پایگاه خبری ندای انقلاب - آخرين عناوين بین الملل :: rss_full_edition http://www.nedayeenghelab.com/vsnhtmynd31g2.ft2.html Sun, 08 Jul 2018 09:40:37 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://www.nedayeenghelab.com/skins/default/fa/{CURRENT_THEME}/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری تحلیلی ندای انقلاب http://www.nedayeenghelab.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری تحلیلی ندای انقلاب آزاد است. Sun, 08 Jul 2018 09:40:37 GMT بین الملل 60 اسطوره تروریست‌های زن داعش را بشناسید/ ‎چرا داعش نسبت به القاعده زنان بیشتری جذب کرد؟ http://www.nedayeenghelab.com/vdchxvnx623n-vd.tft2.html به گزارش ندای انقلاب،‌ کتاب «زنان عاشق شهادت»! کتابی است که به بررسی پدیده عضویت زنان در گروه های تروریستی از القاعده گرفته تا داعش پرداخته و به صورت مفصل و ریشه‌ای این پدیده را مورد بررسی قرار داده است. این کتاب به قلم محمد ابو رمان و حسن ابو هنیه نوشته شده و در بخش‌های مختلف به تحولات تاریخی و تشکل‌های ایدئولوژیک تأسیس شده توسط زنان در گروه‌های تروریستی مختلف بویژه داعش پرداخته و مبانی فکری و ایدئولوژیک رایج در این گروه ها را مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار داده است.همچنین بررسی زنان حاضر در گروه تروریستی داخل به ویژه گردان الخنساء به عنوان جریان فعال زنان داعشی از دیگر مواردی است که در این کتاب به دقت به بحث و بررسی گذاشته شده است.نویسندگان این کتاب اطلاعات با ارزشی از تعدادی از تروریست‌های زن فعال در گروه های مختلف و زندگی گذشته آنها منتشر کرده اند. بررسی نحوه پیوستن زنان خارجی و اروپایی به عناصر داعش و نشان دادن نمونه‌هایی از این موارد از دیگر بخش هایی است که مورد اشاره این کتاب است.کتاب «زنان عاشق شهادت»!آنچه در این نوشتار به آن توجه می‌شود، بخش‌هایی از این کتاب شامل زندگی نامه و روند تغییرات زندگی "فتیحة المجاطی" از تروریست های بین قاره ای داعش است. او یکی از اسطوره‌های گروه های تروریستی و همسر عبدالله عزام است. اسطوره بودن فتیحه به علت نقش برجسته وی در داخل این گروه تروریستی و فعالیت های ویژه وی نیست، بلکه به علت شرایط استثنائی زندگی وی و مراحل مختلف آن است.وی از فرهنگ غربی به سمت رویکردهای سلفی و تروریستی روی آورد و اولین مراحل حضور وی در افغانستان بود. او تجربه زندگی در سایه حاکمیت طالبان را داشت و بعد از آن در شرایط سخت زندان قرار گرفت. او در مراکش نیز فعالیت می‌کرد و در این اواخر نیز به همراه پسر خود وارد سرزمین های تحت حاکمیت داعش شده است. فتیحة محمد طاهر الحسنی زن مراکشی متولد سال ۱۹۶۱ است که در دار البیضا رشد کرد. او در مواضع و رفتار و نحوه لباس پوشیدنش فرهنگی غربی داشت. فتیحه در سال ۱۹۸۶ در رشته حقوق به زبان فرانسوی از دانشگاه حسن دوم فارغ التحصیل شد و پایان نامه فارغ التحصیلی وی رویکردی انتقادی نسبت به تعدد زوجات در اسلام بود و آن را منافی حقوق زنان معرفی می‌کرد.اولین نقطه تحول وی در جریان جنگ دوم خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ رقم خورد. هنگامی که ارتش عراق شکست خورد. در آن زمان بود که رویکردی برای جستجوی "هویت" و "خود" در فتیحه ایجاد شد. او گرایشی دینی پیدا کرد و به علت پوشیدن حجاب از محل کارش اخراج شد. یکی از دانشجویان آکادمی که وی در آن کار می کرد، عبدالکریم المجاطی بود. او دانشجویی چاق و از خانواده ای بورژوازی و مرفه بود. پدرش تاجر بود و مادر فرانسوی اش در زمینه لوازم آرایشی فعالیت داشت. او خانواده ای کاملاً با فرهنگ غربی داشت. کریم درگیری های به وجود آمده بین فتیحه و آکادمی را دنبال می کرد و وقتی از او در رابطه با علت این موضوع سوال کرد، فتیحه با او از قرآن و احکام دینی سخن گفت و عبدالکریم المجاطی نیز متحول شد. کسی که بعدها با وجود اینکه ۷ سال از فتیحه کوچکتر بود، همسر وی شد.بعد از ازدواج شرایط زندگی به آنها سخت می‌گذرد، آنها در سال ۱۹۹۲ به فرانسه سفر کردند و عبدالکریم سعی کرد در آنجا کار پیدا کند. حضور آن‌ها در فرانسه هم‌زمان با برپایی کنفرانسی اسلامی در این شهر بود. آنها در بخش هایی از این کنفرانس حضور پیدا کردند و با شرکت‌کنندگان دیگر آشنا شده و روابط دوستانه‌ای با هم برقرار کردند. این روابط دوستانه در نتیجه سردی روابط خانوادگی آنها با نزدیکانشان در مراکش و احساس بحران مالی که با آن مواجه بودند تقویت پیدا کرد.یکی از نتایج حضور آنها در کنفرانس اسلامی، اطلاع از نتایج جنگ بوسنی میان مسلمانان و صرب ها بود. آنها به شدت تحت تأثیر مصیبت‌های مسلمانان در بوسنی بودند و فیلم‌ها و عکس‌های آنها را می دیدند. این موضوع تأثیر عمیقی در عبدالکریم و همسرش داشت و مدتی بعد عبدالکریم تصمیم گرفت برای جنگ به این منطقه برود. فتیحه نقش زیادی در تشویق همسرش داشت.عبدالکریم به بوسنی رفت و به علت عدم آشنایی با علوم نظامی، در آنجا مسئول تأسیس مدرسه برای حفظ قرآن کریم شد. این اولین برخورد وی با محافل جهادگرای عرب بود. او مدتی بعد توسط کروات ها اسیر شد، اما با مداخله سفارت فرانسه آزاد شد.فتیحه، الیاس فرزند خود را به دنیا آورده بود و برای تأمین مخارج زندگی به دنبال کارهای مختلف بود. عبدالکریم نیز مدتی بعد تصمیم گرفت برای آموزش عملیات مسلحانه به افغانستان سفر کند. او در حالی که مالاریا گرفته بود، در سال ۱۹۹۴ به مراکش بازگشت. فتیحه مدتی بعد مبتلا به سرطان و سل و پوکی استخوان شد. اما از سرطان نجات پیدا کرد. این بیماریها تأثیراتی بر سلامت روانی وی نیز ایجاد کرده بود.در شرایطی که فرزند دوم فتیحه به دنیا آمد، آنها همچنان اوضاع مالی خوبی نداشتند؛ این در حالی بود که عبدالکریم همچنان ثبات فکری نداشته و میان تجربه بوسنی و افغانستان در تردد بود. او در سال ۱۹۹۷ به نیوجرسی رفت و تلاش کرد در آنجا به همراه پدرش سرمایه گذاری کند، اما بار دیگر از تصمیمش عدول کرد و به افغانستان برگشت. او دوباره به مراکش رفت و فتیحه را نیز به افغانستان برد، اما فتیحه تا قبل از جنگ افغانستان در پایان سال ۲۰۰۱ از پیوستن به القاعده امتناع می کرد.وی با وجودی که مشکلات زیادی داشت تحت تأثیر همسرش و تجربه‌های او در مبارزات مسلحانه بود و دیدگاه‌های او را تأیید می‌کرد. او بعدها به هر زحمتی بود موفق شد به مناطق تحت سلطه طالبان در افغانستان برود. فتیحه با شور و اشتیاق فراوان از رسیدن خود به اراضی طالبان سخن می‌گفت. این اتفاق چند ماه قبل از حوادث ۱۱ سپتامبر انجام شد. او از حضور در این جامعه خوشحال بود و به مدت یک ماه در منزلی فاخر اقامت داشت. اما فردای حادثه ۱۱ سپتامبر آنها به قندهار منتقل شدند و در یک خانه ابتدایی و گلی که برق و حتی سرویس های بهداشتی نداشت، زیر موشک باران آمریکا اقامت گزیدند. آنها دائماً در طول این مدت در حال نقل مکان بودند. عبدالکریم نیز در کنار القاعده در فرودگاه قندهار در حال مبارزه بود.مدتی پس از آغاز جنگ، القاعده تصمیم گرفت خانواده‌های عربی را به پاکستان منتقل کند. او به شدت از این تصمیم ناراحت بود، چرا که باعث می‌شد از همسرش جدا شود. او از تجربه زندگی تحت پرچم طالبان خوشحال بود و این رویکرد در روحیات وی تأثیر زیادی ایجاد کرده بود. به نظر می‌رسید که فتیحه هویت و اهداف خود را در این نگاه حاکمیت پیدا کرده بود.به هر حال فتیحه به همراه دو فرزند خود در شرایطی سخت از طریق مرز به پاکستان منتقل شد. آنها در روستاهای دوردست در نواحی مرزی پاکستان و افغانستان مستقر شدند. ولی مدتی بعد به شهر کویته و بعدها به کراچی منتقل شدند. بعد از جنگ و شکست و متفرق شدن القاعده، عبدالکریم در کراچی سراغ خانواده اش رفت. آنها مدتی بعد در بنگلادش اقامت کردند و ۹ ماه بعد به عربستان رفتند. عناصر القاعده در فرودگاه عربستان از آنها استقبال کرده و آپارتمانی برای آنها در ریاض تامین کردند.مدتی بعد از اقامت در این آپارتمان فتیحه به همراه پسر بزرگش که حالا ۱۳ ساله بود، بازداشت شدند. او مدتی را در زندان و بازجویی گذراند. مقامات سعودی در خلال بازجویی‌ها متوجه شدند که همسرش عبدالکریم در عربستان است. او علت نقشی که در القاعده داشت، و وجهه امنیتی خطرناکی که در پی دست ‌داشتن در انفجار مادرید در سال ۲۰۰۴ و مراکش در سال ۲۰۰۳ برای او ایجاد شده بود، در عربستان و اسپانیا و مراکش تحت تعقیب بود. او حتی به علت ارتباط با القاعده از سوی آمریکایی ها نیز تحت تعقیب بود. نام عبدالکریم را اسامه بن لادن مراکش گذاشته بودند. او از خطرناک‌ترین تروریست‌ها بود و طبعا همسرش نیز به همین علت خیلی معروف و مهم بود. مدتی بعد شرایط زندان برای آنها مناسب شد. اما بعد مقامات سعودی تصمیم گرفتند او را به نیروهای امنیتی مراکش تحویل دهند. نحوه رفتار با وی در مراکش شدیدتر و سخت‌تر بود. او در زندان دچار بیماری‌های متعددی از جمله مشکلات پوستی و فشارهای روانی شد.اما بزرگ‌ترین مشکل، اوضاع جسمی الیاس پسر بزرگ فتیحه بود. او در زندان دچار اختلالات هورمونی ناشی از فشارهای روانی و فقدان کمترین حقوق انسانی شده بود. این موضوع عقب‌ماندگی ذهنی و مشکلات جسمی بزرگی برای الیاس ایجاد کرد. این فشارها باعث شد فتیحه حتی یک بار دست به خودکشی بزند. او در نهایت مسئولان زندان را قانع کرد که فرزندش را زندان خارج کنند و او را به نزد فامیل های پدرش بفرستد، اما آنها او را نپذیرفتند و او را به زندان بازگرداندند. این مشکلات هشت سال ادامه پیدا کرد. فتیحه در این زمینه می‌گوید: وقتی از زندان خارج شدم، پسرم ۲۱ ساله بود و اختلالات ذهنی و هرمونی داشت. در آوریل سال ۲۰۰۵ عبدالکریم همسر وی به همراه پسر دومش آدم همراه با یک گروهک تروریستی در شهر الرس عربستان کشته شد. بعد از این تاریخ بود که او در رسانه های مراکشی و عربی معروف شد.فعالیت های وی در سال ۲۰۱۱ در محافل تروریستی سلفی آغاز شد. او مدتی بعد با مولای عمر عمرانی که به ۱۴ سال زندان محکوم شده بود، ازدواج کرد. او همچنین عضو ریاست کمیته دفاع از بازداشت‌شدگان تروریست بود و فعالیت‌های رسانه‌ای خود را نیز در این زمینه آغاز کرد. در ابتدای سال ۲۰۱۴ الیاس به سوریه رفت تا در کنار گروه تروریستی داعش مبارزه کند. فتیحه در وداع با او گفت: امیدوارم که باز نگردد و او را نبینم مگر در بهشت! اما یک ماه بعد فتیحه هم به سوریه رفت. او در جولای ۲۰۱۴ به اراضی تحت حاکمیت داعش رسید و تصاویر وی بلافاصله پس از رسیدن به سوریه منتشر شد. سایت‌های نزدیک به داعش به علت مشهور بودن وی از شنیدن این خبر خوشحال شدند. او در میان محافل تروریستی به ام آدم معروف بود.ام آدم در سوریه فعالیت‌های رسانه‌ای خود را در توییتر دنبال می‌کرد. گزارش‌های رسانه‌ای متعددی از ازدواج وی با ابوعلی الانباری (قبل از کشته شدن ابو علی) نفر دوم داعش منتشر شد. فتیحه نقش و مواضع تأثیرگذار و مجادله آمیزی در محافل رسانه‌ای مراکش و محافل سلفی و تروریستی داشت. او مادر معنوی تروریستی های جهادی مراکش به شمارمی رود.فتیحه نمونه ای از زنانی بود که تحول تدریجی در زندگی و به وجود آمد و از یک زن غیر متدین در ابتدای دهه نود به زنی از حامیان گروه های تروریستی تبدیل شد.نویسنده کتاب در ادامه به بررسی چند نکته در رابطه با زنان وابسته به گروه‌های تروریستی می پردازد:نکته اول در محدودیت منابع اطلاعات و اخبار مستقل از این پدیده است که اغلب در نتیجه اطلاعاتی است که رسانه‌های عربی از محافل امنیتی مطرح می‌کنند. نکته دوم در خصوص نقش متقابل مناسبات مستقیم اجتماعی و دنیای مجازی به عنوان عوامل تأثیرگذار بر جذب زنان و دختران در میان القاعده و داعش است.البته در بیشتر موارد شرایط اجتماعی نقش بیشتری را در روند تأثیرگذاری و موضع‌گیری‌ها می‌کند. در مورد دختران نوجوان سودانی شبکه‌های اجتماعی، دوست‌ها نقش مهمی داشتند و در زمینه فتیحه، همسرش بیشترین نقش را ایفا می کرد.نکته سوم در رابطه با تأثیر پذیری‌های افراد مختلف در نتیجه تعامل و برخورد با افکار و ایدئولوژی داعش است که باعث تغییر تفکرات و میل به تعصب دینی و تلاش برای یافتن محیط اجتماعی متناسب با این رویکرد جدید است. در همین راستا موضوع مهاجرت به سرزمین دولت اسلامی به عنوان تنها منطقه جغرافیایی که شریعت اسلامی در آن اجرا می‌شود، مطرح شده است. این موضوع را در رابطه با فتیحه و بیشتر زنانی که به این گروه پیوسته اند. ، مشاهده می‌کنیم. نکته چهارم در خصوص عملیات شست‌وشوی مغزی است که از دیدگاه ما با درجه بالایی از دانش و هوشمندی در محافل علمی انجام می‌شود. در بسیاری از موارد کسانی که گرفتار این عملیات شده اند، تحصیلات بالایی داشته اند، ‌نظیر فتیحه که دانشجوی حقوق بود، یا ایمان کنجو که دانشجوی دکترا بود.بی شک بحران هویت یکی از مهم‌ترین بسترهای ریشه ای این پدیده است که در مورد فتیحه نیز این تفسیر کاملاً ملموس است. تاثیراتی که در نتیجه تحولات مربوط به جنگ خلیج فارس برای او ایجاد شد، او را در این عرصه وارد کرد.نکته پنجم در خصوص شرایط اقتصادی و اجتماعی قربانیان این رویکردها است. در بسیاری از موارد قربانیان این گروه ها با وجود خطراتی که برای رفتن به الرقه داشته اند، در نتیجه وعده پیدا کردن فرصت‌های شغلی و زندگی جدید این کار را انجام داده اند. آنها پیش از این گرایش ها دچار خستگی و بیکاری و عدم وجود فرصت‌های شغلی مناسب بودند.در مورد فتیحه نیز بحران مالی موجود در ابتدای زندگی زناشویی آنها و عدم کمک مناسب از سوی خانواده‌ها و انزوایی که با آن دست و پنجه نرم می‌کردند، نقش مهمی در این تحولات داشته است.نکته ششم در بسیاری از شرایط خانواده‌ها متوجه خطرات تحولاتی که دخترانشان با آن دست و پنجه نرم می‌کنند، شده اند. آنها تلاش داشتند که روند تأثیرپذیری دخترانشان از افکار داعش را متوقف کنند و جلوی مهاجرت آنها را بگیرند، اما تلاش‌های آنها با شکست مواجه شده است.نکته هفتم در رابطه با توسعه توانمندی‌های ارتباطی و عضوگیری داعش است. در بسیاری از این موارد تلاش‌های قابل توجهی از سوی افراد وابسته به داعش برای قانع کردن آنها به مهاجرت و برنامه‌ریزی برای خروج آنها صورت گرفته است. حتی اشخاصی از سوی داعش مأموریت تسهیل در روند انتقال این افراد فریب خورده را بر عهده داشته اند. علاوه بر این که عملیات سازماندهی شده برای فرار این افراد و فریب دادن خانواده های آنها به بهترین نحو دنبال شده است. در مورد یکی از دختران اردنی شرایط به گونه‌ای بود که کسانی که برای قانع کردن این دختر از طریق شبکه مجازی تلاش می‌کردند، حدود یک و نیم سال به تلاش‌های خود ادامه دادند و وقتی توانستند او را قانع کنند، مسیر انتقال او را مهیا کرده و هزینه‌های آن را نیز پرداخت کردند و شرایط برای پذیرش او در ترکیه را نیز مهیا کردند.نکته هشتم اینکه در بیشتر موارد غیر از موضوع فتیحه که فعالیت‌های خود را از القاعده آغاز کرد، دختران جوان به صورت مستقیم فریب داعش را می خورند و وابسته به نسل جدیدی هستند که به اراضی داعش منتقل می‌شوند. این موضوع در درجه اول به علت تحول عمیقی است که در دیدگاه این گروه به زن و نقش آن در مبارزات به وجود آمده است. القاعده‌ای‌ها در مهاجرت زنان ملاحظاتی داشتند و نقش آن‌ها را به صورت نقش ثانویه می‌پذیرفتند و در بسیاری از موارد اجازه مشارکت مستقیم آنها در عملیات تروریستی و حتی نظامی را نمی‌دادند. اما در رابطه با داعش این موضوع کاملاً معکوس است.موضوع دوم در این باب پروژه متفاوتی است که داعش در رابطه با سرزمین خلافت و سرزمین رؤیاها در ذهن بسیاری از زنان عرب ایجاد کرده است. این پروژه در فضای مجازی به ایده‌آل‌ترین شرایط ترویج می‌شود. این در حالی است که دخترانی که معمولاً به داعش می پیوندند، با فضایی متفاوت از آنچه که به آن وعده داده شده بودند، مواجه می‌شوند.منبع : مشرقانتهای پیام/ ]]> بین الملل Sun, 08 Jul 2018 08:28:38 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdchxvnx623n-vd.tft2.html استفاده از فناوری تشخیص چهره درمدارس آمریکا به منظور پیشگیری از تیراندازی های دانش آموزی http://www.nedayeenghelab.com/vdcbfgbf5rhb0gp.uiur.html به گزارش ندای انقلاب، مقامات مدارس ناحیه لاک پورت در نیویورک برای پیشگیری از تیراندازی درمدارس، اقدام به خرید فناوری تشخیص چهره کرده اند. بر اساس این برنامه که در ماه سپتامبر آغاز گردید، تمام ۱۰ ساختمان وابسته به این ناحیه که درست در شمال بوفالو قرار دارد به یک سیستم نظارتی مجهز می شوند که می تواند چهره ها و اشیا را شناسایی کند. این نرم افزار که ایجیز نام دارد، توسط اس ان تکنولوژیر کورپ که یک شرکت بیومتریک کانادایی است که به طور خاص برای مدارس تبلیغ می کند، ساخته شده است. این فناوری در صورت تشخیص تعرضات جنسی، حضور دانش آموزان تعلیقی، حمل کنندگان سلاح، اعضای مشکوک به دار و دسته ها یا هر کس دیگری که در «فهرست سیاه» تهیه شده از طرف مدرسه قرار دارد، می تواند برای اخطاردادن به مقامات مورد استفاده قرار گیرد. ایجیز همچنین هر زمان که یکی از «۱۰ سلاح پرطرفدار برتر» که در تیراندازی های مدارس مورد استفاده قرار گرفته اند در دوربین ظاهر شود، اقدام به هشدار دادن می کند.به نوشته نیاگارا گازت این ناحیه که اخیرا در قالب کمک های مالی اهدایی به «مدارس هوشمند» بیش از ۴ میلیون دلار از ایالت دریافت کرده، در حال هزینه کردن این پول در این زمینه و دیگر اقدامات احتیاطی برای سیستم های امنیتی خود است، از جمله نصب شیشه های ضد گلوله برای پنجره ها و سیستم اعلان گروهی. مایکل میشل تی. بردلی از مسئولین لاک پورت به بوفالو نیوز گفته است: «ما همیشه باید حالت آمادگی خود را حفظ کنیم. هیچ وقت نباید هشیاری خود را از دست دهیم. برای هیئت مدیریه آموزش و پرورش و ناحیه لاک پورت اولویت شماره ۱ این است: حفظ امنیت مدارس.»با این حال با توجه به ماهیت خشونت همراه با اسلحه در مدارس، خرید فناوری نظارتی از سوی لاک پورت ظاهرا ناکافی و پر هزینه است. تمام تیراندازی های عمده ای که ظرف پنج سال گذشته در مدارس آمریکا انجام شده، توسط دانش آموزان فعلی یا فارغ التحصیلان آن مدرسه صورت گرفته اند. ریچل لوینسون والدمن یک کارشناس امنیتی و امور پلیسی در مرکز عدالت برنان می گوید: «این ها دانش آموزانی هستند که مدرسه دلیلی برای وارد کردن چهره آنها در فهرست سیاه سیستم تشخیص چهره پیدا نکرده است.»وی می گوید سیستم تشخیص چهره نیز همینطور بی فایده به نظر می رسد. اکثر تیراندازان تا پیش از آتش گشودن اسلحه شان را نشان نمی دهند و زمانی هم که این کار را می کنند، یک الگوریتم ردگیری شی که بتواند نوع دقیق سلاحی را که آنها شلیک می کنند تشخیص دهد، استفاده چندانی ندارد. همانطور که جیم شولتز یکی از اولیای ناحیه لاک پورت به بوفالو نیوز گفته، این فناوری در بهترین حالت تنها چند ثانیه بیشتر برای واکنش نشان دادن به یک تیراندازی را در اختیار مسئولین قرار می دهد. نکته دیگر اینکه اکثر تیراندازی ها عمدتا ظرف چند ثانیه به پایان می رسند، در نتیجه تشخیص چهره یا سلاح، ارزشی هم اندازه تماس با ۹۱۱ را دارد. شولتز می افزود که مدارس لاک پورت قبلا تمهیدات پیشگیرانه ای را نظیر قفل کردن درها و ملزم کردن بازدیدکنندگان به بازرسی بیشتر به کار بسته اند.به دلیل آنکه فناوری تشخیص چهره به همان اندازه برای واکنش مستقیم به تیراندازی مدارس نامناسب به نظر می رسد- که خودشان از نظر آماری رخدادهای نادری هستند- کارشناسان حریم خصوصی بیم دارند که کارکرد اولیه این فناوری بسط نظارت و مجرم سازی نوجوانان باشد. لوینسون والدمن می گوید: «اگر قصد این باشد که این فناوری دراین مسیربه کار گرفته شود، فناوری لاک پورت به شکلی کارآمد می تواند به یک سیستم نظارتی تبدیل شود و نه یک سیستم امنیتی.»سیستم لاک پورت داده ها را تا ۶۰ روز ذخیره می کند. دانش آموزان به طورخودکار وارد بانک داده های آن نمی شوند، بلکه مدیران قادر به استفاده از این سیستم برای «دنبال کردن» کسانی که مرتکب تخلف شده اند، هستند. یکی از مقامات مدرسه می گوید: «اگر ما دانش آموزی داشته باشیم که تخلف مشابهی را از آیین نامه انضباطی مرتکب شود، ما می توانیم این دانش آموز را درسراسر روز دنبال کنیم تا ببینیم احتمالا با چه کسانی تعامل دارد.»لوینسون والدمن می گوید این احتمال وجود دارد که این نوع توانایی های نظارتی، به شکل بی تناسبی علیه دانش آموزان رنگین پوست به کار رود که هم اکنون نیز درمدارس درمعرض سو گیری های انضباطی قرار دارند. چندین مطالعه نشان داده است که بچه های سیاه پوست و لاتین تبار، فارغ از نوع رفتاری که از آنها سر می زند، همواره خطرناک تر از همسن و سالان سفیدپوستشان قلمداد می شوند. بر اساس گزارش دفتر پاسخگویی دولت که در ماه آوریل منتشر شد، به نسبت دانش آموزان سفید پوست، احتمال اینکه دانش آموزان سیاه پوست مورد بدرفتاری قراربگیرند بیشتر است، با این حال احتمال تعلیق، تنبیهات بدنی یا دستگیری مرتبط با مدرسه برای آنها بیشتر است.جان کاسیک از اعضای صندوق دفاع قانونی و تحصیلی ان ای ای سی پی که قبلا پلیس در محلاتشان وی را تحت نظارت قرار داده اند می گوید: «این وضعیت نابرابری های نژادی را که قبلا شاهد بوده ایم چه در بعد نظارت و چه اجرای قانون وخیم تر می کند. به گفته او اکنون باید شاهد همین فضا درمدارس آنها باشیم. تحقیق انجام شده از طرف ان ای ای سی پی نشان می دهد که گماشتن ماموران پلیس در مدارس، شمار دانش آموزانی را که به خاطر حوادثی بی ضرر زندانی شده اند، افزایش داده است. کاسیک می افزاید: «فناروی تشخیص چهره می تواند بر نحوه تعامل دانش آموزان اثرمنفی بگذارد. آنها ممکن است بترسند که با دانش آموزان دیگر مرتبط شوند یا در رفتارهای نوجوانانه مشارکت کنند. این فناوری این توانایی را دارد که دوستی ها را تبدیل به جرم کند.»وکلای حقوق مدنی پرسش هایی را در این باره مطرح کرده اند که آیا گردآوری داده های بیومتریک درمدارسی چون ناحیه لاک پورت، این احتمال را به وجود نمی آورد که نه تنها نوار نقاله مدرسه به زندان را خوراک دهد، بلکه اخراج ها از کشور را تشدید کند. مدارس می توانند داده های بیومتریک خود را با نهادهای مجری قانون به اشتراک بگذارند و در مقابل اطلاعاتی را از اداره مهاجرت و قوانین گمرکی - یا برعکس- دریافت کنند. در کالیفرنیا و نیوجرسی، اداره مهاجرت و قوانین گمرکی والدین مهاجر غیرقانونی را هنگام رساندن کودکانشان به مدرسه دستگیر کرده و این اداره اخیرا دست کم به یک بانک داده خودکار دسترسی پیدا کرده اند.لاک پورت اولین ناحیه آموزش و پرورشی نیست که از این نوع فناوری نظارتی پیشرفته که نوعا در زندان ها، فرودگاه ها و ایست بازرسی های مرزی به کارگرفته می شود، استفاده می کند. فناوری تشخیص چهره قبلا در دبیرستان های مگنولیا، آرکانزاس و سنت لوئیس نصب شده اند. یک منطقه آموزش و پرورشی در نیومکزیکو فناوری هشداری را به کار گرفته که با برخاستن اولین صدای شلیک گلوله پلیس را مطلع می کند، در حالی که یک منطقه دیگر در نیویورک رادارهای بشقابی خودکار نصب کرده است. در آیوا و تگزاس به همراه چندین منطقه دیگر، نواحی آموزش و پرورشی، مقامات اجرای قانون و ماموران مستقر در مدارس را به دوربین های نصب شده روی بدن مجهز کرده اند.مدافعان حریم خصوصی همچنین در این باره نگرانند که نظارت فراگیر اولیه چه درس هایی را در مورد جامعه ای که در آن زندگی می کنند به دانش آموزان می دهد. ریتا اسکلار مدیر اتحادیه آزادی های مدنی آمریکا در آرکانزاس در بیانیه ای گفته است: «اجتماعات و مدارس باید سخت به نوع پیامی که در حال انتقال آن به کودکان هستند بیندیشند، زمانی که کودکان را در مدارس به گونه ای تحت نظارت قرار می دهند که گویی در زندان یا یک بازداشتگاه قرار دارند، چه پیامی قرار است به آنها منتقل شود؟ ما به هیئت مدیره مدرسه مگنولیا و تمام نواحی آموزش و پرورش آرکانزاس می گوییم که از این نوع ترفندهای پر هزینه و زیانبار پرهیز کنند و رویکردهای معقولانه تری را برای امن نگه داشتن مدارس در نظر بگیرند.»البته این سیستم های نظارتی ارزان تمام نمی شوند و امکان دارد که شرکت ها از داده هایی که از دانش آموزان گردآوری می کنند، به دنبال کسب پول باشند. فیلیپ هاگن یک فناوری شناس که به مدرسه ای در لاک پورت رفته می گوید: «اگر یک نفوذی نخواهد از این ویدئوها به عنوان راهی برای به دست آوردن و «بهبود دادن» الگوریتم استفاده کند، حتما به شدت جا خواهم خورد. این احتمال در ذات هر عملیات یادگیری ماشینی وجود دارد. از یک نقطه نظر اخلاقی من قطعا نگران این موضوع هستم. روشن نیست که چه کسی مالک این داده هاست و تا چه مدت حفظ می شوند و اینکه آیا والدین حق دسترسی به این سیستم را دارند یا خیر.»هزینه این فناوری به خصوص زمانی دردسرساز می شود که درنظر بگیریم ممکن است این فناوری حتی کارآیی هم نداشته باشد. برخی از نرم افزارهای تشخیص چهره عملکرد ضعیفی دارند. پلیس انگلیس به تازگی با انتشار مدارکی که نشان می داد یک سیستم در ولز ۹۲ درصد اوقات محاسبات نادرست انجام می داده، به صدر اخبار راه یافت. همانطور که چندین مطالعه نشان داده اند، به خصوص این فناوری وقتی با چهره های سیاه سروکار پیدا می کند مشکلات بیشتری دارد. در تازه ترین این گزارش ها، جوی بولاموینی پژوهشگر آزمایشگاه رسانه ای ام آی تی نشان داده زنانی که پوست چهره تیره تری دارند، تا ۳۵ درصد محتمل تر بوده که توسط برخی از الگوریتم های تشخیص چهره به اشتباه تشخیص داده شوند. مطالعات دیگر نشان داده اند که این فناوری در مورد کودکان کارآیی کمتری دارد. هاگن و لوینسون والدمن پرسیده اند که آیا این فناوری برای تعیین میزان دقت آن مستقلا مورد تحقیق و بررسی قرار گرفته است یا خیر.نویسنده: آوا کوفمن (Ava Kofman) نویسنده ساکن نیویورکمنبع: yon.ir/YJCwBانتهای پیام/ ]]> بین الملل Sun, 08 Jul 2018 07:57:44 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcbfgbf5rhb0gp.uiur.html ائتلاف عربی در ورطه وحشتناک و باتلاقی بزرگ افتاده است http://www.nedayeenghelab.com/vdccixq102bqex8.ala2.html به گزارش ندای انقلاب، عبدالملک الحوثی، رهبر انصارالله یمن در سخنرانی اظهار داشت: از تمام افراد شریف یمن می‌خواهم به تقویت و حضور گسترده برای جنگ در ساحل غربی ادامه دهند و به دفاع از خاک و آبروی کشور بپردازند.وی با بیان اینکه دروغ‌پردازی‌ها دشمن برای توجیه تجاوزش در ساحل غربی هر چه باشد برای ما ادعاهایی بی‌اساس است، افزود: نبرد ساحل، ائتلاف را در ورطه وحشتناک و باتلاقی بزرگ انداخته که خسارت‌های مداومی را متحمل می‌شود.رهبر انصارالله یمن با تاکید بر اینکه ائتلاف طرح مارتین گریفیتس، فرستاده سازمان ملل به یمن را رد کرد، گفت، این رد کردن از سوی ائتلاف بهانه‌های واهی آن را به طور کامل برملا می‌کند.عبدالملک الحوثی تصریح کرد، ائتلاف برای تحقق خواسته‌های اسرائیل و آمریکا در خصوص دریای سرخ و بنادرش تلاش می‌کند.رهبر انصارالله همچنین مراتب تشکر خود را از سید حسن نصرالله، دبیرکل حزب‌الله لبنان و عراقی‌ها بعد از اینکه گردان‌های "سید الشهداء" وابسته به حشد شعبی برای جنگ در کنار انصارالله در یمن اعلام آمادگی کرد، ابراز داشت و گفت: از مواضع سید حسن نصرالله که مبتنی بر ارزش‌هایی والا در حمایت از مستضعفان است تشکر می‌کنیم همین طور از وفاداران در عراق که آمادگی خود را برای حمایت از ملت یمن در بحران امروزش اعلام کردند، تشکر می‌کنیم.ابو ولاء الولائی، دبیرکل گردان‌های سید الشهداء روز شنبه در سخنرانی آمادگی نیروهای خود را برای حضور داوطلبانه در کنار نیروهای انصارالله برای جنگ با ائتلاف متجاوز عربی اعلام کرد.وی گف: تمایل دارم داوطلبانه به همراه نیروهای گردان‌های سید الشهداء در کنار حوثی‌ها تحت امر عبدالملک الحوثی مبارزه کنم و این فقط به اشاره رهبر انصارالله بستگی دارد.منبع: ایسناانتهای پیام/ ]]> بین الملل Sun, 08 Jul 2018 07:13:54 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdccixq102bqex8.ala2.html جان ۸ میلیون یمنی درخطر است/ تمام زیرساخت‌های یمن رانابود کرده‌اند http://www.nedayeenghelab.com/vdcb99bf9rhbs9p.uiur.html به گزارش ندای انقلاب، سعدالله زارعی کارشناس مسائل منطقه امروز در سخنرانی پیش از خطبه نماز عبادی - سیاسی جمعه اظهار داشت: جنگی که در حال حاضر در یمن راه افتاده است ظالمانه و بی‌رحمانه علیه مردم یمن اتفاق می‌افتد.وی افزود: در یک جغرافیایی دولت و رئیس جمهور را برکنار و دولت دیگری بر سر کار آمد یعنی حق طبیعی یک ملت را با پررویی برکنار کردند و جنگ طاقت‌فرسایی به نفع خودشان راه انداختند.کارشناس مسائل منطقه ادامه داد: سازمان ملل و شورای امنیت که به لحاظ ادعاهایی که مطرح می‌کنند مبنی بر حقوق بشر و حمایت از آن و در اصل باید حافظ و منافع ملتی مانند یمن شوند، با صدور قطعنامه‌ای مجوز جنگ ظالمانه علیه این ملت را صادر کردند و سرگرم به کرسی نشاندن اهداف خود هستند.زارعی ادامه داد: پیامد جنگ ۴۰ ماهه‌ای که آمریکایی‌ها، انگلیسی‌ها، فرانسوی‌ها، عربستان و اماراتی‌ها علیه مردم مظلوم یمن به پا کردند را می‌توان در چند عنوان تفسیر کرد.وی یکی از پیامدهای جنگ علیه مردم مظلوم یمن را این مسأله عنوان کرد که تمام زیرساخت‌هایی که مردم یمن داشتند را جنایتکاران از بین برده‌اند و به اعتراف خودشان ۸ میلیون و ۲۰۰ یمنی را در قحطی کامل قرار دادند البته همین مطلب در روزنامه گاردین هم قید شده است.این کارشناس مسائل منطقه بر همین اساس اضافه کرد: متأسفانه از دیگر پیامدهای این جنگ می‌توان به شیوع بیماری‌های مسری در جامعه یمن نام برد، بیماری‌های مهلکی که روزانه جان کودکان، سالخوردگان و ضعفای یمنی را می‌گیرد.زارعی با بیان اینکه متأسفانه جنگ جنایتکاران علیه یمنی‌ها مرگ خاموشی را در آنجا حاکم کرده است، گفت: در حال حاضر شاهد یک نوع نسل‌کشی در یمن هستیم.وی با طرح این سؤال که حال باید دید عملیات نظامی را با چه تحلیلی آغاز کرده‌اند، گفت: مگر این جنایتکاران در عملیات گذشته شکست نخورده بودند. برخلاف مواردی چون لبنان، فلسطین، سوریه و عراق که ایران یا اتصال سرزمینی با آنها داشت و یا امکان رفت‌وآمد وجود داشت به ادعای اینها در سرزمین یمن زمانی که محاصره شکل بگیرد امکان اینکه از ایران کمکی به مردم یمن برسد وجود ندارد.کارشناس مسائل منطقه با بیان دیگر تحلیل‌های آمریکایی‌ها و عربستان سعودی برای علت اصلی این جنگ گفت: به ظن خودشان انصارالله سلاح محدودی در اختیار دارد و این جنگ می‌تواند زمینه‌ای را فراهم کند تا انصارالله سلاح محدود خود را خرج کند و در واقع به گمان آنها می‌توانند انصارالله را خلع‌سلاح کنند. زارعی یکی دیگر از توجیهات و اهداف جنایتکاران در جنگ یمن را این مسأله دانست که یمن یک ترکیب سنی، شیعه دارد و با اتفاق افتادن این جنگ در یمن در حالی که محور انصارالله زیدی‌های یمن است می‌تواند یک نوع جنگ شیعه، سنی را در آنجا به راه بیاندازد.زارعی در بخش دیگری از سخنانش عنوان کرد: در واقع اینها می‌گفتند فقدان توانمندی هواپیمایی و پدافندی یمنی‌ها آسمان را به طور مطلق در اختیار ما قرار می‌دهند و جنگ یک میدان یک طرفه به نفع سعودی‌ها و آمریکایی‌ها رقم می‌زند.وی همچنین عنوان کرد: به زعم خودشان می‌گفتند ما سعودی‌ها و آمریکایی‌ها می‌توانیم یک ائتلاف بین‌المللی شکل دهیم و با نفوذ آمریکایی‌ها جنگ در یمن مشروعیت پیدا می‌کند.کارشناس مسائل منطقه‌ای با تشریح روند جنگ عربستان و آمریکا علیه یمنی‌ها عنوان کرد: جنگ یمن تاکنون سه مرحله عملیات طوفانی، بازگرداندن امید و گرفتن عملیات سرپل‌گیری را به گفته جنایتکاران پشت‌سر گذاشته است. وی افزود: آمریکایی‌ها و سعودی‌ها ناچار شدند هدف جنگ را در مرحله عملیات سرپل‌گیری تغییر دهند و همین یعنی اعتراف شکست در عملیات نظامی.زارعی بر همین اضافه کرد: اینها سه مرحله عملیات سرپل‌گیری را دنبال کردند اما در نهایت شکست خوردند و در واقع برای اینکه در عملیات سرپل‌گیری به نتیجه برسند فکر می‌کردند می‌توانند پرونده سیاسی منطقه را هم به نفع خود پیش ببرند.کارشناس مسائل منطقه‌ای با اشاره به همکاری پنهانی آمریکا، عربستان سعودی، امارات ، فرانسه و اسرائیل علیه مردم یمن عنوان کرد: یکی از شگردها و اقدامات جدیدشان این بود که این همکاری پنهان را علنی کردند، علنی کردن این همکاری عملاً یعنی اینکه سعودی‌ها به تنهایی هیچ کاری نتوانستند بکنند.وی با اشاره به اهداف شوم جنایتکاران در پروسه جنگ علیه مردم مظلوم یمن عنوان کرد: اینها می‌گفتند ما با استفاده از مدل جنگ عراق می‌توانیم حدیده را هم بگیریم. لذا شش لشکر آموزش‌دیده را وارد این مسأله کردند همچنین ناوهای نظامی آنها در دریای سرخ مردم یمن را گلوله‌باران کردند. اینها فکر می‌کردند با این حجم از گلوله‌باران انصارالله را خواهند ترساند.زارعی همچنین تصریح کرد: فرماندهی عملیات یمن علیه حدیده را در دست گرفتند اما نتیجه این شد انصارالله هوشمند به اینها میدان داد و جنایتکاران را وارد میدان کرد و در نهایت با ضربات پی‌درپی امید آنها را سلب کرد.کارشناس مسائل منطقه‌ ای گفت: انصارالله در واقع از طریق وارد کردن شافعی‌ها سعودی‌ها را با شکست مواجه کرد در حقیقت جنگ شافعی‌ها با انگلیسی‌ها، سعودی‌ها، فرانسوی‌ها و آمریکایی‌ها سبب به شکست کشاندن توطئه سنی‌های متحد انصارالله در یمن شد و نهایتاً انصارالله گرفتن تلفات را در دستور کار خود قرار داد.زارعی ادامه داد: انصارالله با محاصره کردن نیروها توانست عملیات خود را پیش برده و هراس در دل جنایتکاران ایجاد کند. امروز وقتی آمریکایی‌ها بمباران می‌کنند بیش از اینکه انصارالله شهید دهند خودشان کشته می‌دهند.«انصارالله در واقع مغلوب نشد و شرایط میدانی را به طرز درخشانی هدایت کرد و ضربات بی‌سابقه‌ای به آمریکا وارد کرد و نهایتاً ظرف دو هفته تعداد بسیار زیادی از آمریکایی‌ها تلفات گرفت.وی در بخش‌های پایانی سخنانش با تشریح مواردی درباره انتظار یمنی‌ها از جمهوری اسلامی ایران گفت: از جمله توطئه جنایتکاران این بود می‌گفتند چون دسترسی ما ایرانی‌ها به یمنی‌ها آسان نیست بنابراین می‌توانند اهداف خود را پیاده کنند اما ما باید همواره ضمن همدردی با یمنی‌ها در روزنامه‌ها و رسانه‌هایمان از آنها حمایت کنیم. کارشناس مسائل منطقه‌ای افزود: پشتیبانی ما از یمنی‌ها برای آنها دلگرم‌کننده است همچنین در سطح مجامع تصمیم‌گیری هم دستوری برای به خاک مالیدن پوزه کثیف سعودی‌ها و آمریکایی‌ها باید شکل بگیرد.زارعی در خاتمه عنوان کرد: یمن نباید در حاشیه‌تر برود بلکه باید به متن بازگردد بنابراین مردم می‌توانند از طریق سمن‌ها و سازمان‌های مردم‌نهاد برای نهضت کمک‌رسانی به مردم یمن وارد شوند و از آنها حمایت کنند.منبع: فارسانتهای پیام/ ]]> بین الملل Fri, 29 Jun 2018 14:48:32 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcb99bf9rhbs9p.uiur.html ماجرای توافق ترکیه با آمریکا بر سر شمال سوریه چیست؟/ جولان نیروهای اردوغان در شمال سوریه http://www.nedayeenghelab.com/vdcbw9bfgrhbs9p.uiur.html به گزارش ندای انقلاب،‌ با پیروزی نهایی اردوغان در انتخابات ریاست جمهوری ترکیه، توافق‌های یک ماه اخیر با روسیه و آمریکا بر سر شهرهای استراتژیک «منبج» و «تل رفعت» واقع در شمال و شرق استان حلب اجرایی خواهد شد. به این ترتیب، ترکیه در منطقه شمال استان حلب و غرب رود فرات را به صورت یکدست در سیطره خود خواهد داشت.برای درک بهتر این موضوع باید جغرافیای منطقه محل توافق را در نظر گرفت. محدوده شمال استان حلب حدفاصل شهر حلب تا مرزهای شمالی کشور سوریه و از سواحل غربی رود فرات تا مرزهای غربی سوریه (استان حلب) با کشور ترکیه هم‌اکنون به پنج قسمت مجزا تبدیل شده است: منطقه درع الفرات، منطقه عفرین، محدوده ارتباطی شهرهای شیعه‌نشین نبل و الزهرا با شهر حلب، منطقه حومه تل رفعت و منطقه حومه منبج. هم‌اکنون دو منطقه نخست در اشغال ارتش ترکیه و مزدوران آن در ارتش آزاد، منطقه سوم تحت کنترل جبهه مقاومت و منطقه چهارم و پنجم در سیطره ائتلاف سوریه دموکراتیک به محوریت شبه‌نظامیان کرد می‌باشد.پیروزی اردوغان در انتخابات ترکیهناحیه منبج به مرکزیت شهر منبج، زیر نظر «شورای نظامی منبج» (متشکل از کردها، اعراب و ترکمان‌های موافق با ایده فدرالیسم در حومه منبج) اداره می‌گردد. شورای نظامی منبج نیز از نظر ساختاری جزئی از ائتلاف سوریه دموکراتیک (قسد) به محوریت کردهای تجزیه‌طلب می‌باشد. این ناحیه در سال ۲۰۱۶ با حمایت آمریکا از شبه‌نظامیان کرد، از اشغال داعش آزاد شد و از آن زمان آمریکا اصلی‌ترین پشتیبان قسد در اداره منبج است.منطقه تل رفعت در سال ۲۰۱۵ در پی تأسیس ائتلاف سوریه دموکراتیک (قسد) و چرخش جیش الثوار از ارتش آزاد به قسد توسط شبه‌نظامیان تجزیه‌طلب کرد مستقر در عفرین تصرف شد. در جریان عملیات درع الفرات و متلاشی شدن ساختار داعش در این منطقه، قسد از محور تل رفعت به سمت شرق (به هدف رسیدن به شهر الباب) پیشروی کرد و تا روستای «فافین» واقع در یازده کیلومتری شمال شهر حلب رسید. بزرگ‌ترین پادگان نظامی حاشیه شمالی شهر حلب (موسوم به «مدرسة المشاة»)، منطقه آزاد تجاری حلب و شهرک صنعتی شیخ نجار در حاشیه شمالی حلب در فاصله‌های کم‌تر از ۵ کیلومتری این روستا قرار دارند و به نوعی نبض نظامی، اقتصادی و صنعتی شهر حلب محسوب می‌شوند.در سال ۲۰۱۷ آمریکا با واگذاری منطقه عرب‌نشین تل رفعت و حومه آن به ارتش آزاد موافقت کرد و حتی در این زمینه بخشی از شبکه تروریستی ارتش آزاد توافقنامه رسمی با پنتاگون به امضا رساند؛ اما روسیه با ورود به این پرونده و دایر کردن دو پادگان نظامی در فرودگاه (نظامی) منغ و شهر تل رفعت، مانع از اجرای توافق مذکور شد. روسیه همین اقدام را در سال ۲۰۱۶ در منبج نیز انجام داد و از آن زمان، نیروهای ارتش سوریه نیز در هر دو منطقه (منبج و تل رفعت) حضور دارند. آنکارا طی ماه جاری میلادی و در آستانه انتخابات ریاست جمهوری موفق شد با واشنگتن و مسکو بر سر پرونده‌های دو منطقه «منبج» و «تل رفعت» به توافق برسد. به این ترتیب ارتش ترکیه بدون عملیات نظامی، منطقه‌ای استراتژیک را تصرف می‌کند. در این زمینه، ذکر چند نکته ضروری می‌باشد.نقشه میدانی از شمال سوریهنکات مشترک مربوط به هر توافقچند نکته مشترک در هر دو توافق وجود دارد که با توجه به اهمیت آن‌ها، در ادامه ذکر شده است:شبکه تروریستی ارتش آزاد علیرغم وابستگی کامل به ارتش ترکیه در منطقه درع الفرات و غضن الزیتون، حق ورود به مناطق و تل رفعت را ندارد. آمریکا و روسیه ضمانت داده‌اند که به ترتیب «شبه‌نظامیان کرد» و «رزمندگان جبهه مقاومت و ارتش سوریه» از مناطق منبج و تل رفعت خارج شوند. این در حالی است که ترکیه به صورت مستقیم با هیچ یک از گروه‌های فوق وارد مذاکره نشده و حتی حاضر نیست آنان را از نظر سیاسی و حقوقی به رسمیت بشناسد!برخلاف منطقه درع الفرات و عفرین، در منبج و تل رفعت نظامیان آمریکایی و روس حضور خواهند داشت و این دو منطقه بستری برای همکاری و فعالیت مشترک آنکارا با واشنگتن و مسکو خواهد بود.از نظر اداری، قرار است در هر دو منطقه شوراهای محلی تشکیل شده و اداره منطقه را با همکاری ترکیه در دست بگیرند. ایده حکومت خودگردان شوراهای محلی، بر اساس ساختار حکومتی مناطق تحت سیطره معارضین بوده و از نظر سازمانی زیر نظر شورای ملی معارضین سوری و دولت موقت معارضین به مرکزیت استانبول خواهد بود! به این ترتیب، منبج و تل رفعت به صورت رسمی به قلمرو معارضین اضافه خواهد شد.قرار است تنها نیروی نظامی سوری مستقر در دو منطقه، پلیس محلی باشد که توسط ترکیه آموزش دیده‌اند. این پلیس محلی در منطقه درع الفرات سازماندهی و فرماندهی شده و پس از عفرین، این بار ناحیه‌های منبج و تل رفعت را نیز در اختیار می‌گیرد.علاوه بر بندهای پنج‌گانه توافق فوق، باید چند نکته اختصاصی مربوط به هر یک از توافقات مربوط به منبج و تل رفعت را به صورت جداگانه مورد توجه قرار داد؛ زیرا معادلات پرونده سوریه را می‌تواند به صورت جدی دگرگون سازد.نکات اختصاصی توافق منبج طی سال‌های اخیر اختلاف آمریکا و ترکیه، یکی از بسترهای مهم افزایش توان و قدرت جبهه مقاومت در سوریه بود. آمریکا تنها متحد قابل اتکای خود در سوریه را شبه‌نظامیان کرد می‌داند در حالی که ترکیه همین گروه را به علت وابستگی به PKK اصلی‌ترین تهدید برای امنیت ملی خود می‌خواند.حالا با توافق منبج، خروج شبه‌نظامیان کرد و اداره خودگردان منطقه با همکاری آنکارا و واشنگتن، معادلات سوریه را می‌تواند به طور جدی دگرگون سازد.سرنوشت شورای نظامی منبج مبهم باقی مانده است. آن‌ها هفته گذشته، موضع قبلی خود در مورد اشغالگر خواندن ترکیه را تکرار کردند؛ اما با پیروزی اردوغان باید در انتظار موضع جدید آن‌ها ماند! آیا این شورا به همکاری و ائتلاف با ارتش ترکیه تن می‌دهد؟ابهام بزرگ این توافق مربوط به یگان‌های ارتش سوریه مستقر در منبج است. آیا آمریکا و ترکیه می‌توانند اراده خود را به ارتش سوریه تحمیل کنند؟نکات اختصاصی توافق تل رفعت ناحیه تل رفعت نقش بسیار مهمی در امنیت شهرهای شیعه نشین نبل و الزهرا دارد. از سال ۲۰۱۵ باریکه‌ای از شهر حلب تا نبل و الزهرا تحت سیطره رزمندگان جبهه مقاومت قرار دارد که عرض آن به کم‌تر از ۱۰ کیلومتر می‌رسد و از نظر نظامی، از ضریب امنیتی کافی برخوردار نیست. اگر از این محدوده صرف نظر کنیم، عملا نبل و الزهرا هیچ ارتباطی با جهان خارج نخواهند داشت و محیط پیرامون آن یا در اشغال ارتش ترکیه بوده یا در اشغال گروه تروریستی تکفیری هیئت تحریر الشام (جبهه النصره) و به این ترتیب تأمین امنیت آن از حساسیت بالایی برخوردار خواهد بود.با استقرار ارتش ترکیه در روستای فافین، بیش از نیمی از محیط پیرامون شهر حلب در اشغال گروه‌های معارض سوری یا ارتش ترکیه قرار می‌گیرد و می‌تواند شهر را از نظر نظامی به طور جدی تهدید کند. ظاهرا قرار است حدود ۳۰۰ هزار نفر از آوارگان سوری مقیم ترکیه در تل رفعت مستقر شوند و طبعا به فاصله کوتاهی، برای اشتغال و رشد اقتصادی منطقه شاهد دست‌اندازی ترکیه به منطقه آزاد تجاری شمال حلب و شهرک صنعتی شیخ نجار خواهیم بود. به این ترتیب، اقتصاد شهر حلب نیز به طور جدی وابسته به ترکیه خواهد شد و بعید است تنش میان دمشق و آنکارا را افزایش ندهد!جمع بندیبه نظر می‌رسد مهم‌ترین مسأله مربوط به این توافق، پیش‌بینی دورنمای رفتار ترکیه و اهداف بعدی آنکارا خواهد بود. آنکارا با توافق سیاسی بر سر منبج و تل رفعت عملا وزن خود را در شمال سوریه افزایش داده و به مرور زمینه را برای بازگشت بخش قابل توجهی از نزدیک به سه میلیون آواره سوری به کشور خود فراهم می‌کند.با افزایش جمعیت در شمال استان حلب، وضعیت حقوقی سوریه پیچیده‌تر خواهد شد و حتی ممکن است در کوتاه مدت دولت انتقالی معارضین سوری در شمال سوریه مستقر شود. این نکته به خصوص بعد از تعیین تکلیف قلمرو ادلب مهم‌تر خواهد شد و چه بسا در بلندمدت به تجزیه کشور سوریه یا تغییرات ساختاری در نظام سیاسی و اداری این کشور منجر شود.علاوه بر آن باید ترکیه را نسبت به عدم توسعه اراضی قلمرو خود متعهد ساخت. هنوز در رسانه‌های ترکی حامی اردوغان و معارضین سوری وابسته به ترکیه، مطالبه سیطره بر شهر حلب یا نوار مرزی ترکیه سوریه - به ویژه شهرهای «رأس العین» و «قامشلی» - مطرح است و حالا با افزایش اعتماد به نفس آنکارا، باید این خطر را جدی‌تر دانست؛ زیرا زیاده‌خواهی‌های آنکارا جز پیچیده‌تر ساختن پرونده سوریه و بی‌ثباتی این کشور نتیجه دیگری نخواهد داشت!منبع : مشرقانتهای پیام/ ]]> بین الملل Thu, 28 Jun 2018 11:13:12 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcbw9bfgrhbs9p.uiur.html فارین پالسی: "معامله قرن" طرحی شکست خورده است/ هشدار درباره شعله‌ور شدن منطقه http://www.nedayeenghelab.com/vdcd5n0ssyt0kn6.2a2y.html به گزارش ندای انقلاب، مجله فارین پالسی در گزاش خود درباره طرح دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا موسوم به معامله قرن که "جارد کوشنر" داماد و مشاور ترامپ درحال بازاریابی آن در خاورمیانه است، نوشت: این طرح شکست خورده است و از فاجعه ای واقعی خبر می دهد.الین گولدنبرگ مدیر برنامه امنیت خاورمیانه در مرکز امنیت در مقاله خود در این مجله گفت: طرح صلح کوشنر یک طرح شکست خورده دیگر است و ثبات غزه از اهمیتب بیشتری برخوردار است.دولت آمریکا به ریاست دونالد ترامپ درحال بازاریابی طرح موسوم به معامله قرن را درباره درگیری اعراب و رژیم صهیونیستی است که حق بازگشت فلسطینی ها را حذف و شهر اشغالی قدس را به صهیونیست ها می دهند و به جای آن منطقه ابودیس در کرانه باختری را برای فلسطینیها در نظر گرفته است.این طرح بر جداسازی کرانه باختری از غزه و اعطای امتیازاتی اقتصادی به فلسطینی ها در مقابل امتیازگیری از آنها تاکید دارد.روزنامه صهیونیستی "اسرائیل الیوم" روز چهارشنبه فاش کرده بود که مصر، عربستان، امارات و اردن طرح معامله قرن را پذیرفته‌اند.این روزنامه صهیونیستی فاش کرد: مسئولان بلندپایه این چهار کشور نامه هایی را به مسئولان آمریکایی داده اند که نشان می دهد کشورهای به اصطلاح "میانه روی عربی" مانع ارایه این طرح سازش از سوی دولت آمریکا نخواهند شد؛ حتی بدون موافقت محمود عباس رئیس تشکیلات خودگران یا تشکیلات خودگران با آن.برخی خبرها حاکیست که دولت آمریکا منتظر کنار رفتن محمود عباس رئیس بیمار تشکیلات خودگردان فلسطین از قدرت برای ارایه طرح سازش خود است.منبع : تسنیمانتهای پیام/ ]]> بین الملل Thu, 28 Jun 2018 09:52:26 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcd5n0ssyt0kn6.2a2y.html تجمع مادران ربوده شدگان در عدن/ محکومیت شکنجه‌گری وحشیانه امارات در زندان‌ها http://www.nedayeenghelab.com/vdccmoq1i2bqpo8.ala2.html به گزارش ندای انقلاب، به نقل از شبکه تلویزیونی الجزیره، انجمن زنان ربوده شدگان در یمن اعمال شیوه‌های شکنجه وحشیانه و هولناک علیه بازداشت شدگان و ناپدید شدگان و نقض حقوق و کرامت آنها در داخل زندان‌های و بازداشتگاه‌های سری وابسته به تشکیلات مسلح مورد حمایت امارات در شهر عدن را محکوم کردند.اعضای این انجمن در تجمع اعتراضی خود که در برابر کاخ المعاشیق در عدن که عبدربه منصور هادی نخست وزیر مستعفی و دست نشانده سعودی در یمن و رئیس دولت او اقامت دارد، خواستار آزادی بازداشت شدگان و ناپدید شدگان و بازگرداندن آنها به آغوش خانواده خود شدند.شرکت کنندگان تصاویری از بازداشت شدگان و پلاکاردهایی را در دست داشتند که خواهان آزادی آنها بود. آنها همچنین نقاشی هایی را که با خودکار درباره شیوه های شکنجه وحشیانه و آزار و اذیت جنسی از زندانهای تحت مدیریت امارات در یمن به بیرون درز کرده بود؛ در دست داشتند.چند روز پیش، سازمان حقوق بشری المرصد در گزارش جدید خود از اوضاع سخت و دشوار صدها زندانی در زندان‌های تحت مدیریت امارات یا طرفداران امارات در یمن خبر داده بود.در این گزارش آمده است که "صدها بازداشتی در یمن دچار شکنجه بدنی و آزار و اذیت جنسی و ضرب و شتم گروهی در این زندانها شده اند".این بیانیه افزود: حمل و نقل زندانیان به شیوه‌ای غیرانسانی در کاکیون ها با چشم ها و دست‌های از پشت بسته شده و سپس برهنه کردن و بازرسی آنها از جمله برخوردهای غیرانسانی و بدرفتاری با آنها به شمار می رود.براساس این بیانیه، بازداشت شدگان زیر تهدید سلاح و شوکر مورد اهانت و آزار جنسی قرار می گیرند و از آنها فیلم برداری می شود. آنها همچنین تا سرحد خونریزی مورد ضرب و شتم قرار گرفته و سگ‌ها را به جان آنها می اندازند.ائتلاف متجاوزان به فرماندهی عربستان از بیش از سه سال پیش حمله هوایی همه جانبه به یمن را آغاز کرد که تاکنون هزاران شهید و زخمی برجای گذاشته است.امارات عضوی از این ائتلاف متجاوز به شمار می رود که شبه نظامیان طرفدار خود را در جنوب یمن بویژه شهر عدن مستقر کرده است.امارات از طریق این شبه نظامیان خود شماری از زندانهای مخفی خود در یمن را اداره می کند.پیشتر نیز رسانه‌ها و سازمان‌های حقوق بشری از شکنجه وحشیانه زندانیان و مرگ و میر آنها زیر این شکنجه گری در این زندانها خبر داده بودند.منبع : تسنیمانتهای پیام/ ]]> بین الملل Thu, 28 Jun 2018 09:38:06 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdccmoq1i2bqpo8.ala2.html روس‌ها تن به توافق اسرائیلی-آمریکایی ندادند/ جنگنده‌های روسی برای اسد به پرواز در آمدند http://www.nedayeenghelab.com/vdceno8xpjh8noi.b9bj.html به گزارش ندای انقلاب، اعلام آمریکا مبنی بر کنار گذاشتن حمایت از گروه‌های تروریستی وابسته به این کشور در جنوب سوریه همزمان با اخبار منتشر شده از عملیات قریب الوقوع ارتش سوریه در مناطق جنوبی، شوک عجیبی در روحیه مبارزاتی این گروه‌ها ایجاد کرده و آنها را دچار یأس و ناامیدی کرد. پیامی که خبرگزاری رویترز چند روز پیش آن را منتشر کرده ودر پی آن دولت آمریکا و گروه‌های مسلح سوری نیز محتوای آن را تایید کردند، نشان داد که آمریکا قدرت مداخله نظامی در جنوب سوریه را ندارد.این در حالی است که آنها به این نتیجه رسیده‌اند که گروه‌های مسلح نیز در جنگ نیابتی آمریکا، قدرت تحقق اهداف این کشور را ندارند. درست به همین علت است که آنها از حمایت این گروه‌ها دست برداشته‌اند. به این ترتیب می‌توان گفت آمریکا و متحدان غربی و منطقه‌ای این کشور در بن‌بستی گرفتار شده‌اند که تنها راه فرار از آن تلاش برای به فرسایش کشاندن جنگ سوریه و مانع‌تراشی در روند حل و فصل سیاسی آن است. نقشه سوریهاز سوی منابع رژیم صهیونیستی نیز مجموعه‌ای از موضع گیری‌ها مطرح شده که نشان دهنده عقب نشینی این رژیم است. سایت عبری زبان واللا وابسته به محافل جاسوسی رژیم صهیونیستی می‌گوید که ارتش اسرائیل خود را برای روزی آماده می‌کند که ارتش سوریه بتواند کنترل مناطق جنوبی این کشور به ویژه مرزهای جولان را در اختیار خود بگیرد. آهارون هلیوی رئیس شعبه عملیات ارتش اسرائیل طی دو روز گذشته از مرزهای سوریه با فلسطین اشغالی بازدید کرده و از یگانهای نظامی مستقر در این مناطق سان دیده است. او در این بازدید به دنبال بررسی میزان آمادگی نیروهای اسرائیلی برای روزی است که ارتش سوریه کنترل کامل بخش‌های مرزی فلسطین اشغالی را در دست بگیرد. در نتیجه حساسیت فضای عملیاتی موجود در عملیات جنوب سوریه، رژیم صهیونیستی به احتمال فراوان از انجام هر نوع مداخله نظامی در داخل سوریه امتناع خواهد کرد. آنها تلاش دارند با مخابره سیگنال‌ها و تهدیدهایی مبنی بر ضرورت جلوگیری از تحریک ارتش اسرائیل، طرف سوری را به دقت بیشتر در پرتاب موشک‌ها و عملیات نظامی خود مجبور کنند. بنا به گزارش منابع رسانه‌ای رژیم صهیونیستی، گادی آیزنکوت رئیس ستاد ارتش این رژیم برای جلوگیری از تحریک سوریه حتی دستور داده تعداد مجروحان تروریست وارد شده به سرزمین‌های اشغالی برای مداوا نیز کاهش پیدا کند. ثبات قدم اردوگاه مقاومت در جنوب سوریه به ثمر نشستدر طرف مقابل اردوگاه بازنده غربی در سوریه، محور مقاومت قرار دارد که با جانفشانی و مقاومت و پایداری موفق شده تمامی اهداف و مواضع خود را در این کشور تثبیت کند. از دو ماه پیش با موضع گیری‌هایی که مقامات رسمی کرملین در خصوص نیروهای نظامی خارجی مستقر در سوریه انجام دادند، هجمه تبلیغاتی گسترده‌ای ضد مستشاران نظامی ایران و نیروهای شبه نظامی وابسته به حزب‌الله در سوریه آغاز شد و رسانه‌های وابسته به دلارهای نفتی و بنگاه‌های خبرپراکنی غربی از اختلاف نظر کرملین و تهران در خصوص خروج نیروهای خارجی از تمامی بخش‌های سوریه خبر دادند. تل‌آویو و شخص بنیامین نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی نیز به موازات این فضا، مانور تبلیغاتی گسترده‌ای را آغاز کرده و این تحولات را در نتیجه تلاش‌های دیپلماتیک خود دانست و و سعی کرد حجم مطالبات خود را افزایش دهد.نقشه جنوب سوریه اما مدتی نگذشت که در پی اصرار محور مقاومت در عدم خروج نیروهای نظامی خود از جنوب سوریه و آغاز عملیات نظامی ضد گروه‌های تروریستی مسلح مستقر در این منطقه، روسیه نیز مواضع خود را تغییر داده و به عملیات ضد تروریستی دولت سوریه در جنوب این کشور پیوست. روسیه به علت اینکه حضور نظامی‌اش در حل و فصل مناقشه سوریه تحت تاثیر این موضع‌گیری قرار نگیرد، وارد عملیات ضد تروریستی در جبهه جنوبی شد. در پی تغییر مواضع مسکو، آمریکا نیز چند روز پیش اعلام کرد که دست از حمایت گروه‌های مسلح برداشته و اردن نیز مرزهای خود را به روی این گروه‌ها بست تا آنها را در تنگنای مرگ یا تسلیم قرار دهد. درست شبیه همان اتفاقی که در مورد تروریست‌های غوطه شرقی اتفاق افتاد.از این منظر دستیابی به توافق سیاسی برای تخلیه گروه‌های تروریستی در ازای خارج کردن آنها و خانواده‌هایشان از این منطقه محاصره شده بعید به نظر نمی‌رسد. نیروی هوایی روسیه از چند روز پیش برای اینکه از طرح و برنامه دمشق در مبارزه با گروه‌های مسلح عقب نماند، موشک باران گسترده مواضع تروریست‌ها را آغاز کرده است. به نظر می‌رسد فرماندهی جنگی سوریه در این عملیات به دنبال تحقق مجموعه‌ای از اهداف به صورت مرحله‌ای است که اولین بخش از آن تسلط بر منطقه اللجاة در حومه شمال شرقی درعا است. در مرحله بعد احتمالا نیروهای ارتش سوریه به سمت محورهای شهر درعا حرکت می‌کنند و از آنجا به سمت مرزهای اردن پیشروی می‌کنند. سناریوهای عملیات نظامی در جنوب سوریهتحرکات لوجستیک و نظامی ارتش سوریه نشان از نزدیک شدن به آغاز درگیری‌های جنوب این کشوردارد. هم‌زمان با تحرکات نظامی ارتش سوریه، تلاش‌های روسیه برای قانع کردن واشنگتن و تل‌آویو در جهت تسهیل روند سازش در این منطقه نیز همچنان ادامه دارد. در سایه این تحولات می‌توان سناریوهای زیر را برای اتفاقات جنوب سوریه پیش‌بینی کرد: سناریوی اول که روسیه به دنبال اجرای آن است، استقرار ارتش سوریه در منطقه جنوبی این کشور و تخلیه پایگاه آمریکایی التنف است تا جلوی جنگی جدید در روند التهابات منطقه‌ای در این بخش از سوریه گرفته شود، جنگی که می تواند دستارودهای روسیه در سوریه طی سالهای اخیر را تحت الشعاع قرار دهد. بر اساس سناریوی دوم، احتمالا از چند روز آینده جنگ برای آزادسازی جنوب سوریه آغاز می‌شود.این سناریو را می توان شبیه به سناریوی آزاد سازی منطقه غوطه دمشق دانست که آمریکا و رژیم صهیونیستی در آن زمان برای جلوگیری از این عملیات تجاوزهای انفرادی و متفرقی را ضد سوریه انجام دادند، اما در نهایت نتوانستند وارد جنگ فراگیر با دولت سوریه شده و مانع از شکست تروریست‌ها شوند. در سایه بروز این شرایط به احتمال فراوان گروه‌های مسلح چاره‌ای غیر از تسلیم شدن و ترک منطقه محاصره شده جنوب سوریه نخواهند داشت، آن هم در شرایطی که اردن نیز مرزهای خود را به روی تروریست‌ها بسته است. بر اساس سناریوی سوم که بسیار بعید به نظر می رسد، ممکن است آمریکا با همکاری رژیم صهیونیستی تهدیدات خود برای جلوگیری از عملیات نظامی ارتش سوریه در جنوب این کشور را عملیاتی کند. در این صورت منطقه وارد جنگی بین‌المللی خواهد بود که تنها منحصر به اراضی سوریه نخواهد شد. سناریوی چهارم: برخی منابع اعلام می‌کنند مشارکت روسیه در این عملیات در نتیجه حساسیت عملیات نظامی در مناطق چسبیده به ارتفاعات جولان است. بر اساس این گزارش مسکو تلاش دارد نیروهای حزب الله و مستشاران نظامی ایران را از عملیات نظامی در این منطقه منع کند.آنها موافقت آمریکا برای کنار گذاشتن حمایت از گروه‌های مسلح را در چارچوب عملی شدن این شرایط می‌دانند. در صورت درست بودن این اطلاعات نیز باید گفت که کیفیت این معامله باعث تسهیل در پاکسازی این مناطق از دست گروه‌های تروریستی خواهد بود و بعد از مرحله پاک‌سازی نیز این دولت سوریه است که باید در مورد این مناطق تصمیم‌گیری کند. در صورتی که این سناریو درست باشد، تل‌آویو نیز در سکوت مرگباری فرو خواهد رفت و تنها با استقرار گسترده نیروهای خود در مرزهای جولان تلاش خواهد کرد عملیات را از دور رصد کند. به هر حال در شرایط کنونی آزادسازی جنوب سوریه به ایجاد فضای مناسب به نفع دولت این کشور برای پایان دادن به موجودیت گروه‌های تروریستی مسلح و نیروهای خارجی اشغالگر در شمال و شرق سوریه منجر خواهد شد.عبرت‌های توقف حمایت آمریکا از گروه‌های تروریستیتوقف حمایت‌های آمریکا از گروه‌های تروریستی مسلح در جنوب سوریه نشان دهنده شکست سیاست‌های تهدید و ارعاب آمریکا است که از مدتی پیش بدون در اختیار داشتن برگه‌های برنده در موازنه‌های نظامی تنها به دنبال ترساندن دولت سوریه برای جلوگیری از آزادسازی مناطق مختلف توسط ارتش عربی سوریه است و همچنان می خواهد از اعتبار خود به عنوان اهرم فشاری در مذاکرات سیاسی حل بحران این کشور استفاده کند. علاوه بر این که تحولات مذکور نشان دهنده پیروزی اراده دولت ملی سوریه و تصمیم قطعی آن برای پاکسازی تمام مناطق این کشور از لوث وجود گروه‌های تروریستی است. دولت سوریه ثابت کرده است که اهمیتی به تهدیدات غربی صهیونیستی نمی‌دهد و آمریکا و رژیم صهیونیستی نیز ثابت کرده‌اند که حتی اگر خطوط قرمز موهوم آنها در سوریه نادیده گرفته شود، برای ورود به جنگ فراگیر جدید در منطقه قدرت و انرژی کافی ندارند. علاوه بر اینها درسی که از پیام اخیر آمریکا مبنی بر کنار گذاشتن حمایت از گروه‌های تروریستی می‌توان گرفت، متوجه تمامی رژیم‌ها و جریان‌های منطقه ای است که همچنان بر روی حمایت آمریکا در بقای قدرت و حاکمیت خود حساب کرده اند. این رژیم ها باید بدانند که آمریکا تا زمانی در کنار آنها خواهد بود که کشورهای مذکور بتوانند منافع واشنگتن را تامین کنند، اما وقتی تاریخ مصرف آنها به پایان برسد، کاخ سفید لحظه‌ای در خالی کردن زیر پای آنها درنگ نخواهد کرد.منبع : مشرقانتهای پیام/ ]]> بین الملل Wed, 27 Jun 2018 10:21:35 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdceno8xpjh8noi.b9bj.html شکنجه در عربستان| از شوک الکتریکی تا سوزاندن اعضای بدن با سیگار و فلک کردن http://www.nedayeenghelab.com/vdcfj1dmcw6dt1a.igiw.html به گزارش ندای انقلاب به نقل از شبکه تلویزیونی " نبأ "، سازمان اروپایی – عربستانی حقوق بشر در گزارش خود به مناسب روز جهانی کمک به قربانیان شکنجه شیوه های شکنجه گری در عربستان را بررسی و سلمان بن عبدالعزیز شاه سعودی را مسئول مستقیم شکنجه در این کشور دانست.این شبکه افزود: هر سال سازمان اروپایی – عربستانی حقوق بشر تاکید می کند که ریاض به مفاد معاهده امضا شده در سال ۱۹۹۷ میلادی نه تنها پایبند نبوده است؛ بلکه برعکس، به شکنجه جسمی و روحی گسترده بازداشت شدگان ادامه داده است. این شکنجه ها همراه با رفتارهای اهانت آمیز بوده و حتی کودکان و نوجوانان از این شکنجه ها در امان نبوده اند.خطرناکتر این است که شکنجه از طریق دستگاه ریاست امنیت کشور اجرا می شود که به دستور شاه سعودی در سال ۲۰۱۷ میلادی تشکیل شد و این دستگاه به طور مستقیم زیر نظر رئیس هیئت وزیران یعنی سلمان بن عبدالعزیز شاه سعودی فعالیت می کند. این بدان معنا است که شاه سعودی به طور مستقیم در این شکنجه گیری ها دست دارد.سازمان اروپایی – عربستانی حقوق بشر به نمونه ای از شکنجه گیری ها از شوک الکتریکی اعضای مختلف بدن، سوزاندن با سیگار، ضرب و شتم شدید با وسایل مختلف و فلک کردن اشاره کرده است.در کنار شکنجه های جسمی، مسئولان سعودی انواع شکنجه های اهانت آمیز دیگر را علیه زندانیان اعمال می کنند که سازمان یاد شده شماری از آنها از جمله، سلول انفرادی و محرومیت از ارتباط با جهان خارج و محرومیت از آب و غذا و سرویس بهداشتی و خواب و نظارت پزشکی و ارعاب های روحی از طریق تهدید مستقیم قربانی یا تهدید آسیب رساندن به اعضای خانواده اش را مستند سازی کرده است.عربستان در محافل بین المللی تلاش می کند که خود را کشوری متعهد به معاهده مبارزه با شکنجه نشان دهد و در گزارش هایش به کمیته مبارزه با شکنجه و به شورای حقوق بر سازمان ملل خود را متعهد نشان دهد اما مستند سازی موارد مرگ و میر در زندانها این ادعاهای سعودی ها را رد می کند.از جمله این موارد، شهادت یک بازیکن جوان والیبال به نام مکی العریض زیر شکنجه در ماه مارس سال ۲۰۱۴ میلادی یعنی دو روز بعد از بازداشت در یک ایست و بازرسی و شکنجه اش در مرکز پلیس العوامیه بود. در ژانویه سال ۲۰۱۷ میلادی، محمد الحساوی جوان عربستانی در زندان اداره آگاهی الدمام بعد از دو سال بازداشت جان باخت و مدیرت زندان علل مرگ وی را فاش نکرد.سازمان اروپایی – عربستانی حقوق بشر در روز جهانی کمک به قربانیان شکنجه تاکید کرد که قربانیان شکنجه نیاز به کمک دارند تا مسئولان شکنجه گیری مجازات شوند و تضمین شود که این قربانیان به خاطر اعتراف گیری از آنها زیر شکنجه محاکمه نشوند.این سازمان تاکید کرد که شاه سعودی مسئول مستقیم شکنجه منظم در عربستان است.انتهای پیام/ ]]> بین الملل Wed, 27 Jun 2018 09:29:03 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcfj1dmcw6dt1a.igiw.html دختری که در هالیوود مسلمان و محجبه شد +عکس http://www.nedayeenghelab.com/vdcc0oq1p2bqpo8.ala2.html به گزارش ندای انقلاب، ده سال پیش وقتی ژمی براون، فارغ التحصیل دبیرستان ترمپر، کن‎وشا را به مقصد لس آنجلس ترک میکرد، هیچ کس فکر نمیکرد که بازگشت او به لس آنجلس با حجاب اسلامی و از راه مراکش باشد.زندگی در هالیوودبراون ۳۶ ساله، مادر دو فرزند و دارای شغل آزاد است. او و خانواده اش حالا پس از وقفه ای پر ماجرا به کن‌وشا برگشته‌اند. براون بعد از پایان دبیرستان به عنوان آرایشگر کار میکرد و در بیست سالگی تصمیم گرفت به غرب برود. حدود یک سال یک زندگی هالیوودی داشت. برای موزیک ویدئوها و تیزرهای تبلیغاتی مدل مو و آرایش طراحی میکرد. با شخصیتهای معروف رفت و آمد داشت و هر شب در پارتیهای شبانه بود. خودش میگوید آن سبک زدنگی«فقط خیلی سرگرم کننده» بود.با این حال او متفاوت از اطرافیانش بود. همچنان به کلیسا میرفت. در کن‎وشا او عضو ثابت کلیسا بود و در ۲۰ سالگی در مدرسه یکشنبه تدریس کرده بود. اما به گفته خودش همیشه از بی منطق بودن دکترین مسیحیت ناراحت بود. «همیشه حس میکردم مسیحیت ۹۲ درصد درست است. با کشیشها صحبت میکردم و میگفتم من دنبال منطق هستم. ولی آنها فقط میگفتند تو باید انجیلت را با دقت بیشتری بخوانی. من همیشه دنبال چیزی بودم که با منطق باشد و مومنانه. مستند باشد نه خرافات. دنبال رمز و راز نبودم».ژرمی براون با پوشش کاملا اسلامی اش در شهر خود تردد می نمایدقرآن را خواندموقتی یکی از همکارانش در تلویزیون یک نسخه از قرآن به او داد همه چیز تغییر کرد. او حس کرد که تاثیر قرآن بر او بیش از انجیل است. «به خودم گفتم صبر کن! همه سوالاتی که هیچ کس تا حالا به آنها جواب نداده بود اینجا جواب دارند.»براون به یک مسجد رفت تا سوالات بیشتری بپرسد. خودش میگوید لباسی که با ان به مسجد رفت حالا به نظر «نامناسب» است. «شلوار جین پاره و یک تیشرت یقه هفت». با این حال آنها به او خوشامد گفتند و او در برنامه مسجد شرکت کرد.رفتار خوب امام مسجد«من داخل مسجد را دوست داشتم. امام مسجد رفتار دوستانه ای داشت و یک قرآن بزرگ و سنگین هم به من داد».اما هالیوود جای مناسبی برای تحقیق درباره مذهب نبود. دو سال و نیم در آنجا زندگی کرده بود و حالا تصمیم داشت آن را ترک کند. «زندگی لس آنجلسی دیگر به نظرم احمقانه می آمد. دیگر دلم نمیخواست با این افراد باشم. اهداف آنها را دنبال کنم. نمیخواستم هیچ کاری با آنها داشته باشم.»مهاجرت برای شناخت اسلاماو میخواست مسلمان شود ولی مایل بود این کار را در یک کشور اسلامی انجام دهد. بلیطی به مقصد مغرب خرید، تمام لباسها، کفش، کیف و اثاث خانه را فروخت و رفت. به محض ورود به مغرب روسری بر سر کرد. مدتی مثل یک مهاجر زندگی میکرد. مشغول گشت و گذار بود و در خانه نماز میخواند. کمی بعد با ادای شهادتین در مسجدی در کازابلانکا، رسما مسلمان شد. «باید این جملات را به عربی میگفتم. عربی ام خیلی روان نیست. با این حال با صدای لرزانی آن را ادا کردم.»او با زنهای یک خانواده مغربی دوست شد. آنها از او دعوت کردند که رمضان را پیش آنها بگذراند تا به او بگویند که چه باید کند. «آنها هر کاری کردند که از من حمایت کنند، به من نیرو دهند و مرا بالا بکشند».ژرمی در نهایت با یک از برادرهای همان خانواده ازدواج کرد و حالا آنها دو فرزند دارند. پس از پنج سال زندگی در مغرب، آنها در سال ۲۰۱۵ به کنوشا برگشتند. او میگوید خانواده و بسیاری از دوستانش در این شهر کوچک از او حمایت کردند.ژرمی از نگاه دوست قدیمی اشآلنا فانک که از ۱۵ سال پیش با خانم براون دوست بوده میگوید: «فکر میکنم مردم چیزهای زیادی از رسانه ها میشنوند و اغلب امریکایی ها دید بدی نسبت به این قضیه دارند. و من نمیتوانستم این را بفهمم.» آلنا میگوید نخستین باری که دوستش را در چادر اسلامی دید شوکه شد. «تغییر ظاهراز مد لس انجلسی به لباس اسلامی چیز عجیبی است. ولی او گفت که این لباس او را از فکر کردن مداوم به ظاهرش خلاص کرده است. از طرفی دیگر زیاد به او خیره نمیشوند.»خانم براون حالا مادر دو فرزند است، و صاحب دو کسب و کار اینترنتی مرتبط با طراحی مد و لباس است و در اوقات بیکاری نقاشی هم میکشد. دوستش میگوید:«او یک زن معمولی است که دین دیگری دارد. البته این آسان نیست مخصوصا اینجا در کن‌وشا که چندان تنوع فرهنگی نیست. با این حال او به نظر خیلی خوشحال میرسد.»منبع: رهیافتگانانتهای پیام/ ]]> بین الملل Tue, 26 Jun 2018 09:41:06 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcc0oq1p2bqpo8.ala2.html