پایگاه خبری ندای انقلاب - آخرين عناوين بین الملل :: rss_full_edition http://www.nedayeenghelab.com/vsnhtmynd31g2.ft2.html Sun, 11 Nov 2018 12:55:59 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://www.nedayeenghelab.com/skins/default/fa/{CURRENT_THEME}/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری تحلیلی ندای انقلاب http://www.nedayeenghelab.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری تحلیلی ندای انقلاب آزاد است. Sun, 11 Nov 2018 12:55:59 GMT بین الملل 60 متحدان آمریکا ایران را در برابر برنامه‌های براندازی کاخ سفید آسیب‌پذیر نمی‌بینند http://www.nedayeenghelab.com/vdcfvxdm1w6dvja.igiw.html به گزارش ندای انقلاب، در حالی که برخی مقام‌های ارشد در کاخ سفید «دونالد ترامپ»، رئیس‌جمهور آمریکا معتقدند حکومت ایران در برابر فروپاشی به‌دلیل فشارهای آمریکا آسیب‌پذیر است، متحدان و دستگاه‌های اطلاعاتی این کشور با این ارزیابی موافق نیستند.دیپلمات‌ها و مقام‌های سابق آمریکایی در گفت‌وگو با شبکه خبری ان‌بی‌سی‌نیوز ارزیابی‌های موجود در کاخ سفید درباره ایران را «تفکر آرزومندانه» دانسته‌اند.دیپلمات‌ها علی‌رغم اذعان به مشکلات سیاسی و اقتصادی پیشِ‌روی حکومت ایران گفته‌اند دولت‌های اروپایی معتقدند حکومت ایران کاملاً مستحکم است و هر گونه اقدام برای سرنگون کردن این حکومت می‌تواند نتایج وخیم‌تر به‌بار بیاورد.۹ دیپلمات خارجی گفته‌اند «مایک پامپئو»، وزیر خارجه آمریکا، «جان بولتون»، مشاور امنیت ملی کاخ سفید و سایر مقام‌های آمریکایی در دیدار با همتایان خارجی خود گفته‌اند حکومت ایران شکننده است و قادر به مدیریت اقتصاد این کشور نیست.علی‌رغم این، نهادهای اطلاعاتی آمریکا هم نشانه‌هایی از اینکه حکومت ایران در آستانه سقوط باشد، مشاهده نکرده‌اند. مقام‌های اطلاعاتی آمریکا گفته‌اند از نظر آنها حکومت درست به‌اندازه سال‌های گذشته کنترل اوضاع را مستحکم در دست دارد.منبع :‌تسنیمانتهای پیام/ ]]> بین الملل Sun, 11 Nov 2018 12:48:44 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcfvxdm1w6dvja.igiw.html سه هفته حساسِ جنگ یمن http://www.nedayeenghelab.com/vdccexq1e2bqe08.ala2.html به گزارش ندای انقلاب، «سعدالله زارعی» در یادداشت روزنامه «کیهان» نوشت:شرایط موجود در یمن بیان‌کننده تحرک فوق‌العاده جبهه غربی-عربی برای تصرف حدیده است. پنج روز پیش وزیر دفاع آمریکا مهلت ۳۰ روزه‌ای را برای پایان دادن به جنگ یمن تعیین کرد و درست از همان روز فشار دوباره‌ای برای تصرف شهر حدیده از سوی ائتلاف غربی-عربی شروع شد! و جالب‌تر اینکه در حالی که ظاهرا آمریکا، فرانسه و انگلیس در فرا رسیدن زمان پایان جنگ یمن همداستان شده‌اند، «مارتین گریفیت» نماینده دبیرکل سازمان ملل، زمان برگزاری نشست صلح بین دو طرف یمنی را به تعویق انداخت و زمانی هم برای از سرگیری این مذاکرات تعیین نکرد. به بیان دیگر، او در واقع موضوع را عملا به پس از مشخص شدن نتیجه درگیری‌های جدید حدیده موکول نمود! آنچه در این میان به احتمال خیلی زیاد طی روزهای آینده به وقوع خواهد پیوست و در طول سه هفته آینده استمرار خواهد داشت، افزایش جنایت علیه مردم مظلوم یمن است.کمااینکه حمله روزهای اخیر ائتلاف غربی-عربی به شمال حدیده ضمن وارد کردن تلفات سنگین به مردم، صدها هزار نفر را بی‌خانمان و آواره نموده است.اما با این وجود هم آمریکایی‌ها و هم سعودی‌ها در مورد به نتیجه رسیدن حملات جدید دچار تردیدهای جدی هستند. از این رو علی‌رغم آنکه آمریکا نه تنها شریک جرم سعودی و امارات در جنایت سهمگین علیه مردم مظلوم یمن است، بلکه بنابه اسناد موجود، فرماندهی این جنگ را نیز در دست دارد، آمریکا از دو روز پیش وانمود کرد که در واکنش به جنایات این روزهای ائتلاف سعودی و امارات علیه شهروندان غیرنظامی یمن، سوخت‌رسانی به هواپیماهای جنگی متجاوزین را متوقف کرده است. این در حالی است که چند هفته پیش از سخنان پریروز «جیمز متیس»، روزنامه واشنگتن‌پست نزدیک به جمهوری‌خواهان ادعا کرده بود، آمریکا عملیات سوخت‌رسانی به هواپیماهای جنگی عربستان و امارات را متوقف کرده است اما همچنانکه «محمدعلی الحوثی»دو روز پیش طی مقاله‌ای در همین روزنامه یادآور شد، سوخت‌رسانی نیروی هوایی آمریکا به هواپیماهای جنگی عربستان و امارات در آسمان یمن هنوز ادامه دارد.البته این اولین‌بار است که یک مقام رسمی در حد وزیر دفاع اعتراف می‌کند که در جنگ ظالمانه علیه یمن به هواپیماهای جنگی در آسمان سوخت می‌رساند. این سوخت‌رسانی به این معناست که ارتش آمریکا رسما می‌پذیرد که مسئولیت حداقل نیمی از بمب‌هایی که روزانه بر سر مردم یمن می‌ریزد و هم اینک تعداد آنان از ۲۵۰۰ بمب فراتر رفته، را به عهده دارد. اگر این سوخت‌رسانی نبود بسیاری از هواپیماها به خصوص هواپیماهای جنگی امارات قادر به پرواز بر روی یمن نبودند و عملا نمی‌توانستند سوخت لازم را برای انتقال بمب‌ها به یمن همراه ببرند.در عین حال این نکته را باید در نظر داشت که وقتی آمریکایی‌ها اعلام می‌کنند که جنگ باید متوقف شود و نیز اعلام می‌کنند سوخت‌رسانی به هواپیماهای جنگی متجاوزین را متوقف کرده‌اند، نشان‌دهنده یاس آمریکا از پیش بردن جنگ مطابق با الگوی خودشان می‌باشد. آمریکا در این میان دو تئوری معروف دارد که یکی «ضربه قاطع» و دیگری «هرج و مرج سازنده» است. در این جنگ آمریکایی‌ها و سعودی‌ها در ماه‌های اول از ضربه قاطع سخن گفتند و عملیات خود را «عاصفهًْ‌الحزم» گذاشتند و نزدیک به شش‌ماه تلاش کردند تا آن ضربه قاطع را به عبدالملک بدرالدین الحوثی و یاران اسطوره‌ای او وارد کنند اما علی‌رغم دست بازی که در جنایت داشتند، در عمل نتوانستند این ضربه قاطع را وارد کنند و لذا برگشتند و با توجه به انتقادات شدیدی که در خصوص جنگ یمن متوجه سعودی شده بود، ادامه عملیات را با نام «اعادهًْ الامل» یعنی بازگرداندن امید تنظیم کردند و در این راه تلاش زیادی کردند تا از طریق تصرف پایتخت و راه‌های مواصلاتی، به مناطق اصلی تحت اراده انصارالله یعنی استان‌های شمالی، امید را به نیروهای وابسته به خود و کشورهای همکاری‌کننده در ائتلاف عربی-غربی بازگردانند که این هم اگرچه نزدیک به دو سال و نیم به درازا کشید اما عملا نتیجه‌ای در برنداشت و در نهایت سعودی‌ها و اماراتی‌ها و امرای غربی‌شان موضوع گرفتن یک سرپل و مدیریت یمن در میز سیاسی را مطرح کردند. براین اساس پس از ناکامی در جدا کردن موثر از انصارالله و پس از ناکامی در تصرف پایتخت نیروهای خود را روی منطقه غربی که در نظر این ائتلاف گلوگاه انصارالله محسوب می‌شد، متمرکز کردند. عملیات آنان از ۱۶ ژوئن- ۲۶ خرداد- گذشته با شدت تمام از زمین، هوا و دریا دنبال شد و آنگونه که رسما از سوی وزیر دفاع امارات اعلام گردید قرار بود یک ماهه به پایان برسد اما علی‌رغم ۳/۵ ماه تقلای زیاد به جایی نرسید و ارتش‌های امارات، عربستان و نیروهای اجیر وابسته به آنان علیرغم برخورداری از آتش هواپیماها و ناوهای انگلیس، فرانسه و آمریکا شکست را پذیرفتند.پس از ماجرای خاشقجی یک بار دیگر موضوع صلاحیت رژیم عربستان در به نتیجه رساندن پرونده‌های حساس و قدرت مدیریت آن زیر سؤال رفت و در داخل کشورهای اصلی حامی جنگ سعودی- امارات علیه یمن یعنی آمریکا، فرانسه و انگلیس این سؤال مطرح گردید که رژیم سعودی با ناکارآمدی و «عملیات کثیف»عملاً راه را بر خود غرب در اداره مدیریت شده بحران‌ها می‌بندد.اما از آن طرف آمریکایی‌ها در مدل «هرج و مرج سازنده» هم به جایی نرسیدند براساس تئوری غرب، هرج و مرج در محیط دشمن می‌تواند در نهایت شرایطی را پدید آورد که نیروی اصلی که نوعاً در پشت این بلبشو قرار می‌گیرد به صحنه می‌آید و نتیجه را به نفع خود رقم می‌زند بدون آنکه برای این پیروزی هزینه چندانی پرداخت کرده باشد.در جنگ یمن، آمریکا و سعودی معتقد بودند، جنگ عملاً به هرج و مرج و درگیری درونی در یمن منجر می‌شود از این رو سعودی‌ها اصرار زیادی داشتند تا بخشی از مردم یمن را با بخشی دیگر درگیر نمایند. پروژه منصور هادی و شکل دادن به دولتی در «عدن» در مقابل دولت «صنعا» بر این پایه صورت گرفت و حال آنکه هیچگاه این شکل‌دهی به دولت عدن جامه تحقق نپوشید و اخیراً خودشان این دولت را مستوجب محاکمه در دادگاه نظامی دانستند. توقع آمریکا و رژیم سعودی این بود که هرج‌ومرج عملاً گروه‌های داخلی در یمن را به‌شدت با یکدیگر درگیر می‌کند به گونه‌ای که مردم خود از آمریکا و عربستان بخواهند به این وضع خاتمه دهند. آمریکا و عربستان گمان می‌کردند درگیری میان انصارالله و نیروهای وابسته به صالح از یک سو و انصار با نیروهای حزب اصلاح از سوی دیگر سبب شعله‌ور شدن جنگ در همه جای یمن شده و می‌توان دامنه این درگیری را به درگیری حراک جنوب با انصارالله کشاند. از این رو آنان با بهره‌گیری از سادگی و طماعی «حسن باووم» با او وارد مذاکره شده و وعده استقلال جنوب در مقابل شرکت در عملیات ائتلاف در حدیده به او دادند حالا به گمان سعودی‌ها و اماراتی‌ها هرج‌ومرج در یمن به اوج می‌رسد و از سوی دیگر بمباران حدیده سبب می‌شود جمعیت کثیری از مردم به سمت مناطق شمالی و بخصوص صنعا مهاجرت کرده و عملاً اوضاع را از دست انصارالله و کمیته‌های مردمی آن که اینک در هر شهر و روستای مناطق شمالی یمن به یک نهاد مهم تبدیل شده‌اند، خارج نمایند.هرج و مرج عملاً شکل نگرفت، جنگ بین انصارالله و موتمر علی‌رغم خیانت علی عبدالله صالح و فریب خوردن از ناحیه امارات شکل نگرفت. درگیری‌های میان انصار و حزب اصلاح تشدید نشد و حتی به موازات تند شدن مواضع سعودی علیه اخوانی‌های منطقه، زمزمه آغاز همکاری‌های این دو با هم به گوش رسید. بخشی از حراک جنوب به سرپرستی حسن باووم چند روز پس از آغاز عملیات حدیده در پایان ماه رمضان، نیروهای خود را که به دو تیپ رزمی می‌رسید، از حدیده عقب کشید و اقرار کرد که فریب مقامات امارات را خورده است.پس هرج و مرج عملاً اتفاق نیفتاد و به‌خصوص مناطق شمالی که سه چهارم جمعیت یمن را در خود جای داده است، دوران نسبتاً آرامی را سپری کرد و دائماً به دایره محبوبیت انصارالله افزوده شد.پس در واقع جنگ یمن دو تئوری محوری آمریکا که تئوری اداره تحولات منطقه بود را با بن بست مواجه کرد، اما نباید گمان کرد که این شکست، آنان را از توسل به جنایات کور باز می‌دارد از این رو باید گفت، یمن سه هفته حساس را پیش‌رو دارد و این احتمال جدی مطرح است که جنگ با وقوع مواردی سنگین جنایت به پایان برسد به گونه‌ای که مردم یمن تا سال‌ها نتوانند از تبعات آن رها شوند.انتهای پیام/ ]]> بین الملل Sun, 11 Nov 2018 12:42:21 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdccexq1e2bqe08.ala2.html گزارش تکان‌دهنده از نقش «زنان موساد» در طرح‌های تل‌آویو و عادی‌سازی روابط با اعراب http://www.nedayeenghelab.com/vdcen78xojh8pei.b9bj.html به گزارش ندای انقلاب، رفعت سید احمد نویسنده و متفکر ملی مصری و رئیس مرکز مطالعات و پژوهش های قاهره در گزارشی به نقش زنان موساد در روند پرشتاب عادی‌سازی روابط عربی صهیونیستی پرداخته و آورده است : طی روزهای اخیر سران رژیم صهیونیستی با استقبال گرم و علنی برخی شیخ‌نشین‌های نفت‌خیز(رژیم‌های عربی حاشیه خلیج فارس) روبرو شد، در حالی که این مسئله در سال‌های گذشته مخفیانه صورت می‌گرفت، اما امروز علنا و بدون ذره‌ای شرم و حیا از سوی این کشورهای عربی صورت می‌گیرد،اما نکته قابل توجه در روند عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی، حضور قوی زنان موساد است، شاید میری رگیف وزیر ورزش رژیم صهیونیستی و نقشی که وی چند روز پیش در شیخ‌نشین ابوظبی ایفا کرد و نفوذ علنی وی به وزارتخانه‌ها، شوراها و حتی مساجد با همراهی گرم مقامات این شیخ‌نشین، بی‌سابقه و بی‌نظیر است، شاید این نمونه برای نشان دادن قدرت نقش زنان در بازی موساد به منظور نفوذ در کشورهای عربی به ویژه کشورهای حاشیه خلیج فارس کافی باشد. این دیدار و استقبال از یک زن یهودی و مامور نفوذی موساد از سوی دولت های عربی به ویژه شیخ نشینان حاشیه خلیج فارس ،در واقع نشانه ضعف تاریخی آنها در برابر عنصر زنان ، به عنوان یک ویژگی مشترک در سراسر زندگی سیاسی و اقتصادی این دولت ها به شمار می رود. ‎بنابراین حضور موساد فراتر از سفر بنیامین نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی به کشور عمان یا دیدار ایوب قرا وزیر ارتباطات این رژیم از امارات باشد .این بار حضور مری رگیف وزیر ورزش رژیم صهیونیستی و امثال این وزیر زن یهودی مطرح است که پیشینه زندگی وی نشان می‌دهد که وی رهبری گروهی را در برنامه نظامی موساد موسوم به گادنا برعهده داشته که متخصص در آموزش و آماده سازی نظامی جوانان برای خدمت نظامی در داخل و خارج از سرزمین های اشغالی فلسطین ، به ویژه در کشورهای حاشیه نفت خیز خلیج فارس است.در همین راستا اظهار نظر زیپی لیونی وزیر خارجه اسبق رژیم صهیونیستی و زن مشهور موساد در واکنش به سفر وزیر ورزش این رژیم به ابوظبی و استقبال شیخ نشین‌ها از وی کاملا واضح و آشکار است، در حالی که شایسته نیست اعراب از کسانی استقبال کنند که موساد در سرزمینشان رهبران فلسطینی را به قتل می‌رسانند که شاید مشهورترین آنها المبحوح(از رهبران حماس) باشد، لیونی بدون احترام به واکنش‌های عربی درباره همکار خود(وزیر آموزش صهیونیست‌ها) گفت: البته ما راه نفوذ را برای او هموار کردیم و ما نقش کمکی در رسیدن به این لحظه را هموار کردیم، ما در گذشته نقش‌هایی ایفا کردیم که به ما در رسیدن به این مرحله از روند عادی سازی روابط با کشورهای حاشیه عربی(حاشیه خلیج فارس( کمک کرد.این روند عادی سازی سازش با شیخ نشین های نفتی را باید از زاویه دیگری مورد بررسی قرارداد و آن هم نقش زن در سیستم موساد صهیونیستی است. این زاویه چگونه است؟ در آغاز، تاریخ مناقشه و درگیری با رژیم صهیونیستی به ما می‌گوید که یکی از مهمترین درس‌های یکصد ساله مناقشه و درگیری صهیونیست‌ها با اعراب و ساکنین سرزمین های فلسطینی پس از بیانیه بالفور در سال ۱۹۱۷ میلادی،توان این رژیم استعماری در به کارگیری نهادها و نیروهای مختلف در مناقشه و درگیری با اعراب است که یکی از آنها، به کارگیری زنان است که تنها به درگیری های شهری و نظامی در ارتش و پلیس محدود نمی شود بلکه زمینه های گسترده تر و بسیار حساس از جمله عملیات جاسوسی خارجی علیه فلسطینیان و حامیان آنها اعم از کشورها، سیاستمداران و حتی اندیشمندان عرب و غیر عرب را هم شامل می‌شود، بنابراین سراسر تاریخ موساد مملو از ده ها داستان شگفت آور و بحث برانگیز و نیز خطرناک است که در اینجا مجال سخن گفتن درباره این موارد وجود ندارد. در اینجا تنها به خطرات آن که تمام دستگاه‌های امنیتی داخلی و خارجی رژیم صهیونیستی از آن استفاده می‌کنند، اشاره می‌کنیم. شاید آنچه قبلا درباره نقش خطرناکی که زیپی لیونی وزیر خارجه اسبق دشمن صهیونیستی بازی کرده است، منتشر شد- که وی از برجسته ترین کارکنان زن در دستگاه موساد اسرائیل بود-،از نقش این زن صهیونیست در به کارگیری روابطش برای جذب رهبران بزرگی از تیم مذاکره کننده فلسطینی در اسلو(قرارداد سازش اسلو) پرده بردارد و اینکه چگونه در این زمینه از تمام سلاح ها و ابزارها ازجمله روابط جنسی به منظور تسلیم کردن این تیم در برابر خواسته ها و توطئه های موساد و دولت صیهونیستی رژیم استفاده کرد.بدون ورود به حکایت های تاریخی،فقط به عنوان مثال به ترور محمود المبحوح از فرماندهان جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس) در هتلی در دبی بسنده می کنیم که این اقدام تروریستی از نقش برجسته زنان موساد پرده می‌دارد به طوری که ثابت شد پنج زن موساد در این جنایت مشارکت داشتند و مدیریت این گروه را زن جاسوس موساد به نام " جیل پولارد" برعهده داشت که این ترور با خوراندن سم و شوک برقی در اتاق المبحوح در هتلی در دبی صورت گرفت، این حقایق بر نقش تاریخی و خطرناک زن صهیونیست در عملیات تروریستی از طریق موساد تاکید می‌کند. اخیرا روزنامه صهیونیستی معاریو در گزارشی، به کارگیری زنان در موساد را مورد تاکید قرار داد و نوشت : ۲۰ درصد از کارکنان موساد را زنان تشکیل می دهند. در تاریخ این دستگاه جاسوسی صهیونیستی (موساد) اولین بار زنی به عنوان معاون رئیس موساد به کار گرفته شد که نامش افراییم هلیفی است به طوری که آهون یاتون رئیس اسبق موساد که مجبور شد از منصب خود پس از ترور ناموفق خالد مشعل(رئیس سابق دفتر سیاسی جنبش حماس) در تاریخ ۱۹۷۷/۹/۲۵میلادی استعفا کند،‌گفته بود موساد تنها دستگاه امنیتی اسرائیل است که زنان را در دو واحد به کار می‌گیرد اول کیشت یا کمان متخصص در یورش به دفاتر در تمام دنیا و مارمویت آنها عکس برداری و جمع آوری اسناد مهم و نصب سیستم شنود است و دومین واحد با نام یارید یا بازار که مامویت آن حراست از افسران موساد در اروپا و آمریکا است که با مزدوران خود در اماکن سری دیدار می‌کنند.دانی یاتوم رئیس اسبق موساد همچنین گفته بود که درصد زنان شاغل در موساد بالاترین درصد در میان تمام دستگاه‌های اطلاعاتی اسرائیل است و با وجودی که موساد از افشای تعداد زنان شاغل در صفوف خود خودداری می‌کند، منابع متعددی تاکید می‌کنند که زنان درصد بالایی از تعداد مزدورانی را که برای انجام ماموریت‌های موساد به کار گرفته می‌شوند، تشکیل می‌دهند، زنان سلاح نرم بسیار خطرناک هستند که کشف و برملا شدن آنها دشوار است، اسناد اسرائیلی تاکید کرده‌اند که موساد بر جذب و به کارگیری زنانی تکیه می‌کند که از کشورهای غربی به اسرائیل(مناطق اشغالی) آمده‌اند و هیچ اعتقادی به حلال و حرام ندارند.بسیاری از عملیات‌های جنایتکارانه موساد علیه فلسطینیان و اعراب در اروپا که از ۶۰ سال گذشته در آنجا زندگی می‌کنند و به طور مشخص از هنگام تاسیس موساد در سال ۱۹۵۷ نشان می دهد که موساد به طور گسترده ای در عملیات ترور، از زنان یهودی که دارای رگ و ریشه غربی هستند، استفاده می‌کند که قتل و ترور را با قلب سرد و خشن خود انجام می‌دهند. این زنان غالبا در واحدی از موساد با نام کیدون به معنای نیزه به کار گرفته می‌شوند که کار آنها عملیات نظارت ، کنترل ، ربودن و ترور است.لیونی وزیر خارجه اسبق اسرائیل از مشهورترین مزدوران موساد به شمار می‌رود که در چندین عملیات سری تا پیش از ترک سازمان اطلاعات و در پیش گرفتن فعالیت سیاسی شرکت کرده بود، و این تاکید می‌کند که فعالیت زن در موساد، راه را برای پیشرفت سیاسی وی در ادامه در درون رژیم صهیونیستی همواره می‌کند.بنابراین، این سلاح نرم و سمی که بخش اصلی آن استفاده از توانمندی زنان به ویژه توان و قدرت عاطفی و جسمی آنان است، در واقع یکی از خطرناکترین سلاح‌هایی است که موساد آنها را علیه اعراب و فلسطینیان به کار می‌گیرد،‌نکته بسیار مهم این است که باید به خطرات آن در آینده توجه کنیم که پیش بینی می‌کنیم در سایه نبود دیدگاه و سردرگمی شدیدی که برخی رهبران فلسطینی و عربی در آن به سر می‌برند، تشدید شود، به ویژه در شیخ‌نشین‌های عربی که اشغال شده است،متاسفانه از سوی اراده برخی حکامشان که با حرارت برای عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی از طریق موساد و واشنگتن حرکت می‌کنند.تحلیلگر مصری در پایان تحلیل خود که در المیادین منتشر شده، آورده است : باید تاکید کرد که تاریخ این خیانت را در خود ثبت خواهد کرد و در مقابل مقاومت و حق فلسطینیان با وجود تمام لحظه های سخت و خیانت نزدیکان(اعراب) پیروز خواهد شد. تاریخ در سنت ها و تجارب خود به ویژه در منطقه عربی تاکید می‌کند که خون حتما بر شمشیر پیروز خواهد شد و این بار پس از آنکه این شمشیر صهیونیستی، عبای شیخ نشینان نفتی را پوشیده و بدون شرم و حیا با آنها می‌رقصد(رقص زنان موساد، مری رگیف و زیپی لیونی)، اما قطعا این بار هم خون فلسطینی و عربی بر شمشیر صهیونیستی و نفت شیوخ عرب پیروز خواهد شد.منبع: تسنیمانتهای پیام/ ]]> بین الملل Sat, 10 Nov 2018 09:40:55 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcen78xojh8pei.b9bj.html بررسی ابهامات FATF در مصاحبه تسنیم با مسئول پرونده http://www.nedayeenghelab.com/vdchkvnxx23n-kd.tft2.html به گزارش ندای انقلاب، در پی خروج آمریکا از برجام و در آستانه اجرای احتمالی مکانیزم ویژه مالی اتحادیه اروپا برای فروش نفت ایران، بحثی داغ و جنجالی در ایران در خصوص FATF جریان دارد. تصویب و تأیید نهایی لوایح جنجالی مربوط به FATF، موافقان و مخالفان جدی دارد. موافقان نسبت به لزوم همکاری ایران و تصویب لوایح مربوطه اصرار دارند و مخالفان مخاطراتی را در زمینه تصویب این لوایح بیان می‌کنند. شورای نگهبان هم روز گذشته اعلام کرد که ۲۰ ایراد به CFT گرفته و مصوبه مجلس شورای اسلامی درباره آن را برای اصلاح به مجلس عودت داده است. در نشست اخیر FATF، به ایران ۴ ماه دیگر (تا فوریه ۲۰۱۹) فرصت داده شد تا موارد مربوطه را تکمیل کند و به لیست سیاه FATF برنگردد. با توجه به این موضوع، همچنان بحث‌ها بین موافقان و مخالفان در این خصوص ادامه دارد. خبرگزاری تسنیم برای انعکاس نظرات مختلف درباره FATF، گزارش‌هایی را منتشر کرده است. در این باره با حسین قریبی، دستیار وزیر امور خارجه و مسئول پرونده FATF در وزارت امور خارجه نیز مصاحبه‌ای را انجام داده‌ایم و با او سؤالاتی را در جریان گذاشته‌ایم که در ادامه می‌آید.با توجه به بحث‌هایی که در داخل به‌وجود آمده است، این سؤال مطرح می‌شود که؛ آیا FATF کارکرد سیاسی دارد و یا صرفاً فنی است؟ فکر می‌کنم خیلی از موضوعاتی که برخی نگرانی و دغدغه‌ای دارند یک بخشی از آن مربوط به این مسئله باشد. از دیدگاه شما FATF کارکردش سیاسی است یا فنی؟قریبی: یک مطلبی را سال‌ها پیش در دانشگاه که درس مبانی علم سیاست را می‌خواندیم به ما یاد دادند و اینکه هیچ موضوعی در دنیا نیست که ظرفیت سیاسی شدن نداشته باشد. اعمال نظر سیاسی در هر جایی ممکن است. ولی آیا هیچ موضوع فنی بین دولتها وجود ندارد و همه مسائل سیاسی هستند؟ قطعاً پاسخ منفی است. به نهاد FATF از زاویه رابطه آن با ایران نگاه می‌کنید یا به‌طور کلی به کارکرد این نهاد نگاه می‌کنید؟ مطمئناً در نگاه برخی اعضای این نهاد به موضوع ایران، سیاسی‌کاری پررنگ‌تر است ولی کارکردهای فنی این نهاد بسیار گسترده و پیچیده هستند و این همه فعالیت‌های فنی را صرفاً سیاسی‌دیدن، کمک کننده نخواهد بود.فقط در اجلاس اخیر پاریس در مهرماه، ۱۴۰ موضوع در دستورکار قرار داشت؛ دستورکارهای خیلی ریز و فنی. بعضی از این مسائل در گروه‌های ۹گانه منطقه‌ای ابتدا بحث و تبادل نظر مقدماتی می‌شود و بعداً به‌صورت یک گزارش و پیش‌نویس در اختیار نشست عمومی (plenary) قرارمی‌گیرد، بحث می‌شود و تبدیل به تصمیم می‌شود. ۴۰ توصیه اصلی FATF به‌معنای ۴۰ اصل ثابت لایتغیر نیست. اینها مرتب بررسی می‌شوند و در برخورد با مسائل جدید بروزرسانی می‌شوند. حفره‌های جدیدی در بحث جرایم مالی به‌وجود می‌آید، این حفره‌ها را بررسی می‌کنند و راه‌حل ارائه می‌دهند. در گروه‌های منطقه‌ای دیدم برخی دولت‌ها مطالعه موردی (case study) می‌آورند که مثلاً مثالی بوده که اخیراً این تخلف این‌طور اتفاق افتاده و این‌که چطور این حفره را ببندیم. برای مقابله با آن پیشنهاد ارائه می‌دهند و محورهای جدیدی ذیل یکی از این ۴۰ توصیه وضع می‌شود، بنابراین این یک مجموعه و دستگاهی است که پویا هست و مستمراً همگام با تحولات روز کار می‌کند.اگر به عملکرد نگاه کنید، مجموعه‌ای از فعالیت‌های متنوع است که کشورها دائماً مورد ارزیابی قرار می‌گیرند و در همین اجلاس اخیر دولت انگلیس گزارش ارزیابی‌اش مطرح شد و در جلسه قبلی گزارش دولت دانمارک مطرح شده بود که اتفاقاً یک سری ضعف‌هایی را مطرح کرده بودند که خیلی هم بحث‌برانگیز شده بود.درست است که به‌هرحال ما در یک شرایطی با این نهاد قرار داریم که مطلوب ما نیست و معتقدیم که سیاسی‌کاری برخی حتماً نقش داشته است، ولی تلاش می‌کنیم ضمن رفع نواقص فنی با سیاسی‌کاری آنها هم مقابله کنیم. شبکه‌ای از ۲۰۴ صلاحیت قضایی مستقل (jurisdiction) که عمدتاً دولتها هستند ذیل سازوکارهای این نهاد با هم کار می‌کنند. خارج ماندن از این شبکه سازوکارها تبعاتی دارد که باید در جهت رفع این تبعات با رعایت قوانین و مصالح ملی کوشید.این نهاد یک نهاد فنی است و این را می‌شود از سازوکارها، کارکردها و اسناد و نتایجی که تولید می‌کند و نظارت‌هایی که انجام می‌دهد، متوجه شد. ولی آیا دولت‌هایی که با همدیگر در این نهاد کار می‌کنند، تحت تأثیر انگیزه‌های سیاسی نیستند؟ حتماً هستند. سه طرف مخالف ما در FATF شامل آمریکا، آرژانتین و گروه همکاری خلیج فارس به‌اضافه دو ناظر (عربستان و اسرائیل)، طرف‌هایی هستند که با ما مشکل جدی دارند، پس حتماً انگیزه سیاسی دارند، منتها در قالب فنی مطرح می‌کنند. اگر در این قالب نباشد جاانداختنش در یک نهادی مثل FATF خیلی سخت است.بعضی‌ها در داخل برای عضویت ایران در FATF به نمونه کوبا اشاره می‌کنند که در سال‌های ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۴، برهه‌ای که دولت آقای اوباما سر کار بود. آن زمان شرایط با کوبا بهتر می‌شد و اختلافات سیاسی بین آمریکا و کوبا در حال حل شدن بود. الآن ما با آمریکا چنین وضعیتی نداریم. از طرفی برخی هم به نمونه پاکستان اشاره می‌کنند که اگرچه همکاری کرده است، وضعیت مطلوبی ندارد، از این جهت می‌گویند عمده کارکرد گروه مزبور سیاسی است.قریبی: راجع به کوبا باید بگویم که در جریان روند کار آنها هستم. روس‌ها خیلی خوب حمایت کردند از اینکه کوبا بتواند وضعیت خود را در این نهاد عادی کند. کوبا تمام بسترهای فنی را آماده می‌کند، مشکلات فنی را رفع می­‌کند. در همان حال هم شرایط سیاسی‌اش با آمریکا قدری بهتر می‌شود. ولی به هیچ وجه این طور نیست کوبا بدون اینکه اقدامات فنی را انجام بدهد، بدون اینکه برنامه اقدام مختص خودش را کامل کند، راحت از لیست بیرون بیاید. این دو باید از هم تفکیک شود. نکته این است که اگر اقدامات فنی انجام شده باشد مشکل است که صرفاً با انگیزه سیاسی مانع شوند کما اینکه نتوانستند مانع ونزوئلا و سوریه شوند، حتی نتوانستند مانع خود روسیه شوند. بلوک قدرتمندی از دولتهای در حال توسعه، چین و هند و روسیه، کشورهای اروپایی و دیگران هستند که نمی‌توانند نسبت به پیشرفت‌های فنی کشور تحت مرور بی­‌تفاوت باشند. اگر شرایط سیاسی مساعد نباشد آیا می‌توانیم با رفع موانع فنی پیشرفتی داشته باشیم؟قریبی: این موضوع را زمانی که به بحث در خصوص نظام تصمیم‌گیری در FATF برسیم، عرض خواهم کرد. غیر از این می‌خواهم مثال سوریه را بزنم. سوریه یکی از دولت‌های منفور برای برخی از دولت‌های غربی بوده و دقیقاً در همین دوره هست که برنامه اقدامش را کامل می‌کند و الآن چند سال است که منتظر فقط یک بازدید میدانی است که انجام شود. الآن غربی‌ها بهانه‌ای که می‌آورند این‌که امنیت دمشق تأمین نیست و نمی‌شود هیئت بازرسی فرستاد که کار تمام شود، و لذا مرحله پایانی را به تأخیر انداختند. اصل اینکه سوریه برنامه اقدام را کامل می‌کند و گفته شده که سوریه کارش کامل شده، سر جایش هست. یک اختلافی هست بر سر بحث امنیت دمشق، که آیا می‌شود هیئت فرستاد یا خیر، که این دیر یا زود حل می‌شود. باز هم تأکید می‌کنم که بدون اقدام فنی نمی‌شود شرایط سیاسی مساعدی را فراهم کرد. بعد از اقدامات فنی، با رایزنی با اعضای مؤثر در این نهاد شرایط سیاسی هم فراهم می­‌شود و باید مانع سوءاستفاده معدودی از مخالفان شد.راجع به پاکستان باید بگویم که شرایط متفاوتی دارد و برداشتی که در ایران کردند و حتی برنامه تلویزیونی ساختند، برداشت درستی نبود. پاکستان در سال ۲۰۱۵ از فهرست خارج شد، اما مثل همه دولت‌های عضو سازمان ملل متحد یک سری تعهداتی نسبت به قطعنامه‌های شورای امنیت دارد، و آن چیزی که باعث شد پاکستان با نظر اکثریت اعضای FATF در فهرست تحت نظارت (watch list) قرار بگیرد، بحث اجرای قطعنامه‌های شورای امنیت بود.یعنی مربوط به قطعنامه‌های ناظر به تروریسم است؟قریبی: در شورای امنیت، از سال ۱۹۹۹ طالبان در فهرست تروریستی ملل متحد قرار گرفت و اسامی افراد و گروه‌هایی که وابسته به طالبان هستند در سایت شورای امنیت هست. قطعنامه ۱۲۶۷ و قطعنامه‌های بعدی، همه دولتها را ملزم کردند که یک سری تحریم‌ها را علیه این لیست‌ها اجرا کنند. مسائلی ظرف یکی دو سال گذشته در صحنه سیاسی پاکستان اتفاق افتاد که منجر به موضع‌گیری اکثریت قاطع اعضای گروه ویژه اقدام مالی شد. در خصوص قطعنامه‌ها، چطور برای FATF محرز می‌شود که پاکستان از طالبان حمایت می‌کند یا خیر؟ آیا پاکستان به‌قول معروف برای طالبان کارت به کارت می‌کند که آن را رهگیری کنند؟ مکانیزم ارزیابی حمایت چه‌جایی و چگونه هست؟ آیا علاوه بر تراکنش مالی، فرایند دیگری برای تشخیص این حمایت وجود دارد؟قریبی: از نظر ما دولت پاکستان، دولت دوست و برادر و همسایه مسئولی است که همکاری‌های خیلی خوبی با هم داریم و معتقدیم که متعهد به مقابله با تروریسم هستند. اما کسانی که به پاکستان این اتهام را می‌زدند، به آزادی عمل یک سری شخصیت‌های خاصی که مشهور به وابستگی به طالبان هستند و اینها در فهرست سازمان ملل قرار دارند، اشاره می‌کردند. ظاهراً آنها تا قبل از آن تحت شرایط محدودیت‌زا بودند و آزادی فعالیت نداشتند، ولی از یک دوره‌ای به‌صورت آشکار رسانه‌ها منعکس کردند که آنها آزادی عمل پیدا کردند و طرفهای مقابل حمل بر این گرفتند که در پاکستان رویه اجرای تعهدات دچار نقصان شده است. آیا چنین کار مشابهی را، نه در خصوص طالبان، برای مقامات ایرانی به‌بهانه حمایت از بعضی گروه‌هایی که در منطقه است، نمی‌توانند انجام دهند؟قریبی: این موضوع را بارها در مصاحبه‌ها و متن پرسش و پاسخی که وزارت خارجه منتشر کرده، گفته­‌ایم. کشورها هر کدام برای خودشان مصادیق تروریسمی‌شان متفاوت است. تعاریف بین خیلی از کشورها و اسناد بین‌المللی تقریباً یکی است، اما مصادیق متفاوت است. وقتی کشوری مثل مصر با جریان اخوان المسلمین درگیر می‌شود، کل این جریان را تروریست اعلام می‌کند. اخوان یک جمعیت بسیار وسیعی هست در خیلی از کشورهای اسلامی و سنی‌مذهب حضور پررنگ دارند. این‌که کل این جریان را تروریست خطاب می‌کنند به‌هرحال یک تصمیمی در سطح دولت مصر هست و جزء اختیارات حاکمیتی آنهاست.به‌اندازه کشورها فهرست ملی تروریسم داریم. آیا این فهرست‌ها برای کشورهای دیگر لازم الاجرا هستند؟ این را باید در عمل ارزیابی کنیم که آیا چنین هست یا نیست، اما ما یک لیست اجماعی داریم که این لیست مربوط به شورای امنیت ملل متحد است. از سال ۱۹۹۹ طالبان و سال ۲۰۰۱ القاعده و در سال­های اخیر هم داعش و گروه‌های وابسته که شامل بوکوحرام، الشباب، القاعده شبه‌جزیره عربستان و گروه خراسان را در بر دارد.این فهرست توسط شورای امنیت و قطعنامه شورای امنیت تهیه شده که همه کشورها باید آن را اجرا کنند و همه هم اجرا می‌کنند و ما هم مشکل خاصی با این فهرست نداریم. خارج از این فهرست هرچه باشد و هر برچسبی و اتهامی صرفاً یک اتهام یک‌طرفه است و برای ما هیچ ارزشی ندارد مگر آنکه ما هم به این برداشت برسیم. ما که می‌دانیم خود آمریکایی‌ها و دولت‌هایی که متحد آمریکا هستند چه نقشی در ترویج تروریسم دارند. قرار نیست ملاک عمل ما ملاک دولت آمریکا باشد.متأسفانه یک چیزی که خیلی از دوستان بعضاً به آن توجه نمی‌کنند تفاوت بین SDN و لیست UN است. SDN یک لیست آمریکایی است و مربوط به دولت آمریکاست و هر روز هم تغییر می‌کند، یک روز اضافه می‌کنند، یک روز کم می‌کنند و قرار نیست دولت‌های دیگر سیاست‌های خودشان را براساس SDN تعیین کنند، منافقین را یک روز اضافه کردند و سپس با ملاحظات سیاسی خودشان خارج کردند. این یک نوع یک‌جانبه‌‌گرایی و بعضاً سوءاستفاده برای به‌چالش کشیدن حاکمیت دولت‌های دیگر و استفاده از ابزارهای غیرقانونی برای تحت فشار قراردادن دولت‌های دیگر است. آیا این نگرانی وجود دارد که قطعنامه‌های شورای امنیت اگر قرار باشد بعدها به‌روزرسانی شود یک سری گروه‌هایی که ایران در خصوص آنها تحفظ دارد در آن لیست وارد شوند هرچند که شاید یک سری کشورها مثل روسیه یا چین باشند که لزوماً با آمریکا همراه نباشند. اما این نگرانی چقدر می‌تواند وجود داشته باشد؟قریبی: این‌که شورای امنیت چه بکند، کسی نمی‌تواند پیش‌بینی کند، کما اینکه مثلاً ۲۰ سال پیش نمی‌توانستیم پیش‌بینی کنیم شورای امنیت قطعنامه ۱۹۲۹ را علیه ایران تصویب خواهد کرد که متأسفانه این اتفاق افتاد و قطعنامه تحریمی بسیار سخت‌گیرانه‌ای و ظالمانه­‌ای بود و براساس نفوذ و فشار و استفاده غیرمشروع و غیرقانونی از ابزار شورای امنیت توسط آمریکا بود. این احتمال منتفی نیست. اما ما نمی‌توانیم از الآن برای یک احتمالی که فعلاً مدنظر نیست، خودمان را در شرایط ضرر قطعی نگهداریم. باید فعالیت‌هایمان را انجام بدهیم. متناسب با تحولات جدید حتماً مواضع جدید خواهیم داشت. ابزارهای خودمان در شورای امنیت را هم داریم. به بحث ضرر اشاره کردید. در خصوص تبعات بازگشت به لیست سیاه FATF، توصیه شماره ۱۹ به کشورها توصیه می‌کند که در معامله با کشورهایی که در لیست سیاه هستند احتیاط و دقتشان را افزایش دهند. این، به‌تعبیری، محدودیت می‌آورد ولی مانع همکاری نمی‌شود. در صورتی که تحریم‌های آمریکا، به‌خصوص تحریم‌های بانکی، مانع محسوب می‌شود. این‌که با بازگشتن تحریم‌های آمریکا ما در لیست سیاه FATF باشیم یا نباشیم چه تفاوتی می‌کند؟ در صورتی که تحریم‌ها مانع است، اما بودن در لیست سیاه FATF محدودیت است.قریبی: دو نکته را باید بگویم؛ نکته اول این است که اصولاً بخشی از اعتبار و نفوذ یک دولت در صحنه اقتصادی و تجاری به جایگاهش در جامعه بین المللی وابسته است، مثلاً آن سازمان غیردولتی شفافیت بین المللی (Transparency International) یک سازمان غیردولتی است و کشورها را براساس میزان شفافیت رتبه‌بندی می‌کند و هر سال هم اعلام می‌کند. بخشی از حکومت ما با این نهاد غیردولتی در ارتباط هست برای اینکه این شاخص شفافیت (Transparency) ما را بالاتر نشان بدهد، چرا؟ برای اینکه منجر به شناسایی اقتصاد معتبرتر، تجارت روان‌تر و ارتباطات بهتر می‌شود و تأثیرگذار است. فارغ از اینکه در میدان عمل FATF چه تأثیری بر مسائل بانکی ما و روابط مالی داشته باشد، این‌که شما سایت FATF را چک کنید در همان ابتدا ایران را به‌عنوان یک کشور با ریسک بالا و مشمول اقدامات مقابله‌ای باشد، به هیچ وجه شایسته ایران نیست. برای تسهیل همکاری با ایران خوب نیست. سازمان Transparency International با FATF خیلی تفاوت دارد. آن یکی غیردولتی است و این یکی نهاد فراگیر چندجانبه بین الدولی و شبکه‌ وسیعی از ۲۰۴ دولت و سازمان و بسیار مؤثر.بله بخش زیادی از فشار، ناشی از تحریم‌های یک­‌جانبه­ آمریکاست. ولی فرض کنید برای آن بخش کوچکتر، FATF مانع است، آیا ما باید نسبت به این مانع بی‌تفاوت باشیم؟ نکته دوم این است که به‌هرحال تحریم‌های آمریکا همیشه در دوره‌های مختلف بالا و پایین می‌شود و یک موضوع بین ایران و آمریکاست، ولی FATF یک مسئله اساسی برای همه دولتهاست و یک مانع فنی بین­‌المللی است که دیر یا زود باید برطرف شود. کما اینکه اصولاً کار با این نهاد بین‌المللی در سال ۱۳۸۵ شروع شد و در سال ۸۶ قانون مبارزه با تأمین مالی تروریسم را تصویب کردیم. در سال ۸۷ شورای عالی مبارزه با پولشویی و مرکز اطلاعات مالی شکل گرفتند. الآن ۱۰ سال است که کار می‌کنیم، اما اشکالاتی بود که باید برطرف می‌شدند لیکن تأخیر زیاد داشتیم و تماسهای ما هم با این نهاد تحت تأثیر یک سری مسائل قرار گرفت و کاهش پیدا کرد و نهایتاً باعث شد برچسب غیرهمکار به ما بچسبد و آن مسائل پیش بیاید. شما نمی‌توانید به‌خاطر اینکه تحریم‌های یک‌جانبه آمریکا هست فعالیت‌هایتان را در عرصه‌های دیگر دیپلماسی برای کاهش موانع فنی برای تسهیل تجارت و تسهیل روابط بانکی نادیده بگیرید، کمااینکه اگر قرار است با همین تحریم‌های آمریکا مقابله شود، یکی از پیش‌شرط‌ها، همین عادی‌سازی وضعیت کار با FATF است. برخی می‌گویند درست است که محدودیت دارد، ولی این وقتی تصویب شود، شما دستتان را برای آنها رو می‌‌کنید و این شاید یک سری مخاطراتی داشته باشد، و این از بابت ارزیابی هزینه و فایده آن است.قریبی: من از کسانی که در این موضوع مشارکت داشته‌اند، کم‌سابقه‌تر هستم. ولی دوستانی که بیشتر حضور داشته‌اند می‌گویند که این موضوع برای مدت ۱۰ سال بارها و بارها در نهادهای حاکمیتی بحث شده است. در همین دو سال اخیر هم ساعت‌ها در مورد آن توضیح داده شده است، چنین چیزی نه قبلاً و نه در حال حاضر موضوعیت ندارد.اخیراً رؤسای محترم سه قوه هم موضوع را مدنظر قرار دادند. رئیس جمهور و سران قوا بهترین مرجع تشخیص مصالح هستند. به هر حال وقتی در فرایند کار بین المللی قرار می‌گیریم، تعهداتی را قبول می‌کنیم ولی این تعهدات با رعایت همه ملاحظات هستند. ولی طوری مسئله را طرح می‌کنند که از واقعیت فاصله زیادی دارد. مرکز اطلاعات مالی که دریافت کننده و هماهنگ کننده اطلاعات و داده‌های دستگاههای داخلی است، مرکزی زیر نظر شورای عالی مبارزه با پولشویی است که این شورا متشکل از وزیر اطلاعات، وزیر دادگستری، وزیر کشور، رئیس بانک مرکزی، وزیر اقتصاد و نماینده‌ای از قوه قضاییه و دیگران است. اینها نهادهایی هستند که خود مسئول حفاظت از اطلاعات و مسئول حفاظت از آن مواردی هستند که به‌زعم شما ممکن است آسیب‌پذیری ایجاد کند.امکان ندارد از این مرکز چیزی بدون نظارت و توجه خارج شود. در این مرکز نتیجه تحلیل داده‌ها نهایتاً به قوه قضاییه و به نهادهای نظارتی داده می‌شود. به‌نظرم راجع به این بحث آسیب‌پذیری‌ها یک مقدار نکاتی که گفته می‌شود کلی‌گویی است. همین کلی‌گویی‌ها راجع به موضوعات دیگر هم بوده است. موقع الحاق ایران به کنوانسیون مبارزه با فساد هم همین بحث‌ها مطرح بود. ۱۰ سال است که عضو هستیم و فعالانه مشارکت داریم کجا این مسائل اتفاق افتاده است؟ ما باید چه اطلاعاتی به آنها بدهیم؟ آیا می‌توانیم اطلاعاتی را ندهیم؟ از طرفی استانداردهای FATF از ما برای دادن اطلاعات مربوط به ذی‌نفع واقعی تضمین گرفته است. اگر این اطلاعات را ندهیم چه می‌شود، (فکر می‌کنم توصیه ۲۴ یا ۴۰ باشد که به این موضوع مربوط است)؟قریبی: شناخت ذی‌نفع واقعی یک مکانیسمی برای داخل است که در داخل کشور بانک‌ها در برخورد با مشتری‌های خودشان بدانند که با چه‌کسانی کار می‌کنند. این یک چیزی هست که از سال‌ها قبل با شناسایی مشتری شروع شده و علت اینکه کد ملی در معاملات بانکی در روابط بانکی اتباع ایرانی جا افتاده است، برای همین است و مجموعه تدابیری برای شناخت ذی‌نفع واقعی هست. در این زمینه نهادهای نظارتی باید توضیح بدهند که با این تدابیر چقدر توانسته‌اند با فسادهای کلان مالی مقابله کنند.این بستر برای شناخت ذی‌نفع واقعی یک چیزی برای داخل هر کشوری است و هر کشوری برای خود این سامانه‌ها را دارد. این‌که ذی‌نفع واقعی به طرف خارجی اعلام شود این قسمتی است که برای منتقدین ابهام وجود دارد در حالی که برای دستگاههای ذی‌ربط جای هیچ‌گونه ابهامی نیست. البته باز کردن همه مسائل با این جنبه‌های حساس راحت نیست. عرض می‌کنم که قرار نیست همین‌طوری اطلاعاتی به طرف دیگری داده شود. مراکز اطلاعات مالی با همدیگر همکاری می‌کنند، از طریق یک یادداشت تفاهم همکاری می‌کنند و در این یادداشت تفاهم یک بند ثابت هست که این همکاری در قالب قوانین و مقررات داخلی هر کشور انجام می‌شود. ما در حال حاضر ۱۳ یادداشت تفاهم داریم. در هر کشوری هم مکانیسمی برای تبادل اطلاعات هست، در کشور ما هم هست، مجوز خاص لازم دارد. من این را از قول مسئول مربوطه در نهاد نظارتی می‌گویم که در مواردی هم که مربوط به تبادل اطلاعات است، بیشتر از ۹۰ درصد موارد، درخواست‌های ما از طرف خارجی بوده که منجر به کشف جرائم شده است و با متهمین برخورد شده و پولهایی که در واقع این وسط بوده به خزانه ملت برگشته است.این‌طور نیست که اطلاعات مالی ما باز باشد و آنها به این اطلاعات مالی داخلی دسترسی داشته باشند؟قریبی: نه‌فقط در مورد ایران، بلکه در روسیه و چین یا خیلی از کشورهای دیگر به‌درجات مختلف، همه نسبت به حتی حساب‌های ساده و معمولی اتباع خودشان حساسیت دارند و این‌طور نیست اطلاعات در اختیار طرف خارجی قرار بگیرد. چرا مقامات غربی از جمله آمریکایی برای شناسایی مجاری اقتصادی ایران بدین واسطه تأکید دارند یا این‌که می‌گویند FATF یکی از ابزارهای مورد استفاده برای اجرای تحریم‌ها برای ایران باشد، به‌عنوان مثال خوان زاراته، معاون اسبق مدیریت مبارزه با تروریسم و جرایم مالی در وزارت خزانه‌داری آمریکا در زمان جورج بوش پسر گفته بود که برای قراردادن ایران در تنگنا و سخت‌تر کردن شرایط برای این کشور به حضور کامل FATF نیاز است. بعضی می‌گویند این چیزی است که راه دور زدن تحریم‌ها را سخت می‌کند؟قریبی: اگر اشتباه نکنم این اظهارات آقای زاراته برای ۲۰۰۷ یا ۲۰۰۸ است. اتفاقاً دقیقاً ایران از فوریه ۲۰۰۹ در فهرست سیاه FATF قرار گرفت. این دیدگاه آقای زاراته را این‌طور بگویم که FATF یک ابزار مهمی برای آمریکاست اگر بتواند ایران را در لیست سیاه جای دهد و آن را حفظ کند. FATF این امکان را فراهم می‌کند که آمریکا خواست یکجانبه خودش را زیر چتر چندجانبه و فنی مخفی کند و برای آن مشروعیت ایجاد کند.این‌که یک نهاد فنی بین المللی متشکل از این تعداد کارشناسان و این تعداد دولت‌، ایران را ارزیابی کرده و در لیست سیاه خود قرار دهند و اقدامات تقابلی علیه آن وضع کنند خیلی ابزار خوبی برای آمریکاست. من هم با شما هم‌عقیده هستم که FATF ابزار آمریکاست اما باید ما این ابزار را از دست آمریکا بگیریم و دیگرانی که با ما کار می‌کنند و مبادله دارند، هم معتقدند که این ابزار را باید از دست آمریکا دربیاوریم. معلوم است که آمریکا و معدودی متحدینش به هر دری می‌زنند که این ابزار را نگه دارند.پس این‌که آمریکا بتواند اطلاعات بیشتری از اقتصاد ایران به‌دست آورد، چه؟ این‌که بداند کجا را تحریم کند، آیا این‌طور نیست؟قریبی: این اطلاعات را ممکن است به‌دست آورد، ولی این ربطی به FATF ندارد، ربطی به مرکز اطلاعات مالی ندارد. چیز مبهمی این وسط وجود ندارد. نفس ارائه اطلاعات به آمریکا با هدف تشدید تحریم‌ها خیلی بد و مذموم است ولی مرکز اطلاعات مالی ۱۰ سال است که فعال است. چگونه و کجا اطلاعات از این مرکز به بیرون ارائه شده است؟ از طریق FATF چطور؟ چه اطلاعاتی به FATF می‌دهیم که شاید در معرض سوءاستفاده قرار بگیرد؟قریبی: FATF روی ساختارها و بسترها کار می‌کند و اصلاً ساختاری برای دریافت اطلاعات ندارد. یک نهاد استانداردسازی و ارزیابی رعایت استانداردهاست. شما موقعی که می‌خواهید شروع کنید، فرض کنید یک کشوری امروز تشکیل می‌شود و می‌خواهد با این نهاد همکاری کند و وضعیت خودش را عادی کند، پشت میز که می‌نشیند، مجموعه کارشناسانی که از کشورها و دولت‌های مختلف هستند که در کمیته نظارت حضور دارند که به آن کمیته مرور همکاری‌های بین المللی (International Cooperation Review Group) می‌گویند. اولین سؤالی که آنها می‌پرسند این است که "آیا پولشویی در کشور شما جرم‌انگاری شده است؟"، پاسخ یا مثبت است یا منفی است.سؤال دوم این‌که "آیا تأمین مالی تروریسم در کشور شما جرم‌انگاری شده است؟"، شما با این دو سؤال شروع می‌کنید. اگر پاسخ این دو سؤال منفی باشد، محلی برای همکاری ندارید. بعد از اینکه این دو مورد جرم‌انگاری شدند، می‌رسیم به این‌که "آیا بسترهای لازم برای این قوانین فراهم شده است؟ نهاد نظارتی داخلی وجود دارد؟ دستگاههای داخلی توجیه شده‌اند؟ تحریم‌ها به‌چه‌شکلی علیه تروریست‌های مندرج در فهرست ملی اعمال می‌شود؟ لیست ملی داریم یا خیر؟ آیا واحد اطلاعات مالی داریم؟ ابزار نظارتی دارد؟ دستگاههای ذی‌ربط داخلی از نظر زیرساخت مجازی به هم وصل هستند؟ تبادل اطلاعات بین واحدهای مختلف بانکی و بانک مرکزی با واحد اطلاعات مالی، سازمان مالیاتی، گمرک و دیگران انجام می‌شود؟مجموعه این بسترهایی که شما باید داشته باشید، در واقع درخواست‌های FATF را تشکیل می‌دهد. برنامه اقدام که برای هر کشور تعریف می‌شود، اصلاً و ابداً یک برنامه و متن مذاکراتی نیست که شما بنشینید و انتخاب کنید و چانه‌زنی کنید؛ "آیا مثلاً من این قانون را داشته باشم یا نداشته باشم، این بخشنامه را داشته باشم یا نداشته باشم. اقتدار بانک مرکزی کجا باشد، حوزه نظارتی فلان دستگاه من این‌طور باشد یا جور دیگری"، اصلاً این‌طور نیست. یک مجموعه‌ استانداردهایی مثل چک‌لیست دارند و FATF از شما سؤال می‌پرسد که "شما فلان سامانه و فلان بخشنامه و فلان بستر را دارید؟" مجموعه اینها را وقتی علامت می‌زنند، جمع می‌شود و به آن برنامه اقدام می‌گویند. این برنامه اقدام به همه دولت‌ها داده شده است.در ۵ سال اخیر از مهرماه ۹۲ تا مهرماه امسال، ۳۷ برنامه اقدام برای ۳۷ کشور مختلف به همین شکل تنظیم شده است، مثلاً اگر ما عضو کنوانسیون مبارزه با فساد نبودیم، عضویت در این کنوانسیون‌ هم یکی از موارد برنامه اقدام می‌شد، چون عضو بودیم این مورد در برنامه اقدام نبود. اگر ما از قبل عضو کنوانسیون منع تأمین مالی تروریسم مثل هشت کنوانسیون دیگر در زمینه تروریسم بودیم، این گزینه هم در برنامه اقدام ذکر نمی‌شد. در خصوص تضمین ارائه اطلاعات مربوط به ذی‌نفع، آیا ارائه این اطلاعات از طریق FIU هست یا به‌طریقی دیگر؟شناخت ذی‌نفع واقعی منظورتان هست و این چیزی است که باید بانک‌ها و تمام اشخاص مشمول قانون، این سامانه‌ها را در سیستم‌های خودشان داشته باشند، یعنی بانک، وقتی با کسی که مبلغی، به‌ویژه حجم بالایی را می‌آورد باید بداند که آیا این پول واقعاً برای این مشتری هست یا خیر. این‌که ابزارهایی برای شناسایی داشته باشیم، مربوط به بانک و اشخاص مشمول قانون است و هیچ ارتباطی به طرف خارجی ندارد. در مورد برنامه اقدام که اشاره کردید، سؤالی مطرح است، و آن این‌که چرا از ۴۱ مورد مذکور در برنامه اقدام فقط آن ۴ موردی که باید در مجلس تصویب شود، علنی اعلام شده است؟ چرا بقیه موارد برنامه اقدام اعلام نمی‌شود و به‌عبارتی محرمانه است؟ آیا وجوه امنیتی و محدودیت‌های امنیتی دارد؟قریبی: برنامه اقدام را هفته پیش یکی از دوستان خبرنگار از من خواست و من در گوگل جست‌وجو کردم و آنجا بود، به‌فارسی هست و لینک آن را برای آن خبرنگار فرستادم و استفاده کرد. فکر نمی‌کنم چیز محرمانه‌ای باشد و همه دارند.چرا رسمی اعلام نشد؟قریبی: ماهیت کار حوزه اطلاعات مالی ماهیتی آشکار و خبری نیست مگر اینکه قانون طور دیگری معین کرده باشد. اصلاً تابه‌حال دیده‌اید یک جلسه FATF رسانه‌ای شده باشد؟ ساختار و کارکرد مرکز اطلاعات مالی، چیزی برای عموم نیست. در کشور ما هم نباید این‌قدر عمومی می‌شد. اجلاس‌های منطقه‌ای و هم اجلاس عمومی FATF هر چهار ماه یک بار تشکیل می‌شود. شما چقدر پوشش خبری دیده‌اید؟ آیا دیده‌اید که رسانه‌ خارجی دوربینش را آنجا نصب کند و مصاحبه کند؟ خیلی به‌ندرت انجام می‌شود. همه کشورها نسبت به برخی از مسائل فنی و پرستیژی خودشان حساس هستند و دوست ندارند جزییات فنی برنامه اقدام و مجموعه کارهای فنی که باید انجام شود به‌راحتی در اختیار همه قرار بگیرد. همان‌طور که برنامه اقدام ایران را در جایی نمی‌بینید، برای آن ۳۷ کشوری که عرض کردم هم نمی‌توانید برنامه اقدام آنها را جایی ببینید. همین نسخه فارسی هم بهتر بود که در اینترنت قرار نمی‌دادند.بازگشت ایران به لیست سیاه براساس اجماع است. اگر مثلاً لوایح باقیمانده در مجلس که مربوط به FATF هست، تصویب یا تأیید نهایی نشود آیا ایران به لیست سیاه برمی‌گردد، مثلاً ایران با دیپلماسی فعال با کشورهای روسیه، چین یا ترکیه وارد تعامل شود و نگذارد آن اجماع حاصل شود که به لیست سیاه برگردد. بیشتر به‌جای آن‌که دغدغه و نگرانی و فشار به‌روی مجلس باشد، جلوگیری از حصول اجماع از طریق تعامل با دیگران صورت پذیرد؟قریبی: از ابتدای همکاری جمهوری اسلامی ایران با FATF، ما هم در تهران و هم در نمایندگی‌ها در کشورهای مختلف با آنها ارتباط داشته‌ایم. سفرای ما مرتب و مستمر آنها را توجیه می‌کنند و با آنها رایزنی می‌کنند. این‌طور نیست که ما با آنها رایزنی نداشته باشیم. وزیر امور خارجه، معاونین وزیر و دستیارهای وزیر در امور منطقه‌ای در سفرهایی که دارند، در مبادلات و ملاقات‌هایی که دارند مرتب این رایزنی‌ها را انجام می‌دهند. ولی یک سری زیرساخت‌های فنی لازم است. اتفاقاً کشورهای دوست ما مرتب اصرارشان بر همین است که "شما بیایید و آن قسمت‌های فنی را کار کنید و این اجازه را به ما بدهید که ما بتوانیم از این دستاوردهای شما در مقابل زیاده‌خواهی‌های دیگران بایستیم و مقاومت کنیم".در سفری هم که رئیس مجلس شورای اسلامی به روسیه داشتند دقیقاً همین درخواست را رئیس مجلس روسیه مطرح کرده بود که "ما می‌خواهیم با شما کار کنیم و حمایت می‌کنیم". چینی‌ها هم همین را می‌گویند. اگر دست دیپلماسی پر باشد می‌تواند فعالیت مؤثر داشته باشد. پس این فرض شما منتفی است ضمن اینکه در مورد اجماع یک توضیحی در ادامه باید بدهم. اگر FATF تصویب و اجرا شود، آیا ضمانتی برای خروج از لیست سیاه هست یا خیر؟ این دغدغه شاید به‌دلیل سهم مسائل سیاسی در این فرآیند باشد. شما چقدر نسبت به این موضوع دغدغه و نگرانی دارید که این اجرا شود و ما خارج نشویم؟قریبی: دو نکته باید عرض کنم؛ به‌عنوان یک کارشناس عرض می‌کنم که از ابتدا بحث‌ها به‌جای اینکه متمرکز بر تعامل یا عدم تعامل می‌بود باید از همین سؤال شما شروع می‌شد. یک کاری که همه به این نتیجه رسیده‌اند که باید انجام شود و الآن ۱۲ سال است با FATF تعامل می‌کنیم و از قبل هم بوده و ربطی به دولت خاص ندارد، نباید دوباره باز می‌شد. این مسئله جزو موضوعاتی بوده که به‌قول خارجی‌ها در زمره سیاستهای دوحزبی بوده است، هم آن طرف و هم این طرف معتقد بوده‌اند این کار باید انجام شود، و موانع رفع شود. از اول باید سؤال بر سر این بود که چگونه بتوانیم به‌بهترین نحو تعامل با FATF را مدیریت کنیم و نه اصل موضوع که بیخود جامعه را درگیر کرده است. در دنیای امروز نمی‌شود گفت که آیا روابط بانکی با خارج از کشور داشته باشیم یا نداشته باشیم. کشوری که یک حجم بالای فروش نفت دارد و حجم بالای تجارت دارد نمی‌تواند تعامل بانکی با خارج از کشور نداشته باشد. بهتر بود از ابتدا به‌روی بهبود کیفیت تعامل صحبت کنیم نه در رابطه با اصل موضوع.برگردیم به اصل سؤال، در دیپلماسی هیچ چیزی غیرممکن نیست و هیچ چیزی هم تضمینی نیست. وارد پروسه رایزنی و در واقع تعامل می‌شوید، و بعد سعی می‌کنید تمام بسترهای لازم را فراهم کنید و بالاخره جلو می‌روید و از همه ظرفیت‌ها استفاده می‌کنید تا نتیجه بگیرید. این‌که حتی ۱۰ درصد یا ۲۰ درصد امکان برای توفیق در یک کاری و رفع یک مانع جدی وجود داشته باشد نباید باعث انفعال و بی‌تحرکی شود. ما باید از تمام زمینه‌ها و ظرفیت‌ها برای تأمین منافع کشور استفاده کنیم. مشورتهایی با دوستان خودمان و با دولت‌های زیادی داشته‌ایم، رایزنی‌های دوجانبه با دوستان خودمان داشته‌ایم، رایزنی‌های چندجانبه با اعضای اتحادیه اروپایی داشته‌ایم. آنها معتقدند که اگر این اقدامات فنی ما انجام شود، زمینه قوی برای خروج قطعی ایران از لیست سیاه حتماً وجود دارد.نکته‌ای هم در خصوص اجماع هست که برخی مطرح می‌کنند. دوستان اجماع را که اصطلاحاً در انگلیسی Consensus است با unanimity که اتفاق آرا هست، اشتباه می‌گیرند. اتفاق آراء مثل تصمیم‌گیری در شورای امنیت است. در شورای امنیت هر ۵ عضو دائم باید دستشان را بلند کنند ولی در اجماع یعنی اینکه یک توافق کلی بین اعضای جلسه وجود دارد، این به‌معنای این نیست که تک تک افرادی که در آن جلسه هستند مثل هم فکر می‌کنند. بارها و بارها ما در جریان تصمیم‌گیری در FATF در مورد کشورهای مختلف شاهد نحوه عملکرد این نهاد بوده‌ایم، و آخرین بار در تیرماه گذشته در مورد عراق تصمیم‌گیری شد. این‌طور نبود که همه اعضای جلسه نظرشان یکی باشد. وقتی که عمده دستاوردهای فنی ارائه می‌شود و نظرات نسبت به یک کشوری مثبت است و مانع جدی فنی مطرح نمی‌شود، اجماع حاصل است. دولت مخالف نمی‌تواند بهانه بی‌ربط برای اصرار بر مخالفت خود داشته باشد، بنابراین اجماع حاصل می‌شود، ضمن اینکه در هر سازمانی یک سنتی برای حصول اجماع هست و در FATF یک سنتی هست که تا چند مخالف را نادیده می‌گیرد.نکته دیگر راجع به بحث اجماع باید بگویم این است که در یک سازمانی که تصمیم‌گیری با اجماع حاصل می‌‌شود، اتفاقاً یعنی مسائل فنی خیلی پررنگ است. در اجماع دولت‌ها باید همدیگر را قانع کنند که یک فعالیتی انجام شده و باید یک تصمیم متناسب با آن گرفته شود. اگر فرض کنید دولت آمریکا روی یک موضوع یا دو موضوع لجاجت کند و بخواهد اعمال نظر سیاسی کند در تصمیمات دیگری که دولت آمریکا حامی و ذی‌نفع آن است، دولت‌ها عمل متقابل می‌کنند، بنابراین در اجماع باید نگاه، نگاه فنی باشد. با گفتن این مطالب، منکر این نیستم که دولت آمریکا علیه ما سیاسی‌کاری نمی‌کند، دولت آمریکا حتماً سیاسی‌کاری می‌کند و کاملاً به این معتقدم، اما ما باید مقابله کنیم. یک روش، روش انفعال است، و روش دیگر، روش مقابله فعالانه است.گفته می‌شود اروپایی‌ها بحث مکانیزم مالی ویژه (SPV) را به‌نحوی به تصمیم ما در خصوص FATF مشروط کرده‌اند، به‌عبارتی پیش‌شرط این مکانیسم، همان تصویب و اجرای موارد FATF باشد، تا اینکه منشأ پول مشخص باشد. ولی در این مکانیزم (SPV) آن چیزی که هست عمدتاً مربوط به نفت است و منشأ آن درآمد کاملاً مشخص است؛ پول نفتی که می‌گیرند و کالایی به ایران می‌دهند، دیگر چه‌نیازی به FATF هست؟ این بیشتر به گروگان گرفتن مکانیسم مالی به‌واسطه FATF نیست؟ آیا این بهانه‌‌ای برای گرفتن امتیاز از ایران نیست؟قریبی: اول آنکه متأسفانه برخی از دوستان فکر می‌کنند استانداردسازی و نظارت مالی توسط دستگاه‌های عالیه کشور یک امتیاز به طرف خارجی است. دولت این‌طور نگاه نمی‌کند. اصلاً این امتیاز نیست. ما در یک سری استانداردها به هر دلیلی عقب افتادیم که بخشی از آن به‌دلیل تحریم‌های ظالمانه شورای امنیت سازمان ملل بوده است. آن دوره که درگیر تحریم‌ها شدیم یک مقدار غفلت کردیم، تأخیر داشتیم و به اینجا رسیدیم. این کاستی‌ها باید برطرف شود و به‌معنای امتیاز دادن به هیچ طرفی نیست. در واقع وضعیت خودمان را بهبود می‌بخشیم و کاری می‌کنیم که سیستم بانکی و مالی ما بتواند بهتر با همسایگانمان و کشورهای دوست و کشورهایی که طرف تجاری ما هستند کار کنند.نکته بعدی این است که در هر مکانیزم مالی که قرار هست تنظیم شود یا کار شود و تبادلات ایران را تسهیل کند، یک بانک و مجموعه‌ای از بانک‌هایی دخیل خواهند بود؛ بانک‌های خارجی و بانک‌های ایرانی. کشورها دائم در معرض ارزیابی FATF هستند. هر ۴ یا ۵ سال یک بار ارزیابی می‌شوند. امسال چین بررسی شد و نظام مالی و بانکی چین ارزیابی شد، انگلیس ارزیابی شد، سال قبل کانادا بود و سالهای بعد دیگران هستند و مرتب در معرض ارزیابی هستند. بانکهای کشورها نمی‌خواهند کارهایی انجام بدهند که بعداً در ارزیابی FATF نمره منفی بگیرند و این برای بانک و هم برای سیستم آن کشور مهم است. این‌که وضعیت ما یک وضعیت عادی شود حتماً برای کارکرد و گسترش کارکرد سامانه‌ای که مخصوص ما طراحی شده است، کمک‌کننده خواهد بود.فقط به اروپایی‌ها نگاه نکنیم، تأکید می‌کنم که شرکای اصلی ما یعنی چین با ۳۷ میلیارد دلار، هند با ۱۶ میلیارد دلار، عراق با ۷ میلیارد و روسیه با یک و نیم میلیارد، اینها حتی بیشتر تأکید می‌کنند برای اینکه بتوانند راحت با ما کار کنند بایستی وضعیت ما عادی شود. قبل از اینکه FATF تصویب شود، در مبادی فرودگاه‌ها، بابت پولشویی کنترلی انجام می‌شد و اگر مبلغ از ۱۰ هزار دلار بیشتر بود باید اعلام می‌شد و بعد استعلام می‌شد تا اینکه قاچاق نباشد. اما ظاهراً بر اساس برخی اخبار، از آن موقع که رئیس جدید بانک مرکزی آمد گفت این کنترل انجام نشود و با این استدلال که در این شرایط ارزبیاید بهتراست و ذخایر بانک‌ها بالاتر برود. آیا این خبر درست است؟ اگر این موضوع تصویب نشده بود، چرا قبل از تصویب و قانونی شدن اجرا می‌شد؟ اگر خوب بود چرا رئیس جدید آن را لغو کرد؟ اینجا کمی تناقض مشاهده می‌شود.قریبی: این یک مسئله خیلی فنی است و مربوط به بانک مرکزی هست. من اطلاعات کاملی ندارم ولی آنچه می‌دانم این هست که بحث حاملین وجوه نقد یا اعلام میزان پول نقدی که از مبادی گمرکی کشور وارد می‌شود، یک مانع نیست در واقع یک نوع شفاف‌سازی است. شما هر میزان پولی می‌توانید وارد کشور کنید و کاری که باید انجام بدهید این است که به گمرک اعلام ‌کنید و گمرک به مرکز اطلاعات مالی اعلام می‌کند و بررسی می‌کند و اگر مورد مشکوکی نباشد، پول به‌راحتی وارد می‌شود، مسئله نظارت است نه ممانعت.آن موقع استعلام می‌کردند بعد برمی‌گردانند و الآن فقط باید اعلام کنند.قریبی: آن موقع هم مانع نبود الآن هم ممکن است از نظر نحوه کارکرد یک مقداری تسریع دادند که خیلی سریع در فرودگاه حل شود و FIU کمک کند مجوزهای لازم صادر شود. نه قبلاً منعی برای ورود پول به کشور وجود داشت و نه الآن هست و قطعاً در شرایط فعلی دولت تمام ابزارهای لازم را به‌کار می‌گیرد که پول بیشتری وارد کشور شود. دبیر اجرایی FATF گفته بود که کشورها می‌توانند بگویند چه گروهی تروریستی هست، ولی نمی‌توانند بگویند که چه گروهی تروریستی نیست. سؤال این‌که، کشورها تا چه‌حد مجاز به ورود کردن به تفاسیر از مفاهیم هستند، مشخصاً در خصوص بحث‌های مربوط به تروریسم؟قریبی: همان‌طور که گفته شد متأسفانه در موضوع تروریستم اختلاف نظر بین دولتها خیلی زیاد است. گروه‌هایی که یک سری کشورها آنها را تروریست تلقی می‌کنند، در کشور دیگر به‌عنوان گروه‌های آزادی‌بخش شناخته می‌شوند. این اختلافی است که بین کشورهای مختلفی هست. همچنین الآن در برخی کشورها یک رویه هست که مخالفین خودشان را تروریست خطاب می‌کنند. بنا به هردلیلی، به گروه‌هایی که از نظر دولت مخالف تلقی می‌شود برچسب تروریستی می‌زنند، بنابراین شما در مصادیق تروریسم اختلافات زیادی بین دولتها می‌بینید و این اختلافات حل‌شدنی نیست.در خصوص بحث کنوانسیون جامع مقابله با تروریسم، ۲۰ سال است که در سازمان ملل بحث می‌شود و هنوز به نتیجه نرسیده است. عمده اختلافی که هست و به‌چشم می‌آید مربوط می‌شود به اختلاف بین گروه کشورهای اسلامی که معتقدند تلاشهای ملل تحت استعمار و اشغال خارجی در شمول تروریسم نیست و دیگران این اعتقاد را ندارند، بنابراین این اختلافات حل‌شدنی نیست. ولی فعلاً یک فهرستی هست که اتفاقاً امروز صبح هم آن را مجدداً چک کردیم، ۷۰ صفحه اسامی افراد و گروه‌های تروریستی هست که وابسته به سه دسته‌ طالبان، القاعده و داعش هستند. روی این فهرست توافق هست. ما در منطقه بیشترین تلاش را برای مقابله با تروریسم کرده‌ایم و متأسفانه FATF می‌توانست جایی باشد که از این تلاش‌های خودمان در میدان مقابله با تروریسم بهره‌برداری کنیم و این بالعکس شده است. ما باید برای مقابله با تروریسم و مقابله با تأمین مالی تروریسم مورد تشویق قرار بگیریم.یک مکانیسم ویژه با روسیه، سوریه و عراق برای مقابله با تأمین مالی داعش داریم و دائم در ارتباط هستیم و جلسات مشترک داریم و با هم کار می‌کنیم و فعالیتی که این ائتلاف چهارگانه در مقابله با تروریسم با استفاده از ابزارهای FATF انجام داده است واقعاً قابل تقدیر است. متأسفانه به‌دلایل مختلفی که مشخص است، آنجایی که باید بهره‌برداری کنیم، به‌دلیل شرایط خاص حاکم بین ما و FATF امکان آن را کمتر داریم. در مورد عربستان اخیراً FATF یک گزارش منفی را ارائه کرد که خیلی در رسانه‌ها به آن پرداخته نشد. الآن وضعیت عربستان چطور است؟ کنار عربستان، اسرائیل و اندونزی هم عضو ناظر هستند. وضعیت آنها به‌چه‌شکل است؟قریبی: الآن سه عضو ناظر هستند که تلاش می‌کنند عضو ثابت شوند. عربستان در ارزیابی FATF نتوانسته نظر کارشناسان این نهاد را جلب کند. در مورد اسرائیل متأسف هستیم که یک رژیمی که خودش مظهر تروریسم دولتی هست، بخواهد عضو این نهاد شود. امیدواریم که اعضای FATF از این وضعیت جلوگیری کنند. اندونزی هم در مراحل اولیه روند کسب عضویت کامل هست. من خبر مربوط به عربستان را مطالعه کردم که اشاره کرده بود در ارزیابی کارشناسان FATF، عربستان نتوانسته به جایگاه قابل قبولی برسد و ما هم معتقد هستیم که عربستان اصلاً شایستگی این وضعیت را ندارد، کما اینکه اصلاً گروه کشورهای همکاری خلیج فارس غیر از دو عضو که مسئول هستند و روابط خوبی هم با آنها داریم بقیه واقعاً مشکلات جدی دارند. در خبرها گفته می‌شود که امارات متحده عربی خودش یک محل عمده برای پولشویی هست و خیلی از جرایم مالی در آنجا انجام می‌شود.منبع : تسنیمانتهای پیام/ ]]> بین الملل Mon, 05 Nov 2018 09:50:07 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdchkvnxx23n-kd.tft2.html عربستان|همه سناریوها درباره سرنوشت بن سلمان و جانشینان احتمالی وی http://www.nedayeenghelab.com/vdcee78x7jh8pei.b9bj.html به گزارش ندای انقلاب، بر اساس گزارش‌های رسانه‌ای، خاندان حاکم(آل سعود) احتمالات کنار گذاشتن محمد بن سلمان که نامش با جنایت ترور خاشقجی گره خورده یا حداقل تعیین شریک یا جانشین ولیعهد برای کاهش قدرت و سلطه وی را بعید نمی‌دانند.حکومت عربستان سعودی سرانجام تحت فشارهای سهمگین جهانیان، بامداد شنبه ۲۸ مهرماه، ۱۸ روز بعد از ناپدید شدن خاشقجی در پی ورود به سفارت سعودی در استانبول به کشته شدن وی کنسولگری اعتراف کرد، اما از واژه کشته شدن خودداری و اعلام کرد وی درگذشته است،روایت‌های ضد و نقیض ریاض درباره اینکه او چگونه کشته شده سبب ادامه فشارهای جهانی برای روشن شدن حقایق مربوط به این پرونده شده است که تنگنا و بحران شدیدی برای خاندان حاکم بر عربستان ایجاد کرده است.پس از کشته شدن خاشقجی و شوک جهانی که به سبب وحشیانه بودن این جنایت و ارتکاب آن در داخل یک مقر دیپلماتیک به وجود آمد و همچنین نشانه رفتن انگشتان اتهام به سوی بالاترین سطوح قدرت و رهبری سعودی، در محافل سیاسی آمریکا سخن گفتن از پایان اعتبار محمد بن سلمان به عنوان شریک آمریکا در سایه اشتباهات مرگبار آغاز شده است که یک سناتور آمریکایی به صراحت به سعودی‌ها گفته است شخص دیگری را به جای بن سلمان انتخاب کنید. احتمالات : در حالی که گروهی از تحلیلگران برکناری محمد بن سلمان را با توجه به حجم اختیارات و مناصب و قدرتی که در قبضه او قرار دارد و بلندپروازی‌های گسترده‌اش بعید می‌ دانند، گروه دیگر معتقدند افکارعمومی جهان بر دولت آمریکا فشار وارد می‌کند تا شریک جدیدی را در ریاض انتخاب کند تا آن را از تنگنای بیشتر در آینده دور نگه دارد و عقلای قوم در آل سعود هم برای بقای تاج و تخت خود در صورت ادامه حکومت بن سلمان احساس خطر می‌کنند. در این زمینه نام شاهزادگانی همچون احمد بن عبدالعزیز، خالد الفیصل، خالد بن سلمان، فیصل بن سلمان، مقرن بن عبدالعزیز، خالد بن بندر و خالد بن سلطان برای جانشینی محمد بن سلمان مطرح شده‌اند.روزنامه واشنگتن پست و پایگاه انگلیسی میدل ایست آی و روزنامه لوفیگارو فرانسه گزارش‌هایی را منتشر کرده‌اند که از احتمال تغییر محمد بن سلمان در نهایت یا تعیین جانشین ولیعهد برای وی خبر داده‌اند به طوری که پس از آن وی تغییر و اختیاراتش به تدریج واگذار شود یا تقسیم موقت قدرت میان محمد بن سلمان و شاهزاده دیگر تا شاید طوفان فروکش کند.گزینه‌های احتمالی جانشینی بن‌سلمانشاهزاده احمد بن عبدالعزیزاحمد بن عبدالعزیز برادر ملک سلمان بن عبدالعزیز است که سه شنبه ۳۰ اکتبر به شکل غافلگیرکننده و غیر منتظره از لندن به ریاض بازگشت، وی حدود دو ماه و نیم در لندن به عنوان تبعیدگاه اختیاری خود اقامت داشت. میدل‌ایست آی نوشته بود شاهزاده احمد پسر عبدالعزیز تنها پس از دریاف تضمین‌های آمریکایی و انگلیسی مبنی بر اینکه محمد بن سلمان آسیبی به وی نرساند، برگشته است.بر اساس گزارش واشنگتن پست، اعضای برجسته خاندان حاکم، نقش احتمالی شاهزاده احمد را برای کاهش نفوذ پسر برادرش بررسی کرده‌‌اند و چه بسا وی، منصب ولیعهد موقت را برعهده بگیرد. این رسانه نوشته بود احمد شاید برای عقد قراردادی با بن سلمان تلاش کند تا وی را به کناره‌گیری داوطلبانه از ولیعهدی و مناصب نظامی و امنیتی متقاعد کند یا شاید برای خلع وی از طریق هیئت بیعت تلاش کند که ممکن است برای منصب ریاست این هیئت هم معرفی شود.مشهور است که شاهزاده احمد ۷۶ ساله با سیاست‌های بن سلمان برادرزاده‌اش مخالف است به طوری که در سال ۲۰۱۷ زمانی که یکی از اعضای هیئت بیعت بود با تعیین محمد بن سلمان به عنوان ولیعهد مخالفت کرد و با وی بیعت نکرد. احمد به مدت کوتاهی در سال ۲۰۱۲ وزیر کشور و پیش از آن در طول چندین دهه معاون وزیر کشور سعودی بود.شاهزاده خالد الفیصلخالد الفیصل امیر مکه مکرمه و فردی نزدیک به ملک سلمان به شمار می‌رود، منابع غربی یکی از فرضیه‌های مطرح برای عبور آل سعود از بحران موجود را تقسیم قدرت به صورت موقت میان محمد بن سلمان و یکی از نزدیکان مورد اعتماد دانسته‌اند، این منابع گفته‌اند انتخابی که واقعی‌تر است، انتخاب خالد الفیصل است که مورد اعتماد زیاد شخص پادشاه است.خالد الفیصل ۷۸ ساله پسر فیصل پادشاه اسبق و امیر کنونی مکه مکرمه است، ملک سلمان وی را به عنوان نماینده ویژه خود به ترکیه فرستاد تا درباره پرونده کشته شدن خاشقجی گفت‌وگو کند.شاهزاده خالد بن سلمانخالد بن سلمان برادر کوچکتر محمد بن سلمان ولیعهد است،‌روزنامه لوفیگارو فرانسه گزارش داده بود که هیئت بیعت سعودی تعیین وی به عنوان جانشین ولیعهد را بررسی می‌کند تا به تدریج انتقال قدرت از محمد به خالد صورت گیرد و در نهایت وی جای برادر بزرگ خود را بگیرد و همچنان حکومت در خاندان سلمان باقی بماند.خالد بن سلمان ۳۰ ساله در حال حاضر سفیر عربستان در آمریکاست، اما روز ۱۱ اکتبر گذشته به شکل غیرمنتظره به ریاض بازگشت، روزنامه نیویورک‌تایمز نوشته بود که خالد هرگز به عنوان سفیر به ایالات متحده بازنخواهد گشت.شاهزاده فیصل بن سلماندیوید هرست در سایت میدل ایست آی نوشته بود که فیصل بن سلمان از برادران ارشد محمد بن سلمان یکی از شخصیت‌هایی است که ممکن است جای وی را به عنوان ولیعهد بگیرد.فیصل ۴۷ ساله در حال حاضر امیر منطقه مدینه منوره است، وی استاد علوم سیاسی دانشگاه ملک سعود بود، مدرک دکترای خود را از دانشگاه آکسفورد گرفته است، این شاهزاده سعودی مالک مجله«أراب نیوز» و روزنامه‌های «الشرق الأوسط و الاقتصادیة» است.شاهزاده خالد بن بندرخالد بن بندر بن عبدالعزیز ۶۷ ساله ریاست سازمان اطلاعات سعودی را در دوران ملک سلمان در فاصله آوریل ۲۰۱۵ تا ژانویه ۲۰۱۶ برعهده داشت.میدل‌ایست آی نوشته بود که خالد از مهمترین شاهزادگانی بود که به استقبال احمد بن عبدالعزیز رفت و بازگشت وی به ریاض را خوشامد گفت، وی یکی از شخصیت‌هایی است که می‌تواند جایگزین محمد بن سلمان شود.شاهزاده خالد بن سلطانخالد بن سلطان ۶۹ ساله به عنوان معاون وزیر دفاع طی سال‌های ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۳ فعالیت کرده است، انتظار می‌رفت تا همانند پدرش سلطان بن عبدالعزیز، به عنوان وزیر دفاع هم منصوب شود، اما چنین اتفاقی نیفتاد.خالد بن سلطان فرماندهی نیروهای عربی را در عملیات موسوم به طوفان صحرا در سال ۱۹۹۱ برعهده داشت. پایگاه میدل‌ایست آی نوشته بود که خالد هم یکی از مطرح‌ترین شاهزادگانی بود که به استقبال احمد بن عبدالعزیز هنگام بازگشت از لندن رفت و به وی خوشامد گفت.شاهزاده مقرن بن عبدالعزیزمقرن بن عبدالعزیز یکی از فرزندان موسس آل سعود(عبدالعزیز) است که تنها برای چند ماه مقام ولیعهدی را برعهده داشت، اما در آوریل ۲۰۱۵ برکنار شد، نکته جالب اینکه در فرمان پادشاهی سعودی آمده بود که وی به درخواست خودش برکنار شده است!رسانه انگلیسی گزارش داده بود که مقرن ۷۳ ساله یکی از شاهزادگان ارشدی است که از بازگشت احمد بن عبدالعزیز استقبال کرده و به وی خوشامد گفته بود.این در حالی است که شبکه الجزیره گزارش داده است ولید بن طلال که- چند ماهی را در بازداشت بود و در نهایت با دادن بخشی از ثروت خود به بن سلمان آزاد شد-، گفته است تحقیقات رسمی در زمینه کشته شدن جمال خاشقجی، محمد بن سلما ولیعهد سعودی را تبرئه خواهد کرد، به ادعای وی، بروز یک اشتباه سبب کشته شدن خاشقجی شده است.منبع : تسنیمانتهای پیام/ ]]> بین الملل Mon, 05 Nov 2018 09:42:14 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcee78x7jh8pei.b9bj.html ترامپ کشتار کودکان یمنی را به «نابلدی» سعودی‌ها در استفاده از تسلیحات ربط داد http://www.nedayeenghelab.com/vdcfmxdm0w6dvja.igiw.html به گزارش ندای انقلاب، رئیس‌جمهور آمریکا که همواره از مخالفان توقف فروش سلاح به ریاض بوده، حالا در یک مصاحبه مدعی شده که دلیل کشتار ۴۰ کودک زیر ۱۵ سال در حمله عربستان سعودی به اتوبوس حامل آنها در شهر «ضحیان»، «نابلدی» سعودی‌ها در استفاده از تسلیحات بوده است.هجدهم مردادماه بعد از انتشار خبر حمله جنگنده‌های ائتلاف سعودی به اتوبوس حامل دانش آموزان یمنی در شهر «ضحیان» در استان صعده، وزارت بهداشت دولت نجات ملی یمن اعلام کرد که بر اثر جنایت ائتلاف سعودی، ۵۱ کشته و ۷۹ تن دیگر زخمی شده‌اند که ۴۰ تن از کشته کودک زیر ۱۵ سال بودند (جزئیات بیشتر).حالا رئیس‌جمهور آمریکا در مصاحبه با پایگاه «آکسیوس»، به سوالی درباره این حمله و اینکه آیا همچنان خواهان ادامه فروش سلاح به عربستان سعودی است، پاسخ داد و ادعا کرده که دلیل این حمله نابلدی سعودی‌ها در استفاده‌ از تسلیحات بوده است.«دونالد ترامپ» در حالی این اظهارات را مطرح کرده که ۲۷ مردادماه شبکه «سی‌ان‌ان» در گزارشی تأیید کرده بود بمب مورد استفاده ائتلاف سعودی برای حمله به اتوبوس حامل دانش‌آموزان یمنی، توسط آمریکا به عربستان فروخته شده است.رئیس‌جمهور آمریکا درباره حمله مرگبار ریاض به اتوبوس کودکان یمنی در «ضحیان» گفت: «در واقع(آن حمله) توسط افرادی انجام شد که نمی‌دانستند چطور از سلاح استفاده کنند که البته وحشتناک است».وی افزود: «من فکر می‌کنم وضعیت ناگواری است. من واقعا از دیدن آنچه بر اتوبوس و کودکان اتفاق افتاد، تنفر داشتم، آنچه اتفاق افتاد یک نمایش خوفناک بود».خبرنگار آمریکایی از ترامپ سوال کرد که آیا از نظر شما آمریکا باید فروش تسلیحات به ائتلاف بهر هبری عربستان سعودی در جنگ یمن را متوقف کند؟ترامپ که در ماه‌های اخیر همواره از قراردادهای هنگفت فروش سلاح آمریکا به عربستان سعودی دفاع کرده، در پاسخ به این سوال گفت: «ما در حال حاضر داریم خیلی به دقت به موضوع یمن نگاه می‌کنیم. ما داریم خیلی خیلی به دقت موضوع یمن را بررسی می‌کنیم».رئیس‌جمهور آمریکا افزود: «من قطعا درباره مسائل خیلی زیادی با سعودی‌ها صحبت خواهم کرد اما قطعا نمی‌خواهم شاهد افرادی باشم که بلد نباشند از سلاح‌ها استفاده کنند و به اتوبوس‌های حامل کودکان شلیک کنند».ادعاهای تازه ترامپ در شرایطی صورت گرفته که او به رغم فشارهای قانونگذاران ارشد هر دو حزب جمهوری‌خواه و دموکرات کنگره درباره لزوم توقف فروش تسلیحات به عربستان سعودی، بارها گفته است که حاضر نیست قرارداد ۱۱۰ میلیارد دلاری تسلیحاتی با ریاض را متوقف کند.منبع : فارسانتهای پیام/ ]]> بین الملل Mon, 05 Nov 2018 09:21:06 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcfmxdm0w6dvja.igiw.html حکم حبس ابد دادگاه آل خلیفه برای شیخ علی سلمان http://www.nedayeenghelab.com/vdcgxz9wtak93t4.rpra.html به گزارش ندای انقلاب به نقل از النشره،‌ دادگاه استیناف رژیم آل خلیفه حکم حبس ابد را برای دبیرکل جمعیت وفاق ملی اسلامی بحرین صادر کرد.دادگاه استیناف رژیم بحرین حکم حبس ابد شیخ علی سلمان و دو نفر دیگر از رهبران معارضان رژیم بحرین به نام‌های شیخ حسن سلطان و علی الاسود را به اتهام واهی جاسوسی برای قطر صادر کرده است.این دادگاه حکم تبرئه شیخ سلمان و دو همراه وی از اتهامات وارده را لغو کرد.رژیم بحرین این سه رهبر معارض را در پی مشارکت درمذاکرات پایان بحران در اوایل ۲۰۱۱ در چارچوب ابتکار آمریکایی قطری برای راه حل سیاسی به جاسوسی برای دوحه متهم کرده بود.انتهای پیام/ ]]> بین الملل Sun, 04 Nov 2018 09:52:05 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcgxz9wtak93t4.rpra.html جزئیات جدید درباره قتل خاشقجی؛ جسد به عربستان منتقل شده است؟ http://www.nedayeenghelab.com/vdcjvyetouqemxz.fsfu.html به گزارش ندای انقلاب، با گذشت بیش از یک ماه از قتل وحشتناک «جمال خاشقجی» روزنامه‌نگار منتقد عربستانی در کنسولگری کشورش در استانبول، روزنامه‌های ترکیه هر روز جزئیات جدیدی درباره این جنایت فاش می‌کنند.روزنامه «صباح» ترکیه، روز شنبه در گزارشی نوشت جسد خاشقجی، که دوم اکتبر کشته شد، توسط سه نفر از «تیم مرگ» که به استانبول برای ارتکاب این جنایت اعزام شده بودند، قطعه‌قطعه شد.این روزنامه تصریح کرد، این سه نفر «ماهر المطرب»، «صلاح الطبیقی»، و «ثائر غالب الحربی» هستند. آنها بعد از قطعه‌قطعه کردن بدن خاشقجی، آنها را در ۵ چمدان قرار دادند و سپس با خودروی متعلق به کنسولگری عازم منزل «محمد العتیبی» سرکنسول سعودی شدند. به‌نوشته این روزنامه، خودروی مذکور با پلاک «CC ۱۸۶۵ ۳۴» رأس ساعت ۳ بعد از ظهر روز جنایت، مقابل منزل سرکنسول رصد شد.صباح خاطرنشان کرد، المطرب تا ساعت ۴:۵۳ بعد از ظهر در منزل سرکنسول حضور داشت سپس به هتل رفت و از آنجا راهی فرودگاه «آتاتورک» رفت و هواپیمای حامل وی به ریاض در ساعت ۶:۲۰ به‌پرواز درآمد.اما الطبیقی و الحربی تا ساعت ۷:۳۰ در منزل سرکنسول ماندند و از آنجا به هتل رفتند و سپس در ساعت ۲۲:۴۶ از فرودگاه آتاتورک عازم ریاض شدند.روز گذشته، روزنامه «وال‌استریت ژورنال» همچنین گزارش داد که سعود القحطانی، مشاور رسانه‌ای دربار پادشاهی و از افراد نزدیک به «محمد بن‌سلمان» ولیعهد سعودی، رئیس تیم ترور بوده است.این روزنامه فاش کرد که یکی از کارمندان کنسولگری که موعد مراجعه خاشقجی در دوم اکتبر را تعیین کرده بود در تماس دائم با القحطانی بود. همچنین «احمد عسیری» معاون رئیس استخبارات سعودی، که از افراد نزدیک به ولیعهد است، به‌درخواست القحطانی، تیم ترور را گرد آورده بود.این در حالی‌ست که مشاور «رجب طیب اردوغان» رئیس‌جمهوری ترکیه، روز جمعه اعلام کرده بود جسد خاشقجی بعد از به‌قتل رسیدنش «در اسید ذوب شد».منبع : تسنیمانتهای پیام/ ]]> بین الملل Sun, 04 Nov 2018 09:22:52 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcjvyetouqemxz.fsfu.html شمارش معکوس برای کودتا در عربستان http://www.nedayeenghelab.com/vdciuuapvt1aq52.cbct.html به گزارش ندای انقلاب، قتل جمال خاشقجی رونامه‌نگار سعودی باعث بی‌ثباتی جدی در عربستان شده و بسیاری از رسانه‌ها از احتمال برکناری «محمد بن‌سلمان» ولیعهد سعودی خبر می‌دهند. در این راستا بازگشت «احمد بن عبدالعزیز» برادر ملک سلمان از انگلیس که چند ماه پیش به نوعی از عربستان فرار کرده بود زمزمه‌های «کودتایی سفید» در عربستان را بیشتر کرده است. «احمد بن عبدالعزیز» پس از بازگشت به ریاض دیدارهایی را هم با شخصیت‌های بانفوذ آغاز کرده است. به گزارش تسنیم، «عبدالباری عطوان» تحلیلگر مطرح جهان عرب در این رابطه طی مطلبی نوشت:«شاهزاده احمد عربستان را قبل از جنایت ترور «جمال خاشقجی» روزنامه‌نگار منتقد، ترک کرد و تصور نمی‌شد که بازگشت او به ریاض و استقبال گرم از او امکان‌پذیر باشد؛ آن هم اگر این جنایت اتفاق نمی‌افتاد و هیئت حاکمه کنونی در عربستان به ارتکاب آن اذعان نمی‌کرد و «گروه مرگ» متشکل از ۱۸ نیروی امنیتی و یک پزشک متخصص کالبدشکافی را به ارتکاب این جنایت در کنسولگری سعودی در اسلامبول مسئول نمی‌دانست.»طبق این گزارش، شاهزاده محمد بن‌سلمان، حاکم واقعی عربستان، به دلیل بیماری پدرش، به هیچ‌وجه با مخالفانش و یا با کسانی‌که حاضر به بیعت کردن با او به‌عنوان ولیعهد نشده‌اند، مسامحه نمی‌کند، خواه این معارضان از اعضای خاندان حاکم باشند یا از عامه مردم. به اذعان خود ولیعهد، ۱۵۰۰ نفر از این معارضان، از جمله شماری شاهزاده، پشت میله‌های زندان قرار دارند. از این‌رو، استقبال او از یکی از بارزترین معارضانش، یعنی عمویش شاهزاده احمد، که هرگز با او بیعت نکرد و عکس وی را در کنار عکس‌های پدر و پدربزرگش (موسس خاندان سعودی) در مجلس مهمانی‌اش در ریاض آویزان نکرد، بسیار قابل توجه است.»عطوان در ادامه تاکید کرد: «یک منبع موثق سعودی، که مقیم لندن است، به ما تأکید کرده که شاهزاده احمد بن‌عبدالعزیزبه ما گفته می‌خواست برای مدتی طولانی در پایتخت انگلیس اقامت داشته باشد. ولی بازگشت ناگهانی وی آن هم سه هفته بعد از ترور خاشقجی، نمی‌تواند بدون انجام «ترتیباتی» انگلیسی و آمریکایی درباره تغییر ساختار قدرت در ریاض از طریق «کودتای سفید» صورت بگیرد.» از زمان پادشاهی «سلمان بن عبدالعزیز» در اوایل سال ۲۰۱۵، تغییر ولیعهدها در عربستان دیگر روندی دشوار نیست؛ او در کمتر از چند ماه دو ولیعهد که شاهزاده مقرن و سپس شاهزاده محمد بن‌نایف را برکنار کرد و پسرش، شاهزاده محمد را به منصب ولیعهدی گمارد. بر اساس بسیاری از افشاگری‌ها و گزارش‎های خبری، بعید نیست که طی هفته‌های آینده شاهد حرکتی در این زمینه باشیم.به اعتقاد عطوان: «شاهزاده احمد بن عبدالعزیز در دوران تصدی سمت‌هایی در دولت، چه زمانی‌که معاون وزیر کشور در دوره برادرش شاهزاده نایف بود و چه زمانی‌که وزیر کشور بود، به واشنگتن سفر نکرد. یکی از دوستان سعودی، که او را در دفترش در وزارت کشور بارها ملاقات کرد، به ما گفت که شاهزاده احمد هرگز از هیچ مسئول آمریکایی استقبال نمی‌کرد و این ماموریت را شاهزاده محمد بن‌نایف، که مسئول پیگیری پرونده‌های امنیتی بود، انجام می‌داد.» سعودی‌ها به جان هم افتاده‌اند.از سوی دیگر منابع مخالف آل‌سعود فاش کرده‌اند که نمایندگان خاندان حاکم بر عربستان، محمد بن‌سلمان را به خلع وی از منصب ولیعهدی تهدید کرده‌اند. به گزارش تسنیم، مجتهد افشاگر اخبار پشت پرده آل‌سعود در توئیتی از درگیری لفظی شدید میان بن‌سلمان و نمایندگان خاندان حاکم پرده برداشته است. براساس گفته‌های مجتهد، نمایندگان خاندان حاکم، محمد بن سلمان را به خلع و برکناری از منصب ولیعهدی تهدید کرده‌اند. طبق این گزارش، درگیری لفظی شدیدی میان بن‌سلمان و نمایندگان خاندان حاکم رخ داده، به طوری که آنها از بن‌سلمان خواسته‌اند در مقابل عدم پیگرد و تضمین مناصب دیگرش از ولیعهدی کناره‌گیری کند. بن‌سلمان در مقابل به نمایندگان خاندان حاکم پیشنهاد توقف جنگ یمن و پایان یافتن محاصره قطر را در مقابل باقی ماندن در ولیعهدی پیشنهاد داده است. در ارتباط با ترکیه، ولیعهد سعودی آمادگی خود را برای جلب رضایت ترکیه با هر مبلغی از پول که بخواهد، اعلام کرده است.بن سلمان دست به دامان آمریکا شددر همین حال نشریه دیلی‌بیست هم از اعزام «ترکی الفیصل» رئیس سابق ‌سازمان اطلاعات سعودی به واشنگتن از سوی محمد بن‌سلمان خبر داده است. این نشریه تاکید کرده هدف از ماموریت ترکی الفیصل، دفاع از بن‌سلمان از طریق متقاعد کردن تصمیم‌گیرندگان و سیاستمداران آمریکایی و متقاعد کردن آنها به اینکه قاتلان جمال خاشقجی به عدالت سپرده خواهند شد، اعلام شده است. ترکی الفیصل هم‌اکنون در آمریکا به سر می‌برد و روز چهارشنبه در کنفرانسی در واشنگتن از اینکه به سبب جنایت قتل خاشقجی در کنسولگری سعودی، رژیم آل‌سعود در معرض فشارهای سهمگین جهانی قرار گرفته، ابراز خشم کرد. روزنامه واشنگتن‌پست نیز در گزارشی فاش کرد، نتانیاهو خواهان حمایت ترامپ از «بن‌سلمان» درخصوص پرونده قتل «خاشقجی» است. عبدالفتاح السیسی رئیس‌جمهور مصر نیز طی گفت‌وگوی تلفنی با همتای آمریکایی خود رویکرد مشابه نتانیاهو را ابراز داشته و دونالد ترامپ را به حمایت از محمد بن‌سلمان ولیعهد عربستان فراخوانده است. رئیس پیشین دستگاه اطلاعاتی عربستان در جریان یک سخنرانی هشدار داده است، که واکنش‌ها و انتقادها در آمریکا به جریان قتل جمال خاشقجی، می‌تواند پیامدهای تهدیدکننده‌ای برای روابط راهبردی ریاض و آمریکا داشته باشد. ترکی الفیصل آل سعود، گفت، ما روابط راهبردی با آمریکا را ارج می‌نهیم و امیدواریم که پایدار باشد. ما امیدواریم که آمریکا هم در مقابل، اقدام مشابهی انجام دهد.تشدید تحریم‌ها علیه عربستاناما جامعه جهانی همچنان در حال تشدید فشارها بر عربستان هستند. در همین ارتباط سخنگوی دولت سوئیس از توقف ارسال تسلیحات به عربستان به‌دلیل ارتباط آل‌سعود با پرونده قتل جمال خاشقجی خبر داد. «آندره سیمونازی» سخنگوی دولت سوئیس در برن این خبر را اعلام و تأکید کرده که سوئیس دیگر هیچ‌گونه قطعه تسلیحاتی را به عربستان صادر نمی‌کند و مجوز صادرات تسلیحات تابه‌حال تصویب‌شده به این کشور هم اجرایی نمی‌شود. بر این اساس به گمرکات دستور داده شده است که هرگونه اعلام صادرات تسلیحات به عربستان را رد کنند. تلویزیون المیادین نیز به نقل از دولت آلمان گزارش داد در صورتی که عربستان به تعهدات خود درخصوص شناسایی قاتلان جمال خاشقجی روزنامه نگار عربستانی عمل نکند احتمال اعمال تحریم‌ها علیه این کشور وجود دارد. از سوی دیگر، یک نماینده فرانسوی ضمن انتقاد شدید از تعامل کشورش با عربستان در پی ماجرای قتل روزنامه نگار منتقد سعودی، دولت فرانسه را به گرفتن حق السکوت از عربستان متهم کرد. به گزارش تلویزیون المیادین، باستین لاشو نماینده فرانسوی، عربستان و رابطه فرانسه با این کشور را مورد حمله قرار داد و در جلسه پارلمان اعلام کرد: همه می‌دانند عربستان به فرانسه حق‌السکوت داده است. وی با طرح این اتهامات افزود قیمت شرافت فرانسه چقدر است و فرانسوی‌ها تا کی می‌خواهند با این ننگ زندگی کنند.منبع: کیهانانتهای پیام/ ]]> بین الملل Sat, 03 Nov 2018 10:00:19 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdciuuapvt1aq52.cbct.html «عادل‌الجبیر» کجاست؛ غایب بزرگ بحرانی‌ترین روزهای عربستان http://www.nedayeenghelab.com/vdceo78xpjh8pxi.b9bj.html به گزارش ندای انقلاب، از ابتدای بحران به وجود آمده به سبب ناپدید شدن جمال خاشقجی منتقد مشهور سعودی در کنسولگری این رژیم در استانبول در دوم اکتبر(۱۰ مهر) تا کنون، رئیس دستگاه دیپلماسی سعودی یعنی «عادل الجبیر» هیچ واکنشی به این موضوع مهم نشان نداده با وجودی که کنسولگری سعودی در استانبول که این حادثه در آن رخ داده، وابسته به وزارت خارجه رژیم است.«عادل الجبیر» کجاست؟ سئوالی است که ذهن خیلی از فعالان سیاسی و فعالان فضای مجازی را به خود مشغول کرده است، کسانی که از غیبت کامل وزیر خارجه سعودی از زمان شعله‌ور شدن آتش بحران بر سر ناپدید شدن جمال خاشقجی غافلگیر شده‌اند، این در حالی است که الجبیر هیچ فرصتی را برای اظهارنظر درباره مسائل حتی کوچک از دست نمی‌داد.از روزی که سعود الفیصل کارکشته‌ترین دیپلمات و وزیر خارجه آل سعود درگذشت- مردی که حدود چهار دهه بر این کرسی تکیه زده بود- الجبیر به عنوان جانشین وی و کسی که بیشترین فعالیت را در اظهارنظرهای مطبوعاتی به ویژه در خصوص بحران میان عربستان و قطر از خود نشان می‌داد، به شمار می‌رفت، اما طولی نکشید که بنا به تعبیر فعالان در فضای مجازی، الجبیر غایب شد به طوری که از هنگام بروز بحران به سبب ناپدید شدن خاشقجی منتقد مشهور سعودی در رسانه‌ها حضور ندارد، این در حالی است که این مسئله به یک مسئله جهانی تبدیل شده و رژیم سعودی هم به ترور وی متهم شده است.نکته مهم دیگر اینکه آخرین توئیت الجبیر در صفحه رسمی‌اش به ۲۴ سپتامبر گذشته(دوشنبه دوم مهر) برمی‌گردد.آنچه سبب افزایش شگفتی و تعجب افکارعمومی شده است، این است که صفحه وزارت خارجه سعودی در توئیتر، بیانیه‌ها و اطلاع‌‌رسانی وزارت کشور رژیم را منتقل می‌کند، با وجودی که حادثه خاشقجی و تحقیقات مربوط به ساختمان کنسولگری و منزل کنسول سعودی در استانبول است.تقادم الخطیب فعال سیاسی غیبت الجبیر را سئوال برانگیز خوانده است.جابر الحرمی فعال رسانه‌ای قطری هم سکوت الجبیر در پرونده ناپدید شدن خاشقجی را با وجودی که تمام جهان در این زمینه به پا خاسته است، مورد سئوال قرار داده است.وی نوشته است ۱۰ روز از ناپدید شدن جمال خاشقجی در کنسولگری سعودی در استانبول گذشته است، در حالی که از الجبیر خبری نیست، این در حالی است که حادثه در کنسولگری وابسته به وزارت وی رخ داده نه در یک قهوه‌خانه، این سکوت چه دلیلی دارد، یا شاید بن سلمان به دستور بن زاید (ولیعهد امارات)، او را تحت بازداشت خانگی قرار داده است؟جمال سلطان روزنامه‌نگار مصری هم با ابراز تعجب از سکوت الجبیر از «جنایتکاری که سعودی را در این ورطه و تنگنا قرار داده» سئوال پرسیده است.علاء صادق تحلیلگر ورزشی هم درباره غیبت الجبیر گفته است شاید او بیمار است، که اگر این چنین است، نیازی به تحلیل و توضیح نیست.فردی که در فضای مجازی خود را مشاور محمد بن نایف ولیعهد برکنار شده سعودی معرفی کرده، غیبت الجبیر را مشکوک خوانده است، این در حالی است که مسئله خاشقجی به طور مستقیم به وزارت خارجه سعودی مربوط است.ابراهیم حمامی پژوهشگر عرب هم گفته است همه دنیا علیه حاکمان ریاض شده، اما وزیر خارجه‌ آنها در رسانه‌ها ظاهر نمی‌شود تا اظهارنظر کند.اسعد الشرعی حقوقدان عرب، غیبت الجبیر را به تمسخر گرفته و گفته است او در وضعیت سکوت قرار دارد.روزنامه الشرق قطر هم نوشته است از نظر پروتکلی هم اگر حساب کنیم، وزیر خارجه یک کشور مسئول موضع‌گیری در مسائل خارجی است.سایت الخلیج هم نوشته است بر عکس پروتکل روابط بین المللی، محمد بن سلمان ولیعهد و برادرش خالد سفیر ریاض در واشنگتن به شکل قابل توجهی در صدر صحنه سیاسی مسئله جمال خاشقجی قرار دارند، در مقابل عادل الجبیر به طور کامل از صحنه غایب است، این در حالی است که از نظر پروتکلی وزارت خارجه ماموریت پاسخ یا توضیح یا تکذیب دارد.روزنامه الشرق قطر هم نوشته است چرا الجبیر ساکت شده و به شکل مبهمی ناپدید شده است، این در حالی است که وی علیه قطر و کانادا در رسانه‌ها اظهارنظر می‌کرد، اما در بحران خاشقجی غایب شده است.این روزنامه افزود وزیر خارجه سعودی در حالی ناپدید شده که کشورش با یک بحران دیپلماتیک سخت روبرو شده است. وزیر خارجه ترکیه تمایل به همکاری با ریاض دارد، در حالی که همتای سعودی وی مخفی شده است.این روزنامه نوشته است الجبیر همچنین در نشست اخیر محمد بن سلمان ولیعهد سعودی با سفرای پادشاهی سعودی غیبت داشت.این در حالی است که فعالان در فضای مجازی از سفر سری عادل الجبیر وزیر خارجه سعودی به قطر در روز یکشنبه خبر داده بودند که این اطلاعات هنوز تایید نشده است.منبع : تسنیمانتهای پیام/ ]]> بین الملل Mon, 15 Oct 2018 10:31:49 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdceo78xpjh8pxi.b9bj.html