پایگاه خبری ندای انقلاب - پربيننده ترين عناوين :: rss_full_edition http://www.nedayeenghelab.com/ Wed, 18 Jan 2017 10:22:54 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://www.nedayeenghelab.com/skins/default/fa/{CURRENT_THEME}/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری تحلیلی ندای انقلاب http://www.nedayeenghelab.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری تحلیلی ندای انقلاب آزاد است. Wed, 18 Jan 2017 10:22:54 GMT 60 پسر خودکشی کرده حسن روحانی چرا در مرقد امام خمینی دفن شد؟+ عکس قبر http://www.nedayeenghelab.com/vdchvqnzk23ni-d.tft2.html به گزارش ندای انقلاب، یکی از کاربران روحانی فیس بوک با نام حاج رضوان در پُست آخرش در این شبکه اجتماعی نوشت: دیشب که برای زیارت به مرقد امام راحل رفته بودیم یکی از همراهان ما را سر مزار محمد فریدون(محمد روحانی) فرزند رئیس جمهور منتخب که سال ۱۳۷۶ فوت کردند کشاند ....پ.ن:- عکس را از اینترنت برداشتم . . .(اما الان هم به همین گونه است)-قبر فرزند رئیس جمهور منتخب در ایوان جنوبی صحن شهدا (حیاط مشرِف به متروی بهشت زهرا)- خودکشی؟!استغفرالله .....رسانه ها گزارش دادند پسر حسن روحانی در پی ناکامی عشقی خود کشی کرده استبه گزارش ندای انقلاب، بر اساس گزارش برخی رسانه ها، محمد فریدون پسر  دکتر حسن روحانی رئیس جمهور در سال 76 و در پی یک شکست عشقی، مرتکب گناه بزرگ خودکشی شد که با رایزنی های صورت گرفته اقوام وی با تولیت حرم حضرت امام خمینی، جنازه وی در این محل دفن شد.انتهای پیام/ ]]> سیاسی Tue, 15 Apr 2014 09:48:37 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdchvqnzk23ni-d.tft2.html طوفان خیره کننده ۲ ایرانی در هلند/ افزایش فرصت هنرنمایی کریم در اروپا +جدول و فیلم http://www.nedayeenghelab.com/vdcdnj0sfyt0kz6.2a2y.html به گزارش ندای انقلاب، لژیونرهای کشورمان در هفته ای که سپری کردیم در تیم‌های خود بازی کردند که در این میان زدن جمعا ۴ گل توسط علیرضا جهانبخش و رضا قوچان نژاد در لیگ هلند باعث شد تا عملکرد این دو لژیونر ایرانی بیش از پیش به چشم بیاید. عملکرد کامل لژیونرها را در ادامه بخوانید: هلند:آلکمار:در چارچوب رقابت‌های هفته هجدهم لیگ هلند دو تیم گو اهد ایگلز و آلکمار به مصاف هم رفتند که در پایان آلکمار با نتیجه ۳ بر یک حریف خود را شکست داد و سه امتیاز ارزشمند این دیدار بیرون از خانه را کسب کرد.جهانبخش در این دیدار دو بار و در دقایق ۸۵ و ۹۳ برای تیمش گلزنی کرد. گل اول جهانبخش با یک شوت زیبا به دست آمد و گل دوم این بازیکن نیز از روی نقطه پنالتی وارد دروازه شد. همچنین گل اول آلکمار نیز با پاس جهانبخش به ثمر رسید. جهانبخش که ۶ گل به ثمر رسانده با دادن ۵ پاس گل در رده سوم این بخش قرار دارد. دانلود هیرنوین:در جریان مسابقات هفته هجدهم اردیویژه هلند هیرنفین با حساب ۲ بر صفر مقابل دن هاخ پیروز شد که هر دو گل این دیدار را رضا قوچان نژاد به ثمر رساند. ستاره ایرانی ابتدا در دقیقه ۶۳ روی ریباند گلزنی کرد و یک دقیقه بعد در موقعیت تک به تک با دروازه بان حریف توانست دروازه دن هاخ را باز کند. قوچان نژاد با این ۲ گل ۹ گله شد و به رده چهارم جدول گلزنان لیگ هلند صعود کرد. دانلود تیم هیرنفین در دقیقه ۸۱ نیز یک ضربه پنالتی را توسط لارسن از دست داد. یونان:پانیونیوس:پانیونیوس در آخرین دیدار نیم فصل سوپرلیگ یونان در خانه آترومیتوس به برتری ۲-۱ رسید تا با ۲۸ امتیاز پشت سر المپیاکوس ۳۸ امتیازی در رده دوم قرار بگیرد. مسعود شجاعی که با رفتن کریم انصاری فرد تنها ایرانی پانیونیوس است در این دیدار ۹۰ دقیقه در میدان حاضر بود و پاس گل دوم تیمش را ارسال کرد. شجاعی که در این فصل ۴ گل هم به ثمر رسانده است، با این پاس به همراه دِلابلا و گری رودریگوئز با ۴ پاس گل صدرنشین این بخش شد. المپیاکوس: در این هفته، المپیاکوس هم که کریم انصاری‌فرد مهاجم ایرانی را به تازگی به خدمت گرفته است میهمان پلاتانیاس بود و این دیدار با تساوی دو بر دو به پایان رسید. در این دیدار کریم انصاری‌فرد در میدان حاضر نشد و در نیمکت ذخیره‌ها هم حضور نداشت.گل‌های المپیاکوس را در این بازی را ایدیه مهاجم نیجریه‌ای در دقایق ۴ و ۱۲ به ثمر رساند. المپیاکوس با این تساوی ۳۸ امتیازی شد و به صدرنشینی خود در سوپرلیگ یونان ادامه داد. روسیه:لیگ شانزدهم تیمی روسیه پس از برگزاری هفته هفدهم تعطیلاتی طولانی را تجربه خواهد کرد. (تا ۱۳ اسفندماه تعطیل به دلیل سرما خواهد بود) تیم فوتبال روستوف که سردار آزمون و سعید عزت الهی را در اختیار دارد تا پایان هفته هفدهم با کسب ۷ برد، ۴ تساوی و ۶ شکست با ۲۵ امتیاز در رتبه هفتم جدول رده بندی لیگ روسیه قرار گرفته است. همچنین ترک گروژنی که میلاد محمدی، دیگر بازیکن ملی‌پوش ایران را در ترکیب خود دارد تا پایان هفته هفدهم ۸ پیروزی، ۴ تساوی و ۵ شکست کسب کرده و با ۲۸ امتیاز در رتبه چهارم لیگ روسیه قرار گرفته است. گفتنی است؛ اسپارتاک مسکو تا کنون با کسب ۴۰ امتیاز صدرنشین لیگ روسیه است و فاصله زیادی با تعقیب کنندگان خود دارد. ترکیه:آلانیا اسپور:در چارچوب مسابقات هفته هفدهم سوپر لیگ ترکیه، تیم آلانیا اسپور در دیداری خانگی به مصاف ریزه اسپور رفت و با نتیجه ۳-۲ مغلوب ریزه اسپور شد. آلانیا اسپور اکنون با ۱۸ امتیاز در مکان چهاردهم جدول ۱۸ تیمی سوپرلیگ ترکیه است.گفتنی است سجاد شهباززاده، بازیکن ایرانی آلانیا اسپور در لیست ۱۸ نفره تیمش برای این بازی قرار نداشت. این بازیکن درخواست جدایی خود را به باشگاه ترکیه‌ای ارائه داده است.آمریکا:تورنتو:استیون (مهرداد) بیت‌آشور که همراه با تورنتو به دیدار فینال پلی‌آف کنفرانس MLS کاپ راه یافته بود مقابل تیم سیاتل ساندرز در ضربات پنالتی شکست خورد و طعم قهرمانی را نچشید. فصل جدید این رقابت‌ها از ۱۴ اسفندماه آغاز خواهد شد.قطر:السد:در جریان مسابقات هفته شانزدهم لیگ ستارگان قطر و در حساس‌ترین بازی لخویا توانست با نتیجه دو بر یک السد را از پیش رو بردارد تا به صدرنشینی خود در جدول رده بندی ادامه دهد.این دیدار تقابل تیم نخست جدول رده بندی با تیم دوم بود که با پیروزی تیم نخست یعنی لخویا به پایان رسید.این دیدار تا لحظات پایانی با تساوی یک بر یک دنبال می شد تا اینکه لخویا توانست گل پیروزی را در دقیقه ۸۹ به ثمر رساند تا یک گام دیگر به کسب جام نزدیک شود.مرتضی پورعلی گنجی و ژاوی در این دیدار هم در ترکیب اصلی به میدان رفتند اما نتوانستند مانع از شکست تیمشان شوند.الشحانیه:در هفته شانزدهم لیگ ستارگان قطر دو تیم الشحانیه و ام صلال به مصاف هم رفتند که این بازی با نتیجه تساوی بدون یک بر یک به پایان رسید. در این بازی پولادی نود دقیقه برای تیمش بازی کرد اما رحیم زهیوی غایب این دیدار بود.تیم الشحانیه که رحیم زهیوی و مهرداد پولادی را در اختیار دارد زیر نظر ایگور استیماچ سه بازی کرده که یک باخت و دو تساوی حاصل این نتایج بوده است. آنها با ۱۴ امتیاز در رتبه دوازدهم لیگ ستارگان قطر قرار گرفته اند. الاهلی:در هفته شانزدهم لیگ ستارگان قطر تیم الاهلی روز شنبه میهمان الوکره بود و با نتیجه ۲ بر صفر میزبان خود را شکست داد. محمد عرافه، بازیکن الوکره در دقیقه ۲۳ به اشتباه دروازه خودی را باز کرد و ۴ دقیقه پس از این گل نیز علی فریدون، هافبک جدید تیم الاهلی که جایگزین مجتبی جباری شده است، زننده گل دوم این تیم بود.تیم الاهلی با این پیروزی ۱۷ امتیازی شد و با رهایی از جمع نامزدهای سقوط به دسته پایین‌تر تا رتبه هشتم جدول رده‌بندی لیگ ستارگان قطر صعود کرد. پژمان منتظری، ملی‌پوش ایرانی حضور ۹۰ دقیقه‌ای در ترکیب تیم الاهلی داشت. ]]> ورزشی Mon, 16 Jan 2017 13:40:58 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcdnj0sfyt0kz6.2a2y.html تعیین دبیر برای «شورای عالی جوانان» که در دولت یازدهم تنها یک جلسه داشته!/ چرا مسائل جوانان در اولویت این دولت نیست؟ http://www.nedayeenghelab.com/vdcjooetouqeiyz.fsfu.html به گزارش ندای انقلاب، سال ۱۳۷۱ بود که تاسیس شورای عالی جوانان توسط شورای عالی انقلاب فرهنگی مصوب شد. شورایی که ریاست آن را رئیس جمهور یا معاون اول وی برعهده دارند و اعضای هیات دولت مانند وزیر آموزش و پرورش، علوم، ارشاد، بهداشت و تعاون همچنین رئیس سازمان صداوسیما و معاون رئیس جمهور در امور زنان در آن عضویت دارند. وظیفه اصلی این شورا هم بررسی نقش و عملکرد نهادها و سازمان های مسئول در امور جوانان و ایجاد هماهنگی بین داستگاه های مرتبط با جوانان تعیین شد.در آیین نامه داخلی شورا آمده که جلسات این شورا هردوماه یکبار تشکیل شود و چون این اتفاق به صورت رسمی در هیچکدام از دولت ها نیفتاد بحث و مجادله هایی را در پی داشت. تااینکه سیدجواد رضوی، مدیرکل ساماندهی امور جوانان وزارت ورزش و جوانان، در بهمن ماه سال ۹۴ گفت در هیچ‌یک از بندهای اساسنامه شورای عالی جوانان به ضرورت برگزاری آن در فاصله زمانی مشخصی مانند دو یا سه ماه یک‌بار اشاره نشده است.زمان برگزاری جلسات شورا؛ دو ماه؟ سه ماه؟ هرگز؟این مساله در حالی مطرح شد که به گفته دکتر محمود گلزاری، معاون وقت ساماندهی امور جوانان وزارت ورزش و جوانان، اسحاق جهانگیری، معاون اول رییس‌جمهور در تنها جلسه شورا در دولت یازدهم بر تشکیل منظم جلسات شورای عالی جوانان تأکید کرد و قرار شد این جلسات حداکثر هر سه ماه یک‌بار و در صورت لزوم زودتر هم برگزار شود.اما نگاهی به وضع این شورا در دولت یازدهم نشان می دهد علیرغم دستور معاون اول رئیس جمهور، نه تنها این اتفاق نیفتاد که وعده برگزاری جلسات به صورت منظم تنها به همان یک جلسه ختم شد. موضوعی که سیدجواد رضوی در ماه های پایانی سال گذشته در توجیه آن گفت: «برخی از کارشناسان کمیسیون‌های تخصصی ذیل ستاد ساماندهی امور جوانان معتقدند لازم است ترتیبی اتخاذ شود که مصوبات شورای عالی جوانان هم‌راستا با سیاست‌های برنامه ششم توسعه باشد، بنابراین تصمیم گرفته شد تا به نتیجه رسیدن برنامه ششم توسعه صبر کنیم.»بعد هم وعده داد که در سه ماهه اول سال ۹۵، جلسه شورای عالی جوانان تشکیل می‌شود و سند مشارکت نهادمند جوانان یکی از دستور جلسات آینده شورای عالی جوانان خواهد بود. وعده ای که باز هم محقق نشد!مصوباتی که اجرا نشد!جدای از موضوع برگزاری جلسات، یکی از مسائل مهم شورای عالی جوانان مصوباتی است که در جلسات برگزار شده به تصویب رسیده است. مصوباتی که در دولت سازندگی و طی ۱۴ جلسه، ۲۶ عدد بوده و در دولت اصلاحات، ۳۰ عدد. دولت های نهم و دهم هم مجموعا با برگزاری ۱۳ جلسه به تصویب ۲۴ مصوبه در این حوزه اقدام کردند؛ مصوباتی که به گفته محمدرضا رستمی، معاون ساماندهی امور جوانان وزارت ورزش و جوانان اجرایی نشده است.این مساله به اعتقاد رستمی، ناشی از ضعفی ساختاری است: «تقریباً در هیچ دوره‌ای مصوبات شورای عالی جوانان به سطح اجرا نرسیده و تنها در سطح مصوبه باقی مانده و تعداد بسیار کمی از مصوبات اجرا شده است، زیرا ضمانت اجرایی برای اجرای مصوبات شورای عالی جوانان وجود ندارد. اکنون به دنبال این هستیم که این تضمین و ضمانت را فراهم کنیم. به این شکل که هر دستگاه دولتی ردیف اعتبار بودجه مستقل با موضوع جوانان را ایجاد کند و هر سال بودجه‌ای را برای آن پیش‌بینی کند و این بودجه توسط سازمان مدیریت، معاونت امور جوانان و دستگاه سوم در طی تفاهم‌نامه‌ای مشترک امضا شود. سپس برنامه‌های دستگاه در ستاد ملی ساماندهی و شورای عالی جوانان مصوب شود و بعد از تصویب به اجرا در بیاید تا این‌گونه مصوبات شورای عالی جوانان پشتوانه اجرایی خودش را پیدا کند.»چرا دکتر گلزاری از معاونت وزارت ورزش و جوانان استعفا کرد؟او این را هم گفت که عدم همکاری دستگاه های ذیربط برای اعلام برنامه هایشان یکی از دلایل به ثمر ننشستن مصوبات شورای عالی جوانان است.حالا بعد از گذشت ۲۴ سال از تشکیل این شورا، روند برگزاری جلسات همچنان در هاله ای از ابهام است و تنها اتفاقی که در این خصوص رخ داده تعیین دبیر این شورا از سوی رئیس جمهور در روزهای اخیر است. انتصابی که در ماه های پایانی دولت چندان جنبه کارکردی نداشته و تنها به یک شوی دوباره انتخاباتی همچون رونمایی از حقوق شهروندی شبیه است.شاهد این مدعا را هم به ماجرای استعفای دکتر محمود گلزاری، معاون سابق ساماندهی امور جوانان از این سمت خلاصه می کنیم. ۲۵خردادماه سال ۹۴، محمود گلزاری، معاون ساماندهی امور جوانان روز گذشته علنا از استعفای خود از سمت معاونت جوانان وزرات ورزش و جوانان خبر داد. بعد از آن یک منبع آگاه در گفتگو با آفتاب یزد در این باره به زمزمه های قبلی این اتفاق از زمان روی کار آمدن گودرزی، وزیر وقت ورزش و جوانان اشاره کرد و گفت: «وزیر و سایر معاونانش وقعی به حوزه جوانان نمی نهادند تا جایی که بیش از ۱۵- ۱۶ ماه حتی آقای گلزاری به جلسات معاونان با وزیر دعوت نشد، چون در این جلسات به طور کلی بحثی درباره جوانان نمی‌شد و همه حرف‌ها سر ورزش بود.»وی به مصاحبه های مختلف دکتر گلزاری در این رابطه هم اشاره کرد و ادامه داد که: «آقای گلزاری به رغم تلاش بسیار برای جدا شدن دو حوزه جوانان و ورزش از هم اما متوجه شد مابقی معاونت‌ها چندان تمایلی به تفکیک ندارند هرچند خود شخص وزیر هم معتقد به تفکیک بود اما کارها به راحتی جلو نمی‌رفت چون ایشان هم تلاش جدی در این زمینه نداشت. حتی وزیر شورایی را به نام شورای راهبردی جوان تشکیل داد تا برای جدایی این دو حوزه تصمیم‌گیری کنند اما این شورا تنها ۳-۴ جلسه تشکیل شد و با وجود آنکه بیشتر اعضا معتقد به تفکیک بودند از جمله خانم اشرف بروجردی، زهرا شجاعی، امیرمحبیان و ... تا حدودی غیرفعال شد و حاصلی هم نداشت.»بودجه فرهنگسرای عطار بیشتر از معاونت جوانان!او این را هم گفت که: «این مسائل ادامه داشت تا اینکه جریان بودجه پیش آمد. بودجه امسال بسیار بهم ریخته بسته شد و نه تنها افزایش نیافت که حتی رقم آن خنده‌دار هم بود تا جایی که بودجه فرهنگسرای عطار در خیابان بریانک از بودجه معاونت جوانان بیشتر است! این اتفاقات باعث شد زمزمه های آقای گلزاری مبنی بر استعفا شدت بگیرد چون بارها می‌گفتند با کارشکنی‌ها برنامه های حوزه جوانان پیش نمی‌رود. در نهایت هفته جوان شد و معاونت حدود ۷-۸ برنامه‌ برگزار کرد از اجلاس خبر تا نمایشگاه و ... اما وزیر ورزش و جوانان در هیچ کدام از این مراسم حضور نیافت. بعد از این جریان بود که آقای گلزاری گفت وزیر نه دغدغه حوزه جوان را دارد و نه در مراسمی شرکت می‌کند، معاون جوانان هم که در جلسه‌ای دعوت نیست، وضعیت بودجه نیز اسفبار است و ... شاید اگر من استعفا دهم وضع بهتر شود.»این مساله که با استعفای دکتر گلزاری رسما پرونده تفکیک حوزه جوانان از ورزش بسته شده نیازی به بررسی و دقت چندانی ندارد؛ این موضوع با اندکی تامل در کارنامه کاری دولت یازدهم کاملا هویداست. نکته ای که نشان می دهد تعیین دبیر برای شورایی که در طول ۴ سال تنها یک جلسه با ۷ مصوبه داشته و مصوباتش هم هنوز اجرا نشده تنها یک شوخی تلخ است.منبع : قدس آنلاین ]]> اجتماعی Mon, 16 Jan 2017 12:47:25 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcjooetouqeiyz.fsfu.html سیاه‌نمایی نکرده‌ام، واقعیت را انعکاس داده‌ام http://www.nedayeenghelab.com/vdch66nx-23nmvd.tft2.html به گزارش ندای انقلاب، همکاری با فیلمسازان سرشناس به عنوان دستیار کارگردان و برنامه ریز و ساخت چند تله فیلم برای کودکان و نوجوانان تجربه‌ای را برای سیدجمال سیدحاتمی فراهم کرد تا در نخستین تجربه سینمایی‌اش دوربین خود را به سمت خانواده‌ای فقیر در جنوب شهر ببرد. فیلمی با مضمون اجتماعی که قصه خود را در بستری تلخ که لازمه و پتانسیل فضای حاکم بر فیلمنامه است روایت می‌کند که برخلاف آثار اجتماعی دیگر سیاه نمایی ندارد و امید در فیلم جریان دارد. حاتمی این روزها مشغول فیلمبرداری فاز سوم سرزمین کهن در مقام کارگردان دوم و همکاری مشترک با کمال تبریزی است. همکاری شما به عنوان دستیار کارگردان با فیلم‌سازان به نام باعث کسب تجربه و تأثیر بسیاری در مسیر فیلمسازی‌تان اعم از ساخت تله فیلم‌ها و در نهایت ساخت نخستین فیلم بلند داشته است؟بله. من با فیلمسازان بسیاری کار کردم و به خصوص تجربه دستیار کارگردانی با کمال تبریزی را داشتم که حدود ۱۰ سال با هم همکاری می‌کنیم. معمولا کارگردانان بزرگ تأثیر کلی و مهمی در روند کاری انسان می‌‌گذارند، به خصوص کمال تبریزی که به نظرم در اخلاق روزمره انسان هم تأثیر می‌گذارد و آن قدر مثبت است که زندگی انسان را تحت الشعاع قرار می‌دهد. ممکن است فیلمم شبیه فیلم کمال تبریزی و یا هر فیلمساز دیگری نشود، ولی روند شکل گیری و مسیر کاری من از او تأثیر بسیار خواهد گرفت. در نهایت فیلم خودم را می‌سازم چون از ذهن من بیرون آمده است و اگر آن‌ها بخواهند فیلم را بسازند قطعا به شکل دیگری خواهند ساخت.آیا تجربه ساخت تله فیلم‌هایی در فضای کودکان و نوجوانان باعث شد تا جذب ساخت فیلمنامه‌ای در همین فضا با قهرمانی دختری نوجوان در مواجهه با گرفتاری‌ها در جامعه شوید؟اگر از زاویه قهرمان نگاه کنید بله کاراکتر فیلم دختر نوجوانی در آستانه جوانی است، اما فیلم در ارتباط با خانواده است و شخصیت‌ها مثل پدر و مادر در فیلم تأثیر گذار هستند. محوریت فیلم درباره خانواده و تأثیری است که جامعه در خانواده می‌گذارد و متعاقبا نوجوانی که در آن خانواده زندگی می‌کند. ممکن است از بیرون که به فیلم نگاه می‌شود در نظر عده‌ای محتوا به این سمت و سو برود که درباره کودک و نوجوان ساخته شده در صورتی که محوریت فیلم خانواده است.جذابیت لاک قرمز در چه بود که تصمیم گرفتید به عنوان اولین کار بلند سینمایی ‌آن را بسازید و چقدر با فضای فیلم و شخصیت‌ها همذات پنداری داشتید؟لاک قرمز بخشی از دغدغه من است به عنوان کسی که در این فضا زندگی کردم و نوجوانی‌ام در این فرهنگ و منطقه گذشته است. زمانی که فیلمنامه‌ به دستم رسید متوجه شدم به ذهنیات من بسیار نزدیک است و با این فضاها آشنایی خوبی دارم و با فیلمنامه ارتباط برقرار کردم. در واقع احساس کردم تک تک شخصیت‌ها را که مابه ازای بیرونی برایم دارد می‌شناسم و بسیار در اطرافم می‌بینم. به هر حال در ساخت نخستین فیلم بلند هر کسی دوست دارد دغدغه‌اش را بسازد که فکر کردم این فیلمنامه برای ساخت کار اولم مفید و مناسب است. ما به ازای شخصیت‌ها در جامعه و اطراف همه ما بسیار است و اگر مردم کمی دقت کنند متوجه می‌شوند چقدر از این انسان‌ها در اطراف ما هستند و ما از آن‌ها راحت می‌گذریم و برایمان عادی شده در حالی که به درد جامعه تبدیل می‌شود. لاک قرمز تأکید می‌کند که جامعه این انسان‌ها را ببیند و تلنگری می‌زند که آن‌ها را فراموش نکنند.با وجود واقع‌گرا بودن فیلم که بازتاب مشکلات جامعه اعم از فقر،‌ اعتیاد است، اما عده‌ای معتقدند که فیلم سیاه نمایی کرده است. با توجه به این که فیلم به دلیل نوع قصه‌ای که روایت می‌کند مستعد سیاه نمایی است آیا به این فکر کردید که متهم به سیاه‌نمایی شوید؟بله به این موضوع فکر کردیم که سیاه نمایی نباشد. گاهی بعضی از این کلمه استفاده می‌کنند و دلایل بسیاری دارم تا ثابت کنم این فیلم سیاه نمایی ندارد. در فیلم آدم بد وجود ندارد، همه اطرافیان خوب هستند، حتی نیروی انتظامی رفتار خوبی دارد و همکاری می‌کند، بهزیستی نیز به شیوه خود خوب عمل می‌کند،‌ عروسی همسایه است، آدم‌ها در حال زندگی کردن هستند و فقط این خانواده دچار گرفتاری شده و تلاش می‌کند تا از این بحران دربیاید.به نظرم نازل شدن همه این اتفاقات بد و مصیبت‌ها برای این خانواده که یکی پس از دیگری روی می‌دهد باثع می‌َشود مخاطب تصور کند که همه این بلاها برای این خانواده و به ویژه بر سر دختر نوجوان فرو می‌ریزد و او یک تنه باید با آن‌ها روبرو شود که این تخلی و سیاه نمایی به چشم می‌آید!من با تلخی که می‌گویید موافقم و قبول دارم. چون قصه در یک بستر تلخ شکل می‌گیرد و می‌دانستیم در این بستر تلخ و در میان این همه مشکلات قهرمان به وجود می‌آید ولی سیاه نمایی نیست. در فیلم دختر نوجوان که شخصیت اصلی است ناامید نمی‌شود و به امیدی حرکت می‌کند. اگر ساده انگارانه به موضوع نگاه کنیم که فیلم تلخ نشود بی‌شک قهرمانی بیرون نمی‌آمد و به همین دلیل مشکلات بسیاری بر سر راه این دختر قرار می‌گیرد. زمانی سیاه نمایی صورت می‌گیرد که در بستر رئال ناامیدی ناامنی، غرض ورزی و بدبینی بیاید. لاک قرمز غرض ورزانه و بدبینانه نیست و کاملا رئال و براساس واقعیت ساخته شده و به همین دلیل از سیاه نمایی فاصله می‌گیرد.لاک قرمز المانی دخترانه است که کارکرد آن در طول فیلم با پختگی و تکامل شخصیت اصلی فیلم تغییر می‌کند و به جایی می‌رسد که دختر برای زیبایی عروسک‌ها از لاک بهره می‌برد تا آن را به فروش برساند و در روند فیلم نقش محوری را ایفا می‌کند. درباره بهره گیری از لاک قرمز و کارکرد آن در فیلم بگویید!شخصیت اصلی فیلم دختر نوجوانی است و بالطبع لاک قرمز برای دختران جذاب است و دوم این که المانی زنانه است و می‌تواند نشانه امید، آراستگی و زیبایی باشد. همیشه برای یک دختر لاک قرمز جذاب بوده و حالش با آن خوب است و یا وقتی می‌خواهد حالش خوب شود از لاک قرمز استفاده می‌کند هر چه فیلم جلو می‌رود معنای لاک قرمز برای دختر عوض می‌شود، رنگ می‌ّبازد و یا تغییر رنگ می‌دهد و در واقع ماهیت لاک قرمز برای شخصیت اصلی عوض می‌َشود. همانند تغییر دختر نوجوان که در پایان همانند ابتدای فیلم نیست، لاک قرمز هم دقیقا در اول فیلم معنایی دارد و در پایان فیلم کارکرد دیگری می‌گیرد و برداشت دیگری از آن داریم. به نظر می‌رسد شخصیت اصلی فیلم را در مواجهه با غم، مصیبت‌ها و اتفاقات ناگوار و در مسیر حرکتش تنها نمی‌گذارید و از قهرمان داستان حمایت می‌کنید و دختر نوجوان را به هدفی که مدنظرش بوده می‌رسانید!! نظرتان در این باره چیست؟بله واقعیت این است که امید در فیلم وجود دارد و اگر می‌خواستم پشت شخصیت اصلی را در فیلم خالی کنم،‌ همان بحث سیاه نمایی اتفاق می‌افتاد. برای شخصیت اصلی در بدترین شرایط نیز روزنه امید در زندگیش وجود دارد و براساس آن روزنه قصه پیش می‌رود، بنابراین باید از کاراکترها حمایت می‌کردیم تا قصه پیش روود و این حمایت باعث می‌شود فیلم بدبینانه نسازیم و شخصیت به گونه‌ای پرداخت شد که خودش ناامید نمی‌شود. در واقع این گونه نبود که به عنوان چیدمان در کار باعث شویم که او ناامید نشود بلکه خودش در سختی‌ها و برای خودش امید می‌آورد.درباره موسیقی لاک قرمز که متناسب با فضای فیلم پیش می‌رفت بگویید!!گروه جوانی موسیقی فیلم را طراحی کردند و ساختند و تلاش کردیم تا کمترین استفاده از موسیقی داشته باشیم تا فیلم را همراهی کند.بهنام تشکر این بار در ظاهری متفاوت‌تر از همیشه ظاهر شد و پانته‌آ پناهی‌ها نیز به خوبی از پس این نقش برآمد. درباره انتخاب بازیگران و پردیس احمدیه توضیح دهید؟اجراهای بهنام تشکر را در تئاتر دیده بودم و جداگانه نیز با هم ارتباط داشتیم و می‌دانستم یک لایه بازیگری در وجودش دارد که بدون هیچ ریسکی او را برای نقش انتخاب کردم و مطمئن بودم از پس نقش بر‌می‌آید. او که تجربه و سابقه کار در فیلم‌های کمدی را دارد این بار متفاوت نسبت به نقش‌های دیگر ظاهر شد. پانته‌آ پناهی‌ها هم که بازیگر حرفه‌ای و استاد در هنر تئاتر است و در کارهای اخیر سینمایی نیز نشان داد درجه یک است. سال ها دستیار مسعود کرامتی بودم و نقش اصلی را در تله فیلمم ایفا می‌کرد که در لاک قرمز هم لطف کرد و با ما همکاری کرد. حدود چهار ماه به دنبال بازیگر نوجوان در آموزشگاه‌ها و مدارس بودیم و ماه‌ها تست گرفتیم چون نقش سختی بود و هیچ بازیگری برایم راضی کننده نبود که در نهایت با تست گرفتن‌های فراوان، روخوانی متن و قرار دادن پردیس احمدیه در موقعیت‌های مختلف در نهایت ایشان را انتخاب کردیم که الحق عالی هستند و همه از دیدن بازی او لذت می‌ّ‌ّبرند.فیلم پتانسیل و قابلیت این را دارد که به لحاظ ریتم به کندی و در ورطه کسالت برای مخاطب بیفتد،‌ اما این اتفاق برای لاک قرمز نمی‌افتد و ریتم فیلم متناسب با فضا و قصه به جلو می‌رود. چه کردید تا به ریتم کند در فیلم دچار نشوید؟بله این گونه فیلم‌ها فی نفسه پتانسیل خسته کردن مخاطب را دارد. ریتم فیلم باید ابتدا در نوشتن فیلمنامه درست باشد که در نگارش فیلمنامه ریتم فیلم را آورده بودیم و سعی کردیم فیلمنامه اضافه گویی نداشته باشد. سال‌هاست کار تدوین را انجام داده‌ام و تلاش شد تا آگاهانه در نگارش فیلمنامه و ساختار فیلم این اتفاق نیفتد و با استفاده از المان‌هایی مثل دوربین روی دست، دیالوگ گزیده، لوکیشن‌های متعدد تماشاگر را خسته نکنیم.فیلمبرداری فیلم در لوکیشن‌های متعدد و حتی خیابان و گاهی با استفاده از دوربین روی دست برای انتقال هیجان به مخاطب صورت می‌گیرد. سختی‌های فیلمبرداری به این شیوه برای گروه چگونه بود؟همه تلاشمان این بود که فیلم را به سمت فیلم‌های مستند ببریم تا بتوانیم فضای اجتماعی که در فیلم بیان می‌شود به بهترین شکل ارائه کنیم مثل حرکت و انتخاب دوربین روی دست، طراحی صحنه و لباس، گریم که طی مشورت‌هایی که با سه گروه طراحی صحنه لباس آقای مرتضی پورحیدری، طراح گریم آقای ایمان امیدواری، مدیر فیلمبرداری آقای محمدرضا سکوت داشتم تلاش شد تا فیلم به سمت فضای مستند حرکت کند و از همه ابزار بهره ببریم. بی‌شک کار در خیابان سختی‌های خودش را دارد، چون کار آپارتمانی نیست. به اضافه این که ما در فصل زمستان فیلمبرداری داشتیم. البته فصل سرما و فضای سردی که در شهر حاکم است در فضای فیلم به ما کمک می‌کرد و حتی شروع کار را کمی عقب انداختیم تا در این فصل فیلمبرداری را انجام دهیم و از این بابت خوشحال بودیم که مجموعه این عوامل باعث شد تا کار رئال بسازیم. منبع: هنرمند ]]> فرهنگی هنری Sat, 14 Jan 2017 11:00:10 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdch66nx-23nmvd.tft2.html پیامدهای انتقال تروریست‌ها به داخل یمن http://www.nedayeenghelab.com/vdcdjj0sxyt0kz6.2a2y.html به گزارش ندای انقلاب، دکتر حسین آجورلو- در چند روز اخیر خبرهایی مبنی بر این‌که برخی از نیروهای گروه‌های تروریستی و تکفیری مستقر در سوریه به داخل یمن انتقال داده‌شده‌اند منتشرشده است. این قضیه، در صورت صحت و قطعی بودن نشان‌دهنده این است که محور محافظه‌کار و حامیان گروه‌های تکفیری در منطقه در پی انتقال عناصر تروریستی و تکفیری از سوریه و عراق به یمن هستند. سؤالی که در اینجا به ذهن می‌رسد این است که این راهبرد جدید دارای چه ابعاد، زمینه‌ها و اهدافی است.ابعاد تاریخی انتقال گروه‌های تکفیری و تروریستی به یمنبا بررسی و نگاه به گذشته باید گفت انتقال نیروهای تروریستی به یمن مسبوق به سابقه می‌باشد. به‌طوری‌که در دهه هشتاد میلادی بعد از این‌که افغانستان توسط اتحاد جماهیر شوروی اشغال شد، بسیاری از جوانان عرب (عرب افغان‌ها) برای جهاد علیه اشغالگری اتحاد جماهیر شوروی به افغانستان رفتند و به‌تدریج هسته‌های اولیه القاعده را به رهبری افرادی همچون اسامه بن‌لادن، عبدالله عزام و ایمن الظوارهری تشکیل دادند و این گروه مورد حمایت دستگاه‌های امنیتی ایالات‌متحده آمریکا قرار گرفت تا به منافع اتحاد جماهیر شوری آسیب بزند. بعد از پایان اشغال افغانستان این گروه با حمایت از گروه طالبان قدرتی بیش ‌از پیش یابد. با اقدامات تروریستی یازده سپتامبر غرب به این نتیجه رسید که کارکرد گروه القاعده در افغانستان برخلاف منافع اش است و بعد از اشغال افغانستان با همکاری امنیتی عربستان سعودی اقدام به انتقال ایشان به مناطق قبایلی در یمن کرد. چنانچه القاعده شبه الجزیره که هم‌اکنون در یمن مستقر است و بخش بزرگی از نیروهای القاعده را تشکیل می‌دهد، از باقیمانده‌های القاعده در افغانستان هستند. دلایل انتقال اخیر تروریست‌های تکفیری به یمندر واقع در پاسخ به این سؤال که در وضعیت کنونی چرا حامیان این گروه‌های تروریستی به این نتیجه رسیده‌اند که تروریست‌ها را از سوریه و عراق به یمن انتقال دهند، می‌توان به موارد ذیل اشاره کرد: ارتش عراق و ارتش سوریه با حمایت نیروهای مردمی و نیروهای محور مقاومت در یک سال اخیر پیشروی‌های خیلی خوبی داشته‌اند، لذا به نظر می‌رسد که در نگاه استراتژیک کشورهایی مانند ترکیه، عربستان سعودی و کشورهای غربی در این مناطق آینده‌ای برای این گروه‌ها متصور نیست، لذا سعی می‌کنند این گروه‌ها را به مکان‌هایی بفرستند تا بتوانند راهبردهای خود را در مناطق جدید پیگیری کنند. مناطق جایگزین آن کشورهای بحران‌زده‌ای همچون لیبی و یمن است.یمن کنونی از چند جهت برای کشورهای محافظه‌کار و هم‌پیمانان غربی ایشان دارای اهمیت حیاتی است، هم‌اکنون حکومت مستقر بر یمن از حامیان محور مقاومت است و برای کشورهایی مانند عربستان سعودی و حامیان منطقه‌ای و بین‌المللی آن خطرناک است، بنابراین تغییر شرایط سیاسی در یمن از اولویت برخوردار است و عربستان سعودی حاضر است برای ایجاد تغییرات در یمن ریسک تسری احتمالی گروه‌های تکفیری به کشور خود را بپذیرد.سعودی‌ها به این نتیجه رسیده‌اند که باید صحنه میدانی و سیاسی در یمن را بر هم بریزند و به‌این‌ترتیب دستاوردی داشته باشند، گذشته از منافع سعودی‌ها، گروه‌های تروریستی به دلیل سیاست‌های اخیر ترکیه در حال لطمه زدن به منافع امنیتی ترکیه هستند و ترک‌ها به دنبال این هستند که این گروه‌ها از مرزهای خود دور کنند.ترک‌ها می‌خواهند مقداری از سیاست ماجراجویانه خود را در سوریه و عراق منطقی کنند و به این نتیجه رسیده‌اند که کنترل نیروها و گروه‌های تکفیری مانند داعش توسط نیروهای امنیتی سعودی، راحت‌تر صورت می‌گیرد و نهادهای امنیتی ترکیه قابلیت کنترل این نیروها را ندارند.برای ایالات‌متحده آمریکا و غرب نیز منافعی را در این انتقال می‌توان مصور شد که اصلی‌ترین آن حمایت از متحدان خود همچون عربستان سعودی است. البته وجود گروه‌های تروریستی در شبه‌جزیره موجب بروز بحران‌های بلندمدت در این منطقه خواهد شد که دو دستاورد برای غرب خواهد داشت که اولین آن وجود بازار تسلیحاتی تضمین‌شده است و دومین آن زمینه‌سازی برای همکاری بیشتر کشورهای عربی با رژیم صهیونیستی است زیرا در صورت درگیر بودن محور محافظه‌کار با محور مقاومت و همین‌طور گروه‌های تکفیری و تروریستی در جهت ائتلاف‌سازی ناشی از تهدیدات با هدایت غرب به‌سوی این رژیم کشیده می‌شود.پیامدهای انتقال تروریست‌های تکفیری به یمنانتقال تروریست‌های تکفیری دارای پیامدهای سیاسی، امنیتی در ابعاد داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی می‌باشد. در بعد داخلی انتقال تروریست‌ها به داخل یمن همان‌طور که القاعده در شبه‌جزیره، سال‌ها امنیت یمن را به‌هم‌ریخته است و باعث بروز نا به سامانی در این کشور فقیر عربی می‌شود، به نظر می‌رسد که اگر انتقال تروریست‌ها به داخل یمن اتفاق بیفتد امنیت یمن بیش‌ازپیش دچار مشکل می‌شود. در واقع امنیت یمن به این دلیل که در سال‌های گذشته به‌شدت دچار بحران‌های مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و حتی جنگی و تجاوز از خارج از کشور مواجه بوده است، به‌شدت شکننده‌ای است و با وجود عناصر داعش این امنیت بیشتر به خطر می‌افتد و صحنه یمن وارد فاز جدید و خطرناکی می‌شود؛ بنابراین به نظر می‌رسد که اگر این استراتژی در مقابل با راهکاری از سوی جریان انصار الله و حامیان ملی آن روبرو نباشد، پیامدهای بسیار جدی را برای امنیت یمن خواهد داشت. در بعد منطقه‌ای حضور داعش در تنگه باب المندب زمینه‌ساز بحران‌آفرینی در مناطق جنوبی یمن، شاخ آفریقا، مصر و مناطق اطراف آن می‌شود و به نظر می‌رسد که این مسئله برای عربستان سعودی هم مشکل‌ساز خواهد بود و پیامدهای خیلی خطرناکی خواهد داشت؛ یعنی هر چند بخشی از جریان‌های حاکم بر عربستان سعودی و لایه‌های وابسته به محمد بن نایف (که سال‌ها این استراتژی را دنبال کرده‌اند که نیروهای القاعده را از مرزهای عربستان دور کند) به‌خوبی می‌دانند این مسئله برای عربستان سعودی هم مشکل‌ساز خواهد بود؛ اما به نظر می‌رسد بخش دیگری از لایه‌های حاکمیت در عربستان (بیشتر گروه محمد بن سلمان، وزیر دفاع هستند) به دنبال آن هستند که موضوع یمن را به نتیجه برسانند، اما طیف محمد بن نایف، ولیعهد، با این مسئله مخالف است؛ اما انتقال تروریست‌ها به داخل یمن یک ماجراجویی است و امنیت عمان و سایر کشورهای عربی را به خطر می‌اندازد و پیامدهای خطرناکی را به‌خصوص برای همسایگان یمن خواهد داشت. پیامدهای دیگر این مسئله آن است که بی‌ثباتی در منطقه جنوب شبه‌جزیره عربستان تداوم خواهد داشت و این مسئله هم برای جهان اسلام خطرناک خواهد بود.نگاه بازیگران مختلف به روند انتقال تروریست‌ها به یمندر واقع اکثر گروه‌های یمنی، چه موافقین ریاض و چه گروه انصارالله و مخالفین دخالت‌های ریاض با این انتقال مخالف هستند، زیرا هر یمنی می‌داند که ورود عناصر تندرو و گروه‌های تکفیری به یمن نه‌تنها زمینه را خطرناک‌تر می‌کند، بلکه حتی بستر را برای گروه‌های طرفدار ریاض هم مشکل‌تر می‌کند. لذا این مسئله با مخالفت اکثریت گروه‌های مخالف در یمن مواجه است به‌جز بخش‌های طرفدار ریاض که به‌شدت به دنبال شکست دادن انصارالله هستند و منافع یمن را فدای منافع زودگذر خود می‌کنند.از سوی دیگر بخشی از گروه‌های اخوانی در داخل یمن یا گروه‌های اسلام‌گرای تندرو و برخی گروه‌ها مانند القاعده می‌توانند به‌گونه‌ای از این موضوع استقبال کنند و یا مخالف آن باشند. استقبال از این لحاظ که بتوانند با اتحاد با برخی از این گروه‌های تندرو پیشروی‌هایی را در خاک یمن داشته باشند. از سوی دیگر به دلیل پیدا شدن رقیب جدی در خاک یمن این مسئله برای آن‌ها هم مشکل‌ساز خواهد بود.به نظر می‌رسد که غرب و عربستان سعودی در تحولات پیش رو، حامی این انتقال هستند که به دلیل نگاه کوتاه‌مدت به این مسئله است. مخصوصاً سعودی‌ها به این دلیل که ورود گروه‌های تکفیری به جنوب عربستان سعودی امنیت عربستان را به خطر می‌اندازد، بخشی از حاکمیت این اشتباه استراتژیک را انجام می‌دهد؛ اما نگاه آمریکایی‌ها و غربی‌ها نسبت به یمن نگاه دیگری است. آن‌ها حساسیت‌های امنیتی را که در منطقه غرب آسیا وجود دارد را بر اساس منافع خود تنظیم می‌کنند. لذا به نظر می‌رسد که آمریکایی‌ها در این مسئله به دنبال این هستند که در استراتژی کوتاه‌مدت خود، امنیت ترکیه که یکی از حامیان اصلی این کشور را مجدداً برگردانند و بتوانند با دولت عراق هم تفاهمانی داشته باشند تا داعش را از این منطقه خارج کنند؛ اما به نظر این روند یک اشتباه استراتژیک است. به این دلیل که ورود داعش به منطقه و تنگه باب المندب، اقتصاد دنیا را دچار چالش می‌کند و باعث گرانی انرژی و مشکلاتی برای روند حمل‌ونقل بین‌المللی می‌شود که به نظر می‌رسد این مسئله از دید تحلیلگران آمریکایی دورمانده است.نتیجه‌گیریدر کل باید گفت که اگر این فرض وجود داشته باشد که داعش، آمریکایی‌ها و حامیان آن به دنبال انتقال عناصر تکفیری به یمن باشند، تنها فرضیه و تحلیلی که می‌توان برای این قضیه داشت این است که شکست‌های اخیر خود را در یمن، سوریه و عراق را کاهش دهند و با بهره‌گیری از این اوضاع خطرناک بر اوضاع یمن مسلط و در بلندمدت به کنترل داعش بپردازند اما این استراتژی محکوم‌به شکست است و اصلی‌ترین جریاناتی که از این مسئله ضرر خواهند کرد، ملت و گروه‌های سیاسی یمنی و بعدازآن کشورهای همسایه یمن هستند و در نهایت امنیت کل منطقه به هم خواهد خورد و این امر در بلندمدت منافع ابرقدرت‌ها و قدرت‌های بزرگ را تأمین نخواهد کرد و موجب بروز ناامنی در عرصه بین‌المللی خواهد شد.منبع: فارس ]]> بین الملل Sat, 14 Jan 2017 10:28:32 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcdjj0sxyt0kz6.2a2y.html طرح/ وفات حضرت معصومه(س) http://www.nedayeenghelab.com/vglhk6nxz23nmvu..f22tdtyz.html   ]]> فرهنگی هنری Mon, 09 Jan 2017 08:04:06 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vglhk6nxz23nmvu..f22tdtyz.html همکاری و تعامل سازنده جمعیت خدمتگزاران ایثار و مقاومت با وزارت جهاد کشاورزی http://www.nedayeenghelab.com/vdcgz79wxak9nq4.rpra.html به گزارش ندای انقلاب به نقل از سایت خدمتگزاران ایثار و مقاومت، بمنظور همکاری و تعامل هرچه بیشتر مابین جمعیت خدمتگزاران ایثار و مقاومت و وزارت جهاد کشاورزی صبح امروز(یکشنبه ۲۶دیماه ) با حضور حجت الاسلام و المسلمین صالح آبادی، حوزه نماینده ولی فقیه در وزارت جهاد کشاورزی استان تهران و غلامرضا جوکار مدیر عامل جمعیت خدمتگزاران ایثار و مقاومت برگزار گردید. ]]> اجتماعی Tue, 17 Jan 2017 08:11:04 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcgz79wxak9nq4.rpra.html روایت زندگی «خلیل کبابی» در زیباترین نقطه ایران/ پخش «لبخند رخساره» به سال آینده موکول شد http://www.nedayeenghelab.com/vdcbgwbfwrhbsgp.uiur.html به گزارش نداي انقلاب، قصه زندگی «خلیل کبابی» با پسرش روایت جدیدی است که این بار در میانه راه تولید سر از لوکیشن مشهد مقدس درآورد و بخش مهمی از قصه را در این فضا به تصویر کشید. ضبط سکانس‌های زیبایی در صحن اصلی حرم مطهر امام رضا (ع) خالصانه‌ترین جلوه‌های ویژه بصری را در این نقطه از ایران به جای گذاشت. خلیل قصه «لبخند رخساره» مردی تنها است که سالهای سال به همراه پسرش اشکان زندگی کرده و در سنین میانسالی و با ورود به تهران اتفاق‌هایی در دهه چهارم زندگی‌اش می‌افتد که پای افرادی از خانواده و دوستان را به این قصه باز می‌کند. از طرفی خلیل صاحب مغازه‌ کبابی است و همین ارتباط او با دنیای رنگارنگ غذاها، نمادی از فرهنگ اصیل ایرانی را نشان می‌دهد و از طرفی نیز طراوت خاصی را مهمان قاب دوربین بهرنگ توفیقی می‌کند.** «لبخند رخساره» قصه‌ای که زن محور نیستنام «لبخند رخساره» همانند سریال‌های سیروس مقدم که در ساخت سریال‌هایی زن محور زبانزد خاص و عام است،‌ شاید ابتدا سریالی زن محور را به ذهن متبادر کند، اما اصلا اینطور نیست و «لبخند رخساره» قصه‌ای از داستان‌های زن و مردهایی در کنار یکدیگر است که همه آنها به نوعی نقش اصلی بوده و در تکامل قصه به هم کمک می‌کنند. رخساره نام یکی از شخصیت‌های این داستان است که گویا بازی کوتاهی نیز در این داستان دارد،‌ اما می‌تواند همین میزان کم تاثیرگذاری درام را داشته باشد. **سریال سازی در اقصی نقاط ایراندر شرایطی که سازمان صدا و سیما وضع مالی چندان خوبی ندارد و اغلب تهیه کننده‌ها به دنبال تولید سریال در یک ساختمان واحد هستند و کمتر به لوکیشن‌های بیرونی می‌روند، تقوایی تهیه کننده «لبخند رخساره» این تمهید را به خرج داده و با کمک کارگردان و نویسنده شهرهای شمالی و مرزی، مشهد، تهران، لواسان و ... را به عنوان لوکیشن‌های اصلی این سریال انتخاب کرده است. هرچند سفر به این شهرها روند تولید را کند می‌کند و هزینه بر است، اما آنچه برای گروه تولید «لبخند رخساره» مهم است، تولید محصولی با کیفیت در میان تعداد بیشماری سریال بی کیفیت است.**لوکیشن‌های آخرین ساخته بهرنگ توفیقیاغلب لوکیشن‌های این سریال در تهران است، خانه‌ای در دربند، لواسان، زعفرانیه،‌ فرمانیه از فضاهایی است که مقابل دوربین توفیقی رفته است. مشهد و شهری برون مرزی، نیز از دیگر مکان‌هایی است که نیمی از این سریال در آنها ضبط شده است.**معرفی شخصیت‌های «لبخند رخساره»اگر اغلب افرادی که داستان‌های سعید نعمت الله را روایت می‌کنند را از ذهن بگذرانیم، متوجه خانواده دوست بودن تمامی کاراکترهای سریال‌هایش می‌شویم. از عطای قلدر «زیرهشت» گرفته تا غیاثِ با مرام «پشت بام تهران» و اردلان تمجیدِ «مادرانه» تا مدینه مدبر در سریال «مدینه» همگی این خصیصه بارز در وجودشان موج می‌زد و خانواده را پایه زندگی‌شان می‌دانستند. اما در «لبخند رخساره» تمامی شخصیت‌ها در کنار خصیصه خانواده دوست بودن، اغلب در کنار خانواده و برخی نیز به دور از خانواده روزگار می‌گذرانند، اما در نهایت دغدغه همگی آنها خانواده و توجه به کانون گرم آن است که مهم‌ترین بخش در متن‌های نویسنده سریال «لبخند رخساره» است. این سریال حدود ۱۰ بازیگر اصلی دارد که هر کدام به نوبه خود درام قصه را پیش می‌برند. سریالی پر بازیگر که کنداکتور شب‌های بهار سال آینده را تشکیل داده است. اما از گوشه و کنار شنیده می‌شود که قصه «لبخند رخساره» پتانسیل ادامه دار شدن دارد و تهیه کننده و نویسنده در صدد تولید ادامه آن هستند. **کامبیز دیرباز پدری که عاشق فرزندش استدیرباز که اوایل حضورش در بازیگری بیشتر در فیلم‌های سینمایی به ایفای نقش می‌پرداخت، مدتی است که تمرکز خود را روی بازی در سریال‌های تلویزیونی گذاشته است. او با اینکه تا الان در ۱۰ سریال بازی کرده است، اما در آن آثاری که نقش اصلی را عهده دار بوده، بازی بهتر و متفاوت‌تری را تجربه کرده است. از جمله این مجموعه‌های تلویزیونی می‌توان به نابرده رنج،‌ میکائیل و پشت بام تهران اشاره کرد. در دسته بندی آثار و نقش‌هایی که دیرباز در دو دهه از فعالیت هنری‌اش داشته است، بازی در نقش «میکائیل» و «نابرده رنج» از همه آنها چشمگیرتر بوده است. «میکائیل» پلیسی سرکش و به عبارتی قُلدر بود که در مواجهه با افرادی که خلاف قانون رفتار می‌کردند، اگر از راه قانونی به نتیجه‌ نمی‌رسید از راه خودش وارد مهلکه می‌شد و همین خصیصه او را از سایر پلیس‌های اتو کشیده در تلویزیون منفک می‌کرد. بی شک این بازیگر همانطور که تا الان در اغلب مصاحبه‌هایش عنوان کرده است، سالها نیز از حضورش در این سریال به نیکی یاد می‌کند.اما خلیل در «لبخند رخساره» نقشی متفاوت را به تصویر می‌کشد. او در این سریال با گریمی متفاوت ظاهر شده است که تقریبا چند سال از سن خودش بزرگتر است. خلیل سالها پیش با آتنه (بهناز جعفری) ازدواج می‌کند و اشکان حاصل این ازدواج است. خلیل سالها است که با تک پسرش زندگی می‌کند و گویی با روش خود و عاشقانه او را دوست دارد و سعی دارد تا جای خالی مادرش را نیز برای اشکان پُر کند. در روند قصه پای رخساره به زندگی این دو باز می‌شود و اتفاقاتی را رقم می‌زند.** بهناز جعفری مادری که سالها خانواده‌اش را ترک کردهبهناز جعفری بعد از بازی در نقش کوتاهی در سریال «همه چیز آنجاست» حدود دو سال از تلویزیون دور بود و این بار با حضورش در «لبخند رخساره» یکی از نقش‌های پرچالش سریال را عهده دار شده است. «آتنه» که به خواسته خلیل شوهرش، از زمان تولد فرزند تا ۲۰ سالگی او خانه را ترک کرده است، به یکباره سر و کله‌اش در داستان باز می‌شود و با خانواده خود روبرو می‌شود. آتنه از مادری کردن عاجز است و این را در رویارویی اولش با اشکان به او می‌گوید و از این بابت ابراز تاسف می‌کند. او بعد از سالها دوری از خانواده به آغوش آنها بازگشته است تا راهی برای نجات خود پیدا کند. ** بهزاد فراهانی مردی فداکار برای خانوادهفراهانی که در این سالها بیشتر در تئاتر فعالیت دارد، کم و بیش نقش‌های کوتاهی را در برخی سریال‌ها بازی می‌کند. آخرین سریالی که او قبل از «لبخند رخساره» بازی کرده است، تقریبا با همین گروه سه نفره البته به کارگردانی سیروس مقدم بود. فراهانی در سریال «مدینه» نقش مردی میانسال به نام بلبل را ایفا می‌کرد که صاحب مسافرخانه بلبل بود. این بازیگر پیشکسوت که در اینجا نقش بیژن را بازی می‌کند،‌ مردی است که برای خانواده‌اش فداکاری‌هایی کرده است.** علیرضا آرا نقشی مثبت در «لبخند رخساره»علیرضا آرا که پیشتر در حیطه تئاتر و نمایش فعالیت کرده است،‌ مدتی است که به واسطه حضور همسرش شبنم مقدمی پا به تلویزیون گذاشته است. او از قصه‌خوانی در برنامه «رادیو هفت» به تلویزیون آمد و بعد در سریال «پشت بام تهران» و حالا نیز در «لبخند رخساره» نقش آفرینی می‌کند. او در اولین همکاری‌اش با توفیقی و نعمت الله همسر سابق اختر با بازی آزاده صمدی بود و حالا در لبخند رخساره، صدرا پسر بیژن و برادر آتنه را ایفا کرده است که پسر مثبت و به اصطلاح حرف گوش کن خانواده است. ** مجید نوروزی بازیگر جدید تلویزیونییکی از نقش‌های اصلی و محوری «لبخند رخساره» بازیگری جوان به نام مجید نوروزی است که قطعا بعد از دیده شدن در مدیوم تلویزیون، تعداد پیشنهادهای تصویری‌اش دوچندان خواهد شد. او در این سالها بازیگری در مدیوم تئاتر را به خوبی تجربه کرده است و حالا وقتش رسیده تا خود را در تلویزیون و مقابل دوربین محک بزند. البته او در یکی از اپیزودهای سریال «چرخ فلک» نیز بازی کرده بود. «اشکان» پسر خلیل و آتنه است که در ابتدای سریال وارد ماجرایی عاشقانه می‌شود و پای پریوش نظریه را به قصه زندگی پدرش باز می‌کند. اشکان همیشه روی پدرش تعصبی ویژه و مادرش را با تمام قلب دوست دارد،‌ اما زندگی تلاطم‌های عجیبی را برای او رقم زده است. **مهدی سلطانی پشیمان از گذشتهسلطانی در این سالها در نقش‌های متعددی بازی کرده است،‌ حضور او در سریال‌های «مدینه»،‌ «مادرانه» و «دیوار»، «کیمیا»،‌ «در مسیر زاینده رود» یکی از شاخص‌ترین بازی‌هایش را به تصویر کشیده است. عبدی فردی زورگو در مدینه، اردلان تمجید مادرانه مردی که خانواده‌اش در شرف نابودی است، مجرم معروف و خلافکار سریال دیوار این روزها نقشی به نام اسماعیل نفر را بازی می‌کند که گویی ادامه نقش اردلان تمجید است. نفر مدت‌ها خانواده خود را رنجانده و دیگر نمی‌تواند آرامشی با حضور آنها را بدست بیاورد و حالا که از زندگی گذشته خود پیشمان است به فکر تشکیل خانواده‌ای جدید است. ** پریوش نظریه در نقش رخسارهنظریه که بعد از حضورش در سریال مدینه که در رمضان ۹۳ پخش شد، در حضور جدیدش مادر دختری را بازی می‌کند که در خلال روایت قصه،‌ راهش به زندگی خلیل و پسرش گره می‌خورد. رخساره بعد از فوت همسرش، لحظه‌ای از دخترش ستاره (درسا بختیاری) غافل نبوده است و این تضادی را بین او و آتنه ایجاد می‌کند. «لبخند رخساره» سریالی اجتماعی خانوادگی است که به کارگردانی بهرنگ توفیقی برای پخش در بهار سال آینده از شبکه یک سیما آماده می‌شود.این سریال همانند سایر آثار نعمت الله ملودرامی ۳۰ قسمتی است که قرار است مهمان هر شبه مخاطبان شبکه یک در سال آینده باشد. در خلاصه قصه سریال آمده است: هیچ‌گاه دوری، دوستی نمی‌آورد و خانواده قصه لبخند رخساره قبل از آنکه دیر شود، به همدلی می‌رسند. قصه «لبخند رخساره» در تکریم خانواده به تصویر کشیده می‌شود. بهرنگ توفیقی بعد از تجربه‌های کارگردانی سریال‌های «مسیر انحرافی» «انقلاب زیبا» «پشت بام تهران»، حالا حضورش در ژانر خانوادگی را انتخاب کرده است. توفیقی که سبک خاص کارگردانی خود را در همه سریال‌هایش و حتی تدوین‌ها نشان داده است در «لبخند رخساره» نیز این سبک را ادامه می‌دهد.منبع :‌ فارسانتهای پیام/ ]]> فرهنگی هنری Tue, 03 Jan 2017 11:09:13 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcbgwbfwrhbsgp.uiur.html افتخاری: ۷ سال خانه‌نشین بودم، کسی سراغم را نگرفت / شهبازیان: پاپ به میان مردم ما رسوخ کرده است http://www.nedayeenghelab.com/vdccs4q142bqpx8.ala2.html به گزارش ندای انقلاب،‌ احیای ارکسترها آن هم در دولت یازدهم و به دستور رئیس جمهور، چندان برای ارکستر ملی کارساز نبود. در حالی که ارکستر سمفونیک تهران در سال ۱۳۹۴ با مدیریت علی رهبری دورانی درخشان را پشت سرگذاشت، اما ارکستر ملی تنها به چند اجرا محدود شد. ارکستری که رهبری آن را فرهاد فخرالدینی برعهده داشت؛ انگار به تکرار و رخوت رسیده بود.حاشیه‌ها و حرف و حدیث‌ها در اطراف ارکستر زیاد شد، تا بالاخره زمام ارکستر به فریدون شهبازیان سپرده شد. شهبازیان کسی بود که در سال‌های گذشته نامش بیشتر از هر کس دیگری برای رهبری ارکستر ملی بر سر زبان‌ها بود.آثاری ماندگار در عرصه آهنگسازی و تنظیم، شهبازیان را به نامی فراموش نشدنی در موسیقی ایران تبدیل کرده است. اما «آیا او توان رهبری ارکستر ملی را دارد؟» این درست همان پرسشی است که منتقدان شهبازیان مطرح می‌کنند. اما آنچه از تمرین‌های ارکستر شنیده می‌شود پاسخی درخور به منتقدان است.شهبازیان در اقدامی هوشمندانه علیرضا افتخاری را برای خوانندگی ارکستر ملی انتخاب کرده تا هم در احیای دوباره این خواننده نقش داشته باشد و هم آثاری ماندگار در موسیقی ایرانی را بازخوانی کند.ارکستر ملی ایران این روزها در حال تمرین است تا خود را برای اجرا در افتتاحیه جشنواره موسیقی فجر آماده کند. با فریدون شهبازیان و علیرضا افتخاری دقایقی را هم‌کلام شدیم تا در جریان اوضاع کنونی ارکستر قرار بگیریم.* اوضاع ارکستر در حال حاضر چگونه است. تمرین‌ها خوب پیش می‌رود؟ از چه زمانی تمرین‌ها را آغاز کرده‌اید؟شهبازیان: امروز با حضور آقای افتخاری تمرینی با ارکستر داشتیم. «ارکستر ملی ایران» که من هدایت و رهبری آن را برعهده دارم، نزدیک به دو ماه است که تمرین می‌کند. ابتدا قرار بود آذر ۱۳۹۵ و بعد از ایام محرم و صفر اجرایی داشته باشیم که به دلایلی متوقف شد و در حال حاضر مشغول تمرین هستیم تا به خوانندگی علیرضا افتخاری در روز افتتاح جشنواره موسیقی فجر، یعنی ۲۲ دی، اجرایمان را به روی صحنه ببریم.تمرین‌های ارکستر به جای خوبی رسیده است و در حالا حاضر آمادگی خوبی داریم. برای اجرای پیش رو قطعه‌هایی از چند آلبوم را در نظر گرفته‌ایم؛ خودم مجموعه‌ای با صدای علیرضا افتخاری دارم که نامش «شور عشق» است و سال‌ها پیش منتشر شد. در کنسرت ۲۲ دی برخی از قطعه‌های این آلبوم را اجرا می‌کنیم. همچنین یکی دیگر از آثار آقای افتخاری یعنی «نیلوفرانه» به آهنگسازی عباس خوشدل را اجرا می‌کنیم. در کنار این آثار، ارکستر چند اثر بی‌کلام هم اجرا می‌کند. بسیار خوشحالم که علیرضا افتخاری در کنار ما هست و امیدواریم اجرایی بسیار خوب با ارکستر ملی که ارکستری تازه‌پاست، داشته باشیم.افتخاری: بسیار خوشحالم که در کنار ارکستر ملی ایران و در کنار استاد شهبازیان هستم.* در هفته چند روز تمرین دارید. نوازندگان ارکستر در چه سطحی هستند؟ از کارشان راضی هستید؟شهبازیان: ما در هفته ۳ روز تمرین می‌کنیم و هر روز حدود ۳ ساعت تمرینمان طول می‌کشد. ارکستر برای هر اجرا باید تمرین‌های مستمر داشته باشد. حدود ۶۰ نوازنده جوان در ارکستر حضور دارند که جملگی تحصیلات علمی دارند. بیشتر از ۹۰ درصد نوازندگان ارکستر، در هنرستان موسیقی تحصیل کرده‌اند و بعد به دانشگاه رفته‌اند و مدرک لیسانس یا فوق لیسانس موسیقی دارند. خیلی خوشحالم که در کنار این جوانان هستم و از آنان ممنونم که آمده‌اند و وقت گذاشته‌اند و عضو ارکستر شده‌اند تا ارکستر ملی راه‌اندازی شود.* برای آینده‌ی ارکستر چه برنامه‌هایی دارید؟ در اجراهای آینده‌‌ی ارکستر مخاطبان چه آثاری را می‌شوند.شهبازیان: می‌دانید که هر ارکستری در ابتدای کارش نیاز به ۵ یا ۶ ماه تمرین مستمر دارد تا نوازندگان با هم آشنا شوند. ارکستر ملی ایران هم آثار آهنگسازان سرزمینمان را اجرا می‌کند و هم آثار موسیقی کلاسیکِ سَبُک را؛ البته واژه‌ی سَبُک به معنای بی‌ارزش نیست. این موسیقی‌های سبک ملودیک‌ترند و کمک می‌کند که مردم ما با موسیقی کلاسیک هم آشنا شوند. مرسوم است که ارکسترهای ملی در سراسر جهان آثار موسیقی کلاسیک را به صورت امروزی شده و به همراه سازهای ضربی اجرا می‌کند. حتی برخی از رهبران ارکستر تغییراتی در این آثار ایجاد می‌کنند. ما هم از همین رویه پیروی می‌کنیم و مانند همه ارکسترهای ملی در دیگر کشورها، آثار موسیقی کلاسیک را به صورت امروزی اجرا می‌کنیم. امیدوارم این ارکستر در آینده بتواند جایگاه مناسبی پیدا کند و حتی برای کنسرت‌های خارج از تهران و حتی در کشورهای اروپایی هم اجراهایی داشته باشد.*شاید مهمترین مشکل ارکستر ملی در سال‌های گذشته «تکرار» بود. تکراری که به دلیل کمبود رپرتوار برای اجرا پدید آمده بود و مسئولان ارکستر هم نتوانستند آهنگسازان بیشتری برای نوشتنِ آثار ارکسترال جذب کنند. شما برای حل مشکلِ کمبود رپرتوار چه برنامه‌ای برای ارکستر ملی دارید؟شهبازیان: ارکستر ما نامش «ارکستر ملی ایران» است، ارکستری که در گذشته بود «ارکستر موسیقی ملی ایران» بود. همه سعی‌ام بر این بود که ارکستر ما چیزی به غیر از ارکستری باشد که در گذشته بوده است. «ارکستر موسیقی ملی ایران» را یکی از موسیقی‌دانان خوب مملکتمان یعنی فرهاد فخرالدینی که پیشکسوت من هم هستند، هدایت می‌کردند. تهیه رپرتوار برای ارکستر ملی بسیار مشکل است. باید با همه آهنگسازان صحبت کنی و رپرتوارها را براساس ارکستر ملی آماده کنی. اگر این اشکال در گذشته برای ارکستر ملی وجود داشته، من از آن بی‌خبرم. ولی به هر روی تهیه رپرتوار برای ارکستر بسیار مشکل است. برای مثال اگر بخواهیم با آقای افتخاری کنسرت‌های متفاوتی داشته باشیم باید با همه آهنگسازانی که برای ایشان آثار ساخته اند صحبت کنیم و آثار را از آنان بگیریم و آنان هم رغبت داشته باشند که آثار را در اختیار ارکستر قرار دهند. این مسئله هم زمان‌بر است هم به مذاکره‌های مناسب و هم به پرداخت دستمزدهای خوب نیاز دارد. من برای ارکستر ملی ایران برنامه‌ریزی کرده‌ام تا با آهنگسازان صحبت کنم و بتوانم آثاری را تهیه کنم که در درازمدت رپرتواری منسجم را برای اجرا داشته باشیم.* آقای افتخاری کار کردن در کنار ارکستر چگونه است. آنچه ما از تمرین‌ها دیدیم به نظر می‌رسد خواندن در کنار ارکستر برای شما کار چندان دشواری نباشد.افتخاری: باید چنین باشد، چرا که تجربه‌های این چندین سال کار را برای من راحت‌تر کرده است. نگاه زیبای استاد شهبازیان کار را برای من راحت‌تر می‌کند. همان زمانی که در استودیو اثر «شور عشق» را اجرا کردیم؛ قرعه به نام من افتاده بود. به قول مولوی:سر پنهان است اندر زیر و بم / فاش اگر گویم جهان بر هم زنمنمی‌شود با چند سخن اصل موضوع را به اهلش رساند. کسی که می‌آید و موسیقی را در سالن می‌شنود آدم عادی نیست. کسانی که در دایره خلقت و دایره کائنات به سطحی فرازمینی فکر می‌کنند، آنان بهتر واقف‌اند که استاد شهبازیان شخصیتی اولیایی دارند که توانسته چنین آهنگ‌هایی بسازد. در عین حال خواننده‌ای مانند من نیرو و انرژی و کارایی را برای بیان کلام می‌گیرد؛ کلامی که مانند نگین بر روی انگشتری نشسته است. این‌ها قرعه است و از قبل تعیین شده است. قرار بود سال گذشته همین کارها را اجرا کنیم اما نشد. چرا که زمانش فرانرسیده بود. امسال خیلی راحت‌تر کارها انجام شد. این‌ها با انتخابی از فرای تصور ما رخ می‌دهد و قرعه به نام ما زده می‌شود. من هم به عنوان امانت‌دار شعر و خواننده در خدمت استاد شهبازیان هستم. بر روی صحنه که تمرین می‌کردیم از نگاه زیبای استاد شهبازیان پردرآوردم.شهبازیان: آقای افتخاری این آثار را به بهترین نحو ممکن در گذشته خوانده‌اند. وقتی اثر «شورعشق» را ضبط می‌کردیم، افتخاری ساکن تهران نبود. در مدت حدود ۳ ماهی که ضبط این آثار طول کشید ایشان از اصفهان به تهران رفت‌وآمد می‌کرد. وقتی به استودیو می‌آمد ساعت‌ها باهم کار می‌کردیم. خود ایشان گاهی می‌گفت که راضی نیستم و بگذار باز هم بیایم و بخوانم. آقای افتخاری سلیقه بسیار خوبی در موسیقی دارد و صدای خودش را می‌شناسد. نتیجه آن رفت و آمدها و تمرین‌ها و تکرارها آثاری ماندگار مانند «شورعشق» شد که از بهترین آثار ارکسترال من به شمار می‌رود.* نخستین آشنایی شما با آقای افتخاری مربوط به چه زمانی می‌شود؟شهبازیان: برمی‌گردد به سال‌های آغاز دهه ۶۰ که اثری مشترک با آقای هابیل علی‌اف ضبط می‌کردیم. از آن زمان با هم آشنا شدیم و تا کنون هم آقای افتخاری آثار بسیاری از ساخته‌های من را خوانده است. سعی می‌کنیم در اجراهای بعدیِ ارکستر ملی آثار دیگری از آقای افتخاری را جمع‌آوری و اجرا کنیم.* آقای افتخاری در سال‌های گذشته نه تنها در جشنواره موسیقی فجر حاضر نبودید که در فضای کلی موسیقی ایران هم چندان حضوری پررنگ نداشتید. علت این کنارماندنتان چیست؟افتخاری: من بودم و هستم. ولی آنان که باید توجه می‌کردند و سراغم می‌آمدند این کار را نکردند. به قول استاد بنان آوازخوانِ بزرگ موسیقی ایرانی که در یکی از آثارشان می‌خواند:آمدی جانم به قربانت ولی حالا چراای کاش زودتر می‌آمدند که من جوان‌تر بودم. البته الان هم دیر نشده و حالا حالاها توان خواندن دارم. بایستی از سوی دیگران برای خواندن و بودن در صحنه موسیقی دعوت می‌شدم و نشدم. الان هم خیلی خوشحالم که در خدمت استاد شهبازیان هستم.شهبازیان: به وجود آمدن یک اثر هنری موضوعش عرضه و تقاضاست. باید کسی بخواهد، کسی اثری بنویسد برای صدای آقای افتخاری و ایشان هم بیاید بخواند. باید روی کار فکر شود. ممکن است چند سال طول بکشد که خواننده کار مورد نظر و ارزشمندی را پیدا کند و بخواند. به هر روی علیرضا افتخاری همیشه آماده اجرا بوده و هست.*صدایی که امروز از علیرضا افتخاری شنیدم صلابت گذشته‌اش را دارد. چرا آهنگسازان ایرانی در این سال‌ها صدای علیرضا افتخاری را نادیده گرفتند؛ در حالی که نیاز به خوانندگان پرتجربه در عرصه موسیقی ایران به خوبی حس می‌شود.شهبازیان: متاسفانه موسیقی پاپ رسوخ بسیاری بین مردم داشته است. در عین حال خوانندگانی که کار موسیقی ارکسترال ایرانی انجام می‌دهند، تعدادشان اندک است. به همین دلیل آهنگسازان به سمت موسیقی پاپ متمایل می‌شوند؛ موسیقی که زودتر به دست بیاید و زودتر ارائه شود. به همین دلیل در ژانر موسیقی ارکسترال آثار کمتری ساخته می‌شود. علیرضا افتخاری خواننده‌ای است که هم با گروه‌های موسیقی ایرانی کار کرده و هم آثار موسیقی ارکسترال را به خوبی می‌خواند.افتخاری: برخی از آهنگسازان می‌خواهند ساده برخورد کنند و من نمی‌پذیرم. برخی از آهنگسازان خواندن آثاری را به من پیشنهاد می‌کنند که کیفیت والایی ندارند. خواندن چنین آثاری را قبول نمی‌کنم. متاسفانه استادان بسیاری را ما در این سال‌ها از دست داده‌ایم؛ کسانی مانند تجویدی، مشکاتیان، خرّم و بسیاری دیگر از دست رفتند. دیگر آن آثار با ارزش پدید نمی‌آیند. اشعار دیگر آن شعرهای خاص نیست، کجاست قیصرامین‌پور، کجاست معینی کرمانشاهی و کجاست بیژن ترقی. الان شعرها ساده‌اند و ملودی‌های سطح پایین؛ که خواندنشان را قبول نمی‌کنم.حدود ۷ سال خانه نشین شدم و در این سال‌ها خاطراتم را نوشتم. اکنون هم خوشحالم که افتخار همکاری با استاد شهبازیان در ارکستر ملی برایم فراهم شد.*ارکستر ملی آیا تا پایان سال اجرای دیگری هم خواهد داشت؟شهبازیان: ارکستر ملی ایران در حال حاضر مشغول مقدمات هماهنگ شدنِ نوازندگان با آثار ارکسترال موسیقی ایران است. این کار چندین ماه زمان می‌برد. در عین حال مشغول برنامه‌ریزی هستیم تا اجرایی دیگر تا پایان سال داشته باشیم. همکاری با آقای افتخاری را در سال آینده هم ادامه می‌دهیم و آثار دیگری هست که ایشان باید بخوانند. آثار آهنگسازانی که در قید حیات نیستند را هم گردآوری می‌کنیم و به خوانندگان مختلف مانند آقای افتخاری می‌دهیم تا بخوانند.* یکی از حاشیه‌هایی که در هفته‌های گذشته گریبان‌گیرِ ارکستر ملی شد، بیانیه‌ی همایون شجریان و اعلام عدم همکاری‌اش با ارکستر بود. ماجرا را برایمان شرح دهید.شهبازیان:‌ ما تمایل داشتیم که ایشان در ارکستر باشد. من گفتم که ارکستر ملی تمایل دارد که ایشان آثار من را با ارکستر ملی اجرا کند. بارها با آقای همایون شجریان تماس گرفتم ولی ایشان جواب ندادند و اقدامی تا کنون نکرده‌ایم.در برنامه ریزی ما آقای افتخاری و آقای اصفهانی حضور دارند و البته دیگر خوانندگانی که می‌توانند در ژانر موسیقی ملی کار کنند را برای حضور در کنار ارکستر دعوت می‌کنیم.افتخاری: دیگر خوانندگان هم باید بیایند و حضور داشته باشند. ما اینجا جای کسی را تنگ نمی‌کنیم. حتی دلم می‌خواست در این اجرای پیش رو هم خواننده دیگری در کنارم باشد. به هر حال دیگر خوانندگان هم برای حضور درکنار ارکستر شوق دارند و باید به این شوق پاسخ داده شود.*حضور علیرضا افتخاری در کنار ارکستر چه ویژگی‌هایی دارد.شهبازیان: علیرضا افتخاری با حضورش در کنار ارکستر دو کار انجام می‌دهد. اول این که اجرایی درخشان برای مردم دارد و در عین حال باعث می‌شود که دیگر خوانندگان هم شوق حضور در کنار ارکستر را داشته باشند.* جشنواره موسیقی فجر در سال‌های گذشته به تکرار افتاده بود و جای خالی خیلی از بزرگان موسیقی ایرانی در جشنواره احساس می‌شد. امسال با حضور شما در قالب ارکستر، می‌تواند یکی از اتفاق‌های خوب ارکستر رقم بخورد. نظرتان درباره جشنواره امسال چیست.شهبازیان: ما که برنامه جشنواره را ندیده‌ایم و نمی‌دانیم چه آثار و چه گروه‌هایی در جشنواره هستند. فُرم تازه‌ای که برای جشنواره فجر در نظر گرفته شده، تنها سال گذشته بود. شنیده‌ام که امسال ارکسترهای دیگری هم هستند. این که ما در جشنواره موسیقی فجر اجرایی خواهیم داشت برایم بسیار ارزشمند است. درباره دیگر اجراها هم باید دید و نظر داد.افتخاری: ما فکرمان متمرکز بر روی کار خودمان است. زحمتی که ما برای آماده کردن این اجرا می‌کشیم برای تنها یک اجرا نیست و به طور حتم اجراهای دیگری هم خواهیم داشت.---------------------------------گفت‌وگو: یاسر شیخی یگانه--------------------------------منبع :‌ تسنیمانتهای پیام/ ]]> فرهنگی هنری Wed, 04 Jan 2017 08:03:41 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdccs4q142bqpx8.ala2.html «ترین‌»های نیم‌فصل لیگ برتر؛ بهترین‌ها در مشت سرخ‌پوشان تهران و تبریز/ بدترین خط حمله برای تیم آقای گل تاریخ لیگ برتر! http://www.nedayeenghelab.com/vdccp4q102bqpx8.ala2.html به گزارش ندای انقلاب،‌ نیم‌فصل نخست شانزدهمین دوره لیگ برتر روز گذشته (یکشنبه) با برگزاری دیدار معوقه ماشین‌سازی و پرسپولیس به پایان رسید تا این نیم‌فصل در ۱۶۸ روز به خط پایان برسد. در پایان هفته پانزدهم و نیم‌فصل اول ۲۶۳ گل رد و بدل شد که میانگین ۲.۱۹ گل در هر بازی به ثبت رسید. «ترین‌ها»ی نیم‌فصل نخست لیگ برتر را بررسی می‌کنیم.*بهترین خط حمله: تراکتورسازی با ۲۴ گل زدهقلعه‌نویی فصل گذشته در حالی پا به تبریز گذاشت که برعکس تونی اولیویرا از محبوبیت چندانی برخوردار نبود، تا جایی که هواداران زیادی برای تماشای بازی‌های تراکتورسازی به ورزشگاه یادگار امام نمی‌آمدند. رفته رفته اما شرایط تغییر کرد و تراکتورسازی در نیم‌فصل دوم احیا شد و نتایج بسیار خوبی کسب کرد، هرچند یک امتیاز تا کسب سهمیه لیگ قهرمانان آسیا کم آورد. این روند رو به رشد در فصل جاری هم در تراکتورسازان دیده می‌شود، روندی که باعث شد قلعه‌نویی به یکی از محبوب‌ترین مربیان در تبریز تبدیل شود. آنها اکنون ۲ امتیاز از صدر جدول فاصله دارند و در جام حذفی هم مدعی جدی قهرمانی هستند.یکی از مشخصه‌های تیم‌های قلعه‌نویی، خط حمله زهردار است که دروازه هر حریفی را تهدید می‌کند. تراکتورسازان این فصل ادینیو را که سابقه آقای گلی لیگ برتر در کارنامه دارد، جذب کردند تا با این برزیلی،‌ بخت خود را برای کسب جام افزایش دهند. این بازیکن تاکنون ۵ گل به ثمر رسانده اما نتوانسته انتظارات را به خوبی برآورده کند. این تیم به لطف گلزنی‌های حاتمی با میانگین گلزنی ۱.۶ گل در هر بازی، بهترین خط حمله را دارد. تراکتورسازی نیم‌فصل دوم دو مهره خوب به نام‌های نوراللهی و عالیشاه را هم از پرسپولیس گرفته‌ اما احتمال رفتن سروش رفیعی از تبریز زیاد است.*کم‌ترین شکست و بهترین تفاضل گل: پرسپولیس و تراکتورسازی با یک شکست و تفاضل ۱۳+سرخ‌پوشان تهران و تبریز بخاطر عملکرد باثباتی که در این فصل نشان داده‌اند، جدی‌ترین گزینه‌های کسب عنوان قهرمانی این فصل به شمار می‌روند. هر دو تیم در ۱۳ هفته نخست شکستی در کارنامه نداشتند، اما در هفته چهاردهم و به فاصله حدود ۲ ساعت، دو خط تیره جدول پاک شد و تیم‌های اصفهانی موفق شدند نخستین شکست مدعیان قهرمانی لیگ را به آنها تحمیل کنند. پرسپولیس و تراکتورسازی با یک شکست و تفاضل گل ۱۳+ بهترین عملکرد را دارند.*بیشترین پیروزی و بهترین خط دفاع: پرسپولیس با ۹ برد و ۵ گل خوردهپرسپولیس سال گذشته به خاطر گل‌های زیادی که به دلیل ضعف دروازه‌بان و خط دفاعی خود دریافت می‌کرد، قهرمانی را از دست داد تا کادر فنی این تیم،‌ رمز قهرمانی تیم خود را در تقویت دروازه و خط دفاع خود ببیند. پرسپولیس این فصل علیرضا بیرانوند و سید جلال حسینی ناراضی از نابسامانی نفت را گرفت. همچنین مدیران این تیم، محمد انصاری را که فصل گذشته پدیده قرمزها به شمار می‌رفت حفظ کردند و حسین ماهینی هم با پایان دوران خدمتش در تیم ملوان،‌ به جمع شاگردان برانکو بازگشت. انتظار می‌رفت که این خط دفاع پرستاره بتواند بهترین خط دفاع لیگ را از آن خود کند و نیز،‌ اعتماد مرد پرتغالی را برای قرار گرفتن در ترکیب اصلی تیم ملی جلب کند. پرسپولیس در ۱۵ مسابقه ۵ گل خورده و در هر بازی به طور میانگین، ۰.۳۳ گل دریافت کرده است.پرسپولیس این فصل در بیشتر مسابقات خود تیم برتر میدان بود. قرمزها با وجود تقویت خط حمله خود در این فصل، نتوانستند خط آتشی به زهرداری سال گذشته خود داشته باشند، اما عملکرد کم‌نقص خط دفاع پرسپولیس که به آن اشاره شد، باعث شد بتواند با کسب بیشترین پیروزی و همچنین دست یافتن به عنوان غیررسمی اما روحیه‌بخش قهرمانی نیم‌فصل، بخت نخست قهرمانی این فصل لیگ برتر باشد.*بیشترین تساوی: گسترش فولاد تبریز با ۸ تساویآبی و زردپوشان تبریز در ابتدای فصل عملکرد بسیار ضعیفی از خود نشان می‌دادند و همین باعث شد که حتی به قعر جدول هم سقوط کنند. با اعتماد مدیران باشگاه گسترش به فراز، این تیم به روندی صعودی رسید. شاگردان کمالوند با کسب تساوی در بیش از نیمی از دیدارهای خود،‌ امتیازهای زیادی از دست دادند که می‌توانست گسترش را حتی به رده‌های بالاتر از ششم هم برساند،‌ جایگاهی که کمالوند امسال هدفش را رسیدن به بالاتر از آن ترسیم کرده است.*کم‌ترین تساوی: ماشین‌سازی، صنعت نفت آبادان،‌ سپاهان و ذوب‌آهن با ۴ مساویصنعت نفت فصل را خوب آغاز کرد که اوج کار این تیم، شکست استقلال و سپاهان بود که توجهات را جلب کرد. این روند قابل قبول اما دنباله‌دار نبود، به طوری که نفت آبادان در ۱۱ دیدار اخیر خود متحمل هفت شکست شده است. آبادانی‌ها در نیم‌فصل تصمیم گرفتند با دست‌نشان که این تیم را به لیگ برتر آورده بود، قطع همکاری و فیروز کریمی را جایگزین او کنند.سپاهان هم با وجود جذب ویسی شگفتی‌ساز،‌ نتوانست عملکردی در حد مدعی قهرمانی از خود نشان دهد و عملکرد پر فراز و نشیبی از خود نشان داده است. شاخص‌ترین خریدهای این فصل سپاهان، مهرداد محمدی و طالب ریکانی بودند که عملکرد قابل قبولی از خود نشان دادند. این تیم نیم‌فصل را با رده هشتم جدول به پایان رساند و نتوانست به فینال جام حذفی هم برسد. همه این‌ها یعنی پرافتخارترین تیم لیگ برتر کار بسیار دشواری برای کسب سهمیه لیگ قهرمانان آسیا دارد.ذوب‌آهن این فصل داستان جذابی داشت. یحیی گل‌محمدی که این فصل را با قهرمانی در سوپرجام آغاز کرده بود، نتوانست در این فصل نتایج خوبی بگیرد و به طور توافقی از جمع ذوبی‌ها جدا شد. شاید کسی انتظار نداشت مجتبی حسینی، سفیدپوشان نصف جهان را تا رده سوم بالا بیاورد و تحسین کارشناسان را در پی داشته باشد. این فصل مهدی رجب‌زاده تمام‌نشدنی، عملکرد فوق‌العاده‌ای داشت و مرتضی تبریزی هم در نوک پیکان ذوب‌آهن، بارها تور دروازه حریفان را به لرزه درآورد. هرچند مدافع دو عنوان قهرمانی جام حذفی از رسیدن به فینال این تورنمنت باز ماند، اما بازی‌های این تیم نویددهنده نتایج درخشان ذوب‌آهن در لیگ قهرمانان آسیا را به هواداران خود می‌دهد.ماشین‌سازی هم ضعیف‌ترین تیم نیم‌فصل از نظر امتیاز بوده که در ادامه به آن پرداخته خواهد شد.*بیشترین شکست، بدترین خط دفاع و بدترین تفاضل گل: ماشین‌سازی تبریز با ۱۰ شکست، ۲۶ گل خورده و تفاضل ۱۵-تیم تازه صعود کرده به لیگ برتر، این فصل شرایط بسیار بدی پشت سر گذاشت. سبزپوشان آذری امسال بازیکنان صاحب‌نامی چون آندو تیموریان، سامان نریمان‌جهان و پیام صادقیان را جذب کردند و به نظر می‌رسید این تیم،‌ یکی از پدیده‌های لیگ برتر خواهد شد. داستان رسول خطیبی در گسترش فولاد تبریز این بار برای ماشین‌سازی تکرار شد. خطیبی سال ۹۲ گسترش را به لیگ برتر آورد اما در این لیگ، نتوانست نتایج خوبی کسب کند و پیش از پایان نیم‌فصل اول برکنار شد. ملی‌پوش ریزنقش پیشین کشورمان، توانست برای نخستین بار، تبریز را در لیگ برتر صاحب سه تیم کند، اما در رساندن ماشین‌سازی به رده‌های میانی جدول هم ناکام ماند.سبزپوشان تبریزی پس از کسب تساوی مقابل استقلال در تهران، ۹ شکست پیاپی کسب کرد و به قعر جدول رسید. پس از حضور فرهاد کاظمی روی نیمکت این تیم، نوار باخت‌های متوالی ماشین‌سازی پاره شد و این تیم بالاخره مقابل سایپا امتیاز گرفت. این تیم در هر بازی به طور میانگین، ۱.۷۳ گل دریافت کرده است. کاظمی در نشست‌های خبری خود، از تغییرات زیاد در بازیکنان تیم خبر داد. ماشین‌سازی باید در فصل نقل و انتقالات فعالیت زیادی داشته باشد تا در لیگ برتر باقی بماند. هرچند این تیم نریمان‌جهان را از دست داد و آندو را هم مقابل درهای خروجی تیم خود می‌بیند.*بدترین خط حمله: صبای قم با ۱۰ گل زدهصمد مرفاوی پس از دوری یک ساله از لیگ برتر، با صبا به سطح اول فوتبال ایران بازگشت اما مردم قم شاید انتظار چنین نتایج ضعیفی از وی نداشتند. سرمربی پیشین استقلال که زمانی با آبی‌پوشان از گروه خود از لیگ قهرمانان آسیا صعود کرد، این فصل روزهای خوبی را سپری نمی‌کند. سفیدومشکی‌پوشان صبا در ۶ هفته آخر نیم‌فصل فقط شکست خوردند. صبا در ۱۵ مسابقه ۱۰ گل و به طور میانگین در هر بازی ۰.۶۶ گل زده است. نکته جالب اینکه در خط حمله این تیم رضا عنایتی حضور دارد که بهترین گلزن تاریخ لیگ برتر ایران است.* کم‌ترین پیروزی: صبای قم و ماشین‌سازی با یک بردصبا تنها در هفته هفتم توانست پیروز شود، آن هم مقابل سایپا که شرایط خوبی در جدول ندارد. ماشین هم تنها برد خود را در همان هفته نخست مقابل فولادِ بدون آقای گل (ساسان انصاری) کسب کرد.*آقای گل: ساسان انصاری با ۱۲ گلشاید هیچ‌کس باور نمی‌کرد با حضور مهاجمانی چون طارمی و ادینیو، مهاجم نیمکت‌نشین پرسپولیس در پایان نیم‌فصل اول آقای گل شود. انصاری از هفته پنجم به فولاد پیوست و این انتقال، شروع درخشش مهاجم ۲۵ ساله نورآبادی بود. ساسان موفق شد در ۱۱ بازی، ۱۲ گل به ثمر برساند تا هواداران پرسپولیس، حسرتِ از دست دادن این مهاجم گلزن را بخورند، بخصوص پس از عملکرد ضعیف پریموف در پرسپولیس. حالا خیلی‌ها منتظرند تا شاهد ادامه عملکرد خیره‌کننده انصاری در فولاد و نیز، استارت گلزنی در لباس تیم ملی ایران در مسابقات رسمی باشند.*پرگل‌ترین دیدارهاسه دیدار نیم‌فصل اول لیگ برتر ۶ گل داشت که پرگل‌ترین بازی‌ها محسوب می‌شد. اولی جدال تیم‌های فولاد خوزستان و نفت تهران از هفته دوازدهم بود که با پیروزی ۴ بر ۲ فولادی‌ها به پایان رسید، مسابقه‌ای که انتقاد علی دایی از خط دفاع تیم خود را نیز به همراه داشت. دیگر دیدار ۶ گله، تساوی ۳ - ۳ تیم‌های پدیده خراسان و صنعت نفت آبادان در هفته هفتم بازی‌ها بود. آخرین دیدار هفته پانزدهم بین ماشین‌سازی و سایپا که با تساوی ۳ - ۳ به اتمام رسید، دیگر مسابقه ۶ گله نیم‌فصل اول بود.برای مشاهده جدول رده‌بندی اینجا را کلیک کنید.انتهای پیام/ ]]> ورزشی Mon, 09 Jan 2017 09:23:46 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdccp4q102bqpx8.ala2.html