پایگاه خبری ندای انقلاب - آخرين عناوين فرهنگی هنری :: rss_full_edition http://www.nedayeenghelab.com/vsngrt194kjoa.pra.html Wed, 18 Jan 2017 08:55:16 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://www.nedayeenghelab.com/skins/default/fa/{CURRENT_THEME}/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری تحلیلی ندای انقلاب http://www.nedayeenghelab.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری تحلیلی ندای انقلاب آزاد است. Wed, 18 Jan 2017 08:55:16 GMT فرهنگی هنری 60 فیلم/ شوخی یک مدافع حرم با هواپیمای جنگنده http://www.nedayeenghelab.com/vdcgx79wzak9nq4.rpra.html به گزارش ندای انقلاب، «مصطفی صدرزاده» (با نام جهادی «سید ابراهیم») به تاریخ ۱۹ شهریور ۱۳۶۵ شمسی، در «شوشتر» متولد شد. خانواده ی او مدتی بعد به استان تهران و شهرستان «شهریار» نقل مکان کردند. وی از بسیجیان «شهریار» (منطقه‌ی «کهنز») بود که به رغم مخالفت ها و ممانعت های فراوان، با زحمت و سختی بسیار، از طریق، «لشکر فاطمیون» عازم میدان نبرد در «سوریه» شد. شجاعت و مهارت چشمگیر او به سرعت «ابوحامد» (فرمانده وقت «فاطمیون») را متقاعد کرد که فرماندهی یکی از گردان های خط شکن خود را به وی واگذار نماید. به این ترتیب، «سید ابراهیم» فرمانده و رفیقِ رزمندگان «گردان عمار» شد و در دلِ بسیجیانِ افغانستانی، برای خود قصری آباد بنا کرد.این سردارِ فاطمی، سرانجام پس از چند سال دفاع از حرمِ بانوی مقاومت، حضرت زینب کبری(سلام الله علیها)، به تاریخ ۱ آبان ۱۳۹۴ شمسی (روز تاسوعای حسینی) طی «عملیات محرم» در نبردی رویارو با «مزدوران سعودی» و «پیروان اسلام آمریکایی» بال در بال ملائک گشود. آن چه پیش رو دارید یادگاری نمکینی است از «مصطفی صدرزاده« که در حاشیه ی معرکه جهاد به ثبت رسیده است: روحمان با یادش شادهدیه به روح بلندپروازش صلواتاللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم دانلود ]]> فرهنگی هنری Tue, 17 Jan 2017 10:58:18 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcgx79wzak9nq4.rpra.html سیاه‌نمایی نکرده‌ام، واقعیت را انعکاس داده‌ام http://www.nedayeenghelab.com/vdch66nx-23nmvd.tft2.html به گزارش ندای انقلاب، همکاری با فیلمسازان سرشناس به عنوان دستیار کارگردان و برنامه ریز و ساخت چند تله فیلم برای کودکان و نوجوانان تجربه‌ای را برای سیدجمال سیدحاتمی فراهم کرد تا در نخستین تجربه سینمایی‌اش دوربین خود را به سمت خانواده‌ای فقیر در جنوب شهر ببرد. فیلمی با مضمون اجتماعی که قصه خود را در بستری تلخ که لازمه و پتانسیل فضای حاکم بر فیلمنامه است روایت می‌کند که برخلاف آثار اجتماعی دیگر سیاه نمایی ندارد و امید در فیلم جریان دارد. حاتمی این روزها مشغول فیلمبرداری فاز سوم سرزمین کهن در مقام کارگردان دوم و همکاری مشترک با کمال تبریزی است. همکاری شما به عنوان دستیار کارگردان با فیلم‌سازان به نام باعث کسب تجربه و تأثیر بسیاری در مسیر فیلمسازی‌تان اعم از ساخت تله فیلم‌ها و در نهایت ساخت نخستین فیلم بلند داشته است؟بله. من با فیلمسازان بسیاری کار کردم و به خصوص تجربه دستیار کارگردانی با کمال تبریزی را داشتم که حدود ۱۰ سال با هم همکاری می‌کنیم. معمولا کارگردانان بزرگ تأثیر کلی و مهمی در روند کاری انسان می‌‌گذارند، به خصوص کمال تبریزی که به نظرم در اخلاق روزمره انسان هم تأثیر می‌گذارد و آن قدر مثبت است که زندگی انسان را تحت الشعاع قرار می‌دهد. ممکن است فیلمم شبیه فیلم کمال تبریزی و یا هر فیلمساز دیگری نشود، ولی روند شکل گیری و مسیر کاری من از او تأثیر بسیار خواهد گرفت. در نهایت فیلم خودم را می‌سازم چون از ذهن من بیرون آمده است و اگر آن‌ها بخواهند فیلم را بسازند قطعا به شکل دیگری خواهند ساخت.آیا تجربه ساخت تله فیلم‌هایی در فضای کودکان و نوجوانان باعث شد تا جذب ساخت فیلمنامه‌ای در همین فضا با قهرمانی دختری نوجوان در مواجهه با گرفتاری‌ها در جامعه شوید؟اگر از زاویه قهرمان نگاه کنید بله کاراکتر فیلم دختر نوجوانی در آستانه جوانی است، اما فیلم در ارتباط با خانواده است و شخصیت‌ها مثل پدر و مادر در فیلم تأثیر گذار هستند. محوریت فیلم درباره خانواده و تأثیری است که جامعه در خانواده می‌گذارد و متعاقبا نوجوانی که در آن خانواده زندگی می‌کند. ممکن است از بیرون که به فیلم نگاه می‌شود در نظر عده‌ای محتوا به این سمت و سو برود که درباره کودک و نوجوان ساخته شده در صورتی که محوریت فیلم خانواده است.جذابیت لاک قرمز در چه بود که تصمیم گرفتید به عنوان اولین کار بلند سینمایی ‌آن را بسازید و چقدر با فضای فیلم و شخصیت‌ها همذات پنداری داشتید؟لاک قرمز بخشی از دغدغه من است به عنوان کسی که در این فضا زندگی کردم و نوجوانی‌ام در این فرهنگ و منطقه گذشته است. زمانی که فیلمنامه‌ به دستم رسید متوجه شدم به ذهنیات من بسیار نزدیک است و با این فضاها آشنایی خوبی دارم و با فیلمنامه ارتباط برقرار کردم. در واقع احساس کردم تک تک شخصیت‌ها را که مابه ازای بیرونی برایم دارد می‌شناسم و بسیار در اطرافم می‌بینم. به هر حال در ساخت نخستین فیلم بلند هر کسی دوست دارد دغدغه‌اش را بسازد که فکر کردم این فیلمنامه برای ساخت کار اولم مفید و مناسب است. ما به ازای شخصیت‌ها در جامعه و اطراف همه ما بسیار است و اگر مردم کمی دقت کنند متوجه می‌شوند چقدر از این انسان‌ها در اطراف ما هستند و ما از آن‌ها راحت می‌گذریم و برایمان عادی شده در حالی که به درد جامعه تبدیل می‌شود. لاک قرمز تأکید می‌کند که جامعه این انسان‌ها را ببیند و تلنگری می‌زند که آن‌ها را فراموش نکنند.با وجود واقع‌گرا بودن فیلم که بازتاب مشکلات جامعه اعم از فقر،‌ اعتیاد است، اما عده‌ای معتقدند که فیلم سیاه نمایی کرده است. با توجه به این که فیلم به دلیل نوع قصه‌ای که روایت می‌کند مستعد سیاه نمایی است آیا به این فکر کردید که متهم به سیاه‌نمایی شوید؟بله به این موضوع فکر کردیم که سیاه نمایی نباشد. گاهی بعضی از این کلمه استفاده می‌کنند و دلایل بسیاری دارم تا ثابت کنم این فیلم سیاه نمایی ندارد. در فیلم آدم بد وجود ندارد، همه اطرافیان خوب هستند، حتی نیروی انتظامی رفتار خوبی دارد و همکاری می‌کند، بهزیستی نیز به شیوه خود خوب عمل می‌کند،‌ عروسی همسایه است، آدم‌ها در حال زندگی کردن هستند و فقط این خانواده دچار گرفتاری شده و تلاش می‌کند تا از این بحران دربیاید.به نظرم نازل شدن همه این اتفاقات بد و مصیبت‌ها برای این خانواده که یکی پس از دیگری روی می‌دهد باثع می‌َشود مخاطب تصور کند که همه این بلاها برای این خانواده و به ویژه بر سر دختر نوجوان فرو می‌ریزد و او یک تنه باید با آن‌ها روبرو شود که این تخلی و سیاه نمایی به چشم می‌آید!من با تلخی که می‌گویید موافقم و قبول دارم. چون قصه در یک بستر تلخ شکل می‌گیرد و می‌دانستیم در این بستر تلخ و در میان این همه مشکلات قهرمان به وجود می‌آید ولی سیاه نمایی نیست. در فیلم دختر نوجوان که شخصیت اصلی است ناامید نمی‌شود و به امیدی حرکت می‌کند. اگر ساده انگارانه به موضوع نگاه کنیم که فیلم تلخ نشود بی‌شک قهرمانی بیرون نمی‌آمد و به همین دلیل مشکلات بسیاری بر سر راه این دختر قرار می‌گیرد. زمانی سیاه نمایی صورت می‌گیرد که در بستر رئال ناامیدی ناامنی، غرض ورزی و بدبینی بیاید. لاک قرمز غرض ورزانه و بدبینانه نیست و کاملا رئال و براساس واقعیت ساخته شده و به همین دلیل از سیاه نمایی فاصله می‌گیرد.لاک قرمز المانی دخترانه است که کارکرد آن در طول فیلم با پختگی و تکامل شخصیت اصلی فیلم تغییر می‌کند و به جایی می‌رسد که دختر برای زیبایی عروسک‌ها از لاک بهره می‌برد تا آن را به فروش برساند و در روند فیلم نقش محوری را ایفا می‌کند. درباره بهره گیری از لاک قرمز و کارکرد آن در فیلم بگویید!شخصیت اصلی فیلم دختر نوجوانی است و بالطبع لاک قرمز برای دختران جذاب است و دوم این که المانی زنانه است و می‌تواند نشانه امید، آراستگی و زیبایی باشد. همیشه برای یک دختر لاک قرمز جذاب بوده و حالش با آن خوب است و یا وقتی می‌خواهد حالش خوب شود از لاک قرمز استفاده می‌کند هر چه فیلم جلو می‌رود معنای لاک قرمز برای دختر عوض می‌شود، رنگ می‌ّبازد و یا تغییر رنگ می‌دهد و در واقع ماهیت لاک قرمز برای شخصیت اصلی عوض می‌َشود. همانند تغییر دختر نوجوان که در پایان همانند ابتدای فیلم نیست، لاک قرمز هم دقیقا در اول فیلم معنایی دارد و در پایان فیلم کارکرد دیگری می‌گیرد و برداشت دیگری از آن داریم. به نظر می‌رسد شخصیت اصلی فیلم را در مواجهه با غم، مصیبت‌ها و اتفاقات ناگوار و در مسیر حرکتش تنها نمی‌گذارید و از قهرمان داستان حمایت می‌کنید و دختر نوجوان را به هدفی که مدنظرش بوده می‌رسانید!! نظرتان در این باره چیست؟بله واقعیت این است که امید در فیلم وجود دارد و اگر می‌خواستم پشت شخصیت اصلی را در فیلم خالی کنم،‌ همان بحث سیاه نمایی اتفاق می‌افتاد. برای شخصیت اصلی در بدترین شرایط نیز روزنه امید در زندگیش وجود دارد و براساس آن روزنه قصه پیش می‌رود، بنابراین باید از کاراکترها حمایت می‌کردیم تا قصه پیش روود و این حمایت باعث می‌شود فیلم بدبینانه نسازیم و شخصیت به گونه‌ای پرداخت شد که خودش ناامید نمی‌شود. در واقع این گونه نبود که به عنوان چیدمان در کار باعث شویم که او ناامید نشود بلکه خودش در سختی‌ها و برای خودش امید می‌آورد.درباره موسیقی لاک قرمز که متناسب با فضای فیلم پیش می‌رفت بگویید!!گروه جوانی موسیقی فیلم را طراحی کردند و ساختند و تلاش کردیم تا کمترین استفاده از موسیقی داشته باشیم تا فیلم را همراهی کند.بهنام تشکر این بار در ظاهری متفاوت‌تر از همیشه ظاهر شد و پانته‌آ پناهی‌ها نیز به خوبی از پس این نقش برآمد. درباره انتخاب بازیگران و پردیس احمدیه توضیح دهید؟اجراهای بهنام تشکر را در تئاتر دیده بودم و جداگانه نیز با هم ارتباط داشتیم و می‌دانستم یک لایه بازیگری در وجودش دارد که بدون هیچ ریسکی او را برای نقش انتخاب کردم و مطمئن بودم از پس نقش بر‌می‌آید. او که تجربه و سابقه کار در فیلم‌های کمدی را دارد این بار متفاوت نسبت به نقش‌های دیگر ظاهر شد. پانته‌آ پناهی‌ها هم که بازیگر حرفه‌ای و استاد در هنر تئاتر است و در کارهای اخیر سینمایی نیز نشان داد درجه یک است. سال ها دستیار مسعود کرامتی بودم و نقش اصلی را در تله فیلمم ایفا می‌کرد که در لاک قرمز هم لطف کرد و با ما همکاری کرد. حدود چهار ماه به دنبال بازیگر نوجوان در آموزشگاه‌ها و مدارس بودیم و ماه‌ها تست گرفتیم چون نقش سختی بود و هیچ بازیگری برایم راضی کننده نبود که در نهایت با تست گرفتن‌های فراوان، روخوانی متن و قرار دادن پردیس احمدیه در موقعیت‌های مختلف در نهایت ایشان را انتخاب کردیم که الحق عالی هستند و همه از دیدن بازی او لذت می‌ّ‌ّبرند.فیلم پتانسیل و قابلیت این را دارد که به لحاظ ریتم به کندی و در ورطه کسالت برای مخاطب بیفتد،‌ اما این اتفاق برای لاک قرمز نمی‌افتد و ریتم فیلم متناسب با فضا و قصه به جلو می‌رود. چه کردید تا به ریتم کند در فیلم دچار نشوید؟بله این گونه فیلم‌ها فی نفسه پتانسیل خسته کردن مخاطب را دارد. ریتم فیلم باید ابتدا در نوشتن فیلمنامه درست باشد که در نگارش فیلمنامه ریتم فیلم را آورده بودیم و سعی کردیم فیلمنامه اضافه گویی نداشته باشد. سال‌هاست کار تدوین را انجام داده‌ام و تلاش شد تا آگاهانه در نگارش فیلمنامه و ساختار فیلم این اتفاق نیفتد و با استفاده از المان‌هایی مثل دوربین روی دست، دیالوگ گزیده، لوکیشن‌های متعدد تماشاگر را خسته نکنیم.فیلمبرداری فیلم در لوکیشن‌های متعدد و حتی خیابان و گاهی با استفاده از دوربین روی دست برای انتقال هیجان به مخاطب صورت می‌گیرد. سختی‌های فیلمبرداری به این شیوه برای گروه چگونه بود؟همه تلاشمان این بود که فیلم را به سمت فیلم‌های مستند ببریم تا بتوانیم فضای اجتماعی که در فیلم بیان می‌شود به بهترین شکل ارائه کنیم مثل حرکت و انتخاب دوربین روی دست، طراحی صحنه و لباس، گریم که طی مشورت‌هایی که با سه گروه طراحی صحنه لباس آقای مرتضی پورحیدری، طراح گریم آقای ایمان امیدواری، مدیر فیلمبرداری آقای محمدرضا سکوت داشتم تلاش شد تا فیلم به سمت فضای مستند حرکت کند و از همه ابزار بهره ببریم. بی‌شک کار در خیابان سختی‌های خودش را دارد، چون کار آپارتمانی نیست. به اضافه این که ما در فصل زمستان فیلمبرداری داشتیم. البته فصل سرما و فضای سردی که در شهر حاکم است در فضای فیلم به ما کمک می‌کرد و حتی شروع کار را کمی عقب انداختیم تا در این فصل فیلمبرداری را انجام دهیم و از این بابت خوشحال بودیم که مجموعه این عوامل باعث شد تا کار رئال بسازیم. منبع: هنرمند ]]> فرهنگی هنری Sat, 14 Jan 2017 11:00:10 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdch66nx-23nmvd.tft2.html طرح/ وفات حضرت معصومه(س) http://www.nedayeenghelab.com/vglhk6nxz23nmvu..f22tdtyz.html   ]]> فرهنگی هنری Mon, 09 Jan 2017 08:04:06 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vglhk6nxz23nmvu..f22tdtyz.html افتخاری: ۷ سال خانه‌نشین بودم، کسی سراغم را نگرفت / شهبازیان: پاپ به میان مردم ما رسوخ کرده است http://www.nedayeenghelab.com/vdccs4q142bqpx8.ala2.html به گزارش ندای انقلاب،‌ احیای ارکسترها آن هم در دولت یازدهم و به دستور رئیس جمهور، چندان برای ارکستر ملی کارساز نبود. در حالی که ارکستر سمفونیک تهران در سال ۱۳۹۴ با مدیریت علی رهبری دورانی درخشان را پشت سرگذاشت، اما ارکستر ملی تنها به چند اجرا محدود شد. ارکستری که رهبری آن را فرهاد فخرالدینی برعهده داشت؛ انگار به تکرار و رخوت رسیده بود.حاشیه‌ها و حرف و حدیث‌ها در اطراف ارکستر زیاد شد، تا بالاخره زمام ارکستر به فریدون شهبازیان سپرده شد. شهبازیان کسی بود که در سال‌های گذشته نامش بیشتر از هر کس دیگری برای رهبری ارکستر ملی بر سر زبان‌ها بود.آثاری ماندگار در عرصه آهنگسازی و تنظیم، شهبازیان را به نامی فراموش نشدنی در موسیقی ایران تبدیل کرده است. اما «آیا او توان رهبری ارکستر ملی را دارد؟» این درست همان پرسشی است که منتقدان شهبازیان مطرح می‌کنند. اما آنچه از تمرین‌های ارکستر شنیده می‌شود پاسخی درخور به منتقدان است.شهبازیان در اقدامی هوشمندانه علیرضا افتخاری را برای خوانندگی ارکستر ملی انتخاب کرده تا هم در احیای دوباره این خواننده نقش داشته باشد و هم آثاری ماندگار در موسیقی ایرانی را بازخوانی کند.ارکستر ملی ایران این روزها در حال تمرین است تا خود را برای اجرا در افتتاحیه جشنواره موسیقی فجر آماده کند. با فریدون شهبازیان و علیرضا افتخاری دقایقی را هم‌کلام شدیم تا در جریان اوضاع کنونی ارکستر قرار بگیریم.* اوضاع ارکستر در حال حاضر چگونه است. تمرین‌ها خوب پیش می‌رود؟ از چه زمانی تمرین‌ها را آغاز کرده‌اید؟شهبازیان: امروز با حضور آقای افتخاری تمرینی با ارکستر داشتیم. «ارکستر ملی ایران» که من هدایت و رهبری آن را برعهده دارم، نزدیک به دو ماه است که تمرین می‌کند. ابتدا قرار بود آذر ۱۳۹۵ و بعد از ایام محرم و صفر اجرایی داشته باشیم که به دلایلی متوقف شد و در حال حاضر مشغول تمرین هستیم تا به خوانندگی علیرضا افتخاری در روز افتتاح جشنواره موسیقی فجر، یعنی ۲۲ دی، اجرایمان را به روی صحنه ببریم.تمرین‌های ارکستر به جای خوبی رسیده است و در حالا حاضر آمادگی خوبی داریم. برای اجرای پیش رو قطعه‌هایی از چند آلبوم را در نظر گرفته‌ایم؛ خودم مجموعه‌ای با صدای علیرضا افتخاری دارم که نامش «شور عشق» است و سال‌ها پیش منتشر شد. در کنسرت ۲۲ دی برخی از قطعه‌های این آلبوم را اجرا می‌کنیم. همچنین یکی دیگر از آثار آقای افتخاری یعنی «نیلوفرانه» به آهنگسازی عباس خوشدل را اجرا می‌کنیم. در کنار این آثار، ارکستر چند اثر بی‌کلام هم اجرا می‌کند. بسیار خوشحالم که علیرضا افتخاری در کنار ما هست و امیدواریم اجرایی بسیار خوب با ارکستر ملی که ارکستری تازه‌پاست، داشته باشیم.افتخاری: بسیار خوشحالم که در کنار ارکستر ملی ایران و در کنار استاد شهبازیان هستم.* در هفته چند روز تمرین دارید. نوازندگان ارکستر در چه سطحی هستند؟ از کارشان راضی هستید؟شهبازیان: ما در هفته ۳ روز تمرین می‌کنیم و هر روز حدود ۳ ساعت تمرینمان طول می‌کشد. ارکستر برای هر اجرا باید تمرین‌های مستمر داشته باشد. حدود ۶۰ نوازنده جوان در ارکستر حضور دارند که جملگی تحصیلات علمی دارند. بیشتر از ۹۰ درصد نوازندگان ارکستر، در هنرستان موسیقی تحصیل کرده‌اند و بعد به دانشگاه رفته‌اند و مدرک لیسانس یا فوق لیسانس موسیقی دارند. خیلی خوشحالم که در کنار این جوانان هستم و از آنان ممنونم که آمده‌اند و وقت گذاشته‌اند و عضو ارکستر شده‌اند تا ارکستر ملی راه‌اندازی شود.* برای آینده‌ی ارکستر چه برنامه‌هایی دارید؟ در اجراهای آینده‌‌ی ارکستر مخاطبان چه آثاری را می‌شوند.شهبازیان: می‌دانید که هر ارکستری در ابتدای کارش نیاز به ۵ یا ۶ ماه تمرین مستمر دارد تا نوازندگان با هم آشنا شوند. ارکستر ملی ایران هم آثار آهنگسازان سرزمینمان را اجرا می‌کند و هم آثار موسیقی کلاسیکِ سَبُک را؛ البته واژه‌ی سَبُک به معنای بی‌ارزش نیست. این موسیقی‌های سبک ملودیک‌ترند و کمک می‌کند که مردم ما با موسیقی کلاسیک هم آشنا شوند. مرسوم است که ارکسترهای ملی در سراسر جهان آثار موسیقی کلاسیک را به صورت امروزی شده و به همراه سازهای ضربی اجرا می‌کند. حتی برخی از رهبران ارکستر تغییراتی در این آثار ایجاد می‌کنند. ما هم از همین رویه پیروی می‌کنیم و مانند همه ارکسترهای ملی در دیگر کشورها، آثار موسیقی کلاسیک را به صورت امروزی اجرا می‌کنیم. امیدوارم این ارکستر در آینده بتواند جایگاه مناسبی پیدا کند و حتی برای کنسرت‌های خارج از تهران و حتی در کشورهای اروپایی هم اجراهایی داشته باشد.*شاید مهمترین مشکل ارکستر ملی در سال‌های گذشته «تکرار» بود. تکراری که به دلیل کمبود رپرتوار برای اجرا پدید آمده بود و مسئولان ارکستر هم نتوانستند آهنگسازان بیشتری برای نوشتنِ آثار ارکسترال جذب کنند. شما برای حل مشکلِ کمبود رپرتوار چه برنامه‌ای برای ارکستر ملی دارید؟شهبازیان: ارکستر ما نامش «ارکستر ملی ایران» است، ارکستری که در گذشته بود «ارکستر موسیقی ملی ایران» بود. همه سعی‌ام بر این بود که ارکستر ما چیزی به غیر از ارکستری باشد که در گذشته بوده است. «ارکستر موسیقی ملی ایران» را یکی از موسیقی‌دانان خوب مملکتمان یعنی فرهاد فخرالدینی که پیشکسوت من هم هستند، هدایت می‌کردند. تهیه رپرتوار برای ارکستر ملی بسیار مشکل است. باید با همه آهنگسازان صحبت کنی و رپرتوارها را براساس ارکستر ملی آماده کنی. اگر این اشکال در گذشته برای ارکستر ملی وجود داشته، من از آن بی‌خبرم. ولی به هر روی تهیه رپرتوار برای ارکستر بسیار مشکل است. برای مثال اگر بخواهیم با آقای افتخاری کنسرت‌های متفاوتی داشته باشیم باید با همه آهنگسازانی که برای ایشان آثار ساخته اند صحبت کنیم و آثار را از آنان بگیریم و آنان هم رغبت داشته باشند که آثار را در اختیار ارکستر قرار دهند. این مسئله هم زمان‌بر است هم به مذاکره‌های مناسب و هم به پرداخت دستمزدهای خوب نیاز دارد. من برای ارکستر ملی ایران برنامه‌ریزی کرده‌ام تا با آهنگسازان صحبت کنم و بتوانم آثاری را تهیه کنم که در درازمدت رپرتواری منسجم را برای اجرا داشته باشیم.* آقای افتخاری کار کردن در کنار ارکستر چگونه است. آنچه ما از تمرین‌ها دیدیم به نظر می‌رسد خواندن در کنار ارکستر برای شما کار چندان دشواری نباشد.افتخاری: باید چنین باشد، چرا که تجربه‌های این چندین سال کار را برای من راحت‌تر کرده است. نگاه زیبای استاد شهبازیان کار را برای من راحت‌تر می‌کند. همان زمانی که در استودیو اثر «شور عشق» را اجرا کردیم؛ قرعه به نام من افتاده بود. به قول مولوی:سر پنهان است اندر زیر و بم / فاش اگر گویم جهان بر هم زنمنمی‌شود با چند سخن اصل موضوع را به اهلش رساند. کسی که می‌آید و موسیقی را در سالن می‌شنود آدم عادی نیست. کسانی که در دایره خلقت و دایره کائنات به سطحی فرازمینی فکر می‌کنند، آنان بهتر واقف‌اند که استاد شهبازیان شخصیتی اولیایی دارند که توانسته چنین آهنگ‌هایی بسازد. در عین حال خواننده‌ای مانند من نیرو و انرژی و کارایی را برای بیان کلام می‌گیرد؛ کلامی که مانند نگین بر روی انگشتری نشسته است. این‌ها قرعه است و از قبل تعیین شده است. قرار بود سال گذشته همین کارها را اجرا کنیم اما نشد. چرا که زمانش فرانرسیده بود. امسال خیلی راحت‌تر کارها انجام شد. این‌ها با انتخابی از فرای تصور ما رخ می‌دهد و قرعه به نام ما زده می‌شود. من هم به عنوان امانت‌دار شعر و خواننده در خدمت استاد شهبازیان هستم. بر روی صحنه که تمرین می‌کردیم از نگاه زیبای استاد شهبازیان پردرآوردم.شهبازیان: آقای افتخاری این آثار را به بهترین نحو ممکن در گذشته خوانده‌اند. وقتی اثر «شورعشق» را ضبط می‌کردیم، افتخاری ساکن تهران نبود. در مدت حدود ۳ ماهی که ضبط این آثار طول کشید ایشان از اصفهان به تهران رفت‌وآمد می‌کرد. وقتی به استودیو می‌آمد ساعت‌ها باهم کار می‌کردیم. خود ایشان گاهی می‌گفت که راضی نیستم و بگذار باز هم بیایم و بخوانم. آقای افتخاری سلیقه بسیار خوبی در موسیقی دارد و صدای خودش را می‌شناسد. نتیجه آن رفت و آمدها و تمرین‌ها و تکرارها آثاری ماندگار مانند «شورعشق» شد که از بهترین آثار ارکسترال من به شمار می‌رود.* نخستین آشنایی شما با آقای افتخاری مربوط به چه زمانی می‌شود؟شهبازیان: برمی‌گردد به سال‌های آغاز دهه ۶۰ که اثری مشترک با آقای هابیل علی‌اف ضبط می‌کردیم. از آن زمان با هم آشنا شدیم و تا کنون هم آقای افتخاری آثار بسیاری از ساخته‌های من را خوانده است. سعی می‌کنیم در اجراهای بعدیِ ارکستر ملی آثار دیگری از آقای افتخاری را جمع‌آوری و اجرا کنیم.* آقای افتخاری در سال‌های گذشته نه تنها در جشنواره موسیقی فجر حاضر نبودید که در فضای کلی موسیقی ایران هم چندان حضوری پررنگ نداشتید. علت این کنارماندنتان چیست؟افتخاری: من بودم و هستم. ولی آنان که باید توجه می‌کردند و سراغم می‌آمدند این کار را نکردند. به قول استاد بنان آوازخوانِ بزرگ موسیقی ایرانی که در یکی از آثارشان می‌خواند:آمدی جانم به قربانت ولی حالا چراای کاش زودتر می‌آمدند که من جوان‌تر بودم. البته الان هم دیر نشده و حالا حالاها توان خواندن دارم. بایستی از سوی دیگران برای خواندن و بودن در صحنه موسیقی دعوت می‌شدم و نشدم. الان هم خیلی خوشحالم که در خدمت استاد شهبازیان هستم.شهبازیان: به وجود آمدن یک اثر هنری موضوعش عرضه و تقاضاست. باید کسی بخواهد، کسی اثری بنویسد برای صدای آقای افتخاری و ایشان هم بیاید بخواند. باید روی کار فکر شود. ممکن است چند سال طول بکشد که خواننده کار مورد نظر و ارزشمندی را پیدا کند و بخواند. به هر روی علیرضا افتخاری همیشه آماده اجرا بوده و هست.*صدایی که امروز از علیرضا افتخاری شنیدم صلابت گذشته‌اش را دارد. چرا آهنگسازان ایرانی در این سال‌ها صدای علیرضا افتخاری را نادیده گرفتند؛ در حالی که نیاز به خوانندگان پرتجربه در عرصه موسیقی ایران به خوبی حس می‌شود.شهبازیان: متاسفانه موسیقی پاپ رسوخ بسیاری بین مردم داشته است. در عین حال خوانندگانی که کار موسیقی ارکسترال ایرانی انجام می‌دهند، تعدادشان اندک است. به همین دلیل آهنگسازان به سمت موسیقی پاپ متمایل می‌شوند؛ موسیقی که زودتر به دست بیاید و زودتر ارائه شود. به همین دلیل در ژانر موسیقی ارکسترال آثار کمتری ساخته می‌شود. علیرضا افتخاری خواننده‌ای است که هم با گروه‌های موسیقی ایرانی کار کرده و هم آثار موسیقی ارکسترال را به خوبی می‌خواند.افتخاری: برخی از آهنگسازان می‌خواهند ساده برخورد کنند و من نمی‌پذیرم. برخی از آهنگسازان خواندن آثاری را به من پیشنهاد می‌کنند که کیفیت والایی ندارند. خواندن چنین آثاری را قبول نمی‌کنم. متاسفانه استادان بسیاری را ما در این سال‌ها از دست داده‌ایم؛ کسانی مانند تجویدی، مشکاتیان، خرّم و بسیاری دیگر از دست رفتند. دیگر آن آثار با ارزش پدید نمی‌آیند. اشعار دیگر آن شعرهای خاص نیست، کجاست قیصرامین‌پور، کجاست معینی کرمانشاهی و کجاست بیژن ترقی. الان شعرها ساده‌اند و ملودی‌های سطح پایین؛ که خواندنشان را قبول نمی‌کنم.حدود ۷ سال خانه نشین شدم و در این سال‌ها خاطراتم را نوشتم. اکنون هم خوشحالم که افتخار همکاری با استاد شهبازیان در ارکستر ملی برایم فراهم شد.*ارکستر ملی آیا تا پایان سال اجرای دیگری هم خواهد داشت؟شهبازیان: ارکستر ملی ایران در حال حاضر مشغول مقدمات هماهنگ شدنِ نوازندگان با آثار ارکسترال موسیقی ایران است. این کار چندین ماه زمان می‌برد. در عین حال مشغول برنامه‌ریزی هستیم تا اجرایی دیگر تا پایان سال داشته باشیم. همکاری با آقای افتخاری را در سال آینده هم ادامه می‌دهیم و آثار دیگری هست که ایشان باید بخوانند. آثار آهنگسازانی که در قید حیات نیستند را هم گردآوری می‌کنیم و به خوانندگان مختلف مانند آقای افتخاری می‌دهیم تا بخوانند.* یکی از حاشیه‌هایی که در هفته‌های گذشته گریبان‌گیرِ ارکستر ملی شد، بیانیه‌ی همایون شجریان و اعلام عدم همکاری‌اش با ارکستر بود. ماجرا را برایمان شرح دهید.شهبازیان:‌ ما تمایل داشتیم که ایشان در ارکستر باشد. من گفتم که ارکستر ملی تمایل دارد که ایشان آثار من را با ارکستر ملی اجرا کند. بارها با آقای همایون شجریان تماس گرفتم ولی ایشان جواب ندادند و اقدامی تا کنون نکرده‌ایم.در برنامه ریزی ما آقای افتخاری و آقای اصفهانی حضور دارند و البته دیگر خوانندگانی که می‌توانند در ژانر موسیقی ملی کار کنند را برای حضور در کنار ارکستر دعوت می‌کنیم.افتخاری: دیگر خوانندگان هم باید بیایند و حضور داشته باشند. ما اینجا جای کسی را تنگ نمی‌کنیم. حتی دلم می‌خواست در این اجرای پیش رو هم خواننده دیگری در کنارم باشد. به هر حال دیگر خوانندگان هم برای حضور درکنار ارکستر شوق دارند و باید به این شوق پاسخ داده شود.*حضور علیرضا افتخاری در کنار ارکستر چه ویژگی‌هایی دارد.شهبازیان: علیرضا افتخاری با حضورش در کنار ارکستر دو کار انجام می‌دهد. اول این که اجرایی درخشان برای مردم دارد و در عین حال باعث می‌شود که دیگر خوانندگان هم شوق حضور در کنار ارکستر را داشته باشند.* جشنواره موسیقی فجر در سال‌های گذشته به تکرار افتاده بود و جای خالی خیلی از بزرگان موسیقی ایرانی در جشنواره احساس می‌شد. امسال با حضور شما در قالب ارکستر، می‌تواند یکی از اتفاق‌های خوب ارکستر رقم بخورد. نظرتان درباره جشنواره امسال چیست.شهبازیان: ما که برنامه جشنواره را ندیده‌ایم و نمی‌دانیم چه آثار و چه گروه‌هایی در جشنواره هستند. فُرم تازه‌ای که برای جشنواره فجر در نظر گرفته شده، تنها سال گذشته بود. شنیده‌ام که امسال ارکسترهای دیگری هم هستند. این که ما در جشنواره موسیقی فجر اجرایی خواهیم داشت برایم بسیار ارزشمند است. درباره دیگر اجراها هم باید دید و نظر داد.افتخاری: ما فکرمان متمرکز بر روی کار خودمان است. زحمتی که ما برای آماده کردن این اجرا می‌کشیم برای تنها یک اجرا نیست و به طور حتم اجراهای دیگری هم خواهیم داشت.---------------------------------گفت‌وگو: یاسر شیخی یگانه--------------------------------منبع :‌ تسنیمانتهای پیام/ ]]> فرهنگی هنری Wed, 04 Jan 2017 08:03:41 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdccs4q142bqpx8.ala2.html روایت زندگی «خلیل کبابی» در زیباترین نقطه ایران/ پخش «لبخند رخساره» به سال آینده موکول شد http://www.nedayeenghelab.com/vdcbgwbfwrhbsgp.uiur.html به گزارش نداي انقلاب، قصه زندگی «خلیل کبابی» با پسرش روایت جدیدی است که این بار در میانه راه تولید سر از لوکیشن مشهد مقدس درآورد و بخش مهمی از قصه را در این فضا به تصویر کشید. ضبط سکانس‌های زیبایی در صحن اصلی حرم مطهر امام رضا (ع) خالصانه‌ترین جلوه‌های ویژه بصری را در این نقطه از ایران به جای گذاشت. خلیل قصه «لبخند رخساره» مردی تنها است که سالهای سال به همراه پسرش اشکان زندگی کرده و در سنین میانسالی و با ورود به تهران اتفاق‌هایی در دهه چهارم زندگی‌اش می‌افتد که پای افرادی از خانواده و دوستان را به این قصه باز می‌کند. از طرفی خلیل صاحب مغازه‌ کبابی است و همین ارتباط او با دنیای رنگارنگ غذاها، نمادی از فرهنگ اصیل ایرانی را نشان می‌دهد و از طرفی نیز طراوت خاصی را مهمان قاب دوربین بهرنگ توفیقی می‌کند.** «لبخند رخساره» قصه‌ای که زن محور نیستنام «لبخند رخساره» همانند سریال‌های سیروس مقدم که در ساخت سریال‌هایی زن محور زبانزد خاص و عام است،‌ شاید ابتدا سریالی زن محور را به ذهن متبادر کند، اما اصلا اینطور نیست و «لبخند رخساره» قصه‌ای از داستان‌های زن و مردهایی در کنار یکدیگر است که همه آنها به نوعی نقش اصلی بوده و در تکامل قصه به هم کمک می‌کنند. رخساره نام یکی از شخصیت‌های این داستان است که گویا بازی کوتاهی نیز در این داستان دارد،‌ اما می‌تواند همین میزان کم تاثیرگذاری درام را داشته باشد. **سریال سازی در اقصی نقاط ایراندر شرایطی که سازمان صدا و سیما وضع مالی چندان خوبی ندارد و اغلب تهیه کننده‌ها به دنبال تولید سریال در یک ساختمان واحد هستند و کمتر به لوکیشن‌های بیرونی می‌روند، تقوایی تهیه کننده «لبخند رخساره» این تمهید را به خرج داده و با کمک کارگردان و نویسنده شهرهای شمالی و مرزی، مشهد، تهران، لواسان و ... را به عنوان لوکیشن‌های اصلی این سریال انتخاب کرده است. هرچند سفر به این شهرها روند تولید را کند می‌کند و هزینه بر است، اما آنچه برای گروه تولید «لبخند رخساره» مهم است، تولید محصولی با کیفیت در میان تعداد بیشماری سریال بی کیفیت است.**لوکیشن‌های آخرین ساخته بهرنگ توفیقیاغلب لوکیشن‌های این سریال در تهران است، خانه‌ای در دربند، لواسان، زعفرانیه،‌ فرمانیه از فضاهایی است که مقابل دوربین توفیقی رفته است. مشهد و شهری برون مرزی، نیز از دیگر مکان‌هایی است که نیمی از این سریال در آنها ضبط شده است.**معرفی شخصیت‌های «لبخند رخساره»اگر اغلب افرادی که داستان‌های سعید نعمت الله را روایت می‌کنند را از ذهن بگذرانیم، متوجه خانواده دوست بودن تمامی کاراکترهای سریال‌هایش می‌شویم. از عطای قلدر «زیرهشت» گرفته تا غیاثِ با مرام «پشت بام تهران» و اردلان تمجیدِ «مادرانه» تا مدینه مدبر در سریال «مدینه» همگی این خصیصه بارز در وجودشان موج می‌زد و خانواده را پایه زندگی‌شان می‌دانستند. اما در «لبخند رخساره» تمامی شخصیت‌ها در کنار خصیصه خانواده دوست بودن، اغلب در کنار خانواده و برخی نیز به دور از خانواده روزگار می‌گذرانند، اما در نهایت دغدغه همگی آنها خانواده و توجه به کانون گرم آن است که مهم‌ترین بخش در متن‌های نویسنده سریال «لبخند رخساره» است. این سریال حدود ۱۰ بازیگر اصلی دارد که هر کدام به نوبه خود درام قصه را پیش می‌برند. سریالی پر بازیگر که کنداکتور شب‌های بهار سال آینده را تشکیل داده است. اما از گوشه و کنار شنیده می‌شود که قصه «لبخند رخساره» پتانسیل ادامه دار شدن دارد و تهیه کننده و نویسنده در صدد تولید ادامه آن هستند. **کامبیز دیرباز پدری که عاشق فرزندش استدیرباز که اوایل حضورش در بازیگری بیشتر در فیلم‌های سینمایی به ایفای نقش می‌پرداخت، مدتی است که تمرکز خود را روی بازی در سریال‌های تلویزیونی گذاشته است. او با اینکه تا الان در ۱۰ سریال بازی کرده است، اما در آن آثاری که نقش اصلی را عهده دار بوده، بازی بهتر و متفاوت‌تری را تجربه کرده است. از جمله این مجموعه‌های تلویزیونی می‌توان به نابرده رنج،‌ میکائیل و پشت بام تهران اشاره کرد. در دسته بندی آثار و نقش‌هایی که دیرباز در دو دهه از فعالیت هنری‌اش داشته است، بازی در نقش «میکائیل» و «نابرده رنج» از همه آنها چشمگیرتر بوده است. «میکائیل» پلیسی سرکش و به عبارتی قُلدر بود که در مواجهه با افرادی که خلاف قانون رفتار می‌کردند، اگر از راه قانونی به نتیجه‌ نمی‌رسید از راه خودش وارد مهلکه می‌شد و همین خصیصه او را از سایر پلیس‌های اتو کشیده در تلویزیون منفک می‌کرد. بی شک این بازیگر همانطور که تا الان در اغلب مصاحبه‌هایش عنوان کرده است، سالها نیز از حضورش در این سریال به نیکی یاد می‌کند.اما خلیل در «لبخند رخساره» نقشی متفاوت را به تصویر می‌کشد. او در این سریال با گریمی متفاوت ظاهر شده است که تقریبا چند سال از سن خودش بزرگتر است. خلیل سالها پیش با آتنه (بهناز جعفری) ازدواج می‌کند و اشکان حاصل این ازدواج است. خلیل سالها است که با تک پسرش زندگی می‌کند و گویی با روش خود و عاشقانه او را دوست دارد و سعی دارد تا جای خالی مادرش را نیز برای اشکان پُر کند. در روند قصه پای رخساره به زندگی این دو باز می‌شود و اتفاقاتی را رقم می‌زند.** بهناز جعفری مادری که سالها خانواده‌اش را ترک کردهبهناز جعفری بعد از بازی در نقش کوتاهی در سریال «همه چیز آنجاست» حدود دو سال از تلویزیون دور بود و این بار با حضورش در «لبخند رخساره» یکی از نقش‌های پرچالش سریال را عهده دار شده است. «آتنه» که به خواسته خلیل شوهرش، از زمان تولد فرزند تا ۲۰ سالگی او خانه را ترک کرده است، به یکباره سر و کله‌اش در داستان باز می‌شود و با خانواده خود روبرو می‌شود. آتنه از مادری کردن عاجز است و این را در رویارویی اولش با اشکان به او می‌گوید و از این بابت ابراز تاسف می‌کند. او بعد از سالها دوری از خانواده به آغوش آنها بازگشته است تا راهی برای نجات خود پیدا کند. ** بهزاد فراهانی مردی فداکار برای خانوادهفراهانی که در این سالها بیشتر در تئاتر فعالیت دارد، کم و بیش نقش‌های کوتاهی را در برخی سریال‌ها بازی می‌کند. آخرین سریالی که او قبل از «لبخند رخساره» بازی کرده است، تقریبا با همین گروه سه نفره البته به کارگردانی سیروس مقدم بود. فراهانی در سریال «مدینه» نقش مردی میانسال به نام بلبل را ایفا می‌کرد که صاحب مسافرخانه بلبل بود. این بازیگر پیشکسوت که در اینجا نقش بیژن را بازی می‌کند،‌ مردی است که برای خانواده‌اش فداکاری‌هایی کرده است.** علیرضا آرا نقشی مثبت در «لبخند رخساره»علیرضا آرا که پیشتر در حیطه تئاتر و نمایش فعالیت کرده است،‌ مدتی است که به واسطه حضور همسرش شبنم مقدمی پا به تلویزیون گذاشته است. او از قصه‌خوانی در برنامه «رادیو هفت» به تلویزیون آمد و بعد در سریال «پشت بام تهران» و حالا نیز در «لبخند رخساره» نقش آفرینی می‌کند. او در اولین همکاری‌اش با توفیقی و نعمت الله همسر سابق اختر با بازی آزاده صمدی بود و حالا در لبخند رخساره، صدرا پسر بیژن و برادر آتنه را ایفا کرده است که پسر مثبت و به اصطلاح حرف گوش کن خانواده است. ** مجید نوروزی بازیگر جدید تلویزیونییکی از نقش‌های اصلی و محوری «لبخند رخساره» بازیگری جوان به نام مجید نوروزی است که قطعا بعد از دیده شدن در مدیوم تلویزیون، تعداد پیشنهادهای تصویری‌اش دوچندان خواهد شد. او در این سالها بازیگری در مدیوم تئاتر را به خوبی تجربه کرده است و حالا وقتش رسیده تا خود را در تلویزیون و مقابل دوربین محک بزند. البته او در یکی از اپیزودهای سریال «چرخ فلک» نیز بازی کرده بود. «اشکان» پسر خلیل و آتنه است که در ابتدای سریال وارد ماجرایی عاشقانه می‌شود و پای پریوش نظریه را به قصه زندگی پدرش باز می‌کند. اشکان همیشه روی پدرش تعصبی ویژه و مادرش را با تمام قلب دوست دارد،‌ اما زندگی تلاطم‌های عجیبی را برای او رقم زده است. **مهدی سلطانی پشیمان از گذشتهسلطانی در این سالها در نقش‌های متعددی بازی کرده است،‌ حضور او در سریال‌های «مدینه»،‌ «مادرانه» و «دیوار»، «کیمیا»،‌ «در مسیر زاینده رود» یکی از شاخص‌ترین بازی‌هایش را به تصویر کشیده است. عبدی فردی زورگو در مدینه، اردلان تمجید مادرانه مردی که خانواده‌اش در شرف نابودی است، مجرم معروف و خلافکار سریال دیوار این روزها نقشی به نام اسماعیل نفر را بازی می‌کند که گویی ادامه نقش اردلان تمجید است. نفر مدت‌ها خانواده خود را رنجانده و دیگر نمی‌تواند آرامشی با حضور آنها را بدست بیاورد و حالا که از زندگی گذشته خود پیشمان است به فکر تشکیل خانواده‌ای جدید است. ** پریوش نظریه در نقش رخسارهنظریه که بعد از حضورش در سریال مدینه که در رمضان ۹۳ پخش شد، در حضور جدیدش مادر دختری را بازی می‌کند که در خلال روایت قصه،‌ راهش به زندگی خلیل و پسرش گره می‌خورد. رخساره بعد از فوت همسرش، لحظه‌ای از دخترش ستاره (درسا بختیاری) غافل نبوده است و این تضادی را بین او و آتنه ایجاد می‌کند. «لبخند رخساره» سریالی اجتماعی خانوادگی است که به کارگردانی بهرنگ توفیقی برای پخش در بهار سال آینده از شبکه یک سیما آماده می‌شود.این سریال همانند سایر آثار نعمت الله ملودرامی ۳۰ قسمتی است که قرار است مهمان هر شبه مخاطبان شبکه یک در سال آینده باشد. در خلاصه قصه سریال آمده است: هیچ‌گاه دوری، دوستی نمی‌آورد و خانواده قصه لبخند رخساره قبل از آنکه دیر شود، به همدلی می‌رسند. قصه «لبخند رخساره» در تکریم خانواده به تصویر کشیده می‌شود. بهرنگ توفیقی بعد از تجربه‌های کارگردانی سریال‌های «مسیر انحرافی» «انقلاب زیبا» «پشت بام تهران»، حالا حضورش در ژانر خانوادگی را انتخاب کرده است. توفیقی که سبک خاص کارگردانی خود را در همه سریال‌هایش و حتی تدوین‌ها نشان داده است در «لبخند رخساره» نیز این سبک را ادامه می‌دهد.منبع :‌ فارسانتهای پیام/ ]]> فرهنگی هنری Tue, 03 Jan 2017 11:09:13 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcbgwbfwrhbsgp.uiur.html تصاوير/ پدر و فرزند به سبکِ مقاومت http://www.nedayeenghelab.com/vdcgz79wwak9nz4.rpra.html به گزارش ندای انقلاب، «أحمد حمد يحيى» معروف به «شیخ یحیی اباذر» با اسم جهادی «ابوذر»، به سال ۱۳۳۶ شمسی در روستای «رشاف» واقع در جنوب لبنان متولد شد. در سال ۱۳۶۱ شمسی به ایران آمد و در حوزه ی علمیه ی «قم»، به تحصیلات حوزوی مشغول شد و در سال ۱۳۶۴ شمسی به لبنان بازگشت و به یگان های «مقاومت اسلامی» ملحق شد.«شیخ یحیی» پس از شرکت در چندین عملیات ضدصهیونیستی، سرانجام، تنها چند روز پیش از آزادی مناطق اشغالی جنوب لبنان در سال ۲۰۰۰، مورد توسط اشغالگران مورد هدف قرار گرفت و به سختی مجروح شد. «شیخ یحیی اباذر»، درست در روزِ فرار بزرگ صهیونیست ها (۲۵ می مصادف با ۴ خرداد) بر اثر جراحات وارده، خلعت شهادت پوشید و به این ترتیب، نامش یه عنوان آخرین شهید در مرحله «آزاد سازی جنوب» ثبت شد.از«شیخ یحیی» ۴ فرزند به یادگار مانده است که یکی از آنان «علی» نام دارد. وی در نوجوانی پای در جای پای پدر نهاد و به صفوف مقاومت اسلامی لبنان پیوست. با آغاز جنگ علیه «مزدوران سعودی» و «پیروان اسلام آمریکایی» در «سوریه» و تهدید حریمِ «بانوی مقاومت» حضرت زینب کبری (سلام الله علیها)، «علی احمد یحیی» به یگان های «مدافع حرم» پیوست و تقدیر الهی چنین بود که به تاریخ ۴ خرداد ۱۳۹۴ شمسی، در پانزدهمین سال‌گشت آزادی جنوب لبنان و شهادت «پدرش»، در عملیات آزاد سازی منطقه‌ی «قلمون»، بال در بال ملائک گشود. از «علی احمد اباذر» دختری به یادگار مانده است که ان شاءالله، ادامه دهنده ی راهِ پدر و پدربرزگ شهیدش خواهد بود: روحمان با یادِ این پدر و پسر شادهدیه به ارواح بلندپروازشان صلواتاللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم شهید «شیخ احمد یحیی اباذر» در کنار دبیرکلِ حزب الله لبنان شیخ احمد «یحیی اباذر» و پسرش «علی» «علی احمد اباذر» پس از شهادت پدرش، در کنار دبیرکلِ حزب الله لبنان دو نما از «علی احمد اباذر» در کنار مزار پدرش( فبل و پس از شهادتش)، در کنار دبیرکلِ حزب الله لبنان یادگارِ شهید «علی یحیی اباذر» ]]> فرهنگی هنری Tue, 03 Jan 2017 10:39:59 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcgz79wwak9nz4.rpra.html چرا ثواب زیارت حضرت عبدالعظیم (ع) برابر با ثواب زیارت امام حسین (ع) است؟ http://www.nedayeenghelab.com/vdcfxcdm0w6dtxa.igiw.html به گزارش ندای انقلاب، حجت الاسلام و المسلمین حسین انصاریان درباره حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) در نوشته ای گفته است: صاحب بن عبّاد، رساله مختصرى در حالات آن جناب نوشته كه شيخ ما، مرحوم ثقة الاسلام نورى، در خاتمه مستدرك، آن را نقل كرده در آن كتاب و در رجال شيخ نجاشى آمده: حضرت عبد العظيم از سلطان زمان خود ترسيد، و گريخت، و به عنوان آنكه قاصد و پيك است، در شهرها گردش می كرد تا به رى آمد، و در ساربانان مخفى شد، و بنا بر روايت نجاشى در سردابى در خانه يكى از شيعيان، در سكّة الموالى پنهان گشت، و در آنجا عبادت خدا می كرد و روزها را روزه می داشت و شبها به نماز می ايستاد، و پنهان از ديد مردم بيرون می آمد، و قبرى را كه برابر قبر او به فاصله يك راه رو است زيارت میكرد، و می گفت: اين قبر مردى از فرزندان موسى بن جعفر عليه السّلام است، و پيوسته در آنجا بود و يكى دو نفر از شيعه، از احوال او با خبر می شدند، تا آنكه بيشتر مردم رى او را شناختند، پس شخصى از شيعيان، حضرت رسالت پناه را در خواب ديد، كه فرمود: مردى از فرزندان مرا، از سكّة الموالى برخواهند داشت، و كنار درخت سيب، در باغ عبد الجبّار بن عبد الوّهاب، دفن خواهند كرد، و اشاره فرمود به همان مكانى كه در آنجا دفن شد، بيننده خواب نزد صاحب باغ رفت، تا آن درخت و جايش را از صاحب باغ بخرد، مالك باغ به او گفت: اين درخت و جايش را برای چه می خرى؟ خريدار خوابش را تعريف كرد، صاحب باغ گفت: من نيز چنين خوابى ديده ام، و جاى اين درخت را با تمام باغ وقف بر آن سيّد، و ساير شيعيان كرده ام، كه اموات خود را در آنجا دفن كنند.حضرت عبد العظيم پس از مدتى بيمار شد، و بر اثر آن بيمارى به رحمت ايزدى پيوست، چون او را براى غسل دادن برهنه كردند، در جيب لباسش ورقه اى يافتند، كه نسب شريف خود را در آن نوشته بود: منم ابو القاسم عبد العظيم فرزند عبد اللّه فرزند على، فرزند حسن، فرزند زيد، فرزند امام حسن، فرزند على بن ابى طالب عليهم السّلام.صاحب بن عبّاد، در وصف دانش عبد العظيم فرموده: ابو تراب رويانى روايت كرده كه گفت: از ابو حمّاد رازی شنيدم كه میگفت: در شهر سرّ من رأى بر حضرت امام علىّ النقى عليه السّلام وارد شدم، پس پاره اى از مسائل حلال و حرام خود را، از آن حضرت پرسيدم.سؤالات مرا پاسخ دادند، زمانی كه براى بيرون آمدن از سرّ من راى، با آن حضرت وداع كردم به من فرمودند: اى حمّاد هرگاه چيزى از امور دينت بر تو مشكل شد، در ناحيه خود، يعنى در شهر رى، از عبد العظيم بن عبد اللّه حسنى بپرس، و سلام مرا به او برسان.محققّ داماد در كتاب «رواشح» گفته، احاديث بسيارى در فضيلت زيارت حضرت عبد العظيم روايت شده، از جمله آمده است: هركه قبر او را زيارت كند، بهشت بر او واجب میشود، و شيخ بزرگوار شهيد ثانى در حواشى كتاب «خلاصه» همين روايت را از بعض نسب شناسان نقل فرموده، و ابن بابويه و ابن قولويه به سند معتبر روايت كرده اند، كه مردى از اهل رى، خدمت حضرت امام علی النقى عليه السّلام رفت، حضرت پرسيد كجا بودى؟ عرض كرد به زيارت امام حسين عليه السّلام رفته بودم، فرمود: اگر قبر عبد العظيم را كه نزد شماست، زيارت می كردى، هرآينه مانند كسى بودى كه امام حسين عليه السّلام را زيارت كرده باشد.فقير گويد: علما براى آن بزرگوار زياراتى نقل نكرده اند، مگر فخر المحققين آقا جمال الدين، كه در كتاب «مزار» خود فرموده زيارت آن حضرت به اين صورت مناسب است:السَّلامُ عَلَى آدَمَ صِفْوَةِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَى نُوحٍ نَبِيِّ اللَّهِ السَّلامُ عَلَى إِبْرَاهِيمَ خَلِيلِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَى مُوسَى كَلِيمِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَى عِيسَى رُوحِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا خَيْرَ خَلْقِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا صَفِيَّ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا مُحَمَّدَ بْنَ عَبْدِ اللَّهِ خَاتَمَ النَّبِيِّينَ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ وَصِيَّ رَسُولِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكِ يَا فَاطِمَةُ سَيِّدَةَ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ السَّلامُ عَلَيْكُمَا يَا سِبْطَيِ الرَّحْمَةِ وَ سَيِّدَيْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ سَيِّدَ الْعَابِدِينَ وَ قُرَّةَ عَيْنِ النَّاظِرِينَ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ بَاقِرَ الْعِلْمِ بَعْدَ النَّبِيِّ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ الصَّادِقَ الْبَارَّ الْأَمِينَ ،سلام بر آدم برگزيده خدا، سلام بر نوح پيامبر خدا، سلام بر ابراهيم دوست خدا سلام بر موسى هم سخن خدا، سلام بر عيسى روح خد، سلام بر تو اى رسول خدا سلام بر تو اى بهترين خلق خدا، سلام بر تو اى برگزيده خدا، سلام بر تو اى محمّد بن عبد اللّه خاتم پيامبران، سلام بر تو اى امير مؤمنان على بن ابى طالب، جانشين رسول خدا سلام بر تو اى فاطمه سرور بانوان جهانيان، سلام بر شما اى دو فرزندزاده پيامبر رحمت، و دو سرور جوانان اهل بهشت، سلام بر تو اى على بن الحسين سرور عبادت كنندگان، و نور چشم بينندگان، سلام بر تو اى محمد بن على، شكافنده دانش، پس از پيامبر، سلام بر تو اى جعفر بن محمد راستگوى نيكوكار امين،السَّلامُ عَلَيْكَ يَا مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ الطَّاهِرَ الطُّهْرَ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا عَلِيَّ بْنَ مُوسَى الرِّضَا الْمُرْتَضَى السَّلامُ عَلَيْكَ يَا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ التَّقِيَّ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا عَلِيَّ بْنَ مُحَمَّدٍ النَّقِيَّ النَّاصِحَ الْأَمِينَ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا حَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ السَّلامُ عَلَى الْوَصِيِّ مِنْ بَعْدِهِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى نُورِكَ وَ سِرَاجِكَ وَ وَلِيِّ وَلِيِّكَ وَ وَصِيِّ وَصِيِّكَ وَ حُجَّتِكَ عَلَى خَلْقِكَ السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا السَّيِّدُ الزَّكِيُّ وَ الطَّاهِرُ الصَّفِيُّ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ السَّادَةِ الْأَطْهَارِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ الْمُصْطَفَيْنَ الْأَخْيَارِ السَّلامُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَ عَلَى ذُرِّيَّةِ رَسُولِ اللَّهِ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ. سلام بر تو اى موسى بن جعفر، پاك و پاكيزه، سلام بر تو اى على بن موسى الرضا، امام پسنديده، سلام بر تو اى محمد بن على پرهيزکار، سلم بر تو اى على بن محمد النّقى، خيرخواه امين، سلام بر تو اى حسن بن على، سلام بر جانشين پس از او، پروردگارا درود فرست بر نورت و چراغت، و نماينده نماينده ات، و جانشين جانشينت، و حجّتت بر آفريدگانت، سلام بر تو اى سرور پاكيزه و پاك و برگزيده، سلام بر تو اى فرزند سروران پاك، سلام بر تو اى فرزند برگزيدگان و خوبان، سلام و رحمت و بركات خدا بر رسول خدا و بر فرزندان رسول خدا.السَّلامُ عَلَى الْعَبْدِ الصَّالِحِ الْمُطِيعِ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا أَبَا الْقَاسِمِ ابْنَ السِّبْطِ الْمُنْتَجَبِ الْمُجْتَبَى السَّلامُ عَلَيْكَ يَا مَنْ بِزِيَارَتِهِ ثَوَابُ زِيَارَةِ سَيِّدِ الشُّهَدَاءِ يُرْتَجَى السَّلامُ عَلَيْكَ عَرَّفَ اللَّهُ بَيْنَنَا وَ بَيْنَكُمْ فِي الْجَنَّةِ وَ حَشَرَنَا فِي زُمْرَتِكُمْ وَ أَوْرَدَنَا حَوْضَ نَبِيِّكُمْ وَ سَقَانَا بِكَأْسِ جَدِّكُمْ مِنْ يَدِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ أَسْأَلُ اللَّهَ أَنْ يُرِيَنَا فِيكُمُ السُّرُورَ وَ الْفَرَجَ وَ أَنْ يَجْمَعَنَا وَ إِيَّاكُمْ فِي زُمْرَةِ جَدِّكُمْ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ أَنْ لا يَسْلُبَنَا مَعْرِفَتَكُمْ إِنَّهُ وَلِيٌّ قَدِيرٌ ،سلام بر بنده شايسته، فرمان بُردار پروردگار جهانيان، و پيرو رسول او و امير مؤمنان، سلام بر تو اى ابا القاسم فرزند سبط نجيب برگزيده، سلام بر تو اى كسی كه به زيارتش، ثواب زيارت سيد الشهدا اميد می رود، سلام بر تو، خدا ميان ما و شما در بهشت، شناسايى برقرار كند، و در گروهتان محشور فرمايد، و به حوض پيامبرتان وارد سازد، و به ما با جام جدّتان از دست على بن ابيطالب بنوشاند، درود خدا بر شما، از خدا می خواهم كه به ما درباره شما، خوشحالى و گشايش بنماياند، و ما و شما را در گروه جدّتان محمد درود خدا بر او و خاندانش گرد آورد، و معرفت شما را از ما باز نگيرد، به درستى كه او سرپرست توانايى است،أَتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ بِحُبِّكُمْ وَ الْبَرَاءَةِ مِنْ أَعْدَائِكُمْ وَ التَّسْلِيمِ إِلَى اللَّهِ رَاضِياً بِهِ غَيْرَ مُنْكِرٍ وَ لا مُسْتَكْبِرٍ وَ عَلَى يَقِينِ مَا أَتَى بِهِ مُحَمَّدٌ نَطْلُبُ بِذَلِكَ وَجْهَكَ يَا سَيِّدِي اللَّهُمَّ وَ رِضَاكَ وَ الدَّارَ الْآخِرَةَ يَا سَيِّدِي وَ ابْنَ سَيِّدِي اشْفَعْ لِي فِي الْجَنَّةِ فَإِنَّ لَكَ عِنْدَ اللَّهِ شَأْناً مِنَ الشَّأْنِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ أَنْ تَخْتِمَ لِي بِالسَّعَادَةِ فَلا تَسْلُبْ مِنِّي مَا أَنَا فِيهِ وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلّا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ اللَّهُمَّ اسْتَجِبْ لَنَا وَ تَقَبَّلْهُ بِكَرَمِكَ وَ عِزَّتِكَ وَ بِرَحْمَتِكَ وَ عَافِيَتِكَ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ أَجْمَعِينَ وَ سَلَّمَ تَسْلِيماً يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ.من با دوستى شما، و بيزارى از دشمنان تان، و تسليم بودن به خدا، تقرّب به خدا می جويم، با خشنود بودن به آن، بدون انكار و تكبّر، و به يقين به آنچه محمّد آن را آورده، به اين امر و خاطر تو را میجويم اى سرور من، خدايا خشنودى تو، و خانه آخرت را می خواهم، اى سرور من و فرزند سرور من، برايم درباره بهشت شفاعت كن، زيرا براى تو نزد خدا مقامى از مقامات والا است.خدايا از تو می خواهم كه سرانجام كارم را به خوشبختى ختم كنى، و آنچه را در آنم از دستم نگيرى، جنبش و نيرويى جز به خداى والاى بزرگ نيست.خدايا براى ما اجابت كن، و آن را به كرم و عزّتت، و رحمت و عافيتت بپذير، و درود خدا بر محمّد و خاندان او و بر آنان سلام باد، سلامى كامل، اى مهربان ترين مهربانان.منبع: میزان ]]> فرهنگی هنری Tue, 03 Jan 2017 10:34:36 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcfxcdm0w6dtxa.igiw.html عکس لو رفته از مدافعان حرم در هتل پرستاره «شام» http://www.nedayeenghelab.com/vdce7v8xzjh8n7i.b9bj.html به گزارش ندای انقلاب، حدود ۵ سال از آغاز جنگِ خونین علیه «مزدوران سعودی» و «تروریست‌های وهابی» در «سوریه» می‌گذرد. گذرد. مردانِ غیور این سرزمین و شاگردانِ مکتب «اهل بیت(صلوات الله علیهم)»گروه گروه به میادین جهاد و مقاومت رهسپار می شوند و بی ادعا و هیاهو، به دفاع از مرزهای مقدس اعتقادی و سیاسی خود می پردازند و در این میان، جاهلا و بزدلان و عافیت طلبان، چه زخم زبان‌ها و چه طعن و کنایه‌ها که به ناحق نثارشان نمی کنند. یک روز داستان حقوق های نجومی برای مدافعان حرم!!!، یک روز داستان تطمیع مدافعان حرم با وعده رفاه اجتماعی، یک روز داستانِ... تا بوده همین بوده و چنین خواهد بود و مردانِ حق را چه باک از این ناجوان‌مردی‌ها و نمک نشناسی‌ها؟ نمایی که پیش رو دارید، تصویری است لو رفاه از هتلِ پنج ستاره‌ی مدافعان حرم در سوریه. هتلی که پنج ستاره نیست اما هزار ستاره است و ستاره های آن، مردانِ شهیدی هستند که بر تارکِ تاریخ می درخشند: ]]> فرهنگی هنری Tue, 03 Jan 2017 10:32:36 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdce7v8xzjh8n7i.b9bj.html پناهیان: خیلی‌ها عمارگونه سر و صدا کردند اما ضدانقلاب شدند/ امتیاز «عمار» را به فرآیند تولیدات موفق می‌دهم http://www.nedayeenghelab.com/vdci3yapvt1aw32.cbct.html به گزارش ندای انقلاب، پنجمین روز جشنواره مردمی فیلم عمار در سالن‌های اکران فیلم سینما فلسطین برگزار شد.در میان آثاری که در روز پنجمین جشنواره اکران شد می‌توان به «who is hussain»، «مجاهدت‌های خاموش»، «به نام آزادی»، «هزار و یکمین سنگر»، «یک شهر یک قیام»، «فاستقم»، «شیخ صباح»، «کنده دیگر دود نمی‌کند»، «وقتی آمد...»، «فضیلت ابدی»، «تک تیراندازان زینب»و ... اشاره کرد.از دیگر برنامه‌های جشنواره کارگاه آموزشی «میزانسن در فن مصاحبه مستند» با تدریس محمد دیماسی در سالن ۳ سینما فلسطین بود.مستند «who is hussain» در مدت زمان ۲۴ دقیقه روز گذشته از ساعت ۱۳ تا ۱۴:۱۰ دقیقه در سالن شماره دو نمایش داده شد. این مستند به معرفی امام حسین(ع) در بستر روز اربعین پرداخته است. حسینی که انسان‌ها را فارغ از ملیت‌های مختلف، زیر یک پرچم جمع کرده، ملیت‌هایی با زبان های مختلف که زبان مشترک همه آن‌ها حسین است. هر کس از نگاه خودش امام حسین(ع) را شناخته، یکی از او درس شناخت حق و باطل و دیگری مبارزه با ظالم را آموخته است.در پایان مستند که به کارگردانی مهدی هادی تولید شده، هر کس با هر نژاد و قومیتی از موعودی می‌گوید که همراه عیسی مسیح ظهور می‌کند و جهان را از ظلم نجات خواهد داد.همچنین مستند «به نام آزادی؛ زینبیه پایتخت مقاومت»، در مدت زمان ۴۴ دقیقه از ساعت ۱۴:۲۰ تا ۱۵:۳۰ دقیقه در سالن شماره دو نمایش داده شد. صبح روز ششم بهمن ماه ۱۳۶۰، گروهک تروریستی اتحادیه کمونیست‌های ایران به شهر آمل حمله می‌کند. این اقدام تروریستی با مقاومت سپاه، بسیج و مردم قهرمان شهر آمل شکست می‌خورد و از آن روز به بعد شهر آمل به شهر هزار سنگر ملقب می‌شود.«هزار و یکمین سنگر» مستندی درباره شهید طاهره هاشمی نوجوان ۱۴ ساله است که در میانه درگیری‌های شهر آمل، زمانی که سعی داشت برای مجروحین دارو ببرد، مورد اصابت گلوله تروریست‌ها قرار گرفت و به شهادت رسید. این مستند به کارگردانی امیرحسین نوروزی و تهیه کنندگی انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس تولید شده است.کار دیگر نیز «یک شهر یک قیام» بود که در مدت زمان ۳۰ دقیقه ۱۹:۲۰ تا ۲۱ در سالن شماره یک نمایش داده شد. چاپ مقاله توهین آمیز در روزنامه اطلاعات مورخ ۱۷ دی ماه ۱۳۵۶ با عنوان ایران و استعمار سرخ و سیاه باعث واکنش مردم و طلاب قم شد. بعد از قیام مردم قم، مردم شهرهای دیگر ایران نیز در یادبود شهدای قیام قم، قیام کردند و نهضت چهلم ها، کشور را فراگرفت.مستند «یک شهر یک قیام» به کارگردانی امیرحسین خلیلی به موضوع قیام مردمی ۱۹ دی ماه سال ۵۶ و اهانت روزنامه اطلاعات به ساحت امام خمینی (ره) می‌پردازد. این مستند، روایتی از جرقه فاز نهایی مبارزات علیه رژیم شاهنشاهی است که سیزده ماه پس از آن، انقلاب اسلامی به پیروزی رسید.از جمله شخصیت‌هایی که در این روز از نمایشگاه بازدید داشتند، می‌توان به برخی هنرمندان از جمله جعفر دهقان و شخصیت‌های علمی مثل مهدی کچوئیان اشاره کرد.بخش «یک روز یک تجربه» نیز به بازخوانی تجربه رضا برجی در مستند مادران صربرنیتسا اختصاص داشت.*پناهیان: امتیاز «جشنواره عمار» را به فرآیند تولیدات موفق می‌دهماز جمله مهمترین برنامه‌های سومین روز برگزاری جشنواره عمار سخنرانی حجت‌الاسلام علیرضا پناهیان، استاد حوزه در نشستی که با تأخیر زیاد برگزار شد، به موضوع فنون فیلم‌سازی اسلامی پرداخت.پناهیان در این نشست که البته با تأخیر و جمعیت زیاد برگزار شد، طی سخنانی عنوان کرد: اکثر افراد در چنین موقعیت‌هایی از یک کار هنری یا فیلم خوب صحبت می‌کنند و در مقام نقادی عیب و ایرادهای کارها را می‌گیرند البته نقد به جا مایه رشد است یا یک فیلم خوب گاهی تحسین و برجستگی‌های آن باید تشویق شود حتی یک کتاب خوب و محصول و موسیقی خوب نیز همینطور است اما گاهی که از هنر اسلامی و انقلابی صحبت می‌شود توجه‌ها بیشتر به نتیجه و محصول می‌رود با این حال من تمایل دارم درباره فرآیند تولید یک فیلم خوب صحبت کنم.وی در ادامه افزود: نقد یک محصول فرهنگی و فیلم کار دشواری است من هم نمی‌توانم به راحتی به نقد آثار به ویژه در عمار بپردازم چون هم فیلم‌ها را ندیده‌ام و هم ترجیح می‌دهم نقد نکنم شاید توافق حاصل نشود، ساده ترین کار این است که نگاه کنیم جایی اگر حجابی رعایت نشده یا بی فرهنگی شده نقد کنیم اما اینکه واقعا یک محصول فرهنگی، هنری و مشخص را نقد کنیم کار دشواری است بنده خودم خیلی اوقات سر نقد فیلم‌های خوب با افراد متعهد و مقید هم به توافق نمی‌رسم.گاهی برخی آثار به ظاهر ارزشی و خوب هستند اما در دراز مدت آثار مخربی دارند باید مراقب این آثار بودپناهیان با اشاره به اینکه گاهیبرخی آثار به ظاهر ارزشی و خوب هستند اما در دراز مدت آثار مخربی دارند باید مراقب این آثار بود، گفت: گفت‌وگوی نقادانه برای هر اثر هنری لازم است اما راه حل نهایی نیست چرا که به راحتی تفاهم حاصل نمی‌شود.وی اظهار داشت: ما هنوز نتوانسته‌ایم تربیت انسان‌هایی مثل سلحشورهای دوران دفاع مقدس را برعهده بگیریم، این افراد در جبهه‌ها افراد متفاوتی نبودند اینها هم تربیت شدند اما ما باید فرایند تربیت را باز طراحی کنیم ما به فرآیندها نپرداختیم به محصول توجه کردیم. شهدایی که از آنها امروز نام می‌بریم فرآیند تربیتشان مهم بوده است.پناهیان با بیان اینکه امتیاز جشنواره عمار را بیشتر از تولید محصولات خوب به فرآیند تولید محصولات خوب می‌دهد، یادآور شد: این امتیاز برجسته‌تر از تولید چند محصول خوب است ما باید چرخه تولید را بدست بیاوریم، برای من کلمه «مردمی» بودن عمار بیشتر از محصولات آن ارزش دارد خیلی‌ها عمارگونه صروصدا راه می‌اندازند اما بعد مشخص می‌شود تصادفی در این مسیر قرار گرفته‌اند و در طول انقلاب به ضدانقلاب‌هایی تبدیل شده‌اند این نمونه‌ها کم نیستند اما کمشان مشهورند.وی در ادامه یادآور شد:‌هنرمند در فرآیند تولید خیلی مهمتر از محصول هنری است برعکس آنچه در بازار نقد می‌گویند که چرا فیلمساز را نقد می‌کنی، فیلم را نقد کن! ما با این فیلم باید فکر فیلمساز را بفهمیم. بنابراین یکی از بهترین نقدها همین است که نقبی به فرآیند زده شود.پناهیان همچنین توضیح داد: یکی از بهترین راهکارها برای یک فرآیند تولید فیلم خوب جمعی کار کردن است مثل کار عماری‌ها این حرکت خودجوش مردمی و انگیزه‌های شخصی انقلابی واقعا ارزشمندتر است.جمعی کار کردن به معنای این نیست که بگوییم یک کارگردان، تهیه کننده، فیلمبردار و صدابردار تیمی کار می‌کنند بلکه منظور این است که به جای یک نفر، مثلا سه نفر این فیلم را ساخته باشند. ما نیازمند تیم‌های مستندساز هستیم نتیجه جمعی کار کردن پخته تر شدن کار است. این باعث پخته تر شدن کارگردان‌ها و رشد کردن آنها می‌شود.در پایان این نشست نیز پرسش و پاسخ بین حضار و حجت‌الاسلام پناهیان برگزار شد.انتهای پیام/ ]]> فرهنگی هنری Tue, 03 Jan 2017 10:14:44 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdci3yapvt1aw32.cbct.html «یتیم‌خانه ایران»؛ هویت گمشده‌ ما در تاریخ‌نگاری سکولار http://www.nedayeenghelab.com/vdcf1edmtw6dt1a.igiw.html به گزارش ندای انقلاب، تاریخ ما پر است از غم‌ها و شادی‌ها. غم‌هایی که هنوز هم با گذر سالها هنوز داغش بر دل‌ها زنده است و حسرتش باقی و شادی‌هایی که شیرینی‌اش کام‌ها را شیرین کرده است و افتخارش باقی. قرارداد گلستان و ترکمانچای در تاریخ دویست ساله اخیر ایران از این دست است در غم‌ها و فتح خرمشهر از این دست است در شیرینی‌ها.جفای ما به تاریخ این است که از شیرینی‌های تاریخ کشورمان نوشتیم و روایت‌های هنری ساخته‌ایم. در باب مقاومت و فتح خرمشهر هم سریال ساخته‌ایم و هم فیلم. هم داستان نوشته‌ایم و هم رمان . فتح خرمشهر را هر ساله جشن می‌گیریم و برایش سرود می‌سازیم و شعر می‌سراییم. البته که هر چقدر از این شیرینی‌ها روایت کنیم کم است؛ خصوصا تاریخ پر فراز و نشیب انقلاب و دفاع مقدس که به واسطه‌ی مردمی بودن آن پر است از روایت‌های گوناگون و جذاب و به‌یادماندنی. روایت‌ این پیروزی‌ها در بالا بردن حس اعتماد به نفس و غرور ملی بسی موثر است و مهم.اما جفای ما به تاریخ اگر چه در شیرینی‌های آن‌ هم است در تلخی‌ها و شکست‌هایش هم مضاعف است. روایت ترکمانچای و گلستان به عنوان یکی از تلخ‌ترین اتفاقات تاریخ ما از کتاب‌های تاریخ مان فراتر نرفته است. نه فیلم و سریالی از آن ساخته‌ایم و نه رمان و داستانی نوشته‌ایم. البته که روایت شکست‌ها و تلخی‌ها سخت است و شاید به مذاق مخاطب خوش نیاید ولی این تلخی‌ها، عبرت‌های تاریخ است. اگر قرار است ترکمانچای و گلستانی تکرار نشود باید مردم کوچه و بازار در داستان، رمان، فیلم و سریال با آن همراه شوند و زندگی کنند. غصه بخورند و غم آن تلخی‌ها بر دلشان بنشیند. روایت‌ هنرمندانه البته باید این توانایی را داشته باشد که مخاطب در پایان داستان دچار یاس و ناامیدی نشود، بلکه دچار انگیزه و امید مضاعف شود برای تلاش بیشتر در راه اعتلای وطن.اگر روایت ترکنچای و گلستان هنرمندانه و عامیانه یعنی به زبان قابل فهم برای عموم مردم انجام شد، آن زمان می‌توان امید داشت ملت زیر بار قرارداد ننگینی دیگر نروند.در دوران پایانی قاجار یعنی از عصر مشروطه تا پایان دوره پهلوی، کشور ما دچار پدیده‌ی تاریخ نگاری سکولار شده است. یعنی روایت تاریخ از دیدگاه یک روشنفکر غربزده که دل در گرو شرق و غرب داده بوده است. فردی که می‌خواسته تاریخ را روایت کند در فرنگستان درس خوانده و مستقیم و غیر مستقیم به یکی از سفارت‌های دُوَل بیگانه مرتبط بوده است. از نگاه چنین مورخی وابسته بودن کشور به یکی از قدرت‌های جهانی نه تنها عیب که یک الزام و نیاز قطعی کشور بوده و علم استقلال بلند کردن تحجر و عقب‌ماندگی بوده است.لذا پناهندگی به سفارت انگلیس در دوران نهضت مشروطه اگر‌چه امروز یکی از نقاط تاریک مشروطه‌ است ولی برای روشنفکر آن زمان و حتی امروز امری بدیهی است؛ لذا اگر شنیده می‌شود سی نفر ایرانی به اصطلاح فعال حقوق بشر و روزنامه نگار و ... به رییس جمهور آمریکا نامه نوشته اند که تحریم‌ها علیه ایران را افزایش بدهید تا جمهوری اسلامی به زانو دربیاید؛ پدیده‌ تازه‌ای نیست که عقبه‌ای دویست ساله دارد.مورخ سکولار روایت تاریخ می‌کند بدون دیدن سنت‌ها و آیین‌های حاکم بر زندگی مردم. بدون بیان خیانت‌ها و جنایت‌های غربی‌ها و شرقی‌ها. هر زمان که توانسته به شاه کشور نزدیک شود تملق‌اش را گفته و هر جا مورد غضب واقع شده به انتقاد برخاسته. اگر از غرب بد گفته به واسطه‌ی جنایت‌هایش، خود به شرق وابسته بوده و اگر از شرق بد گفته به واسطه‌ی دخالت‌هایش، به غرب وابسته بوده.در ادبیات مورخ سکولار نهضت تنباکو یا سانسور می‌شود یا تحریف! مورخ سکولار پای چوبه‌دار شیخ شهید مشروطه مشروعه، شیخ فضل‌الله نوری، کف می‌زند و هنگامه شهادت میرزا کوچک جنگلی لبخند!اما همین مورخ سکولار تمام تلاش خود را می‌کند که جنایت‌ها و دخالت‌ها و رذالت‌های اجنبی را توجیه و اگر نتوانست از صفحه کتاب تاریخ محو و پاکش کند. البته که تاریخ را نمی‌شود برای همیشه پنهان کرد و هر میزان که دستگاه حاکم شاهنشاهی تلاش می‌کرد با تاریخ سازی و تطمیع مطبوعات و نویسندگان آن را به نفع خود روایت کند، نتوانست. واقعه قیام گوهرشاد را باید از این دست دانست و جدایی بحرین از ایران و ....فیلم «یتیم خانه ایران» نورافکنی است بر یکی از قسمت‌های تیره و تار تاریخ ایران معاصر که گرفتار بلای تاریخ نویسی سکولار شده است. روایت قحطی و بیماری گسترده‌ای که قریب به چند میلیون ایرانی به واسطه‌ی آن جان خود را از دست می‌دهند و انگلیسی‌ها در شکل‌گیری و تشدید‌ آن نقش محوری داشتند. «ابوالقاسم طالبی» کارگردان فیلم، هنرمندانه از دل واقعه‌ای تلخ، داستانی حماسی خلق کرده است که تماشاگر همراه با آنکه دلش از آن همه رنج و محنت پدران و مادران خود به درد آمده است و گاه بغض و اشک را در تاریکی سینما تجربه می‌کند ولی نتواند با قهرمان فیلم همذات پنداری نکند و از اجنبی اشغال‌گر نفرت به دل نداشته باشد. «یتیم خانه ایران» روایت یک فاجعه است، یک غم بزرگ و ذلتی آشکار، که به واسطه‌ی شاه بی‌کفایت و همراهی روشنفکر غربگرا به ایرانی تحمیل شد و حماسه‌ای که حتی در بدترین شرایط و پرخفقان‌ترین جو سیاسی و اجتماعی کشور، همیشه ایرانیان، قهرمانانی دارند که چون اسطوره‌های ادبیات داستانی‌شان زیر بار ظلم و ستم نمی‌روند.غرب اما در روایت‌گری از ما خیلی پیش‌تر است. با ابزار هنر خیلی از مواقع به جای روایتگری، روایت سازی می‌کند تا بتواند افکار عمومی را در راستای اهداف خود مدیریت کند. دهها فیلم، مقاله و کتاب نشر پیدا کرده است که اثبات کنند هیتلر پنج میلیون یهودی را در کوره‌های آدم سوزی سوزانده است. افسانه هولوکاست به مدد هنر امروز در غرب واقعیت حقیقی شده است؛ هر چند حقیقت نیست. اما ما در ایران کاری سخت تر داریم، می‌خواهیم حقایق تاریخی را از لابه‌لای تحریف‌ها و دروغ‌های روشنفکر‌نماهای غربگرا و سلطنت طلب‌های شاه‌پرست به درستی روایت کنیم.کاری سخت و در عین حال مهم و الزامی. هویت ایرانی در گرو روایت دقیق این تاریخ است. آنها که می‌خواهند ایرانی وابسته باشد و ذلت‌پذیر روایت‌سازی می‌کنند و آنها که ایران وایرانی را سربلند می‌خواهند باید روایت درست تاریخ کنند و جریان عزت و استقلال را برجسته‌کنند به عنوان الگوهایی برای ادامه‌ی مسیر سرافرازی ایران عزیز. منبع : فارس انتهای پیام/ ]]> فرهنگی هنری Sun, 01 Jan 2017 12:06:14 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcf1edmtw6dt1a.igiw.html