پایگاه خبری ندای انقلاب - آخرين عناوين سیاسی :: rss_full_edition http://www.nedayeenghelab.com/vsnd2fl06tmcy.a2y.html Mon, 31 Dec 2018 11:34:03 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://www.nedayeenghelab.com/skins/default/fa/{CURRENT_THEME}/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری تحلیلی ندای انقلاب http://www.nedayeenghelab.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری تحلیلی ندای انقلاب آزاد است. Mon, 31 Dec 2018 11:34:03 GMT سیاسی 60 انهدام شبکه مفسدان ارز دولتی توسط وزارت اطلاعات/ ۱۱ نفر بازداشت شدند http://www.nedayeenghelab.com/vdchmvnxz23n-md.tft2.html به گزارش ندای انقلاب،‌ سربازان گمنام امام زمان(عج) در استان کردستان با هوشیاری و اقدامات به‌هنگام، پیچیده و گسترده اطلاعاتی شبکه‌ای از مفسدان اقتصادی و سوء استفاده کنندگان ارز دولتی را شناسایی، منهدم و ۱۱ نفر از عناصر اصلی آن را دستگیر کردند.در شرایط حساس اقتصادی و لزوم برنامه‌ریزی دقیق در استفاده از ذخایر ارزی، این شبکه معادل ۴هزار و ۷۰۰ میلیارد تومان ارز دولتی را به‌بهانه واردات کالاهای ضروری مردم از کشور خارج و در برخی از کشورها سرمایه‌گذاری کرده‌اند که با هوشیاری سربازان گمنام امام زمان(عج) در دام افتادند.این شبکه ارز مورد اشاره را با استفاده از کارت‌های بازرگانی شرکت‌های صوری و با جعل پیش‌فاکتور برای ثبت سفارش واردات کالاهای ضروری و همچنین با پرداخت رشوه از بانک‌های مختلف دریافت کرده است و با عدم انجام تعهدات ارزی و استفاده از ترفندهای مختلف، مانع از اجرای اقدامات قانونی بانک‌ها در پیگیری اعتبارات ارزی شدند.وزارت اطلاعات به عموم مردم شریف ایران توصیه می‌کند موارد سوء استفاده مالی به‌ویژه در حوزه ارز دولتی را از طریق تلفن ۱۱۳ به ادارات کل اطلاعات استان خود اطلاع دهند تا با اقدام به‌موقع از گسترش آثار سوء اقدامات مجرمانه جلوگیری شود.منبع : تسنیمانتهای پیام/ ]]> سیاسی Mon, 31 Dec 2018 11:04:57 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdchmvnxz23n-md.tft2.html فتنه ۸۸ چگونه گزینه تحریم علیه ایران را احیا کرد؟ http://www.nedayeenghelab.com/vdcee78xojh8pni.b9bj.html به گزارش ندای انقلاب، «مهدی محمدی» طی یادداشتی در روزنامه «وطن امروز» نوشت:پاسخ این پرسش که علت واقعی اعمال رژیمی از تحریم‌ها علیه ایران که آمریکایی‌ها خود آن را سنگین‌ترین تحریم‌های طول تاریخ می‌خوانند، واقعاً چه بوده و این تحریم‌ها در اصل چه هدفی را تعقیب می‌کرده، بسیار پیچیده و در عین حال بااهمیت است. آمریکایی‌ها- و برخی گروه‌های داخلی همفکر و همراه آنها- در این سال‌ها، کلیشه‌ای ساخته‌اند مبنی بر اینکه علت اصلی اعمال تحریم‌ها، سیاست هسته‌ای ایران و نوع تعاملی است که ایران در این باره با جامعه بین‌المللی در پیش گرفته است. خروجی این نوع نگاه به مساله هم این است که اگر ایران فی‌المثل در موضوع هسته‌ای طور دیگری رفتار می‌کرد، تحریم‌ها هم یا اصلاً اعمال نمی‌شد یا اینکه حداقل قدرت و شدت فعلی را نداشت.این نوشته که براساس یک مطالعه کتابخانه‌ای کم و بیش وسیع آماده شده، استدلال خواهد کرد این نوع نگاه به مساله کاملاً غیرواقعی و بلکه گمراه‌کننده است. رژیم تحریم‌های فعلی ایران، ریشه در قطعنامه ۱۹۲۹ شورای امنیت دارد که ۲۵ خرداد ۱۳۸۹ (ژوئن ۲۰۱۰) صادر شد. تمام تحریم‌های یکجانبه‌ای که اکنون به‌عنوان تحریم‌های مؤثر علیه ایران از آنها یاد می‌شود (تحریم‌های انرژی و مالی) در واقع براساس زیرساخت حقوقی که در این قطعنامه ایجاد شد، اعمال شده است. اما این قطعنامه–چنانکه با جزئیات نشان خواهیم داد- اساساً نه یک قطعنامه هسته‌ای است و نه با هدف واکنش نشان دادن به سیاست‌های هسته‌ای ایران اعمال شده است. قطعنامه ۱۹۲۹ که دقیقاً در سالگرد فتنه ۸۸ تصویب شد، محصول تعامل راهبردی آمریکا و متحدانش درباره نحوه کمک به فتنه ۸۸ در ایران –که رو به افول نهاده بود- و یکی از خروجی‌های بازنگری استراتژیک آمریکا در سیاست خود درباره ایران پس از فتنه ۸۸ است.زمستان ۸۸ و بهار ۸۹ بحث‌های مفصل و بسیار مهمی در آمریکا صورت گرفت در این باره که آمریکا چگونه باید با توجه به تحولات داخلی ایران، راهبرد خود را بازنویسی کند تا در تغییر محاسبات مردم و حاکمیت در ایران موفق باشد. این بازنگری، اگرچه در اصل یک فعالیت بشدت پنهان درون دولت آمریکا بوده است اما کاملاً محرمانه نمانده و در همان ایام بخش‌های مهمی از آن به محیط علنی و رسانه‌ای راه یافت. در واقع تصمیم به اینکه اعمال تحریم‌های فلج‌کننده اقتصادی علیه ملت ایران، بهترین راه حمایت از جنبش سبز و جلوگیری از میرایی آن در محیط داخلی ایران است، محصول مباحث و مذاکراتی بسیار بلنددامنه در محیط سیاستگذاری استراتژیک دو حزبی آمریکا بوده که تا امروز به هیچ‌وجه مورد مطالعه دقیق قرار نگرفته است. این در حالی است که اگر به ادبیاتی که در آن مقطع از سوی مقام‌های رسمی، تحلیلگران، اندیشکده‌ها و رسانه‌های آمریکایی در این باره تولید شده مراجعه کنیم، به سرعت درخواهیم یافت این ادبیات از این حیث که به ما بگوید هدف واقعی اعمال تحریم‌ها چه بوده و اساساً چه چیز آمریکایی‌ها را متقاعد کرد تحریم‌های خلع سلاحی را بدل به تحریم‌های اقتصادی فلج‌کننده کنند، کاملاً شفاف و صریح است. نه مقام‌های دولتی آمریکا و نه رسانه‌ها و تحلیلگران حامی آنها، در آن مقطع، ابهامی در این باره باقی نگذاشته‌اند که هدف اصلی، اثرگذاری بر محیط داخلی ایران، احیا و قدرتمندسازی فتنه سبز و نهایتاً محقق کردن اهداف کلان آمریکا در ایران از طریق این جنبش است.این نوشته تلاش خواهد کرد از خلال یک مطالعه متمرکز بر جزئیات، و مرور و دسته‌بندی کدهایی که جملگی از منابع کاملاً آشکار و قابل استناد آمریکایی و اروپایی استخراج شده، نگاهی به پس پرده قطعنامه ۱۹۲۹ و تحریم‌های یکجانبه اعمال شده پس از آن بیفکند و در این باره که فتنه ۸۸ چگونه گزینه تحریم علیه ایران را احیا کرد و به سمت خطرناک‌ترین صورت‌بندی ممکن از فشارهای اقتصادی سوق داد، یک داوری مطمئن به دست دهد. ۱ بهار ۸۹؛ احساس خطر در واشنگتنبهار ۸۹ با اوج گرفتن بحث‌ها درباره ضرورت اعمال تحریم‌های جدید علیه ایران در اروپا و آمریکا آغاز می‌شود. نخستین جملات مقام‌های آمریکایی وقتی مردم ایران از تعطیلات نوروزی بازمی‌گشتند چیزی در این حول و حوش بود که وقت تحریم‌های جدید فرارسیده است. چنانکه خواهیم گفت، ماشین بروکراتیک، سیستم رسانه‌ای و دستگاه اطلاعاتی آمریکا کاملاً آماده بودند اجرای یک سناریوی از پیش آماده را درباره مرتبط نشان دادن دور جدید تحریم‌ها با برنامه هسته‌ای ایران آغاز کنند. این بازی تقریباً بلافاصله آغاز شد ولی شکل آن به گونه‌ای بود که با کمی دقت می‌شد فهمید بیش از آنکه خود حقیقت داشته باشد، تلاشی برای پوشاندن یک حقیقت مهم‌تر است. قبل از اینکه ببینیم چگونه در مدت زمانی بسیار کوتاه مذاکرات مربوط به اعمال یکی از تندروانه‌ترین قطعنامه‌های تحریمی شورای امنیت به فرجام رسید، خوب است به یاد بیاوریم بهار ۸۹ در حالی از راه رسید که جریان فتنه در ایران تقریباً به طور کامل توان خود را از دست داده بود. این جریان در ۲۲ بهمن ۸۸ با استفاده از استراتژی‌ای که «اسب تروا» نامیده شد، سعی کرد راهپیمایی انقلابی مردم را مصادره کرده و با سوءاستفاده از فضای کارناوالی جشن ۲۲ بهمن، بار دیگر عرض اندام کند. اما شوک ناشی از خیزش مردمی ۹ دی به گونه‌ای بود که این جریان در عمل هیچ توفیقی به دست نیاورد و ۲۲ بهمن بدل به یکی از پرشورترین تجمعات ضدفتنه در کشور شد. این امر آنقدر برای طراحان استراتژی اسب تروا مایوس‌کننده بود که به سرعت به جان یکدیگر افتادند و استراتژی جریان خویش را «خر تروا» خواندند. تلاشی بسیار کم‌رمق‌تر و نومیدانه‌تر هم در روزهای منتهی به چهارشنبه آخر سال ۸۸ انجام شد تا شاید در این روز فرصتی برای جبران فضاحت استراتژی اسب تروا پیدا شود.نتیجه بسیار فاجعه‌بارتر بود و شاید برای اولین بار، شهر تهران، یک چهارشنبه آخر سال بسیار آرام را تجربه کرد. این دو تست کاملاً ناموفق، تقریباً همه ناظران را متقاعد کرد جریان فتنه سرمایه اجتماعی خود را از دست داده و حتی آن دسته از آشوبگرانی که به طور سازمان‌یافته سعی در رونق دادن به مرده‌ریگ فتنه داشتند، توان خود را به طور کامل از دست داده‌اند. داستان دقیقاً از همین نقطه، یعنی جایی آغاز می‌شود که آمریکایی‌ها به این ارزیابی می‌رسند که «پتانسیل‌های داخلی» فتنه ۸۸ پایان یافته و فتنه نیازمند تنفس مصنوعی از بیرون است. نخستین‌بار روز ۱۳ فروردین، باراک اوباما رئیس‌جمهور آمریکا اعلام کرد خواستار آن است که شورای ۱۵ عضوی امنیت سازمان ملل در عرض چند هفته و نه چند ماه قطعنامه تحریم‌های جدیدی را علیه ایران به علت برنامه هسته‌ای‌اش تصویب کند .۲ وی این سخنان را در یک کنفرانس مطبوعاتی مشترک با نیکلا سارکوزی رئیس‌جمهور وقت فرانسه بیان کرد .۳روز بعد، اوباما در گفت‌وگو با شبکه تلویزیونی CBS آمریکا گفت: همه مدارک نشان می‌دهد تهران در تلاش برای دستیابی به توان تسلیحات هسته‌ای است. اوباما گفت: ایران با چنین توانایی‌ای می‌تواند زندگی را در خاورمیانه بی‌ثبات کند و رقابت تسلیحاتی را در منطقه به راه اندازد. وی نتیجه گرفت: «من فکر می‌کنم ایده کنونی ادامه افزایش فشارهاست ».۴وضع به گونه‌ای بود که ناظران اینگونه ارزیابی کردند که آمریکا آشکارا و به طرز غیرقابل‌فهمی، «عجله» دارد .۵ هیلاری کلینتون، وزیر وقت خارجه آمریکا هم پیش‌بینی کرد شورای امنیت در زمینه تحریم‌های جدید ایران به اجماع خواهد رسید .۶ قبل از همه اینها، هاوارد برمن، رئیس کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان آمریکا، یک هفته پیش‌تر، در سخنرانی در صحن مجلس گفته بود: ما به شدیدترین تحریم‌ها و در سریع‌ترین زمان ممکن نیاز داریم .۷ خیلی زود اروپایی‌ها هم وارد صحنه شدند و به‌عنوان نمونه آنگلا مرکل صدراعظم آلمان گفت روی قید زمانی زود برای اعمال تحریم‌ها تاکید دارد .۸پس از همه اینها بود که یک دیپلمات غربی پیش‌بینی کرد نمایندگان ۶ قدرت جهانی که در حال بررسی تحریم‌های جدید هستند، هفته آینده کار روی تدوین یک قطعنامه را آغاز خواهند کرد .۹ آغاز بازی رسانه‌ایهمچنانکه می‌توان حدس زد، در آغاز، مقام‌ها و حتی رسانه‌های آمریکایی کاملاً مراقب بودند چیزی درباره هدف واقعی این تحریم‌ها گفته نشود. پروژه این بود که تاکید شود ایران به دلیل شکست در مذاکرات هسته‌ای تحریم می‌شود و هیچ قصد و غرض دیگری در کار نیست.بر همین اساس، در یک بازه زمانی بسیار کوتاه، موجی از ادعاهای جدید درباره برنامه هسته‌ای ایران ساخته و به فضای رسانه‌ای تزریق شد. ارائه یک خلاصه دسته‌بندی شده از این ادعاها دشوار است، ولی فهرست زیر حداقل موارد مهم را در بر می‌گیرد:۱- در درجه نخست تاکید غربی‌ها بر این بود که علت عزیمت گروه ۱+۵ به سمت تحریم‌های جدید، عدم پذیرش طرح انتقال اورانیوم به خارج از ایران با فرمولی غیر از بیانیه تهران است. سه کشور آمریکا، روسیه و فرانسه (گروه وین) در تابستان سال ۸۸ طرحی به ایران پیشنهاد کردند که براساس آن از ایران خواسته می‌شد تقریباً همه موجودی مواد هسته‌ای ۵ درصد خود را به خارج بفرستد و در ازای آن، (یک سال بعد) سوخت ۲۰ درصد برای رآکتور اتمی تهران دریافت کند. این پیشنهاد که پیشنهاد وین نامیده شد، پس از آن مطرح شد که ایران به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی اطلاع داد به دلیل اتمام سوخت رآکتور تهران که رادیوداروهای لازم برای حدود یک میلیون بیمار را تولید می‌کند، نیاز به خرید سوخت هسته‌ای با غنای ۲۰ درصد دارد. ایران عمدتاً به این دلیل که می‌دانست در صورت خروج اورانیوم از کشور هیچ تضمینی برای بازگشت آنچه به شکل سوخت ۲۰ درصد و چه به شکلی دیگر وجود ندارد، این پیشنهاد را نپذیرفت و در عوض در قالب یک توافق سه‌جانبه با برزیل و ترکیه، فرمولی را پیشنهاد کرد که طی آن مواد هسته‌ای از جانب ایران در ترکیه به امانت گذاشته شده و در ازای آن سوخت لازم به ایران فروخته می‌شد. آمریکا بیانیه تهران را رد و اعلام کرد ایران به دلیل نپذیرفتن پیشنهاد وین مستحق تحریم‌های جدید است. این در حالی بود که همانطور که نامه افشا شده لولا داسیلوا، رئیس‌جمهور وقت برزیل به اوباما نشان می‌دهد آنچه در بیانیه تهران مورد موافقت ایران قرار گرفت فاصله چندانی با درخواست آمریکا نداشت. رد بیانیه تهران از سوی آمریکایی‌ها –چنانکه توضیح خواهیم داد- دلیل کاملاً روشنی است که ثابت می‌کند قطعنامه ۱۹۲۹ به دلایل غیرهسته‌ای وضع شده والا اگر آمریکا به دنبال توافق هسته‌ای با ایران بود، هیچ دلیلی برای رد بیانیه تهران و در نتیجه اصرار بر اعمال تحریم‌ها، نداشت. آمریکا بیانیه تهران را چنان با عجله رد کرد که تقریباً همه ناظران دانستند برای آمریکا تحریم مهم بوده نه مدیریت ذخایر مواد هسته‌ای ایران.این موضوع چنان آزاردهنده بود که حتی رسانه‌های غربی هم نتوانستند از کنار آن به سادگی بگذرند. برخی منابع غربی گفتند واقعاً باید پرسید آمریکا به چه دلیل پیشنهادی را که خود ارائه کرده رد می‌کند ؟۱۰روزنامه انگلیسی تایمز در توصیف یکی از بهانه‌های آمریکا برای نپذیرفتن بیانیه تهران نوشت: «مقامات آمریکایی و انگلیسی می‌گویند ایران ممکن است از این فرصت برای شکاف انداختن میان حامیان تحریم که به سختی در یک جبهه گرد آمده‌انداستفاده کند ».۱۱این جمله معنای بسیار مهمی دارد و معنای حقیقی آن این است که غربی‌ها می‌گویند حالا که به هدف اصلی‌شان که ایجاد اجماع برای تحریم ایران است رسیده‌اند، دیگر برای‌شان مهم نیست که ایران با پیشنهاد مبادله سوخت چه می‌کند؛ چرا که در واقع هدف از طراحی کل این فرآیند و ارائه پیشنهاد وین به تهران، تحریم ایران با انگیزه حمایت از فتنه سبز بوده و غربی‌ها به هیچ وجه آن‌قدرها که ادعا می‌کنند از ذخیره مواد هسته‌ای در ایران نگران نیستند.برنار والرو سخنگوی وزارت خارجه فرانسه، این موضوع را به خوبی شفاف کرده است: «نباید خود را فریب داد چون حل مشکل مربوط به رآکتور تحقیقاتی تهران به هیچ‌وجه مشکل مربوط به برنامه هسته‌ای ایران را حل نمی‌کند ».۱۲توماس شانون سفیر آمریکا در برزیل هم اعلام کرد بیانیه‌ای که ایران، ترکیه و برزیل امضا کردند برای تضمین شفافیت برنامه هسته‌ای ایران و اعتماد به آن کافی نیست .۱۳سوزان رایس نماینده آمریکا در سازمان ملل متحد نیز با لحنی آشکارا بهانه‌جویانه گفت: توافقنامه تهران، درباره غنی سازی اورانیوم در ایران سکوت کرده است. تهدید جامعه بین‌المللی برای گسترش تحریم‌ها علیه تهران به علت ادامه برنامه‌های غنی‌سازی اورانیوم در جمهوری اسلامی است .۱۴نهایتاً بیانیه تهران با این استدلال رد شد که اولاً ایران باید این توافق را با گروه وین انجام می‌داد نه با ترکیه و برزیل، و ثانیاً کم شدن ذخایر مواد ۵ درصد ایران تا زمانی که غنی‌سازی ادامه دارد، بی‌فایده است .۱۵باراک اوباما، رئیس‌جمهور آمریکا روز ۲۶ اردیبهشت آب پاکی را روی دست همه ریخت:«بیانیه امضا شده میان ایران، برزیل و ترکیه مرا قانع نکرده است، زیرا آنها (برزیل و ترکیه) در متقاعد کردن ایران به تعلیق غنی‌سازی اورانیوم شکست خورده‌اند».برنارد کوشنر وزیر وقت خارجه فرانسه هم تلاش برزیل و ترکیه را مانعی برای تصویب قطعنامه شورای امنیت ندانست و گفت این مساله حتی ممکن است تصویب قطعنامه را تسریع بخشد .۱۶ جالب است که این همه اصرار بر ضرورت گنجانده شدن تعلیق غنی‌سازی در بیانیه تهران درحالی مطرح می‌شد که این امر حتی در پیشنهاد وین هم وجود نداشت و در آن پیشنهاد صرفاً روی کاهش ذخایر مواد ۵ درصد ایران تمرکز شده بود نه تداوم غنی‌سازی ۵ درصد در ایران. نادیده گرفتن موضوع کاهش ذخایر و اصرار غیرمنتظره بر ضرورت تعلیق غنی‌سازی در ایران، در واقع یک پیام بیشتر نداشت و آن هم این بود که آمریکا می‌خواهد به هر قیمت ممکن بیانیه تهران را رد کند تا راه برای اعمال تحریم‌های شدیدتر باز شود و این پیامی بود که تقریباً همه ناظران به سرعت آن را دریافت کردند.اکنون که از منظر روایت تاریخ صدور قطعنامه ۱۹۲۹ و اعمال رژیم تحریم‌های فلج‌کننده علیه ایران به موضوع نگاه می‌کنیم، معلوم می‌شود امضای بیانیه تهران از سوی ایران یک اقدام استراتژیک بود که دست آمریکا را رو کرد و هدف واقعی آن از تلاش برای تحریم ایران را برملا ساخت. اگر ایران این بیانیه را امضا نمی‌کرد آمریکا می‌توانست با اتکا به این بهانه که ایران در مقابل پیشنهاد مبادله مواد هسته‌ای سرسختی کرده اعمال تحریم‌ها علیه ایران را توجیه کند اما امضای بیانیه تهران ناگهان این توجیه را از بین برد و در واقع آمریکا را شوکه کرد. آمریکا که از ابتدا کل این فرآیند را با هدف تحریم ایران آن‌هم به منظور کمک به جریان فتنه طراحی کرده بود، وقتی با امضای بیانیه تهران از سوی ایران مواجه شد، آشکارا غافلگیر شد و دیگر نتوانست هدف واقعی خود را پنهان نگه دارد. این بیانیه می‌توانست کل پروژه آمریکا را تخریب کند و آن را از رسیدن به هدف اصلی‌اش که گذاشتن عصایی زیر بغل جریان فتنه بود بازدارد.اما اهمیت کمک به فتنه‌گران برای آمریکا چنان بود که در یک مورد کاملاً نادر، همه قول و قرارهای خود با ترکیه و برزیل را زیرپاگذاشت و اعلام کرد این بیانیه را نخواهد پذیرفت و به دنبال اعمال تحریم‌هایی می‌رود که مذاکرات درباره آن به نقاط پایانی رسیده است. رد بیانیه تهران از سوی آمریکا نشان داد هدف اصلی آمریکا فقط اعمال تحریم‌ها با هدف تشدید به‌هم‌ریختگی داخلی در ایران بوده نه هیچ چیز دیگر والا اگر آمریکا تحریم‌ها را با هدف تغییر رفتار هسته‌ای ایران تدارک دیده بود باید بیانیه تهران (یا حداقل مذاکره درباره بیانیه تهران) را می‌پذیرفت و تحریم‌ها را عجالتاً منتفی می‌کرد. اعلام تداوم پروژه تحریم پس از قطعنامه ۱۹۲۹ همگان را متقاعد کرد که موضوع هسته‌ای فقط یک بهانه است و آمریکا در پی هدف دیگری است.۲- پس از ماجرای مبادله سوخت، ادعا شد شهرام امیری دانشمند دفاعی ایران، اطلاعات هسته‌ای حساسی را به آمریکایی‌ها ارائه کرده و آنها متقاعد شده‌اند ایران در پی ساخت سلاح هسته‌ای است!۳- سپس آمریکایی‌ها ادعا کردند ایران به طور پنهان دو تأسیسات غیرقانونی جدید برای غنی‌سازی ساخته است .۱۷ اگرچه بعدها روشن شد ایران جز نطنز و فردو هیچ تأسیسات دیگری برای غنی‌سازی ندارد ولی در آن مقطع آمریکا ادعا کرد این اطلاعات را در یک عملیات بسیار محرمانه به دست آورده است. جالب است که این اطلاعات بسیار محرمانه پس از صدور قطعنامه ۱۹۲۹، حتی یک بار هم مورد پیگیری قرار نگرفت!۴- ادعای دیگر این بود که ایران برای القاعده تجهیزات و تسلیحات فراهم می‌کند. این ادعای عجیب و غریب را–که اتفاقاً آن هم پس از صدور قطعنامه به تاریخ پیوست- دیوید پترائوس که در آن تاریخ رئیس سرفرماندهی مرکزی آمریکا (سنت کام) بود، بیان کرد.وی در جلسه‌ای خطاب به اعضای کنگره آمریکا گفت:«ایران به حلقه‌های ارتباطی القاعده و رهبران تروریستی مرتبط با این گروه، کمک می‌کند. برنامه اتمی جمهوری اسلامی به مانعی برخورد کرده و در سال جاری میلادی - سال ۲۰۱۰- ایران قادر به ساخت بمب اتم نخواهد بود. تخمین دقیق اینکه چه زمانی ایران قادر به دستیابی به بمب اتم است، جزو اطلاعات محرمانه و طبقه‌بندی شده است اما برنامه زمانی تعیین شده، با اطلاعات موجود تطابق دارد. جمهوری اسلامی همچنین تسلیحات لازم را برای گروه‌های مرتبط با القاعده یا رهبران آنها فراهم می‌کند ».۱۸۵- مساله دیگری که در آن تاریخ و برای تسهیل صدور قطعنامه مطرح شد این بود که برخی رسانه‌های غربی ادعا کردند جامعه اطلاعاتی آمریکا ارزیابی پیشین خود را تغییر داده و رسماً اعلام کرده برنامه هسته‌ای ایران را نظامی می‌داند. مرکز نظارت بر منع گسترش تسلیحاتی وابسته به سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) گزارشی تحت نام گزارش ۷۲۱ در این باره تهیه و به کنگره آمریکا ارائه کرد. به گفته منابع آمریکایی این گزارش اولین سند رسمی سیا محسوب می‌شود که دقیقاً تأیید می‌کند برنامه هسته‌ای ایران ماهیت نظامی دارد .۱۹ این ارزیابی البته هرگز رسماً و علناً منتشر نشد و پس از قطعنامه ۱۹۲۹ مقام‌های اطلاعاتی آمریکا همچنان ارزیابی اطلاعاتی سال ۲۰۰۷ این کشور را تکرار کردند که می‌گفت ایران هنوز تصمیم به ساخت سلاح هسته‌ای نگرفته ولی در حال توسعه زیرساختی است که هر زمان چنین تصمیمی گرفت بتواند در زمان کوتاهی مواد لازم برای یک سلاح را تولید کند. در واقع، پس از صدور قطعنامه روشن شد ارزیابی اطلاعاتی آمریکا تغییر نکرده و این خبرسازی‌ها صرفاً با هدف سرعت دادن به تلاش‌ها برای صدور قطعنامه جدید تحریم علیه ایران انجام شده است.۶- ادعای بعدی این بود که اعلام شد ایران تصمیم گرفته به جای تأسیسات افشا شده فردو، به طور پنهان تأسیسات غنی‌سازی جدیدی بسازد. دیوید آلبرایت، رئیس مؤسسه علوم و امنیت بین المللی، نخستین فردی بود که این ادعا را مطرح کرد. آلبرایت گفت: «منطقی است که مظنون باشیم تأسیسات سانتریفیوژ دیگری در دست ساخت است اگر چه مشخص نیست ایران اورانیوم خام برای استفاده در این تأسیسات را از کجا به‌دست می‌آورد. ایران ممکن است در پی مجبور شدن به اعلام وجود تأسیسات فردو تصمیم گرفته باشد برای باز نگه داشتن گزینه‌های هسته‌ای خود تأسیسات غنی‌سازی دیگری را افتتاح کند. منطق حکم می‌کند زمانی که یک تأسیسات فاش می‌شود، یک یا دو تأسیسات دیگر افتتاح شود ».۲۰۷- پرده بعدی بازی زمانی آشکار شد که وزارت دفاع آمریکا به طور تقریباً ناگهانی یک ارزیابی جدید از برنامه موشکی ایران منتشر کرد که مدعی بود موشک‌های ایران می‌تواند خاک آمریکا را هدف قرار بدهد! پنتاگون در این گزارش که آشکارا با هدف تهدیدنمایی برنامه موشکی ایران و تشدید فضاسازی‌ها علیه ایران منتشر شده بود، اعلام کرد ایران تا ۵ سال آینده برای تولید موشک‌هایی که قادر به هدف قرار دادن خاک آمریکا باشند، آماده خواهد بود .۲۱ این ارزیابی‌ای است که پنتاگون آن را رسماً منتشر کرد اما بعدها به فراموشی سپرده شد .۲۲همه این ادعاها که یکی پس از دیگری در زمانی کوتاه مطرح شد، در واقع نشان می‌داد تلاش پشت پرده وسیعی برای هر چه سریع‌تر اعمال شدن تحریم‌های جدید علیه ایران و هر چه شدیدتر شدن متن آن در جریان است و به همین دلیل در یک تقسیم کار بزرگ همه نهادهای نظامی، اطلاعاتی و سیاسی آمریکا موظف شده‌اند سهم خود را ادا کرده و فضایی ایجاد کنند که آمریکا در بستر آن بتواند اولاً شرکای خود را راضی به تدوین یک قطعنامه بسیار رادیکال علیه ایران کند و ثانیاً اعضای شورای امنیت را وادار کند به این قطعنامه رأی بدهند. همزمان با این فضاسازی‌ها بود که تلاش دیپلماتیک برای راضی کردن اعضای گروه ۱+۵ به حضور در مذاکرات تدوین پیش نویس قطعنامه جدید، بویژه همراه‌سازی روسیه و چین به‌عنوان دو عضو بی‌میل گروه به این پروژه، آغاز شد و به سرعت اوج گرفت.دیپلمات‌ها وارد می‌شوندکار روی تحریم‌های جدید علیه ایران در نیمه اول بهار ۸۹ رسماً آغاز شد. دولت آمریکا اصرار داشت این امر باید هر چه زودتر به نتیجه برسد و به همین دلیل فشار زیادی را به دو کشور روسیه و چین وارد کرد تا هر چه زودتر به مذاکرات تدوین پیش‌نویس قطعنامه بپیوندند. روسیه و چین در آغاز–چنانکه سنت دیرینه چانه‌زنی دیپلماتیک در این کشورهاست- اعلام کردند با تصویب یک قطعنامه تحریم جدید موافقت نخواهند کرد و به جای آن ترجیح می‌دهند مذاکرات با ایران ادامه پیدا کند. بویژه چینی‌ها در روزهای اول در این باره کاملاً صریح بودند که با یک قطعنامه جدید موافقت نخواهند کرد. بنابراین تلاش‌ها قبل از هر جای دیگر روی چین متمرکز شد.نخست باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا از هو جین‌تائو رئیس‌جمهور وقت چین خواست در اعمال فشار به ایران بر سر فعالیت‌های هسته‌ای این کشور همکاری کند .۲۳ بلافاصله پس از آن موجی از فشارهای سیاسی و رسانه‌ای علیه چین آغاز شد که هدف از آن آشکارا همراه کردن این کشور با مذاکراتی بود که آمریکایی‌ها به خروجی آن نیاز حیاتی داشتند. در واقع آمریکایی‌ها بهتر از هر کس دیگری می‌دانستند که هم روسیه و هم چین، در صورتی که به میزان کافی تحت فشار قرار بگیرند و به میزان کافی امتیاز دریافت کنند، آماده تعدیل دیدگاه‌های خود درباره هر موضوع بین‌المللی از جمله مساله هسته‌ای ایران هستند. به همین دلیل، چین، هدف فشار رسانه‌ای –سیاسی‌ای قرار گرفت که آمریکایی‌ها می‌دانستند لازم نیست مدت زیادی طول بکشد.اقدامات زیر که ترکیبی از چماق و هویج است، با سرعتی خیره‌کننده علیه چین به اجرا گذاشته شد: نخست غربی‌ها سعی کردند چین را در اجلاس گروه ۸ منزوی کنند .۲۴ پس از آن تلاش‌هایی برای ساختن پرونده‌های مالی بین‌المللی در زمینه پولشویی علیه چین آغاز شد .۲۵ همچنین چین بلافاصله متهم شد نسبت به مساله بسیار مهم امنیت هسته‌ای بی‌تفاوت است و به همین دلیل ممکن است اساساً به نشست امنیت هسته‌ای واشنگتن (که اردیبهشت ۸۹ برگزار شد) دعوت نشود. اقدامات علیه چین به سرعت رادیکال شد.در گام بعدی چین متهم شد در حال فروش تجهیزات غیرقانونی به ایران است .۲۶ کار داشت بالا می‌گرفت که بالاخره چینی‌ها کوتاه آمدند و در نهایت در روز ۳۱ مارس (۱۱ فروردین) پذیرفتند در مذاکرات درباره تحریم‌های ایران مشارکت کنند .۲۷ تحریم جدید ایران آنقدر برای غربی‌ها با اهمیت بود که حتی صهیونیست‌ها خطوط قرمز معمولاً پررنگ خود در امور نظامی را کنار گذاشته و تلاش کردند در ازای موافقت چین با تحریم‌های ایران مشوق‌های نظامی به این کشور اعطا کنند. ژنرال امیر اشل، رئیس هیأت مدیره برنامه‌ریزی ارتش اسرائیل اواخر فروردین راهی چین شد تا با مقامات ارشد تشکیلات دفاعی این کشور دیدار کند. اشل که مسؤول برنامه‌ریزی راهبردی و امور خارجی در ارتش اسرائیل بود، گفت امیدوار است بتواند دیدگاه اسرائیل درباره حرکت ایران به سمت توانمندی‌های نظامی هسته‌ای را برای طرف‌های چینی تبیین کند. پیش از او، عاموس یادلین، رئیس اطلاعات نظامی اسرائیل به پکن سفر کرد و رسانه‌های غربی نوشتند او در این سفرجزئیات پیشرفت ایران به سمت سلاح‌های هسته‌ای را برای میزبانان خود بازگو کرده است. همچنین سخنگوی ارتش چین هم با همتایان خود در اسرائیل ملاقات کرد .۲۸نتیجه این تلاش‌های بسیار فشرده، چیزی بود که سوزان رایس نماینده وقت آمریکا در سازمان ملل آن را در یک جمله خلاصه کرد:«چین موافقت کرده است در گفت وگوهای نیویورک درباره تحریم جدید ایران شرکت کند و این نشانه پیشرفت است ».۲۹همزمان، پروژه‌ای مشابه که البته بیشتر روی تشویق تمرکز داشت تا تهدید، درباره روسیه اجرا شد. پس از مخالفت‌های کمرنگ ولی با اهمیت روسیه با ملحق شدن به فرآیند تدوین پیش‌نویس قطعنامه، آمریکایی‌ها یک معامله بزرگ به روسیه پیشنهاد کردند که کاملاً روشن بود مسکو توان مقاومت در مقابل آن را نخواهد داشت. آن معامله بزرگ، نهایی کردن پیمان نیو استارت میان روسیه و آمریکا با هدف محدود کردن سلاح‌های هسته‌ای استراتژیک بود که روز ۱۹ فروردین ۸۹ (۸ آوریل ۲۰۱۰) میان دو طرف امضا شد.یک مقام آمریکایی همان ایام تصریح کرد معاهده کاهش تسلیحات هسته‌ای آمریکا و روسیه، راه را برای مهار فعالیت‌های ایران و کره‌شمالی هموار می‌کند. بنا به گفته او، «براساس این معاهده دو قدرت بزرگ هسته‌ای هر کدام شمار کلاهک‌های هسته‌ای راهبردی خود را از ۲۲۰۰ کلاهک به ۱۵۵۰ کلاهک کاهش خواهند داد و محدودیت‌هایی درباره موشک‌ها و پرتاب‌کننده‌ها اعمال خواهند کرد ».۳۰اعطای امتیازی چنین بزرگ به روسیه که در واقع به معنای به رسمیت شناخته شدن آن از سوی آمریکا به عنوان تنها قدرت هسته‌ای رقیب بود، نشان می‌داد آنچه آمریکا از روسیه می‌خواهد هم بسیار بزرگ است. در واقع کاملاً منطقی است که فکر کنیم آمریکایی‌ها می‌دانستند محتوایی که آنها در قطعنامه ۱۹۲۹ در پی تصویب آن هستند چنان هراس‌آور است که روسیه جز در ازای گرفتن یک امتیاز بزرگ راضی به همراهی با آن نخواهد شد. به همین دلیل، زمان بندی امضای پیمان نیواستارت را به گونه‌ای تنظیم کردند که بتوان از آن به عنوان یک برگ تمام‌کننده در مذاکرات با روسیه برای جلب موافقت این کشور با قطعنامه ۱۹۲۹ – که بنا بود معمار سنگین‌ترین و پیچیده‌ترین رژیم تحریم‌ها علیه یک کشور عضو سازمان ملل باشد- بهره برد؛ و این اتفاقی است که دقیقاً رخ داد. روس‌ها پس از امضای پیمان نیواستارت تقریباً بدون بحث و حاشیه، به مذاکرات درباره تدوین قطعنامه ملحق شدند.یک نکته مهم در اینجا این بود که آمریکایی‌ها برای جلب رضایت اعضای دائم شورای امنیت مجبور به مراعات یک ملاحظه ظریف بودند و آن هم اینکه چیز زیادی درباره نیت واقعی خود از اعمال این تحریم‌ها که همان تقویت جریان فتنه در ایران بود، نگویند چرا که می‌دانستند در صورتی که این موضوع آشکارا بیان شود، آن وقت همراه کردن بسیاری از کشورها با این تحریم‌ها بشدت دشوار خواهد شد. به همین دلیل آمریکا تلاش می‌کرد تاکید کند قطعنامه ۱۹۲۹ یک قطعنامه مرتبط با پروژه‌های عدم اشاعه و با هدف جلب همکاری ایران در موضوع هسته‌ای است اما همزمان مکرراً به این موضوع اشاره می‌شد که اقدامات اصلی آنهایی نیست که درون قطعنامه مورد اشاره قرار گرفته بلکه تحریم‌های اصلی پس از صدور قطعنامه و به طور یکجانبه از سوی آمریکا و کشورهای اروپایی اعمال خواهد شد.نتیجه همه این تلاش‌ها این بود که در نهایت هیلاری کلینتون در هفته دوم فروردین اعلام کرد ۵ کشور عضو دائم شورای امنیت پذیرفته‌اند در مذاکرات درباره تحریم‌های ایران مشارکت کنند ۳۱ و به این ترتیب مذاکرات برای تدوین پیش‌نویس قطعنامه آغاز شد.در کنار تلاش‌ها برای راضی کردن ۵ عضو دائم شورای امنیت، واشنگتن سعی فراوانی هم برای جلب نظر ۱۰ عضو غیردائم شورای امنیت به خرج داد تا آنها را نیز به همراهی با پروژه خود وادار کند. البته در این مورد، کار چندان دشوار نبود. به جز ۳ کشور ترکیه، برزیل و لبنان که هر کدام دلایل خاص خود را برای عدم موافقت با تحریم‌های جدید داشتند، آمریکا در جلب نظر بقیه اعضای شورای امنیت با دشواری خاصی روبه‌رو نبود. آمریکایی‌ها با اینکه می‌دانستند برزیل و ترکیه، به دلیل دلخوری شدید از آمریکا در ماجرای نپذیرفتن مفاد بیانیه تهران، به این قطعنامه رأی نخواهند داد اما همه تلاش خود را کردند تا این دو کشور را وادار کنند به جای رأی مخالف، رأی ممتنع بدهند. به عنوان مثال درباره برزیل آمریکایی‌ها تلویحاً گفتند موضعی که برزیل درباره این قطعنامه خواهد گرفت نقش مهمی در بررسی درخواست عضویت دائم آن در شورای امنیت خواهد داشت. جیمز روبین، یکی از دستیاران سابق کلینتون در این باره نوشت:آمریکا باید به برزیل بگوید موضعی که در موضوع ایران می‌گیرد، برای تلاش‌های برزیل جهت حضور در کرسی دائم شورای امنیت، سرنوشت‌ساز است .۳۲نکته‌ای که نمی‌توان این بحث را بدون توجه به آن به پایان برد، این است که رژیم صهیونیستی هم نقش مهمی در تمهید مقدمات قطعنامه ۱۹۲۹ ایفا کرد. مطابق یک تقسیم کار سنتی میان آمریکا و اسرائیل، جنس ایفای نقش صهیونیست‌ها در دیپلماسی بین‌المللی علیه ایران اغلب به شکل بازی با گزینه نظامی است. عموماً از طریق افزایش و گاهی هم از طریق کاهش تهدید نظامی، اسرائیلی‌ها تلاش می‌کنند فضای بین‌المللی علیه ایران را به سمت مطلوب خود سوق بدهند. در واقع آسیب‌پذیری نه چندان منطقی غربی‌ها بویژه اروپا، در مقابل تهدید حمله به ایران از سوی اسرائیل، همواره یکی از عوامل تعیین‌کننده در کیفیت و زمان تصمیماتی است که این کشورها درباره ایران گرفته‌اند. در آستانه قطعنامه ۱۹۲۹ هم به طور کاملاً قابل پیش‌بینی صهیونیست‌ها سعی کردند از طریق تشدید لفاظی‌های نظامی خود، جهان و بویژه اروپا را از تبعات عدم موافقت با تحریم‌های شدید علیه ایران بترسانند. در سطح رسمی - و در یکی از جالب‌ترین موارد - افرایم سنه، معاون وزیر جنگ رژیم صهیونیستی، تاریخی معین برای حمله به ایران تعیین کرد.وی در خرداد ۱۳۸۹، پیش‌بینی کرد اسرائیل تاپیش از نوامبر سال جاری میلادی به ایران حمله خواهد کرد. سنه گفت:چنانچه آمریکا و متحدانش در زمینه اعمال تحریم‌های فلج‌کننده به منظور تضعیف ارکان رژیم ایران اقدامی نکنند، اسرائیل تا پیش از نوامبر سال جاری به ایران حمله خواهدکرد. احتمالاً ایران تا سال ۲۰۱۱ موفق به تولید بمب هسته‌ای خواهد شد. بنا به دلایل عملی، در صورت عدم اعمال تحریم‌های واقعی، اسرائیل منتظر یک زمستان دیگر نخواهد ماند .۳۳مجموعه این تلاش‌ها شرایطی را ایجاد کرد که خروجی آن صدور قطعنامه ۱۹۲۹ دقیقاً در روز ۲۵ خرداد ۱۳۸۹ (تقریباً مقارن با سالگرد انتخابات ۸۸) بود؛ قطعنامه‌ای که هدف اعلامی آن با آنچه غربی‌ها واقعاً از صدور آن در سر داشتند، فرسنگ‌ها فاصله داشت.اصل داستان: دیالکتیک فتنه و تحریمبا وجود ظاهرسازی بی‌سابقه آمریکا، اروپا و اسرائیل درباره هدف قطعنامه ۱۹۲۹ و تلاش به ظاهر وسیع برای مرتبط نشان دادن آن با سیاست هسته‌ای ایران، مرور روند تحولات و مطالعه مجموعه اظهارات و تحلیل‌های منابع و مقام‌های غربی در فاصله زمانی فروردین ۸۹ تا روز تصویب قطعنامه، حاوی نشانه‌های بسیار روشنی است در این باره که هدف اصلی این قطعنامه ایجاد نوعی دیالکتیک (رفت و برگشت / بده بستان) با جریان فتنه در ایران بوده است. این موضوعی نیست که غربی‌ها آن را پوشیده نگه داشته باشند، اگرچه تاکنون طی فرآیندی که می‌توان آن را نوعی سانسور سیستماتیک حقیقت خواند، هیچیک از تاریخ‌نگاران برنامه هسته‌ای ایران در اروپا و آمریکا، به اندازه کافی برای استخراج حقایق مرتبط با این موضوع کوشش نکرده‌اند. قطعنامه ۱۹۲۹ برجسته‌ترین سند در تاریخ هماوردی و رقابت راهبردی ایران و آمریکاست که نشان می‌دهد عامل اصلی شکل‌دهنده به سیاست آمریکا درباره ایران ارزیابی آن از موقعیت جریان غربگرا در ایران، و تنگناها، نیازمندی‌ها و فرصت‌های آن است. این اصل بنیادینی است که می‌توان آن را از همین حالا به عنوان نتیجه این پژوهش تلقی کرد.مقام‌ها، تحلیلگران و رسانه‌های غربی به اندازه کافی درباره هدف این قطعنامه صریح بوده و اطلاعات در اختیار ما گذاشته‌اند. نگاه به سرجمع ادبیات تولید شده حول و حوش این قطعنامه، تردیدی در این باره باقی نمی‌گذارد که غربی‌ها وقتی در آغاز سال ۱۳۸۹ به فکر بازنگری راهبرد خود در قبال ایران افتادند و سپس در چارچوب این بازنگری راهبردی، قطعنامه ۱۹۲۹ و به دنبال آن سیلی از تحریم‌های یک‌جانبه کاملاً بی‌سابقه در جهان را علیه ایران اعمال کردند، در واقع محیط داخلی ایران را هدف گرفته بودند نه برنامه هسته‌ای ایران را. اگرچه این قطعنامه به طور کامل از هدفگذاری‌های خلع سلاح و عدم اشاعه خالی نیست ولی این هدف‌ها درواقع هدف‌های ثانوی آن محسوب می‌شود. هدف اولی و ذاتی ۱۹۲۹:تقویت جریان فتنه در ایرانافزایش اقبال اجتماعی به سمت آنکاهش توان مقاومت نظام در مقابل این جریانبوده است. این خلاصه‌ترین بیان ممکن از نتیجه‌ای است که تفحص در نیات واقعی آمریکا از طراحی پروژه تحریم‌های فلج‌کننده علیه ایران به ما نشان می‌دهد ولو اینکه می‌دانیم تحلیل دیالکتیک میان جریان فتنه و قطعنامه ۱۹۲۹ در واقع بسیار پیچیده‌تر از آنی است که ممکن است در ابتدا به نظر برسد.دسته‌بندی زیر، یکی از چند روش متنوعی است که می‌تواند ابعاد این بده‌بستان متقابل را روشن کند.۱- هدایت فشار تحریم به سمت زندگی روزمره مردم؛ مؤثرترین روش احیای فتنهنخستین و مهم‌ترین استدلالی که حامیان تحریم‌های جدید در آمریکا مطرح و با تکیه بر آن نتیجه گرفتند که ضرورت دارد در آن مقطع تحریم‌های بی‌سابقه اقتصادی علیه ایران اعمال شود، این بود که حامیان تحریم عقیده داشتند اگر فشارهای اقتصادی روی زندگی روزمره مردم در ایران متمرکز شود، نارضایتی ناشی از آن می‌تواند بدل به سرمایه اجتماعی برای جریان فتنه شود. رویگردانی مردم از جریان فتنه و خالی شدن محسوس خیابان‌ها به طرز عجیبی آمریکایی‌ها را آزار می‌داد. روش‌های رسانه‌ای و عملیات روانی نیز نتوانسته بود تأثیری بر بی‌اعتنایی و بلکه تنفر مردم نسبت به این جریان که پس از ۹ دی روزبه‌روز تشدید شد، بگذارد. در نتیجه آمریکایی‌ها به این جمع‌بندی رسیدند که وارد کردن فشار اقتصادی بسیار شدید و بی‌سابقه تنها روشی است که می‌تواند مردم را مجدداً به خیابان‌ها کشانده و سبد خالی شده سرمایه اجتماعی فتنه را پر کند. تغییر ماهیت رژیم تحریم‌ها از تحریم‌های عدم اشاعه به سمت تحریم‌های اقتصادی، دقیقاً ناشی از این تحلیل بود که جریان فتنه در ایران به رنج کشیدن اقتصادی مردم نیاز دارد. روزنامه وال استریت ژورنال این موضوع را اینگونه روایت کرده است:رهبران مخالفان دولت جمهوری اسلامی می‌گویند دامنه اعتراض‌های مردمی را فراتر برده و بر سیاست‌های غلط اقتصادی محمود احمدی‌نژاد و دولت او متمرکز خواهند کرد. مهدی کروبی که در انتخابات خردادماه سال جاری حضور داشت، ضمن ادامه انتقاد به انتخابات مخدوش، سیاست‌های ضعیف اقتصادی محمود احمدی‌نژاد را هم زیر سوال برد. میرحسین موسوی، دیگر رهبر مخالفان ایران هم خواهان گسترش دامنه نارضایتی به تمامی اقشار جامعه شد و بویژه بر سیاست‌های غلط اقتصادی احمدی‌نژاد تاکید کرد .۳۴نویسنده این مقاله ادامه می‌دهد:تحلیلگران می‌گویند با توجه به سرکوب معترضان، رهبران مخالفان تلاش می‌کنند سیاست‌های خود را تغییر داده و آن را به فازی دیگر تبدیل کرده و بویژه بر سیاست‌های اقتصادی تاکید کنند. تئودور کاراسیک ۳۵، مدیر بخش تحقیق و گسترش مؤسسه تحلیل نظامی خاورمیانه و خلیج فارس در دوبی می‌گوید: «موضوع اقتصاد همیشه در بحث مخالفان بوده است اما حالا تلاش دارند بیشتر از آن حرف بزنند ».۳۶این تحلیل به‌خوبی نشان می‌دهد آمریکا نیاز سران فتنه به اینکه مردم به لحاظ اقتصادی تحت فشار قرار بگیرند را به خوبی درک کرده و تلاش کرد در قطعنامه ۱۹۲۹ به آن پاسخ بدهد. در واقع در آن مقطع روشن بود که شعارهای پیشین این جریان از جمله ادعای تقلب به کلی خاصیت و کارایی خود را از دست داده و اگر فتنه‌گران نتوانند راهی جدید برای جلب توجه افکار عمومی پیدا کنند، دیگر شانسی برای بقا نخواهند داشت. به این ترتیب بود که راهبردی شکل گرفت که می‌توان آن را بازگشت از دریچه اقتصاد خواند، منتها این بار آمریکایی‌ها بودند که به نیابت از دوستان داخلی شأن بار اجرای این راهبرد را به دوش کشیدند:اقتصاد بیشتر و بیشتر دولتی شده ایران، زیر تحریم‌های سازمان ملل و آمریکا بشدت متزلزل و منزوی خواهد شد. کارشناسان اقتصادی بالا رفتن نرخ تورم را ناشی از ولخرجی‌های شدید اخیر دولت ۳۷ ارزیابی می‌کنند. آنها هشدار داده‌اند سوبسیدهای سنگین روی مواد غذایی و بنزین که قرار است در ۵ سال آینده کم شود، می‌تواند به افزایش شدید تورم منتهی شود و این می‌تواند راهی برای ورود مخالفان باشد .۳۸در واقع ایده اصلی آمریکا این بود که تحریم مؤثرترین کمکی است که می‌توان به فتنه سبز در ایران کرد: توان گروه‌های اپوزیسیون ایران برای تغییر رفتار مقامات این کشور کافی نیست. به همین علت است که غرب باید همزمان تهدیدهای چند باره خود در اعمال تحریم‌های سخت علیه ایران را نیز به منصه ظهور بگذارد. در واقع، تنها با اتخاذ این سیاست است که می‌توان باور کرد غرب در زمینه شکل‌گیری صلح و استیفای حقوق بشر در منطقه خاورمیانه جدی است. با این همه انقلاب سبز ایران می‌تواند در این ارتباط انگیزه جدیدی ایجاد کند. اپوزیسیون ایران در این میان در تلاش است به اصول خود پایدار بماند. برخلاف آن دسته از ایرانیان -از جمله ایرانی‌های تبعیدی به خارج- که همواره و امیدوارانه بر این باورند رژیم فعلی ایران در زمانی قابل پیش‌بینی سرنگون خواهد شد اما این امید برای اپوزیسیون داخل کشور بیشتر به یک یاس و ناامیدی می‌ماند .۳۹نویسنده مجله تایم تصریح می‌کند دولت اوباما ایجاد شکاف میان مردم و حاکمیت را هدف اصلی خود از قطعنامه ۱۹۲۹ قرار داده است:اگرچه تحریم‌ها چندان مؤثر نبوده‌اند، اما دولت اوباما امیدوار است اقدامات جدیدی که منافع طبقه حاکم ایران را هدف قرار داده، منجر به بروز شکاف عمیقی میان مردم و حاکمیت شود، بویژه‌که جنبش مخالفان درصدد است از معضلات رو به افزایش اقتصادی، برای فربه‌تر کردن و منسجم‌تر ساختن بدنه مخالفان رژیم بهره بگیرد و این چالش را تبدیل به فرصت کند .۴۰عباس میلانی هم در بحبوحه تصویب تحریم‌ها، این موضوع را تأیید می‌کند:به نظر من این مشکل هیچ راه‌حل نظامی ندارد. به نظر من کوته‌فکری است که تصور کنیم این مساله راه حلی نظامی دارد. تنها راه‌حل این مساله زمانی است که رژیمی دموکراتیک در ایران بر سر کار بیاید. خوشبختانه بیشتر عناصر برای تحقق این مساله در داخل ایران موجود است و اوضاع بین‌المللی مطلوب و حمایت‌های بین‌المللی می‌تواند کمک کند تا این عناصر قوی‌تر ظاهر شوند .۴۱جان بولتون که تا زمان صدور قطعنامه ۱۸۳۵ نماینده آمریکا در سازمان ملل و مذاکره‌کننده ارشد در تدوین تحریم‌ها بود، به روشنی می‌گوید این فتنه ۸۸ در ایران بود که گزینه تحریم ایران را که بیش از دو سال از دستور کار خارج شده بود، مجدداً به روی میز برگرداند. بولتون می‌گوید:ما باید درک کنیم که این مسابقه بین ایران است که می‌خواهد به توانایی تسلیحات هسته‌ای دست یابد و تحریم‌هایی که می‌خواهد این روند را آهسته کند. رئیس جمهور آمریکا گفته است می‌خواهد فشارها به ایران افزایش یابد تا گام به گام اتفاقی که می‌افتد ملاحظه شود. ایرانی‌ها منتظر این افزایش فشار نیستند. آنها در دو سال گذشته زیاد تحت فشار قرار نگرفتند. ایرانی‌ها بسیار به خط انتهای دستیابی به تسلیحات هسته‌ای نزدیک شدند و تحریم‌ها نیز در پشت سر جا مانده است .۴۲اشاره جان بولتون به روند طی شده بین سال‌های ۱۳۸۷ تا ۱۳۸۹ است. شورای امنیت، آخرین قطعنامه تحریم علیه ایران با نام ۱۸۳۵ را در سال ۱۳۸۷ صادر کرد. ۱۸۳۵ پنجمین قطعنامه‌ای بود که با صحنه‌گردانی دولت آمریکا در فاصله سال‌های ۸۴ تا ۸۷ علیه ایران صادر شد. در بهار ۱۳۸۷ (یک سال مانده به انتخابات ریاست جمهوری در ایران) ارزیابی آمریکا این بود که رژیم تحریم‌ها در کند کردن روند برنامه غنی‌سازی ایران ناموفق بوده است. روزی که اولین قطعنامه در فوریه ۲۰۰۷ علیه ایران صادر شد، ایران تنها ۱۶۴ ماشین در نطنز داشت اما روزی که پنجمین قطعنامه صادر می‌شد ایران حدود ۸۰۰۰ ماشین در نطنز نصب کرده بود. معنای این اتفاق از دید استراتژیست‌های آمریکایی این بود که اگر هدف تحریم‌ها کند کردن برنامه هسته‌ای ایران بوده، در تحقق این هدف ناکام مانده است.در واقع، در آن مقطع کارآمدی گزینه تحریم عمیقاً زیر سوال رفته بود. این ارزیابی، همزمان بود با افزایش شدید نیاز منطقه‌ای آمریکا به ایران (که منجر به مذاکرات مستقیم ایران و آمریکا درباره عراق شد) از یک سو، و از سوی دیگر، اطمینان نسبی نسبت به اینکه وضعیت داخلی ایران کاملاً باثبات است. نتیجه ترکیب این عوامل با هم این شد که درسال ۸۷ نوعی چرخش راهبردی در استراتژی آمریکا درباره ایران ایجاد شد. نخست خاویر سولانا در بهار ۸۷ به ایران آمد و طرحی به ایران ارائه کرد که در آن برای اولین بار تعلیق غنی‌سازی از فهرست پیش‌شرط‌های مذاکره با ایران حذف شده و در خواست فریز (عدم گسترش تأسیسات) جای آن را گرفته بود. دوم، آمریکایی‌ها که تا آن زمان به دلیل عدم تعلیق تأسیسات غنی‌سازی در مذاکرات با ایران شرکت نمی‌کردند، تصمیم گرفتند برای اولین بار مستقیماً در مذاکرات با ایران حاضر شوند. در واقع مقاومت حدوداً ۲/۵ ساله ایران، آمریکا را وادار کرد راهبرد یک مسیره فشار را موقتاً کمرنگ کرده و یک راهبرد تعاملی‌تر را به جای آن بنشاند. مذاکرات ژنو ۱ در اول اکتبر ۲۰۰۸ (پاییز ۱۳۸۷) در چارچوب این راهبرد جدید انجام شد و ویلیام برنز معاون وزیر خارجه آمریکا به نمایندگی از این کشور –برای اوین بار- مستقیماً در آن شرکت کرد. دیپلمات‌هایی که با موضوع مرتبط بوده‌اند مکرراً برای نویسنده گفته‌اند که نماینده آمریکا در آن مذاکرات مودب‌ترین عضو جلسه بود.در مذاکرات ژنو ۱ که براساس طرح خرداد ۸۷ سولانا انجام شد تصمیم گرفته شد دور بعدی مذاکرات یک ماه دیگر یعنی اول نوامبر برگزار شود. اینجا بود که همه چیز ناگهان دگرگون شد. تیم غربی که تا آن زمان حریصانه در پی مذاکره و توافق با ایران بود، به یکباره میز مذاکره را ترک کرد و تا یک سال بعد از آن بازنگشت. مذاکرات ژنو ۲ که قرار بود یک ماه بعد برگزار شود، یک سال بعد در اول اکتبر ۲۰۰۹ برگزار شد. آن زمان این پرسش به طور جدی وجود داشت که چه چیز به یکباره رفتار مذاکراتی غربی‌ها را تغییر داد و مذاکرات را در زمانی چنین طولانی به تعطیلی کشاند؟ پاسخ این پرسش را محمدعلی ابطحی در اعترافاتش (پس از دستگیری در فتنه ۸۸) داده است. ابطحی از قول مهدی هاشمی می‌گوید این اصلاح طلبان بودند که به اوباما پیغام دادند تا زمان انتخابات ریاست جمهوری در ایران صبر کند و مطمئن باشد در این انتخابات دوستانش در ایران به جای دولت محمود احمدی‌نژاد سر کار خواهند آمد.ظاهراً آمریکا که سخت احساس ضعف می‌کرد و در حال گرفتن یک تصمیم تاریخی برای کوتاه آمدن در مقابل ایران بود، این پیام را عمیقاً جدی گرفت و تلاش کرد با کمک به پروژه تبدیل انتخابات به کودتا از فروغلطیدن در باتلاق امتیازدهی به ایران اجتناب کند. تعبیری که من همواره در این باره به کار برده‌ام این است که آمریکایی‌ها به مدت یک سال مذاکراتی را که عمیقاً به آن نیاز داشتند تعطیل کردند تا به فتنه ۸۸ در ایران زمان بدهند و انرژی‌ای را که باید در این مدت صرف مذاکره با ایران می‌شد صرف تقویت فتنه کنند.فتنه ۸۸ یک گزینه بسیار مهم به نام «بی‌ثباتی داخلی» در سبد خالی شده گزینه‌های آمریکا علیه ایران قرار داد و طبیعی بود که آمریکایی‌ها به هیچ‌وجه نمی‌خواستند بدون امتحان کردن این گزینه، به دیپلماسی در مقابل ایران ادامه بدهند. وقتی جان بولتون درباره از روی میز کنار رفتن گزینه تحریم به مدت دو سال سخن می‌گوید، در واقع به این رویدادها اشاره دارد. نگاهی به این روند تاریخی، هیچ تردیدی در این باره باقی نمی‌گذارد که فتنه اولاً گزینه تحریم را که از روی میز برداشته شده بود مجدداً به روی میز آورد و ثانیاً ماهیت تحریم‌ها را از حوزه‌های هسته‌ای و عدم اشاعه دور کرده و به سمت تحریم‌های فلج‌کننده ناظر به زندگی اقتصادی روزمره مردم نزدیک کرد. در واقع ساده‌اندیشی محض است اگر کسی تصور کند خیانت فتنه ۸۸ صرفاً آتش زدن تعدادی سطل آشغال در یکی، دو شهر ایران بوده است. خیانت اصلی فتنه آن بود که استراتژی فشار بر ایران را که ناکارآمدی آن اثبات شده و تا حد قابل توجهی از روی میز برداشته شده بود، مجدداً هم احیا کرد و هم به سمت خطرناک‌ترین حوزه‌های اقتصادی سوق داد.«کنث کاتزمن» کارشناس ارشد تحریم‌ها و مشاور کنگره آمریکا موضوع را اینگونه جمع‌بندی کرده است: این اجماع وجود دارد که تحریم‌ها در تقویت کسانی که همچنان فکر می‌کنند رژیم ایران باید روابط خود را با جهان خارج حفظ کند، اینکه ایران نباید خود را منزوی کند و اینکه نباید به کشوری مطرود تبدیل شود نقش دارند. اختلاف‌نظری که وجود دارد بر سر این موضوع است که آیا باید ایده تعامل را کنار گذاشت و فقط تحریم، مجازات و محدود کردن را دنبال کرد یا اینکه همزمان با تحریم‌ها باید به دنبال راه‌هایی برای تعامل با رژیم کنونی بود .۴۳۲- جلوگیری از رکود فتنه سبز با ابزار تحریم‌های اقتصادی علیه مردمدر فاصله فروردین تا خرداد ۱۳۸۹، همزمان با شروع و تقویت گفتمان تحریم در محافل غربی، یکی از نگرانی‌هایی که آشکارا ابراز می‌شد این بود که جنبش سبز در ایران در حال افول است و باید برای جلوگیری از این موضوع راهی پیدا کرد. این امر به تدریج به یکی از قدرتمندترین انگیزه‌های اعمال تحریم‌های اقتصادی شدید علیه ایران تبدیل شد. کاتزمن می‌گوید:اکنون بخشی از مشکل ممکن است درگیر شدن ایران با جنبش اپوزیسیون داخلی باشد. موقعیت سیاسی داخلی ایران به دنبال انتخابات جنجالی ژوئن گذشته اکنون عاملی جدید در محاسبات به شمار می‌رود. این مسأله زمانی که مراسم تحلیف باراک اوباما برگزار شد و او این رویکرد تازه را مطرح کرد وجود نداشت، اگرچه جنبش اپوزیسیون در چند ماه گذشته تا حدودی خاموش شده است اما این مسأله هنوز یک عامل تعیین‌کننده است و شما در لایحه کنگره علیه ایران قطعاً شاهد آن هستید .۴۴بویژه، یکی از روش‌هایی که غربی‌ها درباره کارآمدی آن در احیای جنبش رو به موت سبز تقریباً هیچ تردیدی نداشتند این بود که دولت در ایران در حالی که مجبور به پرداخت یارانه نقدی به ملت است دچار بحران درآمد شود و این به نوبه خود جنبش سبز را در موقعیت بهتری برای انتقاد از نظام قرار داده و به این ترتیب به احیای آن کمک کند. یک پژوهشگر ارشد اروپایی در این باره گفته است:مسأله حذف یارانه‌ها حوزه سیاسی در ایران را مورد حمله قرار داده است. محافظه‌کاران میانه‌رو از پیامدهای تورمی چنین سیاستی نگران هستند و این درحالی است که سبزها بدون شک امیدوارند این تدابیر به جنبش‌های اعتراضی بیشتر که بتواند آنها را بار دیگر احیا کند منجر شود. در این شرایط است که کشورهای غربی به تحریم‌های جدید اقتصادی علیه ایران فکر می‌کنند .۴۵یکی از روش‌هایی که آمریکایی‌ها تصور می‌کردند با ضریب اطمینان بالا در احیای فتنه موفق خواهد بود، چیزی است که خود آن را تشدید به هم ریختگی داخلی ایران می‌خواندند. پیش از صدور قطعنامه ۱۹۲۹ منابع آمریکایی این موضوع را فاش کردند که آمریکا قصد دارد بلافاصله پس از صدور قطعنامه، تحریم‌های یکجانبه بسیار شدیدی را علیه ایران اعمال کند که قطعاً محیط داخلی ایران را درگیر التهابی جدی خواهد کرد. این منابع تشدید این به هم ریختگی را یکی از هدف‌های اصلی این قطعنامه اعلام کردند:تحریم‌های خصوصی و یکجانبه واقعاً گزنده و آزاردهنده خواهد بود. فرار ایران از این فشارها هم فضا را برای فشارهای بعدی آماده می‌کند. یک مقام رسمی می‌گوید: «اگر فقط روی اجرای بد تحریم‌ها تمرکز کنید، شاید نتوانید تأثیر آن را ببینید ولی به هر حال، برهم زده شدن رفتار طرف تحت فشار و محیط داخلی آن را می‌توانید ملاحظه کنید ».۴۶بر این اساس، تحریم‌ها به گونه‌ای برنامه‌ریزی شده بود که آمریکا از تأثیر شدید آنها تقریباً به طور کامل مطمئن شود:تحریم‌های جدید علیه ایران در صورت اجرایی شدن تأثیر قابل‌ملاحظه‌ای بر جمهوری اسلامی ایران بر جای خواهد گذاشت .۴۷۳- فتنه ۸۸؛ کمک راهبردی به آمریکا برای اجماع‌سازی جهانی علیه ایراندر حین تلاش برای کشف دیالکتیک متقابل فتنه و تحریم، به سرعت روشن می‌شود یکی از مهم‌ترین کمک‌هایی که فتنه ۸۸ به استراتژی خصمانه آمریکا علیه ایران کرد این بود که آمریکا را در موقعیت بسیار بهتری برای توطئه‌چینی علیه ایران در سطح بین‌المللی قرار داد. آمریکایی‌ها این فرصت را کاملاً مغتنم شمردند و از آن برای متقاعد کردن بسیاری از کشورهای جهان برای اعمال تحریم‌هایی که برخی از آنها آشکارا ضد انسانی بود، استفاده کردند. هیچ تردیدی وجود ندارد که اگر فتنه ۸۸ به معنای متهم کردن دروغین نظام به تقلب و همچنین اردوکشی غیرقانونی خیابانی رخ نداده بود آمریکا هرگز در موقعیتی قرار نمی‌گرفت که بتواند تحریم‌هایی حتی شبیه به آنچه در قطعنامه ۱۹۲۹ و تحریم‌های یکجانبه آن آمده را علیه ایران اعمال کند. این فتنه ۸۸ بود که به آمریکا جرأت و توان چنین جنایتی را علیه ملت ایران اعطا کرد. هیلاری کلینتون وزیر وقت خارجه آمریکا یکی از کسانی است که به صراحت و در همان مقطع درباره این موضوع سخن گفته است. کلینتون در گفت‌وگو با روزنامه انگلیسی فایننشال تایمز در دفتر بزرگش در واشنگتن شرح می‌دهد که فتنه ۸۸ چگونه به آمریکا مجال داده تا استراتژی خصمانه خود علیه ایران را بر تکیه‌گاهی جدید استوار کند:آنچه طی سال گذشته در ایران شاهد آن بوده‌ایم این است که تعداد هر چه بیشتری از کشورها به همان نتیجه‌ای می‌رسند که آمریکا رسیده است و آن اینکه ایران مجهز به تسلیحات هسته‌ای برای منطقه و فراسوی ان بسیار خطرناک و بر هم زننده ثبات است. هدف از تحریم‌ها متقاعد کردن ایران به آغاز مذاکرات واقعی مبتنی بر حسن‌نیت درباره برنامه هسته‌ای آن است .۴۸۴- کاهش توان مقاومت ایران؛ نتیجه‌گیری راهبردی آمریکا از فتنه ۸۸درک آمریکا از تغییرات در وضعیت قدرت ملی ایران در اثر حوادث سال ۸۸ از جمله مهم‌ترین عواملی بود که آمریکا را متقاعد کرد باید اعمال تحریم‌های فلج‌کننده اقتصادی علیه ایران را در دستور کار خود قرار دهد. ارزیابی آمریکا در ابتدای سال ۱۳۸۹ این بود که تحولات سال ۸۸ روابط مردم و نظام را بشدت بحرانی کرده و در نتیجه دیگر حمایت سابق از برنامه هسته‌ای در میان مردم وجود ندارد. کاهش حمایت مردم از تصمیمات نظام در حوزه‌های امنیت ملی بویژه موضوع هسته‌ای از نظر آمریکا به این معنا بود که توان مقاومت ایران در مقابل فشارها هم افت کرده و در نتیجه اگر فشارها تشدید شود می‌توان امتیازهای بسیار بزرگی از ایران گرفت. مارک والاس از مقام‌های وزارت خارجه آمریکا در دوره ریاست‌جمهوری جورج بوش که در آن تاریخ ریاست پروژه «اتحاد علیه ایران هسته‌ای» را به عهده داشت، می‌گوید فتنه ۸۸ ایران را در سراشیبی قرار داده که آمریکا باید از آن استفاده کند:تشدید تحریم‌ها می‌تواند ایران را منزوی کند. ما با روندی تدریجی روبه‌رو هستیم که در حال شدت گرفتن است. ما شاهد آن هستیم که حکومت ایران بر روی سراشیبی تندی ایستاده است و اگر شرکت‌های بیشتری روابط خود را قطع کنند ایران به خدمات بین‌المللی کالا و سرمایه دسترسی نخواهد داشت و با مشکلی واقعی روبه‌رو خواهد شد .۴۹روزنامه سعودی الشرق‌الاوسط با ذوق‌زدگی در استقبال از یکی از بیانیه‌های میرحسین موسوی که بی‌نهایت شبیه یکی از اظهارات جو بایدن، معاون رئیس‌جمهور آمریکا بوده، می‌نویسد:به طور قطع ایران در داخل و خارج رو به ضعف و تحلیل است. نظام ایران منزوی است و برای ایستادگی زمینه داخلی محکمی ندارد. جو بایدن، معاون رئیس‌جمهور آمریکا چه خوب گفت که نظام تهران شکننده شده است و بیش از هر زمان دیگری در مقابل ملتش و در منطقه منزوی شده است. میرحسین موسوی هم گفته است نظام در بحران قرار دارد .۵۰عباس میلانی یکی از مشاوران دولت آمریکا در امور ایران، حتی بیانیه تهران را ناشی از تلاش کشور برای کاستن از فشارهای خارجی ارزیابی می‌کند؛ آن هم در حالی که ایران از حیث داخلی تحت فشار است:اینکه ایران برای اولین بار پیشنهاد مبادله سوخت را سال گذشته پس از قیام گسترده مردم داد تصادفی نبود، زیرا ایران خود را بسیار مستاصل می‌دید و می‌خواست با این کار و پیشنهاد قراردادی برای تبادل سوخت هسته‌ای از فشارهای بین‌المللی علیه خود بکاهد.حال که ایران به سالگرد انتخابات ۱۲ ژوئن نزدیک می‌شود و رژیم ایران سرکوب جنبش سبز را افزایش داده است، می‌خواهد با طرح توافق تبادل سوخت دوباره چهره‌ای مثبت از خود در سطح بین‌المللی نشان دهد و از فشارهای بین‌المللی بکاهد و مجبور نباشد هم در جبهه داخل و هم در جبهه بین‌المللی تحت فشار باشد .۵۱در واقع، اگر از منظر مذاکراتی به موضوع بنگریم فتنه ۸۸ کاملاً به آمریکا اطمینان داد قدرت چانه‌زنی ایران عمیقاً کاهش پیدا کرده است. وقتی این ارزیابی شکل گرفت، دو اتفاق به دنبال آن رخ داد؛ نخست، آمریکا پیشنهادهای جذابی را که در انتهای سال ۸۷ رسماً به ایران ارائه کرده بود با عجله از روی میز برداشت و دوم، به سمت اعمال فشارهایی حرکت کرد که تا قبل از آن حتی در مخیله‌اش هم نمی‌گنجید.ماریو لیولا، تحلیلگر امور ایران در واشنگتن در این باره به تلویزیون الجزیره می‌گوید:معتقدم نظام ایران در حال حاضر در وضعیت چانه‌زنی بسیار ضعیفی به سر می‌برد و اگر با آنها برخورد نکنیم تصور خواهند کرد از طریق بلوف زدن پیروز خواهند شد و البته این شیوه بسیار خطرناکی برای جهان است؛ در صورتی که در برابر ایران در پیش بگیرد .۵۲یک منبع دیگر می‌گوید آمریکا به این نتیجه رسیده است که پشتوانه مردمی سابق درباره برنامه هسته‌ای ایران دیگر وجود ندارد:حمایت مردمی از برنامه هسته‌ای ایران رو به کاهش است. هر وقت که ایران در گذشته با بلندپروازی‌های هسته‌ای خود زنگ خطر را در غرب به صدا درآورده قادر بوده است از حمایت گسترده داخلی در این خصوص برخوردار شود، حتی منتقدان و مخالفان دولت محمود احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهور ایران از حق ایران برای توسعه فناوری هسته‌ای دفاع کرده‌اند. اما اینک این نارضایتی فزاینده وجود دارد که برنامه هسته‌ای که در گذشته مورد حمایت مردم بود در مواجهه با سوءمدیریت اقتصادی و تحریم‌ها، مردم را از نیازهای اولیه و ضروری آنها دور می‌سازد .۵۳یک ارزیابی بسیار رادیکال هم که نقش مهمی در سرمایه‌گذاری آمریکا روی پروژه تحریم‌های فلج‌کننده داشت، این بود که برخی در آمریکا می‌گفتند مردم ایران به جایی رسیده‌اند که بیش از آنکه غرب را مقصر مشکلات اقتصادی بدانند، دولت و نظام را مقصر خواهند دانست. دیلی تلگراف می‌نویسد:ایرانی‌ها بیش از آنکه تحریم‌های آمریکا را ریشه مشکلات اقتصادی بدانند دولت را مقصر می‌دانند .۵۴۵- فتنه‌گران؛ شریک راهبردی پروژه فتنه در داخل ایرانیک نکته بسیار اساسی که یکی از مقام‌های آمریکایی که معمار تحریم‌های ایران خوانده می‌شود به آن اشاره می‌کند این است که هیچیک از فشارهایی که به ایران وارد می‌شود – از جمله تحریم‌ها - به خودی خود چیز مهمی نیست و ایران توان مقاومت در مقابل همه آنها را دارد. استوارت لوی، معاون وقت وزارت خزانه‌داری آمریکا در امور تروریسم و اطلاعات مالی می‌گوید: مهم‌ترین اتفاقی که رخ داده این است که آمریکا تصور می‌کند تحریم‌ها با اوضاع سیاسی آشفته ایران ترکیب خواهد شد و این چیزی است که آمریکا به آن امید بسته است.لوی در یک اظهارنظر بسیار مهم می‌گوید:هیچکدام از این اقدامات چندان اهمیتی ندارند، در عین حال اگر روند کلی را با توجه به افزایش انزوای سیاسی و وضعیت داخلی ایران تحلیل کنیم، این اقدامات می‌توانند بسیار مهم باشند .۵۵یک جنبه دیگر این موضوع این است که آمریکا پس از فتنه ۸۸ تصور کرد شریکی در ایران وجود دارد که فشار تحریم‌ها را از طریق تولید ادبیات سازش به محیط داخلی ایران ترجمه خواهد کرد. کیم هولمز ۵۶ رئیس بنیاد هریتیج در همان ایام در مقاله‌ای نوشت:البته تحریم به تنهایی کافی نیست. همچنین باید دیپلماسی عمومی را به نقض حقوق بشر متمرکز کنیم. نظام جمهوری اسلامی به اندازه کافی درون کشور بی اعتبار شده و بر این نقطه ضعف باید فشار وارد کرد. آمریکا باید بر کمک‌های نظام جمهوری اسلامی به تروریسم تاکید کرده و در حد گسترده‌ای آن را اعلام کند و اطمینان یابد مردم ایران این پیام را می‌شنوند. اکنون خیلی از ایرانی‌ها همانی را می‌خواهند که ما می‌خواهیم: برقراری دموکراسی و حکومتی بدون فساد که به حقوق مردمش احترام می‌گذارد. می‌توانیم با کمک به وبسایت‌های خارج از کشور، به آنها فناوری لازم برای گذر از فیلترینگ و سانسور را بدهیم و باید همان حمایت و کمک مخفیانه‌ای که در همبستگی با مردم لهستان در جریان جنگ سرد داشتیم را به مردم ایران بدهیم .۵۷نوع دیگر نگاه به مسأله استفاده از تعبیری است که آمریکایی‌ها در آستانه تصویب قطعنامه ۱۹۲۹ آن را با اشتیاق تمام به کار می‌بردند. آن تعبیر این بود که فشار اقتصادی شدید نزاع سیاسی در ایران را با نزاع اقتصادی تکمیل خواهد کرد.«تیری کوویل» پژوهشگر ارشد امور راهبردی مرتبط با ایران در مرکز مطالعات استراتژیک فرانسه که صاحب مقالات و تالیفات مهمی درباره ایران است، این موضوع را اینگونه توضیح می‌دهد:در واقع به نظر می‌رسد ایران در مبارزه سیاسی داخلی‌اش با ورود مبارزه به میدان اقتصادی وارد مرحله جدیدی شده است. به این ترتیب جنبش سبز از چندی پیش بشدت از سیاست‌های اقتصادی دولت کنونی انتقاد خواهد کرد. این راهبرد احتمالاً با این هدف صورت می‌گیرد که پایه حمایت از این جنبش با جذب طبقه کارگری که تاکنون تا حدی از این جنبش دور بوده‌اند گسترده‌تر شود. به طوری که طبقه کارگری تاکنون هیچ اعتصابی را در حمایت از جنبش سبز انجام نداده است .۵۸گردش کاری که کوویل پیشنهاد می‌دهد چندان پیچیده نیست ولی بسیار مهم است. او می‌گوید روش کار اینگونه است که غرب فشار اقتصادی سنگین وارد می‌کند، وضع اقتصادی مردم در ایران به سرعت و بشدت تخریب می‌شود، سپس جنبش سبز و سران آن شروع به انتقاد جدی و پیگیر از وضعیت اقتصادی مردم می‌کنند و این برای آنها سرمایه اجتماعی خلق خواهد کرد. از مقطعی به بعد، وقتی وضعیت اقتصادی مردم کاملاً به وضعیت قرمز رسید، آنها مجدداً به فراخوان‌های سران فتنه برای حضور در خیابان پاسخ خواهند داد و این جنبه خیابانی فتنه ۸۸ را هم احیا می‌کند. وقتی مردم به خیابان آمدند، دیگر مهم نیست که دلیل به خیابان آمدن آنها کاملاً اقتصادی بوده است یا نه، آن‌وقت اتفاقی که می‌افتد، این است که مردم شعارهای سیاسی جنبش سبز را هم خواهند پذیرفت و با آن همراهی خواهند کرد.۶- تحریم؛ مجازات مقابله‌کنندگان با فتنه ۸۸ در ایرانیکی از سخنان بسیار جالب‌توجه آمریکایی‌ها درباره قطعنامه ۱۹۲۹ که حاوی صراحتی عجیب است، این است که این قطعنامه اساساً صادر شده تا کسانی را در ایران مجازات کند که فتنه ۸۸ را سرکوب کرده‌اند. نکته کلیدی این است که این اظهارنظر نه از جانب رسانه‌ها و تحلیلگران آمریکایی بلکه از سوی جان لیمبرت، مقام مسؤول میز ایران در وزارت خارجه آمریکا که در واقع مسؤول پرونده ایران در دولت این کشور محسوب می‌شد، بیان شده است. لیمبرت می‌گوید:مسأله این نیست که مردم ایران ضرر بکنند، هدف از این اقدامات حمایت از مردم ایران است و تحریم‌ها به کسانی که با مردم ایران با خشونت و از طریق غیرانسانی رفتار می‌کنند ضرر می‌رساند و آنها را مجازات می‌کند، نه به خود مردم ایران .۵۹ترکیب این داده‌ها با یکدیگر تردیدی در این باره باقی نمی‌گذارد که رابطه میان فتنه ۸۸ و تحریم‌های فلج‌کننده اقتصادی که پس از آن از سوی آمریکا و اروپا علیه ایران اعمال شد، از یک سو یک رابطه علّی و معلولی است به این معنا که فتنه علت تحریم‌ها بوده واگر فتنه ۸۸ رخ نمی‌داد بدون تردید آمریکایی‌ها نه می‌خواستند و نه می‌توانستند به سمت اعمال چنین رژیم بی‌رحمانه‌ای از تحریم‌ها علیه مردم ایران حرکت کنند. از سوی دیگر این رابطه دیالکتیکی است یعنی فتنه و تحریم متقابلاً به هم خدمات گرانبهایی کرده‌اند.فتنه شرایطی را ایجاد کرد که آمریکا بتواند یک رژیم جنایتکارانه از تحریم‌ها را با اجماع مصوب کند و بعد به اجرا بگذارد و تحریم هم به نوبه خود سعی کرد آتش فتنه را شعله‌ور نگه دارد و برای آن سرمایه اجتماعی خلق کند. به همین دلیل، در همه سال‌های پس از ۱۳۸۹ نوعی همزیستی کامل میان فتنه و فشار خارجی بویژه تحریم‌ها وجود داشته و فتنه‌گران هرگز حتی یک بار به طور اساسی با تحریم‌ها مخالفت نکرده و برای رها شدن کشور از چنگال آن نکوشیده‌اند. در واقع همانطور که در سند تاملات راهبردی حزب مشارکت به صراحت نوشته شده، جریان اصلاح‌طلب همواره فشار خارجی بر نظام را فرصتی برای خود می‌داند که می‌تواند بر توان چانه‌زنی آن در مقابل نظام بیفزاید و به همین دلیل هرگز راضی به قطع کامل این فشارها نبوده است.۷- سبزها دست به دامن آمریکا می‌شونداما شاید جالب‌ترین سندی که ارتباط میان فتنه سبز و تصمیم غرب برای اعمال تحریم‌های اقتصادی علیه ایران را آشکار می‌کند، تلاشی است که محسن مخملباف در سفری که اواخر سال ۱۳۸۸ به عنوان نماینده میرحسین موسوی به آمریکا داشت برای اعمال تحریم‌ها به عمل آورد. بنا بر گزارش جی سالمون، خبرنگار امور ایران در روزنامه وال‌استریت ژورنال، مخملباف در این سفر به صراحت اعلام می‌کند جنبش سبز در ایران از اعمال تحریم‌های هدفمند اقتصادی حمایت می‌کند. این روزنامه ۲۰ نوامبر ۲۰۰۹ می‌نویسد طی بازدید مخملباف از واشنگتن:آقای مخملباف که سخنگوی کاندیدای ریاست‌جمهوری ایران میرحسین موسوی است به اوباما پیام داده است پشتیبانی علنی خود را برای نیروهای دموکراتیک در ایران افزایش داده و به فشارهای مالی بر سپاه بیفزاید. آقای محسن مخملباف اعلام کرده است جنبش سبز ایران از تحریم‌های اقتصادی هدفمند پشتیبانی می‌کند.وال استریت ژورنال، به نقل از مخملباف می‌نویسد:ما به تحریم‌های اقتصادی که فشار را بر ایران زیادتر می‌کند محتاجیم. ما می‌خواهیم اوباما بگوید او پشتیبان دموکراسی است. اگر چنین نگوید طرفداران خود را در ایران از دست خواهد داد .۶۰این درخواست مخملباف که دقیقاً در آغاز مباحثات در آمریکا درباره ضرورت اعمال تحریم‌ها به منظور حمایت از سبزها در ایران بیان شده، بی‌تردید نقشی بسیار جدی و تعیین‌کننده در نهایی‌شدن تصمیم آمریکا در این باره داشته است.هفته‌نامه آمریکایی تایم هم در همان مقطع، در مقاله‌ای با عنوان «سبزها دست به دامن آمریکا می‌شوند» به قلم رابین رایت (۲۳ نوامبر ۲۰۰۹) از قول مخملباف می‌نویسد:اعمال تحریم‌های اقتصادی باعث خواهد شد ایران متوجه شود جهان نسبت به آنچه در این کشور می‌گذرد بی‌تفاوت نیست .۶۱روزنامه وال استریت ژورنال در همان تاریخ نوشت: حضور مخملباف به نمایندگی از موسوی در آمریکا و درخواست وی برای اعمال تحریم علیه ایران به برخی اختلاف‌نظرها و مباحثات که در آمریکا درباره مفید بودن یا نبودن تحریم‌ها شکل گرفته بود، خاتمه داد.این روزنامه می‌نویسد: مهم‌ترین سوال در آن مقطع در آمریکا این بود که آیا تحریم‌ها به جنبش سبز در ایران کمک می‌کند یا خیر. برخی ظاهراً عقیده داشته‌اند ممکن است این تحریم‌ها به معنای وابستگی جنبش سبز به آمریکا تفسیر شود اما حضور مخملباف در واشنگتن و درخواست صریح او برای اعمال تحریم‌ها همه این تردیدها را از بین برد و آمریکایی‌ها را مطمئن کرد جنبش سبز تحریم را به نفع خود می‌داند.این شاید صریح‌ترین کدی است که می‌توان آن را درخواست فتنه‌گران از آمریکا برای تحریم ملت ایران نامید. در واقع به نوعی می‌توان گفت جریان فتنه پس از ۹ دی ۸۸ تصمیم گرفت از مردم ایران انتقام بگیرد و برای این انتقام‌گیری راهی بهتر از آن نیافت که آمریکا را متقاعد کند سنگین‌ترین تحریم‌های ممکن را علیه این مردم اعمال نماید. از دید فتنه‌گران، مردم به سبب رویگردانی از آنها باید هزینه‌ای سنگین می‌پرداختند و این هزینه نمی‌توانست چیزی جز اعمال شکنجه بی‌رحمانه و بلندمدت اقتصادی بر آنها باشد. دقیقاً با همین مأموریت بود که افرادی مانند مخملباف به آمریکا اعزام شدند تا به این کشور یادآوری کنند وقت عمل فرارسیده است. میرحسین موسوی هرگز انکار نکرد که محسن مخملباف به نمایندگی از او به واشنگتن رفته و درخواست تحریم ملت ایران را کرده است. قطعنامه ۱۹۲۹ و تحریم‌های یکجانبه مابعد آن یک پروژه مشترک میان جریان فتنه و آمریکا بود. فتنه‌گران را می‌توان در این پروژه کارفرما و آمریکایی‌ها را پیمانکار دانست. هدف این پروژه هم این بود که مردم بفهمند وقتی به نیروهای طرفدار غرب در ایران پشت می‌کنند، چه بهای سنگینی باید بپردازند.این مستندات برای آنکه ثابت کند هدف اصلی قطعنامه ۱۹۲۹ و تحریم‌های یکجانبه مابعد آن، سرویس‌دهی به جریان فتنه بود، کاملاً کافی است؛ اگرچه پژوهش بیشتر، بدون تردید می‌تواند جنبه‌های مهم‌تری از موضوع را هم آشکار کند.شکنجه اقتصادی؛ تحفه فتنه‌گران برای ملت ایراناکنون که روشن شد علت اصلی صدور قطعنامه ۱۹۲۹ و تحریم‌های یکجانبه مابعد آن در حوزه‌های انرژی و مالی، تحلیل آمریکا از شرایط داخلی ایران و اراده غرب برای کمک و حمایت از فتنه ۸۸ بوده، خوب است به این سوال بپردازیم که تحریم‌هایی که براساس این استراتژی وضع شد، چه ویژگی‌هایی داشته است. به عبارت دیگر، پرداختن به این بحث ضروری است که وقتی آمریکا تصمیم گرفت با هدف حمایت و توفیق جریان فتنه به شکنجه اقتصادی ملت ایران بپردازد، دقیقاً چگونه این کار را انجام داد؟۱- ۱۹۲۹، شدیدترین قطعنامه ممکنشاید مهم‌ترین جنبه قطعنامه ۱۹۲۹ این است که به طور کاملاً عمدی و ارادی با حداکثر شدت تنظیم شده است. آمریکایی‌ها به چند دلیل قطعنامه ۱۹۲۹ را بسیار رادیکال نوشتند.دلیل اول این بود که می‌خواستند این قطعنامه حداکثر مقدار تأثیر را بر محیط داخلی ایران بر جای بگذارد.دلیل دوم آن بود که تصور می‌کردند فرصتی را که فتنه ۸۸ برای ایجاد اجماع در اختیار آنها گذاشته به هیچ‌وجه نباید از دست بدهند چرا که ممکن است چنین فرصتی دیگر هرگز تکرار نشود (که نشد).و سومین دلیل هم این بود که آمریکایی‌ها می‌خواستند مفاد تحریم‌های گنجانده شده در قطعنامه چنان عمیق، شدید و وسیع باشد که بتوانند براساس آن هر نوع تحریم یکجانبه‌ای را که می‌خواهند علیه ایران اعمال کنند.این امر (یعنی تشدید متن قطعنامه تا حداکثر مقدار ممکن) توصیه کسانی بود که بعدها معلوم شد در واشنگتن بسیار موثرند. مایکل سینک، رئیس مؤسسه واشنگتن که اکنون روشن شده یکی از متنفذترین تحلیلگران ضدایرانی در آمریکاست، در آن مقطع در این باره نوشت:ما نباید دست خود را ببندیم و فکر کنیم هر اقدامی علیه ایران نیاز به تصمیم متفق‌القول در شورای امنیت دارد. من فکر نمی‌کنم تغییرات زیادی در شورای امنیت روی داده باشد. ایران فکر نمی‌کند تحریم‌ها بسیار شدید و بسیار رنج‌آور باشد و به همین جهت جسورانه می‌گوید هزینه‌ای برای کاری که انجام می‌دهد نخواهد پرداخت .۶۲همانطور که می‌توان حدس زد، بنیامین نتانیاهو هم یکی از مهم‌ترین افرادی بود که استدلال کرد باید یک شوک اقتصادی بسیار سنگین به ایران وارد شود. وی شاید اولین فردی بود که پیشنهاد داد تحریم‌های یکجانبه پس از ۱۹۲۹ روی موضوع بنزین متمرکز شود:احتمال اینکه ایران یک برنامه ساخت سلاح‌های هسته‌ای ایجاد کند بزرگ‌ترین مشکلی است که ما در عصر خود با آن روبه‌رو هستیم. جامعه بین‌الملل در صورتی که تصمیم بگیرد می‌تواند تحریم‌های شدیدتری را اعمال کند. اگر جامعه بین‌الملل مانع واردات بنزین به ایران شود این کشور ظرفیت پالایشگاهی ندارد و حکومت این کشور پایان می‌یابد و من این را تحریم‌های فلج‌کننده می‌دانم .۶۳هفته‌نامه تایم این موضوع را اینگونه توضیح می‌دهد:فقط تحریم کامل واردات بنزین است که می‌تواند ایران را به زانو درآورد .۶۴جالب‌ترین تعبیر اما احتمالاً از آن فیلیپ کراولی، سخنگوی وقت وزارت خارجه آمریکاست که می‌گوید تحریم‌های جدید باید به گونه‌ای باشد که قلب مشکل ما را در تهران هدف بگیرد.وی می‌گوید:همه ما می‌خواهیم هرچیزی که از قطعنامه تحریم بیرون می‌آید اول معتبر باشد؛ دوم قلب مشکل ما در ایران را هدف قرار دهد و سوم اینکه قابل اجرا باشد .۶۵اگر بخواهیم از تعبیری دقیق استفاده کنیم، آمریکایی‌ها در پی قطعنامه‌ای بودند که تدابیر وسیعی از تحریم‌ها را در بر گیرد تا بعد بتوانند از طریق اقدامات یکجانبه آن را تعمیق کنند. یک مقام عالیرتبه دولت آمریکا به روزنامه فایننشال تایمز می‌گوید وضعیت ایده‌آل آن بود که تحریم‌ها وسیع و عمیق باشد اما تحریم‌های پیشنهادی حداقل وسیع است .۶۶ به گفته وی، درباره ایران تحریم کامل عملی نیست اما بهتر است مقوله‌های مهم متعددی در تحریم‌ها گنجانده شود. واشنگتن در صدد اقدام در زمینه‌های وسیعی است که از جمله بخش مالی، تجارت، انرژی، بازرسی از محموله‌ها و سپاه پاسداران ایران را شامل شود. این مقام رسمی ادامه می‌دهد:مایلیم اقداماتی در همه این عرصه‌ها اعمال شود حتی اگر برخی الزامی باشند و برخی دیگر چندان قوی نباشد. می‌خواهیم نشان دهیم اقدام در این زمینه‌ها مشروعیت دارد و متعاقباً کشورها می‌توانند تصمیم بگیرند که این اقدامات به لحاظ اجرایی چقدر باید شدید باشد .۶۷سوال این است که چرا آمریکا تا این حد تاکید داشت که تحریم‌ها علیه ایران باید بسیار شدید باشد؟ و چرا عملاً هم قطعنامه ۱۹۲۹ شدیدترین قطعنامه تحریم در طول تاریخ شورای امنیت از کار در آمد؟ ارزیابی تحلیل‌های منتشر شده از سوی منابع غربی بی‌آنکه زحمت چندانی نیاز باشد ثابت می‌کند آمریکا تصور می‌کرد باید گسل‌هایی را که جریان فتنه در محیط داخلی ایران به‌وجود آورده فعال کند و از طریق ایجاد یک کانال تغذیه اقتصادی فعال، به آنها عمق ببخشد. آمریکایی‌ها فکر می‌کردند جریان فتنه در ایران زمینه کاملاً مناسبی ایجاد کرده که اگر با فشار اقتصادی سنگین همراه شود، فضای داخلی ایران را منفجر خواهد کرد. اگر جریان فتنه محیط داخلی ایران را به هم نمی‌ریخت و بناحق و با ادعای دروغ تقلب مردم را در مقابل نظام قرار نمی‌داد، معنا نداشت آمریکا روی اعمال تحریم‌های بسیار شدید اقتصادی سرمایه گذاری کند چرا که در آن شرایط این تحریم‌ها می‌توانست به تنفر عمومی از غرب در ایران منتهی شود و انگیزه مقاومت ملت ایران را در مقابل غرب افزایش دهد. ایجاد اشتباه محاسباتی در ذهن غربی‌ها درباره نوع واکنشی که مردم ایران به فشار شدید اقتصادی نشان خواهند داد، خمیرمایه قطعنامه ۱۹۲۹ و تحریم‌های یکجانبه پس از آن است.۲- تحریم‌های خارج از شورای امنیت، به اوج رساندن شکنجه اقتصادیآمریکایی‌ها از همان ابتدا شفاف بودند که برنامه وسیعی برای تحریم یکجانبه ایران پس از صدور قطعنامه، آماده شده و قطعنامه شورای امنیت تنها قرار بود به‌عنوان زیرساخت آن عمل کند. در واقع تاکید بر این بود که تحریم‌های اصلی برای حمایت از جریان فتنه در ایران، خارج از شورای امنیت اعمال خواهد شد. یک مقام ارشد آمریکایی در این باره می‌گوید:فشار بر ایران حتی بدون صدور قطعنامه نیز تشدید می‌شود زیرا بانک‌ها و شرکت‌های تأمین سوخت داد و ستد خود را با دولت ایران قطع می‌کنند ولی ما می‌خواهیم و به قطعنامه‌ای نیاز داریم که به‌عنوان «خط‌مشی» عمل کند و ما براساس آن بتوانیم فشارها را تشدید کنیم. دولت‌های جهان می‌توانند از این قطعنامه برای مشروعیت بخشیدن به تلاش برای اعمال تحریم‌های شدیدتر خود استفاده کنند .۶۸یک مقام دیگر می‌گوید:فشار بر ایران حتی بدون قطعنامه هم ایجاد شده است زیرا بانک‌ها و شرکت‌های سوخت تعامل بازرگانی خود را با دولت ایران متوقف کرده‌اند. ما به قطعنامه نیاز داریم تا از آن به‌عنوان بستری برای افزایش تحریم‌ها استفاده کنیم.دولت‌ها می‌توانند از این تحریم برای مشروعیت بخشیدن به تحریم‌های خود استفاده کنند .۶۹یک منبع دیگر موضوع را اینگونه شرح می‌دهد:پس از سازمان ملل از اتحادیه اروپایی برای تقویت تحریم‌های خود درخواست خواهد شد. به گفته منابع آگاه، شمار زیادی از کشورها پیش از این به صورت فردی متعهد شده‌اند صادرات قطعات یدکی یا حتی محصولات پالایش شده نفتی را به ایران محدود کنند .۷۰اینها همه نشان‌دهنده این است که آمریکا با درک نیاز فوری دوستانش در ایران، رایزنی‌های فراوانی را برای تشدید تحریم‌ها علیه ایران آغاز کرده بود و قصد داشت آن را حتی بدون قطعنامه شورای امنیت عملی کند؛ منتها در این میان به قطعنامه به‌عنوان بستر حقوقی و عنصر مشروعیت بخش نیاز داشته است. رابرت گیتس، وزیر وقت دفاع آمریکا که معمار استراتژی ترکیب گزینه‌های فشار علیه ایران است، شفاف‌تر از هر کس دیگری ابعاد و اهداف پروژه را تشریح کرده است. وی می‌گوید: قطعنامه جدید یک سکوی حقوقی برای یک سلسله اقدامات بسیار قوی خارج از شورای امنیت خواهد بود:تصویب یک قطعنامه در شورای امنیت سازمان ملل فراهم‌کننده سکوی حقوقی تازه‌ای برای هر کشور یا گروه‌هایی از کشورها مانند اتحادیه اروپایی است که می‌خواهند دست به اقدامات شدیدتری بزنند. قطعنامه سازمان ملل از این منظر، به‌عنوان سکوی پرتاب عمل می‌کند .۷۱مهم‌ترین شاهد بر این امر هم این است که آمریکایی‌ها قبل از تصویب ۱۹۲۹ جزئیات تحریم‌های یکجانبه خود را که در گام اول بر بنزین متمرکز بود، آماده کرده بودند. لارا فریدمن، مدیر روابط سیاسی مرکز صلح آمریکا در این‌باره می‌نویسد:اخیراً با یکی از دوستانم در اطلاعات ارتش آمریکا درباره تلاش‌های کنگره برای به تصویب رساندن طرح تحریم صادرات بنزین به ایران و همچنین تحولات اخیر بین‌المللی در این رابطه گفت وگو می‌کردم؛ طرحی که ماه گذشته ایپک لابی قدرتمند صهیونیستی مستقر در آمریکا با ارسال نام‌های به تک تک اعضای کنگره خواستار به تصویب رساندن و اجرایی شدن هر چه سریع‌تر آن شده بود .۷۲جالب است توجه کنیم پیش از تصویب قطعنامه، شرکت مانگلور هند تحت فشار آمریکا اعلام کرد دیگر به ایران بنزین نمی‌فروشد. همچنین شرکت پتروناس که بزرگ‌ترین شرکت تولیدکننده بنزین در مالزی است نیز صادرات بنزین به ایران را متوقف کرد .۷۳ مدت کوتاهی بعد کریستوف دوژماری مدیرعامل وقت شرکت توتال نیز اعلام کرد در صورت تصویب قانونی در آمریکا برای مجازات شرکت‌های صادرکننده مواد سوختی به ایران، این شرکت اروپایی فروش بنزین به ایران را متوقف خواهد کرد .۷۴اگر به روند اعمال تحریم‌های یکجانبه از سوی آمریکا و اروپا علیه ایران نگاه کنیم، روشن است که این روند به طور کامل بر شالوده قطعنامه ۱۹۲۹ استوار شده است. نخست در تابستان ۱۳۸۹ تحریم بنزین اعمال شد که غربی‌ها آن را «گلوله نقره‌ای» می‌خواندند. پس از آن نیز به‌تدریج طی سال‌های ۸۹ و ۹۰ تحریم خرید نفت (که «گلوله طلایی» خوانده می‌شد) از ایران از سوی اتحادیه اروپایی، تحریم سوئیفت و تحریم بانک مرکزی اعمال شد. این فرآیند نشان‌دهنده آن است روند تشدید تحریم‌ها علیه ایران یک روند کاملاً برنامه‌ریزی شده بوده و آمریکایی‌ها از همان ابتدا می‌دانستند به کجا قرار است بروند. علت همه این اقدامات هم آن بود که آمریکایی‌ها می‌خواستند در زمانی کوتاه و به طور مستمر بیشترین تأثیر را بر جامعه ایرانی بگذارند. این موضوعی است که خود را در مذاکرات ماقبل صدور قطعنامه میان روسیه و چین از یک سو و آمریکا از سوی دیگر نشان می‌دهد. وقتی این مباحثات را مرور می‌کنیم کاملاً پیداست آمریکایی‌ها می‌خواهند تحریم‌هایی اعمال کنند که بیشترین اثر را بر جامعه ایرانی بگذارد اما می‌بینند طرف‌هایی مانند روسیه تا حدودی مخالفند بنابراین آمریکا بار اصلی تحریم‌های کمک‌کننده به جریان فتنه در ایران را روی دوش تحریم‌های یکجانبه خارج از شورای امنیت می‌گذارد. وال‌استریت‌ژورنال موضوع را اینگونه توضیح می‌دهد:در جریان مذاکرات خصوصی، دیمیتری مدودف رئیس‌جمهوری [وقت] روسیه هم به شکل واضحی محدودیت‌هایش را برای تحریم‌های ایران ترسیم کرد. یک مشاور کرملین می‌گوید روسیه با تمام تحریم‌ها همراه است ولی با جدی‌ترین سلاحی که تندروهای واشنگتن در نظر دارند همراه نمی‌شود؛ تحریم و ممنوعیت فروش بنزین و فرآورده‌های نفتی به ایران. سرگئی ریباکوف معاون وزیر خارجه روسیه می‌گوید: «هرگونه ممنوعیت و تحریم فروش بنزین و فرآورده‌های نفتی به ایران، مانند سیلی، فشار محکم و یک شوک بزرگ به تمام جامعه و مردم ایران است. چنین فشارهایی که شوک بزرگی به اساس جامعه وارد می‌کند را ما به طور حتم در نظر نمی‌گیریم ».۷۵اما در واقع از دست روسیه کار چندانی بر نمی‌آمد. آمریکایی‌ها یک جمله در متن قطعنامه ۱۹۲۹ نوشتند که ایران از درآمدهای نفتی‌اش برای ساخت سلاح هسته‌ای استفاده می‌کند و بر همین اساس همه تحریم‌های مالی و بانکی را که می‌خواستند خارج از شورای امنیت تقریباً بدون دردسر اعمال کردند.یک سوال بسیار مهم در اینجا این است که آمریکا نوع و زمان بندی اعمال تحریم‌های یکجانبه علیه ایران را چگونه انتخاب می‌کرد؟ شواهدی وجود دارد که ثابت می‌کند در این مورد هم مشاوران داخلی مرتبط با جریان فتنه اصلی‌ترین نقش را ایفا کرده‌اند. همانطور که مستندات ارائه شده در کیفرخواست «م. ه» نشان می‌دهد، وی متهم است در مدت حضور در لندن، با عناصری از دولت انگلستان در ارتباط مستمر بوده و به آنها در این باره که چه تحریم‌هایی را و چگونه باید اعمال کنند تا بیشترین فشار ممکن بر ایران وارد شود، مشورت داده است. جزئیات این موضوع فعلاً قابل بحث نیست چرا که دادگاه رسیدگی به این اتهامات هنوز ادامه دارد.خاتمه و نتیجه‌گیریاین نوشته به هیچ‌وجه کامل نیست. حداقل ۳ مبحث دیگر در این نوشته باید مورد بحث قرار می‌گرفت تا حق مطلب ادا شده باشد.۱- قبل از هر چیز باید نشان داده می‌شد فتنه ۸۸ چگونه راهبرد کلان آمریکا را درباره ایران –که تا پیش از آن تاریخ صرفاً بر مهار برنامه هسته‌ای ایران متمرکز شده بود- تغییر داد و عامل سیاست داخلی در ایران را بدل به یکی از اصلی‌ترین پارامترهای شکل دهنده به تصمیمات واشنگتن درباره ایران کرد. این موضوعی است که برای درک مکانیسم بازنگری‌های راهبردی در آمریکا راجع به ایران حائز اهمیت فوق‌العاده است و در نوشته‌ای دیگر تفصیلا به آن خواهیم پرداخت. در واقع حرکت به سمت اعمال تحریم‌های اقتصادی فلج‌کننده علیه ایران یک اقدام مستقل نبود، بلکه درچارچوب یک راهبرد جدید به نام راهبرد «تغییر محاسبات با استفاده از ترکیب گزینه‌های فشار» انجام شد که متأسفانه در این نوشته مجالی برای بحث درباره آن فراهم نشده است.۲- پس از آن، باید در این باره هم بحث می‌شد که گزینه تحریم‌های فلج‌کننده تنها گزینه‌ای نبود که در چارچوب این راهبرد و برای اثرگذاری بر محیط داخلی ایران و تغییر محاسبات مردم فعال شد. آمریکایی‌ها همچنین سعی کردند یک تهدید نظامی معتبر علیه ایران ایجاد کنند، دوران جدیدی از عملیات اطلاعاتی علیه ایران را آغاز کردند که از ابتدای انقلاب به این سو بی‌سابقه بود، یک طراحی ویژه برای بازسازی سازمانی و گفتمانی جریان فتنه انجام دادند، زیرساخت عملیات روانی و رسانه‌ای خود علیه ملت ایران را نوسازی کردند و همچنین استراتژی مذاکراتی خود را تغییر دادند. در این نوشته درباره هیچکدام از این موارد به جز موضوع تحریم‌ها سخن گفته نشد و امیدواریم بتوانیم در آینده نزدیک در مقالاتی مبسوط و مستند این مساله را شرح دهیم که فتنه ۸۸ ترکیبی از گزینه‌های فشار را علیه ایران فعال کرد که تحریم‌های فلج کننده اقتصادی فقط یکی از آنها بود.۳- سومین موضوعی که بدون شک باید درباره آن سخن گفته می‌شد این است که پس از صدور قطعنامه ۱۹۲۹ تا آستانه انتخابات خرداد ۱۳۹۲ (یعنی در بازه زمانی ۴ سال پس از فتنه تا انتخابات بعدی) آمریکا چگونه سعی کرد در چارچوب یک راهبرد جدید خط سازش را در ایران تقویت کند. این هم مسأله‌ای است که جداگانه و به تفصیل درباره آن سخن خواهیم گفت.اما از همین مقدار چند نتیجه کاملاً روشن می‌توان گرفت.یکم- قطعنامه ۱۹۲۹ و تحریم‌های یکجانبه مابعد آن به هیچ وجه تحریم‌های هسته‌ای نیست. این تحریم‌ها مستقیماً به درخواست جریان فتنه و با هدف حمایت از آنها وضع شد و به نوعی مجازات مردم ایران به سبب رویگردانی از فتنه گران و همچنین تلاشی برای سوق دادن اجباری دوباره آنها به سوی جریان فتنه محسوب می‌شد.دوم- اساساً جنایت بزرگ جریان فتنه علیه ملت ایران هم همانطور که رهبر معظم انقلاب اسلامی فرموده‌اند و ما تلاش کردیم در این نوشته آن را مستند و بازسازی کنیم، این است که پروژه فشار بر ایران را احیا و بشدت رادیکال کرد و دشمنی را که از امتیازگیری از ایران ناامید شده و به سمت امتیازدهی پیش می‌رفت، جری کرد و به جان ملت انداخت. این جنایت از هر جرم دیگری بزرگ‌تر است و باید در صدر عناوین اتهامی سران فتنه قرار گیرد.سوم- نکته پایانی هم این است که ما به هیچ وجه درباره یک پدیده تاریخی که تمام شده و رفته است سخن نمی‌گوییم. مساله فتنه ۸۸ و تبعات راهبردی آن برای امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران موضوعی کاملاً زنده و به روز است که کشور همین حالا نیز با تبعات آن مواجه است. این مساله، خود بخشی کوچک از یک مساله کلی‌تر تحت عنوان نحوه تأثیرگذاری فهم آمریکا از وضعیت داخلی ایران بر روند طرح‌ریزی استراتژیک ضد ایران است که باید در جای خود مورد مطالعه تفصیلی قرار گیرد. ما برای مبارزه با فتنه دلایل بسیار زیادی داریم. این نوشته یکی از مهم‌ترین آن دلایل را بسط می‌دهد و آن این است که فتنه «تکیه گاه، شریک و انگیزه بخش آمریکا» برای جنایت علیه ملت ایران به اشکال مختلف بوده است که تحریم تنها یکی از آنهاست.منبع : مشرقانتهای پیام/ ]]> سیاسی Mon, 31 Dec 2018 11:00:24 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcee78xojh8pni.b9bj.html ناگفته‌های ضرغامی از فتنه ۸۸ http://www.nedayeenghelab.com/vdcdoz0sjyt09k6.2a2y.html به گزارش ندای انقلاب، شبکه اطلاع‌رسانی راه دانا نوشت: این روزها اخبار و عکس‌هایی از بالکن معروف عزت الله ضرغامی در فضای مجازی منتشر شده است؛ بالکنی که محلی برای قرارها و صبحانه‌های کاری شده است؛ تصمیم گرفتیم به دفتر کار او برویم و گفتگویی را با مهندس ضرغامی داشته باشیم. در ادامه بخش‌هایی از این گزارش را می‌خوانید:- حوادث ۸۸ بر خلاف اینکه پشتیبانی‌های گسترده‌ای از خارج کشور و عناصر ضد انقلاب داشت ولی به لحاظ گستردگی در کشور تنها به تهران و چند خیابان معطوف بود؛ به لحاظ جغرافیایی در یک محدوده بسیار کم و با یک جهت گیری خاص این حوادث پیگیری می‌شد.- این ادعا که صدا و سیما در برخی موارد نظیر فتنه ۸۸ کمتر به این موضوع پرداخته است موضوع غلطی است؛ اگر الان هم بخواهم برای حوادث ۸۸ و در ادامه ۹ دی ماه تصمیم گیری کنم همان تصمیمات قبلی را اتخاذ خواهم کرد.- در سال ۹۶ هم به دوستان صدا و سیما گفتم که مدل قرعه کشی سوال در سال ۹۲ که انجام داده بودیم اشکالاتی داشت و باید به لحاظ فرم و محتوا تغییر کند؛ به لحاظ فرم اینکه کاندیدا بدون تمرکز و فکر سوالی که همان لحظه از تنگ بلورین در می‌آید را جواب دهند کار درستی نبود، چرا که باید کاندیدا اندکی نسبت به موضوع مسلط شود بعداً پاسخ دهد.- برای پخش تصاویر هتک حرمت‌ها با چندین نفر مشورت کردم و در حالی که از صبح تصاویر عزاداری امام حسین پخش می‌شد در نهایت بر اساس تصمیم نهایی گوشه‌ای از این هتک حرمت‌ها پخش شد؛ عده‌ای گفتند این همه عزاداری شد چرا این تصاویر محدود که مربوط به گوشه‌ای از این کشور بود را منتشر کردید.- این مساله فقط هتک حرمت ۱۰۰ نفر در گوشه‌ای از کشور نبود بلکه این هتک حرمت‌ها عمق ناصواب بودن و انحراف گروهی را نشان می‌داد که حاضر بودند برای ایجاد تنش و برخورد با مردم به هر چیزی متوسل شوند.- معتقد هستم که در این ۸ ماه اقناع سازی و استدلال که در برخی از برنامه‌های گفتگو محور و تصاویر پیگیری شد صورت گرفت که البته می‌توانست این برنامه‌ها بهتر و با کیفیت بیشتری باشد؛ سخنران و مهمانان می‌توانستند بهتر و مسلط‌تر حرف بزنند. اما در این ۸ ماه سعی کردیم جداسازی صورت بگیرد.- وقتی مردم دائم از رادیو و تلویزیون درباره حوادث می‌شنیدند، این القا برای آنها به وجود می‌آمد که کل کشور متأثر از این حوادث است؛ این حوادث فقط در چند خیابان مرکزی تهران انجام می‌گرفت و حتی شهرهای دیگر در آرامش در حال گذراندن امورات خود بودند.-اگر ما محدود و حساب شده در صدا و سیما به تصاویر و فیلم‌های حوادث ۸۸ پرداختیم به خاطر این بود که دشمن به خاطر محدودیت و حساب شده بودن تصاویر تلویزیونی ما از بسیاری از نقشه‌های خود باز مانده و همچنین از راه انداختن جمعیت‌های خیابانی عاجز شده بود.- وقتی دروغ‌های برخی رسانه‌ها با انتشار فیلم‌ها و تصاویر صدا و سیما خنثی می‌شد اعتماد مردم هم به آنها از بین رفت و کم کم تقریباً همه به نقش این رسانه‌ها در ایجاد آشوب پی برده بودند؛ بسیاری از سریال‌ها و فیلم‌های پربیننده مانند فیلم رستگاران در همان ایام در همین خیابان‌ها فیلمبرداری می‌شد و همین نشان دهنده محدود بودن این اعتراضات بود.- میزان پرداختن صدا و سیما به اغتشاشات و فتنه سال ۸۸ قبل از ۹ دی کاملاً درست و به اندازه بود؛ برنامه‌های تلویزیون در جای خود مناسب بود و پرداختن بیش از حد به این برنامه‌ها برای مردم القای بحران می‌کرد.- تعدادی از مستندها و سخنرانی‌های شبکه‌های ماهواره‌ای فارسی زبان را برای سازمان ملل ارسال کردم و در نامه‌ای توضیح دادم که بر اساس قوانین شبکه‌های تلویزیونی باید برنامه‌های آنها عاری از خشونت باشد اما چرا سازمان ملل در قبال آموزش ساخت کوکتل مولوتوف از سوی این شبکه‌ها برای ایجاد درگیری خیابانی در ایران سکوت کرده است. برنامه‌های آموزشی برای حمله به زن و بچه مردم در این شبکه‌ها نمایش داده می‌شد.- یک فیلم سینمایی علیه رژیم صهیونیستی در شبکه سحر پخش شده بود که سازمان ملل شبکه را قطع کرده و حتی هشدار داد که اگر این برنامه را قطع نکنیم کل ترانسپورتر های ما را قطع می‌کنند.- مرحوم هاشمی سه هفته بعد از مناظره‌های تلویزیونی در نماز جمعه هر آنچه که می‌خواستند را بیان کردند؛ این خطبه معروف مرحوم هاشمی از صدا و سیما و رادیو هم چند بار پخش شد و اگر این صحبت‌ها می‌توانست آرامش به جامعه بدهد چرا این اتفاق نیفتاد.- خطبه نماز جمعه هاشمی در حقیقت دشمن را برای دشمنی و پیگیری آشوب‌ها در خیابان‌های تهران جری تر کرد؛ از این جهت این قیاس نادرستی است که مناظره‌ها عامل اغتشاشات شده است.- مناظره‌ها در سال ۹۲ و ۹۶ هم برگزار شد و بعد از این دو انتخابات شاهد چنین تجمعاتی نبودیم در حالی که اتهاماتی که در سال ۹۶ نامزدهای انتخاباتی در هر برنامه ۴ ساعته به هم زدند ده برابر آن چیزی بود که در سال ۸۸ در مناظره‌ها گفته شد.- در مناظرات سال ۹۶ هم جامعه پذیرش مناظره‌ها و شنیدن حرف‌های مخالف را پیدا کرد و هم تجربه نامزدها برای مناظره بیشتر شده بود از همین جهت واکنش‌ها به مناظرات و پرخاش‌های نامزدها به هم محدود بود.- اسناد زیادی برای این موضوع وجود دارد که بدون تردید فتنه سال ۸۸ با برنامه و هماهنگی دشمن پیش می‌رفت و نمونه آن را در تعویق انجام برخی از سرویس‌ها در شبکه‌های اجتماعی مشاهده کردیم.- وقتی بین احمدی نژاد و موسوی بحث دو طرف شکل گرفت نمی‌توانستیم به آنها تذکر بدهیم یا برنامه را قطع کنیم چرا که قهر کردن هر نامزد هزینه بیشتری به دنیال داشت.- شورای ۵ نفره نظارت، مستند کروبی را تأیید نکرد و تنها یک ساعت مانده به پخش این مستند، با مشورتی که خدمت مقام معظم رهبری داشتم به این نتیجه رسیدم که این مستند را پخش کنم. خود آقای کروبی صدا و سیما را تهدید کرد که اگر یک فریم از این مستند حذف شود، من اعلام می‌کنم این نوار پخش شده نوار ما نیست.- سخت‌ترین تصویرهایی که از سال ۸۸ دیدم که گاهی حتی اشک من را جاری می‌کرد اهانت‌هایی بود که به دستگاه امام حسین (ع) شد و مردم از همه اقشار در جلوی دوربین اعلام می‌کردند که به امام حسین (ع) چه کار دارند با دیدن این مصاحبه‌ها پا به پای این مردم گاهی اشک ریختم. البته اهانت‌های زیادی به امام هم شد؛ مساجد را آتش زدند و … که تصاویر ناراحت کننده‌ای بود.- زیباترین تصویری که از آن ایام دیدم مربوط به همان تصاویر روز ۹ دی بود؛ در ابتدا اصلاً گمان نمی‌کردیم به حضور هلی کوپتر و تصویر هوایی نیاز باشد ولی با دیدن حرکت اولیه مردم هرچند دیر ولی تصاویر هوایی را هماهنگ کردیم.- وقتی آن جمعیت عظیم (۹ دی) و با شعارهای متحد را دیدم واقعاً برایم لذت بخش بود؛ جمعیتی که آمده بود برایش جناح سیاسی مطرح نبود و تنها به عشق امام حسین (ع) آمده بودند.انتهای پیام/ ]]> سیاسی Mon, 31 Dec 2018 10:42:15 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcdoz0sjyt09k6.2a2y.html سردار سلیمانی: «کربلای۴» عملیات اصلی بود، نه فریب/ نباید علیه محسن رضایی عقده‌گشایی کرد http://www.nedayeenghelab.com/vdcc0xq1m2bqep8.ala2.html به گزارش ندای انقلاب، سرلشکر قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه و از فرماندهان لشکر ۴۱ ثارالله در دوران دفاع مقدس، صبح امروز در برنامه «حالا خورشید»، درباره صحبت‌های اخیر پیرامون عملیات کربلای ۴ و توئیت اخیر محسن رضایی، اظهار داشت: در موضوعی که بیان می‌شود، نباید شخصیتی که در طول ۸ سال دفاع مقدس فرماندهی جنگ را برعهده داشته است مورد انتقاد و حتی عقده‌گشایی و شماتت قرار بگیرد.وی با بیان اینکه عملیات کربلای ۴ عملیات اصلی بود نه فرعی، اظهار داشت: ما عملیات‌هایی داشتیم که در طول سال برای آن برنامه‌ریزی کردیم و در طول ۶،۵ ماه برای آن کار می‌کردیم اما به موفقیت نرسیدیم. عملیات رمضان هم تا حدود اهداف اساسی رسیدیم اما به نتیجه نرسید. در والفجر مقدماتی که کارهای فراوانی پیرامونش صورت گرفت اما به نتیجه نرسید. ما ۵،۶ عملیات داشتیم که منجر به موفقیت نشد لذا ما در جنگ عملیات موفق و ناموفق داشتیم.وی افزود: عملیات کربلای ۴ جزو عملیات اصلی بود اما اینکه چرا عملیات لو رفت باید بگویم جمعی تصمیم‌گیرنده برای جنگ بودند و منطق نظامی وجود دارد و ما در همه عملیاتها نسبتی از لورفتگی را داشتیم، مثلا عملیات والفجر ۸ که غافلگیرانه بود من در کنار رودخانه بودم و دیدم وقتی غواصان به آب زدند دشمن در حال شلیک به رودخانه است لذا اگر ما چنین تصوراتی را مبنا قرار می‌دادیم هیچ عملیاتی را نمی‌شد انجام داد.سردار سلیمانی خاطرنشان کرد: وقتی در حین عملیات کربلای ۴ با مواجهه شدید دشمن مواجه شدیم و فهمیدیم امکان مقابله و عبور از ام‌الرصاص وجود ندارد، تصمیم‌گیری شد که عملیات متوقف شود.فرمانده نیروی قدس سپاه با بیان اینکه وقتی در فاصله کمتر از ۱۵ روز عملیات کربلای ۵ را انجام دادیم و بزرگترین موفقیت را کسب کردیم، گفت: آن زمان هم ما با عملیات موافق نبودیم و بحث می‌کردیم اما مرحوم آقای هاشمی اصرار داشتند که عملیات انجام بگیرد. در عملیات کربلای ۵ تصور این بود که دشمن در آنجا هم هوشیار است و فرماندهان موافق نبودند اما فرماندهی جنگ موافق عملیات بود.وی افزود: تصور دشمن از هنگام انجام عملیات کربلای ۵ که ما توانستیم خود را کناره بصره برسانیم، این بود که کربلای ۴ عملیات فرعی بوده و این تصور در دشمن وجود داشت.سردار سلیمانی با بیان اینکه جنگ به اندازه کافی منطق برای دفاع از خودش دارد، اظهار داشت: جنگ ما مردمی و معنوی‌ترین جنگ بود. من همه جهادها را دیدم و هیچ جهادی به پاکی جهاد ما نیست. ما فرماندهی بزرگ، حکیم و جامع‌الشرایط مثل امام داشتیم که با کسی رودربایستی نداشت.وی در جمع‌بندی صحبت‌هایش خاطرنشان کرد: اولا اینکه نمی‌توان عملیات را به بهانه اینکه دشمن آن را فهمیده لغو کرد و نمی‌توانیم این را مبنا قرار دهیم، در این صورت هیچ عملیاتی نمی‌توانستیم انجام دهیم. مثلا عملیات بیت‌المقدس هم لو رفته بود، شب عملیات فتح‌المبین که به پای عملیات رفتیم مجبور شدیم برگردیم و به همین دلیل براین مبنا هیچ عملیاتی قابل انجام نبود. ثانیا وقتی با سرعت ۱۵ روز بعد عملیات کربلای ۴، کربلای ۵ را انجام دادیم و ما را به کناره بصره رساند، دشمن متوجه شد کربلای ۴ فریب بوده و عملیات کربلای ۵ اصلی بوده است.سردار سلیمانی افزود: دشمن وقتی که کربلای ۵ را انجام دادیم و به کانال ماهی رسیدیم، به این نتیجه رسیدند که عملیات کربلای ۴ فریب بوده حتی در کربلای ۵، تک فریب انجام دادیم تا عملیات موفق شود.وی در پایان خاطرنشان کرد: ما هیچ وقت نگاه نمی‌کردیم در صحنه مقابل چه اتفاقی می‌افتد. در عملیات کربلای یک و آزادسازی مهران شاید چندان این عملیات را جدی نمی‌دانستیم اما وقتی آقای هاشمی گفت امام فرمودند "به بچه‌ها بگویید که مهران را پس بگیرند"، این انگیزه‌ای برای ما شد و هیچ وقت جنگ درگیر موضوعات نفسانی نبود.منبع : تسنیمانتهای پیام/ ]]> سیاسی Mon, 31 Dec 2018 10:39:35 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcc0xq1m2bqep8.ala2.html تو هرگز غزا کرده‌ای در فرنگ؟ http://www.nedayeenghelab.com/vdchkvnxi23n-md.tft2.html به گزارش ندای انقلاب، «حسین شریعتمداری» در یادداشت روزنامه «کیهان» نوشت:چند روزی است که اظهار نظر آقای محسن رضایی درباره عملیات کربلای ۴ با واکنش‌های گسترده و پی‌درپی یک جریان خاص روبرو شده و ایشان را به باد انتقاد گرفته‌اند که چرا گفته‌ای عملیات کربلای ۴ یک «عملیات فریب» بوده است؟! و اگر عملیات فریب بود چرا به خاطر انجام آن، شماری از رزمندگان اسلام جان باخته و به شهادت رسیده‌اند؟!ضمن آنکه فرقی نمی‌کند عملیات کربلای ۴ را آنگونه که محسن رضایی گفته است عملیات فریب بدانیم و یا لو رفتن آن برای دشمن را علت ناکامی تلقی کنیم و نیز با این توضیح که معتقدیم طرح این موضوع از جانب سرلشکر رضایی هم چندان ضروری نبوده است.درباره این واکنش‌های معترضانه اشاره به دو نکته ضروری است:اول؛ اینکه، اعتراض‌کنندگان به دلیل ناآشنایی با جنگ و بی‌اطلاعی از قواعد و فرمول‌های آن اساساً نمی‌دانند عملیات فریب چیست! و با برداشت عوامانه‌ای که از ظاهر این واژه دارند، عملیات فریب را با مانور و رزمایش اشتباه گرفته‌اند.عملیات فریب یک عملیات واقعی است و نه یک رزمایش، این عملیات، با هدف گمراه کردن دشمن و کشاندن و دور کردن نیروهای نظامی حریف از منطقه اصلی عملیات صورت می‌پذیرد. بدیهی است که این عملیات را هم رزمندگان بر عهده دارند و مانند هر عملیات دیگری با دو احتمال پیروزی یا عدم فتح همراه است. کجای این عملیات که در تمامی ارتش‌های جهان به عنوان یک تاکتیک مؤثر و کارآمد به کار گرفته می‌شود قابل اعتراض است؟ و در کجای دنیا عملیات فریب بدون تلفات صورت می‌پذیرد که جریان یاد شده با نگاهی عوامانه به فرمانده وقت سپاه اعتراض می‌کند که اگر عملیات فریب بود چرا در آن شمار قابل توجهی از رزمندگان شهید شده‌اند؟! و باید پرسید وقتی از موضوعی اطلاع ندارند چرا درباره آن اظهارنظر می‌کنند؟!دوم؛ آنکه، معترضان به سرلشکر محسن رضایی را می‌توان در سه گروه به ارزیابی نشست. سوابق برخی از آنان نظیر مسعود بهنود، به وضوح نشان می‌دهد که نه فقط دستی از دور هم بر آتش جنگ نداشته‌اند، بلکه آشکارا با دشمن نیز همراه بوده‌اند و گروهی دیگر عقده‌های سیاسی خود را بیرون می‌ریزند و مخصوصاً درپی انتقام از برادر محسن رضایی به علت مخالفت جانانه‌اش با کنوانسیون ذلت‌بار CFT در مجمع تشخیص مصلحت هستند. شماری از آنان هم ضمن آنکه از جنگ تحمیلی و خدمات برجسته فرمانده سپاهی آن اطلاعی ندارند، اظهارات آقای محسن رضایی را نسنجیده تلقی می‌کنند و بی‌آنکه از اهداف اصلی دو گروه یاد شده با خبر باشند، با آنان همراه شده‌اند.و اما، درباره آن عده که نفسشان از جای گرم در می‌آید و از جنگ و سختی‌های آن و فرماندهی فداکارانه محسن رضایی در آن روزهای سخت و نفس‌گیر بی‌خبرند اشاره به چند بیت از یک قصیده سعدی بی‌مناسبت نیست. سعدی می‌گوید؛طریقت‌شناسان ثابت قدمبه خلوت نشستند چندی به همیکی زان میان غیبت آغاز کرددر ذکر بیچاره‌ای باز کردکسی گفتش ای یار شوریده رنگتو هرگز غزا کرده‌ای در فرنگ؟بگفت از پس چار دیوار خویشهمه عمر ننهاده‌ام پای پیشچنین گفت درویش صادق نفسندیدم چنین بخت برگشته کسکه کافر ز پیکارش ایمن نشستمسلمان ز جور زبانش نرست ]]> سیاسی Mon, 31 Dec 2018 10:08:11 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdchkvnxi23n-md.tft2.html «افزایش ۲۰درصدی کفاف زندگی کارگران را نمی‌دهد» http://www.nedayeenghelab.com/vdcfjxdmxw6dvta.igiw.html به گزارش ندای انقلاب،‌ علیرضا محجوب رئیس فراکسیون کارگری مجلس شورای اسلامی، با اشاره به پیشنهاد دولت برای افزایش ۲۰درصدی حقوق کارگران برای سال آینده در بودجه سال ۹۸ گفت: نظر ما بر این است با توجه به تورم موجود و کاهش قدرت خرید کارگران این عدد کافی نیست و باید تجدید نظری در این زمینه انجام شود.وی با بیان اینکه "پیش از بررسی لایحه بودجه سال ۹۸ جلسه‌ای را در فراکسیون خواهیم داشت و نظرات خود درباره افزایش حقوق کارگران را اعلام خواهیم کرد"، ادامه داد: افزایش حقوق کارگران باید بر اساس شاخص‌هایی همچون افزایش قیمت‌ها و تورم باشد.نماینده مردم تهران در مجلس با تأکید بر اینکه افزایش ۲۰درصدی حقوق کارگران با وضعیت معیشت آنها همخوانی ندارد، اضافه کرد: فراکسیون پیشنهاداتی نیز به شورای عالی کار در جهت اصلاح میزان افزایش حقوق کارگران خواهد داشت.رئیس فراکسیون کارگری مجلس، با بیان اینکه این فراکسیون برای بهبود وضعیت حقوق‌ کارگران در بودجه سال آتی رایزنی‌های خود را انجام می‌دهد، اظهار داشت: وضعیت کارگران اصلاً مطلوب نیست و ما هر روز شاهد بدتر شدن وضعیت برخی کارگران هستیم که در همین راستا پیگیری‌های لازم را خواهیم داشت.منبع : تسنیمانتهای پیام/ ]]> سیاسی Mon, 31 Dec 2018 09:55:05 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcfjxdmxw6dvta.igiw.html کارگردان «مارموز» پس از میلیاردر شدن: نظام ناکارآمد است!/ حمله به صداوسیما و قوه قضائیه در سالروز ۹ دی http://www.nedayeenghelab.com/vdcc1xq142bqep8.ala2.html به گزارش ندای انقلاب، «وبلاگ مشرق» خوانشی روزانه در لابه‌لای اخبار و مطالب رسانه‌های کشور است. ما درباره این خوانش البته تحلیل‌ها و پیشینه‌هایی را نیز در اختیار مخاطبان محترم می‌گذاریم. ***کارگردان «مارموز» پس از میلیاردر شدن: نظام ناکارآمد است!«کمال تبریزی»، کارگردان سینمای کشورمان که این روزها فیلم سینمایی «مارموز» با محتوای طنز سیاسی را در حال اکران دارد؛ در بخشی از یک مصاحبه با شماره شنبه گذشته روزنامه سازندگی (ارگان حزب کارگزاران) گفته است: «ناکارآمدی الآن واقعیتی است که در ذهن مردم ما در حال شکل‌گیری است. فرض کنید همین الآن زمان انتخابات مجلس یا ریاست‌جمهوری باشد. فکر می‌کنید اگر همین الآن شروع کنید به اینکه مردم را برای دو، سه ماه دیگر برای آمدن به پای صندوق‌های رأی ترغیب کنید، چند درصد پای صندوق‌های رأی خواهند آمد؟»در این لحظه روزنامه سازندگی پاسخ می‌دهد «خیلی پایین»! و تبریزی ادامه می‌دهد: بله، درصد خیلی کمی از افراد حضور پیدا می‌کنند. مگر اینکه اتفاقی بیافتد. موضوع بعدی هم این است که مرتباً مردم احساس کرده‌اند که دولتمردان سر آنها کلاه گذاشته‌اند و بیشتر مقاوم شده‌اند و فکر می‌کنند که این بار اشتباه نخواهند کرد.*ما دلیل و مدرک آقای تبریزی مبنی بر وجود ناکارآمدی گسترده در ایران را نمی‌دانیم اما ایشان حکماً خوب می‌داند که مقولاتی که در ذهن افکار عمومی شکل می‌گیرد؛ ساخته و پرداخته مراجع اجتماعی، محافل سیاسی، سلبریتی‌ها و اصحاب رسانه است.روی دیگر این معنی آن است که ناکارآمدی مورد اشاره تبریزی در حالی است که فقط در حوزه کاری ایشان یعنی سینمای ایران، در سال جاری شاهد رکوردشکنی فروش بلیط فیلم‌های سینمایی بوده‌ایم .[۱]اکنون آیا روا بود که آقای تبریزی به جای این حقیقت مسرّت بخش و امیدوار کننده؛ به یک معنای ذهنی که به نظر می‌رسد بیشتر در ذهن خودشان و همفکرانشان در روزنامه سازندگی وجود دارد اشاره کند؟ و هیچ دلیل و سند متقنی هم بر آن اقامه نکند؟درباره تحلیل این روزهای جریان سیاسی خاص مبنی بر مشارکت پایین و یا عدم حضور مردم در انتخابات آتی -که آقای تبریزی هم علیرغم اینکه بیان می‌کند اصلاح‌طلب نیست اما حرف آنها را تکرار کرده! - بایستی اشاره کرد که اولاً به نظر می‌رسد مردم با مشاهده دروغگویی جریان چپ در معرفی کاندیداهایی که هیچ دستاورد خاصی جز گرانی و شکست و توهین به منتقدان نداشتند؛ طبیعتاً عزمی قوی‌تر برای یک انتخاب بهتر خواهند داشت.از طرفی ملاک یک انتخابات نیز قانون است و مشارکت پایین نیز بخشی از زیر و زبر، حیات یک نظام سیاسی و مقوله‌ای ممکن‌الوقوع است.در واقع اصولاً بعید نیست که نظام جمهوری اسلامی ایران در میان اینهمه انتخابات‌های پرشور و بزرگ خود که بعضاً با حضور حتی ۸۰ درصدی رأی دهندگان نیز مواجه بوده؛ مثل خیلی از کشورهای دیگر دنیا شاهد انتخاباتی هم باشد که کمتر از ۵۰ درصد واجدین شرایط رأی در آن شرکت کنند.گفتنیست، فیلم مارموز، تا این لحظه "۲ میلیارد و ۴۰۰ میلیون تومان" فروش داشته است.حامد بهداد، نقش اصلی این فیلم سینمایی نیز چند سال قبل در اظهاراتی گفته بود ما _اهالی سینما یا سلبریتی‌ها و غیره- حالمان خوب نیست!دانستن این نکته نیز خالی از لطف نیست که آقای کمال تبریزی جزو دانشجویان تسخیر کننده سفارت آمریکا نیز بوده است.ما قضاوت درباره این اطلاعات و جمع‌بندی آنها را بر عهده مخاطبان محترم وامی‌گذاریم...***آخوندی: چرا هیچکس با روحانی مخالفت نمی‌کند؟!«عباس آخوندی»، فعال اصلاح‌طلب و وزیر سابق راه و شهرسازی به تازگی در بخشی از یک مصاحبه تفصیلی با خبرگزاری ایلنا با بیان اینکه برخی پدیده‌های زیست محیطی امروز ایران ثمره اغوای تکنولوژی و عدم مواجهه درست با این پدیده است، می‌گوید: ما حتی نتوانستیم از اغواگری تکنولوژی فهم دقیقی پیدا کنیم. همین چند روز پیش آقای رئیس‌جمهور در سخنرانی‌اش عنوان کرد که ما آب دریا را شیرین و سپس به کویر منتقل می‌کنیم. یعنی به درگیری با اغواگری بزرگ‌تر از گذشته مواجه شدیم. در گذشته در تخصیص آب به زاینده‌رود فریب خوردیم و اکنون در تامین آب برای زاینده‌رود دچار فریب‌خوردگی هستیم. داستان به همین سادگی است که آقایان می‌گویند: آب را در دریای مازندران شیرین می‌کنیم و به سمنان می‌آوریم یا از دریای عمان شیرین می‌کنیم و به کرمان و زاهدان می‌آوریم! اقلیم، چیزی بسیار فراتر از آب است. کسی هم در ایران عبرت نمی‌گیرد.او می‌افزاید: «وقتی که رئیس‌جمهور در مجلس چنین چیزی را مطرح می‌کند، هیچ صدای مخالفی برنمی‌خیزد! و اینگونه می‌شود که دولتی که شعار همگرایی با محیط زیست می‌دهد، به اقدامات ضد محیط زیست روی می‌آورد. تنها مسئله‌ای هم که مورد حساسیت مجلس قرار نمی‌گیرد، همین مسائل اساسی اقلیمی است. این نشان می‌دهد که ما بعد از گذشت ۱۱۲ سال از مشروطه و گذشت حدود ۲۰۰ سال از آشنایی با دنیای مدرن، هنوز مقدمات اولیه مدرنیته را نفهمیدیم. »[۲]*درباره اظهارات آخوندی بیان سه نکته ضروریست:یکم: اساساً گویا آقای آخوندی نمی‌داند که عموم کشورهای جهان درگیر مسئله «تغییر اقلیم» هستند و بحث تغییر آب و هوای یک منطقه لزوماً ارتباطی به نحوه مواجهه آن مکان یا دولت آن مکان با تکنولوژی ندارد.کما اینکه شاهد خشک شدن دریای آرال در جماهیر شمال ایران و یا حفر کانال سوئز در مصر بوده‌ایم و یا همینطور مثلاً ۵۰ سال قبل در منطقه کرمان نیز برنج کشت می‌شده است که امروز دیگر به دلیل تغییر اقالیم ممکن نیست.دوم: بحث انتقال آب از دریا به کویر یک بحث دیرینه است که احتمالاً آقای آخوندی در جریان نیست که از ۶۰ سال قبل در ایران محل بررسی و مباحثه بوده، مخالفان و موافقانی دارد و همواره در نامزدی اجرا قرار داشته است.موافقان این طرح که از قضا استدلال‌های محکمی هم دارند معتقدند به دلیل اختلاف سطح زمین خاصه در کویر مرکزی ایران و فاصله نزدیک این منطقه به دریای عمان و خلیج فارس، می‌توان با انتقال آب، یک دریاچه بزرگ در این منطقه ایجاد کرد.تاکنون و در دولت احمدی‌نژاد و رئیس‌جمهور روحانی نیز تلاش‌هایی برای اجرایی شدن این تئوری انجام شده است.مع‌الوصف اما طرح این بحث بر خلاف ژست آقای آخوندی به هیچ وجه یک مسئله دم دستی یا توهمی نیست و می‌توان اینطور نظر داد که اجرای محدود آن در آینده نزدیک می‌تواند حقیقت را در مجادله نظریه‌ها اثبات کند.گفتنیست به تازگی بحث مهمی در بحث «وجود آب‌های زیرزمینی» هم در محافل و در مجلس مطرح شده که گویا آقای آخوندی از آنهم بی‌خبر است!و سوم: برخی محافل تحلیلی معتقدند استعفای آخوندی، بعنوان یک اصلاح‌طلب ستادی از وزارت راه دولت آقای روحانی صرفاً به دلیل راهبری پروژه «عبور اصلاح‌طلبان از روحانی» بوده است.تحلیلی که اظهارات فوق‌الذکر آخوندی نیز بر آن صحّه می‌گذارد.اما باید به آقای آخوندی یادآوری کرد که با این قبیل ژست‌های محیط زیستی و جا دادن خود در صف مخالفان روحانی، قادر به عبور از روحانی نخواهد بود و مردم ایران هم به جای خواندن این قبیل حرف‌های آخوندی به همدستی او با رئیس‌جمهور در پدید آمدن وضع موجود و سرنوشت مشترک آنها می‌اندیشند.***حمله به صداوسیما و قوه قضائیه در سالروز ۹ دی«آذر منصوری»، از فعالان اصلاح‌طلب در بخشی از یک مصاحبه با خبرگزاری ایسنا در روز ۹ دی انجام شد، با بیان اینکه زمینه «اعتراض» در ایران فراهم است، می‌گوید: اقتصاد غیر مولد، رانتی و ضد توسعه نتوانست از فرصت برجام استفاده کند. نهادهایی که براساس قانون نباید در اقتصاد دخالت کنند در اقتصاد غیر شفاف و غیر پاسخگو مانع جلب سرمایه‌گذاران می‌شوند.او در صحبت‌های خود همچنین اظهار می‌کند: سهم رسانه ملی از بودجه امسال چند درصد افزوده شده است؟ این رسانه تا چه حد ملی عمل می‌کند؟ یکسویه‌نگری این رسانه ظرفیتی را ایجاد کرده است که مردم قهر کنند و تحت تاثیر رسانه‌های دیگر و شبکه‌های اجتماعی قرار گیرند. اگر این رسانه در چهار دهه گذشته وظیفه تعریف‌شده خود را درست ایفا می‌کرد با بحران بی‌اعتمادی و خطر تک‌صدایی مواجه نبودیم.منصوری با اشاره به اینکه قوه قضائیه باید استقلال خود را حفظ کند و نظارت‌پذیر و پاسخگو باشد، می‌گوید: این بی‌اعتمادی با دادرسی عادلانه و عملکرد این قوه قابل بازگشت است. [۳]*پیش از این سعید حجاریان نیز طی اظهاراتی تأکید کرده بود که جامعه ایرانی در شرایط عام‌البلوی قرار دارد .[۴]البته این قابل درک است که ستاد جریان سیاسی خاص که در مقولاتی مثل رخدادهای سال ۸۸، برجام و تحویل دادن دولت اعتدال به مردم شکست خورده است؛ با آتشی تندتر به دنبال سیاه نشان دادن اوضاع کشور، ترویج بی‌اعتمادی و مدعی قهر مردم از نظام باشد. اما اینکه این رفتارها بویژه در روزگار بازخوانی فتنه ۸۸ و در ایامی که ذهن مردم در نوستالژی حماسه «۹ دی» قرار دارد ابراز می‌شوند جای تأملات زیادی دارد.تأملاتی که در آنها این مسئله نیز حائز اهمیت است که جریان چپ هنوز از بابت رخدادهای سال ۸۸ و به خیابان کشاندن کسانی از مردم عذرخواهی نکرده است...منصوری همچنین دلیل و سند خود را مبنی بر وجود بی‌اعتمادی معرفی نکرده است.ضمن اینکه این چه بی‌اعتمادی و بی‌اثری و قهریست که جریان چپ همواره به مثابه یک قوت روزانه مشغول نقد صدر تا ذیل صدا و سیماست، از اعطای بودجه به رسانه ملی دلخور است و دائماً از بازخوانی رفتارهای سیاسی اصلاح‌طلبان در صدا و سیما دلخور است؟در واقع اگر تلویزیون و صدای ملی ایران مخاطب ندارد و مردم از آن قهر کرده‌اند پس دلیل اینهمه حساسیت اصلاح‌طلبان چیست؟حملات منصوری به قوه قضائیه نیز در حالیست که او نه تنها هیچ سندی مبنی بر ناعادلانه بودن عموم دادرسی‌ها در قوه قضائیه و یا عدم اعتماد مردم به این قوه ارائه نکرده بلکه در مقابل این حقیقت نیز قرار دارد که مراجعه سالانه چندین میلیون پرونده دعاوی از سوی مردم به قوه قضائیه تماماً نشانه اعتماد عمومی به این قوه مهم نظام اسلامی است.خانم منصوری باید این سطح از مطالعه را داشته باشد که در کشوری که مردم به نهاد قضایی و محاکم خود بی‌اعتماد باشند؛ شبکه‌های مافیا رواج می‌یابد و انتقام‌گیری محفلی و خیابانی شیوع می‌یابد.مجدداً تأکید می‌شود که اصلاح‌طلبان در بزرگترین تقلای خود برای ایجاد «فتنه اقتصادی» در کشور هیچ دلیل مدللی و هیچ سند متقنی مبنی بر وجود «بی‌اعتمادی»، «بحران اقتصادی» و «قهر مردم از قوای نظام» ندارند و ایران اسلامی اگرچه مثل تمام ممالک دنیا با مشکلاتی روزمره مواجه است اما به هیچ وجه با بحران مواجه نیست و در سال چهلم از عمر خود می‌تواند کارنامه‌ای مشحون از رشد و پیشرفت و بیان معقول دلایل مشکلات را به مردم و افکار عمومی ارائه کند.منبع : مشرقانتهای پیام/ ]]> سیاسی Mon, 31 Dec 2018 09:50:27 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcc1xq142bqep8.ala2.html آیت الله آملی لاریجانی رئیس مجمع تشخیص و عضو فقهای شورای نگهبان شد http://www.nedayeenghelab.com/vdcbfgbfzrhb0sp.uiur.html به گزارش ندای انقلاب، رهبر معظم انقلاب اسلامی در حکمی آیت‌الله آملی لاریجانی را به عنوان رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و عضو فقهای شورای نگهبان منصوب کردند.متن حکم رهبر انقلاب اسلامی به این شرح است:بسم الله الرحمن الرحیمآیت الله جناب آقای حاج شیخ صادق آملی لاریجانی دامت توفیقاتهبا توجه به نقش بی‌بدیل مجمع تشخیص مصلحت نظام در اداره و قوام و استحکام نظام مقدس جمهوری اسلامی و با عنایت به ارتحال عالم مجاهد آیت الله هاشمی شاهرودی رحمة‌الله‌علیه و ضرورت سامان‌یابی هر چه سریع‌تر ارکان مجمع، جنابعالی را به ریاست آن مجمع مهم و تأثیرگذار و نیز به عضویت فقهای شورای محترم نگهبان منصوب می‌کنم.همان‌طور که پیش از این در حکم دوره‌ی جدید آمده است، مجمع در این دوره عهده‌دار مسئولیت مهم و اساسی تغییرات در ساختار و محتوای آن نهاد مؤثر و مهم نیز می‌باشد که با توجه به سابقه‌ی برجسته و ارزشمند جنابعالی در شورای نگهبان و مدیریت پر تلاش و عالمانه و مخلصانه بر قوه قضائیه، امید می‌رود با حضور فعال و عالمانه اعضای محترم مجمع تشخیص مصلحت نظام و ایفای نقش مؤثر دبیرخانه و دبیر محترم در انجام وظایف خود تحت نظارت و اشراف ریاست مجمع، مسئولیت‌های محوله در این دوره در کمال اتقان و به بهترین وجه به انجام برسد.با عنایت به اهمیت مسئولیتها در مجمع و شورای نگهبان انتظار می‌رود در فرصت زمانی مناسب، با تنسیق امور در قوه قضائیه، در مسئولیت‌های خطیر یادشده مُتَمحّض گردید. از خداوند متعال توفیق وافر و کمک همه‌جانبه‌اش را برای آن جناب و همکاران مسألت می‌نمایم.والسلام علیکم و رحمة اللهسیّد علی خامنه‌ای۹ دی ۹۷منبع: khamenei.irانتهای پیام/ ]]> سیاسی Sun, 30 Dec 2018 16:49:19 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcbfgbfzrhb0sp.uiur.html وزیر بهداشت استعفا کرد http://www.nedayeenghelab.com/vdcaewnei49nim1.k5k4.html به گزارش ندای انقلاب، الیاس حضرتی نمانده مجلس در توئیتر از احتمال استعفای قاضی زاده هاشمی وزیر بهداشت خبر داد و نوشت: ]]> سیاسی Sun, 30 Dec 2018 16:47:08 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcaewnei49nim1.k5k4.html روزی که مردم میخ آخر را بر تابوت فتنه‌گران کوبیدند http://www.nedayeenghelab.com/vdchxvnxx23n-md.tft2.html به گزارش ندای انقلاب، امروز نهمین سالگرد حماسه باشکوه ۹ دی است. روزی که مردم سراسر ایران اسلامی فارغ از هرگونه تمایلات و گرایشات سیاسی و فکری به صحنه آمدند تا از اسلام و ولایت فقیه که عمود وحدت و استقلال کشور است، حمایت کنند.یوم‌الله نهم دینهم دی را به حق، یوم‌الله نامیده‌اند؛ ایام‌الله بنا به نص صریح قرآن کریم، روزهایی است که یک قوم و ملت به سوی روشنایی هدایت می‌شوند و یادآوری آن روزها از ضروریات است.وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَی بِآیَاتِنَا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَکَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّورِ وَذَکِّرْهُمْ بِأَیَّامِ اللّهِ إِنَّ فِی ذَلِکَ لآیَاتٍ لِّکُلِّ صَبَّارٍ شَکُورٍ: و در حقیقت، موسی را با آیات خود فرستادیم [و به او فرمودیم‏] که قوم خود را از تاریکی‌ها به سوی روشنایی بیرون آور، و روزهای خدا را به آنان یادآوری کن، که قطعاً در این [یادآوری‏]، برای هر شکیبایِ سپاسگزاری عبرتهاست. (آیه ۵ سوره مبارکه ابراهیم).در یوم‌الله ۹ دی دست قدرت لایزال الهی با نقش آفرینی مردم ایران اسلامی در حراست از نظام و حریم ولایت بیرون آمد و این روز باشکوه، انقلاب اسلامی را در مسیر متعالی خود، ثابت قدم‌تر کرد.حماقت فتنه‌گران آشوب‌طلبدر دی ماه سال ۸۸ در شرایطی که ۸ ماه از قانون ستیزی و آشوب‌طلبی و اغتشاش‌آفرینی فتنه‌گران و اراذل و اَجامر وابسته به آن‌ها می‌گذشت، ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین (ع) که برای مردم ایران در زمره مقدس‌ترین ایام است، فرا رسیده بود. در روز ۶ دی سال ۸۸ که مصادف با عاشورای حسینی بود عناصر فتنه‌گر حماقتی کردند که موجب شد برای همیشه حیات ننگین شأن پایان یابد و مردم ایران اسلامی بواسطه آن حماقت، درسی عبرت‌آموز را به این هنجارشکنان و قانون ستیزان بدهند.روزی که طومار فتنه‌گران در هم پیچیده شدحرمت‌شکنی فتنه‌گران و اراذل وابسته به آن‌ها در عاشورای سال ۸۸ در روز ششم دی، مردم ایران را علیه فتنه آمریکایی به خروش درآورد و در روز نهم دی موجی طوفنده را در سراسر کشور به راه انداخت؛ موجی که برای همیشه طومار فتنه‌گران سال ۸۸ را در هم پیچید و آن‌ها را در نزد تاریخ بی‌آبرو کرد و در مقابل برگ زرینی دیگری در دفتر ولایتمداری مردم ایران اسلامی رقم زد.در ۹ دی ۸۸ عاشوراییان با قیام میلیونی خود علیه وابستگان و وادادگان به استکبار، حرکتی ماندگار را در تاریخ مبارزات ملت ایران به ثبت رساندند. حرکتی که در رقم خوردن آن، همه دلدادگان به مکتب حسین (ع) با هر سلیقه و گرایشی نقش داشتند و همه طیف‌های سیاسی و گروه‌های اجتماعی اعم از ۴۰ میلیون شرکت‌کننده در انتخابات ۲۲ خرداد ۸۸ را دربرمی‌گرفت.حرکتی برخاسته از بصیرتقیام تاریخی و ماندگار ۹ دی به تعبیر رهبر انقلاب یکی از پل‌های فراموش نشدنی و حرکتی برخاسته از بصیرت و شناختن موقعیت و حضور در لحظه‌های مورد نیاز، حرکتی در فضای غبارآلود و حرکتی متکی بر ایمان و اراده الهی در تاریخ انقلاب اسلامی بود.در تاریخ ۴۰ ساله نظام جمهوری اسلامی ایران، دشمنان و معاندان از بکارگیری هیچ ترفند و حیله و ابزاری برای مقابله و به زانو درآوردن این نظام مقدس و مردمی دریغ نورزیدند؛ استکبار جهانی از همان بدو پیروزی انقلاب اسلامی دو خط نفوذ و فتنه را به موازات هم پی گرفت؛ نفوذ در عناصر و کارگزاران سست اراده که غرب را قبله عالم می‌دانستند (و می‌دانند) و ایجاد فتنه و نفاق در میان آحاد جامعه.«تقلب» اسم رمز آشوب فتنه‌گراندر سال ۸۸ در حالی که کشتی انقلاب اسلامی با گذشت بیش از سه دهه از استقرار نظام جمهوری اسلامی امواج و تلاطمات عدیده‌ای را پشت سرگذاشته بود، انتخاباتی باشکوه برگزار شد و در حالی که مشارکت ۸۵ درصدی مردم در انتخابات مزبور نشان از ظفرمندی الگوی مردم سالاری دینی داشت و چشمان ناظران بین‌المللی را خیره کرده بود، نقشه ترسیم شده در اتاق‌های فکر مستقر در لندن، واشنگتن و تل آویو با غفلت و خیانت برخی عناصر داخلی به مرحله اجرا درآمد و حلاوت مشارکت ۸۵ درصدی مردم را با دروغ بزرگ تقلب که اسم رمز آشوب بود، به تلخی کشاند.جریان فتنه که نسخه‌هایش از لندن و واشنگتن تجویز می‌شد توانست با بهره‌گیری از جاه‌طلبی برخی خواص و رذالت تعدادی از مزدوران، به مدت ۸ ماه در کشور آشوب به پا کند و ضمن وارد آوردن خسارت‌های فراوان مادی و معنوی، دشمن قسم خورده گفتمان انقلاب اسلامی یعنی نظام سلطه و استکبار جهانی را امیدوار کند.آمریکا طراح اصلی فتنهآمریکا به عنوان دشمن اصلی انقلاب اسلامی مردم ایران در سال ۸۸ با همه ظرفیت‌های سیاسی، رسانه‌ای، مالی و اطلاعاتی خود در دفاع از فتنه و فروپاشی از درون به میدان آمد و در پشتیبانی از جبهه معارض هیچ کوتاهی نکرد. فتنه گران در داخل نیز عملاً به پیاده نظام دشمن تبدیل شدند و با اقدامات و موضع گیری‌های خود، آمریکایی‌ها را کاملاً به براندازی نظام از درون امیدوار کردند.در فتنه ۸۸ لشکرکشی اردوگاه باطل علیه جبهه حق، عیان بود؛ فتنه‌گران مأموریت داشتند تا یکبار دیگر در تاریخ انقلاب اسلامی، جریان نفاق را تجدید کنند. آن‌ها قصد داشتند با عملیات روانی پیچیده و جنگ رسانه‌ای، باورها و اعتقادات مردم را هدف قرار دهند و با اردوکشی خیابانی مردم را در مقابل هم و در مقابل نظام قرار دهند که این توطئه شوم آن‌ها با بصیرت و ولایتمدای مردم ناکام ماند.ضدیت با گفتمان اسلام ناب؛ هدف غایی فتنه‌گرانیکی از اقدامات جریان فتنه که از بدو شکل گیری، توسط طراحان به عنوان راهبردی کلان مطمح نظر قرار گرفته بود؛ قبح زدایی از مظاهر فساد و بی‌دینی با عناوین پرطمطراقی همچون آزادی و نواندیشی بود. استکبار جهانی و در رأس آن‌ها آمریکا که با تبعیت از نظریه پردازانی همچون «ساموئل هانتینگتون»، دانسته بودند تفکر اسلام ناب تنها رقیب الگوی رو به زوال لیبرال دموکراسی است، ایام فتنه ۸۸ را محملی مناسب برای پیاده سازی اغراض خود در ضدیت با گفتمان اسلام ناب دانستند.تدارک فتنه گران برای حرمت شکنی و آشوب‌طلبی در روز عاشورامحرم ۸۸ فرارسیده بود و حدود چندماه از اتمام حجت نظام با عناصر داخلی فتنه می‌گذشت، اما عطش قدرت و همچنین وعده‌های رسیده از آن سوی مرزها مانع از بازگشت و توبه سران داخلی فتنه بود. از سویی دیگر بوق‌های تبلیغاتی دشمن نیز در داخل و خارج برای تدارک آشوب در روز عاشورا برنامه ریزی می‌کردند؛ در شب عاشورا یکی از سران فتنه با علم به اینکه اوضاع ملتهب است برای التهاب آفرینی بیشتر، برنامه سخنرانی تدارک دید و آن برنامه که با رقص و کف و سوت مستمعین در شب عاشورا همراه بود به عنوان مانور آشوب طلبان روز عاشورا درنظر گرفته شد.در روز عاشورا نیز که مصادف با ۶ دی ۸۸ بود، چماقداران و مزدوران فتنه‌گر به خیابان‌ها آمدند و ضمن هتک حرمت عزای سالار شهیدان هر عمل منافی عفت و اخلاق را انجام دادند.به جوش آمدن غیرت دینی مردمپرده‌دری و حرمت‌شکنی‌های وقیحانه فتنه‌گران در روز عاشورا و بی‌احترامی این فرومایگان به عزای معظم سالار شهیدان، انحراف و ضدیت فتنه گران با دین را برای همگان آشکار کرد. مردم ایران اسلامی وقتی وقاحت فتنه‌گران را در بی‌حرمتی به عزای دردانه خلقت حسین بن علی (ع) مشاهده کردند، غیرت دینی‌شان به جوش آمد و حرکتی عمومی در سراسر کشور شکل گرفت که به قیام باشکوه ۹ دی منتهی شد.اثبات مجدد پیوند ناگسستنی امت و امامتملت ایران در نهم دی با حضور میلیونی خود در دفاع از کیان نظام اسلامی و ولایت فقیه، به ۸ ماه آشوب طلبی ایادی و اذناب آمریکا پایان داد. در روز نهم دی سال ۸۸ در خیابان‌های اصلی سراسر شهرهای کشور، تا چشم کار می‌کرد، جمعیت مردمی موج می‌زد؛ جمعیتی که از هر قشر و طبقه و سن و سالی فقط برای اثبات یک اصل در هوایی سرد رهسپار خیابان‌ها شده بودند؛ آن هم اصل خدشه ناپذیر پیوند الهی امت با امامت و دلدادگی به خاندان مطهر رسالت و حضرت اباعبدالله الحسین (ع) بود.در روز ۹ دی مردم ایران اسلامی از هر قشر و طبقه و دین و آئینی در سراسر کشور به خیابان‌ها آمدند و به تعبیر رهبر معظم انقلاب اسلامی یکی از قله‌های فراموش ناشدنی را فتح کردند و با بصیرت و موقعیت شناسی خود فضای غبارآلود را شکستند با اتکاء به ایمان و اراده الهی روزی ماندگار را در تاریخ انقلاب اسلامی رقم زدند.واکنش روزنامه آمریکایی«این تظاهرات، بزرگ‌ترین اجتماع در تهران از زمان تشییع پیکر آیت الله خمینی در سال ۱۹۸۹ به این طرف است»؛ این گزارش تحلیگر روزنامه نیویورک تایمز از حماسه ۹ دی است؛ حماسه‌ای که میخ آخر را به تابوت جریان فتنه زد.نهم دی؛ جلوگاه بصیرتندای لبیک یا حسین (ع) که در روز ۹ دی سال ۸۸ از سویدای جان توسط حماسه آفرینان این روز سر داده شد، به مثابه تجدید بیعت امت با ولایت فقیه بود؛ این ندا، فریاد حق‌خواهی و ولایتمداری مردم ایران اسلامی بود؛ ندای انزجار از حرمت شکنان عاشورا بود.در یک کلام باید تاکید کرد که در نهم دیماه ۸۸ امت ولایتمدار ایران، بصیرت خود را ثابت و این روز را به جلوگاه بصیرت تبدیل کردند.مقام معظم رهبری در ۱۹ دی سال ۸۸ در دیدار با مردم قم در رابطه با حماسه ۹ دی فرمودند: روزهای سال، به طور طبیعی و به خودی خود همه مثل همند؛ این انسان‌ها هستند، این اراده‌ها و مجاهدت‌هاست که یک روزی را از میان روزهای دیگر برمی‌کشد و آن را مشخص می‌کند، متمایز می‌کند، متفاوت می‌کند و مثل یک پرچمی نگه می‌دارد تا راهنمای دیگران باشد. روز عاشورا - دهم محرم - فی نفسه با روزهای دیگر فرقی ندارد؛ این حسین بن علی (علیه السّلام) است که به این روز جان می‌دهد، معنا می‌دهد، او را تا عرش بالا می‌برد؛ این مجاهدت‌های یاران حسین بن علی (علیه السّلام) است که به این روز، این خطورت و اهمیت را می‌بخشد. روز نوزدهم دی هم همین جور است، روز نهم دیِ امسال هم از همین قبیل است. نهم دی با دهم دی فرقی ندارد؛ این مردمند که ناگهان با یک حرکت - که آن حرکت برخاسته از همان عواملی است که نوزدهم دیِ قم را تشکیل داد؛ یعنی برخاسته ی. از بصیرت است، از دشمن شناسی است، از وقت شناسی است، از حضور در عرصه‌ی مجاهدانه است - روز نهم دی را هم متمایز می‌کنند.مطمئن باشید که روز نهم دی امسال هم در تاریخ ماند؛ این هم یک روز متمایزی شد. شاید به یک معنا بشود گفت که در شرایط کنونی - که شرایط غبارآلودگیِ فضاست - این حرکت مردم اهمیت مضاعفی داشت؛ کار بزرگی بود. هرچه انسان در اطراف این قضایا فکر می‌کند، دست خدای متعال را، دست قدرت را، روح ولایت را، روح حسین بن علی (علیه السّلام) را می بیند. این کارها کارهایی نیست که با اراده‌ی امثال ما انجام بگیرد؛ این کار خداست، این دست قدرت الهی است؛ همان طور که امام در یک موقعیت حساسی - که من بارها این را نقل کرده ام - به بنده فرمودند: «من در تمام این مدت، دست قدرت الهی را در پشت این قضایا دیدم». درست دید آن مرد نافذِ بابصیرت، آن مرد خدا.منبع: میزانانتهای پیام/ ]]> سیاسی Sun, 30 Dec 2018 16:40:40 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdchxvnxx23n-md.tft2.html