پایگاه خبری ندای انقلاب - آخرين عناوين فرهنگی هنری :: rss_full_edition http://www.nedayeenghelab.com/vsngrt194kjoa.pra.html Sat, 10 Nov 2018 09:28:27 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://www.nedayeenghelab.com/skins/default/fa/{CURRENT_THEME}/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری تحلیلی ندای انقلاب http://www.nedayeenghelab.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری تحلیلی ندای انقلاب آزاد است. Sat, 10 Nov 2018 09:28:27 GMT فرهنگی هنری 60 امسال عمره مفرده نداریم http://www.nedayeenghelab.com/vdcftxdmxw6dvja.igiw.html به گزارش ندای انقلاب، سفر عمره مفرده یکی از سفرهایی است که همواره بسیاری از مسلمانان آرزوی رفتن به این سفر معنوی را دارند تا جایی که بسیاری از افراد حتی یک بار را در زندگی خود به عمره مفرده مشرف می‌شوند.در سال‌های گذشته نیز سالانه هزاران ایرانی در ماه‌ها و مناسبت‌های مختلف از سوی سازمان حج و زیارت به سفر عمره مفرده مشرف می‌شدند که پس از فاجعه منا و شهادت هزاران مسلمان از جمله حدود ۵۰۰ ایرانی به دست شجره ملعونه آل‌سعود در سال ۹۴ و قطع روابط سیاسی ایرانی و عربستان، عمره مفرده و حج تمتع تعطیل شد. البته با توجه به اهمیت حج تمتع در دین اسلام، با نظرات مسؤولان نظام و مراجع تقلید، حج تمتع پس از یک سال وقفه برقرار شد و اما به دلیل بی‌توجهی عربستان و بی‌پاسخی آن‌ها درباره دلایل فاجعه منا همچنان عمره مفرده تعطیل است و هیچ زائر ایرانی در مناسک عمره مفرده در ماه‌های مختلف حضور نمی‌‌یابد.اواسط بهار امسال، حمید محمدی رئیس سازمان حج و زیارت نیز در گفت‌وگویی، برقراری عمره مفرده را در گرو برپایی مناسب و در امنیت زائران حج تمتع ۹۷ عنوان کرد و از ثبت‌نام حدود ۶ میلیون ایرانی برای سفر عمره مفرده خبر داد.اوایل سال جاری با توجه به مذاکرات ایران و عربستان و ایجاد تدارکات لازم برای برپایی حج ۹۷، حجت‌الاسلام قاضی‌عسکر نماینده ولی‌‌فقیه در امور حج و زیارت از آغاز مذاکرات برای برقراری عمره مفرده در سال ۹۷ خبر داد که پس از برپایی موفقیت‌آمیز حج تمتع امسال خبرها حاکی از برپایی عمره مفرده از پاییز امسال بود.برقراری عمره مفرده به این دلیل قوت گرفته بود که مسؤولان حج عربستان تمایل به برقراری عمره مفرده در ایران داشتند و پس از آن مسؤولان حج و زیارت و بعثه مقام معظم رهبری برای برپایی این سفر معنوی با متولیان حج عربستان وارد مذاکره شدند و این مذاکرات به تهیه پیش‌نویس عمره مفرده منجر شد.در این پیش‌نویس، ایران شرایط خود برای برقراری عمره مفرده را ذکر کرد که از مهم‌ترین این شرایط، ایجاد امنیت، عزت و کرامت زائران ایرانی بود. البته متولیان عربستان این شرایط را پذیرفتند و به نظر می‌رسید که عمره مفرده امسال برقرار شود.اما با توجه به اینکه روابط سیاسی بین ایران و عربستان همچنان برقرار نیست و حتی حج تمتع نیز بدون برقراری روابط سیاسی دو کشور در حال انجام است، برپایی عمره مفرده نیازمند مطالعات و بررسی‌های بیشتر سیاسی بود.به همین دلیل حجت‌الاسلام قاضی‌عسکر سرپرست حجاج ایرانی در گفت‌وگویی با خبرگزاری فارس با اشاره به اینکه گفت‌وگوی رسمی با مقامات عربستان برای برقراری عمره مفرده صورت نگرفته است، گفت: برپایی مجدد عمره مفرده هنوز قطعی نیست و برای از سرگیری اعزام زائران عمره مفرده باید منتظر نظر مقامات کشور باشیم. با توجه به اتفاقات اخیر و قتل نامعلوم خاشقچی یکی از روزنامه نگاران منتقد عربستان در سفارت این کشور و همچنین جنایات عربستان در منطقه از جمله کشتار مردم بی‌دفاع یمن و هم‌پیمان شدن کاخ پادشاهی سعودی با آمریکایی‌ها، به نظر می‌رسد که مسؤولان کشورمان تمایلی به برقراری ارتباط سیاسی با کشور عربستان نداشته باشند. چرا که در صورت موافقت مقامات کشور، عمره مفرده باید از پاییز امسال آغاز می‌شد اما به دلیل عدم موافقت مقامات جمهوری اسلامی ایران به منظور برقراری عمره مفرده، برپایی این سفر زیارتی و معنوی در هاله‌ای از ابهام است.حتی بر اساس شنیده‌ها برخی از مقامات کشور و حتی مسؤولان دولتی همچون محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه در جلسات متعدد از عدم تمایل ایران به برقراری عمره مفرده سخن گفته‌اند که با این تفاسیر عمره مفرده برای امسال برقرار نمی‌شود.۶ میلیون ایرانی برای سفر عمره مفرده نام‌نویسی کرده‌اند که پس از برقراری عمره مفرده به ترتیب اولویت به این سفر معنوی مشرف خواهند شد.منبع : فارسانتهای پیام/ ]]> فرهنگی هنری Sat, 10 Nov 2018 09:10:21 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcftxdmxw6dvja.igiw.html رهبر انقلاب مرید کدام شاعر و فیلسوف بودند http://www.nedayeenghelab.com/vdcc0xq142bqe08.ala2.html به گزارش ندای انقلاب، امروز در هر استان یا شهر و حتی روستای ایران سری بزنید، نام و نشانی از اقبال لاهوری می‌شود یافت. خیابان‌های زیادی در ایران به نام اقبال لاهوری هستند و مردم این کشور او را با عنوان علامه خطاب می‌کنند؛ اما کمتر شهروندی را می‌شود سراغ گرفت که با آثار و به‌ویژه اشعار او آشنا باشد. شاید بشود گفت به همان اندازه که نام او مشهور و شناخته شده است، آثار و اشعار و نوشته‌هایش در غربت به سر می‌برند. محمد اقبال لاهوری در ۱۸ آبان ماه ۱۲۵۶ هجری شمسی در یک خانواده متدین در شهر سیالکوت از توابع ایالت پنجاب پاکستان (هند آن زمان) به دنیا آمد. وی پس از اتمام دوره کالج، در رشته فلسفه دانشگاه لاهور ادامه تحصیل داد و با اتمام دوره فوق‌لیسانس از دانشگاه پنجاب با رتبه اول، عهده‌دار تدریس در رشته‌های تاریخ، فلسفه و علوم در همان دانشگاه شد.او پس از مدتی جهت تکمیل تحصیلاتش راهی اروپا شد که این سفر علمی تاثیر زیادی بر افکارش به جای گذاشت. او در دانشگاه کمبریج، تحصیل فلسفه را ادامه داد و در آنجا با یکی از پیروان هگل به نام مک تاگارت، ملاقات معروفی داشت. همچنین اقبال در این دوره از فعالیتش، فرصت آشنایی با دو مستشرق مشهور، یعنی ادوارد براون و رینولد نیکلسون را پیدا کرد. اقبال پس از کسب فارغ‌التحصیلی در رشته فلسفه اخلاق از دانشگاه کمبریج، راهی دانشگاه مونیخ آلمان شد و با ارائه پایان‌نامه خود تحت عنوان «سیری در فلسفه ایران» موفق به دریافت درجه دکتری شد. او مدتی نیز به جای توماس آرنولد در دانشگاه لندن، به تدریس زبان و ادبیات فارسی پرداخت.اما شاید نقطه اوج در زندگی اقبال وقتی فرا رسید که وضعیت زندگی ناگوار مردم و اختلافات قومی و طبقاتی در جهان اسلام و عشق به آزادی، این فیلسوف و شاعر را به سوی حرکت‌های سیاسی سوق داد تا جایی که نهایت کنش‌های سیاسی او در آن زمان، پیشنهاد تشکیل دولت پاکستان در جلسه سالیانه حزب مسلم‌بیگ در الله‌آباد بود. فضای سیاسی اجتماعی هند در روزگار اقبالاگر بخواهیم عظمت کار ویژه‌ای که اقبال انجام داد، بشناسیم و نقش بی‌بدیل او در ترویج زبان‌فارسی در شبه قاره را بررسی کنیم، باید شرایط آن زمان شبه‌قاره و به‌طور کلی منطقه غرب آسیا را مدنظر قرار دهیم. اقبال در برهه‌ای تاریخی کار خود را آغاز کرد که جهان اسلام، هم از نظر سیاسی مغلوب غرب شده بود و هم از جهات فرهنگی و فکری «هویت» و «شخصیت» خود را در مقابل غرب به تدریج فراموش می‌کرد. در جهان اسلام، از قرن نوزدهم میلادی نفوذ استعمار به سرعت افزایش یافت و امروز با ورق زدن تاریخ، به سختی می‌شود یک سرزمین اسلامی پیدا کرد که به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم زیر یوغ استعمار کهن یا استعمار نو قرار نگرفته باشد. اما استعمار در کشورهای اسلامی با دو مانع بزرگ برخورد کرد؛ یکی اسلام، ایمان و تعهد اسلامی مردم و دیگری نفوذ روحانیون و علمای اسلام. بدین سان استعمارگران درصدد برآمدند که برای حفظ مستعمرات خودشان، امپریالیسم فرهنگی را گسترش دهند و با توسعه تفکر و اندیشه غربی و صدور مکاتب و ایدئولوژی‌های خود، مبانی اعتقادات اسلامی مردم را سست کنند.اقبال در راس متفکرینی بود که به رویارویی با استعمار غرب پرداخت و به‌خصوص در وجهه عقیدتی و فرهنگی با جهادهای فکری و سیاسی پیگیرانه‌اش، نقشه‌های استعمارگران را نقش بر آب ساخت و یک نهضت بازگشت به خویشتن را در جهان اسلام آغاز کرد. اقبال تحت تاثیر سیدجمالپیش از اقبال لاهوری، سیدجمال‌الدین اسدآبادی، پیشگام جریان اصلاح‌گری در جهان اسلام به حساب می‌آمد و اقبال هم او را به‌عنوان مرشد و استاد خود قلمداد می‌کند و در مثنوی جاویدنامه می‌سراید:سیدالسادات مولانا جمالزنده از گفتار او سنگ و سفالگفت مشرق زین دو کس بهتر نزادناخن‌شان عقده‌های ما گشاد نقش موثر جمال‌الدین اسدآبادی را از آن جهت می‌توان بررسی کرد که با افکار آتشین خود در همه رشته‌ها و تمامی مناطق جهان اسلام، رستاخیزی به وجود آورد که در روند اندیشیدن به این دست مسائل موثر بود و از این طریق جرقه‌ای برای شعله‌ور ساختن نبوغ‌های دیگر، از جمله محمد عبده، اقبال و حسن البنا زده شد. با این وجود سیدجمال به علت گستردگی دامنه فعالیتش، نتوانست کار فکری و ایدئولوژیک عمیقی را به‌جای گذارد.در کلام و الهیات، کار سیدجمال را محمد عبده دنبال کرد، در صحنه سیاست اخوان‌المسلمین، مسلم‌لیگ و سازمان‌های دیگر ایده‌های او را پی گرفتند و در فلسفه و رویارویی روبنایی با استعمار فرهنگی و فکری هم اقبال مهم‌ترین نقش را عهده‌دارشد. اقبال کوشید تا از یک سو اسلام را به صورت یک ایدئولوژی زنده و همه‌جانبه معرفی کند و از سوی دیگر جمود فکری مسلمانان را بشکند و مکاتب و ایدئولوژی‌های شرق و غرب را شکست دهد.در زمانی که اقبال دست به مجاهدت‌های فکری زد، در جهان اسلام، شبه‌روشنفکران خودباخته و عاملان استعمار غرب از هر طرف بر شرق اسلامی فشار آورده و حمله بزرگی را آغاز کرده بودند تا مسلمانان را دچار ازخودبیگانگی کنند. اقبال با نوشته‌ها و اشعارش، برای مهار کردن این جریان خطرناک، نقشی تاریخی بازی کرد. این روشنفکر غرب‌دیده و مسلط بر فکر و اندیشه غربیان، کسی بود که بیش از همه غرب و ارزش‌های آن را مورد حمله قرار داد و نقاط ضعفش را افشا کرد. او ارزش‌های اصیل اسلامی را مورد تاکید قرار داد و نسل جوان مسلمان را از نعمت اعتمادبه‌نفس مجدد برخوردار ساخت.او از یک سو رهبری حزب مسلم‌لیگ را در دست گرفت و نقشی اساسی در تشکیل کشور پاکستان داشت و از سوی دیگر با شعرهای آتشین خود، روحیه انقلاب و مبارزه را میان جوانان ایجاد کرد. اقبال در شعرهای خود مسلمانان را دعوت می‌کند که «عقاب» و «شاهین»گونه باشند و نه کبوتر مانند که لقمه این و آن شوند.او در دوران جنگ جهانی اول در جنبش خلیفه که جنبشی اسلامی بر ضد استعمار بریتانیا بود، عضویت داشت. وی با مولانا محمد علی و محمدعلی جناح همکاری نزدیک داشت و در سال ۱۹۲۰ در مجلس ملی هندوستان حضور پیدا کرد و اقبال در سال۱۹۳۰ به‌عنوان رئیس اتحادیه مسلمانان در الله‌آباد و سپس در سال ۱۹۳۲ در لاهور انتخاب شد. اقبال و شریعتی؛ تبیین تعهد در هنرهر قدر که اقبال از فرهنگ ایران تاثیر پذیرفته بود، متفکران ایرانی هم از اقبال تاثیر گرفته‌اند. شاید مشهورترین شخصیت فکری که در ایران تحت تاثیر آرای اقبال لاهوری قرار داشت، دکتر علی شریعتی بود. شریعتی خودش از مهم‌ترین متفکرانی است که روی اندیشه چند نسل از مسلمانان تاثیر گذاشت و امروز پرشمارترین تیراژهای ترجمه از آثار معاصر ایرانی در مناطق مختلف آسیا، شاخ‌آفریقا و سایر کشورهای اسلامی، متعلق به اوست. دکتر شریعتی به‌رغم اینکه بلاغت ادبی بالایی در سخنوری و نثرنویسی داشت، برخلاف اقبال لاهوری چندان در سرودن شعر موفق نبود؛ او اما کتابی نوشته است به نام «اقبال و ما» که در آن می‌گوید چرا اشعار اقبال والا و ارزشمند است و با توجه به منظومات این پارسی‌سرای لاهوری، به تبیین هنر متعهد و نقش آن در تحولات جامعه اسلامی می‌پردازد. دکتر شریعتی در کتاب «ما و اقبال» درباره شعر اقبال می‌گوید:«اقبال، یک شاعر است. شاید، این صفت، برای شخصیت جدی و عظیمی چون اقبال، سبک باشد، اما، وزن و ارج هر هنری، به وزن و ارج هنرمند مربوط است.» و ادامه می‌دهد: «اقبال، نمونه‌ یک هنرمند مسئول و آگاه است.» شریعتی سپس در چند سطر بعد با تبیین چیستی هنر متعهد از دیدگاه خودش می‌گوید: «ادبیات متعهد، یعنی ادبیاتی که جبرا خود را در خدمت مردم قرار داده است تا او را در مبارزه‌اش علیه طبقه‌ استثمارگر و علیه جبهه‌ سرمایه‌داری و سلطه برژوازی، یاری کند. بنابراین، ادبیات متعهد در اروپا، قطعا ضدطبقاتی و ضدسرمایه‌داری است و همراه و همگام با طبقه‌ کارگر که برای رهایی و پیروزی‌ خود، می‌جنگد. اما در دنیای سوم و بالاخص، دنیای استعمار شده، قبل از هر چیز، ضد استعماری است.» دکتر شریعتی پس از این، اقبال را به‌عنوان نمونه یک هنرمند متعهد این‌گونه معرفی می‌کند: «اقبال، یک هنرمند و یک شاعر مسئول و متعهد زمان و جامعه‌ خویش است، اما این، بدان معنی نیست که سطح اندیشه و احساس و دامنه‌ خلق هنری و ادبی‌ خویش را، در چند شعار سطحی‌ سیاسی و روزنامه‌ای و بیانی‌ مبتذل، پایین آورد. مساله‌ تعهد هنری، در کار او، محدود به مسائل روزمره‌ سیاسی نیست بلکه یک تعهد وسیع و عمیق فکری و انسانی دارد که مساله‌ ضداستعماری بودن، یکی از لوازم جبری و قطعی‌ آن است.»شریعتی در ادامه راجع‌به «بازگشت به خویشتن» و تبیین «اسرار خودی» اقبال می‌نویسد:«اقبال، یک نابغه‌ متفکری است که پس از سیدجمال، نوید نهضت «بازگشت به خویش» را در میان این امت عظیم اسلامی داد. این بازگشت به خویش، نه بدان معنی است که اخیرا رواج یافته است و پس از آن غرب‌زدگی‌ میمون‌وار، باز، به این شرق‌زدگی و «خودزدگی» و جاهلیت‌گرایی‌ مهوع، بازگشته‌ایم. بازگشت به خویش، احیای سنت‌های بومی، محلی و بدوی و جمع‌آوری و تظاهر به خرافات قومی و سنت‌های پوسیده‌ انحرافی، متحجر و عقب‌مانده‌ ارتجاعی نیست. بله، ‌برون و شبیه‌خوانی و شلیته‌پوشی و مهره‌ خر آویزان کردن، و جل و توبره‌ الاغ به دیوار اتاق ‌پذیرایی نصب کردن و فیلم حسن کچل ساختن که خویشتن سنتی و احیای فرهنگ قومی و فولکوریک نیست، این هم، باز، تقلید مهوع و میمون‌وار از فرنگی‌ها و آمریکایی‌هاست.» این بخش از نوشته‌های شریعتی، در حقیقت نقدی به روبنای فرهنگی جریانی است که امروز با عنوان «ایرانشهری» مجددا به عرصه بازگشته و اتفاقا یکی از اصلی‌ترین دشمنانش را اقبال لاهوری می‌بیند. شریعتی به‌عنوان بزرگ‌ترین مفسر اقبال که اندیشه‌های او را گسترش هم داده بود، راجع‌به «بازگشتِ به خویش» در مقابل بازگشت به توهمات باستانی می‌نویسد: بازگشت به خویش، یعنی بازگشت به خویشتن اصیل انسانی و احیای ارزش‌های فرهنگی و فکری‌ سازنده و مترقی و آگاهی‌بخش خود ما.» اقبال از دیدگاه آیت‌الله خامنه‌ایدر دی ماه ۱۳۶۴ حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، رئیس‌جمهور وقت ایران به پاکستان سفر کرد. از آنجا که این سفر نخستین حضور رئیس‌جمهور یک کشور خارجی بعد از لغو حکومت نظامی در پاکستان بود، اهمیت بالایی برای دولت و مردم این کشور داشت. گذشته از دستاوردهای دیپلماتیک، آنچه در این سفر باعث حیرت همگان شد، استقبال بی‌نظیر مردم پاکستان از آیت‌الله خامنه‌ای بود. هاشم طالب‌زاده، مسئول خبرنگاران حوزه دولت در نهاد ریاست‌جمهوری هم راجع‌به این استقبال بی‌نظیر می‌گوید: «در جریان سفر پاکستان، وقتی آقا وارد شهر لاهور شدند همه ما جا خوردیم؛ حتی خود ضیاالحق (رئیس‌جمهور پاکستان) که در آن سفر ایشان را همراهی می‌کرد. قرار بود آقا با همراهی رئیس‌جمهور پاکستان از فرودگاه این شهر به مزار اقبال لاهوری بروند و حدود یک‌ربع برای طی این مسیر پیش‌بینی شده بود، اما طی کردن این مسیر چهار ساعت طول کشید.»شاید به همین دلیل بود که رژیم نظامی ژنرال ضیاالحق، از آن پس تدریس زبان فارسی در تمامی مدارس دولتی این کشور را که تا کلاس هشتم ادامه داشت، لغو کرد و خواست که از گسترش نفوذ ایران در کشور پاکستان جلوگیری کند.کمتر از دو ماه پس از حضور آیت‌الله خامنه‌ای بر مزار اقبال لاهوری، در دانشکده‌ ادبیات دانشگاه تهران، کنگره‌ای برگزار ‌شد جهت بزرگداشت اقبال لاهوری و آیت‌الله خامنه‌ای به‌عنوان سخنران افتتاحیه‌، این روز را یکی از پرهیجان‌ترین و خاطره‌انگیزترین روزهای زندگی خود می‌داند. ایشان، سخنان خود را این‌گونه آغاز می‌کند: «خواهش می‌کنم اجازه بدهید صمیمانه و مثل کسی که سال‌ها مرید اقبال بوده و در ذهن خود با اقبال زیسته است در اینجا حرف بزنم.»چرا اقبال به ایران نیامد؟مردم ما که نخستین مخاطب جهانی اقبال بودند، متاسفانه خیلی دیر با اقبال آشنا شدند. وضعیت خاص کشور ما به‌ویژه سلطه سیاست‌های منحوس استعمار همزمان با آخرین سال‌های زندگی اقبال در کشور محبوب او، موجب شد که اقبال هرگز ایران را نبیند. این شاعر بزرگ فارسی‌گوی که بیشترین شعرش را نه به زبان مادری که به فارسی گفته است، هرگز در فضای محبوب و مطلوب خود، ایران قرار نگرفت و به ایران نیامد بلکه همان سیاست‌هایی که اقبال عمری با آنها مبارزه می‌کرد، نگذاشتند که ایده اقبال و راه اقبال و درس اقبال، به گوش مردم ایران که آماده‌ترین برای شنیدن آن پیام بودند، برسد و پاسخ این سوال که چرا اقبال به ایران نیامد را من دارم.سال ۱۸۵۷ انگلیس‌ها در هندوستان آخرین ضربه را به دولت اسلامی و حاکمیت اسلام در شبه‌قاره وارد کردند... . یعنی حکومت اسلامی و حکومت مسلمین را که دوران ضعف خود را می‌گذراند، از بین بردند. تنها مانع بر سر راه استعمار در شبه‌قاره هندوستان، وجود حکومت مسلمین بود که [انگلیس‌ها] در طول زمان توانسته بودند اینجا و آنجا را ضعیف کنند و سرداران شجاع و رجال بزرگش را از بین ببرند تا اینکه پایه‌ها و ریشه‌های عمیق تمدن اسلامی را در هند ضعیف کنند، سپس به‌یک‌باره این درخت تناور و کهنسالی را که دیگر ریشه‌ زیاد و محافظی هم نداشت و تنها مانده بود، یک‌باره قلع و قمع کردند و هند را جزء امپراتوری بریتانیا به حساب آوردند.سال ۱۸۵۷ انگلیسی‌ها می‌دانستند در هند، کسانی که با آنها مبارزه می‌کنند، مسلمان‌ها هستند و این را آزموده بودند.در کشور ما سیاست‌هایی حاکم بود که اقبال را به هیچ عنوان نمی‌توانست تحمل کند، لذا از او به ایران دعوت نشد و زمینه برای آموزش در این کشور فراهم نگردید و کتاب‌های او سال‌های متمادی در ایران انتشار نیافت. اقبال از شخصیت‌های برجسته تاریخ اسلام است و شخصیت او چنان عمیق و متعالی است که نمی‌توان تنها بر یکی از خصوصیت‌های او و ابعاد زندگی‌اش تکیه کرد و او را در آن بعد و آن خصوصیات ستود.اقبال شاعر بزرگ فارسیاگر ما فقط اکتفا کنیم به اینکه بگوییم اقبال یک فیلسوف است و یک عالم است، حق او را ادا نکرده‌ایم زیرا ابعاد دیگر زندگی اقبال آنقدر درخشنده است که چنانچه بگوییم اقبال یک فیلسوف یا یک عالم یا یک شاعر است اقبال را کوچک کرده‌ایم؛ البته اقبال بی‌شک یک شاعر بزرگ است و از بزرگان شعر به حساب می‌آید. شما اگر اشعار کسانی را ببینید که فارس نبودند ولی فارسی گفتند و آنها را با شعر اقبال مقایسه کنید، آن‌وقت عظمت اقبال برای‌تان آشکار خواهد شد. بعضی از مضامین اقبال را که او در یک بیت گنجانده است اگر انسان بخواهد با زبان نثر بیان کند، نمی‌تواند و مدتی باید زحمت بکشیم تا یک بیت را -که او به آسانی بیان کرده است- به فارسی و به نثر -که زبان خودمان هم هست- دربیاوریم و بیان کنیم.اقبال اشتیاق به مردم ایران را اظهار می‌کند و می‌گوید:چون چراغ لاله‌سوزم در خیابان شمااِی جوانان عجم جان من و جان شماو در آخر می‌گوید:می‌رسد مردی که زنجیر غلامان بشکنددیده‌ام از روزن دیوار زندان شماکه مزید حرفی است که قبلا عرض کردم در سبب نیامدن اقبال به ایران؛ اینجا را زندان می‌داند و خطاب به زندانیان حرف می‌زند. شعر اردوی اقبال را متخصصان زبان و ادبیات اردو می‌گویند بهترین شعر اردوست. شعرهای فارسی اقبال هم به نظر من از معجزات شعر است. این در حالی است که اقبال محاوره فارسی نمی‌دانست و در خانه خود با دوستان خود اردو یا انگلیسی حرف می‌زد.«جمهوری اسلامی» آرمان اقبال لاهوریامروز «جمهوری اسلامی» یعنی آرمان اقبال در کشور ما تحقق پیدا کرده است. اقبال از بی‌هویتی شخصیت انسانی و اسلامی مردم رنج می‌برد و ذلت روحی و نومیدی جوامع اسلامی را به چشم بزرگ‌ترین خطر می‌نگریست و لذا با همه‌ توان وسیع خود به ریشه‌کن کردن این علف هرز در خون و ذات انسان -به‌خصوص مسلمان- شرقی، همت گماشته بود. امروز اگر زنده بود، می‌توانست ملتی را ببیند که روی پای خود و سیراب از سرمایه‌های ارزشمند اسلامی خود و متکی به خویش و بی‌اعتنا به زیورهای فریبنده‌ غربی و نظام ارزشی غرب، قدرتمندانه زندگی می‌کند و هدف می‌آفریند و با حرکت در راه آن هدف‌ها عاشقانه می‌تازد و خود را درون چهاردیواری قومیت و ناسیونالیسم و وطن‌پرستی زندانی نمی‌کند. بنده خوشحالم که بحمدالله ما آرزوی اقبال را در محیط خود برآورده می‌بینیم. امروز خیلی از پیام‌های اقبال متعلق به ماست و برخی نیز ازآن دنیایی است که هنوز به راه ما وارد نشده‌اند و پیامی را که ما درک کردیم، درک نکرده‌اند. پیام خودی اقبال را، ملت ما در میدان عمل و در عالم تحقق زنده کرد و لذا ملت ما احتیاج ندارد که او را توصیه به خودی کنند. ما مردم ایران امروز، کاملا احساس می‌کنیم که روی پای خود هستیم اما ملت‌های مسلمان احتیاج به درک این خودی دارند، مخصوصا شخصیت‌های مسلمان، اعم از شخصیت‌های سیاسی و شخصیت‌های فرهنگی. آنها احتیاج دارند [که] پیام اقبال را بگیرند و بدانند که اسلام در خود و در ذات خود و در هویت خود، غنی‌ترین مایه‌های اداره‌ جوامع انسانی را دارد و محتاج دیگران نیست.ما نمی‌گوییم در را به روی فرهنگ‌های دیگر ببندیم و آنها را جذب نکنیم. بله! ما باید جذب کنیم، اما مثل یک کالبد زنده‌ای که عنصر لازم برای خودش را جذب می‌کند و نه مثل آن پیکر بی‌هوش و مردهایی که هرچه را می‌خواهند در آن تزریق می‌کنند. جا دارد که ما اقبال را به معنای حقیقی کلمه ستاره‌ بلند شرق بنامیم؛ و به‌هرحال امیدواریم که ما بتوانیم حق اقبال را بشناسیم.منبع: فرهیختگانانتهای پیام/ ]]> فرهنگی هنری Sat, 10 Nov 2018 09:06:07 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcc0xq142bqe08.ala2.html ماجرای مجله‌های پورن در خانه کاردار سفارت آمریکا http://www.nedayeenghelab.com/vdcaywnei49niy1.k5k4.html به گزارش ندای انقلاب، برنامه تلویزیونی «چهل سیزده» شب گذشته با اجرای مسعود ده‌نمکی از تلویزیون پخش شد و عبدالحسین روح الامینی مهمان این برنامه بود. او که یکی از دانشجویان تسخیر کننده سفارت آمریکا در تهران بوده است و در جلسات طراحی این ماجرا با سایر دانشجویان همراهی داشته است، از سرنوشت دانشجویان تسخیر کننده صحبت کرد.عبدالحسین روح‌الامینی در ابتدای صحبت‌های خود در برنامه «چهل سیزده» تاریخچه‌ای از تشکیل انجمن دانشجویان پیرو خط امام ارائه داد و گفت: در ماه‌های منتهی به پیروزی انقلاب و ۲۲ بهمن سال ۵۷، چندین مکان در دانشگاه تهران مهم می‌شود و خود را به عنوان یک نماد نشان می‌دهد. یکی از این مکان‌ها زمین چمن دانشگاه است که محل برگزاری جلسات و نشست‌ها است. دیگری مسجد دانشگاه است که محل تحصن‌ها بود از جمله زمانی که امام خمینی را راه ندادند و البته محوریت تمام این امور، دانشجویان مسلمان پیرو امام بودند. دقت کنید که در ماه‌های منتهی به پیروزی انقلاب، دانشگاه مرکز بسیاری از بسترهای اوج‌گیری انقلاب بود. طبیعتا زمین دانشگاه، مسجد و ... تدارکاتی داشت. بسیاری از کسانی که بعدا در لانه جاسوسی حضور داشتند و وارد بسیاری از نهادهای انقلابی مانند سپاه و ... شدند، همان‌ دانشجوهایی بودند که در تدارکات دانشگاه فعالیت می‌کردند. عمده این دانشجویان در انجمن‌های اسلامی جلوه می‌کردند که با اسامی مختلف کار می‌کردند. در حقیقت،‌آنان بچه‌های انقلابی، مسلمان و طرفدار امام بودند که بسیاری از تظاهرات‌ها، تجمع‌ها و ... را هدایت می‌کردند. بعد از پیروزی انقلاب، بازسازماندهی تشکل‌هایی که سال‌ها بود در دانشگاه فعالیت می‌کردند، اوج گرفت. خاطرم هست که آقای حبیب بی‌طرف از مسئولان انجمن اسلامی دانشکده فنی بودند. ایشان یک روز بنده را فرا خواندند و در جلسه‌ای با حضور عباس آخوندی، احمدرضا کاظمی و ... شرکت کردیم.ایشان در این جلسه گفتند که می‌خواهیم انجمن اسلامی دانشگاه تهران را راه بیندازیم و از هر دانشکده‌ای یک نماینده می‌خواهیم. در همان فروردین سال ۵۸، کسانی که در جریان انقلاب بودند، انجمن اسلامی دانشگاه تهران را شکل دادند. بر همین اساس، چنین کارهایی در دانشگاه‌های دیگر نظیر شریف، امیرکبیر، علم و صنعت و ... نیز انجام شد. این کار یک بازسازماندهی مهندسی بود که در انجمن‌های اسلامی انجام گرفت. برای مثال در دانشگاه علم و صعنت،‌آقای احمدی نژاد و ثمره هاشمی کار می‌کردند. چند صد نفری که در آبان ماه ۵۸ در لانه جاسوسی حضور پیدا کردند، عصاره و نمایندگان این ۴-۵ دانشگاهی بودند که نام بردم. برای مثال آقای میردامادی در دانشگاه امیرکبیر بودند و یا آقای سیدزاده در دانشگاه تربیت معلم بودند. جریان تشکل‌های دانشجویی این گونه بود که از بچه‌های مسلمان، شورایی داشت و یک عده نمایندگی این مجموعه را بر عهده داشتند. می‌خواهم بگویم کسانی که در لانه جاسوسی حضور پیدا کردند، نمایندگان بچه‌های تشکل مسلمان و انقلابی طرفدار انقلاب بودند.وی ادامه داد: باید اشاره کنم که در ماه‌های بعد از پیروزی انقلاب، جریانی که فراگیر بود و مقبولیت خوبی نیز در انجام کارهای انقلابی داشت، انجمن‌های اسلامی بودند. البته منافقین و مجاهدین و ... تشکل‌های خود را داشتند که به جریان‌های مسلحانه خارج از کشور وصل بودند. باید بگویم که احزاب بیرونی هیچ نقشی در تشکل‌ انجمن‌های اسلامی نداشتند و در حقیقت، بچه‌های انجمن اسلامی خالص بودند. این هسته، بعد از پیروزی انقلاب،‌ تلاش می‌کرد تا به انقلاب و تداوم آن کمک کند. در همین راستا، محروم‌ترین مناطق،‌ مورد هدف قرار گرفت و در اوایل تابستان ۵۸، جهاد سازندگی شکل گرفت. در حقیقت، تشکیل جهاد سازندگی از دل انجمن‌های اسلامی بیرون آمد. بعد از این اتفاق، مایه ارتباط بین تشکل‌های دانشجویی به جهاد سازندگی تبدیل شد. صمیمیت این بچه‌ها در جهاد قوت گرفت. بنابراین گفتیم که بهتر است این ارتباط را تحکیم ببخشیم و در نهایت اتحادیه انجمن‌های اسلامی و سازمان دانشجویان سراسر کشور شکل گرفت که به صورت مخفف، دفتر تحکیم وحدت نام گرفت. این اتفاق در اواخر تابستان سال ۵۸ شکل گرفت. همین بدنه با ذکر دلایل تصمیم گرفت که به حضور شاه در آمریکا اعتراض کرده و یک حرکت اعتراضی را سازماندهی کنند که در نهایت ۱۳ آبان رخ داد. آنان، اگر چه می‌توانستند در ۱۳ آبان از این اسم استفاده کنند اما از آن‌جا که این حرکت، یک حرکت مردمی و فراگیر بود و سهم‌خواهی نداشته باشد، نام دانشجویان پیرو خط امام اعلام شد. در حقیقت، کسانی که دست اندرکار این موضوع بودند، بچه‌های انجمن اسلامی بودند. حتی وقتی که شورای لانه را نگاه می کنید،‌با نام‌هایی نظیر سیف‌الهی و اصغرزاده از دانشگاه شریف، میردامادی از دانشگاه امیرکبیر،‌ وطنی از شهید بهشتی و بی‌طرف روبه‌رو می‌شوید. این افراد، بعدا نیز بدنه نهادهای انقلاب را تشکیل دادند.استاد دانشگاه علوم‌پزشکی تهران در بخش دیگری از صحبت‌های خود به چرایی تسخیر لانه جاسوسی اشاره کرد و گفت: اگر دقت کنید می‌بینید که ۹ ماهه پیروزی انقلاب تا ۱۳ آبان، آبستن حوادثی است که وقتی دانشجویان به این اتفاقات نگاه می‌کردند، کاملا متوجه می‌شدند که آمریکا برنامه‌ریزی خود را به‌گونه‌ای انجام می‌دهد که رژیم گذشته دوباره برگردد، سازماندهی کارها را انجام می‌دهند، مرزها را ناامید می‌کنند و ... برای مثال ماجرای سردشت در مرداد ماه ۱۳۵۸ است. علاوه بر این،‌ رفتارهای دولت موقت نیز در این بازه، بسیار مشکوک بود. آنان تمام امکانات انقلاب را در دست داشتند اما در حل مشکلات و بار انقلاب، ناتوان بودند. توصیه می‌کنم که بیایید و صفحه اول روزنامه‌های مهر و آبان سال ۵۸ تا قبل از تسخیر لانه جاسوسی را ببینید و تیترهای اصلی آن را در بیاورید. می‌بینید که در تمام این تیترها به ناتوانی، اغتشاش، به هم‌ریختگی و ... اشاره شده است. این موضوع تا راه‌پیمایی وحدت ادامه دارد که جمعیت زیادی از مردم وارد صحنه شدند و بار دیگر به حمایت از انقلاب می‌پردازند. یکی دو هفته قبل از ماجرای ۱۳ آبان، امام سخنرانی دارد که تیتر روزنامه‌ها چنین می‌شود «استمداد امام از جوانان». وقتی این اتفاق می‌افتد، جوانان و به ویژه دانشجویان که نگران نیز بودند، استمداد امام را در یک حرکت اعتراضی می‌بینند. آنان تصمیم می‌گیرند که به عنوان سمبل جریان انقلابی،‌ صدای اعتراض مردم ایران نسبت به پذیرش شاه در آمریکا را به گوش جهانیان برسانند. در نهایت،‌ برنامه‌ریزی‌ها صورت گرفت و ماجرای ۱۳ آبان رخ داد. باید بگویم که نقشه نهایی برای این کار، از یکی دو هفته قبل کشیده شد، شناسایی‌ها صورت گرفت و دانشجویان دانشگاه‌های مختلف توجیه شدند. خاطرم هست در جلسه‌ای روز قبل از ورود به لانه جاسوسی،‌آقای بی‌طرف جلسه‌ای را با حضور نمایندگان دانشگاه‌ها برگزار کرد و آخرین نکات را گفت. از هر دانشگاه یک نماینده حضور داشت تا اطلاعات را به بچه‌های خود منتقل کند. در همان جلسه، تقسیم کار نیز صورت گرفت. باید بگویم که از ابتدا قرار نبود که این حرکت به صورت گسترده انجام شود. قرار بود که یک حرکت اعتراض نمادین باشد و تمام. اما رهنمودهای امام بود که باعث شد این سنگر نگه داشته شود. علاوه بر این، مردم نیز نقش بسیار مهمی داشتند و ما را حمایت کردند.روح‌الامینی در پاسخ به سوال مجری برنامه، مسعود ده‌نمکی مبنی بر این که چه کسانی از وقوع این ماجرا خبر داشتند، گفت: علاوه بر دانشجویان، آقای موسوی خوئینی‌ها باخبر بودند که به عنوان رابط با دفتر امام ارتباط داشتند. خاطرم هست که یک روز قبل از ۱۳ آبان، تماسی تلفنی با آقای رضایی داشتم و بدون این که بگویم چه کاری قرار است انجام شود، درخواست چند بلندگو کردم. ایشان پشت تلفن واکنش معناداری به من داشت که معلوم بود در جریان این اتفاق بوده است. هم‌چنین وقتی که ما داخل شدیم، سپاه پاسداران، ‌یک لایه امنیتی در اطراف سفارت‌خانه ایجاد کرد. باید بگویم که کسانی که در این ماجرا نقش داشتند،‌ برای شورای انقلاب، ناشناس نبودند چرا که قبلا انجمن اسلامی و جهاد سازندگی را راه‌اندازی کرده بودند.این دانشجو پیرو خط امام در پاسخ به سوال دیگری مبنی بر این که آیا در میان این دانشجویان،‌ نفوذی نیز وجود داشته است، گفت: قطعا. نفراتی معدود از امتی‌ها، مجاهدین و منافقین حضور داشتند. البته نتوانسته بودند که به شورای مرکزی راه پیدا کنند بلکه در بدنه گروه قرار داشتند. خاطرم هست که در همان هفته‌های اول و دوم، در گوشه‌ای از لانه، اعلامیه‌های جنبش مسلمانان مبارز را پیدا کردم. به یکی از برادران شورا اعتراض کردم که این‌ها چیست و ایشان نیز در پاسخ به اعتراض من گفتند که عینک گروهی خود را کنار بگذار.او ضمن اشاره به اختلاف سلیقه دانشجویان با حزب جمهوری اسلامی گفت:‌ باید بگویم که در آن زمان،‌ فضای مظلومیت بر روحانیت حاکم بود. خاطرم هست که در تابستان ۵۸ پیش آقای الویری رفتم و از ایشان درخواست دستگاه زیراکس کردم. ایشان به واسطه ارتباطی که با آقای هاشمی داشت، من را پیش ایشان فرستاد. من به منزل آقای هاشمی در قلهک رفتم و به ایشان توضیح دادم که چه می‌خواهیم. با موافقت ایشان و حواله‌ای که به مسئول مالی حزب داد، به ما یک دستگاه نو زیراکس،‌ مقدار بسیار زیادی کاغذ و ... داد. وقتی این‌ها را به دانشگاه بردم، امکانات بسیار زیادی بود اما جرات نداشتم که بگویم این‌ها را از آقای هاشمی و مسئول مالی حزب گرفتم. در آن زمان، فضای علیه روحانیت و نیروهای خط امام در بین روشنفکران و محیط‌های آنان بسیار منفی بود. البته این فضا دوام نیاورد. البته این که بگوییم دانشجویان پیرو خط امام با نیروهای امام مشکل داشتند، بی‌انصافی است. حرف اصلی این بود که این جریان یک جریان مستقل است و نباید به حزب‌گرایی برسد. البته این ورق به سرعت برگشت.حسین روح‌الامینی در بخش دیگری از صحبت‌های خود ضمن اشاره به بی‌خبری از افرادی که در تسخیر لانه جاسوسی نقش داشتند، گفت: متاسفانه عمده کسانی که در این ماجرا نقش داشتند، چه کسانی که بعدا در جنگ شهید شدند و چه کسانی که در نهادهای انقلابی رفتند، گمنام ماندند. بعضی از افرادی هم که مشهور هستند، گله می‌کنند که کسی سراغ ما نیامد. خاطرم هست که آقای اصغرزاده را چند سال پیش در بیت رهبری دیدم. از ایشان خواستم که در برنامه‌های مختلف این واقعه شرکت کند. دقت کنید که ۱۳ آبان مانند یک خورشید نورانی می‌درخشد و به گفته امام، این انقلاب دوم، برزگتر از انقلاب اول است. حال جالب است که وقتی پای صحبت آنان می‌نشینید می‌گویند که کسی سراغ ما نیامد و در مقابل، وقتی پای صحبت شما می‌نشینیم، می‌گویید که مراجعه می‌کنیم و نمی‌آیند. آقای عسگری، آقای ضرغامی، آقای جعفری، آقای افشار و ... از جمله کسانی هستند که در این ماجرا و در لایه‌های مختلف شرکت داشتند. خیلی از کسانی که در این ماجرا شرکت داشتند، بعدا در بخش‌های مختلف سپاه وارد شدند و بعدا نیز وارد جبهه‌ها شدند. این جریان، جریان شهدای جنگ و انقلاب است. علاوه بر این، باید بگویم که تا به امروز بر روی این مساله که تسخیر لانه جاسوسی هیمنه آمریکا و استکبار را شکست، کار نشده است. خیلی از این مسائل هنوز ناگفته باقی مانده است. هم‌چنین به بسیجیانی که امروز میراث‌دار آن جریان در دانشگاه هستند، توجه نمی‌شود و کسی پای کار آنان نمی‌آید.روح‌الامینی در بخش پایانی صحبت‌های خود گفت: دقت کنید که در ۴ نوامبر، اتفاقی افتاد که بزرگتر از انقلاب اول است. این جریان سال به سال درخشان‌تر شده است در حالی که وقتی ابهت پوشالی آمریکا ریخته شد، روز به روز در جهت افول است. به جمله حکیمانه رهبر انقلاب در هفته گذشته دقت کنید. ایشان فرمودند که ما می‌بینیم که ابهت پوشالی آمریکا از ۱۳ آبان در سال ۱۳۵۸، سال به سال ریخته شده است. به نظرم از این جریان و پایداری انقلاب، باید فیلم‌های متعدد ساخته شود و به اشکال مختلف، به جهانیان نشان داده شود. جالب است که یک خاطره برایتان تعریف کنم. وقتی سفارت آمریکا را تسخیر کردیم، من به منزل کاردار سفارت‌خانه رفتم. جالب است برایتان تعریف کنم که از خانه ایشان،‌ به اندازه یک فرغون مجله‌های پورن پیدا کردیم که سوزاندیم. ببینید که چنین کسی بر شاه مملکت ما حکومت می‌کرده است. هم‌چنین وقتی وارد مرکز خرید ایشان شدیم،‌ دیدیم که ریز و درشت اجناس خود را از آمریکا می‌آوردند. این کار تحقیر این مملکت بوده است. باید بگویم که در آن زمان، همه از اقدام ما (تسخیر لانه جاسوسی) حمایت کردند و راضی بودند. همه اعتقاد داشتند که دلیل این کار، اعتراض به پذیرش شاه توسط آمریکا بوده است. او شاه را به ایران نمی‌داد و از او حمایت می‌کرد. این لجاجت ادامه نیز داشت.انتهای پیام/ ]]> فرهنگی هنری Sat, 10 Nov 2018 08:40:43 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcaywnei49niy1.k5k4.html چرا "مدیران فرهنگی" هالیوودی‌تر می‌شوند؟ http://www.nedayeenghelab.com/vdcfjxdmyw6dvja.igiw.html به گزارش ندای انقلاب، یوم‌الله سیزده آبان با شکوه دیگری را انقلاب اسلامی پشت سر گذاشت، آن هم در آستانه چهل سالگی‌‌اش. چهل سال از عمر سینما و صداوسیما گذشت، آیا در سینمای ایران ساختن فیلم ضد آمریکایی از عدد سه به عدد چهار رسید؟ سه فیلم ضد آمریکایی تاریخ سینمای ایران پس از انقلاب فیلم توفان شن، دست شیطان و انیمیشن خلیج فارس است.صداوسیما با ۴۰ سال مداومت ممتد در امر ساخت آثار نمایشی هیچ سریال ضد آمریکایی معاصری را در کارنامه‌‌اش ندارد. اشتباه نکنیم، برخی تصور می‌کنند مثلا فیلمی در مورد کاپیتولاسیون و رویدادهای قبل از انقلاب ساخته‌اند و آن را باید در دسته‌بندی ضد آمریکایی قرار دهیم. اساسا چنین فیلم‌هایی را باید در گروه آثار تاریخی انقلابی قرار دهیم اما مسئله مهم این است که سینمای انقلاب به رویدادهای معاصر پس از انقلاب هیچ واکنش ضد آمریکایی نشان نداده است و تنها سه فیلم ساخته شده که دو مورد از آنها واکنشی به تسخیر لانه جاسوسی است.یعنی سهم سینمای ایران که عملا با پول مستقیم نفت اداره می‌شود تنها سه فیلم ضد آمریکایی است که فیلم دست شیطان حسین زندباف نیمی از هزینه‌هایش را بخش خصوصی تامین کرده است و حیات سینمایی زندباف در حوزه فیلمسازی متوقف و سینمای آمریکایی ایران او را به اتاق تدوین بازگرداند تا دیگر از این اشتباهات مهلک از او و سایرین سر نزند و جالب اینجاست که سینماگران ایرانی سعی دارند به هر ترتیب به خاطر یک فیلم، تنها یک فیلم ضد آمریکایی جواد شمقدری، او را به قعر سینمای ایران بفرستند.مدیران بالادستی که نقش پررنگی در تعیین مدیران فرهنگی دارند، یکبار به خود آمده‌اند و با خود این جمله را تکرار کرده‌اند که چرا دستگاه فرهنگی جمهوری اسلامی شرمنده انقلاب اسلامی است؟مروری بر کارنامه سینمای ایران نشان می‌دهد که احتمالا سینمای ایران و مدیرانش نه تنها ضد آمریکایی نیستند بلکه هدف غایی آنان تمجید آمریکایی درباره سینمای ایران است که مسیرش را با دریافت جایزه اسکار به خوبی یافته‌اند.حتی با تاسیس دستگاه‌های فرهنگی که قصدشان به اوج بردن سینمای انقلاب است، رویدادی معکوس اتفاق می‌افتد و تا حدودی سقوط فرهنگی را به شکلی هنری مزه مزه می‌کنیم.به این مهم توجه کنیم که در همان سازمان‌ها که هدفشان پر کردن خلاء ضد آمریکایی سینماست، فیلمی درباره وقایع سوریه ساخته می‌شود و حتی از نمایش یک مدافع حرم پرهیز می‌کنند، سریالی هم با همین مضمون ساخته می‌شود و باز هم به جای نمایش مجاهدت مدافعان حرم، در مقابل یک توطئه سعودی – آمریکایی، نقی معمولی توریست را می‌بینیم که در راه دریافت سرتیفیکیت کشتی، مسئله سوریه را یک تنه حل می‌کند و این تلقی ساده‌انگارانه در مردم بوجود می‌آید که وقتی نقی معمولی حریف داعش است، جمهوری اسلامی کارزار چندان سختی در سوریه را طی نکرده است. تصور کنید که چقدر ساده و به راحتی هنرمندان عزیز که بالاترین دستمزد را هم می‌گیرند می‌توانند به اسم ساخت سریال ارزشی و پرطرفدار، ارزش‌های جمهوری اسلامی را به چالش بکشند و حتی همین رسانه‌هایی که با پول نفت جمهوری اسلامی منتفع می‌شوند، یک اعتراض ساده را به این وضعیت نمایشی مندرج نکنند. اصلا در لیست تولیدات نمایشی اعم از فیلم و سریال که سازمان‌های محترم تولید کرده‌اند، کدام اثر ضد آمریکایی را می‌توان جستجو کرد؟!حوزه هنری یک ویدئو کلیپ را تولید می‌کند که مورد انتقاد خیلی از اهالی هنر و رسانه قرار می‌گیرد و مدیرانش نمی‌توانند یکی از هنرمندان سینمای ایران را قانع کند که اثری ضد آمریکایی در سینمای ایران تولید کنند. در همین سازمان‌ها و نهادهای مدنظر هر فیلمنامه ضد آمریکایی مهر باطل می‌خورد و متاسفانه با این وضعیت چهل سال دیگر هم بگذرد، هیچ فیلم ضد آمریکایی دیگری در کشورمان تولید نخواهد شد. نکته جالب این است که ضد آمریکایی‌های سینما منفور و مهجورند، نمونه‌اش فرهاد عظیماست که نبرد خلیج فارس را ساخته اما اجازه ندارد از درب ورودی ساختمان‌های حامی فیلمسازان انقلابی وارد شود و مجبور است برای تدوین فیلمش یخچال دست دوم خانه‌ اجاره‌اش را در مشهد بفروشد تا فیلمش را به اکران برساند و حوزه هنری مدعی ارزش‌های انقلاب، اکران استاندارد فیلم جنگ خلیج فارس که به مخاطبان نسل جوان شجاعت و شهامت در مقابل آمریکا ایستادن را آموزش می‌دهد، از حاضران دیروز در یوم‌الله ۱۳ آبان را دریغ می‌کند.در عوض کسانی به ساختمان‌های شیک تازه تاسیس رفت و آمد دارند که برند جریان روشنفکری هستند و بودجه‌سازان نهاد‌های ارزشی به جای توجه به ساخت اثری ضد آمریکایی، به سلبریتی‌ها و جذب حداکثری غیر عقلایی آنان توجه دارند.درباره ارزش‌های جنگ، ضد جنگ‌ترین فیلم ممکن را می‌سازنند و ارزش‌های دفاع، در میان تنگه دیدگاه روشنفکران، قربانی می‌شود و اهالی جبهه رسانه‌ای انقلاب یک خودمسروری زشت را تبلیغ می‌کنند که ما توانستیم فیلمی شبیه سینمای آمریکا بسازیم. مشخص نیست، این پول‌های کلان صرف چه آرمانی باید بشود؟ استکبار ستیزی در کجای آرمان مدیران قرار دارد. حداقل محض دلخوشی انقلابیون، یک فیلم داستانی بی‌کیفیت ضد آمریکایی هم ساخته نمی‌شود. آرمان ضد آمریکایی مدیران ساختمان‌های شیک و بلند چه زمانی قرار است بروز و ظهور داشته باشد. کافیست یکبار کنار این نهادها و سازمانها بنشینیم تا ببینیم به غیر از فلان آقای بازیگر و بهمان خانم بازیگر که هر زمان علیه نظام در فضای مجازی اظهارنظر می‌کنند، چه کسانی جرات می‌کنند از کنار نهادهای ارزشی عبور کنند. مدیران ارزشی، اگر فیلم ضد آمریکایی بسازند کلاسشان جلوی سلبرتی‌ها پایین می‌آید؟نکته مهمتر این است که این مدیران ارزشی‌نما نه تنها ضد آمریکایی نیستند بلکه خیلی آمریکایی فکر می‌کنند. مثلا یکی از همین مدیران در مقابل دوربین یکی از شبکه‌های تلویزیون ظاهر شد و با کمی جسارت و شهامت گفت ما اَمریکن نینجا ( American Ninja Warrior ) را با عنوان قهرمان ایرانی در دست ساخت داریم. یک لحظه تامل کنید، مدیران ارزشی که باید مهمترین آرمانش ضد آمریکایی باشد در رسانه ملی این کشور اَمریکن نینجا ساخته‌اند. امریکن میلیونر شو (who wants to be a millionaire) را با یک سلبریتی سرشناس روی آنتن فرستادند و پس از اَمریکن نینجا قرار است اَمریکن تلنت شوء ( America's Got Talent) را با اجرای احسان علیخانی روی آنتن بفرستند. مدیرانی با این طرز تلقی و تفکر، تلاش می‌کنند از رخدادهای استراتژیک نظام، مشابه هالیوودی بسازنند تا یکی از ژورنالیست‌های اصلاح طلب در تمجید نامه‌اش عنوان «هالیوودیسم اسلامی» را به آنان نسبت دهد و سرور مطبوعاتی‌ مدیران کوک شود.از رسانه‌ای که تولیداتش تا شش ماه آینده نمونه‌ مشابه تمام «اَمریکن‌» های ساخته شده خواهد بود، آیا می‌توان انتظار ساخت یک سریال ناقابل ضد آمریکایی را درباره رویدادهای بیست سال اخیر داشت؟مردم ایران با تکثر و پوشش متنوعی روز گذشته در یوم‌الله ۱۳ آبان حضور داشتند. خیل عظیم اقشار مختلف مردم نشان می‌داد که آرمان ضد استکباری مردم ایران با سلایق، عقاید مختلف و متکثر افزایش پیدا می‌کند، در عوض مدیران فرهنگی به دنبال هالیوودنمایی در سینما و ساختن نمونه‌های آمریکایی در تلویزیون هستند.منبع : تسنیمانتهای پیام/ ]]> فرهنگی هنری Mon, 05 Nov 2018 09:44:19 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcfjxdmyw6dvja.igiw.html پیاده‌روی زائران رضوی| ۳۲۰۰۰ زائر در مسیرهای منتهی به مشهد/ ‌تدارک ۴۵۴ مکان ویژه اسکان زائران http://www.nedayeenghelab.com/vdcjtyetmuqemxz.fsfu.html به گزارش ندای انقلاب، همزمان با فرارسیدن ایام پایانی دهه صفر زائران پیاده از سراسر ایران به سوی بارگاه منور رضوی رهسپار می‌شوند؛ رسمی چندین ساله که در سال‌های اخیر زائر به زائر به تعداد عاشقان امام رضا(ع) افزوده شده است و جمعیتی حدود نیم میلیون نفر در این ایام و به صورت پیاده به بارگاه منور رضوی مشرف می‌شوند.این شوق از همان جنسی است که فوج فوج آدم‌ها را در اربعین به کربلا می‌برد تا همگان کنار هم پیاده به پابوس سیدالشهدا(ع) بروند و بعد از چندی آدم‌هایی پیاده در راه‌ها را تنها به شوق دیدن پرچم سیاه روی گنبد و گلدسته حرم عالم آل محمد (ص) به حرکت در می‌آورد.در این میان اما تمامی ارگان‌‌ها و نهادها بسیج شده‌اند تا در ایام پایانی دهه صفر میزبانی شایسته برای زائران پیاده امام هشتم(ع) باشند و پذیرایی درخوری از این زائران صورت بگیرد.زائران پیاده امام رضا(ع) از مسیرهای متعددی و از محورهای ورودی شهر مشهد خود را به مشهدالرضا(ع) می‌رسانند تا فعل دلدادگی و عشق به اهل بیت(ع) را در ایام پایانی دهه صفر صرف کنند و حضوری میلیونی را در کنار سایر دلدادگان اهل بیت(ع) در ایام شهادت امام رضا(ع) و پیامبر مهر و عطوفت رقم بزنند.در ادامه تازه‌ترین اخبار از این رویداد تاریخی را مشاهده می‌کنید۱۰:۳۸| ۵۰ ایستگاه خدمت‌رسانی در محورهای منتهی به شهر مشهد برپا می‌شودسیدخلیل منبتی اظهار داشت: بیش از ۵۰ ایستگاه خدمت‌رسانی درون‌شهری و برون‌شهری در محورهای منتهی به شهر مشهد به همت خدام بارگاه آستان قدس رضوی به صورت خودجوش دایر شده که خدمات شبانه روزی به زائران ارائه می‌دهند.وی با بیان اینکه در نقاط صفر مرزی ایستگاه‌های خدمت رسانی به زائران پیاده برپا شده است، افزود: این ایستگاه‌‌ها خدمات اسکان و پذیرایی را به صورت ۲۴ ساعته و توزیع صبحانه، نهار و شام را در ایستگاه‌های برون شهری به زائران پیاده ارائه می‌دهند.معاون اماکن متبرکه و امور زائران آستان قدس رضوی تصریح کرد: سعی داریم تا زائران پیاده حداقل یک وعده غذایی را از غذای متبرک میهمانسرای حضرت رضا(ع) بهره‌مند شوند. همچنین در این ایستگاه‌ها درمانگاه‌های کوچکی برای درمان سرپایی زوار برپا شده که پزشکان نیز جزو خدمه آستان قدس رضوی هستند.۱۰:۲۳| کاروان ۱۰۰۰ نفره اهل‌سنت به بارگاه منور رضوی مشرف شدندعشق به اهل بیت(ع) و امام رضا(ع) سن و طیف خاصی نمی‌شناسد و زائرانش از مذاهب و سنین مختلف در ایام پایانی ماه صفر به حرم منور رضوی مشرف می‌شوند.امروز نیز کاروانی از اهل سنت که متشکل از حدود ۱۰۰۰ زائر اهل سنت بود به بارگاه منور رضوی مشرف شدند.این کاروان ۱۰۰۰ نفره حرکت خود را از میدان شهدای مشهدمقدس آغاز کرد و برای عرض ارادت به ساحت مقدس و نورانی و سراسر خیر و برکت امام هشتم(ع) به بارگاه منور ایشان مشرف شدند.۰۹:۱۸| ۴۵۴ مکان ویژه اسکان زائران پیاده توسط اوقاف خراسان رضوی فراهم شده استحجت‌الاسلام محمد احمدزاده مدیرکل اوقاف و امور خیریه خراسان‌رضوی در نشست خبری با اصحاب رسانه اظهار داشت: ویژه برنامه‌های دهه وقف از ۱۵ تا ۲۴ آبان ماه در امامزادگان و بقاع متبرکه خراسان رضوی برگزار و در روزهای شاخص این دهه به‌ویژه ایام دهه شفاعت و روزهای پایانی ماه صفر برگزاری مراسم رحلت پیامبر اکرم(ع) و شهادت امام حسن مجتبی(ع) را در ۸۱ بقعه، اجتماع عظیم عزاداران نبوی را در ۶۶ بقعه، مراسم شهادت امام‌ رضا(ع) را در ۷۰ بقعه، قرائت زیارت از راه دور پیامبر اکرم(ص) را در ۴۵ بقعه، برپایی ۶۵ ایستگاه طرح قدم‌های آسمانی تا امام مهربانی جهت خدمت‌رسانی به زائران پیاده رضوی خواهیم داشت.وی افزود: ۴۵۴ مکان جهت اسکان زائران پیاده امام رضا(ع) در ایام دهه شفاعت و شهادت امام مهربانی‌ها با ظرفیت ۴۰ هزار زائر در هر شب برای اسکان زائران پیاده امام رضا(ع) آماده شده که ۴۰۰ مکان آن در مشهد بوده و ۵۴ مکان دیگر در جاده‌ها و مسیرهای منتهی به مشهد که در مسیر زائران پیاده امام هشتم(ع) است قرار گرفته است.مدیرکل اوقاف و امور خیریه خراسان‌رضوی با اشاره به برنامه‌های شاخص دهه وقف در استان، گفت: ۶۶ نشست ‌علمی و فقهی، برپایی ۲۳ ایستگاه همه واقف باشیم، برگزاری همایش یاوران وقف در دو سطح شهرستانی و استانی که همایش استانی آن در روز دوشنبه ۲۱ آبان ماه ۹۷ در تالار نور برگزار می‌شود و در این مراسم از ۴۰ برگزیده حوزه وقف تقدیر می‌شود.۰۸:۴۴| ۳۲۰۰۰ زائر پیاده رضوی در مسیرهای منتهی به مشهدمقدس هستندحسین رضایی در گفت‌وگو با خبرنگار تسنیم در مشهدمقدس اظهار داشت: ۹۸۲۰ زائر پیاده براساس آخرین آمارها به مشهدمقدس برای ایام پایانی ماه صفر وارد شده‌‌اند و تعداد این زائران نیز لحظه به لحظه در حال افزایش است.سخنگوی جمعیت خدمتگزار زائران پیاده امام رضا(ع) افزود: همچنین حدود ۳۲۰۰۰ زائر پیاده دیگر نیز در محورهای منتهی به مشهدمقدس هستند و در این ایام در مشهدالرضا(ع) حضور خواهند داشت.رضایی عنوان کرد: خدمت‌رسانی به زائران پیاده رضوی با هم‌افزایی مناسبی در حال انجام است و با تمهیدات صورت گرفته از سوی شورای شهر و شهرداری مشهد و همچنین مساعدت استاندار خراسان رضوی ظرفیت مناسبی برای اسکان زائران نیز فراهم شده است.منبع : تسنیمانتهای پیام/ ]]> فرهنگی هنری Mon, 05 Nov 2018 09:30:21 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcjtyetmuqemxz.fsfu.html شیوه راهبردی پیامبر در مواجهه با جوانان "زبان ملاطفت و مهربانی" بود http://www.nedayeenghelab.com/vdchxvnxk23n-kd.tft2.html به گزارش ندای انقلاب، حجت الاسلام ابراهیم بهاری کارشناس دینی و استاد حوزه، با اشاره به ویژگی های رفتاری پیامبر اکرم با جوانان، گفت: وجود مبارک پیامبر اکرم در برخورد با جوانان، هرگز و هرگز رفتار خشونت آمیزی از خود نشان نداد، بلکه همواره با زبان ملاطفت و مهربانی با جوانان رو به رو می شد؛ توجه به جوانان، شخصیت دادن به آنها را توسط پیامبر گرامی اسلام(ص) می توان از میدان داری به جوانانی چون علی بن ابیطالب یا اسامه و جعفر بن ابیطالب مشاهده نمود که بیانگر میزان اهمیت ایشان به استفاده از جوانان و دخالت دادن جوانان در اداره اجتماع خویش است. وی در این باره افزود: وجود مبارک پیامبر اسلام (ص) نه تنها با جوانان مسلمان اهل ملاطفت بود بلکه در مواجهه با جوانهای غیر مسلمانی که از آسیب روحی رنج می بردند با دلداری دادن آنها بساط آرامش خاطرشان را فراهم می کرد و هرگز از آنها دراین شرایط برای گرایش به دین خود دعوت نمی کرد، بلکه تنها خود را مایه آرامش جوانان آسیب دیده قرار می داد.این کارشناس دینی، تعریف امیرالمومنین از پیامبر را اینگونه توضیح داد: نوع دعوت پیامبر نسبت به اسلام آنقدر زیبا بود که جوانان خود مشتاقانه به سمت پیامبر می شتافتند تا در کنار ایشان قرار بگیرند؛ امیرالمومنین یکی از بارزترین جوانانی است که از کودکی در کنار پیامبر بوده است؛ هنگامی که از وی درباره شخصیت پیامبر سوال پرسیده می شود تعریف جالبی دارد، امام علی (ع) در این باره می گوید: ما جوانان دوست نداشتیم لحظه ای از پیامبر(ص) جدا شویم، ایشان شبیه دکتری بودند که به دنبال مریض خود می رفتند و هرگز منتظر آمدن مریض نمی شدند؛ پیامبر اکرم (ص) امراض روحی جوان جامعه را با نرم خویی که قرآن از آن یاد می کند، درمان می کردند.حجت الاسلام ابراهیم بهاری استاد حوزه درخصوص چرایی الگوی حسنه بودن پیامبر اسلام، گفت: اینکه قرآن کریم پیامبر اکرم (ص) را اسوه حسنه معرفی می کند؛ با توجه به اینکه همه پیامبران الگو واسوه هستند اما حسنه بودن پیامبر اسلام (ص) به دلیل آن است که وجود مبارک پیامبر در تمامی امور نسبت به جوان ایمان داشتند و بر این موضوع تاکید می کردند که ایمان به جوان و واگذاری امور به آنها بسیار کارگشاست؛ در تاریخ اسلام آمده است عمار که جوان تازه مسلمانی بود از پیامبر اکرم (ص) نحوه برخورد با پدرو مادر کافرش را آموخت؛ پدر و مادر که از شدت احترام فرزند به آنها و تغییر اخلاق فرزند در شگفت بودند؛ علت را جویا شدند که عمار گفت: پیامبر به من آموخته که حق نداری به پدر ومادر کافرت بی احترامی کنی، باید به آنها احترام بگذاری و لو اگر کافر باشند؛ این تاثیر گذاری و شیوه آموزش باعث شد سمیه و یاسر نیز مسلمان شده وبه عنوان اولین شهدای اسلام از دنیا رفتند. وی درباره شیوه راه یابی پیامبر به قلب جوان، افزود: پیامبر گرامی اسلام (ص) با تشبیه قلب جوان به مس فرمودند: قلب جوان شبیه مس است که زود به خود آلودگی می گیرد، بنابراین باید از آن مراقبت کرد تا آلودگی به خود نگیرد؛ هر چند که نباید از خطوات شیطان و حملات او بر قلب جوان نیز غافل ماند، چرا که جوان به واسطه دوران حساس زندگی اش از پتانسیل ارتکاب به گناه نیز برخوردار است؛ اگر بتوان با محبت الهی بر قلب جوان راه پیدا کرد مسلما قلب جوان جایگاه معنویت و نورانیت خواهد شد.این کارشناس دینی با اشاره به نقش جوانان در گسترش دین اسلام، خاطر نشان کرد: با نگاهی به دوران رسالت پیامبر اکرم (ص) متوجه می شویم عمده ایمان آوردندگان درسالهای نخست بعثت را جوانان تشکیل می دهند، حتی ابوذر که محل خدمات بسیاری برای اسلام بوده چیزی در حدود سی و پنج سال سن داشته است؛ از این رو می توان به اهمیت نحوه برخورد پیامبر با جوانان و دیدگاه ایشان نسبت به جوان پی برد.حجت الاسلام ابراهیم بهاری با اشاره به توصیه پیامبر به جوانان، گفت: در روایات اسلامی آمده پیامبر اکرم (ص) در جلسه ای با حضور جوانان به آنها درباره خوب تربیت کردن فرزندانشان تذکر داد در حالی که آنها هنوز مجرد بودند؛ هنگامی که جوانان معنای این موضوع را از پیامبر پرسش کردند، ایشان در پاسخ فرمودند: بچه هایتان را قبل از ازدواج به واسطه نان حلالی که خود می خورید خوب تربیت کنید؛ بی شک نانی که می خورید نسل آینده شما را می سازد مراقب باشید لقمه های حرام درون حلقوم شما قرار نگیرد تا نسل آینده شما سالم باشد. وی افزود: مجموعه رفتارهای پیامبر با جوانان از وصی قرار دادن حضرت علی (ع) در سیزده سالگی بعد از خود، قرار دادن وی در سن هفده سالگی در خط مقدم نبرد، حضور در پیمان جوانمردان برای کمک به کسانی که حقی از آنها تضییع شده همه وهمه از موضوعاتی است که بیانگر اهتمام آن حضرت به استفاده از جوانان درعرصه های خطیر است.این استاد حوزه با اشاره به میزان اعتماد پیامبر به جوانان، تصریح نمود: واقعیت این است که باید بدانیم وجود مبارک پیامبر (ص) به جوان اعتماد کرد و نتیجه اعتماد خود را نیز از آنان گرفت؛ جوان همانند افراد مسن جامعه اهل احتیاط، مصلحت اندیشی و توجه به ذخایر دنیوی نیست، بلکه جوان زمانی که حق در وجودش احیا می شود از آن دفاع کرده و از این تلاش دست بر نمی دارد و تا پای جان برای حفظ آن می ایستد.حجت الاسلام ابراهیم بهاری با اشاره به رهنمودهای پیامبر اسلام درباره دوستی با جوانان، گفت: انتظار می رود مسوولین امروز همانند سالهای دفاع مقدس که جوانها میدان دار بودند و افتخار آفری برای کشور در دنیایی که لبریز از آفات است با تعامل و تفاهم با جوانان و استفاده از سنت ها، روشها، منش ها و آموزش عملی پیامبر اسلام (ص) در مواجهه با جوانان از آنها در حوزه های مختلف استفاده های جدی به عمل آورند؛ پیامبر اسلام (ص) وجود جوانان را به بهاری سازنده تشبیه کرده است که منشاء سازندگی های بسیار است؛ ایشان بهترین دوست را جوان و بهترین ارتباط را با جوانانی مثال زده اند که با قلب پاک در راه خدا تلاش می کنند.وی در پایان تاکید کرد: پیامبر اسلام همواره به والدین تاکید و توصیه داشتند که با جوانها مدارا کنید و با آنها با ملاطفت برخورد کنید؛ بی شک اگر با جوان با ملاطفت برخورد شود، جوانی که منبع شهوت است به منبع و نیروی سرشاری ازعاطفه، رشد قدرت وتوان تبدیل می شود که با حکمت و دانش خود می تواند راه رشد و کمال جامعه را فراهم کند.منبع : قدس آنلاینانتهای پیام/ ]]> فرهنگی هنری Mon, 05 Nov 2018 09:24:30 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdchxvnxk23n-kd.tft2.html عروسک‌های «وُداد» به دست کودکان اربعینی رسید+عکس http://www.nedayeenghelab.com/vdcizuapyt1aq52.cbct.html به گزارش ندای انقلاب، گروه فرهنگی و جهادی «عهد» طی یک حرکت خودجوش فرهنگی طرح ساخت و توزیع عروسک‌های وُداد را برای هدیه به کودکانی که در پیاده‌روی اربعین شرکت می‌کنند، پیگیری کرد. کلمه عربی «وداد» به‌معنی دوستی و از اسامی شخصیت‌های کتاب درسی بچه‌های عراقی انتخاب شده است. از جهتی هدیه دادن به کودکان حاضر در اربعین همانند معنی نام وداد ایجاد الفت و دوستی در ملیت‌های مختلف شیعه برقرار و زمینه اتحاد بیشتر را برای فرهنگ‌ها ایجاد می‌کند.عروسک‌های وداد برای پنجمین سال پیاپی میان کودکان خادم و زائر عراقی، اروپایی، ایرانی و... در مسیر پیاده‌روی اربعین توزیع شد. سال اول حدود ۲۰۰ تا ۳۰۰ عروسک توزیع شد و سال گذشته این تعداد به ۷۰۰ عروسک رسید که کنار آن ۱۰۰۰ گلِ سر هم میان کودکان مختلف توزیع شد.توزیع عروسک‌ها توسط اعضای گروه که در ساخت آن‌ها سهیم بوده‌اند و در راهپیمایی اربعین شرکت می‌کنند، انجام شده است. این کار برای بچه‌ها در جریان پیاده‌روی خیلی جذاب است. بچه‌هایی که در جریان سفر متفاوت و سخت راهپیمایی خسته و خاکی شده‌اند و انتظار دریافت چنین هدیه‌ای را ندارند، برایشان خاطره جذاب و به‌یادماندنی رقم می‌خورد؛ به‌خصوص برای بچه‌های عراقی که خیلی اسباب‌بازی ندارند.کودکان حاضر در پیاده‌روی اربعین با ذوق و شوق از دریافت عروسک‌های «وداد» و هدیه زائران ایرانی استقبال کردند، کودکانی که خیلی از آن‌ها با وجود سن کم و جثه کوچکشان اما در ردیف خادمان زوار اربعین، به همه مسافران کربلا خدمت‌رسانی می‌کردند و با کار کردن در راه امام حسین(ع)، خلوص را تمرین کردند. عروسک‌ها و اسباب‌بازی‌ها، خاطراتی خوب و فراموش‌نشدنی را برای این کودکان به‌جای گذاشت.منبع : تسنیمانتهای پیام/ ]]> فرهنگی هنری Sun, 04 Nov 2018 09:20:23 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcizuapyt1aq52.cbct.html قائم‌مقام سیما فیلم: سلمان در انتخاب بازیگر و موسی(ع) در راه پیش تولید/آیا سلمان را یک سلبریتی بازی می‌کند؟ http://www.nedayeenghelab.com/vdcfyxdmjw6dvja.igiw.html به گزارش ندای انقلاب، کارشناسان، منتقدین و حتی فیلمسازان و بازیگران اعتقاد دارند تلویزیون بسته مناسب سریالی و برنامه‌ای ندارد که بتواند مخاطب خودش را حفظ و تقویت کند. امروز روزگار ذائقه‌شناسی و توجه به جاذبه‌های رسانه‌ای است. ماهواره و فضای مجازی با هر نوع نگاه هرچند سخیف و سرمایه گزاف می‌کوشند گوی سبقت را به دست بگیرند و مخاطب را به سمت بیراهه‌های رسانه‌ای بکشانند و هر نوع خوراکی را به جامعه تزریق کنند. مصداق بارز آن واکنش امیرمحمد زند بازیگر تلویزیون است که به ساخت سریال‌های غیرجذاب و برنامه‌های نامطلوب انتقاد دارد که مخاطب نه تنها لذت نمی‌برد بلکه حوصله‌اش هم سر می‌رود. چرا که نه کارگردانی خوب، نه بازیگری، نه فیلمنامه و نه ریتم خوبی بر برنامه‌ها و سریال‌های تلویزیونی حاکم نیست این اعتقاد یک بازیگر که همسو با بسیاری از منتقدین و کارشناسان است.گفتگو با سیدعلی حمیدی قائم‌مقام‌ سیمافیلمناگفته‌نماند که پیش از این هم به ساخت سریال‌های آپارتمانی هم انتقاداتی داشته‌ایم که سیدعلی حمیدی قائم مقام سیمافیلم اینگونه پاسخ داد: "هر رسانه‌ای با توجه به فرهنگ برند کار خودش را جلو می‌برد. می‌دانید که برند یعنی تعداد کثیری از مخاطبین به آن اثر مراجعه کنند و از آن خوراک موثر بگیرند. این برنامه‌های متفاوت که درصد زیادی از مخاطبین را به خودش جذب می‌کند را «برند» می‌نامند. در این بین سریال خود به خود یک اثر برند محسوب می‌شود که در واقع ۴۰ درصد مخاطب دارد. در یک ایامی فکر می‌کردیم با ساخت سریال می‌توانیم مخاطب‌مان را نگه داریم و مابقی باکس‌ها و موقعیت‌های نمایشی را از دست دادیم. این اتفاق یک آسیب بزرگی بود که هم به تلویزیون و هم به مخاطب وارد شد.وی در خصوص اینکه چرا سریال‌های آپارتمانی زیاد تولید می‌شوند و خبری از سریال فاخر وزین و با کیفیت نیست که می‌تواند آبروی رسانه‌ملی باشد، تأکید کرد: یک زمانی می‌گفتیم یکسری گونه و موضوع به مخاطب بدهیم اما بپذیریم که مخاطب در شرایط فعلی ما علاقه‌مند است برندهایش را نگه دارد و ژانرها و رنگ‌های مختلف سریالی را ببیند. همین الان که در ۴ شبکه سریال‌ها را دنبال می‌کند به مراتب درصد تماشای برنامه‌های ما نسبت به سال قبل و حتی سنوات گذشته بیشتر است. چرا که در گذشته ریزش مخاطب داشتیم، چون برندهایمان را از دست داده بودیم. سازمان صداوسیما اولین سیاستی که به خرج داد حفظ و احیای این برندها بود و الان به ساخت آثار با کیفیت روی بیاوریم.قائم مقام سیمافیلم با تأکید بر اینکه رئیس رسانه‌ملی ابلاغ کردند که به غنی‌سازی سریال‌های تلویزیونی بپردازید، افزود: بعد از حفظ جایگاه برندها، امسال رئیس رسانه‌ملی جزو سیاست‌هایمان قرار داده‌اند که سریال‌های تلویزیونی با کیفیت و تقویت و غنی‌سازی همراه شود. به همین خاطر از این به بعد سریال‌های ما به لحاظ محتوایی خطایشان کمتر از سریال‌های سنوات قبل خواهد بود.وی در پاسخ به گلایه‌های بسیاری که نسبت به بودجه، دستمزد و خانه‌نشین هنرمندان مطرح می‌شود، گفت: این را بدانید که به عنوان تولیدکننده اصلی مجموعه‌های تلویزیونی ما همیشه به پروژه‌ها اعلام کرده‌ایم که استفاده از دو سه نفر نیروی جوان در کارها الزامی است. اکنون ما ۱۳۰ پروژه در مراحل مختلف تولید داریم و این‌ها با همان بودجه سه سال قبل تولید می‌شود. هنرمندان ما سه سال پیش گلایه می‌کردند که بیکار هستند و عده‌ای از آن‌ها در حال مهاجرت بودند اما امروز حدود ۱۰ هزار نفر از همکاران ما در حال کار هستند. این‌ها همه در حالی است که سازمان صداوسیما به عنوان بزرگترین نهاد فرهنگساز کشور ریالی به بودجه‌هایش اضافه نشده است.حمیدی در پاسخ به این سوال که سریال سلمان فارسی و حضرت موسی(ع) در چه شرایطی قرار دارد، تأکید کرد: می‌دانید که صداوسیما درگیر مشکلات اقتصادی است ولی خوشبختانه این دو پروژه به زودی در شرایط تولید قرار می‌گیرند. زیرا برای اینکه پروژه‌ای به تولید برسد نیازمند کارشناسی سناریو، برآورد و مراحل پیش‌تولید، تولید و پس از تولید است. در حال طی کردن این مراحل هستیم و سریال حضرت موسی(ع) به مراحل انتهایی برآورد براساس توافق‌های صورت گرفته، رسیده و به زودی وارد مرحله پیش تولید خواهد شد.وی افزود: می‌دانید که ساخت سریال سنگین مقدمات و دقت‌های زیادی را می‌طلبد. زمانی که مرحوم سلحشور متن حضرت موسی را نوشتند از همان موقع دوستان ما سعی کردند این سناریو را تکمیل و با مطالب قرآنی و کیفیت سریالی منطبق کنند. اینکه می‌گویند کارها چه زمانی کلید می‌خورد الان نمی‌توان زمانی را به طور قطع اعلام کرد اما احتمالاً پیش‌تولید را به زودی شروع کنیم و سال بعد احتمالاً این کار کلید بخورد. اما پیش تولید سلمان به تازگی آغاز شده و در مرحله انتخاب بازیگر قرار دارد. بازیگر نقش سلمان چون در دوران‌های مختلف می‌گذرد چندین شخصیت انتخاب می‌شوند که احتمالاً سلبریتی یا آدم‌های رایزنی شده نخواهند بود. بازیگران متفاوتی این نقش که متعلق به دوران‌های مختلفی است ایفا خواهند کرد.منبع : تسنیمانتهای پیام/ ]]> فرهنگی هنری Sat, 03 Nov 2018 10:22:35 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcfyxdmjw6dvja.igiw.html احسان حسینی نسب نویسنده کتاب «مکاشفه در تریلی» در گفت و گو با قدس از کتاب تازه اش می‌گوید http://www.nedayeenghelab.com/vdchwvnxw23n-xd.tft2.html به گزارش ندای انقلاب، زمانیان: «در این سال‌ها، مادرم از بین سفرهایی که نمی‌توانست برود، بیشتر از همه سفر به عراق در ایام اربعین را دوست داشت. مادرم زن با اعتقادی است. درست همان‌قدر که من بی‌اعتقادم. مادرم دوست داشت به عراق سفر کند و در هنگامه پیاده‌روی آدم‌ها حضور داشته باشد و بخشی از تاریخی باشد که این سال‌ها در حال رقم خوردن است. اگرچه بخشی غیرمؤثر و اگرچه بخشی که با حضور خود این گردهمایی بزرگ را رونق می‌دهد، اما باشد و به اندازه حضور یک زن پنجاه و چند ساله، این تنور را گرم نگه دارد.... مادرم وقتی شنید که رفقای عکاسم من را به این سفر دعوت کرده‌اند تا با آن‌ها به عراق بیایم و روی عکس‌هایی که آن‌ها از این سفر می‌گیرند، چیزی بنویسم، مشتاق‌تر از همیشه، خواست تا من به جای او به این سفر بروم. من به‌خاطر مادرم به عراق رفتم و نرفتم که روی عکس‌هایی که دوستان عکاسم می‌گیرند، چیزی بنویسم. رفتم که برای او بنویسم. برای مادرم، که نمی‌توانست به این سفر بیاید».این چند خط بخشی از مقدمه کتابی است که بتازگی توسط «به‌نشر» منتشر شده و به بازار کتاب آمده است. احسان حسینی نسب در «به سفارش مادرم» ۲۳ روایت از پیاده‌روی اربعین و سفر به عراق را منتشر کرده است. او با مخاطب قرار دادن مادر خود، مشاهدات خود از دیدار با پیاده‌روندگان این مسیر را ثبت کرده است.گفت‌وگوی ما با این نویسنده در خصوص این اثر و تأثیر مستندنگاری در ادبیات را بخوانید. حسینی نسب پیش از این کتاب «مکاشفه در تریلی» را منتشر کرده بود که روایت سفر کوله گردی (هیچ هایک) او به جزیره زیبای هرمز است. چه دغدغه‌ای سبب شد شما سراغ نوشتن روایت‌های کتاب «به سفارش مادرم» بروید؟ مهم‌ترین مسئله من برای نوشتن این کتاب، مادرم بود، چون نمی‌تواند به سفر طولانی برود. اما همه این سال‌ها مادرم از من می‌خواست به این سفر بروم و آنچه را می‌بینم، برایش روایت کنم. در نهایت به واسطه تماس دوستان عکاس و دعوت آن‌ها به این سفر رفتم. رفتن به این سفر و مواجهه با آدم‌ها چه حاصلی برای خود شما داشت؟ گونه خاصی از شیدایی را در زائران دیدم که طبیعتاً خاص امام حسین(ع) و خاص بزرگداشت‌هایی است که مربوط به این امام بزرگوار است و به صورت مردمی برگزار می‌شود. نمونه‌های این حالات را در روز عاشورا، تاسوعا و اربعین هم می‌توان دید. چون می‌خواستم روایت‌هایی از این واقعه ارائه دهم، تلاش کردم در سوژه ذوب نشوم، در غیر این صورت روایت‌های کتاب حتماً زاویه دار می‌شد. اما اکنون مخاطب در این کتاب تنوعی از آدم‌ها را می‌تواند ببیند، در حالی اگر من هم مانند دیگران دچار شیدایی می‌شدم حتماً درگیر فضایی می‌شدم و به سراغ آدم هایی می‌رفتم که کمکی به بالنده‌تر شدن این کتاب نمی‌کرد. با این تفاسیر راوی‌ها چگونه انتخاب شدند؟من سراغ آدم‌هایی رفتم که به لحاظ شخصیتی خنثی هستند، مثلاً زنی که بچه‌اش را در حلب از دست داده و یا مردی عراقی که در جنگ ایران و عراق جنگیده است. آدم‌ها با قصه خودشان وارد کتاب شده‌اند، این برای من جذاب‌تر بود تا اینکه حرف‌ها و روایت‌های تکراری مثل «این جا همه چی خوب است...» را بنویسم. روایت هایی که همیشه از این کارناوال شنیده‌ایم و تکراری هستند. به نظرم امام حسین (ع) با عظمتی که در دالان تاریخ دارد نباید این گونه روایت شود. پس سراغ آدم‌هایی رفتید که تکراری نبودند و قرار نبود حرف‌های تکراری بزنند. من خودم را سپردم به طبیعت سفر و اجازه دادم جریان سفر من را ببرد! در طول ۱۰ روز از اذان صبح تا شب که در بیابان راه می‌رفتم با آدم‌های زیادی صحبت می‌کردم. در نهایت بهترین قصه‌ها و جذاب‌ترین قصه‌هایی را که برای مادرم جذاب بودند، برای روایت‌های این کتاب انتخاب کردم که در نهایت به تعداد ۲۳ نفر رسید. اما برای صحبت با آدم‌ها برنامه‌ای در ذهنم نداشتم و به دنبال طیف یا گروه خاصی نبودم بلکه طبیعت سفر، من را وارد چرخه گفت‌وگو با افراد می‌کرد. عکس‌ها چطور انتخاب شد؟ از ابتدا قرار بود روی عکس عکاسان، تولید محتوا صورت بگیرد. در هر لحظه حتماً یک عکاس همراه من بود. بخشی از عکس‌ها مرتبط با متن است و بخشی شامل دیده‌های خود عکاس‌هاست و حاصل تماشای آن‌ها از واقعه است. در نهایت این کتاب مجموعه‌ای از عکس و متن است و متن‌ها چون در بازنویسی تقویت شد، عکس‌ها کمتر شد. با توجه به خروجی کتاب و روایت این ۲۳ نفر، اکنون فکر می‌کنید این روایت‌ها چقدر می‌تواند در شناخت بیشتر مردم از پیاده‌روی اربعین کمک کند؟ ماجرای من در نوشتن آدم‌ها و انتخاب آن‌ها کشف نهاد انسانی در سفر اربعین بود. در یکی از روایت‌های من فردی به نام ابومؤید حضور دارد. در شرایط معمولی شاید هیچ وقت سراغ چنین آدمی نروم و گپی هم با او نداشته باشم. اما من در این سفر با انسان مواجه هستم فارغ از هر قضاوتی. من با او گفت‌وگو کردم و درنهایت یکی از برجسته‌ترین راوی‌های این کتاب هم شد. به گمان من برای هر سالک، رهرو و پیاده‌رویی که رفتن به این سفر گوشه‌ای از ذهنش را اشغال کرده و ممکن است برایش جذاب باشد، مطالعه هر چیزی در بسترهایی مثل فیلم، کتاب و یا گپ دو نفره می‌تواند به شناخت بهتر آدم‌ها و اتفاقات این مسیر کمک کند. من همه تلاشم را کردم قرائت تازه‌ای از آدم هایی که به این راهپیمایی می‌روند، به طبقه‌ای که مثل من به این مسیر بی‌توجه هستند، ارائه دهم و بگویم آدم هایی که این جا جمع‌اند متأثر از شرایط، رسانه و فضا نیستند و حضور در این فضا دغدغه بزرگ ذهنی شان است. ممکن است این فرد از نظر ما خوب نباشد اما وقتی دو ورق از صفحه زندگی او را می‌خوانیم می‌بینیم چقدر عجیب و گاه دوست داشتنی است. شخصیت «ابو مؤید» مصداق این گفته من است. من در مواجهه اولیه با بی‌رغبتی به سراغ او رفتم اما پس از گفت‌وگو، متوجه شدم دچار قضاوت اشتباهی در مورد گروهی از آدم‌ها بوده‌ام. خلاصه اینکه در نوشتن این کتاب «من» کمرنگ هستم و مسائل مهم و پررنگ، مادر و مسیر است. مادرم به این معنا که شنونده حرف‌های من است و مسیر مواجهه من با این اتفاق است. شما با نوشتن این اثر از پیاده‌روی اربعین، مستندی مکتوب ارائه داده‌اید. مستندنگاری در ادبیات چه جایگاهی داد؟ کار مستندنگار کشف تفاوت‌ها و بیان آن به مخاطبی است که فرصت کشف را نداشته است. مستندنگاری‌های جلال را که بخوانیم می‌بینیم جلال مخاطب را وارد برشی از تاریخ می‌کند که امروز امکان و فرصت گذراندن این تجربه‌ها نیست. اگر کسی دغدغه مستندنگاری داشته باشد، هر جایی از دنیا که اتفاقی دیدنی و یا شنیدنی رخ می‌دهد، باید برود ببیند و آن را کشف و ثبت کند. این وظیفه مستندنگار است. اما فارغ از جذابیت مستندنگاری مهم‌ترین کارکرد این نوع ادبی روایت مکتوب بخشی از تاریخ است. البته در این زمینه آقای قزلی و خانم مرشدزاده حرف‌های شنیدنی بسیاری دارند. خواندن «پنجره‌های تشنه» نوشته مهدی قزلی برای مردمی که نمی‌توانستند همراه ضریح امام حسین (ع) به کربلا بروند حتماً جذاب است. صرف نظر از این جذابیت شاید ۵۰ سال دیگر آیندگان بر اساس این کتاب و مستند نگاشته شده‌اش، در مورد ما و عقاید ما قضاوت کنند. منبع: قدس آنلاینانتهای پیام/ ]]> فرهنگی هنری Tue, 16 Oct 2018 09:54:34 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdchwvnxw23n-xd.tft2.html حضرت رقیه(س)؛ سفیر کوچک امام حسین(ع) در شام/ شهادت غم‌انگیز حضرت رقیه بر اساس سه منبع http://www.nedayeenghelab.com/vdcfcxdmcw6dvma.igiw.html به گزارش ندای انقلاب، پنجم ماه صفر سالروز شهادت حضرت رقیه (س) می باشد. ضمن عرض تسلیت به مناسبت شهادت دردانه اباعبدالله الحسین(ع)، نگاهی اجمالی به زندگانی حضرت رقیه (س) می اندازیم.اثبات وجود تاریخی حضرت رقیه (س)یکی از شهیدان قیام حسینی که نقش بسیار تاثیرگذاری درتبدیل واقعه عاشورا به یک جریان سیال تاریخی داشت، حضرت رقیه (س)، دختر سه‌ساله امام حسین (ع) است (که بارگاه آن مخدره در شهر شام واقع شده است). بعضی از مورخین درباره وجود تاریخی حضرت رقیه(س) سعی در شبهه پراکنی دارند، اما با توجه به مستندات تاریخی که در کتاب منتخب التواریخ نقل شده می‌توان به تمام این شک و دودلی‌ها پایان داد. در قسمتی از این مستندات تاریخی، جریان تعمیر و بازسازی قبر این بانوی سه ساله ذکر شده که بدین صورت است: چندین بار سید ابراهیم دمشقی و خانواده‌اش در عالم رویا خواب این بانوی سه ساله را می‌بینند. در خواب از سید ابراهیم خواسته می‌شود که به نزد والی شام برود و از او بخواهد که قبر را تعمیر کنند؛ زیرا داخل قبر آن حضرت آب جمع شده بود و جسم مطهر ایشان معذب بود. والی شام با مطلع شدن از این جریان از علما شیعه و سنی خواست که غسل کنند و در نزد مرقد آن بانو جمع شوند و قرار بر این شد که قفل به دست هر شخصی باز شد، متصدی نبش قبر و تعمیر آن شود. قفل تنها به دست سید ابراهیم دمشقی که نسبش منتهی به سید مرتضی علم الهدی می‌شود، باز شد و بدن شریف آن حضرت را به مدت سه روز از قبر خارج کردند و به تعمیر آن پرداختند. (برای اطلاع از جزئیات بیشتر به کتاب لهوف سیدبن طاووس مراجعه شود) شهادت غم انگیز حضرت رقیه بر اساس ۳ منبعشهادت غم انگیز حضرت فاطمه صغری و یا رقیه علیها سلام، دختر امام حسین(ع) چنین است:عصر روز سه شنبه در خرابه در کنار حضرت زینب(س) نشسته بود. جمعی از کودکان شامی را دید که در رفت و آمد هستند.پرسید: عمه جان! اینان کجا می روند؟ حضرت زینب(س)فرمود: عزیزم این ها به خانه هایشان می روند. پرسید: عمه! مگر ما خانه نداریم؟ فرمودند: چرا عزیزم، خانه ما در مدینه است. تا نام مدینه را شنید، خاطرات زیبای همراهی با پدر در ذهن او آمد.بلافاصله پرسید: عمه! پدرم کجاست؟ فرمود: به سفر رفته. طفل دیگر سخن نگفت، به گوشه خرابه رفته زانوی غم بغل گرفت و با غم و اندوه به خواب رفت. پاسی از شب گذشت. ظاهراً در عالم رؤیا پدر را دید. سراسیمه از خواب بیدار شد، مجدداً سراغ پدر را از عمه گرفت و بهانه جویی نمود، به گونه ای که با صدای ناله و گریه او تمام اهل خرابه به شیون و ناله پرداختند.خبر را به یزید رساندند، دستور داد سر بریده پدرش را برایش ببرند. رأس مطهر سید الشهدا را در میان طَبَق جای داده، وارد خرابه کردند و مقابل این دختر قرار دادند. سرپوش طبق را کنار زد، سر مطهر سید الشهدا را دید، سر را برداشت و د رآغوش کشید.بر پیشانی و لبهای پدر بوسه زد و آه و ناله اش بلند تر شد، گفت: پدر جان چه کسی صورت شما را به خونت رنگین کرد؟ پدر جان چه کسی رگهای گردنت را بریده؟ پدر جان «مَن ذَالَّذی أَیتَمَنی علی صِغَرِ سِنِّیِ» چه کسی مرا در کودکی یتیم کرد؟ پدر جان یتیم به چه کسی پناه ببرد تا بزرگ بشود؟ پدر جان کاش خاک را بالش زیر سرم قرار می دادم، ولی محاسنت را خضاب شده به خونت نمی دیدم.دختر خردسال حسین(ع) آن قدر شیرین زبانی کرد و با سر پدر ناله نمود تا خاموش شد. همه خیال کردند به خواب رفته. وقتی به سراغ او آمدند، از دنیا رفته بود. شبانه غساله آوردند، او را غسل دادند و در همان خرابه مدفون نمودند.[۱]نقش موثر در تبدیل واقعه عاشورا به یک جریان سیال تاریخیجریان کربلا محدود به واقعه عاشورا نیست؛ چراکه پس از آن با ادامه حرکت کاروان اسرا، مبارزه خاندان اهل بیت با یزید همچنان ادامه داشت. ادامه نهضت حسینی را می‌توان از خطبه‌های غرای امام سجاد (ع) تا نقش بیدارگری حضرت زینب(س) در شهرهای بزرگی چون کوفه و شام دانست. چه بسیار مسیحیان و یهودیانی که به وسیله کاروان اسرا مسلمان شدند و از همه پررنگ‌تر آن که، خانواده یزید و غلامانش با دیدن اهل بیت پیامبر در اسارت از او بیزاری جستند و جزء محبین خاندان عصمت و طهارت شدند. بارگاه حضرت رقیه در شهر شام تبدیل به مرکزی برای تبلیغ تشیع شدبه یمن حضور این مخدره بزرگوار در قلب حکومت امویان، راه گم‌کردگان طریق ولایت به سمت اهل بیت هدایت می‌شوند و مَثَل آن شهید خردسال همانند مناری است که انسان‌های سرگردان را نجات می‌دهد. همچنین از اثرات وجودی حضرت رقیه (س) کم اثر شدن جنایاتی بود که معاویه ملعون در حق اسلام انجام داد؛ زیرا مرقد آن مخدره تبدیل به مرکزی برای تبلیغ شیعیان شد. کرامات حضرت رقیه (ع)از حضرت رقیه (ع) ومرقد مطهر آن حضرت،‌در طول تاریخ، کرامات متعددی بروز کرده است . در این مطلب توجه شما را به یک کرامت شگفت جلب می‌کنیم:مرحوم حاج میرزا علی محدث زاده ( متوفای محرم ۱۳۹۶ ه. ق)،‌ فرزند مرحوم محدث عالی مقام حاج شیخ عباس قمی رضوان الله تعالی علیها، از وعاظ وخطبای مشهور تهران بودند. ایشان می‌فرمود: یکسال به بیماری وناراحتی حنجره وگرفتگی صدا مبتلا شده بودم،‌تا جایی که منبر رفتن وسخنرانی کردن برای من ممکن نبود . مسلم،‌ هر مریضی در چنین موقعی به فکر معالجه می‌افتد، من نیز به طبیبی متخصص و با تجربه مراجعه کردم.پس از معاینه معلوم شد بیماری من آن قدر شدید است که بعضی از تارهای صوتی از کارافتاده و فلج شده و اگر لاعلاج نباشد صعب العلاج است.طبیب معالج در ضمن نسخه‌ای که نوشت دستور استراحت داد و گفت که باید چند ماه ازمنبر رفتن خودداری کنم وحتی با کسی حرف نزنم واگر چیزی بخواهم و یا مطلبی از زن و بچه‌ام انتظارداشته باشم آنها را بنویسم،‌تا در نتیجه استراحت مداوم واستعمال دارو، شاید سلامتی از دست رفته مجددا به من برگردد.البته صبر درمقابل چنین بیماری وحرف نزدن با مردم حتی با زن وبچه، خیلی سخت وطاقتفرساست،‌زیرا انسان بیشتر از هر چیز احتیاج به گفت وشنود دارد و چطور می‌شود چند ماه هیچ نگویم وحرفی نزنم وپیوسته در استراحت باشم ؟!آن هم معلوم نیست که نتیجه چه باشد.برهمه روشن است که با پیش آمدن چنین بیماری خطرناکی،‌چه حال اضطراری به بیماردست می‌دهد اضطرار می‌اندازد، این حالت پریشانی است که انسان امیدش از تمام چاره‌های بشری قطع شده و به یاد مقربان درگاه الهی می‌افتد تا به وسیله آنها به درگاه خداوند متعال عرض حاجت کرده وا زدریای بی‌پایان لطف خداوند بهره‌ای بگیرد.من هم باچنین پیش آمدی،‌ چاره‌ای جز توسل به ذیل عنایت حضرت امام حسین (ع) نداشتم . روزی بعد ازنماز ظهر وعصر،‌حال توسل به دست آمد وخیلی اشک ریختم وسالار شهیدان حضرت اباعبدالله (ع) راکه به وجود مقدس ایشان متوسل بودم مخاطب قرارداده گفتم : یا بن رسول الله، صبر درمقابل چنین بیماری برای من طاقتفرساست. علاوه بر این من اهل منبرم و مردم ازمن انتظاردارند برایشان منبربروم.من از اول عمر تا به حال علی الدوام منبر رفته‌ام و از نوکران شما اهل بیتم،‌ حالا چه شده که باید یکباره از این پست حساس براثر بیماری کنار باشم . ضمنا ماه مبارک رمضان نزدیک است،‌دعوتها را چه کنم؟ آقا عنایتی بفرما تا خدا شفایم دهد.به دنبال این توسل، طبق معمول کم کم خوابیدم. درعالم خواب،‌ خودم را در اطاق بزرگی دیدم که نیمی ازآن منور وروشن بود وقسمت دیگر آن کمی تاریک.درآن قسمت که روشن بود حضرت مولی الکونین امام حسین (ع ) را دیدم که نشسته است . خیلی خوشحال وخوشوقت شدم و همان توسلی را که در حال بیداری داشتم در حال رویا نیز پیداکردم . بنا کردم عرض حاجت نمودن،‌ ومخصوصا اصرار داشتم که ماه مبارک رمضان نزدیک است و من در مساجد متعدد دعوت شده‌ام،‌ولی با این حال حنجره ا زکارافتاده چطور می‌توانم منبر رفته وسخنرانی نمایم وحال آنکه دکتر منع کرده که حتی با بچه‌های خود نیز حرفی نزنم.چون خیلی الحال وتضرع وزاری داشتم،‌ حضرت اشاره به من کردو فرمود به آن آقا سید که دم درب نشسته بگو اشک بریزید،‌ان شاءالله تعالی خوب می‌شوید. من به درب اطاق نگاه کردم دیدم شوهر خواهرم آقای حاج آقا مصطفی طباطبائی قمی که از علما وخطبا و از ائمه جماعت تهران می‌باشد نشسته است . امر آقا را به شخص نامبرده رساندم. ایشان می‌خواست از ذکر مصیبت خودداری کند،‌حضرت سید الشهدا(ع) فرمود روضه دخترم را بخوان. ایشان مشغول به ذکر مصیبت حضرت رقیه (ع) شد و من هم گریه می‌کردم و اشک می‌ریختم،‌ اما متاسفانه بچه‌هایم مرااز خواب بیدار کردند ومن هم با ناراحتی از خواب بیدار شدم ومتاسف ومتاثر بودم که چرا از آن مجلس پرفیض محروم مانده‌ام،‌ ولی دیدن دوباره آن منظره عالی امکان نداشت. همان روز، و یا روز بعد، به همان متخصص مراجعه نمودم. خوشبختانه پس از معاینه معلوم شد که اصلا اثری از ناراحتی وبیماری قبلی در کار نیست . او که سخت در تعجب بود ازمن پرسید شما چه خوردید که به این زودی وسریع نتیجه گرفتید؟!من چگونگی توسل وخواب خودم رابیان کردم. دکتر قلم دردست داشت و سرپا ایستاده بود، ولی بعد از شنیدن داستان توسل من بی اختیار قلم از دستش برزمین افتاد و با یک حالت معنوی که بر اثر نام مولی الکونین امام حسین (ع) به او دست داده بود پشت میز طبابت نشست و قطره قطره اشک بررخسارش می‌ریخت . لختی گریه کرد وسپس گفت : آقا،‌این ناراحتی شما جز توسل وعنایت و امداد غیبی چاره وراه علاج دیگری نداشت.آیا این نام (رقیه) درست و صحیح است؟اصل وجود دختری چهار ساله برای امام حسین علیه السلام در منابع شیعی آمده است در کتاب کامل بهائی نوشته علاء الدین طبری (قرن ششم هجری) قصه دختری چهار ساله که در ماجرای اسارت در خرابه شام در کنار سر بریده پدر به شهادت رسیده، آمده است.[۲]اما در مورد نام او، آیا رقیه بوده یا فاطمه صغری و... اختلاف است.دو خطاب از امام حسین علیه السلام در کربلا در مصادر شیعی آمده است که یکی از دختران حرم خود را با نام رقیه صدا زده است.۱)- "یا اختاه یا ام کلثوم، و انت یا زینب و انت یا رقیه و انت یا فاطمه و انت یا رباب، ...”.[۳]۲)- "ثم نادی: یا ام کلثوم و یا سکینه و یا رقیه و یا عاتکه و یا زینب یا اهل بیتی علیکن منی السلام”.[۴]اکثر محدثان دو دختر به نامهای سکینه و فاطمه برای امام حسین (ع) ذکر کرده‌اند اما علامه ابن شهر آشوب و محمد بن جریر طبری، سه دختر به نامهای سکینه فاطمه و زینب (ع) را برای آن حضرت برشمرده‌اند.در میان محدثان قدیم تنها علی بن عیسی اربلی ـ صاحب کتاب کشف الغمه (که این کتاب را در سال۶۸۷ ه ق تألیف کرده است) به نقل از کمال الدین گفته است که امام حسین (ع) شش پسر و چهار دختر داشت ولی او نیز هنگام شمارش دخترها، سه نفر به نامهای زینب سکینه و فاطمه را نام می‌برد و از چهارمی ذکری به میان نمی‌آورد.احتمال دارد که چهارمین دختر همین رقیه (ع) بوده است.علامه حائری در کتاب معالی السبطین می‌نویسد: بعضی مانند محمد بن طلحه شافعی و دیگران از علمای اهل تسنن و شیعه می‌نویسند "امام حسین (ع) دارای ده فرزند، شش پسر، و چهار دختر بوده است.سپس می‌نویسد: دختران او عبارتند از: سکینه، فاطمه صغری، فاطمه کبری و رقیه علیهن السلام.آنگاه در ادامه می‌افزاید: رقیه پنج سال یا هفت سال داشت و در شام وفات کرد. مادرش "شاه زنان" دختر یزجرد بود.[۵]باید دانست که گاهی بعضی از دختران دو نام داشتند مثلاً طبق قرائتی به احتمال قوی همین حضرت رقیه (س) را فاطمه صغری می‌خواندند و شاید همین موضوع باعث غفلت از نام اصلی او شده است.بهرحال از لحاظ تحقیقی هیچ استبعادی وجود ندارد که نام این دختر امام حسین (ع) رقیه باشد.نظر دو تن از مراجع تقلید در خصوص دختر سه ساله امام حسین‌(ع) پنجم صفر سالروز شهادت ریحانه امام حسین(ع) حضرت رقیه‌(س) است که سندی بر مظلومیت خاندان پیامبر(ص) می‌باشد، عده‌ای از ارادتمندان به ساحت قدسی اهل بیت‌(ع) در پاسخ به شبهه‌ای که در برخی محافل مطرح شده نظر دو تن از مراجع عظام تقلید شیعه در این خصوص را با طرح ۴ سؤال جویا شده‌اند.۱-صحت وجود دختری با مشخصاتی که ارباب مقاتل در مورد کیفیت شهادت آن بزرگوار نقل کرده‌اند (درخرابه شام) چیست؟۲-صحت انتساب چنین دختری به امام حسین‌(ع) چگونه می‌باشد؟۳-صحت انتساب حرم موجود در نزدیک دمشق به دختری به نام حضرت رقیه‌(س) چگونه است؟۴-با توجه به موارد گفته شده و پاسخ‌های حضرت عالی انجام نذر و ادای آن دارای چه حکمی است؟متن کامل نظرات این دو مرجع تقلید تقدیم می‌گردد:پاسخ آیت‌الله‌العظمی مکارم شیرازیبسمه‌تعالیشکی نیست که دختر کوچکی از امام حسین‌(ع) در شام از دنیا رفت و در آنجا دفن شد و حرم فعلی منسوب به همان دختر است، اما این که نام آن دختر رقیه بوده یا نام دیگری داشته در بین دانشمندان اسلامی اختلاف نظر وجود دارد هر چند معروف این است که نامش رقیه است.همیشه موفق باشید.پاسخ آیت‌الله‌العظمی نوری همدانیبسمه‌تعالیدر کتاب‌هایی چون کامل بهائی و نفس‌المهموم و کتاب‌های معتبر دیگر دختر خردسالی که برخی نام او را رقیه نامیده‌اند و در شام به شهادت می‌رسد، برای امام حسین‌(ع) ذکر کرده‌اند و اگر کسی برای آن حضرت نذر کند، باید آن را ادا نماید و مضجع موجود در دمشق متعلق به آن حضرت است. زیارتنامه حضرت رقیه سلام الله علیهابِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِاَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا سَیِّدَتَنـا رُقَیَّةَ، عَلَیْکِ التَّحِیَّةُ وَاَلسَّلامُ وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَکاتُهُ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یـا بِنْتَ رَسُولِ اللهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یـا بِنْتَ اَمیرِ الْمُؤْمِنینَ عَلِیِّ بْنِ اَبی طالِبِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا بِنْتَ فاطِمَةَ الزَّهْراءِ سَیِّدَةِ نِسـاءِ الْعالَمینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا بِنْتَ خَدیجَةَ الْکُبْری اُمِّ الْمُؤْمِنینَ وَالْمُؤْمِناتِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا بِنْتَ وَلِیِّ اللهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا اُخْتَ وَلِیِّ اللهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا بِنْتَ الْحُسَیْنِ الشَّهیدِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ اَیَّتُهَا الصِّدّیقَةُ الشَّهیدَةِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ اَیَّتُهَا الرَّضِیَّةُ الْمَرْضِیَّةُ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ اَیَّتُهَا التَّقیّةُ النَّقیَّةُ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ اَیَّتُهَا الزَّکِیَّةُ الْفاضِلَةُ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ اَیَّتُهَا الْمَظْلُومَةُ الْبَهِیَّةُ، صَلَّی اللهُ عَلَیْکِ وَعَلی رُوحِکِ وَبَدَنِکِ، فَجَعَلَ اللهُ مَنْزِلَکِ وَمَاْواکِ فِی الْجَنَّةِ مَعَ آبائِکِ وَاَجْدادِکِ، الطَّیِّبینَ الطّاهِرینَ الْمَعْصُومینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکُمْ بِما صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَی الدّارِ، وَعَلَی الْمَلائِکَةِ الْحـافّینَ حَوْلَ حَرَمِکِ الشَّریفِ، وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَکاتُهُ، وَصَلَّی اللهُ عَلی سَیِّدِنا مُحَمَّد وَآلِهِ الطَّیِّبینَ الطّاهِرینَ وَسَلَّمَ تَسْلیماً بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ.***خبر آمد که ز معشوق خبر می آیدره گشایید که یارم ز سفر می آیدکاش می شد که ببافند کمی مویم راآب و آیینه بیارید پدر می آیدنه تو از عهده ی این سوخته بر می آیینه دگر موی سرم تا به کمر می آیدجگرت بودم و درد تو گرفتارم کردغالبا درد به دنبال جگر می آیدراستی گم شده سنجاق سرم، پیش تو نیست!سر که آشفته شود حوصله سر می آیدهست پیراهنی از غارت آن شب به تنمنیم عمامه از آن بهر تو در می آیدبه کسی ربط ندارد که تو را می بوسمغیر من از پس کار تو که برمی آید؟راستی! هیچ خبر دار شدی تب کردم؟راستی! لاغری من به نظر می آید؟راستی! هست به یادت دم چادر گفتیدختر من! به تو چادر چقدر می آیدسرمه ای را که تو از مکه خریدی، بردندجای آن لخته خونی که ز سر می آید(محمد سهرابی) بابا بیا دور و برم را نگاه کنویرانه ای که گشته حرم را نگاه کنگرمی شانه های تو یادم نرفته استسنگی که هست زیر سرم را نگاه کنامشب بیا زیارت مادر، نه دخترتاز او رخ کـبـودتـرم را نگـاه کـنمن وارث شکسته ترین بازویم پدربر بازوی سه ساله، ورم را نگاه کنگویا تنم به زیر سم اسب رفته استدر هم شکسته بال و پرم را نگاه کنمن مثل تو ز داغ برادر شکسته امخم گشته است این کمرم را نگاه کنمحشر شده که کودک تو پیر گشته استیک سر سفید، موی سرم را نگاه کنچوب یزید را به سرش خُرد می کنمچون صبح می شود اثرم را نگاه کن(جواد حیدری)منبع : مشرقانتهای پیام/ ]]> فرهنگی هنری Mon, 15 Oct 2018 09:42:44 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcfcxdmcw6dvma.igiw.html