مؤسس جهاد: تأسیس جهادسازندگی «عمرانی» نبود، «امنیتی» بود
 
 
تاریخ انتشار : دوشنبه ۲۶ شهريور ۱۳۹۷ ساعت ۱۲:۴۰
کد مطلب: ۳۶۰۱۸۲
 
Share/Save/Bookmark
 
دیروز هم درباره‌ این نابغه نوشتم؛ از مدلهای افسانه‌ای‌اش، مثل جهاد؛ تا اینکه مدل دارد برای تأمین آب و غذای ۵۰۰ میلیون نفر با امکانات فعلی کشور. حالا می‌گوید سازواره‌ جهاد برای «امنیت» طراحی شده، نه «خدمت‌رسانی». روایت جذاب او از این موضوع را ببینید.
به گزارش ندای انقلاب، این روزها همزمان با دهه‌ی اول محرم، هفته‌ی دفاع مقدس هم هست؛ اما جذبه‌ی حسین بن علی چنان است که مناسبت دوم را به حاشیه برده است. برای پاسداشت هفته‌ی دفاع،‌ در قالب پرونده‌ی جهادسازندگی، در گفتگو با مؤسس این ساختار حیرت‌آور، به نقش جهاد در دفاع مقدس پرداخته‌ایم.

این بحث را دیروز آغاز کردیم؛ دیروز از نبوغ محمدتقی امانپور نوشتم و از اینکه متخصص «طراحی مدل‌های توسعه‌ی پایدار» است؛ و از مدلهای افسانه‌ای که طراحی کرده؛ و از اینکه یکی از این مدلها، جهادسازندگی بوده است؛ و نوشتم که مدلهای مردمی‌سازی حاکمیت در جهادسازندگی آن‌قدر برای پیشتازهای دنیا جذاب بوده که از «هاروارد» دو نوبت به او مراجعه کرده‌اند برای درآوردن لایه‌های زیرین این سازه‌ی بدیع، کارآمد و مستحکم.

از خط اعتباری ۵۰۰ میلیارد دلاری که برای بخش نفت ایران تأمین کرده نوشتم؛ و اینکه همین حالا هم می‌گوید مدلی دارد برای تأمین آب و غذای ۵۰۰ میلیون نفر، با همین امکانات فعلی کشور.

حالا قرائت متفاوتی دارد از آغاز جهاد سازندگی؛ می‌گوید جهاد اصلاً برای کار عمرانی طراحی نشد، بلکه «نیازهای امنیتیِ» آن روزهای انقلاب موجب شده سازواره‌ی امنیتی‌ای طراحی کنند که بر پایه‌ی متود «خدمت‌رسانی»، امنیت را بومی‌سازی کند.

هیچ‌کس تا به‌حال این روایت را از تشکیل ساختار جهاد ارائه نکرده است. اولین بخش از روایت خواندنی او در این زمینه را بخوانید.

* * * * * * *

با سلام و تشکر از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید؛ اگر مقدمه‌ای برای آغاز بحث مورد نیاز است، در خدمت شما هستیم.

امانپور: بنده هم خدمت شما و مخاطبانتان عرض سلام و احترام دارم، و از دغدغه‌مندی شما در موضوع مدل‌سازی جهادسازندگی تشکر می‌کنم.

بسیاری از ابعاد حماسه‌آفرینی رزمندگان در دفاع ۸ ساله ناشناخته و مکتوم مانده و شایسته‌ی بررسی و واکاوی است. گذشت زمان نه‌تنها این حماسه‌ها را کهنه نمی‌کند، بلکه گذشت زمان و تحول در حوزه‌ی سبک زندگی در جامعه، و ایجاد نیازمندیهای روزافزون فرهنگی و اجتماعی – به‌ویژه برای جوانان و نسلهای پس از جنگ - تدوین نوآورانه‌ی این حماسه‌ها را ضروری‌تر و ارزشمندتر می‌کند. برای بررسی این حماسه‌ها خوب است کمی به عقب‌تر برگردیم.

پیروزی انقلاب اسلامی خاری در چشم مستکبران و زورگویان دنیا بود؛ لذا از همان ابتدا مجموعه‌ی متنوعی از اقدامات – از ایجاد مشکلات و ناکارآمدی در فعالیتها و ایجاد جو بی‌اعتباری و بی‌اعتمادی نسبت به حاکمیت، تا ترور شخصیت‌های مؤثر، و تا کودتا و فراهم کردن زمینه‌ی حمله‌ی مستقیم آمریکا - برای براندازی جمهوری اسلامی تدارک دیده شد، اما هیچکدام به نتیجه‌ی مورد رضایت آنان – یعنی براندازی جمهوری اسلامی – منجر نشد؛ لذا گزینه‌ی نهایی «تحمیل جنگ» بود. به این ترتیب یک کشور، به نیابت از آنان به ایران حمله کرد تا پس از اشغال سرزمینی، حاکمیت مطلوب خود را روی کار آورد. برای تحقق این امر، بهترین گزینه‌ دولتِ به‌ظاهر انقلابیِ عراق بود.

 دولت صدام یک دولت انقلابی یه شمار می‌رفت؟

امانپور: بله؛ ظهور شخصیتهایی مثل صدام یا قذافی در جهان اسلام پدیده‌ای بسیار قابل مطالعه است. بدون تردید اینها دست‌نشاندگان واقعی استکبار بودند. اینها در جهان اسلام رویکرد ظاهراً انقلابی و ضداسرائیلی داشتند؛ و خود را همگام با نیروهای انقلابی نشان می‌دادند؛ اما در عمل اهداف استکبار را عملی کردند.

 ممکن است روشن‌تر بفرمایید؟

امانپور: آیا صدام یا قذافی با تمام انقلابی بودن‌شان «به قدر یک فشنگ» به سمت اسرائیل تیراندازی کردند؟ یا ببینید صدام با قبول حمله به ایران و با هدف اشغال کل سرزمین - یا حداقل خوزستان - در نظر داشت ضربه‌ی نهایی را به انقلاب اسلامی وارد کند؛ اینجا یک معجزه، مردم را نجات داد، که غرب را هم در تحیّر فرو برد و محاسباتش را به‌هم ریخت: حضور مسیحایی امام و همچنین جوانان پاک‌بازی که برای دفاع از این مرز و بوم، عازم جبهه‌ها شدند و توطئه‌های آنان را نقش بر آب کردند.

این اتفاقاً نکته‌ی بسیار جالبی است؛ ببینید، بازخوانی نقش اشخاص و نهادهایی که در لبیک به فرمان امام در جبهه‌ها حضور موفق و مؤثری داشتند، این امکان را فراهم می‌کند که مدلهای کارآمد مشارکت مردمی و بسیج مردم و امکانات آنان، و شگردها و تجربه‌های موفق آنها بازخوانی و مستند شده و مثلاً برای حل یکی از چالشهای مهم فعلی انقلاب – یعنی مشارکت «جمهور» در جبهه‌ی اقتصاد - قابل استفاده باشد.

 آیا جهاد سازندگی در بسیج مردم برای حل مسائل دفاع هم نقش داشته است؟


امانپور: البته؛ نقش جهاد در جنگ بسیار ویژه و تعیین‌کننده است. برای ارزیابی نقش جهادگران در دفاع مقدس دو سند معتبر و بسیار شفاف بیاورم؛ یکی دیدگاه امام خمینی است که فرمودند «نقش جهاد در جنگ کمتر از نیروهای نظامی نبوده و نیست». این خیلی مهم است: نقش جهاد از نیروهای جان بر کفی که با آن شجاعت و ایثار این کشور را حفظ کردند کمتر نیست. آنها که دیده‌اند می‌دانند چرا؛ جوانمردانی که برای احداث سنگر و پل، پیش روی نیروهای خط‌شکن عمل می‌کردند و هیچ حفاظی وجود نداشت، شایسته‌ی چنین تعابیری هستند؛ دیدگاه رهبر فرزانه‌ی انقلاب هم سند دیگر بنده است؛ ایشان فرمودند: «اگرجهاد نبود پیروزی‌ها به این سرعت به‌دست نمی‌آمد». این دو بزرگوار هرگز سخنی خلاف واقعیت ابراز‌ نکرده‌اند؛ البته گاهی دیده‌ایم که این‌گونه مقایسه‌ها، افراد سطحی‌نگر را تحریک نموده و به واکنش واداشته است.

من معتقدم نقش جهاد سازندگی در جنگ باید به‌عنوان سلسله مطالعات ویژه واکاوی و بازخوانی شود و این تجربیات موفق – نه تنها برای تقویت بنیه‌ی دفاعی که - برای تقویت همه‌جانبه‌ی بنیه‌ی اجرایی کشور به‌کار گرفته شود.

 ممکن است کمی از مسئولیتها و حضور خودتان در جهاد بفرمایید.

امانپور: خب؛ من به‌عنوان قطره‌ای از این اقیانوس، از آغاز تا پایان جهاد توفیق حضور داشته‌ام؛ از جمله‌ی نمایندگی نخست‌وزیری در ارتش (در زمان مرحوم مهندس بازرگان) که امکان ارتباط با بدنه‌ی نظامی را فراهم کرد، نمایندگی جهادسازندگی در اتاق جنگ، تأسیس و فرمانده‌ی ستاد مرکزی و دیگر ستادهای پشتیبانی و مهندسی جنگ جهادسازندگی و بالاخره تأسیس و مدیریت مرکز تحقیقات مهندسی جنگ جهادسازندگی، برخی از عرصه‌هایی بوده‌اند که به لطف خدا بنده توفیق خدمت داشته‌ام.

شما در ادوار مختلف، سخنگوی جهاد هم بوده‌اید؛ و در عرصه‌ی گزارش‌دهی، تحلیل و مدل‌سازی در این حوزه هم به‌نسبت از نوعی مرجعیت برخوردارید. درست است؟


امانپور: با عنایت خدا همواره این توفیق هم فراهم بوده که به‌عنوان سخنگو برای جهاد به ارائه‌ی نظر و تحلیل پرداخته‌ام؛ در مدل‌سازی هم با همکاری و همت دوستان، کارهای مهمی انجام شده که حاصلش ارائه‌ی دستاوردهای قابل استفاده و کاربردی است که برای آیندگان مفید خواهد بود؛ البته هنوز در این مسیر بسیار مشتاقم که هم‌رزمان جهادی و نظامی به نقد این گزارشها و تحلیل‌ها بپردازند، تا بهره‌گیری از آن در تدوین مدل مدیریت جهادی مؤثرتر و کارآمدتر شود.

تأسیس جهادسازندگی گامی مهم در پایداری امنیتی نظام اسلامی

شنیده‌ایم که شما برای آغاز کار جهادسازندگی، قرائت متفاوتی از سایر عزیزان جهادی ارائه می‌دهید؛ به این ترتیب که سایرین نیاز کشور – و خصوصاً روستاها و مناطق محروم –را عامل اصلی شکل‌گیری جهاد می‌دانند، اما شما «مؤلفه‌های امنیتی» را در شکل‌گیری این نهاد معظم مؤثرتر می‌دانید. ممکن است در این زمینه توضیح بفرمایید؟

امانپور: بله، همینطور است. این مسئله که در تأسیس جهادسازندگی، «نگاه سیاسی امنیتی در تقویت نظام اسلامی» نقش مهمی داشته تاکنون مورد توجه و بحث نبوده، و به این عنصر تأثیرگذار از مدیریت جهادی کم‌توجهی شده است. البته از آنجا که تأسیس جهادسازندگی با رویکرد محرومیت‌زدایی در روستاها و انجام خدمات سازندگی و عمرانی شکل گرفت، شاید الآن دشوار باشد که نقش سیاسی امنیتی آن را توضیح بدهیم؛ اما واقعیت همین است؛ به این ترتیب که مقدمه‌ی تأسیس جهادسازندگی، ملاقات هسته‌ی مرکزی نهضت دانشجویی با امام خمینی و دستور قاطع ایشان برای همکاری و تقویت دولت موقت در شرایط بحرانی بود. در آن شرایط فعالیت گروهکهای ضد انقلاب در اقصی‌نقاط کشور، مانند کردستان، ترکمن‌صحرا، سیستان و بلوچستان، خوزستان و دیگر مناطق به بحران سیاسی امنیتی برای نظام منجر شده بود؛ به همین دلیل و به تأسی از فرمایش حضرت امام، دانشگاهیان و گروههای دانشجویی برای مقابله با این شرایط سازماندهی و به مناطق محروم اعزام شدند؛ مدیریت این سازماندهی بر عهده‌ی «نماینده‌ی نخست‌وزیری در ارتش جمهوری اسلامی» - که حقیر بودم - گذاشته شد.

از این حضور دانشجویان و دانشگاهیان در اقصی‌نقاط کشور – که با درگیری شدید سیاسی و امنیتی با ضد انقلاب همراه شد - نهایتاً در یک تحلیل و جمع‌بندی با تکیه به اخبار این گروههای اعزامی، به این رسیدیم که برای مقابله با این شرایط، و تثبیت انقلاب، و جلوگیری از سوء‌استفاده ضدانقلاب، طرحی به‌نام «جهاد برای سازندگی روستا» تهیه شود. با تأسیس جهادسازندگی این اثرگذاری سیاسی امنیتی مؤثرتر و قوی‌تر شد و متعاقباً واکنش گروهک‌ها هم به فعالیت جهادگران خشن‌تر گردید؛ این شرایط به اسارت و شهادت جمعی از جهادگران – به‌ویژه در کردستان و سیستان و بلوچستان – منجر شد.

بعدها «قاسملو» - از رهبران کرد ضد انقلاب - گفته بود جهادسازندگی برای ما از نیروهای نظامی خطرناک­تر است؛ زیرا آنها بر قلب مردم حکومت می‌کنند و این، سربازگیری ما را محدود و فعالیت ما را کم‌اثر می‌کند. این اذعان، به‌درستی عمق تأثیرگذاری جهادگران را در مبارزه با ضد انقلاب و محدود نمودن دامنه‌ی فعالیت آنان روشن می‌کند و نقش مؤثر جهادگران در تثبیت انقلاب اسلامی را به‌شایستگی به تصویر می‌کشد.

جهادگران یکسال قبل از تجاوز عراقی‌ها آماده دفاع شدند


 به سالهای دفاع بپردازیم؛ آغاز کار شما در دفاع مقدس به چه زمانی بازمی‌گردد؟

امانپور: اینجانب پس از همراهی با دیگر مؤسسان در تأسیس جهادسازندگی در مرکز، برای راه‌اندازی جهادسازندگی خوزستان عازم این منطقه شدم؛ سرزمینی که قرار بود میزبان دو سه هفته‌ای من باشد، سرزمین ماندگاریِ عاشقانه‌ی سالهای طولانی دفاع مقدسم شد. حضور فعال ضد انقلاب، حضور یک تیمسار – که ردای استانداری خوزستان به تن داشت و با نیروهای سپاه و جهاد به‌شدت زاویه داشت - و همچنین مشکلات ناشی از سیل سال ۵۸ در آن منطقه، مرا در خوزستان ماندگار کرد. بلافاصله با تشکیل جهادسازندگی و با توجه به ارتباطم با بدنه‌ی نظامی، در لشکر ۹۲ زرهی خوزستان، اقدام به تأسیس «جهاد ارتش» کردم.

این قبل از جنگ بود؟

امانپور: بله؛ تابستان ۵۸، بیش از یکسال قبل از جنگ تحمیلی بود. با دریافت گزارش و تحلیل از دوستان سپاهی و ارتشی - از جمله شهید محمد جهان‌آرا و شهید سید حسین علم‌الهدی و سردار سرافراز اسلامبرادر عزیزم، دریادار شمخانی – همه‌ی ما به تحلیل مشترکی مبنی بر قریب‌الوقوع بودن تجاوز صدام به مرزهایمان رسیده بودیم. جهادسازندگی در همان تابستان ۱۳۵۸ ایده‌ی مشخصی در این رابطه مطرح کرد و برای اجرا اعلام آمادگی نمود؛ و مراتب از طریق شهید دکتر مصطفی چمران - که آن زمان مشاور نخست‌وزیر در امور انقلاب اسلامی و از دوستان نزدیک اینجانب بود - به نخست‌وزیر ارائه گردید.

ممکن است در مورد این طرح توضیح بیشتری بفرمایید.

امانپور: این طرح شامل ایجاد استحکامات لازم توسط جهادگران در مرزها برای دشوار کردن تجاوز احتمالی دشمن، و فعال نمودن دیگر امکانات از جمله امکانات مهندسی ارتش بود. اعلام آمادگی در شرایطی بود که همه­‌ی دست‌اندرکاران درگیر چالشهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی بودند و تلاش وسیع جهادگرانه برای سازندگی و ساماندهی اوضاع در شهر و روستا بودند و اشتغالات مشابه دیگر مسئولان مجالی برای اینگونه تحلیلها و طرحها باقی نمی‌گذاشت. با لحاظ این نکته‌ی مهم، پیشتازی و آمادگی جهادگران برای حضور در دفاع مقدس به‌شایستگی مشخص می‌شود.

این طرح نتیجه‌ای هم داشت؟


امانپور: چنانچه دولت موقت با این طرح موافقت می‌کرد، ضمن فعال شدن نیروهای انقلابی جهاد و سپاه و نیروهای نظامی در مرزها، اطلاعات واقعی‌تری از تجاوزات قریب‌الوقوع آینده به‌دست می‌آمد؛ همچنین این امر هشداری بود که ساختارهای زنگ‌زده و از‌هم‌گسیخته‌ی ارتش بازسازی و روزآمد شود؛ ضمن اینکه شاید با تحرکات ما آرایش دشمن هم تغییر می‌کرد؛ بالاخره وقتی یک زنگ خطر به صدا درآید، اتفاقات مهمی رقم می‌خورد.

اما نهایتاً شرایط آن زمان به‌گونه‌ای بود که پیشنهاد جهادگران خیلی مورد توجه قرار نگرفت و ساختارهای دفاعی لازم برای جنگ سال بعد و تجاوز صدامیان فراهم نشد؛ اما در عین حال این پیشتازی و آمادگی، موجب شد با شروع جنگ جهادگران ساماندهی و حضور فعال و یکپارچه‌ای داشته باشند.

اولین و تنها نماینده‌ی غیرنظامی اتاق جنگ

اگر موافق باشید به روزهای اول جنگ بپردازیم؛ ۳۱ شهریور ۱۳۵۹، که بعثیها تجاوز را آغاز کردند شما کجا بودید؟

امانپور: این روز، به تعبیری یک روز به یاد ماندنی است و هرگز از خاطر ما محو نمی‌شود. صدام تجاوز را آغاز کرد؛ امام خمینی ضمن محکوم کردن این تجاوز، فرمان دفاع و فراخوان عمومی برای حضور در جبهه‌ها صادر فرمود؛ بنده هم به‌عنوان عضو شورای مرکزی جهادسازندگی خوزستان، بلافاصله به اتاق جنگ اهواز فراخوانده شدم. قبل از حضور در اتاق جنگ، به‌سرعت تا پاسگاه سابله در تنگه‌ی چزابه رفتم و با کسب اطلاع از صحنه‌ی نبرد، در اتاق جنگ حضور یافتم. این جلسه با حضور نمایندگان سپاه و ارتش و استاندار - جناب آقای مهندس غرضی – و بنده برگزار شد. همین ترکیب انقلابی زمستان ۱۳۵۸ هم در اتاق جنگ لشگر ۹۲ زرهی اهواز برای فرماندهی امداد به سیل، تجربه شده بود. به همین دلیل سریعاً در اولین روز تجاوز و حمله‌ی اشغالگران شکل گرفت و عملیاتی شد و مؤثرترین عنصر مدیریت راهبردی دفاع در برابر متجاوزان در آن روزهای سخت و دشوار بود. از همین سنگر به‌طور مرتب اوضاع جبهه­‌ها به دفتر مرکزی و شورای مرکزی جهاد‌سازندگی گزارش می‌شد و ضرورت فراخوان مردم و جهادگران و پشتیبانی از رزمندگان گوشزد شده و امور جهادگرانِ اعزامی به جبهه مدیریت و سازماندهی می­‌شد.

اولین نیروی غیرنظامی سازمان‌یافته در جبهه­‌ها


اینکه می‌گفتند در جنگ و جبهه‌ها همه‌ی رزمندگان باصطلاح دنبال «آقای جهاد» بودند، درست است؟

امانپور: حضور نماینده‌ی جهادسازندگی در اتاق جنگ موجب می‌شد اطلاعات لازم از اوضاع جبهه‌ها و نیازها به ما برسد. در مرحله‌ی بعد با هماهنگی شورای مرکزی جهاد‌سازندگی کشور، طی تلکسی به جهادهای سراسر کشور، یک فراخوان عمومی برای اعزام یگانها و اکیپ‌های مهندسی و پشتیبانی ارسال شد؛ تقریباً همه‌ی جهادهای استانی تا پایان مهر ماه ۱۳۵۹ - یعنی یک ماه - در جبهه‌ها حضور داشتند و طی حدود سه ماه نسبت به تعیین محل استقرار و آغاز فعالیتها آماده شدند. حضور جهادگران، که همراه خود خدمات فنی و مهندسی و امکانات پشتیبانی به همراه آورده بودند، همچون فرشتگان نجات همه‌جا با استقبال فراوان سپاهیان و ارتشیان و بسیجیان روبه‌رو گردید.

 گارد بنی‌صدر با شما چگونه بود؟

امانپور: بنی‌صدر، با اختیارات فرماندهی کل قوا، مخالف نیروهای انقلابی بود و همواره از منتقدان ویژه‌ی حضور جهادگران در جبهه به شمار می‌رفت؛ در بسیاری از موارد اختلاف با ما به درگیری لفظی نیز منجر شد.

 نقش جهاد در سازماندهی پشتیبانی جنگ نقشی فراموش نشدنی است.

امانپور: باید گفت جهادگران کلید فتح و پیروزی شدند. حضور جهاد منجر به طراحی ساختار و فرایندهای سازمان‌یافته شامل ستاد مرکزی مهندسی و پشتیبانی جنگ جهادسازندگی و قرارگاههای چهارگانه‌ی حمزه، نجف، کربلا و نوح و دهها تیپ و گردان مهندسی رزمی و مراکز مطالعاتی و تحقیقات مهندسی رزمی گردید، که در نوع خود بی‌نظیر بودند.

خدمات و حماسه‌آفرینی جهادگران متکی به این ساختارها و فرایندها محقق گردید؛ طرحها، ایده‌ها، پیشنهادها و نوآوریهای جهادگران در سالهای دفاع، که محصول این ساختار و فرایندهای کارآمد بود، بسیار مؤثر، نوآورانه و پیشتاز بود؛ باید گفت ضمن کاربست آنها و ایجاد کارآمدی در تأمین خدمات مورد نیاز رزمندگان و فراهم شدن پیروزی در عملیاتها و در زمان دفاع، هنوز موارد اجرا نشده‌ی آنها آنقدر نوآورانه و پیشتاز هست که هم‌اکنون نیز می‌تواند با جدیت و موفقیت برای تقویت بنیه‌ی اجرایی و دفاعی کشور پیاده‌سازی شود.

جهادسازندگی هم‌رزم استراتژیک سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

 ارتباط جهاد با سپاه چگونه بود؟ آیا در سطح همکاریهای عملیاتی پایدار ماند؟

امانپور: تعامل ما با سپاه به‌سرعت به سطح راهبردی ارتقا پیدا کرد؛ آذرماه ۱۳۵۹ همزمان با حضور سردار محسن رضایی در اهواز - که آن زمان معاون وقت عملیات سپاه - بودند و بررسی ابعاد تجاوز نظامی عراق و ضرورت برنامه‌ریزی همه‌جانبه برای شکست و بیرون انداختن متجاوزان، «توافق‌نامه استراتژیک همکاری سپاه و جهاد» منعقد شد. مهمترین نکات این توافق‌نامه شامل این موارد بود:

محوریت نیروی چریکی و نظامی دراز مدت برای بیرون انداختن متجاوزان با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی خواهد بود.
انجام عملیات مهندسی برای زمین‌گیر کردن و سپس غافل‌گیری و بیرون انداختن متجاوزان به عهده‌ی جهادسازندگی گذاشته شد.
کار فرهنگی و تبلیغاتی در جبهه‌ها همراه با ایجاد ساختارهای مورد نیاز، مشترک اجرا شود.
در حوزه‌ی بسیج نیروهای مردمی رزمنده و خدمات و سازماندهی و پشتیبانی از آنها هریک درحوزه‌ی فعالیت خود اقدام نمایند.
و بندی در خصوص همکاری جهادسازندگی جهت راه‌اندازی امداد درمان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی.

در این رابطه آقای جعفر خلقانی – که بعدها به سِمت معاون آموزش و تحقیقات جهادکشاورزی دولت نهم منصوب شد- برای ایجاد نهاد مشترک فرهنگی-تبلیغاتی و همچنین شهید دکتر محمد رهنمون جهت راه‌اندازی سازمان امداد و درمان سپاه از جهادسازندگی خوزستان به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مأمور شدند و خدمات ارزشمند و ماندگاری را پایه‌ریزی کردند. دکتر رهنمون در همین سنگر به شهادت رسید.

جهاد ارائه‌کننده‌ی خدمات متنوع مورد نیاز رزمندگان

 نتیجه‌ی این توافقنامه و تقسیم وظایف و سازماندهی چه شد؟

امانپور: جهادگران به‌سرعت و ظرف کمتر از سه ماه یگانهای مهندسی و پشتیبانی خود را از سراسر کشور بسیج کردند و در کلیه‌‌ی محورها از حاج عمران در شمال‌غرب تا آبادان در جنوب‌غرب و همچنین در سواحل خلیج‌فارس مستقر نمودند. بنیصدر - فرمانده کل قوای وقت - همانگونه که ذکر شد با حضور سراسری و همه‌جانبه‌ی جهادگران به‌عنوان عنصر حاضر در مراکز فرماندهی و تصمیم‌گیری موافق نبود. این امر حتی در مواردی منجر به درگیری لفظی ما با بنی‌صدر در اتاق جنگ هم شد. اما این حضور به‌سرعت در میان رزمندگان پذیرش خود را پیدا کرد. همانطوری که فرمودید همه‌جا در خطوط مقدم و عرصه‌های نبرد و پشت جبهه رزمندگان دنبال «آقای جهاد» بودند؛ عنوانی که در جبهه برای فراخوان جهادگران متداول شده بود.

دفاع ما در برابر عراق، یک رویارویی نابرابر بود. یک طرف یک ارتش آماده و سازمان‌یافته و مجهز به همه‌ی تجهیزات روزآمد و طرف دیگر نیروهایی که با کمترین امکانات در حال شکل‌گیری، سازماندهی و تجهیز و اعزام به جبهه‌ها آن هم در شرایط تحریم و فقدان امکانات قرار داشتند. لذا زمانی‌که جهادگران خدمات بی‌دریغ و آماده و سازمان‌یافته‌ی خود را ارائه نمودند، همچون فرشتگان امدادگر خداوند ظاهر شدند و جای خود را در قلب و روح رزمندگان بازکردند. خدمات جهادگران بسیار متنوع بود ولی به نظرم مهمترین آنها عبارت بود ازاین موارد بود:

احداث انواع خاکریز، سنگر و جاده برای رزمندگان در جبهه و پشت جبهه در کلیه‌ی مناطق عملیاتی.
احداث انواع پلهای دائم و موقت در مسیر عبور رزمندگان و تجهیزات و ادوات آنها.
تأمین تدارکات و جمع‌آوری و ارسال کمکهای اهدایی مردم در یک شبکه‌ی وسیع مردمی از روستا تا خط مقدم در کلیه‌ی مناطق عملیاتی.
خدمات امدادی و درمانی و احداث اورژانسهای صحرایی در خطوط مقدم و خطوط پشتیبانی.
تجهیز و اعزام خودروهای امدادی برای تعمیر و نگهداری، ماشین‌آلات و ادوات در مناطق عملیاتی.
آبرسانی، و همچنین تهیه و ساخت انواع تانکرهای آبرسانی کششی و خودکشی و ثابت در مناطق عملیاتی.
ایجاد تأسیسات تخصصی نظامی همچون پد هلی‌کوپتر، سایتهای موشکی، تعمیر و آماده‌سازی باند‌های پرواز و فرود هواپیماهای نظامی و تأسیسات مشابه.

این خدمات متنوع در سراسر جبهه، به‌صورت نیازهای روزانه مورد تقاضای فرماندهان بود. همچنین این‌گونه خدمات به‌صورت برنامه‌ریزی شده جهت هر عملیات و برای تحقق خواسته و هدف مشخص در غافلگیری و شکست دشمن نیز مورد تقاضای رزمندگان بود. لذا جهادگران عنصر همیشه حاضر جبهه‌ها بودند قبل و بعد و حین عملیات همیشه برای آنها مأموریت وجود داشت و استراحت و مرخصی برای آنها معنی و مفهومی نداشت.

جهادسازندگی حامی مردم در مناطق جنگی

جهاد در مناطق جنگی هم به مردم شهرها و روستاها خدمات ارائه می‌کرد؟

امانپور: در هجوم عراق در همه‌ی مرزها شهرهای بسیاری هدف گلوله‌باران و بمباران قرار گرفتند؛ خب، مردم در برابر این تهاجمها بی‌دفاع بودند. مردم پابه‌پای رزمندگان در شهرهای بزرگ در برابر متجاوزان عراقی مقابله و ایستادگی کردند. لذا برای تقویت روحیه‌ی مردم در شهرها – مثلاً اهواز، دزفول، آبادان و برخی دیگر از شهرها - احداث انواع سنگرهای خانگی و جمعی و دیگر تأسیسات، ضروری به نظر رسید؛ همچنین ایجاد اردوگاههای اسکان مهاجران شهرهای خط مقدم در دیگر شهرها، از دیگر خدمات مورد نیاز مردم بود؛ این نیازها به‌شایستگی توسط جهادگران انجام شد. ارائه‌ی مستمر و مؤثر اینگونه خدمات به مردم مقاوم شهرهای مناطق عملیاتی که با بمباران تبلیغاتی دشمن هر لحظه انتظار سقوط شهرها را داشتند بسیار مؤثر و دلگرم کننده و موجب استمرار مقاومت مردم تا پیروزی رزمندگان بود.

همچنین در کمک به دیگر دستگاهها برای تعمیر شبکه‌های آب، برق و گاز ناشی از بمبارانها همه‌جا جهادگران حاضر و یاری‌کننده بودند؛ در عین حال مهمترین فعالیت، انجام عملیات مهندسی برای زمین‌گیر کردن دشمن بود؛ از جمله تدابیر جهادگران در این راستا، احداث خندق در اطراف شهرها و همچنین انجام طرحهای مهندسی انتقال آب به زیر پای دشمن و زمین‌گیر نمودن متجاوزان بود.

همچنین در مناطق عملیاتی نیز آنچه پس از مدتی برای مردم برجا مانده بود ویرانی و آوارگی مهاجرت و بی‌سامانی و درد و رنج و آلام پیدا و نهان و بی‌پایان بود؛ از سوی دیگر شهرها و روستاهای مناطق عملیاتی هم ناامن و ناپایدار بود و حضور و زندگی در بعضی از مناطق آن به‌ویژه مزارع و باغها ممکن بود با مخاطراتی همراه باشد؛ اما جهادگران با بازسازی مزارع و باغها و تأمین نهاده‌ها و ادوات، روستاییان را در شهرها و روستاهای مناطق عملیاتی یاری کردند. این رویکرد از سویی نوعی پوشش برای تردد رزمندگان در فرایند آماده‌سازی آنها برای عملیاتهای آینده نیز به شمار می‌رفت.

منبع : تسنیم

انتهای پیام/