پایگاه خبری ندای انقلاب - آخرين عناوين فرهنگی هنری :: rss_full_edition http://www.nedayeenghelab.com/vsngrt194kjoa.pra.html Tue, 18 Sep 2018 08:37:28 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://www.nedayeenghelab.com/skins/default/fa/{CURRENT_THEME}/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری تحلیلی ندای انقلاب http://www.nedayeenghelab.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری تحلیلی ندای انقلاب آزاد است. Tue, 18 Sep 2018 08:37:28 GMT فرهنگی هنری 60 حضرت زکریا(ع) چگونه با ماجرای شهادت امام حسین(ع) آشنا شد؟ http://www.nedayeenghelab.com/vdce778xpjh8pwi.b9bj.html به گزارش ندای انقلاب، ﴿ کهیعص﴾؛ این حروف که خداوند سورۀ مریم (سلام‌الله‌ علیها) را با آنها آغاز کرده، اخبار غیبی است که خداوند آنها را به بنده‌‏اش حضرت زکریا (علیه‌السلام) تعلیم داده است «قَالَ هَذِهِ الْحُرُوفُ مِنْ أَنْبَاءِ الْغَیْب‏». جریان بدین شرح است که حضرت زکریا (علیه‌السلام) از خداوند درخواست کرد تا نام‏‌های مبارک پنج تن آل عبا (علیهم‌السلام) را به او تعلیم دهد که جبرئیل (علیه‌السلام) برای تعلیم این اسماء بر او نازل شد. هر وقت حضرت زکریا (علیه‌السلام) نام‏‌های مبارک محمد، علی، زهراء و حسن (علیهم‌السلام) را می‌‏برد غم و اندوه وی بر طرف می‏‌شد، اما هرگاه نام مبارک حسین (علیه‌السلام) را می‌‏برد گریه راه گلوی او را می‏‌گرفت و نفس وی به شماره می‏‌افتاد تا اینکه روزی حضرت زکریا (علیه‌السلام) گفت: خدایا! برای چیست که هر وقت من نام آن چهار نفر را می‏‌برم غم و اندوه من برطرف می‏‌شود اما وقتی نام حسین (علیه‌السلام) را می‌‏برم چشمانم اشکبار و نفسم به شماره می‌‏افتد.خداوند داستان شهادت امام حسین (ع) را برای زکریا (علیه‌السلام) شرح داد و فرمود: «کهیعص»؛ (ک) یعنی کربلای امام حسین(ع)، (ه) هلاکت، (ی) یزید، (ع) عطش امام حسین و (ص) به معنای صبر است، پس از این ماجرا بود که حضرت زکریا (علیه‌السلام) به شدت تحت تأثیر قرار گرفت، «فَلَمَّا سَمِعَ ذَلِکَ زَکَرِیَّا لَمْ یُفَارِقْ مَسْجِدَهُ ثَلَاثَةَ أَیَّامٍ وَ مَنَعَ فِیهَا النَّاسَ مِنَ الدُّخُولِ عَلَیْهِ وَ أَقْبَلَ عَلَى الْبُکَاءِ وَ النَّحِیب‏» (۱)، هنگامی که حضرت زکریا (علیه‌السلام) این جریان را شنید مدت سه روز از مسجد خویش خارج نشد و در آن مدت اجازه ورود به احدی نداد، آنگاه مشغول گریه و زاری شد. «فَأَنْبَأَهُ اللَّهُ تَعَالَى عَنْ قِصَّتِهِ وَ قَالَ‏ کهیعص‏ فَالْکَافُ اسْمُ کَرْبَلَاءَ وَ الْهَاءُ هَلَاکُ الْعِتْرَةِ وَ الْیَاءُ یَزِیدُ وَ هُوَ ظَالِمُ الْحُسَیْنِ ع وَ الْعَیْنُ عَطَشُهُ وَ الصَّادُ صَبْرُه‏». (کمال الدین و تمام النعمة، ج‏۲، ص: ۴۶۱)خدا بدین وسیله او را با جریان امام حسین (ع) آشنا کرد، جریانی که خدا آن را اراده کرده بود، در چنین فضایی بود که حضرت زکریا (علیه‌السلام) از خدا چنین درخواست کرد: «اللَّهُمَّ ارْزُقْنِی وَلَداً تَقَرُّ بِهِ عَیْنِی عَلَى الْکِبَرِ وَ اجْعَلْهُ وَارِثاً وَصِیّاً وَ اجْعَلْ مَحَلَّهُ مِنِّی مَحَلَّ الْحُسَیْنِ فَإِذَا رَزَقْتَنِیهِ فَافْتِنِّی بِحُبِّهِ ثُمَّ فَجِّعْنِی بِهِ کَمَا تُفَجِّعُ مُحَمَّداً حَبِیبَکَ بِوَلَدِه‏» (۲)، خدایا! پسری به من روزی کن که در این زمان پیری چشم من به وی روشن شود، موقعی که این پسر را به من عطا کردی مرا شیفتۀ محبت وی کن، سپس مرا دچار مصیبت او کن همچنان که حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) حبیب خود را دچار مصیبت فرزند خواهی کرد.آشنایی او با این جریان، حزن او برای امام حسین (علیه‌السلام) و در نتیجه عزلت نشینی او موجب شد تا از رحمت الهی بهره‌مند شود، خدا در پی درخواست او فرزندی را به او عطا کرد و او را «یحیی» نام نهاد (۳) و او را اینچنین به آن مصیب دچار کرد. به نظر می‌رسد خداوند با بیان همین چند حرف در ابتدای سورۀ مریم (سلام‌الله‌ علیها) قصد بیان ماجرایی عظیم را دارد، به عبارت دیگر، خداوند خود در ابتدای سورۀ مریم وارد میدان شده و برای خلیفۀ خود امام حسین (علیه‌السلام) روضه‏خوانی کرده است.چقدر زیباست، روضه‌‏ای مختصر اما سراسر معارف، خدا روضه‏‌خوانی‌‏اش را تنها در پنج حرف آغاز کرد و به پایان برد، جالب اینجاست که کلمۀ کاملی را هم مطرح نمی‌کند و تنها به بیان چند حروف بسنده می‌کند، این رفتار خداوند بسیار عجیب است و نشان از آن دارد که خود خداوند هم در قبال ماجرای امام حسین (علیه‌السلام) از خود رفتار بروز می‌دهد. او خود پیش از بندگانش به این مهم پرداخت و این درسی عظیم برای مومنان و شیعیان است تا با مطالعۀ رفتار خداوندی به رفتار صحیحی در قبال ماجراهای مختلف نشان دهند.یک رفتار صحیح در قبال این آیه این است که بیاییم صرفاً به بیان و نقل این آیه و روایات ذیل آن بسنده نکنیم، بلکه بیاییم از این کلام نورانی اثر بگیریم، یعنی اجازه دهیم این مفاهیم و معارف خداوندی در وجودمان بنشیند، به عنوان مثال، وقتی می‌گوییم هلاکت، اجازه دهیم هلاک شدن امام حسین (علیه‌السلام) بر ما اثر بگذارد و ما را از این مطلب متأثر کند، ناراحت شویم، وقتی می‌گوییم یزید، در مقابل یزید عکس‌العمل داشته باشیم، او را لعنت کنیم و غیظ‌مان نسبت به او لحظه به لحظه بیشتر شود، وقتی گفته می‌شود عطش، به یاد عطش مولایمان بیافتیم که به راستی به صرف یاد مصائب اهل‌بیت (علیهم‌السلام) آدمی رشد داده می‌شود و بالا می‌رود و بسیاری از اعوجاجات فکری برطرف خواهد شد.با توجه به آنچه که بیان شد، خدا در همین یک آیه و در قالب همین پنج حرف می‌خواهد رفتار صحیح در قبال ماجرای خلیفه‌اش امام حسین (علیه‌السلام) را متجلی کند. خداوند در آیۀ ۲ سورۀ مریم (سلام‌الله‌ علیها) بلافاصله بعد از آشنایی حضرت زکریا (علیه‌السلام) با ماجرای امام حسین (علیه‌السلام)، اثری که او از این جریان گرفت و فرزندی که خداوند در پی درخواست او عطا کرد، چنین می‌فرماید: ﴿ ذِکْرُ رَحْمَتِ رَبِّکَ عَبْدَهُ زَکَرِیَّا﴾ (مریم/ ۲)، در واقع خداوند با این جریان، «رحمتِ» خود را بر زکریا (علیه‌السلام) جاری کرد، این در حالی است که حضرت زکریا (علیه‌السلام) در شرایطی نبود که بتواند فرزند بیاورد، اما خداوند این امر را بر او و همسرش اصلاح کرد.(۴)یادداشت: امیرمحسن شیخانانتهای پیام/ ]]> فرهنگی هنری Tue, 18 Sep 2018 08:22:42 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdce778xpjh8pwi.b9bj.html حجت‌الاسلام قائم‌مقامی: قیام امام حسین(ع) در راستای صلح امام حسن(ع) است/ چرا خون امام حسین (ع) باید ریخته می‌شد؟ http://www.nedayeenghelab.com/vdcawwneu49niu1.k5k4.html به گزارش ندای انقلاب، زمانی که معاویه با حیله‌گری ناجوانمردانه قدرت را به دست می‌گیرد،‌ فاز دوم جریان انحرافات را فعلیت می‌دهد. فاز دوم، خروج انحراف از عالم خفی به عالم جلی بود و از این به بعد حاکم، شاه می‌شود. معاویه، شاه رسمی است؛ یعنی کاخ دارد و نشانه‌های معمول سلطنت را دارد. خود را ملک معرفی کرده و تاج‌گذاری می‌کند و از همه بدتر، بنیان پادشاهی موروثی را که اوج ارتجاع و اوج سیر قهقرایی است پایه‌گذاری می‌کند.وقتی امامت به امام حسین علیه‌السلام می‌رسد، با این مسئله روبه‌رو هستیم که جریان ارتجاع و سیر قهقرایی که تبدیل‌شدن امامت به سلطنت از نمادهای آن است، به اوج فضیحت می‌رسد که این فضیحت با مرگ معاویه و اعلام پادشاهی یزید شروع می‌شود. یزید به عنوان جانشین معاویه، به تصریح و تأکید تاریخ، کسی است که از شمایل نماز نفرت داشت و به شرب خمر علاقه می‌ورزید. بر مسند تفسیر قرآن نشسته و قصد از بین بردن اصل اسلام را داشت. این‌ها نماد جریان سیر قهقرایی است؛ رمزی است از اینکه جامعه این‌چنین از حقیقت اسلام فاصله گرفته است.در گفت‌وگویی که با حجت‌الاسلام سیدمحمد قائم‌مقامی انجام داده ایم، به طور تفصیلی به بررسی و تحلیل زمینه‌های شکل‌گیری واقعه عاشورا و قیام کربلا پرداخته است. حجت‌الاسلام قائم‌مقامی در این‌گفت‌وگو تأکید کرده است: «در سیر حوادث تاریخی، ائمه اطهار علیهم‌السلام به عنوان حجت‌های الهی در عین اینکه مأموریتشان (یعنی دفاع از اسلام) یکی است، لیکن نحوه مأموریت آن‌ها با هم متفاوت است. به این ترتیب که در قبال حادثه اعراض مردم از حقیقت دین که بالاترین مصیبت است، شاهد برخوردهای متفاوت هستیم از بزرگانی که در نهایت اتحاد هستند و این تفاوت در عملکرد، به دلیل تفاوت در نحوه اجرای مأموریت ایشان است.»*می‌دانیم که خط سیر ائمه اطهار علیهم‌السلام یکی بوده است؛ این خط سیر یکسان در سیره و سبک زندگی پیغمبر اکرم صلی‌الله علیه و آله و تمامی امامان معصوم علیهم‌السلام هم قابل مشاهده است. زندگی امیرالمؤمنین امام علی علیه‌السلام چیزی جدا از زندگی امام حسن علیه‌السلام نبوده و خط سیر امام حسن علیه‌السلام همان سیره امام حسین علیه‌السلام است و این ادامه داشته تا هم‌اکنون؛ اما در ظاهر، مواردی را مشاهده می‌کنیم که گویی قدری باهم متفاوت هستند. برای مثال امام حسن علیه‌السلام در برابر معاویه صلح را در پیش گرفتند درحالی‌که امام حسین علیه‌السلام در برابر یزید به قیام برخاستند. در اینجا این پرسش مطرح می‌شود که اگر خط سیر آن بزرگان یکی است، چه چیزی عامل تفاوت در نمود ظاهری عملکرد ایشان شده است؟همان‌طور که در سؤال اشاره کردید جوهره سیره اولیا علیهم‌السلام یکی است لیکن شکل تجلی آن، قدری متفاوت است. در درجه اول میدانیم که برای ائمه معصوم علیه‌السلام از جانب خداوند متعال، مأموریت خاص معین شده است. در مکتب اهل‌بیت علیهم‌السلام وجود مقدس ۱۴ معصوم معین بوده. در عین‌ حال میان ایشان و خداوند عهدی بوده که به شکل لوح از آسمان نازل شده که در این الواح نام هریک از معصومین با مأموریت ویژه او ذکر شده بود.شاید این الواح جنبه نمادین داشته باشند، اما واقعیت امر همین است که امامت و ولایت به هر یک از امامان که می‌رسیده مأمور بوده تا مهر مربوط به خودش را از زیر نام خودش بردارد و دستور ویژه خود را بخواند. برای مثال مأموریت امام حسن علیه‌السلام پیشی گرفتن صبر بوده است و امام حسین علیه‌السلام باید قیام می‌کرد، آن هم درحالی‌که می‌دانست خونش ریخته خواهد شد. چنانکه امام باقر و امام صادق علیهم‌السلام مأموریت علمی و فرهنگی را بر عهده داشتند.به‌هرحال مأموریت تمامی ائمه اطهار علیهم‌السلام یکی است، اما چرا به لحاظ بروز و ظهور عینی می‌بینیم که چگونه بعد از ظهور اسلام و پس از یک انحرافی که در سیر جریان اسلام رخ می‌دهد، به علت عدم قابلیت مردم آن زمان در حفظ مسیر، جریان امامت و ولایت دچار انحرافاتی می‌شود. نوعی تردید نسبت به حقیقت دین پدید می‌آید.تفاوت در ظاهر مأموریت ائمه اطهار علیهم‌السلامچرا در این سیر انحرافی، مأموریت ویژه ائمه اطهار علیهم‌السلام در هر دوره‌ای به شکلی انجام می‌شد؟ائمه اطهار علیه‌السلام به‌ عنوان نمایندگان حقیقی اسلام، هرکدام مأموریتی دارند که چگونه با این اتفاق نامبارک برخورد کنند و چه کنند که مجدداً اسلام را برقرار کنند؛ آن هم اسلامی که از طریق پیغمبر اکرم صلی‌الله علیه و آله در این عالم طلوع کرد. سپس در اثر اعراضی که انسان‌ها کردند و به حقیقت پشت کردند، این آفتاب به‌ نوعی در حال غروب بود.در این سیر اعراضی که پدید می‌آید لازم است مجدداً اسلام طلوع کند. این امر قطعی بود و مشخص بود این آفتابی که طلوع کرده نمی‌تواند برای همیشه غروب کند و یا از بین برود. نقش ائمه اطهار علیهم‌السلام از روزی که امیرالمؤمنین امام علی علیه‌السلام آمد تا حضور مقدس امام حسن عسگری و امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، احیای مجدد دین است.چرا خون امام حسین (ع) باید ریخته می‌شد؟اما می‌دانیم که ذات دین توحیدی به‌هیچ‌وجه و حتی در اثر رویگردانی همه مردم از بین نمی‌رود. چرا دین خدا به یاری ائمه اطهار علیهم‌السلام نیاز داشت تا به‌عنوان مثال امام حسین علیه‌السلام به آن شکل به شهادت برسد؟دین یک حقیقت زنده است و در اثر اعراض مردم با نوعی اماته روبرو می‌شود. ذات دین هیچ وقت نمی‌میرد لیکن بروز دین که جنبه انسانی دارد به میزانی که پذیرش انجام شود، این حقیقت ظاهر می‌شود. اتفاقی که در اسلام رخ داد این بود که آفتاب اسلام و حقیقت دین با پیغمبر اکرم صلی‌الله علیه و آله طلوع می‌کند ولی باید دید که به صورتی که واقع‌شده ادامه پیدا نمی‌کند که لازمه آن مسئله ولایت و امامت است.امام متولی دین و مفسر و مجری آن است. لازمه تداوم آن حقیقت، حاکمیت ولی خداست. بلافاصله پس از پیغمبر اکرم صلی‌الله علیه و آله ما شاهد اعراض از حقیقت دین بودیم که نماد آن اعراض از ولایت است. وقتی مردم از ولی اعراض می‌کنند، به این معناست که از حقیقت اسلام اعراض کرده‌اند. در نتیجه صورت ظاهری اسلام باقی می‌ماند.چرا شکل ظاهری مأموریتی خاندان رسول خدا صلی‌الله علیه و آله متفاوت است؟ به عنوان مثال حتی به نظر می‌رسد که مأموریت حضرت زهرا و امام علی علیهماالسلام نیز با هم متفاوت بوده است؟بعد از رحلت رسول خدا صلی‌الله علیه و آله، مردم با دو حجت روبه‌رو شدند: یکی امام علی علیه‌السلام است و دیگری حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله علیها. در واقع حضرت فاطمه سلام‌الله علیها اگرچه امام نیستند ولی حجت خدا هستند. همین دو حجت خدا در شرایطی که با اعراض مردم از حقیقت دین مواجه می‌شوند، برای احیای دین رفتار و برخوردی دارند و با جامعه تعامل می‌کنند.جالب این است که در این سیر حوادث، این دو حجت در عین اینکه مأموریتشان (یعنی دفاع از اسلام) یکی است لیکن نحوه مأموریت آن‌ها هم متفاوت است. به این ترتیب که در قبال حادثه اعراض مردم از حقیقت دین که بالاترین مصیبت است، شاهد دو برخورد متفاوت هستیم از دو نفری که در نهایت اتحاد هستند و درواقع یکی هستند. وجود مقدس حضرت فاطمه سلام‌الله علیها در قبال این حادثه مأموریتشان اعتراض و برخورد و درگیری و فریاد است و همچنین برخورد متقابل با ایشان که درنهایت منجر به شهادت ایشان در سن بسیار پایین شد و اعتراض ایشان در تاریخ جاودانه شد.در همین حال می‌بینیم که امام علی علیه‌السلام که همین مأموریت حفظ، دفاع و احیای دین را دارند با امر الهی نحوه برخورد ایشان متفاوت است. ایشان درمجموع مأمور به سکوت و تحمل و حتی نوعی همکاری بودند. حتی کار به‌جایی می‌رسد که امر ولایت قطع می‌شود و امام را در نقش مشاور برای خود قرار می‌دهند.وقتی امام حاکم نیست یعنی غایب است. پس غیبت از زمان حضرت علی علیه‌السلام شروع می‌شود. حاکمیت ۴-۵ ساله هم به‌حساب نمی‌آید، زیرا بیعتی که جامعه با امام علی علیه‌السلام دارد بر مبنای ولایت و امامت نیست، بلکه بیعت با یک انسان بزرگ مانند سایر بزرگان است. مأموریت ایشان در این اوضاع سکوت، تعامل، همکاری، مشورت دادن و امثال آن است.پس از آن وارد فاز دیگری می‌شویم که ادامه فاز اول و ادامه غیبت است؛ یعنی ادامه دورانی است که اسلام از محور خود فاصله می‌گیرد و امامت و ولایت تبدیل به سلطنت می‌شود.بنابراین به تعبیر شما، سلطنت و مقابله با امامت نه از دوران معاویه، بلکه قبل از آن شروع شده بود؟بله. این نکته تبدیل امامت به سلطنت برخلاف آنچه می‌گویند که زمان معاویه به بعد است، درست نیست؛ زیرا بلافاصله پس از پیغمبر اکرم صلی‌الله علیه و آله است. سلطنت از دید اسلام دارای ماهیتی است. مدیریت یا امامت است و یا سلطنت. سلطنت از دیدگاه اسلام، یک ماهیت و هویت است که می‌تواند در شکل‌های مختلفی ظاهر شود.سلطنت یک شکل خفی دارد و یک شکل جلی. اتفاقی که پس از رحلت رسول خدا صلی‌الله علیه و آله رخ می‌دهد و انحرافی که صورت می‌پذیرد، آن است که نظام حاکم در جامعه، نظام سلطنتی می‌شود. لیکن این دوره سلطنت خفی است. به همین علت نام حاکم، پادشاه نیست و به او خلیفه میگویند. هم‌راستایی صلح امام حسن(ع) با قیام امام حسین(ع)در این شرایط، چه می‌شود که امام حسن علیه‌السلام در چنین شرایطی برای احیای دین صلح می‌کنند، اما امام حسین علیه‌السلام برای نیل به همین هدف، قیام می‌کنند؟اتفاقی که پس از شهادت حضرت امیرالمؤمنین امام علی علیه‌السلام رخ می‌دهد، این است که سیر جریان انحراف ادامه پیدا می‌کند و می‌خواهد تعمیق بیابد و گسترش پیدا کند. نشانه‌اش هم این است که انحرافی که صورت پذیرفت از عالم خفی به عالم جلی می‌آید. برای مثال سلطنتی که به صورت مخفیانه اتفاق میفتد در جامعه جلی و آشکار می‌شود.از زمان معاویه به بعد با یک نظام پادشاهی جدید روبرو هستیم که اعلام پادشاهی می‌کنند و ولیعهد می‌خواهند. هر سه خلیفه اول نیز دارای سلطنت هستند اما مخفی. خلیفه سوم علنی اعلام پادشاهی می‌کند و قدرت را به دست خاندان خودش می‌دهد. این‌ها مقدمه سلطنت جلی است.بعد از شهادت حضرت امیرالمؤمنین امام علی علیه‌السلام و خلافتی که به امام حسن علیه‌السلام به خاطر بیعت مردم رسیده است نه به خاطر حجت و معصوم بودن ایشان، مشاهده می‌کنیم که آن حضرت فعلاً مانند امیرالمؤمنین علیه‌السلام به عنوان رجل بزرگ دنیای اسلام مورد بیعت قرار گرفتند؛ اما از آنجایی که بستری موجود، بستر انحرافی است و سیر قهقرای طی می‌کند، یک طرف امامت و حق قرار دارد و طرف دیگر شناخت درست وجود ندارد. به همین علت این حاکمیت لرزان و متزلزل است. به‌خصوص بعد از کشته شدن خلیفه سوم جریان قهقرایی و ارتجاعی حالتی پیدا کرده است که می‌گویند ما وارث خون خلیفه سوم هستیم. مظلوم‌نمایی و وراثت خون و قاعده قدرتِ وارثان که در قرآن کریم آمده است به صورت جعلی و شیطانی نمود پیدا می‌کند. این مصداق را در رابطه با خلیفه سوم قرار دادند و ادعا کردند که خلیفه سوم معصوم و مظلوم بوده و توسط اهل‌بیت علیهم‌السلام به شهادت رسیده است. به همین بهانه واهی قصد گرفتن انتقام داشتند و معاویه را با چنین انگیزه‌هایی اغفال کردند.بنابراین همین سیر انحرافی و تعبیر و تفسیر غلط از قرآن، موجب قدرت گرفتن معاویه شد؟همین‌طور است؛ اما این بار معاویه به عنوان کسی است که می‌خواهد سلطنت خفی را به سلطنت جلی تبدیل کند و این کار را هم می‌کند.در این شرایط بود که امام حسن علیه‌السلام ناگزیر به سکوت و صبر و صلح شدند.بله. امام حسن علیه‌السلام ملاحظه کردند که اقبال به‌طرف معاویه است و البته مشخص هم بوده که حتی یاران خودشان به آن‌طرف می‌روند و امام می‌بینند که امامت بستری ندارد. بر این اساس ایشان از سوی خداوند متعال مأمور می‌شوند تا صلح کنند و مانند امام علی علیه‌السلام تحمل کنند.اما چرا امام حسن علیه‌السلام قیام نکردند و دست به شمشیر نشدند؟ چرا مأمور به صلح شدند، آن هم در برابر حاکم خبیث و سفاکی مثل معاویه؟چون ایشان یاری نداشتند و مشاهده می‌کردند بسیاری از یارانشان اصل دین را درک نکرده‌اند. به‌هرحال امام حسن علیه‌السلام به خلافت نشسته‌اند و باید از خلافت پایین بیایند و حکومت را رها کنند. از همین رو به صلح روی آوردند. ایشان ناگزیر به صلح بودند.این امر رخ می‌دهد و امام حسن علیه‌السلام از حکومت ظاهری کناره‌گیری می‌کنند و قدرت به دست معاویه میفتد. معاویه فاز دوم جریان انحرافات را فعلیت می‌دهد. فاز دوم، خروج انحراف از عالم خفی به عالم جلی بود و از این به بعد حاکم، شاه می‌شود. معاویه، شاه رسمی است؛ یعنی کاخ دارد و نشانه‌های معمول سلطنت را دارد. خود را ملک معرفی کرده و تاج‌گذاری می‌کند و از همه بدتر، بنیان پادشاهی موروثی را که اوج ارتجاع و اوج سیر قهقرایی است پایه‌گذاری می‌کند.در قراردادی که میان امام حسن علیه‌السلام و این ملعون بوده است از مفاد این قرارداد آن است که پس از خودتان نباید کسی را جایگزین کنی. یکی از علت‌ها این است که معاویه در عین اینکه فردی منافق و خبیث و جاهلی بوده است در ظاهر مراعات می‌کرده است؛ مانند خلفای قبل اگرچه به سمت سلطنت می‌رود، ولی باز هم به عنوان خلیفه مسلمین نماز می‌خواند، روزه می‌گیرد، به حج می‌رود و...امام حسن بستن قرارداد را طلب می‌کنند و باید صلح کرده و حاکمیت ظاهری را ترک کنند. وظیفه احیای اسلام و اتمام‌حجت در این مرحله به این صورت باید ظاهر شود که انجام شد.اوج‌گرفتن فضیحت در زمان معاویهامام حسین علیه‌السلام هم در حین همین جریان ارتجاعی به امامت رسیدند. چرا سیره آن حضرت در ده سال اول حکومتشان مانند سیره و مأموریت امام حسن علیه‌السلام بود؟وقتی امامت به امام حسین علیه‌السلام می‌رسد، با این مسئله روبرو هستیم که جریان ارتجاع و سیر قهقرایی که تبدیل‌شدن امامت به سلطنت از نمادهای آن است، به اوج فضیحت می‌رسد که این فضیحت با مرگ معاویه و اعلام پادشاهی یزید شروع می‌شود. علیرغم قراردادی که بین امام حسن علیه‌السلام و معاویه بسته شده، معاویه قرارداد را زیر پا می‌گذارد و شروع می‌کند به گرفتن بیعت برای جانشین خود! مخصوصاً پس از شهادت امام حسن علیه‌السلام. یزید به عنوان جانشین معاویه، به تصریح و تأکید تاریخ، کسی است که از شمایل نماز نفرت داشت و به شرب خمر علاقه می‌ورزید. این‌ها نماد جریان سیر قهقرایی است. رمزی است از اینکه جامعه این‌چنین از حقیقت اسلام فاصله گرفته است.درواقع آیا درست است نتیجه بگیریم سیر انحرافی و قهقرایی با شروع حکومت یزید شدت گرفت و مقدمه قیام عاشورا از همین‌جا رقم خورد؟ به‌هرحال یزید، خلیفه‌ای بدتر از معاویه بود که ظاهر دین را هم رعایت نمی‌کرد.بله. این دوران، فاز عجیبی است. یکی از علت‌های قیام امام حسین علیه‌السلام این است که جریان انحرافی و ارتجاعی که در مراحل اول منافقانه برخورد می‌کند و ظواهر را مراعات می‌کند و اعلام می‌کند اتفاقی نیفتاده است که اسلام و قرآن بر سر جای خود هستند، این بار علنی با اسلام مخالفت می‌کند. این جریان انحرافی می‌گفت دین، حجاب، روزه، نماز و حج همه بر سر جای خود هستند اما اگر امام هم نبود، نبود! لزومی ندارد که حتماً امام باشد! پادشاه هم همان نماز را اجرا می‌کند و به حج می‌رود و..! به همین دلیل جامعه در این دوران حس نمی‌کند که چه فاجعه‌ای رخ داده است. ولایت در عین اینکه از طریقی دستور خداوند است، نقض آن از این طریق گناه است ولی درعین‌حال این حالت را دارد که وقتی کسی امامت را نقض می‌کند، کم‌ترین حس گناه را دارد که از ویژگی‌های ولایت است.تصور اینکه ما اعمال عبادی را انجام می‌دهیم اما امام را قبول نداریم، جاهلیت غلیظ استبنابراین قیام امام حسین علیه‌السلام دو کار کرد؛ یک کار عاجل و یک کار آجل. اثر عاجل آن، حفظ ظاهر اسلام بود؛ اما آن حضرت برای آینده چه برنامه‌ای داشتند؟کار عاجل قیام امام حسین علیه‌السلام حفظ ظاهر اسلام است. وقتی خون مطهر آن حضرت ریخته می‌شود و آن برانگیختگی علیه بنی‌امیه به وجود می‌آید، اولین اثرش آن است که طایفه ابوسفیانی دیگر نمی‌توانند حکومت کنند. این به برکت خون امام حسین علیه‌السلام است و اعتراضی که به حکومت می‌شود؛ اعتراضی که نتوانند ظاهر اسلام را حذف کنند. تا نفرات بعدی که می‌آیند، اسلام ظاهری را با قرآن و کعبه نگه می‌دارند. این اولین اثر خون امام حسین علیه‌السلام بود که اثر عاجل آن بود.اثر دوم آجل است که برای آینده است. درواقع حفظ باطن اسلام است. خون مطهر امام حسین علیه‌السلام سریعاً ظاهر اسلام را نگه داشت و طبیعتاً در طول زمان برای آینده موجب شد باطن دین باقی بماند. ماجرای امامت و ولایت باقی باشد و انسانیت و عقلانیت نابود نشود. انسانی که دچار خواب غفلت شده بود بیدار شود؛ که این بدترین نوع غفلت و خواب است، خوابی که بعد از بیداری می‌آید خیلی غلیظ و قوی است. با اسلام انسان بیدار می‌شود، اما چون لیاقت خودش را از دست می‌دهد دوباره به خواب می‌رود. خواب دوم خواب بسیار وحشتناکی است. خواب دوم همراه است با تصور اینکه ما برحق هستیم، ما نماز می‌خوانیم، روزه می‌گیریم، حجاب داریم، این خواب را نسبت به خواب جاهلیت خیلی غلیظ می‌کند. مردم در خواب جاهلیت، بت داشتند و مشروب می‌خوردند و... که آن خواب اول بود. این خواب دوم خواب سنگینی است.در این شرایط خون مطهر امام حسین علیه‌السلام کارش چه بود؟ نه‌فقط ظاهر اسلام حفظ می‌شد، نه‌تنها قرآن و کعبه حفظ می‌شد، بلکه باطن دین، یعنی حقیقت خود باطن دین یعنی امام محفوظ ماند. باطن دین یعنی عقلانیت حقیقی و شهادت امام حسین علیه‌السلام موجب بیداری مجدد شد. از شهادت امام، بیداری دوم شروع می‌شود و هر چه می‌گذرد بیشتر می‌شود.یعنی ۱۰ سال سکوت امام حسین علیه‌السلام این بوده که معاویه ظواهر را رعایت می‌کرده و وقتی یزید می‌آید دیگر ظاهر را هم کنار می‌گذارد.با آمدن یزید این سیر جریان قهقرایی به آنجا رسیده که جرئت و شقاوتی پیدا می‌کند که حکومت می‌خواهد اعلام کند که ما دیگر اسلام را نمی‌خواهیم، دستگاه اسلام برچیده شود. به این شکل باید دید. نه اینکه بگوییم اتفاقی بوده و اگر کس دیگری جز یزید می‌آمد به این صورت نمی‌شد. درواقع این جریان فهمید که ثقل اکبر برای آن‌ها خطرناک است.ظهور امام زمان(ع) در راستای قیام امام حسین(ع) استجدایی قرآن از امام در روزگار ما هم به‌نوعی متجلی است. ما هم آن‌طور که به‌سادگی به قرآن رجوع می‌کنیم، امکان رجوع به امام زمان خود را نداریم. آیا می‌توان این سیر تاریخی را در راستای همان اقدام خبیثانه یزیدیان دانست؟درست است. الان می‌بینید در زمان ما که کاملاً با آن زمان متفاوت است، اما هنوز که این دو ثقل به هم نرسیده‌اند. درحالی‌که با هم متحدند، در ظاهر هم باید به هم برسند. رسیدن در ظاهر، به این معناست که انسان بتواند همان‌طور که رجوع به ثقل اکبر می‌کند به ثقل اصغر هم رجوع کند. معنی‌اش این است که هر مسلمانی اگر به کعبه نماز می‌خواند، اگر قرآن می‌خواند بفهمد که بدون امام معصوم نمی‌شود. درست است که هنوز امکان مراجعه ما به امام زمان علیه‌السلام ممکن نشده، ولی در آینده خواهد شد. هر چه می‌گذرد به بیداری بیشتر می‌افزاید و به عقل انسانی بیشتر می‌افزاید. انسان بیدارتر و عاقل‌تر خواهد شد و متوجه می‌شود باید به ثقلین رجوع کند.منبع : تسنیمانتهای پیام/ ]]> فرهنگی هنری Tue, 18 Sep 2018 08:12:33 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcawwneu49niu1.k5k4.html دانشگاه تهران در جمع ۵۰۰ دانشگاه برتر جهان از نظر استخدام دانش‌آموختگان http://www.nedayeenghelab.com/vdcjyyetvuqem8z.fsfu.html به گزارش ندای انقلاب به نقل از دانشگاه تهران، رتبه‌بندی جهانی استخدام فارغ‌التحصیلان QS سال ۲۰۱۹ منتشر شد و دانشگاه تهران، به عنوان تنها دانشگاه ایرانی، در جمع ۵۰۰ دانشگاه برتر جهان از نظر استخدام فارغ‌التحصیلان قرار گرفت.QS یکی از معتبرترین نظام‌های رتبه‌بندی بین‌المللی است که دانشگاه‌های جهان را رتبه‌بندی می‌کند.روش رتبه‌بندی استخدام دانش‌آموختگان QS بر اساس ۵ شاخص نظرسنجی کارفرمایان (وزن ۳۰ درصد)، خروجی دانش‌آموختگان (وزن ۲۵ درصد)، مشارکت با کارفرمایان نسبت به اعضای هیأت علمی (وزن ۲۵ درصد)، مشارکت کارفرما / دانشجو (وزن ۱۰ درصد)، نسبت استخدام دانش‌آموختگان (وزن ۱۰ درصد) صورت می‌گیرد.این رتبه‌بندی مشخص می‌کند که کدام دانشگاه بیشترین کمک را به فارغ‌التحصیلان خود جهت تأمین شغل ارائه می‌دهد.دانشگاه‌های MIT (مؤسسه تحقیقات فناوری ماساچوست)، استنفورد و کالیفرنیا-لس آنجلس به ترتیب سه دانشگاه برتر دنیا در رتبه‌بندی ۲۰۱۹ معرفی شده‌اند.منبع : فارسانتهای پیام/ ]]> فرهنگی هنری Tue, 18 Sep 2018 08:04:56 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcjyyetvuqem8z.fsfu.html تازه‌ مسلمانان از مغناطیس امام حسین(ع) می‌گویند http://www.nedayeenghelab.com/vdcf1xdm1w6dvya.igiw.html به گزارش ندای انقلاب،‌ یکی از ویژگی‌های بارز نهضت حسینی، بعد بیدارگرایانه و احیاگرانه اسلام ناب محمدی بوده که سال‌ها و دهه‌ها می‌گذرد و نام حسین(ع) و حماسه حسین(ع) ماندگارتر می‌شود. چرا که هر سال در بازخوانی تاریخ اسلام و معرفت‌ها و حماسه‌گری‌های عاشورایی آموزه‌های جدیدی کشف می‌شود که تبیین آن بر معرفت‌افزایی جامعه کمک می‌کند. به همین خاطر شبکه یک سیما تصمیم گرفت با نگاه جدیدی به استقبال محرم برود و این دیدگاه تحت عنوان "مغناطیس" یا همان ارائه جذابیت‌ها و تأثیرات بین‌المللی حماسه امام حسین(ع) مطرح شد. برای اجرای مناسب این راه هم مجری با سابقه‌ و مشرف به مسائل دینی و مذهبی انتخاب شد که مدتی بود در شبکه پنج فعالیت می‌کرد و این برنامه بستری شد تا یک بار دیگر کاظم احمدزاده به شبک یک برگردد. موضوع برنامه «مغناطیس» گفتگو با تازه مسلمان شدگان غیرایرانی است که در جای جای دنیا به دین اسلام و تشیع گرویدند.حمیدرضا عطارد تهیه‌کننده «مغناطیس» به خبرنگار فرهنگی تسنیم، گفت: رئیس شبکه یک نمی‌خواست یک کار سطحی برای محرم انجام شود به همین خاطر مأموریت پیدا کردیم بعد بین‌المللی امام حسین(ع) را بررسی کنیم. از این رو «مغناطیس» نام برنامه محرمی شبکه یک سیما شد. چرا که هدف ما در این برنامه بررسی بعد جهانی شخصیت حضرت اباعبدالله‌الحسین(ع) است و از آنجایی که میهمانان ما همگی غیرایرانی هستند، چگونگی جذب آن‌ها به تشیع و اسلام از مسیر امام حسین(ع) و عاشورا، واکاوی می‌شود.وی تصریح کرد: قالب برنامه گفتگو محور است و در هر قسمت یک یا دو نفر بعنوان مهمان در برنامه حضور خواهند داشت. مهمانان، افرادی هستندکه تحت تاثیر واقعه عاشورا، به دین اسلام مشرف شدند. "مغناطیس" در پی نگرش، برداشت و نگاه این افراد به امام حسین(ع) و موضوع عاشوراست. انتخاب نام "مغناطیس" هم برگرفته از سخنان مقام معظم رهبری است که فرمودند: شروع جاذبه مغناطیس حسینی در روز اربعین است. جابربن عبدالله را از مدینه بلند می‌کند و به کربلا می‌کشد، این همان مغناطیسی است که امروز هم با گذشت قرن های متمادی در دل من و شماست.تهیه‌کننده «مغناطیس» با اشاره به اینکه در فصل اول با تازه مسلمان‌شده‌ها گفتگو کردیم، افزود: در لیست اولیه میهمانان برنامه «مغناطیس» نام کسانی که هنوز مسلمان نشدند ولی شناختی نسبت به امام حسین(ع) داشتند هم وجود داشت اما به جهت کمبود زمان ضبط، قرار شد در فصل اول از مسلمانان تازه‌وارد استفاده کنیم. از طرفی دیگر برایمان مهم بود فردی که به عنوان میهمان در برنامه حضور پیدا می‌کند بتواند به زبان فارسی صحبت کند اما به دلیل کمبود زمان ضبط برنامه و بازگشت برخی از تازه مسلمان‌های فارسی‌زبان برای تبلیغ به کشورشان، به ناچار از کسانی دعوت کردیم که به سختی فارسی صحبت می‌کردند یا با مترجم حاضر می‌شدند.وی درباره حضور احمدزاده به عنوان مجری برنامه،‌گفت: احمدزاده علاوه بر اجرای حرفه‌ای و تخصصی خصوصاً در برنامه‌های گفتگومحور و نوستالژی که مخاطبان با او دارند، خصلت متمایزی که در او دیده‌ام این است تا جایی که امکانش باشد کار امام حسینی را رد نمی‌کند و نه نمی‌آورد. خصوصاً زمانی که با ایشان تماس گرفتیم راهی کربلا می‌شد ولی ترجیح داد زمان سفرش را تغییر بدهد تا این برنامه ضبط شود.عطارد در پاسخ به این سوال که چرا این برنامه موثر و مفید ساعت ۱۲ شب روی آنتن می‌رود، تأکید کرد: می‌دانید که فصل اول برنامه «مغناطیس» ۱۵ قسمتی است و از روز اول محرم حوالی ساعت ۲۳:۱۵ شروع شد و عصر فردا ساعت ۱۶:۳۰ بازپخش می‌شود. اما به مرور کنداکتور شبکه یک در خصوص این برنامه تغییر کرد و به ساعت ۱۲ شب موکول شد. چرا که شبکه این نکته را هم درنظر گرفت مخاطبین علاقه دارند این برنامه را ببینند و آن زمان در هیئت هستند؛ از این جهت با تأخیری ۴۵ دقیقه این برنامه را روی آنتن می‌برد و کنداکتور مناسبی است.وی خاطرنشان کرد: میهمانانی از کشورهای مختلفی همچون آلمان، آرژانتین، کلمبیا، سالوادور و... به «مغناطیس» می‌آیند اتفاقاً نظر این آدم‌ها با منبر و مجالس روضه فاصله دارند ولی در رابطه با امام حسین(ع) صحبت‌های جذاب، ساده و صادقانه‌ای انجام می‌دهند. اتفاقاً دو میهمان آلمانی‌ داشتیم که در بعد عاطفی و احساسی طراز پایینی دارد و به شدت منطقی هستند. اتفاقاً در این برنامه و فارغ از احساسات، منطقی موضوع امام حسین(ع) را بررسی می‌کنند. خانم سوخی(مکزیک) می‌گفت چرا آقایی که می‌خواست برای کودکان آب بیاورد و خودش هم از این آب نخورد دستش را قطع کردند؟ اما در عین حال خارج از احساسات مرسوم، واقعه را بررسی می‌کنند.تهیه‌کننده برنامه «مغناطیس» با بیان اینکه هیچ‌گاه دنبال خسته کردن مخاطب نبوده‌ایم و می‌خواهیم با یک فضاسازی مناسب در گفتمان حرف خاص را کوتاه و تأثیرگذار مطرح کنیم، افزود: دنبال این هستیم که میهمان اروپایی، آسیایی و آمریکایی برنامه «مغناطیس» صحبت‌های خودش را مطرح کند و حتی وله‌ها و میان‌برنامه‌ها را هم خلاصه و مفید طراحی کرده‌ایم تا مخاطب خسته نشود. جالب است بدانید در جریان گفتگو با میهمان خیلی دنبال حرف‌های خاص از همان ابتدا نیستیم و خیلی دوست داریم گفتگو گل بیندازد و حرف خاص را مخاطب در انتهای برنامه به عنوان دستاورد برداشت کند.وی در پاسخ به این سوال که میهمانان از چه طریقی انتخاب شدند، تأکید کرد: پیدا کردن میهمانان و دعوت آنان بسیار کار سختی بود. چرا که تلویزیون حساسیت ویژه‌ای نسبت به میهمانان دارد، چون بایستی از عقبه‌اش آگاهی داشته باشد و برای تلویزیون حرف و حدیثی بوجود نیاید. با خیلی‌ها گفتگو کردیم تا اینکه انجمن اسلامی ادواردو آنیلی و مجموعه ره یافتگان به سرپرستی آقای طاهری که سال‌هاست کار می‌کنند ما را در این راه یاری دادند و گزینه‌های خوبی را معرفی کردند که در این زمان کوتاه امکان دعوت‌شان نبود. مصداق بارز آن دعوت از محافظ شیخ زکزاکی که شب تاسوعا گفتگوی ایشان را می‌بینید و همچنین نقاش آرژانتینی برای شب عاشورا دعوت شده‌است که درباره تابلوی عصر عاشورا هم بحث می‌کند. این‌ها سوژه‌های خاصی هستند که برای مخاطبین جذابیت دارند.عطارد در پایان از احتمال ساخت فصل‌های بعدی برنامه «مغناطیس» خبر داد و گفت: احتمال دارد «مغناطیس» در ایام اربعین و صفر هم ادامه پیدا کند. حتی قرار شده از شبکه‌های برون‌مرزی رسانه‌ملی هم این برنامه بازپخش شود.منبع : تسنیمانتهای پیام/ ]]> فرهنگی هنری Tue, 18 Sep 2018 08:00:54 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcf1xdm1w6dvya.igiw.html سریال «ممنوعه» توقیف می‌شود؟ http://www.nedayeenghelab.com/vdcb9gbfsrhb08p.uiur.html به گزارش ندای انقلاب، با افزایش انتقادات رسانه‌ها و مخاطبان شبکه نمایش خانگی به احتمال فراوان سریال ممنوعه توقیف یا با ممیزی فراوانی وارد بازار خواهد. وزارت ارشاد دولت یازدهم و دوازدهم در بی‌پروایی و بی مبالاتی در صدور مجوز پروانه ساخت و پروانه نمایش شهره است. هنوز پرونده فیلمی مثل «پنجاه کیلو آلبالو» مفتوح است که به آن مجوز پروانه نمایش اعطا شد اما پس از آنکه به فروش میلیاردی در گیشه دست یافت، توقیف شد و با ممیزی فراوانی وارد شبکه نمایش خانگی شد.این رویه در دو دولت اخیر یک رویه چندبار آزموده شده است و بازهم تکرار خواهد شد. اما امروز صبح حسین پارسایی مدیر کل دفتر نمایش خانگی درباره ادامه سریال«ممنوعه» و رفع مواردی که باعث ایجاد سوء تفاهم و حساسیت شده اظهار کرد: تا اعمال اصلاحات لازم جهت پیشگیری از سوء تعبیر در مخاطبین و اقشار مختلف جامعه اجازه نشر داده نخواهد شد.البته دامنه این خسران حتما گریبان‌گیر حسین پارسایی خواهد شد و احتمالا تا آبان ماه امسال این کارگردان سابق تئاتر برای همیشه با وزارت ارشاد خداحافظی خواهد کرد و احتمالا - با مساعدت‌های صورت گرفته از سوی یکی از مدیران سابق سینمایی - روانه آمریکا خواهد شد.منبع : مشرقانتهای پیام/ ]]> فرهنگی هنری Tue, 18 Sep 2018 07:19:34 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcb9gbfsrhb08p.uiur.html قامت «اصغر» وقت رفتن دلم را لرزاند http://www.nedayeenghelab.com/vdcaowney49ni61.k5k4.html به گزارش ندای انقلاب، «رقیه آغشیک» مادر شهید مدافع حرم «اصغر الیاسی» در حاشیه مراسم وداع با پیکر فرزندش که در معراج الشهدای تهران برگزار شد، در گفت‌وگو با خبرنگار ما اظهار داشت: اصغر چهار ساله بود که سرکار می‌رفت، او سرپرست خانه، سرورم و بزرگ خانه ام بود. نوجوان که شد نمی دانستم معلم قرآن و مداح امام حسین (ع) است، نمی دانستم بسیجی است و از بسیج به سپاه پاسداران رفته است. این ها همه از لطف خدا بود.مادر شهید الیاسی به صحبت هایی که بین او و پیکر فرزندش در معراج الشهدا رد و بدل شد اشاره کرد و گفت: بعد از اینکه پیکر پسرم را دیدم، گفتم تو همیشه من را سربلند کردی و من امروز شرمنده تو شدم که نتوانستم برایت عروسی بگیرم و دامادت کنم. شهادت مبارکت باشد ان‌شاءالله. از این به بعد به خانه جدیدت می آیم و کنارت می نشینم.این مادر شهید به وصیت پسرش اشاره کرد و ادامه داد: فقط می گفت برای ظهور امام زمان (عج) دعا کنید. در وصیت‌نامه‌اش پنج بار به حجاب سفارش کرده و گفته بود امر به معروف و نهی از منکر کنید.وی تصریح کرد: مدام می گفت مادر من را دعا کن. من مادر هستم نمی توانستم دعای شهادت کنم، تنها از خدا می خواستم هرچه لیاقتش هست به او بدهد. وقت رفتن، گفت مادر اگر بروم بدرقه ام می کنی؟ گفتم تو بدرقه شده هستی خدا لیاقت داده که به سوریه بروی. خواستم بدرقه کنم دیدم قدش آنقدر بلند است که فقط چند سانت تا چهارچوب فاصله دارد. نگاهش نکردم، گفتم نکند شیطان وسوسه ام کند که داری چه کار می‌کنی؟ چرا اجازه می‌دهی پسرت برود. ولی اجازه ندادم این افکار در سرم باشد، گفتم پسرم برو خدا به همراهت.مادر شهید بیان کرد: هر بار که از سوریه تماس می گرفت، می خواست دعایش کنم که شهید شود، می گفتم دعا می کنم که خدا توانایی در غربت ماندن را به تو بدهد.آغشیک از لحظه باخبر شدن شهادت فرزندش گفت و تعریف کرد: وقتی در اینترنت خبر شهادتش را شنیدم باور نمی کردم، پدرش که خواست پیگیر خبر باشد گفتم دست نگه دار، خود اصغر برمی گردد. اول فکر می کردیم شایعه است. به مجلس امام حسین که رفتیم همه برای ما گریه می کردند من و خواهرش بقیه را دلداری می دادیم. به مجلس اباعبدالله (ع) رفتم، سینه زدم اما برای پسرم گریه نکردم تا دشمن شاد نشود.مادر شهید ادامه داد: پسرم خیلی مهمان دوست و مهمان نواز بود، من را کربلایی کرد که حقی به گردنش نباشد. عوض اینکه من سرش را به سینه بگیرم و دست بکشم روی سرش او سرم را به سینه اش می گرفت و می گفت تو مادر قهرمان ما هستی. من هم می گفتم قهرمان یک نفر بود آن هم زینب حسین (ع) بود من خاک پای او نمی شوم.وی در خصوص شهادت پسرش گفت: این لطف پروردگارم است که شهادت را به فرزندم عنایت کرد، اگر قربانی ای دادم برای این است که وطنم آرامش داشته باشد، پسرم فدای امام حسین (ع) و حضرت زینب (س) شد.دایی بزرگ شهید نیز به خبرنگار دفاع پرس گفت: پدربزرگ و مادربزرگ اصغر هم در فضای دفاع مقدس بودند و اصغر ادامه دهنده راه خانواده اش است. ما هم ادامه دهنده راه اصغر هستیم تا زمانی که آمریکا و انگلیس نابود شوند.شهید علی‌اصغر الیاسی متولد سال ۱۳۷۲ و از تکاوران لشکر ۱۰ سیدالشهدا (ع) بود. او اهل تویسرکان و ساکن استان البرز بود که در اولین اعزام خود به سوریه و در اولین شب ماه محرم الحرام در جنوب حلب به شهادت رسید.منبع: دفاع پرسانتهای پیام/ ]]> فرهنگی هنری Tue, 18 Sep 2018 07:09:57 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcaowney49ni61.k5k4.html بیش از ۲۵ صحابی پیامبر(ص) در کربلا حضور داشتند / انحرافی که زمینه وقوع رویداد عاشورا شد http://www.nedayeenghelab.com/vdchwvnxz23n-zd.tft2.html به گزارش ندای انقلاب، کاروان امام حسین(ع) در مسیر حرکت خود به سوی کربلا با وقایع بسیار متعددی روبرو بود. با مطالعه این وقایع می‌توان به نکات عبرت‌آموز فراوانی از جهت معرفتی و سیاسی دست یافت؛ زیرا قیام امام حسین(ع) قیامی یک‌جانبه نبود بلکه برنامه‌ای منسجم و به هم‌پیوسته و دارای لایه‌های متعدد معرفتی بود که در اوج این لایه‌ها، بُعد تمدنی این حادثه تاریخی است. عدم نگرش صحیح و معرفتی به ماجرای امام حسین(ع) و جریان عاشورای حسینی از یک سو پای خرافات را به مجالس روضه و منبر باز می‌کند و از دیگر سو جامعه را در قبال هجمه شبهات واکسینه نمی‌کند. این شبهات مسأله‌ای است که هر ساله در ماه محرم از سوی معاندان و یا جاهلان جامعه مذهبی را تهدید می‌کند و باعث می‌شود گاهاً تخم شبهه در دل جوانان به ویژه نوجوانان نهادینه شود. این چالش بهانه‌ای شد تا خدمت حجت‌الاسلام سیدمحمد علی برقعی رضوی، استاد حوزه و دانشگاه برسیم تا درباره این مسائل گفت‌وگویی داشته باشیم. وی که عضو جامعه مبلغین تهران و کارشناس دفتر آیت الله سیستانی است، در قسمتی از این گفت‌وگو می‌گوید: اگر یک هندو که دین مشخصی ندارد از امام حسین(ع) پس از هزار و ۴۰۰ سال تأثیر می‌گیرد و کشور خود را از ظلم و استبداد آزاد می‌کند، چطور می‌توان گفت عاشورا در کربلا متوقف شد؟ اگر این عده دین ندارند، اعلام کنند ما متدین نیستیم و اگر دین دارند، باید به خدا هم نعوذا بالله اشکال گرفت که چرا داستان انبیای گذشته از آدم(ع) تا خاتم را در قرآن مطرح می‌کند؟ این عده مصداق این آیه از قرآن هستند: «آنان که زندگانی دنیا را بر آخرت مقدم و محبوب‌تر دارند و خلق را از راه خدا باز دارند و آن راه راست را (به شک و شبهات) کج کنند، آنان در گمراهی بسیار دورند». * نگاهی که اکنون در قبال ماجرای کاروان حسینی و جریان کربلا وجود دارد، مبتنی بر نگاه تاریخی است در حالی که قیام اباعبدالله(ع)‌ دارای ابعاد متعددی است. تا چه حد به سایر ابعاد عاشورا توجه شده است؟ ما باید هدف قیام اباعبدالله(ع) را بیان کنیم تا اینکه بخواهیم با ماجرای کربلا شعاری برخورد کنیم. همان طور که گفتید ما اکنون اکثراً از منظر تاریخی و برای ایجاد شور در مردم به تاریخ امام حسین(ع) و عاشورا می‌پردازیم. البته شور و حماسه بسیار مهم و ضروری است و نمی‌توان از برکات آن گذشت. حماسه جزء لاینفک مسأله عاشوراست اما این جریان ابعاد دیگری هم دارد که نیاز است بیشتر به آنان پرداخته شود. اکنون مراسم‌هایی که برگزار می‌شود اندک‌ زمانی را به سخنران اختصاص می‌دهند و بیشتر مجلس را به روضه‌خوانی می‌پردازند و این مسأله یک آسیب است. در حالی که آنچه که باعث شد عاشورا اتفاق بیفتد،‌ عدم معرفت و شعور به امام حیّ بود. اصلاً در آن زمان بودند محبانی از اهل‌بیت(ع) که به دلیل ضعف معرفتی امام را همراهی نکردند اما در این سو می‌بینیم یک فرد مسیحی و یا یک عثمانی‌مذهب وارد کاروان اباعبدالله(ع) می‌شود. متأسفانه گاهی اهداف اصلی در لابلای ظاهر قضایا گم می‌شوند. امام حسین(ع) در سخنانی برخی اهداف قیام را به حنفیه اینطور مطرح فرمودند: «من از روى خود خواهى و خوشگذرانى و یا براى فساد و ستمگرى قیام نکردم، من فقط براى اصلاح در امّت جدّم از وطن خارج شدم؛ قصد کردم امر به معروف و نهی از منکر کنم و به سیره جدم و پدرم علی بن ابی‌طالب عمل کنم ؛ إِنّى لَمْ أَخْرُجْ أَشِرًا وَلا بَطَرًا وَلا مُفْسِدًا وَلا ظالِمًا وَإِنَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الإصلاح فى أُمَّةِ جَدّى، أُریدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَأَنْهى عَنِ الْمُنْکَرِ وَ أَسیرَ بِسیرَةِجَدّى وَأَبى عَلِىِّ بْنِ أَبی‌طالِب». پس امام حسین(ع) یک مصلح و اصلاح‌طلب بود،‌ اما اصلاح‌‌طلب واقعی. مطالعه عاشورا بدون پیشینیه تاریخی انحراف فکری ایجاد می‌کند * با بررسی ظاهری ماجرای عاشورای حسینی شاید این برداشت شود که حضرت با شکست مواجه شدند؛ اتفاقاً کسانی که اهل شبهه‌افکنی هستند این مسأله را دستاویز قرار می‌دهند و مطرح می‌کنند اگر قرار بود شکست باشد،‌ چرا حضرت قیام کرد؟ از چه منظری به واقعه عاشورا بنگریم تا حقیقتاً قیام اباعبدالله(ع) را قیامی پیروزمند ببینیم؟ نگاه به ماجرای امام حسین(ع) و عاشورا بدون پیشینیه آن و بدون در نظر گرفتن نگاهی تمدنی و آینده‌ محورانه انسان را درون شبهات غرق می‌کند. امام(ع)‌ به عنوان خلیفه خداوند و عامل پیاده‌سازی برنامه خداوند در پهنه عالم هستند و بدون اذن خداوند حرکت نمی‌کنند؛ این قسمت که عرض کردم، باشد برای شیعیان و محبان اهل‌بیت(ع). اما از جهت تاریخی باید گفت ۷۰ روز پس از واقعه غدیر انحرافی ایجاد شد که تبعات آن تا زمان امام حسین(ع) ادامه یافت تا جایی که همین مسلمانان امام(ع) را به قتل رساندند و با قصد قربت الهی هم این گناه نابخشودنی را انجام دادند. این انحرافی که عرض شد، همان سقیفه بنی‌ساعده بود که باعث شد حکومت از دست اهلش خارج شود. چون همگان می‌دانستند تنها کسی که صلاحیت خلافت بر مسلمین را داشت، علی بن ابی‌طالب(ع) بود. ابن ابی‌الحدید معتزلی که شرح نهج‌البلاغه را نوشته در بخشی از مقدمه خود می‌گوید: «الحمُد لله الّذی قَدّمَ المفضول علی الفاضلِ لِمصَلَحَتِه؛ حمد و ستایش خدا را می‌کنم که شخص مفضول را بر فاضل به علت مصلحت مقدم داشت». هرچند این عبارت ایراد معرفتی دارد، اما فهم اینکه امام(ع) را فاضل بر دیگران می‌داند باز جای شکر دارد. اما خداوند به گونه‌ای دیگر مطرح می‌کند و می‌فرماید: « هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ؛ آیا کسی که می‌داند با کسی که نمی‌داند یکسان است؟». امت اسلام به جایی رسید که فرق امیرالمؤمنین(ع) را در محراب نماز شکافت و بر پای امام حسن مجتبی(ع) در کنار یارانش خنجر دشمنی فرو برد و به آن نحوه‌ای که در تاریخ آمده است، به شهادت رساندند. این در حالی بود که اندک زمانی از صدر اسلام گذشته بود. در چنین شرایطی امام(ع) به اذن الهی مأموریت یافتند امت اسلام را با قیامشان و خونشان احیا کنند و همینطور هم شد. لذا در آن زمان حاکمیت که باید در دستان امام معصوم و رهبری الهی باشد، در دست عده‌ای بود که نه تنها صلاحیت نداشتند بلکه ضد ارزش‌های اسلامی رفتار می‌کردند و بر واجبات و محرمات تقید نداشتند و سگ‌بازی و شراب‌خواری می‌کردند. در این شرایط بود که امام حسین(ع) فرمودند فاتحه اسلام خوانده شد چرا که امت به کسی مثل یزید مبتلا شد؛ وَ عَلَى الاِسْلامِ اَلسَّلامُ اِذْ قَدْ بُلِیَتِ الاُمَّهُ بِراع مِثْلَ یَزیدَ» حضرت نفرمود «خود یزید» بلکه فرمود مثل یزید؛ یعنی اشاره به صفات پست او دارد که شراب را بر خود حلال کرده بود و به مطربی و ... می‌پرداخت. امت اسلام به جایی رسید که فرق امیرالمؤمنین(ع) را در محراب نماز شکافت و بر پای امام حسن مجتبی(ع) در کنار یارانش خنجر دشمنی فرو برد و به آن نحوه‌ای که در تاریخ آمده است، به شهادت رساندند. این در حالی بود که اندک زمانی از صدر اسلام گذشته بود. در چنین شرایطی امام(ع) به اذن الهی مأموریت یافتند امت اسلام را با قیامشان و خونشان احیا کنند و همینطور هم شد. امام حسین(ع) بدون دعوت کوفیان هم قیام می‌کرد اگر مردم کوفه هم امام حسین(ع) را دعوت نمی‌کردند،‌ حضرت قیام می‌کرد؛ زیرا خلافت داشت از جانب یک شخص فاسق موروثی می‌شد. یک ظالمی به حکومت منصوب شده بود که مردم هم اعتراضی در ظاهر نداشتند. کسانی هم که معترض بودند و به دلایلی ترس خود را علنی نمی‌کردند، به امام(ع)‌ نامه زدند که ما خسته شدیم و به سوی کوفه بیا تا حکومت را به تو بدهیم. از جهت آینده‌نگرانه نیز نتیجه ظاهری قیام امام(ع) را شما در استقبال شیعیان از امام رضا(ع) در ایران ببینید. نتیجه این قیام را باید در دوران امام باقر(ع)‌ و امام صادق(ع) دید که جامعه اُموی به سوی محب اهل‌بیت(ع)‌تبدیل شد. حتی اهل سنت هم به سوی محبت اهل‌بیت(ع) آمدند. اینها تبعات مثبت خون امام حسین(ع)‌ است. اما همین امت با خود امام حسین(ع) چه کردند؟ سید بن طاووس می‌گوید سی هزار مرد جنگاور بر او روی آوردند و می‌پنداشتند که از این امت هستند و همگی آنان با ریختن خون او به خدای عزوجل تقرب می‌جستند؛ اَزْدَلَفٍ عَلیهِ ثلاثونَ اَلْفٍ رَجُلٍ یَزْعُمونَ اَنّهمْ مِن هذهِ الْاُمّةٍ کُلُّ یَتَقََرّبُ اِلَی اللهِ عَزّوجلّ بِدَمَهِ» یا روز عاشورا عمر سعد (لعنة الله علیه) می‌گوید «ای لشکریان خدا سوار شوید و شما را بر بهشت بشارت باد؛ یا خَیْلَ اللّهِ ارْکَبی وَ بِالْجَنَّةِ اَبْشِری». امام حسین(ع) در روز عاشورا حدود ۱۰ خطبه خواندند. در یکی از خطبه‌ها وقتی به سمت خیمه بازگشتند‌،‌ حضرت زینب(س) از ایشان سؤال کردند مگر شما خودتان را معرفی نکردید؟ فرمود چرا قبول نکردند: حضرت گفت «اِنَّ هوُلاءِ قَدْ لَزِمُوا طاعَهَ الشَّیْطانِ، وَ تَرَکُوا طاعَهَ الرَّحْمنِ؛ اینها ملازم شیطان شدند و طاعت خداوند رحمان را ترک کردند»؛ این سی هزار نفر از آنجایی که هدف را گم کردند،‌ به راحتی فریب شیطان را خوردند. ارزش‌های حسینی را به بهانه عزاداری به حاشیه نکشانیم * ظاهراً در تواریخ نوشته شده عده اصحاب امام حسین(ع)‌ بیش از این‌ها بوده است! نظر شما چیست؟ مقاتل آمار را تا ۲ هزار و ۵۰۰ نفر هم نوشته‌اند. در شب عاشورا زمانی که امام حسین(ع) اعلام کردند مسیرشان شهادت است، عده زیادی از کاروان جدا شدند. بنابراین علما و مداحان باید توجه کنند فضای هیئت را پر از شور و احساسات و عزاداری نکنند بلکه بیشتر از این باید ارزش‌های نهفته در کربلا را مطرح کنند. اگر اهداف عاشورا را که همان اقامه به عدل و احیای ارزش‌هایی مثل نماز است به حاشیه بکشانیم یک نوع انحراف است. انقلاب اسلامی به پشتوانه آموزه‌های حسینی شکل گرفت و دفاع مقدس با شعارهای عاشورایی پیش رفت؛ این مسأله را بارها امام(ره) در سخنرانی‌های خویش مطرح کردند و ما نیز شاهدان عینی بودیم. هرچند اکنون همین گونه است؛ حضور مردم عزیز در راهپیمایی‌های موسمی در کشور و مقابله با سختی‌ها نشان از روحیه عاشورایی مردم ما دارد. این اثرگذاری به صورت تکوینی در نهاد شیعه است، اما ما وظیفه داریم ایرادات را متوجه شویم و فرصت‌ها را تقویت کنیم. بیش از ۲۵ صحابی پیامبر(ص) در کربلا حضور داشتند نکته قابل عبرت اینجاست که از دیگر سو تصور می‌کنیم اصحاب پیامبر(ص) در کربلا فقط حبیب بن مظاهر و مسلم بن عوسجه بودند. در حالی که نقل شده بیش از ۲۵ صحابی پیامبر(ص) در کربلا حضور داشتند که یکی از آن‌ها زید بن ارقم بود، اما در مقابل فرزند رسول خدا(ص) قرار گرفت. او روز یازدهم در مجلس ابن زیاد از خواب غفلت بیدار شد و برخاست و گفت «ای ابن زیاد چوب‌دستی‌ات را بردار، چرا که من رسول خدا(ص) را دیدم که لبان مبارکش را بر این لب و دهان می‌نهاد، (و آنها را می‌بوسید) آنگاه با صدای بلند گریه کرد.» در اینجا ابن زیاد گفت: «ای دشمن خدا خداوند چشمانت را گریان کند! اگر پیرمرد فرتوتی نبودی که عقلت را از دست داده‌ای، به یقین گردنت را می‌زدم». سپس زید مجدد به مذمت ابن زیاد پرداخت و از مجلس خارج شد. ضعف معرفتی برخی افراد را از همراهی با امام بازداشت بنابراین ملاحظه می‌کنیم که مردم دچار چه فتنه و جهالت و تاریکی غفلت شده بودند. آن‌ها نماز می‌خواندند اما هادی و امام خویش را نمی‌شناختند. این به ما می‌آموزد باید معرفتمان به امام عصر خویش را افزایش دهیم و اکتفا به این مقدار نکنیم. خیلی از افرادی که با امام همراهی نکردند، در نهایت در بخش معرفتی ضعف داشتند؛ عمده کسانی که به جای همراهی، امام را نصیحت کردند اینگونه بودند. وقتی به معرفت دست یافتیم، آن زمان موضوع ولایت فقیه یک امر سیاسی نیست بلکه یک امر مقدس و عقیدتی است و در امتداد خط امامت قرار خواهد گرفت. در این بین مراکزی که عهده‌دار ترویج معارف دینی هستند‌، وظیفه بیشتری در قبال جامعه دارند. انتقادی که از مراجع ذی‌صلاح در امور تبلیغات داریم این است که هفته اول محرم را هفته امر به معروف و نهی از منکر نامگذاری می‌کنند و پس از آن تعطیل می‌شود در حالی که یکی از فروع دین ما همین مسأله است. تمام کسانی که می‌توانند در زمینه امام حسین(ع) و عاشورا کار کنند، باید به مردم جهت‌ معرفتی دهند. نگاه معرفتی به قدری اهمیت دارد که در روایت فرموده‌اند اگر کسی به معرفت امام نرسد، به مرگ جاهلیت از دنیا رفته است. برادران اهل سنت ۲۳ سالِ پیامبر(ص) دارند،‌ اما شیعه ۲۶۰ سال در محضر اهل عترت(ع)‌ است و معارف فراوانی در این بازه زمانی از سوی معصومین(ع) بیان شده است. لذا در ایام خاص که مربوط به این انوار مقدس است،‌ صرفاً تک‌بُعدی نباید نگاه شود و مهم‌تر از آن باید به معرفت‌افزایی پرداخت. آموزه‌های عاشورا مانند چشمه جوشان در تمام زمان‌ها جریان دارد * یکی از شبهاتی که در جامعه هر ساله مطرح است، می‌گویند امام حسین برای ۱۴۰۰ سال گذشته است؛ لذا لزومی ندارد به این ماجرا بپردازیم. پاسخ شما به این مسأله چیست؟ کسانی که این صحبت‌ها را انجام می‌دهند، باید مروری به تاریخ پس از شهادت امام حسین(ع) بیاندازند. پس از ماجرای عاشورا خیلی از افراد به اندازه ظرف وجودی‌شان پیام امام حسین(ع)‌ را دریافت کردند. عده‌ای از بُعد معرفتی آن بهره بردند، عده‌ای به جنبه احساسی آن پرداختند و عده‌ای از جنبه حماسی آن سود بردند. در واقع کربلا چشمه جوشانی است که در تمام زمان‌ها و مکان‌ها جریان دارد؛ علاوه بر اینکه به صورت تکوینی اثرگذار است، از جهت تاریخی نیز مورد عبرت آزادگان جهان است به گونه‌ای که طی تاریخ اروپا بسیاری از سیاستمداران زبان به تمجید اباعبدالله(ع) گشودند و برخی به تبعیت از حماسه حسینی، به مبارزه با استبداد پرداختند. گاندی از جمله این افراد است. وی می‌گوید «من زندگی امام حسین(ع)، آن شهید بزرگ اسلام را به دقّت خواندم و توجّه کافی به صفحات کربلا کرده‌ام و بر من روشن است که اگر هندوستان بخواهد یک کشور پیروز شود، بایستی از سرمشق امـــام حسین(ع) پیروی کند.» و بالاخره به اهداف خود هم در مبارزه با انگلیس رسید. بنابراین اگر یک هندو که دین خاصی ندارد از امام حسین(ع) پس از هزار و ۴۰۰ سال تأثیر می‌گیرد و کشور خود را از ظلم و استبداد آزاد می‌کند، چطور می‌توان گفت عاشورا در کربلا متوقف شد؟ شبه‌روشنفکرانی که این مسأله را ذهن جوانان و نوجوانان جا می‌دهند، مقصودشان از طرح این مسائل چیست؟ اگر دین ندارند، اعلام کنند ما متدین نیستیم و اگر دین دارند، باید به خدا هم نعوذا بالله اشکال گرفت که چرا داستان انبیای گذشته از آدم(ع) تا خاتم را در قرآن مطرح می‌کند؟ کم‌ترین وجه نگاه به ماجرای بزرگان و نخبگان بشریت عبرت از زندگی ایشان است. کسی که اهل عبرت نیست یعنی دنیاپرست است و هدفش اصلاً از زندگی رشد و تعالی روحی و معنوی نیست و به زندگی پست دنیا قانع شده و آخرت را فراموش کرده است. این عده مصداق آیه هستند که خداوند فرمود: الَّذِینَ یَسْتَحِبُّونَ الْحَیَاةَ الدُّنْیَا عَلَى الْآخِرَةِ وَیَصُدُّونَ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ وَیَبْغُونَهَا عِوَجًا أُولَئِکَ فِی ضَلَالٍ بَعِیدٍ؛ آنان که زندگانی دنیا را بر آخرت مقدم و محبوب‌تر دارند و خلق را از راه خدا باز دارند و آن راه راست را (به شک و شبهات) کج کنند، آنان در گمراهی بسیار دورند». (ابراهیم(ع) آیه۳) یعنی هم خودشان حب به دنیا دارند و آخرت را رها کردند و هم مردم را از راه‌ خدا که همان راه اهل‌بیت(ع)‌است، باز می‌دارند و این مسیرِ بر حق را کج نشان می‌دهند. اگر یک هندو که دین مشخصی ندارد از امام حسین(ع) پس از هزار و ۴۰۰ سال تأثیر می‌گیرد و کشور خود را از ظلم و استبداد آزاد می‌کند، چطور می‌توان گفت عاشورا در کربلا متوقف شد؟ اگر این عده دین ندارند، اعلام کنند ما متدین نیستیم و اگر دین دارند، باید به خدا هم نعوذا بالله اشکال گرفت که چرا داستان انبیای گذشته از آدم(ع) تا خاتم را در قرآن مطرح می‌کند؟ این عده مصداق این آیه از قرآن هستند: «آنان که زندگانی دنیا را بر آخرت مقدم و محبوب‌تر دارند و خلق را از راه خدا باز دارند و آن راه راست را (به شک و شبهات) کج کنند، آنان در گمراهی بسیار دورند» در حالی که ما در وصف اهل‌بیت(ع) در زیارت جامعه کبیره می‌خوانیم «کَلَامُکُمْ نُورٌ وَ أَمْرُکُمْ رُشْدٌ؛ کلام شما نور و امرتان رشد مایه رشد است». امام حسین(ع)‌ رو به لشکر دشمن کردند و کلامی فرمودند که باید رو به این شبه‌روشنفکران و معاندان عترت(ع) گفت. حضرت فرمود: «یا شیعةُ آل ابی سفیان اِن لَم یکُن لکُم دین و کنتم لاتَخافون المعادَ کونوا أحراراً فی دُنیاکم؛ ای پیروان آل ابی سفیان اگر دین ندارید و از معاد بیم ندارید،‌ لااقل در دنیا آزادمرد باشید». این سخن در آن زمان ثبت شد،‌ اما در هر زمان و مکانی به این سخن امام(ع)‌ توجه کنیم،‌ می‌توانیم بهره‌برداری کنیم. بنابراین باید اینگونه از معارف را به مردم جامعه ارائه دهیم تا در قبال شبهات بتوانند پاسخگو باشند. از این جهت است که می‌گوییم اشک و روضه حدی دارد و در جای خود بسیار مفید و باعث تزکیه شیعیان است، اما باید بیشتر به معارف حسینی بپردازیم تا جامعه را از آفات مصون نگه داریم. اکنون از آنجایی که سیره اهل عترت(ع) آنطور که بایسته است در جامعه رواج ندارد، جامعه با التهاب معرفتی و فرهنگی مواجه شده است. ما در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که حق را می‌بینیم، اما نمی‌توانیم از آن دفاع کنیم و در مقابل منکرات از خود تزلزل نشان می‌دهیم؛ در حالی که با بازگشت به سیره امام حسین(ع) می‌توان روحیه ظلم‌ستیزی و مقابله با منکرات را در مردم و مسئولان احیا کرد. کمترین درس‌های عاشورا همین موارد است که گویی از آن رویگردان شدیم. منبع : تسنیم انتهای‌پیام/ ]]> فرهنگی هنری Mon, 17 Sep 2018 08:49:49 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdchwvnxz23n-zd.tft2.html هفت خاصیت سلبریتی‌ها؛ http://www.nedayeenghelab.com/vdcc4xq1m2bqes8.ala2.html به گزار ندای انقلاب، در روزهای اخیر چالشی در فضای مجازی با عنوان «من و سانسورچی» توسط برخی از بازیگران و نویسندگان صورت گرفت که تقریباً به پایان راه خود رسیده است؛فارغ از اینکه ادعاهای مطرح شده توسط آنان، قابل دفاع است یا خیر و یا اینکه قصد تخریب حجاب و عفاف وجود دارد یا نه و امثال آن، ما نیز به عنوان عضوی از جامعه، خاطراتی از سانسورهای صورت گرفته توسط دوستان و احیاناً خود آنان را برای پایان دادن به این دورهمی مجازی، یادآوری می‌کنیم تا کمی در این موارد هم تأمل کنیم.۱- سلبریتی‌های سطحی نگر، همان کسانی هستند که در کارهای هنری و نیز در جشنواره‌های داخلی و خارجی، حجاب و عفت کلامی و رفتاری زن در برابر مرد را به سخره می‌گیرند، اما آیا در تاریخ نخوانده‌اند که زن ایرانی حتی قبل از اسلام نیز حجاب داشته است و حتی زنان غربی نیز در طول تاریخ مانند امروز بی‌حیا نبودند؟۲- آنان تاریخ را فقط در قرن بیستم و بیست و یکم می‌بینند و قبل آن را سانسور می‌کنند؛ سگ را که حیوان نجسی است، پاک می‌دانند؛ برای سگ و گربه‌های خود جای گرم و نرم فراهم می‌کنند و با آنها عکس می‌گیرند و به‌اشتراک می‌گذارند اما نوزادان و کودکان بی‌پناه یمنی و فلسطینی را که انسان‌اند و زیر موشک‌ها دست و پا می‌زنند ، سانسور می‌کنند.سلبریتی‌های خرامیده در آغوش غرب، فرزندان خود را در آمریکا و کشورهای دیگر به دنیا می‌آورند و بعد سانسور شخصیتی می‌کنند و خود را سینه چاک وطن می‌خوانند.۳-حرف از ایران باستان و کوروش می‌زنند اما خودشان از نوک انگشتان پا تا فرق سر، در منجلاب ناهنجاری‌های غرب و مدرنیسم دست و پا می‌زنند؛سلبریتی‌های کم سواد سیاسی آنهایی هستند که فریب وعده‌های جریان‌های غرب گرا را می‌خورند و در انتخابات هشتگ و مربع می‌زنند و جاده صاف کن افراد بی‌لیاقت برای اداره امور کشور می‌شوند.۴- وسیله‌ای برای سانسور کردن خیانت‌های جریان غرب‌گرا شده و خودشان هم حقیقت این جریان را سانسور می‌کنند؛ بنابراین متحمّل سانسور در سانسور می‌شوند؛سلبریتی‌های کم سواد اجتماعی و فرهنگی، در برابر افراد ضعیف احساس ترحم و دلسوزی می‌کنند، از بی‌عدالتی اجتماعی سخن می‌گویند، اما دستمزدهای میلیونی و میلیاردی ماهانه و سالانه خود را برای مردم سانسور می‌کنند.۵-حقوق سالانه کارگر و پارکبان و معدن‌کار را جمع بزنیم، از دستمزد یک فیلم برخی از بازیگران به مراتب پایین‌تر است؛ این نابرابری‌ها را سانسور می‌کنند و به جای آن در فضای مجازی و واقعی از حقوق‌های نجومی و اختلاس و مانند آن حرف می‌زنند و از گرانی و مشکلات گله‌مندند؛ برای دوغ و ماست و لباس و...حاضرند از شخصیت خود هزینه کنند تا پولی به دست آورند اما حاضر نیستند از به خاک و خون کشیده شدن انسان‌های مظلوم در سایر کشورها حرفی بزنند. ۶ -سلبریتی‌های شهرت طلب، همان‌هایی هستند که حاضرند دین خود را بفروشند اما دیده شوند؛ حاضرند در جشنواره‌های خارجی، دین و مملکت خودرا زیر پا بگذارند تا خرس و مجسمه طلایی و نقره‌ای را بالای دست بگیرند؛ این‌ها حاضرند از جمهوری اسلامی در برابر رسانه‌های خارجی انتقاد کنند اما در برابر آمریکا و غرب خفه شده‌اند و جنایات غرب بر بشر امروز و دیروز را سانسور می‌کنند؛به گونه‌ای سوار بر دریای احساسات و هیجان‌های کاذب مردم می‌شوند که عقل را سانسور و به جای آن وهم و خیال را برای اجتماع به ارمغان آورده‌اند؛ عقل و شخصیت آنها را در نوع لباس پوشیدنشان و حرص دیده شدن می‌توان به دست آورد؛برخی از آنان، بعد از به دست آوردن افتخارات گوناگون،زحمت‌های صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران در معرفی کردن آنها به جامعه را سانسور می‌کنند و خود را شخصیت‌های خاص می‌دانند.۷- ماله‌کشان فرهنگی همان‌هایی هستند که فرهنگ و هنر را در سینما و موسیقی عامیانه و مبتذل خلاصه می‌کنند تا فرهنگ و هنر واقعی و اصیل برای نسل جوان سانسور شود؛ نام اصلی این عده سلبریتی است اما بسیاری از اوقات می‌بینیم که نامشان را سانسور کرده و در ردیف هنرمندان حقیقت‌گرا و آزاده، جای می‌دهند؛ بنابراین سلبریتی‌ها با توجه به جایگاهی که نزد مردم دارند و اظهار نظرهای سطحی که در مورد مسائل مختلف دارند، یکی از بی‌رحم‌ترین سانسورچی‌ها محسوب می‌گردند.منبع: کیهانانتهای پیام/ ]]> فرهنگی هنری Mon, 17 Sep 2018 08:32:09 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcc4xq1m2bqes8.ala2.html معرفی مقتل| ذکر جزئیات قیام امام حسین(ع) تا اسارت آل‌الله در کتاب "ارشاد مفید"+دانلود http://www.nedayeenghelab.com/vdcbwgbf0rhb08p.uiur.html به گزارش ندای انقلاب، «الإرشاد فی معرفة حجج الله على العباد»، تألیف شیخ مفید از چهره‌‏هاى برجسته علما و فقهاى شیعه در قرن چهارم هجرى است که به ارشاد مفید هم شهرت دارد. این کتاب به زبان عربى و درباره تاریخ زندگانى ائمه( ع) و فضایل آن بزرگواران و یاران ایشان است. کتاب «الإرشاد»، از معتبرترین منابع روایى شیعه، درباره زندگانى ائمه(ع) به شمار مى‏‌آید. بسیارى از منابع مهم شیعه که به زندگانى ائمه پرداخته‌‏اند، این کتاب را مستند خود قرار داده‌‏اند. شیخ مفید این کتاب را در سال ۴۱۱ ق یعنى دو سال قبل از وفاتشان و در اوج شهرت علمى نوشت که این مسأله بر ارزش کتاب می‌افزاید.مؤلف، در این کتاب، به بیان بسیارى از حوادث تاریخى مربوط به زندگى اهل‌بیت(ع) پرداخته و شمارى از عقاید شیعه را مطرح کرده است. وى، مطالب را با ذکر سند آورده و این کار ارزش و اعتبار کتاب را بالا برده است. نیمى از کتاب، اختصاص به زندگانى امیر مؤمنان، على( ع) دارد و این حاکى از اهمیتى است که شیخ مفید براى آن حضرت قائل بوده است. پاره‌‏اى از مباحث مطرح شده در این کتاب، از این قرار است: ۱. خبر دادن حضرت على( ع)، از شهادت خود، ۲. روایاتى که دلالت بر فضایل آن حضرت مى‌‏کند، ۳. قضاوت‏هاى آن حضرت،‌ تاریخ امام حسن(ع)،‌۶. حرکت امام حسین( ع) به سوى عراق ۷. قیام زید شهید ۸. امام رضا( ع) و ولایت عهدى ۹. ورود امام هادى( ع) به سامرا ۱۰. سیره امام زمان( عج). از آنجایی که شیخ مفید فصلی را به تاریخ زندگانی امام حسین(ع) و فضایل ایشان به نام [باب تاریخ الإمام الحسین و فضله‏] اختصاص داده است، از مقاتل معتبر نیز شمرده می‌شود. وی در این بخش پس از گزارش ولادت امام حسین(ع)، به ذکر مهم‌ترین جزئیات قیام امام(ع)، جزئیات وقایع بین مسیر مکه تا کربلا و تا زمان شهادت حضرت و اصحاب ایشان و سپس ذکر وقایع مربوط به اسرای کربلا تا کوفه و شام می‌پردازد.کتاب "الإرشاد" را می‌توانید از پیوست این خبر دریافت کنیدانتهای‌پیام/ ]]> فرهنگی هنری Mon, 17 Sep 2018 08:24:42 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcbwgbf0rhb08p.uiur.html کارنامه داوطلبان کنکور سراسری امروز منتشر می‌شود http://www.nedayeenghelab.com/vdccmxq142bqes8.ala2.html به گزارش ندای انقلاب، حسین توکلی مشاور عالی رئیس سازمان سنجش آموزش کشور، گفت: کارنامه نتیجه نهایی داوطلبان آزمون سراسری امروز دوشنبه ۲۶ شهریورماه بر روی سایت سازمان سنجش قرار می‌گیرد.وی افزود: برای تمام پذیرفته‌شدگان و همچنین آن‌دسته از داوطلبانی که فرم انتخاب‌ رشته اینترنتی خود را تکمیل نکرده‌اند ولی پذیرفته نشده‌اند،کارنامه علمی حاوی رتبه داوطلب در هر یک از کدرشته‌های انتخابی در بین متقاضیان کدرشته مزبور در سهمیه مربوط، با توجه به نمره کل وی در همان کدرشته و همچنین رتبه آخرین نفر پذیرفته ‌شده در هر یک از کدرشته‌های انتخابی و اطلاعات مفید دیگر امروز دوشنبه مورخ ۲۶ شهریور در پایگاه اطلاع‌رسانی این سازمان قرار داده خواهد شد.توکلی گفت: با توجه به کنترل‌های متعدد و بررسی‌های انجام شده از صحت نتایج اعلام شده اطمینان حاصل شده است؛ مع‌الوصف، داوطلبان پس از دریافت کارنامه نتایج نهایی آزمون از طریق پایگاه اطلاع‌رسانی این سازمان درصورتی که درخصوص مندرجات کارنامه یا انتخاب رشته‌ خود سوال یا تقاضایی داشته باشند، می‌توانند حداکثر تا ۱۵ مهرماه منحصراً از طریق سیستم پاسخگویی اینترنتی در سایت سازمان اقدام نمایند و از ارسال نامه پستی و مراجعه حضوری اکیداً خودداری کنند.وی تأکید کرد: بدیهی است به تمام مواردی که از طریق دیگری یا بعد از تاریخ ۱۵ مهرماه واصل شود، به هیچ وجه ترتیب اثر داده نخواهد شد. لازم به تاکید است تمام درخواست‌های مربوط به اشتباه در انتخاب رشته صرفاً برای پذیرش در نیمسال دوم دانشگاه‌ها و موسسات آموزش عالی بررسی خواهد شد.انتهای پیام/ ]]> فرهنگی هنری Mon, 17 Sep 2018 07:50:46 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdccmxq142bqes8.ala2.html