعیت‌ها، دولت‌ها و ثروت‌های منطقه خلیج فارس در نقاطی متمرکز هستند که در تیررس موشک‌های بالستیک ایران قرار دارند.»مرکز ارزیابی‌های استراتژیک و بودجه‌ای در ادامه موشک‌های بالستیک و نیروهای نیابتی ایران را تهدیدی مستقیم علیه پایگاه‌ها و نیروهای آمریکایی در خلیج فارس نیز توصیف می‌کند و ضمن اشاره به تسلیحات هدایت‌شونده، موشک‌های کروز ضدکشتی، و پهپادهای بی‌شماری که ایران در سواحل خود یا جزایر واقع در تنگه هرمز و ورودی خلیج فارس در اختیار دارد، توضیح می‌دهد که ایران سرمایه‌گذاری در ظرفیت‌های ضروری برای استراتژی ترکیبی ضددسترسی و منع منطقه‌ای را آغاز کرده و طی دو دهه آینده هم می‌تواند این ظرفیت‌ها را به شکل چشم‌گیری تقویت کند.گزارش مذکور سپس به ارتش آمریکا توصیه می‌کند مفهوم عملیاتی جدیدی را در این‌باره برای خود تدوین کند که پیش‌فرض‌های آن «عدم دسترسی یا امکان احداث پایگاه در نزدیکی ایران، چالش در همه زمینه‌های عملیاتی، و تهدیدات احتمالی تروریستی و سلاح‌های کشتار جمعی، از جمله سلاح‌های هسته‌ای، برای بازدارندگی یا ممانعت از دخالت نظامی موفقیت‌آمیز آمریکا در خلیج فارس» باشد.ادعای گزارش «مؤسسه سیاست خاور نزدیک واشینگتن»؛ موشک‌های ایران و برد آن‌ها روی نقشهچاره‌های آمریکا: فرار، بزن دررو، حمله نظامی، تغییر رژیمنویسندگان که آزادی عمل ارتش آمریکا در خلیج فارس را از دست‌ رفته می‌دانند، به دولت این کشور توصیه می‌کنند تا برای «جلوگیری از موفقیت استراتژی ضددسترسی و منع منطقه‌ای ایران و بازیابی آزادی عمل ارتش آمریکا» سه نوع عملیات را پی‌گیری کند: تنظیم شرایط با هدف بازدارندگی یا شکست تحمیل و تهاجم ایران، و در عین حال، اعزام نیروهای آمریکایی برای حمایت از عملیات اولیه و پیش‌دستانه علیه ایران از فاصله دور و خارج از تیررس تهدیدات ضددسترسی این کشور؛ عملیات از دور برای کاهش اثربخشی ضددسترسی و منع منطقه‌ای پیچیده ایران با تضعیف قابلیت‌های اطلاعاتی، نظارتی و شناسایی و کاهش تراکم سیستم‌های تهاجمی و دفاعی این کشور، از جمله موشک‌های بالستیک، قابلیت حذف [و نابود کردن نیروهای دشمن در حوزه] دریایی، و شبکه دفاع هوایی. ایجاد برتری هوایی و دریایی هر زمان و هر جایی که لازم باشد، از جمله، کنترل دریا از طریق تنگه هرمز، برای پشتیبانی از اعزام نیروهای بیش‌تر و عملیات‌های منطقه‌ای.گزارش هم‌چنین به نیروهای آمریکایی پیشنهاد می‌کند تا از مناطق نزدیک ایران به مناطق دورتر جابه‌جا شوند تا از تیررس ایران در امان باشند. نویسندگان به علاوه سه مورد بالا، عملیات‌های دیگری را هم برای مقابله با ایران برمی‌شمارند که درون این پیشنهادات البته اتهاماتی به ایران نهفته است؛ این موارد عبارتند از: جلوگیری از انتقال یا استفاده ایران از سلاح‌های کشتار جمعی، از جمله سلاح‌های هسته‌ای، و در صورت شکست بازدارندگی، جلوگیری از استفاده از آن‌ها [تسلیحات] و کاهش تأثیر حمله هسته‌ای؛ مقابله با گروه‌های نیابتی ایران که مجهز به راکت، توپ‌خانه، خمپاره و موشک‌های هدایت‌شونده هستند، از جمله جلوگیری از تأمین مجدد تسلیحات برای گروه‌های شبه‌نظامی در سراسر جنوب غربی آسیا توسط ایران؛ تحمیل هزینه به تهران با حمله به زیرساخت‌های بخش انرژی ایران و سایر اهداف حیاتی که [عمل‌کرد آن‌ها] برای حفظ اقدامات جنگی این کشور ضروری است. در صورتی که ضرورت پیدا شود، انجام اقدامات جنگی نامتعارف که بتواند شرایط را برای تغییر رژیم از درون آماده کند.گزارش «مرکز ارزیابی‌های استراتژیک و بودجه‌ای» درباره سیر تغییرات در تعداد و وضعیت نیروهای آمریکایی در خلیج فارسشرایط در خلیج فارس به سود ایران استنویسندگان گزارش هم‌چنین با اشاره به «دفاع موزائیکی» و چندلایه ایران که هزینه‌های هرگونه اقدام تهاجمی علیه این کشور را به شدت بالا می‌برد، به مواردی هم اشاره می‌کنند که در منطقه خلیج فارس موضع برتر را به ایران می‌دهد. گزارش ضمن اشاره به «موشک‌های بالستیک» ایران و قائل شدن «ظرفیت‌های شیمیایی، بیولوژیک و رادیولوژیک؛ و کلاهک‌های هسته‌ای» برای کشورمان و همین‌طور نام بردن از جنگ نامتعارف و نیروهای نیابتی، شرایط مختلف جغرافیایی و ژئواستراتژیک در خلیج فارس را نیز به سود ایران می‌داند: خلیج فارس، نسبت به غرب اقیانوس آرام، متمرکزتر است و مراکز مهم جمعیتی و پایگاه‌های نظامی کشورهای شورای هم‌کاری خلیج فارس کاملاً در محدوده [تیررس] تجهیزات جنگی کوتاه‌برد و میان‌برد ایران هستند؛ آب‌های باریک تنگه هرمز، گلوگاه حمل‌ونقل دریایی محسوب می‌شود؛ شرایط دشوار در خلیج فارس و نزدیکی آن، عملیات جنگی ضدزیردریایی را پیچیده می‌کند. کشورهای خلیج فارس جمعیت‌های متمرکزی را در فاصله نزدیک از ایران دارند، که این مسئله می‌تواند آسیب‌پذیری آن‌ها در مقابل اقدامات تحمیلی را افزایش دهد.در سراسر فصل دوم از گزارش، به نقاط قوت ایران نظیر توانایی مین‌گذاری و استفاده نیروی دریایی سپاه پاسداران از نقاط قوتی که دقیقاً نقاط ضعف ارتش آمریکا محسوب می‌شوند (از جمله مسافت بسیار کوتاهی که شناورهای ایرانی برای دریافت هرگونه خدمات از پایگاه‌های کشور خود باید طی کنند) اشاره شده است.وابستگی دنیا به منابع انرژی‌ای که باید از طریق خلیج فارس و تنگه هرمز حمل‌ونقل شوند، دشواری مانور نیروهای دریایی آمریکا که آن‌ها را در تیررس ظرفیت‌های کوتاه‌برد و میان‌برد ایران قرار می‌دهد، قرار داشتن پایگاه‌های نظامی آمریکا در کشورهای حاشیه خلیج فارس در تیررس ایران، آمادگی نسبی برخی کشورهای منطقه برای جلوگیری از استفاده آمریکا از خاک‌شان برای انجام عملیات‌های نظامی علیه ایران، و موارد بسیار دیگر نیز همگی به معنای آن است که ارتش آمریکا بهتر از هرگونه درگیری نظامی در خلیج فارس با ایران ممانعت کند.نویسندگان گزارش هم‌چنین یادآور می‌شوند که نه تنها «موشک‌های بالستیک ایران قدرت حمله‌ای را به ایران داده‌اند که مقابله با آن برای نیروهای آمریکایی دشوار و پرهزینه است»، بلکه طی بیست سال آینده ایران ظرفیت‌های موشکی خود در این زمینه را گسترش خواهد داد؛ چنان‌که ساخت موشک‌های قدر و سجیل نشان می‌دهد این کشور در حال به بلوغ رساندن توانایی داخلی خود در طراحی، ساخت و تولید [انبوه] سیستم‌هایی است که برای ارتقای زرادخانه موشکی خود به آن‌ها نیاز دارد.بخش بزرگی از انرژی دنیا، هر روز از طریق خلیج فارس و تنگه هرمز حمل و نقل می‌شود؛ این گلوگاه به طور کامل تحت کنترل ایران قرار داردآیا ایران برای راه‌برد ضددسترسی و منع منطقه‌ای نیاز به کشور دیگری دارد؟چنان‌که سرلشکر باقری هم متذکر شد، برخی کارشناسان و مقامات سیاسی کشورهای غربی ادعا می‌کنند که ایران با کمک چین یا کشورهای دیگر، اقدام به طراحی و اجرای راه‌برد ضددسترسی و منع منطقه‌ای می‌کند[۵]؛ یا در موردی مشابه، کارشناسان دیگر، برای کشورهایی مانند یمن، نقشی در این راهبرد ایران، قائل می‌شوند[۶].این در حالی است که اگر منظور، استفاده ایران از تجهیزات خریداری شده از کشورهای دیگر (مانند اس ۳۰۰ از روسیه) یا کمک استراتژیک به کشورهای دیگر برای تقویت این راه‌برد باشد، این ادعاها تا اندازه‌ای (که آن نسبت به ظرفیت‌های بومی ایران، نظیر شناورهای تندرو و زیردریایی‌های کوچکی که بلای جان نیروی دریایی آمریکا هستند، هم اندک است) می‌تواند درست باشد.با این حال، چنان‌که مقایسه گزارش مرکز ارزیابی‌های استراتژیک و بودجه‌ای میان راه‌برد ضددسترسی و منع منطقه‌ای چین و ایران نشان می‌دهد، این دو راه‌برد تفاوت‌های زیادی با یک‌دیگر دارند که بعضاً از تفاوت میان شرایط جغرافیایی ایران با کشورهایی مانند چین و روسیه نشأت می‌گیرد و بنابراین انتساب راهبرد ایران به راهبرد این‌گونه کشورها اعتباری ندارد.به هر حال، آن‌چه واقعیت موجود در خلیج فارس است، این است که ایران ابزارهای متفاوت و متعددی را برای بازدارندگی، ضددسترسی و منع منطقه‌ای در اختیار دارد که گزارش‌های کارشناسان و اندیشکده‌های آمریکایی نیز حاکی از اعتراف و اطلاع آن‌ها از وجود این ابزارهاست. این ظرفیت‌ها روزبه‌روز تقویت می‌شود و وقوع اتفاقاتی مانند دستگیری قایق‌های آمریکایی نیز گاه‌به‌گاه به آمریکایی‌ها یادآوری می‌کند کدام قدرت است که در خلیج فارس حرف اول را می‌زند.منبع :‌ مشرق ]]> سیاسی Mon, 16 Jan 2017 14:06:46 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcjhoetauqeiyz.fsfu.html سند برجام در پاویون فرودگاه به تصویب رسید/ دوستان ما به طرف آمریکایی به حد اعلا اعتماد کردند http://www.nedayeenghelab.com/vdci3vapqt1awu2.cbct.html به گزارش ندای انقلاب، دکتر علیرضا زاکانی رئیس کمیسیون بررسی برجام در مجلس نهم صبح امروز در نشست مطبوعاتی «تجربه‌گران» که به مناسبت اولین سالگرد برجام از سوی انجمن روزنامه نگاران مسلمان در محل تالار اسوه برگزار شد اظهار داشت: اکنون یک سال از اجرای برجام می‌گذرد و این یک سال می‌تواند قضاوت دقیقی را برای ما فراهم کند تا بازبینی کنیم که چه شد به این توافق رسیدیم و مقدمات این توافق با چه مسیری فراهم شد.وی افزود: در سال ۸۲ بهانه‌جویی و اظهار نظرات مغرضانه‌ای از سوی آمریکایی‌ها باعث باز شدن پرونده‌ای شد که تا سال ۹۲ توسط آقایان روحانی، لاریجانی و جلیلی پیگیری شده و نتیجه آن مذاکرات آلماتی ۲ شد. زاکانی با بیان اینکه از انتهای دولت دهم راه دومی در موضوع هسته‌ای به پیشنهاد آمریکا گشوده شد، خاطرنشان کرد: رهبر انقلاب با تدبیر دقیق و هوشمندانه این راه را در جهت حذف منافع حداکثری رد نکردند و راهی برای مذاکرات غیررسمی باز شد تا در مذاکرات رسمی ثبت خواسته‌های خود را حداکثری نگه داریم. وی افزود: با آغاز دولت یازدهم این دولت تمام مسیر سابق را کنار گذاشته و همچنین با کنار گذاشتن ۱+۵ خود را در برابر آمریکا قرار داده و با آن مذاکره را آغاز کردیم. *رویکرد این دولت مذاکره با کدخدا بودرئیس کمیسیون بررسی برجام در مجلس نهم با بیان اینکه دولت یازدهم همه دستاوردهای گذشته را کنار گذاشت، گفت: رویکرد این دولت همان مذاکره با کدخدا بود و شاهد بودیم که در طول مذاکرات تمام تلاش خود را برای مذاکره با آمریکا به کار گرفته بود.وی افزود: کار اشتباه این بود که در قالب مذاکرات با آمریکا از ظرفیت‌های موجود در طرف مقابل استفاده نکردند و خود را نیازمند ارتباط با آمریکا معرفی کردند. *گره زدن آب خوردن مردم به مذاکرات استغنایمان را تبدیل به نیاز کردرئیس کمیسیون بررسی برجام در مجلس نهم در همین راستا ادامه داد: اینکه گفتند خزانه کشور خالی است و گره زدن آب خوردن مردم به مذاکرات بسته است و اظهاراتی اینچنین باعث این شد که ما برخورد از سر استغنا را به برخورد از سر نیاز تبدیل کردیم و این مسیر با اشکالات جدی ادامه پیدا کرد.وی با بیان اینکه ما در مذاکرات روی متن آمریکایی‌ها مذاکره کردیم؛ عدم استفاده از گسل‌های میان ۶ کشور در روند مذاکرات را یکی از مشکلات روند گفت‌وگو‌ها دانست و گفت: چنین اشتباهاتی باعث شد تا ما در نقشه راه آمریکا وارد شدیم و خود مذاکره کنندگان نیز اعلام کردند که برجام سندی آمریکایی است و ما فقط درباره آن اعلام نظر کردیم که این با منطق انقلاب اسلامی مغایر بود.زاکانی همچنین با بیان اینکه تصحیح این سند بسیار مشکل بود و از نظر حقوقی دست و پای ما بسته بود؛ اظهار داشت: رئیس‌جمهور به آقای ظریف دستور داد که از ظرفیت‌های حقوقی برجام در جهت بدعهدی آمریکا استفاده کند و تیم مذاکره کننده بروند و کمیسیون مشترک تشکیل شود. باتوجه به سیری که در مفاد ۳۷۳۱ برجام و تیم ارشد مذاکره کننده؛ ادامه راه شکایت وجود ندارد جز اینکه شکایت مبتنی بر ماده ۱۲ قطعنامه ۲۲۳۱ کل قطعنامه‌ها و ششگانه ۱۹۲۹ باشد که بیان می‌کند کل تحریم‌های قبل برگردد.*دوستان ما به طرف آمریکایی درحد اعلا اعتماد کردندوی همچنین با بیان اینکه دوستان ما به طرف آمریکایی به حد اعلا اعتماد کردند تصریح کرد: بنده زمانی که به عنوان رئیس کمیسیون برجام بودم و تیم مذاکره‌کننده به مجلس آمدند از آقای عراقچی پرسیدم نگاه شما به آمریکا به عنوان دوست است یا دشمن، این سند را با دوست بسته‌اید یا دشمن، او گفت با دشمن، اما زمانی که سند را نگاه می‌کردیم انگار با برادر تنی بسته شده بود.*سند برجام در پاویون فرودگاه به تصویب رسیدرئیس کمیسیون بررسی برجام در مجلس نهم ادامه داد:‌ در مرحله اول ۵ نفر عضو ارشد می‌بایست سند برجام را دنبال می‌کردند که بعد آقای صالحی و وزیر دفاع به آنها اضافه شدند و آن ۵ نفر به‌صراحت اعلام کردند که ما نسبت به محتوای برجام بی‌خبریم و این به ضرر ما بود که علاوه بر آن ما فرصت کمی هم داشتیم که باعث شد در پاویون فرودگاه سند برجام بررسی شود که باید آن را سند پاویونی نام نهاد و این سند غیرکارشناسی به ثبت و ضبط رسید و آنها برای تعجیل خود دلایلی را می‌تراشیدند که هیچ‌یک از این دلایل مبنای درستی نداشت.*آمریکا نیازمند معامله هسته‌ای با ایران بودنماینده سابق مجلس خاطرنشان کرد: ما سرمایه بزرگی را به عنوان صنعت هسته‌ای قبول کردیم که با آن سرمایه معامله می‌کنیم و کسی که به این معامله نیاز داشت آمریکا بود. ما هم نیاز داریم، ولی نیاز ما برابر نیست و اگر اوباما توافق هسته‌ای ما را نداشت باید به جای گریه خون می‌گریست.وی ادامه داد: ما هیچ‌وقت صحنه مذاکره را ترک نکردیم و منعی هم برای آن نداشتیم. ما به مردم حرف راست نزدیم و دروغ گفتیم و به آنها نگفتیم که این معامله در صنعت هسته‌ای به ضرر شماست و آنچه که حاصل می‌شود برای شما خسران محض خواهد بود.زاکانی تصریح کرد: آقایان می‌گفتند که نفت داشت به صفر می‌رسید و تمام می‌شد و جالب این است که می‌گویند برجام کار خود را کرد. اگر کارکرد برجام همینی بود که ما دیدیم باید وامصیبتا سر داد.نماینده سابق مردم تهران در مجلس با طرح این پرسش که یعنی تمام کارکرد برجام همین بوده است، گفت: این نحوه مراجعه با افکار عمومی نیست چراکه در درازمدت به افکار عمومی آسیب می‌زند. چرا باید یک عده مردم را این‌گونه تحقیر کنند.* ادعای دور شدن سایه جنگ از سر ایران از اساس دروغ و اشتباه بودوی به ادعای برخی‌ها مبنی بر اینکه برجام سایه جنگ را از سر ایران برداشت اشاره و این دیدگاه را از اساس غلط دانست.نماینده سابق مجلس شورای اسلامی با اشاره به ادعای برخی از عوامل داخلی مبنی بر اینکه ما منزوی هستیم، اظهار داشت: چرا باید آن چیزی را القا کنیم که غربی‌ها به دنبال آن هستند. امروز سازمان ملل و شورای امنیت نام ما را به‌عنوان عنصر مؤثر در مورد سوریه بیان می‌کند. آیا این به دلیل برجام است؟ چرا ما قابلیت‌های خود را نادیده می‌گیریم؟به اعتقاد زاکانی اگر مقاومت در سوریه، عراق و مدل موفق دفاعی و مستشاری ایران نبود امروز از دست وحشی‌هایی چون داعش در منطقه در امان نبودیم و باید در تهران با آن‌ها مواجه می‌شدیم. *ما با مذاکرات مخالف نیستیمرئیس کمیسیون برجام در مجلس نهم با تأکید بر اینکه ما با مذاکرات مخالف نیستیم و هیچ وقت زمین مداکره را ترک نکردیم، تصریح کرد: هرکسی مخالف است باید در داشته‌های عقلانی خود شک کند؛ اما نباید در مذاکرات از سر نیاز و احتیاج به یک ورشکسته بین‌المللی (آمریکا) رجوع کنیم.وی مذاکره و معامله خوب را شرط هر گفت‌وگوی دوجانبه و چندجانبه عنوان و تأکید کرد: آقایان گفتند که ما منزوی هستیم که این حرف نادرستی بود چون آن‌ها نیازمند ما هستند که البته ما نیز نیازمند تعامل با همه جهان به‌غیراز رژیم نامشروع صهیونیستی و با شروطی با آمریکا هستیم.زاکانی دست برداشتن از موضع استکباری و موضع دشمنی با ایران از سوی آمریکا را دو شرط ایران برای تعامل و ارتباط با این کشور عنوان و بیان کرد: چرا در ماده ۲۸ برجام اعلام می‌کند که باید طرفین با حسن نیت به این مسئله نگاه کنند اما ما فردای برجام شاهد تحریم ایران از سوی آمریکا هستیم.به گفته نماینده مردم تهران در مجلس نهم ما دائماً خلاف‌های آمریکایی‌ها در برجام را توجیه کردیم که این اشتباه بود. به چه حقی دولت توجیه‌گر عهدشکنی و خلاف‌های‌ آمریکایی‌ها هست؟وی به فرمایش رهبر معظم انقلاب مبنی بر اینکه ما چیزی را از دست نمی‌دهیم و دستاورد این برجام بالا رفتن سطح نگاه جامعه به دشمن خود است،‌گفت: بالا رفتن سطح نگاه جامعه به دشمن خود کف جامعه است و باید هویت نامشروع آمریکا و بدعهدی این دولت جنایتکار روشن شود؛ بنابراین دولت نباید ما را از این حداقل محروم کند.زاکانی خطاب به دولت یازدهم گفت: ما به شما دستاورد هسته‌ای دادیم اما بدمعامله کردید و تبدیل به خسران محض شد. *دولت دستاوردهای هسته‌ای را سبک شمردنماینده مردم تهران در مجلس نهم به بیانات مقام معظم رهبری در تاریخ ۲۹ دی‌ماه سال گذشته مبنی بر اینکه دولت متوجه باشد که سرمایه سنگینی و امکان سنگینی را از دست دادیم، اظهار داشت: یکی از اشکالات عظیم بخش هسته‌ای در دولت جدید این بود که دولت دستاوردهای هسته‌ای را سبک شمرد. «بله سانتریفیوژ نسل یک مثل تفنگ برنو در مقابل یک تفنگ اتوماتیکی است که امروز کشورهای مختلف سانتریفیوژهایی با ۲۰ سو و ۳۰ سودارند اما اثر آن شلیک است. فرق می‌کند کسی تفنگ بر کمربسته باشد یا بخواهد با شمشیر و تیر و کمان بجنگد.» این سانتریفیوژ مثل توپ‌های سر پر دوره قاجار است اما داشتن و نداشتن این امکان نیز فرق می‌کند. علاوه بر اینکه بر پیشرفت هسته‌ای مسیری را طی می‌کردیم که به‌صورت جهشی سانتریفوژهایی با سو بسیار بالا و دقت بسیار بهتری را تولید می‌کردیم.»وی بابیان اینکه دولت یازدهم از همان ابتدا صنعت هسته‌ای را سبک می‌شمرد، تصریح کرد: سازمان انرژی اتمی از ماه مهر سال ۹۲ می‌گفتند که این صنعت هزینه‌ فایده ندارد و بهتر است ما نداشته باشیم و به کمک ما بیایند. اعتقاد داشتند که دنیا امدادگر خیرخواهی است (آمریکا) که نیاز و مشکلات داخلی ما را رفع و التیام می‌بخشد.زاکانی افزود: ما تجربه سال ۸۶ راداریم که شاهد بودیم پلیگون را بر ما قطع کردند که فقط در حوزه هسته‌ای قابل استفاده است. *برجام کودک ناقص الخلقه‌ای است که باید مدام تیمارش کنیمبه اعتقاد نماینده مردم تهران در مجلس نهم دولت یازدهم مسیری را در مذاکرات طی کرد که دچار بچه ناقص‌الخلقه شدیم و باید مدام تیمارداری کنیم. بنابراین دولت نمک به زخم نپاشد و واقعیت‌ها را بگوید.وی می‌گوید که دولت باید به دلیل نقض برجام توسط آمریکایی‌ها و بدعهدی‌های این کشور در سطح جهانی برای آمریکا رسوایی درست کند و سایر کشورها نیز از تجربه ما استفاده کنند اما دولت می‌خواهد ما را از حداقل خود نیز محروم کند. زاکانی با تأکید بر اینکه دولت برای بعد از برجام هیچ برنامه‌ای نداشت، گفت: بنده جلسات دولتی‌ها را بررسی و مطالبه کرده‌ام که در بهمن سال گذشته در جمع انجمن روزنامه‌نگاران مسلمان گفتم که کشور شاهد یک غارت بزرگ است که البته مرا به دادگاه فراخواندند و در دادگاه مطرح کردم. خروجی برجام یک هواپیمای ایرباس ۳۲۱ استنماینده مردم تهران در مجلس نهم با اشاره به تحویل ایرباس ۳۲۱ به ایران اظهار داشت: محصول و خروجی برجام امروز یک هواپیمای ایرباس ۳۲۱ به ایران است و بزرگ‌ترین جایگاه رسمی این کشور یعنی در حوزه راه و ترابری اعلام می‌کند که باید این هواپیما را به مشهد ببرند و طواف بدهند. وی ضمن ابراز تأسف ازاین‌گونه اظهارات گفت: ما خجالت می‌کشیم از کسانی که برای کشور این‌گونه تصمیم‌گیری می‌کنند. این افراد چه اطلاعاتی دارند و چگونه به جامعه چهار و نیم میلیونی دانشجو و چند هزارنفری اساتید نگاه می‌کنند؟ آیا اینکه برویم هواپیما را در مشهد طواف دهیم بازی کردن باعزت کشور نیست؟ چرا عزت ملی را منسوخ می‌کنید؟* امروز هیچ چارچوب‌ حقوقی که کدخدا را مکلف به تعهدات برجام کند دریافت نمی‌کنیمزاکانی معتقد است که بحث امروز در کشور اولویت‌ها و چگونگی رسیدن به آن‌ها است. بنابراین همه این اتفاقات بر مبنای غلط نگاه کردن به منافع ملی و مصالح انقلابی به‌عنوان یک دستاورد سیاسی برای جناح خاص شکل‌گرفته است و عدم باورمندی و توانمندی داخلی در حد صفر نیز یکی از این دلایل است. نماینده مردم تهران در مجلس نهم افزود:‌ امروز هیچ مستند دقیق و چارچوب‌ حقوقی که کدخدا را مکلف به تعهدات خود کند از برجام دریافت نمی‌کنیم چراکه اوباما اعلام کرد من با دشمنم تعهد بسته و مذاکره کرده‌ام. درحالی‌که آن‌ها نیازمند تعامل و مذاکره با ما بودند.وی به جامعه سیاسی آمریکا و تفویض نقش‌ها در قالب پلیس خوب و پلیس بد بین نیروهای سیاسی پرداخت و گفت: امروز که ترامپ بر سر کار آمده در حالیکه آمریکایی‌ها نیازمند سند برجام هستند وزیر دفاع این کشور یک موضع و وزیر پیشنهادی امور خارجه نیز موضع دیگری می‌گیرند که بتوانند با این مواضع کشور خود را بیشتر کنند و امتیاز بیشتری نیز کسب کنند. رئیس کمیسیون ویژه برجام در مجلس نهم در ادامه با انتقاد از رویکرد دولت در عدم توجه به منتقدین گفت: دولت حاضر نبود حرف‌های منتقدان را گوش دهد و در جواب منتقدان می‌گفتند به ما اعتماد کنید درصورتی‌که با همین رویکردشان ما را به سراب بردند.زاکانی افزود: امیدواریم دولت ما را به مسیری ببرد تا حداقل این تجربه برایمان باشد که آمریکا با دستکش مخملی و با دست چدنی خود به‌پای میز مذاکره آمده بود.*چرا دلار گران و گشایش اقتصادی ایجاد نشدوی با اشاره به افزایش قیمت دلار در ماه‌های اخیر گفت: جواب بدهند که چرا قیمت دلار نه‌تنها پایین نرفت بلکه در این یک‌سال افزایش هم یافت و جواب دهند که چرا گشایش اقتصادی ایجاد نشد.رئیس کمیسیون بررسی برجام در مجلس نهم افزود: چیزی هم که در مورد تحریم‌ها گفتند نادرست بود و رئیس بانک مرکزی گفت: دستاوردی نداشتیم و نتیجه برجام خسران بوده است.زاکانی ادامه داد: روحانی به مردم صراحتاً بگوید از برجام چه چیزی عاید اقتصاد شد و چقدر از منابعی که به دست آمد به داخل کشور منتقل شد؛ همچنین روحانی به مردم بگوید میزان موجودی جیب مردم چه تغییری در این یکسال کرده است.رئیس کمیسیون بررسی برجام در مجلس نهم ادامه داد: می‌شود آمار سازی کرد اما جیب خالی مردم را چه می‌شود کرد؟ مگر قبل از انتخابات است که از موضع اپوزیسیون صحبت می‌کنید و از کمبود اشتغال‌ و وجود رکود حرف می‌زنید.زاکانی با بیان اینکه دولت از حرف درمانی و تنظیم انشاءهای مختلف دست بردارد گفت: فکر، عمل و تدبیر است که گره از مشکلات مردم باز می‌کند و اکنون زمان انشاء نوشتن نیست.نماینده سابق مردم تهران در مجلس در همین راستا خاطرنشان کرد: دولت پاسخ دهد دلیل رکود کشور کیست و موضع اپوزیسیون نظر ندهد چون این حرف‌ها مربوط به قبل از انتخابات است نه بعد از انتخابات که دولت در مقام پاسخگویی.*امیدواریم دولت از «انشاء» به «اجرا» برسدزاکانی ادامه داد: دولت تبدیل به دولت انشاء شده و امیدواریم به دولت اجرا تبدیل شود.رئیس کمیسیون بررسی برجام در مجلس نهم بابیان اینکه روحانی صراحتاً بگوید‌ روزی ۱۵۰ میلیارد دلاری که قرار بود بعد از برجام به نفع کشور شود دقیقاً کجاست؟زاکانی تأکید کرد: دولت سرمایه‌‌های خود را باید به سمتی ببرد که باتوجه به داشته‌های داخلی کشور مشکل بیکاری را حل کند.*بیکاری و تعطیلی کارخانه‌ها به یک مشکل بزرگ بدل شده استنماینده سابق مردم تهران با اشاره به خرید ایرباس توسط دولت گفت: شرکت ایرباس کارکنان خود را اخراج می‌کرد و با خرید ایران از مشکل اقتصادی خارج شد درصورتی‌که بیکاری و تعطیلی کارخانه‌ها در کشورمان به یک مشکل بزرگ بدل شده است.*خرید ایرباس ۱۰۰هزار شغل برای شرکت بوئینگ ایجاد کردزاکانی در همین راستا افزود: مدیرعامل شرکت بوئینگ می‌گوید بزرگ‌ترین مشکل ما بیکاری است ولی با خرید ایران ۱۰۰ هزار شغل را برای خود ایجاد کرده‌ایم و این درحالی است که کارخانه‌های داخلی‌مان رو به تعطیلی رفته‌اند.وی با تمجید از اقدامات دستگاه قضا در مبارزه با مفاسد اقتصادی گفت: باید روزبه‌روز این اقدامات توسعه پیدا کند تا حقوق ملت را از کام یغماگران بیرون بکشد و این وظیفه دستگاه قضا است که این کار را انجام دهد. *عوامل دولتی به دنبال بزک کردن آمریکایی نباشندرئیس کمیسیون بررسی برجام در مجلس نهم افزود: امیدواریم با توجه به آنچه امروز درصحنه برجام رخ‌داده است؛ دولت لااقل مواجه حرفه‌ای و دقیق‌تری با موضوع برجام داشته باشد و رسوایی آمریکا را در دستور کار قرار گیرد تا حداقل التیامی برای مردم باشد و روزنه‌ای برای بهتر شناختن آمریکا در منطقه و جهان شود نه اینکه عوامل دولتی دنبال بزک کردن آمریکا باشند و اوضاع را به شرایطی تبدیل کنند که ماحصل آن این باشد که واقعیت تلخ از دسترس مردم دور بماند.زاکانی ادامه داد: امیدواریم دولت به توانمندی‌های داخلی تکیه کند و برجامی را که مفادش را بیش از تعهداتمان در آن اجرا کردیم را به یک نتیجه‌ای برساند و حداقل تعهداتی را که آمریکایی‌ها داده‌اند برای ملت ایران بگیرند. از طرفی هم مسیری را برویم تا این عبرت‌ها ثبت و ضبط شود.*وزارت امورخارجه صورت جلسه‌ای از مذاکرات ندارد وی با اشاره به یکی از ایرادات وارد بر برجام گفت: یکی از ایرادات وارد بر نحوه مذاکره در برجام این است که این مذاکرات صورت‌جلسه ندارد و بعداً صدایش درمی‌آید. چراکه وزارت امور خارجه هیچ صورت مذاکراتی از برجام ثبت نکرده است و کسانی که عضو تیم مذاکره بودند به کمیسیون ویژه برجام گزارش دادند که ما نه‌تنها صورت مذاکرات نداریم بلکه از روند پیشرفت مذاکرات نیز مطلع نیستیم و فقط تعدادی دست‌نوشته با «مداد» را ثبت کرده‌ایم. جالب است که چنین مذاکرات مهمی را با چند دست‌‌نوشته با «مداد» ثبت کرده‌اند. *در آمریکا دو موضع متفاوت در مورد برجام وجود داردرئیس کمیسیون بررسی برجام در مجلس نهم بابیان اینکه امیدواریم مشاوران کم‌تجربه جای خود را به کسانی بدهند که صاحب هنرمندی فن مذاکره هستند، گفت:‌ باید مشاوره را به کسانی دهند که دقت نظر در حفظ منافع ملی دارند البته اگر بخواهم پیش‌بینی هم در مورد آینده برجام داشته باشم این است که در آمریکا دو موضع متفاوت در مورد برجام وجود دارد. زاکانی در تشریح اولین موضع آمریکایی‌ها در قبال برجام تصریح کرد: اولین گروه برجام را دستاوردی برای خود می‌دانند و تمام تلاششان صیانت از آن است چون به این باورند که هم صنعت هسته‌ای ما را محدود کرده‌اند و هم این صنعت محدودشده را در مسیری قرار داده‌اند که ماحصلش بتوانند در کنار بهره‌مندی از منابع سرشار انرژی کشورمان ما را در آینده‌ای نه‌چندان دور به کشوری بالاجبار مستعمره خود تبدیل کنند.وی بابیان اینکه گروه دوم نیز به این راضی نیستند و به دنبال شکستن برجام هستند گفت: آنها به دلیل روحیه استکباری که دارند به دنبال شکستن برجام هستند؛ عده‌‌ای در آمریکا اظهار می‌کنند که باید برجام را بازبینی کنیم و هدفشان این است که حداقل‌هایی را هم که در برجام وجود دارد، هیچ‌چیزی را به‌عنوان جایگزین و مبدل به ایران ندهند و یک شرمندگی بزرگ را برای ایران در اذهان جهانیان به تصویر بکشند.زاکانی تأکید کرد: امیدواریم مسئولین لااقل در این مقطع پایانی با ملت صادقانه سخن و گزارش بدهند چون از این گزارش صادقانه هم خودشان سود خواهند برد و هم ملت یک عبرت و درس بزرگی را می‌گیرد و سایر ملل نیز از آن به نحو احسن استفاده می‌کنند. رئیس کمیسیون ویژه برجام در مجلس نهم ادامه داد: آرامشی که امروز در کشور شاهدش هستیم مرهون کسانی است که با خون خودشان آن را ایجاد کرده‌اند، و باید بر روح پاک آنها درود و سلام فرستاد و آرزو کرد که منطقه ما همیشه عاری از استکبار و زیاده‌طلبی باشد. وی در پاسخ به سؤال خبرنگار پیرامون اظهارات قبلی رئیس‌جمهور در مورد اقدامات ایران در قبال نقض برجام گفت: در مراحل بررسی برجام بالغ‌بر ده‌ها هزار ساعت کار جمعی انجام دادیم و از کارشناسان کشور اعم از موافق و مخالف استفاده کردیم و خودمان را در مقام قضاوت نشاندیم و تمام نکاتی را که از قبل پیش‌داوری می‌کردیم را پشت در گذاشته و به داخل کمیسیون رفتیم و این سند را از ابتدا شروع به بررسی کردیم تا حق منافع ملی و مصالح انقلابی تأمین شود. رئیس کمیسیون ویژه برجام در مجلس نهم بابیان اینکه در این مسیر کمیسیون در مقام داور به نتایجی رسید که در ۷ بخش در گزارش کمیسیون منعکس شد، تصریح کرد: همان‌جا به‌صراحت بیان کردیم که این سند با ۳۷ بند و ۵ الحاقیه و قطعنامه ۲۲۳۱ با دو ضمیمه A و B که از آن برخوردار است هیچ راهی برای اینکه بتوانیم به‌حق و حقوقمان برسیم تأمین نمی‌کند. برای اینکه وقتی بنده ۳۶ را ملاحظه می‌کنید در آنجا با ابهام کلمه‌ای را آورده است که آن ابهام و کلمه امکان سوءاستفاده را برای طرف مقابل ایجاد می‌کند. بند ۳۶ و ۳۷ را که ملاحظه کنیم این امکان را فراهم کرده که آمریکایی‌ها حتی اگر ما شکایت هم بکنیم، همه قطعنامه‌ها و تحریم‌هایی که روی کاغذ و در عمل وجود داشت را برگرداند.وی بابیان اینکه در این شرایط دو اتفاق خواهد افتاد،‌گفت: اولین اتفاق این است که آمریکایی‌ها که برجام را به‌طور مکرر نقض کرده‌اند فراتر از این نقض مکرر اصلش را مبتنی بر یک زیاده‌خواهی و حرکت مستکبرانه از بین ببرند و اصل برجام را زیر پا بگذارند. درحالی‌که آمریکا امروز در هر موضعی نقض برجام کرده است اما عملاً و رسماً این را اعلام کند که البته خیلی دور از ذهن و عقل است ولی چون دشمنان ما احمق و مستکبر هستند، امکانشان اتفاقی نیز وجود دارد. البته این شرایط بهترین وضعی است که ما از این تنگنای موجود رهایی پیدا کنیم چون ما دیگر از مشکلات فشار تحریم در سال ۹۲ و ۹۳ عبور کرده بودیم و این بر اساس آمار بانک مرکزی و بانک جهانی است.زاکانی در همین زمینه افزود: تحریم به ما کارگر نیفتاده بود هرچند حداقلش هم برای ملتمان ظالمانه بود اما این تحریم ظالمانه برای ملت ما سختی‌هایش را ایجاد کرد ولی ما از منافع ایجاد زمینه دور زدن تحریم‌ها بهره نبردیم. لذا یا آمریکایی‌ها باید بشکنند و یا ما در داخل کشور مسیری را برویم که کنه احدشکنی آن‌ها را برایمان نشان دهد و به‌صورت مرحله‌ای اموراتی را دنبال کنیم که برایمان قابلیتی ایجاد شود و همزمان با ایجاد قابلیت و مجاب کردن افکار عمومی جهانی شرایطی ایجاد می‌شود که گام‌به‌گام به حقوق هسته‌ای خود بازگردیم و آن بند ۳ قانون مجلس شورای اسلامی را دنبال کنیم. این تنها راه است ولی متأسفانه دولت محترم علاقه‌ای برای این ندارد که کار غیر کارشناسی‌اش کوچک‌ترین لطمه‌ای را ببیند و کأنه آن را وحی منزل می‌داند.وی تأکید کرد: دولت کاری جزء این نمی‌تواند بکند که واقعیت را به مردم و جهانیان بگوید و رایزنی کند. همچنین زحمتی که در دیپلماسی برای بستن برجام کشیدند باید ده‌ها برابرش را امروز بکشند تا احقاق حقوق ملت و بدعهدی آمریکا انجام شود. رئیس کمیسیون ویژه برجام در مجلس نهم با بیان اینکه نکته سومی هم برای ایران وجود دارد، خاطرنشان کرد: می‌توانند با تحقیق و توسعه ظرفیت‌سازی مقدماتی‌اش را فراهم کنند و در کنارش نیز این رایزنی‌ها و روشنگری‌ها را انجام دهند تا اگر روزی تصمیم گرفتیم که ماده ۳ قانون مجلس را عملیاتی کنیم، ما را در موضع متهم ننشانند و بگویند شما در موضع متهم نشستید و مجبور شویم از خسران کنونی نیز بیشتر هزینه کنیم. زاکانی در پاسخ به سوال یکی از خبرنگاران پیرامون اظهارات جان‌کری مبنی بر اینکه برجام یک قراردادی دائمی است و تناقض آن با اظهارات رهبر انقلاب گفت: چیزی که کری گفت امر منطبق بر واقعی است که آنها به آن پایبند هستند و در خود سند برخی از اجزایش دائمی است و برخی ۲۵ ساله، ۱۰ ساله و ۱۵ ساله است.وی همچنین در پاسخ به سوال دیگر خبرنگار پیرامون دستگیری یکی از بدهکاران بزرگ بانکی توسط قوه قضائیه که ارتباطی نیز با حسین فریدون برادر رئیس‌جمهور دارد، گفت:‌ من در نشست خبری سابق که در همین مکان برگزار شد، دو اسم از بدهکاران بزرگ بانکی آقایان مالامیر و دانیال‌زاده بردم؛‌ آقای دانیال‌زاده فقط در یک فقره ۲ هزار و ۳۰۰ میلیارد تومان به بانک ملی بدهکار است، البته در ۵ یا ۶ بانک دیگر معوقه دارد و این رقم را فقط به بانک ملی بدهکار است که خوشبختانه دستگاه قضایی ایشان را دستگیر کرد.زاکانی با اشاره به شکایت این بدهکار بازداشت‌شده از وی، گفت: ایشان یک روز قبل از آنکه بنده با مستندات ۷ صفحه‌ای خود به دادگاه برم و بگویم این شخص چطور بازرنگی تمام از تسهیلات بانکی به نام اشتغال‌زایی ولی در راه برج‌سازی صرف کرده از شکایت خود انصراف داد.نماینده مردم تهران در مجلس نهم ادامه داد:‌ این فرد شناخته‌شده است و میزان معوقات بانکی‌اش مشخص است. او بالغ بر ۴ هزار میلیارد بدهی دارد و به همین دلیل و با توجه به مستنداتی که وجود داشت شکایت خود را پس گرفت. امیدواریم دستگاه قضا این مسئله را پیگیری کند، طبق اسنادی که بیان شده بود، ایشان به‌طور متعدد ارتباطاتی با برخی مسئولان از جمله برادر رئیس‌جمهور فعلی داشته و از حمایت‌های ایشان برخوردار بوده است.وی با بیان اینکه امیدواریم دستگاه قضا نسبت به این مسئله ورود کند، به برخورد نامناسب دولت با دستگاه قضا اشاره کرد و گفت: این رفتار دولت با قوه قضائیه سه دلیل می‌تواند داشته باشد.زاکانی تصریح کرد: اول بحث فرار روبه‌جلو مطرح است، چون دولت پاسخی برای عملکردش ندارد، می‌خواهد فضای دوقطبی کاذب ایجاد کند و از پاسخگویی فرار کند.وی در تشریح دلیل دوم برخورد نامناسب دولت با دستگاه قضا، گفت: دلیل دوم این است که با جوسازی و هیاهو مانع از این شود که پیشروی قوه قضائیه برای دقت و بررسی که روی خطوط قرمز و حریم آنها مانع می‌شود، جلوگیری شود تا قوه قضائیه را بترساند تا به سمت اطرافیان رئیس‌جمهور نیایند و پاسخی از آنها نخواهند.نماینده مردم سابق تهران در مجلس در همین راستا ادامه داد: دلیل سوم هم ایجاد دوقطبی برای به وجود آوردن التهاب در انتخابات آینده است که این جنس سوم تبلیغی است.وی افزود: به نظرم به این سه دلیل دولت با قوه قضائیه این‌چنین برخورد می‌کند. از خارج از کشور دستور می‌آید که باید با قوه قضائیه برخورد کرد و شاهد هستیم که آقای رئیس‌جمهور توئیت یک ضدانقلاب را با بیانی دیگر تکرار می‌کند و این خیلی زشت است که ۷ ساعت پس از توئیت یک ضدانقلاب علیه دستگاه قضایی، مضمون آن با عبارتی دیگر در توئیت رئیس‌جمهور کشور ذکر شود.زاکانی تصریح کرد: رئیس‌جمهور حتماً باید نسبت به اطرافیانش تجدیدنظر کند و دقت مجدد داشته باشد.*این دولت امنیتی‌ترین کابینه بعدازانقلاب استزاکانی در پاسخ به سئوالی درباره قرارداد محرمانه ایرباس با ایرلاین‌ وعدم شفاف بودن مباحث مالی آن اظهارداشت: به نظر بنده این سوال توضیح نمی‌خواهد چراکه این دولت امنیتی‌ترین کابینه بعدازانقلاب است و به دلیل همین نگاه امنیتی تمام کارها را مخفی و محرمانه می‌دانند؛ البته در این میان افرادی نیز هستند که از این مخفی‌گری‌ها سودهای کلانی را به جیب می‌زنند.وی تصریح کرد: ما وقتی درباره IPC تذکر دادیم و گفتیم این مصوبه دولت اشکال دارد نقد کارشناسانه ما را بر‌نتابیدند و درنهایت پس از مدتی آقای جهانگیری گفت که این مصوبه ۱۵۰ تا اشکال دارد و بازهم این مشکل ادامه دارد.*پس از اعترافات یک جاسوس فهمیدیم سندی به نام FATF تنظیم‌ شده استزاکانی ادامه داد: در FATF هم این موضوع را محرمانه کردند و مابعد از دستگیری یک جاسوس و اعترافات او متوجه شدیم که یک سندی به نام FATF تنظیم‌شده است.این نماینده سابق مجلس اظهار داشت: شرکت بوئینگ اعلام کرده قراردادی که با ایران بسته، بخشی از مشکلات اقتصادی این شرکت را حل کرده؛ اما نمی‌دانم که چرا هیچ‌کس مشکلات اقتصادی ما را حل نمی‌کند. ما مخالف هواپیمای جدید نیستیم اما زمانی ۷۰ درصد از مردم کشور ما با جاده سفر می‌کنند باید به فکر ترمیم و بها دادن به این ۷۰ درصد باشیم که سالیانه ۲۰ تا ۳۰ هزار نفر کشته می‌دهیم.*دولت شو درمانی راه انداخته استوی در پایان تصریح کرد: این قرارداد یک جنبه سوءاستفاده و یک جنبه القایی دارد که این کار را انجام دهند و به عواقب آن واقف نیستند و به نظرم اولویت‌های کشور وارونه شده زیرا اگر صنعت خودروسازی در اولویت بود دولت بهتر می‌توانست برنامه‌ریزی کند و مشکلات اقتصادی را حل کند اما متأسفانه دولت شو درمانی راه انداخته استمنبع: فارس ]]> سیاسی Mon, 16 Jan 2017 13:58:24 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdci3vapqt1awu2.cbct.html از قاجار تا اعتدال؛ سلام بر خریداران حرفه‌ای! http://www.nedayeenghelab.com/vdcgy79wtak9nz4.rpra.html به گزارش ندای انقلاب، «زهرا طباخی» در روزنامه «وطن امروز» نوشت:این چند روز به ایرانیان عزتمند و اهل پیگیری اخبار و رویدادهای ملی سخت گذشت. نه از این جهت که خرید هواپیما کار بدی باشد و مثلا برای منافع ملی هیچ منفعتی نداشته باشد، بلکه از این منظر که بانگ جان گرفتن دوباره شبه‌روشنفکران عصر مشروطه که موفقیت موج دموکراسی‌خواهی و پیشرفت ملت ایران را ده‌ها سال به تاخیر انداختند تا در دامان انگلیس همچون کودکی وابسته و بی‌دفاع باقی بمانیم، مجدد گوش‌ها را آزرد.سال‌هاست از بالا و پایین شدن لیست اولویت‌ها با نگاه غیرقابل تحمل همین منورالفکرهای حلقه به گوش نظام سرمایه‌داری رنج می‌بریم.چه بسیار مدیران امروزمان را دیروز با بورسیه دولتی راهی انگلیس کردیم تا در دانشگاه‌های لندن اقتصاد و شهرسازی بخوانند و در بازگشت ایران را در مسیر تولید و خودکفایی تجهیز کنند اما باز هم وقتی به ایران بازگشتند اولویت‌های‌شان قجری باقی مانده بود! در این اولویت‌بندی وارداتی اختصاصی جهان‌سومی‌ها، خرمشهر و آبادان و بندرلنگه مکرر در صف دریافت اعتبارات عقب می‌مانند تا منورالفکرها شادمانه وام بگیرند و از «خریدهای لاکچری» رونمایی کنند و رای جمعیت سرمایه‌دار را به سبد خود واریز کنند. دست آخر نیز در برابر سوال ملتی که به نیازهای اولویت‌دارش بی‌محلی شده خیره بایستند و مژده تبدیل ایران به «خریدار حرفه‌ای» را در سینی نقره‌ای تقدیم کنند!سلامتی مصرف‌کننده‌ها!فارغ از احساسات ملی‌گرایانه، در ادبیات جهانی لفظ «خریدار حرفه‌ای» که مشاور محترم رئیس‌جمهور در دفاع از رونمایی باشکوه از یک عدد هواپیمای برند «ایرباس» بر زبان جاری کرد، معنا و مفهوم تکان‌دهنده‌ای دارد.در جهان کشورها بدون مرزگذاری مشهود به ۲ تیم تقسیم می‌شوند: تولید‌کنندگان حرفه‌ای و مصرف‌کنندگان حرفه‌ای! هر آن‌ کس که در تولید حرفه‌ای است در باشگاه قدرت‌های جهانی صاحب «عزت» و «ارزش ملی» است و آنها که مصرف‌کننده هستند به قول ترامپ نامی آبرومندانه‌تر از «گاوهای شیرده» برای آنها در نظر نمی‌گیرند. مصرف‌کننده‌ها نیز دست‌کم به ۲ بخش قابل تقسیم هستند: مصرف‌کنندگان فقیر و مصرف‌کنندگان نفتی ثروتمند یا «خریداران حرفه‌ای»!تا پیش از کشف نفت و گاز در ایران، نگاه استعمارگران به ایران، بیشتر وابسته به‌موقعیت ژئوپلیتیکی ایران به عنوان شاهراه ارتباطی غرب به شرق و مرز درگیری با روس‌ها بود. انگلیسی‌ها تجار مشهور ایرانی را برای تجارت تریاک و ابریشم و ادویه و کالاهای مصرفی شرق به کار می‌گرفتند و ادبیات «وابستگی» را به آنها آموزش می‌دادند. سطح چاپیدن دربار نیز محدود به در اختیار گرفتن اجازه حکمرانی بر مناطق مختلف ایران و خراج تجار و ترغیب شاهنشاه به استقراض ملی بود.اما از زمانی که اولین چاه نفت در جنوب ایران توسط انگلیسی‌ها کشف شد، فضا تغییر کرد. ایران دیگر یک کشور با درآمد خوب اما محدود محسوب نمی‌شد و به سرعت از باشگاه مصرف‌کنندگان بازنده و فقیر به لژ «مصرف‌کنندگان نفتی» با قابلیت تبدیل شدن به «خریدار حرفه‌ای» کالاها و محصولات تولید غرب ارتقا یافتیم. تربیت امروز شبه‌روشنفکران ایرانی که غایت نگاه‌شان بازگشت به دوران باشکوه خریداری حرفه‌ای از غرب است حاصل سال‌ها تلاش استعمارگران برای باقی ماندن ایران و سایر کشورهای صاحب ذخایر ارزشمند نفت و گاز در باشگاه یادشده است.خودکفایی ممنوع!هرگونه حرکت کشور به سمت «خودکفایی» و «خودباوری» در طول دهه‌های گذشته با مقاومت همین طبقه تربیت شده به دست غرب و دولت‌های استعمارگر مواجه شده چرا که تلاش برای «تولید» و «توانگری» در کشوری که صاحب درآمدی خالص و تضمین شده از منابع خدادادی است مسیر تبدیل شدن به «قدرت جهانی» در زمانی نسبتا کوتاه را هموار می‌کند.این یعنی رشد قدرت کشورهایی همچون «ایران»، «عربستان»، «عراق» و امثالهم در سیر اقتصاد و سیاست جهانی سریع‌تر از سایر کشورها است که مصرف‌کننده «انرژی تولیدی» خاورمیانه و وابسته به منابع تولیدی ما هستند. با این احتساب بسیار مهم است که کشورهای صاحب منابع انرژی در جهان با این فکر که توانمندی‌ای جز تولید «آبگوشت بزباش» و «قرمه» ندارند، خو بگیرند و به فکر هزینه‌کرد منابع درآمدی خود از نفت فروشی در مسیر خودکفایی و تبدیل شدن به «تولید‌کننده» در سایر حوزه‌های قدرت آفرین نباشند.بازی خوردیماکنون می‌توانیم کل بازی‌های جهانی بر سر «برنامه هسته‌ای بومی» ایران را تفسیر و تحلیل و هدف نهایی از فشارها را روشن کنیم.۱- حرکت ایرانیان به سمت «تولید» منبعی دیگر از انرژی ممنوع و محدود شود.۲- نفت مفت فروشی به اولویتی افتخارآمیز و تنها مزیت اعلامی ایران و ایرانیان در جهان تبدیل شود.۳- روند خودکفایی و تولید بومی در شرایط تحریم متوقف، بدنام و سرکوب شود.۴- قدرت چانه‌زنی ایرانیان در مسیر بازگشت به باشگاه «خریداران حرفه‌ای» کالا و خدمات از اروپا و آمریکا به کار گرفته شود.۵- خرید از اروپا و آمریکا مجددا در ایران به «ارزش» تبدیل شده و سطح خواسته‌ها با ارائه امتیازات مصرفی کنترل شود.قانون بقای تحریم‌هادقیقا به همین دلیل است که «برجام» نیز نتوانست «تحریم‌ها» علیه ایران را متوقف کند. اکنون دولت دکتر روحانی مطابق با تحریم‌های باقی در پسابرجام، نمی‌تواند دلارهای حاصل از فروش نفت خودمان را به داخل کشور منتقل کند و برای ایجاد رونق بخش تولید‌کننده کشور که در کارگاه‌ها و کارخانه‌ها از رکود و بیکاری در عذاب هستند به کار ببندد اما می‌تواند با همان دلارهای بلوکه، در کارخانه ایرباس فرانسه، «رونق» ایجاد یا حتی پول تولید داخل را به جیب خارجی‌ها واریز کند. این مفهوم دقیق تبدیل ایران به «خریدار حرفه‌ای» است!خریداری که حتی توانایی تصمیم‌سازی برای دلارهای نفتی خود را ندارد و در مسیر سیاست خارجی اشتباه، می‌پذیرد که در پسابرجام وعده داده شده، مطابق با نسخه ایده‌آل «مصرف‌گرایی» تحمیلی آمریکا و اروپا اجبارا حتی توزیع غذا در قطارهایش را نیز به شرکتی اتریشی برون‌سپاری کند!در وضعیت خطرناکی به سر می‌بریم و به نظر می‌رسد اندازه مخاطرات نیز روز به روز بزرگ‌تر می‌شود! رکود و بیکاری و تورم توأمان در پیش است و دولت نیز در بحبوحه خستگی ناشی از ۴ سال بیکاری و خرید حرفه‌ای از غرب، برای ملت خسته از وعده‌های عملیاتی نشده، جشن ایرباس می‌گیرد.هواپیما به جای مسکن!وزیر راه و شهرسازی به بهانه فقدان بودجه، تامین «مسکن»، اساسی‌ترین نیاز خانواده ایرانی را که ۷۰ درصد درآمد خانوار را به خود اختصاص می‌دهد، مکرر به تاخیر می‌اندازد و از آنها انتظار دارد برای سیاست «وام می‌گیرم، خرید لوکس می‌کنم» در گرگ بازار جهانی ۳۰۰ بار پیاپی «هورا» بکشند! حقیقتا فاجعه بیکاری دولت در سررسید پاسخگویی به مردم در پایان دوره ۴ ساله نوبر است!ما ایرانیان را چه شده است؟ ملتی که همواره در چشم سایر اقوام منطقه به «فخرفروشی تکنولوژی بومی» خود می‌بالید و روشنفکران عرب از ذکر پیشرفت‌هایش در صنایع فضایی و هسته‌ای در جراید برای تحقیر حکام خود بهره می‌بردند به کجا رسیده که برای تبدیل شدن به سعودی «۴۰ سال پیش» جشن برپا می‌کند؟ برنامه هسته‌ای بومی ایرانیان با بتن مسدود شد! کارخانه‌های تولید برق را به «زیمنس آلمان» سپردیم! صنایع تولید فولاد و آهن را با یک سوم ظرفیت تولید گرفتار ورشکستگی کردیم و از برنامه فضایی پیشرو و قدرت‌آفرین‌مان هیچ نمانده جز گزارش تحقیر‌کننده صادرات ۴۰ دانشمند فضایی رده اول کشور به اروپا و آمریکا! هنوز تحریم هستیم و تسلطی بر اموال و دارایی‌های خودمان نداریم اما با ارائه امتیازات هنگفت به غرب رکود و فقر و استقراض ملی را نیز به جان خریده‌ایم.آیا به نوشیدن از ثمرات سراب وعده داده شده در لوزان «برد - برد» عادت خواهیم کرد؟ ]]> سیاسی Mon, 16 Jan 2017 13:52:36 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcgy79wtak9nz4.rpra.html