ترویج اخلاق منهای دین در سریال ماه رمضان
 
 
تاریخ انتشار : شنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۱ ساعت ۰۹:۱۵
کد مطلب: ۵۵۲۶۲
 
Share/Save/Bookmark
 
سندرم آناتولی در تولیدات رسانه ملی یک اتفاق جدی است که مدیران این رسانه باید فکری برای آن بکنند اگر نه؛ تولیدات فرهنگی نظام جمهوری اسلامی نسلی متفاوت با نسل صدر انقلاب به عصرهای آینده تحویل خواهد داد که اخلاق سکولار مدنی غرب را ملموس تر و آشنا تر از معارف اهل بیت(ع)خواهند دانست.

به گزارش ندای انقلاب به نقل از مشرق، رسانه در یک جامعه آئینه ی تمام نمای آمال آرزوهای مردم آن جامعه است. این آمال و آرزو ها می توانند آن چیزهایی باشند که در جامعه در جریان هستند یا آن چیزی باشد که برخی می کوشند تا جامعه را به سمت آن ببرند.

به طور مثال وقتی رسانه های عمومی یک جامعه زندگی خصوصی یک خواننده یا سوپر استار را تبلیغ می کنند و از این سخن می گویند که فلان خواننده زن اعضای بدنش را تا این میزان بیمه کرده است و یا مالکیت یک جزیره شخصی را در فهرست دارایی هایش دارد و البته این مطلب بخشی از مطالب پرخواننده رسانه های آن جامعه می شود؛ اینجاست که به راحتی می شود درک کرد که اگر یک خبرنگار در خیابان های شهرهای آن جامعه پرسه بزند و این سوال را مدام بپرسد که آیا می دانید با چه کشوری در جنگ هستید یا چه کشوری را به جنگ تهدید می کنید تنها پاسخ هایی پرت و پلا دریافت کند. آرمان ها و افق های آن جامعه همگی مشخص و معین هستند. شاید از همین دیدگاه بود که امام خمینی رحمه الله علیه تا به این میزان درباره دانشگاه عمومی بودن صدا و سیما تاکید داشتند. چون قرار بود که آرمان ها و افق های جامعه ایران پس از انقلاب چیزی بیش از رسیدن به وصال فلان دختر یا دزدیدن بچه یا موضوعاتی از این دست باشد.

پرسشی درباره سریال های مناسبتی

"سریال مناسبتی"؛ پیش از هرچیزی باید بپرسیم این واژه از کجا به ادبیات رسانه ملی راه پیدا کرده است؟ اگر آنچه که "خسرو ملکان" کارگردان سینما و تلویزیون به روزنامه جام جم گفته است را قبول کنیم این دسته از مجموعه های تلویزیونی از حدود بیش از دو دهه پیش به سیمای جمهوری اسلامی راه پیدا کرده است.

ملکان در گفت و گو با روزنامه صدا و سیما می گوید که اولین مجموعه مناسبتی سیما را او ساخته است؛ این مجموعه ها ابتدا در دو مناسب خاص سال یعنی "ماه مبارک رمضان" و "محرم" و بعد ها در سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران نیز پایشان به صدا و سیما باز شد. با این همه دقیقا مشخص نیست که هدف اولیه از پخش چنین مجموعه هایی چه بوده است.

ملکان می گوید:" عيد و ماه رمضان با هم مصادف شده بود. قرار بود برنامه خاصي كار نشود، اما در دي ماه گفتند براي عيد برنامه‌اي بسازيم. آن موقع هنوز رسم نبود براي ماه رمضان سريال بسازند. با مدير شبكه يك به اين توافق رسيديم كه به من اعتماد كند و اجازه دهد در فرصت كمي كه باقي است كارم را انجام دهم. «مهمان» اولين سريال مناسبتي تلويزيون و اولين تجربه كار ويدئويي‌ام بود. به بازيگراني مثل آقاي مشايخي، زنده‌ياد سليماني و خانم خيرآبادي زنگ زدم و گفتم مي‌خواهم سريالي بسازم كه هيچ چيز از آن نمي‌دانم..."

همان طور که کارگردان سریال چمدان که امسال از شبکه دو سیما پخش شد و اشاره می کند در سال هایی نه چندان دور اساسا در مناسبت هایی مانند محرم و ماه مبارک رمضان از صدا و سیما برنامه های از جنس سریال، در کنداکتور پخش جایگاهی نداشت. استدلال نیز بر این اساس بود که در این دوره های زمانی مردم نباید سرگرم شده و از موارد مهم تری که این چنین روزهایی به آن اختصاص دارند- از جمله عزاداری گرفته تا بازسازی معنوی- باز بمانند؛ این استدلال درست یا غلط دهه شصت را به صورت کامل پوشش داده بود به رویه صدا و سیما تبدیل شده بود اما در فرآیندی ناگهانی نوع جدیدی از سریال ها و برنامه های ویژه ی نمایشی پایشان به سیما در این ایام باز شد و همان طور که از اشارات خسرو ملکان نیز مشخص است این ظهور و بروز بر اساس تصمیمی نه چندان از پیش تعیین شده و شاید تنها بر اساس یک ایده بوده است.



تا چندین سال سریال های مناسبتی در سیمای جمهوری اسلامی سمبل آن دسته از برنامه هایی بودند که با تعجیل فراوان و برای پر کردن کنداکتور پخش در ایام خاص ساخته می شوند و معمولا تنها چند ماه قبل از آن مناسبت خاص تولیدشان کلید می خورد. جالب اینکه حتی این ویژگی این روز ها به عنوان خاصه ای جدا ناشدنی برای چنین برنامه هایی قلمداد می شود تا جایی که یکی از رسانه ها در گزارشی که از پشت صحنه ی سریال خداحافظ بچه به نگارش در آورده است به تولید همزمان با پخش این سریال اشاره کرده است. به عبارت بهتر تعجیل در تولد سریال های مناسبتی همچنان با این دست برنامه ها باقی مانده و همراه است. ساده تر بگوییم؛ در کار تعجیلی نباید منتظر یک برنامه ریزی منظم و همزمان بود.

از روح بازی تا معمای زن دوم

برنامه ریزی تعجیلی و چاله پر کن که متاسفانه نه در رسانه ملی به تنهایی، بلکه در بسیاری از بخش ها و بروکراسی ایرانی ریشه دوانده است؛ اولین چیزی که قربانی می شود کیفیت و هدف گذاری است. درباره کیفیت تا به حال بسیار سخن گفته شده است و پس از این هم در این باره و درباره مقوله کیفیت در سریال های مناسبتی ماه مبارک رمضان امسال سخن خواهیم گفت اما در باره هدف گذاری باید بگوییم که چرخ اصلی تولیدات رسانه ملی می لنگد.

برنامه سازان رسانه ی ملی باید به این سوال ساده اما مهم پاسخ بگویند که لااقل در سال جاری در تولید آثار مناسبتی چه چیزی را هدف گذاری کرده بودند و بر اساس کدام استراتژی کلان برنامه های موجود را به روی آنتن فرستاده اند. این که در سال گذشته هجمه بزرگ رسانه ای به بحث روح بازی در سریال های رسانه ملی داغ شد، تنها از آن جهت نبود که مفاهیم فرازمینی دینی در حال لوث شدن و البته لوس شدن بود. طرف دیگر ماجرا به این بر می گشت که بر اساس چه برنامه ای به صورت ناگهانی همه سریال های یک سال به ماجراهای فرازمینی و "روحی" وصل می شوند و هر شبکه تلویزیون را که تماشا می کردید یا شیطان تمثل پیدا کرده بود یا یک روح در حال بازیگوشی با رفیقه اش از خانه ای به خانه ی دیگر می رفت.

این رخداد نشانه ی یک معضل بزرگ در رسانه ملی بود و آن هم چیزی نبود جز عدم برنامه ریزی و از آن مهم تر مقوله ای به نام نظارت کیفی بر تولیدات و در یک کلام مدیریت هدف گذاری شده رسانه به بزرگی جام جم.

امسال نیز کم بیش این شباهت را می شد رهگیری کرد؛ اگر چه به دلیل کم رنگ شدن کلی سریال های مناسبتی امسال این شباهت ها و مدگرایی هم کم رنگ تر شده بود اما اینکه لا اقل دو سریال از سه سریال اصلی مناسبتی به صورت جدی به مقوله همسر دوم پرداخته اند باز هم به نوعی پریشانی و تعجیل برنامه ریزی-اگر برنامه ریزی با تعریفی که می گوییم وجود داشته باشد- را به رخ می کشید.

استراتژی رسانه ای ایرانی یا "سندرم آناتولی" در جام جم

بیایید یک آزمایش ساده را ترتیب دهیم؛ مدیران ارشد رسانه ملی را در یک سالن جمع کنید و از آن ها بخواهیم تا درباره تفاوت دیدگاه های فرهنگی و رسانه ای ایران و کشور ترکیه سخنرانی کنند. تقریبا می شود از همین الان پیش بینی کرد که عده قابل توجهی از آنان می توانند دقایقی را در دفاع از نگرش اجتماعی و سیاسی فرهنگ برآمده از انقلاب اسلامی و تفاوت های آن با نگرش فرهنگی سکولار کشور ترکیه- خصوصا اسلامگراهای این کشور- به دین و جدا ساختن ساحت اعتقادات شخصی از زندگی اجتماعی و سیاسی داد سخن دهند؛ حالا بعد از این کنفرانس، برگه ای سپید مقابل این مدیران ارشد و برنامه ریزان بگذارید و از آنها بخواهید تا ایده هایشان را درباره برنامه سازی دینی برای شما لیست کنند؛ نتیجه حیرت آور است، بسیاری از این ایده ها بر نوع برنامه های رسانه های کشور ترکیه با عنوان برنامه های مذهبی عرضه می کند منطبق است و باقی برنامه هایی هم که ظاهرا نمونه ی ترکیه ای ندارند روح مشترک و نوع نگاهی کاملا متناسب با چنین برنامه هایی در خود جای داده اند.

متاسفانه ماجرای بیماری دین شخصی و خانوادگی در برنامه سازی ایران که ما آن را "سندرم آناتولی " گذاشته ایم اتفاقی جدی است که با وجود هشدار های فراوان منتقدان فرهنگی انقلاب اسلامی در دهه ی هفتاد و هشتاد جدی گرفته نشده و امروزه به بیماری همه گیر در برنامه هایی تلویزیون تبدیل شده است و تقریبا این آلودگی را می شود در تمام برنامه ها خصوصا نمایشی و بویژه آن دسته که ادعای دینی نیز دارند مشاهده کرد.

از توسل پیرزن صد ساله تا اخلاق جدید لیلا و رعنا

آن دسته از برنامه های نمایش مانند "شاید برای شما هم اتفاق بیافتد" که تکلیف شان مشخص است؛ این دسته کپی های کاملی از برنامه هایی مانند "کلید اسرار" است که ملغمه ای از یک دین شخصی را به نمایش می گذارد دینی که برای آن وجود ساختارهای اجتماعی اهمیتی ندارد و همه چیز را به افراد محدود می کند. آدم های دینداری که در فضایی کاملا خنثی زندگی می کنند تفاوتی نمی کند که محیط زندگی شان ایران، افغانستان، ترکیه، آمریکا یا هر جای دیگری باشد و با این وصف اساسا برای دیندار بودن وجود یا عدم وجود یک نظام سیاسی مسلمان یا غیر مسلمان اهمیتی پیدا نکرده و الخ.


اما دسته دیگر از تولیدات کپی ها فرمی صرف نیستند با این حال از همان الگو پیروی می کنند؛ به طور مثال "خداحافظ بچه"؛ از داستانی پیروی می کند که به صورتی دقیق هر گونه حضور نظام و ساختارهای اجتماعی مربوط به انقلاب اسلامی و مواردی اینگونه از آن پالایش شده است.



انگار که در یک داستان خانوادگی که در حال روایت است نظام اجتماعی و سیاسی و اعتقادی انقلاب هیچ گونه ظهور و بروزی نداشته و ندارد. آنقدر این پالایش و سانسور دراماتیک دقیق و ظریف و در عین حال نکته سنج است که بعید به نظر می رسد که هوشمند نبوده باشد. برای راستی آزمایی این نظریه کافی است که یک بار دیگر داستان این ماجرا را از ابتدا تا به انتها مرور کنیم؛ این قصه می تواند در ایالت اوهایو آمریکا یا در شهر نیس فرانسه و یا هر جای دیگری از کره خاکی اتفاق افتاده و تنها نام بازیگران عوض شود. البته نویسنده و کارگردان پایش را از این هم فراتر می گذارد و مفاهیم دینی را نیز دسته بندی کرده و بر اساس جامعه شناسی خود آنها را به کهنه و عتیقه و زیرخاکی و نگاه نو تقسیم بندی می کند و البته کسی در جام جم حواسش به این دسته بندی ها نیست.

مفهوم گناه و رستگاری در ادبیات دینی شیعی آن به پیرزنی نسبت داده می شود که متعلق نه یک نسل یا دو نسل که به چهار نسل پیش تعلق دارد، پیرزنی که در خواب معاذ الله حضرت صدیقه طاهره –سلام الله علیها- را ملاقات کرده و با تعریف خوابش پیامی اخلاقی به جمع می دهد اما نماد سازی ها دقیق است. نام حضرت زهرا (س) تنها از زبان او جاری می شود که حالا به بیش از صد سال سن دارد اما دیگر و نسل های جدید به نوعی مدرن از نظام اخلاقی اعتقاد دارند؛ نوعی مدرن که در آن اهل بیت (س) و خدا و بهشت و دوزخ پالایش شده است و تنها حسن و قبح ذاتی – البته از نوع موهوم عقل زده اش- برای آنها مفهوم پیدا کرده است.

"راز پنهان" سریال شبکه یک صدا و سیما نیز از این ویژگی بی بهره نیست. گناهانی که شبیه بطری می شوند و از درخت گناه آویزان می شوند از همان دست نگاه های شبه عرفانی جدید نشات گرفته اند که از میانه شان "هامون" بیرون می آید؛ دیدگاه هایی که غرب بحران زده آنها را جایگزین شریعت کرد این روزها می کوشد خود را در ایران به جای تفکر شیعی قالب کند و به نوعی یک دیدگاه اخلاق اجتماعی سکولار را به جای دستگاه فکری شیعی و مبتنی بر تاریخ هزار و چهارصد ساله مجاهدت شیعه جایگزین کند.



در اخلاق جدید حسن و قبح های موهوم برای کارها تراشیده می شود و به راحتی می توان میان زندگی واقعی و اخلاق آن با دیدگاه های ماورایی خط های پر رنگی کشید. شخصیت های خوب هیچ کدام به واسطه عملکرد مرتبط بر اعتقاداتشان نیستند که قابل ستایش شده اند بلکه بر اساس یک اخلاق عملی که ریشه در هیچ اعتقاد درست و درمانی ندارد و مخصوصا دینی و شیعی نیست آدم های خوب قصه هستند. حتی پدر و مادر "فرامرز" در سریال " راز پنهان" از کوچکترین نشانه های اخلاق دینی تهی و پالایش شده اند و دیگر نیازی به اشاره به شخصیت "ماهرخ" همسر فرامرز نیست.

سندرم آناتولی در تولیدات فرهنگی خصوصا تولیدات رسانه ی ملی یک اتفاق جدی است و به نظر می رسد که مدیران این رسانه و همه مدیران فرهنگی کشور باید فکری برای آن بکنند اگر نه؛ تولیدات فرهنگی نظام جمهوری اسلامی نسلی متفاوت با نسل صدر انقلاب به عصرهای آینده تحویل خواهد داد که اخلاق سکولار مدنی غرب را ملموس تر و آشنا تر از معارف اهل بیت علیهم السلام خواهند دانست.