پایگاه خبری ندای انقلاب - آخرين عناوين سیاسی :: rss_full_edition http://www.nedayeenghelab.com/vsnd2fl06tmcy.a2y.html Tue, 21 Feb 2017 13:34:10 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://www.nedayeenghelab.com/skins/default/fa/{CURRENT_THEME}/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری تحلیلی ندای انقلاب http://www.nedayeenghelab.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری تحلیلی ندای انقلاب آزاد است. Tue, 21 Feb 2017 13:34:10 GMT سیاسی 60 بیایند ما آماده‌ایم http://www.nedayeenghelab.com/vdcdoj0sxyt0ko6.2a2y.html به گزارش ندای انقلاب، سعدالله زارعی طی یادداشتی در روزنامه کیهان نوشت: جدایی سره از ناسره و خبیث از طیب یکی از مهم‌ترین جلوه‌های انقلاب اسلامی و نهضت حضرت امام خمینی است و گاهی این موضوع آن‌قدر عجیب است که به سختی در باور می‌گنجد. یک زمانی یکی از مقامات ارتش در پیامی که از سوی محمدرضا شاه برای حضرت امام خمینی - قدس‌سره - آورده بود تاکید داشت که نباید علیه شاه، آمریکا و اسرائیل سخنی گفته شود در آن زمان باور اینکه حکومت پهلوی از یک مرجع تقلید بخواهد که علیه اسرائیل سخن نگوید بسیار دشوار بود اما زمان زیادی طول نکشید تا همه دریابند حکومت‌های ایران و اسرائیل ماموریتی مشترک با تفاوت‌هایی دنبال می‌کنند و هر دو در نقطه آمریکا به هم می‌رسند. امروز این موضوع تجلی‌ دیگری دارد. رژیم‌های عربستان، ترکیه و اسرائیل به طور مشترک و به شکلی که یکی حرف دیگری را پی بگیرد در اجلاس امنیتی مونیخ، ایران را تهدیدی علیه منطقه خوانده‌اند این در حالی است که هر سه از تهدید منطقه عبور کرده و سردمدار جنگ علیه منطقه هستند. تجاوزات مداوم رژیم صهیونیستی به غزه، لبنان و سوریه که به جای خود، تجاوز رژیم سعودی به دو کشور عربی یمن و بحرین و نقش‌آفرینی گسترده در سوریه، عراق، افغانستان، پاکستان، آذربایجان و... به جای خود و تجاوز ترکیه به منطقه بعشیقه عراق و اعزاز و منبج و الباب در سوریه و به طور کلی نقش‌آفرینی در راه‌اندازی گروه‌های تروریستی آشکارتر از آن است که نیازی به بیان و یا امکانی برای انکار داشته باشد؛ با این حال جای سؤال وجود دارد که چرا این سه که هر کدام خود را معرف یک جریان در منطقه و جهان تلقی می‌کنند، همزمان علیه ایران سخن گفته‌اند. در این خصوص نکاتی به نظر می‌رسند: ۱- همان‌گونه که وابستگی مشترک ایران و رژیم صهیونیستی در دهه ۱۳۴۰ به آمریکا سبب شد که بقاء هر یک برای دیگری موضوعیت داشته باشد و برای آمریکا نیز یک نیاز استراتژیک محسوب گردد و از این رو شاه علی‌رغم آنکه می‌دانست معنای اینکه علیه اسرائیل صحبت نکنید چیست از یک مرجع تقلید می‌خواهد که درباره اسرائیل سخن نگوید این در حالی است که در آن زمان، اکثر مردم ایران و اکثر نخبگان باور نمی‌کردند که روابط دو رژیم شاه و اسرائیل برای یکدیگر جنبه حیاتی دارد. امروز نیز وقتی می‌گوئیم دولت اردوغان و دولت اسرائیل و دولت سعودی از آنجا که منشاء واحدی دارند در نهایت سیاست واحدی دنبال می‌نمایند، عده‌ای می‌گویند این حرف درست نیست و در نهایت دولت اردوغان به اصل اخوت با جمهوری اسلامی پایبند است! نکته مهم در این میان این است که آنچه امروز در منطقه علیه ایران مشاهده می‌کنیم در واقع صورت‌بندی همان مدل آمریکایی - اروپایی مقابله با ایران است که البته با یک «خبط بزرگ» از سوی سعودی و دولت ترکیه همراه است. امروز درک این مطلب که آمریکا و اروپا با همه تلاشی که طی دهه‌های گذشته و به‌ ویژه در ۵-۶ سال گذشته به کار بسته‌اند، در صحنه درگیری با ایران شکست خورده و ناخواسته میدان را به ایران واگذار کرده‌اند. پر واضح است که وقتی دست‌های آمریکا بالا می‌رود چه وضعی برای رژیم‌هایی نظیر اسرائیل و سعودی پیش می‌آید. در طول ۸۰ سال گذشته همان‌گونه که سعودی‌ها در استفاده از کالای خارجی، خود را بی‌نیاز از تولید می‌دیدند در بحث‌های امنیتی و سیاسی نیز اتکا به قدرت‌هایی نظیر انگلیس و آمریکا را برای خود کافی می‌دانستند و تا پیش از پیروزی انقلاب اسلامی نیز به واقع این‌گونه بود. وابستگی ترکیه و سعودی به آمریکا مانع موفقیت گروه‌های چپگرا و ناسیونالیست گردید و عملا ماشین نظامی و سیاسی شوروی در برابر دولت‌های عربستان و ترکیه متوقف ماند هر چند در هر دو مورد، اتحاد جماهیر شوروی بعضی از کشورهای پیرامونی این دو را در اختیار گرفته بود. حالا آمریکا در برابر ایران دست‌های خود را بالا برده است و این در حالی است که نفوذ ایران در داخل عربستان، داخل ترکیه و در میلیون ها فلسطینی که خواهان نابودی اسرائیل هستند، بسیار بالاست. بر اساس نظرسنجی که یک موسسه معتبر آمریکایی در سال ۲۰۱۶، انجام داد، ۶۲ درصد شهروندان عربستانی، ایران را یک کشور قابل احترام مسلمان دانسته‌‌اند و این در حالی است که رسانه‌های سعودی طی ۴۰ سال گذشته از هیچ اقدام تبلیغاتی و سیاسی ضدایران دریغ نکرده‌اند. یک نظرسنجی دیگر بیانگر آن است که لااقل ۹۰ درصد مردم ترکیه، ایران را دوستی قابل اعتماد با انقلابی مبارک ارزیابی کرده‌اند.آمریکا در عمل و به ناگزیر ناتوانی خود در ایفای نقش گذشته‌اش را به هم‌پیمانان و به عبارت دقیق‌تر کشورهای وابسته به خود، ابراز کرده است. بدون این اعتراف نیز کشورهای یاد شده حداقل از سال ۲۰۰۷ به بعد یعنی نزدیک یک دهه ناتوانی آمریکا از پیگیری‌ اهداف خود را به چشم دیده‌‌اند. در عین حال آمریکایی‌ها به دولت‌های ترکیه، عربستان و رژیم صهیونیستی گفته‌اند که از هر طرح و اقدام ضدایرانی آنها حمایت خواهند کرد. این نکته به وضوح و تکرار توسط جان‌کری ابراز شد و امروز نیز مشابه آن را مقامات جدید آمریکا بیان می‌نمایند. رایزنی‌های فشرده ماه‌های اخیر میان رژیم‌های صهیونیستی، ترکیه و عربستان بیانگر آن است که این سه شکل‌دهی به یک جبهه منطقه‌ای علیه ایران فکر می‌کنند و آرام آرام برای رسیدن به آن وارد گود شده‌اند. اظهارات همزمان مقامات وزارت خارجه عربستان، ترکیه و رژیم صهیونیستی علیه ایران در اجلاس مونیخ که یک اجلاس آسیایی- آفریقایی است را هرگز نباید تصادفی تلقی کرد. شاید نتوان گفت که این سیاست پایدار این سه دولت است اما می‌توان گفت فعلا روی اینکه باید یک جبهه منطقه‌ای را علیه ایران به وجود آوریم توافق شده است. در این بین به نظر می‌آید دولت اردوغان که خود را در نقطه اصلی تعارض با ایران می‌بیند درباره توان رژیم اسرائیل و رژیم سعودی و در عمل پای کار بودن آنها تردید دارد- آنکارا با اشاره به پذیرش غیررسمی حزب‌الله لبنان از سوی تل‌آویو به عنوان واقعیتی که قابل تغییر نیست و نیز با اشاره به پذیرش غیررسمی انصارالله یمن از سوی ریاض به عنوان واقعیتی که در نهایت ناگزیر به تن دادن به آن است، مبارزه سه‌جانبه را یک تابلو حزب که معلوم نیست چند روز سرپا می‌ماند می‌داند. از این رو اگرچه به واسطه شکست سنگین در ماجرای آزادی حلب در سوریه، دولت اردوغان به شدت از ایران عصبانی است اما نمی‌داند اگر پا پیش بگذارد و وارد یک اقدام عملی علیه ایران شود چه اتفاقی می‌افتد. ۲- اظهارات دو روز پیش مقامات وزارت خارجه این سه دولت علیه ایران برای آن بود که ایران شکل‌گیری یک جبهه قدرتمند علیه خود را باور کند. این‌ها می‌توانستند هم‌پیمانی ضد ایرانی خود را علنی نکنند و صبر کنند تا کار به یک نقطه درست برسد چه اینکه هر فردی بدون نیاز به بهره هوشی فراوان می‌داند که اقدام واقعی علیه یک حریف قدرتمند، پیش از اقدام، اعلام نمی‌شود و آنگاه که چیزی اعلام می‌شود به این معناست که حریف باید خود آنچه اعلام می‌شود را اقدام عملیاتی! تلقی نماید. در اینکه امروز شاهد یک جابجایی در ستاد طراحی و اجرای اقدامات ضد ایرانی هستیم تردید نداریم. به خوبی می‌دانیم که دنیای پس از برجام، دنیای تحت کنترل آمریکا نیست نه اینکه برجام چنین خاصیتی دارد بلکه از آن رو که آمریکا دیگر قادر به حفظ کشورهای موسوم به ۵+۱ و یا هر مجموعه دیگری تحت مدیریت خود نیست. کاملا واضح بود که آن اجماعی که آمریکا با تکیه بر آن سیاست‌های ضد ایرانی خود را بر دیگران دیکته می‌کرد چند سال است که از میان رفته است. بر این اساس مقامات آمریکایی ناگزیر به واگذاری نقش مستقیم- و بسنده کردن به کارگردانی- خود است. این واگذاری طبعا باید به دولت‌های قدرتمندتر منطقه که دشمنی یا رقابت با ایران داشته و به عبارتی خود انگیزه مقابله با ایران را داشته باشند. بر این اساس آنچه که از سوی رژیم صهیونیستی، ترکیه و عربستان انجام می‌شود بدون کم و کاست از سوی آمریکا حمایت می‌شود حالا ممکن است در شبکه‌های اجتماعی و توسط چند نفر انسان عادی خلاف این هم نوشته شود. شاید بی‌راه نباشد اگر بگوییم اجلاس خاورمیانه‌ای مونیخ بر این اساس طراحی و مدیریت شده است. پس با این وصف نباید انتظار تفاوت لحن چاووش اوغلو و عادل الجبیر و لیبرمن داشت. ۳- برخلاف آنچه تصور اولیه ماست اقدام منطقه‌ای علیه ایران و به عبارتی خصومت منطقه‌ای علیه ایران از خصومت سطح بین‌المللی علیه ایران موثرتر است و از این رو اگر در سطح منطقه یک جبهه منسجمی علیه ایران شکل بگیرد، کار برای جمهوری اسلامی به نسبت گذشته حساس‌تر می‌شود چرا که اعمال بین‌المللی علیه ایران وقتی به محیط منطقه‌ای می‌رسید تا حد زیادی به واسطه روابط درون منطقه‌ای ایران، خنثی می‌شد اما وقتی فشار در منطقه شکل بگیرد بطور طبیعی با همراهی قدرت‌های غربی نظیر آمریکا و انگلیس نیز همراه شده و مقابله با آن برای ایران اسلامی از اهمیت و حساسیت بیشتری برخوردار می‌شود. اما سخن بر سر این است که اولا این جبهه‌بندی ضد ایرانی بطور واقعی شکل بگیرد و ادامه پیدا کند و طرف‌های این جبهه‌بندی ریسک بالای ضدیت با ایران را پذیرفته باشند و ثانیا برای ایران امکان شکل‌دهی به یک جبهه متقابل نداشته باشد. تجربه سوریه به خوبی نشان داد که از یک‌سو توانایی ایران برای جبهه‌سازی خیلی بیشتر از رقبا و دشمنان است و از سوی دیگر تداوم یک جبهه تا رسیدن به دستاورد استراتژیک که لازمه موفقیت یک جبهه است، در طرف مقابل ایران امکان‌پذیر نیست. روابط اخیر مقامات کویت و عمان با ایران نشان داد که عربستان حتی قادر به حفظ کشورهای کوچک نزدیک به خود در جبهه مشترک نیست و روابط پاندولی اردوغان با عربستان هم نشان داد که تفکر برتری‌طلبانه هر یک از سه دولت صهیونیستی، سعودی و ترکیه هم مانع ابقای آنان در یک جبهه واحد می‌شود. به هر روی حکایت جدا شدن خبیث از طیب که یک رمز قرآنی در انقلاب ماست، امروز در جلوه منطقه‌ای به کنار هم قرار گرفتن دولت «ترکیه اسلام‌گرا» با دولت «اسرائیل اسلام‌ستیز» و دولت «عربستان منافق» رسیده است اما در این سوی ماجرا ایرانی ایستاده که قدرت و تجربه موفق برهم زدن نقشه پیچیده قدرت‌های بزرگ را دارد. پس بیایند ما آماده‌ایم. ]]> سیاسی Tue, 21 Feb 2017 09:55:41 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcdoj0sxyt0ko6.2a2y.html سناریوهای انتخاباتی جریان احمدی‌نژاد http://www.nedayeenghelab.com/vdchx6nxq23nmkd.tft2.html به گزارش ندای انقلاب، در آخرین روز بهمن ماه ۱۳۹۵، خبری در فضای مجازی انتشار یافت که حکایت از نامزدی حمید بقایی معاون رئیس جمهور در دولتهای نهم و دهم خبر می‌داد. بقایی با انتشار اطلاعیه‌ای اعلام داشت: «اینجانب این اعلام نامزدی را که کاملاً مستقل از اشخاص، گروهها، احزاب و جناح‌های سیاسی است، صرفاً اعلام سربازی برای کشور عزیز و خدمتگزاری به ملّت شریف ایران دانسته و بدان افتخار می‌کنم... اینجانب دیدگاه ها و برنامه های خود را در فرصت های آتی و قانونی به استحضار مردم عزیزم خواهم رساند.» [۱]این خبر حکایت از فعال شدن قطب سوم در انتخابات داشته و تا حدودی می‌تواند وضعیت کنونی رقابت‌های سیاسی را دگرگون سازد. طرح این موضوع ضرورت توجه به رفتار سیاسی این جریان را معطوف به انتخابات سال آینده را یادآور می‌شود. و این سوال را مطرح می‌سازد که در اردوگاه جریان احمدی نژاد چه سناریوهایی برای مواجهه با انتخابات ریاست‌جمهوری دوازدهم و انتخابات شوراهای پنجم پیشنهاد شده است؟ هر کدام از این سناریوها با چه نقاط ضعف و قوتی برخوردارند و کدام یک اولویت این جریان به حساب می‌آید؟سناریوهای انتخاباتیحلقه نزدیکان احمدی‌نژاد که به محفلی از چندین نفر از نزدیکان وی خلاصه می‌شود و آنقدر وسیع و متفرق نیستند که بتوان آنان را در قالب گروه‌های مختلفی طیف‌بندی کرد، پیش از دیدار احمدی‌نژاد و رهبری در نهم شهریور ماه امسال به شدت معطوف به حضور وی در عرصه انتخابات بود. اما پس از ماجرای منع نامزدی احمدی نزاد توسط رهبری، گمانه‌های مختلفی برای ادامه کار این جریان مطرح شده است که در حلقه یاران او طرفدارانی دارد. این سناریوها را می‌توان به چند الگو تقسیم کرد:۱ـ حمایت از نامزدی خاص (مدل پوتین - مدودوف)؛۲ـ حضور نیافتن در هر دو انتخابات؛۳ـ حمایت از اصولگرایان یا روحانی؛۴ـ تمرکز بر انتخابات شوراها.۱ـ حمایت از نامزدی خاص (مدل پوتین - مدودوف)مدل رفتاری روسی پوتین - مدودوف الگویی بود که جریان احمدی‌نژاد تلاش داشت در انتخابات سال ۱۳۹۲ آن را محقق کند که با ردّ صلاحیت اسفندیار رحیم مشایی، این الگو به شکست انجامید. حال پس از نهی رهبری و با توجه به امکان نداشتن حضور احمدی‌نژاد در عرصه انتخابات، این الگو بار دیگر در اندیشه بخشی از اتاق فکر این جریان ایجاد شده و گویا ابعاد آن بررسی شده است.پایگاه خبری بهارنیوز متعلق به اصلاح‌طلبان مدعی شد، یک فعال رسانه‌ای نزدیک به احمدی‌نژاد به خبرنگارشان گفته است: «فردی که از فیلتر شورای نگهبان عبور کند، به طور کامل توسط احمدی‌نژاد مورد حمایت قرار خواهد گرفت و در همه سفرهای تبلیغاتی وی حضور خواهد یافت و برای افزایش آرای او سنگ‌تمام خواهد گذاشت.»[۲]۱ـ۱ـ استدلال معتقدان۱ـ رئیس‌جمهوری در سایه معاون اول: اگر این الگو به ثمر برسد، عملاً به معنای حاکمیت احمدی‌نژاد خواهد بود؛ چرا که مبتنی بر این الگو مغز متفکر در پشت‌پرده فردی که به ریاست‌جمهوری رسیده، احمدی‌نژاد خواهد بود.۲ـ بهره‌گیری از سبد رأی احمدی‌نژاد: حامیان احمدی‌نژاد، به ویژه به دلیل موج ایجاد شده درباره منع وی از کاندیداتوری سخت معتقدند، کاندیدایی که مورد حمایت دکتر واقع شود، شانس بسیار بالایی برای پیروزی خواهد داشت. حمایت احمدی‌نژاد از هر گزینه‌ای می‌تواند وی را به پاستور برساند. «عبدالرضا داوری» در این زمینه می‌گوید: «هم‌اکنون که احمدی‌نژاد در صحنه حضور ندارد این اقشار دچار یک نوع خلأ نمایندگی شده‌اند. کسی نیست که خواسته و مطالبات آنان را نمایندگی کند به نظرم از الآن باید برای این بحران عدم وجود نماینده برای توده‌های محروم جامعه در انتخابات ۹۶ تدبیری اندیشیده شود. راه نمایندگی از توده‌های فرودست هم این نیست که برخی به ظاهر بخواهند رفتار و گفتار احمدی‌نژاد را شبیه‌سازی کنند بلکه برای جلب نمایندگی توده‌های فرودست جامعه نیاز به یک پیوند عمیق گفتمانی و رفتاری با احمدی‌نژاد است.»[۳]۳ـ دو مرحله‌ای شدن انتخابات: حضور نامزدی از اردوگاه احمدی‌نژاد خواهد توانست انتخابات را سه‌قطبی کرده و با شکسته شدن آرا، انتخابات به مرحله دوم کشیده شود. در این صورت، در مرحله دوم رقابت بین روحانی و نامزد مورد حمایت احمدی‌نژاد خواهد بود. در این مرحله رأی اصولگرایان هم جذب نامزد این جریان خواهد شد و وی خواهد توانست پیروز انتخابات شود.۴ـ جلوگیری از جذب سبد آرای احمدی‌نژاد از سوی اصولگرایان: اصولگرایان پس از منع رهبری مبنی بر وارد نشدن احمدی‌نژاد به عرصه انتخابات، مترصد بهره‌برداری و جذب کامل آرای احمدی‌نژاد هستند. حضور نامزدی از این اردوگاه مانعی برای این امر خواهد بود و اصولگرایان را در محاق و بحران رأی‌آوری قرار خواهد داد.۲ـ۱ـ آسیب‌شناسی منتقدان۱ـ رأی احمدی‌نژاد قابل انتقال نیست: یکی از انتقادات وارد شده این است که با وجود برآورد صورت گرفته، رأی احمدی‌نژاد به فرد دیگری قابل انتقال نیست و فرد جایگزین نخواهد توانست به واسطه اتکا به حمایت وی پیروز انتخابات شود.۲ـ ردّ صلاحیت گزینه‌های جایگزین: هر گزینه‌ای که از سوی این جریان وارد میدان انتخابات شود و انتساب به احمدی‌نژاد داشته باشد، به احتمال زیاد از سوی شورای نگهبان احراز صلاحیت نخواهد شد.۳ـ دوقطبی‌سازی: هر گزینه‌ با این خاستگاه وارد انتخابات شود، زمینه را برای دوقطبی‌سازی فراهم خواهد آورد و این خلاف منویات رهبری است. در واقع، منع رهبری شامل هرگونه اقدام انتخاباتی است.۲ـ وارد نشدن به انتخاباتیکی از سناریوهای مطرح در این اردوگاه پس از نهی علنی احمدی‌نژاد از ورود به انتخابات از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضور نداشتن این جریان در عرصه رقابت انتخاباتی سال ۱۳۹۶ است.«علی‌اکبر جوانفکر» از نزدیکان آقای احمدی‌نژاد نیز در واکنش به شایعات منتشر شده در برخی از رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی مبنی بر حمایت احمدی‌نژاد از یک کاندیدای احتمالی در انتخابات ریاست‌جمهوری سال آینده، آن را نادرست خواند و اظهار داشت: «دکتر احمدی‌نژاد رئیس دولت‌های نهم و دهم به تازگی اعلام کرده است که در عمل به منویات مقام معظم رهبری، برنامه‌ای برای حضور در عرصه رقابت‌های انتخاباتی سال آینده ندارد.»[۴]گفته می‌شود، وی به تازگی در پاسخ به غلامحسین الهام که نامزدی در انتخابات آینده را بررسی می‌کند، گفته است: «حتی از شما که خیلی هم بهتان علاقه‌مندم نیز حمایت نمی‌کنم. چون به آقا اعلام کردم که در انتخابات دخالت نمی‌کنم، نمی‌توانم از شما حمایت کنم.»[۵]در آخرین اطلاعیه احمدی نژاد چنین آمده است:«در رد برخی شایعات مبنی بر حمایت اینجانب از کاندیدای خاص در انتخابات سال آینده، و پیرو نامه مورخ ۹۵/۰۷/۰۶ اینجانب به حضور مقام معظم رهبری ، متواضعانه به استحضار می رساند؛۱- اینجانب عضو هیچ جناح و حزب و گروهی نیستم و خود را تنها قطره ای از اقیانوس زلال ملت ایران و خادم آنان می شمارم و این امر را یک افتخار ابدی می دانم.۲- از هیچ فرد یا جناح و حزب و گروهی حمایت نکرده و نخواهم کرد. این موضع قطعی و غیرقابل تغییر اینجانب است.۳- ممکن است برخی افراد یا جریانات و جناح ها به خاطر منافع گروهی ، اخبار و شایعاتی تحت عنوان حمایت از شخص خاصی به نقل از اینجانب منتشر نماید. صریحا اعلام می نمایم که این نوع شایعات و اخبار حتی اگر از زبان نزدیکان اینجانب باشد ، خلاف واقع است و قویا تکذیب می شود.»[۶]۱ـ۲ـ استدلال معتقدان۱ـ منع رهبری به معنای حضور نداشتن: با توجه به منع رهبری امکان حضور آقای احمدی‌نژاد وجود ندارد؛ چرا که منع ایشان شامل حال همه اقدامات سیاسی معطوف به انتخابات ۹۶ خواهد شد. در همین راستا، کانال جبهه مستضعفین نوشت، احمدی‌نژاد در پاسخ به این پرسش که آیا در انتخابات حمایت خاصی خواهد کرد یا خیر، گفت: «بنا به همان توصیه اساساً در انتخابات ورود فعال نخواهم داشت و قطره‌ای در پای ملت ایران پای صندوق‌های رأی هستم.»[۷]۲ـ منع رهبری به معنای عدم هرگونه فعالیت سیاسی: برخی از اعضای حلقه احمدی‌نژاد از حضور در رقابت انتخاباتی فراتر رفته و تحلیل‌شان از نهی رهبری را به معنای امتناع سیاست‌ورزی وی دانسته‌اند؛ از جمله عبدالرضا داوری ابراز داشته است: «نهی رهبر انقلاب از کاندیداتوری دکتر احمدی‌نژاد را به مفهوم امتناع سیاست‌ورزی می‌فهمم و در این دوران جدید، فعالیت در سپهر عمومی با چارچوب سیاسی را برای دکتر احمدی‌نژاد ممتنع می‌دانم و معتقدم تا اطلاع ثانوی، حوزه فعالیت دکتر احمدی‌نژاد و حامیان‌شان در سپهر سیاسی قابل بازنمایی نیست و حامیان ایشان در صورت علاقه‌مندی به حضور اجتماعی، جبراً به حوزه فرهنگی یا علمی محدود شده‌اند.»[۸]۳ـ امکان نداشتن تأیید صلاحیت: با توجه به منع رهبری، امکان تأیید صلاحیت احمدی‌نژاد در شورای نگهبان وجود ندارد.۲ـ۲ـ آسیب‌شناسی منتقدان۱ـ به فراموشی سپرده شدن: نداشتن فعالیت سیاسی مؤثر موجب تضعیف این جریان سیاسی شده و سبب زوال حرکت احمدی‌نژاد از عرصه سیاسی کشور خواهد شد.۲ـ از دست دادن سبد رأی: فعالیت نکردن احمدی‌نژاد به طور طبیعی به از هم گسیختگی سبد رأی وی منجر خواهد شد و کار را برای ادوار بعدی نیز دشوار خواهد کرد.۳ـ حمایت از اصولگرایان یا روحانییکی از ایده‌هایی که پس از قطعی شدن حضور نیافتن احمدی‌نژاد مطرح شده است، حمایت وی از یکی از دو قطب اصلی رقابت سیاسی سال ۹۶ است.برخی رسانه‌ها در این زمینه نوشته‌اند: «برخی فعالان سیاسی اصولگرا در هفته‌های اخیر رایزنی‌هایی را برای اجرای یک سناریو آغاز کرده‌اند تا با حضور احمدی‌نژاد در کمپین انتخاباتی نامزد نهایی اصولگرایان، سبد رأی او را به سبد رأی این نامزد منتقل کنند. اما رئیس‌جمهور سابق در یک اقدام شبه اعتراضی تصمیم گرفته در انتخابات آینده سکوت کند».[۹]برخی از تحلیلگران سیاسی معتقدند، رأی احمدی‌نژاد در نهایت به نفع حسن روحانی خواهد بود. عباس سلیمی نمین معتقد است، این جریان همان‌طور که در سال ۱۳۹۲ به روحانی رأی داد، این دوره نیز از بین اصولگرایان و اصلاح‌طلبان در نهایت به گزینه اصلاح‌طلب رأی خواهد داد.۴ـ تمرکز بر انتخابات شوراهانظر دیگری که گویا در برخی محافل نزدیک به این جریان مطرح شده، آن است که در حال حاضر که احمدی‌نژاد از ورود به انتخابات ریاست‌جمهوری منع شده است، امکان در اختیار گرفتن شورای شهر پایتخت و انتخاب احمدی‌نژاد به سمت شهردار تهران وجود دارد. این سناریو می‌تواند مسیر را برای بازگشت وی به قدرت فراهم آورد.تحلیل نامزدی بقایینامزدی حمید بقایی را باید در قالب سناریوی اول پوتین – مدودوف تحلیل کرد. الگوی سال ۱۳۹۶ البته تفاوت‌هایی با الگوی سال ۱۳۹۲ دارد. در آن سال مشایی دست در دست احمدی نژاد برای ثبت نام به وزارت کشور رفت و رئیس‌جمهور علی‌رغم ممانعت های قانونی بطور آشکار حمایت خود را از مشایی اعلام نمود! اما در این دوره سیاست متفاوت شده و از خطای راهبردی گذشته درس آموخته‌اند! این جریان به خوبی می‌داند که حمایت مستقیم احمدی نژاد از بقایی، تبعات نامطلوبی را برای وی به همراه خواهد داشت، که می‌تواند به رد صلاحیت وی بینجامد. لذا همانطور که اشاره گردید چند روز قبل از اعلام نامزدی بقایی، احمدی نژاد با صدور اطلاعیه ای اعلام داشت: « از هیچ فرد یا جناح و حزب و گروهی حمایت نکرده و نخواهم کرد. این موضع قطعی و غیرقابل تغییر اینجانب است.»اما حقیقت آن است که نام بقایی بدون نام احمدی نژاد اعتباری نخواهد داشت و در پس اسم وی این نام احمدی نژاد است که به میدان رقابت انتخاباتی وارد خواهد شد.این امر زمانی محقق خواهد شد که بقایی بتواند صلاحیت های لازم برای حضور در عرصه انتخابات را از شورای نگهبان کسب نماید. تجربه نامزدی مشایی در انتخابات سال ۱۳۹۲، چندان چشم انداز امیدوار کننده ای را برای حمید بقایی نمایان نمی‌سازد.حمید بقایی هرچند توانسته از بخشی از اتهامات خود تبرئه شود، اما هنوز مسایلی وجود دارد که احتمال احراز صلاحیت او را کم می‌کند. ملاحظه دیگر آن است که دوقطبی سازی افراطی فضای انتخاباتی، خط قرمزی است که ورود کنشگران رادیکال بسترساز را با موانعی روبرو خواهد کرد.پی نوشت:[۱]- پارس نیوز، ۳۰/۱۱/۹۵، کدخبر: ۴۲۹۷۷۰.۲- «پروژه جدید یاران احمدی‌نژاد؛ معاون اولی او»، پایگاه خبری بهار، ۶/۷/۱۳۹۵، کد خبر: ۱۱۷۱۳۲.۳- «عبدالرضا داوری در گفت‌وگو با باشگاه تحلیلگران مردمانه»، پایگاه خبری ـ تحلیلی مردمانه، ۱۲/۸/۱۳۹۵، کد خبر: ۴۹۱.۴- کانال تلگرام علی‌اکبر جوانفکر (@aa_javanfekr)، ۲۸/۷/۱۳۹۵.۵- «احمدی‌نژاد به غلامحسین الهام: به شما علاقه‌مندم اما از کاندیداتوری‌تان حمایت نمی‌کنم»، پایگاه خبری خبرآنلاین، ۹/۸/۱۳۹۵.۶- خبرگزاری ایسنا، ۲۳/۱۱/۱۳۹۵، کدخبر: ۹۵۱۱۲۳۱۵۷۹۷.۷- کانال تلگرام جبهه مستضعفین (@jebhe_mostazafin)، ۱۵/۸/۱۳۹۵.۸- «عبدالرضا داوری در گفت‌وگو با مستبین»، ۲/۸/۱۳۹۵، کد خبر: ۹۱۳۹۴.۹- پایگاه خبری ـ تحلیلی پارس‌نیوز، ۹/۸/۱۳۹۵، کد خبر: ۴۰۴۱۴۰.پایگاه بصیرت ]]> سیاسی Tue, 21 Feb 2017 09:38:10 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdchx6nxq23nmkd.tft2.html قراردادهای محرمانه نشانه اشرافی‌گری دولت است/ ۲ وزیر دولت هنوز لیست دارایی‌های خود را به قوه قضائیه اعلام نکرده‌اند http://www.nedayeenghelab.com/vdcgw79w3ak9nt4.rpra.html به گزارش ندای انقلاب، حجت‌الاسلام حمید رسایی امشب در نشست بصیرتی «اشرافیت، بلای انقلابی‌گری» اظهار داشت: وقتی دین در اعضا و جوارح جاری شود، آن وقت انسانی مومن می‌شود و این شروع ایمان است.وی با بیان اینکه انسان‌ها می‌توانند در زمان‌هایی ریزش و تغییر کنند، افزود: براساس آیه قرآن این طور نیست که شخصیت ما ثابت باشد، ارزش انقلابی بودن این است که انقلابی بمانیم و اگر در همه حال این ویژگی را برای خود حفظ کردیم، آن وقت این ارزش می‌شود.نماینده دوره نهم مجلس شورای اسلامی بیان داشت: انسان انقلابی و یک مومن واقعی از ملامت دیگران نمی‌ترسد و جنگ روانی بر آنان تاثیری ندارد و در برابر گفته‌های دیگران استوار هستند.وی در ادامه با تفسیر یکی از آیات قرآن گفت: برخی اصرار دارند که از قطار انقلاب پیاده شوند، اما آیه قرآن می‌گوید که در کنار یک ریزش یک رویش وجود دارد، اگر ما در انقلاب‌مان در نهضت‌مان و یا یاران رهبری ریزش دیدیم، نباید خوشحال باشیم، اما دل‌مان هم نباید خالی شود و بدانیم این یک قاعده است.نماینده سابق تهران در مجلس شورای اسلامی عنوان کرد: باید به ملاک‌ها قطارهای انقلاب را بچسبیم و بدانیم که در کنار ریزش افراد انقلابی، رویش وجود دارد.وی تصریح کرد: دافعه و جاذبه از ویژگی‌های یک فرد انقلابی است و حتما افرادی یک انسان انقلابی را دوست دارند و برخی دوست ندارند و بدگویی می‌کنند.رسایی با بیان اینکه انقلابی‌گری آفاتی دارد، گفت: منفعت فرد و ملاک مصلحت‌اندیش بودن از آفات است، اما امامان معصوم(ع) و بزرگان ملاک مصلحت‌اندیشی را حفظ دین می‌دانستند و همچنین زیاده‌روی در رفتار از آفات دیگر است.مدیرمسئول نشریه ۹ دی بیان داشت: یکی از موارد آفت انقلابی‌گری، اشرافیت است، افرادی هستند که کمک و فعالیت‌شان کم اما خرج‌شان زیاد است و این بر خلاف زمان امیر‌المؤمنان حضرت علی(ع) است.رسایی افزود: وقتی ۵۷ میلیون تومان برای هزینه اوقات فراغت خود در نظر می‌گیریم و یا فردی رئیس جمهور می‌شود و ۵ میلیارد تومان هزینه دفتر و امکانات می‌کند، این نوعی اشرافی‌گری است.وی در ادامه سخنانش با بیان اینکه اشرافی‌گری حاکم شده و مسئولان در لباس، خوراک، مسافرت، عروسی و گردش و تفریح به رقابت می‌پردازند، اظهار داشت: قراردادها محرمانه شده، زیرا دولت اشرافی‌گر است و زمانی که اشرافی‌گری حاکم شود، مردم نامحرم می‌شوند.نماینده دوره نهم مجلس شورای اسلامی اضافه کرد: وقتی مجلسی که خود باید این موارد را پیگیری کند، اشرافی‌گر شده، دیگر این موارد را پیگیری نمی‌کند.این نماینده سابق مجلس شورای اسلامی در ادامه سخنانش پیرامون بحث اشرافی‌گری تصریح کرد: اگر فردی اشرافی شد، نباید در نظام جمهوری اسلامی مسئولیتی را بر عهده بگیرد.رسایی در ادامه با بیان اینکه مردم باید در برابر اشرافی‌گری پاسخ بخواهند و مطالبه کنند، افزود: اگر افراد اشرافی‌گر ادعای اصولگرا و انقلابی بودن دارند، بیشتر جلوی‌شان بایستید، زیرا این افراد ضربه بیشتری می‌زنند.وی خاطرنشان کرد: در خطبه‌های نماز جمعه در سال‌های اول انقلاب و بعد از دفاع مقدس تاکید شد، بچه‌های انقلابی باید مانور تجمل بدهند و نتیجه آن این شد که از آن مقطع افرادی مسئولیت‌های کشوری را در اختیار گرفتند و با این ادعا که ما کارگزار مردم و مدیر و برتر از دیگران هستیم، می‌گویند که این حق ما از سفره انقلاب بود.رسایی با تاکید بر اینکه امام راحل می‌گوید که «انقلاب ما انقلاب کوه‌نشینان بود نه انقلاب کاخ‌نشین‌ها»، متذکر شد: در دوره ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی در شهرهایی، مردم مغازه‌ها را غارت کردند و این از فاصله طبقاتی و اشرافی‌گری بود.وی با اشاره به سالروز صدور منشور روحانیت امام خمینی(ره) عنوان کرد: امام(ره) می‌فرمایند یکی از وظایف روحانیت مقابله با سرمایه‌گذاران زالوصفت است.رسایی در ادامه متذکر شد: زمانی که فتنه رخ داد، فرد در برابر ولایت‌فقیه قرار می‌گیرد و یا اینکه سکوت کرده و نظر خود را بیان نمی‌کند.نماینده دوره نهم مجلس شورای اسلامی افزود: یکی از موارد نفوذ، خلق و خوی اشرافی‌گری است و این نفوذ بر روی همه افراد انجام می‌شود و عمده نفوذ دنیاگری مسئولان است.وی در پایان تصریح کرد: بر اساس اصل ۱۴۲ زمانی که فردی رئیس جمهور، معاون و یا وزیر شد، بلافاصله باید لیست اموال خود را به قوه قضائیه ارائه کند، اما دو وزیر از دولت فعلی هنوز این کار را انجام نداده‌اند.منبع :‌فارسانتهای پیام/ ]]> سیاسی Tue, 21 Feb 2017 09:23:23 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcgw79w3ak9nt4.rpra.html عکس گرفتن دولتی‌ها با آ‌وار پلاسکو و تنها گذاشتن مردم خوزستان در گردوخاک + تصاویر http://www.nedayeenghelab.com/vdcexv8xejh8nei.b9bj.html به گزارش ندای انقلاب، بحران خوزستان یکی از فاجعه‌آمیزترین بحران‌های امسال بوده است. مردمی که با گرد و خاک دسته و پنجه نرم می‌کنند، شاهد قطعی برق و آب نیز در این چند روزه بودند. بعد از وقوع موج دیگر ریزگردها در ۲۳ بهمن سال جاری، شبکه برق‌رسانی این استان دچار مشکل شد و برق شهرهای خوزستان از جمله اهواز چند بار قطع شد. قطعی برق باعث شد تا تصفیه‌خانه‌های آب این استان نیز با مشکل روبرو شود و متعاقب برق، آب مردم استان نیز قطع شود.این درحالی است که مسئولان دولتی به جای سفر به استان و بررسی بحران خوزستان از نزدیک در تهران جا خوش کرده‌اند و حتی برای برگزاری ستاد بحران خوزستان به خود زحمت نداده و در پایتخت این ستاد تشکیل شد و مسئولان استان خوزستان به تهران سفر کرده تا در این ستاد شرکت کنند. این در حالی است که تجربه نشان داده حضور یک مدیر ارشد در محل بحران به پیگیری بهتر مساله کمک می کند. متاسفانه عدم پاسخگویی و کم توجهی مسئولان دولتی به مشکلات اخیر مردم شریف خوزستان بیش از خود مشکلات، آزاردهنده بوده است.جالب اینجاست که در بحران پلاسکو که چند هفته پیش اتفاق افتاد و افکارعمومی را جریحه‌دار کرد مسئولان مختلف در کنار خرابه‌های پلاسکو عکس گرفتند. این درحالی بود که مدیریت این بحران به عهده شهرداری و نیروی انتظامی و آتش‌نشانان ایثارگر بود. سلفی دولتی‌ها با آ‌وار پلاسکو و تنها گذاشتن مردم خوزستان در گردوخاکبرگزاری جلسه مدیریت بحران خوزستان در تهران عدم حضور مسئولان دولتی در خوزستان تا حدی بود که این انتقادات در شبکه های اجتماعی و رسانه‌ای بروز کرد و معصومه ابتکار، رئیس سازمان محیط زیست برای رفع مسئولیت از خود در پاسخ به این سئوال که استاندار خوزستان از مسئولان دولتی درخواست کرده در این شهر حضور یابند، بیان داشت که وزیر نیرو و وزیر کشاورزی در محل حاضر خواهند شد و اسحاق جهانگیری، معاون اول هفته پیش در خوزستان حضور داشته و خود وی نیز هفته قبلش در استان بوده و نیازی نمی‌بیند که دگر بار در زمان بحران خوزستان در این استان حضور یابد.حتی بی‌توجهی دولتی‌ها به این بحران تا جایی بود که حسن روحانی رئیس‌ جمهور بعد از اینکه پیام تبریک به کشتی‌گیرانی که در مسابقات جهانی کرمانشان به مقام قهرمانی رسیدند، صادر کرد، در آخرین ساعات همان روز پیامی برای رسیدگی به وضعیت این استان صادر کرد؛ این پیام در پی گزارشی ارائه شده توسط معاون اول رئیس جمهور که نتیجه تشکیل هئیت رسیدگی به بحران خوزستان بود، صادر شد. دولتمردانی که در حادثه پلاسکو حضور پیدا کردند:حسن روحانی رئیس جمهور اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس‌جمهورحسین فریدون دستیار ویژه رئیس‌جمهورعلی ربیعی وزیر کار و تعاونحسام الدین آشنا مشاور فرهنگی رئیس جمهورحمید چیت چیان وزیر نیرومحمود علوی وزیر اطلاعاتعبدالرضا رحمانی فضلی وزیر کشورسید حسن قاضی‌زاده هاشمی وزیر بهداشتمحمدرضا نعمت‌زاده وزیر صنعت و معدن و تجارتعباس آخوندی وزیر راه و شهرسازی و اما دولتمردانی که در بحران خوزستان در این استان حضور پیدا کردند:‌ حمید چیت چیان وزیر نیر، ۲۳ بهمن به منظور بررسی مسائل و مشکلات پیش آمده در خوزستان و قطعی برق و آب گسترده در ۱۱ شهر این استان وارد اهواز شد. محمود حجتی وزیر کشاورزی؛ معصومه ابتکار، رئیس سازمان محیط زیست درباره آخرین اقدامات انجام شده برای رفع مشکل ریزگردها در خوزستان گفت: وزیر کشاورزی در خوزستان حضور پیدا کردند تا اقدامات عاجلی که می‌شود برای کاهش عوارض گرد و غبار انجام داد، صورت بگیرد. علی ربیعی وزیر کار و تعاون نیز بیان داشت:‌ پس از پیشبرد برخی اقدامات در استان خوزستان برای حل مشکلات ریزگردها به این استان سفر کرده و سایر مسائل را آنجا دنبال می کنیم. و این است نحوه مدیریت تدبیری‌ها از راه دور.منبع : مشرق ]]> سیاسی Tue, 21 Feb 2017 08:49:31 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcexv8xejh8nei.b9bj.html اوضاع خوزستان دل انسان را می‌خراشد/ مسئولان موظفند فوراً رسیدگی کنند http://www.nedayeenghelab.com/vdcdsj0ssyt0ko6.2a2y.html به گزارش ندای انقلاب به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (دوشنبه) در ابتدای جلسه درس خارج فقه با اشاره به مشکلات و خسارت‌های شدید پدیدآمده بر اثر سیل و گرد و غبار در مناطق جنوب کشور، تأکید کردند: این حوادث حقیقتاً دل انسان را می‌خراشد و مسئولان موظفند که با فکر و کار و تلاش و همدلی با مردم، به این مشکلات رسیدگی و برای علاج قطعی آنها چاره‌اندیشی و اقدام کنند.حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به مشاهدات گذشته خود از مشکلات پدیدآمده برای مردم در جریان دو سیل مهیب افزودند: سیل آفت بزرگی است و خسارتهای زیادی برای مردم و خانواده‌ها ایجاد می‌کند و کمک به مردم سیل‌زده در مناطق جنوب، وظیفه و کاری لازم است.ایشان مسائل این‌روزهای خوزستان و قطع آب و برق و وسایل ارتباطی در هوای سرد را نمونه دیگری از مشکلات دلخراش و بسیار سخت مردم برشمردند و گفتند: ‌مسئولان وظیفه دارند که به این مشکلات رسیدگی کنند و اگر کسی به‌فکر مردم باشد، نمی‌تواند در مقابل مسائل دشوار خوزستان راحت بماند و این وظیفه قطعی، فوری و همیشگی حکومتهاست که به‌فکر مردم باشند.حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با انتقاد از برخی که به‌جای حل مسئله ریزگردها، مسئولیت آن را متوجه گذشتگان می‌کنند، خاطرنشان کردند: درست است که برخی مسائل به چاره‌اندیشی‌های بلندمدت احتیاج دارد اما این حرف که وضعیت فعلی نتیجه به فکر نبودن گذشتگان است، کافی نیست و مشکلی را حل نمی‌کند و چند صباح دیگر نیز دیگران همین قضاوت را درباره ما خواهند کرد که چرا برای علاج مشکل مردم کاری انجام نشد.ایشان افزودند: باید این سختی‌ها را در زندگی مردم لمس، و برای علاج آنها فکر، کار، تلاش، همدردی و همدلی کرد.انتهای پیام/ ]]> سیاسی Mon, 20 Feb 2017 13:16:16 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcdsj0ssyt0ko6.2a2y.html بدتر شدن وضع اقتصاد بعد از برجام/ «عدم‌محبوبیت» روحانی دو برابر شد+ عکس http://www.nedayeenghelab.com/vdcc14q1i2bqp08.ala2.html به گزارش ندای انقلاب، پس از برجام،‌ سنجش گرایش مردم کشورمان نسبت به مسائل مرتبط با این قرارداد همواره جذابیت داشته است. یکی از آخرین سنجش‌های انجام شده مربوط به مؤسسه مطالعات امنیتی و بین‌الملل دانشگاه مریلند است. هرچند این نظرسنجی در آذر ماه گذشته اجرا شده است، اما برخی نتایج آن به‌تازگی و همزمان با کنفرانس امنیتی مونیخ در آلمان منتشر شده است.این بخش از نتایج نظرسنجی به‌طور خاص راجع به نگرش شهروندان ایرانی درباره با اروپا است.نتیجه افکارسنجی این مؤسسه نشان می‌دهد که نگرشِ مثبتِ ایرانی‌ها درباره بهبود روابط کشورهای اروپایی با ایران طی یک سال گذشته و با گذشت زمان کمرنگ‌تر شده است.در حالی که در دی‌ماه سال گذشته (۱۳۹۴)، مجموعا ۶۶ درصد پاسخگویان بر این نظر بودند که در نتیجه برجام، روابط ایران و کشورهای اروپایی «خیلی» و یا «تاحدودی» بهبود یافته است. اما پس از یک سال، در آذر ماه ۱۳۹۵ این رقم با کاهشی ۱۲درصدی به ۵۴ درصد افت کرده است.در بخش دیگری از این نظرسنجی، از پاسخگویان ایرانی خواسته شده بود تا ارزیابی خود را از میزان تلاش اروپایی‌ها برای بهبود روابط تجاری و اقتصادی با ایران بیان کنند. بر این اساس، ۷۹ درصد پاسخگویان بر این نظر بودند که فشار یا ترس از آمریکا علت اصلی کند بودن سرعت اروپایی‌ها در بهبود روابط تجاری و سرمایه‌گذاری در ایران است.در ادامه برخی نتایج جالب توجه در نظرسنجی دی ماه گذشته مؤسسه مطالعات امنیتی و بین‌الملل دانشگاه مریلند از شهروندان کشورمان را که کمتر به آن پرداخته شده است مرور می‌کنیم.در حالی که در اردیبهشت ۱۳۹۴، بیش از ۵۴.۳ درصد پاسخگویان ایرانی، وضعیت کلی اقتصاد کشور را «خیلی خوب» و «تاحدودی خوب» ارزیابی می‌کردند، این میزان در آذر ۱۳۹۵ با کاهشی ۱۹ درصدی به ۳۵.۱ درصد کاهش یافت. در مقابل، کسانی که وضعیت کلی اقتصاد کشور را «خیلی بد» ارزیابی می‌کنند طی همین بازه زمانی از ۲۰ درصد به ۳۳.۲ درصد افزایش یافت.درباره اهمیت توسعه برنامه هسته‌ای برای کشور نیز هرچند نسبت کسانی که آن را خیلی مهم و تا حدی مهم در نظر می‌گرفتند به‌طور نسبی ثابت مانده بود، اما بررسی جزئی‌تر نشان می‌دهد که از آذرماه ۱۳۸۸ تا آذرماه ۱۳۹۵ میزان کسانی که توسعه برنامه هسته‌ای را «خیلی مهم» توصیف می‌کردند از ۸۷ درصد به ۸۰ درصد کاهش یافته است و در مقابل کسانی که آن را «تاحدودی مهم» ارزیابی می‌کردند از ۵ درصد به ۱۲.۶ درصد افزایش یافته است. اکثر (۷۲.۶ درصد) پاسخگویان این نظرسنجی نیز بر این باور بودند که شرایط زندگی پس از برجام «بهتر نشده» است، و در مقابل تنها ۲۲.۱ درصد پاسخگویان بر این نظر بودند که وضعیت زندگی مردم پس از برجام، «خیلی بهتر»، «تا حدودی بهتر» و یا «تنها کمی بهتر» شده است.این در حالی است که میزان خوشبینی مردم نسبت به اثرات مثبت برجام بر بهبود وضعیت زندگی نیز دچار کاهشی مشابه شده است و طی شش ماه خرداد تا آذر ۱۳۹۵، از ۶۶ درصد به ۵۶.۵ درصد کاهش یافته است.مرور نتایج نظرسنجی انجام شده از پاسخگویان ایرانی درباره میزان محبوبیت حسن روحانی، رئیس جمهوری کشورمان نیز نشان می‌دهد مجموع افرادی که وی را «خیلی محبوب» و «تاحدودی محبوب» می‌انگاشتند با کاهشی ۲۱درصدی از رقم ۸۹.۱ درصد در دوران اوج خود (مرداد ۱۳۹۴ و اندکی پس از امضای توافق برجام) به ۶۸.۷ درصد در آذرماه سال ۱۳۹۵ کاهش یافته است، این در حالی است که افرادی که حسن روحانی را «خیلی نامحبوب» یا «تاحدودی نامحبوب» به حساب می‌آوردند از ۹.۴ درصد در کمترین زمان خود (مرداد ۱۳۹۴ و اندکی پس از امضای توافق برجام) به ۲۸.۳ درصد افزایش یافته است.نتایج این نظرسنجی نشان می‌دهد که مسائل مرتبط با «عدم‌اجرای برجام»، «باقی‌ماندن تحریم‌ها» و «مشکلات روابط خارجی ایران» جزو اولویت‌های اصلی مردم نیستند، به‌طوری که تنها ۱۳.۳ درصد پاسخگویان این سه مسئله را اولویت اصلی رئیس جمهوری آتی می‌دانند. در مقابل، ۴۴.۲ درصد پاسخگویان مسئله بی‌کاری و به‌طور خاص بی‌کاری جوانان را مسئله اول کشور می‌دانند. در مرحله بعد نیز وضعیت بد اقتصادی و تورم نیز اولویت مدنظر ۲۰.۳ درصد پاسخگویان بود، به این ترتیب می‌توان گفت که مسائل و دغدغه‌های اقتصادی از نظر ۶۴.۵ پاسخگویان مسئله و اولویت اصلی کشور است که رئیس جمهوری آتی باید به آن رسیدگی کند.درباره منافع حاصل از برجام نیز، تنها ۶.۳ درصد پاسخگویان بر این نظر بودند که منافع حاصل از توافق هسته‌ای توانسته است وضعیت زندگی مردم را بهتر کند، در حالی که ۵۰.۸ درصد بر این نظرند که برجام اصلاً هیچ منفعتی در پی نداشته است.مقایسه دو نظرسنجی انجام شده در خرداد و آذر ۱۳۹۵ نشان می‌دهد که همچنان بیشی از نیمی از پاسخگویان بر این باورند که آمریکا هرچند تحریم‌های مقرر در برجام را رفع کرده است اما به‌دنبال یافتن راه‌هایی دیگر برای حفظ تأثیرات منفی این تحریم‌ها است. همچنین تعداد افرادی که فکر می‌کنند آمریکا تحریم‌های مقرر در برجام را رفع نکرده است، از ۲۴.۵ درصد به ۳۸.۹ درصد افزایش یافته است.طی بازه زمانی خرداد تا آذر ۱۳۹۵ نیز نسبت کسانی که فکر می‌کنند آمریکا بر سر راه عادی‌سازی روابط و تجارت ایران با دیگر کشورها مانع‌تراشی می‌کند از ۷۴.۷ درصد به ۸۲.۲ درصد افزایش یافته است.و در نهایت بیش از ۷۰ درصد پاسخگویان ایرانی بر این نظرند که در صورت تهدید ترامپ به اعمال دوباره تحریم‌ها بر ایران در صورت کنار نگذاشتن برنامه غنی‌سازی، ایران نباید به هیچ قیمتی دست از برنامه غنی‌سازی اورانیوم بردارد. منبع: تسنیم ]]> سیاسی Mon, 20 Feb 2017 13:14:34 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcc14q1i2bqp08.ala2.html خوزستان مدافعان حرم می‌خواهد http://www.nedayeenghelab.com/vdcbfwbf8rhbsap.uiur.html به گزارش ندای انقلاب، حامد حقیقت طی یادداشتی در روزنامه وطن امروز نوشت: تحزب در ایران از همان ابتدا تاکنون- آنچنان که باید- توسط مردم جدی گرفته نشد. در چرایی این مطلب دلایل متعددی را می‌توان برشمرد اما یکی از جدی‌ترین دلایل، عدم درک صحیح برخی احزاب و گروه‌های سیاسی نسبت به مقوله «امنیت ملی» و مصالح عالی کشور است که در برخی موارد حتی به همسویی آنان با دشمنان قسم‌خورده مردم منجر شده است.بررسی عملکرد و موضع‌گیری‌های برخی احزاب و چهره‌های شاخص آنها- بویژه در سال‌های اخیر- بخوبی نشان می‌دهد بسیاری از آنان در منش و مواضع خود کمتر خط قرمزی را برای مصالح کشور قائل بوده و بارها ثابت کرده‌اند اگر منافع حزبی اقتضا کند، حاضرند منافع کلی مردم و کشور را زیر پای امیال حزبی و رویکردهای جناحی خویش قربانی کنند. این رویکرد نادرست یعنی عدم اتصال احزاب و شخصیت‌های حزبی به بدنه اجتماع و خواسته‌های واقعی مردم، نه‌تنها در پاره‌ای موارد لطمات گوناگونی را نوعا برای مردم و کشور به همراه داشته، بلکه عوامل بی‌اعتمادی مردم نسبت به مقوله «تحزب» در ایران را فراهم آورده است. اظهار نظر اخیر برخی مدعیان اصلاح‌طلبی پیرامون ناکارآمدی مدیریتی اخیر در استان خوزستان و متصل کردن آن به مساله سوریه، نمونه بارزی از این رفتارهاست. برخی از این افراد به منظور سرپوش گذاشتن بر کوتاهی‌ها و کم‌کاری همفکران‌شان در دولت نسبت به حل مشکلات مردم خوزستان و ناکارآمدی در مدیریت بحران، اعلام می‌کنند آیا بهتر نیست به جای کمک به بشار اسد(!) به وضع خوزستان رسیدگی شود؟ سخن نسنجیده‌ای که حتی در میان مردم خوزستان هم جایگاهی ندارد و داشتن جایگاه اول شهدای مدافع حرم برای استان خوزستان، به تنهایی گواه صادق این مدعاست. البته حالا چند سال پس از تشکیل جبهه تکفیری در سوریه و عراق این واقعیت آشکار شده که هدف از سیاست‌گذاری‌های کلان مالی، سیاسی و رسانه‌ای برای ایجاد داعش و سایر گروه‌های تکفیری- صهیونیستی در سوریه و عراق، چیزی جز مزاحمت برای ایران و مقابله با حرکت فزاینده انقلاب اسلامی به عنوان یک الگوی عملی موفق از مدیریت اسلامی در عرصه‌های منطقه‌ای و بین‌المللی نیست. این سیاست استکباری و اهداف آن به حدی آشکار و واضح است که با کمترین عقل و ادراک سیاسی هم می‌توان به آن پی برد. تردیدی نیست داعش و سایر گروه‌های تکفیری چنانچه در جبهه‌های سوریه و عراق زمینگیر نمی‌شدند و توفیقاتی به دست می‌آوردند، در تعرض به مرزهای ایران اسلامی و تمامیت ارضی کشور- از جمله همین خوزستان عزیز- لحظه‌ای به خود تردید راه نمی‌دادند. این گروه‌های خون‌آشام حتی اکنون و در اوج درگیری‌ها و مشکلاتی که در جبهه‌های عراق و سوریه با آن مواجهند، باز هم از برنامه‌ریزی برای خرابکاری و اقدام علیه امنیت ملی ما غافل نبوده‌اند. دستگیری عناصر بمب‌گذار و وابسته به این گروهک‌ها بویژه در یک‌سال گذشته توسط نهادهای امنیتی، به تنهایی ضرورت مقابله و زمینگیر کردن این عناصر تکفیری را در آن سوی مرزها و در جبهه‌های عراق و سوریه دوچندان کرده است. آیا براستی احزاب اصلاح‌طلب از درک این ضرورت عاجزند یا از دیدگاه آنها منافع حزبی بر منافع ملی کشور ارجحیت دارد؟ آیا باید به انتظار نشست تا پس از ورود این غده‌های بدخیم به داخل سرزمین‌مان، آنگاه نه در فراسوی مرزها بلکه در داخل شهرها به مبارزه با آنان اقدام کنیم؟ و خلاصه! در صورت به خطر افتادن امنیت ملی و سلب آرامش شهرهای کشور ما توسط این گروهک‌های وحشی، آیا این عده از اصلاح‌طلبان گمان می‌کنند از حاشیه امنی برخوردار بوده و جان سالم به در خواهند برد؟ طبیعی است از این عده نه انتظار انقلابی‌گری داریم و نه مواضع انقلابی که خود نیز سال‌هاست چنین ادعایی ندارند! ولی دست‌کم به عنوان یک مسلمان، آیا بهتر نیست آموزه‌های دینی و عقلانی خود را ملاک عمل و تحزب خویش قرار دهند و این دغدغه گرانسنگ امنیتی را از دلیر مرد بزرگ تاریخ- علی(ع)- چراغ راه خود سازند که فرمودند: «به خدا قسم هیچ ملتی در خانه خود مورد حمله و تعدی قرار نگرفت، مگر اینکه ذلیل شد». (نهج‌البلاغه، خطبه ۲۷) جای بسی شگفتی است که این اظهارات غیرمنطقی و سخیف از سوی کسانی مطرح می‌شود که کمترین هزینه‌ای در راه این مبارزه مقدس پرداخت نکرده‌اند و به جای دلگرمی و افزایش غیرت دینی و انقلابی جوانان برای مبارزه یا به جای ارج نهادن به صبر و روحیه ایثارگرانه خانواده‌های شهدای مدافع حرم، متاسفانه نوای دشمنان این ملت را بر زبان جاری کرده و همچون ستون پنجم دشمن در داخل، به خالی کردن عقبه فکری و سیاسی این مبارزه مشغولند. آیا خیانتی از این بالاتر هست؟ کسی تردید دارد که این قبیل حرف‌های اصلاح‌طلبان دقیقا در راستای تامین منافع تروریست‌های ابوبکر البغدادی است؟ از یاد نبریم مهم‌ترین مولفه و نیاز هر جامعه، کشور یا خانواده و حتی خود فرد در درجه اول «امنیت» است. امنیت از مهم‌ترین کشش‌ها و انگیزه‌های انسانی است که با فطرت انسان، پیوندی ناگسستنی دارد. لذا بر اساس آنچه گفته شد، آیا وقت آن نرسیده عقلای سیاسی و بزرگان احزاب در کشور نسبت به تبیین جایگاه امنیت ملی به عنوان مهم‌ترین مولفه و خط قرمز کشور در میان احزاب و گروه‌های سیاسی اقدام کنند؟ آنانی که در فراسوی مرزها برای دفاع از حریم اهل بیت(ع) و ایران عزیز جان و همه همت خود را به کف گرفته و در دیار غربت به خاک و خون غلتیده‌اند، یقینا بر این باورند که امنیت، نیاز اساسی کشور ما برای پیمودن مسیر پرافتخار توسعه و آبادانی است. آنان چنین راه دشوار و پرهزینه‌ای را با اهدای جان برگزیدند تا با ایجاد «امنیت»، راه برای ایجاد «آسایش» مردم چه در خوزستان و چه همه جای این سرزمین توسط دولتمردان فراهم شود. براستی چه خیانت و جفایی بالاتر از اینکه برخی مدعیان اصلاحات به نام حمایت از دولت، کوتاهی‌های انجام گرفته در مسیر ایجاد «آسایش» مردم را نیز با چنین سخنان سخیفی توجیه می‌کنند. امنیت خوزستان را مدافعان حرم تامین کرده‌اند اما دولت مورد حمایت جریان اصلاح‌طلبی حتی از تامین موارد ابتدایی آسایش مردم خوزستان عاجز مانده است. شاید بهتر باشد همان‌ها که امنیت خوزستان را تامین کرده‌اند به پشت جبهه هم بیایند و زمام کار را از بی‌کفایت‌ها بگیرند و برای تامین آسایش مردم خوزستان هم خودشان کاری کنند. خوزستان به مدافعان حرم نیاز دارد که در خرابه‌های شام دنبال امنیت اهواز می‌گردند، نه به آروغ‌های از سر شکم سیری شکم‌گنده‌های نیاوران، ولنجک و سعدآباد! مردمان خوزستان خودشان هم از جنس مدافعان حرم هستند. خوزستان با بیش از ۶۰ شهید، بیشترین تعداد شهدای مدافع حرم را تقدیم کرده است. شاید هم بی‌تدبیر‌ها از همین عصبانی‌اند و... ***چندی قبل بنا به یک ضرورت کاری، در دیدار با نماینده یکی از اقلیت‌های دینی ایران در مجلس شورای اسلامی، یکسری نکات قابل توجه از وی شنیدم که بیان آنها به عنوان حسن‌ختام این یادداشت خالی از لطف نیست. وی با برشمردن جنایت‌های داعش و گروه‌های تکفیری در عراق و سوریه، به نحوه مواجهه آنها در قتل‌عام اقلیت‌های دینی در آن کشورها اشاره می‌کرد و می‌گفت: «توجه ما به عنوان یک ایرانی به تمامیت ارضی و حاکمیت ملی کشور کمتر از شما نیست. ما یقین داریم در صورت هرگونه حمله احتمالی داعش به ایران و به خطر افتادن امنیت ملی کشور، اقلیت‌های دینی را به مراتب بیشتر از شما مسلمانان مورد قتل‌عام و کشتار قرار خواهند داد». با همه این توضیحات باید به مدعیان اصلاح‌طلبی یادآور شد که اگر انقلابی نیستید، اگر به آموزه‌های دینی خود هم در این زمینه وفادار نمانده‌اید، آیا بهتر نیست دست‌کم به پاس ادعای ایرانی بودن خود، درک بهتری از شرایط منطقه‌ای و امنیت ملی کشور پیدا کنید؟ ]]> سیاسی Mon, 20 Feb 2017 13:07:00 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcbfwbf8rhbsap.uiur.html حقوق زیر ۲ میلیون تومان از سال ۹۶ «معاف از مالیات» می‌شود http://www.nedayeenghelab.com/vdcirvap3t1aw52.cbct.html به گزارش ندای انقلاب، غلامعلی جعفرزاده ایمن‌آبادی نماینده مردم رشت در مجلس شورای اسلامی در جلسه علنی امروز (دوشنبه ۲ اسفند) قوه مقننه در موافقت با کلیات لایحه بودجه سال ۹۶ کل کشور، گفت: بودجه کشور از ۳ منبع فروش نفت،‌ دریافت مالیات و فروش اوراق تامین می‌شود.وی ادامه داد: در بودجه سال آینده پیش‌بینی شده روزانه ۲.۵ میلیون بشکه نفت به قیمت هر دلار ۳ هزار و ۳۰۰ تومان فروخته شود.نماینده مردم رشت در مجلس تصریح کرد: در بودجه سال آینده پیش‌بینی شده ۲۷ درصد افزایش مالیات را داشته باشیم.وی با بیان اینکه با توجه به درآمدها نمی‌توانستیم هزینه‌ها را افزایش دهیم، اظهار داشت: به طور مثال نمی‌توانستیم بیش از ۱۰ درصد حقوق کارمندان را افزایش بدهیم، چون منابع درآمدی بالاتر از آنچه که پیش‌بینی شده، محقق نمی‌شد.عضو کمیسیون برنامه و بودجه و محاسبات مجلس تصریح کرد: در بودجه ۹۶ انضباط مالی فراهم شده است.جعفرزاده ایمن‌آبادی تصریح کرد: در بودجه سال ۹۶ به بخش‌هایی همچون کشاورزی، دفاعی و آموزش و پرورش نگاه ویژه‌ای شده و مستمری افراد تحت پوشش بهزیستی و کمیته امداد نیز افزایش یافته است.وی افزود: افرادی که زیر ۲ میلیون تومان حقوق می‌گیرند از سال آینده مشمول معافیت مالیاتی خواهند شد.نماینده مردم رشت در مجلس تصریح کرد: در لایحه بودجه سال آینده توجه ویژه‌ای به اولویت‌ها در برنامه ششم توسعه شده است.منبع : تسنیمانتهای پیام/ ]]> سیاسی Mon, 20 Feb 2017 13:02:18 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcirvap3t1aw52.cbct.html انحراف اذهان از فاجعه در ۱۳ استان/ استاندار سیستان: امروز روز شکرگزاری است +فیلم http://www.nedayeenghelab.com/vdchi6nx623nmkd.tft2.html به گزارش ندای انقلاب، با اینکه سیل چندین استان کشور را در نوردیده و خرابی و خسارات بسیاری به بار آورده است، اما نحوه برخورد دولتمردان با این بحران بسیار جالب توجه است. پاستورنشینان به جای اینکه نسبت به خسارات وارده ابراز نگرانی کنند، در موضعی کاملا قابل توجه ابراز می‌کنند که مردم از سیل به‌وجود آمده خوشحال هستند تا ناراحت.از این رو شاهد شیوه نوینی از مدیریت بحران در دولت یازدهم هستیم که به جای رسیدگی به موضوع و پاسخ در مورد کمبودها و کم‌کاری‌ها، دست اندرکار پاک کردن صورت مسئله است و سعی می‌کند با تبلیغات معکوس وضعیت مردم، از بحران به این صورت عبور کند.استاندار سیستان:‌ مردم شکرگزاری می‌کردند و خوشحال هستند!در همین باب، علی اوسط هاشمی، استاندار سیستان و بلوچستان در برابر سیلی که در این استان خرابی‌های زیادی به بار آورده بود، با بیان اینکه ۱۸ سال خشکسالی سایه سنگینی بر استان انداخته بود به طوری که سبب جابه‌جایی جمعیت و مهاجرت مردم شده بود، گفت: «امروز برای مردم روز شکرگزاری است و هرچند بخش قابل توجهی از استان خسارت دیده اما با خسارت خشکسالی قابل مقایسه نیست.»[۱]وی این خسارت‌ها را مقطعی دانست و گفت: «در سرگان، کهیر و کنارک مردم شکرگزاری می‌کنند و خوشحال هستند.» کاریکاتوری درباره سخنان رئیس ستاد مدیریت بحرانرئیس ستاد مدیریت بحران: به مناطق سیل زده سر زدم، همه خوشحال بودند، حتی آسیب دیده‌ها!اما موضوع به همین‌جا ختم نشد. اسماعیل نجار ، رئیس ستاد مدیریت بحران نیز با بیان اینکه در بازدیدهایی که از شهرها و مناطق سیل زده داشته مشاهده کرده حتی مردمی که از این موضوع آسیب‌دیده بودند، اظهار خوشحالی می‌کردند، گفت: « اصلا به نظر می‌رسید که خداوکیلی طبیعت خاصی هست و درختان شسته شده بود و یک طراوت خاصی بود و در همه رودها آب جاری بود.»‌ دانلودانحراف افکار عمومی توسط روزنامه‌های حامی دولتروزنامه آفتاب یزد، که یکی از روزنامه‌های زنجیره‌ای اصلاحات و حامی دولت است با ارائه عکسی از خرابی‌ها و خسارت‌هایی که سیل به راه انداخته است، مطرح کرد که اقلیم ایران در حال تغییر است و درواقع ‏مقصر کمبودهای مدیریتی استان‌های سیل زده را به گردن «تغییر اقلیم» انداخت.[۲]‏مقصر کم‌کاری مدیریتی استان های سیل زده هم مشخص شد: تغییر اقلیم!روزنامه ابتکار، دیگر روزنامه اصلاح‌طلب نیز با ارائه گزارشی از سیل و بارندگی در چند استان با تیتر «‌اشک‌ها و لبخند‌های باران»‌ نوشت:«استان فارس از جمله استان‎های کشور است که چندین سال درگیر خشکسالی بود و در هفته گذشته بارش شدید باران در این استان باعث شد بخش عظیمی از آب این استان تامین شود با این حال خبر پر شدن و حتی شکستن سد جهرم در استان فارس به گوش رسید که توسط استاندار این استان تکذیب شد.»؛[۳] که تاکیدی بر رفع معضل خشکسالی و پررنگ کردن این موضوع برای انحراف افکارعمومی و پنهان کردن عملکرد ضعیف مدیریتی در سیل دارد. دستور کار روزنامه‌های اصلاح‌طلب برای فراکنی در بحران سیل این درحالی است به گفته محمدرضا رضائی کوچی، نماینده مردم جهرم « به‌واسطه حجم زیاد بارندگی که بیش از ۳۰۰ میلی‌متر گزارش شده است، سه پل در این شهرستان خسارت‌دیده و ۷۰۰ ساختمان به شکل ۱۰۰ درصد تخریب شد.»[۴]وزیر نیرو: سیل به داد خشکسالی رسیدروزنامه دولتی ایران نیز امروز با تیتر جالب توجه در همین راستا که عنوان می‌کرد «سیل به داد خشکسالی رسید» نوشت: چند روزی است که یک سامانه بارشی بسیار گسترده و سنگین وارد کشور شده و شهرهای جنوبی کشور را شبیه «ونیز» کرده است. اوج این بارش‌ها در استان‌های خوزستان، سیستان وبلوچستان و فارس رخ داد و مسئولان کشور را برای مهار سیلاب‌ها از تهران به جنوب کشور کشاند. اگرچه این وضع بحرانی بود اما وزیر نیرو یک نکته مثبت در مورد آن می‌گوید؛ «سیل خشکسالی را ترمیم کرد.» چگونگی برخورد دولتمردان بحران‌هایی مانند سیل که در تیتر روزنامه دولتی ایران نمایان استوزیر نیرو در این باره بیان کرده است: « باران به ترمیم خشکسالی و سدها به مهار سیل فارس کمک کرد مقدار بارندگی نسبت به میانگین دوره‌های مشابه درازمدت(۱۳۳ میلیمتر) ۷ درصد و نسبت به دوره مشابه سال آبی گذشته(۱۴۱ میلیمتر) یک درصد افزایش نشان می‌دهد یک درصد رشد بارش‌ها نسبت به میانگین ۴۷ ساله پدیده نادری است.»[۵]آنچه از ماهیت اینگونه برخورد دولت با یک بلایای طبیعی دیده می‌شود اولا عدم برخورد درست و درک واقع‌بینانه از بحران است. اینکه در سیلی که خسارات زیادی را به بار آورده است مسئولان با ابراز خوشحالی به خشکسالی اشاره می‌کنند و می‌خواهند بار این مشکلات را با پدیده شوم دیگر برطرف کنند، در شرایطی که آب و گل و لای زندگی مردم این شهرها را برداشته است، به نظر نمی‌رسد شیوه درستی باشد. ثانیا این درحالی است که گاها همین جراید و رسانه‌ها در بحران‌های دیگر که غالبا می‌توان آنرا در زمین رقیب سیاسی تعریف کرد زمین و زمان را به هم می‌دوزند اما در این بحران‌ها که به مردم آسیب رسانده است، دست به پاکسازی صورت مسئله و نادیده گرفتن بحران می‌زنند.و ثالثا با وجود جاری شدن سیل در برخی مناطق کشور، آمارها نشان می‌دهد که مجموع بارندگی در کشور تنها یک درصد نسبت به سال گذشته افزایش یافته است و مسئله اینجاست که بحران کم آبی در کشور ناشی از مصرف شدن بخش قابل توجهی از منابع زیرزمینی است که جبران آن با بارندگی‌های فصلی ممکن نیست و بایستی برای رفع خشکسالی برنامه مدون چید و مجموعه کارهایی را سامان داد تا در دام این موضوع گیر نکنیم که خکشسالی تمام شده است و افزایش مصرف آب دوباره با این باور غلط تشدید شود.بی‌اعتنایی و عدم برخورد صحیح دولتمردان با بحران‌های زیست محیطی همچون سیل و ریزگردها درحالی است که رهبر معظم انقلاب امروز در درس خارج فقه‌شان با تاکید بر اینکه مسئولان موظفند که با فکر و کار و تلاش و همدلی با مردم، به این مشکلات رسیدگی و برای علاج قطعی آنها چاره‌اندیشی و اقدام کنند، فرمودند: «سیل آفت بزرگی است و خسارتهای زیادی برای مردم و خانواده‌ها ایجاد می‌کند و کمک به مردم سیل‌زده در مناطق جنوب، وظیفه و کاری لازم است.»[۶][۱] http://www.isna.ir/news/۹۵۱۱۰۸۰۵۲۲۷[۲] http://aftabeyazd.ir/۶۵۴۱۷[۳] http://www.ebtekarnews.com/?newsid=۶۹۶۳۸[۴] http://aftabeyazd.ir/۶۵۴۱۷[۵] http://www.iran-newspaper.com/[۶] http://www.mashreghnews.ir/fa/news/۶۹۳۲۷۳۰ ]]> سیاسی Mon, 20 Feb 2017 13:00:44 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdchi6nx623nmkd.tft2.html سند آشتی‌ناپذیری امام(ره) با خیانتکاران به انقلاب http://www.nedayeenghelab.com/vdcf0cdmvw6dtja.igiw.html به گزارش ندای انقلاب، فصل مشبعی از این تاریخ، شرح وفاداری، فداکاری و ایستادگی انقلابیون بصیر و مقاوم است که پروانه‌وار در آتش خدمت به اسلام و ملت شریف ایران، بال و پر سوزاندند تا شعله انقلاب فروزان و پرچم آن برافراشته بماند.چه کسانی که رنج‌ها، مرارت و سختی‌های مبارزه با رژیم ستم‌شاهی را برای پیروزی انقلاب اسلامی به جان خریدند و نه تنها خود بلکه ملت ایران را از یوغ بردگی دشمنان قسم خورده این ملت نجات دادند و چه کسانی که پس از پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) مردانه بر سر عهد و پیمانی که با او بسته بودند ماندند و هرگز شهادت‌ها، اسارت‌ها و زخم‌زبان‌های لومه لائم آنها را از راه پرافتخار انقلابیگری باز نداشت و آن هنگام که با خبر سهمگین رحلت او مواجه شدند با لمعاتی از ضمیر امیدوار و قلب مطمئن آن یار سفر کرده با خلف شایسته او پیمان وفاداری بستند و در رکاب او و تحت امر او، ولایتمداری خویش را به اثبات رساندند و همراه آن جلودار راه‌بلد، فراز و نشیب‌های زیادی را پشت سر گذاشتند و انقلاب اسلامی را به کانونی از الهام‌بخشی برای ملت‌های مسلمان و آزادیخواه عالم بدل کردند. آنها با پرچمداری امام خامنه‌ای توانستند نمایشی پرشکوه از برکات اسلام واقعی و انقلابی که امام راحل (ره) از آن به اسلام ناب محمدی (ص) تعبیر فرموده بودند، برای آبادانی دین و دنیای مردم و غلبه بر الگوهای تحمیلی غربی ارائه دهند و از شعارها و آرمان‌های انقلاب اسلامی مردانه حفاظت و از مرزهای جغرافیای عقیدتی آن حراست کنند.اما در کنار شرح این خدمت‌ها سینه تاریخ انقلاب اسلامی از زخم خیانت‌های خیانتکاران نیز مالامال از درد و رنج است. آنهایی چه بر اثر دلبستگی به منافع زودگذر مادی، جاه‌طلبی، کیش شخصیت، دنیاطلبی، نفاق، حسد و کینه و چه بر اثر تحلیل‌های غلط و بی‌بصیرتی از قطار انقلاب پیاده شدند و خنجر کین به روی انقلاب و انقلابیون کشیدند و غالباً نیز خروجشان از گردونه انقلاب با استقبال دشمنان قسم خورده این ملت مواجه شد و چه بسیار از آنان که تحت حمایت دشمنان قلم و زبان خود را تبدیل به آتشباری برای انهدام ارزش‌ها، اصول و آرمان‌های انقلاب کردند و مگس‌وار بر آسیب‌ها نشستند و زبان به طعنه گشودند و خفاش‌وار چشم از پیشرفت‌ها و کامیابی‌ها بستند و به این هم بسنده نکردند و تلاش کردند چهره دشمنان پلید از پهلوی‌های سیاه گرفته تا آمریکای جنایتکار را بزک کرده لباس دوست بر آنها بپوشانند و زمینه‌ساز برگشت مجدد سلطه بیگانگان و وابستگان به اجنبی در این کشور شوند.امیرالمؤمنین از اینگونه کسان در خطبه هفتم نهج‌البلاغه چنین یاد می‌کند:«اتَّخَذُوا الشَّیطَانَ لِأَمْرِهِمْ مِلَاکاً وَ اتَّخَذَهُمْ لَهُ أَشْرَاکاً فَبَاضَ وَ فَرَّخَ فِی صُدُورِهِمْ وَ دَبَّ وَ دَرَجَ فِی حُجُورِهِمْ فَنَظَرَ بِأَعْینِهِمْ وَ نَطَقَ بِأَلْسِنَتِهِمْ فَرَکِبَ بِهِمُ الزَّلَلَ وَ زَینَ لَهُمُ الْخَطَلَ فِعْلَ مَنْ قَدْ شَرِکَهُ الشَّیطَانُ فِی سُلْطَانِهِ وَ نَطَقَ بِالْبَاطِلِ عَلَى لِسَانِهِ؛ شیطان را پشتوانه خود گرفتند و او از آنان دام‌ها بافت، در سینه‌هاشان جاى گرفت و در کنارشان پرورش یافت. پس آنچه می‌دیدند شیطان بدی‌شان مى‌نمود و آنچه مى‌گفتند سخن او بود. به راه خطاشان برد و زشت را در دیده آنان آراست. شریک او شدند و کردند و گفتند، چنانکه او خواست».این روزها سالگرد صدور نامه مهم امام خمینی(ره) در آخرین ماه‌های عمر پربرکت‌شان خطاب به روحانیت و حوزه‌های علمیه در سوم اسفند ۱۳۶۷ است. این نامه مشحون است ازشرح خیانت‌های خیانتکاران به انقلاب و نظام اسلامی و باید آن را شقشقیه امام راحل(ره) به حساب آورد.مطالعه این نامه نسل امروز را متوجه خیانت‌هایی خواهد کرد که اگر نبود لطف و یاری حق و بیداری و هشیاری حضرت امام(ره) معلوم نبود سرنوشت انقلاب به کجا ختم می‌شد.این پیام را باید سند آشتی‌ناپذیری امام(ره) با خیانتکاران به انقلاب نامید. آشتی‌ناپذیری با:- سرمایه‌داران زالوصفت- تحجرگرایان و مقدس‌نمایان احمق که با ژست تقدس‌مآبی تیشه به ریشه دین و انقلاب و نظام می‌زنند.- قائلان به جدایی دین از سیاست- پشتیبانی‌کنندگان فتنه‌گران و براندازان نظام (فتنه قم و تبریز و فتنه کودتای نوژه با عاملیت یک مرجع بی‌بصیرت با هماهنگی چپی‌ها و سلطنت‌طلبان و تجزیه‌طلبان کردستان و...)- تحلیلگرانی که برکات جنگ تحمیلی را زیر سؤال می‌برند و القا می‌کنند در کنار خسارت‌ها موفقیت نداشته‌ایم.- لیبرال‌ها و کسانی که در ابتدای انقلاب برای اداره کشور به آنها اعتماد شد.- کسانی که شعار مرگ بر آمریکا را زیر سؤال می‌برند.- کسانی که اجرای حکم خدا درباره منافقین را زیر سؤال می‌برند.- طلبکاران از انقلاب- کسانی که اجرای حکم اعدام سلمان رشدی را خلاف اصول و قوانین دیپلماسی تفسیر می‌کنند و نگران تبعات ناشی از آن از سوی کشورهای غربی هستند.- کسانی که معتقدند دشمنی دشمنان با انقلاب به خاطر موضع‌گیری‌های انقلابی ما بوده است نه ماهیت جهانخواران که اساساً با اسلام و شعارها و ارزش‌های انقلاب اسلامی از جمله استقلال و عدم وابستگی مخالفند.ضمن توصیه به مطالعه و بازخوانی مجدد و چند باره این پیام، این روزها که بحث آشتی ملی مورد توجه برخی سیاسیون و اصحاب رسانه قرار گرفته، مناسب است مدعیان آشتی ملی به پشت سر خود نگاه کنند و ببینند با ملاک قرار دادن مفاد رهنمودهای امیرالمؤمنین در خطبه هفتم نهج‌البلاغه و مفاد منشور روحانیت چه گروه‌هایی را پشت سر خود می‌بینند و آنها امام چه کسانی‌اند؟ یوم ندعوا کل اناس بامامهم.چه کسانی و از چه جریانی شیطان را ملاک امر خود گرفتند و آغوش باز خود را محل تخم‌گذاری شیطان کردند؟ شیطان چگونه توانست حلقوم آنها را بلندگوی خود قرار دهد و از زبان آنها حرف خود را بزند؟امروز سرمایه‌داران زالوصفت و مرفهین بی‌درد پشت سر چه جریانی هستند؟ امروز چه جریانی خود را مقبول کسانی که نسبتی با انقلاب اسلامی برقرار نمی‌کنند، می‌داند؟امروز صهیونیسم بین‌الملل و سیاستمداران نظام سلطه جهانی و استکبار از چه جریانی حمایت می‌کنند و دل به چه کسانی بسته‌اند و آنها عناصر چه جریانی را سرمایه باارزش خود تلقی می‌کنند؟امروز جریان تشیع انگلیسی به عنوان نماد تحجر و مقدس‌نمایی از چه جریانی حمایت می‌کند و چه هدف مشترکی با آن جریان برای خود تعریف کرده است؟امروز لیبرال‌ها و بهایی‌ها پشت سر چه جریانی هستند؟نهضت‌ آزادی‌ها با چه جریانی سر سفره نشسته‌اند؟ سران و عناصر چه جریانی سردمدار بازگشت به نهضت آزادی هستند و به این افتخار می‌کنند؟چه جریانی با معتقدان به «جدایی دین از سیاست» پیوند برقرار کردند و بر خلاف مشی و مرام حضرت امام خمینی(ره) به دنبال تئوریزه کردن آن برآمدند؟چه جریانی از عناصر مطرود امام راحل(ره) که کمر امام را شکستند حمایت می‌کند و آنها نیز حامیان چه جریانی هستند؟تروریست‌ها اعم از منافقین، پژاک، گروه عبدالمالک ریگی و.... در فتنه ۸۸ پشت سر چه جریانی ایستادند و اکنون حامیان کدام جریان هستند؟شعار «مرگ بر اصل ولایت فقیه» از حلقوم حامیان چه جریانی بیرون آمد؟چه کسانی و چه جریانی تلاش کردند با شعار «مرگ بر روسیه»، به قول حضرت امام خمینی (ره) شعار «مرگ بر آمریکا» را منسی کنند؟چه جریانی اجرای احکام خدا درباره منافقین را زیر سؤال برده است و مقابل سیل هجوم دشمنان انقلاب اسلامی به ساحت مقدس حضرت امام خمینی (ره) مهر سکوت بر لب زدند و جفای کینه‌ورزان و وابستگان مطرودان امام را به ایشان را دیدند و دم برنیاوردند؟در رسانه‌های چه جریانی از مراجع تقلید بی‌بصیرت و مطرود امام خمینی (ره) چهره‌سازی می‌شود و آرای فقهی و سیاسی آنها تبلیغ و نه نقد می‌شود؟آری! اگر امام خمینی (ره) بود همچنان با اینها سر آشتی نداشت همچنان که خلف شایسته او نیز با صلابت از آشتی‌ناپذیری انقلاب و مردم انقلابی با آنان یاد می‌کنند.جریانی که به دنبال آشتی ملی است باید تکلیف خود را با حامیان رنگارنگش مشخص و مرزبندی خود را با دشمنان پررنگ کند و از اقداماتی که منجر به بسیج آنها علیه انقلاب مظلوم اسلامی در فتنه ۸۸ شده است عذرخواهی کند و به وفاداران به امام خمینی (ره) و امام خامنه‌ای بپیوندد.این نوشته را با مرور بخشی از این پیام امام خمینی (ره) به پایان می‌بریم. بدان امید که سیاسیون و عناصر فعال جریان‌های سیاسی بدانند حامیان جریان فتنه سر آشتی‌پذیری با اصول و اهداف انقلاب ندارند لذا آنها نیز نباید با آنها سر سازش داشته باشند و تا دیر نشده باید حساب خود را با آنان روشن کنند و از آنان برائت جسته، به آغوش ملت بازگردند.«من به طلاب عزیز هشدار می‌دهم که علاوه بر اینکه باید مواظب القائات روحانی‌نماها و مقدس‌مآب‌ها باشند، از تجربه تلخ روی کار آمدن انقلابی‌نماها و به ظاهر عقلای قوم که هرگز با اصول و اهداف روحانیت آشتی نکرده‌اند عبرت بگیرند که مبادا گذشته تفکر و خیانت آنان فراموش و دلسوزی‌های بی‌مورد و ساده‌اندیشی‌ها سبب مراجعت آنان به پست‌های کلیدی و سرنوشت‌ساز نظام شود...من امروز بعد از ۱۰ سال از پیروزی انقلاب اسلامی همچون گذشته اعتراف می‌کنم که بعضی تصمیمات اول انقلاب در سپردن پست‌ها و امور مهم کشور به گروهی که عقیده خالص و واقعی به اسلام ناب محمدی نداشته‌اند، اشتباهی بوده است که تلخی آثار آن به‌راحتی از میان نمی‌رود، اگر چه در آن موقع هم من شخصاً مایل به روی کار آمدن آنان نبودم ولی با صلاحدید و تأیید دوستان قبول نمودم و الآن هم سخت معتقدم که آنان به چیزی کمتر از انحراف انقلاب از تمام اصولش و هر حرکت به سوی آمریکای جهانخوار قناعت نمی‌کنند، در حالی که در کارهای دیگر نیز جز حرف و ادعا هنری ندارند. امروز هیچ تأسفی نمی‌خوریم که آنان در کنار ما نیستند، چرا که از اول هم نبوده‌اند. انقلاب به هیچ گروهی بدهکاری ندارد و ما هنوز هم چوب اعتمادهای فراوان خود را به گروه‌ها و لیبرال‌ها می‌خوریم، آغوش کشور و انقلاب همیشه برای پذیرفتن همه کسانی که قصد خدمت و آهنگ مراجعت داشته و دارند گشوده است ولی نه به قیمت طلبکاری آنان از همه اصول، که چرا مرگ بر آمریکا گفتید؟ چرا جنگ کردید؟ چرا نسبت به منافقین و ضدانقلابیون حکم خدا را جاری می‌کنید؟ چرا شعار نه شرقی و نه غربی داده‌اید؟ چرا لانه جاسوسی را اشغال کرده‌ایم؟ و صدها چرای دیگر».بنگرید سران و حامیان فتنه با چه کسانی پیوند خورده‌اند؛ از متحجران و مروجان تشیع انگلیسی گرفته تا منافقین و تروریست‌ها و عبدالمالک ریگی و صهیونیست‌ها و لیبرال‌ها و نهضت آزادی‌ها و استکبار جهانی و.... که همه و همه یک وجه مشترک دارند و آن تشنه بودن به خون انقلاب اسلامی و انقلابیون وفادار به آرمان‌های امام است. منبع:وطن امروز ]]> سیاسی Mon, 20 Feb 2017 12:54:07 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcf0cdmvw6dtja.igiw.html