پایگاه خبری ندای انقلاب - آخرين عناوين بین الملل :: rss_full_edition http://www.nedayeenghelab.com/vsnhtmynd31g2.ft2.html Tue, 18 Sep 2018 13:24:08 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://www.nedayeenghelab.com/skins/default/fa/{CURRENT_THEME}/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری تحلیلی ندای انقلاب http://www.nedayeenghelab.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری تحلیلی ندای انقلاب آزاد است. Tue, 18 Sep 2018 13:24:08 GMT بین الملل 60 مانور مشترک: چین و روسیه در حال تشکیل اتحاد نظامی مقابل ناتو هستند؟ http://www.nedayeenghelab.com/vdcgzz9w7ak93x4.rpra.html به گزارش ندای انقلاب، در شرایطی که وزیر دفاع آمریکا، چین و روسیه را مهمترین تهدید امنیتی برای ایالات متحده در سال‌های پیشِ رو می‌داند و هر دو کشور از سوی واشینگتن درگیر تحریم یا جنگ تجاری شده‌اند، بزرگترین مانور نظامی تاریخ روسیه با مشارکت سربازان چینی برگزار می‌شود. آیا این سرآغاز یک اتحاد نظامی علیه بلوک غرب است یا صرفاً یک پیام برای کاخ سفید؟نشریه آتلانتیک با انتشار گزارشی تحلیلی پیرامون روابط پکن و مسکو به قلم «انجا مانوئل»، کارمند پیشین وزارت خارجه آمریکا، به کاخ سفید هشدار می‌دهد با خرابکاری‌هایش این دو کشور را به آغوش هم سوق ندهد و آنها را مجبور به اتحاد نظامی نکند، چون فعلاً شواهد حاکی از آن است که در شرایط عادی چنین اتحادی در آینده نزدیک شکل نخواهد گرفت. موانع این دوستی چیست که آمریکا بدان امید بسته و این چنین بی‌مهابا بدون بیم از اتحاد آنها عمل می‌کند؟چگونه چین و روسیه به هم نزدیک شدند؟شاید ندانید اما دو کشور دارای درگیری‌های مرزی نیز بوده‌اند. اساساً اختلافشان در دهه‌های اخیر وقتی بروز کرد که پکن مدعی نوعی دیگر از مارکسیسم بود و خود را از اقمار اتحاد جماهیر کمونیستی شوروی نمی‌دانست. این اختلافات در اواخر دهه ۱۹۶۰ به درگیری مرزی نیز رسید و قلمرو چین در حوالی رود آمور بمباران شد. آن اختلاف مرزی پس از حدود چهل سال در سال ۲۰۰۸ میلادی بالاخره با توافقات مرزیِ دو طرف به پایان رسید.۱۰ سال بعد یعنی در سال جاری میلادی، «شی جین پینگ» رئیس جمهور چین با میزبانی از پوتین در پکن، به وی «مدال دوستی» اعطا کرد و وی را «بهترین و صمیمی‌ترین دوست» خود نامید، در آستانه نشست سازمان همکاری شانگهای که در کنار بریکس، نقش مهمی در نزدیکی دو کشور طی سال‌های اخیر داشته است. اساساً هیچ دوستی و دشمنی در چنین سطح کلانی بدون برنامه به دست نمی‌آید. همان‌قدر که در قالب بریکس، منافع بین‌المللی دو طرف تقسیم می‌شود، سازمان شانگهای کمک می‌کند تا منافع منطقه‌ای پکن و مسکو به صورت مسالمت‌آمیز تقسیم شود.علاوه بر این عامل مهمی که موجب نزدیکی دو کشور شده است، منافع مشترکی است که در رفع کمبودهای خود دارند. چین و روسیه مانند دو قطعه پازل هستند که هر یک از زاویه‌ای پیشرفت کرده و می‌تواند دیگری را تکمیل کند. در حالی که از نظر پرستیژ منطقه‌ای و جهانی هیچ‌ کدام کم ندارند، روسیه از اقتصاد پیشرفته و ثروتمند چین بهره می‌گیرد و چین از تسلیحات متنوع و پیشرفته روسی.مارس امسال بود که خبرگزاری تاس به نقل از «الکساندر توشکین» مدیر اجرایی گروه تحقیق و تولید Tecmash خبر از تولید مشترک پهپاد با چینی‌ها داد (این سرمایه‌گذاری‌های مشترک دقیقاً همان چیزی است که آمریکا تلاش می‌کند با نظارت خود در کشورهای حاشیه خلیج فارس به راه بیاندازد اما نمی‌تواند آنها را کنار هم قرار دهد). حالا در شرایطی که هم پکن و هم روسیه نگران افزایش دسترسی و حضور نیروهای آمریکایی در آسیا و آب‌های آزادِ اطراف آن هستند، همکاری نظامی خود را در حوزه‌های جدیدی گسترش می‌دهند. با این حال هنوز پیمانی مانند ناتو که دو کشور را ملزم کند در صورت حمله هر کشور ثالث به یکی از آنها، دیگری باید از آن دفاع کند، میان چین و روسیه وجود ندارد.چین سال‌ها است جنگنده‌های روس را می‌خرد. این جِی-۱۱، جنگنده چینی است که از سوخو-۲۷ کپی شده است.همکاری‌های اقتصادی نیز در حوزه‌های متنوع در جریان است. قرارداد خرید سالانه ده‌ها میلیارد متر مکعب گاز طبیعی روسیه توسط چین در سال ۲۰۱۴ منعقد شد، از همان سال امکان سوآپ ارزی برای صادرات و واردات میان دو کشور فراهم شد، تجارت میان دو کشور در سال گذشته با ۲۰% افزایش به ۸۴ میلیارد دلار رسید، سال جاری وام ۹ میلیاردی چین برای پروژه زیرساخت‌های ارتباطی میان دو کشور به یک شرکت دولتی در روسیه اعطا شد و از اینها جالبتر، چین قصد دارد از سمت روسیه در قطب شمال برای ساخت راه ابریشم جدیدی که مسیر تجارت با دنیای غرب را کوتاه کند، ‌ بهره گیرد.موانع اتحاد نظامی چیست؟به نظر تحلیلگر آتلانتیک هنوز مسائل اختلافی میان دو کشور وجود دارد. از سویی فعالان اقتصادی در دو کشور به دلیل نفوذ دولتی بر اقتصاد چین و روسیه، نسبت به سرمایه‌گذاری در کشور دیگر احتیاط می‌کنند و از سوی دیگر، روسیه بیمِ آن دارد پروژه‌های کلان آقای شی، نفوذ مسکو را بر آسیای مرکزی کاهش دهد. در مسائل نظامی نیز، پکن از کمک‌های نظامی مسکو به برخی رقبای منطقه‌ای مثل هند و ویتنام دل خوشی ندارد. اما این اختلافات در حدی هست که بتواند در شرایط وقوع تهدید مشترک، مانع از اتحاد نظامی دو کشور شود؟به نظر می‌رسد دو مانع بزرگ دیگر نیز وجود دارد که تحلیلگر آتلانتیک به آن اشاره نکرده است. جدا از اینکه چین ترجیح می‌دهد با ایجاد یک اتحاد نظامی، تنش‌های سیاسی با غرب را علیه منافع اقتصادیِ خود افزایش ندهد، این اتحاد نظامی با روسیه به دلیل پیش‌بینی‌ناپذیربودن پوتین و در کل نظام سیاسی این کشور بیش از پیش تنش‌زا خواهد بود. تحولات سیاسی این کشور طی سه دهه اخیر بسیار نوسان داشته، در حالی که چین دقیقاً در همین دوره بیشترین ثبات خود را تجربه کرده است. پکن بیم دارد جرأت پوتین در ورود به منازعات نظامی، درگیری‌هایی را با بلوک غرب رقم بزند که چین مایل به حمایت از روسیه در آن نباشد. برای مثال تحریم‌هایی که روسیه پس از بحران کریمه متحمل شده است، اگر اتحاد نظامی در کار بود، تکانه شدیدی بر روابط تجاری چین با اروپا و آمریکا ایجاد می‌کرد.چین همچنین در برآورد آینده خود بسیار امیدوار است چشم‌انداز ۲۰۵۰ را محقق کرده و به قدرت برتر جهان تبدیل شود. بنابر این هر چه انعقاد این اتحاد نظامی به تأخیر بیافتد به نفع پکن خواهد بود زیرا با دست بالا وارد مذاکره با همسایگان خود، از جمله روسیه می‌شود. شی جین پینگ به خوبی می‌داند اتحاد نظامی در شرایط کنونی، ممکن است به معنای «حمایت» نظامی روسیه از چین تلقی می‌شود زیرا اولاً تسلیحات روسی قدرتمندتر است، ثانیاً آمریکا رقیب اصلی خود در دهه‌های آینده را چین می‌داند و ثالثاً حمله به چین به خلاف روسیه در تاریخ دو قرن اخیر معمولاً موفق بوده است. بنابر این حتی ممکن است روسیه در برابر این اتحاد نظامی، امتیازاتی درخواست خواهد کرد. جمع‌بندیبا همه این احوال، یک تهدید تجاری و نظامی مشترک مانند ایالات متحده، خطری به مراتب بزرگتر از آن موانعی است که برای اتحاد نظامیِ دو کشور برشمردیم. وقتی تنش سیاسی میان چین با غرب از سوی آمریکا ایجاد شده و گسترش یابد، دیگر چین برای اجتناب از کدام تنشِ ناموجود از تشکیل اتحاد نظامی با روسیه دوری کند؟ از این رو تحلیلگر آتلانتیک از کاخ سفید می‌خواهد با خرابکاری‌هایش جین‌پینگ را به آغوش پوتین سوق ندهد، جدا از اینکه اساساً هیچ گاه تهدید نظامیِ آمریکا علیه چین به دلیل هزینه‌هایش عملیاتی نیست. مانوئل از واژه «پیش‌گویی خودتحقق‌بخش» بهره می‌گیرد، بدین معنی که آمریکا از بیم اتحاد چین و روسیه اقداماتی انجام می‌دهد که اتفاقاً همان اقدامات، عامل اصلی اتحاد آنها خواهد شد.پیام مانور مشترک چین و روسیه نیز دقیقاً همین است: اگر نیاز باشد با یکدیگر مقابل تهدید مشترک آمریکا متحد خواهیم شد، بنابر این فکر ایجاد تهدید امنیتی علیه ما را از سر بیرون کنید.پیشنهادات انجا مانوئل بسیار ساده است: آمریکا خط قرمزهایش را برای توسعه نفوذ اقتصادی و نظامی چین روشن کند و به آن خط قرمزها پایبند بماند. همزمان واشینگتن باید در حوزه‌هایی که امکان همکاری وجود دارد، مانند مقابله با تغییرات آب‌وهوایی، با پکن همکاری کند تا بار تنش و خصومت را کاهش دهد. اما فعلاً دانلد ترامپ با سیاست‌هایش نشان داده به خلاف هر دو پیشنهاد عمل می‌کند.منبع : مشرقانتهای پیام/ ]]> بین الملل Tue, 18 Sep 2018 08:44:11 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcgzz9w7ak93x4.rpra.html خاطرات «وندی شرمن‌ــ۱»| «در مذاکرات با ایران مظلوم‌نمایی می‌کردم» http://www.nedayeenghelab.com/vdccxxq102bqei8.ala2.html به گزارش ندای انقلاب، "وندی شرمن"، سرپرست تیم مذاکره‌کننده آمریکا در مذاکرات هسته‌ای ایران و گروه ۱+۵، در کتاب خاطراتش اعتراف کرده در این گفت‌وگوها از «مظلوم‌نمایی» به‌عنوان حربه‌ای برای پیشبرد اهدافش استفاده می‌کرده است.او در فصل دوم این کتاب که خبرگزاری تسنیم نسخه‌ای از آن را تهیه کرده به جنجال‌ها پیرامون سخنانش در اکتبر ۲۰۱۳ (مهرماه ۱۳۹۲) که گفته بود "فریبکاری بخشی از ژن ایرانی‌ها است" اشاره و تصریح کرده از اعتراضات در خیابان‌های تهران نسبت به این سخنان خودش به‌عنوان روشی برای مظلوم‌نمایی استفاده کرده است.شرمن، ماجرا را این‌طور توضیح می‌دهد: "اوایل مذاکرات، انتقاد من از آنها (ایرانی‌ها) بابت استفاده متبحرانه‌شان از حیله‌گری، مرا در موقعیت سختی قرار داد. سال ۲۰۱۳ در جریان یک جلسه استماع در کمیته روابط خارجی مجلس سنا، من در پاسخ به سؤال یک سناتور مبنی بر اینکه آیا می‌توانیم به ایرانی‌ها برای متعهد ماندن به وعده‌هایشان اعتماد کنیم پاسخ دادم "فریبکاری در DNA آنها است".معاون وزیر خارجه اسبق آمریکا در ادامه واکنش‌های عمومی در ایران به این سخنان توهین‌آمیز را خاطرنشان کرده و نوشته است: "ایرانی‌ها این حرف من را توهین به تیم مذاکره‌کننده‌شان قلمداد کردند. روزنامه‌های ایران، کاریکاتورهایی از من به‌شکل روباهی که داخل درخت آشیان کرده بود منتشر کردند (همین تصویر و رنگ نقره‌ای موهای من باعث شد که یکی از اعضای تیم من تی‌شرت‌هایی برای همه ما تهیه کند که روی آنها نوشته شده بود: «تیم روباه‌ نقره‌ای»)". شرمن در ادامه می‌نویسد: "ایرانی‌ها به خیابان‌ها آمدند و با سر دادن شعار «مرگ بر وندی شرمن» خانواده من را عصبی کردند. وقتی با بخش فارسی صدای آمریکا مصاحبه کردم از قبل سؤالی را با مصاحبه‌کننده درباره همین حرفم هماهنگ کردم تا فرصت داشته باشم از اینکه حرفم درباره ژن [ایرانی‌ها] باعث رنجش شده بود، ابراز تأسف کنم".او سپس به استفاده ابزاری‌اش از این ماجرا در مذاکرات پرداخته و نوشته است: "با وجود این، بعداً در مذاکرات، وقتی ایرانی‌ها از کلماتی استفاده می‌کردند که باعث رنجش من می‌شد، از همان لحظات دردناک برای گوشزد کردن نکاتی به آنها استفاده می‌کردم".دیپلمات آمریکایی تصریح می‌کند: "وقتی که آنها به مظلوم‌نمایی رو می‌آورده و اعتراض می‌کردند که برخی از نکات من مصداق بی‌اعتمادی بر اساس پیش‌فرض‌های قبلی است، من هم گزینه‌های مظلوم‌نمایی خودم را داشتم که رو کنم».برجام و کارشکنی‌های «تیم روباه نقره‌ای»توافق هسته‌ای برجام (برنامه جامع اقدام مشترک) بیست و سوم تیرماه سال ۱۳۹۴ (چهاردهم ژوئیه ۲۰۱۵) در وین بین نمایندگان جمهوری اسلامی ایران، اتحادیه اروپا و گروه ۱+۵ شامل انگلیس، فرانسه، آمریکا، روسیه، چین و آلمان امضا شد.با اجرای برجام از دی ماه ۱۳۹۴ دولت "باراک اوباما"، رئیس‌جمهور سابق آمریکا سیاست‌های متعددی را برای کارشکنی در اجرای تعهدات طرف آمریکایی در دستور کار قرار داد و در مقابل اعتراضات تهران، تحقق مزایای برجام برای ایران را به مسائل غیرهسته‌ای، مانند رفتارهای منطقه‌ای یا آزمایش‌های موشکی گره زد.تنها یک روز بعد از اعلام اجرایی شدن توافق هسته‌ای بود که روز ۱۷ ژانویه سال ۲۰۱۶ (۲۷ دی‌ماه ۱۳۹۴) وزارت خزانه‌داری آمریکا در اقدامی معنادار اعلام کرد تحریم‌های تازه‌ای به‌بهانه برنامه موشکی علیه ۱۱ شرکت و فرد ایرانی اعلام کرده است.اظهاراتی که «باراک اوباما»، رئیس‌جمهور وقت آمریکا در یک سخنرانی چند وقت بعد (۱۴ فروردین سال ۱۳۹۵) مطرح کرد این احتمال را تقویت کرد که ممکن است دولت او به‌خلاف موضع‌گیری‌های علنی این توافق را نه یک توافق صرفاً در زمینه هسته‌ای، بلکه قطعه‌ای از یک پازل بزرگتر با چشم‌انداز عقب راندن ایران در حیطه‌های دیگر از جمله برنامه موشکی، سیاست خارجی و در نهایت مسخ شخصیت و هویت جمهوری اسلامی ببینند.اوباما، در آن زمان در بحبوحه انتقادات شرکت‌های اروپایی از کارشکنی‌های دولت آمریکا در تسهیل روابط تجاری با ایران گفت: "توافق هسته‌ای برای توقف برنامه هسته‌ای ایران و انتقال مواد هسته‌ای بود که محقق شد. ایران تا کنون متن توافق را رعایت کرده است، اما روح توافق، مستلزم این است که ایران به جامعه جهانی و شرکت‌ها سیگنال‌هایی بفرستد مبنی بر اینکه اقدام به انجام طیفی از اقدامات تحریک‌آمیزی که شرکت‌ها را هراسان می‌کند، نخواهد کرد. من نمی‌توانم قول بدهم ایران می‌تواند از این فرصت برای ورود به جامعه بین‌الملل استفاده کند"."جان کری"، وزیر امور خارجه اسبق آمریکا هم مهرماه سال ۱۳۹۵ در مصاحبه با فارن‌افرز گفت: ««ما تمام تحریم‌هایی را که بر سر لغو آنها توافق شده است برچیده‌ایم، اما مشکلات دیگری وجود دارد... تا زمانی که ایران در یمن مشغول است و از اسد و از حزب‌الله حمایت می‌کند و موشک‌هایی پرتاب می‌کند که مردم نسبت به آن احساس خطر می‌کنند و کارهایی ازاین‌دست، قضیه مشکل می‌شود، و این امر باعث می‌شود تلاش‌هایی که برای پیشرفت سریع رو به جلو صورت می‌گیرد با پیچیدگی شدیدی همراه شود".سخنان مقام‌های آمریکایی در حالی بود که توافق هسته‌ای برجام بنا به درخواست طرف آمریکایی تنها به موضوعات هسته‌ای محدود شده بود و قرار بود مسائل منطقه‌ای و موشکی را شامل نشود.اوباما علاوه بر این، بعد از اجرای برجام قانونی را امضا کرد که با نقض صریح بند ۲۹ برجام برای شهروندانی از کشورهای برخوردار از برنامه «معافیت از روادید» که به چهار کشور ایران، سوریه، عراق و سودان سفر کنند، محدودیت‌های تازه‌ای وضع می‌کند. این قانون به‌خلاف نص صریح برجام، در ورود بازرگانان و تجار به ایران ابهام ایجاد می‌کرد.برجام، از آسمان اوباما تا زمین ترامپدونالد ترامپ بعد از ورود به کاخ سفید به‌عنوان رئیس‌جمهور آمریکا، همانند اوباما سیاست گره زدن اجرای برجام به سیاست‌های منطقه‌ای و موشکی ایران را در دستور کار قرار داد و سرانجام اردیبهشت‌ماه سال جاری، آمریکا را از این توافق خارج کرد.علی‌رغم تمام هیاهوها و جنجال‌ها بر سر راهبرد ترامپ در قبال برجام سیاست پیوند زدن تعهدات هسته‌ای ایران به تعهدات غیرهسته‌ای و تلاش برای به حداقل رساندن مزایای ایران از این توافق، همان سیاستی بود که در دولت اوباما هم پیگیری می‌شد و اگر دولت اوباما معمار برجام نبود بعید نبود که کناره‌گیری از توافق را خودش انجام دهد.ترامپ، علی‌رغم خارج کردن آمریکا از برجام در ۱۸ اردیبهشت‌، این توافق را، با آنکه می‌توانست به‌طور کامل لغو نکرد تا با فراهم کردن زمینه ادامه اجرای این توافق از سوی ایران و اروپایی‌ها، ضمن محدود کردن برنامه هسته‌ای ایران، مزایای تهران از آن را به صفر برساند.منبع : تسنیمانتهای پیام/ ]]> بین الملل Tue, 18 Sep 2018 08:16:38 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdccxxq102bqei8.ala2.html ماجرای تجاوز سربازان آمریکایی به «دختر بلوز مشکی» در ویتنام چه بود؟ http://www.nedayeenghelab.com/vdcdnz0s5yt09f6.2a2y.html به گزارش ندای انقلاب، بر هیچ‌کس پوشیده نیست که آمریکایی‌ها در ویتنام جنایات بی‌شمار و باورنکردنی‌ای مرتکب شدند. بسیاری از این جنایت‌ها به روش‌های مختلف، از اعترافات سربازان آمریکایی گرفته تا تحقیقات خبرنگاران تا افشاگری‌های دولت ویتنام، برای مردم دنیا نمایان شده‌اند. با این وجود، هنوز هم ابعادی از جنایت‌های ضدحقوق بشری آمریکا در ویتنام وجود دارد که افشا نشده‌اند. یکی از جنایت‌هایی که ارتش آمریکا در ویتنام مرتکب شد و مدت‌هاست که مردم دنیا از آن خبر دارند، «قتل‌عام می لای [۱] » است. اما آیا مردم، همه چیز را درباره قتل‌عام می لای می‌دانند؟مردان، زنان و کودکان قربانی در قتل‌عام «می لای»؛ برهنگی کودکان در این تصویر به چه معناست؟تجاوز جمعی پیش از کشتار جمعی در می لایارتش آمریکا در تاریخ ۱۶ مارس ۱۹۶۸ دست‌کم بین ۳۴۷ تا ۵۰۴ شهروند غیرمسلح ویتنامی را به شکلی غیرانسانی و وحشیانه قتل‌عام کردند که بسیاری از آن‌ها زن، کودک و نوزاد بودند. سربازان آمریکایی پس از این قتل‌عام، اجساد بسیاری از قربانیان را مُثله کردند. این قتل‌عام که بعدها «شوکه‌کننده‌ترین بخش از جنگ ویتنام [۲] » نیز توصیف شد، صرفاً به این خاطر رخ داد که گروهان «چارلی» (که تا آن زمان حتی به اندازه شلیک یک تیر هم با ویتنامی‌ها درگیر نشده بود [۳] ) تصور می‌کرد ساکنان دهکده «می لای» (که در منابع فارسی «مای لی» هم نوشته شده) در روستای «سون می» به سربازان ویتنامی کمک کرده و آن‌ها را پناه داده‌اند. پس از تحقیقات آمریکا درباره این کشتار، تنها «ویلیام کالی» فرمانده یکی از جوخه‌ها، که خودش به تنهایی ۲۲ ویتنامی را کشته بود، به حبس ابد محکوم شد؛ اگرچه پرونده مجازات او هم تنها با سه سال و نیم حبس خانگی بسته شد. قتل‌عام می لای یکی از دو قتل‌عام بزرگ غیرنظامیان به دست ارتش آمریکا در قرن بیستم لقب گرفته است [۴] .اگرچه توصیفات جزئی درباره نحوه قتل‌عام زنان و کودکان ویتنامی در «سون می» (از شلیک مستقیم و لگد زدن به زنان تا برهنه کردن کودکان) واقعاً منزجرکننده و نشان‌دهنده حیوان‌صفتی سربازان آمریکایی است، اما ماجرای جنایت می لای به همین‌جا ختم نمی‌شود. ۵۰ سال بعد از جنایت می لای، یکی از تصاویری که از این جنایت منتشر شده است، جای تأمل بیش‌تری دارد. پایگاه اینترنتی «مطالعه تصاویر» (Reading the Pictures) در گزارشی، تصویر زیر را بیش‌تر مورد دقت قرار داده است.این تصویر، یکی از اسناد تجاوز سربازان آمریکایی به قربانیان «می لای» را در خود مخفی کرده است«والری ویسکمپ» نویسنده این مطلب، در ابتدای گزارش خود می‌نویسد: «وقتی دوباره به جنگ ویتنام و تصاویر مشهوری نگاه می‌کنیم که اتفاقات آن زمان را نشان می‌دهند، [با یک سؤال مواجه می‌شویم:] چگونه می‌شود که مردم آمریکا درباره «دختر ناپالم» می‌دانند، اما کسی از «دختر بلوز مشکی» در می لای، نه خبری دارد و نه صحبتی می‌کند؟» «کیم فوک [۵] » مشهور به دختر ناپالم، یکی از شهروندان روستای «ترانگ بانگ» در ویتنام جنوبی بود. پس از آن‌که این روستا به دست سربازان ویتنام شمالی اشغال شد، هواپیماهای ویتنام جنوبی با بمب‌های ناپالم به این روستا حمله کردند. فوک همراه با هم‌روستایی‌هایش از روستا فرار کردند و خبرنگاران بین‌المللی در حالی از این فرار تصویربرداری کردند که فوک (که آن زمان دختربچه‌ای ۹ ساله بود) پس از آن‌که لباس‌هایش سوختند، برهنه در حال فرار از روستایش بود. این تصویر شهرت جهانی پیدا کرد و حتی به عنوان تصویر رسانه‌ای سال ۱۹۷۳ نیز انتخاب شد. در ادامه، بخش‌هایی از گزارش ویسکمپ خدمت مخاطبان محترم ارائه می‌شود.بخش‌هایی از این گزارش، ممکن است به نظر مخاطبان محترم ، توهین‌آمیز یا هنجارشکنانه تلقی شود. ضمن عذرخواهی از مخاطبان عزیز، لازم به ذکر می‌داند که انتشار گزارش زیر (اگرچه بخش‌هایی از آن نیز تعدیل شده است) برای روشنگری درباره ابعاد جنایت‌های سربازان آمریکایی در ویتنام (به عنوان صرفاً یکی از کشورهای تحت حمله و اشغال آمریکا) ضرورت دارد. بسیاری از تصاویر موجود درباره جنایات سربازان آمریکایی در می لای امکان انتشار در این گزارش را ندارند.سربازان آمریکایی نه تنها مردم را قتل‌عام کردند، بلکه خانه و زندگی آن‌ها را نیز به آتش کشیدندماجرای «دختر بلوز مشکی»قتل‌عام می لای، به خاطر عکس‌های تأثیرگذاری که سال ۱۹۶۹ توسط «رونالد هابرل» عکاس نظامی، گرفته شد، توجه بسیاری از افراد را به سوی خود جلب کرد. از آن زمان تا کنون، هر کس این عکس [بالا] را می‌بیند، محو احساسات عمیق در چهره زنی می‌شود که در تصویر، جلوتر از بقیه قرار دارد؛ تصویری که همان سال در مجله «لایف» منتشر شد. مجله لایف در توضیح این تصویر، می‌نویسد: این روستائیان «لحظاتی پیش از کشته شدن به دست نیروهای آمریکایی در می لای با ترس و وحشت، دور هم جمع شده‌اند.»اگرچه مردم آمریکا می‌دانند ارتش کشورشان در می لای اقدام به قتل‌عام ویتنامی‌ها کرده است، اما هنوز نمی‌دانند که سربازان‌شان پیش از این کشتار جمعی، به زنان و دختران ویتنامی تجاوز جمعی هم کرده بودند.اگرچه قتل‌عام می لای به عنوان یک خشونت نظامی و کشتار جمعی شهروندان و مردم عادی، شناخته می‌شود، اما ابعاد واقعی این اتفاق، به‌رغم اسناد مختلف و اطلاعاتی که بلافاصله پس از این کشتار منتشر شد، هرگز در ذهن آمریکایی‌ها به عنوان یک سوءاستفاده و تجاوز جنسی دسته‌جمعی، روشن نشده است. انتشار رسانه‌ای تصویر «دختر بلوز مشکی» به خوبی، این غفلت را نشان می‌دهد. اگر به این تصویر با دقت نگاه کنید، می‌بینید که دختر نوجوانِ سمت راست تصویر، دارد دکمه‌های بلوزش را می‌بندد. سؤالی که پیش می‌آید این است: چرا در حالی که دیگران در وحشت کشته شدن هستند، او دغدغه این را دارد که دکمه‌های لباسش را ببندد؟ اصلاً قبل از این سؤال، یک سؤال دیگر: چرا دکمه‌های بلوزش باز بوده‌اند؟یک پدر و دو فرزند کوچکش، از قربانیان در «می لای»؛ پارگی لباس کودکِ جلوی تصویر، خبر از چه جنایتی می‌دهد؟ سربازان آمریکایی می‌خواستند ببینند این دختر نوجوان ویتنامی چند مَرده حلاج است، برای همین شروع به برهنه کردن او کردند اسناد ارائه شده در «تحقیق پیرز [۶] » [«ویلیام پیرز» رئیس کمیسیون تحقیقات درباره قتل‌عام می لای و جنایت‌های مشابه طی جنگ ویتنام] طی سال‌های ۱۹۶۹ تا ۱۹۷۹ به حل شدن معمای دکمه‌های باز این دختر نوجوان کمک می‌کند: این تصویر، در حقیقت این زنان و کودکان را [نه تنها لحظاتی پیش از قتل‌عام، بلکه] طی چند لحظه‌ای نشان می‌دهد که میان تجاوز جنسی و کشته شدن سپری کرده‌اند. هابرل [عکاس] در شهادتی که طی این تحقیقات داده است، توضیح می‌دهد که گروهی از سربازان [آمریکایی] می‌خواستند ببینند این دختر «چند مَرده حلاج است» و به همین دلیل «شروع به برهنه کردن او کردند و بلوزش را درآوردند [۷] .» دیگر شهادت‌ها در قالب همین تحقیقات نیز این مطلب را تأیید می‌کنند.طبق شهادت «جِی رابرتز» (خبرنگار نظامی‌ای که آن روز با هابرل همراه بود) سربازها آن دختر نوجوان را «وی‌سی بوم بوم» (V.C. Boom Boom) صدا می‌کردند [۸] ؛ این عبارت، اصطلاح محاوره‌ای طی جنگ ویتنام برای اشاره به فاحشه‌های «ویت‌کنگ» [نیروهای آزادی‌بخش خلق ویتنام] بود. رابرتز در ادامه فاش می‌کند که آن زنِ پیرتر، از آن‌جایی چنان مضطرب است که [پیش از گرفتن عکس] تلاش کرده تا دختر نوجوان را از تجاوز سربازها نجات دهد. رابرتز عنوان می‌کند که زن پیرتر (که خود رابرتز تصور می‌کند مادر دختر نوجوان بوده)، [پیش از گرفتن عکس] با «گاز گرفتن و لگد زدن و چنگ انداختن و دست و پا زدن» تقلا کرده تا گروه سربازها را متوقف نماید. بنابراین احساساتی که در صورت زنِ جلوی تصویر دیده می‌شود [بر خلاف آن‌چه قبلاً تصور می‌شد] نتیجه یک ترس منفعلانه نیست. سربازها پس از این‌که از حضور خبرنگار و عکاس مطلع شدند، دست از تجاوز [به دختر نوجوان] برداشتند. هابرل بعدها به خاطر می‌آورد که پس از آن‌که از محل دور شدند، «صدای یک [مسلسل] ام-۶۰ را شنیدم که شروع به تیراندازی کرد؛ و وقتی سرمان را برگرداندیم، همه آن [زنان] و کودکان همراهشان، کشته شده بودند.»تلاش‌ها برای کم‌رنگ کردن تجاوز جنسی به قربانیان قتل‌عام می لای، از یک سال پس از این کشتار جمعی شروع شد.مقاله سال ۱۹۶۹ مجله لایف، شهادت‌های هابرل و رابرز را تأیید می‌کند، اما با اشاره «صرفاً» به قتل در توضیح این عکس در صفحه اول، اهمیت خشونت جنسی روی داده در این اتفاق را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. جزئیات مربوط به تهاجم و تجاوز جنسی، صرفاً در صفحه یکی مانده به آخر گزارش لایف، با شش صفحه فاصله از خود تصویر، ارائه شده‌اند. در این مقاله آمده که هابرل و رابرتز «دیدند که نیروها[ی آمریکایی] چگونه به گروهی از زنان، «که یکی از آن‌ها یک دختر نوجوان بود»، نزدیک شدند. مقاله هم‌چنین می‌نویسد که یکی از سربازها شروع به برهنه کردن دختر، و یکی دیگر از آن‌ها، او را «فاحشه ویت‌کنگ» خطاب کرد. توصیفات لایف هم‌چنین رفتار زن پیرِ جلوی تصویر را هم توضیح می‌دهد و می‌گوید که وی با «ناخن کشیدن و چنگ انداختن به سربازها» قصد کمک به دختر را داشته است.طی جنگ ویتنام، پوشش خبری درباره قتل‌عام و تصاویر گرفته‌شده توسط هابرل، موضوع خشونت جنسی را نیز مورد اشاره قرار می‌داد. «سیمور هرش» [خبرنگار افسانه‌ای آمریکایی، در کتاب «مخفی‌کاری [۹] »] بر اساس مصاحبه‌هایش با رابرتز، سال ۱۹۷۲ جزئیات این حمله [به می لای] را توصیف و اشاره کرد که سربازان آمریکایی، [از میان زنان،] آن دختر نوجوان را نشان کردند، «شروع به کشیدن بلوزش کردند» و «سعی کردند به او تجاوز کنند.» هرش هم توضیح می‌دهد که مادر احتمالی آن دختر، چگونه «هم‌زمان، مقابل دو یا سه مرد [آمریکایی] مقاومت کرده» تا از آن دختر محافظت نماید.آیا قتل‌عام می لای فقط یک «قتل‌عام» بود؟برای این‌که بفهمیم چرا این تصویر سطحی‌سازی [و مفهوم تجاوز جنسی از توضیحات پیرامون آن، حذف] شده است، ابتدا باید دقت کنیم که چگونه مسئله تجاوز و خشونت جنسی در می لای کم‌رنگ شده و صرفاً به شکل سطحی به آن اشاره شده است، و اهمیت این موضوع نیز با گذشت سال‌های سال، از میان رفته است.آمریکایی‌ها در می لای دست‌کم به بیست دختر و زن ۱۰ تا ۴۵ ساله ویتنامی، از جمله نُه دختر زیر ۱۸ سال، تجاوز کردند.آن‌چه درباره دختر بلوز مشکی رخ داد، تنها مورد خشونت جنسی‌ای نبود که در می لای اتفاق افتاد. «جیمز اولسن» و «رندی رابرتز» در بازبینی تاریخی قتل‌عام می لای، اطلاعات موجود در گزارش‌های تحقیقات پیرز درباره خشونت جنسی را جمع‌آوری و فهرستی از بیست مورد تجاوز جنسی را بر اساس گفته‌های شاهدان عینی ثبت کرده‌اند [۱۰] . قربانیانی که در این فهرست ثبت شده‌اند، بین ۱۰ تا ۴۵ سال سن دارند و از میان این زنان و دختران، نُه نفر زیر ۱۸ سال سن داشته‌اند. بسیاری از این قربانی‌ها مورد تجاوز گروهی قرار گرفته و بسیاری از آن‌ها هم شکنجه جنسی شده‌اند. با این وجود، در این فهرست، حتی اقدامات [ناموفق] به تجاوز جنسی، مانند مورد دختر بلوز مشکی، هم ثبت نشده‌اند؛ و از آن‌جایی که اکثر شاهدان، طی این قتل‌عام کشته شده‌اند، ما [نمی‌دانیم و] فقط می‌توانیم «حدس بزنیم» که چند نفر از این زنان و دختران در دقایق آخر پیش از مرگ، مورد خشونت جنسی قرار گرفته‌اند.چنان‌که «سوزان براون‌میلر» (نویسنده تاریخ تجاوز جنسی و قوانین مربوط به آن در فرهنگ آمریکا) می‌نویسد، به‌رغم شایع بودن خشونت جنسی [در می لای] و وجود اسناد متعدد در این‌باره، باز هم [مرتکبینِ] هیچ‌یک از این تجاوزها تحت پیگرد قانونی قرار نگرفتند [۱۱] . شاید عدم پی‌گیری این موارد نیز یکی از دلایلی باشد که رسانه‌های سنتی با اشاره صرفاً گذرا یا حتی اشاره نکردن به مسئله تهاجم جنسی در می لای، این موضوع را کم‌رنگ یا حذف کرده‌اند.«مستند»های شبکه پی‌بی‌اس هم اشاره‌ای به تجاوز جنسی سربازان آمریکایی به دختران و زنان ویتنامی در می لای نکرده‌اند.دو مستند مشهور شبکه پی‌بی‌اس درباره این قتل‌عام، یعنی قسمت «یادآوری می لای [۱۲] » (سال ۱۹۸۹) از سری مستندهای «خط مقدم» و هم‌چنین قسمت «می لای [۱۳] » (سال ۲۰۱۰) از سری مستندهای «تجربه آمریکایی»، ارتباط میان خشونت جنسی و قتل‌عام در می لای را به تصویر نمی‌کشند (اگرچه یک زن ویتنامی در مستند «خط مقدم» به تجاوز جنسی اشاره‌ای می‌کند). هر دوی این مستندها، مصاحبه‌های مفصلی با هابرل درباره تصویر مورد اشاره پخش می‌کنند، اما وی هیچ اشاره‌ای به موضوع تهاجم جنسی نمی‌کند [۱۴] . هابرل صرفاً اقدام سربازان آمریکایی به جمع کردن زنان و کودکان در یک‌جا و سپس قتل‌عام آن‌ها را توصیف می‌کند. این مسئله در حالی است که پی‌بی‌اس به یافته‌های نهایی تحقیقات پیرز [۱۵] دست‌رسی داشته است.یکی از قربانیان در «می لای»«آلزایمر سیاسی»؛ ارمغان رسانه‌های آمریکاییویسکمپ در ادامه گزارش خود اشاره می‌کند که رسانه‌های آمریکایی (به استثنای مجله لایف) هر وقت تصویر مورد بحث را منتشر می‌کنند، در کنار آن اشاره‌ای به موضوع تجاوز جنسی در می لای نمی‌کنند. وی انتشار این تصویر برای اولین بار در روزنامه «پلین دیلر [۱۶] » (سال ۱۹۶۹) و تصاویر منتشره در پایگاه اینترنتی شبکه پی‌بی‌اس پس از نمایش مستند «تجربه آمریکایی» در سال ۲۰۱۰ را به عنوان نمونه‌هایی از این غفلت عامدانه ذکر می‌کند. ویسکمپ هم‌چنین خاطرنشان می‌کند که صفحه ویکی‌پدیای قتل‌عام می لای نیز زیر تصویر مورد بحث، چیزی از تجاوز جنسی نمی‌گوید؛ اگرچه به نظر می‌رسد، از زمان انتشار گزارش ویسکمپ تا کنون، ویکی‌پدیا اشاره به تجاوز پیش از قتل‌عام را نیز به توضیحات تصویر خود اضافه کرده است.آمریکایی‌ها یکی از قربانیان قتل‌عام «می لای» را در چاه آب انداخته‌اندبه نظر می‌آید حتی خود ویتنامی‌ها هم علاقه‌ای به (یا تحت فشار آمریکا، جرأت) انتساب این تصویر به تجاوز جنسی سربازان آمریکایی به زنان و دختران ویتنامی را ندارند. «موزه می لای» در ویتنام، طبیعتاً این تصویر مشهور از قتل‌عام غیرنظامیان ویتنامی را در خود جای داده است، اما حتی زیر این تصویر هم اشاره‌ای به تجاوز جنسی نشده است [۱۷] . زیر این تصویر در موزه می لای صرفاً نوشته‌اند: «آخرین لحظه از زندگی زنان و کودکان روستایی، زیر یک درخت پنبه-ابریشم، پیش از کشته شدن توسط سربازان آمریکایی». جالب این‌که، حتی مجله لایف هم که اولین بار به مسئله تجاوز جنسی در گزارش خود درباره می لای اشاره کرده بود، سال ۲۰۱۳ در سال‌گرد این اتفاق، وقتی تصویر مورد بحث را بازنشر داد، باز هم زیر آن اشاره‌ای به این موضوع نکرد [۱۸] .ویسکمپ گزارش خود را این‌گونه به پایان می‌رساند: «اکنون یک بار دیگر سؤال می‌کنیم: از حذف اطلاعات [تجاوز جنسی] از یکی از بازمانده‌های نمادین تاریخ آمریکا چه برداشتی باید بکنیم؟ نمادی که حاکی از خشونت جنسی در روزِ روشن است. و چگونه است که اکثر مردم آمریکا «دختر ناپالم» را به خوبی می‌شناسند، اما «دختر بلوز مشکی» را نه؟منبع : مشرقانتهای پیام/ ]]> بین الملل Tue, 18 Sep 2018 07:54:49 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcdnz0s5yt09f6.2a2y.html جزئیات به‌کارگیری منافقین برای ایجاد آشوب در ایران با دستور روزانه در فیس‌بوک و توئیتر http://www.nedayeenghelab.com/vdcjhyettuqemvz.fsfu.html به گزارش ندای انقلاب، شبکه خبری الجزیره در گزارشی، ضمن مصاحبه با تحلیل‌گران سیاسی و عناصر جدا شده از گروهک تروریستی منافقین، به پشت پرده راه افتادن طوفان‌های توئیتری و ترند شدن هشتگ‌های معاندان نظام جمهوری اسلامی ایران پرداخته است.در این گزارش ابتدا به تعلیق شدن حساب‌های طرفداران نظام جمهوری اسلامی ایران در فیسبوک و توئیتر به اتهام انتشار مطالب نادرست اشاره شده و آمده: «ایران به جرگه کشورهای استفاده‌کننده از بستر اینترنت برای بی‌ثبات کردن کشورهای متخاصم پیوسته است.»الجزیره نوشته: «در همین حال، مخالفان دولت تهران، با دستکاری اطلاعات در شبکه‌های اجتماعی، کمپینی گسترده در این فضا به راه انداختند و بسیاری از تحلیل‌گران با واکاوی دشمنان ایران، در پی سرنخی برای یافتن افراد پشت پرده این کمپین بودند.»یک خبرنگار نشریه «نیو امریکا» گفته: «نقطه عطف واقعی، انتخاب (دونالد) ترامپ بود. وقتی مشخص شد که خصومت با ایران (در دولت جدید آمریکا) بالا می‌گیرد، به ناگاه حساب‌های کاربری زیادی در شبکه‌های اجتماعی ایجاد شد؛ حساب‌هایی متعلق به افراد بی‌نام که همگی فضای ذهنی مشابهی داشتند و با اختلافی بسیار جزئی، همگی یک خط را در نوشته‌های خود دنبال می‌کردند.»توئیتر هیچ‌گاه مبنای خود برای «دروغ‌پراکن» بودن حساب‌های حامی جمهوری اسلامی ایران را علنی نکرد ولی «مارک آونز» استاد دانشگاه «اِگزتر» انگلیس، با بررسی نحوه عملکرد حساب‌های دارای عملکرد و رویه خبری یکسان، به نتیجه‌ای متفاوت با توئیتر و فیسبوک رسیده است.آونز می‌گوید گاهی برای تأثیرگذار بودن در فضای مجاری، برخی به ایجاد تعداد زیادی حساب کاربری در یک بازه زمانی کوتاه و استفاه از ربات‌ روی می‌آورند. وی گفته: «اکثر حساب‌هایی که هشتگ‌های #ایران_را_آزاد_کنید و #تغییر_رژیم_ایران را از اواخر دسامبر (اوایل دی ۹۶) تا مِِی توئیت می‌کردند، در یک بازه زمانی چهار ماهه ایجاد شدند. این بدان معناست که استفاده زیاد از این هشتگ‌ها، نشان‌دهنده این است که آنها توسط ربات‌ها توئیت می‌شوند.»الجزیره نوشته که اکثر حساب‌های توئیتری مخالف نظام ایران «به گروه مجاهدین خلق (منافقین) علاقه نشان می‌دادند.» شبکه خبری الجزیره برای راستی‌آزمایی این مسئله تلاش می‌کند با کادر رهبری منافقین تماس بگیرد ولی آنها از مصاحبه سرباز می‌زنند.«حسن حیرانی» عضو سابق این گروهک تروریستی در مصاحبه با «لیسنینگ پست» گفته: «مجموعاً چندین هزار حساب کاربری توسط هزار تا هزار و پانصد نفر از اعضای سازمان اداره می‌شود. این حساب‌ها به خوبی سازمان‌دهی شده‌اند و مدیرانشان، دستورالعمل‌های مشخصی برای آنچه باید انجام دهند دریافت می‌کنند.»«حسن شهبازی» از دیگر اعضای جداشده از منافقین، با شفافیت بیشتری از فعالیت‌های این حساب‌های توئیتری و فیسبوکی برای دامن زدن به آشوب‌های دی ماه ۹۶ پرده برداشته و گفته: «برای فعال شدن هشتگ‌ها، به ما گفته می‌شد که دقیقا روی چه هشتگی کار کنیم. کار ما این بود که با جستجوی ویدئوهای اعتراضات و نشر و بازنشر آنها، کامنت‌های خودمان را در ذیل همان ویدئوها پخش کنیم.»وی در ادامه گفته: «ما به صورت روزانه، دستورالعمل‌هایی برای تمرکز بر روی مسائل جاری ایران دریافت می‌کردیم، مسائلی مانند بالا رفتن قیمت‌ها، بیکاری و فقر. ما باید با استفاده از توئیتر، توجه جهانیان را به این مسائل جلب می‌کردیم و به هر طریقی، جمهوری اسلامی را مقصر نشان می‌دادیم. این وظیفه روزانه ما در فضای مجازی بود.»گفتنی است، این گزارش الجزیره در توئیتی که توسط محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران منتشر شده نیز مورد استناد قرار گرفته است.منبع : فارسانتهای پیام/ ]]> بین الملل Mon, 17 Sep 2018 09:01:49 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcjhyettuqemvz.fsfu.html هیلاری کلینتون: دموکراسی آمریکایی در بحران به سر می‌برد http://www.nedayeenghelab.com/vdcev78xojh8pzi.b9bj.html به گزارش ندای انقلاب، هیلاری کلینتون وزیر خارجه سابق آمریکا و نامزد دموکرات ها در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۱۶ میلادی در مطلبی که در وبگاه آتلانتیک منتشر شده است، نوشت: حدود ۲ سال از موفقیت دونالد ترامپ در کسب آراء کافی کالج الکترال گذشته است تا بتواند رئیس جمهور ایالات متحده شود. یک روز پس از پیروزی ترامپ من در سخنرانی اعلام کردم که "ما به او یک ذهن باز و شانس برای اداره و هدایت کشور بدهکار هستیم." امیدوار بودم که این ترس و نگرانی ام از بین برود. ولی این نگرانی ها از بین نرفت.وی در ادامه افزود: در حدود ۲۱ ماهی که از ریاست جمهوری ترامپ گذشته است، وی به تعهداتی که در مبارزات انتخاباتی وعده داده بود، پایبند نبوده است. نمونه بارز و آشکار این مساله، ظلم و ستمی است که دولت ترامپ علیه خانواده های مهاجرانی که به مرز رسیده اند، روا داشته است، از جمله جدا کردن کودکان از پدر و مادرشان، کودکانی که برخی از آنها تنها ۸ ماهه هستند.به نوشته نیویورک تایمز دولت ترامپ هنوز ۱۲۸۰۰ کودک را در مراکز نگهداری، بازداشت کرده است، آن هم بر خلاف اعتراضات و احکام صادر شده از سوی دادگاه ها. نارضایتی گسترده‌ای نسبت به عملکرد رئیس جمهور و بی توجهی وی نسبت به پورتوریکو وجود دارد. پس از طوفان سهمگین ماریا که این جزیره را به شدت درنوردید، پاسخ و واکنش دولت ترامپ به هیچ وجه کافی نبوده است. حدود ۳ هزار آمریکایی جان خود را از دست دادند. اکنون ترامپ منکر این مساله شده است که مرگ و میرها ناشی از طوفان بوده است. و البته علی رغم محکومیت چندین افسر اطلاعاتی روسی به خاطر هک کردن کمیته ملی حزب دموکرات در سال ۲۰۱۶ میلادی، ترامپ همچنان این حمله جدی علیه کشور ما توسط یک قدرت حقه باز خارجی را رد می کند.ترامپ و اطرافیانش اقدامات ناپسند زیادی را انجام می دهند. تصور می کنم خیلی سخت است که بخواهیم چشمان خود را بر روی اقدامات نادرست و ناپسند دولت ترامپ ببندیم. بی شک مهمترین وظیفه حفاظت از دموکراسی آمریکایی است. و شهروندان نیز مهمترین مسئولیت و وظیفه ما هستند. در شرایط کنونی دموکراسی ما در بحران قرار دارد. من از کلمه بحران به سادگی و آرامی استفاده نمی کنم. البته هیچ تانکی در خیابان ها وجود ندارد. بدرفتاری دولت ترامپ شاید در برخی زمینه ها محدود شده باشد البته در شرایط کنونی که آن هم ناشی از بی کفایتی آن است. ولی نهادها و سنت های دموکراتیک ما تحت محاصره و اشغال قرار دارند. ما باید هر اقدام لازمی را برای مبارزه با این وضعیت انجام دهیم. هیچ زمانی برای از دست دادن نداریم. به نظر من ۵ جبهه اصلی وجود دارد که این حمله به دموکراسی ما انجام شده است.نخست یورش و حمله ترامپ به حاکمیت قانون است. جان آدامز در تعریف یک جمهوری نوشته است "دولت قوانین نه دولت افراد." این ایده دو اصل اساسی دارد: هیچ کس حتی یک رهبر قدرتمند و مقتدر فراتر از قانون نیست و همه شهروندان در برابر قانون مساوی هستند. ولی ترامپ کاملا مغایر با این اصول رفتار می کند. وی در مصاحبه با نیویورک تایمز گفته است: من این حق مطلق را دارم تا هر آنچه می خواهم با وزارت دادگستری انجام دهم.در ماه ژانویه نیز وکلای ترامپ نامه ای را برای رابرت مولر دادستان ویژه پرونده دخالت روسیه در انتخابات آمریکا ارسال کردند و همین استدلال بار دیگر مطرح شده است: اگر ترامپ در تحقیقات دخالت می کند، این به معنای ممانعت از اجرای عدالت نیست، تنها به خاطر آن است که ترامپ رئیس جمهور است.نیویورک تایمز همچنین گزارش داده است که ترامپ به دستیارانش در کاخ سفید گفته است که وی انتظار داشته تا جف سشنز دادستان کل آمریکا از وی حمایت کند فارغ از اینکه قانون چه می گوید. جیم کومی نیز در این باره گفته است که ترامپ خواستار آن بوده است که مدیر اف بی آی وفاداری خود را نه تنها به قانون اساسی بلکه ترامپ نشان دهد. وی همچنین از وزارت دادگستری خواسته است تا مخالفان سیاسی را تحت تعقیب قرار دهد، اقدامی که مغایر با سنت های دموکراتیک آمریکا است.دوم آنکه، مشروعیت انتخابات ما در شک و تردید قرار دارد. مداخله مداوم روسیه باقی است و ترامپ هیچ گونه عزم و اراده‌ای برای متوقف کردن این اقدامات و محافظت از ما در برابر دخالت های روسیه ندارد. سرکوب رای دهنده وجود دارد و به نظر من این اقدامات غیرقانونی است.سوم، رئیس جمهور در حال جنگ با حقیقت و عقل و منطق است. اوایل ماه جاری ترامپ در ۱۲۰ دقیقه بیش از ۱۲۵ اظهارنظر اشتباه یا گمراه کننده داشت، این مطلب را روزنامه واشنگتن پست اعلام کرده است. این یک رکورد شخصی برای ترامپ به شمار می رود.بر اساس اعلام این روزنامه، ترامپ تا امروز بیش از ۵ هزار ادعای نادرست یا گمراه کننده داشته است که این رقم معادل ۳۲ ادعای نادرست در روز بوده است.ترامپ غالبا ارتباط مثبت و دوستانه ای را رسانه های خبری و خبرنگاران و روزنامه نگاران ندارد. هیچ کس دوست ندارد که هدف انتقادات رسانه های گروهی و خبری واقع شود ولی وقتی شما یک مقام دولتی هستید، ممکن است آماج انتقادات قرار گیرید. شما با انتقادات زیادی روبرو می شوید. یاد می گیرید که آن را بپذیرید ولی نباید با سوء استفاده از قدرت خود به دنبال محدود کردن آزادی رسانه ها باشید. ترامپ هرگز تمایل خود را پنهان نمی کند. وی در پاسخ به سئوال یک خبرنگار که از وی پرسیده بود "چرا شما همواره به رسانه ها حمله می کنید"، گفته است: این کار را انجام می دهم تا همه شما را بی اعتبار کنم و وقتی مطالب منفی درباره من بنویسید، هیچ کسی مطالب شما را باور نمی کند.چهارم، فساد گسترده و فراگیر دولت ترامپ.با توجه به اینکه دولت ترامپ وعده داده است تا باتلاق فساد را تخلیه کند ولی این مساله شگفت آور است که چگونه رئیس جمهور و کابینه او پر از تضاد منافع تجاری ، سوء استفاده از قدرت، و نقض قوانین اخلاقی است. ترامپ نخستین رئیس جمهور آمریکا در ۴۰ سال اخیر است که حاضر به انتشار گزارش مالیاتی اش نشده است. وی حاضر به اعلام دارایی هایش نشده است. این مساله موجب ایجاد تضاد بی سابقه منافع شده است. آن هم در شرایطی که لابی کننده های صنعتی، دولت های خارجی و سازمان های جمهوریخواه با شرکت های ترامپ همکاری های تجاری و اقتصادی دارند. آنها به طور مستقیم پول در جیب ترامپ سرازیر می کنند. وی از ریاست جمهوری اش منافع تجاری و اقتصادی می برد.پنجم، ترامپ وحدت ملی را تضعیف می کند، وحدتی که دموکراسی را ممکن می کند. دموکراسی آمریکا امروز در وضعیت نگران کننده ای قرار دارد. ترامپ با عملکرد خود حتی وانمود نمی کند که رئیس جمهور همه آمریکایی هاست. خیلی سخت است که از اظهارات نژادپرستانه ترامپ چشم پوشی کنیم. وقتی که می گوید، مهاجران آفریقایی و هائیتی از کشورهای چاه فاضلاب هستند. زمانی که می گوید، به قضات نمی توان اعتماد کرد آن هم به دلیل میراث مکزیکی آنها.نمی دانم آیا ترامپ از درد و رنج مردم پورتوریکو به این دلیل چشم پوشی و بی توجهی می کند که نمی داند آنها هم شهروندان آمریکا هستند، چون آنها را افرادی با پوست قهوه ای با نام خانوادگی لاتین می داند که شاید از او حمایت و طرفداری نمی کنند. ترامپ به هیچ وجه جنایات علیه مسلمانان را محکوم نمی کند. البته ترامپ برای دفاع از همفکران و طرفدارانش به سرعت عمل می کند، همان طور که در رویدادهای تلخ شارلوتزویل شاهد آن بودیم.و این چیزی نیست که تنها ترامپ می گوید. از همان روز نخست، دولتش نیز حقوق شهروندی را تضعیف کرده است، حقوقی که نسل ها قبل برای حمایت و دفاع از آنها تلاش زیادی کرده است. نمونه های زیادی از این مساله وجود دارد مثل ممنوعیت سفر مسلمانان به آمریکا و ممنوعیت تراجنسیتی ها برای خدمت در ارتش.ولی چگونه به اینجا رسیدیم؟ترامپ شاید منحصرا با حاکمیت قانون ، اخلاق در خدمات عمومی، و مطبوعات آزاد خصومت داشته باشد. ولی یورش و حمله به دموکراسی ما با انتخاب او آغاز نشده است. و این علامتی است که ما را به خطر می اندازد. کالبد سیاسی مان را مانند بدن انسان در نظر بگیرید، نظارت های قانونی، معیارهای دموکراتیک و نهادهای دموکراتیک و شهروندان آگاه همه و همه نقش مهمی در ایمن سازی سیستم سیاسی در برابر بیماری اقتدارگرایی دارد.در عین حال، چند قطبی شدن افراطی اکنون فراتر از امور سیاسی گسترش یافته و همه بخش های فرهنگ ما را نیز فراگرفته است. یک مطالعه نشان می دهد که در سال ۱۹۶۰ میلادی تنها ۵ درصد جمهوریخواهان و ۴ درصد دموکرات ها گفته بودند که از ازدواج پسر یا دخترشان با یکی از اعضای حزب دیگر ناراحت خواهند شد. در سال ۲۰۱۰ بیش از ۴۹ درصد جمهوریخواهان و ۳۳ درصد دموکرات ها گفته اند که از این مساله خشمگین می شوند.تقویت هویت حزبی می تواند توضیح دهد که چرا بسیاری از جمهوریخواهان همچنان به حمایت از رئیس حمهوری ادامه می دهند که هیچ تناسبی برای اداره امور کشور ندارد.انتهای پیام/ ]]> بین الملل Mon, 17 Sep 2018 08:39:20 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcev78xojh8pzi.b9bj.html پامپئو: برجام شکست خورده و باید رهایش کرد http://www.nedayeenghelab.com/vdcg3z9wwak93q4.rpra.html به گزارش ندای انقلاب، «مایک پامپئو» وزیر خارجه آمریکا بامداد یکشنبه مدعی شد که توافق هسته‌ای ایران در مسدود کردن تمام راه‌ها به سلاح اتمی شکست خورد و باید آن را رها کرد.پامپئو طی اظهار نظر در صفحه شخصی توئیتر خود نوشت: «کاری که جان کری (وزیر خارجه پیشین آمریکا) از طریق تعامل با رژیم ایران، بالاترین حامی دولتی تروریسم در جهان، انجام داد ناخوشایند، بی‌سابقه و ناسازگار با سیاست خارجی ایالات متحده بود».وی با ادعای اینکه توافق هسته‌ای ایران شکست خورده است، افزود: «رهایش کنید. برجام تمام راه‌های ایران برای ساخت سلاح اتمی را مسدود نکرد، که برخلاف چیزی است که به مردم آمریکا قالب شد».طی روزهای اخیر جدال لفظی بین مقامات فعلی دولت آمریکا با کری بالا گرفته است. «دونالد ترامپ» رئیس‌جمهور آمریکا روز جمعه در واکنش به ادعاهای کری مبنی بر انجام چند دیدار با «محمد جواد ظریف» وزیر خارجه ایران در هفته‌های اخیر (+) گفت که این مذاکرات کری غیرقانونی بود.کاخ سفید پیش از این، با انتقاد از وزیر خارجه دولت اوباما بخاطر دیدارها با ظریف، اقدام او را «شرم‌آور» و «نامناسب» توصیف کرد.ترامپ اردیبهشت ماه امسال با متهم کردن ایران به تلاش برای دستیابی به سلاح اتمی، مخفی کردن «ابعاد نظامی برنامه هسته‌ای» و دخالت در امور کشورهای منطقه، خروج آمریکا را از برجام اعلام کرد. وی همچنین گفت که تحریم‌های پیشین هسته‌ای و تحریم‌های سخت‌تر در بازه ۹۰ تا ۱۸۰ روزه علیه ایران باز خواهند گشت.ایران و پنج کشور عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل (آمریکا، فرانسه، انگلیس، روسیه و چین) به علاوه آلمان در تیرماه سال ۱۳۹۴ به توافقی دست یافتند که قرار بود در ازای ایجاد محدودیت در بخش‌هایی از فعالیت‌های هسته‌ای ایران، همه تحریم‌های بین‌المللی و یکجانبه مرتبط با برنامه هسته‌ای ایران را رفع کند.منبع : فارسانتهای پیام/ ]]> بین الملل Sun, 16 Sep 2018 08:03:56 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcg3z9wwak93q4.rpra.html شیعیانی که حق عزاداری در منزل خود را هم ندارند/ عزاداری برای امام حسین برای کودکان مناسب نیست! http://www.nedayeenghelab.com/vdcbsgbf9rhb08p.uiur.html به گزارش ندای انقلاب، پایگاه اینترنتی «قفقاز اسلام» سایت رسمی اداره مسلمانان قفقاز نوشت: این اداره با صدور بیانیه ای تاکید کرد خروج دسته های عزاداری از مساجد و حضور دسته های سوگواران در خیابان های شهرها و روستاهای جمهوری آذربایجان ممنوع است.اداره مسلمانان قفقاز همچنین به روحانیون و خطبای مساجد دستور داده است براساس متون واحدی که این اداره تهیه می کند، در مساجد سخنرانی کنند. اداره مسلمانان قفقاز همچنین نصب پرچم های عزاداری در خارج از مساجد جمهوری آذربایجان را ممنوع کرده است. برگزاری مجالس عزاداری در منازل مردم جمهوری آذربایجان نیز ممنوع شده است. جیحون بایرام اف، وزیر آموزش جمهوری آذربایجان نیز به مدیران مدارس و متولیان مساجد این کشور دستور داد با حضور دانش آموزان در مراسم عاشورا بطور جدی برخورد کنند.در صورت تخطی از این دستور العمل، مدیران مدارس سه هزار منات و متولیان مساجد دو هزار منات جریمه خواهند شد.مبارز قربانلی، رییس کمیته دولتی امور گروه های دینی جمهوری آذربایجان نیز تاکید کرد عزاداری در جمهوری آذربایجان و برگزاری مراسم عاشورا باید در چارچوب فتوای اداره مسلمانان قفقاز برگزار شود.همچنین، پایگاه اینترنتی «ریپورت» خبر داد مبارز قربانلی، رییس کمیته دولتی امور گروه های دینی تاکید کرد باید در جمهوری آذربایجان ، مجالس عزاداری محرم فقط در داخل مساجد برگزار شود و فتاوی مراجع دینی سایر کشورها نباید در جمهوری آذربایجان اجرا شود.سیاووش نوروزوف، رییس "کمیته امور گروه های دینی و اتحادیه های اجتماعی" مجلس جمهوری آذربایجان نیز تاکید کرد: « نحوه برگزاری مراسم های ماه محرم در سایر کشورهای مسلمان ، هیچ ارتباطی به جمهوری آذربایجان ندارد و رویکرد به محرم باید در جمهوری آذربایجان ، نوگرایانه باشد.»از سوی دیگر ، حجت الاسلام ایلقار ابراهیم اوغلو با انتشار ویدئویی در صفحه فیسبوک خود در واکنش به مخالفت عناصر لائیک و برخی نمایندگان مجلس و مقامات کمیته دولتی امور گروه های دینی جمهوری آذربایجان با حضور کودکان و نوجوانان در مجالس عزاداری ماه محرم تاکید کرد: «شرکت در مجالس عزای امام حسین (ع) از نظر پرورش فکری ، افزایش آگاهی و دانش ، و همچنین از نظر گرفتن درس عبرت و منطبق کردن رفتار کودکان با والدین و تقویت نهاد خانواده و نیز از نظر حفظ و حراست از ارزش های ملی و معنوی و مهمتر از همه، تربیت و پرورش انسان های با شخصیت، تاثیری بی نظیر دارد..»رهبر «جمعیت دینی جمعه» جمهوری آذربایجان افزود : « به همین علت، همانطور که ملت ما در طول اعصار متمادی از مکتب عاشورا بهره مند شده است و فرزندان مان از چشمه های این مکتب سیراب شده اند ، ان شاء الله با عنایت خداوند ، این سنت را حفظ خواهیم کرد و با کمک همین مکتب ان شاء الله وطن مان را نیز از بیگانگان آزاد خواهیم کرد..»منبع :‌مشرقانتهای پیام/ ]]> بین الملل Sun, 16 Sep 2018 07:34:03 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcbsgbf9rhb08p.uiur.html رد پای سرویس جاسوسی سعودی در ناآرامی‌های بصره http://www.nedayeenghelab.com/vdcdxz0soyt09f6.2a2y.html به گزارش ندای انقلاب، شبکه ماهواره‌ای «العهد» عراق شنبه به نقل از منابع اختصاصی فایل‌‌های صوتی منتشر کرد که حکایت از آن دارد که سرویس استخبارات عربستان سعودی در حوادث چند روز گذشته استان بصره عراق دست دارد.این شبکه اعلام کرد که فایل‌های صوتی به دست آمده نشان می‌دهد که اطلاعات سعودی اقدام به جذب افرادی در عراق برای استفاده از آن‌ها در مواقع حساس کرده است.علاوه بر این، استخبارات سعودی با کمک افراد جذب شده، تحرکات خودروهای امنیتی و پلیس و اوضاع تأسیسات حیاتی و حساس در مناطق مختلف را رصد می‌کرد.در این فایل‌ها، افراد عراقی اطلاعات لازم از قبیل «ورود و خروج» افراد امنیتی، فرماندهان ارتش و پلیس را در اختیار افسر سعودی به نام «ابو خالد السعودی» که توجه ویژه به استان بصره دارد، قرار می‌دهند.این افسر سعودی در یکی از تماس‌های خود با افراد عراقی، از یکی از آن‌ها می‌خواهد اقدام به تهیه عکس و فیلم از نیروهای امنیتی و موضع میدانی آن‌ها کنند.فرد عراقی که با ابو خالد سعودی گفت‌وگو می‌کند، از ورود اخیر یک گردان از نیروهای نظامی به استان بصره خبر می‌دهد.افسر سعودی به طرف عراقی: «ببین به کجا می‌روند، از کجا آمدند. از موقعیتشان عکس بگیر. یک سری نیرو دارند که نزدیک پل "الزبیر" آمده‌اند».افسر سعودی: «این نیروها به بصره آمدند یا اینکه بین بصره و "پل" الزبیر هستند، یک سری از آن‌ها الزبیر را رد کردند».در بخشی دیگر از سخنانی که بین این دو رد و بدل شده، آن‌ها در مورد موقعیت مراکز نیروهای الحشد الشعبی گفت‌وگو می‌کنند.افسر اطلاعاتی سعودی در مکالمه تلفنی از طرف عراقی می‌خواهد نوع مراکز الحشد الشعبی و اینکه آموزشی هستند یا نه و اینکه این مقرها، اصلی بوده یا فرعی را مشخص کند.به گزارش شبکه العهد، بررسی فایل‌های لو رفته نشان می‌دهد که عربستان سعودی برای کسانی که با آن‌ها از داخل عراق همکاری می‌کنند، پول و هدایای زیادی می‌دهند.بر اساس فایل‌های صوتی، استخبارات عربستان سعودی علاوه بر جنوب، یک سیستم جاسوسی گسترده‌ در غرب، مرکز و شمال عراق ایجاد کرده است.در جریان ناآرامی‌های دیروز استان بصره، برخی از افراد به مراکز دولتی و ساختمان‌های احزاب و نیروهای الحشدالشعبی و کنسولگری ایران در شهر بصره یورش بردند و آنجا را به آتش کشیدند.از چهارشنبه هفته گذشته که ناآرامی‌ها در استان بصره شروع شده، ۱۱ نفر کشته و ده‌ها تن دیگر زخمی شده‌اند.انتهای پیام/ ]]> بین الملل Sun, 09 Sep 2018 08:32:27 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcdxz0soyt09f6.2a2y.html روایت «جان کری» از شیوه فریب دادن هیات مذاکره‌کننده ایرانی http://www.nedayeenghelab.com/vdcgqz9w7ak93q4.rpra.html به گزارش ندای انقلاب، توافق هسته‌ای ایران و ۱+۵ موسوم به برجام، علی‌رغم خروج آمریکا از آن همچنان خبرساز است. هنوز کشورهای اروپایی مدعی ادامه تعهد به آن هستند، هرچند که در عمل گام‌های چندانی برای اثبات این تعهد برنداشته‌اند.برجام، نتیجه یک روند مذاکره تقریبا دو ساله است؛ مذاکراتی که از همان ابتدا بر محرمانه بودن آن تاکید می‌شد. بنابراین همواره روند شکل‌گیری توافقی که برخی در ایران حصول آن را جشن گرفتند، در هاله‌ای از ابهام باقی مانده است. اما وزیر خارجه سابق آمریکا در کتاب خاطراتش که به تازگی منتشر شده روایت طرف آمریکایی را از چند و چون توافق در جریان مذاکرات هسته‌ای شرح داده است. البته بدیهی است که او نیز تنها خلاصه‌وار به برخی نکات مدنظر خود اشاره کرده و همه مذاکرات را شرح نداده است.او فصل هجدهم این کتاب که نام «Every Day is Extra» را برایش انتخاب کرده را به بازگو کردن تجربیات و خاطرات خود از مذاکره با گروه‌ ۱+۵ و طرف ایرانی اختصاص داده است. وی در این فصل نوشته‌های خود را از پیش از آن‌که وزیر خارجه شود و از زمان برخی تماس‌ها در عمان آغاز کرده است.در این گزارش، بخشی از فصل ۱۸ کتاب که روایت طرف آمریکایی را از روزهای پایانی مذاکرات هسته‌ای بیان می‌کند منتشر کرده‌ایم، با این توضیح که انعکاس این روایت، منعکس‌کننده مواضع خبرگزاری فارس نیست و بدیهی‌ست که اصلا بعید نیست که روایت طرف آمریکایی مخدوش و غیرقابل اعتماد باشد. اما به هر حال اکنون این کتاب در دسترس است و روایت کری در اقصی‌نقاط جهان خوانده می‌شود.یکی از ماجراهایی که در این بخش از کتاب، جان کری به شرح آن پرداخته جمله معروف «هرگز یک ایرانی را تهدید نکنید» است که ظاهراً محمد جواد ظریف آن را در بگو مگو با فدریکا موگرینی مطرح کرده بود. رسانه‌های بین‌المللی تیرماه سال ۱۳۹۴ به طور گسترده ماجرای این جمله را به نقل از یک دیپلمات روس مطرح کرده بودند. جان کری هم در کتابش به آن پرداخته است. او روایت خود را از بن‌بست در مذاکره با ایران این‌چنین آغاز کرده است: «یک روز عصر، ارنست مونیز (وزیر انرژی سابق آمریکا) و من در اتاق اصلی مذاکره در طبقه دوم با ظریف و صالحی ملاقات کردیم. اینطور به نظرمان می‌رسید که انگار ایرانی‌‌ها به بن‌بست خورده بودند. درباره اهداف و مسیرشان دچار تردید بودند و یا اینکه منتظر دستوراتی از تهران بودند. به خودمان که آمدیم دیدیم یکبار دیگر صدایمان را روی هم بالا برده‌ایم.»جان کری در ادامه نوشته است: «یکی از دستیارانم داخل اتاق آمد و گفت صدایمان سالن پایین را برداشته و کل طبقه حرف‌هایمان را می‌شنوند. اندکی بعد نزد فرانک والتر اشتاین‌مایر، وزیر خارجه آلمان رفتم. به طعنه گفت از چیزهایی که شنیده اینطور دستگیرش شده که ظاهراً ملاقاتم با ظریف، سازنده بوده است.این‌طور نبود. روز بعد، مسائل مطرح‌شده در گفت‌وگوی طولانی‌مان را به سایر وزرای خارجه گروه ۱+۵ منتقل کردم. چند ساعت روی پیشنهادهایی کار کردیم که بتواند برخی از شکاف‌ها میان دو طرف در مسائل اختلافی را برطرف کند.»جان کری و سایر وزرای خارجه ۱+۵ بعد از این دیدار، ظریف را به یک سالن کنفرانس بزرگ دعوت می‌کنند. او نوشته ظرف مدتی کوتاه نتایج حاصل‌شده در نشست داخلی ۱+۵ را برای ظریف توضیح داده‌اند که او هم بلافاصله و بدون هیچ تأملی آنها را رد کرده است.کری در ادامه نوشته است: «ظریف، در حالی که بلند می‌شد تا جلسه را ترک کند فریاد می‌زد: "این توهین‌آمیز‌ است. شما می‌خواهید من را تهدید کنید. هیچ‌وقت یک ایرانی را تهدید نکنید." سکوت مختصری حاکم شد تا اینکه سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، یخ فضا را شکست و گفت: "یک روس را هم همینطور."»او اضافه می‌کند: «طعنه لاوروف باعث شد برخی خنده‌های عصبی سر دهند، ولی جلسه به پایان رسید. ناامید، برای صرف شام با تیم مذاکره‌کننده آمریکا راهی سالن غذاخوری شدم. دور یک میز گرد و بزرگ نشستیم و هنگام صرف ششمین شنیتسل وینی آن هفته، درباره آنچه رخ داده بود، حرف زدیم. برای اولین بار از موقع شروع گفت‌وگوها به این فکر می‌کردم که باید وین را بدون توافق ترک کنیم.»البته، ترک وین بدون توافق اتفاق نیفتاد و کری و ظریف-چنانکه دست‌کم حالا پیدا است- سرانجام توانسته‌اند اختلافات را حل کنند. وزیر خارجه سابق آمریکا فرآیند رسیدن به این مرحله پایانی را شرح داده است. کری نوشته فردای آن روز به اتاق ظریف رفته و با او صحبت کرده است: «حرف‌هایم را اینطور شروع کردم: "جواد، می‌خواهی این کار به سرانجام برسد یا نه؟ کمی درباره مخاطرات موجود و مسیری که پیموده بودیم تا به جایی برسیم که در آن قرار داشتیم صحبت کردیم. جواد به من گفت که با تهران صحبت کرده و تصورش این است که پاسخ آنها به برخی از ایده‌هایی که داشته سازنده بوده. می‌خواست با هم رایزنی کنیم ببینیم می‌توانیم از لبه پرتگاه دور شویم یا خیر. گفتم تمایل دارم حرف‌هایشان را بشنوم، اما برخی موارد معین هستند که نمی‌توانیم نادیده‌شان بگیریم. آن گفت‌وگو را با این احساس ترک کردم که جواد شب گذشته فکر کرده و برخی مسائلی که تصور می‌کرد غیرقابل عبور هستند را حل کرده است.»اختلافات، اما آن‌طور که از روایت کری برمی‌آید تا ۱۳ جولای، یعنی تنها یک روز قبل از نهایی شدن برجام ادامه داشته‌اند. در این روز، ظریف در جلسه‌ای که در اتاق تیم آمریکایی در هتل کوبورگ جریان داشت در حال برشمردن دلایل مخالف بودن ایران با نهایی شدن توافق بوده که ظاهراً اتفاقات بعدی، روال ماجرا را تغییر داده است.کری ماجرا را اینطور شرح می‌دهد: «هر روز می‌گذشت اما ظریف هنوز قادر نبود خودش را به جایی برساند که بله بگوید. عصر ۱۳ جولای که هفدهمین شب حضور ما در وین بود، ظریف، لاوروف، فدریکا موگرینی، مسئول جدید سیاست خارجی اتحادیه اروپا را به اتاق آمریکا در کوبورگ دعوت کردم. فدریکا جایگزین کاترین اشتون شده و همان موقع به شناخت خوبی از ظریف و لاوروف رسیده بود. با پاهای درب و داغانم که روی یک صندلی گذاشته شده بود نشسته بودم و داشتیم به حرف‌های ظریف گوش می‌کردیم که داشت دلایل خودش را درباره اینکه چرا توافقی که ما در حال حرکت به سمتش بودیم به اندازه کافی برای ایران خوب نبود را یکی یکی علامت می‌زد. نزدیک‌های نیمه‌شب، لاوروف که قصد داشت روز بعد عازم ازبکستان شود حرف‌هایش را قطع کرد و گفت: "جواد، شاید مسئله این است که اصلاً اختیار توافق کردن را نداری؟ اگر اینطور است، به ما بگو. داری وقتمان را تلف می‌کنی".»وزیر خارجه سابق آمریکا نوشته سخنان لاوروف، ظریف را عصبانی کرده و باعث شده که او برای خروج از اتاق جلسه به سمت درب برود، اما توانسته منصرفش کرده و بار دیگر او را سر میز برگرداند. او نوشته است: «ظریف از حرف‌های تحریک‌آمیز لاوروف خشمگین شد. مخالفت شدیدش با طعنه لاوروف را اینطور نشان داد که با عصبانیت از روی مبل بلند شد و به سمت در رفت. با حداکثر سرعتی که می‌توانستم از جایم پریدم و تلوتلوخوران با عصایم به سمتش دویدم تا جلویش را بگیرم. در حالی که تلاش می‌کردم ظریف را آرام کنم به او گفتم:"این را می‌دانم که سرگئی نمی‌خواست به تو توهین کند. ساعت‌های سخت و طولانی را صرف این کار کرده‌ایم و حالا قابل درک است که تنش‌ها اوج گرفته‌اند. ما تصور نمی‌کنیم کار دیگری باشد که بتوانیم انجام بدهیم. توافق، اینجا است. لحظه حقیقت فرا رسیده؛ می‌خواهی آن را بپذیری یا ردش می‌کنی؟ بعد از چند لحظه، اذعان کرد که آماده پذیرفتن توافق است؛ فقط -از میان چندین موردی که مطالبه کرده بود- یک چیز دیگر می‌خواست تا توافق را از دیدگاه خودش منصفانه کند.»جان کری، بعد از این اتفاق سراغ اعضای تیم مذاکره‌کننده آمریکایی رفته و نظر آنها را درباره اعطای یک امتیار دیگر به ایران، به منظور مجاب کردن ظریف جویا شده؛ با وجود این، او از همکارانش خواسته امتیازی را پیشنهاد دهند که اهمیت چندانی نداشته و هزینه‌ای برای طرف آمریکایی ایجاد نکند.در کتاب کری ماجرا اینطور شرح داده شده است: «با سرعت هر چه تمام‌تر به اتاق بغلی رفتم. رابرت مالی از شورای امنیت ملی [آمریکا]، جان فاینر و وندی شرمن در آنجا منتظر تازه‌ترین خبرها بودند. " چیزی پیدا کنید که بدون هزینه‌تراشی برای ما و بدون اینکه ذره‌ای در مسائل اساسی تغییر ایجاد شود باعث شود او (ظریف) بتواند مشکلات را پشت سر بگذارد. تنها مانعی که الان وجود دارد همین است. نظری دارید؟" نگاه کردم و دیدم که همه شانه بالا می‌اندازند.» طبق ادعای کری، در این نقطه سرپرست کارشناسان مسائل تحریمی آمریکا پیشنهادی مطرح کرده که خودش هم فکر نمی‌کرده مورد موافقت ظریف واقع شود. جان کری، اما این پیشنهاد را نزد ظریف برده و به تأیید وی رسانده است. در کتاب آمده است: «کریس بک‌مایر، کارشناس مسائل تحریمی ما با احتیاط شروع به صحبت کردن کرد و گفت: "یک چیزی هست..." خزانه‌داری آمریکا از قبل آماده شده بود نام ۱۲ نفر از کسانی که در فهرست ایرانی‌های تحت تحریم قرار داشتند را از این فهرست خارج کند. ما آن موقع، از این تصمیم برای لحظه‌ای مثل حالا صرفنظر کردیم و این کارتی بود که ایالات متحده در جیب عقب ما گذاشته بود. حالا وقتش بود که آن را بازی کنیم. کریس توصیه کرد: "اینها آدم‌های چندان اثرگذاری نیستند. ممکن است [خروج این افراد از فهرست تحریم‌ها] کافی نباشد.". اما من می‌دانستم که چیزی که اهمیت داشت ژست این مسئله و احترام گذاشتن به تصمیم‌های سختی بود که ایرانی‌ها گرفته بودند. عصایم را قاپیدم و به سمت در رفتم. دوباره وارد اتاقی شدم که سرگئی و جواد در آن نشسته بودند. به جواد گفتم ما می‌خواهیم برای اینکه کار را به خاتمه برسانیم، یک گام دیگر برداریم. فهرست اسامی‌ای که آماده بودیم آنها را از تحریم‌ها خارج کنیم را به او دادم و پرسیدم: "توافق تمام است؟"بعد از نیمه شب بود و فرصت یا انرژی زیادی برای جشن گرفتن باقی نمانده بود. بعد از آنکه با هم دست دادیم، به اتاقم برگشتم و در آنجا با رئیس‌جمهور تماس گرفتم تا خبر را به او برساند.او از من تشکر کرد و من از او تشکر کردم. به او گفتم خودم را برای مبارزه‌ای که با کنگره پیش رو داریم آماده می‌کنم. توافقی که می‌خواستیم را به دست آورده بودیم، حالا باید نگهش می‌داشتیم.»منبع : فارسانتهای پیام/ ]]> بین الملل Sun, 09 Sep 2018 08:10:41 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcgqz9w7ak93q4.rpra.html درآمد هنگفت شاهزادگان سعودی از دختران عرب و آفریقایی http://www.nedayeenghelab.com/vdcdfz0skyt09f6.2a2y.html به گزارش ندای انقلاب، «قاچاق انسان» که شکل جدید برده‌ داری در عصر حاضر محسوب می شود، امروزه در کشوری مانند عربستان سعودی به یک تجارت غیرقانونی و البته منبعی پر درآمد تبدیل شده است. آنچه بر این گفته مهر تایید می زند، گزارش سازمان بین المللی حقوق بشری است، به عنوان مثال فوریه ۲۰۱۴ میلادی، نشریه آمریکایی «فرانت پیج» در گزارشی پس از استناد به منابع موثق تاریخی، تاکید می کند: هر چند پادشاهی سعودی در سال ۱۹۶۲ میلادی تحت فشارهای خارجی، به برده ‌داری و برده ‌کشی پایان داده بود، ولی ایده برده ‌داری در میان سعودی‌ ها ریشه ای عمیق دارد و همچنان به اشکال مختلف علیه طیف های مختلف جامعه عربستان، در این کشور دنبال می شود.یکی از نمودهای آشکار و ملموس برده داری مدرن در عربستان شرکت های کاریابی سعودی هستند. تعامل این شرکت ها با کارگران خارجی بسیار توهین آمیز و به دور از ارزش‌های انسانی است. حتی گفته شده، یکی از این شرکت ها اقدام به عرضه شماری از کارگران زن خارجی خود در بازار و اجاره ساعتی آنها کرده است. «ازدواج اجباری» از اشکال دیگر برده داری مدرن در عربستان است که موجب بالا رفتن میانگین تجرد در میان زنان عربستانی شده است، به گونه ای که آمارهای رسمی نشان می دهد، تجرد و عدم ازدواج در ۴ سال اخیر نسبت به دوره مشابه رشدی ۱۰۰ درصدی داشته است. عواملی چون تعصبات نژادی، قبیله ای، طایفه ای و یا طمع حفظ اموال موجب رشد پدیده ازدواج اجباری در عربستان شده است.از دیگر نمادهای برده داری مدرن می توان به قاچاق اتباع کشورهای یمن، سودان، اتیوپی، اریتره، سومالی و غیره به عربستان اشاره کرد. اغلب این افراد را کودکانی تشکیل می دهند که به خاطر فقر مقابل مبلغی ناچیز از خانواده هایشان خریده می شوند تا با سرنوشتی سیاه تر در عربستان مواجه شوند. تلویزیون عربستان در سال ۲۰۱۳ برای اولین بار گزارشی از باندهای قاچاق انسان در مرزهای یمن منتشر کرد و نشان داد، چگونه این باندها از کودکان یمنی خریده یا ربوده شده، در شهرهای مختلف عربستان جهت تکدی‌گری استفاده می‌ کنند.در این راستا، دسامبر سال گذشته مطبوعات عربستان از کشف باند قاچاق انسان در فرودگاه جده خبر داد که توسط یک افسر سعودی اداره می شده و اقدام به خرید دختران مصری به مبلغ هزار دلار و فروش آنها به طرف های دیگر در کشورهای دیگر منطقه می کردند.این درحالی است که وزارت کشور عربستان چندی پیش از فعالیت باندهای قاچاق و خرید و فروش اعضای بدن انسان از جمله بازاریابی برای برخی از اعضا در فضای مجازی خبر داد. خرید و فروش کلیه در این بازار مجازی رواج بسیاری دارد و قیمت آن از ۶۰ تا ۳۰۰ هزار ریال سعودی معامله می‌شود. نکته بسیار مهم آن است که نفوذ گسترده شاهزادگان سعودی در باندها و مافیای قاچاق انسان در عربستان است که سالیانه از این تجارت مبالغ هنگفتی کسب می کنند.به همین دلیل پس از اعلام عضویت عربستان سعودی در شورای حقوق بشر وابسته به سازمان ملل متحد ۵۰ کشور جهان با ارسال نامه ای به کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل، از «زید رعد الحسین»، کمیسر عالی شورای حقوق بشر و ناظر این شورا بر سازمان‌های حقوقی عربی خواستند، عضویت عربستان سعودی در شورای حقوق بشر را لغو کند.منبع :‌مشرقانتهای پیام/ ]]> بین الملل Tue, 04 Sep 2018 10:55:30 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcdfz0skyt09f6.2a2y.html