پایگاه خبری ندای انقلاب - پربيننده ترين عناوين :: rss_full_edition http://www.nedayeenghelab.com/ Sat, 15 Apr 2017 18:24:39 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://www.nedayeenghelab.com/skins/default/fa/{CURRENT_THEME}/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری تحلیلی ندای انقلاب http://www.nedayeenghelab.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری تحلیلی ندای انقلاب آزاد است. Sat, 15 Apr 2017 18:24:39 GMT 60 گاف‌های مهم ارتش آمریکا در حمله به «الشعیرات»/ دقیق‌ترین موشک‌های کروز به هدف نرسیدند! +عکس http://www.nedayeenghelab.com/vdcipvapyt1aww2.cbct.html به گزارش ندای انقلاب، یک بهانه واهی و اتفاقی مبهم که با هیچ کدام از استنادات، تقصیری را متوجه دولت و ارتش سوریه نمی کرد، باعث شد تا بامداد روز جمعه هفته گذشته، نیروی دریایی آمریکا با توصیف آنچه که تلافی حمله شیمیایی به استان ادلب توسط نیروهای سوریه می نامید، یک پایگاه مهم نیروی هوایی ارتش سوریه را با تعدادی موشک کروز مورد حمله قرار دهد و بار دیگر با زیر پا گذاشتن قواعد و قوانین بین المللی، تلاش کند خودی نشان دهد.اطلاعات رسمی حکایت از آن دارد که ارتش آمریکا ۵۹ فروند موشک کروز تاماهاوک به پایگاه هوایی الشعیرات شلیک کرده و موجب بروز خساراتی در این پایگاه شده است. این ۵۹ فروند موشک کروز از ۲ فروند ناوشکن آمریکایی که در ۳۰۰ کیلومتری این هدف در دریای مدیترانه حضور داشتند شلیک شده و حدودا ۳۰ دقیقه طول کشیده که تا به هدف های خود برسند.تاماهاوک؛ تبر گران قیمت آمریکاییواژه Tomahawk نام یک تبر مخصوص سرخپوستان آمریکایی است که امروزه به این موشک کروز که با کد BGM-۱۰۹ در نیروی دریایی آمریکایی فعال شده است، اطلاق می شود. این موشک در خدمت نیروی دریایی آمریکا بوده و از زیردریایی های تهاجمی و برخی از شناورهای سطحی نیروی دریایی آمریکا شلیک می شوند. در جریان این حمله اخیر نیز، این موشک ها از دو فروند ناوشکن کلاس Arleigh Burke به نام های USS Porter و USS Ross به سمت هدف شلیک شدند.شلیک از ناوشکن USS Ross به سمت سوریهشلیک ناوشکن USS Porter به سمت سوریهاین موشک ها ساخت شرکت آمریکایی ریتهون هستند و بسته به مدل از حدود ۱۳۰۰ الی ۲۵۰۰ کیلومتر برد دارند. بر اساس مدل، این موشک ها توان درگیری با اهداف زمینی ثابت و متحرک و همچنین اهداف روی سطح آب را نیز دارند. مدل بلوک ۴ که در این حمله از آن استفاده شده است دارای قیمتی در حدود یک میلیون و ۳۰۰ هزار دلار است.کروزهای تاماهاوک توان حمل سر جنگی اتمی و متعارف را داشته و در گونه متعارف، انواع مختلفی از سر های جنگی برای این موشک توسعه پیدا کرده است اما عمدتا در ماموریت ها، این موشک از سر جنگی ۱۰۰۰ پوندی شدید الانفجار بهره می برد. موشک های تاماهاوک از موتور توربوفن بهره برده و سرعت آن در حدود ۸۹۰ کیلومتر بر ساعت است.موشک تاماهاوک بلوک ۴ لحظاتی قبل از اصابت به هدف در شلیک آزمایشی که دقت آنرا نشان می دهداین موشک های مشهور و پر استفاده، از سال ۱۹۸۳ میلادی وارد خدمت نیروهای مسلح آمریکا شده و به دلایل مختلف، تا به امروز صرفا به ارتش انگلستان به عنوان یکی از مهمترین و نزدیک ترین دوستان سیاسی و نظامی آمریکا، صادر شده اند. سابقه رزمی این موشک ها نیز به جنگ اول خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ بر می گردد و از آن تاریخ تا به امروز تقریبا در تمامی نبردهای بزرگ آمریکا، از این موشک در حجم بالا استفاده شده است و عملا بر اساس گزارش ها و آزمایش های انجام شده درباره آن، دقیق ترین موشک کروز آمریکایی محسوب می شود.بخش هایی از بقایای موشک سقوط کرده در سوریهاین موشک در اصل به عنوان یک سلاح هدایت شونده با دقت بسیار بالا بر هدف قرار دادن هم اهداف ثابت و هم متحرک تا به امروز معرفی شده است. تصاویر با کیفیت بسیار بالایی نیز تا به امروز از آزمایش های مختلف این موشک منتشر شده و در مواردی حتی تصاویر از اصابت های دقیق این موشک در جریان نبرد هم توسط آمریکایی ها منتشر شده است. البته ذکر این مسئله هم بسیار مهم است که تا به امروز هرگز این موشک در برابر یک دفاع مستحکم هوایی قرار نگرفته و در اکثر اوقات در زمینی بی دفاع تا رسیدن به هدف پیش رفته است. این موشک از ترکیبی از سامانه های راداری، ماهواره ای ، اینرسیایی و تطبیق دهنده ها برای کشف اهداف خود بهره می برد.گاف های موشکی و اطلاعاتی در حمله به الشعیراتاما ساعاتی از حمله آمریکایی ها به این پایگاه نگذشته بود که وزارت دفاع روسیه در بیانیه ای، اعداد جالبی را در خصوص موشک های آمریکایی اعلام کرد. بر اساس اعلام روسها، از ۵۹ موشک شلیک شده به سمت پایگاه هوایی مذکور در سوریه تنها ۲۳ فروند از آنها به هدف رسیده است و از نقطه برخورد ۳۶ موشک دیگر خبری در دسترس نیست. این در حالی است که منابع رسمی و رسانه ای آمریکایی بدون تکذیب دقیق اطلاعات منتشره توسط روسها یا ارائه مستنداتی برای نقض این ادعا، صرفا از به آب افتادن یکی از موشک های تاماهاوک به علت نقص فنی خبر دادند.آشیانه نابود شده در حمله آمریکا به الشعیراتدو جنگنده سوخو ۲۲ سالم سوری پس از حمله آمریکا به الشعیراتالبته از دست رفتن بخشی از توان موشک ها در این جریان یک حمله با این تعداد شلیک، تا حدی قابل قبول است و شاید بتوان در بهترین حالت منطقی، برای ۵۹ فروند موشک شلیک شده در این حمله از دست رفتن ۵ یا ۶ فروند موشک را به دلایل مختلفی مثل از دست دادن ارتباط ماهواره ای، رو به رو شدن با آتش ضد هوایی حتی در شکل سبک، مشکل در سیستم پیشران، مواجهه با انواعی از اخلال گرها یا هر نقص دیگری را به عنوان خطایی قابل قبول مورد پذیرش دانست اما با بیانیه روسها و حتی اطلاعاتی که منابع غیررسمی صهیونیست ها از اصابت ۴۴ موشک (از دست رفتن ۱۵ موشک یعنی ۱۶ درصد شلیک ها) سخن می گوید، چنین آماری برای ارتش پر ادعای امریکا یک شکست تاریخی است .پرواز مجدد جنگنده های سوری از الشعیرات بعد از حمله آمریکایی هامسئله آنجایی جالب تر می شود که بنا بر ادعای آمریکایی ها، این شلیک ها منجر به نابودی کامل این پایگاه مهم هوایی شده است اما ارتش سوریه با تمسخر عملی این ادعای آمریکا، در کمتر از ۲۴ ساعت از این حمله، پروازهای عملیاتی جنگنده های سوری از این پایگاه را مجددا آغاز کرد. از طرف دیگر منابع سوری اعلام کرده اند که به دلیل احتمال حمله آمریکا و رصد خود (که ممکن است با کمک روسها انجام شده باشد) حجم زیادی از هواپیماهای عملیاتی موجود در پایگاه را از آن خارج کرده اند و در اصل، هواپیمای زیادی از دست نرفته است. این موضوع نیز قطعا یک گاف و شکست اطلاعاتی برای ارتش امریکا خواهد بود که حتی یک عملیات ضربتی را نیز بدون اینکه طرف مقابل از آن مطلع شود، نتوانسته به سرانجام برساند.روسیه نیز عملا با تایید این شکست اطلاعاتی ارتش آمریکا اعلام کرده است که در این حمله ۶ فروند میگ ۲۳ که در حال تعمیر بودند از بین رفته اند، اما طرف آمریکایی با اخباری مبهم مدعی نابودی بیش از ۲۰ فروند هواپیما در این حمله شده است که تصاویر منتشره از آن، چنین ادعایی را ثابت نمی کند.با این اوصاف، به نظر می رسد اصرار ترامپ باری خودنمایی در قضیه ای مبهم و حتی ساختگی علیه ارتش و دولت سوریه، منجر به افشای سلسه ای از گاف ها و شکست های نظامی و اطلاعاتی از سوی ارتش آمریکا شده است که می توان دلایلی چون عدم آمادگی یگانهای رزمی آمریکا برای انجام عملیات های نظامی جدید (همانند نتایج به دست آمده از بمباران نیروهای داعش) یا خستگی ناشی از ماموریت های طولانی مدت در آبهایی با هزاران کیلومتر دوری از وطن باشد.طبیعی است، دولت جدید آمریکا برای عبور از موانع و تحریف نگاه ها از ناکامی ها و شکست هایی که یکی پس از دیگری برای آنها و بخصوص ترامپ رقم خورده و همچنان درحال رقم خوردن است و قدرتمند جلوه دادن خود، دستاویزی بهتر از اقدام نظامی علیه سوریه نمی توانست داشته باشد اما قطعا تصور این را هم نداشتند که با لو رفتن سناریو حمله ضربتی خود و مشکلات متعدد در سامانه ارتباطی و موشکی خود، نتایج آن به این سرعت محو و تبدیل به ابزاری جدید برای تمسخر اقداماتشان باشد؛ شاید بهتر بود ترامپ برای به دست آوردن دل دختر خود، یک هدیه گران قیمت برایش می خرید تا آنکه با شلیک ۵۹ موشک ۱.۳ میلیون دلاری، بیش از ۷۵ میلیون دلار را صرف شوی تبلیغاتی جدیدی کند که ناآمادگی یگانهای عملیاتی ارتش آمریکا را بهتر از قبل نشان دهد.منبع : مشرق ]]> بین الملل Mon, 10 Apr 2017 08:01:43 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcipvapyt1aww2.cbct.html صادق کوشکی: شهید آوینی پرچمدار نسبت «دین و سینما»ست/ در سینمای ایران نسبت دین و سینما خیلی بالا نیست http://www.nedayeenghelab.com/vdcb5wbf8rhbssp.uiur.html به گزارش ندای انقلاب، از انتشار کتاب «آفتاب و آینه» محمدصادق کوشکی بیش از یک سال می‌گذرد. کتاب در بازار یافت نمی‌شود. با وجود آنکه در مخازن کتابخانه ملی وجود دارد، امکان امانت گرفتنش نیست و البته شخص صادق کوشکی نیز معتقد است در این بازه زمانی مورد نقد قرار نگرفته است. از همین رو فرصت را مغتنم شمرده و در گفتگویی با او از بابت کتابی باب سخن را باز کردیم که قصدش ایجاد رابطه میان سینما و شریعت است. صادق کوشکی، استاد دانشکده علوم سیاسی دانشگاه تهران چند سالی در برنامه‌های مختلف از نگاه شریعت‌مدارانه خود دفاع می‌کند و البته معتقد است کسی کتاب او را که شاکله نگاه اوست را نقد نکرده است.آنچه می‌خوانید گفتگوی تفضیلی خبرگزاری تسنیم با این نویسنده و اندیشمند حوزه فرهنگ و تمدن اسلامی است:**** جناب کوشکی کتاب شما در کتابخانه ملی قابل امانت نیست.کوشکی: این هم خودش یک ماجراست، خودش یک خبر فرهنگی است. من نمی­‌دانم چرا این‌طوری شده است!* خودتان از مرحله چاپ و ورود به بازارش چقدر خبر داشتید و وضعیتش چگونه بود؟کوشکی: تقریباً اواسط سال پیش منتشر شد و چند نسخه محدود به من داده شد و من دیگر خبری از آن ندارم ولی دوستانی که دنبال این کتاب در کتاب­فروشی­‌ها بودند در کتابفروشی سوره مهر چند جا رفتند و گفته‌اند نیست. معنایش این است که تمام شده است. شاید هم درست توزیع نشده است. اتفاقاً برای این کار حوزه پشتیبانی خوبی شد، یعنی قسمت آماده­‌سازی با پیشنهاد حوزه این کار نوشته شده؛ ولی در قسمت توزیعش بی­‌خبر هستم، یعنی در قسمت چاپ خود حوزه این کار را سفارش داد و بهتر بگویم پیشنهاد داد و مقدماتش را فراهم آورد و کمک کرد. حوزه در این قسمت­‌ها خوب کمک کرد و ما مشکلی نداشتیم.* انگیزه­‌های حوزه برای پیشنهاد دادن این کتاب چه بوده است؟ چون این کتاب قبل از جشنواره سینما و روحانیت منتشر شده است.کوشکی: ربطی به جشنواره­‌ها ندارد. یک مباحثی در نسبت دین و سینما وجود دارد که به پرسش­‌های جدیِ بعد از پیروزی انقلاب است، یعنی همه آنهایی که دغدغه دینی داشتند و دغدغه سینما هم داشتند. این سؤال­‌ها به ذهنشان می­‌رسید. چه سینماگران متدین، چه منتقدان متدین و چه کسانی که بیشتر دغدغه دینی داشتند؛ اما می­‌دانستند نظام جمهوری اسلامی ایران با یک پدیده جدی­دی به نام سینما روبه‌روست، اینکه نسبت دین و سینما مشخص شود، چون عنوان کتاب است «آفتاب و آینه»، بررسی نسبت دین و سینما و پرسش­‌های مهمی بود. در این زمینه به نسبت کارهای محدودی شده است. شاید مهمترین کار در این عرصه را شهید آوینی کرده باشد و ایشان به نوعی می­‌توانیم بگوییم پرچمدار این مقوله بوده است که نسبت دین و سینما را مشخص کند. شهید آوینی پرچمدار این مقوله بوده است که نسبت دین و سینما را مشخص کندنه فقط از زاویۀ فقیه؛ بلکه دین به عنوان یک کلیتی که در آن هم اخلاق است و هم باورها و عقاید است و هم البته احکام و فقه و ایشان در این زمینه فکر می­‌کنم به نوعی شاید یک پرچمداری کرده است. به خاطر اینکه از پایگاه یک انسان مؤمن و معتقد خواسته است نسبت دین و سیاست را مشخص کند. البته تلاش­‌های دیگری هم جسته و گریخته انجام شده است؛ ولی به هر حال آن‌چنان که باید و شاید به این پرسش­‌ها و دغدغه­‌ها پاسخی داده نشده است. برای اینکه بتوان به این پرسش­‌ها پاسخ بگوید یک اثر یا ۱۰ یا حتی ۲۰ اثر هم کفایت نمی­‌کندحالا دوستان حوزه هم این جزء رسالت­‌هایشان است. حوزه هنری سازمان تبلیغات، حوزه هنر و اندیشه اسلامی، جزء دغدغه­‌های جدی آنها است و باید باشد که پژوهش­‌هایی را پشتیبانی کنند که بتواند این پرسش­‌ها را پاسخ بگوید و البته یک اثر یا ۱۰ یا حتی ۲۰ اثر هم کفایت نمی­‌کند؛ چون عرصۀ بسیار وسیعی و مهمی است. البته ممکن است دیدگاه­‌ها هم تا حدودی متفاوت باشد و به همین خاطر اینکه حوزه چرا چنین کاری کرده است، قطعاً جزء وظایف و رسالت­‌های حوزه هنری است و طبیعتاً دوستان به یک یا دو یا چندین کار بسنده نمی­‌کنند و نباید بکنند، باید در این عرصه ده­‌ها اثر از سوی انسان­‌های شایسته و فرهیخته­‌ای صورت بگیرد که پایگاه دینی داشته باشند.* چرا این‌قدر فاصله افتاده است؟ مدت زمانی از شهادت شهید آوینی می­‌گذرد و این مدت ما اثری نداشتیم که بخواهد روی سینما یا عرصه اندیشه سینمایی اثرگذار باشد! چرا باید این همه اختلاف به وجود بیاید؟ در این زمینه اگر هم پژوهش، تحقیق و تأملی هم صورت می­‌گیرد خیلی فضایی برای عرضه­‌اش وجود نداردکوشکی: ببینید یک نکته وجود دارد و آن هم این است که اصلاً در این زمینه اگر هم پژوهش، تحقیق و تأملی هم صورت می­‌گیرد خیلی فضایی برای عرضه­‌اش وجود ندارد. البته یک معمایی شده است که شاید به این خاطر باشد که چون فیلم دارد ساخته می­‌شود، چون مجموعه­‌های تلویزیونی، آثار سینمایی ساخته می­‌شود و اکران می­‌شود، شاید در واقع یک مقدار مسئولین و آنهایی که باید دغدغه داشته باشند نسبت به اینکه این سینما و آن مجموعه­‌های تلویزیونی، تله­‌فیلم­‌ها با استانداردهای دینی همخوان باشند، این دغدغه کمرنگ شده است. ته آنچه که نسبت دین و سینما است این است که صحنه­‌های خلاف اخلاق در سینما به نمایش درنیایدبه همین خاطر تقاضا هم در خصوص تعیین نسبت دین و سینما خیلی بالا نیست، یعنی همینقدر که خانم­ها یک شالی روی سرشان باشد و در مقابل کادر تصویر آنچه که به نمایش درمی­‌آید مثلاً بدن همدیگر را لمس نکنند، همین کفایت می­‌کند، یعنی ته آنچه که نسبت دین و سینما است این است که صحنه­‌های خلاف اخلاق در سینما به نمایش درنیاید.* در این کتاب شما از سمت تصویر به محتوا حرکت کردید؟کوشکی: وقتی می­‌گوییم دین و سینما، در این کتاب آمدیم آن‌چنان که انسان‌های دین­‌شناس بحث می­‌کنند، دین سه قسمت اصلی دارد، بحث باورها و عقاید، بحث اخلاق و بحث احکام. ما در این کتاب سعی کردیم از سه زاویه نسبت دین و سینما را بررسی کنیم. در قسمت اول آمدیم تعریف دقیق و استانداردی از دین ارائه بدهیم. این سه زاویه و سه بُعد دینی را به روایت متخصصان دینی، امثال حضرت امام و شهید مطهری بررسی بکنیم. در وهله بعد سینما را تعریف کردیم که وقتی می‌­گوییم سینما منظور ما کدام روایت و کدام نگاه به سینما است. لزوم اینکه چرا باید به نسبت دین و سینما در جمهوری اسلامی پرداخته شود، بحث شده است و در بخش‌­های بعدی کتاب به هر سه زاویه پرداختیم و سعی کردیم به سؤالاتی از این دست پاسخ بدهیم که آیا می­‌توانیم سینمای دینی داشته باشیم؟ آیا لزومی دارد سینمای دینی داشته باشیم؟ آیا تحققِ سینمای دینی امکان‌پذیر است؟ اصلاً تعریف سینمای دینی چیست؟ چه تفاوتی با سینمای معناگرا دارد، چه تفاوتی با سینمای متشرع دارد؟ نام این دوران گذار را گذاشتیم «سینمای در خدمت دین»در انتها یک بحث تازه در این کتاب مطرح شده است که من قبلاً اصلاً ندیدم در کارها. شاید هم بوده و من ندیدم؛ ولی تا الان ندیدم و نشنیدم که شاید نوآوری این کتاب باشد. خلق یک مفهوم جدید به نام «سینمای در خدمت دین» است، یعنی ما اینجا تفکیک قائل شدیم بین سینمای دینی و بین سینمای در خدمت دین و اینطور نتیجه گرفتیم تحققِ سینمای دینی کار بسیار دشوار، زمان­‌بر و یک مقداری دور از دسترسی است به همین خاطر تا به آن افق مطلوب نرسیدیم، بایستی از مفهوم دیگری استفاده کنیم به عنوان «دوران گذار از وضع فعلی به وضع مطلوب» که سینمای دینی است، نام این دوران گذار را گذاشتیم «سینمای در خدمت دین».* پس شما برای این نامی که برای سینما انتخاب کردید نمونه­‌هایی هم داشتید؟کوشکی: بله، به مثال­های مختلفی از سینمای ایران اشاره کردیم. البته مباحث قبل حتی به نوعی از سینمای جهان هم سعی کردیم نمونه­‌هایی را ذکر کنیم؛ اما در این قسمتی که سینمای در خدمت دین است، سعی کردیم متمرکز شویم روی سینمای ایران. نمونه­‌هایی را ذکر کردیم که می­‌تواند مصداق چنین سینمایی باشد. به طور خلاصه سینمای در خدمت دین را این‌گونه تعریف کردیم، آثاری که استانداردهای سینمایی و هنری را دارا هستند، یعنی دارای داستان، جذابیت، آن استانداردهای بازیگری، استانداردهایی که در حوزه فنی سینما وجود دارد، از نظر تصویربرداری، صدابرداری و امثالهم، تدوین، همه اینها، یعنی سینمایی که در عین حالی که استانداردهای سینمایی دارد، در خدمت گسترش مفاهیم دینی، توصیف مفاهیم دینی، ترویج مفاهیم دینی است و تا حد امکان سعی می‌­کند که اخلاقیت دینی، ایمان دینی و عقاید دینی و همین‌طور احکام شرعی را رعایت بکند.*مثال­های شما غیر از سینمای ایران چه بوده است؟ فیلم‌های هالیوودی که درخصوص روایت زندگی پیامبران است بعضاً اشتباهاً به عنوان سینمای دینی از آن یاد می­‌شودکوشکی: مثلاً از بعضی از کارهای آقای راعی مثال زدم، آقای حاتمی­‌کیا، در مورد خارج از ایران سعی کردم تفکیک قائل شوم، مثلاً سینمایی که درخصوص روایت زندگی پیامبران که بعضاً اشتباهاً به عنوان سینمای دینی از آن یاد می­‌شود آنها را به عنوان سینمای تاریخی مطرح کردیم نه به عنوان سینمای دینی، یعنی آنچه روایت‌­های هالیوودی از انبیاء مطرح شده است مانند فیلم­‌های مشهوری مانند ده فرمان و امثالهم که روایت­های کوتاهی از زندگی انبیاء مانند حضرت موسی مطرح شده است، در مورد زندگی حضرت نوح مطرح شده است که روایت­‌های جدیدی است، اینها را مثال زدیم و توضیح دادیم که اینها را نمی­‌توانیم آثار سینمایی دینی بدانیم، البته سینماهای مروج معنویت یا مروج مسیحیت مانند کارهایی مانند آهنگ برنادت و امثالهم را آوردیم.* اینها را در واقع مثال‌­های خوبی نمی‌­دانید؟کوشکی: آن فیلم­‌هایی که تاریخ انبیاء را گفتند و دیده شده و شنیده شده است در بعضی آثار خواندیم که اینها مصداق سینمای دینی می‌­دانند. دلایلش را آوردیم که چرا اینها سینمای دینی نیستند و صرفاً سینمای تاریخی محسوب می­­‌شوند.*دو سوال مطرح می­‌شود که ما سینمای دینی جریان کاملاً متضادی با هالیوود است، مثلاً فیلمی داریم به نام «انجیل به روایت متی». آیا شما این گونه آثار را هم بررسی کرده‌اید؟ فیلم­هایی را که نگاه­شان به سمت یک نگاه اسطوره­‌ای پیش می­‌رود؟ و در بحث نقد سینما باز ما با یک عبارت دیگری مواجه می­‌شویم به نام سینمای مذهبی، یعنی ما به جای سینمای دینی، سینمای مذهبی داریم که تارکوفسکی و برگمان هم حتی زیرمجموعه آن قرار می­‌دهند. متأسفانه واژه مذهب را معادل religion می­‌گذارندکوشکی: تعریف مذهبی تعریف غلطی است، ما از دین صحبت می­‌کنیم. دین یک مفهوم کلی است مانند اسلام، وقتی می­­‌گوییم مذهب مثلاً می­‌شود شیعه یا سنی، معنی دقیق مذهب این است. خیلی از مترجمین متأسفانه واژه مذهب را معادل religion می­‌گذارند. religion لاتین که تعریف درستی نیست و ترجمه غلطی است. ما در واقع آثاری مانند آثار پاراجانف و امثال آن باشند، شاید دقیق‌­ترین معنایش سینمای معناگرا باشد.* مگر می­‌شود هر فیلمی حامل معنا نباشد که بگوییم فلان فیلم معناگراست؟کوشکی: نه، معنویت­‌گرا دقیق­‌ترش است، یعنی سینمایی که به نوعی می­‌خواهد به ماورالطبیعه بپردازد؛ مثلاً سینمای متافیزیکی، اما متافیزیکی با چاشنی معنویت، مانند خیلی از کارهای اروپایی و آمریکایی و حتی سینمای هالیوود، یعنی کارهایی که وقتی مخاطب می‌­بیند مفاهیمی که به نوعی در دین هم است، در عرفان­ه‌ای غیردینی هم است، در معنویت‌­های اخلاقی هم است، این مفاهیم در ذهن مخاطب زنده می­‌شود، یا تحریک می‌­شود، مفاهیمی مانند توصیف مرگ، توصیف دنیای بعد از مرگ، پاسخ به پرسش‌­هایی درخصوص هدف از زندگی و امثالهم. اینها را با واژگان مختلفی مانند مثلاً سینمای معنویت­‌گرا حتی به نوعی مثلاً سینمای مسیحی، یعنی سینمایی که سعی کرده است اصول مسیحیت را ارائه بدهد، اصول مسیحیت را به نوعی ترویج کند. کازانتزاکیس، نویسنده رمان آخرین وسوسه مسیح هم به دنبال ارائه تعابیر اخلاقی از دین بوده استاینکه چرا از زندگی حضرت مسیح ما روایت­ها و نسخه­های سینمایی بسیار متعددی داریم و در این میان حتی مثلا کارهایی مانند «سرگشته راه حق» که برگرفته از رمان کازانتزاکیس نویسنده یونانی است یا «آخرین وسوسه مسیح» که حتی بعضی این کار را ضددین و شیطانی تصویر کردند. حتی در بعضی از کشورهای اروپایی، به سینماهایی حمله شد که این فیلم را نمایش می­‌داد؛ اما اصل داستان آخرین وسوسه مسیح را کسی نگاه بکند متوجه می­‌شود که کازانتزاکیس که نویسنده آن رمان است، او هم به دنبال ارائه تعابیر اخلاقی از دین بوده است. تعریف سینمای دینی بسیار خط­‌کشیده شده و دقیق است و نمی‌توانیم با گشاده­‌دستی هر آنچه به ذهن­مان می­‌رسد را جزء سینمای دینی جا دهیمما دلایل­مان را ذکر کردیم که چرا اینها را ما به عنوان مصداق سینمای دینی نمی‌­دانیم. مفصل در کتاب بحث شده است. گفتیم می­‌شود این فیلم­‌ها را فیلم­‌های مروج معنویت یا مروج برخی اصول مسیحیت نام گذاشت یا آنچنان که رایج شده است مثلاً سینمای معناگرا به معنی معنویت­‌گرا یا سینمایی نامید که در آن مباحث متافیزیکی بحث می­‌شود؛ اما در واقع نقطه تفکیک است میان آنچه ما سینمای دینی می­‌گوییم با این موارد ذکر شده. ما سعی کردیم مصداقی از سینمای دینی ارائه بدهیم که گفتیم در عالم واقع نتوانستیم برای آن مصداقی پیدا بکنیم؛ چون تعریف سینمای دینی، تعریف خیلی خط­‌کشیده شده و دقیق است و این‌طور نیست که ما بتوانیم با گشاده­‌دستی و تساهل هر آنچه به ذهن­مان می­‌رسد را جزء سینمای دینی جا دهیم. خود دین تعریف می­‌کند که به چه چیزی می­‌شود صفت دینی داد. ما سعی گرفتیم برگرفته از خود دین و مفاهیم دینی بگوییم چه چیزی­ می­‌تواند دینی باشد. چه هنر و حتی چه سینمایی می­‌تواند دینی باشد.به این نتیجه رسیدیم که دستیابی به سینمای دینی یک مقداری دشوار است و حداقل در جامعه امروز ما شاید به سادگی نشود به این سینما رسید. مفهوم جایگزینی را ابداع کردیم تحت عنوان سینمای در خدمت دین که می­‌تواند دوران گذار باشد، یعنی ما از سینمای در خدمت دین عبور کنیم و به تدریج قدم به قدم به سینمای دینی نزدیک شویم.* پس در شکل جهان‌شمولش به نظر شما به غیر از ایران ما هیچ جای دیگر سینمای دینی نداریم؟کوشکی: علتش این است که ما در این کتاب بحث کردیم وقتی می­‌گوییم قرآنی، خدا می­‌گوید «ان الدین عندالله الاسلام» یعنی اسلام است که کامل‌ترین دین خداوند است و با وجود اسلام ما دیگر نمی­‌توانیم مثلاً آنچه که با استانداردهای مسیحیت یا مثلاً با استانداردهای یهودیت ساخته می­‌شود را دینی بنامیم.* ما متأسفانه در کشورمان نسب­ت با کشورهای مسلمان دیگر در حوزه سینمایی خیلی فاصله زیاد داریم. شاید بسیاری ندانند در مصر آیا متفکری مانند شما وجود دارد که در مورد سینمای دینی صحبت می­‌کند یا در ترکیه، شما بررسی و تحقیق کرده‌اید؟ مطالبه­‌ای در جامعه مصر وجود نداشت تا در سینما گرایشی دینی پیدا شودکوشکی: در مورد مصر و سینمای مصر و آیا اینکه نسبت دین و سینمای در مصر کار شده است، یک مدتی یک پایان­‌نامه­‌ای را یکی از دانشجویان دانشکده سینما تئاتر، داشتند به در مورد سینمای مصر به طور مفصل کار می­‌کردند که من به ایشان کمک می­‌کردم و از دانشجویان غیرایرانی هم بودند. از بچ‌ه­های لبنانی بودند، ماجرا حدود ۱۵ سال پیش است، یعنی ۷۸ بود، یعنی ما آنجا به طور کامل در مورد سینمای مصر تا سال ۷۸ شمسی کار کردیم، مطالبه­‌ای در جامعه مصر وجود نداشت. برای اینکه در سینما یک گرایش دینی پیدا شود، زمینه­‌ای فراهم نبود.* به هر حال مانند ایران یک عقبۀ روشنفکران دینی دارد که در مورد این چیزها صحبت کند، ایا آنجا هم صحبت­هایی شده است یا نه؟کوشکی: حداقل در جستجوهایی که ما کردیم ندیدیم، یعنی روشنفکرانی داریم که درخصوص نسبت دین و دین مدرن کار کردند؛ اما اینکه نسبت دین و دنیای مدرن دقیقاً تمرکز کند روی نسبت دین و سینما حداقل من ندیدم.* و الازهر چه؟ دیدگاه­‌های الازهر جدی گرفته نمی‌­شودکوشکی: الازهر بیشتر نگاه فقهی به مسائل دارد و البته خیلی هم دیدگاه­‌های الازهر جدی گرفته نمی‌­شود. در سینما و سینما روند مستقلی داشته است و حتی مسائل فقهی هم در سینمای مصر رعایت نشده و الزامی به آن نبوده یعنی حداقل‌­های دین که بخشی اعظمی از مردم به آن پایبند هستند و آدم­‌های متدینی هستند و حتی مسائل احکام شرعی را هم جدی رعایت می­‌کنند، سینمای مصر کلاً راهش را جدا کرده است و جالب است که مورد استقبال هم قرار گرفته است و در جهان عرب هم مورد استقبال قرار گرفته است، یعنی ظاهراً این دوگانگی بین سینما و دین پذیرفته شده است.*حتی بخش عمده‌­ای از سینمای دهه ۳۰ و ۴۰ ایران برگرفته از سینمای مصر است، یعنی تأثیرش را حتی در ایران هم گذاشته است.کوشکی: بعد از انقلاب اسلامی سینماگران هم اگر اهل تشرع نباشد و مؤمن و متدین هم نباشند به الزامات حکومتی تا حدودی مجبورند مسائل حداقلی را رعایت کنند، آنجا هیچ وقت چنین ملاحظاتی نبوده است و از الازهر هم مطالبه­‌ای نبوده است که بیاید درخصوص نسبت دین و سینما بحث بکند.*در مورد ترکیه چطور؟ وقتی اساسنامه­‌ حزب عدالت و توسعه را نگاه می‌­کنید می‌­بینید هیچ اشاره‌­ای به اسلام در آن نیست، یعنی حزب عدالت و توسعه اصلاً خودش را یک حزب اسلامی نمی­‌داندکوشکی: در ترکیه واقعیتش من توانستم تحقیق مختصری کنم. شاید بین کسانی که در مصر کار پژوهشی می­‌کنند، شاید کاری هم چاپ شده است که من خبر ندارم و ندیدم؛ اما ماجرای ترکیه از این نظر متفاوت است که در ترکیه از سال ۱۹۸۵ به این طرف اصلاً امکان اینکه بحث اسلام و جامعه ترکیه مطرح شود تازه پدید آمده است، یعنی ترکیه ماقبل سال ۱۹۸۵ اصلاً حتی پخش اذان مشکل و محدودیت داشت. به سادگی پخش اذان اتفاق نمی­‌افتاد و یا با رفتارهای دینی به شدت برخورد می­‌شد، از سال ۱۹۸۵ کم­‌کم شاهدیم می­‌شود به عنوان مسائل وارد شد و جالب است حتی امروز هم که حزبی به نام عدالت و توسعه در حدود بیش از ۱۰ سال است که به قدرت رسیده است و اسلام‌گرا خطاب می­‌شود، وقتی اساسنامه­‌اش را نگاه می‌­کنید می‌­بینید هیچ اشاره‌­ای به اسلام در آن نیست، یعنی حزب عدالت و توسعه اصلاً خودش را یک حزب اسلامی نمی­‌داند و رسماً و عملاً سکولار است؛ اما فقط می‌­خواهد آزادی‌­های فردی دینی وجود داشته باشد .به همین خاطر جامعه ترکیه جامعه‌­ای نیست که چنین سؤالاتی در آن مطرح شود.*پس بستر آماده نیست برای اینکه مباحث نظریِ نسبت سینما و دین شکل بگیرد.کوشکی: بحثی است که در حاکمیت دینی معنا پیدا می­‌کند، وقتی حاکمیت دینی جایی نباشد اصلاً چنین سوالاتی مطرح نیست.*ما چند کشور جمهوری اسلامی دینی مانند پاکستان و افغانستان هم داریم.کوشکی: اصلاً حاکمیت براساس قانون اساسی پاکستان، قانون اساسی پاکستان همانند مانند قانون اساسی انگلیس Common Law است، برگرفته از آن فضای قانون اساسی که در انگلستان است، قانون اساسی انگلیس مکتوب نیست، عرفی است، قانون اساسی عرفی مبدا شده است به نوعی برای کشوری مانند پاکستان. عنوان رسمیِ پاکستان جمهوری اسلامی است؛ اما نظام دینی ندارد و نظام سکولار است. در ایران که حاکمیت دینی وجود دارد و قرار است دین توسط حاکمیت پیاده شود و حاکمیت قرار است در این خط و الگو قرار بگیرد، چنین سؤالات و دغدغه‌­هایی مطرح می­‌شود در خصوص نسبت دین و سینما.*پارسال یک همایشی در قم برگزار شد به نام فقه هنر و تبعات آن در تهران هم وجود داشت، آیا برگزاری آن همایش و امثالهم می‌­تواند کمک کند به برنامه­‌ای که شما در پیش گرفتید؟ وقتی می­‌گوییم نسبت دین و سینما، یعنی سینما به عنوان مشخص و معین یکی از هنرهای هفتگانه با اختصاصات و تعاریف خودشکوشکی: حتماً؛ اما برای سهولت در پژوهش، تسریع در پژوهش یک نفر بیاید عقاید دینی و هنر را بررسی کند. منتها نباید فراموش کنیم وقتی می­‌گوییم احکام یا فقه هنر، باید هنر را متمرکز کنیم تا به سینما برسیم؛ چون اگر هنر را مثلاً خطاطی یا نقاشی یا مجسمه‌­سازی یا شعر بگیرید خیلی با سینما متفاوت خواهد بود. از آن طرف فقه هم همۀ دین نیست. فقه جزئی از دین است. وقتی می­‌گوییم نسبت دین و سینما، یعنی سینما به عنوان مشخص و معین یکی از هنرهای هفتگانه با اختصاصات و تعاریف خودش و وقتی می­‌گوییم دین به معنای مجموعه کلانی که هم در آن احکام و فقه است و اخلاقیات است و هم اصول و عقاید و مواردی که اعتقادات است> به همین خاطر یک مقداری آن همایش شباهت­‌هایی در بعضی از نقاط جزئی داشته باشد با این کاری که ما کردیم؛ اما کاری که ما کردیم تفاوت آشکاری دارد با آن همایش‌­هایی از این دست.* وقتی عنوان­‌هایی که در فهرست کتاب را می­‌بینم به نظر می­‌رسد که هدف همیشه این است که فیلمساز را تشویق کنیم از مباحث دینی بیاید یک اثر هنری خلق کند. در تاریخ فلسفه یک گذری می­‌کنم به نامی برمی‌‌خوریم به نام هنری برگسون، یک فیلسوف یهودی فرانسوی است که کتابی براساس همان انگاره­‌های مذهبی خودش در باب کمدی نشوته و در دهه ۷۰ به فارسی هم ترجمه شده است. با نگاه خودش آمده است ژانر کمدی را باز کرده است و الی آخر. آیا شما برای چنین چیزی مثلاً در مورد کمدی یا در مورد ملودرام هم جایی در کتاب­تان باز کردید یا قصد دارید چنین کاری کنید؟ سینمای عاطفی یا ملودارم، صحنه‌­هایی است که می­‌تواند اوج روابط عاطفی دو نفر یا دو انسان را به نمایش بگذارد، آیا سینمایی که دینی است مجاز است چنین صحنه­‌هایی را به نمایش بگذارد؟ کوشکی: ما در این کار سینما را از عرصۀ خودش پایین­‌تر مرور نکردیم، یعنی نگفتیم مثلاً ژانر ملودرام سینما این‌گونه است. گفتیم تعریفی که از سینما داریم این است که اثری است داستان­گو و تصویری است و استانداردهایی که یک اثر سینمایی باید داشته باشد از نظر کارگردانی، بازی، نور، صدا و اینها را باید داشته باشد. حالا اینکه ژانرش چه چیزی است، به معنی جزئی، ما اینجا با آن کاری نداریم؛ اما آن شروط و استانداردهایی که برای دینی بودن سینما تعریف کردیم را مشخص می­‌کند که مثلاً آیا مسخره کردن یک شخص در سینما هر چند که صحنۀ کمدی می­‌تواند ایجاد بکند، دینی است؟ مثلاً آیا خشونت بیش از حد در سینما، نمایش صحنه­‌هایی که خشونت فوق­‌العاده دارند، هر چند که ممکن است از نظر سینمایی اثر را برجسته بکند، از نظر جلوه­­‌های ویژه، از نظر کیفیت فیلمبرداری یا بازی کار را مورد توجه بکند؛ اما به خاطر تأثیرات منفی که روی ذهن مخاطب می­‌گذارد، فیلمسازی که می‌­خواهد سینمای دینی کار کند حق دارد چنین صحنه‌­هایی را به نمایش بگذارد؟ یا مثلاً سینمای عاطفی یا ملودارم، صحنه‌­هایی است که می­‌تواند اوج روابط عاطفی دو نفر یا دو انسان را به نمایش بگذارد، آیا سینمایی که دینی است مجاز است چنین صحنه­‌هایی را به نمایش بگذارد؟ بدون اینکه خُرد و ریز شویم در ژانرهای سینما، کلان آمدیم شروطی را گفتیم که می‌­تواند نسبت به هر ژانری صدق بکند، یعنی سینمای دینی اعم از اینکه کمدی باشد، ملودرام باشد، خشن باشد یا غیر از آن، تا چه حد می‌­تواند در این عرصه­‌ها ورود کند و صفت دینی به آن اطلاق شود.* حالا به نظر شما نیاز نیست در این قضیه جلوتر برویم؛ چون اکنون بیشترین حساسیت همواره روی کمدی بود که با کلمه سخیف همراه است.کوشکی: مثلاً فرض کنید ما مسلمان نیستیم، هر جامعه برای خودش یک عرف اخلاقی دارد و آن عرف اخلاقی می­‌تواند مثلاً برای هر کمدی هم یک خطی بگذارد.* ممکن است منتقد به شما بگوید عرف هیچ وقت ثابت نیست. اینکه مثلاً سینمای کمدی به معنای خاص ممکن است مزاحمت یا برخوردی با دین داشته باشد نه این‌گونه نیستکوشکی: مثلاً فرض کنید هر جای دنیا آنجا هم کمدی خط قرمزهایی دارد که از آن حد اجازه نخواهند داد، هم اَکشن و هم خشونت، هر عرصه‌­ای خطوط قرمزی دارد بدون تعارف، حتی خطوط قرمز شاید به نوعی اعتقادی باشد، یک جایی ممکن است پرداختن به هولوکاست خط قرمز باشد، ممکن است یک جایی روابط زناشویی یا هر چیزی دیگری؛ اما اینکه مثلاً سینمای کمدی به معنای خاص ممکن است مزاحمت یا برخوردی با دین داشته باشد نه این‌گونه نیست، یعنی اگر ما سینمای دین با تعریفی که در این کتاب گفتیم یا سینما در خدمت دین را با تعریفی که در این کتاب گفتیم داشته باشیم و متوجه شویم آن وقت دیگر که حالا این فیلم چه ژانری دارد مزاحمتی ایجاد نمی‌­کند. مثلاً می­‌تواند یک فیلم کمدی باشد و در عین حال در خدمت دین هم باشد یا حتی در این کتاب مثال زدیم که می­‌تواند کمدی باشد و در عین حال مصداق سینمای دینی هم باشد، یعنی مشکلی ندارد ژانر چه است که یا سینمای دینی باشد یا نباشد.* یعنی نیاز است به این سمت برویم یا نه؟کوشکی: حالا اگر امکانش باشد دوستان کتاب را دقیق ببینند متوجه می‌شوند. به این نتیجه خواهند رسید که ما از عرصه­‌های مختلف بحث کردیم و مثال زدیم. شاید اصلاً پاسخ به این پرسش هم باشد که مثلاً سینمای اکشن دینی چه خصوصیاتی دارد، سینمای کمدی دینی چه خصوصیاتی دارد، اما با آن نگاهی که من در این کار عرضه کردم، یعنی می­ت‌وانم این را بگویم که ما می‌­توانیم سینمای دینی را تعریف کنیم مصداق داشته باشد، سینمای در خدمت دین را هم تعریف کنیم و مصداق داشته باشد فارغ از اینکه ژانرش چیست.* آیا این کتاب دنباله‌­ای خواهد داشت یا خیر؟ سفارشی بابت کدام دیگری دادند یا خیر؟ تا قبل از اینکه این کار نقد و بررسی شود فکر نمی‌­کنم که دیگر حرف تازه‌­ای در این عرصه برای گفتن وجود داشته باشدکوشکی: واقعیت است که نزدیک ۱۵، ۱۶ تحقیق و دغدغه را در این کار داشتم و اگر این نقد مفصل و جدی شود شاید انگیزه‌­ای باشد برای ادامه دادنش؛ ولی تا قبل از اینکه این کار نقد و بررسی شود فکر نمی‌­کنم که دیگر حرف تازه‌­ای در این عرصه برای گفتن وجود داشته باشد.*به نظر شما نقد و بررسی­‌ای روی کار شما صورت نگرفته است؟کوشکی: من ندیدم و چیزی نشنیدم. کسانی که دغدغه­‌مند هستند روی این کار نقد و بررسی بکنند؛ چون بالاخره بعد از نقد و بررسی پرسش­‌هایی از سوی منتقدین مطرح می­‌شود که در آن فضا عموماً باید پاسخی داشته باشم که آن پاسخ من می­‌تواند منجر به نوآوری شود.* پس آن برنامه جیرانی هم کتاب چاپ شده بوده، آنجا هم ایشان به کتاب شما اشاره­‌ای نمی­‌کند.. اینکه چرا این کتاب به نوعی بایکوت شده است، نمی‌­دانم چیستکوشکی: حالا دوستان مجموعه ایشان مصاحبه‌­ای داشتند. من آنجا در موردش صحبت کردم؛ ولی اینکه چرا این کتاب به نوعی بایکوت شده است، نمی‌­دانم چیست. شاید هم بایکوت و شبه­‌بایکوت نشده باشد. کلاً شاید کتاب به معنای کلی دید نشده باشد، نه کلاً کتاب بنده، الان کتاب در کشور ما پدیده مظلومی است و دیده نمی­­‌شود چون این کتاب مخاطبین خاص و به نوعی محدودی هم شاید داشته باشد، شاید مظلوم‌تر واقع شده باشد.* در نشست شما با آقای شهاب مرادی به کتاب خیلی اشاره­‌ای نمی‌شود.کوشکی: شاید همایش سینما و روحانیت است احساس کردم نگویم و دوستان هم شاید کم­‌لطفی کردند و نمی‌­توانم دیگران را متهم کنم.* آقای سرلک هم آنجا بودند و چیزی نگفتند.کوشکی: شاید مغفول مانده و زحمتش را شما بکشید که این کار دیده شود و شاید نقد شود و بگویند این کار، کارِ بی‌­ارزشی است. در قسمت­‌های اولیه که ما در مورد محتوای این کتاب بحث می­‌کردیم من می‌­خواهم تشکر کنم از دوست خوبم آقای مهرزاد دانش که یکی دو جلسه ایشان حاضر شدند و کمک کردند به اینکه بعضی از این مباحث پختگی پیدا کند و بخشی از پختگی که در کار است به خاطر گفتگوهای چند ساعته است که من با این دوست خوبم داشتم، ایشان از جمله منتقدینی است که شناخت نسبتاً خوبی از مفاهیم دینی دارند. خود ایشان تحصیلات حوزوی را هم مرور کرده‌اند و با مباحث حوزوی تا حدودی آشنایی دارند از این نظر فکر می­‌کنم تا حدودی صاحب صلاحیت بودند.*این کتاب را خوانده‌اند؟کوشکی: نمی‌­دانم ولی در شکل­‌گیری­ آن مباحثی بین بنده و ایشان بوده و طرف مباحثه بودند و بعضی از مفاهیم این کار به نوعی در این مباحثات شکل گرفته است.منبع: تسنیم انتهای پیام/ ]]> فرهنگی هنری Sat, 08 Apr 2017 12:08:26 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcb5wbf8rhbssp.uiur.html پیش‌ثبت‌نام به‌شرط پول ممنوع/تعدد مدارس بازار کار غیردولتی‌ها را مختل کرده است http://www.nedayeenghelab.com/vdcaeaneo49nmm1.k5k4.html به گزارش ندای انقلاب، حسن مسعودی در نشست خبری با اصحاب رسانه اظهار کرد: ثبت‌نام در مدارس غیردولتی همانند مدارس دولتی است. وقتی مدارس سمپاد برای ثبت‌نام، برگزاری آزمون را اعلام می‌کنند نمی‌توان به مدرسه غیردولتی که فقط ۲۰ دانش‌آموز را جذب خواهد کرد اما دو هزار نفر متقاضی دارد بگوییم مقدمات ثبت‌نام را فراهم نکند.وی افزود: معتقدیم پیش‌ثبت‌نام در مدارس غیردولتی انجام نشود اما در این بحث باید نگران مسئله پیش‌‌ثبت‌نام یا نگران مردم باشیم؟ وقتی مردم به این نتیجه رسیده‌اند که فرزندان خود را در یک مدرسه موفق ثبت‌نام کنند و در چنین شرایطی آیا ما حق داریم به‌جای آنها نگران باشیم؟مدیرکل مدارس غیردولتی وزارت آموزش‌وپرورش گفت: زمانی که مردم تقاضا دارند تکلیف ثبت‌نام فرزند خود در مدرسه را زودتر مشخص کنند، پیش‌ثبت‌نام انجام می‌شود و در این رابطه ما باید نگران هزینه‌هایی باشیم که آنها باید برای ثبت‌نام پرداخت کنند.* ثبت‌نام و اخذ شهریه سال آینده از هم‌اکنون ممنوع استمسعودی با ابراز "اجازه نداریم بار مالی اضافه به خانواده‌ها تحمیل کنیم"، ادامه داد: میان ۱۴ هزار مدرسه غیردولتی ممکن است برخی مدارس از هم‌اکنون با اخذ شهریه سال آینده برای ثبت‌نام اقدام کنند که این کار تخلف است.وی عنوان کرد:‌ موضوع پیش‌ثبت‌نام را نمی‌توان تأیید یا رد کرد، در حقیقت ما وظیفه داریم از حقوق مردم در تمام موضوعات دفاع کنیم و تمام تصمیمات باید در جهت منافع آنها باشد، از سوی دیگر مؤسسی که برای ارائه خدمات آموزشی سرمایه گذاری کرده و مدرسه غیردولتی را تأسیس کرده است باید مورد حمایت قرار بگیرد تا انگیزه‌ای برای سرمایه‌گذاری سایر افراد در این بخش فراهم شود.* ضوابط تعیین شهریه مدارس غیردولتیمدیرکل مدارس غیردولتی وزارت آموزش‌وپرورش گفت: تاکنون هیچ دستورالعملی در رابطه با شروع سال تحصیلی آینده به مدارس ارسال نشده است و الگوی تعیین شهریه مشخص شده و به مؤسسان اعلام کرده‌ایم براساس شاخص‌های تعیین‌شده، موارد مورد نظر خود را ثبت کنند تا ادعای آنها در کمیته تعیین شهریه مورد بررسی قرار گرفته و در صورت تأیید و طی کردن چهار مرحله، شهریه مدرسه غیردولتی تعیین شود.مسعودی افزود: اگر مؤسس یک مدرسه غیردولتی، ادعای انجام فعالیتی را برای سال تحصیلی جدید داشت باید مستندات لازم را ارائه کند تا بر اساس آیتم‌های مختلف شهریه مدرسه مشخص شود، در حقیقت در شورای نظارت که نمایندگانی از مجلس، انجمن اولیا و مربیان، مدیرکل آموزش‌وپرورش و معاونان آموزشی حضور دارند بحث شهریه مورد بررسی قرار می‌گیرد و پس از تصویب در این شورا این مسئله در وزارت آموزش‌وپرورش نیز مورد بررسی قرار می‌گیرد تا از الگوی شهریه انحرافی نداشته باشد.* تمام هزینه‌هایی که خانواده‌ها به مدارس می‌دهند شهریه نیستوی با اشاره به اینکه هم‌اکنون هر هزینه‌ای که خانواده‌ها به مدارس غیردولتی می‌دهند، تحت عنوان شهریه تلقی می‌شود، تصریح کرد: پول مربوط به فعالیت‌های فوق‌برنامه به‌عنوان مثال غذا، روپوش یا سرویس مدرسه، شهریه محسوب نمی‌شود. شهریه براساس هفت شاخص که در الگوی شهریه تعیین شده، مشخص می‌شود و هر هزینه دیگری که مردم به مدرسه بابت فعالیت‌های اضافه می‌دهند، شهریه نیست.مدیرکل مدارس غیردولتی وزارت آموزش‌وپرورش گفت: خانواده‌ها تمام هزینه‌های مدارس غیردولتی را بابت شهریه مسائل آموزشی و تربیتی لحاظ نکنند چرا که برنامه‌های درسی و برنامه‌های آموزشی در مدارس تعریف شده و کاملاً منطبق با مصوبات شورای عالی آموزش‌وپرورش است. برنامه آموزشی مدارس غیردولتی نیز همانند سایر مدارس است و نمی‌توان برای این مسائل از خانواده‌ها هزینه‌های اضافه را دریافت کرد.* نحوه تعیین فوق‌برنامه‌های مدارس غیردولتیمسعودی با اشاره به اینکه خانواده‌ها هنگام ثبت‌نام فرزند خود در مدارس غیردولتی باید قراردادی را که در آن شهریه تعیین شده است امضا کنند، عنوان کرد: خانواده‌ها برای انتخاب فوق‌برنامه‌های درسی و آموزشی آزاد هستند، اگر خانواده‌ها متقاضی فوق‌برنامه باشند، درخواست خود را به مدرسه ارائه می‌کنند و این موضوع با انجمن اولیا و مربیان مطرح می‌شود که در صورت تأیید آنها این موضوع به منطقه آموزش‌وپرورش ارائه می‌شود و در صورت تأیید منطقه، مدرسه اجازه اجرای این فوق‌برنامه‌ها را خواهد داشت چرا که هر فعالیتی نمی‌تواند در محیط مدرسه انجام شود.مدیرکل مدارس غیردولتی وزارت آموزش‌وپرورش گفت: پیش‌ثبت‌نام در مدارس غیردولتی نیز با هدف نیازسنجی و تأمین نیروی انسانی مورد نیاز انجام می‌شود و باید توجه داشت که در مدارس غیردولتی بسیاری از دستورالعمل‌ها در جهت ایجاد محدودیت برای مؤسسان است، اگر خانواده‌ای فرزند خود را در مدرسه ثبت‌نام کند و تا ۳۱ شهریور از ثبت‌نام فرزندش در مدرسه منصرف شود، مؤسس موظف است تا پول دریافتی از خانواده‌ها را بازگرداند.* سه‌شیفته‌شدن مدارس پایتخت در صورت عدم‌فعالیت مدارس غیردولتیوی تصریح کرد: یک‌میلیون و ۵۰۰هزار نفر از دانش‌آموزان کشور در مدارس غیردولتی تحصیل می‌کنند و در برخی شهرها مانند تهران اگر مدارس غیردولتی فعالیت نداشته باشند، ممکن است مدارس دولتی سه‌شیفته شوند.* تعدد مدارس به بازار مدارس غیردولتی لطمه می‌زندمسعودی با اشاره به اینکه تعدد مدارس منجر به آسیب‌زدن به مدارس غیردولتی شده است، افزود: حجم زیادی از دانش‌آموزان مستعد وارد مدارس نمونه دولتی، شاهد و سمپاد می‌شوند و تعداد اندک دیگری باقی می‌مانند که جذب مدارس غیردولتی می‌شوند از نظر ما باید فقط دو نوع مدارس دولتی و غیردولتی داشته باشیم.مدیرکل مدارس غیردولتی وزارت آموزش‌وپرورش گفت: چرا دانش‌آموزانی را که وارد انواع مدارس می‌شوند در اختیار مدارس غیردولتی قرار نمی‌دهند، ما هر برنامه درسی که مدنظر باشد و هر فضای پرورشی و تربیتی را که نیاز است برای آنها فراهم خواهیم کرد.وی با اشاره به اینکه در امتحانات نهایی خرداد سال ۹۴، مدارس غیردولتی مناطق یک تا دوازده، رتبه‌های نخست امتحانات نهایی را کسب کرده‌اند، مطرح کرد: برخی مدارس غیردولتی نیز مجبورند برای تأمین هزینه‌ها از دانش‌آموزان با معدل پایین‌تر ثبت‌نام داشته باشند؛ در شهر تهران ۶۲ مدرسه‌ای که رتبه برتر را دارند از میان مدارس غیردولتی هستند.مسعودی بیان کرد: قانون مدارس غیردولتی نهایی شده است و بر این اساس هفت شاخص در تعیین شهریه تأثیر‌گذار هستند، طبق این قانون، شورای سیاست‌گذاری و نظارت مرکزی می‌تواند در صورت تخلف حکم برگشت شهریه را صادر کند و پیش‌‌ثبت‌نام در قالب دریافت شهریه نیز ممنوع است.مدیرکل مدارس غیردولتی وزارت آموزش‌وپرورش در رابطه با ورود تعزیرات به بحث تخلفات این مدارس گفت:‌ تعزیرات حق ورود به مدارس غیردولتی را ندارد و در صورت وجود شاکی خصوصی باید با هماهنگی آموزش‌وپرورش در مسیر رسیدگی قرار بگیرد. در صورت وجود شاکی پرونده باید از سوی تعزیرات به شورای نظارت مدارس غیردولتی ارجاع شود.منبع : تسنیمانتهای پیام/ ]]> اجتماعی Mon, 10 Apr 2017 08:11:31 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcaeaneo49nmm1.k5k4.html زنده‌ترین روزهای زندگی یک شهید http://www.nedayeenghelab.com/vdcizvap3t1aww2.cbct.html به گزارش ندای انقلاب، بی شک شهید «سیدمرتضی آوینی» یکی از تاثیرگذارترین هنرمندان انقلاب اسلامی می‌باشد. از همان ماهها و سالهای ابتدایی پیروزی انقلاب آستین همت را بالا زد و در سنگرهای مختلف مشغول به کار شد. مجموعه تلویزیونی روایت فتح از جمله آثاری بود که بیشترین مخاطب را به سوی خود جلب کرد. اثری که شهید آوینی در تولید آن نقش به سزایی داشت. آنچه پیش روی شماست برشهایی از زندگی این شهید بزرگوار است.۱۳۲۶سید مرتضی آخرین پنج‌شنبه‌‌ی شهریور به دنیا آمد. سر ظهر، دم اذان، توی خانه پدر بزرگش در شهرری که قدیمی و بزرگ بود و توش کلی آدم زندگی می‌کرد؛ عموها و عمه‌ها و بچه‌هاشان. پدر تازه دانشگاهش تمام شده بود و رفته بود سربازی، مرتضی توی حیاط همان خانه‌ی بزرگ و پردار و درخت بازی می‌کرد و گاهی وقت‌ها می‌نشست پهلوی پدر تا به قصه‌هایی که پدر می‌خوانند گوش کند. خواندن و نوشتن راهم قبل از مدرسه از پدر یاد گرفت.۱۳۳۳سربازی پدر تمام شده بود و برای کار رفته بود شرکت سهامی کل معاون، مدتی بعد به‌ش ماموریت دادند برود خمین و پدر با زن و بچه‌اش کوچ کرد به خمین. مرتضی کلاس اولش را همان جا خواند. سال بعد آوینی‌ها رفتند جایی بین میانه و زنجان که تو دل کوه بود. همان جا نزدیک، معدن، شهرک کوچکی ساخته بودند که خانواده ی مهندس‌ها و کارگرها توش زندگی می‌کردند. قرار شد آوینی هم همان جا زندگی کنند. برای زندگی موقعیت سختی بود. یک مشکل بزرگ هم بود آن جا مدرسه نداشت و تا شهر هم خیلی راه بود آن قدر که تا آن زمان خانواده‌هایی که آنجا زندگی می‌کردند قید مدرسه رفتن بچه‌هایشان را زده بودند. پدر رفت آموزش و پرورش زنجان و اجازه راه‌اندازی مدرسه‌ی کوچکی را رگفت که قرار بود خودش و حسابدار آن جا، توش به بچه‌ها درس بدهند.۱۳۳۸آوینی‌ها رفتند کرمان و مرتضی رفت دبیرستان. ریاضی می‌خواند و خوب هم درس می‌خواند. حل کردن مسئله‌ها سر حالش می‌آورد. با این که درسش خوب بود از این بچه‌ها نبود که فقط سرشان توی درس و مشقشان است و بس. نه، درس و مشقش را می‌خواند، کتاب داستان و رُمان و شعر و فلسفه هم می‌خواند، نقاشی هم می‌کشید، ویلن هم می‌زد و... همه‌ای این کارها را با هم می‌کرد. هر کدام سر جای خودش و به بهترین شکلش تا سال دهم دبیرستان را در کرمان خواند و بعد برگشتند تهران. دو سال آخر دبرستان و در یکی از مدرسه‌های ملی تهران خواند و بعد تغییر رشته داد و کنکور هنر داد.۱۳۴۴معماری دانشکده‌ی هنرهای زیبای تهران قبول شد. یک سال بعد توی دانشکده، کمتر کسی پیدا می‌شد که مرتضی آوینی را نشناسد. مرتضی مهربان و خوش صحبت بود. خوش تیپ بود و چهره‌‌ی زیبا و دوست داشتنی‌ای داشت و از همه مهم‌تر خیلی چیزها می‌دانست که دیگران از آنها سر درنمی‌آوردند بچه‌های دانشکده دوستش داشتند و مرتضی هم تا فوق‌لیسانس را همان دانشکده خواند. توی آن سال‌هایی که دانشجو بود هیچ فعالیت سیاسی‌ای نکرد؛ حتی سال‌های بعد از فارغ‌التحصیلی، هیچ وقت راضی نشد که زیر پرچم گروهی بایستد. نه به خاطر این که برایش مهم نبود چه اتفاقی می‌»افتد، نه. می‌خواست همه چیز را خودش امتحان کند به خیلی جاها و چیزها هم سرک کشیده بود، اما چیزی پیدا نکرده بود که به‌ش دل ببندد، راضی‌اش کند، بسش باشد.۱۳۵۶مریم امینی را از چند سال قبل می‌شناخت. دختر محجوب و ساده‌ای بود. مریم هم از مرتضی خوشش می‌آمد، حتی بیشتر. مرتضی شده بود مرادش، همه چیز مریم. پدر و مادر مریم حسابی مخالف ازدواج‌شان بودند اما مریم کوتاه نیامد. آنقدر با پدر و مادرش حرف زد و دلیل و آیه آورد تا قبول کردند.داد و قال و عقد و عروسی که تمام شد خانه‌ کوچکی در خیابان آمل اجاره کردند و رفتند سر خانه و زندگی‌شان.یکسال و چند ماهی آنجا زندگی کردند و بچه‌ی اولشان هم همان جا به دنیا آمد؛ مائده. بعد دیگر از پس دادن اجاره برنیامدند و اسباب و اثاثشان را جمع کردند و رفتند خانه پدری مرتضی.۱۳۵۷گمشده‌ای که توی تمام سال‌های نوجوانی و جوانی دنبالش گشته بود پیدا کرد. توی سال‌های قبل چیزهایی که امام شنیده بود و بعد نوشته‌هایی از او خواند و دیگر همه چیز عوض شد. توی تمام آ« سال‌ها که دربه‌در دنبال حقیقتی می‌گشت که بتواند به‌ش ایمان بیاورد، شاید هیچ وقت فکرش را هم نمی‌کرد که یک روزی پیدایش کند و حالا گمشده پیش‌رویش بود. همه چیزش را گذاشت کنار و رفت پی امام.با دیدن امام همه چیزش به هم ریخت، به هم ریخت و خراب شد و دوباره از نو ساخته شد. حالا دنیا را جور دیگری می‌دید حتی همه‌ی نوشته‌هایش را سوزاند؛ داستان‌ها و اشعارش را، یادداشت‌های فلسفی‌اش را، همه چیز را.۱۳۵۸مرتضی رفت جهاد سازندگی که کار کند؛ هر کاری که بود و کسی نبود انجامش بدهد.براش فرقی نمی‌کرد چه کاریی. توی آن یکی دو سال اول انقلاب خیلی از مردم رفتند جهاد تا کاری بکنند. بیش‌ترشان با همان نیت مرتضی. و حالا باید این آدم‌ها و کارهایی که کرده بودند به همه نشان داده می‌شدند. هم برای تشیوق و قدردانی، هم برای تلیغ توی همین سال چند تا از جوان‌هایی که قبل از انقلاب توی صدا و سیما کار می‌کردند، دور هم جمع شدند و گروه تلویزیونی جهاد را راه انداختند که در واقع یکی از گروه‌های شبکه‌ی یک بود. بعد هم برای این که کارشان راه بیفتد چند تا جوان دیگر هم جذب کردند. مرتضی یکی از آن جوانها بود که به گروه جهاد پیوست. هر چند مرتضی تا آن موقع فیلم نساخته بود اما درباره‌ی سینما زیاد خوانده بود. تکنیک را هم به مرور زمان از دوستانش و در طول تجربه‌هایش یاد گرفت. اولین فیلمی که ساخت مستندی بود درباره‌ی سیل خوزستان و کمک‌های بچه‌های جهاد به سیل‌زده‌ها. توی همین سال و اوایل سال بعد مرتضی با کمک گروه چند مستند دیگر هم ساخت که همگی درباره‌ی کمک‌های جهاد سازندگی، محرومیت و ظلم‌هایی بود که به مردم گوشه و کنار ایران شده بود. «با دکتر جهاد در بشاگرد»، «مگشته‌های دیار فراموشی» و «خان گزیده‌ها» چند تا از این مستندها است.۱۳۵۹اواخر شهریور، ارتش عراق به خاک ایران حمله کرد. هنوز خرمشهر سرپا بود و مردم مقاومت می‌کردند که مرتضی به همراه گروه فیلمبرداری‌اش به خرمشهر رسیدند. بچه‌هیا خرمشهر و چند تا «ژ-۳»ی درب‌وداغون ایستاده بودند. جلوی عراقی‌ها و از شهر که تقریبا متروک شده بود دفاع می‌کردند. مرتضی و اکیپش رفتند قاطی آنها. همه جا باشان می‌رفتند، انگار یکی از همان‌ها هستند. تصاویری که از آن چند روز تا اشغال خرمشهر گرفتند را مرتضی تدوین کرد که شد مجموعه‌ی سه قسمتی «فتح خون».۱۳۶۰عراقی‌ها خرمشهر را اشغال کرده بودند و همین‌طور داشتند می‌آمدند جلوتر. واقعا آنجا چه خبر بود؟ چرا عراقی‌ها همین طور می‌آمدند جلو؟ مگر جز همان چند تا جوان - که بیشترشان هم هیچ دوره‌ی نظامی‌ای ندیده بودند - کشور، ارتشی برای دفاع از خاکش نداشت؟به این جور سوال‌ها کسی نبود که جواب درست و حسابی بدهد. هر کسی برای خودش چیزی می‌گفت، اما کسی پیدا نمی‌شد بگوید واقعا چه خبر است. مرتضی سریع بچه‌ها را جمع کرد و رفتند آبادان و سوسنگرد و دزفول تا از حقیقت ماجرا سردربیاورند. با تصاویری که در آن سفر گرفتند مرتضی مجموعه‌ی یازده قسمتی‌‌ای به نام «حقیقت» ساخت که روایتی روان و نزدیک و برخلاف برنامه‌هایی که درباره‌ی جنگ از تلویزیون پخش می‌شد غیرساختگی و طبیعی بود.توی بُستان، هنگام فیلمبرداری قسمت یازدهم، علی طالبی و مرتضی از گروه جدا شدند؛ باید می‌رفتند جایی که تو دید عراقی‌ها بود و فیلمبرداری می‌کردند. هنوز چند متر بیشتر درو نشده بودند که عراقی‌ها علی را زدند و علی تو بغل مرتضی شهید شد و باور شهادتش برای مرتضی خیلی سخت بود؛ هم برای این که دوستش بود، هم این که این همه وقت باش زندگی رکده بود و خوب نشناخته بودنش.تحت تاثیر این غم، سوگواره‌ای در رثای علی - که اولین شهید گروه جهاد بود - نوشت و در مجله‌ی هفتگی جهاد چاپ کرد و این اولین نوشته‌ای بود که از مرتضی منتشرمی‌شد. بعدها مرتضی علاوه بر تک‌نگاری‌هایی که به مناسبت‌های مختلف می‌نوشت، سلسله مقالاتی با عنوان «تحققی مکتبی در باب توسعه» نوشت که با نام مستعار مرتضی حقگو» در همان مجله چاپ شدند.این مقاله‌ها دغدغه‌ی اصلی مرتضی بودند؛ این که ماهیت تمدن غربی چیست؟ ما با غرب چه جور رابطه‌ای می‌توانیم داشته باشیم؟ اصلا حرف حساب غربی‌ها چیست؟ این سوال‌ها بدجوری فکر مرتضی را مشغول می‌کرد.۱۳۶۱مسئولا جهاد مدام به مرتضی فشار می‌آورند که «باید درباره‌ی جهاد فیلم بسازید. شما گروه تلویزیونی جهاد هستید نه گروه جنگ» مرتضی هر کاری کرد که به آنها بفهماند که الان جنگ از همه چیز مهمتر است، نفهیمدند. اصرار اصرار که درباره‌ی فعالیت‌های جهاد برنامه بسازید. مرتضی به هم ریخته بود کارهای گروه خیلی کمتر شده بود تا دو سه سال بعد چند تا برنامه بیشتر نساختند. بیشترشان هم درباره‌ی جهاد و فعالیت‌هاش بود در گوشه و کنار ایران.خانه‌ی پدر دیگر براشان کوچک بود. جایشان تنگ شده بود آخر حال سه تا بچه داشتند. کوثر و سجاد هم به دنیا آمده بودند. مرتضی با هزار جور قرض و قوله در قلهک، خانه‌ی ۷۵ متری‌ای خرید تا بچه‌ها راحت‌تر باشند. مرتضی معمولا شب‌ها بیدار می‌ماند. نمازهاش را که می‌خواند می‌نشست به نوشتن. اتاق مخصوصی برای کار کردن نداشت.چه شب‌ها که همه خواب بودند، چه روزها که بیدار، می‌نشست یک گوشه اتاق پذیرایی و می‌نوشت. هی می‌نوشت، هی خط می‌زد تا آنی می‌شد که دلش می‌خواست.۱۳۶۴عملیات والفجر هشت در راه بود. مرتضی حساب‌هایش را با جهاد واکنده بود. توی این سالها خیلی چیزها را تجربه کرده بود و به سبکی رسیده بود که مال خودش بود و از این مهمتر، بیننده‌ها با آن سبک مانوس شده بودند و از آ« خوششان می‌آمد. تصاویر، تدوین، نریشن،... همه چیز به پختگی رسیده بود.برنامه‌های گروه جهد (روایت فتح) را همه می‌شناختند اما هیچ کس نمی‌دانست که کارگردان برنامه کیست، گوینده‌ی متنش کیست. اسم عوامل دیگر را هم کسی نمی‌دانست. هیچ کدام از برنامه‌ها تیتراژ نداشتند. خودشان هم از آن آدم‌ها نبودند که سروصدا کنند و این‌‌ور و آن‌ور بروند.مرتضی نشست، برنامه ریخت و دو، سه تا اکیپ جمع و جور فرستاد مناطق مختلف جبهه. سری اول مجموعه‌ی «روایت فتح» با برنامه‌ای از همین عملیات شروع شد؛‌«شب عاشورایی». در تمام این روزها مرتضی پای میز موویلا می‌نشست و راش‌هایی را که اکیپ‌های فیلمبرداری‌اش می‌گرفتند تدوین می‌کرد؛ شب و روز. اگر فرصتی پیش می‌آمد می‌رفت جبهه پیش بچه‌ها. اما خیلی کم این فرصت به دست می‌آمد.۱۳۶۵عملیات کربلای پنج خیلی نفس‌گیر بود. نفس‌گیر و مهم. مرتضی این بار اکیپ‌های بیشتری را فرستاد جبهه و خودش هم همراه یکی از اکیپ‌ها راهی شد به فاصله‌ی چند روز، چهار تا از بچه‌های گروه توی کربلای پنج شهید شدند؛ ابوالقاسم بوذری، رضا مرادی‌نسب، حسن هادی و امیر اسکندر یکه‌تاز. مرتضی حسابی به هم ریخته بود. بهترین دوستانش را توی چند روز از دست داده بود. ساخت برنامه‌های روایت فتح تمام وقت مرتضی را گرفت و فرصتی برای کارهای دیگر نمی‌گذاشت. باید هفته‌ای یک برنامه تدوین می‌شد و برای پخش فرستاده می‌شد صدا و سیما. مرتضی نوشتن مقالاتش را در مجله‌ی «اعتصام» که دو، سه سالی بود ادامه داشت، تعطیل کرد. مقالاتش در مجله‌ی اعتصام درباره‌ی موضوعات مختلفی بود؛ از مسایل حکومتی و جهان معاصر گرفته تا مطالبی در باب عرفان و دفاع مقدس. کارهای روایت فتح خیلی زیاد شده بود. ۱۳۶۸جنگ که تمام شد، کارگروه روایت فتح هم تعطیل شد. دوباره مرتضی باری نوشتن فرصت پیدا کرده بود. اولین شماره‌ی ماهنامه «سوره» با سرمقاله‌ای از مرتضی منتشر شد. سردبیر ماهنامه، محمد - برادر کوچک مرتضی - بود و صاحب امتیازش حوزه‌ی هنری. از همان اولین سرمقاله، مرتضی شمشیرش را از رو بسته بو. همان قائده‌ی قدیمی «جنگ اول به از صلح آخر». در این سرمقاله مرتضی صریحا نوشته بود که ما آمده‌ایم تا جلوی همه‌ی جریان‌های روشنفکری مخالف انقلاب بایستیم. در شماره‌های بعد هم بیشتر سرمقاله‌ها را مرتضی می‌نوشت، و در بیشتر سرمقاله‌هایش، نوشته‌ها و تحلیل‌های نشریات دیگر را نقد می‌کرد؛ نشریاتی مانند کیان و گردون. سوره با موضوعات مختلفی می‌پرداخت؛ مثل سینما، تئاتر، ادبیات، هنرهای تجسمی و مبانی نظری هنر که بیشتر مواقع هر شماره‌ی مجله ویژه‌نامه‌ای برای یکی از این موضوعات بود.تعداد زیاید از مطالب سوره، به خصوص چند شماره‌ی اول را خود مرتضی می‌نوشت که همگی با نام‌های مستعار فرهاد گلزار و سجاد شکیب و چندین اسم دیگر به چاپ می‌رسیدند. تنها مطالبی که با نام مرتضی چاپ می‌شدند مقالات نظری درباره‌ی سینما بود. مرتضی نقدنویسی را به طور جدی شروع کرده بود.بعدها مرتضی سردبیر سوره شد. توی مجله آدم‌های مختلفی را دور هم جمع کرده بوند که هیچ کدامشان همدیگر را قبول نداشتند فقط یکی مثل مرتضی بود که می‌توانست آنها را دور هم جمع کند. توی این دوره، آدم‌هایی برای سوره مقاله می‌نوشتند و می‌فرستادند که چاپ بشود که با عقاید مرتضی کاملا مخالف بودند. وقتی مقاله‌ها‌شان را توی سوره می‌دیدند، خودشان شاخ درمی‌آوردند. فکرش را هم نمی‌کردند که مرتضی حتی مقاله‌شان را بخواند، چه برسد به اینکه چاپشان کند.چهارده خرداد امام رفت و مرتضی تنها ماند. وقتی که خبر رحلت امام را شنید، غم‌انگیزترین روزهای زندگی‌اش شروع شد. امام رفته بود و همه‌ی امیدهای مرتضی را هم برده بود. مرتضی فکرش را هم نمی‌کرد که بعد از امام بتوانند زنده بماند و حالا مانده بود. باید چه کار می‌کرد؟ می‌نشست یک گوشه‌ای و غصه می‌خورد؟ نه، مرتضی توی بدترین روزهای زندگی‌اش هم ننشسته بود غصه بخورد. فکر کرد دید امام خیلی چیزها به یادگار گذاشته. اگر کسی به دادشان نرسد، همه‌شان از بین می‌روند. همه‌ی پنجره‌های امیدی که امام به روی او و هزاران آدم دیگر باز کرده، بسته می‌شوند.توی مقاله‌هایی که درباره‌ی امام نوشت، تصاویری از امام داد که هیچ کس به شان توجه نکرده بود؛‌امامی که باطن مرده‌ی آدم‌های این دوره و زن را بعد از قرن‌ها زنده کرده بود.۱۳۶۹انتفاضه‌ی اول مردم فلسطین شروع شد. پیام مبارزه طلبی امام به آنجا هم رسیده بود و مرتضی که هر جایی پی ردی از امام می‌گشت، دوباره بچه‌ها را دور هم جمع کرد. بچه‌ها به فلسطین و لبنان رفتند و حاصل این سفر سه فیلم درباره‌ی مبارزه‌ی مردم فلسطین و لبنان علیه اسرائیل شد.۱۳۷۱حالا دیگر اهالی سینما، مرتضی را به عنوان یک منتقد حرفه‌ای و جدی می‌شناختند که حرف برای گفتن داشت. نقدهای مرتضی توی این چند ساله خیلی سروصدا کرده بود. نگاه تحلیلی مرتضی به ماهیت سینما خیلی‌ها را متوجه خودش کرده بود.یازدهمین جشنواره‌ی فیلم فجر که برگزار شد، مرتضی به عنوان یکی از داوران جشنواره دعوت شد. در همین سال دانشکده‌ی سینما تئاتر، مرتضی را برای تدریس دعوت کرد اما مرتضی بعد از یک ترم تدریس نتوانست به سیستم آموزشی دانشکده کنار بیاید و تدریس را رها کرد. واحدهای درسی‌ای که مرتضی می‌خواست درس بدهد توی نظام آموزشی تعریف نشده بود و به نظر مرتضی لازم بود اما آنها نمی‌خواستند این چیزها را قبول کنند.حالا بیشتر مشغول نوشتن گفتار متن برای مستندهایی بود که دوستانش درباره‌ی جنگ بالکان (بوسنی)، مقاومت مردم در لبنان و فلسطین و تاثیرات انقلاب اسلامی در پاکستان ساخته بودند.اواخر همین سال گروه مستقل روایت فتح تشکیل شد و دوباره بچه‌های روایت فتح دور هم جمع شدند. مرتضی می‌خواست حالا که چند سالی بود آتش جنگ خاموش شده بود، مقاومت ۴۵ روزه در خرمشهر را کامل‌تر و پخته‌تر روایت کند. دوباره با تیمش رفتند خرمشهر پی بچه‌‌های روایت فتح دور هم جمع شدند مرتضی می‌خواست حالا که چند سالی بود آتش جنگ خاموش شده بود، مقاومت ۴۵ روزه در خرمشهر را کامل‌تر و پخته‌تر روایت کند. دوباره با تیمش رفتند خرمشهر پی بچه‌هایی که این روزها دست خالی از شهر دفاع می‌کردند. خیلی‌هاشان توی همان سال‌ها و سال‌های بعد شهید شده بودند. فقط دو سه نفرشان را پیدا کردند. آنچه واقعا آن روزها اتفاق افتاده بود از زبان همان مدافعان باقی مانده، در شش قسمتی که از مجموعه‌ی «شهری در آسمان»‌ ساخته شد، به تصویر درآمد.۱۳۷۲چند وقت پیش مرتضی از ماجرای قتلگاه فکه در عملیات والفجر مقدماتی و والفجر یک شنیده بود؛ از یکی از رزمنده‌هایی که توی آن دو عملیات بوده. وقتی می‌شنید گریه‌اش گرفت؛ بدجوری دلش می‌خواست آنجا را ببیند. چند وقت بعد همان رزمنده به مرتضی پیشنهاد داد که برنامه‌ای درباره‌ی والفجر مقدماتی بسازد. مرتضی از خدا خواسته، کارها را راست و رویس کرد. «شهری در آسمان»‌ را رها کرد و توی عید همراه گروه فیلمبرداری‌اش راهی فکه شدند. و حالا مرتضی سالهاست که آرام گرفته.منبع : تسنیمانتهای پیام/ ]]> فرهنگی هنری Sat, 08 Apr 2017 12:02:01 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcizvap3t1aww2.cbct.html درس امام جواد(ع) به ما چه بود؟/ پاسخ از رهبر معظم انقلاب + صوت http://www.nedayeenghelab.com/vdcjvoetyuqeiiz.fsfu.html به گزارش ندای انقلاب، شنیدن فضایل و برخی ابعاد و ویژگی‌های شخصیتی ائمه(ع) در کلام بزرگان دین باعث ایجاد نگرش و معرفتی نوین در افکار شیعیان می‌شود. در واقع ایام ولادت‌ها و شهادت‌های امامان معصوم(ع) باید فرصتی جهت تبیین معارف و فضایل این بزرگواران باشد تا جامعه اسلامی ضمن اینکه به غم و شادی می‎پردازد، به شعور و معرفت عترت(ع) نیز برسد.در عصر ما رهبر معظم انقلاب اسلامی پیوسته در مناسبات مختلف با نوع نگاه و بصیرت نافذشان بارها و بارها به مناسبات مختلف به بیان مسائل و عبرت‌هایی از ماجراهای اهل‌بیت (ع) پرداختند، امروزه پس از گذشت سال‌ها از آن طرح بحث‌ها، وقتی کمی دقیق می‎شویم، قیمت و بصیرت چنین افرادی برایمان بیش از پیش نمایان می‌شود و لزوم به‌کارگیری آنها در جامعه را به‌وضوح حس می‎کنیم.در ادامه متن و صوت بیانات مقام معظم رهبری دربارۀ جایگاه والای امام جواد(ع) منتشر می‌شود: «امام جواد مانند دیگر ائمۀ معصومین برای ما اسوه و مقتدا و نمونه است. زندگی کوتاه این بندۀ شایستۀ خدا، به جهاد با کفر و طغیان گذشت. در نوجوانی به رهبری امت اسلام منصوب شد و در سال‌هایی کوتاه، جهادی فشرده، با دشمن خدا کرد به‌طوری که در سن ۲۵سالگی یعنی هنوز در جوانی، وجودش برای دشمنان خدا غیر قابل تحمل شد و او را با زهر شهید کردند. همان‌طوری که ائمۀ دیگر ما با جهاد خودشان هر کدام برگی بر تاریخ پر افتخار اسلام افزودند، این امام بزرگوار هم گوشۀ مهمی از جهاد همه‌جانبۀ اسلام را در عمل خود پیاده کرد و درس بزرگی را به ما آموخت. آن درس بزرگ این است که در هنگامی که در مقابل قدرت‌های منافق و ریاکار قرار می‌گیریم، باید همت کنیم که هوشیاری مردم را برای مقابلۀ با این قدرت‌ها برانگیزیم. اگر دشمن، صریح و آشکار دشمنی بکند و اگر ادعا و ریاکاری نداشته باشد، کار او آسان‌تر است. اما وقتی دشمنی مانند مأمون عباسی چهره‌ای از قداست و طرفداری از اسلام برای خود می‌آراید، شناختن او برای مردم مشکل است. در دوران ما و در همۀ دوران‌های تاریخ، قدرتمندان همیشه سعی کرده‌اند وقتی از مقابلۀ رویاروی با مردم عاجز شدند دست به حیلۀ ریاکاری و نفاق بزنند». (بیانات در خطبۀ نماز جمعه ۵۹/۷/۱۸) او نمودار و نشانه‌ى مقاومت است. انسان بزرگى که تمام دوران کوتاه زندگی‌ش با قدرت مزدور و ریاکار خلیفۀ عباسى ــ مأمون ــ مقابله و معارضه کرد و هرگز قدمى عقب‌نشینى نکرد و تمام شرایط دشوار را تحمل ‌کرد و با همۀ شیوه‌هاى مبارزۀ ممکن، مبارزه کرد. دانلود صوت منبع : تسنیمانتهای پیام/ ]]> فرهنگی هنری Sat, 08 Apr 2017 11:27:51 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcjvoetyuqeiiz.fsfu.html سید مرتضی آوینی از آغاز تا پایان http://www.nedayeenghelab.com/vdcf0cdmtw6dtta.igiw.html به گزارش ندای انقلاب، «بچه‌ها را بغل گرفتم و بوسیدم؛ علی را، مخصوصاً علی را... می‌دانستم که این بوسه‌ی وداع است، اما نمی‌دانستم ــ هرگز نمی‌دانستم ــ که این علی است که می‌خواهد برود، نه من... و آن روز صبح، صبح پیروزی علی بود. که رفت و ما ماندیم. یکی از بچه‌ها هنگام برگشتنم می‌گفت: «علی را در دهلاویه گذاشتیم و آمدیم» گفتم: نه، این علی بود که ما را در دهلاویه گذاشت و رفت».این قسمتی از اولین نوشته منتشرشده سیدمرتضی آوینی پس از انقلاب است. او پیش از این نیز تجربیاتی در نوشتن داشته که با شروع انقلاب، تمام نوشته‌هایش را، چنان که خود می‌گوید، در چند گونی ریخته و سوزانده است:«اشتغال اساسی حقیر قبل از انقلاب در ادبیات بوده است... با شروع انقلاب تمام نوشته‌های خویش را ــ اعم از تراوشات فلسفی، داستان‌های کوتاه، اشعار و... ــ در چند گونی ریختم و سوزاندم و تصمیم گرفتم که دیگر چیزی که «حدیث نفس» باشد ننویسم و دیگر از «خودم» سخنی به میان نیاورم... سعی کردم که «خودم»‌ را از میان بردارم تا هرچه هست خدا باشد و خدا را شکر بر این تصمیم وفادار مانده‌ام. البته آنچه که انسان می‌نویسد همیشه تراوشات درونی خود اوست. همه‌ی هنرها این چنین هستند. کسی هم که فیلم می‌سازد، اثرش تراوشات درونی خود اوست. اما اگر انسان خود را در خدا فانی کند، آن‌گاه این خداست که در آثار او جلوه‌گر می‌شود. حقیر این چنین ادعایی ندارم، ولی سعیم بر این بوده است».مجله هفتگی «جهاد» ارگان جهاد سازندگی، اولین نشریه‌ای بود که شهید آوینی فعالیت مطبوعاتی خود را در آن آغاز کرد. شهید «علی طالبی»، اولین شهید گروه روایت فتح بود که در عملیات طریق‌القدس در سال ۶۰ شهید شد و اولین نوشته شهید آوینی در رثای همین دوست و همکار بود که نوشته شد.کنار تک‌نگارهای در مجله جهاد، شهید آوینی نگارش سلسله مقالاتی با عنوان «تحقیقی مکتبی در باب توسعه» و با امضای مستعار «مصطفی حقگو» را آغاز کرد. این نوشته‌ها متضمن تحقیقات شهید درباره توسعه از دیدگاه اسلام و وجوه افتراق آن با توسعه مرسوم غربی بود که در آن سالها زمزمه‌های طرح آن در برنامه‌های اقتصادی از گوشه و کنار شنیده می‌شد. این مکتوبات، اگرچه از جهت محتوا مشتمل بر آرایی بدیع و نگرشی استوار بر مبنای تعالیم دینی بود، اما زبان آنها با زبانی که بعدها شهید آوینی با آن به بحث و تفکر پرداخت تا حدود زیادی متفاوت بود؛ چیزی که بعدها یکی از دلایل مختلف او برای انتشار این نوشته‌ها و نیز عمده مطالبی بود که کمی بعدتر در «اعتصام» نوشته شد، اگرچه این همه چیز نبود.مجله «اعتصام»، ارگان انجمن‌های اسلامی دومین نشریه‌ای بود که در فاصله سال‌های ۶۳ تا ۶۵ نوشته‌های شهید آوینی را در خود جای داد. در این نوشته‌ها به‌نسبت مقالات مجله جهاد، طیف وسیع‌تر از موضوعات را از مضامین عرفانی گرفته تا مباحث حکومتی و سیاسی در بر می‌گرفت. اما مطالب ادبی که با موضوع جهاد و پیرامون دفاع مقدس نوشته می‌شدند میان مقالات جایگاه ویژه‌ای داشتند. «اشک، چشمه‌ای تکامل»، «مروری بر مبانی حاکمیت سیاسی در اسلام»، «حج، تمثیل مناسب سلوک الی‌الله»، «از آن کربلا تا این کربلا»، «فرزندان قرن پانزدهم هجری» و... از جمله مقالاتی بودند که در اعتصام چاپ شدند.با آغاز یکی از حساس‌ترین مقاطع جنگ، یعنی فاصله سالهای ۶۵ تا ۶۷ شهید آوینی توجه خود را معطوف برنامه‌سازی تلویزیونی پیرامون دفاع مقدس نمود. مجموعه «روایت فتح» که مشتمل بر ۶۳ برنامه مستند تلویزیونی است، ماحصل این تلاش مداوم است. در این فاصله شهید آوینی عملاً کار مطلوبی را کنار گذاشت و تنها مشغولیت نوشتاری وی، تحریر متون برنامه‌های روایت فتح بود. در این متون که از جمله زیباترین متون ادبی درباره دفاع مقدس هستند با دیدی ژرف و زبانی فصیح و استوار، به معرفی و تبیین رویدادهای دفاع مقدس پرداخته شده است. مجموعه‌ این متن بعدها شاکله اصلی کتاب «گنجینه آسمانی» شد.کتاب دیگری که شهید آوینی نوشته است و «فتح‌ خون» نام دارد نیز شاید یکی از زیباترین آثاری باشد که تاکنون درباره حوادث عاشورای سال شصت و یک هجری نوشته شده‌اند. این کتاب به‌احتمال قوی در تابستان سال ۱۳۶۶ نوشته شده است، هرچند نگارش فصل دهم آن به‌دلایلی ناتمام ماند.تنها با پایان جنگ بود که کار برنامه‌سازی تلویزیونی آوینی پایانی موقت یافت و او کار خودش را بار دیگر با فعالیت مطبوعاتی پی گرفت.* * *اولین شماره «سوره» حوزه هنری در فروردین ماه ۱۳۶۸ منتشر شد. به‌گواهی سرمقاله‌ این شماره که به‌قلم سیدمرتضی آوینی بود، نشریه از همان ابتدا عزمش را برای مقابله‌ای فرهنگی با تمام نشریاتی که مشیشان به‌نوعی مخالف انقلاب و ارزش‌های برآمده از آن قلمداد می‌شد جمع کرده بود. اولین سرمقاله‌های سوره که اغلب توسط شهید آوینی نوشته می‌شدند، محور بحث‌های خودش را عمدتاً از نوشته یا تحلیل‌های یکی از نشریات گفته‌شده وام می‌گرفتند و سپس پیرامون آن نقد و نگرش صورت می‌گرفت. گاهی نیز به‌فراخور زمان انتشار نشریه، در باب مسائل مبتلابه روز جامعه، چنان که در دیگر نشریات نیز معلوم است، مطالب نوشته می‌شد اما دیگر مقالات موجود در این نشریه طریقی نسبتاً مستقل می‌پیمود: مقالاتی عموماً نظری درباره فرهنگ، هنر و رشته‌های مختلف هنری از جمله سینما، تئاتر و هنرهای تجسمی، در تدوینی که بعدها به‌روی آثار به جای مانده از شهید انجام گرفت. بسیاری از سرمقاله‌های سوره به‌لحاظ بستگی تاریخی به زمان انتشار حذف شده، در مجموعه آثار شهید نگنجیدند. از طرفی به‌دلیل آشنایی تفصیلی سیدمرتضی آوینی با معماری، و از سوی دیگر به‌دلیل مطالعات نظری و فلسفی‌اش درباره هنرهای غربی و مهم‌تر از همه دو مقوله سینما و تجسمی، حجم زیادی از اولین شماره‌های مجله سوره به نوشته‌های شهید آوینی اختصاص داشت که هر یک با نام‌های مستعاری چون سجاد شکیب، مهدی علم‌الهدی و بعدها فرهاد گلزار به چاپ می‌رسید. «جنگ در آیینه مصفای نقاشی متعهد»، «گرافیک و تحولات تاریخی»، «گرافیک و انقلاب اسلامی»، «زبان گرافیک و سمبل‌هایش» و «تجدید میثاق در نقاشی انقلاب اسلامی» مقالاتی هستند که در موضوع هنرهای تجسمی نگاشته شده‌اند. این مقالات به‌همراه مقاله «نقاشی برای نقاشی» که بعدها و در سال ۱۳۷۱ در مجله «نگاره» چاپ شد، هسته اصلی کتاب «انفطار صورت» را تشکیل می‌دهند.از میان مقالات سینمایی نیز فقط مقالات نظری در باب سینما بود که با نام اصلی شهید در نظریه درج می‌شد و مابقی با اسامی دیگری به چاپ می‌رسید. این مقالات نظری که بعدها در کتاب آینه جادو جلد یک منتشر شدند، شاید به‌نوعی اولین مقالات نشانه‌شناسانه‌ای سینما در کشور ما بود که تا پیش از آن، این‌گونه که شهید به‌خصوص در مقالاتی مثل «تأملاتی در ماهیت سینما» بدان‌ها پرداخته، مورد بحث قرار نگرفته بودند. مقالات «جذابیت در سینما»، «مونتاژ به‌مثابه معماری سینما»، «آینه‌ جادو» و «قاب تصویر و زبان سینما» که طی شماره‌های مختلف در سال ۶۸ در سوره به چاپ رسید و نیز «جادوی پنهان و خلسه نارسیسی»، «زبان، تلویزیون و سینما و اوقات فراغت»، «درباره ارتباطات» و «رمان سینما و تلویزیون»‌ از دیگر مقالاتی هستند که جلد اول از کتاب «آینه‌ جادو» را شکل دادند. بخشی از این نظرات براساس گفته نویسنده آنها، حاصل تجربیاتی است که او طی چندین سال کار مستندسازی کسب کرده است. علاوه بر این مجموعه نوشتاری، طنزهای تلخی نیز به‌عنوان «کاکتوس» در نشریه سوره به چشم می‌خورد که در آنها نیز نقطه نظرات شهید این بار در قالبی از طنز‌گونه، ارائه می‌شد، این کار چندان دوام نیاورد و بعد از چند شماره از سوی نویسنده متوقف شد. همزمان با تحقیق و تأمل در هنر و مباحث مختلف آن وجه دیگری از توجه شهید آوینی معطوف انقلاب اسلامی و حواشی آن بود، با انتشار سومین شماره سوره، اما به‌درود حیات گفتند. ارتحال حضرت امام در خرداد ماه سال ۱۳۶۸، تأثیر عمیقی در شهید آوینی به جای گذاشت.«داغ‌های همه‌ی تاریخ را ما به‌یک‌باره دیدیم، چرا که ما امت آخرالزمانیم و خمینی، این ماه بنی‌هاشم میراث‌دار همه‌ی صاحبان عهد بود در شب یلدای تاریخ در عصر ادبار عقل و فلک‌زدگی بشر در زمانه‌ی غربت حق، در عصری که دیگر هیچ پیامبری مبعوث نمی‌شد و هیچ منذری نمی‌آمد، خمینی میراث‌دار همه‌ی انبیا و اسباط ایشان بود و داغ او بر دل ما، داغ همه‌ی اعصار، داغی بی‌تسلیم.ما را این گمان نبود هرگز که بی‌او بمانیم. آخر او آیتی بود که «ثقلین» را در وجود خود معنا می‌کرد همه‌ی «ماترک رسول‌الله» را و ما می‌دانستیم که زمین و زمان می‌گردند تا انسانهایی چون او، هر هزار سال یکی، پای به دنیای گذارند، آخر آدم‌هایی چون او، قطب سنگ آسیاب افلاکند. مصداق حدیث «لولاک»اند و غایت‌الغایات وجود... و حق است اگر با رفتن ایشان زمین از رفتن بازماند و آسمان نیز؛ خورشید سرد شود و ماه بشکافد و دریاها طغیان کنند و باران خون از آسمان ببارد و مؤمنین از شدت ماتم دق‌مرگ شوند و اگر نبود آن حجت غائب، تو بدان بی‌تردید که همان می‌شد».مجموعه نوشته‌های شهید آوینی درباره امام متضمن نگاهی بدیع، عجیب و در عین حال حکمی به وجودی بود که شهید «معمار خانه‌ی حقیقت وجود بشر»ش می‌نامید. «داغ بی‌تسلی»، «مبشر صبح»، «امام و حیات باطنی انسان» و «دهه‌ی شصت امام خمینی» مقالاتی هستند که در آنها مستقیماً به شخصیت حضرت امام و آثار وجود مبارک ایشان پرداخته شده است. شهید آوینی «انقلاب اسلامی ایران» را نیز ثمره تغییر انفسی‌ای می‌بیند که در مردم ایران ــ در حیثیت جمعی ــ روی داده است. او این انقلاب را نه‌فقط انقلابی در سیاست یا اقتصاد یا رفرمی در حاکمیت، بلکه نشانه‌ای از توده دیگرباره‌ انسان در مقام کلی خویش به عالم معنا و التفات دیگرباره او به آسمان می‌بیند. «گرداب شیطان»، «پروسترویکای اسلامی وجود ندارد»، «دولت پایدار حق فرا می‌رسد»، «ایمان منجی جهان فرداست» و شاید از همه مهمتر «آغازی بر یک پایان» و «تجدید و تجدد» مقالاتی هستند که در آنها، این معنای انقلابی جلوه‌گر شده است. مقالات دیگری نیز هستند که در آنها از زوایای دیگر وجود تمایز انقلاب اسلامی از دیگر انقلابهای رویداده در چند قرن اخیر بشر نام برده شده و خطرات موجود بر سر راه انقلاب جوان ایران در آنها، یکی از غلطیدن ناآگاهانه و ملازم با ساده‌انگاری در دام تکنولوژی و متعلقات آن ــ از جمله رسانه‌های گروهی امروز جهان ــ است که استحاله‌ای تدریجی و دور شدن از غایت اولیه انقلاب را با خود به‌همراه می‌آورد، به این معنا در مقالاتی چون «در برابر فرهنگ واحد جهانی»، «نظم نوین جهانی و راه فطرت», «ویدئو در برابر رستاخیز تاریخی انسان» بیش‌تر پرداخته شده است. غالب مقالات این گروه از نوشته‌های شهید، کتاب «آغازی بر یک پایان» را تشکیل می‌دهند.* * *در سال ۱۳۶۹ و همزمان با آغاز حرکتهای مردمی که در نهایت به شکل‌گیری انتفاضه اول در فلسطین اشغالی منجر شد شهید آوینی قسمتی از فعالیت‌های خود را بار دیگر به مستندسازی تلویزیون اختصاص داد. اما این بار «نهضت جهانی اسلام» و تأثیرپذیری دیگر ملل مسلمان، از جمله مردم لبنان و فلسطین و انقلاب اسلامی ایران مطمح نظر کارگردان این فیلمها بود. گفتار متن این برنامه‌ها که عبارت بودند از «انقلاب سنگ»، «نسیم حیات» و «سه نسل آواره» که این یکی در سال ۷۱ ساخته شد، همان ویژگی متون روایت فتح را داشتند، با این تفاوت که در اینجا بر وجه اطلاع‌رسانی وقایع، بیش از آنچه در برنامه‌های روایت فتح دیده می‌شود تأکید شده بود.مقارن به این کار، فعالیت‌های نوشتاری شهید نیز در زمینه‌های مختلف ادامه داشت. سخنرانی‌ها و گفت‌وگوهای مختلفی که شهید در آنها حضور داشت، نقش مکمل را در پرداختن هرچه بیشتر او به تبیین مسائل متفاوتی که با آن روبه‌رو بود ایفا می‌کرد. نوشتن مقالاتی درباره ماهیت روشنفکران و روشنفکری در ایران که موضوع بسیاری از نوشته‌های او بود و بعدها موضوع کتاب مستقلی با عنوان «حلزون‌های خانه‌به‌دوش» شد و نیز ادامه مباحثات نظری او پیرامون زمینه‌های مختلف هنری و ادبی، انقلاب اسلامی، تأملات فلسفی درباب وسایل ارتباط جمعی و غیره نوعی سلوک عقلی محسوب می‌شد که هرچه پیش می‌رفت، به وزن و اعتبار آن افزوده می‌شد، چنان که آخرین نوشته‌های شهید را چه از حیث لحن ادبی، چه از نظر نگاه تأویلی و حکمی حاکم بر آن و چه از بابت طراوت و تازگی مباحث مطرح‌شده باید کم‌نظیر دانست، مقاله «عالم هیچکاک» و «تکنیک و سینما» از میان مکتوبات سینمایی شهید و نیز «آخرین دوران رنج» و «فردایی دیگر» از این جمله‌اند.با شروع سال ۱۳۷۱ و آغاز جنگ در بالکان، شهید آوینی بار دیگر نگارش متون چند مستند تلویزیونی با عنوان «خنجر و شقایق» را به‌عهده گرفت که تأثیرات این جنگ را در نوشته‌های شهید از جمله گفتار متن برنامه «بوسنی در خون» و مقالات «صلیبی از خون سرخ» و «ارتش متحد اسلامی» نیز می‌توان جست‌وجو کرد. مجموعه گفتار متن برنامه‌های برون‌مرزی یا غیرجنگی شهید، نظیر مستندهای لبنان و فلسطین و پاکستان را باید در کتاب «نسیم حیات» جست که تا این زمان منتشر نشده است.* * *یازدهمین جشنواره فیلم فجر، پذیرای شهید آوینی به‌عنوان یکی از داوران خود بود. شهید آوینی که پیش از آن با نوشتن نقدهای گوناگون بر فیلم‌های مختلف جشنواره هفتم تا دهم، به‌عنوان منتقدی جدی در عرصه سینما مطرح بود و تجربه ساخت بیش از یکصد فیلم مستند را نیز با خود داشت، اکنون داوری فیلم‌های یازدهمین دوره فیلم فجر را نیز تجربه می‌کرد. نقد نوشته‌های او بر فیلم‌های مختلفی که در فاصله این چهار سال ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۱ بر پرده سینماها به نمایش درآمدند، بسیار راهگشا و آموزنده بود. شاید بتوان میان نوشته‌های نظری او بر مصادیقی که به‌عنوان نمونه‌های موفق «فیلم سینمایی» برمی‌شمرد نوعی اتحاد قائل شد. این نوشته‌ها، جلد دوم از کتاب «آینه‌ی جادو» را تشکیل می‌دهند. از منظر شهید آوینی، فیلم سینمایی تفاوت‌های اساسی با فیلمهای تلویزیونی دارد و چنانچه این تفاوت‌ها نادیده گرفته شوند، هنرمند در ساخت اثر خویش ناکام خواهد ماند. در این باره او حرفهای شنیدنی بسیار دارد. مجموعه گفت‌وگوها و سخنرانی‌های شهید که در حکم تکمله بحث‌های او در کتاب اول آینه جادو است، در جلد سوم آینه جادو قابل دسترسی است.* * *سال ۱۳۷۱ در مقایسه با چهار سال فعالیت فرهنگی متأخر شهید آوینی یک نقطه عطف به شمار می‌رود. او در این سال علی‌رغم مشغولیات کاری بسیار، نظیر راه‌اندازی مجدد «روایت فتح»، فعالیت در بخش جنگ و دفاع مقدس دفتر تنظیم و نشر آثار حضرت امام، راه‌اندازی و فعالیت در دفتر مطالعات دینی هنر در حوزه هنری، مسئولیت واحد تلویزیونی حوزه هنری، سردبیری مجله‌های مختلف «سوره سینما»، «سوره ادبی، هنری»، «سوره تئاتر»، «سوره ویژه مبانی نظری هنر» و... موفق شده است آثاری به‌یادماندنی در زمینه‌های مختلف فلسفی، ادبی، فرهنگی و هنری از خود به یادگار بگذارد. اغلب این نوشته‌ها در کتابی به‌نام «رستاخیز جان» که مباحث مختلفی پیرامون هنر، فرهنگ و ادبیات را شامل می‌شود آمده است. مقاله «یادداشتی ناتمام در باب هویت و حقیقت انسان» نیز در واقع نقطه عزیمت تازه‌ای در آثار نظری شهید در حوزه فرهنگ است که هم‌زمان با شروع فعالیت او در مجله «نامه فرهنگ» به رشته‌‌تحریر درآمد. این نوشته به‌همراه «انفجار اطلاعات» و «تجدید و تجدد» از آخرین نوشته‌‌های شهید آوینی هستند. او همچنین در همین سال ــ ۱۳۷۱ ــ با جمع‌آوری مقالاتی که طی سالهای قبل در سوره پیرامون شعر و ادبیات نگاشته بود و تلفیق آنها با چند مقاله دیگر با عناوین «راز سرزمین آفتاب»، «فردایی دیگر» و «آخرین دوران رنج» که مؤخره‌ای بر رساله «عبور از خط» ارنست یونگر در باب نیهیلیسم بود، کتاب «فردایی دیگر» را به دست چاپ سپرده است. گستره موضوعاتی که شهید آوینی در آنها به بحث و تحقیق پرداخته و نیز تنوع این مقالات چنان است که خود را با متفکری روبه‌رو می‌یابیم که برخوردار از زبانی فلسفی و تفکری متأثر از سلوکی عارفانه به جهان پیرامون خویش چشم دوخته و هیچ‌گونه مسامحه و توقف و سطحی‌نگری را بر خویش جایز نمی‌دانسته است و در نتیجه این مجاهده کم‌نظیر به مضامین و دقایقی وقوف یافته که بر کم‌تر کسی عیان شده است. * * *سیدمرتضی آوینی هجدهم فروردین ماه ۱۳۷۲ عازم فکه شد. چند روز پیش از آن و در سفر اولی که به فکه داشت، مقاله «انفجار اطلاعات» را در فراغتی کوتاه نوشته بود. بعد از جنگ، این سومین مجموعه جنگی بود که قرار بود بسازد. دو مجموعه دیگر، «با من سخن بگو دوکوهه» و «شهری در آسمان» بودند که اولی در عید سال ۶۹ ساخته شد و دومی در نیمه دوم سال ۷۱ و با موضوع نبرد چهل و پنج روزه خرمشهر تولید شد. تقدیر این بود که این روایت نامأنوس از فتح که به خلق حماسه‌های مردان نبردهای والفجر مقدماتی و والفجر یک اختصاص داشت همچنان ناگفته بماند.منبع :‌تسنیمانتهای پیام/ ]]> فرهنگی هنری Sun, 09 Apr 2017 10:02:13 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcf0cdmtw6dtta.igiw.html حضور اولین رسانه ایرانی در تونل‌های حفاری‌شده داعش/ بازجویی رزمنده حشد شعبی از یک «داعشی» + فیلم و تصاویر http://www.nedayeenghelab.com/vdcfmcdmjw6dtta.igiw.html به گزارش ندای انقلاب، محمد مهدی دارا، منطقه عملیاتی موصل: عملیات آزادسازی موصل وارد مراحل سرنوشت‌سازی شده است، همزمان با محاصره کامل تروریست‌های داعشی در این شهر از سوی نیروهای امنیتی و مردمی، عملیات آزادسازی شهر مهم «تلعفر» هم با مشارکت نیروهای بسیج مردمی یا همان حشد شعبی به‌صورت جدی دنبال می‌شود.تروریست‌های داعشی بارها با انجام حملات انتحاری تلاش کرده‌اند مانع پیشروی نیروهای حشد شعبی شوند، اما نیروهای مردمی با دفع این حملات، عملیات خود را از فرودگاه تلعفر که در کنترل آنهاست، دنبال می‌کنند.نیروهای داوطلب مردمی اخیراً توانستند در ادامه عملیات آزادسازی شهر تلعفر، تونلی را که تروریست‌های داعشی در یکی از کوه‌های این منطقه کنده بودند، کشف کنند که طی آن شماری از تروریست‌های داعشی به اسارت آنها درآمدند.خبرنگار تسنیم در منطقه عملیاتی تلعفر توانسته است با توجه به مسائل امنیتی و شرایط خاص عملیاتی، عملیات بازجویی از یکی از این اسیران داعشی را به تصویر بکشد.اسیر داعشی که لهجه عربی خاصی دارد،‌ در این بازجویی به حضور خود در عملیات‌های تروریستی متعدد علیه نیروهای امنیتی و مردمی عراق اعتراف می‌کند. نکته قابل توجه درباره این بازجویی، رفتار کاملاً انسانی و اخلاقی نیروی حشد شعبی است به‌خلاف توحش و بی‌رحمی تروریست‌های داعشی که با اسرای خود به وحشیانه‌ترین شکل رفتار می‌کنند. بخش‌هایی از بازجویی رزمنده حشد شعبی از اسیر داعشی را که خبرنگار تسنیم در شرایط بسیار خاص موفق شده‌ است،‌ به تصویر بکشد، در زیر ملاحظه می‌کنید:رزمنده حشد شعبی: محمد (نام تروریست اسیر داعشی)، چند بار در جنگ شرکت کردی؟اسیر داعشی: در جنگ فتحه، ام‌مغربه، یک جنگ در کوه‌های مکحول ، یکی جنگ کفور که شکست خورد.رزمنده حشد شعبی: به مراکز پلیس حمله کردید و سپس عقب‌نشینی کردید؟اسیر داعشی: من وارد آن نشدم، در این جنگ نیروی پشتیبانی بودم، من سلاح سبک داشتم.رزمنده حشد شعبی: بعد چی شد؟اسیر داعشی: چیز خاصی نیست.رزمنده حشد شعبی : تاریخ جنگ‌هایی را که شرکت کردی، می‌گویی؟اسیر داعشی: دقیقاً حضور ذهن ندارم و اسامی آنها را دقیقاً نمی‌دانم.رزمنده حشد شعبی: فرمانده گروهی که در آن بودی، چه‌کسی بود؟ اسیر داعشی : دقیقاً نمی‌دانم.رزمنده حشد شعبی:‌ ابوعجیلی یا دراجه بود؟اسیر داعشی: نمی‌دانم.منبع : تسنیمانتهای پیام/ ]]> بین الملل Sun, 09 Apr 2017 11:25:59 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcfmcdmjw6dtta.igiw.html با اصرار مدیران فرهنگی ژانر نکبت در سال ۹۶ همچنان ادامه خواهد داشت؟ http://www.nedayeenghelab.com/vdcdzj0skyt0kk6.2a2y.html به گزارش ندای انقلاب، اتفاقی که برای یکی از فیلم‌های سینمایی در نوروز افتاد، مشتی از خروار هزینه‌کردهای دولتی برای فیلم‌هایی است که علاوه بر اینکه فیلم‌های بسیار بدی هستند، مخاطب را هم نسبت به حضور در سینما ترغیب نمی‌کنند. «یک روز بخصوص» همایون اسعدیان اگرچه در نوروز با فروش بسیار کم نشان داد توانایی جذب درصد کمی از مخاطب را هم ندارد اما مدعی بود بخشی از جریان سینمایی مستقل است. فیلمی که از حمایت‌های فارابی و یکی، دو نهاد دیگر بهره می‌برد، در ایام نوروز تلاش کرد با عنوان «کمپین حمایت از سینمای مستقل» نظر مخاطبان را به خود جلب کند اما به سرعت تصاویری در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد که از حضور مدیرعامل بنیاد فارابی و قائم‌مقام وزیر بهداشت در پشت صحنه این فیلم حکایت می‌کرد. در این بین آنچه قابل تامل و با اهمیت است صرفا جعلی بودن عنوان سینمای مستقل برای یک فیلم ارگانی و سازمانی و در واقع یک فیلم دولتی نیست. آنچه مهم است محتوایی است که فیلم‌های دولتی باید داشته باشند که فروش کنند و سرمایه بیت‌المال بازگردد؛ سرمایه‌ای که برای فیلم‌های تلخ هزینه می‌شود. فیلم‌هایی که مدام از سقوط اخلاقی جامعه، فلاکت و... می‌گویند. ژانری که اخیرا به عنوان ژانر نکبت از آن یاد می‌شود. ژانری که حوصله سربر شده است و اساس تماشا و مخاطب‌پسند شدن سینمای اجتماعی را از بیخ و بن مورد هجمه قرار داده است.اگر زمانی فیلم‌های اجتماعی مجید مجیدی، رضا میرکریمی، رسول ملاقلی‌پور، حمید نعمت‌الله و برخی کارگردانان دیگر می‌توانست در فروش نیز پابه پای فیلم‌های مفرح و طنز و کمدی به فروش موفق دست پیدا کند اما استمرار و اصرار بر ساخت فیلم‌هایی که سراسر فلاکت و بدبختی را فریاد می‌زنند و هیچ نشانه و کورسوی امیدی را به مخاطب نشان نمی‌دهند، در سال‌های اخیر موجب شده سینمای اجتماعی از چشم مخاطبان سینما بیفتد. دیدن چیزهایی که مردم در روزمره زندگی‌شان با آنها مواجهند، در پرده سینما چه لطفی می‌تواند داشته باشد؟ اگر سینماگر صرفا آلارم و هشداردهنده جامعه است و برای جامعه دل می‌سوزاند، چرا به وقت فروش دست به دامن مردمی می‌شود که آنها را در یک فرود اخلاقی و اقتصادی و در یک فلاکت نشان داده است؟ آن هم زمانی که با اصرار بر افزایش قیمت بلیت به میزانی نامعقول، حداقل امکان سینما رفتن برای طبقه متوسط را هم از میان می‌برد! شاید بخشی از یک گفت‌وگوی بیژن بیرنگ که اخیرا صورت داده است، دلیل این تناقض‌ها را مشخص کند.بیرنگ در یک گفت‌وگو که بتازگی و درباره سینمای ایران صورت داده است، درباره سینمای سال ۹۵ می‌گوید: «فیلم‌ها به‌نظرم بسیار تلخ و بدبینانه هستند و این تلخی، ریشه‌ها و دلایل گوناگونی دارد. گمان می‌کنم ما سینمای حرفه‌ای نداریم. مادامی که کمپانی‌های سینمایی فعالیت نداشته باشند؛ سینمای حرفه‌ای هم نخواهد بود. سینمای ما یک سینمای مستقل غربی‌ است که برای داخل مملکت تولید می‌شود و فقط برخی افراد آن را تولید می‌کنند. یعنی سرمایه‌گذاران سینمای ایران همواره افراد خاصی هستند. کارگردان‌ها سوژه پیدا می‌کنند، بعد هم یک سرمایه‌گذار پیدا می‌شود و فیلم ساخته می‌شود. به نظرم اتفاقاتی که در سینمای ایران می‌افتد همه و همه ماحصل تصمیم یک فرد یا برخی افراد است. یعنی یک نفر تشخیص می‌دهد فیلمی بسازد و فیلم ساخته می‌شود.» این یک نفر در واقع همان یک نفری است که وقتی در گیشه با عدم اقبال مخاطب مواجه می‌شود و به یک شکست نزدیک می‌شود، دستاویز عنوان جعلی «سینمای مستقل» می‌شود تا یک نفر خودش را نجات دهد، چرا که هیچ عقبه سازمانی و فکری دولتی-که بسان کمپانی‌های خارجی که در راستای اهداف کلی نظامی که تبعه آن هستند، فعالیت می‌کنند- وجود ندارد و انگیزه‌های شخصی کارگردان تنها دلیل صرف و هزینه‌کرد سرمایه‌های دولتی است. بیرنگ در گفت‌وگوی مهم خود با طرح این سوال که مثلا چرا راجع به اسیدپاشی فیلم ساخته می‌شود و اصلا چرا این مساله مطرح می‌شود؟ از پرداختن به موضوعات خاص انتقاد می‌کند و می‌گوید: «آیا شما مساله اسیدپاشی را به‌عنوان یک واقعیت عام می‌بینید؟ خیر! چون مورد اسیدپاشی یک واقعیت عام نیست. اسیدپاشی یک حادثه تلخ و بسیار محدود است، محدودتر از اینکه بخواهیم راجع به آن فیلم بسازیم. یک نگاه مریض‌گونه وجود دارد و افراد بیماری هستند که دنبال موضوعات خاص هستند نه عام که طبعا جامعه هم به طرف این قضیه سوق داده می‌شود.» وی می‌افزاید: «ما سینمایی جهنمی داریم! سینمایی که واقع‌نگری دارد و آنقدر به کیس‌های نادر و محدود می‌پردازد که نمی‌توانند واقعیت جامعه باشند و در صورتی که باشند، باز هم به نظرم سینما جای آرامش، رویاپردازی، امید دادن و انرژی دادن به انسان‌هاست تا بتوانند سختی‌ها و ناملایمت‌ها را پشت سر بگذارند». سینمای بی‌قهرمان امروز ایران، اگرچه مورد نقد بسیاری نیز قرار گرفته است اما اذهان بیمار که مورد وثوق نهادهای صاحب سرمایه نیز هستند، از منتقدان بسیار، گزندی نمی‌بینند و به همین جهت به ساخت فیلم‌های ژانر نکبت ادامه می‌دهند. موضوعی که اخیرا توسط حمید گودرزی مطرح شد و کاربران شبکه‌های اجتماعی هم به آن واکنش مثبت نشان دادند، نیز ناظر به همین موضوع است. حمید گودرزی در برنامه «دورهمی» مهران مدیری گفت: «در دهه ۸۰ که ما در سینما بازی می‌کردیم، مردم روی پرده سینما آدم‌های خوشتیپ و با کلاس می‌دیدند که شخصیت قهرمانی داشتند و ۴ تومان پول بلیت می‌دادند، در آخر هم با حال خوب از سینما بیرون می‌آمدند. در مقابل امروزه یک سری آدم‌های کثیف و چرک که با زیرپیراهن بازی می‌کنند و فقط فریاد می‌زنند و رگ گردن‌شان را باد می‌کنند، ستاره هستند و مخاطبان ۸ تومان پول بلیت می‌دهند و زمانی که از سینما بیرون می‌آیند ناراضی هستند و زن و شوهرها به همه شک دارند. امروز سینمای بی‌قهرمان مد شده و این خیلی به نظرم برای سینما بد است. نویسندگان ما هم که فیلمنامه سریال‌های ترکیه‌ای را که همه به موضوع خیانت می‌پردازند، کپی می‌کنند و از روی آن فیلم می‌سازند؛ آثاری که نیاز جامعه ما نیست و باعث ایجاد نارضایتی در بین خانواده‌ها و جامعه می‌شود». این اظهارات که با واکنش‌های مثبت مردم و کاربران شبکه‌های اجتماعی مواجه شد، در واقع حرف دل مخاطبان سینمای ایران است. مخاطبانی که هزینه می‌کنند تا فیلمی ببینند که قهرمان دارد و به تعبیر مدیر معزول سازمان سینمایی در ژانر «سینمای امید» است. سینمایی که در دوران مدیریت ایوبی به هیچ‌وجه واجد ویژگی امید نبود اما او با استفاده مکرر از این تعبیر تلاش داشت فرافکنی کند. به هر روی سینمای امروز ایران اگر می‌خواهد روندی رو به جلو را تجربه کند در گام اول باید از هزینه‌کردهای کلان برای فیلم‌هایی که فقط «یک‌ نفر» -کارگردان- آن را دوست دارد، جلوگیری کند و با استراتژی مشخص به فکر تولید آثاری قهرمان‌محور و پرمخاطب باشد.منبع وطن امروز ]]> فرهنگی هنری Wed, 05 Apr 2017 10:20:28 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcdzj0skyt0kk6.2a2y.html اردوغان طراح توطئه جدید در سوریه/ چرا ترامپ «جنگ نمایشی» را شروع کرد/ انتخاب پایگاه الشعیرات دقیق و حساب شده بود http://www.nedayeenghelab.com/vdcbfwbfgrhbssp.uiur.html   به گزارش ندای انقلاب، هیچ منطقی نمی تواند، بپذیرد، نظام سوریه عامل حمله شیمیایی به شهر «خان شیخون» در استان ادلب باشد، به یک دلیل ساده؛ اینکه چه نیازی به این جنایت داشت، جنایتی که تنها نتیجه متصور از آن «زیر سوال بردن اعتبار نظام سوریه و تمام دستاوردهای میدانی و سیاسی ارتش سوریه و متحدین دمشق به خصوص در چند ماه گذشته باشد».تنها در یک صورت می توان پذیرفت که نظام سوریه عامل چنین جنایتی است که یکی از مهمترین شاخص های رژیم های توطئه کننده علیه دمشق و محور مقاومت یعنی «حماقت» است. چون تحقیقات در همان گام های نخست حقیقت امر و دست داشتن دمشق در این جنایت را آشکار خواهد ساخت.دلیل دیگری که اجازه نمی دهد، دست داشتن نظام سوریه در این جنایت را پذیرفت و یکی از ارکان علم «جرم شناسی» را تشکیل می دهد، عامل «انگیزه» است، هیچ عقل سیلمی نمی پذیرد، نظامی که از مردم و تمامیت ارضی و موجودیتش دفاع می کند و در موضع قدرت هم در بُعد سیاسی و هم در بُعد نظامی در برابر گروه های تروریستی تکفیری و حامیان منطقه ای و بین المللی آنها قرار دارد، علیه مردم خود مرتکب چنین جنایتی شود، جنایتی که بحران سوریه را به نقطه «صفر» خود باز می گرداند.بنابراین بدیهی است که تنها طرف های بهره برنده از این شرایط دشمنان سوریه و در راس آنها، آمریکا و اسرائیل هستند که پیش آغاز هرگونه تحقیق در این جنایت تلاش کردند، از آن در راستای اهداف و منافع خود بهره برداری کنند.دلایل عدم دست داشتن دمشق در جنایت خان شیخوندلایل و مستندات متعددی وجود دارد که ثابت می کند، نظام سوریه در جنایت خان شیخون دست نداشته است:یک: فیلم های منتشر شده از سوی رسانه های غربی و عربی مرتجع از حادثه دروغین و ساختگی بود، چون تمام این فیلم ها توسط نیروهای امداد موسوم به «کلاه سفیدها» آن هم در منطقه ای بسته و محدود گرفته شده بود، در حالی که اگر بمباران شیمیایی از سوی ارتش سوریه صورت گرفته بود، دست کم منطقه ای به وسعت دو کیلومتر را درگیر می کرد، بنابراین ارتش سوریه اهالی ادلب را با بمب های شیمیایی بمباران نکرد، بلکه ذخایر تسلیحاتی گروه های تروریستی را مورد حمله قرار داد که حاوی سلاح های شیمیایی بود.دو: بنابر تاکید مطبوعات غرب از جمله نشریه آمریکایی «فارین پالیسی»، گروه های تروریستی از جمله گروه تکفیری «جبهه النصره» در خان شیخون این سلاح های شیمیایی را از طریق گروه های تکفیری فعال در لیبی به دست آورده که آن را به ترکیه منتقل و از آنجا وارد خاک سوریه کردندسه: گزارش های مستند و متعدد سازمان ها و نهادهای بین المللی تاکید می کند، گروه های تروریستی تکفیری پیش تر و در موارد متعدد از سلاح های شیمیایی علیه نیروهای نظامی و غیر نظامیان استفاده کرده اندچهار: از سال ۲۰۱۳ سازمان «منع گسترش و انتشار سلاح های شیمیایی» تاکید کرده که نظام سوریه هیچ گونه سلاح شیمیایی در اختیار ندارد.پنج: شورای امنیت گزارش های متعددی درباره استفاده گروه های تکفیری در اختیار دارد که آمریکا مانع گشودن پرونده تحقیق درباره آنها می شود. «ولید المعلم»، وزیر خارجه سوریه پس از جنایت خان شیخون تاکید کرد، پیش تر دمشق با ارسال بیش از یک صد یادداشت مستند و موثق به شورای امنیت و سازمان منع انتشار تسلیحات شیمیایی نسبت به ورود مواد و سلاح های شیمیایی از عراق به سوریه توسط گروه های تروریستی، به ویژه در این اواخر توسط داعش و جبهه النصره از ترکیه به استان ادلب هشدار داده بود و بار دیگر هشدار داده و تاکید می کند، همچنان به ارسال گزارش ها و یادداشت های محرمانه خود به این دو نهاد بین المللی درباره ورود مواد و سلاح های شیمیایی از عراق و ترکیه به خاک سوریه توسط گروه های تروریستی ادامه می دهد.تکرار سناریو سلاح های کشتار جمعی در عراقبا توجه به دلایل مذکور بسیاری از کارشناسان و صاحبنظران، حمله آمریکا به فرودگاه نظامی «الشعیرات» به بهانه استفاده نظام سوریه از سلاح های شیمیایی را یادآور تجاوز این کشور به عراق در سال ۲۰۰۳ میلادی به بهانه «دروغین» تملک سلاح های شیمیایی و کشتار جمعی توسط رژیم سرنگون شده «بعث» عنوان کردند تا ۱۳ سال بعد کمیته حقیقت یاب «چیلکات» انگلیس تاکید کند که رژیم بعث اصلا سلاح های شیمیایی و کشتار جمعی در اختیار نداشته و این تنها بهانه ای برای اشغال عراق توسط انگلیس و آمریکا بود.توطئه جدید علیه سوریهدر این تردید نیست که ترکیه نقش اصلی را در خان شیخون داشت، چون از یک سو، بر گروه های تروریستی منطقه ادلب سیطره دارد و با آنها در ارتباط است و از سوی دیگر، این جنایت پس از سفر مقامات آمریکایی به آنکارا و بحث و گفت و گوی آنها با طرف های ترک درباره ایجاد منطقه امن در شمال سوریه، در قبال چشم پوشی دولت ترکیه از مشارکت در نبرد رقه و عدم مخالفت با حضور کُردها در این نبرد که اولین گام برای تجزیه سوریه توسط آمریکا ارزیابی شده، رخ می دهد.به ویژه آنکه «رجب طیب اردوغان»، رئیس جمهوری ترکیه، اولین شخصیت بین المللی بود که پس از جنایت خان شیخون، حمایت خود از دخالت نظامی آمریکا در سوریه اعلام کرد. این درحالی است که یک روز پیش از آن «بشار اسد»، رئیس جمهوری سوریه در سخنانی، از تشکیل دو گروه تروریستی جدید در ادلب توسط آنکارا و آماده کردن آنها برای اجرای سناریوهای خطرناک در سوریه خبر داد.لذا آنچه در خان شیخون رخ داد، چیزی جز تلاش آمریکا و هم پیمانانش برای کسب مشروعیت جهت دخالت نظامی و یا ایجاد بهانه و دستاویزی برای توجیه اقدام نظامی خود در سوریه نبود، چون وتو روسیه و چین مانع بزرگی بود که تاکنون اجازه هر نوع دخالت نظامی در سوریه را از آمریکا و غرب گرفته بود، لذا تلاش شد، با پیاده کردن سناریو خان شیخون و در پوشش مقابله با اقدامات ضد بشری و غیر اخلاقی نظام سوریه، دخالت نظامی خود در سوریه را توجیه کنند.این دقیقا همان سناریویی است که نماینده آمریکا در شورای امنیت چندی پیش به آن اشاره و تاکید کرد که روند تحولات در عرصه میدانی سوریه به گونه ای پیش می رود که واشنگتن را وادار می کند، خارج از موافقت و کسب مجوز از شورای امنیت در سوریه وارد عمل شود.چرا ترامپ در پی اقدام نظامی در سوریه استدلایل متعددی در این زمینه وجود دارد که به تفکیک و به ترتیب در ادامه به آنها اشاره می شود.یک: دلایل داخلینگاهی گذرا به شرایط و اوضاع «دونالد ترامپ» در داخل آمریکا نشان می دهد، رئیس جمهوری آمریکا با بحران های مختلفی مواجه است که عرصه را در داخل بر وی تنگ می کند، از جمله:- ناکامی های دیپلماتیک و سیاسی که نه تنها شخص ترامپ بلکه کشور آمریکا در آستانه بحران های خطرناکی قرار داده است- هجمه گسترده رسانه های رسانه های آمریکایی علیه ترامپ- افشای دست داشتن ترامپ در برخی قضایا از جمله روابط وی با روس ها و نقش مسکو در پیروزی ترامپ در انتخابات- کاهش محبوبیت و جایگاه مردمی ترامپ به پایین ترین حد که ۳۵ درصد اعلام شده است- عدم عمل به هیچ یک از وعده های انتخاباتی خود از جمله تمرکز بر داخل و حل بحران های اقتصادی آمریکاطبیعی است، برای عبور از این موانع و تحریف نگاه ها از ناکامی ها و شکست هایی که یکی پس از دیگری برای وی رقم خورده و همچنان درحال رقم خوردن است و قدرتمند جلوه دادن خود، هیچ دستاویزی بهتر از اقدام نظامی علیه سوریه نمی تواند باشد.دو: فشار رژیم های منطقه ایحمله آمریکا به فرودگاه نظامی شعیرات را نمی توان خارج از دایره اراده و خواست رژیم صهیونیستی ملاحظه کرد. «آویگدور لیبرمن»، وزیر جنگ این رژیم چند روز پیش از این تجاوز در سخنانی گفته بود که اگر پدافند هوایی سوریه همچنان هواپیماهای اسرائیل را هدف قرار دهد، آن را نابود خواهیم کرد. تجاوز آمریکا به سوریه بار دیگر نشان داد، تصمیم گیرندگان واقعی در صحنه سیاسی آمریکا نه دولت آمریکا، بلکه لابی های صهیونیستی هستند.نباید نقش عربستان سعودی و اعمال فشار این کشور به کاخ سفید جهت اقدام نظامی علیه سوریه را نادیده گرفت که از دوران ریاست جمهوری «باراک اوباما» بر واشنگتن وجود داشت، به ویژه آنکه چند روز پیش از آن شاهد سفر «محمد بن سلمان»، جانشین ولی عهد عربستان سعودی به واشنگتن و دیدار وی با ترامپ بودیم.ترامپ خواهان مابقی دارایی ها و اموال سعودی است و برای به دست آوردن آنها باید هزینه تراشی های کلانی به ظاهر در راستای اهداف سعودی کرد که یکی از آنها تجاوز نظامی ترامپ به سوریه بود.سه: در دست گرفتن افسار ناتو در سوریهاز سوی دیگر، این اقدام ترامپ را می توان، به نوعی عرض اندام آمریکایی ها در برابر ناتو و اروپایی ها ارزیابی کرد. آمریکا با اقدام نظامی در سوریه تلاش دارد، ضمن قدرتمند جلوه دادن خود، واشنگتن را شایسته ترین گزینه برای رهبری غرب در بحران سوریه جلوه دهد. چهار: شکست سیاست های آمریکاتجاوز نظامی آمریکا به سوریه دارای پیش زمینه هایی بود که مقدمه و سرآغاز آن به نشست «آستانه ۲ » باز می گردد. حضور با تاخیر ترکیه و گروه های تروریستی در نشست و عدم حضور در هیچ نشست و کنفرانس خبری و مطبوعاتی و فرار از تشریح مواضع و تبیین دیدگاه های خود و دستاوردهایشان در آستانه ۲ در واقع اعلام مرگ آتش بس و توافقات پیشین بود. پس از آن شعله ور شدن جبهه «درعا» در جنوب، سپس جبهه «جوبر» در دمشق، در ادامه جبهه «حماه» در مرکز بودیم که در تمام آنها گروه های مزدور تروریستی جز شکستی عایدی نداشتند و این آمریکا را وادار به ورود مستقیم به میدان و تغییر راهبرد «جنگ نیابتی» به «جنگ مستقیم» پیش از باختن کامل پرونده سوریه می کرد.همچنین این تجاوز تعبیری از شکست و ناکامی آمریکایی – صهیونیستی – سعودی در سوریه جهت براندازی نظام در این کشور و سرنگونی «بشار اسد» از قدرت ارزیابی کرد.پنج: روحیه بخشی به تروریست ها و تغییر معادلاتیکی دیگر از اهداف تجاوز نظامی آمریکا در سوریه را باید دادن روحیه به گروه های تروریستی و بالا بردن معنویات آنها پس از متحمل شدن ماه ها شکست های سنگین و کمرشکن در جبهه های مختلف سوریه ملاحظه کرد.همچنین این تجاوز تلاشی ناکام و شکست خورده در تغییر معادلات میدانی است که طی چند ماه اخیر کاملا به زیان دشمنان سوریه و به سود دمشق و متحدینش درحال رقم خوردن بود، به گونه ای که بسیاری از تحلیلگران با استناد به روند تحولات جاری در میدان بحران سوریه را در پایان راه آن هم به سود نظام سوریه و متحدینش می دیدند.شش: به بن بست کشاندن راه حل سیاسی در سوریههمان گونه که دمشق در بیانیه منتشر شده پس از تجاوز نظامی آمریکا بر آن تاکید داشت و متحدینش آن را تایید کردند، این اقدام نظامی آمریکا نمی تواند، بر روند جاری در بحران سوریه تاثیرگذار باشد، چون دولت، ملت و ارتش سوریه همچنان بر مبارزه با تروریسم و دشمنان سوریه تحت هر نام و عنوانی تاکید می کند و این تجاوز ذره ای در عزم و اراده آنها در این مسیر خلل وارد نمی کند و تاکید می کند، این تجاوز بار دیگر چهره واقعی آمریکا در برقراری صلح و امنیت جهانی و اعتبار و مصداقیت واشنگتن در تحلیل و تفسیر رخ دادها و دوگانگی معیاری دولتمردان آمریکایی در تعامل با موضوعات حقوق بشری و قضایای اخلاقی و ارزشی را نمایان ساخت.این تجاوز نشان داد، آمریکایی ها بر خلاف آنچه ادعا می کنند، خواهان پایان دادن به بحران سوریه و دستیابی به راه حلی سیاسی برای فرونشاندن این آتش نیستند، بلکه بار دیگر ثابت کردند، خواست آنها ادامه بحران است، چون آن را در راستای اهداف خود در سوریه و منطقه می ببینند، لذا نه تنها تمام فرصت های دستیابی به راه حل سیاسی را از بین می برند، بلکه هرچه در توان دارند، به کار می برند تا بر پیچیدگی های این میدان بیفزایند.تحلیلی بر تجاوز آمریکا؛ ترامپ چقدر جدی استسوالی که در اینجا مطرح می شود، این است که ترامپ تا چه اندازه در گزینه اقدام نظامی علیه سوریه جدیت دارد؟ تجاوز نظامی آمریکا چه حقایقی را برملا می کند؟یک: ترامپ اشتباه بوش را تکرار نمی کندتجاوز نظامی آمریکا نشان داد، ترامپ درصدد ورود گسترده و جدی به میدان سوریه همانند آنچه در «جرج بوش» در عراق دست به آن زد، نمی باشد، به ویژه آنکه کنگره و مردم آمریکا هرگونه ماجراجویی نظامی کشورشان در آن سوی مرزها را تحت هر عنوان حتی ادعای «مبارزه با تروریسم» را نمی پذیرند، افزون بر اینکه دولت سوریه هم اکنون ادای این وظیفه سنگین و خطیر را برعهده دارد.دو: بیم از گسترش سریع دامنه رویارویی هاصرف نظر از موانع داخلی، ترامپ موانع منطقه ای مهمترین افساری است که می تواند ضمن لگام زدن بر خواسته های توسعه طلبانه ترامپ، آنها را مهار کند. در این چارچوب ترامپ نمی تواند، حضور روسیه و ایران و حزب الله را در سوریه و واکنش هریک از آنها مقابل اقدام نظامی احتمالی آمریکا در این کشور را نادیده بگیرد، به ویژه آنکه اولین ضربه متوجه اسرائیل خواهد شد و این می تواند، منطقه و جهان را تا آستانه جنگی تمام عیار و سراسری پیش ببرد.سه: حمله ای نمایشی و نمادینتسلیحات نظامی مورد استفاده در این حمله و منطقه انتخاب شده به عنوان هدف نشان می دهد که هدف اصلی ترامپ قدرت نمایی نظامی است، بدون آنکه این نمایش نظامی به جنگ و رویارویی نظامی آمریکا در خاک سوریه منتهی شود.به همین دلیل تجاوز از دریا و نه پایگاه های نظامی آمریکا در خاک سوریه صورت می گیرد تا نشان دهد، ترامپ تمایلی به گسترش دامنه تجاوزاتش در سوریه و برخورد با پدافند هوایی روسیه و سوریه و افزایش احتمال سرنگونی هواپیماهایش در خاک سوریه و افزودن بر پیچیدگی های میدان سوریه را ندارد.چهار: انتخاب پایگاه الشعیرات دقیق و حساب شده بودانتخاب فرودگاه نظامی الشعیرات در استان حمص می تواند به این معنا باشد که ترامپ خواهد تشدید بحران و افزایش تنش با نظام سوریه و حکومت اسد، در دمشق نیست.در عین حال نباید این نکته را نیز نادیده گرفت که این انتخاب تصادفی نبوده، بلکه اهدافی خاص از حمله به آن دنبال می شده، از جمله اینکه پدافند هوایی ارتش سوریه از این فرودگاه جنگنده‌ های متجاوز صهیونیستی را هدف گرفته و سرنگون کرده بود.همچنین فرودگاه و پایگاه نظامی الشعیرات مهمترین و مجهزترین پایگاه نظام سوریه در مرکز این کشور است که ماموریت حملات نظامی علیه گروه های تروریستی تکفیری داعش و جبهه النصره در جبهه های عملیاتی ادلب، حماه و حمص را برعهده دارد و بالطبع حمله به آن و غیر فعال کردن این پایگاه تاثیر بسزایی بر بازیابی قدرت نظامی و توان جنگندگی داعش و جبهه النصره در این مناطق و مناطق اطراف آن خواهد گذاشت.پنج: هدف سرنگونی نظام در سوریه نبودنمی توان هدف ترامپ از این تجاوز را سرنگونی نظام در سوریه و برکناری اسد از قدرت ارزیابی کرد، چون این اهداف با حملات موشکی از دریا هر قدر هم قدرتمند باشد، محقق نخواهد شد، همچنین نمی توان آن را دادن هشدار به دمشق مبنی بر عدم به خدمت گرفتن سلاح های شیمیایی ارزیابی کرد، چون آمریکا بیش از هر طرف دیگری در عرصه بین المللی می داند، دمشق نیازمند توسل به چنین حملاتی نیست.لذا پیش بینی می شود که ترامپ به این ترتیب درصدد رساندن این پیام به دمشق بوده که از پرواز در مناطق تحت تصرف آمریکایی ها و گروه های تروریستی و چه بسا در آینده در مناطق امنی که درصدد ایجاد آنها در سوریه است، خودداری کند.چون نشانه های بسیاری وجود دارد که تاکید می کند، هدف ترامپ از تشدید اوضاع در سوریه به ویژه طی تجاوز اخیر ایجاد مناطق امن در سوریه است که در سفر اخیر ترامپ به منطقه مهمترین موضوع مورد بحث وی با سران عرب و نحوه ایجاد این مناطق بدون تداخل با اهداف نظامی روسیه در زمینه مبارزه با تروریسم و مخالف دخالت نظامی آمریکا و غرب در سوریه با هدف براندازی نظام یا تشکیل مناطق امن در این کشور آن بدون گرفتن مجوز از شورای امنیت و موافقت از سوی دمشق است.منبع :‌ مشرق ]]> بین الملل Sun, 09 Apr 2017 10:53:01 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcbfwbfgrhbssp.uiur.html برانکو: الریان ضعیف‌تر از تیم ملی قطر نیست/ دوسال پیش ضعیف بودیم ولی این بار نه/ حق اشتباه نداریم http://www.nedayeenghelab.com/vdcgx79w3ak9nn4.rpra.html به گزارش ندای انقلاب، برانکو ایوانکوویچ در نشست خبری پیش از بازی پرسپولیس - الریان قطر، اظهار داشت: اطمینان دارم همه با شوق فراوان منتظر بازی هستید. در سال جدید این اولین بازی ما در تهران است و انتظار داریم ورزشگاه پر شود.وی افزود: با توجه به اینکه ما امسال نتایج خوبی کسب کرده‌ایم انتظار من این است که فردا هواداران زیادی به ورزشگاه آزادی بیایند.سرمربی پرسپولیس با تاکید بر اینکه تیمش در سخت‌ترین گروه ممکن قرار گرفته است، یادآور شد: گروهی که در آن قرار داریم به عقیده من نیمه‌نهایی تیم‌های قهرمان آسیا است. ما قهرمان ایران، الهلال قهرمان عربستان، الریان قهرمان قطر و الوحده نیز یکی از بهترین تیم‌های امارات به حساب می‌آید. از این رو بازی فردای ما بسیار مهم است و کاملا واقف هستیم که با چه حریف سر سختی مقابله خواهیم کرد. ما گزینه‌ای دیگری به غیر از برد نداریم که به آن فکر کنیم. با توجه به آگاهی که از حریف داریم آنها نیز قطعا برای کسب برد و امتیاز به تهران خواهند آمد، چرا که الریان نیز به دنبال صعود از گروه است.برانکو اضافه کرد: با توجه به حساسیت بالای بازی از هواداران تیمم انتظار دارم فردا به کمک ما بیایند. مهمترین مسئله، آمادگی بازیکنان ما برای این بازی است. تنها فرشاد احمدزاده را به دلیل مصدومیت در اختیار نداریم. خودتان می‌دانید شرایط بازی‌های ما در لیگ به چه شکل است و هر ۴ روز یک بار به میدان می‌رویم. با وجود همه این عوامل انتظار دارم بازیکنان بدون توجه به مشکلات با تمام انرژی و پتانسیل خود در میدان حاضر شوند و بازی خوبی را ارائه دهند.وی در مورد اینکه پیش از این هواداران پرسپولیس در ورزشگاه آزادی با پرتاب ترقه مشکلاتی را به وجود آورده‌اند و نگران این نیستید که فردا این قضیه تکرار شود تا مشکلاتی در بازی‌های بعدی پرسپولیس به وجود بیاید، گفت: من کلا ۷ سال در ایران بودم و در این مدت بازی‌های زیادی را در حضور یکصد هزار تماشاگر در ورزشگاه آزادی تماشا کردم. در طی این ۷ سال فقط در دو بازی دیدم که هواداران ترقه پرتاب کردند. یک بار در بازی تیم ملی با کره‌شمالی بود و بار دیگر در بازی فصل گذشته پرسپولیس و تراکتورسازی، بعد از آن دیگر هیچ مشکل خاصی در ورزشگاه آزادی مشاهده نشد. هواداران ما عاشق فوتبال، تیم و باشگاه هستند و این اطمینان را می‌دهم فردا رفتار آنها کاملا جوانمردانه باشد و یک بازی جوانمردانه و سطح بالا را شاهد باشیم.سرمربی پرسپولیس با اشاره به اینکه فردا برای انتقام مقابل الریان حاضر می‌شوند، تصریح کرد: قبل از هر چیز ما به دنبال این هستیم که بهترین هدیه که همان بازی زیبا همراه با برد است را به هواداران بدهیم. ما در هر بازی به دنبال ارائه بازی زیبا هستیم و دیدید در بازی رفت نیز نمایش خوبی از خود ارائه دادیم اما نتیجه را واگذار کردیم و این را به حساب جذابیت فوتبال و برد و باخت‌های در آن می‌گذاریم.وی ادامه داد: الریان ضعیف‌تر از تیم ملی قطر نیست و آنها تعداد زیادی بازیکنان با کیفیت و مربی بزرگ در اختیار دارد و همین مسئله نشان می‌دهد که چه کار سختی در پیش داریم. بلازیکنان ما با انگیزه و شوق زیاد آماده بازی هستند و به تنها چیزی که فکر می‌کنند برد است.برانکو در خصوص شناختش از تیم الریان گفت: همانطور که گفتم گروه ما نیمه‌نهایی تیم‌های قهرمان آسیا است. الریان فوتبال را شبیه الهلال بازی می‌کند و این تیم اصرار زیادی به حفط توپ و پاسکاری دارد. سه بازیکن با کیفیت به نام تاباتا، سوریانو و گارسیا دارد. البته باید به این نکته اشاره کنیم که همه تیم‌های حاضر در لیگ قهرمانان کیفیت بالایی دارند. الهلال ۶۰ عنوان قهرمانی در کارنامه خود دارد و معمولا در تمامی ادوار لیگ قهرمانان در مرحله نیمه‌نهایی حاضر است. الریان نیز در لیگ ستارگان قطر قهرمان شده است و الوحده نیز تیم خیلی خوب امارات است. رقابت بین تیم‌های گروه ما بسیار تنگاتنگ است اما ما به این مسئله افتخار می‌کنیم که تمامی بازیکنان ما بومی هستند.وی در ادامه در خصوص شناختش از میشل لادروپ، سرمربی الریان و رویارویی دوباره با این مربی در دو سال گذشته که با شکست‌های او همراه بود، تصریح کرد: لادروپ مربی خیلی قابل احترامی است. او در دوران بازیگری جز بهترین بازیکنان دنیا بود و در کار مربیگری هم به خوبی شروع کرد. حضور در فوتبال اسپانیا و کشورهای دیگر نشان داد توانایی بالایی دارد. در خصوص فلسفه کاری و مربیگری لادروپ و اینکه تیمش چگونه بازی می‌کند قبلا صحبت کردم اما مهمترین مسئله این است مهمترین کار را بازیکنان در زمین انجام می‌دهند.سرمربی پرسپولیس تصریح کرد: دو سال پیش شرایط کاملا متفاوت بود و در حال حاضر فقط دو بازیکن از آن تیم را حفظ کردیم.برانکو همچنین در مورد اینکه ۶ بازیکن تیمش تک اخطاره هستند، اضافه کرد: ما بازی به بازی پیش می‌رویم و به چیزی غیر از این فکر نمی‌کنیم . به خوبی می‌دانیم فردا مهمترین بازی فصل بعد از بازی با تراکتورسازی تبریز خواهد بود و از این رو نباید به فکر صرفه‌جویی و حساب و کتاب باشیم و باید تمام توانمان را برای پیروزی به کار بگیریم.وی در پاسخ به سوال یکی از خبرنگاران در مورد این موضوع که آیا تیمش می‌تواند کیفیت و برتری خود را در مسابقات داخلی را در مسابقات آسیایی هم به نمایش بگذارد، اظهار داشت: مسلما لیگ قهرمانان آسیا با کیفیت‌تر از مسابقات داخلی است. همینطور بهتر از لیگ عربستان، امارات و قطر است. کل بازیکنان ما بر این موضوع واقف هستند . مخصوصا اینکه گروه ما خیلی سخت‌تر از گروه‌های دیگر است و در واقع گروه‌های دیگر خیلی ضعیف‌تر از گروه B هستند.سرمربی پرسپولیس در خصوص نقش هواداران در بازی فردا و همچنین چرا پرسپولیس عمان را برای میزبانی از الهلال مشخص کرد، گفت: طبیعی است که هواداران به عنوان یار دوازدهم ما حضورشان در این بازی موثر است و از این رو انتظارم این است آنها با همه وجودشان ما را مورد لطف و حمایت خوب قرار دهند اما اینکه چرا عمان را انتخاب کردیم از عهده من خارج بود ولی به این فکر کنید ما فردا با ارائه یک بازی خوب از دیدن و نتیجه آن لذت ببرید.برانکو در مقابل سوال خبرنگار دیگری مبنی بر اینکه آیا فکر می‌کند تیمش بتواند در بازی‌های لیگ دروازه خود را بسته نگه دارد، افزود: بله ما می‌توانیم به مانند بازی‌های لیگ همان تیم منسجم باشیم البته که فردا با حریف به مراتب قوی‌تری نسبت به تیم‌های داخلی دیدار داریم. لازم می‌دانم تاکید کنم ۶ گلی که ما در بازی‌های لیگ قهرمانان دریافت کردیم روی بدشانسی بود چرا که واقعا شانس کمی به حریفانمان دادیم. قبلا هم گفته‌ام ما در این سطح از بازی‌ها حق اشتباه نداریم و کوچکترین اشتباه تبعات بدی برای ما خواهد داشت.سرمربی پرسپولیس در واکنش به سوال خبرنگار ورزشی خبرگزاری تسنیم درخصوص اینکه آیا در بازی فردا فقط روی حمایت تماشاگران حساب کرده است و اینطور می‌اندیشد که به مانند دو سال پیش بازی‌های خانگی خود را با پیروزی پشت سر بگذارد، گفت: من بر این نکته تاکید می‌کنم که سرنوشت اصلی بازی را بازیکنان در زمین تعیین می‌کنند . بازیکنان ما این فصل نشان دادند که چه توانایی بالایی دارند، اگرچه نقش هواداران و مربیان نیز در بازی تاثیر دارد اما بخش اصلی کار را بازیکنان در زمین انجام می‌دهند. تیم ما دو سال پیش به مراتب ضعیف‌تر بود اما الان شرایطی به مراتب بهتر دارد و اهداف بزرگی نیز پیش‌روی خود قرار داده است و به این خاطر تمام دانش و توان خود را برای پیروزی در این بازی به کار خواهیم گرفت.منبع : تسنیمانتهای پیام/ ]]> ورزشی Sun, 09 Apr 2017 10:14:27 GMT http://www.nedayeenghelab.com/vdcgx79w3ak9nn4.rpra.html